خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

اسناد تاریخی ۲(ادامه)

704 views

بازدید

اسناد تاریخی ۲(ادامه)
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
۱-    شاه طهماسب را فوری به مشهد برگردانند
۲-    مبلغ دوازده هزار تومان بابت خسارت جنگی به پردازند
۳-    قمر طلعت خواهر محمد حسین خان را به عقد و ازدواج او در آورند
خوانین کرد هر سه شرط نادر را پذیرفتند و انجام دادند نادر ، در مشهد جشن باشکوهی برپا ساخت ، و عروس خود را با عزت و جلال از قوچان به مشهد آورد ، و شاه طهماسب هم قبل از عروسی به مشهد برگشت و در این جشن شرکت نمود.
محمد حسین خان ؤ خواهر خود را با جهیزیه بسیار که عبارت بود از چند گله گوسفند ، و اسب ،‌و غلام ،‌و کنیز با شکوه تمام همراه بزرگان کرد به مشهد روانه ساخت .
نادر پس از انجام عروسی ، دستور داد سه چهار هزار نفر از جوانان رزمنده کرد را انتخاب و به مشهد اعزام نمایند تا جزو سپاهیان نادر به خدمت مشغول شوند ، از این پس محمد حسین خان زعفرانلو برادر زن نادر ، یکی از سرداران سپاه و مورد توجه او بود ، نادر پس از رسیدن به سلطنت در سال ۱۱۴۸ هـ . ق جز و اولین فرامین ، فرمانی هم برای برادرزنش صادر کرد و ضمن آن محمد حسین خان را به حکمرانی قوچان منصوب نمود ،وچون اوهمیشه در الترام رکاب نادر بود لذا نایبی برای اداره امور قوچان تعین کرد
متن فرمان نادر شاه درباره انتصاب محمد حسین خان به حکمرانی قوچان چنین است :
(سند ۳۳)
سند شماره ۳۳
الحکم لله فرمان عالی شد آنکه عالیجاه امیر الامراء العظام محمد حسین خان بیگلر بیگی حاکم ایل جلیل چمش کزک و الکای خبوشان (قوچان) و توابع به عواطف از حد افزون خسروانه سرافراز گشته بداند ، که چون رفعت و معالی شاه عمده القبایل محمد جعفر بیک مستبانلو را به نیابت آن عالیجاه سرافراز فرمودیم ، و مبلغ چهل تومان مرمری در و جه او مواجب شفقت گردیده ، تا روزی که آن عالیجاه در قصبه خبوشان توقف دارد مبلغ مزبور او را کافیست ، هرگاه خواهد به جهته تمشیت امری از قصه خبوشان حرکت نماید ، محمد جعفر بیک را در خبوشان نایب گذاشته ، بنا بگذارد که در امر نیابت تا ورود آن عالیجاه به خبوشان سوای مواجب ، روزی دو هزار و پانصد قاز مرمری از مداخل و یا هوایی به جهته اخراجات یومیه خود باز یافت و به مصارف برساند ، و سر رشته نگاهدارد ، نهایت آنچه به هر جهتی از جهات از وجوه هوایی آن عالیجاه خود و نایب آن عالیجاه بعمل می آورند ، تا دینار و حبه آخر به قلم وکیل و مستوفی داده دفتری نموده و ابوابجمع مداخل نموده بمصارف  سرکار دیوان برسانند ، و حسب الواقع موجه شده و دقت لازمه کرده و مقرر ضابطه و سررشته رانگاهدارد . مستوفیان عظام و کتاب دفاتر خلود و وکیل ومستوفی و عمال الکای خبوشان صورت رقم مبارک را ثبت دفاتر و حسب السطور عمل نموده و قد غن تمام در عهده  شناسند .
تحویراً فی ۱۴ شهر شوال اعلکرم سنه ۱۱۴۸ مهر نادر شاه با این سبحع ، لافتی الاعع لاسیف الاذوالفقار ، نادر عصرم زلطف حق غلام هشت و چهار ۱۱۴۴ (۱)
سند انتقال چند خانوار
از ایل افشار به درگز
افشار ، از بیست و چهار قبیله او غوز و از فرزندان ، اولدوزحان «اولدوز = ستاره» یکی از چهار پسر اوغوز می باشد
میان طایفه های ایل افشار ساکن درگز ، طایفه کوسه احمد لو از مهمترین و معتبرترین طایفه ی افشار بود ، رؤسای این طایفه همیشه بر سایر طوایف ایل افشار بر تری و نیز به درگز ریاست وحکومت داشتند‌، ازجمله باباعلی بیگ کوسه احمد لو ،که در دوران جوانی و کروفرمحلی نادر ، رئیس ایل افشار و حاکم درگز بود ، و نادر که از طایفه قرقلو افشار بود به استخدام وی در آمد و به ریاست سواران حکومتی درگز منصوب گردید.
نادرشاه در دوران سلطنت خود با علاقه ای که به موطن خودو طوایف ایل خود داشت . حکمرانی درگز را همیشه به یکی از افراد ایل افشار می سپرد ، چنانکه می بینیم ، پس از به قدرت رسیدن نادر ، و در دوران فرمانفرمایی خراسان یا سلطنت حکمران های درگز بشرح زیر از ایل وطایفه او بوده اند :
۱-    لطف علی بیگ کوسه احمدلوافشار ، پسر بابا علی بیگ و برادرزن و برادر مادری نادر ، در سال ۱۱۴۴ هـ . ق
۲-    بیکتاش بیک قرقلوافشار ، عموی نادر شاه در سال ۱۱۴۶ هـ . ق
۳-    بهبود خان چاووشلو ، از وابستگان ویکی از سرداران معروف سپاه نادر شاه ، در سال ۱۱۴۷
۴-    عاشور خان افشار ، در سال ۱۱۵۰
۵-    بعد از این ها اولاد در عقاب بهبود خان چاووشلو
حکمرانی درگز را به عهده داشته اند.
نادر شاه ، سعی داشت ، طایفه های ایل افشار را که در مناطق مختلف ایران سکونت داشته اند ، به درگز بکوچاند و به آنها جا و زمین و آب و زراعتی بدهد تا بارفاه زندگی کنند . در اینجا فرمان مورخ ۱۱۵۱ هـ .ق نادرشاه را به نام عاشور خان افشار حاکم درگز می بینم که ضمن آن مقرر داشته ، چند خانوار تازه وارد ایل افشار را در روستای شاه توت و در کنار طایفه ی کوسه احمد لوی افشار جای وزمین و آب دهد .(۱) (تصویر شماره )(۱)
متن فرمان چنین است :
مهر نادرشاه ، طغری فرمان ، آنکه عالیجاه عاشور خان افشار حاکم الکای ابیورد (درگز ) به شفقت شاهانه سرافراز گشته بداند ، که درین ولابعرض اقدس رسیده ، چون چند خانوار جماعت افشار را که تازه وارد شده اند به محال شاه توت کوچاینده و همگی زراعت آبی و دیحجه آن محل را متصرف گردیده اند .
بحصول اطلاع بر مضمون رقم اقدس آن عیالیماه خود متوجه گردیده خانه الله قلی صوفی و چهار پنج خانوار کوسه احمد لوی قدیمی که در آن جاسکنی دارند از زراعت آبی و دیم چه آن محال آنچه از برای زراعت و مدار گذار جماعت مذکور ضرور باشد از آب و زمین شیار کرده تسلیم که زراعت نمایند ، و باقی آب و زمین دیم چه نراء را به تصرف جماعت افشار جدید داده قدغن نماید که زمینهای بیاض زراعت نشده را شیار نموده و مرتب کرده اصلاح آورده،‌از برای خود دیم چه فراوان زراعت نمایند ، و در این باب قدغن اکید داند و در عهده شناسد تحریراً فی ۲۲ شهر ربیع الاول ۱۱۵۱
سند شماره ۲۴
جابه جائی هزاره های خراسان
در زمان ناصر الدین شاه قاجار ، پس از تسخیر هرات به وسیله ی حسام السلطنه استاندار خراسان ، عده ای از هزاره های افغانستان از قلعه نو با دغیس ، به جام و با خزر خراسان انتقال یافتند ، ولی بعد از مدتی دو هزار خانوار از هزاره ها به هرات مراجعت و مهاجرت کردند .
به فرمان ناصر الدین شاه دولت ایران نیز سکونت هزاره ها را در جام و یا خزر منطقه ی مرزی صلاح ندانسته و همه را تحت سرپرستی یوسف خان هزاره به اسفرایین کوچ دادند .
لازم به ذکر است ، که ایل هزاره قبل از هزاره هایی که به وسیله حسام السلطنه به خراسان انتقال داده شد ، اصلاً به فرمان نادرشاه در سال ۱۱۴۱ هـ . ق پس از تسخیر هرات و به اطاعت آوردن الله یار خان حکمران هرات همراه ایلات جمشیدی ، روتی ، به خراسان منتقل شدند ، و در جام و با خزر وسرخس اسکان یافتند . بنابراین موقع انتقال هزاره هایی که حسام السلطنه به خراسان آورد ایل هزاره د رخراسان زندگی می کردند .
هزاره های انتقالی به اسفرایین مدتی در آن جا به سربردند و تعدادی از آنها در اسفرایین در اثر بیماری وبا ، وبیماریهای دیگر تلف شدند ، بر حسب موافقت دولت بقیه ی هزاره ها از اسفرایین به روستاهای کنه و یس و کنه گوشه اطراف مشهد منتقل گردیدند ، و بالاخره در سال ۱۲۷۵ هـ . ق ناصرالدین شاه قاجار موافقت کرد و اجازه داد که ایل هزاره مجدداً به محمود آباد جام و با خزر مراجعت نمایند .
این مأموریت را میرزا محمد قوام الدوله وزیر خراسان که در غیاب حمزه میرزا حشمت الدوله استاندار خراسان کفالت امور استان را به عهده داشت انجام داد ، که احتمام ومساعی او در این مورد ،‌تحت توجه ناصر الدین شاه قرار گرفت ، و فرمانی به این شرح به نام میرزا محمد قوام الدوله صادر کرد ، و ضمن آن از این خدمت اظهار رضایت کرد ، (سند شماره ۳۵)
متن فرمان ناصرالدین شاه قاجار
مهر ناصر الدین شاه قاجار  مقرب الخاقان میرزا محمد قوام الدوله وزیر مملکت خراسان ، به مزید عنایات خاطر خطیر شاهنشاهی مفتخر و مباهی بوده بداند ،که عریضه ارادت فریضه آن دولت خواه که از محمود آباد معروض داشته ، و حاکی از کیفیت کوچایندن ایل هزاره و اهتمامات آن دولت خواه در تقدیم این امر مهم بود . به شرف لحاظ انور اقدس همایون رسید ،و نوشتجاتی هم که مقرب الخاقان دبیر الملک «میرزا نصرالله خان شیرازی » نوشته بود، تماماً ملحوظ افتاده ، از فقرات مندرجه آن خاطر خطیر مبارک به استحضار و آگاهی مسقرون گردید.و مراتب اهتمامات آن دولت خواه ، در تقدیم این خدمت کماینبفی مشهود و معلوم افتاده ، زیاده از اندازه در پیشگاه حضور با هرالنور همایون مستحن و مقبول افتاد و ، اعتماد و اعتقادی که به فرط درایت و کاردانی آن دولت خواه داشته و داریم ، یک بر هزار افزود ، و این خدمت آن عالیجاه که در چنین وقتی در شدت سرمای زمستان ، و با نبودن حاکم و والی خراسان به تقدیم رسانده ، با کمال خوبی و خوشی ایل مزبور را حرکت داده بود ، در نظر انور همایون خیلی جلوه گر و نمودار آمد ، و بر محاسن اهتمامات آن دولت خواه تحسینات بلیغه فرمودیم ، چون از مقرب الخاقان مراتب خدمت گزاری هر یک از صاحب منصیان مأمور خراسان را که در این مقدمه خدمت کرده بودند ، فرداً فرد معروض داشته ، تعریف و توصیف زیاد از طرز خدمت گزاری آنها نموده بود . مراتب خدمات آنها زاید الوصف پسندیده ، مقبول افتاده در حق هرکدام مرحمت خاصی مبذول فرمودیم ،و می باید آن دولت خواه نیز مراتب مراحم بلوکانه را کماینبفی به آنها حالی و خاطرنشان ساخته ، به مزید مشمول عنایت خدیوانه مستظهر و امیدوار نماید ، که با کمال دل گرمی مشغول خدمت گزاری باشند ، سایر احکام همایون از قراری است ، که در طی ملفوفه جات مرقوم شده است ، از آن قرار رفتار نموده ، و در عهده شناسد شهر شعبان – 1275 هجری قمری
ناصرالدین شاه ، در حاشیه ی بالای فرمان با خط خود اضافه کرده است :
الحق از عهده کوچاندن ایل هزاره خوب بر آمد ، و فرمایشات ما را به طورخوبی و پخته به انجام رساند ، هیچ کس گمان نداشت که این خدمت را به این خوبی آن دولت خواه می تواند انجام دهد ، الحمد الله بسیار خوب از عهده برآمد ، حال باید درنگاه داری و استمالت ایل و جا به جا کردن آنها ، در جایی که به آنها خوش بگذرد ، هم منفعت و حاصلی برای دولت داشته باشد ساعی باشد ، که در کمال نظم و خوبی در مکان و یورت های خود نشینند ، و آسوده باشند ، و هزار سوار هم باید بدهند ، البته قرار این فقرات را به طور خوب بدهد و به عرض برساند، و به همه ی سرکردگان مأمورین خدمت هم التفات شد ، و برای رؤسای ایل هزاره هم خلعت التفات فرمودیم ، و برای ایل هم الغام مرحمت شد ، همه را برسانید ، و امیدوار کنید ، و در تهیه سفر سرخس باشد ، انشا الله .» (1)
سند تاریخی واقعه ربوده شدن چهل و دو نفر زن و دختر کردان با جکانلو قوچان
یکی از وقایع حیرت آور خراسان ، در دوران استانداری غلامرضا شاهسون آصف الدوله ، شبیخون زدن سواران مسلح ترکمن به چادرهای کردان با جکانلو قوچان در سال ۱۳۲۳ هـ .ق و به اسارت بردن چهل  ودو نفر زن ودختر و کشتار دوازده نفر و غارت اموال آن طایفه است .
صاحبان اسیران شکایات تلگرافی به مرکز مخابره نموده و در خواست کردند سریعاً برای آزاد ساختن اسیران آنها اقدام شود ، و نمایندگانی نیز به تهران فرستادند که آن نمایندگان در مجلس شواری ملی منحصن شدند و در خواست رسیدگی و اقدام فوری نمودند .
در اثر شکایات و پی گیری کسان اسیران و تحصن نمایندگان آنها در مجلس شورای ملی که مقارن بود با آغاز مشروطیت ، به دستور دولت کمسیونی برای تحقیق مرکب از
۱-    نمایندگان مجلس شورای ملی
۲-    نمایندگان وزارت کشور
۳-    نمایندگان وزارت امور خارجه
۴-    نمایندگان وزارت دادگستری
۵-    نمایندگان شاکیان
در وزارت دادگستری تشکیل گردید ،تشکیل چنین کمیسیونی در آن موقع اهمیت و عظمت واقعه را می رساند .
اعضای کمیسیون عبارت بودند از :
وزارت کشور ۱- سید مهدی ۲ – محتشم السلطنه
وزارت امور خارجه – 1- کارگزار قوچان ۲- کارگزار بجنورد
مجلس شواری ملی – 1- سید حسن تقی زاده ۲- حاج ملک التجار
۳- حاج میرزا محمود  4- حاج میرزا بابا نماینده قوچان در مجلس شواری ملی
وزارت دادگستری –1- عبدالحسین میرزا فرمانفرما ، وزیر دادگستری ۲- عدالت السلطنه ۳- ممتاز الدوله ۴- صدر الدوله ۵- میرزا حسن خان معین
نمایندگان شاکیان ۱- یوسف کدخدای تک مران ۲- علی بیگ تکمرانی
مطلعین ۱- هژبر دیوان قوچانی ۲-مدیر دیوان (علی اکبر افشار ) قوچانی ۳- صفوت السلطنه قوچانی
این کمیسیون طی پنج جلسه از شاکیان ، و استانداران خراسان و گرگان ، و فرمانداران بجنورد ، قوچان ، و مأموران اعزامی از مرکز و مطلعین محلی تحقیق به عمل آورد و در آخر چنین رأی صادرکرد
۱-    سالار مفخم حاکم بجنورد ،که ترکمان ها را به خاک خود راه داده و از آمدن آنها مطلع بوده و جلوگیری نکرده محکوم است به سلب شئون نظامی ، و برکناری ازحکومت بجنورد ، و پرداخت سیصد تومان برای هر نفر از ربوده شدگان «در صورت عدم استرداد آنها » به صاحبان ربوده شدگان .
۲-    سردار افخم حاکم استرآباد-که ترکمان ها از حوزه حکومتی او به ایلغار به قوچان آمده و اسیران رابه میان ترکمان های گنبد  قابوس برده بودند ، به علت قصور در انجام وظیفه محکوم است به تنزل یک درجه رتبه نظامی و پرداخت پنج هزار تومان جزای نقدی و یک سال محرومیت از خدمات نظامی .
۳-    امیر حسین خان پسر آصف الدوله حاکم قوچان که ورود ترکمنان و تاخت و تاز و غارت کشتار آن ها و ربودن زنان و دختران در حوزه حکومتی او روی داده ، به علت قصور در حفظ مردم و عدم تعقیب ترکمنان و غفلت در آزادی ربوده شدگان محکوم است به دو سال محرومیت از خدمات دولتی و پرداخت سه هزار تومان جزای نقدی
۴-    غلامرضا خان شاهسون آصف الدوله استاندار خراسان به علت قصور در حفاظت وامنیت حوزه استان محکوم است به پرداخت دو هزار تومان جزای نقدی شدند .
لازم به ذکر است ، که این محکومیت ها درد و رنج صاحبان اسیران را التیام نه بخشید ، زیرا تشکیل این کمیسیون و محکومیت مسئولان امور ، پس از دو سال دوندگی و پی گیری قضیه از سوی صاحب اسیران صورت گرفت ، که در آن موقع زنان و دختران ربوده شده از ترکمنان بچه دار شده و یا حامله بودند و روی بازگشت به خانه ی شوهر قبلی یا پدر نداشتند و از برگشتن به خانه زندگی اولیه از خجالت خود داری کردند . در این جا عین صورتمجلس کمیسیون را که متضمن رای صادره است نظر خوانندگان گرامی می رسانیم متن صورتمجلس چنین است :
شیر و خورشید ،وزارت عدلیه اعظم ، تاریخ ، ۳ جمادی الاول سنه ۱۳۲۵-رای کمیسیون عدلیه در خصوص اسرای باشقانلو «با حکانلو» بعد از استنطاق متعدد و مجالس مفصل و خواندن و دیدن اغلب نوشتجات ، با حضور وکلای دارالشورای ملی آرای کمیسیون عدلیه قرار محاکمه و مجازات بر این قسم داده می شود .
اولاً – مقصر درباب اسراء سالاد مضخم است به آرای همه اجزای کمیسیون اعم از عدلیه و وکلای مجلس
مقصر دویم ، سردار افخم است که حاکم وقت استرآباد بوده است .
سیم – امیر حسین خان پیر آصف الدوله است .
چهارم – غلام رضا آصف الدوله است .
پنجم ، مفاخر الملک و اکرم الملک می باشند که هنوز برای استنطاق حاضر نشده اند و احضار آنها منوط به امر مبارک است عقاید کمیسیون عدلیه در مجازات این اشخاص مطابق نمره تقصیراتشان رااز قرار تفصیل ذیل معین می کنند.
۱-    مالار مفخم است باید بکلی سلب شئونات نظامی از او بشود ، حکومت بجنورد را هم از او خلع نمایند ، یک سال هم جیره و مواجب سوار را که در آن سنه به خرج دستورالعمل بجنورد منظور شده است باید به دولت نقد برسانند ، و تقبل اسراء را علی قدر مقدور بکند چنانچه از عده اسرا چند نفری را نتوانست حاضر کند ، هر نفری را سیصد تومان وجه نقد به صاحبان اسراء بدهد ، خودشان بروند بخرند ، و باید توقیف باشند تا مراتب منظوره بموقع اجرا گذاشته شود
۲-    سردار افخم که حاکم وقت استرآباد بوده و بایستی در آن موقع مجاهدات و اقدامات فداکارانه نماید به هیچ و جه اقدامی ننموده باید یک درجه از رتبه نظامی او کاسته شود و پنج هزار تومان جزای نقدیه بدهد ، و یک سال هم مصدر خدمات دولتی نباشد .
۳-    امیر حسین خان ، پسر آصف الدوله باید تا دوسال به هیچ وجه به مأموریت دولتی مأمور نشود ،‌زیرا که پس از شنیدن این خبر اقدامات سریعانه ننموده است ، و باید سه هزار تومان جزای نقدی بدهد .
۴-    آصف الدوله ،‌بواسطه تلگرافاتی که از عین الدوله در دست دارد و تحقیقات خارجی اظهارات خودش به عدلیه کرده است تقریباً قرینه از تقصیر اینکار دارد ولی قصوری که عدلیه نسبت با و میدهد این است که چرا بیشتر از آنچه نوشته و گفته است اقدام نموده ، لهذا باید دو هزار تومان جزای نقدیه بدهد .
۵-    مفاخر الملک و اکرم الملک چون شخصاً حاصر نبودند و محاکمه حضوری نشده است موکول به حکم دولت است ، کمیسیون عدلیه دراین موقع به اقتضای حال امروزی مملکت مجازات را همین قدر کافی می داند ،مهر های اعضای کمیسیون
وزیر عدلیه در حاشیه صورتجلسه در این کمیسیون نوشته است :
این حکم محکمه ابتدایی و اجرایی کمیسیون عدلیه که درباره مقصر و قاصر نسبت به اسرای باشقانلو مجازات معین کرده اند صحیح است استنطاقات و تحقیقات همه با حضور شش نفر از وکلای مجلس شده است و حکم را اجزای ابتدایی و کمیسیون عدلیه نموده اند باید مجری و همضی و اعلان شود . دیوان خانه عدلیه این حکم را تصدتی دارد ، عبدالحسین فرمانفرما
امضاء و مهر (سند ۳۷)
سند تاریخی از دختر فروشی در قوچان
درسال ۱۳۲۳ هـ .ق (=۱۲۹۲ ش ) در خراسان خشک سالی روی داد و محصول غله به عمل نیامد ، و در اثر کمبود گندم قحطی روی داد و نرخ گندم ترقی کرد .
مردم خراسان برای تأمین نام خوراکی افراد خانواده اشان گندم به دست نیاوردند ناچار به خوردن نان جو و ذرت شدند .
در این موقع غلام رضا خان شاهسون آصف الدوله استاندار خراسان و پسرش امیر حسین خان فرماندار قوچان بود . استاندار به دستور عین الدوله صدر اعظم ایران مردم را برای وصول مالیات تحت فشار قرارداد ،مردم به علت خشک سالی و نداشتن محصول ودر آمدقادر به پرداخت مالیات نبودند .
عین الدوله نخست وزیر به استاندار خراسان نوشت :‌اگر مردم فرزندان خود را هم بفروشند مالیات را باید به پردازند . (۱)
امیر حسین خان پسر آصف الدوله حاکم قوچان برای وصول مالیات به مردم قوچان فشار آورد و چوب فلک دایر کرد تا کسانی که از پرداخت مالیات خودداری نمایند به ضرب چوب مالیات مورد مطالبه را از آنها بگیرند .
مردم قوچان در مقابل این ظلم و ستم حاکم ، ناچار شدند دختران خود را به ترکمنان ترکمنستان بفروشند و پول فراهم کنند ،و مالیات مطالبه شده را به پردازند .
مجتهد بزرگ تهران سید محمد طباطبائی درچهاردهم جمادی الاول ۱۳۲۴ در منبر گفت : .. حکایت قوچان را مگر نشنیده اید که پارسال زراعت به عمل نیامدو  می بایست هر یک نفر مسلمان قوچانی سه ری(۱) گندم مالیات بدهد ، چون نداشتند ، و کسی هم به داد آن ها نرسید ، حاکم آنجا (امیر حسین خان پسر آصف الدوله ) سیصد نفر دختر مسلمان را عوض گندم مالیات گرفته ، هر دختری به ازاء دوازده من گندم محسوب وبه ترکمنان فروخت .. )(۲)
این عمل اعتراض شدید مسلمانان ایران وقفقاز را برانگیخت وموضوع در مجلس شورای ملی مطرح شد .
۱-    تلگراف از تجن به تهران ، مجلس شورای ملی ، حکومت قوچان و درگز قریب هزار دختر به همراهی آصف الدوله به خارجه فروخته اند . مقیم تجن ، حاج عبدالله عسگراف .
۲-    سید محمد تقی نماینده مجلس روز یک شنبه چهارم محرم۱۳۲۵ تلگرافی را که از اشک آباد رسیده بشرح زیر قرائت کرد .
… اگر چه از شاهد کسی قسم نمی خواهد ، ولی ما ایرانیان مقیم عشق آباد «اشک آباد ) ، که پنج هزار نفر هستیم به شرف و دین و اسلام قسم یاد می نمائیم ، و خداوند را به شهادت می طلبیم که به چشم خود دیدیم که اطفال قوچانی ها را در عشق آباد مثل گوسفند وسایر حیوانات به ترکمان ها می فروختند وکسی نبود دادرسی نماید .
این عمل در درگز هم در دوران حکمرانی محمد علی خان منصور الملک انجام شده و درگمرک لطف آباد دفتری بود که در آن نام یکصدو شصت و چهار نفر دختری که فروخته شده با نام پدر و اقامت اصلی و نام خریدار و محلی که برده شده اند ثبت بوده است .
روزنامه خورشید ، تهران این روی دادها را منتشر کرد ، و روزنامه وطن این عمل ننگین دولت وحکومت قوچان را در وادار ساختن مردم به فروش دختران خود به بیگانه جهت فراهم ساختن پول مالیات با چاپ کاریکاتوری منعکس نموده که هر بیننده و خواننده را تحت تأثیر قرار داد و از زمام داران مردم متنفر و منزجر ساخت .
در این جا این سند تاریخی را به نظر می رسانیم .
سند شماره –38
اسنادی از دختر فروشی در اثر قطحی و گرسنگی در مناطق مرزی خراسان
در سال ۱۲۹۷ شمسی در اثر خشک سالی و کمبود حاصل غله قحطی عمومی در مناطق مرزی خراسان ، کلات ، درگز و غیره ، مردم فقیر ناگزیر شدند دختران خود را به ترکمن های مناطق مرزی بفروشند ، در این مورد کارگذاری امور خارجه درگز و کلات ،گزارشی به شماره ۱۴۳/۴۷۳ مورخ ۲۱ برج عقرب ۱۲۹۷ به وزارت امور خارجه داده ،که اوضاع و خیم آن روز مناطق مرزی و عمل شینع مردم روستاهای درگز و کلات را می نمایاند .
وزارت امور خارجه این موضوع را به وزارت کشور منعکس و درخواست نموده است که دستور لازم برای جلوگیری از این عمل غیر انسانی مردم ، به حکومت های محلی صادر نمایند .
متن این دو نامه تاریخی را دراین جا به  نظر خوانندگان می رسانیم .
سند شماره ۳۹- گزارش کارگذاری امور خارجه درگز و کلات
سند شماره ۴۰- نامه وزارت امور خارجه به وزارت داخله (کشور)
سندی از ججوخان و یوسف بیک درگزی که در درگز طغیان کردند.
الف- ججوخان
ججوخان از جوانان دلیر درگز بود ، وی در روستای حصار از توابع لطف آباد در نوار مرزی ایران و جمهوری ترکمنستان به دنیا آمد ، حصارهمان روستایی است که با فیروزه معاوضه شد و شرح آن در این مجموعه آمده است ، پدر ججوخان الله ویردی بیک از ترکان حصار بود.
نام ججو از جوجی خان پسر چنگیزخان مغول گرفته شده ، در دوران قاجار ، نام گذاری مغولی روی فرزندان پسر در ایران رواج داشت ،مانند ، هولاکو ، چنگیز ، جوجی یا ججو ، خاقان ، ارغون و غیره .
الله ویردی بیگ در زمان محمد علی خان منصور الملک حاکم درگز ، نایب الحکومه بخش میان کوه دربندی بود که مرکزش کبکان است .
ججوخان بعد از فوت پدر ، بجای او نایب الحکومه میان کوه ،شد وسوار آن مسلح را به دور خودجمع کرد ، وی اعمال ستمگرانه حاکم درگز را تحمل نمی کرد ، ودر نتیجه بحمایت از طبقه ضعیف علم مخالفت و طغیان بر علیه محمد علی خان منصور الملک حاکم درگز برافراشت ، و درگز را به تصرف خوددر آورد ، و به حکمرانی پرداخت .
محمد علی خان حاکم درگز از (محمد آباد) مرکز شهرستان فرار کرد و به درونگر از توابع بخش نوخندان رفت و به جمع آوری نیرو  از جوانان آن بخش پرداخت ، وموفق شد ، دویست نفر افراد مسلح گردآورد ، و به محمد آباد حمله کند ، ولی از نیروی ججوخان شکست خورد و متواری گردید.
در این موقع مسعود خان پسر صید علی خان برادرزاده محمد علی خان منصور الملک در مشهد اقدام کرد و رکن الدوله استاندار خراسان او را به سمت حکمران درگز منصوب کرد. و او را برای سرکوبی ججوخان با عده ی نظامی به درگز روانه ساخت .
مسعودخان با نظامیان به درگز حرکت نمود ، ججوخان پس از اطلاع ، از مرکز شهرستان خارج شد و در کوه های زنگلانلو موضع گرفت .
مسعود خان با قوای نظامی به تعقیب ججوخان رفت و او را محاصره کرد و جنگ سختی در گرفت ، نیرو ججوخان به تدریج او را ترک کردند و پراکنده شدند ، ججوخان با عده کمی که دراطراف او باقی مانده بود به سوی کوه های قوچان رفت .
این روی داد موقعی بود،که قشون روسیه تزاری درخراسان بود ، که شرح آن در موضوع گلوله باران گنبد مرقد مطهر امام رضا (ع) داده شده ، روسیه تزاری به علت سوابق تجاوزات ججوخان به آن سو مرز دل خوشی از ججوخان نداشت ، قوای روسیه در مشهد به عنوان همکاری با نظامیان ایرانی به تعقیب ججوخان پرداختند ،ججوخان دائماً در حرکت بود ، و درحدود یام به محاصره سربازان روس افتاد و اسبش به باتلاقی فرو رفت و در اثر اصابت گلوله به اسب و خود او کشته شد این واقعه سال ۱۳۳۰ هـ . ق رویداد «ججوخان تصویر شماره ۴۱ لازم به توضیح است که از ججوخان همین عکس باقی مانده ومنحصر به فرد است »
ب- یوسف بیک
یوسف بیک از رؤسای سواران ججوخان و دست راست و یا رومشاور او بود او بعد از کشته شدن ججوخان به کار کشاورزی اشتغال داشت و بعد به سمت نایب الحکومه نوخندان منصوب شد ،هنگامیکه در ۱۳۲۰ لشگر های شوروی سابق ، خراسان را اشغال کرد ، وصولت السلطنه هزاره در سال ۱۳۲۱ در خراسان قیام کرد و شهرهای جنوبی خراسان را تصرف نمود ، یوسف بیک هم در درگز علم طغیان بر افراشت وبانیروی مسلح که در نوخندان جمع آوری کرده بود به محمد آباد مرکز شهرستان تاخت و شهربانی وژاندارمری آنجا را خلع سلاح کرد و به رتق وفتق امور پرداخت .
پس از آنکه صولت السلطنه به کلات رفت ، و با خوانین شیروان و درگز ، فرج الله بیک و علی خان بیک و یوسف بیک تماس گرفت و آنها را دعوت به همکاری نمود ،فرج الله بیک و علی خان بیک با نیروهای خود به درگز آمدند تا از آن جا به صولت ملحق شوند ، اما چون صولت السلطنه تسلیم شد و نیروی مسلح اش خلع سلاح گردید و متفرق شدند ، خوانین شیروان ودرگز نیز تسلیم گردیدند و سلاح خود را تحویل دادند ، خوانین مدتی زندانی بودند و بعد آزاد شدند .
یوسف بیک – (تصویر شماره ۴۲)
اسنادی از قیام کلنل محمد تقی خان پسیان فرمانده ژاندرمری خراسان
کلنل (سرهنگ ) محمد تقی خان پسیان از خانواده مهاجر قفقاز بود ، اجدادش پس از جنگ ایران و روس (۱۲۴۳ هـ . ق) و مجزا شدند قفقاز از ایران به تبریز مهاجرت کردند ، محمد تقی خان پستان در سال ۱۳۱۹ هـ . ق در تبریز متولد شد ، و پس از تحصیلات مقدماتی ورود مدرسه نظام گردید ، و با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل ومشغول خدمت شد ، وی در سال ۱۲۹۷ شمسی با درجه سرهنگ ۲ به فرماندهی ژاندرمری خراسان منصوب شد ،در این موقع احمد قوام (قوام السلطنه ) استاندار خراسان بود .
کلنل محمد تقی خان ، پس از شروع به کار در خراسان با کمک و حمایت استاندار ، سازمان ژاندرمری خراسان را از لحاظ تجهیزات و اسلحه و استخدام افراد تعلیم دیده در ردیف یکی از بهترین سازمانهای نظامی کشور در آورد .
در اسفند ماه ۱۲۹۹ شمسی در تهران کودتا شد وکابینه سیدضیاء الدین طباطبائی تشکیل گردید ، و اکثر رجال معروف تهران زندانی شد ، قوام السلطنه زیر یار دستورات شدید سید ضیاء نرفت ،در نتیجه سید ضیاء محرمانه به وسیله سید مهدی فرخ کارگزار خراسان  به کلنل محمد تقی خان دستور داد که استاندار را باز داشت و روانه تهران نماید .
کلنل محمد تقی خان بعنوان اطاعت از اوامر دولت در انجام وظیفه و بدون پیش بینی دگرگونی سریع اوضاع ، قوام السلطنه را روز ۱۳ فروردین ، ۱۳۰۰ بازداشت کرد و تحت الحفظ روانه تهران ساخت ، سید ضیاء کلنل محمد تقی خان را به کفالت امور استانداری خراسان منصوب نمود ، اما این کفالت دیری نپائید و در خرداد همان سال کابینه سید ضیاء الدین سقوط کرد و احمد قوام السلطنه به نخست وزیری انتخاب شد ، و بلافاصله نجدالسلطنه معاون استانداری را تلگرافی به کفالت استانداری تعین نمود و کلنل محمد تقی خان راهم بدون اینکه عهد شکنی او رادرباره خود و توقیف ومصادره اموال خود را به رخ او بکشد ،در مقام فرماندهی ژندامری خراسان ابقاء نمود ، و تلگرافی هم به حاج حسین آقا ملک که درباره کلنل وساطت کرده بود مخابره وضمن آن متذکر شد ، که کلنل محمد تقی خان با کمال اطمینان به محبت این جانب به کارخود ادامه دهد ، کلنل هم ضمن تلگرافی شماره ۳۳۷-۱۳ خرداد ۱۳۰۰ شمسی از مراحم قوام السلطنه تشکر کرده و آمادگی خود را برای هر تنبه ومجازات اعلام نمود قوام السلطنه در جواب ، تلگراف محبت آمیزی مخابره نمودند ، که با امیدواری بمراحم دولت بخدمات مرجوعه اشتغال و خود تان را مأمور مشمول محبت و مساعدت اینجانب بدانید ، اما کلنل در اثر تلقین و تحریک مغرضین به تلگراف قوام السلطنه اعتماد نکرده .
از بیم انتقام جوئی قوام السلطنه و تلقین و سعایت دیگران زیر بار این انتصاب نرفت ،و نجدالسلطنه را بازداشت کرد و علم قیام برعلیه قوام السلطنه برافراشت ،و استان قدس و دارائی و پست و تلگراف خراسان را با نیروی نظامی اشغال کرد و زیر نظر گرفت ، تلگراف های کلنل و قوام السلطنه از لحاظ اهمیت موضوع و روشن شدن حقایق در این جا چاپ می شود .
قوام السلطنه نجفقلی خان بختیاری (صمصام السلطنه ) را به استانداری خراسان منصوب نمود ، کلنل محمد تقی خان با شرایطی ، استانداری صمصام السلطنه را پذیرفت ،واز او قول ایلخانی گرفت که صدمه ای به وی نرسانند و بعضی از خواسته اش را از جمله ابقای پیشکار دارایی در مقام خود جامه عمل بپوشانند صمصام السلطنه ، ابتدا ، قول ایلخانی به کلنل محمد تقی خان داد که نظرش را تأمین نماید ،ولی پس از بررسی موارد خواسته های کلنل محمد تقی خان متوجه شد که دولت قصد مجازات کلنل محمد تقی خان را دارد ، لذا قول ایلخانی خود را ضمن تلگرافی پس گرفت .
کلنل محمد تقی خان از آن تلگراف چنین استباط کرد ، که خطری او را تهدید می کند ، فوری در استان خراسان حکومت نظامی اعلام نمود و از بجنورد تا نیشابور جاده ها را تحت کنترل نظامیان قرارداد .
محمد ابراهیم شوکت الملک علم حکمران قاینات میانجی گری کرد و تماس حضوری به وسیله تلگرافخانه با کلنل محمد تقی خان گرفت ، و پیامی بوسیله فرخ کارگزار خراسان برای کلنل محمد تقی خان فرستاد و درخواست کرد ، که از ادامه روشی که پیش گرفته است دست بردارد زیرانه به صلاح خود دولت و نه به مصلحت کشور است و متذکر شد ، بهتر است تغیر رویه دهد ، و از در مسالمت در آید .
کلنل محمد تقی خان ، به شوکت الملک علم چنین جواب داد .
«… بیرجند ، جناب اجل امیر شوکت الملک دام اجلاله العالی پس از اطلاع ازمذاکرات حضوری دیشب جنابعالی ، با این که از مضامین تلگراف معلوم است ، که مسئله را بطور کلی طور دیگر جلوه داده و سرکار را کاملاً در اشتباه انداخته اند ، و برای اینجانب که نه همدیگر را دیده و نه سابقه آشنایی با هم داریم ، معرفی خود و خدماتی که تاکنون به وطنم کرده ام و ضمناً رفع سوء ظن از وجود محترم از این راه دور با یک بلکه هزار تلگراف ممکن نخواهد شد ، باز محض اینکه به تکلیف ایرانیت و اسلامیت و دیانت خود رفتار کرده باشم عرض می کنم .
من سرهنگ محمد تقی خان ، زاده یکی از نجیب ترین خانواده های ایران ، و اجدادم از شریف ترین شرفای حالیه شریف تر بوده اند ، در راه خدمت مملکت برادر و عمویم در شیراز و پدرم در اردبیل کشته شده اند ، خود دارائی موروثی و مکتبی را درهمین راه فنا کرده تمام عمرم را در جنگ ها گذرانیده و اینک فقط نصف جانی دارم که می خواهم نثار و طنم بکنم ، اگر مخابرات این سه ماهه مرا با طهران ملاحظه می فرمودند هرگز سوءظن پیدا نکرده ، قطعاً نیز عقیده می دادید ، من درهوای مستموم بزرگ نشده ام ، که برای اشغال مقامی مردم را به زحمت و مهلکه بیاندازم ، اگر خراسان نسبت به یک انتخاب اعتراض می کنند ؛ شهد الله و کفا به شهیداً اقدام غیر مستقیم و تحریک نیست ، خودشان از پذیرایی والی ها خسته و فرسوده شده ، و دیگر آهی در بساط ندارند ،من مخالفتی نداشته سهل است بشهادت مخالف و موافق ، در صدر تهیه وسایل پذیرایی (والی جدید) بر آمدم ، تلگرافات و احکام من در این موضوع بهترین شاهد است ،من تا آخرین درجه امکانات سعی کردم که امنیت و آسایش عمومی را حفظ کرده و نگذارم سیاست کینه جویانه معدودی خودخواه وخود پسند منتج به نتیجه گردد ، لیکن افسوس زحمات من می رود بی نتیجه بماند ، و رقیب دیوسیرت بر اثر تعلیمات و تحریکات ظالمانه خود نزدیک است ، امن ترین ایالت ایران را به آتش انقلاب دچار نماید ؟ و رعایا یعنی فلک زده ترین قسمت اهالی این مملکت گرفتار نهب و غارت گردد ، وروح مرا رنجیده ترو افسرده تر کند ، اما رفتار من نسبت به خود جنابعالی چه در ایام حکومت نظامی ، و چه از پنجم اسد به این طرف که کفالت عهده دار امور هستم ، همواره دوستانه و صمیمانه بوده و پس از این هم تا وقتی که از طرف سرکار اقدامی نشود همین رویه را به وثیقه شرافت نظامی تعقیب خواهم کرد ، در عالم هم وطنی خواهش می کنم که به وسیله غولان آدم صفت کسانی که خودتان بهتر از بنده می شناسید ، شرافت خانوادگی و نام با افتخار خودتان را لکه دار نفرمائید ،وگرنه هر چه پیش سالک آید خوش آید ، هیچ مانعی و عایقی مرا از دفاع حقوق جهاد کرور از هموطنانم ، خود و چهار هزار قوه فداکار صدیق شاه پرست ایالت خراسان باز نخواهد داشت .
چون این تلگراف خود را از هر حیث جامع می دانم دیگر از حضور در تلگراف خانه معذرت خواسته عرض می کنم، درخانه اگرکس است یک حرف بس است،هفتم سنبله ۱۳۰۰ نمره ۵۷۷ – محمد تقی.
امیر شوکت الملک علم پس از وصول و مطالعه تلگراف کلنل محمد تقی خان ، جواب ایشان را چنین داد :
لیله ۸ سنبله ۱۳۰۰ شمسی ، مشهد – جناب اجل کلنل محمد تقی خان دام اجلاله العالی ، تلگراف عالی زیارت شد ، عرایضی که دیشب خدمت حضرت آقای معتصم السلطنه فرخ کردم خصوصی ،و از نقطه نظر دوستی و وطن پرستی بود ، نه رسمیت، اینک در جواب تلگراف ، باز هم از نقطه نظر دوستی و وطن خواهی مختصری عرض می کنم ، سبزه منکر حسب و نسب و لیاقت شخصی سرکار نیستم و جزء خودنمائی خواهد بود  اگر بنده نیز عرض حسب و نسب نمایم ، فقط این قدر عرض می کنم . در مدت عمر خودم بقدی سخت و سست روزگار و پشت هم اندازی ها  دیده ام که دیگر خسته شده ام ، واگر پیش آمد روزگار بگذارد دیگر هیچ میل به کار بازیر و بالا شدن روزگار ندارم ، و فقط نقطه نظر شخصی من این است ، که باید از حیث از دیار معارف به وطن و دولت خود خدمت نمود ، نه از جهت دیگر .
اینکه حضرت عالی می فرمائید ، نیم جانی را می خواهم در راه وطن فدا نمایم ، بفرمائید وطن منحصر به محوطه ارض اقدس است یا تمام مملکت ایران ، و آیا می خواهید جان نثاری را تحت حکم همین سلطنت و دولت بمعرض نمایش آورید یادولت دیگر تشکیل دهید ، تا این  دو جواب را مرحمت نکنید نمی توانم چیزی عرض کنم ، اینکه می فرمائید این یالت می رود در زیر آتش انقلاب ویران شود ، آیا به نکته توجه فرموده اید که اگردر یک خانواده طفل خردسالی خیانتی وارد آورد دیه برعاقله است نه طفل صغیر ؟ اینکه به بنده اظهار لطف فرموده اید که نسبت به بنده قصد سوئی نفرموده اید ، نخواهید فرمود متشکرم ، ولی افسوس که بنده بخود اینقدر اهمیت نمی دهم و تمام افراد مملکت را برادر و خواهر و هموطنم می دانم ، چو  عضوی بدرد آورد روزگار ،دیگر عضوها رانماند قرار ، در خاتمه عرض می کنم ، حضرت‌ آقای کلنل محمد تقی خان (!) عقیده من این است ، اگر نصف اهالی مملکت در موقع خطر خارجی کشته و نابود گردد و تمام خاک مملکت ویران شود ،هیچ اهمیتی ندارد و نباید ترس داشت ولی با اغراض شخصی و خودنمایی دیگری دما غی خونین شود زیاد است ، اگر خودتان غیر از این تصور فرمائید ، اشتباه کرده اید ، اگر دیگری غیر از این بشما عرض کند ، رأی بدهد یا نادان است یا مغرض ؟ آقایان محترم اهالی ارض اقدس اگر مخالف این عقیده بنده هستند. بگوئید خود را به بنده معرفی فرمایند که به بینم از پادشاه جسم جاهشان چه خواسته اند که داده نشده ، و اگر مطلب غیر از اینها است ، پرده پوشی لازم نیست که مردم به اشتباه بیفتند ، به طور نصیحت به خود و تمام هموطنان صالح عرض می کنم ،از خدا و خلق هر د و باید ترسید ؟ زیاده عرض ندارم ، محمد ابراهیم.(۱)
دراین موقع دراثروساطت ژنرال حمزه بسیان عموی کلنل محمد تقی خان ، هئیت دولت تصویب کرد که کلنل محمد تقی خان ازکشور خارج شود،ومادام العمرما سی سیصدتومان مقرری دریافت نماید
کلنل ، حاضر شده بود که نصایح عمویش را به پذیرد و به خارج از کشور برود ، اما در اثر مساعی مشاوران بداندیش او که منافع شخصی خود را در نظر داشتند . مانع اجرای تصمیم کلنل شدند. او را به مهلکه انداختند.

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
اسناد تاریخی ۲(ادامه)
5 (100%) 1 vote



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد