خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


بامداد میلاد

241 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
قال الله تعالی : و نریدان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین .
بامداد مبارک ، فرخنده و پرمیمنت روز پانزدهم شعبان سال دویست و پنجاه هجری طلوع میکرد ، و در امامت سرای حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ، شور و هیجان و شوق و انتظار شدت می یافت . ملائکه در آنجا بیش از هر وقت دیگر آمد و رفت داشتند . انوار رحمت الهی در تابش و لمعان ، و فروغ فرو شکوه ایزدی درخشان بود .
در ملااعلی فرشتگان ، و کروبیان عالم بالا از نوزادی که هم اکنون در خاندان نبوت و ولایت قدم بعرصه اینجهان خواهد گذاشت و چهره نورانی ، و شمائل محمدی خود را بعالمیان نشان خواهد داد در سخن بودند .
بهشت را زینت میکردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملکوتی برسرپا کنند . غریو شادی و نغمه های روح بخش و طرب انگیز حورالعین بهشتیان را غرق در حظوظ روحانی کرده بود .
از شب نیمه شعبان دقایقی بیشتر باقی نمانده بود. دقایقی که آرام آرام میگذشت و برای آنها که منتظر بودند بقدر سالها بود .
سرانجام شب بدقیقه آخر رسید و ثانیه شماری شروع شد ثانیه ها هم با کندی یکی پس از دیگری گذشتند ناگاه نور انیت و روشنی فوق العاده ای که بر نور چراغها غالب شد همه را از تولد نوزاد بشارت داد . نوزاد به دنیا آمد و آخرین رهبر عالم بشریت ولی الله اعظم ، با جمال جهان آرای خود گیتی را مزین و روشن ساخت .
نرجس غرق در افتخار و مباهات گشت بانگ تکبیر و تحمید ، تسبیح توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین انداز گشت .
نوزاد سربسجده گذاشت و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامت پدران بزرگوارش شهادت داد و با صدایی خوش و روح افزا این آیه مبارکه را تلاوت فرمود :
بسم الله الرحمن الرحیم . و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض … نوزاد بدنیا آمد و عنایات الهیه برخاندان رسالت تکمیل شد .
آری این افتخار مخصوص دودمان نبوت است که موعود و نجات دهنده بشر از تجاوز و ستم و آنکس که برای تاسیس سازمان جهانی اسلامی و اجراء نظام قرآنی قیام فرماید از آن خاندان با عظمت است .
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خوشدل بود که فرزندش مهدی به هدفهای رسالت و دعوت او جامه عمل میپوشاند و بخاندان خودبخصوص علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام مژده می داد که مهدی،‌همان کسی که با نهضت بیمانند خود بنیان شرک را ویران و اساس توحید ، یکتا پرستی رامحکم و استوار می سازد و فرمانروای کل جهان گردد از فرزندان آنها است .او است همان نابغه بی نظیری که انبیا و اولیاء ظهورش را مژده دادند و جهان بشریت را بقیام آن حضرت برای تشکیل حکومت حق و عدالت اسلام و صلح پایدار و بر چیدن بساط بیدادگران نوید دادند و همه را به آینده گیتی امیدوار ساختند .

شرح و چگونگی ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه ( به طور اختصار )

باید دانست که روایات و احادیثی که دلالت برولایت و وجود حضرت ولی عصر (عج ) دارد بسیار است و سید علامه میر محمد صادق خاتون آبادی در کتاب اربعین می فرماید : درکتب معتبره شیعه زیاده از هزار حدیث روایت شده در ولادت حضرت مهدی علیه السلام و غیبت او و آنکه امام دوازدهم است و نسل امام حسن عسکری است و اکثر آن احادیث مقرون باعجاز است .
گزارش و تفصیلات ولادت سراسر برکت امام در کتب معتبره و اخبار مشروحاً بیان شده است . از جمله این اخبار روایتی است که در ینابیع الموده ص ۴۹۹ و ۴۵۱ فاضل قندوزی که از علماء اهل سنت است و شیخ طوسی در کتاب غیبت و شیوخ دیگر روایت کرده اند و صدوق در کتاب کمال الدین بسند صحیح و معتبر از جناب موسی بن محمد بن قاسم بن حمزه بن موسی بن جعفر علیهماالسلام از حضرت حکیمه خاتون دختر والامقام امام محمد تقی علیه السلام که از بانوان با عظمت و شخصیت و فضیلت خاندان رسالت است حدیث کرده است .
حکیمه فرمود امام حسن عسکری (ع) فرستاد نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است .
من عرض کردم : مادرش کیست ؟‌
فرمود :‌نرجس
گفتم : فدایت شوم بخدا سوگند در او اثری نیست .
فرمود : همین است که برای تو می گویم .
حکیمه گفت : پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پای افزارم را بیرون آورد گفت ای سیده من و سیده خاندان من چگونه شب کردی ؟
گفتم :‌بلکه تو سیده من و سیده خاندان منی
گفت : ای عمه این چه سخن است ؟!
گفتم : ای دخترم خدا امشب به تو پسری کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است . پس او خجلت کشید و حیا کرد ،‌وقتی از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخواستم برای نماز شب . نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود . من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم او هم چنان خواب بود . پس برخواست نماز شب را خواند و خوابید .
حکیمه فرمود : برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اول ظاهر شده بود هنوز نرجس در خواب بود درشک افتادم . امام فریاد زد ، عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده .گفت : نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد من ببالینش شتافتم . گفتم :
( بسم الله علیک ) آیا چیزی احساس می کنی ؟
گفت : بلی  ای عمه .
گفتم :‌آسوده خاطر باش همان است که بتو گفتم .
حکیمه گفت :‌پس مرا سستی و از خودبیخودی فراگرفت و او نیز چنین شد وقتی بحس آقایم بیدارشدم جامه از روی نرجس بیکسو زدم و آقای خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده ا و را در برگرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است حضرت امام حسن عسکری به من صیحه زد : بیاور بنزد من پسرم را ای عمه .
او را نزد امام بردم امام دستهایش را زیر دوران و پشت او گذارد و پاهایش را در سینه خود قرارداد و زبانش را در دهان او نهاد و دست برچشمها و گوش و مفاصلش کشید .
پس فرمود : سخن بگو ای پسرم .
فرمود : اشهد ان لااله الاالله وحده لاشریک له وان محمداً رسول الله پس بر امیرالمومنین و بر امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سکوت فرمود .
امام فرمود : او را نزد مادرش بر تا باو سلام کند و به نزد منش آور .
پس او را نزد مادرش بردم بمادرش سلام کرد سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم . فرمود : ای عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا . حکیمه فرمود : بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم پرده رابالا زدم تا از آقای خود تفقد کنم او را ندیدم . گفتم : فدایت شوم چه کرد آقای من ؟‌ فرمود ای عمه او را به آنکس سپردم که مادر موسی او را به او سپرد .
حکیمه گفت : روز هفتم که شد بنزد آنحضرت رفتم و سلام کردم و نشستم .
امام فرمود : پسرم را بنزد من بیاور پس من آقایم را در حالیکه در پارچه ای بود بنزد آن حضرت بردم . با او مانند روز اول رفتار کرد پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیروعسل به او می دهد . پس  فرمود : سخن بگو :
گفت ‌:اشهد ان لا اله الله  و صلوات بر محمد و امیر المومنین و امامان تا پدرش صلوات الله علیهم اجمعین فرستاد و این آیه را تلاوت کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنود هما منهم ماکانوا یحذرون
موسی بن محمد بن قاسم راوی حدیث گفت این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت : حکیمه راست فرموده است .
صدوق در حدیثی که در نهایت اعتبار و اعتماد است بواسطه احمدبن الحسی بن عبدالله بن مهران امی عروضی ازدی از احمدبن حسین قمی روایت کرده که چون خلف صالح متولد شد از ناحیه حضرت امام حسن عسکری نامه ای برای جدم احمد بن اسحق رسید بخط دست آن حضرت که توقیعات بهمان خط وارد می شد در آن مکتوب بود برای ما مولودی ولادت یافت باید در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند زیرا آنرا برکسی ظاهر نمیکنم مگر نزدیکتر را بواسطه نزدیکی او و ولی را بجهت ولایتش دوست داشتیم اعلام آنرا بتو تا خدا تو را به آن مسرور سازد مانند آنکه ما را با آن مسرور ساخت .
و در روایت مسعودی است که ااحمدبن اسحق به حضرت امام حسن عسکری (ع) عرض کرد وقتی نامه بشارت شما به ولادت آقای ما رسید باقی نماند از مردو زنی و نه پسری که بمرتبه فهم رسیده باشد مگر آنکه قائل له حق شد . حضرت فرمود : آیا نمی دانید که زمین از حجه الله خالی نمی ماند .
و درحدیث دیگر شیخ ثقه جلیل فضل بن شاذان که پس از ولادت حضرت ولی عصر و پیش از وفات امام حسن عسکری (ع)« بین ۲۵۵ تا ۲۶۰ » وفات کرده در کتاب غیبت خود از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بواسطه محمدبن علی بن حمزه بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمومنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود :
متولد شد ولی خدا و حجت خدا بر بندگان خدا و جانشین من بعد ازمن ختنه کرده شده در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هنگام طلوع فجر و نخستین کسی است که او را شست رضوان خازن بهشت بود که با جمعی از ملائکه مقربین او را با آب کوثر و سلسبیل غسل دادند .
و در احادیث دیگر روایت است که وقتی امام عصر متولد شد حضرت امام حسن عسکری علیهما السلام دستور فرمود : ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بین فقراء بنی هاشم تقسیم کنند و سیصد گوسفند عقیقه نمایند .
و نیز روایت است که در روز سوم ولادت پدر بزرگوارش او را باصحاب خود نشان داد و فرمود : این است امام شما بعد از من و جانشین من و او است همان قائمی که گردنها به انتظار او کشیده می شود پس وقتی زمین پر از جور و ستم شد ظاهر می شود و پرمیکند آنرا از عدل وداد .
نصربن علی جهضمی که از ثقات رجال اهل سنت است در کتاب موالیدالائمه نقل کرده که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هنگام ولادت فرزندش محمد فرمود : گمان کردند ستمکاران که مرا میکشند و این نسل را مقطوع میسازند پس چگونه یافتند قدرت قادر را و او را مؤمل نام گذارد .
احمدبن اسحق اشعری از حضرت امام حسن عسکری روایت کرده است که فرمود الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی اشبه الناس برسول الله خلقاً  و خلقاً  یحفظه الله فی غیبته ثم یظهر فیملاء الارض قسطاً‌ و عدلاً کماملئت جورا ً‌و ظلماً‌ .
و برای اطلاع بیشتر از این بکتابهای حدیث مانند غیبت نعمانی و شیخ و کمال الدین و بحار الانوار و اثبات الهداه و اربعین خاتون آبادی و منتخب الاثر مراجعه شود .

امامت
درپی شهادت حضرت امام حسن عسکری در تاریخ هشتم ربیع الاول سال دویست و شصت هجری قمری ، دوران امامت حضرت مهدی (ع) آغاز شد ، امّا نه به صورت آشکار همچون سائر ائمه ،‌بلکه امامتی پنهانی و پشت پرده .
بنابراین آن حضرت در سن پنج سالگی به منصب آسمانی و الهی امامت نائل آمدند .

غیبت صغری
دوران هفتاد ساله‌ اوّل امامت آن حضرت را دوران غیبت صغری می نامند . و این بدان جهت است که درآن مدت ، افراد خاصی از محل آن حضرت اطلاع داشتند و اشخاصی بعنوان نمایندگان رسمی ایشان در بین مردم حضور فغال داشته و ضمن ابلاغ دستورات آن حضرت به شیعیان ، سؤالات و وجوهات مردم را نیز به ایشان می رساندند و پاسخهای لازم را منتقل می کردند .
این دوران با احتساب دوران زیست مخفی آن حضرت قبل از امامت به هفتادو چهار و بدون آن به شصت و نه سال می رسد .

نمایندگان خاص
چهارنفر به ترتیب دارای سمت نمایندگی خاصه آن حضرت بوده اند که به ترتیب عبارتند از :
الف – عثمان بن سعید عمروی ( روغن فروش ) . دوران نمایندگی از سال ۲۶۰ تا ۲۸۰ قمری به مدت ۲۰سال.
ب – محمدبن عثمان بن سعید ( فرزند نماینده‌ اول ) . دوران نمایندگی از سال ۲۸۰ تا ۳۰۵ قمری به مدت ۲۵ سال .
ج – حسین بن روح . دوران نمایندگی از سال ۳۰۵ تا سال ۳۲۶ قمری به مدت ۲۱ سال .
د  – ابوالحسن علی بن محمد سمری . دوران نمایندگی از سال ۳۲۶ تا سال ۳۲۹ به مدت سه سال .
و پس از آن بود که دوران نیابت خاصه بسر آمد و دیگر کسی بعنوان رابط مستقیم بین امام زمان (عج) و مردم معرفی و انتخاب نشد .

نمایندگان عام
چون آخرین نایب و نماینده خاص آن حضرت در سال سیصد و نه هجری از دنیا رفت ، باب نیابت خاصه نیز بسته شد و اداره امور مردم برعهده‌ عالمان دین و راویان حدیث نهاده شد .
آن حضرت در پاسخ سؤالات ارسالی اسحاق بن یعقوب که بوسیله محمدبن عثمان بین سعید به محضرشان رسید مرقوم داشتند که پس از پایان دوران غیبت صغری بر مردم است که به نمایندگان عام من که همانا علما و راویان حدیث هستند مراجعه کنند که آنان حجت من بر مردم و امناء‌الهی در تبیین حلال و حرام دین هستند .
و نیز مرقوم داشتند که در امور خود به فقیه و عالمی که پرهیزگار ، هوی گریز ، دین باور و دین نگه دار ، و گوش به فرمان اوامر مولایش باشد مراجعه کنید و بدانید که همه‌علما اینگونه نیستند بلکه بعضی از آنها دارای این شرائط هستند و قابلیت نیابت و نمایندگی را دارا می باشند .

آخرین دیدار
آخرین بار که دیگران حضرت مهدی را دیدند زمانی بود که بعد از شهادت امام عسکری (ع) که مأموران دولتی شدیداً  در تکاپو برای یافتن و دستگیری آن حضرت بودند او را در سرداب مقدس سامراء‌مشاهده کردند . جزئیات آن جریان بدین شرح است :
شخصی بنام رشیق می گوید که خلیفه معتضد مرا با دونفر دیگر به سامراء‌ فرستاد تا به خانه امام حسن عسکری (ع) « که خود ، آدرسش را به ما داد » وارد شده و هرکس را در خانه یافتیم سرش را برای او بیاوریم . ماچنان کردیم و به سامراء‌ رفته و وارد خانه شدیم (آنجا سردابی بود ) و پرده ای آویخته دیدیم ، چون پرده را کنار زدیم دریای آبی در آن اتاق دیدیم که در منتهای آن حصیری بر روی آب قرارداشت و جوان زیبایی بر آن به نماز ایستاده بود . همراهان من یکی پس از دیگری پا بدرون اتاق نهادند تا اورا دستگیر کنند ولی در آب افتادند و من به زحمت از غرق شدن نجاتشان دادم . در این هنگام من از آن آقا عذرخواهی نموده و سامراء‌ را ترک کردیم و به پایتخت رسیدیم و فوراً  نزد معتضد رفته و جریان را نقل کردیم و او دستور داد هرگز این جریان را برای کسی نقل نکنیم و چون مارا تهدید بسیار کرده بود ( تا این فضیلت امام زمان (ع) برای مردم گفته نشود ) تا معتضد زنده بود این جریان را برای کسی نقل نکردیم .

هنگام ظهور
این مطلب که آیا آن حضرت در چه زمانی ظهور می فرماید ، امری نیست که بتوان برای آن زمان خاصی تعیین کرد و حتی بر طبق صریح بعضی از روایات ، تعیین هر زمانی به شدت مورد تکذیب است .
تنها خداوند متعال است که از هنگام ظهور با اطلاع است و تا شرائط ظهور فراهم نشود امر ظهور تحقق نخواهد یافت .

محل سکونت
یکی از مسائلی که برای همه جالب است بدانند ، اقامتگاه حضرت ولیعصر (ع) است . اگر چه بصورت قطعی نمی توان برای آن حضرت محل سکونتی را مشخص نمود ولی مستفاد از روایات واخبارو ادعیه و توقیعات ناحیه مقدسه این مطلب به دست می آید که حضرت بطور کلی در بین مردم زندگی می کنند و بنابر روایتی در بازارها و شهر ها رفت و آمد دارند ولی مردم ایشان را نمی شناسند ، کمااینکه همه ساله حج به جا می آورند ولی حجاج ایشان را نمی شناسند و مؤید این مطلب است که عده ای آن حضرت را در جاهای مختلف دنیا و نیز در ایام حج در مکه و یا عرفات و منی زیارت کرده اند .
البته بیشتر تردد یا اقامت آن حضرت ( آنگونه که از روایات استفاده می شود ) درمدینه منوره ، عتبات عالیات و کوه رضوی و ذی طوی است .


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

حکومت جهانی امام مهدی (عج)

314 views

بازدید

حکومت جهانی امام مهدی (عج)
۱ (۲۰%) ۱ vote
مقدمه
مژده به ظهور اماه مهدی (عج) از همان سالهای آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامی اسلام (ص) در هر فرصت و مناسبتی که پیش می آمد مردم را به ظهور عدالت گسترموعود در آخر الزمان بشارت می دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد و نسبت، ویژگی های ظاهری نشانه های ظهور، شاخصه های قیام رهایی بخش و مولفه های حکومت جهانی آن حضرت آگاه می ساختند. تا آنجا که امروز ما صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجه ایم.
تعابیر بسیار بلندی از همه انبیا از ازل تا خاتم (ص) راجع به حضرت حجت (ع) رسیده و تقریباً جز اجتماعی ترین موضوعات، بین همه ادیان الهی و ابراهیمی، بشارت موعود و وعده منجی است و همه گفته اندکه کار نیمه تمام و نا تمام انبیا(ع) و ا دیان، به دست این مرد بزرگ، کامل خواهد شد.
گفته اند که بزرگترین تکلیف تاریخ، کار بزرگ ترین مرد تاریخ است. مکاتبی که الوهیت زدایی و الهیت زدایی شده اند باز به نوعی و به نحوی به این مسئله اندیشیده اند، وگر چه نام ایشان را نبرده اند اما همه ظهور ایشان را بشارت داده اند و حتی مکاتب الحادی چون مارکسیسم نتوانسته اند به مسئله آخرالزمان، بی تفاوت بمانند.
بودیزم مسیحیت و یهودیت نیز که غالب بشریت را زیر پوشش گرفته اند، در این خصوص، اعلام نظر کرده اند. یهود، هنوز منتظر مسیح (ع) است و مسیحیت منتظر ظهور مجدد مسیح (ع) است. همه انبیا همه مذاهب و ادیان و فرق منتظر گشایش بزرگ در آینده یا در پایان تاریخ هستند و اشاره خواهم کرد که حتی امروز مکتبی که چد دهه برای نفس پایان تاریخ و نفس «غایت» از تاریخ دست و پا زد و مدعی شد که تاریخ بشر منتهای روشن ندارد و مهبت اصولی خاصی بر آن حاکم نیست، یعنی «لیبرالیزم» که در واقع پنجاه، شصت سال تئوری بافت که تاریخ غایت نداشته و ندارد؛ آخرین نظریه پرداز انشان چون فوکویاما از «پایان تاریخ» نطق می گویند، منتها پایان تاریخ به روایت خودشان که تثبیت و تبلیق قطام لیبرال سرمایه داری است.
در روایت از حضرت مهدی (عج) به «بهار روزگاران» تعبیر شده است و در سلامهایی که به محضر حضرت عرض می شود آورده اند: «السلام علی ربیع الانام و نضره الایام» درود بر بهار بشریت، بهاران تاریخ و طراوت روزگاران.
کسانی که ایشان را دیده اند توصیفاتی از شمایل ظاهریی ایشان کرده اند. پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) تیراین بزرگوار را توصیف کرده اند و در آثار محققان چنین منعکس شده است: چهره اش گندمگون، ابروانش هلالی و کشیده، چشمانش سیاه، درشت، جذاب و مدهوش کننده است.
امام ابوالقاسم محمدبن الحسن مهدی، منجی این امت و امید جهانیان که خداوند با او حق و عدالت را زنده می سازد و آزادی و کرامت را به آن باز می گرداند و زمین را پس از غوطه ور شددن در ظلم و جور، پر از قسط و عدل و داد می کند. در نیمه شعبان سال ۲۵۵ تقریباً یک ماه پیش از به خلافت رسیدن معتمد عباسی قدم به عرصه وجود گذارد و آنچنانکه در بیشتر روایات آمده آنگاه که پدرشان وفات یافت آن حضرت تنها پنج سال داشت که خداوند حکمت و دانش را در او نهاد و وی را آیتی برای جهانیان و رهبری برای مسلمانان قرار داد همان گونه که عیسی بین مریم را در گهواره، به پیامبری مبعوث کرد.
برخی روایات حکایت از آن دارد که حکیمه عمع امام حسن عسکری (ع) روزی پیش از ولادت امام حجه بن الحسن (ع) به دیدار برادر زاده خود (امام حسن عسکری) رفتند و هنگامی که می خواست برود حضرت از او خواست آن شب را در خانه بماند و به اطلاعش رساند که همسرش نرجس مولود مبارک را وضع حمل خواهد کرد در حالیکه هیچ نشانه بارداری بر آن زن پیدا نبود. پس از گفتگوی طولانی میان حکیم و امام (ع) بالاخره بنا به آنچه روایات نقل کرده اند، حکیم آن شب را کنار همسر آن حضرت ماند و اندکی پیش از سپیده نمیه شعبان نجرس از خواب بیدار شد و احساس خستگی و رنجوری نمود. و سرانجام نیز کار زایمان به کمک حکیم عمه امام حسن عسگری (ع) انجام شد و امام به ابوعمربن عثمان بین سعید دستور داد تعدادی گوسفند قربانیش کند و تعداد زیادی گوشت و نان بخرد تا آنها را میان مستمندان پخش کند و دستور اجرا شد. حضرت حجه بن الحسن پدرش امام حسن عسکری و مادرش زنی رومی به نامهای، سوسن، نرجس، ریحانه، صقیله بود که به احتمال زیاد میان افرا خانواده امام بر نرجس شهرت داشت و امام نیز بیشتر به همین نام صدایش می کرد و گفته می شود که امام هادی یکی از فاضلان خود را به بغداد جایی که غنایم جنگی در معرض فروش قرار می گرفت فرستاد و او را خریداری کرد و به عقد ازدواج پسرش حسن (ع) در آورد و گفته شده که او دختر حکیم خواهر امام هادی (عج) بوده که او را به ازدواج برادرزاده اشت امام حسن عسکری (ع) در آورد. و روایات متعددی در این زمینه گفته و پرداخته شده ولی آنچه که میان روایات موثق متفق القول است اینکه او از هامان بازاری که اسیران را در آن می فروختند بریا امام حسن عسگری (ع) خریداری شد و زنی پاکدامن و عابد بوده و بارداریش از حضرت مهدی حتی از بیشتر کسانی که در تماس با او بودند پنهان ماند و خداوند مقدر کرده بود که او مادر گرامی ترین مولودی باشد که گروهی را شیفته خود و گروهی دیگر را دو عقلشان را به گمراهی کشانده است و جز مومنان به رسالت جد گرامی اش و پدران ارجمندش ائمه اطهار به او ایمان نمی آورند و روزی که خدایش بخواهد بیرون می آید و زمین را پر ا ز عدل و داد می کند همان گونه که پیش از آن از طلم و ستم پر شده بود.
عصر ظهور و حکومت جهانی امام مهدی (عج)
ما از این که درباره محقق زمان ظهور به طور قطع سخن بگوییم نهی شده ایم ولی در نزد شیعه ملاقاتی برای ظهور است که پیامبر (ص) و ائمه (ع) آنها را ذکر کرده اند، آنطور که ما فهمیدیم این علامات نزدیک هستند و الان ما درعصر ظهور هستیم اما تعیین وقت ظهور ممکن نیست.
من معتقدم تمرکز سیاست جهانی در عراق مسئله مهمی است. عصر ما با هر عصری فرق می کند، چرا که انقلاب ایران پرونده شیعه در جهان امروزی را باز کرده و نشان داده است که در سیاست جهانی چیز جدیدی است حوادث و اتفاقاتی که در این عصر افتاده است نزد شیعه از علامات ظهور است. از ماه رجب تا ماه محرم حوادثی پیش می آید (۶ ماه قبل ازظهور) ما روایاتی هم در این زمینه داریم، که مثلا در رجب یمانی و سفیانی می آید یا اینکه خداوند متعال در یک شب عمرش را ظاهر می کند و همچنین داریم  که ایشان در هشت ماه به طور خیلی سریع، بر مناطق اسلامی جهان تسلط می یابد، و همچنین داریم که ایشان در هشت ماه به طور خیلی سریع، بر مناطق اسلامی جهان تسلط می یابد، و همچنین از عقاید شیعه  است که اتفاقاتی می افتد که شهرها و حکومتهای اسلامی طی آن حوادث به بن بست می رسند، این بن بست و گره فقط به دست حضرت (ع) باز می شود، پس حوادثی که منجر به ظهور حضرت می شوند زیاد هستند مثلا در تفاسیر ذیل آیه «سنریهم آیاتنا فی آفاق و فی انفسهم» آمده است که ممکن است منظور از «آیاتنا فی آفاقِ» علاماتی مختلف مثل باد و… باشد. همچنین در شهرها حکامی وجود دارند که از اطلاعات حضرت سرباز می زنند.
و محدود کردن ویژگیها و خصائص حکومت حضرت سخت است اما آنچه که هست این است که همه چیز جدید است همه حکومت حضرت جدید است. من معتقدم که حکومت، دنیا، زندگی، شناخت، و نظام همه چیز جدید است، همه حکومت حضرت جدید است، ما به هیچ عنوان نمی توانیم حکومت حضرت را با آن چیزی که الان از حکومتها می دانیم مقایسه کنیم و حتی نمی توانیم حکومت حضرت را توصیف کنیم. برای مثال: قوانین، وزارت داخلی، وزارت خارجی، آزادی همه اینها در حکومت حضرت به طور دیگری هستند. مثلا وضع اقتصادی کاملا فرق می کند، تعاملات، فهم مردم، شناختشان، همه اینها جدیدند و در مورد ویژگیهای اقتصادی زندگی در دوران ظهور امام ما نمی توانیم اقتصاد را با اقتصاد حکومت حضرت مقایسه کنیم، ببینید، مثلا داریم که در آن زمان زمین هر چه دارد بیرون  می ریزد، طلاها و گنج ها از زمین خارج می شوند دیگر در زمین نباتاتی وجود ندارد، وضع اقتصادی، علمی، رفت و آمد در زیرزمین و در آسمانها همه چیز جدید است. مثلا داریم که در راه بین عراق و حجاز رودها و سرسبزیهایی است ولی الان صحرا است.
و در مورد دوران قبل از ظهور علائم دقیقا مثل الان ـ آن شاء ا… مسلمانها به یک راه بسته می رسند، نظامهای جهانی همه شان شفاف می شوند، زمین پر از ظلم و جور می شود حتی ظلم و ستم آمریکا را در خانه هایمان حس می کنیم. مردم از دین فرار می کنند و در اینجاست که یک توجه عمیقی به دین می شود و مردم پیوسته نام حضرت را می برند و نام او را به نیکی یاد می کنند.
وقتی حکومت حضرت به پا می شود شیعیان، حاکمان در روی زمین می شوند، اما کدام شیعه؟
خیلی از شیعه ها مخالف حضرت می شوند و خیلی از غربیها با امامند، و با او همراهند، پس اینجا ما یک تغییری در حرکت شیعه داریم، اما کسانی که شیعه هستند که در ماههای اول دورایشان جمع می شوند، اینها همان حاکمان جهان هستند، تبعا ۳۱۳ نفر هستند، اینها کسانی هستند که خداوند آنها را از اقصی نقاط دنیا انتخاب می کند. روایاتی که می گویند از تهران ۵ نفر، از گیلان ۵ نفر ازمجرین فلان مقدار و… اصلا سند ندارند. روایاتی هم که شهرهای اینها را مشخص می کند اصلی شنید. حتی برای یکی از علمای شیعه این چیزها ثابت نشده است، و نص روایی قطعی که ما داریم این است که خداوند آنها را جمع می کند در یک شب از اطراف دنیا.
این ۳۱۳ نفر زبان امام را می فهمند،  او را می شناسند، و به او اعتقاد دارند، و فدایی او هستند، درجه اخلاقشان بسیار بالاست. و چون خداوند آنها را انتخاب کرده است برای حضرت مهدی (ع) اصحاب حضرت مثل انبیاء هستند که خداوند آنها را نتخاب می کنند و تا آن روز کسی آنها را نمی شناسد، به یک شب در مکه جمع می شوند. در مورد حکومت حضرت که در روایتی آمده است که ایشان ۷ سال حکومت روم واسطه  می شوند، رومیها ۷ سال به صلح پایبندند، ولی بعد از ۷ سال آن را نقض می کنند.
ترد ما علمای شیعه حکومت حضرت بسیار طول می کشد نمی شود قبول کرد که ایشان ۷ سال فقط حکومت می کنند، آنچه که مهم است این است که حکومت حضرت صدها سال طول می کشد و بعدش در عالم وضع دیگری به وجود می آید.
و بعد از حکومت حضرت روایاتی صحیح وجود دارند مبنی بر رجعت امام حسین (ع) و همچنین پیامبر اکرم (ص) و امیر مومنان حضرت علی (ع) نه، ما اعتقاد نداریم که همه شان بر می گردند.
امام حسین (ع) اولین کسی است که بر می گردند، بعد پیامبر، بعد امیر مومنان و بعد برخی از مردم، چه خوب و چه بد بر می گردند.
در روایات داریم وقتی که حکومت حضرت می آید اول جنگ را داریم بعد صلح را. بعد از مدتی حکومت می کنند بعد از این مدت رجعت انجام می شود؟!
اما در نزد ما محاکمه است نه جنگ، فقط در زمان حضرت. جنگ دجال را داریم، در اول، ۸ ماه اسلام جهان را فرا می گیرد، پس حضرت مسیح ظهور می کند و صلحی بین او و بین مردم برقرار می شود، صلح ۷ سال طول می کشد بعد جنگی پیش می آید، پس حضرت مسیح ظهور می کند و صلحی بین او بین مردم برقرار می شود، صلح ۷ سال طول می کشد بعد جنگی پیش می آید، جنگ با روم پیش می آید، بعد تمام حاکم را می گیرد و بعدش دجال ظهور می کند و بعد از دجال دیگر به عقیده شیعه جنگی وجود ندارد. شیعه معتقد است که دجال بعد از ظهور حضرت پیدایش میشود، و سنی ها برخی شان معتقدند قبل از ظهور و برخی می گویند باحضرت می آید. اهل سنت خیلی دجال را بزرگ کرده اند و از آن اسطوره ای ساخته اند، در شیعه اینطور نیست دجال یک شخصیتی حقیقی است که یهودی است و پیروان او ناصبی هستند.
در آن زمان علم تغییر پیدا می کند و رشد پیدا می کند. او از گوناگونی علمها استفاده می کند و همچنین از شعبده و سحر و حرکتی ضد امام را ‎آغاز می کند.
و اهل سنت او را با آمریکا و اسرائیل تطبیق دهند. اما شیعه این را قبول ندارد. دجال بعد از امام است نه قبل از آن. در میان اهل سنت نظر واحدی وجود ندارد، بعضی ها می گویند که دجال وجود دارد. و الان در مصر است اسمش هم عبدا… بن ساعد است.
 اختلاف شیعه وسنی درباره رهبر موعود
شیعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسگری است که سال ۲۵۶ ق متولد شد و پدرش امام حسن عسکری بر امامت وی تصریح کرده است. پس به اذن خدا، او غیبت صغری و کبری مانند عیسی نمود. غیبت صغری هنگامی بود که خدا، وی را از نیرنگ حکومت عباسی نجات داد. وی از هنگام تولد، مخفی می زیست و پدرش او را از دیده ها پنهان می کرد، پس از وفات پدرش در سال ۲۶۱ ق شیعیان را توسط وکیلانش نواب اربعه راهنایی می کرد. نیابت اینان ۶۹ سال ۲۶۱ تا ۳۳) ق به طول انجامید. غیبت کبری، پس از وفات نایب چهارم علی بن محمد السمیری آغاز شد به هنگام وفات وی به شیعه گفت نایبی خاصی پس از او نخواهد بود تا خدای متعال، ولی اش را در آخر زمان ظاهر کند.
سنی ها معتقدند مهدی هنوز متولد نشده است و در آخر زمان به دنیا می آید.
تفصیل سخن در اختلاف شیعه و سنی درباره ولادت رهبر موعود و این که وی فرزند امام حسن عسکری است یا در آینده متولد می شود، با تحقیق در این مسئله ممکن است. پیامبر جانشین و اوصیایی معصوم دارد و نقل سخن پیروان از امامانشان پذیرفته می شود؛ زیرا مانند پیروان مذاهب دیگرند که به نقل از رهبران مذهبی خود، مسایل فقهی و تاریخی را روایت می کنند. تمامی شیعه بر بیان امامت الهی اهل بیت توسط پیامبر «حدیث ثقلین» و «حدیث سفینه» است. دلیل شیعه بر شما را امامان، حدیت اثنی عشره است و گواه بر این که نخستین امامان الهی، حضرت علی (ع) پس حضرت امام حسن، بعد حسین اند، «حدیث غدیر» و «حدیث منزلت) و «حدیث کسا» و «حدیثت الحسن و الحسین بسط من الاسباط» است که همگی در احادیث معتبر سن روایت شده اند گواه امامت نه فرزند امام حسین، احادیث وصیت در کتابهای معتبر شیعه است، مانند فرمایش امام باقر (ع) که کلینی روایت کرده است نه امام از فرزندان حسین بن علی اند، که نهمی قائم است.
امام صادق (ع) فرمود: آیا می پندارید اوصیای ما هر که را بخواهند وصی می کنند نه. والله! این عهد و گفته ای به جا مانده از رسول الله (ص)درباره امامی پس از امام دیگر است تا به وی مهدی موعود (ع) پایان پذیرد.
در خبری دیگر است: تا به صاحب الامر ختم شود.
مشخصه سیر ائمه نه گانه، در اختیار داشتن کتابهای «جامعه» و «جفر» است که امام علی به نقل از پیامبر. در دیدارهای خصوصی داشتند نوشت و اخبار غیبی و کراماتی که از امامان دیده شد که جز از برگزیدگان مورد تایید خداوند ساخته نیست. برادران اهل سنت کوشیده اند ادعای نام بردن امامان و نخستین امام؛ یعنی حضرت علی (ع) توسط پیامبر را رد کنند. اینان می گویند: احادیث نبوی که گواه ادعای شیعه است، دلالت ندارد یا شد آن ضعیف است اما علمای شیعی با سنی ها مناقصه کرده و اشتباه اهل سنت را بیان کرده اند.
برخی فرقه های شیعی به ویژه زیدیه، امامت دوازده امام را نپذیرفته اند، اما علمای شیعی بدانان پاسخ داده اند. برخی نویسندگان معاصر نیز می گویند: مهدی متولد شده است؛ زیرا فقط یک فرقه از دوازده فرقه پیرو حسن عسکری، معتقد به ولادت مهدی اند. این مطالب را نوبختی در کتاب فرقه الشیعه و اشعری شیعه در المقالات و الفرق گفته اند.
جواب اینان را به تفصیل در کتاب حول امامه اهل بیت و وجود المهدی داده ام.
شیعه در مورد نحوه مرگ یا شهادت حضرت مهدی (عج) معتقد است که حکومت ایشان آن قدر طول کشید تا اینکه از پیری ابروهای شان به پایین    می کند طبیعی است که می میرند.) و روایتی نزد شیعه که ایشان کشته می شوند وجود ندارد و اگر هم روایات یا روایات مرسله هم باشند یا سندی ندارند و یا اینکه از مصادر اهل سنت هستند. ممکنه ایشان به طور طبیعی بمیرند و اما آن حدیثی که می فرماید « امامها یا شهید شدند یا مسموم » ممکنه بگوئیم، امام از این حدیث مستثنی هستند.
صبح روشن در شب انتظار
منتظران، چشم به راه سپید :تاریخ اند.
با بصیرت و جهاد، ظلمت شب ظلم را می شکافد و رها از تعلقات خود را برای « شهادت » در رکاب مولا اماده می سازند.
انتظار درختی است که جز « اقدام » و « اصلاح » میوه ای نمی دهد.
انتظار فلسفه مقاومت است، نه عام تسلیم !
عصر ظهور، رجعت دوباره بعثت در حراو امامت در غدیر است.
غیبت دوران « انتظار » جوشش دوباره غدیر عاشورایی در نینوای تاریخ است.
در بستری از فرات ظهور و علقهه نور !
منتظران واقعی سلاح بر دوشان شهادت طلبند که « استقامت » جدال و نشانشان است و ایمان ره توشه حرکتشان و توکل تکیه گاه همیشگی شان.
یاران حضرت مهدی (ع) را باید در میان سلاح بر دوشان و کفن پوشان و جان برکفان و مبارزان و سنگرنشینان و خدمتگزاران به انقلاب و تقویت کنندگان سپاه دین و حرمت گزاران به خون و خانواده شهیدان یافت، نه در ساکتان و بی تفاوتان و نه در رفاه زدگان و عافیت طلبان.
آن خورشید پنهان، کعبه مقصود و قبله موعد امتهاست. غیبت کبری، دوره آزمایش است. تا منتظران راستین از مدعیان انتظار، باز شناخته می شوند و ملاک در این بازشناسی، « شناخت تکلیف » و عمل به وظیفه در عصر غیبت است.
حضرت مهدی (ع) خورشیدی است که در دل منتظران، امید زیستن را همواره روشن و گرم نگاه می دارد. هیچ «حضور» هم چون «غیبت» او لحظه لحظه زمان و تاریخ را نیا کنده است.  حاضرترین حاضران بر گرپاسی «صفور غایبانه» اش نمی رسند. او معنای حضور در  غیبت است.
مفهوم غیبت حاضر است. مجمع شهود و غیبت است. او «وارث» دین حضرت محمد (ص) و خط سرخ شهادت است. او «قائم» است، ایستاده و استوار و پابرجا، تا جهانی را به قیام حق طلبانه وا دارد.
او منتقم است، خونخواه حادثه کربلا و انتقام گیرنده خون شهیدان و خون سید الشهداء.
هم هادی است و هم مهدی
راه شناسی خبیر و راهبانی است بصیر و راهنمایی است مطمئن و دلسوز. او «صاحب الزمان» و «صاحب الامر» است. زمین و زمان، امر و فرمان، جان و جهان در اختیار اوست. سلام بر حضرت مهدی (ع) انتظار سبز دورانها ! آرمان مجسم عدالتخواهان، چلچراغ روشن شبان تاریخ، روشگر زمین و زمان، مرد برگزیده اعصار، ذخیره جاودان الهی و… نوید بخش صبح در شب انتظار
افزون بر ۳۰ روایت از امام رضا (ع) در زمینه باور مهدی و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها را با بعدی از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدی (ع) و قیام رهایی بخش و عدالت گستر آن حضرت آگاه می سازد.
نام و نسب امام مهدی (ع)
با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیری از حیرت و سرگردانی شیعه در شناسایی منجی موعود، امام رضا (ع) در ا حادیث متعددی، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش رسول گرامی اسلام (ص) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفی سلسله نسب آن امام می پرداختند. از جمله در یکی از روایتهایی که امام رضا (ع) به واسطه پدران بزرگوار خود رسول گرامی اسلام (ص) نقل می کنند، چنین آمده است:
من سرور آفریده های خدای عزوجل هستم، من از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پیامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شریف [ کوثر ] هستم. من و علی دو پدر این امتیم؛ هر کس که ما را شناخت خدای عزوجل را شناخته است و هر که ما انکار کرد، خدای عزوجل را منکر شده است. دو بسط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت، ا مام حسن و امام حسین (ع) از [ فرزندان ] حضرت علی (ع) هستند. و از نسل حضرت امام حسین نه امامند که پیروی از آنان پیروی از من و نافرمانی از آنها نافرمانی از من است. نهمین نظر از این امامان، قائم  (بر پا دارنده) و مهدی آنان است.
آن حضرت در روایت دیگری می فرماید: آن جانشین صالح از فرزندان ابو محمد حسن بن علی است و  او صاحب الزمان و حضرت مهدی (ع) است. در روایت دیگری امام رضا (ع)، پس از آنکه « دعبل » در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت می خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد می کند، می فرماید: ای دعبل ! امام پس از من فرزندم محمد پس محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش  حجت قائم است. همان که در غیبتش انتظار کشیده می شود و در ظهورش اطاعت می گردد. اگر از [ عمر ] دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد خداوند عزوجل آن روز را از عدل و داد پر می کند و آن روز آنقدر طولانی م کند تا او قیام کنند. هم چنانکه از جور و ستم پر شده بود.  
معنای حیات اجتماعی شیعه
معنای زندگی باید ارزشمند باشد. در مقیاس جوامع نیز همین امر صادق است. معنای زندگی برای برخی افراد و تمدن ها لذت طلبی است. برخی جوامع فقط در پی بهتر خوردن، بهتر آشامیدن، بهتر خوابیدن و بیشتر لذت بردن هستند. این معنای زندگی شایسته حیوانات است نه انسان ها. امام  علی (ع) می فرماید من آفریده شده ام همانند حیواناتی که همتشان علفشان است. خوردنی های لذیذ مرا به خود مشغول سازد. کسی که همتش خوردن و شهوترانی کردن باشد، در دورترین حالت از خداوند قرار دارد. واقعیت این است که اینها امور ارزشمندی نیستند که بتوانند معنای زندگی انسان باشند. خداوند آفرینش را برای انسان آفرید و انسان را برای خودش. حال اگر انسان و همه آفرنیش است، خداوند است. خدا عالی ترین معنا برای زندگی است؛ معنایی ارزشمند بلکه ارزشمندترین، و پایدار بلکه تنها مفهوم پایدار هستی و بی زیان بلکه سراسر خیر و برکت. برای رسیدن به خدا و خدایی شدن است که انسان به دنیا می آید و زندگی می کند و به خاطر آن تلاش می کندن  و در آن راه قدم می گذارد و به همین خاطر همه سختی ها را تحمل می کند و حتی حاضر است جان دهد. به همین جهت جامعه اسلامی و به خصوص جامعه شیعه موفق ترین جوامع در معنایابی است. لذت طلبی و قدرت طلبی نهایت معنایی است که جوامع مادی برای خود دارند؛ مفاهیمی ناچیز و ناپایدار و چه درد از این رو چنین جامعی «عاقبت ندارند، به خلافت جامعه اسلامی که عاقبت از آن آنان است. خدا، معنایی است عام که مفاهیم خود وکلان زیادی در طول آن و زیر مجموعه  آن قرار می گیرند. وقتی خدا، معنای زندگی قرار گرفت، هر آنچه خدایی باشد می تواند به نوعی معانی جزی برای حیات فردی و اجتماعی بشر باشند و انتظار و ظهور حضرت مهدی (ع) معنای حیات برای جامعه شیعه در دوران غیبت است. بدون این مفاهیم زندگی برای شیعه بی معنا و مفهوم است. حیات اجتماعی شیعه به عنوان یک جامعه مستقل و پویا، در گرو اندیشه مهدویت شیمی است؛ اگر این معنا از جامعه شیعی گرفته شود، هویت مستقلی نخواهد داشت. شیعه به خاطر ظهور زندگی می کند، و به سمت ظهور حرکت می کند و اینجاست که مفهوم «انتظار» شکل می گیر د. معنای حیات انتظار را به وجود می آورد و به آن «جهت» می دهد و آن را دستیابی و       به پویایی و تحرک تبدیل می کند. همچنین شیعه به خاطر مهدی و ظهور او همه سختی ها و ناملایمات را تحمل می کند. مهدی و ظهور او همه سختی ها و ناملایمات را تحمل می کند.مهدی و ظهور او حضور او و دولت او، ارزش های والایی هستند که می توان به خاطر آن همه دشواری ها را تحمل کرد. حضرت مهدی معنای بلندی است که کشته شدن در رکابش برترین آرزوی آزادگان است. شیعه به خاطر مهدی زنده است و به خاطر مهدی زندگی می کند. و به خاطر مهدی تلاش می کند و به خاطر مهدی همه سختی ها را تحمل می کند و حتی حاضر است به خاطر مهدی جان خویش را فدا کند. در طول تاریخ غیبت چه رنج هایی که یعنی متحمل شده، اما هرگز هویت و حیات اجتماعی خویش را از دست نداده است. آنچه شیعه او را در میان این همه مشکلات زنده و بالنده نگه داشته، این است که مهدی معنای زندگی اوست؛ در غیر این صورت، شیعه می بایست سال ها و بلکه قرن هایش نابود و در فرهنگ های دیگر هضم شده باشد. جالب اینجاست که حتی در زمان دیگر معصومین نیز آنچه حیات و هویت اجتماعی شیعه را حفظ می کرد، ظهور و انتظار مهدی (ع) بود. این که امامان معصوم (ع) پیش از تولد و غیبت حضرت مهدی (ع) شیعه را به ظهور او و عدالت گستری اش نوید می دادند. به همین جهت بوده است. نه تنها در دوران غیبت بلکه و در زمان حضور دیگر معصومین (ع) نیز یاد و نام مهدی (ع) معنا بخش حیات بوده است. نام و یاد مهدی (ع) امیر دل ها، قوت قلب ها. و توان بدن ها برای حرکت به سوی آرمان الهی بشریت است.
و مساله مهدویت و ظهور امام زمان از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار گرفته و یا قابل بررسی است یکی از ابعادی که در این موضوع قابل طرح است و شاید کمتر به آن توجه شده باشد مساله معنای حیات است که بحث در این زمیه را نوشتار کنیم. 
معرفت امام (عج) و فلسفه آفرینش
 پرسش از فلسفه آفرینش، پرسش همیشگی آدم خاکی بوده و این موضوع همواره ذهن انسانها را به خود مشغول داشته است :
روزها فکر من این است و همه شب سخنم   که چرا غافل از احوال دل خویشم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود        به کجا می روم آخر،    بی وطنم
اهیمت این پرسش موجب شده است که قرآن کریم و روایات معصوم (ع) در موارد متعددی به تشریح و تحلیل فلسفه آفرینش انسان بپردازد. یکی از مهم ترین موضوعاتی که در آیات و روایات به عنوان فلسفه خلقت مطرح شده، رسیدن به معرفت نیازمند بحث تفصیلی است، اما در یکی از روایتهای که از وجود مقدس حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نقل شده چنان زیبا و در کوتاه ترین عبارات به این موضوع پرداخته شده که ما را از بسیاری مباحث تفصیلی بی نیاز می سازد. آن حضرت در این روایت می فرماید:
هان ای مردم ! همانا خداوند ـ بزرگ باد یاد او ـ بندگان را نیافرید مگر برای این که او را بشناسد، پس هر گاه او را بشناسد او را بپرستند و هرگاه او را بپرستند، با پرستش او از بندگی هر آنچه جز خداست بی نیاز کردند. مردی سوال  کرد: ای فرزند رسول خدا، پدر و مادرم فدایت معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمود: این است که اهل هر زمانی، امامی را که باید از او فرمان برند، بشناسد.
آری، فلسفه آفرینش انسان رسیدن به مقام معرفت خداست، اما این معرفت حاصل نمی شود مگر به معرفت امام و حجت عصر (ع)؛ چرا که امام آئینه تمام حق و واسطه شناخت خداست. چنان که امام صادق (ع) فرمودند:
ما دانایان (برپادارندگان) به امر خدا و دعوت کنندگان به راه او هستیم. به واسطه ما خدا شناخته و پرستیده می شود. ما راهنایان به سوی خدا هستیم و اگر ما نبودیم خدا پرستیده نمی شد. 
خانه حضرت مهدی (ع) کجاست؟
 پنهان زیستی حضرت مهدی (ع) نه تنها چگونگی زندگی آن حضرت را در هاله ای از اسرار فرو برد. که بسیاری از موضوعات مربوط به حیات آن حضرت را نیز جز و امور پنهان نظام هستی قرار داده است.
یکی از مهم ترین این امور پنهان، محل زندگی آن حضرت در طول غیبت ایشان است. از این رو بسیاری علاقه مندند بدانند که خورشید پنهان در کدامین بخش از این کره خاکی به گذران عمر میپردازد و به بیان دیگر کدامین قسمت از زمین این منزلت را دارد؟
میلیونها انسان عاشق و شیفته صدها سال است که در هر پگاه آدینه زبان به توبه می گشایند و این گونه می سرایند: ای کاش می دانستم در چه جایی منزل گرفته ای و چه سرزمین و مکانی تو را در بر گرفته است. آیا در کوه رضوایی و یا جای دیگری و یا دردی هستی؟  دشار است بر من که مردمان را ببینم و تو دیده نشوی.
حال برای رشن کردن این موضوع، پای به گلستان کدام معصومین (ع) می گشاییم و با سیری در کلام نورانی ایشان از آن انفاس قدسی برای حل این معما استهداد می طلبیم.
با یک نگاه کلی در این بوستان پر طراوت به چهار دسته روایت در این موضوع بر می خوریم که هر یک محل زندگی آن حضرت را در دوره الی از حیات پر برکت ایشان تصویر کشیده است. اگر چه در مورد برخی دوره ها صراحت و روشنی بیشتری وجود دارد و برخی از دوره ها بنا بر عللی به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است.
این دوره عبارتند از:
۱-    دوران زندگی با پدر بزرگوار خود امام حسن عسکری (ع) (۲۵۵ ـ ۲۶۰ق): شکی نیست که آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسکری (ع) دیده به جهان گشود و تا پایان عمر شریف پدر خود در کنار آن حضرت می زیست این دوراتن بنا بر قول مشهور از نیمه شعبان سال ۲۵۵ ق آغاز و در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ ق پایان یافت.
۲-    دوران غیبت صغراد (۲۶۰ تا ۳۲۹ ق): غیبت صغری عبارت است از دوران پنهان زیستی کوتاه مدت حضرت مهدی (ع) که طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسکری (ع) (سال ۲۶۰ ق) آغاز شده و با رحلت چهارمین نایب خاص آن بزرگوار سال ۳۲۹ ق به پایان رسیده است که مجموعا ۶۹ سال می شود.
امام صادق (ع) در این زمینه نقل شده است که فرمود:  برای حضرت قائم دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری طولانی در غیبت اول جز شیعیان مخصوص از جای آن حضرت خبر ندارند و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش از جای او خبر ندارند.
در دوران غیبت صغرا، از سفیران چهارگانه (نواب صفوی) کسی نزدیک تربه آن حضرت ذکر نشده است و ایشان هم تماما در عراق و همواره با حضرت در ارتباط بوده اند و توقعات فراوانی حضرت به دست آنها شرف صدور یافته است. بنابراین می توان گفت بخشی از عمر آن حضرت در این دوران در عراق سپری شده است.
و در بعضی از روایات نقل شده است که در دوران غیبت در مدینه منوره سپری کرده اند.
۳-    دوران غیبت کبرا: اصطلاحا غیبت کبری به مدت زمان پنهان زیستی حضرت مهدی (ع) گفته می شود که با وفات آخرین نایب خاص در سال ۳۲۹ ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است که پایان آن را می داند.
روایاتی در این باره به محلهای مختلفی اشاره کرده اند که برخی از آنها از این قرارند:
الف: مدینه طیبه (منوره)
ب: ناصیه ذی طوسی: در یک فرسخی مکه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه های مکه دیده می شود. برخی از روایات آن محل را به عنوان جایگاه حضرت مهدی (ع) در دوران غیبت معین کرده اند.
در برخی دیگر از روایات ذکر شده است که حضرت مهدی (ع) قبل از ظهور در ذی طوسی به سر می برد و آن گاه که اراده الهی بر ظهور آن حضرت تعلق گیرد از انجا وارد مسجد الحرام می شود.
امام باقر (ع) در این باره فرمودند: قائم (ع) در میان گروهی به شمار اهل بدر – سیصد و سیزده تن از گردنه ذی طوسی پائین می آیند تا آن که پشت خود را به حجر الاسود تکیه دهد و پرچم پیروز را به اهتراز در می آورد.
ج: دشتها و بیابانها
این نامعلوم بودن محل زندگی آن حضرت در دوران غیبت کبرا سبب شده تا عده ای به گمانه زنی هایی بعضا گشت و واهی بپردازند. و به طرح محلهایی که اثبات انها کاری بس مشکل است روی آورند.
افسانه جزیره خضرا یا مثلث بومودا و مانند آن حکایتهایی است که در تاریخ پر فراز و فرود این اعتقاد رخ نموده است ولی همواره روشنگران این مذهب حق، مردم را از لغزش در این بیراهه ها برخور داشته اند.
۴ ـ دوران ظهور و حکومت مهدی (ع): دوران ظهور که درخشانترین فراز تاریخ و بهترین دوران حیات انسانی است، ویژگیهای فراوانی دارد که از جمله مهم ترین آنها حاکمیت آخرین معصوم و محبت الهی است. درباره محل زندگی حضرت مهدی (ع) و حکومت آن حضرت در عصر ظهور، روایات فراوانی وجود دارد. عمدتا در این روایات، مسجد محله را منزل آن حضرت و شهر کوفه را به عنوان پایگاه حکومتی آن حضرت معرفی کرده اند.
مسجد   شر افت بسیاری دارد؛ از جمله در روایات ذکر شده که در این مسجد، هزاران پیامبر به نماز ایستاده اند. امام صادق (ع) در مورد مسجد سهله فرمودند: به درستی که مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه که [ پس از قیام ] تا با اهل خود در آنجا فرود آید و همچنین آن حضرت به ابابصیر فرمود: ای ابامحمد گویا حضرت قائم را در مسجد سهله می بینم که با زن و فرزندانش در آن نازل می شوند. ابوبصیر پرسید: آیا مسجد سهله خانه اش خواهد بود. حضرت فرمود: آری این مسجد منزل ادریس است. خداوند هیچ پیامبری را بر نینگیخت، مگر آن که در این مسجد نماز گزارد هر کس در این مسجد بماند  مانند آن است که در خیمه رسول خدا (ص) اقامت کرده است. هیچ مرد و زن مومنی نیست، مگر آن که دلش به سوی  آن مسجد پر می کشد. روز و شبی نیست مگر آن که فرشتگان به این مسجد پناه می برند و در آن به عبادت خدا می پردازند.
مهدی منتظر (ع) و پایان سیر تاریخ
بیشتر فلاسفه پوزیتولیست به ویژه مارکیتها در سده نوزدهم و بیستم، درباه سنتها و مرحله های تاریخ به بحث پرداخته اند. بهترین دستاورد که مارکسیسم، به اندیشه بشری تقدیم کرد. اصل تاریخی و کوشش برای کشف سنتها و مراحل تاریخ. نیز اهمیت شناخت قوانین آن برای پیش بینی مسیر حرکت تاریخ و پیامدهای آن بود. مارکسیم درباره شناخت سنتهای تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تاثیر فعالیتهای مثبت در رویکرد مرحله تاریخی که انتظار آن می رود نیز کاوش می کند.
اما مارکسیم با انکار وجود خدای متعادل و تعریف دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد که پیامبر آن عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شاخت سنتهایی است که مقطع کنونی و گذرا را به مرحله آینده انتقال می دهد و در پایان محتومی نگه می دارد.
اندیشه بشری از راه افکار مارکسی در سده ۱۹ میلادی، جبر تاریخی را درک کرد و به کشف مراحل و مقاطع جبری تاریخ  و قوانین  کلی آن پرداخت اما در کشف خود به راه اشتباهی رفت. در مقابل اندیشه نبوی از آغاز پیدایش در بیش از هزار سال پیش تصور خود از حرکت جامعه بشری را بر اساس جبر تاریخی نهاد و اندیشه ای روشن از سنتها مراحل تاریخ را تقدیم کرد.
میراث دینی یهودیان و مسیحیان و مسلمانان، نصوص مشترکی را درباره سنتهای تاریخی به گزارش پیامبران در بر دارد. و پژوهشگران می توانند بگویند باور دینی به سنتهای تاریخی، از مهم ترین و اساسی ترین اعتقادات مشترک میان ادیان سه گانه اسلام یهودیت و مسیحیت است.
بنابراین، در برابر ما فقط اندیشه مشترکی درباره نهایت تاریخ بر اساس آن پایه ریزی می شود.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
حکومت جهانی امام مهدی (عج)
1 (20%) 1 vote

مهدی موعود(عج)

302 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

مقدمه

از مطالعه سرگذشت فرهنگ بشریت و بررسی تاریخ تفکر در طول حیات انسان این حقیقت به وضوح معلوم می شود که بشر در تمام دوره های زندگی خود به یک سلسله مسائل بنیادین اعتقاد راسخ  داشته است که هر یک از آنها در تعیین مسیر زندگی و جهت گیری او در نظام هستی عمیق ترین تأثیر را دارند و حتی با گذشت قرون متمادی و وقوع تحولات بسیار عظیم در عرصه های تفکر و اندیشه و پیدایش مکاتب مهم فکری و اعتقادی نه تنها از اهمیت آن مسائل بنیادی کاسته نشده است بلکه دستاوردهای خوب و بد تمدن جدید حقانیت و ضرورت پایبندی به این بخش از مسائل اعتقادی را بیش از پیش به اثبات رسانده است .
یکی از این موارد اعتقاد به ظهور یک منجی بزرگ جهانی است که در یکی از سخت ترین برهه های زندگی انسان ها با هدف از بین بردن تماک نابسامانی ها و بی عدالتی ها ناشی از نفس پرستی انسان های هوا پرست از پس پرده غیبت بیرون آمده و با یاری گروهی از انسان های صالح و با ایمان از طریق به اجرا در آوردن کاملترین احکام و مقررات و حاکمیت بخشیدن به ارزش های متعالی زمینه را از هر جهت برای کمال واقعی افراد بشر در سرتاسر عالم فراهم خواهد نمود و بدین ترتیب آرزوها و اهداف رهبران راستین بشریت به ویژه انبیاء و اوصیاء تحقق بخشیده و صلح و امنیت و آسایش را در همه جوامع مستقر خواهد ساخت .
با توجه به مقدمه اخیر ، در این تحقیق سعی شده است تا با بررسی مسأله ولایت در قرآن کریم و احادیث به مسأله موعود جهانی از دیدگاه ادیان بزرگ توحیدی پرداخته گردد و اندیشه ظهور منجی از دیدگاه شیعه مورد کنکاش قرار گیرد . امید است که انتظار حجت در لحظه لحظه حیات ما جاری گردیده و زندگی فردی و اجتماعی ما را متحول سازد .

«اِنّما وُلیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون» آیه ۵۵ سوره مائده (آیه ولایت)
« ولی شما تنها خدا و رسول او و کسانیکه ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می باشند. »

بر  طبق بینش اسلامی و بر پایه حکم عقلانی ، آدمی مأمور به تبعیت و اطاعت همه جانبه از خالق خویش و پروردگار جهان است ؛ چرا که انسان از ساعات و یا حتی دقائق بعدی عمر خویش آگاه نیست و در جزئی ترین امور ، نیازمند خداوند است ؛ اما در مقابل ، خداوندی که اورا خلق نموده ، حتی بر کوچکترین اسرار وجودی مخلوق خود واقف است و مقصد و منتهای حرکت  او را نیز می داند . لذاست که عقل بشر ، او را به درگاه او رهنمون می سازد ؛ چرا که علاوه بر  این مطالب ،او  بی نیاز مطلق و غنی دز تمام امور است و به مخلوقات خود کمترین نیازی ندارد ، لذا  جز خیر آدمی را نمی خواهد .اما این اطاعت در دیدگاه اسلام و قرآن کریم  ، تنها به خداوند منحصر نمی شود . بلکه به امر الهی و فرمان خداوند ، یک مسلمان باید از وجود مقدس رسول اکرم  ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و امامان معصوم  (علیهم السلام ) نیز پیروی و تبعیت نماید . بنا بر این نگرش ، تبعیت به طور مطلق و بدون قید و شرط تنها مختص خداوند است و بر طبق فرمان اوست که ما مأمور به اطاعت و پیروی از رسول اکرم  و امامان معصوم در تمامی امور می باشیم  . رفتار و گفتار آنان هم در تمامی امور  ، راهی را که به رضایت پروردگار و سعادت ابدی انسان منتهی می شود ، مسخص می نماید . به این دلیل که در اعمال و رفتار آنان ، هوا و هوس راهی ندارد و آنان به لطف خداوند و عنایت او ، معصوم از هر خطا و اشتباه می باشند .بر طبق آموزه های اسلامی ، به جز خداوند و به واسطه او رسول اکرم و امامان معصوم  ، آدمی نباید در برابر هیچکس ویا هیچ چیز دیگر به طور مطلق و بدون قید و شرط ، مطیع و فرمانبردار باشد . منشأ آغازین اطاعت از خداوند و معصومین ( همان گونه که ذکر گردید ) ، عقل بشری است ؛ اما در ادامه و همراه با عقلانیت  آدمی ، این رابطه محبت نسبت به پروردگار است که آنرا تکمیل می کند .آن هنگام که انسان قدری بیشتر می اندیشد ، خود را در دریای لطف و نعمتهای الهی غرق می بیند . او می یابد هر چه که دارد همه ازخداوندست و علی رغم نا سپاسی های فراوان آدمی ، نه تنها لطف و مهربانی او  قطع نگشته بلکه لحظه به لحظه نیز ادامه دارد . بنا بر این هر چه بیشتر سعی می نماید تا در مسیر اطاعت چنین پروردگار مهربانی ، گام  بر دارد . مسیری که جز به کمال و سعادت او ، به چیز دیگری ختم نمی گردد .
حقیقت و مفهوم کلی ولایت نیز که در دیدگاه اسلامی تبیین می شود ، چیزی خارج از اطاعت و پیروی از خداوند و معصومین نمی باشد . از سوی دیگر  رابطه میان مسلمانان و شیعیان با نبی اکرم  و تک تک ائمه معصومین ، رابطه ای بسیار عمیق و دو طرفه است . طرف اول این رابطه از پیامبر اکرم  و ائمه آغاز می گردد . آنان چنان مهربانی و شفقتی نسبت به فرد فرد مسلمین دارند که کوچکترین ناراحتی و اندوه یک مسلمان ، باعث رنجش خاطر آنان می گردد . ( که شواهد بسیاری از آن در متون اسلامی موجود می باشد .) اما در طرف دیگر ، مسلمانان نیز به خاطر جمع بودن مکارم اخلاقی و کمالات روحانی در وجود معصومین ، از صمیم جان به آنان عشق می ورزند .این رابطه عمیق آنچنان تبعیتی را رقم می زند که مسلمانان نه تنها در برابر کلام و رفتار امام و ولی خویش مطیع و فرمانبردار هستند ، بلکه حتی در ذهن خویش نسبت به آن کوچکترین دغدغه ای احساس نمی نمایند  .
در قرآن کریم (که کلام خداوند و نازل شده از جانب اوست) ، دلائل متعددی در جهت اثبات مقام ولایت رسول اکرم و امام علی (امام اول ) از جانب خداوند وجود دارد . اما ولایت سایر ائمه بنا بر ابلاغ رسول اکرم از جانب خداوند تأیید می گردد .
 ما در این حال به بررسی و دقت و تأمل در یکی از آیات شریفه قرآن می‌پردازیم که در آن مسأله ولایت بر مؤمنین مطرح شده و این مقام علاوه بر خداوند ، برای رسول اکرم و امام علی اثبات گشته است . به همین منظور ابتدا به بررسی کلمات (۱) به کار رفته در این آیه به صورت مجزا می‌پردازیم، و سپس به شأن نزول آیه اشاره می‌نمائیم و در پایان فرازهای مختلف آیه را هر چه بیشتر مورد دقت و توجه قرار می‌دهیم.
 
بررسی کلمات آیه به صورت مجزا
انما:
کلمه ایست که در زبان عربی که برای نشان دادن یک انحصار به کار میرود ؛ بدین معنا که گوینده منظور خویش را به معنی و مفهومی خاص و یا اشخاصی معین محدود می‌نماید وآنرا را از سایر مفاهیم و یا اشخاص نفی می‌نماید . به عنوان مثال اگر گفته شود فقط خداوند معبود ماست ، به این معناست که الوهیت و معبود بودن، تنها منحصر در خداوند است و سایر موجودات، از جایگاه الوهیت ، خارج شده‌اند. بر این اساس و بر طبق سایر قوانین مربوط به استفاده از این کلمه در زبان عرب (که در توضیح بیشتر آمده است.) آوردن انما در آغاز این آیه، مقام ولایت بر مؤمنین را در  عده‌ای خاص منحصر می‌کند. به بیان دیگر، تنها سه مورد را در هنگام نزول آیه به عنوان ولی مؤمنین معرفی می‌کند و این مقام را از سایرین نفی می‌نماید. پس معنای این آیه بدین گونه می‌باشد که : « ولی شما تنها خدا و رسول او و کسانیکه ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می باشند. »

توضیح بیشتر مربوط به انما
در زبان عربی برای بیان یک مفهوم، دو نوع جمله از لحاظ ساختاری وجود دارد. (یکی را  فعلیه و دیگری را اسمیه گویند. جمله فعلیه جمله ایست که با فعل شروع شود و جمله اسمیه به جمله ای گفته می شود که با اسم شروع گردد . هر یک از انواع مختلف جمله، دارای پایه‌ها و ارکانی اصلی می‌باشند که بوسیله آنها، معنای جمله تکیمل می‌شود و در صورتی که هر یکی از آنها حذف گردد، معنا ناقص باقی می‌ماند.
گوینده با توجه به مقصود خود از کلام، می تواند این ارکان را در محلهای مختلف کلام خود ذکر کند و ترتیب قرار گرفتن آنها را تغییر دهد.
انما بر سر هر دو نوع جمله می آید و آخرین رکن جمله (و یا رکنی را که پیش از ذکر تمامی ارکان ذکر گردیده است) حصر می‌نماید. حال برای روشن تر شدن بحث مثالی را ذکر می‌کنیم. فرض کنیم فردی به نام محمد ایستاده است . این واقعیت را می‌توان به دو صورت بیان نمود :      1- فرد ایستاده محمد است.           
      2-  محمد ایستاده است.
در حالت اول اگر از انما استفاده شود و بر سر جمله بیاید، محمد را که در انتها آمده حصر می‌نماید. بدین معنا که فرد ایستاده فقط محمد است.( یعنی کس دیگری ایستاده نیست .) اما در حالت دوم در صورتی که از انما استفاده گردد،ایستادن که در انتها آمده حصر می شود. یعنی محمد فقط ایستاده است. (و کار دیگری غیر از ایستادن انجام نمی‌دهد). در آیه محل بحث نیز ، آخرین رکنی که از جمله ذکر شده است، معرفی افرادی است که بر مومنین ولایت دارند. در نتیجه بنا بر مطالبی که ذکر گردید، انما این اشخاص را حصر می‌نماید و آیه بیان می‌کند که ولی شما تنها خدا و رسول و مومنینی که نماز می‌گذارند و در حال رکوع زکات می‌دهند، می‌باشند.
 
ولی:
 در کتب لغت عرب همانند مفردات القرآن و لسان العرب و …  برای این کلمه ، معانی متعددی آورده شده است. که می‌توان از آن جمله داماد، هم قسم، دوست، سرپرست، یاور و … را ذکر نمود. بسیاری از این معانی گفته شده در توضیح کلمه «ولی« نه تنها در این آیه بلکه در آیات دیگر قرآن کریم (که در آنها نیز، کلمه ولی بکار رفته است) مفهوم درستی را نمی‌رساند . {بعنوان مثال اگر معنای داماد را از بین معانی ولی در این آیه جایگزین نمائیم معنای آیه اینگونه می‌شود: «فقط خدا و رسولش و کسانی که در حال رکوع نماز زکات می‌دهند، داماد شما هستند.«که عدم صحت این معنی کاملا آشکار است} با توجه به این مطلب مفسرین و صاحبنظران اسلامی درباره معنای ولی در این آیه فقط یکی از سه معن       
۱-  دوست              
     2- یاور و ناصر      
     3-  سرپرست و صاحب اختیار
را برگزیده‌اند. (ما در قسمت‌های بعد این سه معنی را بررسی بیشتری خواهیم کرد.)
 
زکات:
زکات یعنی «اعطای مال در راه رضای خداوند متعال« و یکی از موارد آن اعطای مال به مستمندان می‌باشد. که در این آیه به آن اشاره شده است.
 رکوع:
به این دلیل که پیش از آوردن لفظ رکوع صحبت از به جای آوردن نماز توسط مومنین می‌باشد (یقیمون الصلوه) ، رکوع در این آیه به همان معنی عمل خاص در نماز است که پس از قرائت حمد و سوره می‌باشد و عبارتست از خم شدن و انحنای سر).
 
توضیح بیشتر مربوط به رکوع
 رکوع دارای سه معنی لغوی و اصطلاحی و مجازی است . معنای لغوی آن انحنای سر و خم شدن می‌باشد، که اگر این حالت با قصد قربت و در نماز باشد به عنوان فعلی در نماز به حساب می‌آید و این همان معنای اصطلاحی است. به عبارت دیگر معنای اصطلاحی رکوع از همان معنی انحنای سر و خم شدن گرفته شده است، با این تفاوت که یک عمل اصلی در نماز است و به همین خاطر باید با قصد قربت انجام شود. (قصد قربت یعنی همه توجه به سمت پروردگار باشد وعمل فقط برای رضایت او انجام شود، نه به منظور دیگر). معنای مجازی آن ذلت و خضوع در مقابل یک فرد می‌باشد.
همیشه در هنگام مطالعه یک متن ابتدا معنای لغوی کلملات به ذهن می‌رسد و اگر دلیل و قرینه ای وجود داشته باشد، معنای اصطلاحی یا مجازی آن کلمه در نظر گرفته می‌شود. قرآن هم ، اینگونه است که باید اول معنای لغوی بررسی شود و در صورت وجود قرینه و دلیل ، به معنای اصطلاحی یا مجازی آن روی آوریم. رکوع نیز مستثنای از این قاعده نیست و هر جا در قرآن با این کلمه مواجه شدیم ، باید  ابتدا معنای لغوی آن در نظر گرفته شود . مثلا در صورتی که در آن صحبت از نماز و نمازگزاران بود به قرینه نماز ،ناگزیر به معنای اصطلاحی برمی‌گردد و در صورت وجود قرائن دیگر به معنای مجازی آن روی می‌آوریم. در این آیه هم به علت اینکه در ابتدای آیه صحبت از بر پا داشتن نماز است ( یقیمون الصلوه )رکوع را باید در معنای اصطلاحی آن ( یعنی یکی از اعمال خاص نماز ) ، به کار برد . (۲)
 در ابتدای بحث گفتیم که ولی با سه معنی دوست، ناصر (یاور) و سرپرست مورد بحث و کفتگوی مفسرین است. ما نیزدو معنی دوست و ناصر (معنای اول و دوم) را بررسی می‌کنیم و بعد به معنای سوم می‌پردازیم، تا به معنای بهتر «ولی» در این آیه دست یابیم.
 1) دوست   
۲) ناصر (یاور)
 با در نظر گرفتن این دو معنی آیه اینگونه معنا می‌شود:
«تنها دوست یا ناصر شما خدا و رسولش و آن کسانی هستند که ایمان آوردند. کسانیکه در حال رکوع نماز زکات می‌دهند.»
گفتیم «انما»برای حصر نمودن بکار می‌رود. پس با توجه به انما و معنای دوست یا ناصر نتیجه می‌گیریم که فقط دوست و یاور ما، خدا و رسولش و آنهایی که در حال رکوع نماز زکات می‌دهند، می‌باشند. با توجه به این معنی ما دیگر نباید هیچ دوست و یاوری داشته باشیم. و نمی‌توانیم کس دیگری را (که مثلاً زکات در حال رکوع نداده است) دوست یا ناصر خطاب کنیم.
این دو معنی با آیات دیگر قرآن در تناقض می‌باشند. (لازم به توضیح نیست که در قرآن چون کلام خداست و در آن اشتباه جای ندارد ، تناقض یافت نمی‌شود) همانند:
«و ان استنصروکم فی الدین فعلیکم النصر» (سوره انفال آیه ۷۲ )
« اگر در دین یاری خواستند پس بر شما است یاری کردن »
این آیه معلوم می‌نماید یاری رساندن و نصرت دادن به دیگران فقط مختص افرادی خاص نیست و می‌گوید هر آنکس، از شما در دینش یاری خداست به او یاری نمائید.
 
« تعاونوا علی البر و التقوی » (سوره مائده آیه ۲ )
« کمک کنید همدیگر را بر نیکو کاری و پرهیزکاری »
در این آیه هم کمک کردن به یکدیگر بر اساس نیکی و تقوا خواسته شده است و اختصاص به افراد خاص ندارد.
 
«انما المومنون اخوه» (سوره حجرات آیه ۱۰)
« جز این نیست که مؤمنان برادرند »
خداوند متعال در این آیه مومنین را با یکدیگر برارد خوانده است ، حال آنکه مشخص است رابطه برادری اسلامی، بالاتر از رابطه دوستی است . (یا بالاتر از به هم یاری رساندن می‌باشد.) پس چگونه ممکن است که ما بتوانیم فقط از زکات دهندگان در حال رکوع دوست انخاب کرده و از آنها یاری بخواهیم ، در حالیکه قرآن همه مومنان را برادران یکدیگر معرفی می‌کند!
پس معلوم می‌شود معنای ولی در آیه مورد بحث، نمی‌تواند دوست یا ناصر باشد. چون معنای دوست و ناصر معنای کلی می‌باشد و در افرادی خاص منحصر نمی‌شود.
 
ولی به معنای سرپرست
حال اگر ما ولی را به معنای سرپرست و صاحب اختیار  معنی کنیم ،  با سایر آیات قرآن در تناقض نیست. چون امر سرپرستی نمی‌تواند مختص همه باشد. و اینگونه نیست که هر کس، بتواند بر ما امر و فرمان کند و سرپرست ما شود. مگر فرد یا افرادی خاص که از جانب خدا باشد. و این آیه می‌گوید که امر ولایت به معنای سرپرستی بعد از خدا و رسولش بعهده فرد یا افرادی است که در حال رکوع نماز زکات می‌دهند.
در اینجا باید ببینیم که زکات دهندگان در حال رکوع نماز چه کسی یا کسانی در هنگام نزول آیه می‌باشند که امر مهم سرپرستی بعد از خدا و رسولش در اختیار آنان می‌باشد. که بهترین شاهد و گواه برای این موضوع، مراجعه به شأن نزول این آیه می‌باشد.
شأن نزول آیه
مفسرین و صاحبنظران شیعی (۳) و اهل تسنن (۴) این مطلب را گفته‌اند که:
فقیری به مسجد النبی آمد و از مسلمانان طلب کمک کرد و هیچ کس به فقیر کمک نکرد مگر حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) که در حال رکوع نماز، انگشتری خود را به فقیر بخشید و این آیه (آیه ۵۵ سوره مائده) بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و سلم نازل گشت.

بررسی قسمتهای مختلف آیه
وصف مؤمنینی که دارای مقام ولایت هستند
در این آیه خداوند برای آن دسته از مؤمنین که دارای مقام ولایت هستند ، نشانی خاصی را بیان نموده است و آنان را کسانی معرفی می نماید که در حال رکوع نماز ، زکات می دهند .
برای فهم بهتر  این آیه لازم است این مطلب را بررسی نمائیم که چگونه می توان شخصی را به وسیله توصیف نمودن او  به مردم معرفی نمود ، تا مردم به او مراجعه نمایند .
بطور کلی می‌توان شخص را به دو گونه وصف نمود. یکی آنکه گوینده نشانی خاصی را می‌دهد و منظور گوینده فقط فرد خاصی است و کس دیگری را در بر نمی‌گیرد. نوع دوم آنست که گوینده نشان عامی را می‌‌دهد و هر کس که آن خصوصیت را داشته باشد مورد نظر گوینده قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر شدن مسأله مثالی را برای هر دو وصف به ترتیب می‌آوریم.

مثال وصف نوع اول
از استادی سئوال می‌شود: کدامیک از شاگردانت، از بقیه عالم تر می‌باشد؟ استاد در جواب می‌گوید: آن شاگردی که از همه تمیزتر است.
چون تمیز بودن و عالم بودن با یکدیگر تناسبی ندارد، پس استاد با دادن این پاسخ خواسته است نشانه‌ای را مشخص نماید و بگوید فقط این فرد (و با این مشخصه) ، مورد نظر من است. در واقع استاد با این نشانه ملاکی خاص را برای فردی خاص معین کرده است. و اینگونه نیست که اگر کسی بعد از این خود را تمیز نماید جزء جواب استاد قرار گیرد. چون پاسخ استاد در زمانی خاص داده شده است و اشاره به عالم ترین فرد دارد و در غیر آن زمان، دیگر معنایی ندارد.در این مورد و در موارد مشابه ، از پاسخ استاد این نکته نیز می تواند به ذهن بیاید که یکی از موارد مورد پسند استاد تمیز بودن است و او تمیز بودن را دوست دارد. همچنین استاد بطور غیر مستقیم خواسته به بقیه شاگردان بگوید که اگر نمی‌توانید عالم‌ترین بشید ولی خود را تمیز نگاه دارد.

مثال وصف نوع دوم
حال اگر استاد در پاسخ انیگونه گفته بود: آن فردی عالم تر است که از همه بیشتر درس می‌خواند، این دیگر ملاک خاص نبود. چون درس خواندن و عالم شدن با هم تناسب دارد و هر کس که بیشتر درس بخواند می‌تواند عالم‌ترین باشد. پس، استاد در اینجا ملاک عامی را معرفی کرده است و درس خواندن را مساوی با عالم شدن مطرح کرده است و منوط به فردی خاص نمی‌باشد.
برای استفاده از این مطلب، به سراغ آیه مورد بحث می‌رویم.
خداوند متعال در این آیه گفته است بعد از خود و رسولش، کسانی که در حال رکوع نماز زکات می‌دهند، سرپرست مومنین می‌باشند. مشاهده می‌کنیم که بین زکات در حال رکوع و اینکه کسی سرپرست مومنین باشد هیچ گونه تناسبی وجود ندارد. پس وصفی که در این آیه بوسیله آن مومنین (آنهایی که بر سایرین ولایت دارند) مشخص شده‌اند، از نوع وصف اول می‌باشد. و خدا نشانه‌ای را در زمانی خاص داده است تا مشخص کند بعد از خود و رسولش چه کسی سرپرست مردم می‌باشد. با توجه به شأن نزول مشاهده می‌شود که منظور خدا کسی جز علی بن ابیطالب علیه السلام نمی باشد. همچنین از این آیه مشخص می‌شود که یکی از عوامل مورد پسند خداوند، زکات دادن در حال رکوع نماز می‌باشد. بدین معنی که خداوند متعال بطور غیر مستقیم به مومنین می‌گوید: با اینکه تمامی شما نمی‌توانید سرپرست سایر مومنین باشید ولی سعی در انجام این عمل پسندیده داشته باشید و دادن زکات را به علت خواندن نماز به تأخیر نیندازید، که این عمل مورد رضای خداوند می‌باشد.
کلمه جمع ، منظور از آن شخصی واحد
در اینجا لازم است به نکته مهم دیگری توجه کنیم ؛ در این آیه کلمه مومنین بصورت جمع آورده شده است، حال ممکن است این سئوال مطرح شود که چرا این کلمه بصورت جمع آمده است، در حالیکه گفته شد، مراد از مومنین حضرت علی علیه السلام می‌باشد.
در این رابطه باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کلمه مفرد نباید بیشتر از یک نفر بکار رود، ولی عکس آن جایز و صحیح است.
بدین معنا که کلمه بصورت جمع آورده شده در حالیکه منظور از آن یک شخص واحد است. در قرآن نیز در موارد متعدد اینگونه عمل شده است. به عنوان مثال (در قرآن آمده است):
«و اذا قیل لهم تعالو یستغفر لکم رسول الله لوّؤا ر ءوسهم و رایتهم یصدّون و هم مستکبرون» (آیه ۵ سوره  منافقون)
«هم الذین یقولون لاتنفقو علی من عند رسول الله حتّی … » (آیه ۷ سوره  منافقون)
«و هرگاه به آنها گفته شود بیاید تا رسول خدا برای شما از حق آمرزش طلبد،  سرپیچند و مشاهده می‌کنی با تکبر و نخوت روی بر می‌گردانند»
«اینها همان کسانی هستند که می‌گویند بر آنان که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند…»
در این دو آیه خداوند، حکمی کلی را در مورد منافقین آورده است که با تکبر و نخوت روی بر می‌گردانند و می‌گویند بر اصحاب رسول انفاق نکنید. در حالیکه با مراجعه با شأن نزول مشاهده می‌شود در عین اینکه خدا در این آیات منافقین را مورد خطاب قرارد داده است و حکمی را صادر کرده است، ولی مصداق خارجی این آیات شخصی واحد ، به نام عبدالله بن أبی بوده است. (می توان در تفسیر طبری و همچنین در تفسیر سیوطی از قول ابن عباس در ذیل این آیات، مطلب فوق را مشاهده نمود.)
 در ادامه برای رعایت اختصار، فقط به نشانی آیات و بیان مفسرین در ذیل آن ، اشاره می‌شود.
۲) سوره آل عمران آیه ۱۸۱ (تفسیر القرطبی ج ۴ ص ۲۹۴)
۳) سوره توبه آیه ۶۱ (تفسیر القرطبی ج ۸ ص ۱۹۲، تفسیر الخازن ج ۲، ص ۲۵۳)
۴) سوره نساء آیه ۱۰ (تفسیر القرطبی ج ۵ ص ۵۳، الاصابه ج ۳، ص ۳۹۷)
۵) اللممتحنه آیه ۸ (بخاری، مسلم، احمد، ابن جریر، ابن ابی حاتم، همینطور در تفسیر القرطبی ج ۱۸ ص ۵۹)
۶) المائده آیه ۴۱ (تفسیر قرطبی ج ۶، ص ۱۷۷، لااصابه ج ۲، ص ۳۲۶)
۷) و…
از مطالب گفته شده به این نتیجه می‌رسیم که آوردن کلمه جمع برای مفرد بلا مانع است و موارد متعدد از آن وجود دارد. از سوی دیگر این آیه با آوردن جمع در و مورد نظر داشتن شخص واحدی به عنوان ولی ، معنای کاملتری را به ذهن می آورد ، بدین معنی که خداوند با آوردن جمع در این آیه بطور غیر مستقیم به مومنین گفته است با اینکه نمی‌توانید ولی و سرپرست باشید ولی می‌توانید دو عبارت را با هم جمع نمائید. همانگونه که حضرت علی (علیه السلام) دو عبارت نماز و زکات دادن را با هم جمع نمود و یکی را به علت دیگری به تأخیر نینداخت. (این مطلب در قسمت قبل با تفسیر بیشتری آورده شده است.)
در انتهای این بحث به قول زمخشری (در این رابطه) می‌پردازیم. (زمخشری از مفسرین بزرگ اهل تسنن می‌باشد که در تفسیر کشاف ذیل این آیه، مطلب زیر را آورده است).
«پس اگر بگوئیم: چگونه صحیح است که این لفظ (الذین آمنوا) در مورد حضرت علی (رضی الله عنه) باشد در صورتی که به صورت جمع آورده شده ، خواهم گفت این لفظ با وجود آنکه سبب نزول در آن یک مرد می‌باشد، به صورت جمع آورده شده تا مردم را در مانند کار او ترغیب کند، که سرانجام ایشان به ثوابی مانند ثواب او نایل شوند. و تا توجه دهد که خلق و خوی مومنین باید در چنان درجه‌ای از علاقمندی و نیکی و احسان و رسیدگی به فقرا باشد که حتی اگر در حال نماز کار نیکی برای ایشان پیش آمد که تأخیرپذیر نبود (تأخیر موجب فوت آن کار می شد) آنها تا پایان نماز هم آن کار را به تأخیر نیفکنند.»
ماهیت و سنخ ولایت رسول اکرم و امام علی
با دقتی بیشتر مطلبی دیگر نیز از آیه دریافت می‌شود: با وجود اینکه خدا ولایت بر مومنین را بعد از خودش برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وحضرت علی (علیه السلام) نیز مطرح می‌کند، ولی بجای بکار بردن کلمه اولیاء کم بصورت جمع از ولیکم که مفرد است استفاده نموده است.
از مطرح شدن کلمه ولی بصورت مفرد می‌توان فهمید که خداوند متعال خواسته است ولایت خویش را در اختیار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) نیز قرار دهد بدون آنکه این مقام را از خود صلب کند. که ولایت آنها از همان سنخ ولایت خداوند می‌باشد. بدین معنــی که اگر خداوند گفته بود اولیاء کم معلوم بود که صحبت از چند نوع ولایت متفاوت است که افرادی آنرا بر مومنین دارند.در حالیکه خدا اینگونه نگفته است و یک نوع ، ولایت را مشخص کرده است. در حقیقت ولایت خداوند و ولایت رسول اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) یک نوع ولایت است با این تفاوت که ولایت خدا، ذاتی و بطور مستقل است. بدین معنی که ولایت خداوند را کسی در اختیارش نگذاشته است. (خدا به این علت که خالق همه چیز است، باید ولی و سرپرست و صاحب اختیار همه موجودات باشد.) اما ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) را خدا به آنها اعطا نموده است و ولایت آنها به ولایت خدا وابسته می‌باشد.
همانطور که شیعه نیز قائل است رسول اکرم و ائمه معصومین (علیهم السلام ) بنده خدا می‌باشند و هر آنچه که در اختیار دارند از جانب خداوند می‌باشد و خدا به آنها اعطا کرده است. و آنها از خود به تنهایی هیچ ندارند.
نتیجه
از آنچه که تا کنون ذکر گردید ، آشکارا روشن می گردد که :
   1-  قرآن کرپم مسأله ولایت و سرپرستی بر مؤمنین را به طور دقیق و در آیات مختلف تبیین نموده است .
    2-  معنای ولایت که در این آیه از آن سخن به میان آمده است ، همان سرپرستی ، صاحب اختیار بودن می باشد .
    3- ولایت در دیدگاه قرآن کریم تنها برای عده ای خاص اثبات گردیده و از دیگران نفی شده است .
   4- از منظر قرآن ، مقام ولایت بر مؤمنین در اصل مختص به خداوند است و ولایت سایر افراد هنگامی پذیرفته است که خداوند آنرا در اختیار آنان قرار داده باشد .
  5- مؤمنین باید در تمامی امور به ولی خویش مراجعه نمایند و از او پیروی نمایند و او را الگوی    خویش قرار دهند .


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد