رایا بوک

بستن تبلیغ close


تبلیغات


جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

نوار

نیازی نیست که آدم تازه‌ای شوید، تنها باید هنگام برخورد با دیگران، رویکردها و قابلیت‌های خود را تغییر دهید. فراموش نکنید که الگوهای رفتاری ما در طی سالیان درازی شکل گرفته‌اند و تغییر دادن آنها نیازمند زمان است.
کتاب صوتی " روش‌های بازکردن سرِ صحبت و دوست‌یابی" اثر " دان گابور" را از نوار دانلود کنید و گوش دهید.
دانلود کتاب صوتی" روش‌های بازکردن سرِ صحبت و دوست‌یابی " از اینجا

فرار دختران از خانه

1,310 views

بازدید

فرار دختران از خانه
۴ (۸۰%) ۲ votes
مقدمه و پیشگفتار
رسول اکرم (ص)می فرماید:« مَن‏ْ عَرَفَ نَفْسَه‘ فَقَدْ عَرَفَ رَبّهِ»
ما یک علم داریم و یک شناخت و در اینجا حضرت نفرمودند «من علم نفسه » بلکه فرمودند « من عرف …….» در عرفان انسان را به حقیقت عالم « ملکوت عالم » سوق می دهند . البته در همین عالم ، نگاه ظاهری به خلقت انسان وشناخت دستگاههای بدنی و قدرتهای روحی برای هر صاحب انصافی کافی است تابه وجود خالق متعال پی برد و او را بشناسد، لکن شناخت عرفانی از انسان و درواقع پی بردن به بعد ملکوتی وحقیقت آدمیت . آنجا که در قران کریم  می فرماید :« اِنّی جاعل‘ فی الارِض خلفیه» ( یعنی قدرت و توانانی انسان جایی است که می توانند به عنوان خلیفه پرودگار روی زمین باشد » اما همین انسان به دلیل داشتن اختیار در انتخاب سرنوشت می تواند همچو حیوانات بلکه پست تر از ایشان باشد .
دلیل اشاره به مباحث عرفانی:
علت اشاره کوتاه به مباحث مذکور این است که ما انسان وآنچه در حول او می گذرد را از ریشه بررسی کنیم تا به شاخه نرسیم و نه بالعکس .اینکه چه می شود بر موجودی با این عظمت و پیچیدگی اتفاقاتی رخ می دهد که او را درچالشهای بزرگی قرار می دهد و این اتفاقات را چه باید بنامیم ؟
پناهگاه دین و اعتقادات :
در این رهگذر کسانی از کنارآنچه بر ایشان می گذرد با طعأنینه واستواری حرکت      می کند که به نوعی انسان معتقد تلقی می شوند یعنی معتقدین مخصوصاً آنان که به دین و قوانین الهی متمسّک و پیوسته اند ناملایمات وفشارهای دنیا در اشکال مختلف روی ایشان تأثیر نداشته بلکه ایشان را قوی و محکم تر می نماید . به گفته حکما : انسان به اعتقاد زنده است . در سایه اعتقاد به دین انسان موحد ومعتقد خود را همیشه در معرض امتحانات الهی می بیند و لحظه ای از این موضوع غافل نمی شود زیرا می داند امتحانات و بلایابه عنوان سنت پرودگار  محسوب می شوند وطبیعی است که این چنین باشد .
اگر قرار بود صرف ادعا تنها به زبان کسی را معتقد ومؤمن نامید دیگر همه خود را از این گونه معرفی کردند .
« هر نفسی طعم مرگ را می چشد وشما را در بدیها وخوبیها آزمایش می کنیم وسرانجام به سوی ما باز گردانده می شوید .»
آن چنانچه در کلام نورانی وحی ملاحظه می کنید که ضمن حقی بودن مرگ برای همگان ، موضوع امتحان به واسطه بدیها وخوبیها مطرح می شود وجایی دیگر در سوره مبارکه کهف می فرماید :«اَیّهم اَحْسَن‘ عملاّ»و نفرمود اَکْثَرَ عَمَلاً ،پس معلوم می شود که ملاک تأیید وانتخاب عمل در امتحان کمّیت است نه کیفّیت و این اشاره ای است به نیّت و هدف انسان از انجام هر عملی که در ضمن امتحان مشخص می گردد(…..لِنَبْلوَ هم اَیّهمْ اَحْسَن‘ عَمَلاّ ):آنها را می آزماییم که کدامشان بهتر عمل می کنند .
در اینجا می خواهیم نتیجه گیری بحث خود را بیان کنیم :
بحث خود را باز باسوالاتی عنوان می کنیم ؟
آیا راه بهتری غیر از فرار نبود ؟ آیا برای کار خود با کسی مشورت کردند ، آیا به این فکر نکردیم که خدای متعال شاهد بر احوال هست؟ آیا غیر ازاین است آنچه ما به عنوان عفت وپاکدامنی برای خانم دم می زنیم بر گرفته از تعالیم دینی ومذهبی ماست ؟الّا کسانی که به دین ومذهب اعتقادی ندارند و به اسم آزادی وحق حیوانی وذاتی برای خود به هیچ ننگ وعاری قائل نیستند و اصلاً آیا پیگیری راه بهتری کردیم ونتجه نگرفتیم و یاخود سرانه و ازروی جهل ونادانی این راه را برگزیدیم ؟
کسی که با اعتقاد باشد وبخواهد راه صحیح راپیدا کند قطعاّ به این مسئله برخورد می کند که خدای متعال هر کسی را بسته به آنچه هست  مورد ابتلاو امتحان قرار می دهد . واین که امروز من دچارچنین مشکلی شده ام از دید پرودگار غائب نیست (‌و اگر غیر از این فکر  کنیم در واقع مشرک وکافر هستیم ) پس من باید به فکر حفظ و صیانت اخلاقی وجسمی ام باشم و در صورتی که دچار جبر و اذیتی بشوم و از دو حال خارج نیست : یا این که کفاره اعمال و رفتار گذشته ام می باشد و یا برای بالا رفتن درجه و مقام در قیامت است که هر دو شیرین وگوارا است .
جالب اینجاست که کسانی که فرار را انتخاب می کنند بعضاً برای حفظ عفت و پاکدامنی این کار را می کنند ولی آیا در بیرون از خانه وضعی بهتر پیدا کرده اند ؟آیا غیر از این است که از چاله ای در آمده و به چاهی افتاده اند با ما در این مقاله علل هایی که موجب به فرار دختران از خانه می شود ونقش خانواده در این پدیده و راه حل هایی که برای جلوگیری از این معضل می توان اشاره کرد پیشنهاد می کنیم .
فراری کیست ؟
به چه کسانی  می توان فرار گفت ؟آیا ترک چند ساعته محل سکونت بدون اطلاع والدین را می توان به حساب فرار گذاشت ؟ آیا وقتی دختر یا پسری برای گریز از محیط نا آرام وزجـر آور خانـواده اش ازدواج اجبـاری تن دردهد این را می تــوان به حساب فـــرار
 گذاشت ؟
رمضانعلی قادری عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در این مورد می گوید : همه اینها را می توان به نوعی فرار نامید . هر کاری که موردقبول انسان نباشد وبرای گریختن از موقعیت نامناسبی که در آن قرار دارد بپذیرد، فرار محسوب می شود. اما در معنای خاص میتوان گفت فرار عبارت از ترک محل سکونت بدون اجازه والدین به مدت حداقل یک شبانه روز است .تحقیقات نشان میدهد که فر ار و بزهکاری دو روی یک سکه هستند و عموماً جوانان فراری برای بر آوردن نیازهای اولیه خودمجبور به سرقت ،فروش مواد مخدر واعتیاد هم می شوند . و هر چند جوامع پیشرفته تر می شود  مشکلات خانواده ها نیز بیشتر می شود از جلمه نشانه های آن افزایش طلاق وازدواجهای مجدد است . همان طور که آمار نشان می دهد این نوع خانواده ها مشکلات خاصی از قبیل ناسازگاری فرزندان با نامادری و یا ناپدری دارند که اگر خانواده ها نتواند این تعارض ها را حل کنند فضای مسموم و نامساعدی درخانه حکمفرما خواهد شد که نهایتاً منجر به فرار کودکان و مخصوصاً جوانان از منزل خواهد شد که البته آمار فرار  پسران بیشتر از دختران است و آن هم به دلیل آزادی های اجتماعی است که برای پسرها وجود دارد .
ولی دختران به نوعی دیگر به فرار از خانه تن می دهند و آن ازدواج اجباری است آمار وتحقیقات تجربی نشان می دهد که متأسفانه تعداد زیادی از این ازدواج ها اجباری بعداً منجر به طلاق می شود: قادری می افزاید اگر بخواهیم به آمار فرار از منزل اشاره کنیم بد نیست به تحقیاتی که در سالهای مختلف در کشورهای آمریکا و کانادا انجام شده است اشاره نمود:
آمار جوانان فراری در آمریکا و کانادا :
در آمریکا بر اساس یک تحقیق انجام شده در دهه ۸۰ ده درصد جوانان ۱۲-۱۷ ساله حداقل یک بار در زندگی خود فرار کرده اند وحدود۳ درصد بیشتر از یک بار فرار کرده اند وچند سال بعد بر اساس تحقیقی دیگر ۱۳ درصد جوانان دبیرستانی حداقل یک بار از منزل خود فرار کرده اند. در سال ۱۹۸۳ حدود چهار هزار جوان فراری در کشور کانادا به خانواده هایشان تحویل داده شده اندکه اکثریت آنهابین ۱۴ تا ۱۷ ساله داشته اند و حدود یک سوم آنها کمتر از ۱۴ سال داشته اند و ۱۰ درصد کمتر از ۱۰ سال داشته اند .
انواع فرارها :
بر اساس تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف سه نوع فرار را می توان نام برد :
۱-    فرار به منظور اعتراض به خانواده : در این نوع فرار جوانان به نوع ارتباط باخانواده ها ومحیطی را که در آن زندگی می کنند قبول ندارد.ممکن است والدین به ظاهر تمامی امکانات مادی رابرای فرزند خود فراهم کرده باشند اما از نظر عاطفی به او توجه کافی و لازم را مبذول نداشته اند و در این صورت او با فرار خود  به خانواده هشدار می دهد که از این وضعیت راضی نیستیم .
۲-    فرا ر برای آزادی بیشتر و زندگی ایده آل خود : گاهی جوان خانواده را مانع پیاده کردن آمال و آرزوهای خود می داند بنا براین محیط  خانه را برای آزادی بیشتر ترک می کند که البته مورد بیشتر درپسرها دیده می شود.
۳-    فرار برای ساختن آینده ای بهتر: این نوع فرار ها دراصل به خاطر آینده سازی و پیشرفت در زمینه های اقتصادی وفرهنگی است که جوان شهر و یا روستای خود را ترک می کند تا در شهری بزرگ بتواند به پیشرفت قابل توجه دست یابد . درانواع فرارهای مذکور دو گروه اول و دوم گرایش بیشتری به بزهکاری دارند اما در گروه سوم جوانان کمتر به سوی بزهکاری می روند مگر مجبور شوند .
بررسی پدیده فرار دختران :
خانم یزدانفر مشاور روان شناس باز پروری در مورد دختران فراری می گوید :
عوامل فرار از منزل را به سه گروه می توان تقسیم  کرد : عوامل فردی ـ عوامل خانوادگی – عوامل اجتماعی .
عوامل فردی به مسایل شخصی بر می گردد یعنی مسایلی مانند پختگی شخصیت یا ناپختگی آن ، داشتن شخصیت سالم یا غیر سالم ،قدرت تفکر منطقی یاغیر منطقی ، داشتن اعتقاد به نفس زیاد و یا کم ، شکست های تحصیلی ، اختلالات روانی وغیره……
در رابطه به مسایل خانوادگی می توان از اموری چون عدم ارتباط صحیح اعضای خانواده با هم ،وجود ناپدری یا نامادری ،طلاق، تعدد زوجات ، وجدایی عاطفی بین پدر ومادر نام برد .
در بعد مسایل محیطی ، چگونگی ارتباط فرد با گروه همسالان ،وجود دوستان ناسالم و ناباب، مهاجرت از روستا و شهرهای کوچک، وجود رسانه های گروهی وچگونگی آموزش دهی آن ها ، می تواند علل بسیاری از فرارها باشد ولی بیشترین فرارها می تواند مربوط به کسانی باشد که شخصیتی نا پخته واعتقاد به نفس کمی دارند و یا به علت اختلال شخصیتی تمایل به انجام اعمال زشت وضد اجتماعی دارند.
خانم یزادنفر ضمن اشاره به آمار اینگونه فرارها می افزاید ( سال ۷۶)
۵۰ درصد فرارها را دخترانی انجام داده اند که اعضای خانواده شان دارای سابقه زندان بوده اند۴/۳ درصد این دختران تحصیلات دانشگاهی دارند – 6/2 درصد تحصیلات دیپلم و ۶/۴۶ درصد تحصیلات مقاطع پایینی دارند. این روانشاسان بعد از بررسی انگیزهای فرار و یاد آوری این که نزدیک به نیمی از نوجوانان فراری زمانی  اقدام به ترک منزل کرده اند که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند ،توصیه می کند که والدین باید دریابند که درقبال فرزندان خود وظایفی دارند که عمل کردن به آن موجب می شود که بسیاری از حقوق خود را نادیده بگیرند واگر مشکلی دارند که به آنها اجازه می دهند زندگیشان رابه هم بریزند تا حد امکان از آن بگذرند و  تحمل بار شکست خودشان را به دوش ناتوان بچه ها نگذارند ولی به هر حال اگر تزلزل زندگی شدت اختلاف به آن به حدی برسد که تداوم مرافعه ها خیلی بیشتر از طلاق روی بچه ها اثر منفی بگذارد، باز هم شر ط این است که اول منافع فرزندان در طلاق مطرح و تعیین وتکلیف شود و نیز پدر ومادر وظایف سنگینی درباره شناسایی دوستان فرزندانشان به عهده دارند که سهل انگاری در این مورد نیز منشأ بسیاری از انحرافات است .این نظارت باید درست وحساب شده با شدت اثر مثبت بگذارد.
کاوشی درباره علل وپیامد فرار دختران فراری:
دکتر باقر غباری روانشانس واستاد دانشگاه تهران در مورد علل انحراف زنان جوان وفرار دختران معتقد است :
مهم ترین عاملی که باید بدان اشاره کرد خانواده است . ابتدا باید ببینیم خانواده ای که دختران فراری درآن رشد کرده اند درچه سطحی قرار دارند . اصولاً اگر پدر ومادر ،خودشان ثبات عاطفی داشته باشند ورفتارشان با بچه ها مناسب باشد آنها در مقابل انحراف و لغزش مقاوم می شوند .
عامل دیگری که در این رابطه می توان نام برد اجتماع داشت که بعد از خانواده مسئولیت دوم را درساختن شخصیت افراد  به عهده دارد .مدرسه خوب ،معلم خوب، ومدیر خوب بایدقبولی آموزش جوان و نوجوان باشد . این آموزش ها باید به ثبات عاطفی جوانان کمک کرده  وموجب شود عزّت نفس آن ها بالا برود ونیز به ارزش ها ی مذهبی پای بند شوند .
عامل سوم رسانه های گروهی چون صدا و سیما ،روزنامه ها وتمام افرادی است که به نحوی می توانند اطلاعات را به گوش جوانان برساند وچنانچه این مسئولیت خطیر خود را به درستی انجام ندهند ،نسل جوان ما به ویژه دختران دچار لطمه خواهندشد .
مسأله دیگر اجتماعی چون کوچه وخیابان است که انحراف و فساد در این اماکن بیشتر رخ می دهد . به طور مثال : مواد مخدر در این مسیر ها بیشتر در دسترس افراد قرار می گیرد . لذا چنین محیط هایی به دختران و زنان که از آسیب پذیری بیشتری برخوردارند لطمه شدیدتری وارد می کند .

دکتر غباری می افزاید : اگر جامعه بتواند مسلمانان خوب ،مشاور خوب ، مدیر وسرپرست خوب پرورش دهد نمی توان از تأثیر نفوذی که همسالان بر روی فرد دارند غافل بود.

مذهب نیزعامل دیگری است که چنانچه پایه مذهبی فردی ضعیف باشد آسیب پذیری او در برابر انحرافات بیشتر است .
فقر عاطفی
طبق آماری اعلام شده در طول سال گذشته مجموعاً ۱۱ هزار و ۹۰۵ نفر مظنون به فرار از مناطل شناسایی شده اند که البته ۳/۱۴ درصد این افراد را دختران تشکیل داده اند کارشناسان معتقدند که معضلاتی چون فرار از خانه وبزهکاری بیش از هر چیز پیامدهای فقر عاطفی است .دکتر سام آرام جامع شناس واستاد دانشگاه می گوید :
فقر عاطفی بدون مقدمه بروز نمی کند والدین باید بیاموزند که هر گونه علایم آسیب شناختی که در رفتار و حالات فرزندانشان بروز می کند بایستی مورد توجه قرار بگیرد و با مشاوران یا مدکاران اجتماعی خانواده در میان بگذارند .وی می افزاید وقتی ساختار خانواده به شکلی است که  برای اعضای خانواده ایجاد امنیت نمی کند می تواند فرزندان را از خانواده فراری دهد و در این صورت ممکن است خود اسیر گروه هایی منحرف اجتماعی شود . متأسفانه بسیاری از والدین روش های تأمین غذا و لباس فرزندان خود را می دانند ولی روش های تأمین  اهمیت آن ها را نمی دانند دلیل آن هم این است که آن ها نمی توانند موقعیت فرزندان خودشان را درک کنند وخود را به جای نوجوانانشان قرار دهند . بایدتوجه داشت تأمین اهمیت فرزندان از اهمیت ویژه ای برخوردار است .وی سپس می افزاید : وجود روابط سالم بین والدین و فرزندان ،پر کردن اوقات فراغت کودکان ونوجوانان ،رشد ایمان و اعتقاد مذهبی ، وجوددوستان وهمسالان مناسب با نظارت والدین و همچنین پاسخ دادن های معقول به سؤالات نوجوانان از  مهم ترین مواردی است که از فقر عاطفی جلوگیری می کند .


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ارتباطات

1,472 views

بازدید

ارتباطات
امتیاز به این مطلب!

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

دانلود کتاب جامعه شناسی موسیقی زیر زمینی

17,642 views

بازدید

دانلود کتاب جامعه شناسی موسیقی زیر زمینی
۵ (۱۰۰%) ۲ votes
دانلود کتاب جامعه شناسی موسیقی زیرزمینی

در این کتاب سعی بر این بوده تا با تشریح توضیحاتی پیرامون هنر و زندگی در دنیای موسیقی؛به پیشگیری از خطاها پرداخته و راهی بسوی شکوفایی خلاقیت هنرمندان گشوده شود.
این کتاب توسط نویسنده آن آقای پوریا مفتون برای انتشار در پایگاه دانلود کتاب تک بوک ارسال شده است.

3+

نويسنده / مترجم : پوریا مفتون
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 1.9 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 192

 ادامه مطلب + دانلود...

نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی

429 views

بازدید

نقش آثار تخیلی در آماده سازی جوانان برای جامعه اطلاعاتی
امتیاز به این مطلب!
هدف این مقاله، بررسی جایگاه مطالعه در کسب  توانایی  اطلاعاتی در میان نسل جوان  است؛ و توجه به اینکه تا چه اندازه می توان این مهارت را بوسیله آثار تخیلی چه از طریق کتاب و چه از طریق وسایل الکترونیکی افزایش داد. گرچه توجهی به ماهیت اصلی مهارتهای سوادآموزی شده است اما  آثار اندکی در خصوص بررسی نقش آثار تخیلی  در ارتقاء افراد با سواد اطلاعاتی وجود  دارد.  مدت مدیدی است که آثار تخیلی نقش مهمی در کسب  مهارتهای مطالعه  ایفا نموده است. ولی در این میان به نقش کمکی این نوع آثار در رشد قوه تخیل ، درک داستان و لذت بهره مندی از داستان توجهی نشده است. مطالعه  به نوبه خود در رشد جسمانی، عقلانی، زبانی ، احساسی و عاطفی ، شخصیتی ، اجتماعی ، اخلاقی و روحی افراد نقش به سزایی دارد. آثار تخیلی به  رشد ذهنی و عاطفی افراد کمک می کنند و در واقع  افراد بشر از طریق داستان چیزهای بسیار  زیادی می آموزند.   در عصر غنای  اطلاعات ، نهادهای آموزشی  و برنامه های تکوینی دیجیتالی که مهارت های اینترنتی و رایانه ای را در بر دارند، بر ضرورت سواد اطلاعاتی تاکید می ورزند.شکی نیست که در  عصر اطلاعاتی به منظورت توانمند ساختن  افراد در حفظ و نگه داری اطلاعات به چنین استراتژیهایی نیاز داریم ، اما توان اطلاعاتی افراد از طریق پیشرفت توانایی اطلاعاتی در زمینه های مورد نیاز به واقعیت می رسد. توانایی اطلاعاتی، مستلزم یک سری مهارتهایی است که علاوه بر دانش  مهارتهای فنی و منابع اطلاعاتی ، سواد عمومی را نیز  شامل می شوند. رشد روزافزون آثار مکتوب در باره سواد اطلاعاتی،  بیشتر روی دو مورد اولیه تأکید دارند. ولی این دو ، فقط بخشی از مسأله می باشند تصور کنید که اگر نوجوان یا بزرگسالی قادر به مطالعه  نباشد چه اتفاقی خواهد افتاد، دنیایی از اطلاعات شاید از لحاظ فیزیکی و یا رسمی در دسترس باشد ، هنگامی این اطلاعات ارزش خواهد داشت که توانایی خواندن و مطالعه وجود داشته باشد.
آثار تخیلی امروزه  نه تنها در قالب چاپی بلکه در قالب های الکترونیک و صفحات وب نیز ارائه می شوند.  آثار تخیلی به صورت الکترونیکی و استفاده از امکانات الکترونیکی موجود نقش  مهمی در کسب توانایی اطلاعاتی ایفاء می کنند. به عنوان مثال معلوم شده است که در استرالیا با داشتن چنین امکاناتی خیلی از پسرها را به مطالعه  تشویق کرده است.
 علیرغم ازتباط مشخص بین استفاده از آثار تخیلی و توسعه مهارتهای سوادآموزی و اهمیت چنین مهارتهایی در تربیت افراد با سواد اطلاعاتی فاصله قابل توجهی میان آثار مکتوب راجع به شناسایی این آثار و درک نقش این آثار تخیلی وجود دارد. مطالعه ای در انگلستان و استرالیا طراحی شده است که می خواهد ضمن نگاهی به رئوس مطالب ، این موارد را با مقررات مدرسه و کتابخانه های عمومی در هم بیامیزد. تفاوت بین آماده سازی  کتابخانه های مدارس انگلیس و استرالیا توان بالقوه ای را برای تحقیقات بعدی ایجاد کرد.
  هدف این مقاله، بررسی  جایگاه مطالعه در کسب  توانایی هایی اطلاعــــاتی در میان نسل جوان و توجه به اینکه تا چه اندازه می توان این مهارت را بوسیله آثار تخیلی چه از طریق کتاب و چه از طریق وسایل الکترونیکی افزایش داد.
 گفته می شود که ما اکنون در عصر اطلاعاتی زندگی می کنیم.  عصر جدید اکثرا از طریق رشد  فنآوری و بویژهً فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی شناخته شده است. همگرایی  فنآوری های ارتباطات از راه دور ، فناوری های کامپیوتری و پخش برنامه و رایانه در مقایسه با اثر تغییرات گذشته در جامعه مانند انقلاب صنعتی با ظهور صنعت چاپ، تأثیر چشمگیرتری بر جامعه از خود بجای گذارده است. نتیجه انقلاب  اخیر  جهانی شدن بی سابقه ای است که علیرغم همه مسائل قانونی و اجتماعی منجر به برقراری ارتباط آنی بین مردم سرتاسر جهان شد. این تأثیر آنقدر زیاد است که امروزه جامعه شناسان و مردم شناسان در پی یافتن تعاریف جدید برای جامعه ، هستند زیرا تعاریف جغرافیایی پیشین دیگر پاسخگوی نیاز امروز نیست. نتیجه نهایی، باز هم، همانند آثار تحولات پیشین، افزایش نابرابری ها و بی عدالتی ها در جامعه ، میان ملت ها و حتی میان افراد مختلف است.
 برای کار مؤثر در جامعه اطلاعاتی، به میزان بالایی از سواد و  یک سری مهارتها نیاز است که بتوان از دیگران پیشی گرفت. در یک بررسی (۴)OECD در سواد آموزی بزرگسالان(OECD 2000) گزارش شد که در قرن بیستم ، یک نفر از جهار نفر در هر مطالعه ،  مهارتهای ضروری سواد برای اداره زندگی در دنیای امروزی را دارا نبوده اند؛ شاید این پیش فرض موجه ای باشد که این “مطالعه” در مناطق فقیر نشین و یا در کشورهای جهان سوم انجام شده است، اما اینطور نیست. نمونه های مورد مطالعه،  از کشورهای امریکا، کانادا، چهار کشور اسکاندیناوی ، آلمان ، انگلستان ، ایرلند ، استرالیا و نیوزلند  بوده اند. در تأیید این آمارها،  هارت من، دراجر و برنشتاین (اقتباس شده در سال ۱۹۹۱ در فیشر ۱۹۹۹ ، ص ۵۶) گزارش کردند که حداقل بیست درصد از بزرگسالان ایالت متحده آمریکا از نظر کارآیی بی سواد هستند. یعنی چیزی بین ۴۰ الی ۴۵ میلیون نفر از مردم ایالات متحده امریکا توانایی درک مطالب نوشتاری که نیازمند اساسی ترین مهارت های مطالعه  0خواندن)می باشد را ندارند. (فیشر، ۱۹۹۹، ص. ۵۷)
 فقدان مهارتهای سواد براساس معیار، سبب بروز مشکلاتی در زندگی، کار و  ادامه حیات  می گردد. اسمیت ( اسمیت،۲۰۰۰ ، ص ۳۷۸) معتقد است که امروزه فاصله ای میان مهارتهای کارگران و سواد مورد نیاز در محل کار وجود دارد. سایرین تأکید دارند که این خلاء در دو دهه اخیر بیشتر شده است. به عنوان مثال میکولکی (میکولکی، ۲۰۰۰، ص ۳۸۰) پیش بینی می کند. برای اینکه بتوان به تحقیق و جست وجو در سطوح پیشرفته اطلاعات موجود در آمیزه ای از تصاویر سه بعدی و چاپی دست زد، به توسعه  سواد آموزی چند جانبه نیاز است. کارگران  آینده، به کسب مستمر مهارت های رو به رشد سواد جهت برقراری ارتباط مستمر در جوامع مختلف کاری نیاز دارند. در بین متون موجود ، نمونه هایی از این نیازها را می توان پیدا کرد. هول ( هول، ۲۰۰۰ ) به یک  مطالعه موردی  اشاره می کند که کارگران یکی از کارخانجات الکترونیکی به خاطر ناتوانی و درک دستورالعمل های مکتوب ، مرتکب اشتباه فاحش  و خطرناکی شدند که مبلغ گزافی ضرر روی دست آنها  گذاشت.
انسان نه تنها در محل کار ، بلکه تقریباً در تمام مراحل زندگی خود نیازمند و خواستار چنین مهارتهایی است.  مراقبتهای بهداشتی یکی ار این نمونه ها است. فیشر (فیشر،۲۰۰۰) عقیده دارد که فشار زیادی که روی حرفه های پزشکی اعمال می شود به این منظور است که  مدت اقامت مددجو در بیمارستان کمتر شود و  مددجویان زودتر  ترخیص شوند. برای این که مددجویان بتوانند تصمیمات آگاهانه تری  بگیرند، باید مهارت های لازم جهت فهم اطلاعات ضروری را دارا باشند.
 دسترسی به سواد اطلاعاتی:
 اگر شخصی بخواهد در عصر اطلاعات جایگاه خود را حفظ کند، بنابراین نیاز به این دارد که  با سواد اطلاعاتی باشد. مثالهایی که تا کنون بحث شده به اهمیت این مسأله اذعان دارند؛ ولی منظور از دسترسی و دستیابی به سواد اطلاعاتی واقعاً چیست؟ بر سر تعریف این عبارت بارها و بارها به صورت اغراق آمیزی بحث شده است ولی بالاخره همگان توافق کردند که سواد اطلاعاتی، ترکیبی است از مهارتهای اطلاعاتی گذشته با توانایی بهره برداری از فنآوری جدید. در حقیقت، یک رشد آشکار ، از مهارتهای کتابخانه ای و از راه  مهارتهای اطلاعاتی به سواد اطلاعاتی، وجود دارد. ما به بعضی از این نتایج بعداً در این مقاله اشاره خواهیم کرد.
 
