خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


کتاب دانشنامه بزرگ امام علی

5,230 views

بازدید

کتاب دانشنامه بزرگ امام علی
۴٫۴۳ (۸۸٫۵۷%) ۷ votes

دانلود رایگان کتاب دانشنامه بزرگ امام علی

ابعاد گوناگون و قابل تأسی مردان بزرگ با گذشت تاریخ ، بهتر روشن می گردد و شگفتی های کارنامه آنان با پیشرفت علم و جوامع بشری، برتری و جاویدانگی شخصیت آنان را به نمایش می گذارد.

حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام یکی از فرزانگان تاریخ ، بلکه یگانه فرزانه و بزرگ مردی است که نامش در صدر مردان نامی تاریخ قرار گرفته و با گذشت قریب چهارده قرن از شهادت وی ، همچنان شاهد اقبال روزافزون بشر به شناخت آن ابرمرد علم و عمل و کندوکاو جوانب گوناگون شخصیت و ویژگی های وی هستیم؛ چنان که به جرأت می توان او را مردی نامتناهی و رهبر همه قرون واعصار ویگانه انسانیت دانست.
معرفت و شناخت کامل شخصیت والای امیرالمؤمنین علی (ع) و جایگاه او در جهان هستی در حد بشر نیست چه رسول اکرم (ص) خطاب به مولا می فرماید :
یا علی لا یعرفک الاّ الله و انا
ای علی! تو را هیچکس نشناخت جز خدا و من
درابتدای خلقت، معمار آفرینش، زمین و خورشید و ماه و بر و بحر اعلام کرد که آفرینش شما، آفرینش همه چیز، به طفیل محبت پنج نور مقدس است.
در این دانشنامه ۱۵۰۷ صفحه ای با زندگینامه و ابعاد مختلف زندگی گهر بار مولای متقیان آشنا میشوید.
این دانشنامه بزرگ کاملترین کتاب درباره حضرت علی (ع) میباشد که تلیف جمعی از نویسندگان شیعه میباشد.


11+

نويسنده / مترجم : جمعی از نویسندگان
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 12 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 1507

 ادامه مطلب + دانلود...
کتاب دانشنامه بزرگ امام علی
4.43 (88.57%) 7 votes

دانلود رایگان تمامی کتاب های دکتر علی شریعتی

514,200 views

بازدید

دانلود رایگان تمامی کتاب های دکتر علی شریعتی
۴٫۰۷ (۸۱٫۳۲%) ۷۶ votes
دانلود کتاب های دکتر شریعتی

برای اولین سایت تک بوک تمام آثار و کتب دکتر شریعتی در ۲۲۸۳ صفحه را در یک فایل فشرده به علاقه مندان این مرد بزرگ و فرهیخته تقدیم میکند.
به همراه ۷۱۵ صفحه کتاب هایی که درباره دکتر شریعتی نوشته شده.
بخشی از کتاب ایشان:

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ  و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را  آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را …

فهرست کتاب های این مجموعه نفیس نوشته دکتر علی شریعتی:

  • کتاب ابوذر – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۹۳ صفحه
  • کتاب علی حقیقتی بر گونه اساطیر – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۳۶ صفحه
  • کتاب زندگی علی پس از مرگش – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۳ صفحه
  • کتاب علی تنهاست – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۴۳ صفحه
  • کتاب آری برادر چنین بود – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۳ صفحه
  • کتاب با مخاطب های آشنا – نوبسنده دکتر علی شریعتی – ۳۲۹ صفحه
  • کتاب بازگشت به خوشتن – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۳ صفحه
  • کتاب انسان بیخود – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۵۰ صفحه
  • کتاب انسان و اسلام – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۶۲ صفحه
  • کتاب انتظار ، مذهب اعتراض – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۵۲ صفحه
  • کتاب عرفان ، برابری آزادی – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۰ صفحه
  • کتاب فلسفه تاریخ – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۳۵ صفحه
  • کتاب فاطمه فاطمه است -نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۳۶ صفحه
  • کتاب گیاه شناسی – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۳ صفحه
  • کتاب هبوط در کویر – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۰۱ صفحه
  • کتاب ابراهیم در کشاکش یک انتخاب – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۳ صفحه
  • کتاب جهت گیری طبقاتی اسلام – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۷۸ صفحه
  • کتاب خود آگاهی و استحمار – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۷۳ صفحه
  • کتاب خداحافظ شهر شهادت – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۸ صفحه
  • کتاب خودسازی انقلابی – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۷۵ صفحه
  • کتاب اگر مارکس و پاپ نبودند – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۸ صفحه
  • کتاب مذهب علیه مذهب – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۵۷ صفحه
  • کتاب ترجمه دفتر اول نیایش از کارل مارکس – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۳۱ صفحه
  • کتاب نیاز های انسان امروز – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۲ صفحه
  • کتاب چه نیازی به علی هست – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۶ صفحه
  • کتاب پدر و مادر شما متهمید – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۳۲ صفحه
  • کتاب پیروان علی و رنجهایش – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۹ صفحه
  • کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی(دو جلد تایپ شده و اسکن شده) – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۲۰ صفحه
  • کتاب شهادت – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۹ صفحه
  • کتاب پیام امید به روشن فکر مسئول – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۳۸ صفحه
  • کتاب سرود آفرینش – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۱۶ صفحه
  • کتاب توحید و شرک – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۷ صفحه
  • کتاب یک جلوش ، تا بینهایت صفر ها – نویسنده دکتر علی شریعتی – ۲۲ صفحه

کتاب هایی درباره آثار دکتر شریعتی:

  • کتاب از شریعتی – نوشته دکتر سروش – ۱۸۳ صفحه
  • کتاب کاربرد آیات قرآن در اندیشه های شریعتی – نوشته امیر رضایی – ۳۴۷ صفحه
  • کتاب شریعتی راه یا بیراهه – نوشته رضا علیجانی – ۱۷۸ صفحه
  • نامه شریعتی به ماسینیون – ۷ صفحه

136+

نويسنده / مترجم : علی شریعتی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 56 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 2998

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود رایگان تمامی کتاب های دکتر علی شریعتی
4.07 (81.32%) 76 votes

دانلود کتاب علی از زبان علی

82,337 views

بازدید

دانلود کتاب علی از زبان علی
۴٫۷۵ (۹۵%) ۴ votes
دانلود رایگان کتاب علی از زبان علی

نویسنده: دکتر سید جعفر شهیدی
شادروان جعفر شهیدی در مقدمه ی این کتاب چنین می نویسد :

ماهها و می‏توان گفت ، سالهاست میخواهم قلم بردارم و صفحه ‏هایى پیرامون زندگانى امیر مؤمنان على (ع) بنگارم . هر بار که خود را آماده میکنم ، ندایى از درونم میشنوم: «آهسته باش !چه گستاخى!میخواهى در این میدان پهناور درآیى و بضاعت اندک خود را بنمایى؟نمیدانى مهتاب به گز پیمودن است و دریا را با مشت تهى نمودن.در میا! که عرصه سیمرغ نه جولانگه تو است.»
از خود پوزش می‏خواهم و قلم را به یک سو مینهم.دیرى نمیگذرد که دیگر بار شوق،عنان م‏یگسلاند و بیخواست من ، مرا میراند ، که آخر از مورچه و ران ملخ و پیشگاه سلیمان یادگیر .مگر نمی‏دانى در آستانه بزرگان از هر کس به اندازه توان او چشم مى‏دارند؟«خدایا!چه باید کرد؟»سرانجام به خود گفتم درست است که پرداختن به چنین کار در توان تو نیست،اما به خود منگر که بضاعتت چیست،بنگر که سخن درباره کیست.او دستگیر ناتوانان است و یاور درماندگان .از لطف خدا و سخن شاه اولیا مدد خواه!
شاید آن سان که در نهج البلاغه به گفته خود عنایتش بود و در ترجمه یاریت نمود،لطف از تو دریغ ندارد و موفقت گرداند،تا هدیه‏اى به دوستانش تقدیم کنى و بکوش تا آنجا که مى‏توانى از فرموده‏هاى او به پارسى برگردانى و على از زبان على بشناسانى.این بار آماده گشتم و این صفحه‏ها را نوشتم و کتاب را به شیفتگان على(ع)تقدیم میکنم.در خواندن آن به نارسائى نوشته من ننگرند،عظمت مقام على را در نظر آورند و به هر حال این ضعیف را از دعاى خیر فراموش نکنند.


7+

نويسنده / مترجم : دکتر سید جعفر شهیدی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 980 کیلوبایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 136

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب علی از زبان علی
4.75 (95%) 4 votes

وصایای امام علی(علیه السلام) به جوانان

278 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
   منبع اصلی این نوشتار نامه سی ویکم نهج البلاغه است که حاوی رهنمود های پدری نمونه به جوانی نمونه ودر حال رشد است. این نامه که از مشهورترین وصایای امیرالمومنین (علیه السلام) است و به قول سید رضی (علیه السلام) پس از مراجعت از « صفین» در محلی به نام «حاضرین » به فرزندشان حسن بن علی(علیه السلام) مرقوم داشته اند، شیعه وسنی به آن توجه کرده اند به طوری که دانشمند معروف اهل سنت، ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعید عسکری درباره آن گفته است : « اگر از حکمت عملی چیزی یافت شود که لازم باشد با طلا نوشته شود، همین رساله است که امام علی(علیه السلام) در آن جمیع ابواب علم وطرق سلوک وتمام منجیات ومهلکات وراه های هدایت ومکارم اخلاق واسباب سعادت وطرق رهایی از این مهلکه ها ووصول به بالاترین درجات کمال انسانی را با بهترین عبارت بیان فرموده است.»(1)
 
مخاطب امام علی(علیه السلام) در این رساله تنها فرزندش امام حسن(علیه السلام) نیست بلکه آن حضرت با سخنان حکیمانه خود به همه جوانان حقیقت جو توجه کرده است. گر چه غور در دریای بی کران معارف نهج البلاغه با بضاعت اندک ما سازگار نیست ولکن:
 آب دریا را اگر نتوان کشید                   هم به قدر تشنگی باید چشید
 با توجه به محدودیت صفحات، چند اصل مهم تربیتی را بیان ومتن کامل نامه را به خوانند گان محترم به ویژه نسل جوان واگذار می کنیم.
 1. تقوا وپاک دامنی:
مهم ترین سفارش امام(علیه السلام) به فرزند دلبندش ، تقوای الهی است ، آن جا که می فرماید:
واعلم یا بنی ان احب ما انت اخذ به الی من وصیتی تقوی الله (۲)
پسرم، بدان محبوبترین چیزی که از میان گفته هایم در این وصیت نامه به آن تمسک می جویی، تقوای الهی وپرهیز کاری است
 حصار مستحکم:
اهمیت وجایگاه تقوا برای جوانان آن وقت معلوم می شود که تمایلات واحساسات دوره جوانی مد نظر قرار گیرد. برای جوانی که در معرض طغیان غرایز واحساسات تند وشکوفایی خواهش های نفسانی وغریزه جنسی وتخیلات موهوم به سر می برد، تقوا به منزله قلعه وحصار مستحکمی است که او را از تاخت وتاز دشمنان مصون می دارد ومانند سپری است که ازاصابت تیرهای زهرآگین شیاطین باز می دارد. امام علی(علیه السلام) می فرماید:
اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز(۳)
بدانید ای بند گان خدا، تقوا دژی مستحکم وغیر قابل نفوذ است
 استاد مطهری(ره) می گوید: « نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دین داری است، از قبیل نماز وروزه ، بلکه تقوا لازمه انسانیت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی وجنگلی خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد. »(4)
 جوان همواره بین دوراهی قرار دارد وبه سوی دو نقطه متضاد کشیده می شود. از یک طرف، ندای وجدان اخلاقی والهام اورا به سوی خوبی ها سوق می دهد واز طرف دیگر غرایز درونی ونفس اماره و وسا وس شیطانی اورا به ارضای خواهش های نفسانی فرمان می دهد. در این جنگ وگریزتنها جوانی می تواند از این صحنه کشمکش ونزاع بین عقل وشهوت، خیر وفساد وپاکی وآلودگی به سلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان وتقوا مجهز کرده واز ابتدای جوانی به خود سازی وجهاد با نفس بپردازد.
 حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده ای قوی از آزمون سخت الهی سربلند بیرون آید وبه اوج عزت نایل شود. قرآن مجید رمز پیروزی یوسف(علیه السلام) درعرصه مبارزه با نفس را رعایت دو اصل مهم واساسی « تقوا» و« خویشتن داری» می داند ومی فرماید:
انه من یتق ویصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین (۵)
کسی که پرهیزگاری کند وشکیبایی ورزد، خداوند پاداش نیکو کاران را ضایع نمی کند
 تقویت اراده:
بسیاری از جوانان از ضعف اراده وفقدان قدرت تصمیم گیری شکایت می کنند وبرای درمان آن چاره جویی می کنند. آنان می گویند: برای ترک عادات زشت وناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما کم تر موفق شده ایم. امام علی (علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده ومالکیت نفس که نقش عمده ای در ترک گناه وعادات ناپسند دارد، یاد می کند ومی فرماید: آگاه باشید! خطاها وگناهان مانند اسب های سرکش ولجام گسیخته ای هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند وآنان رادر قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت وتقوا همانند مرکب های راهوار وآرامی است که صاحبانشان بر آن ها سوارند وزمامشان را به دست دارند وآنان راتا بهشت پیش می برند.(۶)
 
باید در نظر داشت که این کار شدنی است. افرادی که در این وادی قدم بنهند، مشمول الطاف خفیه الهی خواهند بود. چنان که قرآن کریم می فرماید:
والذین جاهدوا فینا لنهد ینهم سبلنا(۷)
آنان که درراه ما جهاد وکوشش می کنند، راه های خود را به آن ها نشان می دهیم
۲٫ فرصت جوانی:
بدون تردید یکی از عوامل مهم موفقیت وکام یابی، بهره برداری صحیح واصولی از شرایط وفرصت های مناسب است، که فرصت جوانی از اساسی ترین آن ها به شمار می رود. نیروی معنوی وقوای جسمانی، گوهر گران سنگی است که خداوند متعال در اختیار نسل جوان قرار داده است. بر این اساس پیشوایان دین همواره بر اغتنام فرصت جوانی تاکید کرده اند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید:
بادرالفرصه قبل ان تکون غصه (۸)
پیش از آن که فرصت از دست رود ومایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار
 
سعدی با الهام از سخنان بزرگان می گوید:
 جوانا  ره  طاعت   امروز گیر                         که فردا جوانی نیاید زپیر
قضا روزگاری زمن در ربود                        که هر روزش از پی شب قدر بود
 من آن روز  را قدر نشناختم                           بدانستم اکنون که در باختم
 امام علی(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه
لا تنس نصیبک من الدنیا(۹)
بهره ات را از دنیا فراموش مکن
می فرماید:
 لا تنس صحتک وقوتک وفراغک وشبابک ونشاطک ان تطلب بها الاخره (۱۰)
سلامتی وقدرت وفراغ بال وجوانی ونشاط خود را فراموش مکن، از آن ها در راه آخرت استفاده کن
 آن حضرت درباره کسانی که از نعمت جوانی بهره صحیح وکافی نبرده اند می فرماید: « آن ها در ایام سلامت بدن سرمایه ای مهیا نکردند ودر اولین فرصت ها زندگی درس عبرتی نگرفتند، آیا کسی که جوان است جز پیری انتظار دارد.» (11)
 سوال از جوانی :
جوانی ونشاط وبالندگی، نعمت بزرگی است که در روز قیامت از آن سوال می شود. در روایتی از رسول اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) نقل است که فرمود : در قیامت هیچ یک از بندگان، قدم از قدم بر نمی دارند تا از وی چهار سوال شود؛ از عمرش که آن را در چه راه بکارانداخته وچگونه فانی کرده است، ازجوانیش که آن را در چه راهی پایان داده است، از اموالش سوال می شود که از چه راهی به دست آورده ودر چه راهی خرج کرده است واز حب ودوستی با اهل بیت از وی سوال می شود.(۱۲)
 رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم) در کنار ایام عمر به طور جداگانه ای از جوانی نام برده اند که ارزش اختصاصی جوانی را می رساند. متاسفانه شرایط فوق العاده وفرصت استثنایی دوران جوانی کوتاه وزود گذر است وبلبل جوانی روزی از شاخسارعمر خواهد پرید. تا هست قدرش را بدانیم وآن را یک سرمایه شماریم. امام علی(علیه السلام) می فرماید:
شیئان لا یعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه (۱۳)
دو چیز است که قدر وقیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد: یکی جوانی ودیگری تندرستی
 3. خود سازی :
بهترین زمان برای تربیت وخود سازی، دوره جوانی است، زیرا صفحه دل جوان با زشتی ها وخصلتهای ناپسند شکل نگرفته و چراغ فطرت در دلش خاموش نگشته است . امام علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) چنین می فرماید:
انما قلب الحدث الارض الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته فبادرتک بالادب قبل ان یقسوا قلبک ویشتغل لبک (۱۴)
قلب نوجوان مانند زمین خالی است که هر چه در آن بیفشانی آن را می پذیرد، پس پیش از این که قلبت سخت شود وفکرت به امور دیگر مشغول گردد، به تعلیم وتربیت تو مبادرت کردم وهمت خود را بر تربیت تو گذاشتم
 عادات ناپسند در دوران جوانی ریشه دار نشده است، از این رو مبارزه با آن سهل وآسان است. جوانان باید از این امتیاز بزرگ به شایستگی استفاده کنند. امام خمینی(ره) بر ضرورت اصلاح در ایام جوانی تاکید می کردند. ایشان در یکی از سخنرانی های خود فرمودند: « جهاد اکبر، جهادی است که انسان با نفس طاغوتی خودش انجام می دهد. شما جوان ها از حالا باید شروع کنید به این جهاد. نگذارید که قوای جوانی از دستتان برود. هر چه قوای جوانی از دست برود، ریشه های اخلاق فاسد در انسان زیاد تر می شود وجهاد مشکل تر. جوان زود می تواند در این جهاد پیروز شود. پیر به این زودی نمی تواند. نگذارید اصلاح حال خودتان را از زمان جوانی به زمان پیری بیفتد.»(15)
 خاربن وخارکن:
استاد مطهری(ره) می گوید: « مولوی مثلی می آورد راجع به این که هر چه انسان بزرگ تر می شود صفات او قوی تر وریشه دار تر می گردد. می گوید: مردی خاری را در معبر کاشت ومردم از این بوته خار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند وسال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد وسال های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد. از طرفی درخت، سال به سال ریشه دارتر می شد واز طرف دیگر خود او سال به سال ضعیف تر میگردید؛ یعنی میان رشد درخت وقوت او نسبت معکوس برقرار بود. حالات انسان نیز مانند خاربن وخارکن است. روز به روز صفات در انسان ریشه های عمیق تری پیدا می کند واراده انسان را ضعیف تر می کند. قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیش تر است.»


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

نماز در کلام على‏علیه السلام

277 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
حضرت على‏علیه السلام بارها در نهج‏البلاغه از نماز و یاد خدا سخن به میان آورده که در کتابى به نام «نماز در نهج‏البلاغه» گردآورى شده است. ما در اینجا جملاتى را در مورد فلسفه ذکر و یاد خدا که مهمترین مصداقش نماز است از آن حضرت نقل مى‏کنیم:
مى‏فرماید: «اِنَّ اللَّهَ جَعَلَ الذِّکْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَالْوَقَرَه وَ تُبْصِرُ بِه بَعْدَ العَشوه» (31) خداوند ذکر و یادش را صیقل روحها قرار داد تا گوشهاى سنگین با یاد خدا شنوا و چشم‏هاى بسته با یاد او بینا شوند.
آنگاه حضرت در مورد برکات نماز مى‏فرماید:
«قَدْ حَفَّتْ بِهِم المَلائِکَه وَ نُزّلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکینَه وَ فُتِحَتْ لَهُم اَبْوابَ السَّماءِ وَ اُعِدَّتْ لَهُم مَقاعِدَ الکِرامات» فرشتگان آنان را در بر مى‏گیرند و آرامش بر آنان نازل مى‏شود، درهاى آسمان بر آنان گشوده و جایگاه خوبى برایشان آماده مى‏شود.
در خطبه‏اى دیگر مى‏فرماید:
«و اِنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَق وَ تُطلِقُها اِطْلاقَ الرَّبَق» (32) نماز گناهان را مثل برگ درختان مى‏ریزد و گردن انسان را از ریسمان گناه آزاد مى‏کند.
آنگاه در ادامه، تشبیهى جالب از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله نقل مى‏فرماید که: نماز همچون جوى آبى است که انسان روزى پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد، آیا دیگر آلودگى باقى مى‏ماند؟
در خطبه ۱۹۶ گوشه‏هایى از مفاسد اخلاقى همچون کبر و سرکشى و ظلم را برمى‏شمرد و سپس مى‏فرماید: درماین این مفاسد نماز و روزه و زکات است. آنگاه در مورد آثار نماز مى‏فرماید:
«تَسْکیناً لِاَطْرافِهِم، تَخْشیعاً لِاَبْصارِهِم، تَذْلیلاً لِنُفُوسِهِمْ، تَخْفیضاً لِقُلُوبِهِم، اِزالَهً لِلْخَیْلاءِ عَنْهُم اِنْ اَوْ حَشَتْهُم الْوَحْشَه آنَسَهُمْ ذِکْرک» نماز به همه وجود انسان آرامش مى‏بخشد، چشمها را خاشع و خاضع مى‏گرداند، نفس سرکش را رام، دلها را نرم و تکبر و بزرگ‏منشى را محو مى‏کند. به هنگام وحشت و اضطراب و تنهایى، یاد تو موجب انس و الفت آنها مى‏شود.
البتّه روشن است که همه مردم چنین بهره‏هایى را از نماز ندارند، بلکه تنها گروهى هستند که شیفته نماز و یاد خدا هستند و آن را با تمام دنیا عوض نمى‏کنند.

باز هم سیماى نماز
هر چه براى نماز گفته و نوشته شود حق آن ادا نمى‏شود و چگونه ممکن است عمودِ دین و پرچم اسلام و یادگار ادیان و انبیا و محور قبولِ همه اعمال در چند جمله بیان شود؟
نماز، برنامه هر صبح و شام است بهنگام صبح اولین کلامِ واجب نماز و بهنگام شام آخرین واجب، نماز است. پس آغاز و انجامِ هر روزت با یاد خدا و براى خدا است.
نماز در سفر یا وطن، در زمین یا هوا، در فقر یا غنى، رمز آنست که در هر کجا هستى و هر که هستى مطیع او باشى نه غیر او.
نماز، ایدئولوژى عملى مسلمان است که در آن عقائد و افکار و خواسته‏ها و الگوهاى خود را بیان مى‏کند.
نماز، استحکام بخشیدن به ارزشها و جلوگیرى از فروپاشى شخصیتِ افراد و اعضاى جامعه است که اگر مصالح ساختمان سُست باشد ساختمان فرو مى‏ریزد.
اذانِ نماز، شیپورِ توحید است که سپاه متفرّقِ اسلام را در یک صف و زیر یک پرچم فرا مى‏خواند و آنان را پشتِ سر امامى عادل قرار مى‏دهد.
امام جماعت یکى است تا رمز این باشد که امام جامعه نیز باید یکى باشد تا اداره امور متمرکز باشد.
امام جماعت باید مراعات ضعیف‏ترین مردم را بکند و این درس است که در تصمیم‏گیرى‏هاى جامعه مراعاتِ طبقه محروم را بکنید. پیامبر خدا بهنگام نماز صداى گریه طفلى را شنید نماز را به سرعت تمام کرد تا اگر مادر طفل در نماز شرکت کرده کودکش را آرام کند! (۵۲)
اولین فرمان بدنبال آفرینش انسان، فرمان سجده بود که به فرشتگان فرمود: براى آدم سجده کنید. (۵۳)
اولین نقطه زمین (مکّه و کعبه) که از زیر آب بیرون آمد و خشکى شد مکان عبادت بود. (۵۴)
اولین کار رسول خدا پس از هجرت به مدینه ساختن مسجد بود.
نماز هم انجام معروف است هم نهى از منکر. هر روز در اذان و اقامه مى‏گوییم «حىّ على الصلوه حىّ على الفلاح حىّ على خیر العمل» که همه امر به بالاترین معروف‏ها یعنى نماز است.
از سوى دیگر نماز انسان را از فساد و فحشا بازمى‏دارد: «اِنَّ الصَّلوهَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنکَر» (55)
نماز، حرکاتى است برخاسته از آگاهى و شناخت. شناختِ خداوند که به فرمان او و براى او و اُنس با او قیام مى‏کنیم و لذا قرآن ما را از نماز در حال مستى (۵۶) و کسالت (۵۷) نهى کرده است تا آنچه را در نماز مى‏گوییم با توجه و آگاهى باشد.
نماز، آگاهى‏بخش است. هر هفته روزهاى جمعه نمازجمعه برپا مى‏شود و قبل از نماز دو خطبه خوانده مى‏شود. این دو خطبه بجاى دو رکعت از نماز و به عبارتى جزئى از نماز است. خطبه‏هایى که به فرموده امام رضاعلیه السلام باید مردم را از تمام مسائل جهان آگاه کند.
شنیدن خطبه‏ها و آنگاه نماز خواندن یعنى آگاه شدن و بعد نمازخواندن.
نماز خروج از خود و پرواز بسوى خداست و قرآن مى‏فرماید:
«وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْت فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» (58) هرکس از خانه‏اش به قصد هجرت بسوى خدا و رسولش خارج شود و سپس مرگ او را دریابد پاداشش بر خداست.
امام خمینى مى‏فرماید: هجرت از خانه دل بسوى خدا، یکى از مصادیق آیه است، هجرت از خودپسندى و خودخواهى و خودبینى به سوى خداپرستى و خداخواهى و خدابینى بزرگ‏ترین هجرت‏هاست. (۵۹)
نماز به منزله اسم اعظم الهى بلکه خودِ اسم اعظم است.
در نماز، عزّت ربّ و ذلّت عبد مطرح است که این دو مقام بس عالى است.
نماز پرچم اسلام است. «عَلَمُ الْاِسْلامِ اَلصَّلوه» (60)
همانگونه که پرچم نشانه است، نماز نیز نشانه و علامت مسلمانى است. چنانکه پرچم مورد احترام است و اهانت به آن، اهانت به یک ملّت و کشور است، اهانت و بى‏توجهى به نماز نیز بى‏توجهى به کلّ دین است. چنانکه برپابودن پرچم نشانه حیات سیاسى و نظامى و قدرت است. در برپابودن نماز نیز این امور مطرح است.

نماز و قرآن
در مواردى قرآن و نماز در کنار هم آمده‏اند، مانند:
«یَتلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ اَقامُوا الصَّلوهَ» (61)
قرآن تلاوت مى‏کنند و نماز به پاى مى‏دارند.
و یا در جاى دیگر مى‏فرماید: «یُمَسِّکوُنَ بِالْکِتابِ وَ اَقامُوا الصّلوه» (62) به قرآن تمسّک مى‏جویند و نماز به پاى مى‏دارند.
گاهى براى نماز و قرآن، یک صفت آورده شده، چنانکه کلمه ذِکر هم به قرآن گفته شده است: «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکر» (63) ما ذکر را نازل کردیم. و هم فلسفه نماز شمرده شده است: «اَقِمِ الصَّلوهَ لِذِکْرى‏» (64) نماز را بخاطر یاد من به پاى دار.
جالب آنکه گاهى بجاى کلمه نماز کلمه قرآن آمده است، مانند آیه «اِنَّ قُرآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً» (65) که گفته‏اند مراد از قرآن الفجر، نماز صبح استبگذریم که خواندن قرآن بصورتِ حمد و سوره، یکى از واجباتِ نماز است و بحث نماز در اکثر سوره‏هاى قرآن، هم در بزرگ‏ترین سوره (بقره) و هم در کوچک‏ترین سوره‏ها (کوثر) آمده است.

نماز و قصاص!
نه تنها در اسلام، بلکه در همه ادیان الهى قانون قصاص مطرح است که طبق آن کیفر کسیکه گوش قطع کند آنست که گوشش بریده شود و کیفر کسى که دندان بشکند آنست که دندانش شکسته شود تا عدالت اجرا شود. یکى از موارد قصاص آنست که دست دزد باید قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و کف دست باقى مى‏ماند. زیرا قرآن مى‏گوید: «وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ» (66) محلّ سجده براى خداست.
چون انسان هنگام سجده باید کف دست خود را بر زمین گذارد لذا در کیفر سارق باید به مسأله نماز و سجده توجه داشت و کف دست او را قطع نکرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!

نماز و رهبرى
اگر نماز توسط رهبران الهى اقامه شود بساط ظلم و طاغوت را برهم مى‏زند. نماز عید امام رضاعلیه السلام آنچنان با هیبت و عظمت آغاز شد که حکومت ظالم بر خود لرزید و فهمید که اگر این نماز به پایان برسد حکومتِ بنى‏عبّاس نیز به پایان خواهد رسید. لذا مأمون دستور داد که امام را از وسط راه بازگرداندند.
دلیل آنکه نمازهاى امروز مسلمین اثرى ندارد آنست که به قسمتى از قرآن عمل شد و قسمتى فراموش شد. زیرا قرآن مى‏فرماید:
«وَاَقیمُواالصَّلوهَ وآتُوا الزَّکاهَ وَ اَطیعُوا الرّسُولَ» (67)
نماز به پاى دارید و زکات دهید و از رسول خدا اطاعت کنید.
امّا امروز بعضى نماز مى‏خوانند و زکات نمى‏دهند و بعضى اهل نماز و زکات هستند، ولى ولایت کفار را پذیرفته‏اند. به عبارت دیگر ایمان به خدا دارند، اما کفر به طاغوت ندارند و این ایمان ناقص است. در حالى که خداوند مى‏فرماید: «فَمَنْ یَکْفُر بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْاسْتَمْسَک بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى‏» (68) هرکس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به ریسمان محکم الهى چنگ زده است.
یعنى هم کفر به طاغوت و هم ایمان به خدا لازم است، در حالى که امروزه مسلمین برائت از کفر و طاغوت‏ها را فراموش کرده‏اند. لذا قرآن در مورد کسانى که به طاغوت مراجعه مى‏کنند مى‏فرماید: آنها خیال مى‏کنند که مؤمن هستند: «اَلَمْ تَرَ اِلىَ الَّذینَ یَزْعُمُونَ اَنَّهُم آمَنُوا»
نمازهاى مشکل‏گشا
اسلام سفارش مى‏کند هرگاه حاجت یا مشکلى داشتید، با خواندن نمازهایى مخصوص حلّ مشکل خود را از خدا بخواهید، که مناسب است در اینجا یک نمونه از آن نمازها را بیاوریم.

نماز جعفر طیّار
جعفر طیّار برادر حضرت على‏علیه السلام است که در هجرت به حبشه توانست با استدلال و رفتار مناسب خود دل نجاشى و عدّه کثیرى را به اسلام جذب کند و مؤسّسِ اسلام در قارّه آفریقا شود. او در جنگ موته دو دستش را در راه خدا داد و خداوند بجاى آن دو بال در بهشت به او داد و لذا به جعفر طیّار مشهور شد. هنگامى که جعفر از حبشه بازگشت، پیامبرصلى الله علیه وآله به او فرمود: آیا مى‏خواهى هدیه با ارزشى به تو عطا کنم؟ مردم گمان کردند که حضرت مى‏خواهد طلا یا نقره‏اى به او بدهد و لذا هجوم آوردند تا هدیه پیامبر را ببینند. اما پیامبر فرمود: نمازى به تو هدیه مى‏کنم که اگر هر روز آنرا انجام دهى، از دنیا و آنچه در دنیاست براى تو بهتر باشد و اگر هر روز یا هر جمعه یا هر ماه یا هر سال بجاى آورى، خداوند گناهان بین دو نمازت را (گرچه یکسال باشد) بیامرزد.
این نماز به سندهاى معتبر از شیعه و سنّى نقل شده است و نام اِکسیر اعظم و کبریت احمر به خود گرفته است.
امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: هرگاه مشکل یا حاجتى داشتید پس از خواندن نماز جعفر دعا کنید که انشاءاللّه مستجاب مى‏شود. نحوه این نماز در اوایل مفاتیح در اعمال روز جمعه پس از ذکر نمازهاى امامان معصوم آمده است.
البتّه این نماز یکى از دهها نماز مستحبى است که براى رفع مشکلات وارد شده است. اخیراً کتابى تحت عنوان نمازهاى مستحبى تألیف شده که حدود سیصدوپنجاه نماز مستحبى را با اسم و رسم آورده است و این خود از اهمیت نماز است که اینهمه تنوّع دارد و بهر مناسبتى نمازى وارد شده است.

قداست نماز
قداستِ نماز به قدرى است که زمانِ اجراى بعضى مراسم مانند قَسم و اداى شهادت، بعد از نماز قرار داده شده است.
قرآن در سوره مائده آیه ۱۰۶ مى‏فرماید: هرگاه کسى در سفر دچار بیمارى شد و در آستانه مرگ قرار گرفت، دو نفر مسلمان و یا غیر مسلمان را بر وصیّتِ خود گواه گیرد، لکن مراسم اداى شهادت باید پس از نماز باشد، یعنى آن دو نفر پس از اداى نماز حاضر شده و با قسم خوردن شهادت دهند که فلان مسلمان در مسافرت چه وصیت کرده است.
امروزه مرسوم است که مراسمِ قسم را در حضور قرآن و با دست گذاردن بر قرآن انجام مى‏دهند، امّا خود قرآن در این مورد مى‏فرماید: مراسم قسم پس از انجام نماز باشد!

جامعیّت نماز
خداوند، هم در آفرینشِ تکوینى و هم در دستورات تشریعى عالى‏ترین و کامل‏ترین برنامه‏ها را بکار برده است. مثلاً در آفرینش شیر مادر تمام ویتامین‏هایى را که نوزاد نیاز دارد در شیر مادر جمع کرده است.
اگر به آفرینشِ انسان نگاه کنیم مى‏بینیم آنچه در طبیعت وجود دارد در وجود انسان نیز قرار داده شده است.
اگر در طبیعت صداى رعد است، در انسان فریاد است.
اگر در طبیعت گیاه و نبات است، در انسان رویش مو است.
اگر در طبیعت رودخانه است، در انسان رگهاى ریز و درشت است.
اگر در طبیعت آب شور و شیرین است، در انسان اشک شور و آب دهان شیرین است.
اگر در طبیعت معادن بسیار است، در انسان استعدادهاى نهفته فراوان است.
شعرى است که به حضرت على‏علیه السلام نسبت مى‏دهند که فرمود:
أتزعم انّک جِرم صغیر
و فیک انطوى العالم الاکبر
اى انسان! تو گمان مى‏کنى جُثّه کوچکى هستى، درحالى که جهانى بزرگ در تو نهاده شده است.
نماز نیز یک هنرنمائىِ الهى است که خداوند تمام ارزشها را به نحوى در آن قرار داده است. چه کمالى است که براى انسان ارزش باشد اما در نماز یافت نشود؟
یاد خدا، یک ارزش و تنها وسیله آرام‏بخش دلهاست و نماز یاد خداست. «اللّه اکبر»
یاد قیامت یک ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز یادآور «یوم الدین» است.
در خطّ انبیا و شهدا و صالحان بودن یک ارزش است و ما در نماز از خدا مى‏خواهیم در «صراط الذین انعمت علیهم» قرار بگیریم.
انزجار و برائتِ خود را از ستم‏پیشه‏گان و گمراهان با جمله «غیر المغضوب علیهم ولاالضّالین» اعلام مى‏داریم.
عدالت که در رأس همه ارزشهاست در امام جماعت نماز لازم شمرده شده است.
پیروى از امام جماعت در نماز، یک اصلِ با ارزش اجتماعى است که بجاى خودسرى و تک‏روى تابع رهبرى عادل باشیم.
در انتخاب امام جماعت همواره توجه به ارزشهاست: عادل‏ترین، فقیه‏ترین، فصیح‏ترین،…
ایستادن رو به قبله یادآور ارزشهاى بسیارى است، مکّه شکنجه‏گاه بلال، قربانگاه اسماعیل، زادگاه على‏بن‏ابیطالب، پایگاه قیام مهدى، آزمایشگاه ابراهیم و عبادتگاه تمام انبیا و اولیاست.
در نماز هرچه هست تحرّک است، در هر صبح و شام، در رکوع و سجود و قیام، حرکت در رفتن به مسجد و مصلّى، پس ساکن و ساکت و گوشه‏گیر نباش، بلکه همواره در تلاش و حرکت باش، البتّه در جهت خداوند و بسوى او.
در نماز روح و جان انسان غبارروبى مى‏شود، نماز، غبار غرور و تکبر را مى‏ریزد، چون هر شبانه‏روز دهها بار بلندترین نقطه بدن را به خاک مى‏مالد. و سجده بر خاک بهتر از سنگ است که تذلّل در به خاک مالیدن است.
بر زمین و آنچه از زمین روئیده مى‏شود سجده کن، بشرط آنکه خوردنى نباشد تا به فکر شکم نیفتى!
بر زمینِ پاک سجده کن که از راه نا پاک نمى‏توان به پاکى و سرچشمه پاکى‏ها رسید.
گریه از خوف خدا یک ارزش است و قرآن سجده همراه با گریه را ستایش کرده است: «سُجِّداً وَ بُکِیّاً» (81)
نماز یک خط الهى است که از هنگام تولد تا لحظه مرگ براى ما ترسیم شده است:
نوزاد که بدنیا آمد در گوش راست و چپ او اذان و اقامه بگو که سفارش به نماز مى‏کند، «حىّ على الصلوه» و بهنگام مرگ نیز او را با خواندن نماز میّت دفن کن. در طول زندگى نیز همواره در حال عبادت و پرستشِ خدا باش. «واعبُد رَبّک حتّى‏ یَأتِیکَ الیَقِین» (82)
نماز پیوند انسان با طبیعت است. براى شناخت وقت نمازها خصوصاً صبح و ظهر باید به خورشید نظر کنى. براى بدست آوردن قبله به ستارگان توجه کنى، براى انجام نمازهاى مستحبى در ایام مبارکه به حرکات ماه دقت کنى. براى غسل و وضو به آب وبراى سجده وتیمم به خاک رو آورى.
این ارتباط میان نماز با خورشید و ماه و ستاره و آب و خاک بدست کدام طرّاح حکیم برنامه‏ریزى شده است؟
دیگر واجباتِ دین نیز به نوعى در نماز حضور دارند. نمازگزار همچون روزه‏دار حق خوردن و آشامیدن و رفع شهوت ندارد. نمازگزار همچون کسى که به حج مى‏رود کعبه قبله و محور کارهاى اوست. نمازگزار همچون کسى است که به جهاد مى‏رود، لکن به جهاد اکبر که جهاد با نفس است. نماز خود بالاترین امر به معروف و نهى از منکر است.
هجرت از مهم‏ترین ارزشهاى دینِ ماست و حضرت ابراهیم بخاطر نماز هجرت کرد و همسر و فرزند خود را در کنار کعبه گذارد و فرمود: «رَبَّنا اِنّى‏ اَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِیَّتى‏ بِوادٍ غَیْر ذى‏ زَرْعٍ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلوه» (83) پروردگارا! من فرزندانم را در بیابانى خشک ساکن کردم تا نماز اقامه شود.
جالب آنکه حضرت ابراهیم نمى‏گوید: براى برپاداشتن حجّ هجرت کردم، بلکه مى‏گوید: هدفم از هجرت اقامه نماز بود.
به هر حال خداوند تمام ارزشها را در نماز و با نماز و براى نماز قرار داده است.
اگر زینت و نظافت یک ارزش است، اسلام سفارش مى‏کند که: «خُذُوا زینَتَکُم عِنْدَ کُلِّ مُسْجِد» (84) به هنگام شرکت در مساجد خود را زینت کنید و زینت‏هاى خود را برگیرید. با لباس پاکیزه و معطّر وارد مسجد شوید.
چنانکه سفارش شده زنان به هنگام نماز، زیورهاى خود را همراه داشته باشند و با آنها خود را زینت کنند. (۸۵)
حتّى به مسأله مسواک توجه شده و در روایات مى‏خوانیم: نماز با مسواک، هفتاد برابر نماز بدون مسواک است. (۸۶) و فرموده‏اند قبل از رفتن به مسجد سیر و پیاز نخورید (۸۷) که بوى دهان شما دیگران را اذیّت نکند و مردم را از مسجد فرارى ندهد.
به هرحال این نمازِ اسلام است و این نمازِ ما. نمازى که یا نمى‏خوانیم، یا غلط مى‏خوانیم، یا بى‏توجه مى‏خوانیم و یا بدون جماعت و یا در آخر وقت!!
مساجد که زمانى ابراهیم و اسماعیل و زکریا خادمش بودند (۸۸) و مادر مریم نذر مى‏کند فرزندش خادم مسجد باشد، (۸۹) مى‏رسد به جائى که خادمانش غالباً افرادى از کار افتاده و پیر و مریض و فقیر و بى‏سواد و گاه بداخلاق هستند! راستى چرا غبارروبى حرم امام رضاعلیه السلام افتخار است، اما غبارروبى خانه خدا هیچ!
چرا باید مساجد ما به گونه‏اى باشد که هرکس وارد مى‏شود غم و اندوه و کسالت او را بگیرد؟ مگر مسجد عزاخانه است و یا مجلس فاتحه‏خوانى که همواره پارچه سیاه بر در مسجد آویزان باشد؟
البتّه بحمداللّه در چند سال اخیر حرکتى در مساجد پیدا شده و بسیارى از آنها مجهز به کتابخانه و صندوقِ قرض‏الحسنه و دیگر امور خدماتى شده‏اند.
چه زیباست حدیثى که مى‏فرماید: روز قیامت سه چیز از مردم شکایت مى‏کند: عالمى که مردم به او مراجعه نکنند، قرآنى که در منزل باشد اما تلاوت نشود و مسجدى که مورد بى‏اعتنایى مردم واقع شود. (۹۰)
سخن در باب مسجد بسیار است و اخیراً کتابى تحت عنوان سیماى مسجد در دو جلد تألیف شده است که جایگاه مسجد را در جامعه اسلامى روشن مى‏کند. اما در یک کلام مسجد در صدر اسلام محل اجتماع مسلمین براى تصمیم‏گیرى‏ها و مشورت‏ها، براى کسب علم و دانشها، پایگاه رزمندگان و جهادگران، محل رسیدگى به مشکلاتِ فقراء و بیماران، مرکز قیام علیه حکومت‏هاى ظالم و ایراد خطابه‏هاى تند علیه آنان بوده است.
همین جایگاهِ رفیع مسجد بوده است که در طول تاریخ، مسلمین بهترین معمارى‏ها را در ساخت مساجد خود بکار برده و براى اداره مساجد اموال بسیارى را وقف مى‏کرده‏اند، تا مساجد همواره آباد و سرپا باشند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

سوره بینه آیات ۸-۱

270 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

کدام آیه عظمت مولی را بهتر می شناساند؟

156 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
(یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس)
مهمتر از همه است زیرا خداوند می فرماید ای پیغمبر آنچه بسوی تو فرود آمده به مردم برسان که اگر نکردی وظیفه رسالتش را انجام نداده ای و خداوند ترا از مردم نگهداری می کند. و چنین تهدید عجیبی که اگر پیغمبر دستوری را تبلیغ نکند اصلا به وظیفه پیغمبری عمل نکرده و مثل این است که هیچ یک از عقاید و احکام را ابلاغ نفرموده باشد، در سراسر قرآن نظیر ندارد آنهم در حجه الوداع که اصول دین از توحید و نبوت و معاد و فروع آن تماما بمردم تبلیغ شده و سالهای است که بتمام دستورات و احکام از نماز ورزه عمل شده و خمس و زکوه پرداخته و مناسب حج را با پیغمبر انجام داده اند. غزوات بدر و خندق واحد را گذرانده اند، یعنی به وظیفه جهاد نیز عمـل کرده اند آنوقت چه دستور مهمی است که آنرا از ترس مردم تبلیغ نکرده و آن مردم کیستند که آنحضرت از آنها بیمناک است، در صورتیکه مشرکین مغلوب شده و فتح مکه، اسلام را بر همه نیروها و طوایف پیروز گردانیده است، بسیار روش این که این امر مهم جزو ولایت و نصب امیر المومنین به امامت و خلافت نمی تواند باشد که مطابق عقیده شیعه شرط قبول همه طاعات است بنابر این تمام دین بدون این شرط مقبول نیست پس اگر ولایت ابلاغ نگردید مثل اینست که وطیفه رسالت انجام نشده است و پیغمبر از خود مسلمانها خائف بود ه است که حسد و کینه آنها نسبت بشخص علی (ع) موجب اختلاف در دین و تزلزل ارکان اسلام نگردد.
والا در چند آیه قبل از این خداوند بمسلمین می فرماید:«الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم» از کفار نترسید که دیگر آنها مأیوس شده اند از آنکه بتوانند بدین شما صدمه بزنند. امیر مؤمنان در نهج البلاغه می فرماید: لم یوجس موسی حیفه علی نفسه بل خاف من غلبه الجهال و دول الضلال(یعنی موسی بر جان خویش نمی ترسید بلکه بیم داشت که نادانان غلبه کنند و حکومتهای گمراه روی کار آیند)
ترس پیغمبر بزرگوار اسلام نیز از این قبیل بود.

مقام علمی علی(ع)
مکرر مولا از علم خویش سخن گفته چه با اشخاص و چه در منبر مثل آنکه به کمیل فرمود(ان هیهنا لعلماّ جماّ) یعنی در اینجا( اشاره بسینه مبارکش کرد) هر آینه دانش بسیاری است یا در خطبه شقشقیه گفت «ینحدر عنی السیل و لایرقی الی الطیر» یعنی سیلهای دانش از کوهسار وجودم سرازیر می شوندو پرنده ای بر فراز قله هستی من بالا نتواند رفت. حال از شما آقایان می پرسم زمان خلافت آنحضرت دروه ایست که ایران و عراق و شامات و مصر و روم فتح شده است و دانشمندان این ممالک متمدن رفت  آمد به پایتحت علی دارند، خود مسلمانها نیزبا حرص تمام در علوم پیشرفتهای نمایانی حاصل نموده، در میان اهل کتاب از یهود و نصاری و دانشمندان زردشتی هم، علما و روحانین بزرگی پیدا می شوند علی روی منبر در مسجد عظیم کوفه خطاب بجمیع حضار نموده فریاد می زند سلونی قبل ان تفقدونی فلا بطرق السمإ اعلم منی بطرق الارض«هر چه می خواهید از من بپرسید که براههای آسمان داناتر از طرق زمینم» و از همه طرف سئوالات مختلف می شود و بهمه چیز پاسخ قانع کننده می دهد آیا سراسر تاریخ حیات بشر، دیگری را هم غیر علی نشان داد ه است که در برابر عموم مردم چنین ادعای عجیبی بکند و از عهده هم بر آید بعضی از کم خردان پس از وی به تقلید آنحضرت این ادعا را کردند و فی المجلس رسوا شدند.

نهج البلاغه شریف
نهج البلاغه قرآن دوم و یا دوم قرآنست آقای سید هبه الدین شهرستانی در کتاب المعجزه الخالده می نویسد انجمنی در هند از اساتید و ادبا تشکیل شده بود و در خصوص اینکه کسی نمی تواند مانند قرآن بیاورد گفتگو می شد استاد ادب عربی در دانشکده «علیگده» مسترکر نیکوانگلیسی مسیحی می گوید« قرآن برادر کوچکتر بنام نهج البلاغه دارد شما اول بشری پیداکنید که منندش بیاورد تا برسیم بخود قرآن» و باز همین آقا می گوید دانشمندی آلمانی بمن می گفت اگر امروز علی زنده بود و مانند همین بیانات و خطبه ها ایرا د می کرد مسجد کوفه از شاپوهای فرنگی پـر می شد که از اقطار عالم برای استماع سخنش گرد می آمدند.

مقایسه علی(ع) با پیغمبر اولوالغزم
۱-    کلیم خدا حضرت موسی ابن عمران بنص قرآن عرض می کند رب ارنی انظر الیک یعنی پروردگار من خود را بمن بنمایان که بسویت بنگرم جوا: لن ترانی(یعنی هرگز مرا نخواهی دید) شنید ولی از علی پرسیدند آیا پروردگارت را دیده ای؟ فرمود: کیف اعبد ربالم اره یعنی چگوه خدائی را که ندیده باشم میپرستم عرض شد چگونه دیده ای فرمود دیده ها بدیدار طاهری ویرا نبینند ولی دلها بحقایق ایمان او را می بینند.
۲-    حضرت ابراهیم پدر انبیإ عرض می کند پروردگارا بمن نشان ده که چگونه مرده را زنده می کنی؟ فرمود مگر ایمان نیاورده ای عرض کرد چرا ولی برای اینکه قلبم مطمئن شود، خداوند دستور کشتن چهار مرغ داده و بعد آنها را زند ه کرد تا وی آرامش دل حاص کند و علی می فرماید لو کشف الغطإ ما ازددت یقیاّ یعنی اگر پرده(بین ما و عوامل بعد از مرگ) برداشته شودبر یقینم افزوده نمی شود پس چنین شاهدی که نه تنها از علم پیغمبر و وحی آگاه است بلکه باب مدینه ان علم و ساقی کوثر دانش نبی است و دیگران باید از او بیاموزند و فرا گیرند از جنبه علمی خطا نمی کند و باشتباه نمی افتد.

خوابیدن درجای پیغمبر(لیله المبیت)
شبی که پیغمبر می خواست از مکه هجرت فرماید و تمام قبائل عرب برای قتلش همدست شده و شجاعترین مردان و جوانانشان را فرستاده بودند و آنها برحسب آداب عرب از اینکه شبانه بخانه اش هجوم ببرند امتناع نمود ولی خانه را محاصره کردند تا آنجناب خارج نشود و از پشت دیوار کوتاه منزل رختخوابش را زیر نظر و تحت مراقبت گرفتند در چنین وضعی یک فرد فداکار  لازم بود تا از جان خود گذشته در بستر پیغمبر بخوابد تا وی بتواند از شهر خارج شود، و تا صبح که آنان کشیک دادند خود را به پناهگاهی برساند و بدیهی است که چنان کسی که برختخواب رسو ل اکرم می رود وسیله نجات او و معطل ماندن  و بیخبر نگاه داشتن محاصره کنندگان می شود باید خودرابرای شمشیر برنده آن درندگان خونخوار آماده نماید، و چنان ازجان گذشته ای جز علی نبود و خداوند این فداکاری علی را ستود و من الناس من یشری نفسه ابتغإ مرضاه الله و الله رؤف بالعباد ۲۰۷ بقره. در تمام غزواتیکه با پیغبر بود چنان بی باکانه بسوی مرگ می شتافت که دلاورترین دلاوران جهان به حیرت و تعجب و تحسی و امی داشت مأمون خلیفه دانشمند عباسی. طبق نقل عقدالفرید وقتی در برابر چهل تن از برجسته ترین علمای بغداد که بزرگترین دارالعلم دنیا در آنزمان بود بمناظره پرداخت و برفضلیت امیر المؤمنین بر صحابه ( و در حقیقت بر جمیع خلق خدا) استدلال می نمود از جمله گفت « بعد از شهادتین هیچ عمل صالحی از جهاد بخصوص در صدر اسلام برتر نیست و در جمیع غزوات علی از همه برتر بود.»

علی (ع) در بدر و حنین
مثلا جنگ بدر که نخستین غزوه مسلمین بود و پشت کفر را شکست و پشت اسلام را راست کرد از شصت و دو نفریکه از مشرکین کشته شدند بیست ودو نفر را که برجسته تر بودند علی کشت و چهل نفر دیگر را تمام قشون اسلام به کمک علی. در غزوه حنین، وقتی مسلمانان فاتح از مکه برگشته وارد دره حنین شدند بطوری قبائل مختلف عرب از نقیف و هوا زن و غیر آنها بر مسلمین حلمه بردند که وحشت عجیبی برآنها مستولی گردیده و رو بفرار نهاده پیغمبر را گذاشتند و رفتند فقط هفت نفر باقیمانده و در حقیقت، بآنحضرت پناه بردند و علی تنها می جنگید تا دشمن را عقب زد و به مسلمانها نیرو بخشید تا برگشتند و غالب شدند.

علی (ع) و دیگر غزوات
مأمون  بعنوان نمونه این دو غزوه را که اولین و آخرین جنگ با مشرکین است انتخاب نموده است در هرکدام از این دو پیکار اگر مسلمانها شکست می خوردند نامی از اسلام نمی ماند؟ و اگر علی نبود شکست حتمی و اجتناب ناپذیر بود و گرنه در تمام غزوات جانبازی عـلی و مردانگیهای بی مانندش پرچم اسلام را برافراشته و بیرق کفر را سرنگون می ساخت مگر در احد نبود که خواص صحابه، پیغمبر را تنها گذاشته و رو به فرار نهادند؟ جز علی که پروانه وار دور شمع وجود پیغمبر می چرخید و دسته های مهاجم را عقب میراند در خندق جز او که بود که در برابر مبارز طلبی آن غول کوه پیکر و جنگجوی شجاع و مشهور عرب عمر و بن عبدود قد برافراشت و با کشتن او وحشتی در قلب احزاب که آنطرف خندق بودند افکند تا شبانه فرار کردند.بی سبب نیست که پیغمبرفرمود یک شمشیر زدن علی در روز جنگ خندق از عبادت جن و انس تا روز قیامت افضل و بهتر است. اینها جنگهای دوره جوانی او است، موقعی هم که موی سر و ریش مبارکش سفید شده بود همین نشاط و حرارت و مجاهدت را برای جانبازی داشت در غزوات جمل و نهروان و صفین نیز همان مردانگی و شهامت  و مرد افکنی جوانی را داشت و عشقش بشهادت شدیدتر گشته بود.

تطمیع نیز مانند تهدید در علی(ع) بی تأثیر است
اما تطمیع، بزرگترین معشوق و معبودآدمی ثروت و مقام است و علی کسی است که حتی از دسترنج خود هرچه تحصیل کرد بمستحقین بخشیده و هیچ شبی را سر بر بستر ننهاده مگر اینکه هر چه داشته قبلا انفاق فرموده است علی باغات فراوانی با آب چاه بوجود آورد و قنواتی حفر کرد، گمان می کنم در حصوص قنات ینبع بودکه خواندم وقتی با کلنگی همی زد و آب فوران کرد، از قنات بالا آمد و فرمود بوارثانم مژده دهید که از این ثروت سرشار سهمی ندارند و من آنرا وقف زائران خانه خدا نمودم علی بحاکم بصره عثمان بن حنیف می نویسد:
« پیشوای شما از دنیا بدو جامه ژنده و از خوراکش بدو گرده نان جوین قناعت نموده است…
سوگند بخدا که خرده طلائی نیندوخته و از غنیمتهای آن پس اندازی ندارد» علی که تا آخر عمر به نان جو و جامه کهنه اکتفا کرد حتی آنگاه هم که زمامدار کشور پهناور اسلام شد، همچنین نسبت بجاه و مقام بی میل و بی اعتنا بوده است.

علی (ع) بعد از پیغمبر حتی پس از شیخین بخلافت رغبت و بعد از عثمان از آن نفرت داشت.
آری پس از پیغمبر بسیار علاقمند بود که همانطور که خدا و پیغمبر معین فرموده اند جانشین پیامبر شود و دنبال کارهای آنحضرت را در تربیت بشر و تزکیه نفوس و تهذیب اخلاق عمومی و اصلاحات اجتماعی بگیرد و سخت متأثر شد که نگذاشتند وصیت رسول اکرم عملی شود ولی بعد از آنکه دیگران بر منبر پیغمبر نشیتند و افکار عوض شد و بسیاری از حقایق دینی از میان رفت و حق و باطل درهم آمیخت و ارزشهای اجتماعی تغییر کرد و خلاصه رشته تربیتی پاره شده و کاربه مجرای دیگری افتاد، دیگر هیچکس ندید که علی رغبتی برای زمامداری مسلمانان از خود نشان داده باشد و یا اظهار تمایلی بخلافت نموده باشد.

رعایت مصلحت اسلام و صبر بر شدائد
علی در تمام مدت خانه نشینی اش هیچگاه از مصالح عالیه کشور و ملت اسـلامی غلفـت نمی فرمود و با شجاعت و شهامت بی مانندش برای رعایت مصلحت اسلام و مسلمین در برابر ستمهائی که بر او وارد می شد صبر میکرد. می دید مقامیش را بنا حق تصرف کرده و حقوقش را غصب و میراثش را نهب و غارت می کنند او باتألمات روحی شدید مانند کسیکه لقمه در گلو و خاشاک در چشمش مانده باشد خاموش میماند و دست بشمشیر نمیبرد، و باز خلیفه اول هنگام مرگش عروس خلافت را بدامان دومی انداخت بازشکیبا ماند و خلیفه دوم حق غصب شده علی را بشوری وا گذاشت و او را که خدا و پیغمبرش بلند کرده بودند پست کرد و در ردیف طلحه و سعد و قاص و عبدالرحمن بن عوق قرار داد، علی این توهین و تحقیر را تحمل کرد و بمنظور حفظ وحدت جامعه اسلامی دم برنیاورد و موقعیکه عبدالرحمن عوف دست بدست علی زد و گفت با تو برکتاب خدا و سنت پیغمبر و روش دو پیرمرد(ابوبکر و عمر) بیعت می کنم علی گفت کتاب خدا و سنت پیغمبر درست، اما رویه شیخین را نمی پذیرم و مقلد آنها نمی شوم بلکه خودم عقیده و رائی دارم.

علی (ع) از زمامداری گذشت تا آنچه را حق نمی دانست امضا نکند.
دقت بفرمائید عثمان برای رسیدن به مقام خلافت این شرط را پذیرفت که بر روش آن دو خلیفه برود ولی نه تنها مانند آنها نبود بلکه بکتاب خدا و سنت پیغمبر نیز عمل نکرد. او نه تنها خودش کاخهای مجلل ساخت و اثاثه فاخر و زندگی پرتجمل داشت بحدی که همین عبدالرحمن بن عوف شهوهر خواهرش که در بیعت کردن با او پیشقدم شده او را بخلافت رسانده بود در سر سفره اش بوی اعتراض نمود و از او چنان کتک و لگدی خورد که پس از چند روز جان سپرد. بعلاوه دست تمام عمال و خویشانش از اراذل و اولادش بنی امیه را باز گذاشت تا هرچه بخواهند از بیت المال مسلمین و اموال عمومی و حقوق مردم بینوا و بی پناه بچاپند و حیف و میل نمایند، ولی علی که در تقوی و زهد بمراتب از شیخین برتر و بالاتر بود و اگر بر روش آندو رفتن را هم قبول میکرد احدی نمیتوانست بر او اعتراض کند با اینحال فقط چون روش انها را حق نمی دانست و نمی پسندید قبول نکرد و با صراحت رد نمود و با رد هم یک کلمه از زمامداری ممالک پهناور اسلام چشم پوشید. بنابر این بعد از شهادت قولی و عملی پروردگار بر حقانیت دین اسلام و صدق پیغمبر خاتم (ص) با شهادت مردی چون علی(ص) که نه در علمش خطا و اشتباه تصور می رود و نه در عمل ممکن است تحت تأثیر تطمیع و تهدید واقع شود، کاملا مدعا ثابت می شود. این از لحاظ قضائی و بروش اثبات دعاوی درمحاکم است ولی شما ازهر طریق دیگر هم که بخواهید مطلب را بررسی نمائید باز وجود مبارک علی برهان قاطعی بر حقانیت این دین شریف خواهد بود مثلا در انجیل است « که هر درختی را از میوه اش بشناسید» البته که این گفتار بسیار پر مغز و متین و حکیمانه است. حال آیا دینی که ثمره اش علی و همسر و فرزندانش باشند می تواند در حقانیتش تردید کرد؟

نمونه دادگستری مولی
حال بدادگستری علی بنگرید کسیکه مملکت انوشیروان یکی از استانهای کشور پهناور او محسوب می شود از استاندار خود بازخواست می کند و نامه ای مفصل باو می نویسند که چرا دعوتی را پذیرفته است که مهمانانش توانگران بوده و فقرإ محروم بوده اند و در همان نامه می گوید پیشوای شما منم که تمام جامه ام یک پیرهن و یک زیر جامه مندرس است و خوراکم شبانه روز دو گرده نان جو نیز می نویسد «اگر بخواهم می توانم از مغز گندم و عسل مصفی خوراک و از ابریشم پوشاک برای خود فراهم نماید ولی محال است که هوس بر من غالب شود و میل و آز بانتخاب طعامها بکشاندم با اینکه شاید در دورترین نواحی کشورم مانندحجاز ویمامه کسی گرسنه بوده و بغذای خوب دسترسی نداشته باشد»

شمه ای از برنامه زندگی علی(ع)
زمامداریکه کشوری بآن عظمت را اداره می کند در تمام شب، یا صدای دعاو قرآن و نمازش بلند است و ریشش را بدست گرفته در محراب عبادش همچون مارگزیده بخود می پیچد و گریه می کند و فریاد میزند « ای دنیا غیر علی دیگری را بفریب که من ترا سه طلاقه کرده ام که رجوع در آن ممکن نیست» و از خوف خدا غش می کند یا غذا برای بیوه زنان و یتیمان و بینایان بردوش می کشد و در خانه ها میبرد، اما روز تا صبح می دمد خودش اذان می گوید و امام جماعت است و پس از آن قاضی است و در دکه القضا برتق وفتق امور می پردازد و حل و فصل دعاوی می کند، بطوریکه تا هنوز هم محاکم قضایی جهان را با عجاب و تحیر واداشته است، و خود خطیبی بلیغ است و تنها او است که مستمعش همام از تاثیر سخنش در وصف پرهیزگاران صیحه ای زد و افتاد و مرد. و باز همین عابد شب زنده دار و همین پیشنماز باتقوی و همین واعظ و عالم با عمل و همین قاضی لایق و دادگستر، سر فرمانده قشون است و در میدانهای جنگ جمل و صفین و نهروان و درسن پیری صفها را می شکند و خود و زره بر سر و تن دلاوران می شکافد و گاه بر فرق و گاه بر میان می زند و تنهای غرق در اسلحه را از قدو یا از کمر بدونیم می کند و زهره شیر از هیبش اب می شود علاوه بر جنگهاییکه در دوره جوانی در رکاب پیغمبر می کرد و همه میدانیم و با اینهمه وظائف سنگین و کارهای بزرگ و فراوان شکمش از نان جو سیر نمی شود و جامع کرباسش را بقدری وصله میزند که از وصله زننده اش حجالت می کشد و بجای کاخی مجلل در کوخی گلین زندگی می کند. در وصیتش از بن ملجم فراموش نمی کند و فرزندانش را اکیدا توصیه می فرماید که اگر باین زخم مردم هرگاه بتوانید خود را راضی کنید از او درگذرید و وی راعفو کنید که نزدیکتر بتقوی است و اگر دلتان راضی نشد که او را ببخشید فقط در برابر ضربتی که زده یکضربت بیشتر بر او نزنید، در مدت بیماریش دستور مید اد که از غذا دادن بقاتلش غفلت نکنند و گاهی ظرف پر از شیری را بر میداشت و میفرمود باو بدهید که گرسنه نماند این است که شهریار می گوید- تو خدائی مگر ای دشمن دست؟ – آیا چنین عدالتی هم گوش بشر شنیده و چشمش دیده است؟ آیا انبیائی که بسلطنت رسیدند امثال داود وسلیمان قابل قیاس باعلی هستند؟ نه بخدا قسم ابتدا نمی توان آنها را با همان مقام نبوتشان در برابر علی قرار داد تا چه رسد بافراد عادی.
دادخواهی عجیب
زمامدار مقتدری که پیشوای مذهبی مسلمین نیز هست از یکی از رعایای پستش که کافر است شکایت بقاضی می برد در دوران زمامداریش زره اش را در دست مردی نصرانی شناخت و نزد شریح قاضی رفت و دادخواهی کرد، شریح پس از احضار نصرانی و انکار نمودنش بحضرت گفت شما باید شاهد بیاورید که زره از شما است، حضرت فرمود رسم قضا همین است ولی من شاهد ندارم، شریح گفت پس نمی توانیم زره را بگیریم و نصرانی را مرخص کرد، او زره را برد و حضرت بدنبال سر او نگاه میکرد آنمرد چند قدمی که رفت برگشت و عرض کرد زره از شما است و من بعد از جنگ صفین در بین راه از روی شتریکه از شما بود افتاد برداشتم و با دیدن این عدالت اسلام آورد و از یاران با وفای آنحضرت شد.

داستانی دیگر
در خلافت عمر با یکنفر یهودی اختلاف پیدا کرد و نزد شریح بمرافعه آمدند، عمر بحضرت گفت ای اباالحسن برابر طرفت بنشین حضرت متغیر شد ولی چیزی نفرمود تا گفتگو تمام شد عمر که تغیر حال آقا را دریافته تبود عرض کرد شما ناراحت شدید که در مقابل یکنفر یهودی نشستید، آن بزرگوار فرمود ناراحت شدم ولی نه برای آنچه گفتی بلکه باین جهت که مرا با احترام اسم بردید و او را بنامش صدا کردید و این برخلاف عدالت بود. این است تفاوت عدالت و عدالتخواهی علی با عدالت سایر افراد بشر همچنین است سخاوت و یا شجاعت که نمی توان بخشندگی و یا دلیری امیر المؤمنین را از سنخ سخا و شجاعت دیگران دانست.

بخشندگی علی (ع)
تاریخ نام بخشندگانی از عرب را هم در جاهلیت و هم در اسلام ثبت کرده است ولی هیچیک از بخشندگان عرب و غیر عرب شباهتی بعلی ندارد.
علی از لحاظ خانواده فرزند بزرگترین شخصیت بطحا(شیخ الاباطح) جناب ابوطالب است و نیز قبیله اش، قریش ممتاز ترین قبائل می باشد و باز در این قبیله از برجسته ترین بطون یعنی بطن هاشم است شخصیت خودش از حیث دانش وسیع و تقوای بی نظیر و سایر فضائل اخلاقی و دامادی و برادری و خویشی با پیغمبر و محبوبیت فوق العاده اش در نظر آن بزرگوار او را بعد از پیغمبر بزرگترین فرد جامعه اسلامی قرار داده است.
با اینهمه مانند یک کارگر عادی کار می کند و با کار بسیار و مستمر و زحمت فوق العاده قنواتی احداث و چاههای آب حفر و باغاتی بوجود آورده است و از غنائم جنگ هم سهم داشته است ولی این عایدات را در راه خدا میداد و خودش حتی در زمان خلافتش با دو تکه جامه ژنده و شبانه روز با دو قرص نان جو سبوس نگرفته قناعت می کردو چه بسا که همان نان جو راهم می بخشید و گرسنه می ماندو خانواده اش از او پیروی می کردند و اتفاق افتاد که سه شب متوالی بترتیب مسکینی و یتیمی و اسیری هنگام افطار سر رسیدند و هر سه شب علی و افراد خانواده اش تنها خوراکشان را بسائل دادند و خودبا آب افطار کردند و با همان آب روزه گرفتند بدیهی است که جز خداوند هیچ زبان و بیانی قادر بر ستایش چنین سخائی و ایثاری نیست.

شهامت و شجاعت بی نظیر
هیچ مردی با آن دلیری و نیرومندی خارق العاده مانند او از جنگ پرهیز نداشت در هر یک از جنگهای جمل و صفین و نهروان کوششهای بسیار کرد تاخونی بر زمین نریزد در جنگ صفین که معاویه آب را بروی او و سپاهیانش بسته بود علی می کوشید تا با مذاکره معاویه را وادار بعدم ممانعت کند و او حاضر نمی شد تا قشون بفریاد آمد که آقا می خواهی پیش از جنگ ما را بهلاکت رسانی آنگاه ناچار دستور حمله داد و آب را گرفت ولی او آب را بروی معاویه و لشگریانیش نبست در همین جنگ پیش از برخورد با دشمت بسپاهیانش چنین سفارش می فرماید:
« تا آنان جنگ با شما را آغاز نکرده اند شما به پیکار با آنها نپردازید» آنگاه سفارشاتی درباره کسانی می کند که از جنگ پشت کرده یا زخم خورده یا دیگر قادر بدفاع از خودنیستند که آنها را نکشند و صدمه نزنند مخصوصا راجع به زنها توصیه می فرماید که آزاری به آنها نرسانید هر چند به اعراضتان فحش و بفرمانروایانتان دشنام دهند.
رفتار جوانمردانه و بزرگوارانه ای که با پیمان شکنان جنگ جمل کرد براستی شگفت انگیز و حیرت آور است و جز رفتار پیغمبر بعد از فتح مکه و نظیر و شبیهی در تاریخ بشر ندارد کسانیکه بر روی امام بر حق شمشیر کشیده و کمر به قتلش بسته بودند و کشتاری عظیم نموده از هیچ جنایتی فروگذار نکردند پس از شکست بر مرگ آنها سخت متأثر شد و معامله مسلمان با آنها فرمود و اموالشان را بوارثانشان بازگرداندو مخصوصا با عایشه که اساس فتنه و ام الفساد بود چنان محترمانه سلوک فرمود که احدی تصور نمی کرد و درجواب معترضان فرمود ولها حرمتها الاولی و الحساب علی الله یعنی احترام نخستینش را که همسر پیغمبر بوده است باید داشت و حسابش بر خداست رفتارش را در جنگ خندق با عمر و بن عبدود همه شنیده ایم که وقتی روی سینه اش نشست تاسر نحسش را جدا کند او آب دهان بصورت مبارک مولی انداخت حضرت فوری برخاست و پس از مدتی دوباره برای انجام مقصود برگشت و عمر  علت را جویا شد فرمود نخواستم قصد تشفی نفس با نیت من بیامیزد- گفت من تیغ از پی حق می زنم بنده حقم نه مامور تنم- آیا سایر دلاوران و کشور گشایان نامور تاریخ از این نوع فضائل صفات و مکارم اخلاق هم بهره ای داشته اند شهامت و شجاعت علی و فداکاری او را باید پیغمبر بستاید که در روز خندق فرمود« یک ضربت علی برتر از عبادت جن و انس تا رستاخیز است» و باید جبرئیل بستاید که در احد آوازش میان زمین و آسمان پیچید که « جوانمردی جز علی و شمشیری جز ذوالفقار نیست» و باید خدا بستاید که چنین ستود و من الناس من بشری نفسه الخ و همچین است سایر اوصاف برجسته و فضائل اخلاقی مولی که فقط زبان وحی و بیان پیغمبر از عهده ستایش آنها بر می آید.

فرد فرد انبیا را هم نمی توان با علی (ع) مقایسه کرد
زیرا پیغمبران حتی اولوالعزم و صاحبان شرایع هر کدام در یک یا دو صفت برجسته و ممتازند ولی علی(ع) به تنهائی جامع جمیع همان صفات برجسته و ممتاز می باشد و این عین فرمایش پیغمبر است مرحوم علامه امینی اعلی الله مقامه در جلد سوم الغدیر از معتبرترین کتب شیعه و سنی از چندین طریق با اختلاف تعبیر از پیغمبر نقل کرده و سید جلیل سید شرف الدین قدس سره در مراجعه ۴۸ از کتاب مراجعات از صحیح بیهقی و مسند احمد حنبل نقل فرموده و در پاورقی افزوده است که ابن ابی الحدید در جلد چهارم شرح نهج البلاغه و امام فخر رازی ذیل آیه مباهله از تفسیر کبیرش حدیث را نقل و تصریح نموده که موافق و مخالف آن را مقبول و مسلم داشته و جمعی دیگر از بزرگترین علمای سنت که نامشان در الغدیر و مراجعات آمده است همگی نقل نموده اند که پیغمبر اکرم فرمود:
« هر کس بخواهد به آدم درعلمش بنگرد و به نوح در حکمتش و به ابراهیم در حلمش (یا در خلتش) و به موسی در هیبتش (یا در صولت و شدتش) و به عیسی در زهدش ( یا در پارسائی و عبادتش) و به محمد (ص) در تمامیت و کمالش پس به علی بن ابیطالب بنگرد»
آیا ستایشی از این بالاتر می شود که برجسته ترین اوصاف انبیا عموماً و تمامیت و کمال پیغمبر بعلی ۰ع) منتقل شد بنابر این لازم است که عموم کمالات پیغمبر را آن حضرت داشته باشد فقط تفاوت میان آن دو بزرگوار در این است که محمد(ص) از جانب خدا و علی (ع) از جانب محمد(ص) منصوب و معین گردید این است که پیغمبر او را برادر خود ساخت و دوبار با او عقد برادری خواند و خداوند در آیه مباهله نفس پیغمبرش نامید- لک ذت کذاته حیث لولا انها مثلها لما آخاها.

مردم دیگر لایق حکومت علی (ع) نبودند
فسادیکه بر اثر خلافت آن سه خلیفه در جامعه اسلامی شایع شد مردم دیگر لایق حکومت علی نبودند بلکه حاکمی ستمگر فریبکار و پلید می خواستند مولی در یکی از خطبه ها می فرماید« هان بخدا قسم بر شماآن جوان قد بلند متکبر ثقیف مسلط  خواهد شد» آنگاه حجاج را محاطب ساخته می گوید« بیا- یا بیار آنچه باید برای این مردم بیاری ای ابا و ذحه»
آری بعد از علی دیگر مسلمین فرمانروای خوب ندیدند (حکومت حضرت حسن هم که دوام نیافت) بیست و پنج سال حکومت خلفای سه گانه مسلمانها را فاسد کرده بود، درست است که این فساد بیشتر در حکومت عثمان پدید آمد و شیخین ظواهر را تا حدی حفظ می کردند و از این جهت قابل قیاس با عثمان نیستند ولی باز کار آن دو پیر مرد عیوبی دارد که در کار عثمان نیست:
اولا غصب خلافت بوسیله آن دو انجام یافت و خشت اول را آنها کج گذاشتند وعثمان چنین جربزه ای نداشت.
ثانیا خلافت عثمان مولود خلافت آنها و نتیجه کارآنها و نقشه انها و محصول شورای عمری بود.
ثالثا چون وجه و عنوان شیخین بمراتب بیش از عثمان و امثال عثمان بود کارهای خلاف آنها در جامعه اثر بد می گذاشت و برای دیگران سرمشق می شد و مردم را در هتک حرمت دین و ارکان دین جری می ساخت مثل اینکه معاویه در نامه اش به محمد بن ابی بکر می نویسد ما نسبت بعلی هر چه می کنیم از پدرت تبعیت می نمائیم و آنها را توضیح می دهد یا می گوید من اگر یزید را بجانشینی برگزیدم و آنها را توضیح می دهد یا می گوید من اگر یزید را بجانشینی برگزیدم ابوبکر هم ععر را برگزید یا مصعب بن زبیر می گفت اگر برادرم عبدالله آتش آورد که بین هاشــم را در دره ای که محصور بودند آتش بزند مقصودش تهدید بود همچنانکه عمر آتش آورد که خانه زهرا را آتش بزند و نیز عثــمان بمردم می گفت کارهای مرا عمر هم می کرد و شما دم نمیزدید و راست می گفت و خلاصه پایه ناروائیها و خلافها را این دو پیر مرد گذاشتند که خود اهل سنت همه را نوشته اند و شرح آنها مجالی وسیع می خواهد و از بدترین کارهای این دو خلیفه میدان دادن به بنی امیه بود با اینکه دشمنی آنها را با اسلام و پیغمبر میدانستند و علاوه بر حکومت عثمان معاویه در سایه الطاف آنان بتدریج بر چهار استان آباد و مهم ممالک اسلامی تسلط یافت  1- شام و سوریه۲- اردن ۳- فلسطین۴- حمص و هر استانی صد هزار قشون داشت که سر فرمانده همه آنها معاویه شد گفتیم علی بسیار علاقه داشت بعد از پیغمبر و بعد از ابوبکر نیز حتی بعد از عمر زمام امور را بدست بگیرد ولی پس از عثمان که فساد به نهایت رسیده بود ابدا راضی بزمامداری نبود ولی بر او تحمیل کردند  و او احساس وظیفه نمود و پذیرفت.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب آثار دکتر علی شریعتی در ۳ جلد

208,427 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

کتاب آثار دکتر علی شریعتی در ۳ جلد
جلد۱: علی حقیقتی بر گونه اساطیر
جلد۲: مکتب،وحدت،عدالت و علی
جلد۳: بازگشت به خویشتن


1+

نويسنده / مترجم : دکتر علی شریعتی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 843K
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 118

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد