خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

ویژگیهای معلم

248 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

تزکیه و تربیت در قرآن ۲

387 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
هـمچنین کودکى که دچار فرسودگى عصبى شده است و در نتیجه خود را غیر قابل براى تجمع حـواس نـشـان مـى دهد و دچار برخى تخیلات نارواگردیده است , باید از کار فکرى ممنوع و به طبیب مراجعه داده شود تا سلامت خود را باز یابد.
انـسـان در موقع دقت سعى مى کند از تعداد تنفس هاى خود بکاهد, در حقیقت , دقت کامل وقتى صورت مى گیرد که دم زدن تعطیل شود.
پـس سالم نبودن ریه ها و مجارى تنفسى و یک ابتلاى ساده پلیپ ممکن است کودکى را تا سرحد کودنى تنزل دهد, در حالى که واقعا داراى هوشى سرشار است .
رعایت همه این نکات , براى تامین سعادت کودک , بر مربیان لازم است .
اجـتماع باید کلیه وسایل را براى شکوفا شدن استعدادهاى کودکان فراهم سازد و تمام موانع را از سر راه آنها بردارد.
در این صورت بارگران مسئولیت به مقصد مى رسد.
کـوشـش مـا در ایـن کتاب این است که با شرح و تفصیل بیشترى , جامعه را متوجه این مسئولیت گردانیم و در این راه از خداوند بزرگ یارى مى طلبیم .
۲ ـ نفوذهاى اجتماعى .
وجـه امـتـیاز هر فردى را باید در منش و شخصیت او و به عبارت دیگر, در واکنشهایى که در برابر پدیده هاى مختلف از خود نشان مى دهد, جستجوکرد.
در روان شـنـاسـى , شـعـبه اى به وجود آمده است که به نام کاراکترلوژى ((۸۶))
یا خصلت شناسى خوانده مى شود.
این علم در عین این که ناقدان سرسختى دارد, طرفداران پرو پا قرصى نیز دارد.
بدیهى است که این علم ,سعى مى کند که افراد را آن چنان که هستند, بشناسد و اسرار درونى آنها را کشف کند.
یقینا شناسایى دقیق افراد و حتى خویشتن ,فواید ارزنده اى را در بر دارد.
شـخصى که خود را بشناسد خیلى بهتر و سریع تر از افرادى که خود رانشناخته اند, مى تواند در راه ترقى و تکامل , گام بردارد و نیازمندى هاى خودرامرتفع سازد.
جـمله تاریخى خود را بشناس ! در تعلیمات سقراط حکیم , همچنان باقى مانده است و از نظر آیین مقدس اسلام خودشناسى مقدمه خداشناسى وخداشناسى وسیله یک زندگى آرام و خوش و دور از نگرانى و اضطراب است .
کاراکترلوژى در آموزش و پرورش , راهنماى خوبى است .
متصدیان آموزش و پرورش مى توانند در پرتو این علم در راه ایجاد دگرگونى مطلوب در افرادى کـه تـحت تربیت هستند گام هاى موثرى بردارند وآنها را به شاهراه سعادت هدایت نمایند, زیرا تا خـصـوصـیـات جـسـمـى و روانـى افـراد شـنـاخـتـه نـشـود و واکنش هاى مختلفى که در برابر پـدیـده هـاى مختلف , از خود نشان مى دهند کشف نشود, آموزش و پرورش آنها به نحو مطلوب و مترقى , امکان پذیر نخواهدبود.
عـیـب عـمده کار کسانى که وظیفه خطیر آموزش و پرورش را به عهده گرفته اند, این است که مـانند یک فرمانده مستبد همواره با جمله بکن و نکن !قدرت خود را به رخ افرادى که تحت تربیت آنـهـا هـستند مى کشند و بدون این که به شخصیت و خصایل ذاتى و اکتسابى آنها احترام کنند, از آنهامى خواهند که دستورها و تکالیف را بدون چون وچرا انجام دهند, به همین جهت مى بینیم که هـمواره شکافى عمیق میان این دو طبقه ـکه باید بیش از همه طبقات به یکدیگر نزدیک بوده و با یکدیگر تفاهم داشته باشند ـوجود دارد و نتیجه مطلوب نیز کمتر گرفته مى شود.
براى رفع این عیب بزرگ است که کاراکترلوژى در خدمت آموزش و پرورش درآمده است : محیط خانه یا محیط خصایل ارثى , محیط مدرسه یامحیط اکتسابات , محیط اجتماع یا محیط به کار بستن اکـتـسـابـات سـه عـامـل مـهـم تشکیل شخصیت و منش افراد هستند و بر روى خصلت انسانى تاثیربه سزایى مى گذارند.
بـه کار بستن اکتسابات , در عین حال جنبه آموزندگى دارد, یعنى در این حالت , اکتسابات انسان در نـهاد آدمى رسوخ مى کند و افقهاى تازه اى به روى انسان گشوده مى شود و انسان از خویشتن , مى آموزد.
از نـظـر آمـوزش و پرورش , توصیه مى شود که انسان همواره تعادل میان اکتسابات و به کار بستن آنها را حفظ کند, یعنى هم دنبال دانش هاى نو برود وهم آنچه را یاد گرفته است , به کار ببندد.
اگـر صرفا به کار ببندد و اکتساب و آموزش در کار نباشد, تعادل از دست مى رود و ارزش مطالب آموختنى گذشته نیز کم مى شود.
پـیـامـبر اسلام , سفارش مى کند که از گهواره تا گور دانش بجویید و کرارا در کلمات پیشوایان اسلام آمده است که علم بدون عمل , ارزشى ندارد.
خلاصه , عوامل مذکور در حقیقت , سرنوشت انسان را تعیین و مسیر زندگى او را رسم مى کنند و بـراى شـناسایى منش و شخصیت افراد و آموزش وپرورش صحیح آنان , ناگزیریم این عوامل را به طور کامل , مورد توجه و دقت قرار دهیم .
عوامل دیگر.
مـطـلـبى که ما را نسبت به نوآموزان , نگران مى کند این است که , آنها گاهى رو به فساد و تباهى مى روند و دستخوش انحراف مى گردند, بااین که مدرسه و محیط تشکل خصایل ارثى یعنى خانه , چنین اقتضایى را ندارند.
این جاست که ما باید به سراغ عوامل دیگر برویم و متوجه باشیم که نفوذ آنها هم شاید دست کمى از عوامل سه گانه مذکور نداشته باشد.
این عوامل خیلى آسان , بدون توجه مربیان کار خود را مى کنند و مسیر زندگى اطفال و جوانان را درست بر خلاف مسیرى که خانه و مدرسه رسم کرده اند, ترسیم مى کنند.
از همین جا فرق عمده مردم عصر ما با مردم عصرهاى گذشته روشن مى شود.
ایـن که مى بینیم مردم گذشته کمتر از مقتضیات خانوادگى و تربیتى منحرف مى شدند و مردم امروز, خیلى زیاد منحرف مى شوند, علت آن را باید درارمغان هاى تمدن قرن طلایى جستجوکرد.
انسان از آغاز کودکى با یک سلسله داستان هاى راست یا دروغ سر و کار دارد.
ایـن داسـتـان ها را یا از زبان این و آن , یا از رادیو, تلویزیون و فیلمهاى سینما یا از کتاب ها, جراید و مجلات فرا مى گیرد.
قـهرمانان داستان هاى شورانگیز, به خصوص اگر در آن داستان ها جنبه هاى هنرى به خوبى به کار رفـته و از ذوقى لطیف و سرشار الهام گرفته باشد,فوق العاده در نظر انسان اهمیت پیدا مى کند و انسان مى کوشد تمام خصوصیات زندگى خود را با وضع آنها منطبق سازد.
کمتر کسى پیدا مى شود که داراى استقامت باشد و تحت تاثیر قرار نگیرد.
در هـر اجـتـمـاعـى افـراد زبـده و بـرجسته , مورد توجه قرار مى گیرند و توجه سایرین را به خود جـلـب مـى کنند, طبق اصول روان شناسى رفتار این قبیل افراد, در روحیه دیگران اثر مى گذارد, ایـنـها نیز به نوبه خود قهرمانانى هستند که درتعیین مسیر زندگى توده مردم نقش مهمى بازى مى کنند.
بـدون تـردیـد, ایـنها اگر واجد صفات عالى و کمالات انسانى باشند, به خوبى مى توانند جامعه را به سوى کمال رهبرى کنند و پیشوایان معنوى و روحانى براى جامعه خویش باشند, ولى باید به حال جـامـعـه اى تـاسـف خـورد که افراد سرشناس و معروف آن و به عبارت دیگر, قهرمانان آن جامعه فاقدکمالات انسانى بوده و عناصرى کثیف و آلوده باشند ((۸۷))
.
پیامبر عالى قدر اسلامر با توجه به جنبه هاى روحى انسان ها فرمود: مردم به دین زمامداران خویش هستند.
روان شناسان مى گویند: قهرمان جویى از خصوصیات سنین تکلیف و شباب است .
همچنین شرکت در دسته هاى اجتماعى باشگاه ها, دوره ها, انجمن هاى سرى وغیره , در این دوره خیلى رایج است .
اکـنـون بـه تناسب نیازمندى هاى هر طبقه از جامعه , نشریات مخصوصى به وجود آمده است : براى کـودکـان , کـتـاب هـا و مـجـلات مـخـصوصى منتشرمى شود, جوانان هم به نوبه خود کتاب ها و مجلاتى دارند,بانوان نیز از این رهگذر, بى بهره نمانده اند.
حوادث جالب توجه و اخبار وحشتناک و تکان دهنده اى که احیانا با زرق وبرق و عکس و تفصیلات در اختیار مردم گذارده مى شود!چیزى نیستند که بتوان از نظر دور داشت .
مسائل جنسى و جنایاتى که در حوزه امور جنسى رخ مى دهد و به وسیله جراید و مجلات غربى با آب و تاب در دسترس عموم قرارمى گیرد,بدون تردید تاثیر به سزایى در زندگى انسان دارد.
انتشار این قبیل مطالب , بشر را در ورطه سقوط قرارداده است .
برخى هنوز تردید دارند که آیا این قبیل مطالب را باید با وضوح و روشنى براى کودکان بیان کرد, یا به طور کلى آنها را در عالم بى خبرى نگاه داشت .
شاید بهترین راه این باشد: به جاى این که این قبیل مطالب با آب و تاب نقل شود, نقل آنها به اجمال بـرگـزارگـردد و در عوض , عواقب شوم و ندامت هاو بدبختى هایى که به دنبال دارد, با وضوح و تفصیل نقل شود, تا درس عبرت شود و جنبه آموزشى و پرورشى پیدا کند.
در مورد جنایات دیگر نیز همین رویه دنبال شود.
هماهنگى کلیه عوامل .
بـراى ایـن کـه آمـوزش و پـرورش بـه نـحـو مطلوبى صورت گیرد و نتیجه خوب بدهد, باید تمام دستگاه هایى که روى خصلت و شخصیت افراد اثرمى گذارند, به دقت کنترل شوند و با یک برنامه وسـیـع و هـمـه جـانبه , میان آنها هماهنگى کامل برقرارگردد, تا خانه , مدرسه , رادیو, تلویزیون , سینما,کتاب , مجله , روزنامه و سرانجام افراد سرشناس و قهرمان جامعه , یک ایدآل به افراد بدهند و آنها را درراه صلاح و خوشبختى رهنمون گردند.
فـیـلـم هـاى سـینما و کتب و مجلات و روزنامه ها ـبه ویژه آنها که به نام کودکان یا جوانان منتشر مـى شـونـد ـباید جنبه تجارت و بازرگانى به خود نگیرند وگردانندگان آنها با انواع دسیسه ها و مـخـالـفـت با دین , وجدان ,اخلاق و مقررات اجتماعى , در صدد بالا بردن تیراژ و جلب مشتریانى بیشتر نباشند وهمواره هدف مقدس اصلاح جامعه را بر تمام منافع شخصى مقدم دارند.
بـرنـامـه هـاى رادیـو و تلویزیون باید بیش از هر چیز, مورد توجه واقع شوند و زیر نظر متخصصان آمـوزش و پـرورش قرار گیرند, تا نتیجه مطلوب از کارآنها گرفته شود و به جاى این که به عنوان بـهترین وسیله ارشاد و هدایت و تعلیم و تربیت صحیح و مترقى از آنها استفاده شود, احیانا وسیله اغوا وسوق دادن نوباوگان اجتماع به سوى فساد و بى بندوبارى نباشند.
در مـورد داستان ها, مخصوصادقت بیشترى لازم است , زیرا اصولا داستان ها براى کودکان و حتى بزرگسالان , تاثیر تربیتى فراوانى دارند, از این روباید قهرمانان داستان ها, مظاهر کامل انسانیت و نمونه هایى از صمیمیت و صفا و فداکارى و پاک طینتى و دیندارى باشند.
امروزدیگر تنها با اصلاح برنامه مدارس و محیط خانه , نمى توان منتظر بود که در جامعه ـن طورى که باید و شاید ـافرادى شایسته تربیت شوند و درنتیجه منظور مربیان تامین شود.
روسـو معتقد بود که باید اشخاص را به طور منفرد به دست معلم تربیت کرد و حتى او را از محیط خـانه جدا نمود تا تحت تاثیر هیچ عاملى غیر ازمربى خود واقع نشود, در کتاب امیل مى نویسد:هر چیز که از دست خداوند یا خالق طبیعت بیرون مى آید, خوب است , فقط دست هاى بشر آن رافاسد و خراب مى کند.
((۸۸))
ولى شک نیست که این عقیده نمى تواند جامه عمل به خود بپوشد.
خـواه ناخواه , افراد جامعه از دوران کودکى تا دوران جوانى و پیرى , تحت تاثیر عوامل مذکور قرار خواهندگرفت و در شخصیت آنها اثر خواهدگذاشت .
بـدیـن تـرتـیب تنها راه علاج تمام نگرانى هایى که اکنون متفکران را به خود مشغول ساخته است , کنترل تمام دستگاه ها و برقرارکردن هماهنگى کامل میان آنهاست .
۳ ـ هماهنگى نیروها.
از آموزش و پرورش چه مى خواهیم ؟.
ب از خانه اى غریو شادى برخاست , دوستان و خویشاوندان به فراخور حال خویش , هدیه هایى تقدیم کـردنـد, تـبـریک گفتند و در مراسم جشن ,شرکت جستند, زیرا نخستین کودک خانواده پس از روزها و ماه ها انتظار, قدم به عرصه زندگى گذاشته بود.
آرى آقـا و بـانو, سرانجام پدر و مادر شدند و به دنبال آن ,وظایف خطیرى در زندگى پیدا کردند, وظـایـفـى کـه بـه سـرنـوشـت , سـعـادت و شـخـصـیت یک انسان بستگى دارد, انسانى ناتوان و نیازمندبه پرستار مهربان و فداکار, ولى دوست داشتنى , نور چشمى و جگر گوشه اى با یک سلسله استعدادهاى مختلف به دنیا آمده , به زندگى پدر و مادر رونقى تازه و صفا و گرمى بخشیده است و ساعتها والدین خود را سرگرم و مشغول مى سازد.
از هـمـین جا طرح آینده یک کودک ریخته مى شود, آموزش و پرورش او آغاز مى گردد, تجربه ها مـى انـدوزد, تـجـربـه هـایـى بـسیار ساده و سطحى ,یادمى گیرد که پستان مادر را بمکد,هنگام گرسنگى با ناله و گریه ,توجه مادر را به خویش جلب کند, از دیدن قیافه هاى آشنا لبخند بزند,از دیدن قیافه هاى ناآشنا گریه کند, کم کم صدا و قیافه مادر را تشخیص دهد و.
سال هاى اول زندگى سپرى مى شود.
طـفـلک زبان بازکرده , حرف مى زند, راه مى رود, اسباب بازى را مال خود مى داند, به کسى اجازه دسـت زدن به آنهارا نمى دهد, غیر از پدر و مادر, باعده اى دیگر هم آشنا مى شود, دلش مى خواهد به گردش و تفریح رود و گاه گاهى با پدر و مادر, همکارى نماید, ولى هنوز هم وابسته ونیازمند است ,آموزش و پرورش مى خواهد, تا بتواند انسانى مستقل , تکامل یافته , اجتماعى و داراى صفات و مـلـکـات نـیکو شود, هنوز احتیاج به یک مربى لایق داردکه از میان استعدادها و توانش هاى ضد و نـقـیـض , تـنـهـا اسـتـعـدادهـا و تـوانـش هـاى خـوب او را بـه ثـمر برساند و بقیه را ریشه کن و یادست کم ضعیف سازد.
مـربى هرکس که باشد, پدر و مادر, معلم یا دیگرى , موظف است قدم به قدم , طفل را دنبال کند و او را در شـاهـراه ترقى و تکامل وشکفته شدن غنچه استعدادهاى نیکو یارى دهد, تا آن جا که بى نیاز شـودو در کوره زندگى به صورت فولادى آبدیده درآید, شلاق عادات وسنن زشت , روح و ذهنش رامـکـدر نـسازد, راه و رسم زندگى را خوب بداند,خوب کار کند, خوب استراحت کند, بهداشت جسمى و روحى را رعایت کند, خوب معاشرت نماید, خوب فکر کند, دچار کشمکش روانى نگردد, وظـایف فردى , اجتماعى , دینى و دنیوى را به نحو شایسته اى انجام دهد, احساس ضعف و حقارت , مـانـنـد مـیکرب یا ویروس سرطان , او را شکنجه ندهد, محیط خود را بشناسد, اطلاعات کافى و تجربیات لازم را بیندوزد, طرزاستفاده از منابع طبیعى و زندگى را بداند, براى جامعه و خانواده عـضـوى مـفـیـد بـاشد, با زیباییهاى طبیعت آشنا باشد, داراى فکر ابداعى و انتقادى ودید وسیع جهان بینى باشد وب , این است آنچه ما از آموزش و پرورش مى خواهیم و دانشمندان این فن , پس از بررسى هاى زیاد, آن را جسته ,راه هایى براى رسیدن به آن را نشان داده اند.
ژان ژاک روسو معتقد بود که : امیل ((۸۹))
باید مکتشف و یا مخترع شود و هرگز نباید تقلید کند, بـایـد اسـتعدادها و قواى مکنونه او بیدار شود و نبایدوى متکى به حافظه و یا انبارکردن معلومات به شکل محفوظات در ذهن خود بشود.
باید حس اعتماد به نفس داشته باشد.
متکى به قواى خود بوده , از اتکاى به دیگران دورى جوید ((۹۰))
.
با خویشتن آشتى کنیم .
براى تامین هدف آموزش و پرورش , در درجه اول , مربى باید با خود آشتى کند.
اصولا میان طرز فکر, رفتار و گفتار او نباید ضدیت و تناقضى باشد.
او بـاید بدون این که چیزى را تحمیل کند و با اعمال زور کودک را به انجام آن وادارنماید, در صدد اصلاح خویش برآید و از این راه اعتماد او رابه خود جلب نماید, حس احترام او را برانگیزد و خود را در نظر او محبوب و دوست داشتنى جلوه گر سازد.
ایـن جـاست که به آسانى نتیجه مطلوب گرفته مى شود و گام هاى سریع در راه رسیدن به هدف , برداشته مى شود, آرى :.
درس معلم ار بود زمزمه محبتى ــــــ جمعه به مکتب آورد طفل گریزپاى را.
قـرآن کریم این حقیقت را در چهارده قرن پیش , چنین بیان کرده است : اتامرونالناسبالبر وتنسون انـفسکم ,آیا مردم را به نیکى امر مى کنید و خویشتن رااز یاد مى برید؟ ((۹۱))
راستى آیا هرگز فکر کـرده ایـد کـه ضدیت و تناقض میان اندیشه , گفتار و رفتار مربى , بیش از هرچیز براى فردى که تحت تربیت است , ناگوار است ؟ آیا مى دانید که او با مشاهده چنین وضع ناگوارى , سخت گیج و سرگردان مى شود, اعتماد و ایمانش از وى سلب مى گردد وبه تدریج در صدد پیدا کردن بهانه و عـذرتـراشى براى شانه خالى کردن از زیربار وظایف و تکالیف برمى آید و این خوى زشت را در تمام مراحل ودوران زندگى پى مى گیرد و زیانهایى غیر قابل بخشش و جبران ناپذیر به اجتماع و خود وارد مـى کند و بیمارى او همچون بیمارى هاى اپیدمیک به دیگران نیز سرایت مى نماید؟ به عقیده مـا ایـن بـى بـنـد و بـارى هـا, لاابالیگرى ها, افراط و تفریطها, وظیفه نشناسى ها, رشوه خوارى ها, حق کشى ها,جنایت ها, دزدى ها, قتل وغارت ها و در نهایت , تمام کارهاى خلاف انسانیت ,غالبا ناشى از ایـن اسـت که اشخاصى که در حقیقت مورد توجه افراد تحت تربیت هستند و نقش مهمى را در تـشکیل شخصیت آنها دارند, هنوز خود بهره اى از کمال و آدمیت نیافته اند و صفات زشت خود را دانسته یاندانسته به آنها منتقل مى کنند.
ایـن عـوامـل , یـکـى و دو تـا نیستند: پدر, مادر, همبازى , قهرمانان فیلم ها و داستان ها و رمان ها, سرشناسان جامعه , معلم , کتاب , مجله , رادیو, تلویزیون ,سینما, تئاتر و به طور کلى محیط زندگى , نیروها و عواملى هستند که کودک از مکتبشان درس مى گیرد, این جاست که با کمال تاسف , باید هـمـه گـناه ها رابه گردن محیط فاسد انداخت , افرادى که در حقیقت داغ ننگ بر سیماى بشر هـسـتـنـد و بـا افـکـار منحط و پوسیده و رفتار زشت خود, بار غمى جانکاه بر دوش خردمندان و متفکران اجتماع مى گذارند.
اگـر ما مى توانستیم به آنهایى که خوى و اخلاق خود را به دیگران منتقل مى کنند, به آنهایى که نام مـعـلم , پدر, مادر, قهرمان وب روى خود گذاشته اند, نام راهنما مى دادیم و به آنها مى فهماندیم که پـیـش از ایـن کـه پدر, مادر, معلم , قهرمان وب باشند, راهنما و راهبر نوباوگان هستند و موظفند ـاگرچه سعادت خودشان را هم نخواهندـ براى سعادت انسان هاى نیازمند و ناتوان , هرچه زودتر با خـویـشتن آشتى کنند و میان گفتار, کردار و اندیشه خود سازگارى وتوافق برقرارکنند و به این همه نگرانى ها و واکنش هاى ناگوار خاتمه بخشند, شاید به مقصود نزدیک مى شدیم و خواسته ها و ایدآل هاى ما به صورت آرزو باقى نمى ماند.
ولى هیهات ! اصول و روش ها.
بـه همان نسبت که در فلسفه , مکاتب مختلفى به وجود آمده است , در فلسفه آموزش و پرورش نیز مکاتب مختلفى وجود دارد.
پیروان مکاتب مختلف فلسفى در آموزش و پرورش به تناسب مکتب فلسفى خود, داراى خط مشى و روش خاصى هستند:از نظر طرفداران فلسفه طبیعى , ((۹۲))
خود کودک و اعمال مکانیکى او, از نـظـر طـرفـداران اصـالت روح یا ذهن گرایان , ((۹۳))
فعالیت هاى روحى , فکرى و معنوى او, از نـظـرطرفداران ثنویت , ((۹۴))
روح و جسم او, از نظر طرفداران اصالت عمل , ((۹۵))
تجربیات او مورد نظر است .
شکاکان ((۹۶))
هم خود را بى اطلاع از رموز تربیت مى دانند.
علماى آموزش و پرورش , هریک پیرو یکى از این مکتب ها بوده , به تناسب آن , اصول و روش هایى را پیشنهاد کرده اند.
نـکـتـه اى که در این جا باید مورد توجه واقع شود این است که اگر بنا باشد انرژى هایى که در راه آموزش و پرورش طفل به هدر مى رود و نیروهایى که صرف مى شود, هرکدام خط سیرى جداگانه داشـتـه بـاشـد و بـر خـلاف یـکـدیگر کوشش کنند, طفل دچار نگرانى و حیرت مى شود و نتیجه مـطلوب گرفته نمى شود,مثلا اگر مادرى فرزند خود را از برف بازى منع کند و طفل هم اطاعت نماید, ولى در محیط مدرسه , برف بازى یکى از سرگرمى هاى زنگ تفریح باشد و کودکان با شوق و رغبت , بدون هیچ مانعى برف بازى کنند, نتیجه چه خواهدشد؟ نتیجه این مى شود که شخصیت مادر در نظرطفل کوچک شود, دیگر ارزش گفته هاى او نیزاز بین برود و سرپیچى از دستور مادر براى طفل امرى عادى و خالى از اشکال شود.
پـس بـاید روش خانه و مدرسه به طور کامل با یکدیگر هماهنگ باشند و هردو یک هدف را تعقیب کنند.
مـعـلـمـان و دسـتـگـاه هاى مختلف تربیتى بدون این که نیروى ابتکار خود را از دست دهند,باید روش هاى خود را هماهنگ سازند و هدف واحدى را ـکه عبارت از تکامل و ترقى افراد تحت تربیت است ـتعقیب نمایند.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که طبق آنچه گفته شد, کودک نوزاد, داراى استعدادهاى مختلف است , حتى به یک موضوع در همه حال یک واکنش از خود نشان نمى دهد.
تـمام نیروهایى که در کار آموزش و پرورش او هستند, باید سعى کنند که میان نیروهاى باطنى او نیز هماهنگى برقرار سازند.
ایـن جـاسـت که در نتیجه هماهنگى میان گفتار, کردار و اندیشه هر مربى , هماهنگى روش ها و نیروهاى مختلف که دست اندرکار تربیت طفل هستندو برقرارى هماهنگى میان نیروهاى درونى طفل , هدف آموزش و پرورش به معناى واقعى تامین مى شود و نتیجه آن ـکه عبارت از اصلاح فرد وجامعه است ـبه طور قطع تامین خواهد شد.
امیدواریم با توجه به نکاتى که گوشزد شد و مى شود,بتوانیم تحولى تازه در آموزش و پرورش نسل آینده به وجودآوریم و اصالت مذهبى و ملى خودرا در برابر سیل بنیان کن مفاسد تمدن غرب حفظ کنیم .

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

روشهای مختلف آموزش انفرادی

1,101 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
آموزش انفرادی ممکن است با توجه به امکانات و شرایط، به روشهای مختلفی سازماندهی و اجرا شود. ما درادامه بحث، تعدادی از این روشها را مورد مطالعه قرار می دهیم.
یادگیری تا حد تسلط :
یکی از فنون موفقیت آمیز در امر یادگیری روش یادگیری تا حد تسلط است. چنانکه قبلاً در طرح کلر اشاره شد، شاگرد قبل از اینکه به پیشرفت خود ادامه دهد، باید محتوای آموزشی را تا حد تسلط یاد گرفته باشد. نظریه یادگیری در حد تسلط، توسط بلوم در سال ۱۹۶۸ و بلاک در سال ۱۹۷۱ مطرح شد. براساس این نظریه، یادگیری و پیشرفت تحصیلی فراگیران به طور وسیعی به زمان یادگیری بستگی دارد (کارول، ۱۹۶۳). به عقیده کارول، شاخص اصلی استعداد تحصیلی شاگردان زمان است. براساس نظریه او، میزان یادگیری افراد طبق این فرمول محاسبه می شود:

معلمان در کلاسهای معمولی برای آموختن یک واحد درسی، زمان را محدود می کنند. آنان زمانی را که تک تک شاگردان برای یادگیری نیاز دارند، در اختیار آنان قرار نمی دهند و زمان یکسانی را برای همه در نظر می گیرند. این امر سبب می شود که شاگردان ضعیف نمرات پایینی در امتحان پیشرفت تحصیلی کسب کنند و برعکس، شاگردان قوی در چنین امتحاناتی به نمره های ۸۰ و ۹۰ و حتی گاهی ۱۰۰ درصد دست یابند؛ زیرا آنان برای تسلط و یادگیری کامل، زمان کافی و حتی وقت بیشتری را در اختیار دارند.
البته کیفیت تدریس نیز بسیار مهم است. اگر سطح کیفیت تدریس بالا نباشد، شاگردان به وقت بیشتری نیاز خواهند داشت و اگر روش تدریس مطلوب و عالی باشد، برای یادگیری تا حد تسلط، وقت کمتری نیاز خواهند داشت. داشتن انگیزه نیز در تداوم و اتمام فعالیتهای آموزشی نقش مؤثری دارد. استعداد و توانایی شاگرد نیز در مدل کارول فراموش نشده است؛ زیرا چنانچه شاگرد دارای استعدادی ضعیف باشد یا نتواند درس را بفهمد یا در خواندن آن ضعیف باشد، برای یادگیری در حد تسلط به وقت بیشتری نیازمند است. بنابراین میزان یادگیری به عوامل یاد شده مربوط است که در فرمول زیر نیز می توان دید:

بلوم و دیگران با طرح این نظریه و با عنایت به دادن زمان لازم به شاگرد، انگیزش، کیفیت تدریس و توانایی فهم تدریس، یادگیری و پیشرفت تحصیلی شاگردان را افزایش داده اند. بلوم معتقد بود که فقط ۵ الی ۱۰ درصد از شاگردان یک کلاس نمی توانند با وجود وقت کافی، نمره «الف» یا «ب» به دست آورند. به عقیده او مهارت یادگیری در حد تسلط بر «مفهوم خود» شاگردان اثر می گذارد. در این روش شاگردان به کفایت و ارزش خود پی می برند و اطمینان حاصل می کنند که دارای زمینه های موفقیت هستند. شناخت مهارتهای عمومی باعث تجدید قوا و ایجاد اعتماد و اطمینان از خود در شاگردان می شود و این عمل برای سلامت روحی شاگردان بسیار مؤثر است. بنابراین یادگیری در حد تسلط یکی از قوی ترین منابع سلامت روحی است و اگر شاگردان با این روش آموزش ببینند، کمتر به روشهای درمانی و کمک درمانی نیاز خواهند داشت.
روش یادگیری تا حد تسلط ارزش روشهای تدریس خصوصی را بخوبی نشان می دهد. این روش ثابت می کند که آموزش یک فرد به فرد دیگر باعث سازگاری و تطابق بیشتر فعالیتهای آموزشی با نیازهای شاگرد می شود و معلم سعی می کند روشهای آموزشی خود را براساس تفاوتهای فردی تنظیم کند. تشکیل جلسات با گروههای کوچک، کتابهای درسی جنبی، تدریس برنامه ای و بازیها و آموزش خصوصی، شاگرد را در درک مفاهیم آموزشی بسیار کمک می کند. شباهت روش یادگیری تا حد تسلط با طرح کلر در این است که هر دو به تدریس خصوصی و سایر روشهای آموزش فردی و مستقل توجه خاص دارند و اینگونه روشها را از نظر بازخورد و زمان تدریس با روشهای سنتی کاملاً متفاوت می دانند.
تدریس خصوصی :
یکی دیگر از انواع روشهای آموزش انفرادی روش تدری خصوصی است. این روش را می توان در تمام سطوح تحصیلی به کار گرفت. اساس کار در این نوع آموزش توجه به زمینه ها، علایق و تواناییهای شخصی شاگردان است و شاگرد فردی است که معمولاً نمی تواند در آموزشهای گروهی چندان موفقیتی کسب کند.
در اکثر برنامه های آموزشی، به جای استفاده از معلم معمولاً از شاگردان استفاده می شود. در این حالت معلم خصوصی، معلم متخصص و با مهارتی نیست. بلکه تنها ممکن است نسبت به شاگردان چند سال تجربه آموزشی بیشتری داشته باشد یا ممکن است بزرگسالی باشد که قبل از دریافت برنامه هیچ گونه آموزش خاصی در زمینه تعلیم و تربیت ندیده باشد. در این حالت هدف از آموزش علاوه بر کمک به شاگرد کمک به یاددهنده نیز هست؛ زیرا با فعالیتهای تدریس در آموزش خصوصی، پاره ای از مهارتهای معلم نیز تقویت می شود.
به هر حال در تدریس خصوصی، معلم باید به یک مجموعه عوامل تقویت کننده مثبت مجهز باشد. در این روش اکثر شاگردان تجربه تلخی از شکست در ذهن دارند و اگر آموزش آنان نتیجه بخش نباشد، تجربه ناموفق دیگری به تجربیات قبلی آنان افزوده خواهد شد و ممکن است اعتماد به نفس خود را در پیشرفت تحصیلی از دست بدهند.
بنابراین معلم باید با محترم شمردن و ارزش قائل شدن برای شاگرد محیط آموزشی صمیمی و گرمی به وجود آورد و نباید شاگرد خصوصی اش را با سایر شاگردان مقایسه کند، بلکه باید پیشرفت کارش را با کارهای گذشته اش مقایسه کند و اگر پیشرفت تحصیلی او حتی از حد معمول پایین تر باشد، ولی نسبت به گذشته اش بیشتر شده باشد باید مورد تشویق قرار گیرد. جلسات آموزشی باید به اندازه کافی کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش خسته و بیزار و یا متنفر نشود.
محیط آموزشی باید راحت، همراه با تفریح و مناسب با سن و وضعیت تحصیلی فرد سازماندهی شود. معلم باید سعی کند که رابطه خود را با شاگرد دلپذیر و مثبت سازد. اکثر معلمان در فعالیتهای آموزشی برای تشویق شاگردانشان به آنان می گویند که «مباحث و تکالیف ارائه شده آسان است، نگران نشوید.» اما توصیه می شود به شاگرد گفته نشود که وظایف محوله آسان است، بلکه گفته شود وظیفه با مسأله داده شده نسبتاً مشکل، اما عملی است. در این صورت اگر شاگرد موفق شود اعتماد به نفس پیدا می کند و تأثیر پاداش بیشتر می شود و اگر احیاناً شکست بخورد اعتماد به نفس خود را از دست نخواهد داد.
آموزش برنامه ای (PI) :
در سال ۱۹۵۴ در زمینه آموزش نظریه جدید و نویدبخشی پدید آمد. اسکینر در یک مقاله معروف با عنوان «علم یادگیری و هنر تدریس»، بیماریهای موجود تدریس و یادگیری را در مدارس تحلیل کرد و راه درمان آن را پیشنهاد نمود. اسکینر در آزمایش با موشها و کبوترهایش به یافته های جدیدی دست یافته بود و براساس همین یافته ها بود که آموزش برنامه ای را پیشنهاد کرد.
آموزش برنامه ای یک نظام آموزش انفرادی است که کوشش می کند یادگیری را با نیازهای شاگردان هماهنگ سازد. این روش براساس مجموعه ای از هدفهای رفتاری پی ریزی شده است و در واقع کاربردی است از روانشناسی یادگیری در تدریس. در این روش مواد آموزشی به واحدهایی کوچک تقسیم می شود که چهارچوب یا گام نامیده می شود.
در هر گام، تکلیفی مشخص شده است که باید از طریق انجام دادن آن به هدف رفتاری آن چهارچوب دست یافت. این گامها براساس دانش قبلی شاگرد تنظیم شده است. به طوری که هر گام معلومات جدیدی به معلومات قبلی شاگرد اضافه می کند. گامها و مراحل آن باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که شاگرد را به هدفهای نهایی نزدیک کنند. محاسن آموزش برنامه ای را در چند زمینه می توانیم مورد توجه قرار دهیم:
اولاً، در هر نوبت توجه شاگرد بر مقدار کمی از مطالب مورد یادگیری متمرکز می شود.
ثانیاً، با فعال بودن شاگرد در پاسخگویی به هر سؤال یادگیری تسهیل می شود.
ثالثاً، شاگرد با دریافت فوری (بازخورد) تقویت می شود یا می تواند اشتباهاتش را اصلاح کند. سرانجام در چنین روشی شاگرد براسا توانایی و آهنگ یادگیری خود به جلو می رود.
به منظور تهیه محتوای آموزش برنامه ای، ابتدا باید هدفهای یادگیری به طور دقیق و صریح تعریف و سپس در قالب مجموعه ای از تکالیف مرتبط به هم تقسیم شوند. ارتباط گامها باید بر پایه ساخت طبقه بندی هدفهای یادگیری انجام گیرد. از نظر تنظیم مطالب، آموزش برنامه ای را می توان به دو صورت خطی یا شاخه ای عرضه کرد. در آموزش برنامه ای خطی، گامهای مربوط به یک برنامه به صورت خطی به دنبال هم قرار می گیرند وشاگرد باید تمام گامها را مطالعه کند و قدم به قدم پیش برود و مطالعه و فهم یک گام مستلزم یادگیری تمام مطالب گنجانیده شده در کلیه گامهایی است که پیش از آن قرار گرفته اند. در برنامه ریزی خطی، معمولاً باید اصول زیر رعایت شود:
۱ـ شاگرد فعالانه در برنامه شرکت کند و به مطالعه و پاسخ دادن بپردازد.
۲ـ پاسخهای اولیه باید صحیح باشد و از پاسخ غلط جلوگیری شود، زیرا به قول اسکینر، پاسخ غلط ممکن است یادگیری را به مخاطره بیندازد.
۳ـ «بازخورد» باید بیدرنگ بعد از هر فعالیت داده شود.
۴ـ برنامه باید سیر منطقی داشته باشد و از آسان به مشکل تنظیم شود.
۵ـ در هر گام نباید رابطه محرک ـ پاسخ مستقیماً در اختیار شاگردان قرار گیرد، بلکه باید آنها را راهنمایی کرد تا خودشان این رابطه را کشف کنند.
۶ـ شاگرد باید تمام مراحل گامها را طی کند و قدم به قدم پیش برود.
۷ـ گامها باید بسیار کوتاه باشند.
۸ـ گامها باید طوری تنظیم شوند که موجب درک مطلب گردند، نه حفظ کردن آنها.
در برنامه شاخه ای، پس از اینکه شاگرد یک «گام» را مطالعه کرد، باید بتواند با انتخاب یکی از پاسخهای پیشنهادی به پرسشی که به مطالب «گام» قبلی مربوط است، پاسخ دهد. اگر پاسخ شاگرد در مطالعه گامها صحیح باشد، با انجام دادن تکالیف مشکلتر و پیشرفته تر به صورت خطی به کار خود ادامه می دهد و در صورتی که پاسخش غلط باشد، از خط مستقیم خارج و به «گامهای» جانبی انتقال داده می شود.
در این نوع برنامه ها، گامهای خط مستشقیم را چهارچوب اصلی و گامهای جانبی یا انشعابی را چهارچوب جبرانی می نامند. هدف از گامهای جبرانی این است که شاگرد با دریافت مطالب اضافی، اشتیباه خود را تصحیح کند و پس از مطالعه و تصحیح اشتباه به گام اصلی برگردد. مشخصات برنامه شاخه ای به قرار زیر است:
۱ـ مراحل و گامهای برنامه، طولانی تر از برنامه خطی است.
۲ـ گامها به گونه ای است که در صورت عدم موفقیت، شاگرد به شاخه ها هدایت می شود تا اشتباه خود را تصحیح کند.
۳ـ همه شاگردان تمام قسمتهای برنامه را نمی خوانند.
اگرچه آموزش برنامه ای روشی خودآموز است، معلم همواره در آن نقش دارد. البته در این روش، وقت معلم صرف تهیه سخنرانی و آمادگی برای صحبت در برابر کلاس نمی شود و وظیفه او نقل معلومات نیست، بلکه اونقش آموزشی خود را به صورت دیگری مانند تهیه هدفهای آموزشی، آشنایی با مواد و تجهیزات آموزشی، رسیدگی به فردفرد شاگردان و ارزشیابی برنامه آموزشی ایفا می کند.
آزمایشهای انجام دشه نشان داده است که برخلاف تبلیغات زیاد روش برنامه ای روش چندان موفقی نیست. البته این روش در غنی کردن و پیشرفت آموزشی در حد عناوین معینی، مانند مفهوم خط کش مهندسی و نظایر آن مفید تشخیص داده شده است، اما نتایج بسیاری از آزمایشها آموزش برنامه ای را برای شاگردان خسته کننده اعلام کرده است. حتی در مواقعی ثابت شده است که شاگردان به دنبال راهی بوده اند که خود را از چنین آموزشی خلاص کنند. بعلاوه، در چنین آموزشی شاگردان اغلب احساس کمبود پاداشهای اجتماعی و بین گروهی از معلمان وهمکلاسان خود داشتند و بعضی از شاگردان با وجود موفقیت در تمام کردن برنامه های مربوط قدرت چندانی برای امتحان دادن آن برنامه نداشتند و این نشان دهنده این واقعیت است که آموزش برنامه ای آنگونه که طرفداران آن اعلام می کنند، چندان موفقیت آمیز نیست. ظاهراً یادگیری از این طریق نیز مانند روشهای دیگر می تواند نقایصی داشته باشد.
آموزش به وسیله رایانه (CAI) :
رایانه های مورد استفاده در آموزش، «ماشین آموزشی» نامیده می شوند. در این روش، روش تدریس برنامه ای توسط ماشین در اختیار شاگردان قرار می گیرد. بنابراین تدریس با ماشین آموزشی همان تدریس برنامه ای است با این تفاوت که در تدریس برنامه ای چاپی، شاگرد خود به ورق زدن مطالب می پردازد و مقدار مطالبی که مطالعه می کند به اختیار خود اوست، ولی در ماشینهای آموزشی پیشرفت در مطالعه در کنترل ماشین است و فقط زمانی که شاگرد در یک مرحله از آموزش موفق شود، اجازه پیشرفت و دریافت مطالب تازه به او داده می شود.
بنابراین ماشینهای آموزشی CAI وسایلی هستند که آموزش را به طریق منظم عرضه می کنند و موجب فعالیت شاگرد و بازخورد فوری و آموزش انفرادی می شوند. ماشینهای آموزشی براساس نظریه های اسکینر شکل گرفته است و تمام اصول شرطی شدن فعال در آن به کار رفته است. مشخصات ماشینهای تدریس به طور خلاصه عبارتند از:
۱ـ پاسخ را فوراً تقویت می کند.
۲ـ شاگرد براساس استعداد و توانایی خود برنامه را دنبال می کند.
۳ـ مفاهیم با یک سیر منطقی در آن تنظیم شده اند.
۴ـ پرسشها به صورت زنجیره ای به یکدیگر وابسته اند.
۵ـ شاگرد در صورتی می تواند به برنامه ادامه دهد که مراحل قبل را آموخته باشد.
۶ـ اطلاعات مربوط به پاسخهای شاگردان، در آن نگهداری می شود.
۷ـ اطلاعات از طریق غیرکلامی (تصاویر، نمودار و تصاویر متحرک) نیز به شاگردان ارائه می شود.
۸ـ ماشین برخلاف انسان دچار عوارضی مانند بیحوصلگی، عصبانیت و ناراحتی نمی شود.
باید توجه داشت که ماشینهای آموزشی خود به خود دارای ارزش نیستند، آنچه اهمیت و ارزش دارد برنامه ای است که به ماشین داده می شود. چنانچه برنامه ضعیف باشد و اصول یادگیری و تدریس در آن رعایت نشود،  هدف آموزشی تأمین نخواهد شد. بعلاوه، ماشین با تمام مزایای خود هرگز نمی تواند جانشین معلم شود و معلم همیشه نقش حساس خود را در آموزش خواهد داشت، زیرا وی علاوه بر آموزش، رابطه عاطفی و انسانی نیز با شاگرد برقرار می کند. در حالی که ماشین از برقراری چنین رابطه ای ناتوان است. شاید در بعضی موارد، مانند آموزش عقب ماندگان ذهنی، ناسازگاران اجتماعی، دیرآموزان و کندآموزان که مستلزم صبر و حوصله بیشتری است، ماشین بتواند نقش آموزشی را بهتر ایفا کند. ولی نکته قابل ملاحظه این است که روابط اجتماعی و انسانی این افراد مهمتر از آموزش آنهاست و معلم می تواند در ایجاد چنین روابطی به آنها کمک کند، در حالی که ماشین فقط نقش آموزشی خود را ایفا می کند.
سازماندهی مجدد مدارس برای آموزش انفرادی :
نظریه های مربوط به آموزش انفرادی، تحولی را در سطح مدارس دنیا بویژه در امریکا به وجود آورده است. یکی از بارزترین این تحولات مدارسی هستند که با روش آموزش انفرادی تجویز شده (IPI) و آموزش انفرادی هدایت شده (IGE) اداره می شوند. این نوع آموزش از دهه ۱۹۶۰ گسترش یافته و باعث سازماندهی مجدد همه نظامهای آموزشی شده است، به طوری که در سراسر امریکا صدها مدرسه تحت پوشش چنین آموزش قرار گرفته اند
آموزش انفرادی تجویز شده (IPI) :
در این روش، هر موضوع درسی به واحدهای کوچکتری تقسیم می گردد و هر واحد برای یک جلسه تدریس برنامه ریزی می شود. برای اینکه مدارس موقعیت شاگردان خود را بدانند، در آغاز ارزشیابی تسخیصی از شاگرد به عمل می آورند تا نقطه آغاز فعالیت خود را براساس درجه علمی شاگرد معین کنند. معلم موضوع مناسب را برای شاگرد تعیین می کند و شاگرد معمولاً فعالیت بر روی آن موضوع را به تنهایی آغاز می نماید. وقتی که یادگیری آن واحد به پایان می رسد، شاگرد آزمایشی را که قسمتی از آن واحد است می گذراند یا معلم از او امتحان می گیرد و نتیجه آزمایش بلافاصله پس از تحلیل، اعلام می شود و در صورت رسیدن به حد مطلوب، واحد بعدی به او ارائه می شود.
چنین فعالیتی روزانه تکرار می شود و تقریباً نیمی از زمان آموزش شاگرد را پُر می کند. بقیه زمان آموزشی روزانه به فعالیتهای مرسوم از جمله شرکت در بحث گروهی، ورزش، سرود و هنر اختصاص می یابد. در این روش، هر شاگرد براساس توانایی خود حرکت می کند. رقابت بین شاگردان در این روش به حداقل خود می رسد و از بین می رود و به جای اینکه شاگرد هنگام فعالیت شاگردان دیگر ساکت بنشیند و منتظر بماند، به طور فعال و کامل به وظیفه یادگیری اش می پردازد. معیار ارزشیابی در سطحی بسیار بالاست.
به طوری که شاگرد در صورتی می تواند واحد بالاتر را اخذ کند که ۸۰ درصد یادگیری را کسب کرده باشد. در این نوع آموزش، گذراندن امتحان به مفهوم تسلط بر محتوای یادگرفته شده است، نه بهتر از دیگران بودن. در این نوع آموزش، اگر شاگردی مثلاً جبر سال دوم نظری را خوانده باشد، به وی اجازه داده می شود که در درس جبر سال سوم شرکت کند. در حالی که در مدارس معمولی چنین امکاناتی تا شروع سال تحصیلی بعد وجود ندارد. مثلاً شاگرد سال سوم راهنمایی ممکن است ریاضی سال دوم نظری، انگلیسی سال اول نظری یا تعلیمات اجتماعی سال چهارم نظری را با هم بگذراند. در این نوع آموزش، هدفهای آموزشی حتماً باید توسط متخصصان برنامه ریزی و روانشناسان تربیتی، به صورتی مستمر و تسلسلی، تنظیم و طراحی شود تا پایه تحصیلی مانع پیشرفت چنین آموزشی نشود.
آموزش انفرادی هدایت شده (IGE) :
روش آموزش انفرادی هدایت شده یکی دیگر از روشهای آموزش انفرادی است. این روش برای آموزش معملان هدایت برنامه های شاگردانی که در آینده معلم می شوند، آزمایش نوآوریهایشان و هدایت تحقیقات و پیشرفت شاگردان به کار می رود. این نوع مدارسمثل مدارس معمولی کلاسبندی نشده اند، به طوری که شاگردان سطوح مختلف می توانند در یک بخش شرکت کنند و هر بخش به صورت آموزش گروهی یا توسط گروهی متشکل از ۲ یا ۳ معلم که با هم کار می کنند اداره می شود. در هر واحد، معلمان وظایف، مسئولیتها و قدرت متفاوتی دارند و مطابق روش تشخیص ـ تجویز که در روش IPI نیز به کار می رفت عمل می کنند. ویژگیهای روش آموزش انفرادی هدایت شده عبارتند از:
۱ـ کلاسهای بدون پایه : کلاسهای بدون پایه به شاگردان فرصت می دهد که در سطح خودشان فعالیتها را در مدرسه ادامه دهند. مثلاً شاگردانی که در ماه آذر درسشان تمام شده است، می توانند در ماه دی بدون وقفه به کلاس بروند.
۲ـ آموزش گروهی : آموزش گروهی به روشی اطلاق می ود که چندین معلم برای بهبود کار انفرادی شان با هم همکاری و تعداد زایدی شاگرد تربیت کنند. آنان دسته جمعی طرح می ریزند و اجرا و ارزشیابی می کنند. هر واحد درسی از چند بخش تشکیل شده است. یک تیم شامل گروهی از معلمان است که اطلاعات شاگردان خود را تحلیل می کنند و درباره هدفهای آموزشی آنان تصمیم می گیرند. با این روش، هر معلم احساس می کند که از دوستان خود و امکانات آنان بهتر استفاده کرده است و وقت بیشتری برای آماده شدن دارد و وقتی را که باید صرف همه شاگردان کند، صرف یک نفر می کند.


2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

روشهای نوین تدریس

549 views

بازدید

روشهای نوین تدریس
۱٫۲۹ (۲۵٫۷۱%) ۷ votes
مقدمه :
تعریف روش:
« روش در مقابل واژه ی لاتینی «متد » به کار می رود ، وواژه ی متد در فرهنگ فارسی « معین » و فرهنگ انگلیسی به فارسی «آریانپور »به :روش ، شیوه ،راه ،طریقه ، طرز ، اسلوب معنی شده است . به طور کلی «راه انجام دادن هر کاری » را روش گویند .روش تدریس نیز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقی برای ارائه درس می باشد .
تقسیم بندی روش تدریس :
۱ ـ روشهای تاریخی   2 ـ روشهای نوین « صفوی ، ص ۲۳۹، ۱۳۷۰)
« اصطلاح تدریس ،اگر چه در متون علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر می رسد ،اکثر معلمان و مجریان برنامه های درسی با معنی و ماهیت درست آن آشنایی دارند . برداشتهای مختلف معلمان از مفهوم تدریس می تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ی کار کردن با آنها تأثیرمثبت یا منفی بر جای گذارد . برداشت چند گانه از مفهوم تدریس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد ؛از مهمترین آنها ضعف دانش پایه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از دیدگاههای مختلف تربیتی است. گاهی آشفتگی و اغتشاش در درک مفاهیم تربیتی به حدی است که بسیاری از کارشناسان ، معلمان و دانشجویان این رشته مفاهیمی چون پرورش ، آموزش ،تدریس و حرفه آموزی را یکی تصور می کنند وبه جای هم به کار می برند . این مفاهیم اگر چه ممکن است در برخی جهات وجوه مشترک و در هم تنیده داشته باشند ، اصولاً مفاهیم مستقلی هستند و معنای خاص خود را دارند .
پرورش یا تربیت «جریانی است منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی ، شناختی ، اخلاقی و اجتماعی یا به طور کلی رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعداد آنان است » (سیف ،۱۳۷۹ ، ۲۸ ) . بر اساس چنین تعریفی پرورش یک نظام است ، نظامی که کارکرد اساسی اش شکوفا کردن استعداد و تربیت شهروندانی است که هنجارهای مورد پذیرش جامعه راکسب کنند و متعهد به ارزشهای آن باشند . حتی بسیاری از صاحب نظران تربیتی کارکردی فراتر از کارکرد ذکر شده برای پرورش قائلند و معتقدند که القای ارزشها و سنتها و اخلاقیات پذیرفته شده جامعه به افراد یکی از قدیمی ترین دیدگاه پرورشی است ، به جای چنین کارکردی ،نظام تربیتی باید رشد مهارتهای شناختی از قبیل تفکر انتقادی ، تحلیل ارزشها و مهارتهای گروهی را در کانون کارکردهای خود قرار دهد تا زمینه ی مردم سالاری در جامعه فراهم شود . (میلر ،۱۹۸۳) گروهی دیگر نیز بر این باورند که نظام تربیتی باید عامل تغییر و تحول اجتماعی باشد . (فریره ، ۱۹۷۲ )
تحلیل مفاهیم و کارکردهای ذکر شده نشان می دهد که به هیچ وجه نمی توان مفهوم «پرورش » را با مفاهیمی چون آموزش ،تدریس و یا حرفه آموزی یکی دانست .پرورش مفومی کلی است که می تواند سایر مفاهیم را در درون خود جای دهد .
مفهوم آموزش برخلاف پرورش یک نظام نیست ، بلکه آموزش فعالیتی است هدفدار واز پیش طراحی شده ،که هدفش فراهم کردن فرصتها و موقعیت هایی است امر یادگیری را در درون یک نظام پرورشی تسهیل کند و سرعت بخشد .بنابراین آموزش وسیله ای است برای پرورش ، نه خود پرورش .آموزش یک فعالیت مشخص و دقیق طراحی شده است ؛پس هدفهای آن دقیق تر و مشخصتر و زودرستر از هدفهای پرورشی است .آموزش ممکن است با حضور معلم ویا بدون حضور معلم از طریق فیلم ،رادیو ،تلویزیون و سایر رسانه ها صورت گیرد .
مفهوم تدریس به آن قسمت از فعالیت های آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق می افتد اطلاق می شود . تدریس بخشی از آموزش است و همچون آموزش یک سلسله فعالیت های منظم ، هدفدار واز پیش تعیین شده را در بر می گیرد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم است . به آن قسمت از فعالیت های آموزشی که به وسیله ی رسانه ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش آموزان صورت می گیرد به هیچ وجه تدریس گفته نمی شود. بنابر این آموزش معنایی عامتر از تدریس دارد . به عبارت دیگر می توان گفت هر تدریسی آموزش است ،ولی هر آموزشی ممکن است تدریس نباشد . چهار ویژگی خاص در تعریف تدریس وجود دارد که عبارتند از :
الف ) وجود تعامل بین معلم و دانش آموزان
ب) فعالیت بر اساس اهداف معین واز پیش تعیین شده
ج ) طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات
د) ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری . » ( شعبانی ،ص ۹ ، ۱۳۸۲)
تعریف تدریس :
« تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد ، بر اساس طراحی منظم و هدفدار معلم ،برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد . تدریس مفاهیم مختلف مانند نگرشها ، گرایشها ،باورها ، عادتها و شیوه های رفتار وبه طور کلی انواع تغییراتی راکه می خواهیم در شاگردان ایجاد کنیم، دربر می گیرد .» (میرزا محمدی ،ص ۱۷ ، ۱۳۸۳)
  روش های نوین تدریس
روش کنفـــــرانس ( گــــرد هم آیی )
«این روش با روش سخنرانی تفاوت دارد زیرا در روش سخنرانی، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. در حالیکه در این روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوری و ارائه می گردد. این روش می تواند مشخص کند که دانش آموزان تا چه اندازه می دانند. این روش یک موقعیت فعال برای یادگیری به وجود می آورد. نقش معلم در کنفرانس صرفاً هدایت و اداره کردن جلسه و جلوگیری از مباحثاتی است که منجر به انحراف از موضوع کنفرانس و روال منطقی آن شود. این روش برای کلیه دروس وسنین مختلف کاربرددارد.
روش شاگــــرد ـ استــــادی
قدمت این روش به زمانی که انسان مسئولیت آ موزش دهی انسانهای دیگر را چه از طریق غیررسمی و چه از طریق رسمی به عهده گرفت ،می رسد .و قدمت آن به صدر اسلام برمی گردد مسجد نخستین موسسه ای بود که چنین سیستمی را برای تعلیم و تربیت مسلمانها به کار برده است. از روشهای تعلیمی که در روش شاگرد ـ استادی حائز اهمیت است , روش حلقه یا مجلس است, که پیامبر عظیم الشان اسلام از این روش به مردم آن زمان آموزش می داد. همه افراد در کودکی دوست دارند نقشی غیر از نقش واقعی خود بازی کنند , روش شاگرد ـ استادی به این نقش خیالی, جامه عمل می پوشاند. در این روش به دانش آموزان اجازه داده می شود که نقش معلم را ایفا کنند. هدف اساسی این روش آن است که شاگرد , معلم گردد و از این طریق تجارب تازه و ارزشمندی به دست آورد .در این روش ,در صورت فقدان معلمان متخصص, تعداد زیادی از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و می توان از آنها استفاده کرد.
روش چند حســـی ( مختلط )
استفاده از این روش مستلزم به کار گرفتن همه حواس است و جریان یادگیری از طریق تمام حواس صورت می گیرد . از طریق کار بست این روش می توان , مطالب و مهارتها را درک کرد , ارتباط موثرتری برقرار کرد , مهارتها و مطالب را از یک موقعیت به موقعیت دیگر تعمیم داد. در یادگیری روش چند حسی به طور کلی از همه حواس استفاده می شود, به بیان دیگر ,یادگیری بصری که ۷۵ % از مجموع یاد گیری ما از طریق دیدن است , یادگیری سمعی که ۱۳ % از مجموع یادگیری ما از طریق شنیدن است , لمس کردن , که ۶% از مجموع یادگیری ما از طریق لمس کردن است , چشیدن که ۳% از مجموع یادگیری ما از طریق چشیدن است و بوییدن که ۳% از مجموع یادگیری از طریق بوییدن است. 
روش حل مسئلــــه
این روش یکی از روشهای فعال تدریس است. اگر نظام  آموزشی بخواهد توانایی حل مسئله را به دانش آموزان یاددهد, (البته مسئله به معنی مشکل و معضل نیست, به بیان دیگر مسئله موضوعی نیست که برای ما مشکل ایجاد کند, بلکه رسیدن به هدف در هر اقدامی, به نوعی حل مسئله است, (خورشیدی , غندالی , موفق, ۱۳۷۸) در این روش آموزش در بستر پژوهش انجام می شود و منجر به یادگیری اصیل و عمیق و پایدار در دانش آموزان می شود. در این روش ابتدا معلم باید مسئله را مشخص, سپس به جمع آوری اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوری اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوری شده دانش آموزان فرضیه سازی و در نهایت فرضیه ها را ازمون و نتیجه گیری شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود می تواند منجر به بارش یا طوفان فکری گردد. یعنی اگر معلم روش تدریس حل مسئله را به درستی انجام دهد, دانش آموزان می کوشند تا برای حل مسئله با استفاده از تمام افکار و اندیشه هایی که دارند, در کلاس راه حلی بیابندو آن را ارائه دهند. به بیان دیگر اگر معلم در روش تدریس حل مسئله به درستی عمل کند, منجر به روش تدریس بارش مغزی نیز می شود. به طور کلی اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقویت زمینه های بالقوه خلاقیت نقش مهمی ایفا کند همانا بست روشهای تدریس حل مسئله و بارش فکری در کلاس درس توسط معلمان است.
روش پـــــروژه ای
روش تدریس پروژه ای به دانش آموزان امکان می دهد تا قدرت مدیریت, برنامه ریزی و خود کنترلی را در خودشان ارتقاء بخشند. در این روش دانش آموزان می توانند با توجه به علاقه ی خود موضوعی انتخاب و به طور فعالانه در به نتیجه رساندن آن موضوع شرکت نمایند. براین اساس در این روش دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه به طور منظم و مرحله ای کاری را درس انجام دهند و این روش باعث تقویت اعتماد به نفس در دانش آموزان می شود زیرا بین آنها و معلم رابطه صحیح آموزشی بر قرار است و در نهایت این روش باعث تقویت همکاری, احساس مسئولیت, انضباط کاری صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقاید دیگران و مهارتهای اساسی پژوهش در دانش آموزان می شود.
 شیــــــوه سخنــــــرانی 
معلم به طور شفاهی اطلاعات و مفاهیم را , در عرض مدتی که ممکن است از چند دقیقه تا یک ساعت یا بیشتر طول بکشد, در کلاس ارائه می دهد. در سخنرانی می توان معلم را با عنوان پیام دهنده و دانش آموز را به عنوان پیام گیرنده تصور کرد. از این نظر سخنرانی شیوه ای است یک سویه, برای انتقال اطلاعات, که معمولاً فراگیر در آن نقش غیر فعالی دارد. محتوای سخنرانی را معلم قبل از ورود به کلاس تعیین می کند.
 شیوه بازگویـــی
بازگویی شیوه ای است که معلم بکار می برد تا فرگیر را در بیاد سپردن اشعار, قواعد, فرمولها, تعاریف و اصطلاحات تشویق کند. در بازگویی معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد که موضوع بیاد سپرد را کلمه به کلمه بیان کند. شیوه بازگویی مطالب, با آنکه اغلب در کلاسها مورد استفاده قرار می گیرد, ولی متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق یادگیری نمی کند. کاربرد این شیوه تنها نشان می دهد که دانش آموز مطالب مورد نظر را بیاد سپرده است. گاهی هدف معلم اساساً این است که دانش آموز موضوعی را بخاطر بسپارد تا برای درک مفهوم خاصی از آن را بکار برد, در این روش صورت بکار گرفتن این شیوه ممکن است مفید باشد.

 شیـــــوه پــــرسش و پاســـــخ
شیوه پرسش و پاسخ شیوه ای است که معلم به وسیله آن فراگیر را به تفکر در باره مفهومی جدید یا بیان مطالبی فرا گرفته شده نشویق می کند. معلم, وقتی که می خواهد مفهوم دقیقی را در کلاس مطرح نماید یا توجه فراگیران را به موضوعی جلب کند شیوه پرسش و پاسخ را به کار می برد و نیز بدین وسیله فراگیر را تشویق می کند تا اطلاع خود را درباره موضوعی بیان کند ممکن است برای مرور کردن مطالبی که قبلاً تدریس شده اند مفید باشد, یا وسیله خوبی برای ارزشیابی میزان درک فراگیر از مفهوم مورد نظر باشد.


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
روشهای نوین تدریس
1.29 (25.71%) 7 votes

الگوهای تدریس(روش بحث در کلاس)

163 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
معلم از هر روش یا الگویی که در تدریس استفاده کند، با مواردی برخورد خواهد کرد که باید درباره آنها با دانش آموزان بحث کند. این روش، الگوی تدریس مستقلی نیست، بلکه راهبرد یا جریانی از مراحل تدریس است که در اغلب الگوهای تدریس به کار می رود. با وجود این ، در معرفی این راهبرد، از اصول کلی مشابه الگوهای تدریس استفاده شده است؛ یعنی ابتدا، مبانی نظری آن وسپس کاربرد عملی آن تشریح می شود .
در زبان انگلیسی، (( discussion)) و ((((discourse  به طور مترادف به کار می روند. در فرهنگهای انگلیسی این واژه گان چنین تعریف شده اند: اشتغال به یک مبادله کلامی منظم و اظهار نظر درباره موضوعات ویژه.
معلمان ( در جوامع غربی، بویژه انگلیسی زبان) تمایل دارند که واژه (discussion ) را به کار برند، اما دانشمندان علوم تربیتی و پژوهشگران تمایل بیشتری دارند که از واژه discourse استفاده کنند و آن را جامعتر از واژه قبلی می دانند در زبان فارسی این واژه به سخنرانی، خطابه، نطق، موعظه، خطبه، بحث و گفتگو معنی شده است ( باطنی ۱۳۷۱ )
برای پی بردن بیشتر به معنی discourse می توانیم به روابط روزمره افراد اشاره کنیم که همین امر نیازمند استفاده از زبان و مهارتهای ارتباطی است؛ مانند دوستیها که با ارتباطهای کلامی آغاز می شود و استمرار می یابند، افراد که در تبادل افکار و تجارب با یکدیگر سخن می گویند و بحث می کنند، اعضای خانواده، نوجوانان و جوانان که با به کارگیری ارتباطهای کلامی، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند؛ همچنین بحث و گفتگودر مجالس و ضیافتها، رسانه هایارتباط جمعی و شبکه های رایانه ای امری رایج و متداول است.
صحبت کردن مردم در کلاس:
بحث و گفتگو در کلاسها، نقش محوری دارد، زیرا بیان شفاهی وسیله تدریس است. در این باره، پژوهشگران در یافته اند که اکثر معلمان در کلاس، زیاد صحبت می کنند و نیز در اغلب کلاسها یک انگاره یا طرح اساسی ارتباطی وجود دارد، که این طرح ارتباطی نمی تواند بهترین طرح برای ارتقای اندیشه دانش آموز باشد. پژوهشگران، این طرح کلامی را ( درس پرسیدن و درس جواب دادن) نامگذاری کرده اند و آن را یک فعالیت تدریس می دانند که دانش آموزان در قالب کل کلاس با سوا لهایی که معلم طرح می کند و پاسخهایی که آنان می دهند، به تمرین می پردازند؛ این طرح ارتباطی و کلامی همچنان در همه نظامهای آموزشی کشورها برقرار است.

سئوال کردن معلم:
آموختن درس ( به شیوه حفظ کردن) مبتنی است بر صحبت و سئوال کردن معلم. پژوهشگران طی سالهای متمادی، نوع سئوال و شیوه های سئوال کردن معلمان را بررسی کرده اند؛ از جمله ریچارد آرندز نتیجه تحقیقات و بررسیهای مارک گال ( ۱۹۷۰) را، که در چند مرحله به شیوه سئوال کردن معلمان پرداخته است، بدین سرح ارائه می دهد:
به طور معمول ،معلمان ، هنگام تدریس سئوالهای زیادی میکنند. استینوس در سال ۱۹۱۲، تخمین زد که   5/4 از اوقات مدرسه به یادگیری با روش سئوال و جواب اختصاص دارد. او در یک نمونه آماری از دبیران دبیرستانها به این نتیجه رسید که هر معلم به طور متوسط در یک روز، ۳۹۵ سئوال از دانش آموزان می کند. همچنین، تحقیقات انجام شده در دهه ۱۹۶۰ نیز، نتایج مشابهی
به دست داده اند ( آرندز، ۱۹۹۴ ، ص ۳۹۸ ).
حال باید این سئوال را مطرح کرد که طرح پرسشهای زیاد در یاد گیری دانش آموزان چه نتایجی دارد؟ بخصوص، سئوالهای ساده عینی و سئوالهای پیچیده، که برای سطوح بالای حیطه شناختی طرح می شوند، چه تاثیری در یادگیری دانش آموزان خواهد داشت؟
نتایج تحقیقات در مورد دو نوع سئوال فوق، چنین نشان می دهند که از یک سو، تاکید بر طرح سئوالهای ساده برای پیشرفت دانش آموزان محروم و ضعیف موثر تر است و در نتیجه به تسلط آنان در مهارتهای پایه می انجامد و از سوی دیگر، تاکید بر طرح سئوالهای پیچیده برای سطوح بالای حیطه شناختی و برای دانش آموزان متوسط و قوی موثر است؛ بخصوص در شروع دوره متوسطه که در این مرحله، دانش آموزان به مرحله فکری بیشتری نیاز دارند.  ( آرندز، ۱۹۹۴، ص ۳۹۰).
امروزه، روش بحث و گفتگو به شکلهای مختلف، بیشترین کاربرد را در امر تدریس معلمان دارد؛ زیرا با این روش، از صمیمیت یکجانبه معلم کاسته می شود و بر مشارکت بیشتر دانش آموزان در اندیشیدن به مسائل و کشف کردن آنها افزوده می شود. طی سالها، بحث در کلاس گزینه ای بود که به جای سخنرانی از آن استفاده می شد و همواره بین معلمان و پژوهشگران علوم تربیتی در مورد مزیت و اثر بخشی یکی بر دیگری مجادله می شد، اما امروزه، دیدگاه معاصر، بحث کردن در کلاس را در مقابل سایر راهبردها یا الگوها قرار نمی دهد، بلکه آن را راهبردی می داند که بتنهایی عمل نمی کند و می تواند همراه با همه الگوهای تدریس و نیز در موقیتهای متنوع به کار رود. همچنین اینکه در چه مواقعی از بحث استفاده شود، به تشخیص معلم در جریان تدریس بستگی دارد.

آثار آموزشی روش بحث:
معلمان راهبرد بحث در کلاس را حداقل برای نیل به سه هدف عمده آموزشی به کار می برند :
۱)رشد تفکر در دانش آموزان و کمک به آنان برای اینکه خود، سازنده معنای محتوای درس باشند؛ گرچه بحث کردن درباره موضوعی الزاما موجب درک و فهم دانش آموزان نمی شود، ساختارهای شناختی موجود دانش آموزان را تقویت می کند و به آنان یاری می دهد تا توانایی اندیشیدن خود را افزایش دهند.
۲)توسعه اشتغال ورزی دانش آموزان به فعالیتهای یادگیری، تحقیقات تجارب معلمان نشان می دهد که برای تحقق یادگیری، دانش  آموزان باید مسئولیت بپذیرند و تنها به معلم متکی نباشند؛ بنابراین، استفاده از روش بحث و گفتگو یکی از راههای رسیدن به این هدف است.
۳)کمک به دانش آموزان در راستای یادگیری مهارتهای مهم ارتباطی و فرایندهای اندیشیدن. از آنجا که بحث در حضور جمع انجام می شود، فرصتهایی پدید می آیند تا معلم به افکار دانش آموزان و نحوه یادگیری آنان پی ببرد. افزون بر آن، بحث کردن در کلاس برای معلمان موقیتهایی فراهم می کند تا دانش آموزان را برای تحلیل اندیشه های خود و کسب یا تقویت مهارتاهی ارتباطی، مانند اظهار نظر، گوش دادن و خوب سئوال کردن یاری دهد.

ویژگیهای روش بحث در کلاس :
از آنجا که این روش در همه زمینه های تدریس نقش محوری دارد، جدا کردن آن از سایر وظایف اجرایی و آموزشی معلم دشوار است؛ با وجود این، همانند الگوهای تدریس ویژگیهای خود را به عنوان یک رویکرد آموزشی دارد.
ویژگیهای مشترک در بحث :
در بحث کردن، صحبت دانش آموز و معلم، هردو، لازم است.
از دانش آموزان انتظار می رود که درباره مواد تحصیلی وارد گفتگو و مکالمه شوند.
از دانش آموزان و معلمان انتظار می رود که اندیشه ها و نظر های خود را برای همه افراد کلاس ابراز کنند. زیرا از یک سو، برای دانش آموزان فرصتهای عمومی پیش می آیند که می توانند افکار خود را بر زبان آورند، همچنین این انگیزه در آنان تقویت می شود که از محدوده کلاس فراتر رفته، خارج از آن بحث کنند.
راهبردهای بحث : به طور کلی، همه الگوها و روشهای تدریس به راهبرد بحث نیاز دارند. روش بحث کردن به فضا و امکانات کلاس بستگی دارد؛ با وجود این، مهمترین موارد استفاده از آن، بدین قرار است.
۱-    هنگام استفاده از الگوهای تدریس، مانند الگوهای ارائه مستقیم، آموزش مفهمو و یادگیری مشارکتی ( ر. ک . : فصل ششم )
۲-    هنگامی که دانش آموزان، طبق خواسته معلم ، خودشان مطلبی را مطالعه کرده و فرا گرفته اند و معلم می خواهد از یادگیری آنان اطمینان حاصل کند و اشکالت احتمالی را بر طرف سازد.
  3-  هنگامی که معلم بخواهد با بحث و گفتگو، مهارتهای اکتشافی و کاوشگری دانش آموزان را تقویت کند.
۴- برای تبادل تجربه و رسیدن به تفاهم مشترک و نیز آموختن نحوه رویارویی با عقاید متفاوت.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

جامعه شناسی تربیتی

377 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

آموزش معلمان

327 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
آموزش معلمان
ساختار آموزشی
در ترکیه کالجهای تربیت معلم، به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ برخی مؤسسات تربیت معلم، طی یک دوره ۲ ساله معلمین را جهت تدریس در مدارس ابتدائی تعلیم می‌دهند. مؤسسات تربیت معلم سه ساله آموزگاران را برای مدارس متوسطه آموزش می‌دهند و مؤسسات تربیت معلم چهار ساله کار تربیت معلمین برای تدریس در لیسه‌ها را به عهده دارند. دانشجویان کالجهای تربیت معلم، در سطوح بالاتر دروس تخصصی در مراکز دانشگاهی مقتضی و واحدهای روش تدریس را در مراکز تربیت معلم عالی می‌گذرانند.
برنامه های آموزشی
معلمان مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان ملزم به گذراندن یک دوره تحصیلی چهار ساله در دانشگاه و اخذ مدرک لیسانس می باشند .این برنامه شامل واحد هایی در رشته های تخصصی دانشجویان ، آموزش روشهای تدریس و مدرک تدریس می باشد .معلمان دبیرستانهای فنی و حرفه ای یک برنامه آموزش فنی را در یک مرکز دانشگاهی آموزش فنی می گذرانند و بعد از پایان دوره مدرک لیسانس دریافت می دارند . تا اوایل دهه ۱۹۹۰ این مدرک با نام « مدرک فنی آموزش عالی » شناخته می شد .
به طور کلی می توان گفت که کلیه معلمان( ابتدایی و بالاتر) باید تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. کسانی که متقاضی تدریس در مدارس هستند باید دوره های آموزش اولیه، آموزش تدارکاتی و برنامه های تدریس عملی را بگذرانند ، که طول این دوره ها از سه تا ده ماه متغیر است . در دوره تدریس عملی ، افراد زیر نظر یک معلم ارشد تدریس می کنند .
ارتقاء تحصیلی
دوره های تربیت معلم ۲ و سه ساله بوده و برای ارتقاء شغلی لازم است معلمان آموزشهای از راه دور با همکاری دانشگاهها را بگذرانند . معلمها می توانند از طریق مدارس عالی تربیت معلم مدارک تکمیلی را دریافت کنند .
مدت زمان تدریس به تفکیک مقاطع مختلف تحصیلی
مقطع ابتدایی : ۵ سال اول = ۳۰ ساعت در هفته
مقطع مقدماتی متوسطه سال ۸-۶ = ۲۴ ساعت در هفته
مقطع تکمیلی متوسطه : ۱۵ ساعت در هفته
آموزش معلمین ابتدایی
برخورداری معلمین مدارس ابتدایی از یکی از۲ شرایط ذیل در نظام آموزش ملی کشور ترکیه الزامی است:
الف) برخورداری ازصلاحیت‌‌های آموزشی مورد نیاز
ب) برخورداری ازصلاحیت تدریس مطابق با استاندارد‌های ملی
از نظر این حقیقت که معلمین آموزش ابتدایی حداقل برنامه دوره چهار ساله را تکمیل نمود‌ه‌اند و صلاحیت‌‌های آموزش را از طریق آموزش‌‌های ضمن خدمت همان‌طور که مورد نیاز استاندارد‌های ملی است گذراند‌ه‌اند تمامی معلمین در شاخص‌های نهم و دهم آورده شد‌ه‌اند بنابراین این شاخص‌‌ها را می‌توان صددرصد اعلام کرد. در سال‌‌های گذشته بسیاری از معلمین که فارغ التحصیل برنامه‌‌های کمک معلم بودند برنامه‌‌های جبرانی را برای بالابردن صلاحیت‌‌های آکادمیک خود تا مرحله معلمی گذراند‌ه اند.
در صورتیکه تمامی معلمان هم این برنامه‌‌های جبرانی را نگذرانده باشند، نسبت آنان به کل از آنجا که بسیار کم بود در نظر گرفته نمی‌شود و این معلمین همگی حداقل ده سال تجربه معلمی دارند.
صلاحیت‌‌های معلمین آموزش ابتدایی برطبق استاندارد‌های ISCED از این قرار است:
صلاحیت‌‌های آکادمیک معلمین آموزش ابتدایی
صلاحیت های مکسوبه    سطح آموزش    طول آموزش    ساختار آموزشی    مقطع آموزشی
مدرک آموزگاری آموزش ابتدایی    عضو آموزش    4سال    موضوعات کلی عمومی مطالعات حرفه‌ای، تجربه آموزگاری    آموزش‌ابتدایی(سن ۶ تا ۱۰)
مدرک آموزگاری آموزش ابتدایی (مدرک آموزگاری درس خاص)    عضو آموزش    4 سال    موضوعات کلی عمومی مطالعات حرفه‌ای، تجربه آموزگاری    آموزش‌ابتدایی(سن ۶ تا ۱۰)
در برنامه آموزش پایه، ارائه آموزش کامپیوتر به آموزگاران از جمله فعالیت‌‌هاییست که برای گسترش افق آموزش پایه در نظر گرفته شده است. تعداد آموزش دهندگان به معلمین بیش از ۱۵۰۰ نفر بوده و تعداد معلمین که از طریق کلاس‌‌های آموزش کامپیوتر که بوسیله این آموزش دهندگان در استآن‌‌های مختلف آموزش دید‌ه‌اند از مرز ۱۰۰۰۰۰ نفر گذشته است. با استفاده از تجربیات آموزشی معلمین و دانش‌آموزان به کمک فن‌آوری‌های کامپیوتر، برنامه‌‌هایی برای آموزش‌‌های ضمن خدمت در آشنایی با کامپیوتر طراحی گردیده است. این برنامه‌‌‌ها معلمین سراسر کشور را تا سال ۲۰۰۰ پوشش می‌دهد.
اولویت استفاده از آزمایشگاههای فعلی کامپیوتر با معلمین آموزش ابتدایی و معلمینی است که به ارائه خدمت در تمامی استآن‌‌‌ها مبادرت می نمایند.
در راستای کار برنامه‌ریزی شده، اداره کنندگان و معلمینی که در دو دبستان ابتدایی منتخب هر منطقه و استان خدمت می‌کنند تا پایان سال ۱۹۹۸ آموزش کامپیوتر خواهند دید. چون این مسئله دارای اولویت است تمامی معلمین، بازرسان و کادر اداری که در تمامی سطوح آموزشی در سراسر کشور خدمت می‌کنند تا پایان سال ۲۰۰۰ در کار با کامپیوتر تبحر خواهند یافت.

آموزش معلمین مدارس متوسطه
معلمین مدارس متوسطه نیز در دانشگاه‌‌‌ها آموزش دیده و به احراز مدرک کارشناسی نائل می آیند.
آموزش اساتید دانشگاهی
بر طبق قانون آموزش عالی مؤسسات أموزش عالی مسئول آموزش هیئت علمی خود چه در کشور وچه در خارج از کشور هستند. قواعدگوناگونی برای ارتقاء اعضاء هیئت علمی وجود دارد.
آموزش ضمن خدمت
اهداف آموزشی
هدف این دوره، برنامه ریزی و مدیریت برای اهداف آموزشی و اجرای مناسب برنامه های آموزش معلمان می باشد. وزارت آموزش و پرورش معلمها را برای شرکت در این دوره ها انتخاب می کند . این افراد از بین افرادی که ثبت نام کرده اند انتخاب می شوند . طول هر دوره از ۳ تا ۹۰ روز متغیر است.
ارزیابی‌پیشرفت تحصیلی
آموزش‌‌های ضمن خدمت میبایست بوسیله بازرسان در سطح استانی براساس مقیاس‌‌های طرح شده بوسیلهMEB اداره شود.آموزش‌‌‌ها باید شامل روش‌‌های آموزشی،ارزیابی‌تحصیلی،شرکت جمعی،اداره کلاس و مطالب تکمیل شده از طریق برنامه‌‌های راهنمای آموزشی در مراکز آموزشی باشد.
شرکت اولیا در فعالیت‌‌های مدرسه نیز باید در این برنامه‌‌‌ها مورد استفاده قرار گیرد. این آموزش دو هفته ای با حضور بازرس‌‌‌ها در مدارس مناطق روستایی و برگزاریسمینار‌های ماهیانه تکمیل می گردد.
هدف آموزش کادر اداره کننده درمدیریت استانی آموزش ملی و کادر اداری مدرسه، بهبود قابلیت‌‌های تصمیم گیری، شرکت اولیا و جامعه در کار‌های مدرسه، بهبود سطح حرفه‌ای معلمین و بالا بردن قابلیت‌‌های اداره کردن مدرسه است.درحال حاضر M E Bیک سری کلاس‌‌های آموزش ضمن خدمت برای کادر اداری مدارس در خصوص آموزش برنامه ریزی، ارتباطات، آموزش مدیریت و استفاده از فن‌آوری در مدرسه را برقرار کرده است. این برنامه هم‌چنین به دلیل کمبود معلمین مشاور که در حال حاضر فقط در یک درصد از مدارس شهری خدمت می‌کنند مسئله را مورد توجه قرار می‌دهد. این کار بوسیله افزایش آگاهی تمامی کادر وخصوصا کادر مدارس که معلمین مشاور در آن خدمت نمی‌‌کنند صورت می‌‌گیرد.
تقویت آموزش ابتدایی مناطق غربی چین
چندی پیش ، ” جو جی ” وزیر آموزش و پرورش چین در بیجینگ اظهار داشت : چین سرمایه بیشتری برای توسعه آموزش ابتدایی مناطق غربی ، به ویژه روستاهای این مناطق اختصاص خواهد داد تا در سال ۲۰۰۷ ، بیش از ۸۵ در صد کودکان مناطق غربی که اقتصاد آن پیشرفته نیست ، آموزش اجباری ۹ ساله را فرا گیرند . چین یک کشور بزرگ در حال رشد است و سطح گسترش آموزش در میان نواحی ، شهرها و روستاهای آن یکسان نیست . با وجود آنکه چین در سال ۲۰۰۰ ، اساسا آموزش اجباری ۹ ساله را گسترش داد ، اما در مناطق غربی که اقتصاد آن پیشرفته نیست ، به ویژه در نواحی روستایی ، سطح گسترش آموزش نسبتا پائین است . بعضی کودکان به سبب مشکلات مالی و دور بودن خانه از مدرسه از ادامه تحصیل باز می مانند و یا اصلا نمی توانند درس بخوانند . برای حل این مسائل ، ” جو جی ” وزیر آموزش و پرورش چین خاطر نشان ساخت : توسعه آموزش روستایی در مناطق غربی ، به ویژه آموزش اجباری ، مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش در چند سال گذشته بوده است و چین بیش از پیش به آموزش نواحی روستایی مناطق غربی توجه خواهد کرد . وی گفت : ما در چند سال آینده ، آموزش روستایی را تقویت خواهیم کرد . همچنین سرمایه سالانه دولت مرکزی برای روستهای مناطق غربی بیش از ۱۰ میلیارد یوان خواهد بود . این سرمایه گذاری بی سابقه نشانه عزم راسخ دولت مرکزی برای تقویت آموزش به ویژه آموزش ابتدایی در مناطق غربی است . دولت چین امیدوار است : با افزایش آتی هزینه آموزش ، طرح توسعه آموزش را تحقق بخشد . به عبارت دیگر ، تا سال ۲۰۰۷ ، در صد پذیرش آموزش ۹ ساله اجباری کودکان مناطق غربی از حدود ۷۰ در صد در حال حاضر به بیش از ۸۵ در صد افزایش و در صد بیسوادی جوانان به کمتر از ۵ در صد کاهش خواهد یافت . ” جو جی ” هنگام اشاره به توسعه بیش از پیش آموزش ابتدایی در روستاهای مناطق غربی چین اظهار داشت : از این به بعد چین اصلاحات جامع آموزش روستایی را عمیقتر ساخته و نظام کمک تحصیلی دانش آموزان فقیر را تکمیل کرده ، ایجاد صفوف معلمان مدارس ابتدایی و متوسط را تقویت و پروژه آموزش از راه دور مدرن را در مدارس ابتدایی و متوسط روستاها اجرا خواهد کرد . وی افزود : در مناطقی که آموزش ۹ ساله اجباری در آن گسترش یافته است ، باید بطور همه جانبه کفیت معلمان و مدیران مدارس و کفیت تدریس را ارتقا داد . طبق اطلاع رسیده ، چین در ۵ سال آینده تلاش خواهد کرد تا اکثر مدارس متوسط روستاها را به کامپیوتر و مدارس ابتدایی روستاها را با تجهیزات اساسی آموزش از راه دور مانند دستگاه ” وی سی دی ” ، دستگاه ویدئو و تلویزیون مجهز کند تا کودکان روستاهای مناطق غربی بتوانند با روشهای مدرن از تحصیل بهره مند شوند
یک معلم برای پنج کلاس؛ مدارسی که فراموش شده اند !
گروه اجتماعی خبرگزاری مهر – ۸/۴۹ درصد از کلاس های درس مقطع ابتدایی در شهرها و ۲/۵۰ درصد از کلاس های درس در روستا ها دایرند که از این تعداد ۹/۳۱ درصد از کلاس های درس چند پایه هستند ، در حال حاضر نه آماری از تعداد دانش آموزان کلاس های چند پایه و نه آمار دقیقی از تعداد معلمان این کلاس های درس وجود دارد و جالب تر اینکه ضمن افزایش سال به سال تعداد کلاس های چند پایه حتی نامی از دانش آموزان این کلاس های درس در مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش وجود ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر مدارس چند پایه در روستاهای دورافتاده و محروم با مسیرهایی صعب العبور وجود دارند و معمولا دانش آموزان این مدارس به دلایلی همچون کمبود امکانات و فقر فرهنگی به دوره راهنمایی راه پیدا نمی کنند و چه بسا در بسیاری از موارد این دانش آموزان مقطع ابتدایی را نیز نمی توانند به پایان برسانند.
در حال حاضر در مقطع ابتدایی ۲۹۹ هزار و ۱۸۷ کلاس درس وجود دارد که از این تعداد ۱۵۰ هزار و ۲۵۶ کلاس درس در روستاهای کشور دایر هستند البته کلاس های چند پایه فقط در روستاها دایر نیستند چرا که آمار این کلاس ها حتی در پایتخت نیز قابل توجه است به طوریکه در شهر تهران بیش از ۳۵ کلاس چند پایه و در شهرستان های استان تهران ۳۷۵ کلاس چند پایه وجود دارد.
بر اساس این گزارش هر سال به دلیل مهاجرت روستائیان به شهرها و کاهش آمار دانش آموزی روستاها آمار کلاس های چند پایه افزایش می یابد به طوریکه در سال ۸۲ – ۸۱ میزان کلاس های چند پایه ۶۸/۳۰ درصد بود و در سال تحصیلی گذشته این آمار به ۹ / ۳۱ درصد افزایش یافته است.
مدیرکل دفتر آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با تاکید بر اینکه کلاس های چند پایه تا کنون به نوعی فرآموش شده بودند ، می گوید : در کلاس های درس چند پایه ، پنج پایه تحصیلی در یک کلاس به یادگیری مفاهیم آموزشی کتاب های درسی  با یک معلم می پردازند ، این کلاس ها نه تنها از موقعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیستند بلکه کتاب های درسی این کلاس ها با کتاب های درسی سایر دانش آموزان یکسان است در حالی که موقعیت مکانی و تحصیلی این دانش آموزان با سایر دانش آموزان مدارس معمولی یکسان نیست.
عباس حاجی آقالو در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با اشاره به اینکه یک هفتم دانش آموزان و یک ششم معلمان کشور در کلاس های چند پایه مشغول  هستند  ، می افزاید : بیش از یک سال و نیم یک گروه تحقیقاتی درباره  مدارس چند پایه تحقیق کردند و چهار کمیته نظارت و ارزشیابی ، مطالعه و تحقیق ، سازمان دهی فضای فیزیکی و برنامه ریزی درسی را تشکیل دادند تا مشکلات این کلاس ها را بررسی کنند و در حال حاضر یکی از اولویت های دفتر آموزش ابتدایی افزایش کیفیت کلاس های چند پایه است.
وی با اشاره به عدم حضور مربیان بهداشت و مشاوران در کلاس های چند پایه می گوید : به دلیل محرومیت ، اکثر دانش آموزان مدارس چند پایه مشکلات پوستی و تراخم و … دارند که باید تدبیر ویژه ای برای آنها درنظر گرفت.
کارشناس مسول واحد مطالعه و تحقیق مقطع ابتدایی نیز با تاکید بر اینکه معلمان کلاس های چند پایه هیچ آموزش ویژه ای را ندیده اند ، می گوید : بزرگترین مشکل در این کلاس های درس ضمن عدم گذراندن دوره آموزشی خاص توسط معلمان ، معلمان این کلاس ها باید ۳۰ کتاب درسی در پنج پایه درسی را طی ۱۳۲ ساعت  با حداقل فضا و امکانات  تدریس کنند.
رخساره فضلی ادامه می دهد : کلاس های چند پایه بهترین فرصت برای آموزش مهارت های زندگی است و اگر معلمان این کلاس ها دوره های آموزشی ویژه ای را سپری کنند ، در این کلاس ها دانش آموزان می توانند با تدبیر ویژه معلم ، ضمن آموزش مفاهیم درسی به یادگیری روابط اجتماعی نیز بپردازند.
وی می افزاید :  معلم به دلیل کمی تعداد دانش آموزان در کلاس های چند پایه می تواند ضمن استفاده از پتانسیل حضور دانش آموزان بزرگتر برای آموزش دانش آموزان کوچکتر مفاهیم درسی مختلف را با یکدیگر به شیوه های که برای دانش آموز قابل فهم تر باشد آموزش دهد و به عبارتی مرز بین درسهای مختلف را بردارد.
وی با تاکید بر اینکه در کلاس های چند پایه معلم می تواند با توجه به شناختی که از ویژگی های روحی دانش آموزان دارد ارتیاط صمیمانه تری با وی برقرار کند ، می گوید : در سال تحصیلی جاری یکی از اولویت های برنامه های آموزش و پرورش ارتقای کلاس های چند پایه است.
گفتنی است که بیشترین آمار کلاس های چند پایه به استان سیستان و بلوچستان با ۳ هزار و ۸۹۹ کلاس درس اختصاص دارد.
اما جایگاه این دانش آموزان که حتی آماری از آنها نیز موجود نیست در نظام آموزشی کشور کجاست؟


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

سخنی چند از زندگی دکتر علی شریعتی

219 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد