کتاب قصه شیرین نماز: سحر و مادربزرگ
نقاش : مشیری – مهنوش
نویسنده کتاب : ناصر نادری
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۷۹/۰۱/۱۶
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : خشتی
رده دیویی : ۲۹۷.۶۸
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۴۴
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ کتاب : ۲
تیراژ کتاب : ۱۰۱۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۰۷-۰۳۱-X
کتاب قدم بخیر مادربزرگ من بود
محل انتشار : تهران
نویسنده کتاب : یوسف علیخانی
رده دیویی : ۸fa۳.۶۲
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۲/۱۱/۱۱
نوع جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۱۰۴
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PIR۸۱۵۱/ل۹۶۴۲ق۴
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۶۹-۱۰۱-۲
مجموعه حاضر حاوی ۱۲ داستان کوتاه است که جملگی در فضای وهم زده روستایی به نام ‘ملیک’ می گذرد. برای مثال داستان ‘آن که دست تکان می داد زن نبود’ این گونه آغاز می شود: ‘مرد بازنشسته شده بود. زن پیر نشسته بود. مرد می خواست برگردد به ملیک, زن می گفت من پیر نشده ام اما دیگر نمی توانم برگردم, مرد می گفت که من دیگر کاری ندارم در شهر. زن می گفت پس برو بیرون تا جوان بمانی مرد اما می خواست برگردد, ملیک. زن که نمی خواست برگردد. خواب نداشت وقتی همه خوابیدند خواب دید که برگشته اند ملیک…’.
کتاب افسانه مادربزرگ
نویسنده : مجتبی آموزگار
محل انتشار : تهران
ویراستار : دادگر – محمدرضا
رده دیویی : ۳۹۸.۲
تاریخ انتشار : ۱۳۸۲/۱۰/۲۲
جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رحلی
تعداد صفحه : ۲۰
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ کتاب : ۵۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۶۳۶۴-۵۱-۹
این داستان مصور و رنگی که برای گروه سنی ‘ب’ و ‘ج’ نگاشته شده, درباره مادر بزرگی است که هر روز حیاط خانه بزرگ خود را جارو می کند و اعضای خانواده را که شامل عمه ها, خاله ها و دایی و خانواده های آنهاست برای خوردن عصرانه فرا می خواند. همه مادربزرگ را دوست دارند تا این که یک روز که مردم برای خرید عید در تکاپو هستند مادربزرگ بی اعتنا به دیگران با زورقی که از پدربزرگ بر جای مانده روانه سفری دور و دراز در دریای بیکران می شود و…..





