PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جزئیاتی از زندگی خصوصی حمید لولایی + عکس در کنار همسر و دخترش



sedigh89
11-10-2012, 06:13 PM
[Only registered and activated users can see links]

حمید لولایی بازیگر طنزی که با مجوعه «زیر آسمان شهر» و ایفای نقش کاراکتر ...



حمید لولایی بازیگر طنزی که با مجوعه «زیر آسمان شهر» و ایفای نقش کاراکتر «خشایار مستوفی» شهرت فراوانی به دست آورد. بخشهایی از گفته های لولایی را در ادامه می خوانید:

آغاز با «سربداران»
در ۲۵ سالگی از سربازی که برگشتم به کلاسهای بازیگری رفتم. در هنرهای زیبا اساتیدی بودند که به تئاتر معرفی ام کردند. در آن حین با افرادی آشنا شدم که متوجه استعدادم در این زمینه شدند و دعوت به همکاری در دو سکانس از «سربداران» شدم. این روند ادامه داشت تا زمانی که فهمیدم عده ای قصد دارند کار طنز انجام دهند و آنجا بود که با مهران مدیری و گروه «ساعت خوش» آشنا شدم.

بهترین مشوقم مادرم بود
بهترین مشوقم در بازیگری خانواده ام و به خصوص مادرم بود. شاید از نظر مالی کمک چندانی نمی توانست بکند اما مشوق خوبی بود…من از کودکی همسایه ها را جمع می کردم و برای آنها تئاتر اجرا می کردم. در گروه تئاتر مدرسه هم عضو بودم و برای رسیدن به تئاتر سنگلج از مدرسه تا آنجا را پیاده طی می کردم.

مدتی مدیر سینما بودم
بعد از «سربداران» حدودا هفت سالی از کار بازیگری کناره گرفتم و مدیریت یک سینما را برعهده گرفتم. در آنجا چند باری کسانی که قبلا با آنها کار کرده بودم مرا دیدند و دعوت آنها باعث شد دوباره از ابتدای دهه هفتاد به بازیگری روی آورم.

نه..غلام!!!
من با تکیه کلامهایی که از قبل تعیین می شوند مخالفم مثلا تکیه کلام «خشایار مستوفی» به هنگام فیلمبرداری ایجاد شد. در بخشی از داستان باید حرفی می زدم و برای تایید گرفتن می گفتم:«نه..غلام» به لحاظ شیرینی این واژه و رواجش بین مردم از آن استفاده کردم. خشایار مستوفی خیلی به دل مردم نشست و همواره من را به آن می شناسند. خشایار ناخودآگاه بر شخصیتم خیلی اثر گذاشت.


[Only registered and activated users can see links]


دو دختر دارم
من دو دختر دارم. یکی از آنها اخیرا به آلمان رفته تا در کامپیوتر تخصیل کند و دختر دیگرم هم در ایران علوم آزمایشگاهی می خواند. آنها را به ورزش، موسیقی و ساز پیانو تشویق کردم اما علاقه شان به همان رشته های خودشان بود.

خشایار مستوفی باعث بیماری روحی ام شد
من یک سال و نیم شب و روز با «خشایار مستوفی» بودم و بعد از پایان کار دچار بیماری روحی شدم که با هیچ دارویی درمان نمی شد. دکتر می گفت به علت آن که مدت زیادی در آن تیپ بوده ای از خودِ واقعی ات فاصله گرفته ای. پنج شش ماهی که گذشت آرام آرام بهتر شدم.

سازم از بین رفت
موسیقی را خیلی دوست داشتم و دارم چون موسیقی به ریتم زندگی کمک می کند. مدتی با سه تاری که خریده بودم تمرین می کردم اما چند سال پیش در سه ماهی شمال بودم رطوبت آنجا باعث شد سازم از بین برود.

با مشورت می توان زندگی خوبی داشت
به دور از درگیری و کدورت همه خانواده های ایرانی می توانند با مشورت و گفتگو زندگی خوبی را برای خود فراهم کنند.:smiles-takbook:




منبع: inn.ir
بازنشر:takbook.com