خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

اقتصاد ایران در دوران قاجاریه

401 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
در این شماره به فرایند جریان تجزیه اقتصاد ایران و بند از بند گسستگی آن از دوران صفوی تا آخر دوران قاجار و تا کودتای رضا شاهی میپردازیم . از زمان سلطنت صفوی و پیدایش قدرتهای جدید اقتصادی و سیاسی در اروپا و برخاستن قدرتهای جدید در مرزهای کشور ، انعکاس رابطه قدرتهای جدید و نیروهای اجتماعی حاکم بر کشورهای عضو حوزه بصورت برخوردهای شدید بینابین که به متلاشی شدن حوزه می انجامید ، اقتصاد ایران را از بازار گسترده و طبیعی خود محروم کرد. اما سنگینی بار وظائف هنوز بردوش ملت بود و بودجه دولتی بر اثر فشار نظامی در مرزها افزایش میافت و بار مالیاتها و بهره مالکانه را سنگین تر میکرد. پول همان مدارسابق خود را داشت ولی جهت عمل خویش را تغییر میداد. نقش پول ایران این بود که مازادهای اقتصادی های دیگررا می مکید و به اقتصاد مسلط ایران منتقل میکرد. اما پس از آنکه اقتصاد ایران با بقیه حوزه فرهنگی قطع رابطه کرد و بتدریج که در عصر قاجار تجزیه شد و زیر سلطه اقتصاد تازه توان غرب در می آمد، پول ایران خود ابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج می شد. تا ۱۲۶۶ هجری پول ایران هنوز از بغداد تا مرز چین و از هندوستان تا حدود روسیه وسیله مبادله بود.( تاریخچه سی ساله بانک ملی ا یران .شهریور ۱۳۳۸) ولی جریانی عکس جریان اول بصورت صدور مسکوک و سرمایه بوجود می آمد.
در واقع، آن زمان پایه یول ایران نقره بود وریال ( نظیر نام ” شاهی ” که ترجمه ” ریال ” به فارسی بود ) از اسپانیاییها به وام گرفته شده بود . و در قرن ۱۳ هجری ( ۱۹ میلادی ) به سکه نقره رایج بدل شد . ریال در ابتدا معادل یک هشتم تومان بود . اما از سال ۱۱۹۵ ( ۱۸۱۶ میلادی ) که دوباره به نام سکه صاحب قرانی یا قران ضرب شد ، ارزش آن به یک دهم تومان کاهش یافت . این کاهش ارزش پول در طول قرن به دو شکل صورت می گرفت :
۱ – کاهش رسمی وزن سکه و۲- تنزل ” غیر رسمی ” مرغوبیت اوزان سکه ها عامل دوم کاهش ارزش درونی پول ، صرفا به حساب سوء عمل گذارده شد و به تمرکز ضرابخانه در اواخر قرن انجامید .
سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران در قرون معاصر می نویسد : ” قران در آغاز ( هنگام ضرب در ۱۲۰۵ – ۱۲۴۲ ) معادل بود با دو مثقال ( ۲/۹ گرم ) نقره و پس از اندک مدتی در زمان فتحعلیشاه مقدار نقره آن به یک مثقال و نیم ( ۹/۶ گرم ) و سپس در زمان محمد شاه ۳۰ نخود ( ۷۵/۵ گرم ) شد . در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه ، وزن آن به ۲۸ نخود ( ۳۷/۵ گرم ) تنزل یافت و سپس برای آنکه نقره ایران را به روسیه و هندوستان نبرند وزن آن را ۲۶ نخود ( ۹۸۳/۴ گرم ) کردند … در ۱۲۸۹ – ۱۳۲۷ هجری یک قران ۵۴/۴ گرم نقره داشت “. این روند نشان می دهد که طی یک قرن عیار نقره پول کشور بطور رسمی نزدیک به ۵۰ درصد کاهش یافته است . قریب به چهار پنجم این کاهش در دوره اول قرن و حدود یک پنجم آن در نیمه دوم قرن روی داده بود . در اقتصاد های ما قبل صنعتی کاهش عیار مسکوکات شیوه معمول برای افزایش دلبخواه حجم پول بوده است و این اقدام بر توان مالی حکومتها می افزود و- بر فرض ثابت ماندن کل عرضه کالاها و خدمات و سرعت گردش پول – موجب افزایش بهای کالاهای داخلی میشد و از این رو به مثابه مالیات نامشهودی بر توده مردم تحمیل میشد. زیرا پی آمد آن انتقال منابع واقعی از دست آنها به حکومت بود . و علاوه بر آن کاهش رسمی عیار پول کشور به کاهش نسبی ارزش آن در مقایسه با پولهای خارجی نیز می انجامید. در طول قرن ۱۹ میلادی ارزش برابری پول ایران ۴۱ در صد کاهش یافت . طی دوره۱۲۵۰/ ۱۱۸۰ هجری= ۱۸۷۰/ ۱۸۰۰ میلادی، تنزل سالانه نرخ برابری ارز نزدیک به ۶/۱ در صد و در سی سال آخر قرن به۲/۸ درصد میرسد.
ابوالحسن بنی صدر ( در کتاب موقعیت ایران و نقش مدرس آذر ۱۳۵۶) مینویسد :” امرابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج شدن پول ایران ، امکانات سرمایه گذاری و بازار را محدودتر میکرد. تولید به ویژه تولید صنعتی نقصان میگرفت و در نتیجه سرمایه ها و نیروی انسانی ماهر روی به مهاجرت از کشور می آوردند. از سال ۱۱۳۴ تا ۱۲۵۰ فشار اقتصادی حاصل از متلاشی شدن حوزه و فشار قدرتهای نوخاسته و انعکاس آن در داخل کشور بصورت جنگهای داخلی پیاپی ، از سویی و انتقال ناقص و جزئی عناصر فرهنگی و ضد ارزشهای غرب سلطه گر که با هدفهای اقتصاد های مسلط در زمینه تهیه ماده اولیه و بدست آوردن بازار فروش و استفاده از نیروی انسانی دمساز و بیشتر از آن زمینه تحقق آن هدفها میبود ، به ویرانی اساس فرهنگ و از آنجا به انحطاط اقتصاد ایران و قرار گرفتن آن در مسیر تجزیه و تلاشی مدد میکرد. بازار های همجوار ( عثمانی و آسیای میانه و افغانستان و هندوستان و حتی بخارا ) نیز از دست او بدر میشد . سرمایه ها بسرعت از فعالیتهای اقتصادی خارج میشدند و امنیت و منزلت را در غیر فعال شدن ( نقدینه ) و فرار از کشور میجستند” این انحطاط شتاب گیر اقتصادی درست وقتی گریبانگیر کشور میشد که نیاز دولت بعلت فشار عظیم قدرتهای نو خاسته به منابع مالی افزایش مییافت . کشوری که در قرن ۱۴ میلادی ، مالیات پایتختش تبریز از مالیات فرانسه بیشتر بود . سه قرن بعد بودجه اش تا یک دهم بودجه های فرانسه و انگلیس آن روز کاهش یافته بود . و این در حالی که در قلمرو جمعیت از آن کشور ها بزرگتر بود .
عیسوی در کتاب خود ، تاریخ اقتصاد ایران ، معتقد است : ایران تا پایان قرن ۱۳ هجری – ۱۹ میلادی مازاد بازرگانی داشته است و این مازاد که از ۱۲۰۹ هجری – ۱۸۳۰ میلادی رو به افزایش نهاده ، از بعد از ۱۲۴۳ هجری – ۱۸۶۴ میلادی تا سر آغاز قرن ۱۴ هجری – ۲۰ میلادی به کسری بدل می گردد . متوسط سالانه در کسری پرداختها ( تراز بازرگانی ) در بین سالهای ۱۲۴۷ تا ۱۲۶۴هجری ( ۱۸۶۸ – ۱۸۸۵ میلادی ) برابر با ۹/۷ درصد و ۹۶ % کاهش سالانه در بین سالهای ۱۲۶۴ تا ۱۲۷۹ هجری = ۱۸۸۵ – ۱۹۰۰ میلادی را بدست می دهد . در واقع شکاف فزاینده ای بین صادرات و واردات در سالهای ۱۲۴۷ تا ۱۲۶۴ هجری مشاهده می شود .
دکتر محمد علی کاتوزیان در کتاب اقتصاد سیاسی ایران چاپ نهم ۱۳۹۰ می نویسد : ” سهم منسوجات در صادرات ایران در بین سالهای ۱۲۳۰ تا ۱۲۶۰ هجری شمسی – ۱۸۵۰ تا ۱۸۸۰ میلادی ، بشدت پایین آمد: از ۶۱ به ۱۹ درصد . و سهم منسوجات نخی و پشمی از ۲۳ درصد به ۱ درصد کل صادرات کاهش یافت .و این در حالی بود که سهم پنبه از ۱ به ۷ درصد کل افزایش یافت . افزون بر این ، صادرات پارچه ایران نه فقط بطور نسبی ، بلکه بطور مطلق نیز کاهش یافته و از سوی دیگر واردات پارچه ( بطور مطلق ) افزایشی سریع داشت . و از مجموع این موارد می توان دریافت که بر سر بازار داخلی و صنعت نساجی ایران چه آورده شد . بدین سان محرز می شود که محور اصلی تغییر مزبور این بود که صادرات مواد اولیه بطور قابل ملاحظه ای جایگزین صادرات محصولات ساخته شده بشود . و تغییر الگوی صادراتی در دورانی رخ می نمود که در بخش اعظم آن رابطه مبادله بین المللی به زیان مواد اولیه و به سود محصولات ساخته شده در حال تغییر بود .بهای کالاهای خارجی که جایگزین محصولات داخلی می شد ، می بایست حتی الامکان از طریق افزایش قابل ملاحظه تولید فرآورده های کشاورزی- تجاری ، عمدتا تریاک و برنج و پنبه و توتون و تنباکو پرداخت می شد . این امر در دورانی که بازدهی کار افزایش چندانی ندارد و نیز نهادهای جامعه انعطاف پذیری ندارند و از پیشرفت فنی خبری نیست ، به کاهش – و چه بسا کاهش مطلق – تولید مواد غذایی اصلی برای مصرف داخلی می انجامد . و بدینسان با توجه به افزایش روز افزون جمعیت علل بالا بودن میزان تورم و کم بود دایم مواد غذایی و گسترش فقر آشکار می شود و جای شگفتی نیست که در پایان قرن ۱۳ هجری- ۱۹ میلادی ، ثبات و تعادل داخلی ایران در گرو ورود مقادیر قابل ملاحظه ای مواد غذایی بود .”
و فشار دولت برای افزایش مالیاتها همچنان بیشتر میشد تا آنجا که مالیاتها اسماً دو برابر و رسماً سه برابر میگردید . در دوران فتحعلیشاه ، پس از شکست از روسیه و بر اثر تعهدات مالی سنگین که به موجب قرار داد ترکمنچای و گلستان بر عهده ایران نهاده شد ، وی مالیاتها را از ۱۰ درصد به بی۲۰ درصد افزایش داد .این افزایش اسمی بود و در عمل ۳۰ تا ۳۵ درصد در آمد ها بعنوان مالیات اخذ میشد.
با شکست از روسیه و محرومیت ایران از استقلال گمرکی، اقتصاد کشور اینک به عنوان یک مجموعه دچار تجزیه و بند از بند گسستگی می گردید : در کلیات ملکم جلد اول آمده است که : ” در داخل کشور از شهری به شهری گمرک برقرار می شد و تولیدات داخلی تا بدست مصرف کننده برسد ۳ برابر و گاه ۴ تا ۵ برابر قیمت انواع عوارض شهری و حقوق گمرکی و باج می پرداخت .” وجود این مرزهای داخلی علاوه بر انواع باجها و رشوه ها مبادلات را در داخل کشور مشکل و یکی از دو وجه وحدت بازار و توحید اقتصادی کشور را از میان می برد . و بدین سان بود که اقتصاد ملی با اقتصادهای محلی بریده از هم و تجزیه می شد .
این امر از سویی بازگشت به اقتصاد طبیعی ، یعنی اقتصاد تولید در حد اقل مایحتاج اولیه را شتاب می بخشید و از سوی دیگر موجبات از بین رفتن ممیزه و مشخصه دیگر وحدت اقتصاد ملی ایران یعنی قطع پیوند بخشهای کشاورزی و صنعتی و خدمات از یک دیگر و حتی تجزیه در داخل هر کدام از این بخشها می گردید . یعنی در آن حال که گمرکات داخلی روز به روز افزونتر می شد ، دولت ایران برابر ماده ۳ عهد نامه بازرگانی ایران و روسیه که بر اساس ماده ۱۰ عهد نامه ترکمن چای ( ۲۲ اکتبر ۱۸۲۸ – ۱۲۴۳ هجری ) و همزمان با امضای آن عهد نامه امضا شد ، از واردات فقط یک نوبت آنهم حد اکثر ۵ درصد می توانست حقوق گمرکی بگیرد و کالاهای وارداتی از حقوق و عوارض گمرکات داخله معاف بودند . علاوه بر این، این حقوق برای اتباع ایران ۳ درصد بود و بر اثر رسم اجاره دادن گمرک، حقوق گمرکی تا ۵/۱ درصد پایین می آمد . در روسیه و انگلیس کار گاههای صنعتی ایجاد شده بود که کارشان فقط تولید کالاهایی بود که در ایران تولید و مصرف می شد و واردات آنها با ایران و رقابتشان با فراورده های داخلی تولید صنعت پیشه وری ایران را پایمال می کرد و مانع ایجاد و گسترش صنعت جدید نیز می شد .
در سال ۱۲۶۴ هجری که دوران صدرات امیر کبیردر آغاز سلطنت ناصرالدین شاه آغاز میشود و وی تا توطئه قتلش تنها ۳ سال و اندی فرصت اصلاحات در اختیار داشت. دوره صدارت وی مابین دو دوره صدارت آقامیرزا آقاسی و آقا خان نوری دو صدر اعظم بی کفایت محمد شاه و ناصر الدین شاه قرار داشت . امیر کبیر که به وضع لجام گسیخته مالی کشور واقف بود در سال ۱۲۶۷ هجری ( ۱۲۵۱میلادی ) سراسر کشور را به ۶ حوزه مالیاتی تقسیم کرد و برای جلوگیری از حیف و میل اموال دولتی به وسیله حکام ، برای امور مالیه هر حوزه یک نفر مستوفی تعیین نمود که با استقلال به امور حوزه خود رسیدگی کند. ود ر مقابل صدر اعظم مسئول باشد . حسین مکی در کتاب زندگی میرزا تقی خان امیر کبیر از قول واتسون مولف انگلیسی تاریخ قاجار نقل میکند :”از طرف امیر کبیر کمیسیونی تعیین گردید که در مسائل مالی مملکت رسیدگی نموده آنرا اصلاح کند. و از این طریق معلوم شد که مخارج بر عایدات فزونی دارد و کسری بودجه در نتیجه بخشش های بی حد و حساب حاجی میرزا اقاسی بوده که برای حفظ مقام خود تمنای هیچکس را برای دادن مستمری رد نمی کرده است! ووجوه نقدی را که حاصل میشده به مصرف حقوق و مقرری بستگان رسانده و برای سایرین هم مقرری ها یشان را به حکام ایالات دور دست حواله میکرده که حکام آنها را ندهند و این حواله ها برگشت میخورده و جزء قروض دولتی محسوب میشد و از آن طرف حاجی میرزا آقاسی به داشتن جود و خسا معروف میگردید !”
امیر کبیر برای نظم دادن به این امور و جلوگیری از خورد و بردهای درباریان ، دفاتری تشکیل داد ومقرر کرد که عواید جدا و مخارج را دقیقا در دفاتر یاد داشت کنند. و برای هر قسمت از ادارات مملکتی بودجه ای جداگانه معین کرد تا هیچ یک از ادارات مملکتی زاید بر بودجه خرج نکنند. اینگونه بود که اوضاع مالی کشور منظم شد. و تعدیلی در عواید و مخارج پدید آمد. مجید یکتایی در کتاب تاریخ دارایی ایران می نویسد :” در آن زمان بودجه مملکت به وسیله مستوقیان و محررین آنها تحت نظر وزیر دفتر تنظیم می شد و هر استان و شهرستان دفتری داشت که حاوی انواع دفتر و هزینه بود و این دفتر را در مرکز مستوفیان نگهداری نموده و با دفترهای ولایات تطبیق می کردند . ”
ولی از آنجا که استبداد ایرانی عبارت بود از انحصار و اعمال قدرت خودکامه در همه سطوح زندگی عمومی مردم و آنچه اعتبار داشت بی قانونی بود و دولت فوق طبقات یعنی فوق جامعه قرار داشت و نه فقط در رأس آن و به همین دلیل قانون یعنی چارچوبی که محدود کننده حدود تصمیمات دولت باشد وجود نداشت و مردم چون حقی نداشتند وظیفه ای نیز برای خود در برابر دولت قائل نبودند و از دولت خود را بیگانه مییافتند و باز آز آنجا که در ایران هر کس با هر سابقه طبقاتی و اجتماعی ممکن بود وزیر و صدر اعظم شود ودر عین حال بسرعت برق ممکن بود نه تنها مقام و مال بلکه جان وی نیز بکلی در معرض تعرض قرار گیرد ،ملاحظه میکنیم که با عزل و کشتن امیر کبیر، ناصر الدین شاه ، صدر اعظمی چون آقا خان نوری را که از لحاظ هوش و لیاقت و کاردانی نقطه عکس امیر کبیر بود را بر مقدرات ایران حاکم میکند که تمام اصلاحات وی را بر باد دهد.تنها۴ سال بعد از قتل امیر کبیر وضع اقتصادی و مالی و اخذ مالیات توسط آقا خان نوری چنان در هم میریزد که کنت دو گوبینو سفیر فرانسه در ایران ،در نامه ه ای مورخ ۵ مارس ۱۸۵۶ میلادی که به پدر و مادرش مینوشته است ، وضع مالی ایران را چنین توصیف می کند : “حکام ولایات در پرداخت مالیات روشی دارند که هیچ خزانه را پر نمی کند . مثلا فرض کنید حمزه میرزا حاکم اصفهان سالانه ۱۰۰ هزار تومان دادنی باشد ، ۱۵ هزار تومان می فرستد و نامه پر تاسفی به صدراعظم می نویسد و در آن قسم می خورد که رعیت امسال چیزی ندارد و ایلات از دادن باج استنکاف کرده اند ، و با این حال او ناچار بوده است که حقوق پس مانده سربازان را بپردازد و همراه این نامه شکوائیه ، مبلغ ۲۰ هزار تومان نیز برای صدر اعظم می فرستد . صدر اعظم نیز نزد شاه شفاعت می کند . شاه ، اول غضبناک می شود و این معنی را به حمزه میرزا ابلاغ می کند . و وی از اعلیحضرت طلب عفو می کند و ۵ هزار تومان دیگر می دهد . . . و خزانه خالی می ماند .”

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب چند امتیازنامه عصر قاجار

61,491 views

بازدید

دانلود کتاب چند امتیازنامه عصر قاجار
۱ (۲۰%) ۱ vote
دانلود رایگان کتاب عصر قاجار

رساله حاضر مجموعه ۲۱ امتیازنامه است که در زمان قاجار به اجانب واگذار شده است .۲۰امتیاز در زمان ناصرالدین شاه ویک امتیاز درزمان مظفرالدین شاه.

امتیازاتی که به خارجیان واگذار میشد به خاطر رقابتی بود که دولتهای خارجی بخصوص روس وانگلیس درقرن ۱۹ برای بسط ونفوذ وتسلط خود برکشور ایران وبلعیدن منابع وطن ما بایکدیگر داشتند ودرغالب موارد به واسطه بی لیاقتی ودست نشاندگی وخودفروشی هیئت حاکمه ایران ،زیانهای جبران ناپذیری به استقلال سیاسی و اقتصادی ماوارد ساخته اند.
امتیازنامه ها عبارتند از: راه آهن حضرت عبدالعظیم علیه السلام، چاه آرتیزین، ترامواه ، بانک شاهنشاهی ایران، قند، شیشه آلات، شمع گچی ، مشروبات ، چراغ و برق و تلفن ، راه عربستان ، دخانیات دولت علیه ، من دوپیته، کالسکه ، چوب شمشاد ، بیمه حمل و نقل ، کاغذسازی، گچ و آهک و سنگ تراش و مرمر و سنگ آردواز ، راه آهن دکویل ، راه فی مابین تبریز و دارالخلافه ، چراغ گاز ، اجازه نامۀ ایجاد ادارۀ حمل و نقل عامه در ایران به توسط کالسکه های خودرو.


2+

نويسنده / مترجم : میر هاشم محدث
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 750کیلوبایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 132

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب چند امتیازنامه عصر قاجار
1 (20%) 1 vote

وضعیت زنان در دوره قاجار

3,581 views

بازدید

وضعیت زنان در دوره قاجار
۵ (۱۰۰%) ۲ votes
مورخان دوره قاجار بیشتر به شرح حوادث سیاسی  یا شیوه زندگانی شاهان و رجال پرداخته اند و علاقه ای  به تبیین زندگی اجتماعی مردم که زنان نیمی از آنها بوده اند نشان نداده اند  از این رو در لابه لای  تالیف های خود به صورت پراکنده  و غیر مستقیم  به مسائل اجتماعی مردم اشاره کرده اند و چون اکثر مورخان به دربار وابسته بوده اند  بیشتر به گزارش از وضع زنان درباری و خاندانهای اشرافی پرداخته اند اما مولفان  اروپایی چون با فرهنگ ایرانی بیگانه  بوده  وزندگی  ایرانیان از هر نظر برایشان جالب بوده به جزئیات آن توجه بیشتری داشته اند و از طرف دیگر مولفین اروپایی درنگارش  بسیاری از مسائل اجتماعی  و درباری با آزادی بیشتری سخن گفته اند و زنان و مردان  عهد قاجار را خرافاتی و به دلیل برخوردار نبودن از آموزش ، فاقد بینش سیاسی اجتماعی لازم معرفی کرده اند.
 
الف ـ ازدواج
 درجامعه عهد قاجار ،‌ فاصله چندانی بین کودک و ازدواج دختران وجود
نداشت . دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج می کردند و عملاً به عنوان رکن  مستقلی وارد معرکه  زندگی خانوادگی می شدند . درواقع  عواملی چون دست یابی به استقلال  اقتصادی ،‌ رشد نسبتاً سریع دختران  درآن روزگار و پایین بودن  میانگین عمر ـ به دلیل شیوع بیماریهای گوناگون و عدم رعایت  اصول بهداشتی ـ‌در افزایش این ازدواجهای زودرس موثربود . از طرفی باورهای اجتماعی  رایج نیز در تحقق ازدواجهای بی تاثیر نبود . براین اساس ،‌ سعادتمندترین  دختران  آنهایی بودن که  در خانه شوهر به بلوغ می رسیدند . زیرا تصور می شدکه بدین گونه ، آنان از وسوسه  های نفسانی  بیشتر در امان خواهند ماند. به خاطر همین باورها بود که بسیاری از ازدواجها در سنین قبل از بلوغ دختران انجام می شد. دختران و پسران  تقریباً  هیچ گونه اختیاری در برگزیدن همسر آینده خود نداشتند و حتی اغلب  هنگامی که هنوز درگهواره بودند ،‌  آنان را برای هم   نامزد می کردند و بار رسیدن به  سن بلوغ و یا اندکی  پیش از آن ،‌ به عقد یکدیگر در می آمدند.
از طرفی بی تجربکی ،  حرمت نهادن   به والدین ، و گاه فقدان    احساس جنسی در دختران و پسرانی که هنگام ازدواج به بلوغ نرسیده بودند ،‌از جمله دلایل عدم اختیار  کامل زوجین درامر ازدواج بود.
رایج ترین شکل ازدواج ، عقد دائم بود. مطابق شرع ،‌مرد می توانست تا چهار زن عقدی  داشته باشد و در صورت مرگ یا طلاق یکی از آنها ،  باز قادر بود که زن دیگری را جایگزین وی کند.
عدم تناسب جمعیتی  و کثری زنان  برمردان ،‌بیماری و یا پیرشدن سریع زنان به خاطر زایمانهای مکرر و فقدان  بهداشت ، مصالح سیاسی و قومی ،‌ میل مردان ثروتمند  ومتمول  به کام جویی‌،  با این دیدگاه  که «زن جوان ،‌مرد پیر را جوان می کند .» و داشتن حرمسرا و زنان متعدد، نشانه شوکت و ثروت مرد است خود به خود ،‌نظام  چند زنی را توجیه می کرد . افزون بر اینها ،‌ فرزندان  بسیاری که از رهگذر این ازدواجها متولد می شدند‌،‌ می توانستند مایه غرور  افراد شوند ،‌از سوی دیگر ،‌دختران  و بیوه هایی که به دلایلی از ازدواج بازمانده بودند ،‌بی میل نبودند به همسری مردی تن در دهند که همسر یا همسران دیگری نیز داشت.  درحقیقت دختر یا بیوه ای که از ازدواج  محروم می ماند، ‌محکوم به تحمل ملامتهای بسیار بود.
ازدیگر شیوه های رایج ازدواج ،‌ ازدواج موقت یا صیغه کردن دختران  و زنان بر اساس قرار داد و توافق بود. بدین طریق  زن و مرد به مدت معینی  که از یک ساعت تا نود و نه سال را شامل می شد  ‌، با هم سپری می کردند . صیغه نود و نه ساله نوعی ترفند بود و هنگامی صورت می گرفت که مرد چهار زن عقد دائمی  داشت  واز لحاظ شرعی مجاز به عقد زن دیگری نبود. دراین گونه ازدواج ، مرد ملزم نبود که حتماً مدت قرارداد رابه اتمام برساند بلکه هر وقت که مایل بود ، می توانست  پیش از انقضای مدت قانونی ،‌از زن صیغه ای خود  جدا شود و با پرداخت  مبلغی به عنوان مهریه ،‌خود را از قید او آزاد سازد.
کودکانی که از طریق این ازدواجها  به دنیا می آمدند ،‌از جمله فرزندان مشروع محسوب می شدند و ترتبیت آنها را  پدر به عهده می گرفت . البته چنانچه پدر مایل   به نگهداری آنان درخانه خود نبود ،‌  متناسب با دارایی خود مستمری  لازمی در حد نیاز پیش بینی  می کرد و صرف مراقبت  از آنها می نمود .  به همین دلیل ،‌ زن صیغه ای تا مدتی پس از جدایی از  همسرش ،‌ حق ازدواج  مجدد را نداشت ، تا در طی آن مدت معلوم شود که آیا وی در انتظار فرزندی هست یا خیر. فرزندان زنان صیغه ای از حق الارث مساوی با فرزندان زنان دائمی برخوردار بودند.
مردان معمولاً  در مسافرتها و یا جنگها که از روی ناچاری  به ولایات دور دست می رفتند زن دائمی خود را به همراه نمی بردند زن صیغه ای می گرفتند. در مشهد ،‌ به دلیل فراوانی  زائران ،‌بازار صیغه کردن پر رونق بود. درتهران ،‌دلالان این ازدواجها ،‌به سراغ خارجیان نیز می رفتند.
ازجمله مواردی که مردان اقدام به صیغه گرفتن می کردند ،‌ هنگامی بود که نامزدشان به سن بلوغ و ازدواج نرسیده بود.  درخانواده های اشرافی ،‌ با بالغ شدن پسران در سن ۱۷ –16 سالگی و گاه در سن ده سالگی ،‌ بزرگترها برای آنان زن صیغه ای می گرفتند ؛ و هنگامی که کسب و کاری پیدا می کردند ،‌ دختری از خانواده های محترم و یا دختر عمو را به عقد دائمی و ی در می آوردند و بلافاصله زن قبلی پی کار خود می رفت . و یا در خانه جداگانه ای  سنی می گزید. به گزارش دالمانی ،‌زاعران نواحی شمالی ،‌برای برخوردار شدن از کار جسمی و ارزان زنان درایام زراعت ،‌به ازدواج  موقت مبادرت می ورزیدند و پس از سپری  شدن فصل برد اشت محصول ، براساس مدت قرارداد که شامل ایام برداشت محصول می شد ،‌از زنان جدا می شدند.
تنوع بخشیدن  به فضای حرمسرا و همچنین  محدودیت شرعی نیز در بسط چنین ازدواجهایی تاثیر بسزایی داشت . از طرفی ، فقر مالی نیز سبب می شد تا خانواده ها به ازدواجهای موقت دختران  خویش رضایت دهند. درکرمان ، به خاطر وجود فقر شدید ،‌این تمایل بیشتر به چشم می خورد؛‌زیرا با سرگرفتن  این ازدواجها از یک سو ،‌پدر خانواده ها تامدتی از مسئولیتهای مادی تامین غذا و پوشاک یکی ازافراد خانواده اش رهامی شد  و از سوی دیگر ،‌ به وجه مختصری که دخترش از جدایی به عنوان مهریه از همسر خود دریافت می کرد ،‌ دست می یافت .
صیغه کردن زنان  در عرف جامعه کاملاً  قابل قبول بود و زنهای   صیغه ای ،‌ پس از به پایان  رسیدن دوره قرارداد ، به آسانی  به عقد دائمی اشخاص دیگردر می آمدند . لازم به ذکر است که مردان در گرفتن زنان صیغه ای ، از نظر تعداد هیچ محدودیتی نداشتند  و این امر به توانایی مالی آنان بستگی داشت.
شکل دیگر ازدواج ، شامل دختران یا زنانی می شد که از طریق جنگها و یا دزدیده شدن و یا تجارت برده ،‌ اسیر و فروخته می شدند ،‌  و تحت عنوان  کنیز دراختیار  مردان قرار می گرفتند . د رفتوحات   سال ۱۲۱۰ هـ‌ . ق آغا محمدخان ،‌ سرسلسله قاجار ،‌در قفقاز پانزده هزار دختر به اسارت در آمدند و در بازارها به معرض فروش گذارده شدند .
تجارت بردگان در حد بسیار محدودی در جنوب ایران از طریق  بنادر رایج بود.  سدیدالسلطنه گزارش می دهد که با وجود ممانعتهای دولت انگلیس  از ورود غلام و کنیز به جنوب ایران و مجازات خلافکاران ،‌بازبه صورت  غیرقانونی برده وارد ایران می گشت . پولاک معتقد است که این کنیزان و غلامان ،‌ آفریقایی هایی بودند که درکودکی از طریق  بوشهر و مسقط و از راه بغداد  و عربستان به ایران آورده می شدند. اما به نظر عبدالله بهرامی غلامان و کنیزان موجود درایران ،‌  از ممالک آفریقایی نبودند ،‌بلکه بیشتر آنها از رعایای جنوب و بلوچستان بودند که از حیث رنگ ،‌اندکی با سایر سکنه ایران فرق داشتند. با تو جه به فقر رعایای ایران  در عهد قاجار  ، و شیوع  قطاع  الطریقی و جنگها که همواره به اسارت زنان و دختران منجر می شد، گفته بهرامی صحیح تر به نظر می رسد . مقارن با نهضت مشروطه ، آصف  الدوله   حکمران خراسان ،‌ بابت وصول مالیات  رعایا را مجبور به پرداخت مبالغی هنگفت می کرد. به دنبال آن مردم  قوچان برای تهیه مبلغ مورد نظر، به فروختن  دختران خود تن در می دادند.
پاره ای از قابیل کرد نیز‌،‌ درازای گرفتن مبالغی ،‌دختران خود را به فروش  می رسانیدند . حتی گاهی   دختران  ارمنی نیز به مسلمانان فروخته می شدند و در صف کنیزان  جا می گرفتند.
وضعیت  این غلامان  وکنیزان ،‌با ذهنیتی که از بردگی در اذهان عموم وجود دارد،‌اساساً متفاوت بود. آنان تنها برای کار درخانه نگهداری می شدند و درواقع جزئی از اعضای خانواده به حساب می آمدند. حتی  در بسیاری موراد ممکن بود  به نکاح یکی از اعضای خانواده درآیند ،‌ که در این صورت خود به خود آزاد محسوب می شدند. یک مرد،‌ برحسب تمول خود می توانست هر تعداد کنیز که بخواهد خریداری کند. کنیز موظف بود علاوه بر انجام کارهای خانه ، به امیال جنسی ارباب خود نیز پاسخ مثبت دهد و از آنجا که جزء اموال ارباب خود محسوب می شد ،‌ضرورتی هم به جاری کردن خطبه عقد و اجرای مراسم نبود. همچنین درصورتی که وی از ارباب خود دارای فرزند می شد، فرزندش با فرزندان  از حقوق کاملاً مساوی  برخوردار می گردید.
گاهی اوقات کنیزان  حرمسرا  به صورت  مطیع و تحت امر یکی از زنان اصلی حرمسرا در می آمدند و در کنار خانه داری ،‌گاه آوازخوانی یا رقاصی هم از آنان انتظار می رفت . تمایل معنوی  ارباب به کنیز ،‌  غالباً سبب حسادت  زنان اصلی و تنبیه سخت بدنی کنیز از سوی خانم خانه می شد.
طرق سه گانه ازدواج ،‌ منجر به پیدایش حرمسراهای کوچک و بزرگی می گردید که  صرفاً  متعلق به شاهزادگان ،  حکام ولایات و متمولان بود. حتی برخی از این حرمسراها،‌ گاه با حرمسراهای شاهی رقابت می کردند. به طوری که تعدادی  از پسران  فتحعلی شاه  در رقابت با پدر خود ،‌ چهل زن  را در حرمسرای خویش جا داده بودند. مولف رستم  التواریخ، چهار صفحه از کتاب خود را به ذکر نام فرزندان ذکوری که فتحعلی شاه از زنان متعدد خود داشت اختصاص دهد و پس از آن می افزاید :‌« بر دانشمندان پوشیده مباد که بسیاری از این شاهزادگان  مذکور ، هر یک صاحب ده  و بیست وسی وچهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود  ،‌ اولاد و احفاد می باشند. »
حاکم ایروان درعهد فتحعلی شاه به نام حسین قلی خان ،‌ پیش از الحاق به روسیه ، دارای شصت  زن در حرمسرای خود بود.  ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان ،‌بعد از مرک نخستین همسرش،‌حرمسرای خود را اززنان صیغه ای  انباشته کرد. حاجی آقا محسن مجتهد متمولترین  فئودال سلطان آباد در عهد ناصری بیش از سی زن داشت  . حرمسرای حاج شیخ نورالله در اصفهان ، ‌از لحاظ  کثرت زنان معروف بود.
هر چند نظام چند زنی درشهرها مختص به اشراف بوده ،‌ ولی در ایلات دارای رواج عام بود. دربین ایلات بلوچ ، حتی مردان کم بضاعت نیز ،‌گاه هفت تا هشت زن می گرفتند. درمیان  ایل سنجابی درغرب کشور، هر مردی کمتر از سه زن نداشت . تعداد زوجات در بین بختیاریها نیز عمومیت داشت و حتی افراد بی چیز هم بیش از یک زن می گرفتند.
دلیل این  مسئله  بسیار واضح و روشن است . زن در ایلات ، نه  تنها هزینه ای را برای شوهر خود نداشت ،‌بلکه نیروی تولیدی کارآمدتر نسبت به مرد بود. از سوی دیگر،‌پیشه چپاول  و راهزنی که در میان بسیاری از عشایر رایج بود ،‌نیاز هر چه بیشتر به اولاد ذکور را افزایش می داد.
بسیاری از اروپاییان  که در دوره قاجار به ایران آمده اند ،‌تعدد زوجات را مختص ثروتمندان  جامعه دانسته و اشاره کرده اند که :‌    
«هر شخصی نمی تواند حرمسرایی داشته باشد و چند زن صیغه و عقدی در حرم خود گردآورد ،‌بلکه تنها  شاهزادگان ، بزرگان و اغنیایند که به چنین عملی قادرند . طبقه متوسطین و رعایا در اثر فقر ، بیش از یک زن به نکاح در نمی آوردند . مخارج حرمسرا چنان زیاد است که حتی اصناف پیشه ور و بازرگان نیز به داشتن یک همسر اکتفا می کنند.»
 درمیان عامه مردم ،‌  تقریباً تک همسری  رایج بود. و این مسئله با توجه به تنگدستی و مشغله فراوان آنان ، امری طبیعی بود. زرتشتیان بیش از یک زن نمی گرفتند.
گردآوری زنان متعدد در خانه ،‌ که غالباً از آن به حرمسرا یا اندرون تعبیر می شد ،‌ همواره  با تشنج و اضطراب و رقابتهای بی پایان  در میان آنها همراه بود. زشتی یا زیبایی، جوانی یا  پیری  و قابلیت با روری یا عقیم بودن، در برتری یافتن این زنان نزد صاحبان حرمسراها تاثیر فراوانی  داشت .  اصالت خانوادگی ، نیز از جمله اصلی ترین معیارهای تفاوت بین همسران بود. عنوانی که به زنان محترم می دادند «خانم » ، و عناوینی  که به زنان درجه دوم و یا مراتب پایین تر می دادند ،‌ به ترتیب عبارت  از بیگم (باجی )‌و ضعیفه بود. به گزارش دروویل ، زنی که با اتکا  به سابقه خود ،‌لقب «بیوک خانم » را دریافت می کرد ،‌ ازاین امتیاز برخوردار می شد ،‌که  در صورت تمایل مرد خانه ،‌  غذا را با او صرف می کرد.
وظایف زن در خانه
 مراقبت از کودکان ،‌از جمله  وظایف مهم زنان بود. هر زن ایرانی ،‌غالباً فرزندان بسیاری به دنیا می  آورد. در واقع  ،‌  عدم آشنایی با اصول جلوگیری از بارداری ، رواج مرگ  و میر اطفال ،‌به خاطر فقدان بهداشت عمومی و شیوع بیماریهای مسری،‌ و همچنین شوق داشتن پسران بیشتر به دلیل نیاز فراوان به نیروی کار ،‌دراین امر موثر بوده است . پولاک درباره زایمانهای مکرر زنان ایرانی چنین می نویسد :‌
« زنان  ایرانی شش تا هفت بار می زایند. با این حساب باید گفت  که جمعیت مملکت به سرعت رو به فزونی است ، زیرا بچه ها همه خوش رشد و پرقدرت هستند. اما نباید از نظر دور داشت که در بیشتر شهرها‌،‌  از هر شش بچه ،‌به زحمت  دو نفر درقید حیات می مانند و گاهی همه آنها  تلف می شوند. در اغلب شهرها ،‌ درآمار تولد و مرگ ، میزان تولد کمتر از مرگ دیده می شود. در بهار سال ۱۸۵۹ میلادی ،‌  تنها دراصفهان  متجاوز از هشتصد بچه به  بیماری آبله  جان سپردند. »
دختران به واسطه ازدواج درسن کم ، و وارد شدن د رخانواده و محیط تازه  مسئولیتهای جدیدی‌،‌ از جمله وظایف  مادری را به عهده می گرفتند . پسران نیز از سن یازده سالگی  به  محیطهای  خارج از اندرون راه می یافتند و یا درکنار پدر مشغول به کار می شدند . آنها حداکثر در سن شانزده  – هفده سالگی  ازدواج کرده  مسئولیت خانواده ای را برعهده می گرفتند. آشکار است که کودکان  در خانواده های معمولی ، زودتر از کودکان اشرافی با واقعیتهای اجتماعی و اشتغال  آشنا می شدند.
اما پولاک ، این وقت گذرانیها را صرفاً‌متعلق به زنان  اشراف  می داند :‌
« زنان اعیان تقریباً  تمام اوقات خود را به حمام رفتن ،‌ قلیان کشیدن دید و بازدید ،  خوردن  شیرینیهای مختلف و میوه  های چربی دار ازقبیل گردو و پسته و بادام ، و نوشیدن چای وقهوه می گذرانند. »
طلاق
در نظام خانوادگی  دوران قاجار ، حق طلاق با مردان بود. «درخواست طلاق از سوی مرد ،‌با بهانه و یا بدون هیچ بهانه ای  برای اجرای آن کافی بود. » نازایی و خروج از جاده عفاف ، از عمده ترین  دلایل طلاق  زنان بوده است . در پاره ای  مواقع ،‌عیوب جسمی ،‌مانند نابینایی نیز می توانست مرد رابه طلاق زن سوق دهد .  گاه نیز بدقدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش می توانست دلیل طلاق باشد.   بدین معنی که همزمان با ورود او به خانه همسرش ،‌حوادث شومی در آن خانه روی داده باشد. زن درموارد خاصی چون عدم دریافت نفقه از مرد،‌ انحرافات اخلاقی و یا ناتوانی جنسی مرد می توانست  در خواست طلاق نماید.
درهر صورت ، حق طلاق دراختیار و به رضایت مرد بود و زنانی که قادربه  تحمل مشقات زندگی با همسر خودنبودند ،‌ تنها از طریق راضی شدن مرد به طلاق،‌می توانستند از زندگی با وی آسوده گردند . زنانی  که شوهرانشان  با طلاق‌‌ آنها مخالف بودند ،‌ با بخشیدن مهر و یا حتی  پرداخت وجهی  اضافه بر آن به شوهر ، و یا انجام عملی که مورد تنفر مردان باشد ، به خواست خود می رسیدند . پس از طلاق نیز ،‌ فرزندان  چه از زن عقدی یا صیغه ای به پدر تعلق می گرفتند و مادرهیچ  حقی نسبت به آنها نداشت.
با وجود مجاز بودن طلاق‌، این مساله به ندرت رخ می داد. در عرف اجتماعی ،‌ بازگشت  زن به خانه پدری با نکوهش بسیار همراه بود. زن پس از رفتن به خانه همسر ، به هر مساله ای , تن می داد تا از ننگ بازگشت به خانه پدری درامان باشد.
درواقع سرنوشتی که پس ازطلاق  در انتظار زن بود‌،‌ او را از طلاق برحذر می داشت. زیرا پس از جدایی ،‌ نه امکان یافتن  شغلی برای او میسر بود و نه قانونی از وی حمایت می کرد . د رنتیجه تامین   هزینه های زندگی  با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی در دوران قاجار  ، برای هیچ خانواده ای ،‌مگر خانواده های  ثروتمند  مهریه  و صرف مبالغ دیگربرای تجدید فراش ، مردان معمولی جامعه را نیز از فکر طلاق زنانشان منصرف می کرد.
با توجه به عوامل فوق طلاق در جامعه  به ندرت به وقوع می پیوست. گزارش سرجان ملکم درباره علت کمی طلاق دربین ایلات ،‌کمابیش  قابل تعمیم در کل  جامعه  قاجار می باشد :‌
«طلاق درایلات  کمتر اتفاق می افتد و این صورت  می توان گفت اسباب عدیده دارد، یکی اینکه پاکدامنی در این طایفه  بیشتر است و دیگراینکه زنان به جهت زحمتی که می کشند ،‌بیشتر در چشم مردان عزیزند. فقرای قوم هم نمی توانستند که ادای کابین  کنند.»
ب ـ نقش زنان در تولیدات اقتصادی
زنان در عهد قاجار ،‌ خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه تولید برای امرار معاش نقش مهمی درمعیشت  خانواده ایفا می کردند و این نقش در اقتصاد کشور نیز بی تاثیر نبود. چنانکه  اشاره شد یکی از دلایلی که به نظام چند زنی  دامن می زد‌،‌استفاده از نیروی  جسمی زنان در تولیدات کشاورزی بود. درمیان  قبایل ترکمان ، ازدواج با زنان بیوه ‌،‌به دلایل تجربیاتی  که آنان در قالی بافی و دامپروری داشتند، از اولویت  بیشتری برخوردار بود. منابع تاریخ موجود‌،‌ به دفعات  از نقش مهم زنان نواحی  مختلف کشور در مسائل اقتصادی  یاد می کنند. پاتینجر که در زمان  سلطنت فتحعلی شاه  (1212-1250 هـ . ق )‌به ایران آمده بود،  گزارشی  مبنی بر نقش سودمند زنان کرمان درتولید و تبادلات جاری آن زمان دارد و اعلام می دارد که صنایع  شال بافی ،‌نمد بافی و تفنگ  سازی این منطقه  در سراسر آسیا شهرت دارد و یک سوم جمعیت سی هزار نفری کرمان ، اعم از زن و مرد ،‌به این صنایع اشتغال دارند.
یکی از مهمترین  کالاهایی که زنان نقش مهمی درتولید آن داشتند قالی بوده است. در واقع در دوره قاجار ،‌بیشتر زنان با تولید  این کالا آشنایی داشتند و قالیهایی که از سوی زنان در شهر های اصفهان ، کرمان ،‌همدان ،‌شیراز ، مشهد ،‌اردبیل ، کرمانشاه و تبریز تهیه می گردید ،‌از شهرت بیشتری برخوردار بودند .
قالیهای ایرانی درعهد قاجاریه ‌،‌دارای چنان کیفیت و شهرتی بودند که راهی  بازارهای جهانی می شدند.
تفریحات و مشغولیهای بیرون از خانه
وظایف و اشتغال گوناگون  زنان دراندرون ، هرگز به معنای حبس کامل و محروم بودن مطلق آنان از تماس با اجتماع نبوده است و همواره ضرورتها و دلایلی چند، زنان را به محیط خارج از اندرونی می کشاند. از جمله اصلی ترین این ضرورتها ،‌تهیه مایحتاج عمومی از بازار بوده است . پولاک ،‌با صراحت ازاین واقعیت یاد می کند که :
« زن ایرانی ‌،‌در خروج از منزل آزادی بسیاری دارد. »
علاقه زنان به تردد در بازارها ،‌ تنها به منظور تهیه مایحتاج  خانه نبوده است و عواملی چون ارضای حس کنجکاوی ، مصاحبت با انبوه  زنان ،‌ آشنا و بیگانه ،‌آسودن از رنجهای خانه درمدت حضور  دربازار ،‌ و ذوق شنیدن اخبار عجیب و غریبی که درمحدوده  اندرونی  همواره از آن محروم بودند،‌ به این علاقه بیشتر دامن می زد. ازاین   رو زنان در بازار،‌ قبل از اینکه به فکر خریدباشند ، به اقناع  تمایلات  یاد شده می پرداختند و به قول دروویل : « آنها به دکانی سر می کشند تا درمیان کنجکاوان ،‌ مقام برجسته ای برای خود احتراز کنند. » او می افزاید :‌ « من بارها ناظر زنانی بوده ام که قریب سه ساعت ، در شلوغ ترین نقطه بازار مشغول وراجی بودند .»
ایرانگردی دیگری به نام «بل » دراین مورد چنین می نویسد  :‌« هر چه بیشتردر شهرقزوین  پیش می رفتیم ،‌خیابانها باریکتر و پرجمعیت تر می شد. پرازمردان عبا به دوش و زنان چادرپوش که در جلو دکانها مشغول خرید و فروش،  میوه خوردن و گپ زدن بودند. »
سرگرمیها و دید و بازدیدهای فراوانی که داشتند ، ترجیح می دادند که خادمینشان برای تهیه مایحتاج خانه به بازار بروند . تردد زنان اشرافی در بازارها برای تهیه مایحتاج ضروری و دید و بازدید ، کمابیش باشکوه و طنطنه ای که توجه عموم را به خود جلب می کرد ،  همراه بود. به گزارش پولاک :‌ 
«زنان بسیار ثروتمند، با اسب، د رمعیت  خدمه متعدد به دید و بازدید می روند . پشت سر آنها ، «گیسس فید» شان سوار بر اسب و خواجه یا یکی از نوکران  ،‌  عنان اسب رابه دست دارد.»
در پاره ای از مواقع ،‌استقبال و ابراز احساسات مردم درقبال  ورود و خروج رجال بزرگ حکومتی  در یک شهر،‌ دستاویز مناسبی بود تازنان از کنج اندرونیها بیرون آیند :‌
«‌در روز جمعه هفدهم ، شهر ذیقعده الحرام ۱۲۴۸ هـ ،‌ اعلیحضرت  شاهنشاه اسلام ناصرالدین شاه ،‌ باشکوه و حشمت تمام ،از نیاوران  شمیران   به دارالملک  تهران نهضت گزید و عمارت  قصر فوقانی میدان ،‌ که محل جلوس ایام اعیاد است ، توجه و جلوس فرمود.عموم  خلایق از پیر و جوان رجال  و نسوان ، به رخصت امنای دولت ،‌بر در و بام و  اطراف میدان  اجتماع  و ازدحام  کرده ، تهنیت و تحیت گفتند ،‌و دعا کردند و ثنا خواندند.»
همچنین در مورد استقبال پرشکوه زنان و مردان شیراز از ظل السلطان  پسرمقتدر ناصرالدین شاه چنین می خوانیم  :‌
« روز ورود شیراز هم مثل سفر سابق ، جمعیت زیاد،‌  از نظام و غیرنظام ،  به  قدر  پنجاه زن و مرد با تشریفات معموله و طاق نصرتهای زیاد که در عرض راه بسته  بودند ما پذیرایی کردند. »
مشارکت اجتماعی زنان در صحنه های اجتماعی ،‌ همواره با پوشش سخت وسنتی و ملاحظات اخلاقی ، مبنی بر تفکیک زنان ازمردان همراه بوده است . منابع موجود ،‌به وضوح  به این دو مشخصه اشاره می کنند : «‌لباسهایی که زنان در حرمسرا می پوشند ،‌  با  آنچه در کوچه و خیابان  به تن دارند  سخت متفاوت است. زیرا لباس کوچه  وبازار را از این جهت  تهیه می کنند تا همه    قسمتهای بدن را از چشم عابران بپوشاند؛‌ به اصلاح  همه زنان را از لحاظ ظاهر به یک شکل  وصورت در آورد.»
دکتر فووریه طبیب مخصوص ناصرالدین شاه نیز بر رعایت  پوشش کامل زنان درخارج از اندرون می گذارد :‌
« در کوچه ،‌ لباس همه زنها یکی است ،‌  تا آنجا که شناختن  ایشان  حتی بر شوهرانشان غیرممکن هست … هر زن ،‌چادری سیاه یا نیلی رنگ ،‌ که همه اندام [او] را می پوشاند ،‌ برسر می اندازد و صورت را زیر روبندی مخفی می کند و از سوراخهای آن ‌،‌ که بی شباهت به غربال کوچکی نیست می بیند.»
زنان طبقات بالا نیز‌،‌ با وجود تردد پرطنطنه در معابر عمومی خود را کاملاً مقید به رعایت پوشش سنتی می دیدند. کارلاسرنا بانگاهی کلی ،‌بررعایت پوشش سنتی از سوی قشرهای مختلف زنان تاکید می ورزد :‌
« لباس بیرونی زنان ایرانی یکنواخت است . آنان دارای  هر وضع اجتماعی  که باشند، همه شان – بدون استثنا – خود را در چادرهایی به رنگ سورمه ای  تند
می پوشانند .شلوارهای گشاد از چلوار سبز ،‌بنفش ،‌خاکستری، یا قرمز رنگ که  مانند جوراب پاها را نیز می پوشانند ؛ و دم پاییهای پاشنه دار ،‌ پوشاک یکنواخت همه زنان ایرانی است .»
در مورد رعایت تفکیک  کامل زنان از مردان بیگانه در مراودات اجتماعی نیز، منابع با صراحت کامل گزارشهایی ارائه می دهند. هنگامی که اورسل به وصف استراحت مردم در اطراف فضای  سبز پیرامون  حرم حضرت عبدالعظیم اشاره می کند ، چنین می نویسد :‌
  « دسته دسته زنها ،‌ با کودکان خود ،‌ زیر سایه درختها روی فرش نشسته بودند… مردها  نیز برای  خود در گوشه ای دور هم جمع شده بودند و مشغول صرف چای و قلیان بودند . البته جدا از هم . چون هیچ وقت مردایرانی برای آنکه درانظار بد جلوه نکند ، در ملاء‌عام با زن دیده نمی شود. »
بلوشر گزارش می دهد  که زن ایرانی  همیشه در حوزه  خانواده به تفریح 
می‌پردازد. عدم اختلاط با مردان ،‌ حتی دربازار و مراسم پرهمهمه عاشورا و زیارت امامزاده ها   نیز حتی المقدور رعایت می شد و منابع موجود ، اغلب با ذکر کلمات  دسته زنان ،‌قسمت زنان و نظیر آن ،‌تصور ما را از رعایت  آن کامل می سازد.
جالب است بدانیم  که بعضی از اماکن تفریحی و زیارتی مختص به زنان بوده است و مردان حق ورود بدان جارا نداشتند . فلاندن در سفرنامه خود گزارش می دهد که  دربین راه همدان به کنگاور ، به باغی برخوردند که به علت اختصاصی بودن آن برای تفریح زنان، نتواسنتد درآن استراحت کنند.
لیدی شل همسر وزیر مختار انگلیس دراوایل سلطنت ناصرالدین شاه (۱۸۵۳-۱۸۴۹)،‌درباره حکمرانی زنی به جای شوهرش دراسک ـ حاکم نشین منطقه کوهستانی  لاریجان درمازندران ـ  این گونه   گزارش می دهد :‌
« درموقع اقامت ما در اسک ،‌به علت غیبت  عباس قلی خان لاریجانی زن او امور حکومتی را به جای همسرش  اداره می کرد و درباره او باید گفت که این زن ،‌ درمیان اهالی محل از شهرت بسیار خوبی برخوردار بود و علاوه بر اینکه ازمایملک  و منطقه حکمرانی شوهرش به عالیترین وجه سرپرستی می کرد،  زنی بسیار زیرک و مورد احترام عامه نیز شمرده می شد. [این ] خانم علی  رغم انزوا و اقامت درشهری دور افتاده ، زنی بسیار دانا و روشن فکر بود و و ظایف اداره امور شهرنیز به بصیرت  و دانش او افزوده بود. »
لیدی شل این صفت را تا حدی  در زنان تعمیم می دهد :‌سمت لواسان .
حضور زنان  در عرصه های  مختلف  اجتماعی ، گاه نیز با محدودیتهایی مواجه می گشت .  از جمله فلاندن ، که درسالهای ۱۸۴۰-۱۸۴۱ م به ایران  آمده ، درسفرنامه خود چنین می نویسد :
« دم دروازه شهر [قزوین ] که رسیدیم ،  جمعیت بیش از پیش زیاد شد. زیرا    شاهزاده ای که در قزوین اقامت دارد ،‌به کلیه   کسبه و صنعتگران بازار حکم داده بود که ازکارهای خوددست کشیده به جلو ایلچی آیند. مانند اعیاد بزرگ ،‌بعضی به کمر شمشیر و طپانچه بسته ودیگران برروی شانه تفنگ فتیله یا چماقهای بزرگ می داشتند.»
گویا استقبال  ازاین هیئت ، یک استقبال  مردانه بوده است ، زیرا فنلاندن پس از شرح فوق بلافاصله می افزاید که :
«زنان از آمدن امتناع داشتند،‌ زیرا قانون آنها را از آمدن به بیرون خانه و تماشاکردن  منع داشته است .»
در جای دیگر ‌،‌درباره منع خروج زنان از خانه در روز سیزدهم نوروز ، که طبق سنن باستانی مردم برای  تفریح  به بیرون شهر می رفتند، این گونه می خوانیم :‌
« در روز سیزدهم  نوروز ،  تمامی مردم مشهد که یکپارچه  از شهر خارج می شوند .دراین روز ،‌به دلیلی که چندان … روشن نیست ،‌[علما ] به زنها  اجازه نمی دهند تا از خانه ها خارج شوند . وقتی که صبح زود  از دروازه سراب خارج شدم ، دیدم یک گارد آنجا مستقر است. دلیل این امر را پرسیدم . آنها گفتند  علت استقرارشان در آنجا این است که نگذارند  زنها از شهر خارج شوند.ظ
ج : حیثیت اجتماعی زن
باتوجه به مباحثی که تاکنون ارائه شده است ، در وهله اول چنین به نظر می  رسد که زنان بایستی به دلیل حضور فعالانه ای که در صحنه های مختلف زندگی اجتماعی داشته اند، دارای وجهه و حیثیتی  منطبق با عملکرد مثبت خود باشند،   اما با این وجود تعجب آور است که با فقدان یک قضاوت منطقی درباره آنان  مواجه می‌‌شویم .
فرودست  پنداشتن و حقیر شمردن زنان ، به طرق مختلف در جامعه رایج بود و این ذهنیت، از بدو تولد نوزاد دختر  ،‌به گونه ای مداوم درپیکر اجتماع تزریق می‌شد . گزارش کارلاسرنا، این واقعیت  تلخ را به خوبی منعکس می سازد.
«برای زائو ،‌ سه روز اول بعد از زامیان روزهای  بسیار خسته کننده ای است . چرا که او موظف است با بستگان  و دوستانی که برای تبریک گفتن به قدم نورسیده نزد وی می آیند،‌مرتباً دیدار کند . درواقع دراین مدت ، همیشه درخانه جشن و مهمانی است . اگرنوزاد پسر باشد، جشن و سرور مفصلتر است … به [نوزاد ] دختر چندان محلی نمی گذارند  و گاهی بی اعتنایی در مورد دختران به افراط می کشد.  درمیان  مردم نیز،‌برای کوچکترین  نقطه ضعف ـ  که نوزاد  دختر در بدو  تولد با خود دارد-  با تعصب کینه آمیز… برخورد می گردد. »
درمجموع جامعه عهد قاجار ،‌جامعه ای خرافاتی بود و زن و مرد آن ،‌ سخت به خرافات  معتقد بودند . با این وجود ، زنان دراین مورد ، در راس قرار داشتند. زن در جامعه  قاجاری ، همواره درمعرض تهدید خطرات  گوناگون بود. به عنوان مثال ،‌به دلیل نازایی زنان و یا مجاز بودن تعدد زوجات برای مردان ،‌مردان به راحتی می توانستند زنان دیگری را به نکاح در آورده و زنان قبلی خود را مطرود و بی سرپناه باقی گذارندو زن دراین دوران ، مجبور به تحمل فشارهای اجتماعی بسیاری بود. او در اندرون ، همزمان با ظهور  رقیبان ،‌ با عدم توجه همسر خود مواجه می شد و ناچار بایدمحیط پراز رقابت و حسادت اندرون را تحمل می کرد.از سویی دیگر،‌همان گونه که اشاره شد ،‌عرف جامعه و ناامنیها نیز، ویرا به ماندن دراندرون تشویق می کرد. به همین دلیل ،‌زن دراین دوره آموزشی نمی دید و نسبت به درک بسیاری  از مسائل عاجز بود. دراین بحبوبه تنها راه حلی که او برای مشکلات خود می جست و تنها مامنی که می توانست آزادانه  مسائلش را مطرح کرده و به حل آنها نیز امیدوار باشد،‌ پناه بردن  به سحر و جادو و رمالان بود. درواقع زنان از این طریق‌، خود را از اضطرابهایی که جنبه روانی داشت ،‌ می رهانیدند . ازطرفی ،‌آنچه این بازار را پررونق می ساخت ،‌وجود جمع کثیری رمال و فالگیر و غیره بود که ازاین طریق امرار معاش می نمودند.
گرایش مفرط زنان به سحر و جادو و خرافات ،‌سبب می شدکه آنان در زندگی روزمره ، کمتراز مردان  دارای اعتماد به نفس باشند. و این مساله در تقویت و بسط این تفکر که زنان موجوداتی  عاجز و ضعیف تلقی شوند ،‌موثربود. از سویی عدم امنیت درجامعه که باعث انزوای زنان دراندرونیها برای مصون ماندن از تعرض ها می شد، نقش مهمی در تلقین ناتوانی زنان به خود آنها و نیز جامعه  ایفا می کرد. این موضوع سبب مب گردید که زنان در مقایسه با مردان از ظهور پاره ای از تواناییهای خود در عرصه های گوناگون اجتماعی محروم بمانند.
زنان در دوره قاجار ،‌  به دلیل وجود چنین نظرها و عقاید بی اساسی درافکار عموم و نیز به علت ضعف قوه استدلال ، همواره سعی می کردند به شیو ه های دیگری از جمله اتکا به نفسانیات و احساسات غریزی ،‌جایی برای خود در جامعه باز کنند. بی گمان ،‌رواج و تحکیم چنین اندیشه هایی بود که پاره ای مواقع ،‌به محدودیتهای بیش از اندازه زنان  منجر می شد . در خیابانهای تهران ،‌از زنان  به هنگام تردد خواسته می شد تا در مسیری غیر از مسیر مردان عبور کنند. گاهی فریاد آمرانه ماموران نظمیه به گوش می رسید که :‌ 
«باجی [خواهر ] روت رو بگیر» و یا ضعیفه تند راه برو» و براساس این بینش که  :‌« هر فتنه که درعالم بر پاشده ،  شیطنت نسوان درآن دخیل بود. » سعی می شد از سوار شدن زن و مرد در یک درشکه ،‌حتی اگر زن و شوهر یا خواهر و برادر باشند‌،‌ جلوگیری شود.
حتی بعدها ، هنگامی که وسیله نقلیه واگن با اسب درایران به کار افتاد،‌باز محل نشستن مردان و زنان درآن  جدا بود.
بااین حال ،‌وجود دیدگاههای  این چنین  درباب زنان ، هرگز مانعی جدی درراه شرکت زنان در عرصه های اجتماعی  نبود و نمی توانست هم باشد.
چنانکه براساس سابقه ای که زنان درزمینه شرکت درامور روزمره و عادی اجتماعی داشتند، به آسانی می توانستند درحرکتهای مذهبی ـ سیاسی ، همچون نهضت رژی و مشروطه شرکت جویند.
دریک کلام ، زن و مرد  در عهد قاجار ،‌ با تفاوتهایی نه چندان قابل توجه ، درمحدوده های خاصی که درعرف سیاسی و اجتماعی  قابل قبول بود به زندگی می پرداختند. به گونه ای که در این باره ،‌ می توان  به سعادتمند تر بودن مطلق مردان اشاره کرد. درحقیقت هر دو  جنس ، درمعنا و مفهوم کلی   ،‌فاقد آموزش و یا بینش سیاسی و اجتماعی لازم بودند.
یکی از بزرگترین موفقیتهای زنان در راه کسب حیثیت و اعتبار اجتماعی بیشتر، افتتاح انجمنهای نسوان از سوی بعضی از زنان روشنفکر بود. پیش از جنگ جهانی اول، به همت زنانی چون میرزا باجی خانم ،‌ نواب سمیعی ،‌  صدیق دولت آبادی‌،‌ منیره خانم و گلین خانم موافق ،  انجمن هویت نسوان را درتهران افتتاح گردید. درسال ۱۳۰۰ شمسی در رشت ،‌ جمعیتی به نام پیکس عادت نسوان برای کسب حقوقی سیاسی و اجتماعی  زنان تشکیل شد. این انجمن  با تشکیل کلاس اکابر و دبستان ، کتابخانه و قرائتخانه و سخنرانی ،‌در تنویر افکار زنان آن سامان می کوشید. نسوان وطن خواه از جمله  جمعیتهای مترقی زنان بود که که درسال ۱۳۰۲ شمسی  به سرپرستی محترم اسکندری درتهران تشکیل گردید. این زن دختر شاهزاده  محمدعلی میرزا بود.
«وکلا و وزرا خوب می دانند که اگر خانمهای ایران دور هم جمع شوند ، مدرسه باز کنند انجمن داشته باشند و تعلیم و تربیت بشوند کم کم خواهند فهمید که دیزیهای پاک و پاکیزه که دیوارش بهتر از دیزیهایی است که دو انگشت دیده و یک وجب چربی در و دیوارش باشد ، و بی شبهه وقتی که این  عقیده  از مادرها سلب شد، پسرها هم بعد ها به آدم با استخوان اعتقاد پیدا نکرده و مثل جناب تقی زاده پاشان را توی یک کفش می کنند و می گویند :‌تا کی باید وزرا ورجال و اولیای امور ما از میان یک عده معینی محدود انتخاب شده ، واگر هزار دفعه کابینه تغییر کند ،‌باز شکم مشیرالسطنه ، یا آواز نظام السطنه و یا جبه  آصف الدوله زینت افزای هیئت می باشد… »
 
الف ـ زن و آموزش
استفاده از معلمان  سرخانه و مکتب خانه ، از شایعترین  راههای آموزش دختران در اجتماع عهد قاجار بود. اما از آنجا که طبقات محروم ،‌استطاعت پرداخت حق الزحمه معلمان سرخانه را نداشتند ،‌این معلمان  بیشتر در خدمت زنان و دختران  خاندانهای درباری و اشراف قرار می گرفتند بنابر شهواد موجود ،‌زنان حرمسرای شاهی ، از دوران فتحعلی شاه تا اواخر دوران قاجار،‌از طریق معلمان سرخانه به سواد  آموزی پرداختند و دراین زمینه ،‌ از شخصی به نام آخوند طالقانی  ،‌ به عنوان  معلم خصوصی دختران فتحعلی شاه یاد شده است.
 به طور دقیق مشخص نشده است  که دختران درباری و خاندانهای اشرافی ،‌جزء شرعیات و فراگیری قرآن ،‌از معلمان خود چه می آموختند؛‌اما قدر مسلم این است که آنان از رهگذر همین آموزشها قادر می شدند تا ضمن نوشتن ، کما بیش به مطالعه دواوین رایج شعرایی چون حافظ ، فردوسی و سعدی بپردازند. لیدی شل درباره وضع سوادآموزی زنان مرفه الحال جامعه ،‌گزارشی مبالغه آمیز ارائه می دهد :‌
«زنان طبقات مرفه معمولاً با سواد و با شعر و ادب مملکت خویش آشنایی دارندو اغلب آنان قرائت قرآن ،‌ نه معنی آن را، می دانند. درمیان زنهای ایل قاجار و بخصوص خانواده سلطنتی تعداد افراد باسواد خیلی کم است. اکثر آنها مکاتبات خود را شخصاً و بدون کمک میرزاها می نویسند.»
عده معدودی از دختران  امکان این را داشتند که در محدوده خانه , با استفاده از اعضای باسواد خانواده ـ مثل پدر یا برادرـ به آموختن سواد بپردازند. همچنین اگر زنان و دختران درباری ، از طریق معلمان سردخانه به فراگیری سواد می‌پرداختند ،‌ دختران عامه اجتماع نیز از طریق مکتبخانه  موفق به آموختن سواد می‌‌شدند.
مهدی قلی خان هدایت  درباره اهمیتی که مردم دوره قاجار،‌جهت فراگیری قرآن از سوی کودکانشان قائل می شدند ، این گونه می نویسد:
«پسر و دختر خواندن و نوشتن می آموختند و مردم نسبت به تربیت اولاد خود در حد قرائت قرآن و ترتیل ،‌ در شهر و قصبات توجه داشتند»
از جمله تلاشهایی که در عهد قاجار،‌در جهت سواد آموزی دختران صورت گرفت ،‌تاسیس مدارسی از سوی میسیونهای مذهبی اروپایی و آمریکایی بودکه بی شک خالی از اغراض  استعماری نمی توانست باشد. در دوره سلطنت محمد شاه (۱۲۶۴- ۱۲۵۰  هـ . ق ) برای اولین بار شاهد تاسیس مدارسی به سبک جدید توسط آنان هستیم. کشیش پرکینز آمریکایی، درشهرارومیه در اوایل سال ۱۲۵۴ هجری قمری ( یا ۱۲۵۵ هجری قمری ) به تاسیس اولین  مدرسه میسیونری دست زد. این مدرسه دارای چهار کلاس دخترانه و پسرانه بود. و در آن ، درکنارتدریس مواد درسی علوم جدید ،‌آهنگری  و قالی بافی نیز به کودکان آموخته می شد.
لازم به ذکر است که مدارسی که توسط  میسیونرهای مذهبی در ایران تاسیس شد،‌اغلب در مناطقی بود   که اقلیتهای مذهبی در آن ساکن بودند. بنابراین  دختران اقلیتها به مراتب ، بیشتر امکان تحصیل در این مدارس را می یافتند  و مسلمانان به خاطر مسیحی بودن بنیانگذاران این مدارس و مسائل مذهبی  موجود در زمینه مراوده با آنها ، هر گز  به چنین مدارسی نمی رفتند.
دردوران ناصری ، فعالیت میسیونهای مذهبی جهت تاسیس مدارس افزایش می‌یابد. با توجه به توسعه  نفوذ استعمارگران دراین دوره ،‌تردیدی باقی نمی ماند که افتتاح این مدارس بیشتر به منظور حکیم پایه های فرهنگی و سیاسی آنان بوده است . یکی از فعالترین میسیونها دراین زمینه ،‌خواهران « سن و نسان دوپول» فرانسوی بودند که در سالهای ۱۲۸۲ هـ . ق    ـ ۱۲۹۲ هـ‌ . ق ،‌در شهرهای ارومیه ،‌سلماس ، تبریز ،‌اصفهان و تهران ،‌ دست به تاسیس مدارسی زدند.
پس از دوران ناصری  ،‌با افزایش تمامی سردمداران سیاسی قاجار با اروپاییان ،‌معلمان سرخانه موظف شدند تا درکنار دیگر مواد درسی ،‌زبان فرانسه را نیز به دختران درباری و اشرافی بیاموزند . بی تردید علاقه باطنی زنان درباری برای هم صحبت شدن با زنان سفرای خارجی و نیز تبلیغات و تلقینات استعمارگران غربی ، جهت تحکیم مبانی سیاسی و فرهنگیشان‌،‌در توسعه و ترویج این زبان بسیار موثر بود. همسر معیرالممالک دختر ناصرالدین شاه به زبان فرانسوی آشنایی داشت و در مراودات خود با اروپاییان از آن سود می برد.

2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
وضعیت زنان در دوره قاجار
5 (100%) 2 votes



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد