خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

گنجینه نادر شاه

219 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
عبدالله مریوانی تردید نداشت که اگر دروازه قلعه را نگشاید نه فقط او و سربازانش کشته خواهند شد بلکه عائله و طائفه او ، و سربازانش نابود خواهند گردید . وی بعد از دیدن سر بریده نادر وشناختن آن سر ، فهمید که نادر کشته شده و اگر وی دروازه قلعه را بگشایدو علیشاه را به کلات راه بدهد نادر که وجود ندارد از او بازخواست نخواهد کرد . پس همان بهتر که تسلیم شود و بدان وسیله نزد  علیشاه تقرب حاصل نماید و لذا گفت : ای پادشاه بزرگ ایران وقتی مرکب تو باینجا رسید من نمی‌دانستم که نادر شاه دیگر پادشاه ایران نیست و سلطان جدید کشور ، تو می‌باشی و گرنه رسم عبودیت را بجا میآوردم و اینک برای این که ثابت کنم که رعیت مطیع و فرمانبردار تو هستم ، عهد خود را زیر پا می‌گذارم و هم اکنون دستور می‌دهم که سنگ‌ها را از پشت دروازه بردارند و آن را بگشایند .
علیشاه عده‌ای از مردان افشار را که با او بودند با نردبان بداخل قلعه فرستاد که باهل قلعه کمک کنند وسنگ‌هائی که پشت دروازه چیده شده بود زودتر برداشته شود و هنگام ظهر علیشاه وارد قلعه کلات شد . علیشاه بعد از ورود به کلات به عبدالله مریوانی گفت من نسبت به تو سوء ظن ندارم  و دیدم که اطاعت کردی و دورازه قلعه را بروی من گشودی ولی سربازان تو باید خلع سلاح شوندو بآنها بگو که انعام دریافت خوا هند کرد وانبار باروت هم باید تحت مراقبت سربازان من باشد . عبدالله مریوانی اسلحه سربازان خود را تسلیم کرد وانبار باروت را تحت مراقبت سربازان علیشاه قرار داد .
آنوقت علیشاه گفت برویم بسوی گنج نادرشاه . عبدالله مریوانی گفت ای پادشاه ایران ، کلید گنج کوچک نزد من هست ولی کلید درب خزانه بزرگ نزد خود نادرشاه بود . علیشاه پرسید مگر در اینجا دو خزانه وجود دارد؟ عبدالله مریوانی گفت بلی و خزانه کوچک خزانه‌ایست که گاهی پول میآوردند و در آن می‌گذاشتند و در دستک ثبت می‌کردند  و هر زمان که خود نادرشاه بکلات میآمد پول موجود در خزانه کوچک منتقل بخزانه بزرگ می‌شد . علیشاه پرسید اکنون در خزانه کوچک چقدر پول است؟ عبدالله مریوانی جواب داد پانصد و دوازده هزار نادری .
علیشاه پرسید در خزانه بزرگ چقدر پول موجود می‌باشد ؟ عبدالله مریوانی گفت خدا می‌داند .
علیشاه پرسید مگر موجودی خزانه بزرگ در دستک‌ها ثبت نشده است . عبدالله مریوانی گفت هر چه در خزانه بزرگ هست در دستک‌ها ثبت شده مگر موجودی پول نقد و از میزان موجودی پول نقد جزنادرشاه هیچ‌کس اطلاع نداشت . علیشاه گفت در خزانه کوچک را بگشایند . عبدالله مریوانی کلید درب خزانه کوچک را آورد و آن را گشود و پانصد و دوازده‌هزار نادری موجود در آن خزانه را در دسترس علیشاه گذاشت و گفت از  پادشاه ایران خواهش می‌کنم که یک رسید بمن بدهند . علیشاه گفت برای چه بتو رسید بدهم ؟ مگر من مالک این پول نیستم . عبدالله مریوانی گفت چرا ای پادشاه ایران ، ولی رسم این  است که وقتی از تحویلدار ،‌پولی دریافت می‌کنند ، با و یک قبض رسید می‌دهند تا در آینده راجع بمبلغی که از وی گرفته شده اختلافی پیش نیاید .  علیشاه به قوچه بیک افشار اورموی گفت رسیدی بنویسد و به فرمانده پادگان کلات بدهد . بعد از او پرسید تو در خصوص موجودی خزانه بزرگ چه اطلاع داری ؟ عبدالله مریوانی چند دستک بزرگ را به علیشاه نشان داد و گفت هر چه در خزانه بزرگ وجود دارد در این دستکها ثبت شده غیر از وجه نقد و هر قسمت از اشیای خزانه ، در یکی ازاین دستک‌ها به ثبت رسیده و هر یک از این دستک‌ها دارای دو نسخه است که یکی  اینجا میماند و دیگری پیش نادرشاه هست یا بود . علیشاه پرسید این دستک‌ها چه موقع نوشته می‌شد . فرمانده پادگان کلات گفت  هر زمان که نادرشاه باینجا میآمد و می‌خواستند آنچه در خزانه کوچک است بخزانه بزرگ منتقل نمایند این دستک‌ها نوشته می‌شد . علیشاه یکی از دستک‌ها را برداشت و گشود و دید در دیباچه آن نوشته شده مربوط به شمشیرها و خنجرها و تفنگ‌ها و تپانچه‌های مرصع می باشد که در خزانه بزرگ هست و هزار و پانصد شمشیر و خنجر و هزار تفنگ و تپانچه مرصع، طبق ثبت آن دستک در خزانه بزرگ بود ، دستک دیگر را که بسیار قطور و سنگین بود بدست گرفت و باز کرد و مشاهده نمود که صورت کتابهائی است که در خزانه بزرگ وجود دارد و از روی آن دستک معلوم می شد که در خزانه بزرگ چهل هزار کتاب موجود است .
( توضیح ـ کتابهای خزانه بزرگ نادری کلات ، کتاب‌های کتاب‌خانه سلطنتی هندوستان بود که نادرشاه به ایران آورد ـ)
علیشاه بعد از مشاهده آن دستکه گفت من تعجب می‌کنم نادر که علاقه بخواندن کتاب نداشت برای چه این همه کتاب را در این جا جمع کرده بود . قوچه بیک افشار اورموی جواب داد که نادر ببهای این کتابها توجه داشت نه بآنچه در آنها نوشته‌اند . علیشاه دستک ضخیم و سنگین را نهاد و دستک دیگر را برداشت و مشاهده کرد که در آن دستک شماره تخت ‌های مرصع که در خزانه بزرگ وجود دارد ثبت شده  مشخصات هر تخت ذکر گردیده است . بعد از این که علیشاه از مشاهده اجمالی دستک‌ها فارغ شد درب خزانه بزرگ نادرشاه را از نظر گذرانید و معاینه کرد .
وی دید درب مزبور بسیار قطور و سنگین است و  از عبدالله مریوانی پرسید آیا نمی‌توان این در را بدست یک کلید ساز گشود .
عبدالله مریوانی گفت ای پادشاه ایران ، هیچ کلید ساز قادر بگشودن این در نیست . علیشاه گفت در این صورت آنرا واژگون می‌کنیم .
برادرزاده نادرشاه به سربازان افشاری دستور داد هر چه باروت در انبار بالای خزانه هست با احتیاط از آ‌نجا بنقطه‌ای دیگر که دور از خزانه باشد منتقل کنند زیرا وی عزم دارد درب خزانه بزرگ را با انفجار باروت واژگون نماید و اگر باروت ، همچنان در انبار فوقانی باشد ممکن است منفجر شود .
در حالی که سربازان افشاری باروت انبار فوقانی را به نقطه‌ای دیگر منتقل می‌کردند عده‌ای از سربازان با کلنگ و دیلم که عبدالله مریوانی در دسترس آنها قرار داد زیر آستان درب خزانه بزرگ که در واقع یک دروازه بود ،‌حفره‌هائی ایجاد نمودند و هر یک از آنها را با مقداری باروت پر کردند و فتیله‌های طولانی تا خارج خزانه کشیدند و بعد از این که همه بیرون رفتند ، فتیله‌ها را آتش زدند و دروازه خزانه نادری با صدائی هولناک واژگون گردید .
 پس از اینکه دود باروت متفرق گردید علیشاه و سرداران افشاری و دیگران بسوی خزانه بزرگ نادری روان شدند .
علیشاه موجودی پول خزانه را ضبط  کرد و آنگه طبق عهدی که با چهارتن از امرای دربار نادری ( قاتلین نادر) نموده بود آن پول را با آنها تقسیم نمود به هر یک از آن چهار تن چهل کرور رسید .
می‌گویند در خزانه بزرگ هفتادو پنج صندق جواهر وجود داشته و علیشاه آن  جواهر و تخت‌های مرصع را به نفع خود ضبط کرد و آنگاه امر نمود که هر چه در خزانه هست بین افسران و سربازان او و افسران و سربازان کلات تقسیم شود .
( گنج نادر در کلات که قسمت مهم آن از هندوستان آورده شده بوده بگفته مورخین انگلیسی آن قدر بزرگ بود که ارقام مربوط بآن گنج شبیه به یک افسانه است و هیچ معلوم نیست که آنهمه زر و گوهر وتخت‌های مرصع ( که یکی از آنها تخت طاووس بود ) و اسلحه جواهرنشان و کتابهای قیمتی و زرنگار و منسجوات زرین و سیمین چه شد بدست چه کسان افتاد . )

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

زمان افشاریه

171 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

تارخ-باستان


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

نادر شاه افشار

493 views

بازدید

نادر شاه افشار
۳٫۲۵ (۶۵%) ۴ votes
مختصری از زندگی نادر
       نادر موسس سلسله افشاریه در محرم ۱۱۰۰ هجری در دستگرد (از توابع درگز خراسان) متولد شد. ظاهراً طایفه افشار (اوشار) از اقوام ترک صحرانشین بودند. معروف است که این طایفه از بیم حمله مغول، ترکستان را ترک کرده در آذربایجان استقرار یافتند.
       شاه اسماعیل صفوی شعبه ای از این قوم را به خراسان شمالی کوچاند و در نواحی ابیورد ساکن کرد تا سدی در برابر حملات دیگر چادر نشینان به شهرهای آباد خراسان باشند. قشلاق افشارها در حوالی دستگرد و درگز بود.
       نادر به شعبه « قرقلو» (قرخلو) طایفه افشار انتساب داشت. در خانواده ای فقیر و گمنام پرورش یافت.
       وی در ایام جوانی طی منازعاتی که با ترکمنان و کردان نواحی قوچان ، ازبکان، تاتارهای مرو و جنگاوران هم قبیله خود کرد به دلاوری و بهادری معروف شد. یاران او از ایل افشار و کردان درگز و ابیورد بودند که با او خویشی داشتند. از طایفه جلایر هم سیصد چهارصد نفر به سرکردگی «طهاماسب قلی وکیل» با نادر همراهی کردند.
       نادر در آغاز به طهماسب ثانی که در پی تسلط افاغنه بر ایران در صدد احیای سلطنت رفته بود، پیوست. اما از همان آغاز ، اختلافات و درگیریهای بین او و شاهزاده جوان صفوی رخ داد که سر انجام منجر به خلع طهماسب ثانی شد.
       نادر در این روزها خود را سر گرم تسخیر نواحی شرقی ایران و جنگ با افغانان ابدالی کرد و حوزه فعالیتهای رزمی خود را به آزاد سازی نواحی ساحلی بحر خزر و بیرون راندن قوای اشغالگر معطوف ساخت.
       نبرد سرنوشت ساز نادر با اشرف افغان که به دنبال محمود افغان خود را پادشاه ایران خوانده بود، در ۶ ربیع الاول ۱۱۴۲ هجری در کنار رودخانه «مهماندوست» دامغان رخ داد که به هزیمت سپاه افغان و پیروزی لشگریان ایران انجامید. غلبه دوباره نادر بر سپاه اشرف افغان در کنار دهکده «مورچه خورت» اصفهان در ۲۰ ربیع الثانی ۱۱۴۲ هجری اتفاق افتاد و با آزاد سازی پایتخت صفویان به حکومت افغانها پایان داده شد. اما بقایای سپاه افغان بعد از کشتارهای فراوان در اصفهان و شیراز هنگام فرار به سوی بلوچستان هلاک شدند و سر اشرف افغان نیز به علامت پیروزی قطعی برای نادر فرستاده شد.از این زمان به بعد نادر در صدد قلع و قمع سرکشان محلی و بیرون راندن سپاهیان عثمانی از نواحی شهرهای غربی و شمال غربی ایران بر آمد.
       اقدام ناشیانه شاه طهماسب ثانی در حمله به عثمانیها در جمادی الثانی ۱۱۴۳ هجری و شکست وی در همدان و تن دادن به عقد قرار دادی نابرابر، بهترین بهانه را برای خلع شاه طهماسب صفوی از سلطنت و باز شدن میدان برای دستیابی نادر به حکومت را بوجود آورد. هر چند نادر به تیز هوشی یکی از فرزندان کوچک شاه طهماسب ثانی را به نام عباس ثالث به جانشینی برگزید و خود را پیشکار وی معرفی کرد، در واقع این آغاز به دست گیری سلطنت توسط نادر بود.
       بعد از این فراز و نشیبهای سیاسی، نادر مجدداً با جنگ عثمانیها را دنبال کرد تا محاصره بغداد پیش رفت، در ضمن به زیارت عتبات عالیات پرداخت. نادر در روز ۱۴ ذیقعده ۱۱۴۶ هجری خبر ولادت نوه خود شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا (از خواهر شاه طهماسب ثانی) را شنید. وجود این طفل موجب انتقال «مشروع» سلطنت از خانواده صفری به دودمان افشاری می شد.
       به موازات فتوحات نادر در نواحی قفقاز (حمله به داغستان، محاصره تفلیس، فتح گنجه ، و ایروان) وی مهیای برگزاری «شورای مغان» شد. در ۸ رمضان ۱۱۴۸ هجری در جمعی عظیم از بزرگان و اعان و حکام نواحی مختلف ایران که در دشت معان گرد آمده بودند و با قید شرایطی چند ، رسماً خود را پادشاه ایران خواند و به نام خویش سکه زد.
       در این مرحله از زندگانی جهانگشای خراسانی اقداماتی چون لشگر کشی به قندهار برای جلوگیری از فتنه طایفه غلزائی افغان، حمله به هندوستان و فتح دهلی ، و یورش به بخارا و تصرف خوارزم دیده می شود.
       این لشگر کشی ها گر چه بافتح و پیروزی هم همراه بود، ولی در عین حال نسبت فشار و ستم مالیاتی بر ملت ایران گردید.
       حادثه ای که بعدها تاثیر سوئی بر حکومت خاندان نادر گذارد در ۲۸ صفر ۱۱۵۴ هجری اتفاق افتاد. در این روز نادر حوادثی چند از جمله تیر اندازی و زخمی شدن وی در مازندران موجبات دگرگونی در احوال و شخصیت نادر شد و در نواحی مازندران به یک سلسله اعمال خشونت منجر گردید و به فرمان وی فرزند ارشدش رضاقلی را کور کرد.
       لشگر کشی مجدد و ناموفق نادر به داغستان برای سرکوبی و تسلط طوایف آن مناطق، حاصلی جز زیانهای جانی و مالی نداشت.
       در روابط با عثمانی علاوه بر سعی در بازپس گیری نواحی متصرفی خاک ایران، نادر هماره کوشش می کرد تا روابط حسنه ای از لحاظ مذهبی نیز میان دو کشور شیعی مذهب ایران و سنی مذهب عثمانی به وجود آورد که این امر با سر سختی طرف مقابل به جائی نمی رسید.
       این برخوردها باعث فشار نظامی نادر به عثمانی و تصرف نواحی مختلف عراق و تشکیل انجمن دینی شد، اما بروز شورشهای داخلی در شروان، فارس، و گرگان توجه نادر را از حل مسائل مذهبی منحرف کرده وی را وادار به بازگشت به ایران کرد.
       در آخرین سالهای زندگانی نادر تغییر احوال و اخلاق و سخت گیریهای شدید وی و حاکمانش ، عامل وقوع طغیان هائی در ایالات شد که در این میان شورش «علیقلی میرزا» برادرزاده نادر و حاکم سیستان ، خطری جدی برای حکومت به وجود آورد.
       نادر که ۲ جمادی الثانی ۱۱۶۰ هجری برای سرکوبی شورش کردها، خیمه و خرگاه خود را در «فتح آباد» نزدیک قوچان بر افراشته بود، به تحریک علیقلی میرزا   «برادرزاده اش» و به همدستی چند تن از امرای درباری به قتل رسید.
       به دنبال این واقعه و در اوج هرج و مرجی که همه جا را فرا گرفته بود، سران افشاریه علیقلی میرزا را به نام «علیشاه» و لقب «عادلشاه» به سلطنت نشاندند.
       تمام پسران نادر به هلاکت رسیدند و فقط نوه او «شاهرخ» که ۱۴ سال داشت در مشهد محبوس شد.
       در نیمه دوم قرن هیجدهم ویرانی واحدهای تولید کشاورزی در ایران آغاز گردید و سبب زوال عمومی اقتصاد کشور شد و این امر نیز تضادهای طبقاتی و همچنین تضادهای درونی طبقه فئودال را تشدید کرد.        قیام سال ۱۷۰۹ قبیله افغان قلجی (قلزایی) علیه حکومت فرمانروایان صفوی با پیروزی قیام کنندگان پایان پذیرفت.
       سران قبایل افغان با استفاده از زوال دولت صفوی ، در سال ۱۷۲۱ به ایران لشگر کشیدند. در سال ۱۷۲۲ اصفهان گرفته شد و شاه سلطان حسین صفوی تاج خود را به میر محمود داد. در همین موقع ترکیه ایالات کنار مرزی دولت از هم پاشیده صفوری را تصرف کرد. سلطه استیلاگران افغان و ترک ، ویرانی نیروهای تولیدی کشور را به دنبال خود داشت. بهره کشی وحشیانه مالیاتی، غارت مستقیم، استداد خشن و پیگرد مذهبی، جنبش وسیع آزادی بخش توده های مردم را علیه یوغ بیگانگان به اوج رسانید.
       نادرقلی افشار، سرکرده یک دسته از فئودالهای خراسان، که اوضاع پیش آمده را به درستی ارزیابی می کرد، به اردوگاه طهماسب پسرشاه سلطان حسین که از اصفهان به استر آباد گریخته بود رفت. او پس از متحد کردن قبایل جنگجوی خراسان و مطیع کردن آنها ، به جنگ با افغانان پرداخت و در سال ۱۷۳۰ بود که آنها را از ایران       بیرون راند. عملیات نظامی نادر علیه ترکان نیز بسیار موفقیت آمیز بود: او در سال ۱۷۳۱ ، کرمانشاهان ، همدان و تبریز را دیگر اشغال کرده بود. با وجود این ، بدون جنبش های آزادی بخش و حمایت توده های وسیع مردم ایران، نادر قادر نبود در مبارزه با اشغالگران، پیروز گردد.
       بدون شک، نادر از همان ابتدای فعالیتهای سیاسی خویش، هدفهای آزمندانه داشت. با وجود این، مسأله بیرون راندن استیلاگران اجنبی به خودی خود سبب افزایش اعتبار و نفوذ او در میان محافل مختلف مردم گردید و این امر در سال ۱۷۳۶ موجب «انتخاب» او برای شاهی ایران شد.
فئودالها به دوعلت از نادر حمایت می کردند:
       یکی اینکه : آنها با رام کردن توده های مردم که در زمان جنگهای آزادی بخش علیه افغانان و ترکان فعالیت زیادر از خود نشان داده و فئودالها را متوجه خطری جدی ساخته بودند، سخت علاقه داشتند.
       طبقه فئو دال ، برای سرکوبی کشاورزانی که علیه ستم مالیاتی قیام کرده بودند و نیز برای تعدی به آنها ، به دستگاه جبر و فشار نیرومندی احتیاج داشت.
       دیگر اینکه : در شرایط رکود اقتصادی و خانه خرابی و عدم قدرت پرداخت تولید کنندگان مستقیم ، جنگ با سایر خلق ها و کشورها و غارت آنها برای طبقه فئودال ،‌ مهمترین منبع درآمد بود. الهام بخش و سازمان دهنده این جنگ های استیلا گرانه نیز نادر بود.
       تاریخ نگاران درباری انگیزه های واقعی لشگر کشی های نظامی را پرده پوشی   کرده اند. مثلاً ، آنها لشگر کشی به هندوستان را به عنوان انتقام نادر از مغول کبیر به خاطر پذیرش فراریان ایران نمودار ساخته اند. در صورتی که ، خود نادر هدف های غارتگرانه لشگر کشیهای خود را ، خیلی آشکارا و بی پرده فاش می ساخته. مثلاً او در یکی از گفتگوهایش با سرکرده های نامی چنین گفته : « … باید کشوری پیدا کرد که برای ما فایده داشته باشد» .
       برخی لشگر کشیهای استیلاگرانه نادر موفقیت آمیز بود. مثلاً ، قشون او در هندوستان و آسیای میانه فاح گردید.
       پیروزیهای نادر آنقدرها قابلیت نظامی او را نشان نمی داد که ضعف دشمن او را.
       هندوستان در سالهای قبل از جنگ دچار زوال اقتصادی و سیاسی بود، بخارا و خوارزم نیز که از خان نشین های مستقل فئودالی تشکیل می شدند، به وسیله جدالهای دائمی ویران شده بودند. در جنگ با دشمنان نیرومندتر نیز ، نادر دچار شکست شد (مثلاً لشگر کشی به داغستان و جنگ با ترکیه در سالهای ۱۷۴۶ ـ ۱۷۴۳ )
       نادر در نتیجه کشور گشاییهای خویش (به ویژه لشگر کشی به هندوستان) ثروت کلانی به چنگ آورد. او این ثروت ها را در خزاین قلعه کلات متمرکز نمود و از آنها دیناری هم خرج نمی کرد. برای را انتداختن جنگ، نگهداری قشون و دستگاه اداری دولت نیز پول زیادی لازم بود که او سعی می کرد این مبلغ را با تشدید بهره کشی از مردم مالیات دهنده ایران تأمین کند.
       توده های مردم در دوره مورد پژوهش ما ، مانند گذشته ، بی حقوق بودند. آ“ها که وابسته به محل پرداخت مالیات و احرای وظیفه بودند، نمی توانستند آزادانه سکونتگاه یا چادرگاه خود را ترک کنند و در عین حال غالباً به فرمان شاه ، به ایالات مختلف کشور کوچانده می شدند.
       حکومت شاه به تقویت واحدهای تولید کشاورزان و افزایش بازده آن علاقه ای نشان نمی داد. تدابیر گوناگونی که برای ترمیم آبیاری و کشت زمینهای رها شده انجام می گرفت بسیار محدود بود و هدفهای سیاسی و نظامی ـ استراتژیکی  داشت. مثلاً مرو  پایگاه نظامی حمله به خیوه و بخارا ، به ناحیه زراعتی ثروتمندی تبدیل گردید.
       نگاهداری دستگاه دولت و به ویژه قشونی پر عده با تمام سنگینی خود بر روی شانه های مردم مالیات دهنده ایران فشار وارد می ساخت. سنگین ترین کار برای آنها تهیه آذوقه ، علوفه ، لباس یک شکل و مهمات برای قشون بود. ضمناً ، این نوع مالیاتها بارها تا چندین برابر افزایش یافت . گذشته از مالیاتها مقرر ، مالیاتهای غیر منتظره ای نیز به نفع سپاه تعیین می گردید.
       او برای اجرای لشگر کشیهای استیلاگرانه ، پرداخت حقوق به سربازان و صاحب منصبان ، به مبالغ کلان پولی احتیاج داشت. به منظور تامین این مبالغ ، بخشی از          بره ـ مالیاتی که قبلاً به صورت محصول گرفته می شد، به فرمان نادر به مالیات پولی تبدیل گردید.
       یکی از دانشمندان می گوید : « تبدیل بهره کالایی به بره پولی باعث گسترش بیشتر بازرگانی و صنایع شهری و بطور کلی سبب توسعه تولید کالا و همراه با آن گردش پول می گردد » . در شرایطی که توسعه روابط کالایی ـ پولی کم است و کشاورزان در وضعیت بدی قرار دارند، چنین تدابیری منجر به خانه خرابی آنها می شود.
       گذشته از تهیه مایحتاج برای قشون و پرداخت جریمه های پولی ، رعایا وایلیات مجبور بودند مالیات بر در آمد، مالیات سرانه ، عوارض دیگری که طبق معمول گرفته می شد و نیز مبالغی به ماموران دستگاه اداری دولت بپردازند و «وظایف» گوناگونی هم انجام دهند.
       چنانکه ما دریافته ایم ، ویژگی اساسی این دوره ، جلب وسیع رعایا به خدمت نظامی بود ( چیزی که در زمان صفویان به چشم نمی خورد )‌ . در نتیجه این کار ، عده زیادی کشاورز از کار تولیدی جدا شدند .
       یکی از اسناد مهمی که برای بررسی سیاست مالیاتی نادر شاه وجود دارد، فرمان شاه در سال ۱۱۵۱ هجری است. این فرمان درباره گرفتن برخی مالیاتها از بخشی از مردم کشور برای مدت سه سال است. بر مبنای این فرمان و اطلاعاتی که در منابع آمده، می توان مالیاتها و «وظایف» اساسی را که در دولت نادرشاه وجود داشته معلوم کرد و اصطلاحات مربوط به آن را به طور دقیق مشخص ساخت. همچنین می توان برخی مالیاتها و «وظایفی» را که قبلاً در منابع نامی از آنها نبود، مشخص ساخت.
       بررسی متن فرمان یاد شده ما را بر آن می دارد که خبر موجود در کتابها را در مورد اینکه نادرشاه همه مردم کشور را برای سه سال از تمام مالیاتها معاف کرده رد کنیم. طبق این فرمان، بسیاری از مالیاتها و وظایف ، از جمله کمرشکن ترین آنها رساندن مایحتاج برای قشون برای مردم لغونگردید. رعایای که در زمینه های خالصه و تیول   می نشستند از پرداخت مالیات معاف نشدند. ازقرار معلوم ، این زمینها بخش اعظم زمینهای کشور را تشکیل می داده.

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
نادر شاه افشار
3.25 (65%) 4 votes



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد