معرفی کتاب سنایی غزنوی

سنایی غزنوی
نویسنده کتاب : شهلا شریفی
انتشارات کتاب : تیرگان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 128
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1385 – نوبت چاپ کتاب : 3
خلاصه ای از کتاب
ایران اسلامی از یک فرهنگ ارزشمند و اصیلی برخوردار است و چهره های درخشان علمی، فرهنگی و ادبی کشور ما از دیرباز زبانزد کشورهای دیگر نیز بوده است.در کتاب های درسی، برخی از بزرگان علمی ، فرهنگی و ادبی به طور مختصر برای نسل نو معرفی شده اند، اما نیاز است مشاهیر ایرانی برای نوجوانان و جوانان بهتر شناسانده شود.
آنچه ما از زندگی سنایی می دانیم شرح هایی است که در اغلب تذکره ها (همانند تذکره ی دولتشاه، نفحات الانس ، مجمع الفصحا و … ) با اندکی تغییر، تقریبا یکسان نوشته شده است.
کتاب سنایی غزنوی
معرفی کتاب ستایش عشق ؛ شرح تطبیقی عاشقانه های سنایی غزنوی

ستایش عشق ؛ شرح تطبیقی عاشقانه های سنایی غزنوی
نویسنده کتاب : محمد بقائی ماکان
انتشارات کتاب : نامک
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 571
قطع کتاب : وزیری سلفون – سال چاپ کتاب : 1385 – نوبت چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
در این کتاب، علاوه بر شرح ابیات و توضیح لغات و اصطلاحات دشوار دیوان و مجموعه اشعار سنایی، بسیاری از غزلهای او مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته و سابقه شعر سنایی و پیشکسوتی او در سرودن غزل و اشعار عاشقانه و میزان تاثیرگذاری وی بر شاعران بعدی، در بعد ساختاری و مضمونی، روشن شده است. این اثر، شناختنامه افکار، اشعار و مبانی فکری و اعتقادی سنایی است و نویسنده سعی میکند تاثیر بیانی و محتوایی سنایی را بر شاعران فارسیزبان از سده ششم هجری تا شاعران معاصر با آوردن شواهد و اقتباس ها و تاثیرپذیری های مختلف، نشان دهد.
برای مطالعه بیشتر در احوال و آثار سنایی، نمایه آیات، نمایه برخی از صناعات و نکات ادبی، نمایه لغات و اصطلاحات شرح شده و نمایه نامها و موضوعات. گفتنی است؛در این کتاب بیش از سیصد غزل از سنایی گردآوری شده است.
کتاب ستایش عشق ؛ شرح تطبیقی عاشقانه های سنایی غزنوی
آب آتش فروز
نویسنده کتاب : سنایی غزنوی – رضا اشرف زاده
انتشارات : جامی
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 208
قطع کتاب : وزیری – سال انتشار کتاب : 1376 – دوره چاپ کتاب : 3
خلاصه ای از کتاب
گزیده حدیقه الحقیقه
دلبر جانربای عشق آمد
سر یرو سرنمای عشق آمد
عشق با سر بریده گوید راز
زانکه داند که سر بود غماز
خیز و بنمای عشق را قامت
که مؤذّن بگفت قدقامت
عشق گویندهٔ نهان سخنست
عشق پوشیدهٔ برهنه تنست
عشق هیچ آفریده را نبود
عاشقی جز رسیده را نبود
آب آتش فروز عشق آمد
آتش آب سوز عشق آمد
عشق بیچار میخ تن باشد
مرغ دانا قفسشکن باشد
جان که دور از یگانگی باشد
دان که چون مرغ خانگی باشد
کش سوی علو خود سفر نبود
پر بود لیک اوج پر نبود
همتش آن بود که دانه خورد
قوّتش آنکه گرد خانه پرد
بندهٔ عشق باش تا برهی
از بلاها و زشتی و تبهی
بندهٔ عشق جان حُر باشد
مرد کشتی چه مرد دُر باشد
سرکشی ز آرزو دان پر
قعر دریاست جای طالب دُر
طالب دُرّ و انگهی کشتی
دُر نیابی نیت بدین زشتی
طمع از درِّ آبدار ببر
خرزی را چه ره بود زی دُر
عزم خشکی بر اسب و بر خر کن
چون به دریا رسی قدم سر کن
مرد دُر جوی را به دریا بار
جان و سر دان همیشه پای افزار
سفر آب را به سر شو پیش
اندر آموز هم ز سایهٔ خویش
دُر چنین جوی ورنه پیش دکان
تو و خرمهرهای و تایی نان
تا از این سایه در هراسی تو
دُر ز خرمهره کی شناسی تو
نیست در عشق حظّ خود موجود
عاشقان را چکار با مقصود
عشق و مقصود کافری باشد
عاشق از کام خود بری باشد و…
آب آتش افروز ؛ گزیده حدیقه الحقیقه
نویسنده کتاب : سنایی غزنوی
انتشارات : جامی
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 208
قطع کتاب : وزیری – سال انتشار کتاب : 1394 – دوره چاپ کتاب : 13
خلاصه ای از کتاب
عوفی در لباب الالباب :
«سنایی که در دیده حکمت روشنایی بود و در حدقه بینایی (سنایی)، چون قلب او همه انس بود به قلب انس منسوب شد، از قعر بحر خاطر خود گنج ها نهاد و به دست بیان برجهانیان گوهر پاشید، محققان را از نصاب تحقیق خود نصیبی داد و مذکران را از لطایف الفاظ خود حظی بخشید و راویان را از خزانه لطف خود مستظهر گردانید و حکما را از بیان خود در خوی خجلت غرق کرد…»