آنچه در زیر می آید رایج ترین  و مختصرترین تعریف ذکر شده می باشد که عبارت است از:
توانایی در دسترسی ، ارزیابی و بکارگیری اطلاعات از منابع مختلف(دویل ، ۱۹۹۴ نقل شده دربراون ، ۱۹۹۹ ص ، ۵۸).
 براون اشاره می کند که سواد اطلاعاتی در واقع  شامل مهارتها و توانایی های متنوعی را در بر می گیرد که شامل: مهارتهای تفکر انتقادی ، حل مسأله ، مهارت های شخصی ، اجتماعی،  ارتباطی و هم چنین سواد رایانه ای  و کتابخانه ای است. (براون، ۱۹۹۹ ، ص ۵۸)
در عصر غنای  اطلاعات ، نهادهای آموزشی  و برنامه های تکوینی دیجیتالی که مهارت های اینترنتی و رایانه ای را در بر دارند، بر ضرورت سواد اطلاعاتی تاکید می ورزند. شکی نیست که در این عصر اطلاعاتی به منظور توانمند کردن افراد در حفظ و نگه داری اطلاعات به چنین استراتژیهایی نیاز داریم؛ اما تحقق قدرت اطلاعاتی افراد از طریق پیشرفت توانایی اطلاعاتی از زمینه های مورد نیاز به واقعیت می رسد. رشد توانایی اطلاعاتی افراد ، مستلزم یک سری مهارتهایی است که علاوه بر مهارتهای فن آوری و دانش بکارگیری منابع اطلاعاتی،  سواد عمومی را نیز  شامل می شود.
 ضرورت مهارت های مطالعه  در دستیابی  به سواد اطلاعاتی:
گفتگوهای فراوانی در سواد اطلاعاتی به تأکید بر نیازهای فنآوری  تمایل دارند. این مقاله، در رابطه با اینکه مهارت های فنی و رایانه ای، مهم یا مرتبط هستند بحثی ندارد، بازیابی منابع، اشاعه و قابلیت  دسترسی به اطلاعات،  هرگز همانند زمان کنونی  آسانتر و سریعتر نبوده است. در حقیقت، در تهیه این مقاله، بیشتر مدیون و مرهون توانایی  بکارگیری و دسترسیی به ساختار الکترونیکی از طریق ابزارهای فنی هستیم. مهارت های فنی جهت ادامه زندگی همیت فراوانی دارند. اما این  فقط  بخشی ا ز مساله  است. تصور کنید اگر کسی نتواند آنچه را که بر روی صفحه  نمایش کامپیوتر می آید را درک نماید چه اتفاقی می افتد؟ دنیایی از اطلاعات شاید از نظر فیزیکی و رسمی قابل دسترسی باشد اما اگر دستیابی به آن به دلیل عدم توانایی فرد در خواندن میسر نباشد، هیچ ارزشی نخواهند داشت. (رش، ۱۹۹۶ ص ۱۴) بنابراین باید پذیرفت که با وجود آن که موفقیت در کسب  سواد اطلاعاتی به کاربرد اطلاعات و مهارتهای فنی  بستگی دارد، ولی  مهارت های خواندن هم دارای نقش وافری است. (رویس ۱۹۹۹ ص ۱۴۵).
  بیائید فرض کنیم که همه ۱۲ تا ۱۶ ساله ها، فنآوریهای جدید را در  مشاقانه پذیرفته اند. البته همیشه، چنین امکانی وجود ندارد. یکی از دانشجویان من که در دوره دکتری در بخش آموزش پیش دانشگاهی) (Further Educationتدریس می کند. او واقعه بسیار غم انگیزی را از ماجرای دانش آموزی ۱۶ ساله گزارش می کند که پس از چندین ماه حضور در کلاس های آموزش رایانه دست به خودکشی زد. تحمل او دیگر تمام شده بود و تنها دلیلش ، عدم توانایی مهارتهای مطالعه  بود. این دانش آموز که دیگر قادر نبود عقب ماندگی خود را بیش از این پنهان نماید و یک راه بیشتر برایش باقی نمانده بود؛ اقدامی کرد که به نظرش ، تنها راه نجات و رهایی از این مشکل ، خودکشی است. البته شکر خدا این مورد، موردی بسیار نادر است. اما به هر حال،  داشتن مهارت های مطالعه  ، اساس و پایه ای برای سواد آموزی تابعی (کاربردی) است.
زمانی، اگر کسی می توانست صرفا نام خویش را بنویسد و امضاء کند ، باسواد تلقی می شد. گرچه ،  امروزه سواد پا را از قلمرو مفاهیم مذهبی و علمی  فراتر نهاده (Brievik & Gee,1989,p.22) و ما همگی به کمک  نهضت های مختلف در سراسر جهان برای کمک به توده مردم در کسب  سواد اطلاعات و آگاهی داریم ، اما  باید بدانیم که اکثر ما شغل هایمان را مدیون چنین نهضت هایی هستیم! بعدها  مفهوم سواد آموزی به معنی مهارت های مطالعه، نوشتن و درک مفاهیم تغییر یافت. در دهه ۱۹۵۰، یونسکو  مفهوم آن را به ”توانایی  به کارگیری مواد چاپی به منظور انجام فعالیت های روزمره زندگی ” توسعه داد.( هریس و هوجین، ۱۹۹۲، ص. ۱۴۲) اما سواد، یک  مفهوم پویا و در تکامل  تدریجی و متغیر است ، یعنی هر چه نیازها در جامعه  تدریجا” بیشتر می شوند،  لزوم توانایی کاربرد سواد در جامعه  توسعه می یابد و بالطبع مفهوم سواد متناسب با این موقعیت تغییر خواهد کرد.
 گاجل در مطالعه ای که برای رسیدن به درکی عمیق تر از سواد فنآوری، طراحی کرد،  متوجه  وجود مبحثی دو قطبی شد که در  یک  قطب آن مهارتهای فنی و در قطب دیگر مهارتهای سواد وجود داشت.(گاجل،‌، ص. ۴)  شش موضوع بنیانی  از بحث سواد شکل گرفته است که عبارتند از: قدرت تشخیص، هویت فرهنگی، داشتن اطلاعات(میزان آگاهی)، زبان، ارتباطات، کاربرد مطالعه  و نوشتن.(همان، ص. ۳)  گاجل می افزاید: بدون شک و تردید، عمومی ترین  ویژگی باسوادی که مضمون اصلی محسوب می شود، خواندن و نوشتن است. .(همان، ص.۴) 
کنیفـــــــل(۱۹۹۹،ص. ۳۶) بحث می کند که بیشتر دوستداران و هواخواهان فناوری جدید، نظریه پردازان مطالعه را به باد استهزاء می گیرند، اما   این ایده  باید قلب  یا محور فعالیت  هر کتابخانه ای باشد. در حقیقت،  نیاز به بهره گیری موثر از فنآوری ها، خوانندهء فعال بودن را بیش از همه ضروری می سازد.
 رویس اهمیت مطالعه را به شرح زیر خلاصه می نماید:
سواد اطلاعاتی  به خواندن متکی است و برای خواننده فعال شدن  باید از اهرم دو گانه عادت به مطالعه در سال های اولیه زندگی و ممارست کافی مدد جست. مثلا شما اگر نتوانیدبا  یک  انگشتی   یا دو انگشتی تایپ کنید موقعیت خود را در دنیای امروز از دست نخواهید داد و به عبارتی میتوانید به زندگی عادی خود ادامه دهید، شما می توانید حتی  بدون استثناء با بکارگیری  میان برهای صفحه کلید  و نیز بدون درک از قدرت همه جانبه نرم افزار خود هم به حیات خویش ادامه دهید؛ اما زندگی بدون مهارتهای پیشرفته مطالعه  تقریبا سخت و متحمل هزینه بالایی است. در عصر اطلاعات ، مطالعه  و مهارتهای مطالعه  نه تنها فرصت حفظ موقعیت را به کاربران نهایی می دهد بلکه راه خوبی برای ترقی و کامیابی آنها فراهم می کند.(رویس، ۱۹۹۹)
اهمیت آثار تخیلی در رشد کودکان
مدتهای مدیدی است که اهمیت نقش آثار تخیلی، علاوه بر کمک به رشد تخیل در کسب مهارتهای مطالعه، درک قصه و لذت استفاده از داستان، بر همگان آشکار شده است. اسپنیک در یکی از آثار اصلی  خود  تحت عنوان: ”کودکان به عنوان خوانندگانChildren as readers” هشت حیطه رشد که مطالعه آنها نقش بسزایی دارد تعریف می کند: رشد جسمانی، عقلانی ، زبانی، عاطفی یا  احساسی، اجتماعی ، شخصیتی،  اخلاقی و روحی (اسپینک، ۱۹۸۹،ص. ۴۲-۲۹) آثار تخیلی به رشد عاطفی و  ذهنی افراد کمک می کند. در حقیقت،  یادگیری  بشر  با  داستان آغاز می شود.
بیش از یک صد سال قبل  چارلز دیکنز در کتابرمان خود ” روزگار سخت” با ارائه تصیویری از  انقلاب  مربوط به فنآوری زمان خویش،‌نسبت به خطرات سرکوب قوه تخیل و تمرکز بر واقعیات گوشزد کرد. شاید پیام او بیشتر در جامعه امروز مصداق داشته  باشد، جامعه ای که در آن جاذبه یا  فریفتگی   جدیدترین ابزار و نرم افزار می تواند ضرورت دیگر تحولات را تیره و تار جلوه دهد.
 نشانه های امیدوار کننده ای وجود دارند که  از شناخت توانایی  و ضرورت آثار تخیلی حکایت دارند. کیبی (کیبی، ۲۰۰۰، ص. ۳۸۱)  در یکی از مباحث خود اعلام می کند که  در حقیقت،‌سواد و سواد آموزی در قرن بیستم رشد  چشمیگیری نسبت به زمان های دیگر داشته و در ایالات متحده امریکا ، افراد ۱۸ ساله   این زمان خوانندگان بیشتری نسبت به ادوار گذشته هستند. به  عقیده رویس (ص. ۱۴۵)  که در کتابهای اخیر خود مژده افزایش تعداد کتابفروشی و صنعت نشر را آورده است. او در ادعای خود به بررسی های اخیر که حاکی از افزایش تعداد کتابفرشی های جدید، افزایش فروش کتاب و افزایش مطالعه   علیرغم تاکید جامعه بر روی فناوری ، چاپخانه ها ترقی کرده اند و میزان فروش  مردم به طور کلی و علیرغم تاکید بر فن آوری است، تاکید می کند.
 آیا آثار “هاری پوتر”  موید این نظر است؟ آیا این مدرک دال بر این است که آثار تخیلی هنوز در حال ترقی و ضروری هستند؟ یک نوجوان ۱۷ ساله علت علاقه خود را به نوشته های ” هری پوتر” اینگونه ابراز می نماید:
  متوجه شدم که مطالعه  کتابهای “هری پوتر” بسیار لذت بخش هستند. فکر می کنم برای لذت بردن از این کتابها باید هنوز کمی  تخیل و حس خیالپردازی و علاوه بر آن کمی حس کنجکاوی داشت. کتابهای  هاری پوتر به بخشی  از وجود انسان که معتقد به معجزه است راه پیدا میکند و تخیل وی  را آزادانه  در میان صفحات سحر و جادو رها می کند.  (Cawkwell, 2001, p. 669)
ویلیام کاک ول، دانش آموز نیوزلندی، کلاس دوازدهم، پسری  نوجوان است و به  گروهی تعلق دارد که به شکلی سنتی ، شهرتی در مطالعه داستان های تخیلی ندارند. آگر شما کتابدار با تجربه ای برای گروه سنی خاصی از کودکان هستید،
مطالعه و مزایای  بر خوردار شدن کودکان با آثار تخیلی ، یک باور  در اعماق وجودتان خواهد بود. بیش از سه دهه تحقیقات، پروژها  و یک سلسله یافته های معلمان مذهبی شواهدی بر چنین مزایایی است. با این حال، آگاهی های جدیدی نیز از نظر پژوهشی در این حوزه وجود داشته است. مطالعات زیادی وجود دارد که تاکید می کند عاداتی که در سال های پیش از دبستان، رشد می کند تاثیر زیادی بر سواد آموزی در سنین بالاتر دارد.(جردن و دیگران، ۲۰۰۰).  نتیجه  پژوهش ”آغاز کتاب خوانی”  بیرمینگام در انگلستان نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی کودکانی که مطالعه می کنند بیش از کودکانی است که مطالعه نمی کنند. (گوهوری، ۱۹۹۷). این مطالعه  همچنین نشان می دهد که دادن کتاب به کودکان خردسال ، عملکرد آنها را، از سن هفت سالگی به بعد ، در دبستان بهبود می بخشد.  تحقیق ابتکاری مشابهی با عنوان: ” کودکان به سوی کتاب ها“ نیز اهمیت ورود زود هنگام مطالعه در روند پیشرفت سال های آتی کودکان را نشان می دهد. (هاردمن و جونز، ۱۹۹۹)
 دولت انگلستان با توجه به شواهد موجود در مقدمه برنامه ” ساعت سواد آموزی“ سال ۱۹۹۹ نیاز به خواندن را کاملا درک کرد. (دی اف ای ای ، ۱۹۹۸) پس از این اتفاق ، ابتکارات دیگری مانند” عزم ملی کتابخوانی  یا به عبارتی بسیج ملی کتاب خوانی“ به منظور ترویج کتابخوانی ، برنامه ریزی کرد.
 
این عزم از ماه می ۲۰۰۱ ، کانون این فعالیت بر تقویت مطالعه کودکان و بزرگسالان خواهد بود. مشخص است که  فراهم آوردن محیطی مناسب در خانه، رشد مهارتهای سواد آموزی را تقویت می کند.  به نظر می رسد که این  امر. سبب پیدایش بی شمار زیادی  طرح های سوادآموزی خانواده  در تمام جهان شده است. نتیجه  تحقیق  هانون و نات براون در دانشگاه شفیلد  موجب پدیدار شدن یک الگویی واقعی گردید که اولین قدم برای برنامه اشتراک کتاب را در برداشت. (هانون، ۱۹۹۶) این الگو از یک سلسله ابتکارات نظیر طرح PRINTS،  در نیوفوند لند کانادا ناشی شده است. این پروژه از این مساله حمایت می کند که والدین باید روزانه یک فعالیت سواد آموزی همراه کودکان خود را برنامه ریزی کنند. (فاگان، ۲۰۰۰)
  رشد عادت مطالعه در  سال های اولیه زندگی، همچنین سبب بروز عشق به مطالعه در بسیاری از کودکان می گردد. تحقیق انجام شده توسط کراشن (۱۹۹۳)   نشان می دهد که کتابخوانی ” داوطلبــــــانه”  یا مطالعه آزاد اختیاری ، به کسب مهارتهای سواد آموزی،  درک سریع تر مطلب و نوشتن بهتر منجر می شود؛ درست بر عکس، آنهایی که مطالعه اختیاری نمی کنند در درک مطلب، خواندن،  و سایر مهارت ها ضعیف تر هستند. رویس اظهار می دارد   که وظیفه آموزشگاه ها ، پرورش  خوانندگان خوب است. وثژگی های یک  خواننده خوب ، از طریق وانایی در انتخاب کتب مناسب و چگونگی نحوه مطالعه آن، مشخص  می گردد. او اظهار می دارد که خواند به منظور تفریح، کلید رشد سواد است. ( رویس، ص. ۱۵۱) سال هاست که  مشخص شد،  آثار تخیلی با کیفیت خوب نقش بسیار مهمی را در تشویق کتابخوانی تفریحی دارد.
جکی مارش تحقیق دیگری را در دانشگاه شیفیلد ارائه می دهد. (مارش، ۲۰۰۰) در این تحقیق،  تاثیر فرهنگ عامه  را در در ایجاد انگیزه جوانان مورد بررسی قرار داد. چندین منبع متعدد،  شامل شخصیتهای  تلویزیونی را در یک غار(Batcave) جای داد. بر طبق گزارش تحقیق ،   جوانان دسته دسته وارد غار می شدند و این پروژه مخصوصا در تشویق پسر بچه ها و تعدادی از بچه ها که توسط معلم به عنوان بی انگیزه ترین دانش آموز در فعالیتهای سوادآموزی معرفی شده بودند، موثر واقع شد.
 یادداشتهای آمورشی نیز به دسترسی به سواد هیجانی(Emotional Literacy) را تائید می نماید.جری(۲۰۰۱) معتقد است که شناخت سواد با تکیه بر احساس و هیجان در کمک به تقویت  اعتماد به نفس  جوانان و در نتیجه موفقیت اجتماعی و آموزشی آنها ضروری است. و این موضوع بی ارتباط با آماده کردن افراد برای جامعه اطلاعاتی نیست. جری علاوه بر این معتقد است که اگر می خواهید به زندگی خود ادامه دهید  و بر آن مسلط باشید،  باید توانایی برقراری ارتباط با دیگران را گسترش دهید و احساسات خود را مهار کنید و مانند رهبران  و مدیران دنیای امروز، بیش از حد کافی ، چنین مهارت هایی را به نمایش بگذارید.
 لو و کینزر با پیش بینی ماهیت سواد آموزی در هزاره جدید تاکید دارند که در آینده راهبردهای  یادگیری های اجتماعی   نسبت به سواد آموزی حساس خواهند بود. کودکان برای یادگیری از یکدیگر نیاز به برقراری ارتباط  دارند و درک شناخت از دیگران، مفهوم جدیدی در جوامع جهانی می یابد.برای نیل به این هدف، این نویسندگان از نظریه ” تجارب یادگیری جمعی“ طرفداری می کنند. دلایل ارائه شده به شرح ذیل است:
فنــــــاوری جدید  اطلاعات و ارتباطات به ما اجازه خواهد داد  تا از   کلاس های آموزشـی خود فراتـر رفته ، حلقــه هــــای جدید ارتباطی  بوجود  آورده و جهان رابه روش قدرتمند و جدیــد بنگریم(۲۰۰۰،ص. ۱)

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

خانواده

811 views

بازدید

خانواده
امتیاز به این مطلب!
درجوامعی مانند ایران که در برزخ  بین سُنت و مدرنیته  بسر می برند، خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که سیستم طبقاتی را بازتولید می کند، یعنی کوچکترین نهاد تولید و باز تولید در جامعه.
تولیدآذوقه، کالا و خدمات، مراقبت و پرستاری ازسالخوردگان وکودکان، انتقال سرمایه و مالکیت به نسلهای بعدی، تجدیدنسل، تربیت و پرورش اجتماعی کودک، انتقال ارزشها و قواعد اجتماعی به نسل بعدی، ایجاد روابط اقتدار وکنترل وتنظیم روابط جنسی ازجمله وظایف نهاد خانواده است.
تاریخ خانواده مرتبط است با تاریخ جامعه ی طبقاتی و ایجاد مالکیت خصوصی. در واقع تاریخ تمایزات واختلافات اجتماعی وجنسیتی میان زنان  و مردان به آغاز تکوین جوامع طبقاتی باز می گردد البته  باید نقش سایر عوامل موثر در ایجاد و تداوم این نهاد از جمله  عوامل زیست شناسی، روانشناختی، فرهنگی، اجتماعی و ۰۰۰  را حتمأ در نظر داشته  باشیم  و رابطه ارگانیک و هماهنگ بین این مجموعه عوامل را در تاریخ نادیده نیانگاریم.
خانواده  یک  نهاد اجتماعی بوده که با ظهور جامعه طبقاتی نطفه تبعیض جنسی را همواره  در خود پرورده  و آن را در پوشش های مختلف عملی ساخته است. خانواده در هر دوره تاریخی ویژگی های معینی داشته  که آن را از دوره های  قبل و بعد خود متمایز می کرده است. این نهاد دیرین سیستم طبقاتی در دورانهای ِ مختلف تاریخی دستخوش تغییر و تحولاتی گشته  که  این تغییرات در هماهنگی و انطباق  با تغییر و تحولات اجتماعی رخ داده و طبعأ سیر این تغییرات در کشورهای  به اصطلاح ‌“پیشرفته” به  فراخور روند تاریخی آن تفاوتهایی  با  سیر تغییرات  در کشورهای  به اصطلاح “جهان سوم” دارد.
همزمان  باتکوین  جوامع طبقاتی  مردان عمدتأ به دلیل تاریخی ونه الزاماً علل طبیعی و زیستی، تمامی  عرصه  های تولیدی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیک جوامع انسانی را در ید قدرت خود در آوردند و زنان را هم برده خود ساختند. واپس  راندن  زنان  در عرصه های ِ مختلف زندگی اجتماعی همزمان  با ایجاد سیستم هرمی قدرت در سطوح  مختلف اجتماعی شکل گرفت. در واقع آنچه  را که در طی تاریخ تا مقاطعی از خانواده هسته ای بورژوایی بر زنان رفته  باید در درون خانواده مورد بررسی قرار داد. ( امروزه دیگر در غرب خانواده هسته ای بورژوایی نقش سابق را نداشته و تحت تاثیر عوامل مختلف اهمیت و جایگاه سابق خود را از دست داده، در غرب این نه خانواده بلکه فرد و احد تولید و مصرف است، لذامی توان نقش زن را خارج از چارچوب خانواده مورد بررسی قرار داد.)
در سیر تکامل تاریخی انسان، جانشینی زندگی گروهی وکار جمعی، شکاف بزرگی میان زندگی انسانی و قلمر و زندگی حیوانی ایجاد نمود. انسان می بایست به پشتوانه قدرت بدنی خود در اشکال جمعی به مصاف با طبیعت برود. آنچه تاریخ نمایانگرآن است تولدِ انسانِ اجتماعی است. انسان در فرآیندکار روابط طبیعی را تغییرداده و باکار ِجمعی مناسباتِ تازه ای را جانشین آن ساخته ، پس ازآنجایی که  انسان موجودی اجتماعی است انسانهای نخستین درقالب ساختارهای اجتماعی گردهم آمدند. خاندانِ مادری شکلِ بدوی ساختارِ اجتماعی بوده وقدمتی به اندازه خود بشریت دارد.
 جامعه مادری چیزی پیش از یک مادرسالاری و نوعی اخوت مادرسالارانه بود، زنان در اولین مرحله بربریت  که با کشاورزی آغاز شد به  اوج نفوذ و اعتبار رسیدند. در این مرحله شکار شغلِ تمام وقت و اجتناب ناپذیر مردان شد.کشف کشاورزی  به وسیله زنان  و خانگی  کردن گله های  حیوانات  توسط آنان  باعث افزایش ذخیره مواد غذایی، افزایش جمعیت، تبدیل چادرگاههای ایلی  به  دهکده ها، سپس شهرهای کوچک و بزرگ شد. گر چه در اولین مرحله بربریت خانواده پا به عرصه گذاشته بود ولی خانواده مادرنسب  بود در مرحله بعدی بربریت زنها از این منزلت تنزل کردند و جامعه پدرسالاری  حاکم شد همزمان بازوال و انحطاط نظامات بدوی مردها نیز همراه بازنان به خفت افتادند. در اندک زمانی از دیدگاه تاریخی بارهایی  مردان از شکار تقسیم کار بین زن و مرد بصورت  یک واقعیت  در آمد.
 انقلاب کشاورزی نشاندهنده  مرزبین دوره جمع آوری خوراک باتولید خوراک، در مرز بین دوران توحش و تمدن و نمایانگرسیستم نوین اجتماعی و وارونگی  نقش رهبری اجتماعی و اقتصادی زن و مرد شد. فراوانی مواد غذایی برای جمعیت فزاینده نیروی جدید تولیدی را آزاد کرد و همراه باآن مناسبات تازه  تولیدی بوجود آمد و مجموعه ی تازه تقسیم اجتماعی کار به جای تقسیم کارِ بین زن و مرد پدیدار شد. کارگران  صنعتی شهری از کارگران کشاورزی جدا شدند وکارگران ماهر از کارگران  ساده و مردان به تدریج کار زنان را به دست گرفتند، همان شرایطی که آزادی مردها را فراهم ساخت سرنگونی مادرسالاری وبردگی زنها را نیز به همراه آورد همین که تولید اجتماعی به دست مردان افتاد دستِ زنان از زندگی  تولیدی کوتاه شد و به سوی وظایف  بیولوژیکی مادری  پس رانده شدند، بر خرابه های مادرسالاری  جامعه طبقاتی به وجود آمد، مردان در رأس هرم قدرتِ خانواده و اجتماع قرارگرفتند. با رونق مالکیت خصوصی و مردسالاری  حقوق و اختیارات زنان  در مورد زندگی و سرنوشت و حتی پیکرشان محدود شد، با وابستگی اقتصادی زنان ونیاز آنان به حمایت  مردان  این محدودیت و تنزل شدیدتر گردید، نابرابری  جنسی یکی از مظاهر متعدد تعدی و تبعیضی است که با مالکیت خصوصی و تقسیم جامعه به طبقات عجین شده است.
به هرحال خانواده  به شکلِ “خانواده گسترده”، به نهادی “تولیدی ـ مصرفی” تبدیل شد، هم مایحتاج خود را تولید و مصرف می کرد و هم به مرور مازادی برای مبادله در بازار می آفرید.
خانواده گسترده به لحاظ اینکه تولید کننده بود نظم و انضباط خاصی را جهت تداوم حیات خود ایجادکرده بودکه مرد را عمدتأ به مثابه پدر و بزرگ ایل و طایفه و خاندان در رأس روابط خویشاوندی  قرار داده بود. در درون خانواده نقشِ زن  به مثابه مادر مشخص بود، وی علاوه  برشرکت در تولیدکشاورزی و دامداری  و صنایع دستی، انتقال دهنده نقش و جایگاه زن در جوامع طبقاتی به فرزندان به ویژه دختران بود.
شکل خانواده در خانواده گسترده از شکل کل جامعه تبعیت میکرد. این هرم به سهمِ خود اساساً مولد هرم اجتماعی  بود که در رأس آن رییس، حاکم یا پادشاه یا فرمانروایی  مستبد قرار داشت و آحاد مردم گویی در مالکیت او بودند. مالکیت خصوصی از این مقطع تاریخی بلای جان وزندگی آدمیان شد. انسانها در همه مراتب اجتماعی ازشأن و منزلت انسانی خود دور شدند، جامعه در عین وحدت دچارِ ازهم گسیختگی در ابعاد عاطفی و اجتماعی گردید. از این مقطع تاریخی مالکیت خصوصی در اشکالِ مختلف، خانواده را در مداری قرار داد که انسانها و بویژه زنان را در اسارت بینش و فرهنگ بازدارنده خود درآورد، بنابراین وقتی به مسئله خانواده می پردازیم باید هم آن را درکلیت خود به عنوان یک نهاد طبقاتی بررسی کرده و هم تأثیرات فراوان آن را در ابعاد مختلف بر روی تک تک افراد مطالعه کنیم، باید فرزندانِ دختر، از بدوِ تولد، حتی پیش از تولد مورد بررسی قرارگیرند که چگونه در چار چوب روابط ظالمانه  مالکیت  خصوصی مردسالار در جهتِ بازتولید همان سیستم پرورش  می یابند، باید فرزندانِ پسر و چگونگی  نقشِ آنها در بازتولید سیستم مورد بررسی قرارگیرد، سیستمی که همه انسانها اسیرآنند ولی زنان بویژه مورد ستم چندگانهآن قراردارند، چراکه در تمام سطوح برده این سیستم هستند، در حالیکه مردان  بخاطر همانندی جایگاه آنها با رأس هرم جامعه و طبقات فرادست از امتیازاتی برخوردار هستند.

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

نهاد های کشور فرانسه

374 views

بازدید

نهاد های کشور فرانسه
امتیاز به این مطلب!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تاثیر سوء مصرف مواد مخدر بر اختلالات روانی ۲

1,021 views

بازدید

تاثیر سوء مصرف مواد مخدر بر اختلالات روانی ۲
امتیاز به این مطلب!
۱- تحمل        2- ماده بیشتر و طولانی تر از آنچه مورد نظر بوده مصرف می شود.
۳- ترک        4- صرف وقت طولانی برای تهیه یا مصرف ماده
۵- کنار نهادن فعالیت های شغلی و اجتماعی و تفریحی به خاطر مصرف مواد
۶- ادامه مصرف مواد علیرغم آگاهی به عوارض جسمی یا روانی آن
ترک  : عبارت است از بروز علائم جسمی، با کاهش یا قطع مصرف طولانی مدت مواد مخدر، این علائم جسمی، در مورد هر ماده اختصاصی است.
اعتیاد به ۲ دسته تقسیم می شود:
۱- اعتیاد مجاز: به وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده و به طور طبیعی یا مصنوعی به دست می آید و معمولاً شامل بسیاری از مواد دارویی به ویژه آرام بخش ها و خواب آورها می شودکه با تجویز پزشک یا اغلب خودسرانه مصرف می شود.
۲- اعتیاد غیرمجاز: به وابستگی فرد به مصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بین المللی غیرمجاز شناخته می شود، این امر در نتیجه ناپسندبودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی، بهداشتی، روانی و اجتماعی غیرمجاز تلقی می شود.
اعتیاد به هر شکلی که باشد، معمولاً طی یک دوره ۳ مرحله ای انجام می گیرد که این مراحل عبارتند از:
الف) مرحله آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت، به مصرف  مواد مخدر آشنا می شود.
ب) مرحله میل به افزایش مواد: در این مرحله، بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می کند و بعد از مدت ها مصرف برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می زند.
ج) مرحله اعتیاد (بیماری):
در این مرحله، بعد از شک و تردید و شاید مدتی ترک اعتیاد شخص سرانجام به مرحله اعتیاد واقعی می رسد که اگر مواد مخدر کم یا بدون رعایت ترتیبات لازم ناگهان قطع شود نشانه های سندرم محرومیت بروز می کند. (زیان های اعتیاد، نشریه اطلاعات، ۲۶/۷/۷۹)
«عوارض اعتیاد یا سوء مصرف مواد مخدر»
از عوارض و زیان هایی که مصرف مواد مخدر بر بدن و روان انسان به جای می گذارد می توان موارد زیر را ذکر کرد:
۱- عوارض جسمی        2- عوارض شناختی        3- عوارض روانی
۴- عوارض اجتماعی        5- عوارض روانشناختی
۱- عوارض جسمی:
اگر مصرف روزانه معتاد متوقف گردد و از ۱۰ تا ۱۲ ساعت تجاوز کند، به عوارض جسمی و ناراحتیهایی عصبی، اضطراب، بیقراری، عطسه، ریزش مکرر آب از بینی و چشم، رنگ چهره تیره و کدر، بی اشتهایی، و … مبتلا می شود.
از عوارض جسمانی دیگر اعتیاد به مواد مخدر می توان به انواع بیماری های کبدی، بیماری های کلیوی، بیماری های قلبی و خونی، سوء تغذیه و عوارض ناشی از آن، پیری و مرگ زودرس ناشی از همه این عوامل اشاره کرد. لازم است بدانیم که آمار مرگ و میر ناشی از سوء مصرف مواد مخدر (به نقل از پزشکی قانونی) حاکی از افزایش تلفات بوده و به طور میانگین در ایران در سال ۱۳۷۷ هر ماه ۱۰۰ نفر در رابطه با سوء مصرف مواد مخدر جان خود را از دست داده اند.
۲- عوارض شناختی:
شامل اشکال در حافظه و از بین رفتن تمرکز و خودآگاهی و مشکل در یادگیری و وقت شناسی
۳- عوارض روانی:
سوء مصرف مواد مخدر، زیان های قابل توجهی را به فرد و جامعه وارد می سازد. یکی از این زیانها، عوارض روانی می باشد. فرد معتاد بر اثر مصرف مواد مخدر فاقد تعادل روانی است و لاابالی گری، عدم توجه به اصول و مقررات جامعه، تسلیم شدن در برابر پیشامدها، ضعف اراده، بی توجهی به مسئولیت های فردی و اجتماعی از خصوصیات رفتاری معتاد است و از لحاظ عاطفی نابالغ، عصیانگر و دارای احساسات خصومت زا هستند که احساس بی کفایتی و تنهایی می کنند. (زیان های اعتیاد، نشریه اطلاعات، ۲۶/۶/۷۹).
با ادامه اعتیاد میزان مصرف مواد و آسیب های ناشی از آن افزایش می یابد. بسیاری از معتادان نیز از عواقب اعتیاد اطلاع ندارند.
بسیاری از اوقات حالات افسردگی، اضطراب و سایر  مشکلات روانپزشکی اگر به درستی شناسایی و درمان نشوند، می توانند منجر به عود شوند.
۴- عوارض اجتماعی:
معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند، بلکه مصرف کننده هستند که غیر از ضرر اجتماعی هنری ندارند. فرد معتاد نسبت به اعضای خانواده و خود احساس مسئولیت نمی کند، موقعیت اجتماعی او متزلزل است. به دیگران اعتماد ندارد و به ندرت می تواند پیوندهای مستحکم عاطفی و وفاداری و تعهد داشته باشد.
(زیان های اعتیاد، نشریه اطلاعات ۲۶/۹/۷۹).
شخص معتاد، از ارزش های اجتماعی و اخلاقی تهی می شود و نمی تواند تابع قانون باشد. حالت بی تفاوتی و حتی ضد قانونی افراد معتاد سبب می شود که سیاست بازان جهان به این طبقه چشم بدوزند و آنها را عاملان جنایت و قتل و خرابی قرار دهند.
از جنبه های اجتماعی نیز ارتکاب انواع جرایم از عوارض و علل مهم اعتیاد است.
اثر زیان بار اعتیاد نیز در نسل خطرآفرین است.
بی نظمی در کار و زندگی خانوادگی و اجتماعی و عدم احساس مسئولیت و تضاد با اطرافیان و ناسازگاری و ایجاد زمینه برای برانگیختن بیمار به ارتکاب جرم، جرایم منکراتی و منافی عفت و بالاخره انحطاط اخلاقی و اجتماعی به گونه ای که آبرو  و عزت نفس فرد را از میان می برد که جزء دیگر آثار اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر به شمار می رود.
(علل اعتیاد جوان و نوجوانان از نظر روانشناختی ………….. کوکبی، مهدی ۱۳۸۳)
تعریف و انواع مواد مخدر و روان گردان:
– تعریف دارو :
دارو تعریف های مختلفی دارد هرکس دارو را به یک شکل تعریف می کند تعریف سازمان بهداشت جهانی دارو را اینگونه تعریف می کند:
«هر ماده ای که وقتی وارد بدن موجود زنده شود موجب تغییر یا تعدیل در خاصیت یا عمل موجود زنده گردد.»
تعریف مخدرها :
تعریف سازمان بهداشت جهانی از ماده مخدر این است: «هر ماده ای که پس از وارد شدن به درون ارگانیزم بتواند به یک یا چند عملکرد از عملکردهای آن اثر بگذارد ماده مخدر است.»
این تعریف مصرف کنندگان مواد مخدر را افراد غیرطبیعی نمی داند و دارای این مزیت است که همه مخدرهای قانونی و مخدرهای غیرقانونی نظیر: هروئین و ال.اس.دی. را در بر می گیرد.
– مخدرها به لحاظ شدت خطر به ۲ گروه تقسیم می شوند:
۱- مخدرهای سبک :
در مقابل مخدر سنگین گروه بندی و اصطلاحی است که برای مخدرهای بی خطر آورده شده است.
۲- مخدرهای سنگین :
اصطلاحی است برای تعدادی از مخدرها در مقابل مخدرهای سبک به منظور آن نوع مواد مخدری است که آنها را خطرناک تلقی می شوند.
۳- مواد تنفسی: برای ایجاد سرگیجه، بی خیالی و سردرگمی.
– حلال ها (بنزین، تینر نقاشی، مواد غلط گیری)
– گازها (فرئون، نیترواکسیدها، افشانه ها)
– چسب ها (لاک، سیمان پلاستیکی، چسب هواپیما)
– شوینده ها (لکه برها، مواد خشک شویی، پاک کننده گریس)
۴- مواد توهم زا: ایجاد حالت وهم آلود، احساس شناوری، دریافت های عجیب و غریب از واقعیت، احساسات غیرعادی و شدید، هیجان، شعف.
– کانابینول ها (ماری جوانا، حشیش، THC)

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تاثیر سوء مصرف مواد مخدر بر اختلالات روانی ۱

3,879 views

بازدید

تاثیر سوء مصرف مواد مخدر بر اختلالات روانی ۱
۴٫۷ (۹۳٫۳۳%) ۳ votes
«تاریخچه اعتیاد در ایران»
انسان از چه زمانی مواد مخدر را شناخته است. این سئوال پاسخ دقیقی ندارد ولی مطالعاتی که بر روی آثار مختلف باقی مانده از پیشینیان صورت گرفته است نشان می دهد که انسان از دیرباز به خصوصیات چنین موادی آشنا بوده است. به نظر می رسد این آشنائی مانند اکثر کشفیات به صورت اتفاقی بوده است.
سابقه مصرف مواد مخدر برای اولین بار در زمینه استفاده های طبی و به عنوان دارو و استفاده برای تسکین درد از طریق خوردن یا مالیدن بر روی عضو بوده است.
بنابراین کاربرد اصلی و اولیه شیره خشخاش که قدیمی ترین ماده مخدر است جهت مصارف پزشکی بود ولی در موارد بسیاری از سوی سران و بزرگان به شکل تفننی هم مصرف می گردید.
عصر صفوی را می توان عصر آغاز مواد مخدر به صورت گسترده دانست. اوج مصرف مواد مخدر، بعد از صفویه، به عصر قاجار می رسد.
مصرف مواد مخدر از زمان قاجاریه با فعالیت استعمارگران شکل گرفته است و در واقع شکل سیاهی مواد مخدر از این زمان آغاز می گردد. توطئه پزشکان و مستشاران خارجی و رواج شایعات مربوط به خواص بیشمار تریاک در زمینه های مختلف، باعث رواج بیشتر مصرف و آغاز کشت خشخاش در نواحی مختلف کشور گردید.
هروئین هم در ایران شناخته شد این ماده که در سال ۱۸۹۸ به وسیله شیمیدان سوئدی به منظور مداوای معتادین ساخته شده بود، خود نابودکننده تر، نابودی انسان ها را فراهم کرد.
گسترش و اشاعه این ماده به قدری سریع صورت گرفت که در اندک مدتی کشور ما در ردیف مبتلاترین کشورها قرار گرفت، علت این امر ایجاد سریع لابراتورهای تبدیل تریاک به مرفین و هروئین در کشورهای پاکستان و افغانستان و ارسال و تولید آنها از طریق ایران و مصرف مقداری از این محموله ها در کشور ما بود.
بدینسان مصرف انواع مواد مخدر در ایران رواج یافت. رقم معتادین و مصرف کنندگان مواد مخدر افزایش یافت و طبقات جوان به خیل معتادان پیوستند، به صورتی که تا قبل از سال ۱۳۲۴ اغلب معتادین در سنین بالای ۴۰ سال قرار داشتند، ولی امروزه اکثر معتادین ایران در گروه سنی ۳۵-۲۰ سال قرار دارند.
(پژوهشی نو در مواد مخدر و اعتیاد، قربان حسینی، علی اصغر، تهران، سپهر، ۱۳۶۸)
تعریف اعتیاد:
اعتیاد عبارت است از اینکه فرد به یک کار یکنواخت روی آورد و آن را مرتب و از روی عادت انجام دهد. بعضی از کارها از روی عادت و پشت سرهم به وجود می آید که آن را اعتیاد می گویند. مثلاً سیگار کشیدن یک عادت است و یک اعتیاد.
اعتیاد انواع گوناگونی دارد که بدترین آن اعتیاد به مواد مخدر است. چرا که این مواد یک حالت خاص را در انسان به وجود می آورد که باید این حالت و عادت مرتباً تکرار گردد.
امروزه تعداد زیادی از مردم دنیا معتاد به مواد مخدر هستند. از نظر پزشکی و روان پزشکی امروزه ثابت شده است که فرد معتاد مشکل عقلی و فکری پیدا می کند. دائماً به فکر تهیه مواد مخدر است و او را از جامعه جدا می کند و برای خودش زندگی نکبت بار و دور از اجتماع را به وجود می آورد و خودش را نابود می سازد. به طور کلی اعتیاد به حالتی گفته می شود که فرد به یکی از انواع مواد مخدر اعتیاد و یا همان وابستگی شدید و دائمی را پیدا نموده و در مصرف آن به صورت مداوم و به گونه ای که کاملاً فرد متکی به مواد مخدر یا دارو باشد ولی بعضی از افراد هستند که اعتیاد دائمی نداشته ولی به صورت موردی اقدام به مصرف مواد می کنند که اصطلاحاً به این اعتیاد اعتیاد تفننی می گویند که در صورت عدم ترک به مراتب قدرت روحی و جسمی آنان کاهش می یابد و فرد دچار اعتیاد دائمی می شود.
«عوارض و زمینه های جسمی و روانی اعتیاد به مواد مخدر»
آقای دکتر پژوهنده در بخش دوم تحقیق خود و همان طور که قبلاً اشاره شد، به بررسی زمینه های روانی اعتیاد پرداخته، که در این رابطه خاطرنشان می سازد که عده ای از مؤلفین به کاهش آندروفین ها در مغز و تمایل ناخودآگاه خود به سوی مواد مخدر معتقدند و برخی از محققین در یافته هایشان اساساً در میان عوامل زمینه ای، سه عامل از اهمیت بیشتری برخورداند:
۱- فشارهای روانی           
۲- افسردگی درونی (حدود ۲۰% زمینه اعتیاد را تشکیل می دهد).
۳- شخصیت ضد اجتماعی معتادین
و اضافه می کند که عوامل زمینه ای در میان معتادین ایران به شرح زیر می باشد:
۱- اعتیاد به مواد مخدر با افسردگی همراه بوده است.
۲- اولاً معتادین اغلب دچار علائم بیماری رونی می شوند. ثانیاً کلیه بیماران دچار اختلالات شخصیتی نیستند، بلکه بسیاری مبتلا به نوروزند. (نوروز اختلالات عصبی).
ثالثاً افسردگی بیشتر از اضطراب در این بیماران رایج است. رابعاً علایم اوهام مرضی در این بیماران نسبتاً زیاد است.
۳- معتادان ایرانی از الگوهای باز خود سالم و سازگارانه در جنبه های مختلف خانوادگی، اجتماعی، حسّی و خودپنداری بی بهره اند.
۴- معتادان در معیارهای اضطراب با گرایش به افسردگی، احساس تنهایی، فقر روابط عاطفی، بیزاری و احساس بی کفایتی نمره بیشتری به دست آورده اند.
(بررسی عوارض و زمینه های جسمی و روانی اعتیاد به مواد مخدر، پژومند، نشریه قدس، ۱۸/۴/۷۷)
وابستگی جسمی: حالتی است که پس از مصرف مکرر ماده ای خاص در شخص ایجاد می شود و در صورت عدم مصرف یا از بین رفتن اثر آن، شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر درد، آبریزش بینی، دردهای شدید استخوانی، بی قراری، دل پیچه و … می شود.
وابستگی روانی: سیل به تکرار تجربه احساس رضایت ناشی از سوء مصرف مواد است. به بیان دیگر، فرد با مصرف ماده مخدر، احساس رضایت را تجربه می نماید. این احساس رضایت و خشنودی، میل به تجربه مجدد آن ماده را در ذهن برمی انگیزد که خود باعث تکرار مصرف می شود. در واقع این حالت میل، گونه ای از شرطی شدن است؛ به طوری که فرد عملاً با مصرف آن ماده در موقع ناراحتی، آن را تجربه می کند. در این نوع وابستگی، مصرف کننده علاوه بر ماده مصرفی، به شرایطی محیطی و ادابی که ویژه افراد مزبور است نیز وابسته شود.
پدیده تحمل: سازگاری انسان با ماده مصرفی است و نشانه آن تخفیف و کاهش واکنش های جسمی، نسبت به مصرف مداوم مقدار معینی از یک ماده است. در نتیجه اگر مصرف کننده بخواهد همان حالات را تجربه کند، باید مقدار بیشتری از آن ماده را مصرف کند.
سوءِ مصرف: منظور از سوءِ مصرف مواد مخدر، مصرف هر نوع ماده مخدری است که زیان های جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی به شخص مصرف کننده یا دیگران وارد می کند. به این ترتیب هرگونه ماده ممنوع یا تحت کنترل، بدون هدف درمانی، سوءِ مصرف شمرده می شود.
ترک: منظور از ترک، بازگشت معتاد به دوره بهبودی یا کاهش یا قطع ماده مصرفی است. از علائم ترک اعتیاد مثلاً تریاک، بروز درد در دستها و پاها و ترک حشیش ایجاد حالت تهوع است.
«متغیرها و مفاهیم اساسی پژوهش»
در این پژوهش متغیر مستقل «مسأله سوءِ مصرف مواد مخدر در افراد می باشد».
و متغیر وابسته «اختلالات یا بیماری های روانی بوده» که عمدتاً تأثیر سوءِ مصرف مواد را بر اختلالات روانی در افراد معتاد مورد بررسی قرار می دهیم.
همچنین تأثیر ویژگی های چون سن، نوع جرم، سابقه افراد معتاد، مدت محکومیت، شغل، وضعیت تأهل، تحصیلات و نوع اعتیاد را در میزان شیوع اختلالات روانی مورد بررسی قرار می دهیم.
«مفاهیم اساسی در پژوهش»
۱- اختلالات یا بیماری های روانی
۲- سوءِ یا وابستگی به مواد مخدر
۳- مواد افیونی یا مخدر
۴- اعتیاد
۵- زندانی
۶- غیر زندانی

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

اهمیت آموزش خانواده

7,240 views

بازدید

اهمیت آموزش خانواده
امتیاز به این مطلب!
تشکیل خانواده به واسطه نیاز به پیوند روانی- عاطفی انسان ها که ریشه در خصوصیات فطری دارد . صورت می گیرد.یعنی شکل گیری نهاد مقدس خانوده با ازدواج شروع می شود و لازمه آن وجود آرامش و عدم اختلال است .به عبارت دیگر پیوند و ارتباط اعضای خانواده باید مناسب بوده نتیجه اش آرامش ورهیابی اعضای آن به سوی کمال باشد در غیر این صورت این بنیاد مقدس و جایگاه رفیع رو به تزلزل  می گذارد و نتیجه آن نیز بجز نگرانی برای همه افراد خانواده چیز دیگری نخواهد بود.بنابراین تاثیر وسیع مثبت یا منفی خانواده  بر مسائل مختلف اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی ‍‌ و غیره آشکار می گردد.
خانواده اولین جایگاه زندگی و تربیت و نیز  اولین آموزشگاه فرزند پس از تولد است که اساس شخصیت او شکل می گیرد  پس به لحاظ اهمیت تاثیرا ت خانوده بایستی برای تربیت و صحیح نوگلان زندگی مان محیط ورود ، محیط رشد و زندگی شان یعنی خانواده را از جهت مهیا و مناسب حالشان سازیم تا آنچه را که خواهیم در آینده داشته باشیم ، بپرورانیم .یعنی بدون برنامه و آمادگی لازم نمی توان انتظار داشت که کودک ، بسیار خوب تربیت شود .پس برای تربیت صحیح باید خود وخانوده را با این کار مجهز کنیم .شاعر گران قدر ، حافظ شیرین سخن این مطلب را بسایر خوب بیان نموده است:

مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی
                                      چنانچه پرورش می دهند می رویم   
بدین ترتیب اهمیت و جایگاه خانواده در تربیت مشخص می شود اما آنچه در اینجا مطرح می گردد این است که چگونه می توان این  نهاد مقدس رابه معنای حقیقی خود . آن طور که شایسته است برای فرزندان و سایر اعضای خانوده آماده ومجهز نمود ؟ در جواب باید اذعان داشت که بهترین را و ابزار در این امر ، آموزش به افراد خانواده، به خصوص والدین محترم است .
ضرورت آموزش خانواده
هنگامی که با ازدواج یک خانواده جدید تشکیل می شود ،تاثیر گذاری و  تاثیر پذیری اعضای فعلی(زن ومرد)بر یکدیگر نیز آغاز می گردد.دامنه این تاثیرات با ورود افراد جدید به خانوده ، یعنی فرزندان و سایرین (بستگان زن ومرد) روز به روز بیشتر  می شود که محصول آن شبکه ای از روابط بین اعضا است.اگر خانوده رابه  یک مدرسه مدرسه کوچک تشبیه کنیم زن ومرد یا پدر و مادر به عنوان مدیران خانواده در قبال آن مسؤلیت مشترک دار ند چرا که در خانوده ارزشها و آرمانهای فرزندان شکل می گیرد بنابر این پدر و مادر باید اطلاعات و تجربیات لازم را برای ایفای نقش مطلوب خود کسب کرده باشد .از طرفی ، مرد و زن جوان آگاهی و تجربه لازم را در این زمینه ندارند و طبیعتاً به شیوه مطلوب عمل نمی کنند .همچنین نمی دانند که چگونه و از چه طریق ، راه و روش زندگی و تربیت صحیح را بیاموزند در اینجاست که ضرورت آموزش خانواده خود نمایی می کند از طریق آموزش به اعضای خانواده و خصوصاً آموزش به والدین است که می توان خانواده را از سیر به سوی نابسامانی نجات داد.
از جانب دیگر در جهان امروز که علم ودانش وفن آوری لحظه به لحظه در حال تکامل است ، اطلاعات جدید به سرعت منتقل می شود و دنیا به یک دهکده جهانی تبدیل شده است .به دنبال این امر فرهنگها نیز در حال تغییرند ؛چرا که ارزش ها ، آداب و رسوم، رفتارهای خانوادگی و اجتماعی و به طور کلی فرهنگهای مختلف از اقصی نقاط جهان در قالب فیلم های مختلف با  موضوعات علمی و هنری ، سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت ، مهمانی ها و جشن ها و غیره در کمترین زمان بر بال تکنولوژی ارتباطات سوار شد در گستره دنیا در اختیار ساکنین هر منطقه قرار      می گیرد و چه بسا که در این امر اهداف استعمارگرانه به شکل بسیار مرموز و خزنده نهفته است .به طور کلی محصول و نتیجه این است که خانواده در برابر خطر ها و آسیب های اجتماعی قرار گرفته و تحولات بسیاری درجوامع ایجاد شده است.
دامنه این تحولات اجتماعی و تاثیر جریان فرهنگی فوق به لحاظ خطر ها و آسیب های ناشی از  آن برای سایر جوامع به قدری قابل اهمیت و نگران کننده بود که در جهت کاهش تاثیر آن سال ۱۹۹۴ میلادی از طرف سازمان علمی و فرهنگی ملل متحده (یونسکو) به عنوان سال جهانی خانواده اعلام شد.
بدین ترتیب به نظر می رسد که آن چه می تواند خانواده را از خطر ها و آسیب های اجتماعی قرن کنونی نجات دهد ، آموزش است ، آموزشی که متناسب با تغییرات لحظه به لحظه عصر حاضر ، بطور صحیح  و مستمر به خانواده ها ارائه می شود.
جایگاه خانواده در تربیت آدمی و اهمیت آموزش اعضای آن:
یکی از نهادهای مهم وموثر در تکوین شخصیت و تربیت کودکان و نوجوانان ، نهاد خانواده است.
نهاد خانواده را از جمله عمومی ترین نهاد های اجتماعی می دانند که در تمام جوامع وجود دارد و مهمترین تکیه گاه . محور زندگی اجتماعی است.
این  نهاد در همه جامع ها پذیرفته شده و توسعه یافته است . به عنوان مهمترین پایگاه انتقال عناصر فرهنگی ، عقاید ، آداب ، سخن ، دانش ها و مهارت ها …به نسل جدید معرفی شده است.
زیرا خانواده از یک سو زمینه ساز شکوفایی استعدادها و رشد جسمی،  اخلاقی ، اجتماعی ، عاطفی و عقلانی کودکان و نوجوانان است و از سوی دیگر عامل موثری در ایجاد فرهنگ و تمدن بشری به شمار می آید.
لذا صاحب نظران تعلیم و تربیت نهاد خانواده را موثرترین نهاد برای آموزشی و پرورشی غیر رسمی و اولین فضای مساعد برای ایجاد عادات مناسب تربیتی         می دانند .
اولین فردی که در خانواده نقش سازنده و اساسی دارد ، مادر است . مادر زمینه ساز جسم کودک و پایه گذار عواطف وی و بنیان گذار شخصیت کودک است .و همچنین مادر اولین آرامش دهنده روانی کودک و معلم اخلاق و آداب اجتماعی وی است.
دومین رکن خانواده پدر است .پدر درخواست کننده تشکیل خانواده ، پدر تامین کننده و سامان دهنده اقتصاد خانواده و پدر رهبر ومدیر نهایی خانواده و مسئول تحقق اهداف خانواده است.
وقت پدران واوقات فراغت آنان ،شغل پدران و میزان کار آنان ، نگرشها و ارزشها و اعتقادات پدران ،شیوه های مدیریت و هدایت آنان در خانه . چگونگی ارتباط پدر با اعضای درون و برون خانواده ،عزت نفس و اعتماد به نفس پدران ، محبت و عشق آنان به فرزندان ، سطح تحصیل و سواد و فرهنگ و  نوع مطالعات پدران در تکوین شخصیت کودکان تاثیر بسزایی دارد .
بنابراین نقش پدران و مادران و تاثیر عمیق و گسترده آن در ایجاد وجود کودکان و نوجوانان ایجاب می کند که به صورت های مختلف آموزش ببینند و با جدیدترین اطلاعات و منابع مربوط به مدیریت خانواده و شیوه رفتار با فرزندان آشنا گردند که این لازمه آموزش پدران و مادران با استفاده از استادان آموزش خانواده می باشد.
برنامه ریزی آموزشی خانواده
امروزه با توجه به صنعتی شدن جامعه ،گسترش زندگی شهر نشینی ،پیچیده شدن نیاز و ادراک کودکان ، نوجوانان و جوانان، آموزش خانواده به یکی از مسائل بسیار مهم و قابل توجه کشور ها تبدیل شده است بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت کوشیده اند با اتخاذ تدابیر لازم ، کارایی و اثر بخشی دوره های آموزشی خانواده را بهبود بخشند اماآموزش خانواده به دلیل پیچیدگی تامل بسیار می طلبد.
آموزش مرکب  از دو واژه ( آموزش ) و (خانواده) است .آموزش فرایند پیچیدهای است که طی آن فرد مهارت های مورد نیاز برای انجام دادن یک عمل یا وظیفه را کسب می کند.یا این مهارت ها در او بیشتر می شود.
در طی فرایند آموزش ، موجباتی فراهم می آید تا تجربه های یادگیری به وقوع بپیوند و باعث اثر بخشی و کار آیی بیشتر شود.
اما (خانواده) عبارت است از یک نوع اجتماع یا سازمان که در این سازمان افراد متفاوت ، وظایف مشترک . گوناگون ، حقوق متقابل ، روابط شخصی ، منافع مشترک ، اهداف معین و مناسبات رویارویی و پایداری دیده می شود.
در آموزش خانواده هدف این است که طی یک فرایند پیچیده اعضای خانواده (پدر و مادر ، فرزند) دانش و مهارت های لازم را بیاموزند تا بتوانند:
وظایف خودرا در خانواده بشناسند و به خوبی انجام دهند.
نقش های خود را در خانواده بشناسند و به خوبی اجرا نمایند.
حقوق خود و افراد خانواده را بشناسند . به آن احترام بگذارند.
ارتباط انسانی را بشناسند و ارتباط سالم برقرار نمایندو ……
این دانش ها و مهارت ها از جنبه نظری و کاربردی واقعاً دشوار است دلیل این دشواری عبارت از این است که : اولاً اجرا کردن نظریه در عمل فی نفسه کار دشواری است .ثانیاً : نیاز به تجربه اندوزی دارد ، و از آن جا که سر و کار مابا انسان است ، تجربه اندوزی از طریق آزمایش و خطا باید به کمترین حد برسد برای انجام این فرایند پیچیده لازم است آموزش خانواده با اصول علمی مدرن انجام گیرد.


3+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

نظریه پرداز تالکوت پارسونز (جامعه شناس)

4,266 views

بازدید

نظریه پرداز تالکوت پارسونز (جامعه شناس)
۴٫۵ (۹۰%) ۴ votes
تالکوت پارسونز مشارکت زیادی در نظریه پردازی جامعه شناختی داشته است. حتی منتقدین او در این مسئله توافق دارند، البته او منتقدین بسیاری دارد پارسونز نظری را ارائه داد که شاید از نظر همه دیدگاه های جدید فونکلسیونی درباره نظام های اجتماعی بسیار بحث انگیز باشد بحث درباره نظریه پارسونز را باید با در نظر گرفتن آن به عنوان یک سنتز آغاز کرد. افکار پارسونز بر مبنای یک چارچوب نظری بسط یافت، اگر چه غالبا چسباندن انگ فونکلسیونی به کار او درست است. اما نباید وی را همیشه رد این مکتب یافت. خود او هم هیچگاه بر آن نبود که نامش با مکتبی گره بخورد تحصیلات اولیه او در هنر و اقتصاد بود، استفاده اش از نظریه وبر، نمایانگر علاقه او به تاریخ اقتصادی است، به علاوه، از روانشناسی نیز بهره ای داشت.
با این وصف نظریه پارسونزی در خلال تکامل چهل ساله خود از منابع مختلف به سادگی دست چین نشده است. تک تک آثار نقش مهمی در این زمینه داشته است، مضافا این که وی همزمان با یافن اجزاء طرحی برای وحدت بخشیدن آن ها به وجود آورد.
معمولاً، این طرح وحدت بخش را نظام پادوفزی می نامند، و در اینجا عمدتا این طرح مفهومی با این نظریه الگو است که مورت بحث قرار خواهد گرفت.
هدف
هدف همه نظریه های، تبین است. هدف کلی پارسونز با هدف همه نظریه پردازان اجتماعی دیگر یکی است. او درصدد تبیین مسئله نظم است یعنی می خواهد بداند چرا نظم اجتماعی وجود دارد. پارسونز احساس می کرد که آثار اولیه اش در این زمینه، تجربی هستند، اما او از واژه تجربی به روش عجیبی استفاده می کرد. روش تجربی اوتحقیق در آثار منتشر شده قبلی بود تا ببیند این آثار چگونه نظم را تحلیل کرده اند. احساس پارسونز این بود که بسیار از این نویسندگان مسیر درستی را انتخاب کرده بودند. اگر چه همه آن ها دست کم بخشی از حقیقت را نادیده گرفته بودند لیکن نکات ارزشمندی در این نظریه های رقیب وجود داشت. سنتر پارسونز این بود که وحدتی در بخش های همگرای (یعنی بخش های شبیه به هم، اگر چه در شکل های بیانی متفاوت) سایر نظریه پردازان به وجود آورد، تا سپس بتواند نظریه کاملتری درباره نظم اجتماعی از آن ها ارائه دهد. وی برای نیل به این هدف به سه عنصر نیاز داشت؛
۱) بخشی از آثار این افراد که می توان آن را محتوای نظریه پارسونزی دانست، ۲) یک زبان و ۳) یک طرح مفهومی که براساس آن این آثار با هم تالیف یابند. زندگی حرفه ای پارسونز به عنوان یک نظریه پرداز دارای ویژگی هایی است از جمله تدقیق بی وقفه، طرح مفهومی که مورد نظر او بود، تقویت محتوای آن، و استفاده جامعه شناسی فراوان و متنوع از آن ها، پارسونز هرگز جمع کننده اطلاعات نبوده است. بلکه قوت او در مفهومی کردن تفسیر کردن حوادث و سازمان دادن افکار است. این نقطه قوت ناشی از هدف اصلی او در وحدت بخشیدن به بینش های مختلف درباره نظم اجتماعی و افزودن نظر خود بر آنها بوده است.
عناصر اولیه نظام پارسونزی
اراده گرایی
پارسونز می دانست که از چه اشتباهاتی باید پرهیز کرد. در درجه اول نظریه باید مبتنی بر اراده گرایی باشد و نباید افراد را به عنوان اجزای بی فکر تصور کنید، بلکه باید تاکید کند که اشخاص می توانند با تلاش های معقول و عاطفی خود دریابند که چگونه عمل کنند پارسونز می خواست از مهملاتی که با تاکید بیش از حد بر اراده گروه و امثال آن همراه است، اجتناب کند، او آن تصویر از جامعه را که در آن هی فضایی برای بروز فردیت وجود نداشته باشد، نمی پذیرد.
پارسونز ضمن مقاومت در برابر این افراط، از تفریط در فرد گرایی نیز می پرهیزد. گفتن این که کل حیات اجتماعی از کنش های فردی و کنش های مبتنی بر ارزیابی فردی شکل میگیرد، می تواند به جای تصویر نظم به تصویری از هرج و مرج منجر شود. شواهد تجربی نشان میدهد که اشخاص مستقل از ارزش ها و تصمیمات دیگران، تصمیم نمی گیرند هدف پارسونز یافتن مبانی نظریه ای بود که بتواند هم از فردگرایی افراطی و هم از جبرگرایی افراطی اجتناب کند.
عقلانیت
پارسونز باید از تله های دیکر نیز پرهیز می کرد یکی از این ها عقلانیت بود به نظر پارسونز مطرح ساختن این نکته که اشخاص عقلانی رفتار می کند اگر منظور از عقلانی این است که اشخاص همیشه همه گزینه های کنش خویش ار می شناسند و دقیقا آن نتیجه ای را که هر یک از گزینه ها خواهد داشت می دانند و همیشه کنشی را انتخاب می کند که با کارآ ترین گزینه متناسب باشد مهمل خواهد بود. پرواضح است که عقلانیتی از این نوع وجود ندارد و پس چه چیز دیگری وجود دارد؟ پارسونز این فکر را به طور کامل رد نمی کند که افراد با علم به نتیجه مورد نظرشان رفتار می کنند یا این که آن ها کاری را انجام می دهند که به نظر می رسد به یک نتیجه قابل پیش بینی منتهی می شود وی طرح اهداف وسایل را می پذیرد اما فکر تبعات دقیق عقلانیت است.
ایستارهای ارزشی
نفی عقلانیت بی قید و شرط، موجب نفی مسئله ای بزرگ است و آن این که چه مکانیسم های در کل در تنظیم کردن گزینه های انتخاب و نظم موثرند؟ علم اقتصاد با رجوع به شکل نهاد گرایی به این سوال پاسخ می دهد.
پارسونز به علت تحصیل در رشته اقتصاد، می دانست که تلاش ها براساس استفاده از نظریه کلاسیک اقتصاد که در بسیاری از موارد به دلیل استفاده فرض تصادفی بودن امیال با شکست روبرو شده است، موجه نیست. خواسته ها به طور مجزا، ان چنان که گویی در خلاء قرار دارند، بروز نمی کنند. به طور کلی نوعی تاثیر گروهی، آشکارا، خواسته های فردی را در حصر الگوهای منسجم تر قرار می دهد؛ این الگوها را می توان ایستارهای ارزشی به لحاظ فرهنگی متعین نامید. پارسونز میدید که اقتصاد دانان دانشگاهی فرض می کنند که برخی از رفتارهای انسانی بر اراده گرایی و رفتار فردی عقلانی مبتنی است ضمن آن که انسان ها به زیور مجموعه های به لحاظ اجتماعی معتبر و محدودی از گزینه ها تجهیز می نمایند، و بدین ترتیب شرط محدود کنده ای را بر اقتصاد کلاسیک افزوده اند. اما پارسونز، فقط موضوع محدودیت گزینه ها را پذیرفت و ایده اساسی ایستارهای ارزشی را به طرح خود افزود.
به منظور بسط نکته نظر ایستارهای ارزشی، لازم است به نکات بیشتر اشاره شود. به این نکته باید اشاره کرد که جامعه آنچه را آنچه را اعضایش ارزشمند در نظر می گیرند، معین ومحدود می کند مسئله دیگر این است که محدودیت ها از جا ریشه می گیرند و از  چه نوعی هستند آیا باید آن ها را محدودیت های شناختی دانست که تمام افراد جامعه به لحاظ عقلی آن را موجه دانسته و عالما آن را پذیرفته اند؟ به اندازه کافی دلیل بر نفی این اعتقاد وجود دارد. حداقل به یک دلیل، محدودیت های جسمی از این نوع می تواند به راحتی زیان آور باشد، واحتمالا به رشو هایی به وضوح محدود کننده تر از ان روش هایی که درجامعه بشری مشود است،می انجامد به علاوه شواهد زیادی وجود داردکه نشان می دهد اشخاص از نظر عاطفی عمیقا به قساوت ها و ارزش هایتان وابسته هستند، و معمولاً نمی توان این عقاید را کاملا بر بنیانی عقلی تعلیل کرد. بنابراین نتیجه گیری موقتی پارسونز آن بود که ایستارهای ارزشی باید به عنوان بیان احساسای که ریشه در حیات جمعی اجتماع دارند، در نظر گرفته شوند همیهش نمی توان این ایستارها را با عقل و استدلال تعلیل کرد.
به علاوه، ایستارهای ارزشی مشتقل شده از اجتماع یک ویژگی حیات جسمی است و مستقیما قابل انتساب به افراد نیست. در تولید این ایستارها و شیوه های ارزشگذاری نکته ای وجود دارد که نمی توان آن را از زمینه اجتماعی شان جدا نمود. این ویژگی اجتماعی ایستارها را به عنوان امری خارجی برای هر یک از اعضاء جلوه گر می سازد. هر شخصی می فهمد که ایستارهای ارزشی از آن فکر خود نیست؛ بلکه در تجربه او به صورت ویژگی خارجی از همان او متجلی می شود. این ایستارهای برای او ضرورت تخیلاتی ذهنی را دارد که او در آن ها شریک است ضمن آن که بیرون از او هستند.
سنتز مقدماتی
اکنون سنتز پارسونز از نظرات متعدد درباره کنش اجتماعی به تدریج هویدا می شود. او امیدوار است کنشی را تعلیل کند که تحت کنترل و تعیین نبوده بلکه مبتنی بر اراده افراد است. چنین کفشی در اجتماعی در رخ می دهد که به طور کلی قدرتی انتزاعی برای تعیین تناسب نش ها و شیوه های ارزشگذاری شده داشته باشد اما، اهداف نمایی کنش بر مبنای عقل تعیین نمی شوند گرچه اشخاص بر اساس خرافات یا میل غریزی عمل نمی کنند، اما می توان انتظار داشت که انتخاب گزینه ها و تعیین اهداف و وسایل مبنایی عاطفی و غیر منطقی داشته باشد. به گفته پارسونز می توان تاثیر ایستارهای ارزشی ناشی از اجتماع را یک ویژگی اجتماعی دانست در این معنا روح، اجتماعی که می توان آن را فرهنگ هم نامید، فی نفسه دارای وحدت و انسجایی است که خود را بر افراد به عنوان موجودی خارجی از آگاهی شخصی شان تحمیل می کند.
نظام ها و محیط ها
اکنون، می توانیم یکی از طرح های کلی فونکلسیونالیزم را با افکار پارسونز مقایسه کنیم. پارسونز فعالیت های اجتماعی ارادی را که در نتیجه قدرت اجتماع در تعیین و تعریف کنش در یک فرایند وحدت بخش، شکلی منسجم می یابند. بینش سیستمی کنش اجتماعی نامید روش است که خود کنش ها تصادفی نیستند. بلکه، منظم و هنجاری می باشند به علاوه، به شیوه ای به سامان منظم شده اند؛ در وضعیتی مشابه، رفتارهای مشابه احتمالا پاسخ های مشابهی خواهند داشت، این نتیجه گیری پارسونز از داه های جامعه شناختی روزمره این امر فی نفسه یک ایده معمولی است اما پارسونز مفهوم نظام سیستم را در مورد این واقعیت به کار می برد.
وقتی که پارسونز کنش را به عنوان یک نظام در نظر می گیرد این نکته مطرح می شود که شاید همسانی های خاصی رد خودنظام کنش وجود دارد. این همسانی های نظام کنش ذاتا انتزاعی هستند زیرا محدودیتی بر کنش اجتماعی اعمال نمی کنند، بلکه انواع مختلف کنش و انواع مختلف وضعیت ها را محدود می سازند نظام های کنش برخود کنش اعمال محدودیت و فشار نمی کند، بلکه انواع کنش را محدود می سازد. مثلا، باید انتظار داشت که هنگام خرید از یک فروشگاه شیوه های رفتاری همسانی وجود داشته باشد این همسانی ها از نظر نظام یافتگی کنش که به اقتضای روابط اجتماعی نزدیک در بین اعضاء یک خانواده صورت میگیرد، متفاوت است نظام کنش، همسانی در جهت گیری ها، ارزش گذاری، و تفکر مقتضی با وضعیت ها را پدید می آورد، و مردم با به سوی ایفای کنش های نوعی در یک قالب نوعی می کشاند، اما این کنش ها را نمی توان به این دلیل که کنش های نظام داری هستند به شیوه ای ملموس از قبل تعیین نمود.
فونکلسیونالیست ها می گویند که نظام به منظور بقاء خود، در ارتباط با رفتار اعضایش انتظارات مشخصی دارد این همان ایده ضروریات نظام است اگر استنباط ما از این اشکال نظام های کنش اجتماعی انسانی مثل پارسونز باشد، باید به این نکته که کنش اجتماعی انسانی عملا چیست، با دیدی عامیانه بنگریم. یک عمل اجتماعی مشتمل بر مجموعه ای از انتخاب هایی است که توسط عامل صورت می گیرد کنش ها، معطوف به موضوعات اجتماعی، از جمله سایر مردم یا گروه ها است. بنابراین، در زمره اولین انتخاب ها این مسئله مطرح است که عامل، موضوع را چگونه می بیند. پارسونز این چگونه دیدن موضوعات را که مسئله ای عمومی است مسئله نظام جهت گیری های عامل می نامد آیا این موضوع ارادی است یا نه؟ اهمیت این موضوع برای عامل چیست؟ و غیره. پارسونز جهت گیری عامل را با ارجاع به انگیزه  و ارزش طراحی کرده است.
پارسونز این انتخاب های جهت دار را استاندارد شده می داند در اسا دو نوع انتخاب جهت دار وجود دارد و هر یک از آن دو نوع نیزع به دو بخش فرعی تقسیم می شود، اول این که عامل در ارتباط با تصمیم گیری درباره این موضوعات با دو معضل درباره ایستار های خود نسبت به آن موضوعات روبرو است. دوم آنکه باید مشخص کندکه چه جهت گیری انگیزشی نسبت به آن ها اتخاذ خواهد کرد.
در ملاحظه ایستار عامل نسبت به یک موضوع، ابتدا، دو انتخاب وجود داردکه باید انجام گیرد:
۱-    آیا عامل باید از موضوع مورد نظر خشنود باشد و تحت تاثیر آن باشدع یا از این امر باید اجتناب شود؟
۲-    آیا عامل بدون این که خشنودی خود را در نظر بگیرید، باید به موضوعی روی آورد، یا صرفا هدف خشنود سازی خود را باید دنبال کند؟
عاملان در ارتباط با انتهاب های انگیزشی موضوعات، با مجموعه دیگری از معضلات مواجه هستند.این عضلات درباره چگونگی ارتباط با هر موضوع با عامل، یا هر یک از موضوعات با یکدیگر است.
۱-    اهمیت یک موضوع ممکن است به علت ارتباط خاصی باشد که آن موضوع با خود عامل دارد، و برای افراد دیگر بی ارزش باشد. یا ممکن است اهمیت یک موضوع به علت ویژگی های خاص آن موضوع باشد و هیچ ربطی با عامل نداشته باشد.
۲-    موضوع ممکن است در ماهیت خود مهم باشد، یا به دلیل کاری که انجام می دهد با اهمیت تلقی شود. اولی یک کیفیت ذاتی است، و دومی مربوط به عملکرد آن است.
متغیرهای الگو
پارسونز این جفت های معضل انتخاب را متغیرهای الگو می نامد. اکنون متغیرهای الگو را به همان نامی که پارسونز بر آنها نهاده است، متذکر می شویم:
عاطفی بودن در مقابل         معضل احساس خشنودی در مقابل
بی تفاوتی عاطفی           اجتناب از خشنودی
مخص بودن در مقابل        معضل جهت گیری به کل موضوع در مقابل
پراکنده بودن           جهت گیری به بخشی از آن
عام گرایی در مقابل       معضل عمل نسبت به موضوع در پرتو روابط
خاص گرایی          خاص آن برای عامل در مقابل عمل نسبت به موضوع به علت ویژگی های عام آن
مسائل نظام
اکنون در اینجا به بازسازی بینش پارسونز در زمینه مسائل ثابتی می پردازیم که نظام های اجتماعی به منظور بقاء باید آن ها را حل کنند. بنابراین با استفاده از متغیرهای الگو می توان ایستارها و انگیزه هایی را که برای حل این مسائل اتخاذ می شود، توضیح داد. پارسونز با این شیوه می تواند جنبه های انتزاعی نظام اجتماعی را با اجزاء کنش ارادی فردی با هم در آمیزد.
یک مورد متنازل از یک نظام اجتماعی را در نظر بگیرید، دو نفر در یک ایستگاه راه آهن، کنش هایی که این دو مشخص نیست به یکدیگر دارند، این نظام کنش را می سازد و سایر افراد و خود عمارت ‌[منظور ساختمان ایستگاه راه آهن] محیط را می سازد. حالا اگر این نظام بخواهد کاری انجام دهد، باید انرژی صرف کند. البته، این انرژی را مشارکت کنندگان در کنش فراهم می سازد، اما هدفی را که این انرژی رو به سوی آن دارد، مشکل دیگری است؛ این هدف هم توسط امیال شخصی و افراد و هم توسط صور روابط اجتماعی بین مشارکت کنندگان و هم توسط محیط تعیین می شود اگر دو نفر موردنظر ما در ایستگاه راه آهن تمایل به گفتگو داشته باشند، هدف متقابل در ارتباطات آن دو نفر در بر گیرنده موضوعاتی از این قبیل است که چه صدای گوش خراشی می آید چه کسی می تواند صدایی بشنود کجا می توان نشست و امثال آن، بنابراین انجام این عمل ساده شامل تصمیمات پیچیده ای است که کل جنبه های نظامی و محیطی روابط را در بر می گیرد این مورد دو مشکل عمومی نظام را مطرح می سازد که اولی، انطباق (زیستن و عمل کردن در یک محیط معین) ودوم، دستیابی به هدف (تعیین یک هدف و مصرف انرژی برای تحقق آن به منظور منطبق کردن نظام کنش با محیط آن) است زمانی که یک نظام با صرف انرژی به سوی یک هدف، مشکل انطباق را حل می کند، حتما آن نظام در معرض پیامدهای درونی قرار خواهد گرفت انرژی صرف شده از بین خواهد رفت، و برای حل مشکل ممکن است چیز جدید با نظام در آمیخته شود. نظام اجتماعی در کل بعد از حل مشکل انطباق به شیوه متفاوتی در خواهد آمد. چنین تفاوتی مسئله سازگاری مجدد را مطرح میکند که پارسونز آنرا یکپارچگی نامیده است. در نهایت، اگر نظامی که یکپارچکی مجدد یافته به کنش ادامه دهد، باید توانایی حفظ خودش را داشته باشد. پارسونز این مسئله را بقای الگو می نامد. منظور پارسونز آن است که در غیاب فعالیت هایی که برای بقای الگوهای کنش طراحی شده اند، ممکن است یکپارچگی نظام از دست برود. همچنین به نظر او بقای الگو، حالتی از آمادگی [نظام] براس کسب آگاهی نسبت به مسائلی است که از انطباق جدید ناشی می شوند اکنون در می یابیم که صرفنظر از خاص بودن یاخاص نبودن، یا بزرگی و کوچکی و یا برجسته بودن یا برجسته نبودن ظام، کل نظام های اجتماعی با مسائل انتزاعی انطباق، دستیابی به هدف، یکپارچگی و بقای الگو مواجه هستند. پارسونز استدلال منحصر به فردی در مورد اینمسئله که کل نظا ها با مسائل مشابهی مواجه هستند ارائه داده است. هر چیزی که به عنوان نظام در نظر گرفته شود، با این مسائل روبروست. پارسونز، هم روابط اجتماعی و هم نظام های فرهنگی و نظام های شخصیتی را با به کار بردن این طرح مورد تحلیل قرار میدهد.
اکنون به منظور پی بردن به این نکته که چگونه ممکن است معضل انتخاب با مسائل کلی نظام در آمیخته شود، به متغیرهای الگو بر می گردیم اگر چه ممکن است واژه های بسیار جدیدی استفاده نماییم، اما اصل راهنما هنوز نسبتاً ساده است. متغیرهای الگو احکام کلی درباره جنبه های عام کنش اجتماعی انسان هستند این متغیرها مقدمه عمل رفتار اجتماعی در ارتباط با موضوعات است و الزامی  می باشد متغیرهای الگو چگونه می خواهد مسائل عمومی نظام در انطباق و دستیابی به هدف، یکپارچگی و بقای الگو را با کنش ارادی در آمیزند، پارسونز ابتدا باید براساس کنش شخصی تبیینی از نظام اجتماعی ارائه دهد و سپس براساس کنش اجتماعی، کنش شخصی را تبیین کند.
ابتدا مسئله انطباق را توضیح می دهیم. انطباق، هم نوایی نظام اجتماعی با محیط خود اوست. جنگ که در آن دو جامعه بقای یکدیگر را مورد تهدید قرار می دهند نمونه برجسته یک بحران انطباقی است بدون هیچ تردیدی دشمن فعال چیزی نست مگر جنبه خصمانه محیط.
یک رفتار جنگی را براساس متغیرهای الگو در نظر بگیرید اول اجاهز بدهید به جای خاص گرایی، عام گرایی را در نظر بگیریم در جنگ جهت گیری عاملان به امور جنبه ای عام گرایانه دارد، یعنی باید موضوع (دشمن) را به عنوان عضوی از یک طبقه از اشیاء (که دشمنان نامیده می شود) در نظر گرفت اگر یک سرباز دشمن را صرفا به عنوان فردی خاص در نظر بگیریم ذهن ممکن است بر انسان بودن او تاکید بیش از حدی نماید و در چنین حالتی ممکن استاز نظر روانی، کشتن چنین فردی امکان پذیر نباشد، و او نیز نباید چنین اشتباهی را در مورد ما بکند.
در هر حال انطباق در جنگ چیزی مانند قتل  از روی تمرد نیست. دومین متغیر الگو، یعنی خاص بودن در مقابل پراکنده بودن، می گوید که علاقه به دشمن امری خاص است، صرفا تا زمانی که او کنش خصومت آمیز علیه شما انجام میدهد شما با او مخالف هستند بر مبنای کل وجود او نیست که تصمیم می گیرد که مقابل او چگونه باشید، بلکه این تصمیم بر اعمال او به عنوان یک دشمن مبتنی است.
متغیر الگوی بعدی عملکرد در مقابل کیفیت است. در بحران های انطباقی مانند جنگ، سر و کار موضوعات پر دردسر (دشمنان) به علت کاری است که آنها انجام می دهند، نه به خاطر این که آن ها چه هستند پارسونز این نوع سمت گیری نسبت به موضوع را عملکرد نامیده است. در نهایت باید گفت که منضم ساختن احساس های عاطفی و هیجانی به موضوع انطباق پذیری کاری شایسته نیست هر کس می داند که سربازان هنگام کشتن دشمنانشان معمولاً آنها را به عنوان انسان در نظر نمی گیرند. قید عاطفی بودن بروز و یا هرگز بسط نمی یابد. بی تفاوتی عاطفی، مبنای جهت گیری است.
بیایید با روشی ذهنی تر این موضوع را به سرعت مررور کنیم زمانی که نظام های اجتماعی با مسائل انطباق پذیری مواجه می شوند بهترنی راه حل برای این مسائل توسط به کنشاجتماعی می باشد که مشخصه ان بی طرحی عاطفی، خاص گرایی عام گرایی و عملکرد است. این چهار متغیر الگو که متناسب با انطباق پذیری هستند، الگوی عامی برای جهت گیری به وجود می آورند اشخاص درگیر در کنش برای بهتر فائق آمدن بر معضلات انطباق پذیری براساس این الگو رفتار خواهند کرد. دراینجا اختصاصا کنش های ملموس مطرح نیست و این الگو توصیف انتزاعی شیوه های سمت گیری و ارزیابی است. اتخاذ چنین شیوه هایی موجب می شود که یک نظام اجتماعی برای انطباق پذیری با محیط اش در موقعیت بهتری قرار گیرد.
بنابرانی اگر یک نقش انطباق یافته، نهادی شود، برای رفتار انطباق یافته در وضعیتی خاص یا چیزی بیشتر از ضروریات عام نخواهد بود.

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد