خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


دستورالعملی که افراد را از معصیت متنفر می کند

825 views

بازدید

دستورالعملی که افراد را از معصیت متنفر می کند
۴٫۳۱ (۸۶٫۲۵%) ۱۶ votes

نسخه ای که انسان را از گناه منزجر می کند!

خدای سبحان در قرآن کریم نه تنها با ما سخن می‌گوید بلکه خود را در آینه قرآن به ما نشان می دهد.

قرآن مظهر تجلی اسماء حسنای الهی است، اگر ما قرآن بخوانیم و نورانیت قرآن در قلب ما پیدا شد معلوم می‌شود «نور السماوت و الارض» را با قلب خود مشاهده کرده‌ایم.

تأثیر قرائت قرآن در دوری انسان از گناه

قرآن بارزترین منبع عظیم ذخایر الهی، معجزه آخرین فرستاده خداوند و کتاب زندگی، کتابی که زمینه ساز حیات طیبه برای بشریت است.

قطعاً با توکل به صاحب قرآن، خداوند به او ایمان و تقوا اعطا می کند و از آلودگی مصون می دارد.

اگر کسی با قرائت قرآن و تفکر در آن به مرحله‌ای برسد که از گناه منزجر شود معلوم می‌ شود این فرد قرآن را خوب درک کرده است.

مهمترین و بالاترین ثمره نزدیکی و انس با قرآن، حس معنویت و قرب به خدا و دوری از آلودگی های نفسانی و شیطانی است.
قرآن با هشدارهای مکرر، پیروان خود را به دوری از گناه و پرهیز از سرپیچی از فرمان خدا، و نجات از بازتاب شوم و سخت گناه فرا می خواند، و گناه را آفت ویرانگر و عامل بلاها و عذاب های دنیا و آخرت می داند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دستورالعملی که افراد را از معصیت متنفر می کند
4.31 (86.25%) 16 votes

نیکى به پدر و مادر

143 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
نیکى به پدر و مادر، از وظایف اخلاقى است که در واجب بودن شکر منعم ریشه دارد. انسان فطرتا شاکر و سپاسگزار کسى است که به او نیکى کرده است.
سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسى که به پدر و مادر خود نیکى مى‏کند، از فطرت خود پاسدارى کرده است. اهمیت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزارى از خود، شکر پدر و مادر را آورده است:
و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه و هنا على و هن و فصاله فى عامین ان اشکر لى و لوالدیک الى المصیر؛ (۲۴۶)
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل کرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مى‏یابد آرى او را سفارش کردیم که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوى من است.
و همان طور که کسى نمى‏تواند شکر پروردگار به جاى آورد، شکرگزارى از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.
از پیامبراکرم(ص) روایت شده است:
لن یجزى ولد عن والده حتى یجده مملوکا فیشتریه و یعتقه؛ (۲۴۷)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏کند، مگر آن که پدر مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نیز از ایشان روایت شده است:
بر الوالدین افضل من الصلوه و الصوم و الحج و العمره و الجهاد فى سبیل اللَّه؛ (۲۴۸)
نیکى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نیکى به پدر و مادر چنان اهمیتى دارد که حتى پدر و مادرى که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده‏اند باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکى کند. (۲۴۹)
مادر حق ویژه‏اى دارد و نیکى به او مقدم است. امام صادق(ع) فرمودند:
شخصى نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و پرسید اى پیامبر! به چه کسى نیکى کنم؟ فرمودند: مادرت پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به پدرت. (۲۵۰)
وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر
خداوند در قرآن کریم نیکى به پدر و مادر را وظیفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛ وظیفه‏اى که پس از توحید در پرستش ذکر شده است:
و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما؛ (۲۵۱)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید؛ اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.
مطابق این آیه به پدر و مادر امرى واجب وکوچک‏ترین بى‏احترامى به آنان ممنوع است.این وجوب و ممنوعیت چنان که گفتیم پس از بیان وجوب یگانه پرستى ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.
اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدین به هیچ روى پذیرفته نیست؛ حتى کوچک‏ترین رفتار یا گفتارى که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.
امام رضا (ع) فرمودند:
اگر لفظى کوتاه‏تر و سبک‏تر از اف وجود داشت خداوند آن را در آیه ذکر مى‏فرمود.
(۲۵۲)
و در روایت دیگرى آمده است که مقصود از اف کمترین ازار است و اگر کلمه‏اى وجود داشت که بر آزارى کوچک‏تر دلالت مى‏کرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود.(۲۵۳) روایات بسیارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل فرموده‏اند:
ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد من مسیره الف سنه و لا یجدها عاق… (۲۵۴)
از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوییده مى‏شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمى‏یابد.
آزار والدین حتى اگر آنان ظالم باشند جایز نیست. امام صادق(ع) فرمود:
من نظر الى ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل اللَّه تعالى له صلوه؛ (۲۵۵)
کسى که به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه کند خداوند نمازش را نمى‏پذیرد.
فروتنى در برابر والدین
فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نیکى به پدر و مادر است و نشانه‏اى از روح شکرگزارى به شمار مى‏رود:
واحفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب رحمهما کما ربیانى صغیرا؛ (۲۵۶)
دو بال فروتنى خویش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردى پروردند.
از این بخش از آیه که فرمود: و قل رب ارحمهما کما ربیانى صغیرا مى‏توان دریافت که طلب رحمت و بخشایش براى والدین نیز ریشه در احساس شکرگزارى انسان دارد.
امام صادق(ع) فرمودند:
لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدک فوق ایدیهما، و لا تقدم قدمهما؛ (۲۵۷)
چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدایت را از صداى آنان بلندتر مکن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشى مگیر.
وظیفه فرزند پس از درگذشت والدین
فرزند حتى پس از آن که پدر و مادرش از دنیا مى‏روند. همچنان وظیفه‏اى اخلاقى دارد. او باید براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برایشان درخواست رحمت و مغفرت کند. از امام باقر(ع) روایت شده است:
ان العبد لیکون باراً بوالدیه فى حیاتهما ثم یموتان فلا یقصى عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیکتبه اللَّه عاقاً و انه لیکون عاقا لهما فى حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضى دینهما و استغفر لهما فیکتبه اللَّه باراً؛ (۲۵۸)
هر آینه کسى که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار بوده پس از مرگ آنها دین آنان را ادا نمى‏کند و براى آنان استغفار نمى‏نماید پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مى‏دهد. و بسا که کسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیکى نمى‏کرده است ولى پس از مرگ آنها دین آنها را ادا کرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیکى کنندگان به والدین قرار مى‏دهد.
از این روایت فهمیده مى‏شود که اولا: وظیفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏یابد و دیگر این که خداوند راه را براى جبران کوتاهى‏هاى فرزند خطا کار باز گزارده است.
خواهر و برادر
رابطه میان فرزندان یک خانواده رابطه‏اى حساس است. عاطفه‏اى که میان والدین و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهرى و برادرى رقیق‏تر مى‏شود. از طرف دیگر خواهران و برادران با یکدیگر به اندازه‏اى که پدر و مادر با فرزندان مدارا مى‏کنند، مدارا نمى‏نمایند؛ به همین دلیل اصطکاک و برخورد سلیقه‏ها و اراده‏ها میان آنان بیشتر است.
فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدریج آماده ظاهر شدن در جامعه مى‏شوند؛ آنها روابطى را برقرار مى‏کنند که عواطف شدیدى همچون رابطه والدین و فرزندان در آنها نیست. کودک در رابطه با پدر و مادر خود بسیارى از مشکلات این رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مى‏گذراند و به سبب اعتمادى که به آنها دارد قادربه ایجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جایى که چنین اعتمادى نیست و چنان محبتى هم وجود ندارد طرف مقابل گذشت کمترى مى‏کند و براى ایجاد ارتباط تشخیص درست انسان‏هاى صالح و درستکار از بدکاران را ضرورى است. اگر کودک از کنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضایى که محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است به فضایى منتقل مى‏شود که این دو عنصر بسیار کمتر است این انتقال دفعى او را با مشکلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ایجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد حالت میانه‏اى را تجربه مى‏کند که متوسط رابطه والدین و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابراین رابطه خواهرى و برادرى بسیار اهمیت دارد. تجربه نیز نشان مى‏دهد که فرزندان خانواده‏هاى تک فرزند به اندازه کسانى که خواهر و برادر داشته مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همکاران را ندارند.
به میزانى که رابطه اعتماد و محبت میان خواهران و برادران کمتر از اعتماد و محبت میان والدین و فرزندان است، حقوق آنان نیز بر یکدیگر کمتر است. در عین حال خواهران و برادران حقوق زیادى نسبت به یکدیگر دارند و وظایف اخلاقى آنان بسیار با اهمیت است. رعایت حقوق خواهران و برادران رابطه عاطفى آنان را تقویت مى‏کند و تقویت این رابطه در واقع نیکى به پدر و مادر است؛ زیرا والدین همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه‏اى محبت‏آمیز با هم داشته باشند و اگر این خواسته خود را برآورده ببینند، خشنود خواهند شد.
براى آشنایى با حق خواهران و برادران به رساله الحقوق امام زین العابدین (ع) رجوع مى‏کنیم:
و اما حق اخیک فتعلم انه یدک التى تبسطها و ظهرک الذى تلتجى الیه و عزک الذى تعتمد علیه و قوتک التى تصول بها فلا تتخذه سلاحا على معصیه اللَّه و لا عده لظلم بحق اللَّه و لا تدع نصرته على نفسه و معونته على عدوه و الحول بینه و بین شیاطینه و تأدیه النصیحه و الاقبال علیه فى اللَّه، فان انقاد لربه و احسن الاجابه له و الا فلیکن اللَّه آثر عندک و اکرم علیک منه؛ (۲۵۹)
و اما حق برادر تو این است که بدانى که او برایت چون دستى است که مى‏گشایى و پشتوانه‏اى است که به آن پناه مى‏برى و عزتى است که به آن تکیه مى‏کنى و نیرویى است که به وسیله آن چیرگى مى‏یابى. پس او را وسیله‏اى براى معصیت خدا و کمکى براى ستم به حق خداوند مگیر و در یارى او کوتاهى مکن و او را در برابر دشمنش یارى کن و میان او و شیاطینش فاصله انداز و او را نصیحت کن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطیع فرمانبر پروردگارش بود با او باش و گرنه باید که خداوند در نزد تو محبوب‏تر و بزرگ‏تر از او باشد.
از این جملات در مى‏یابیم که در نسبت برادرى اصل بر آن است که برادران دو وظیفه را نسبت به هم انجام مى‏دهند:
۱ – یار و حامى یکدیگر باشند.
۲ – در راه خدا ناصح و خیر خواه یکدیگر باشند.
این دو وظیفه یکدیگر را تکمیل مى‏کنند و هیچ یک بدون دیگرى وظایف برادرى را کامل نمى‏کند به نظر مى‏رسد رابطه خونى و عاطفى برادرى تا اندازه بسیار موجب حمایت برادران از یکدیگر مى‏شود ولى اگر این حمایت توأم با بصیرت نسبت به اهداف زندگى نباشد به حمایت‏هاى ناروا و ظالمانه مى‏انجامد براى پیشگیرى از این گونه حمایت‏هاى ناروا لازم است فقط از کسى که هدف اخلاقى و الهى را تعقیب مى‏کند حمایت شود و اگر کسى در مسیر ناصواب حرکت مى‏کند. از آن راه باز داشته و نصیحت شود. توجه به حق بودن یا نبودن آن چه مورد حمایت واقع مى‏شود، حمایت کننده و حمایت شونده را از گناه و ظلم باز مى‏دارد. هر گاه برادرى در مسیر مخالف خدا گام زند وظیفه برادران او نصیحت کردن است و چون در طریق الهى حرکت کند وظیفه برادران حمایت از اوست.
اگر حمایت و نصیحت با هم جمع شوند، مصداق حقیقى نیکى کردن پدید مى‏آید. نیکى حقیقى به پدر و مادر نیز باید ترکیبى از این دو باشد؛ با این تفاوت که پدر و مادر حتى اگر نصیحت‏پذیر نباشند باز هم باید از آزردن و جدایى از آنها پرهیز کرد، ولى رابطه برادرى و خواهرى این گونه نیست.
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است‏۶
بر امک و اباک و اختک و اخاک ثم ادناک فادناک؛ (۲۶۰)
به مادر و پدر و خواهر و برادرت نیکى کن، سپس به خویشاوندان نزدیک و آن گاه به خویشان دور نیکى کن.
صله رحم
پس از اعضاى اصلى هر خانواده خویشاوندان قرار دارند. رابطه خویشاوندانى که رابطه‏اى خونى و مادرى (رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگى خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله دایى و نزدیکان مادر که مادر روزى با آنان در یک خانه زندگى کرده و رابطه‏اى عاطفى با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست احترام به خواسته مادر تلقى مى‏شود. در مورد عمه و عمو نیز همین مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفى با آنها نیز، در واقع احترام به خواسته پدر است.
در روابط خویشاوندى نیز محبت میان طرفین شدید است ولى به اندازه محبت میان والدین و فرزندان نیست. حفظ پیوند عاطفى و محبت‏آمیز میان خویشاوندان محافظت از مهربانى در گستره‏اى وسیع است. خویشاوندى در حقیقت زمینه روحى و عاطفى مناسب براى نیکى کردن به دیگران است.
پیوند با ارحام موجب مى‏شود برخى شئون مربوط به ارحام را شأنى از خود تلقى کنیم و نیکى به آنان را نیکى به خود بدانیم. این ویژگى رابطه خویشاوندى انگیزه نیکى کردن را افزایش مى‏دهد و توفیق عمل صالح را بیشتر مى‏سازد. و عمل صالح بیشتر موجب نزدیک شدن انسان به هدف زندگى است. پیامبر اکرم(ص) فرموده‏اند که خداوند فرمود:

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

گناه و توبه

415 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
ای خدایی که خالق البشری                 مهربانتر ز مادر و پدری
دوستان را کجا کنی محروم                 تو که با دشمنان نظر داری

یارب با خجالتی که دارم چه کنم                 با اشک ندامتی که دارم چه کنم
این بار گناه من و این عشق علی                 با ظرف محبتی که دارم چه کنم
من آمده ام گدای این در گردم                 در بحر عنایتت شناور گردم
با دست تهی آمده ام یا الله                 مپسند که با دست تهی برگردم

الهی بی پناهان را پناهی                     بسوی بی پناهان کن نگاهی
رحیمی، چاره سازی، بی نیازی                 کریمی، دلنوازی، دادخواهی
الهی تکه بر لطف تو کردم                 که جز لطفت ندارم تکیه گاهی
نهاده سر به خاک آستانت                 گدائی درد مندی عذر خواهی
مران از آستانت این گدا را                 پناه آورده سویت بی پناهی
گرفتم دامن بخشنده ای را                 که بخشد از کرم کوهی بد کاهی
تهی دستی که با اشک ندامت                 ز پا افتاده از بار گناهی
امید لطف و بخشش از تو دارد                 اسیری شرمساری رو سیاهی

اگر نبخشی ای خدا                     ز مرحمت گناه من
شود سیاه روی من                     زنامه سیاه من
کریم من غفور من                     رحیم من الله من
ببین گناه و این خطا                     تو را تو را زنم صدا
خدا خدا خدا خدا                     خدا خدا خدا خدا
کجا روم کجا روم                     اگر مرا کنی رها
نه لایتم نه قابلم                         که تو مرا کنی صدا
همیشه من خطا کنم                     حماره تو عطا کنی
هر آنچه می کنی نکن                     مرا از درگهت جدا
خدا خدا خدا خدا                     خدا خدا خدا خدا

چه سان بری به دورخم                 بدین امید و این رجا
چگونه  رد شود کسی                     که با تو دارد التجا
گرفتم آنکه رد کنی                     کجا روم کجا کجا
که بودهن روی عجز من                     به درگهت ز ابتدا
خدا  خدا خدا خدا                     خدا خدا خدا خدا
مولای خوب و مهربان                     با صوت رحمانی عیان
گوید به جمع بندگان                     عبدی فاین تذهبون 
من که تو را دادم پناه                     نادیده بگرفتم گناه
کردم سفید روی سیاه                     عبدی فاین تذهبون
از دست من جائی مرو                     مشغول غیر من مشو
تا اینکه باشم یار تو                     عبدی فاین تذهبون
با ذکر من دل زنده باش                    برگرد و بر من بنده باشد
از کار خود شرمنده باش                    عبدی فاین تذهبون
آخر چرا دست نیاز                         بر غیر من کردی دراز
گفتنی به نامحرم تو راز                     عبدی فاین تذهبون
آه تو را من می خرم                     اشک تو را من می برم
ساکن شو اندر این حرم                     عبدی فاین تذهبون
حیدر تو را رهبر بود                     زهرا تو را مادر بود
مهدی تو را بر سر بود                     عبدی فاین تذهبون
از من گرفتی فاصله                     ماندی به جا از قافله
از کار تو دارم گله                     عبدی فاین تذهبون
قرآن فراموشت شده                     عصیان هم آغوشت شده
آخر چه در گوشت شده                     عبدی فاین تذهبون
همرنگ دشمنها شدی                     هم سفره اعدا شدی
غصه خور دینا شدی                     عبدی فاین تذهبون
تو رحمتم را دیده ای                     اما ز من ببریده ای
از من جدا گردیده ای                     عبدی فاین تذهبون
مقدمه
(اللهم صل علی محمد و اله و میرنا الی محبوبک من التوبه واز الناعن مکروهک من الاصرار، اللهم مرمتی و فقنا بین نقصین فی دین او دنیا فاوقع النقص با سرعهما فنا واجعل التو به فی اطولها بقا)
(باز خدایا بر محمد وخاندان او درود فرست و ما را از نافرمانی به بازگشت از آن و توبه که پسندیده توست بازگران و از اصرار بر گناه که آنرا نمی پسندی دور گردان بار خدایا هر گاه بین دو زیان قرار گرفتیم یکی در دین و دیگری در دنیا پس زیان را در آنکه زود می گذرد (دنیا) و تو به را در آنکه مدتش طولانی تر است قرار بده)
توبه در آیات و روایات از منزلت خاص برخوردار بوده چرا که نجات و رهایی انسانها از امواج خطرناک و سهمگین گناهان در گرو آنست و ده ها آیه از قرآن بر این مسئله اشاره دارد.  توبه یکی از ابواب بهشت است نبودن آن مساوی با هلاکت عامه اهل معصیت است توبه تنها راه نجات گناهکاران، وسیله تقرب و دوستی با خدا، تبدیل کننده سیات به خسات و مایه امید نا امیدان ونخستین مقام عارفان است.
توبه در علم کلام از جایگاه بلندی برخوردار است زیرا از موضوعات مهم کلام، عقاب و کیفر الهی است ویکی از عوامل بی چون و چرایی است که موجب بخشیدن گناه و ساقط شدن کیفر الهی می گردد توبه در فقه نیز از جایگاه خاصی برخوردار است. و می تواند در تغییر سرنوشت شخص گناهکار نقش بسزائی ایفا نماید.
انسان با آمیختگی دو بعد خود یعنی ملکوتی و ناسوتی همیشه در معرض انواع و اقسام آلام، خطرات و لغزشها می باشد توبه از اموری است که سهم بسزایی را در سازندگی و رهایی انسان از قیود مادی وارد بطوریکه فیض کاشانی و غزالی توبه را یکی از ارکان چهار گانه منجیات قرار داده اند.
هنگامی که انسان در مبارزه با هوای نفس شکست می خورد یاس و نا امیدی بر او چیره می شود و برای همیشه از رستگاری و رسیدن به هدف ناامید می گردد. انسانها هر چند گناهکار باشند از رحمت خداوند نباید نا امید گردند باید راه نجات را جستجو کنند. راه نجات توبه است توبه با الابواب، رحمت الهی است. اگر این باب رحمت بسته می شد آیا هیچگاه افرادی مانند فضیل بن عیاض و حربن زید ریاحی که پس از سالها پرده دری ها او بی حرمتی ها خود را به آن مقام رفیع نائل آیند
یکی از امتیازات اسلام اینست که هیچ گاه به بن بست نمی رسد و هیچ وقت به تا بعیین خود نمی گوید، تو را نمی پذیرم خداوند سریع الرضا است و زود آشتی می کند. خداوند منان، بارها و بارها در قرآن کریم بندگان گناهکارش را مورد لطف و محبت قرار داده و آنان را از ناامیدی برحذر داشته است. و در سوره زمر می فرماید: (بگو ای بندگان من که بر خود ستم کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید که همه گناهان را می آمرزد. بدرستی که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است  و در آیه دیگر یاس و ناامیدی از رحمت خداوند به منزله کفر تلقی شده است: (از رحمت خدا نا امید نشوید، چرا که جز قوم کافر از رحمت خدا مایوس نمی گردد.  بحث توبه در جهت نظارت برخود وبازسازی خویشتن است و بر مبنای معیارهای الهی است و چون توبه از گناه واجب است باید فورا انجام شود. در این فصل قبل از پرداختن به مبحث توبه ابتدا مطالبی در مورد گناه می خوانید.
امید است این تحقیق مایه تحرک و بیداری جوانان وافرادی گردد که تا بحال به عواقب اعمال بدشان ناندیشید اند و گناهان چشم ودل آنها را گور نموده را از حقیقت بدور مانده اند امید است خداوند نور امیدش را بر دلمان بتاباند و گناهنمان را با آب توبه شستشو دهد.
مرتض آرمند
دی ماه ۸۴
معنی گناه و گوناگون آن
گناه به معنی خلاف است و در اسلام هر گونه کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه است، گناه هر چند کوچک باشد چون نافرمانی خداست بزرگ است رسول اکرم در سخنی به ابوذر فرمود: (کوچکی گناه را ننگر بلکه آنرا بنگر که از چه کسی نافرمانی می کنی).
واژه های بیانگر گناه در قرآن
در زبان قرآن و پیامبر و امامان به واژه های مختلف از گناه یاد شده است که هر کدام گویی بخشی از آثار شوم گناه پرده بر می دارد و بیانگر گوناگون بودن گناه است واژه هایی که در قرآن در مورد گناه آمده عبارتند از:
۱)    ذنب: بر معنی دنباله است چون هر عمل اخلاقی یک نوع پیامد و دنباله به عنوان مجازات اخروی یا دنیوی دارد (تکرار ۳۵ بار)
۲)    معصیت: به معنی سر پیچی و خروج از فرمان خدا است و بیانگر آن است که انسان را مرز بندگی خدا بیرون رفته است (تکرار ۳۳ مرتبه).
۳)    اثم: به معنای سستی و کندی و واماندن و محروم شدن از پاداشهاست و بیانگر آن است که در حقیقت گناه کار خود یک فرد وامانده است، مبادا خود را زرنگ پندارد. این واژه در قرآن ۴۸ بار تکرار شده است.
۴)    سیئه: به معنی کار قبیح و زشت است که موجب اندرد و نکبت گردد، در برابر حسد که به معنای سعادت و خوشبختی است این واژه ۱۶۵ بار در قرآن آمده است، و کلمه سو نیز از این واژه گرفته شده که ۴۴ بار تکرار شده است.
۵)    جرم: در اصل به معنی جدا شدن میوه از درخت و یا به معنی پست است جریمه و جرائم از همین ماده می باشد. جرم عملی است که انسان را از حقیقت سعادت تکامل وهدف جدا سازد که این واژه ۶۱ بار در قرآن آمده است.
۶)    حرام: به معنی منع و ممنوعیت است لباس احرام لباسی است که انسان در حج و عمره می پوشد و از یکسری کارها ممنوع می شود (تکرار ۷۵).
۷)    خطیئه: غالبا به معنی گناه غیر عمومی است و گاهی گناه بزرگ نیز استعمال شده است چنانکه در آیه ۸ سوره بقره و ۳۷ سوره الحاقه بر این مطلب گواه است (تکرار ۲۲)
۸)    فسق: در اصل به معنی خروج هسته خرما از پوست خود می باشد و بیانگر خروج گناهکار از مدار اطلاعات و بندگی خدا است که او با گناه خود حریم وحصار فرمان الهی را شکستد و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است(تکرار ۵۳).
۹)    فساد: به معنی خروج از حد اعتدال است که نتیجه اش تباهی و به هدر رفتن استعدادهاست (تکرار ۵۰)
۱۰)    فجور: به معنی دریدگی و پاره شدن پرده حیا و آبرو و دین است که باعث رسوائی خواهد گردید (تکرار ۶).
۱۱)    منکر:در اصل از انکار به معنی ناآشناست چرا که گناه به فطرت و عقل سالم هماهنگ ومانوس نیست و عقل و فطرت سالم آنرا زشت و بیگانه می شمرد (تکرار۱۶)
۱۲)    فاحشه: سخن وکار زشتی است که در زشتی آن تردیدی نیست و به معنی کار بسیار زشت و ننگین و نفرت آور به کار می رود این واژه ۲۴ بار در قرآن آمده است.
۱۳)    خبط: به معنی عدم تعادل در نشست و برخاست است گوئی گناهکار یکنوع حرکت نامتعادل همراه با سستی و سقوط دارد.
۱۴)    شر: به معنی هر زشتی است که نوع مردم از آن نفرت دارند و بر عکس واژه خیر به معنی کاری است که نوع مردم آنرا دوست دارند.
۱۵)    لمم: به معنی نزدیک شدن به گناه و به معنی اشیا و اندک است و در گناهان صغیره بکار می رود. (تکرار یک بار در نجم آیه ۳۲).
۱۶)    وزر: به معنی سنگین است و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به کار می رود. (تکرار ۳۶).


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

عاق والدین۲ (ادامه)

185 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
چشم درد امیرالمومنین (ع)
حضرت امیرالمومنین (ع) به چشم درد سختی مبتلا شدند، بطوریکه صدای ناله آن حضرت بلند شد، رسول خدا بعیادت ایشان آمده فرمود این ناله در اثر کم صبری است یا شدت درد است؟ عرض کرد، هیچ وقت باین شدت دردی عارض من نشده بود حضرت خبر وحشتناکی ذکر فرمود که امیرالمومنین (ع) چشم درد را فراموش کرد، آن خبر این است.

خبر وحشتناک
بدرستیکه عزرائیل وقتیکه برای گرفتن جان کافری می آید، سیخهائی از آتش همراه اوست، پس به آنها جان او را می گیرد، پس جهنم صیحه می زند، امیرالمومنین (ع) راست نشست و گفت یا رسول الله (ص) حدیثی را که فرمودید تکرار فرمائید که درد چشم را فراموش کردم از ترس این خبر، آیا از امت شما هم کسی هست که به این کیفیت معذب شده و بمیرد فرمود آری، سه طایفه از مسلمانان که این قسم جان می دهند: حاکم ظلم کننده خورنده مال یتیم بنا حق، شهادت دهنده بدرو (سفینه البحار جلد ۲ ص ۷۳۱)

احسان به یتیم
چنانچه ظلم به یتیم عقوبتهای دنیویه و اخرویه دارد همچنین احسان به یتیم هم دارای اجرهای دنیوی و اخروی است مخصوصا نسبت به نگهداری و تکفل یتیم هم روایات زیادی رسیده که به بعضی از آنها اشاره می شود.
از حضرت صادق (ع) مرویست که فرمود، کسی که کفالت و محافظت یتیم نماید خداوند بهشت را بر او واجب می فرماید، چنانچه جهنم را برای خورنده مال یتیم واجب فرموده. (جلد ۱۶ بحارالانوار صفحه ۱۲۰)
و رسول خدا (ص) فرمود من و کفالت کننده یتیم با هم در بهشت خواهم بود مانند این دو انگشت و اشاره به انگشت شهادت و انگشت وسط خود فرمود، یعنی بین من و او جدائی و حجابی نیست. (جل ۱۶ بحار الانوار صفحه ۱۹۹)
و نیز فرمود هرگاه یتیم بگرید برای گریه اش عرش خدا بلرزه می آید، پس خداوند می فرماید ای ملائکه شاهد باشید هر کس او را ساکت نمود و راضی و دلخوش کرد بر من است که او را در قیامت خوشنود نمایم.
و از آثار دست کشیدن بر سر یتیم از روی ترحم، برطرف شدن مرض قساوت قلب است چنانچه در چندین رویات ذکر شده است و احادیث وارده در این باب بسیار و در آنچه گذشت کفایت است.

اولیاء صغیر
پسری که پانزده سالش تمام نشده و دختری که نه سالش تمام نشده نسبت بمالش محجور علیه است یعنی هیچ نوع تصرفی در مال و ذمه اش نمی تواند انجام دهد و حق تصرف در اموالش و همچنین صلاحدید کارش منحصر بولی است ولی شرعی صغیر در مرتبه اولی فقط و فقط پدر یا جد پدری اوست و مادر یا جد مادری و برادر و عموها و دیگران شرعا ولایتی ندارند.
در مرتبه دوم، یعنی در صورتیکه پدر یا جد پدری مرده باشند، ولی شرعی کسی است که پدر یا جد پدری او را بر صغار قیم قرار داده باشند.
در مرتبه سوم یعنی با نبودن پدر و جد پدری و تعیین نکردن قیم، ولی او حاکم شرع است یا کسی که حاکم او را قیم بر صغار قرار دهد.
در مرتبه چهارم یعنی در صورتیکه حاکم شرع هم نباشد پس امر صغیر بعد ول مومنین است که در محل خودش ذکر شده.
قیم بر صغیر هر نوع معامله و تصرفی که صلاح و صرفه صغیر در آن باشد می تواند انجام دهد.
نسبت بخوراک و لباسش نباید سخت گیری نماید البته زیاده روی هم حق ندارد بکند بلکه میانه روی را از دست نداده با ملاحظه عادت و شان طفل برایش تهیه کند.
لباسی را که برای صغیر تدارک می کند واجب است حساب آنرا علیحده از مال صغیر محسوب داشته و حق ندارد آنرا با لباس عائله اش مخلوط نماید.
ولی نسبت بخوراک یتیم واجب نیست که از مال خودش علیحده طعام تهیه نماید بلکه جایز است او را جزء عائله خود و از جمله ایشان محسوب داشته بهمان نسبت از مال یتیم بردارد مثلا اگر طعامی که تدارک نموده ده تومان شده و عائله اش نه نفرند و با صغیر ده نفر می شوند یک تومان سهم صغیر را از مالش می تواند بردارد. و اگر سهم صغیر را کمتر حساب کند بهتر و به احتیاط نزدیک تر است.
و غالبا اختلاط صغیر در خوراک بنحوی که ذکر گردید به صرفه اش نزدیکتر است تا از مالش مستقلا خوراک تهیه کنند.
بلی در صورتیکه از جهت خوراک تفاوت زیادی بین یتیم و عائله اش کما و کیفا باشد، مانند اینکه خوراک صغیر نصف خوراک عائله اش هست کما و کیفا باشد، مانند اینکه خوراک صغیر نصف خوراک عائله اش هست یا اینکه مثلا صغیر گوشت و برنج نمی خورد البته در این صورت اختلاط مشکل است و باید رعایت صرفه و صلاح صغیر را در هر حال بنماید.
چنانچه در قرآن مجید در آیه ۲۲۰ از سوره البقره تذکر می فرماید در شان نزول آن گفته شده که پس از نزول آیه تحریم خوردن مال یتیم و شدت عقوبت آن مسلمانان سخت برخود ترسیدند و از بیم عذاب الهی نزدیک یتیمان و اموال ایشان نمی شدند و اگر کسی سرپرست یتیمی بود او از عائله اش جد امی کرد و خوراکش را جداگانه تهیه می نمود و اگر از خوراکش چیزی زیاد می آید به آن دست نمی زد تا فاسد می شد، پس در حرج و زحمت واقع شدند و از رسول خدا (ص) تکلیف خود را درباره ایتام سئوال نمودند، خدایتعالی این آیه را فرستاد که از کیفیت معیشت یتیمان از تو می پرسند بگو بصلاح آوردن حال ایاشن و محافظتشان از پرهیز و دوری کردن از آنها بهتر است و اگر با آنها مخالطه کنید و طعام خود را با ایشان خلط کرده در خوردن به آنها شریک شودی، پس ایشان برادران دینی شما هستند (و از حق برادران دینی مخالطت است) و خدایتعالی تباه کننده مال یتیمانرا از اصلاح کننده آن می داند. (سوره ۲ آیه ۲۲۰)

اگر قیم ثروتمند است مجانا کار کند
قیم صغیر اگر غنی و در معیشت خود بی نیاز است، احتیاط آنست که تبرعا و مجانا کارهای صغیر را انجام دهد و بهمان اجر و پاداش اخروی که خدایتعالی وعده داده قناعت نماید چنانچه در قرآن مجید دستور می فرماید (سوره ۴ ایه ۶)

اقل الامرین احوط و اولی است
اگر قیم فقیر باشد در مقابل زحمتی که برای یتیم می کشد اجری دارد، و در تعیین حق او سه قول استن بعضی از فقهاء فرموده اند اجره المثل را حق دارد بردارد یعنی رجوع بعرف می شود هر قدر که عرف اجرت او قرار داد می تواند برداشت نماید، بعضی دیگر فرموده اند بمقدار کفایت و رفع حاجتش می تواند بردارد نه زیادتر.
بعضی دیگر فرموده اند اقل الامرین را حق دارد، بعضی اگر اجره المثل از رفع حاجتش کمتر است اجره المثل و اگر رفع حاجتش کمتر از آن باشد بهمان اکتفاء نماید و این قول سوم احوط و اولی است.

تا به حد رشد نرسد نمی شود مالش را باو داد
صغیر تا بسن بلوغ نرسد و دارای رشد نشود جایز نیست مالش را به تصرفش دهند و اگر قیم مخالف این حکم را نمود یعنی مال صغیر را به تصرفش داد و احیانا مال تلف شد ولی طفل ضامن است، و پس از بلوغ و رشدش (سوره ۴ آیه ۶) واجب است عوض آن را به یتیم بدهد و همچنین سایر اموالش را.

نشانه های بلوغ از نظر شرع
بلوغ بیکی از این سه چیز شناخته می شود.
۱- تمام شدن پانزده سال قمری در پسر و نه سال در دختر.
۲- روئیده شدن موی زیر برعانه.
۳- خارج شدن منی باحتلام یا غیر آن.

رشد چیست؟
رشد عبارت از عقل معاشی است که یتیم خودش از عهده امور زندگانی خود بر آید و در معاملات فریب نخورد و در نگهداری مال خود و صرف کردنش در محل خود کاملا مانند سایر عقلا باشد، با این دو شرط یعنی بلوغ و رشد، واجبست ولی، مالش را به او مسترد دارد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد