خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

دانلود کتاب جنبش بابیه از دیدگاه عصب شناسی الهیات

1,200 views

بازدید

دانلود کتاب جنبش بابیه از دیدگاه عصب شناسی الهیات
۴ (۸۰%) ۴ votes

دانلود رایگان کتاب جنبش بابیه از دیدگاه عصب شناسی الهیات

تشخیص تجربه اصیل دینی از غیر اصیل آن بر اساس تنوع ادیان و مذاهب مختلف جهان یکی از چالشهای مهم قرن حاضر برای برخورد با بیماران اسکیزوفرنی پارانویا در مضمونهای دینی می باشد و در اینجاست که الهیات باری دیگر می تواند به نقش آفرینی پردازد و گرد و غبار تاریخ را از چهره خود بزداید و به کمک انسان های گرفتار در توهمات و هذیانات آید . با مطالعه بررسی های منتشر شده از علم پزشکی در می بابیم که تنها تعداد بسیار اندکی پژوهش با استفاده از رشته های عصب شناختی رفتاری و روان شناسی عصب شناختی ( نوروپسیکولوژی ) مدرن در زمینه افراد با علائم سایکوتیک و تجارب دینی انجام پذیرفته است …… کتاب جنبش بابیه از دیدگاه عصب شناسی الهیات این موضوع را شرح داده .


3+

نويسنده / مترجم : دکتر علی اکبر ضیایی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 1.2 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 125

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب جنبش بابیه از دیدگاه عصب شناسی الهیات
4 (80%) 4 votes

دستگاه عصبی انسان

3,737 views

بازدید

دستگاه عصبی انسان
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
 جانداران پر سلولی، برای ایجاد هماهنگی بین اندامهای مختلف بدن خود نیاز به دستگاههای ارتباطی دارند.  دستگاه عصبی با ساختار و کار ویژه‌ای که دارد در جهت ایجاد این هماهنگی بوجود آمده و تکامل یافته است.  این دستگاه بدن را در برابر تغییرات محیط خارج و تغییرات داخلی بدن هماهنگ و سازگار می کند و برای این کار، در بعضی موارد از کمک غدد درون ریز هم بهره می گیرد.
از نظر ساختاری،  دستگاه عصبی از دو بخش دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تشکیل شده است.  دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز ونخاع است که مراکز کنترل اعمال بدن
می باشند این دستگاه اطلاعات دریافتی از محیط اطراف و درون بدن را تفسیر کرده و به آنها پاسخ می دهد.  دستگاه عصبی محیطی هم شامل اعصابی است که از اکسونها و دندریت های بلند تشکیل شده‌اند و مغز و نخاع را به قسمت های دیگر بدن ارتباط می دهند و در مجموع شامل ۳۱ جفت عصب نخاعی و ۱۲ جفت عصب مغزی می باشد.  دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخشی حسی و حرکتی است.  بخش حسی دستگاه عصبی محیطی،  ارسال پیام عصبی رااز اندامهای حسی به مراکز عصبی برعهده دارد.  بخش حرکتی دستگاه عصبی محیطی،  ارسال پیام عصبی را به اندامهای عمل کننده به عهده دارد و خود شامل دو بخش دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خود مختار می باشد.  (شکل ۱-۱)
بافت عصبی:
بافت عصبی شامل دو گروه از سلولها است،  سلولهای عصبی یا نورنها  که برای تحریک کردن یا مهار کردن و برای هدایت ا مواج عصبی تخصص عمل یافته‌اند و مسئول ویژگیهای عملکردی بافت عصبی می باشند و سلولهای نور و گلیا۲ که به اختصار گلیا نامیده می شوند و دارای عملکرد کمکی وپشتیبانی مهمی می باشند.  از نظر بافت شناسی سیستم عصبی مرکزی از ماده خاکستری ۳ و ماده سفید ۴ تشکیل شده است.  ماده خاکستری  حاوی  جسم سلولی  سلولهای عصبی می باشد که در شبکه‌ای از زوائد  سلولهای  عصبی و گلیایی احاطه شده اند.

 

ماده سفید به طورعمده از زوائد درازنورونها که اکثریت آنها توسط غلاف میلین احاطه           شده اند تشکیل شده و جسم سلولی در آن وجود ندارد.  در ماده خاکستری و ماده سفید تعداد زیادی سلول نور و گلیا و شبکه های مویرگی نیز مشاهده می شود. 

ساختار نورن:
    واحد ساختاری بافت عصبی ، نورنها هستند که اگر چه از نظر شکل و اندازه، انواع بسیار زیادی دارند ولی از نظر بافت شناسی همگی یکسانند.  هر نورن ، دارای یک جسم سلولی  است که حاوی هسته۲ و سیتوپلاسم اطراف آن می باشد  و روی هم رفته بنام پریکاریون۳ نیز خوانده می شود.  از پریکاریون دو نوع زوائد سیتوپلاسمی خارج می شود که عبارتند از یک زائده منفرد بنام اکسون۴ و یک یا چند زائده منشعب بنام دندریت۵ .  اکسونها و دندریتهای طویل تشکیل رشته عصبی۶ را می دهند.  درد داخل پریکاریون معمولاً یک هسته۷  مدوردیده می شود که گاهی هستک  آن نیز مشخص می باشد.  گاهی اوقات ممکن است در صورت استفاده از رنگهای اختصاصی ، کروماتین موجود در هسته نیز قابل تشخیص باشد.   ]76]
در سیتوپلاسم نورن، اجسام نیسل  به صورت دانه های خشن ، زاویه دار و متمایل به بنفش مشاهده می شوند.  این اجسام در قطب دندریتها و در داخل آنها وجود دارند ولی در قطب اکسونی معمولاً قابل مشاهده نیستند.  ( شکل ۲-۱)
 با استفاده از رنگ آمیزی های اختصاصی در داخل سیتوپلاسم نورن یا نوروپلاسم۳ و در طول دندریتها و اکسونها ، رشته های بسیار ظریفی مشاهده می شوند که شامل نوروفیلامانها۴،  میکروتوبولها۵ ومیکروفیلامانها۶ می باشند.  تحقیقات بیوشیمیایی و ایمونوهیستوشیمیایی  نشان داده است که نوروفیلامانها ساختاری مشابه فیلامانهای حد واسط در سایر سلولها دارند و ضخامتی بین ۷تا۱۰ نانومتر دارند.  نوروفیلامانها  هم درداخل جسم سلولی وهم درداخل اکسون و دندریت مشاهده می شوند.
میکروتوبولها نیز با میکروسکپ الکترونی قابل مشاهده هستند وقطر خارجی آنها ۲۵ نانومتر
می باشد.  میکروتوبولها در نقل وانتقال سریع پروتئین ها واجزای کوچک در هر دو جهت در طول اکسون ودندریت دخالت دارند.  میکروفیلامانها با قطری حدود ۴تا ۵ نانومتر از نظر ساختاری شامل پروتئنهای انقباضی اکتین می باشند که در داخل نوروپلاسم قرار دارند وبه طور مشخص در انتهای در حال رشد اعصاب به فراوانی مشاهده می شود.
 
انواع نورون:
در دستگاه عصبی، انواع بسیار گوناگون از نورنها با شکل و اندازه متفاوت وجود دارند ولی همه آنها را براساس نحوه انشعاب دندریت و اکسون به سه دسته تقسیم می کنند که عبارتنداز:
۱- نورن چند قطبی 
اکثر نورونهای سیستم عصبی از این نوعند و چندین دندریت از هر نورن منشعب می‌شود. دندریتها یا تماماً از یک قسمت نورپلاسم و یا از تمام قسمتهای تنه نورون منشعب می‌شوند.
۲- نورون دو قطبی۲
از یک قطب پریکاریون، دندریت منفردی خارج شده و از قطب مقابل آن اکسون بیرون می آید مانند نورنهای مخاط بویایی و نورنهای دو قطبی موجود در شبکه چشم .
۳- نورنهای یک قطبی کاذب۳
 یک انشعاب اصلی از تنه نورن خارج شده و سپس به دو شاخه تقسیم می شود که یک شاخه به منزله اکسون و دیگری به عنوان دندریت عمل می کند مانند نورنهای عقده اسپینال.  در         شکل۴-۱انواع نورونهای یک قطبی، دوقطبی، چندقطبی ستاره ای وهرمی نشان داده شده است.
                                                     
سلولهای نوروگلیا (neuroglia = glia):
نوروگلی بافت ویژه پشتیبان بافت عصبی است و در اعمال متابولیکی اعصاب نیز کم و بیش دخالت دارد.  سلولهای نوروگلیا در ساخت غلاف میلین و بیگانه خواری نقش دارند و به عنوان یک داربست پشتیبان برای نورونها عمل می کنند.   بطور کلی وقتی صحبت از بافت نوروگلی می شود منظور بافت نوروگلی مرکزی است که در ساختمان دستگاه عصبی مرکزی شرکت دارد و از چهار نوع سلول تشکیل شده است که عبارتند از:
۱)    آستروسیت ها  :
آستروسیت ها یا آستروگلیا  سلولهای ستاره‌‌ای شکل با هسته مدور تا دوکی شکل هستند . سیتوپلاسم آنها دارای زوائد متعددی است که بعضی از آنها بنام پای دورعروقی به رگهای دستگاه اعصاب مرکزی ، بویژه مویرگها متصل می شوند.  ضمائم انواعی از این سلولها به نرم شامه مغزی و ضمائم بعضی دیگر از آنها به زوائد سلولهای اپاندیمی متصل می شوند.
آستروسیت‌ها دو نوع مختلف دارند که عبارتند از:
الف) آستروسیت‌ها رشته‌ای :
این سلولها غالباً در ماده سفید مغز و طناب نخاعی دیده می شوند و دارای زوائه سیتوپلاسمی دراره نازک و غیر منشعب‌اند.
ب) آستروسیت پروتو پلاسمیک   :
این سلولها غالباً در ماده خاکستری مغز و طناب نخاعی وجود دارد. سپتوپلاسم این سلولها دارای ضمائم زیاد، کاملاً منشعب و نسبتاً پهن می باشند.
نحوه قرار گیری زوائد استروسیتها و پاهای دور عروقی انها بیانگر این مطلب است که این سلولها در تبادل متابولیتها بین نورنها وخون دخالت دارند .    

  

۲)    الیگو دندروسیت ها :
سلولهای با هسته کوچک و کروی هستند و حلقه نازکی از سیتوپلاسم اطراف هسته را احاطه کرده است. الیگو دندروسیت ها هم در مجاورت نورونها و هم در کنار رشته های عصبی میلین دار وجود دارند.  الیگو دندروسیتهای بین دستجات عصبی مسئول تولید ونگهداری غلاف میلین در اکسونهای سیستم عصبی مرکزی نقش دارند.غلاف میلین که به صورت دوایر متحد المرکزی در اطراف زوائد سلولهای عصبی مشاهده می شوند  درسیستم عصبی محیطی توسط سلولهای شوان ساخته می شوند.
۳)    میگرو گلی :
سلولهای کوچکی با هسته دراز و سیتوپلاسم کم می باشند. زوائه سیتوپلاسمی این سلولها، کوتاه و منشعب است.  میکروگلی ها ، هم در ماده سفید و هم در ماده خاکستری مشاهده می شوند. این سلولها نقشی معادل ماکروفاژهای ساکن در سایر بافتها به عهده دارند و هنگامی که سیستم عصبی مرکزی در معرض بیماری یا آسیب قرار می گیرد خاصیت فاگوسیتوز پیدا می کنند.  این سلولها به میزان کمتری در محافظت بافت عصبی از میکرو ارگانیسم ها و ویروسها وجلوگیری از به وجود آمدن تومورها دخالت دارند.  ]76و۸۲]                                          
۴)    آپاندیموسیت‌ها :
شامل یک ردیف سلولهای پوششی مکعبی تا منشوری شکل هسته که سطح دورن بطنهای مغزی و داخل مجرای اپاندیم را می پوشانند. این سلولهای پوششی کاملاً در کنار هم قرار گرفته و ممکن است رأس آزاد آنها مژه یا میکرو ویلی داشته باشد.
ا لبته نوع دیگری هم از سلولهای نوروگلیا بنام تانی سیت۴  در کف بطن سوم مشاهده می شود که سلولهای پوششی ویژه‌ای هستند که از قاعده آنها زوائد طویلی بیرون آمده و به نرم شامه و به رگهای خونی ناحیه‌ای از هیپوتالاموس بنام برجستگی میانی۵  ختم می شوند.   تانی سیتها به علت داشتن زواید قاعده ای بلند از اپاندیموسیتها متمایز می شوند.   پیشنهاد شده است که        تانی سیتهای ناحیه قدامی هیپو تالاموس با ترشح مواد شیمیایی خاصی در مویرگهای برجستگی میانی ، نسبت به تغییر سطح هورمونهای جذب شده از خون توسط سیتم عصبی مرکزی عکس العمل نشان می دهند.  این عمل در کنترل سیستم اندو کرین توسط بخش پیشین غده هیپوفیز دخالت دارد.

نوروگلیاهای غیر عادی :
هنگامی که مغز یا نخاع آسیب می بیند، آستروسیتهایی که در نزدیکی محل ضایعه قرار دارند دچار هیپرتروفی می شوند.  تعداد زوائد سیتوپلاسمی انها افزایش می یابد و هم چنین ممکن است تعداد سلولهایی که در اثر میتوز آستروسیتهای بالغ بوجود می آید، افزایش یابد.  این تغییرات گلیوزیس  نامیده می شود و در بسیاری از شرایط پاتولوژیک ایجاد می شود. گاهی اوقات این آستروسیتهای دوباره فعال شده خاصیت بیگانه خواری از خود نشان می دهند.
سلولهایی با خواص ساختمانی و رنگ پذیری مشابه سلولهای میکروگلیا به تعداد زیاد در محل صدمه یا عفونت،  در سیستم عصبی مرکزی مشاهده می شود.  شواهد تجربی نشان می دهد که بعضی از این سلولها،  که سلولهای میکروگلیال واکنشی  نامیده می شوند،  از سلولهای میکروگلیال غیر فعالی به وجود می آیند که زواید خود را جمع کرده اند،  تقسیم شده اند،  حرکت آمیبی می کنند و خواص فاگوسیتی دارند.
 بعد از هر گونه صدمه یا عفونت در سیستم عصبی مرکزی،  میکرو گلیاهای غیر فعال، بلافاصله فعال می شوند.  در مرحله بعد تعداد زیادی منوسیت با عبور از دیواره عروق خونی وارد سیستم عصبی مرکزی شده که شکلی مشابه سلولهای میکروگلی واکنشی دارند و باقیمانده سلولهای مرده باکتریها وسایر بخشهای متلاشی شده را فا گوسیت می کنند.  این عمل مشابه عمل ماکروفاژها در سایر اعضای بدن می باشد. ]۸۲[
                           

 
دستگاه عصبی مرکزی
تکامل جنینی سیستم عصبی در انسان:
درشروع سومین هفته تکامل جنینی، دستگاه عصبی مرکزی به صورت صفحه ای از اکتودرم جنینی منشا می گیرد.  پس از مدت کوتاهی لبه های جانبی این صفحه برآمدگی پیدا کرده،  چینهای عصبی را پدید می آورند.   با پیشرفت تکامل، چین های عصبی برآمده تر شده ودر خط وسط به هم می رسند و نهایتا در هم می آمیزند و لوله عصبی را تشکیل می دهند.   انتهای سری این لوله در روز بیست وپنجم وانتهای دمی ان روز بیست وهفتم دوران جنینی بسته می شوند. سپس سیستم عصبی مرکزی به صورت ساختمان لوله ای شکلی با یک بخش سری پهن به نام مغز ویک بخش دمی طویل به نام نخاع در می آید. 
 درانتهای سری لوله عصبی اولیه سه اتساع ایجاد می شود که وزیکولهای اولیه مغز نامیده 
می شوند وشامل مغز قدامی  ( پروزنسفال)  مغز میانی۲ (مزنسفال) ومغز خلفی۳ (رومبنسفال)  هستند.  در نهایت نیمکره های ابتدایی مغز از تکامل مغز قدامی و پل مغزی ومخچه از تکامل مغز خلفی به وجود می آیند. مجرای نخاع یعنی کانال مرکزی با مجرای وزیکولهای مغز در یک امتداد است. حفره رومبنسفال بطن چهارم وحفره دینسفال بطن سوم نامیده می شوند. حفرات نیمکره های مغزی نیز بطن های جانبی خوانده می شوند. دیواره لوله عصبی تا زه بسته شده از سلولهای نورواپی تلیال تشکیل شده است که این سلولها منشا پیدایش سلولهای عصبی ابتدایی یعنی نوروبلاستها قرار می گیرند و در اثر تمایز تدریجی نوروبلاستها ، سلولهای عصبی یا نورنها شکل می گیرند.  سلولهای حمایتگر اولیه یا گلیا بلاستها پس از خاتمه روند تشکیل نوروبلاستها، از سلولهای نورواپی تلیال ساخته می شوند واز تمایز تدریجی آنها آستروسیتها والیگودندروسیتها  شکل می گیرند.  البته در نیمه دوم دوران جنینی،  نوع دیگری هم از سلولهای پشتیبان اولیه به نام میکروگلیال شکل می گیرند. این سلولها که قدرت فاگوسیتی زیادی دارند از مزانشیم پدید می آیند.  با خاتمه روند تشکیل نوروبلاست ها و گلیا بلاستها از سلولهای نورواپی تلیال، سلولهای نورواپی تلیال به سلولهای اپاندیمال که سطح داخلی کانال مرکزی نخاع را
می پوشانند تمایز می یابند. ]۸۴ [
 
نخاع:
    نخاع ساختمانی استوانه‌ای شکل دارد که در داخل کانال نخاعی ستون مهره ها قرار گیرد. انتهای سری نخاع در امتداد بصل النخاع و در زیر آن قرار دارد و انتهای دمی آن تا دومین مهره کمری کشیده می شود.   قطر نخاع در تمام طول آن یکسان نیست و در دو نقطه که در ارتباط با عصب گیری اندامهاست حجیم تر می شود.  بیشترین قطر نخاع در برجستگی ناحیه گردن و در قطعات نخاعی C4 تاT1 بوده و مربوطه به شبکه عصبی بازویی است .  دومین برجستگی نخاع یعنی برجستگی کمری، در حد فاصل قطعات L1 تا S3 نخاعی است.
حفاظت نخاع نه تنها بوسیله مهره ها و رباطهای مربوطه، بلکه توسط پرده های مننژ  و مایع مغزی نخاعی ۲ نیز تامین می شود.  داخلی ترین لایه مننژ، نرم شامه۳ است که به سطح نخاع چسبیده است.   سخت شامه۴، خارجی ترین لایه مننژ است که از داخل بوسیله لایه میانی یا عنکبوتیه ۵ مفز وش می شود.  فضای زیر عنکبوتیه،  بین نرم شامه و عنکبوتیه واقع شده و حاوی مایع مغزی نخاعی (CSF) است.(شکل۵-۱)
در سطح نخاع شیارهای طولی مشخصی وجود دارد.  شکاف شکمی میانی۶، شکافی عمیق شامل بافت همبند،  نرم شامه و شاخه های شریان نخاعی قدامی می باشد.  شیار پشتی میانی۷ یک شیار کم عمق در خط وسط است که شامل هیچ نوع بافت همبندی نیست.  اگر چه تغییراتی از لحاظ شکل و ساختمان در سطوح مختلف نخاع وجود دارد ولی طرح اساسی در همه آنها یکسان است.  در مقاطع عرضی نخاع،  ماده خاکستری شکل H نا هموار و یا شکل یک پروانه را دارد و در هر طرف شامل شاخهای قدامی و خلفی و ناحیه بینا بینی است. (شکل۶-۱)
در قطعات سینه‌ای و کمری فوقانی،  شاخ طرفی هم که شامل نورونهای سمپاتیکی است به شاخهای نخاع اضافه می شود.   در وسط ماده خاکستری نخاع ،  کانال مرکزی کوچکی به وسیله اپی تلیوم اپاندیمی پوشیده شده ومجرای کانال ممکن است در بعضی جاها محو شده باشد.   ماده خاکستری نخاع شامل سه گروه عمده از نورنهاست که شامل نورنهای حرکتی آلفا و گامای موجود در شاخ قدامی ماده خاکستری که عصب دهی به عضلات اسکلتی را بعهده دارد.
             

 شکل۶-۱: ساختارمیکروسکوپی نخاع انسان در برش عرضی ( اقتباس از رفرنس۴۸)
 
و نورونهای بینابینی می باشد. تا کنون ۱۰ لایه نورونی بنام لایه های رکسد  شناسایی شده که با شماره‌های رومی پشت سر هم از نوک شاخ خلفی به سمت جلو تا شاخ قدامی ادامه می یابد. ماده سفید نخاع شامل سه طناب است که ستون  نیز نامیده می شود. طناب خلفی که بوسیله خط وسط و شاخ خلفی ماده خاکستری محدود می شود،  شامل یک دسته گراسیلیس   داخلی و یک دسته کونه آنوس  خارجی در بالای سطح میانی ناحیه سینه‌ای نخاع می باشد.  دسته گراسیلیس تمام  طناب خلفی را در پایین ناحیه میانی سینه تشکیل می دهد.  باقیمانده ماده سفید از طنابهای قدامی  و طرفی  تشکیل شده که بین آنها هیچ مرز مشخص آناتومیکی وجود ندارد و هر طناب شامل راههایی از رشته های صعودی و نزولی است. 


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دستگاه عصبی انسان
5 (100%) 1 vote

رهایی از کمردرد

434 views

بازدید

رهایی از کمردرد
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
الگوی اول:
       درد شما از بلند کردن یک شئ نسبتاً سنگین یا چرخیدن و یا یک حادثه جزیی در جریان زندگی روزمره از قبیل کندن  یک علف در باغ و جز اینها آغاز شده است. ممکن است هیچ حادثه ای را به خاطر نیاورید.
        حمله بیماری از یک نقطه دردناک و یا با احساس کشیدگی در پشت شروع شده، به آهستگی شدت می یابد. در پایان اولین روز، کمر شما بسیار دردناک می شود روز دوم باز هم شدیدتر می شود. درد بطور عمده در قسمت پایینی ستون مهره ها و سرین است، لیکن گاهی به یکی از پاها نیز انتشار می یابد. درد شما با خم شدن به جلو و یا نشستن شدت می یابد و ممکن است با خمیده شدن به سمت پشت تسکین یابد .
     درد همین که استقرار یافت ممکن است هفته ها و یا حتی ماه ها به طول انجامد.
     در موارد کمی ممکن است دردهای گروه یک شروع ناگهانی داشته، دوره آن شبیه دردهای گروه دوم کوتاه باشد.
      چنانچه از شما سؤال کنند محل شدت درد را نشان دهید، دست خود را بالای سرین قرار خواهید داد.
     چنانچه این منطقه را با کمی فشار لمس کنید، دو برجستگی استخوانی موجود در قسمت بالایی لگن را به آسانی لمس خواهید کرد. این گروه های برجسته به طور طبیعی در قسمت بالایی مفصل استخوان لگن با استخوان خاجی (ساکروایلیاک) وجود دارند. منشأ درد شما در این نقطه ها نیست، لیکن اسپاسم عضلات سبب می شود درد در این قسمت احساس شود. پیش از آنکه پزشکان اطلاعات بیشتری در مورد عملکرد ساکروایلیاک کسب کنند، درد این مفصل با درد کمر یکی گرفته می شود.
گروه دوم
      دردهای گروه دوم، شباهت هایی با دردهای گروه یک دارد. در اینجا نیز درد اصلی شما در کمر و یا سرین ها است. درد پاها نیز معمولاً وجود دارند؛ لیکن بیمار به آنها توجه نمی کند، شروع درد ناگهانی است و به سرعت افزایش می یابد (برخلاف گروه یک). هنگامی که قوس کمری خود را به طرف عقب بیشتر خم می کنید، به گونه ای که بتوانید به سقف نگاه کنید درد شما شدت می یابد و یا با تکرار این حرکت درد باز هم بیشتر می شود.
       ممکن است با خم شدن به جلو دردها کاهش یابد. چنانچه استراحت کامل داشته باشید، یا حداقل از حرکاتی که درد را شدت می بخشند پرهیز نمایید، بین چهار تا چهارده روز درد شدید از بین می رود. این بهبودی موجب خوشحالی است، ولی ممکن است گمراه کننده نیز باشد؛ زیرا بسیاری از بیماران مبتلا به دردهای گروه دو هنگامی که برای گرفتن نوبت اقدام کرده اند درد عذاب دهنده شدیدی داشته اند؛ روزی که برای معاینه نزد پزشک رفته اند درد از بین رفته است. با چنین رویدادی سردرگم نگردید. نوبت پزشک خود را حفظ کنید و به چگونگی تغییرات روند دردها توجه نمایید. یک پزشک با تجربه از اینکه دردهای ستون مهره ها نمایان و به خودی خود پنهان شده است دچار شگفتی نمی شود. برعکس این ویژگی برای او یک نکته مهم تشخیصی به شمار می رود. درد شما ممکن است مجدداً پیش نیاید، اما چنانچه دوباره شروع شود؛ به طور معمول هر سال دو یا سه نوبت عود خواهد کرد. یک نمونه غیر معمول دردهای گروه دوم، شکل مزمن تری می گیرد. به این ترتیب که طی چندین روز به تدریج شدت می یابد و هفته ها و گاه چندین ماه به طول می انجامد، ویژگی ای که بیشتر خاص گروه اول است . اما به هر حال ویژگی های گروه دم باقی می مانند: شدید ترین بخش دردس درد پشت احساس می شود و با خم شدن به عقب درد  بیشتر می شود.
توأمان بودن دردهای گروه یک و دو
        تا اینجا دردهای گروه یک و دو را همانگونه که در واقع وجود دارند، جدا از هم بررسی کردیم. به هر حال دردهای این دو گروه، چنانچه در فصل بعد خواهیم دید، تنگاتنگ به هم مربوط می باشند؛  آیا شما به حمل های شدید کوتاه مدت دچار شده اید که در بین آنها حملات دراز مدت تری نیز وجود داشته است؟ ممکن است دردهای شما یک شکل نبوده، دوران باقی ماندن آنها یکسان نباشند.
      آیا درد هنگامی که به جلو و یا به عقب خم می شوید می یابد؟ آیا هنگامی که به جلو خم شده، سپس بلند می شوید از همه وقت شدید تر است؟ اگر چنین است به دو نمونه  جداگانه درد مبتلا شده اید. چنانچه ترکیبی از هر دو گروه درد را دارید دچار دشواری بزرگتری نشده اید، اما ممکن است تشخیص آن اندکی دشوارتر و درمان خسته کننده تری داشته باشند.

 

آزمونی که گروه یک و دو را رد می کند
      بیشتر خوانندگان دردهای خود را در زمره گروه یک یا دو می یابند؛ زیرا این دو گروه مجموعاً   دردهای ستون پشتی را تشکیل می دهند. کسانیکه دردهایشان در یکی  از دو گروه یادشده (یا ترکیبی از هر دو) نمی گنجد به توضیحات بعدی، پیرامون دردهای گروه سه و چهار توجه کنید. پیشنهاد می کنم هریک از خوانندگان آزمایش ساده ای را که کلید تشخیصی برای هر چهار گروه از دردها است دقیقاً انجام دهند.
       این آزمایش در مورد دردهای گروه یک و دو منفی خواهد بود؛ بدین معنی چنانچه دردهای شما در زمره گروه یک یا دو باشد این آزمایش موجب درد نخواهد شد. در مبتلایان به درهای گروه چهار نیز این آزمایش منفی است. از این رو هر یک از بیماران می توانند برای اینکه بدانند آیا به گروه سوم دردها، یعنی عصب تحت فشار مبتلا هستند یا نه؟ این آزمایش را بکار گیرند.
      وقتی درد پاها شدیدتر از دردهای پشت باشد، نشانه آنست که دردها از فشار مستقیم به ریشه عصب ناشی می شود. این درد، ویژه گروه سه و چهار است و نکته مهم این است گاه عصبی تحت فشار می باشد بدون اینکه توانایی کار خود را از دست بدهد. وقتی از دردهای این دو گروه سخن می گوییم منظور علایمی هستند که تنها نشان می دهند عصب به علت فشار تحریک شده اما کار آن ممکن است مختل شده یا نشده  باشد. چانچه عملکرد عصب نیز دچار اختلال شده باشد، نشانه آن است که میزان فشار وارده زیادتر از قبل بوده است. به هر حال تشخیص دردهای گروه سوم از دردهای معمولی پشت، تحریک شدیداً دردناک عصب در این گروه دردها است. با دو آزمایش ساده می توان تشخیص داد آیا عصب شما شدیداً تحریک شده یا خیر؟
الف. درحالی که به پشت خوابیده اید بدون اینکه زانوی تان را خم کنید یکی از پاهای خود را مستقیماً بالا ببرید. چنانچه خودتان به تنهایی نمی توانید این حرکت را انجام دهید از یک نفر کمک بخواهید که پای شما را به آرامی بالا ببرد. آیا این حرکت دردی کاملاً شبیه دردهای واقعی شما به وجود می آورد؟ چنانچه به دردهای گروه سوم مبتلا باشید، بالا بردن به شکل فوق سبب احساس درد در پشت ران، پشت زانو و حتی ساق پا تا انگشتان پای شما خواهد شد. هنگام انجام این آزمون  ممکن است در کمر خود احساس درد کنید، لیکن مهم نیست. مهم بودن یا نبودن درد پشت پاها است. چنانچه همه درد در پشت باشد، در زمره گروه یک و دو می باشید که قبلاً با آنها آشنا شده اید.
ب. اکنون توجه کنید تا چه درجه ای می توانید پای خود را بالا ببرید و یا اجازه دهید شخص دیگری آن را بالا ببرد. انتظار نداشته باشید آن را بیش از زاویه ۹۰ درجه بالا ببرید. تنها کسانیکه مرتب ورزش می کنند آن را انجام دهند. آیا شما نیز می توانید بیش  از دو سوم زاویه قائمه یعنی بیش از شصت درجه بدون درد پایتان را بالا ببرید؟ اگر چنین باشد شما به دردهای گروه یک یا دو مبتلا هستید.

گروه سوم
      مردم دردهای گروه سوم را حالتی کاملاً جداگانه در بین دردهای ستون مهره ها می پندارند. درد حاد گروه سوم را تنها می توان شکلی از درد گروه یک، یعنی دیسک برجسته ای که به عصب نیز فشار می آورد تلقی کرد. زیرا چنانچه گفتیم ابتدا قسمتی از دیواره دیسک برجسته          می شود (گروه یک) و چنانجه این برآمدگی افزایش یابد عصب مربوطه را تحت فشار قرار خواهد داد. با شناخت این روند تعجب نخواهید کرد که دردهای گروه سوم، تمامی علایم دردهای گروه یک را به همراه چند علامت ویژه خود دارا می باشند. دردهای گروه سوم همانند دردهای گروه یک طی یک یا دو روز شکل می گیرند. درد تثبیت شده، سپس تا هفته ها ادامه  می یابد. و هر وقت شما به جلو خم شوید درد شدیدتر می شود.
      درد عمده پاها از ویژگی دردهای گروه سوم است. درد شدید ممکن است به ران، ساق پا و بسیاری موارد کف پا و انگشتان انتشار یابد. بطور مشخص بیماری که مبتلا به دردهای گروه سوم می باشد، خواهد گفت «مشکل من در واقع کمرم نیست. درد اصلی را در پایم احساس می کنم».
      چنانچه تشخیص عصب تحت فشار ممکن شد، نکته مهمی که باید بررسی شود این است که یا فشار روی عصب به اندازه ای بوده است که موجب اختلال عمل عصب شود یا خیر. در دردهای گروه سوم انجام آزمایش های مربوط به قدرت عضلات، رفلکس ها و حس اندام مربوط حائزاهمیت است. نتایج منفی (یعنی این که آزمایشها نشان دهند بازتابهای مربوط طبیعی می باشند) به نفع تشخیص دردهای گروه یک و دو و یا آن دسته از گروه سوم است که تنها سبب تحریک شده ولی هنوز عمل آن مختل نشده است.
      حتی دردهای گروه چهارم- که بعداً در همین فصل شرح داده خواهد شد- به ندرت ایجاد اختلال مداوم در کار عصب خواهند کرد. این چهار گروه بیشتر دردهای ستون پشتی را در بر        می گیرند ودر موارد بسیار نادر آزمایش های عصبی که در اینجا شرح داده شده اند مثبت خواهند بود. چنانچه تصور می کنید به گروه سوم دردها مبتلا هستید، پیشنهاد می کنم این آزمایش های عصبی را در مورد خود انجام دهید تا قدرت انتقال عصب مشخص شود. بیمارانی نیز که دردهایشان در گروه یک و یا دو قرار می گیرد یا به دردهای پاها از نمونه گروه چهار مبتلا هستند می توانند این آزمایش ها را در مورد خود بکار برند، زیرا نتایج منفی، تشخیص های مزبور را مورد تأیید قرار می دهند.
       همین که به انجام این آزمایش ها در مورد خودتان اقدام کرده اید تا حد امکان بکوشید موضوع واقع بینانه در مورد یافته های خود داشته باشید. سخت کوشش کنید نتایج بدست آمده را در ذهن خود بزرگ نکنید.
      می دانیم که ممکن نیست کاملاً در مورد وضعیتی که برای بدنتان پیش آمده بی طرف و واقع بینانه، عمل کنید، لیکن حد اعلای کوشش خود را بکار برید که یافته های خود را درست همانگونه بنویسید که گویی علایم مربوط به شخص دیگری را مورد بررسی قرار می دهید، مثل بیماری دوستی که سبب نگرانی شما می گردد و آشفته تان نمی کند.
دردهای گروه چهار
      دردهای گروه چهار که بیشتر در پاها احساس می شود اغلب به صورت درد مبهم است. بعضی دردهای شدید سیاتیک گروه سه  شبیه نیست. گاه درد خود را بخاطر احساس کرختی در پا، به لاستیک ویا قطع چوب تشبیه می کنند که یا خشک است یا حالت ارتجاعی بیش از حد دارد. علائم بیماری شما معمولاً همراه فعالیت، گاه تنها با راه رفتن ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ای، بروز می کند و با استراحت به سرعت از بین می رود، اما هنگامی بهبودی می یابد که در حالت خمیده به جلو استراحت کنید. لم دادن روی صندلی یا نیمکت، ساکت ایستادن و یا خم شدن به جلو یا چمباته زدن نیز ممکن است علایم درد پاهای شما را کاهش دهند.
       دردهای گروه چهار بیشتر در افراد مسن بروی می کند؛ گرچه این نوع درد، به سرعت بروز کرده، تنها چند دقیقه به طول می انجامد؛ با این همه یک بیماری مزمن است که سال ها به طول می انجامد و به آهستگی شدت می یابد.
      ممکن است شما علاوه بر دردهای گروه چهار، از دردهای گروه یک و یا دو نیز رنج ببرید و یا بکلی درد پشت نداشته باشید. پیام های عصبی شما به پاها، وقتی استراحت می کنید، طبیعی است اما هر زمانی ورزش می کنید، مختل می شود.
        چنانچه تاریخچه واقعی بیماری را بررسی کرده، آزمایش های یاد شده را به دقت انجام داده، و یا نتایج بدست آمده را تا آنجا که ممکن است ارزیابی واقع بینانه کرده باشید به این نتیجه می رسید که دردهای شما  از جمله گروه یک، دو، سه و چهار است. توجه داشته باشید که با انجام درست این آزمایش ها گروه مربوط به درد را معین می کنید نه شدت و ضعف آن را.
        ممکن است با بررسی های لازم به این نتیجه رسیده باشید که درد شما ناشی از فشار شدید عصب، یعنی نادرترین نوع گروه چهارگانه باشد؛ اما توجه داشته باشید که گروه سه، الزاماً بدتر از انواع دیگر نیست. تنها نوع متفاوتی است که ممکن است نیاز به درمان دیگری داشته باشد.
جمع بندی گروه های چهارگانه
      گروه یک: اگر دیسک دردناک شما، عصب را تحت فشار قرار نداده باشد، کنترل در آن آسان تر است.
        برای ایجاد هیجانی بیشتر ممکن است به نحو دلخواه به دوستانتان اجازه دهید آن را به «دیسک لغزیده» تعبیر کنند، درحالی که اکنون می دانید دیسک ها نمی لغزند، از حسن تصادف چنانچه در فصل بعدی خواهید دید «متلاشی» نیز نمی شوند. از ویژگی های گروه اول، این است که این گروه دردها مبهم و کهنه هستند و مدت زمان زیادی باقی می مانند، اما بی درمان نیستند.
      گروه دوم: در این گروه چنانچه گفته شده مفصل کوچک بین مهره ها منشاء درد است، گاه این نوع درد، بسیار شدید می باشد.
       گروه سوم: چنانچه در فصل یک اشاره کردم بیشتر آنهایی که مبتلا به دردهای پشتی هستند، تصور می کنند در این گروه قرار دارند؛ و البته بیشتر آنان در اشتباهند. شاید درد گروه سوم، سبک نباشند، اما چندان شدید نیست. و درد آن از درد دیسک کهنه، یک یا مفصل ساییده شده کمتر می باشد.
     گروه چهارم: بیماران این گروه، بیشتر افراد مسن هستند. در این گروه حداقل در زمانی که استراحت می کنند از دردها رها هستند و فرصت کافی دارند تا روش هایی را برگزینند که بیماری آنان را بهبود ببخشد.
    باری، ورزش یوگا و حرکت کشش، و استراحت کافی، راه درمان این نوع دردهاست.
منشاء گروه دردهای اول
       هنکامیکه هسته دیسک تمامی آب مورد نیاز خود را حفظ کند، نتیجه آن خواهد بود که به صورت یک ضربه گیر هیدرولیک تقریباً کامل عمل می کند. ممکن است از فیزیک دو دبیرستان را به خاطر داشته باشید که فشار وارده به یک مایع در ظروف بسته به طور مساوی به تمامی قسمتهای آن منتقل می شود به این علت، فشار ناشی از وزن بدن شما ویا بلند کردن یک جسم سنگین به طور یکسان به اطراف دیواره دیسک منتقل شده، اثر ناشی از فشار به این گونه خنثی        می شود. با خشک شدن قسمت مرکزی دیسک این سیستم کم و بیش کامل، کار خود را انجام نمی دهد و دیسک شروع به باریک شدن می کند.
        دیواره خارجی  دیسک  که آنولوس نامیده می شود از حد طبیعی خود برآمده تر می  شود. دیسک ها به همین منظور ساخته شده اند که بتوانند از اطراف در اثر وارد آمدن ضربه به آنها برآمده شوند لیکن این امر محدودیت ویژه خود را داراست. سرانجام اگر چنانچه توزیع متناسب وضع به قسمتهای مختلف دیسک مختل شود فشار وارده، آن نقاط را در زیر سطح دیواره خارجی سست می کند.
       حلقه لیفی خارجی دیسک نیز خشک می شود، درست همانند شکافهایی که روی چرم کفش کهنه به وجود می آید، شکافهایی روی آن ظاهر شده در نتیجه دیواره دیسک، توانایی نگهداری ژل مرکزی آن را از دست می دهد و این آغاز دردهای گروه یک است.
        سرانجام این واقعه ممکن است حادثه مهمی در پی داشته، یا برعکس اتفاقی دیگری رخ ندهد. در صورت نخست غلاف خارجی دیسک به ناگهان شکاف بزرگی برداشته، برآمدگی ناگهانی در آن به وجود می آید. و تحریک قسمت خارجی دیسک سبب احساس درد می شود. همان عصبی که عضلات پشت و مفصل های کوچک بین مهره ها را فرمان می دهد و پیام های دریافتی از پاها را به سیستم مرکزی اعصاب منتقل می کند، درد ناشی از فشار وارده از دیواره بیرونی دیسک را نیز انتقال می دهد. نوع عصبی که به دیسک ها می روند شبیه عصبی است که به سطح کاسه چشم شما مربوط است و می تواند درد شدیدی را سبب شود.
      گاهی ایجاد این برآمدگی تدریجی است و رشته عصبی مورد نظر فرصت تطبیق خود با کشش ناشی از آن را دارد. ناراحتی حاصله ممکن است بیش از ناراحتی حاصله از نفخ معده بعد از خوردن یک غذای سنگین نباشد.
     اما چنانچه بیرون زدگی و یا پارگی به طور ناگهانی رخ دهد، شما درد شدیدی احساس خواهید کرد. و با افزایش این بیرون زدگی درد شدت می گیرد و این بیان کننده چگونگی شروع دردهای گروه یک است قبلاً دیدید به علت ارتباط های موجود بین عصب قسمت های مختلف ستون مهره چگونه این دردها می توانند به سرعت گسترش یابند. در دیسک به پاها انتشارمی یابد سپس عضلات پشت دچار اسپاسم شده، ستون مهره ها به یک طرف خمیده شده، و افزایش اسپاسم سرانجام، بی حرکتی بیمار را در پی خواهد داشت.
       محل ایجاد بیماری دیسک، بیان کننده این است که دردهای گروه اول  وقتی نشسته، یا به جلو خم می شوید شدت می یابند. محل بیرون زدگی دیسک، در جلوی نقطه اتکاء حرکت ستون نخاعی قرار دارد لذا با هر حرکت به جلو  و یا نشستن این نقطه  فشرده می شوذ. قبلاً دیسک را به واشر شیرهای آب تشبیه کردیم که وقتی آن را سفت می کنید، دیواره خارجی آن بیرون می زند. خم شدن به جلو همانند این است که مهره روی واشر را با پیچاندن سفت تر می کنید.
منشاء دردهای گروه دوم
      کاهش در ضخامت دیسک (شاید نیم سانتی متر یا کمتر) ممکن است مشکل بزرگی به نظر نرسد. اما همین کاهش به ظار جزئی می تواند تفاوت بین ناراحتی و درد را بیان دارد. زیرا دیسک علاوه بر نقش ضربه گیری که به عهده دارد، می یابد به اندازه کافی فاصله بین مهره بالایی و پایینی را حفظ کند. کاهش فاصله بین مهره ها می تواند منجر به فرسایش صفحه مفصلی آنها شود. چنانچه فاصله بین استخوانها کاهش یابد، شکل معمولی قرار گرفتن مفصل ها روی هم مختلف  می شود.
       تصور کنید در یک موتور الکتریکی محور مرکزی آن دچار اختلال شود. همین که موتور کار می کند اختلال در محور مرکزی آن سبب می شود نظم بین قطعات به هم خورده و سائیدگی در آنها به وجود آید.
        دیسک های ستون فقرات شما عامل حفظ توازن قسمت های دیگر مهره ها هستند؛ اما این نقش را در مورد فصل های یاد شده ایفاء نمی کنند همین که دیسک ها باریک می شوند، دو مهره مریوطه به هم نزدیک تر می گردند، استخوان مفصل های بین مهره ای روی هم سائیده می شوند؛ این در واقع یک بیماری نیست، اما دشواری عادی کار مفصل نیز نمی باشد؛ و درست همانند یک مشکل مکانیکی تلقی می شود.
        و دردهای گروه دوم پشتی به همانگونه گروه اول سیر می کنند: درد موضعی، درد پاها، اسپاسم عضلات پشت. در عین حال مفصل در نقطه درد، دچار ورم می شود، گرچه بدن شما             می خواهد با محدود کردن حرکت آن مشغول ترمیم شود، با این همه التهاب به تنهایی نیز سبب درد می شود.
منشاء دردهای گروه سه
         دیسک کهنه و سائیده شده – موجب دردهای گروه یک و دو می شد- سبب دردهای گروه سه نیز می باشد. همین که قسمت مرکزی دیسک آب  خود را از دست داد، با فشار استخوان ها، پوسته خارجی دیسک بیرون می زند. بدین گونه می تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم سبب فشار روی عصب شود.
       قبل از توضیح چگونگی این پدیده، اندکی در مورد اصطلاحات به کار برده شده به وسیله پزشکان صحبت می کنم. در تمامی این کتاب، اصطلاحات «برجسته شده» « بیرون زده» را به منزله عبارات مشابه و قابل تعویض به کارگرفته ام. به این دلیل این دو عبارات را انتخاب کرده ام که فهم آنها آسان است. و خود کم و بیش بیان کننده مفهوم مورد نظر بوده نیاز به شرح و تفصیل ندارند.
       ممکن است پزشک شما برای بیان همین حالات، عبارات دیگری بکار گیرد. او ممکن است اصطلاح فتق دیسک، دیسک پاره شده، بیرون زده، شکافته شده، شکسته شده و یا  اتساع یافته را به کار گیرد معنی همه آنها یکی است، و یا ممکن است به شما گفته شود که دیسک به صورت سکستر در آمده که معنی اش پیشرفت برآمدگی دیسک می باشد که قسمتی از آن کاملاً پاره شده است و این درست به منزله پیشرفته تری از همان حالت است.
         همان گونه که در فصل سه دیدیم یک طرف هر یک از دیسک ها به محلی که شاخه اصلی عصب از کانال نخاعی بیرون می آید بسیار نزدیک است؛ هنگامی که یک قسمت دیسک حتی اندکی بیرون می زند روی عصب براحتی فشار می آورد، و تنها اندکی تماس به گونه مالش و یا تحت فشار قرار دادن عصب برای ایجاد درد کافی است. این روش مستقیمی است که دیسک ممکن است روی ریشه عصب فشار وارد سازد (درگیری غیر مستقیم دیسک ها در رابطه با فشار روی عصب دردهای گروه چهار را به وجود می آورد.
       وقتی عصبی به وسیله دیسک تحت فشار قرار می گیرد دو پیامد خواهد داشت: علاوه برفشار نا خواسته ای که به عصب وارد می شود عصب در معرض تحریکات شیمیایی ناشی ازتماس با هسته دیسک نیز قرار می گیرد قسمت مرکزی دیسک دارای ماده ای است با ترکیب ویژه که بدن نسبت به آن به نوعی حالت بیگانه دارد  لذا هنگام تماس مستقیم سعی می کند آن را دفع کند این عمل بدن سبب به وجود آمدن ورم بسیار زیاد و تا حد قابل توجهی موجب درد خواهد شد. از آنجا که خود عصب، نه دیسک یا مفصل در اینجا محل تحریک است و از آنجایی که علائم به وجود آمده مسیر خود عصب را طی می کند درد اصلی در پا، متمرکز می شود نه در پشت.
     منشاء دردهای گروه چهار
       گروه چهارم دردهای معمولی پشت و پاها یکی دیگر از بازتاب های نازک شدن دیسک ها است که در نتیجه خشک شدن آنها با فزایش سن و به مرور زمان در جریان زندگی روزمره شکل گرفته، در اثر پهن و نازک شدن دیسک ها و بیرون زدگی آنها، مهره ها مجاور به هم  نزدیک  می شوند. همانگونه که قبلاً مشاهده کردیم از بین مهره ها ریشه های اعصاب محیطی از کانال نخاعی خارج می شوند. نقاط خروجی این اعصاب سوراخ درون مهره ها نیست بلکه فضایی است که بین مهره ها بوجود آمده است. وقتی این فضا کاهش یابد شاخه عصبی که از آن خارج             می شود، تحت فشار قرار می گرد فشار واقعی عملاً به وسیله استخوان روی عصب وارد می شود. لیکن گناهکار اصلی دیسک است زیرا نتوانسته به اندازه کافی استخوانها را از همدیگر دور نگه دارد. تنگ شدن کانال نخاعی را استنوز اسپاینال (تنگی نخاعی) می نامند که واژه ای پزشکی است و نباید بیمار را دچار وحشت کنند «استنوز» به معنی تنگی است وقتی می گوییم کانال نخاعی شما تنگ شده است، باید همان اندازه دچار وحشت شوید که کسی بگوید موی شما نازک است. علاوه بر آن مشکل، خود تنگی کانال نیست بلکه نبودن فضای کافی برای عبور عصب است.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
رهایی از کمردرد
5 (100%) 1 vote

بافت بدن

377 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
هر بافت مجموعه‌ای از سلولهای تخصص یافته می‌باشدکه کار معینی را انجام می‌دهد. بنابراین چون همه بافتها و ارگانهای بدن از اجتماع سلولها تشکیل شده ، بطور مرسوم سلول را واحد ساختمانی بدن نامیده‌اند.
نگاه کلی
 

 

بافت شناسی قسمتی از علوم تشریحی است که ساختمان میکروسکوپی ارگانهای مختلف بدن را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. یادگیری جزئیات ساختمانی ارگانها و اعضای مختلف برای فهم فعالیت فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک آنها ضروری است بنابراین بافت شناسی علمی مستقل نبوده و مرتبط با سایر شاخه‌های علم پزشکی و یکی از پایه‌های اصلی علوم پایه پزشکی مورد توجه قرار گیرد. بدن جانواران از بافتهای متعددی ساخته شده است که هر کدام وظایف مخصوص به خود را دارند. در زیر به اختصار به هر کدام از آنها اشاره می‌شود.

بافت پوششی
لایه پوشاننده سطوح خارجی و داخلی بدن را بافت پوششی می‌نامند. بافتهای پوششی عهده‌دار وظایف و اعمال مختلفی نظیر حفاظت ، جذب و ترشح می‌باشند. به همین دلیل شکل سلولها و تعداد لایه‌های تشکیل دهنده آنها در ارگانهای مختلف بر حسب وظیفه‌ای که انجام می‌دهند متفاوت می‌باشند. بافتهای پوششی بر حسب تعداد لایه‌های سلولی تشکیل دهنده آنها به دو دسته ساده و مطبق تقسیم می‌شوند که هر کدام از آنها نیز بنابه شکل سلولهای تشکیل دهنده به سه دسته سنگفرشی ، مکعبی و منشوری تقسیم می‌شوند.
 

بافت پوششی سنگفرشی ساده در کیسه‌های هوایی ریه و پوشش داخلی رگهای خونی دیده می‌شود. بافت پوششی مکعبی ساده در مجاری غدد ترشحی و بافت پوششی منشوری ساده در دیواره معده و روده دیده می‌شود. بافت پوششی سنگفرشی مطبق در پوست بدن پوشش مری و واژن بافت پوششی مکعبی مطبق در مجاری دفعی بزرگ غدد مترشحه و بافت پوششی منشوری مطبق ملتحمه چشم ، پوشش کام نرم و پوشش اپیگلوت دیده می‌شود.

بافت همبند
بافت همبند ، بافتها و ارگانهای مختلف را به یکدیگر می‌پیوندد. این بافت در زیر اپیتلیوم و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل می‌نماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز می‌نامند. بافت همبندی از سه جزء اصلی یعنی سلولها ، رشته‌ها و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است. سلولهای بافت همبند عبارتند از فیبروبلاست ، ماکروفاژ ، پلاسماسل ، ماست سل ، سلولهای چربی ، سلولهای مزانشیمی و سلولهای مهاجر.
رشته‌های بافت همبند سه نوعند :کلاژن ،رتیکولر و الاستیک. که دو نوع اول از پروتئین کلاژن و نوع سوم از الاستین تشکیل شده است. سلولها و رشته‌های بافت همبند بوسیله ماده‌ای بی‌شکل به نام ماده زمینه‌ای یا ماتریکس احاطه شده است. این ماده ژله مانند مرکب از گلیکوز آمینوگلیکان‌ها ، گلیکوپروتئینها و مایع بافتی است.
 

غضروف
غضروف بافت همبند تخصص یافته‌ای است که بسیار مقاوم‌تر و انعطاف‌پذیرتر از بافت همبند می‌باشد. غضروف از سلولهای غضروفی و ماتریکس خارج سلولی تشکیل شده است که ماتریکس غضروف ، ژله‌ای سفت شده و انعطاف پذیر می‌باشد. ماتریکس غضروفی متشکل از ماده زمینه‌ای و رشته‌ها می‌باشد که از رشته‌های شرکت کننده در ساختمان آن بسته به نوع غضروف ، کلاژن نوع I و II و رشته‌های الاستیک را می‌توان نام برد که مسئول استحکام غضروف هستند.
غضروف با توجه به غالب بودن نوع رشته شرکت کننده در ساختمان ماتریکس آن به سه نوع شفاف ، الاستیک و فیبری تقسیم می‌گردد. غضروف شفاف در دیواره مجاری تنفسی ، بینی ، محل اتصال دنده‌ها به جناغ ، سر استخوان‌های دراز در محل مفصل دیده می‌شود. غضروف الاستیک در لاله گوش ، اپی‌گلوت و غضروف میخی حنجره بکار رفته است. غضروف فیبری در دیسکهای بین مهره‌ای ، برخی مفصل استخوان‌های عانه و برخی تاندونها و لیگمانها که فشار زیادی را باید تحمل نمایند، بکار رفته است.
 

استخوان
استخوان بافت همبند ویژه‌ای است مرکب از سلولها و ماده بین سلولی معدنی شده‌ای به نام ماتریکس. حضور مواد استخوانی معدنی در ماتریکس باعث شده است که استخوان بافتی سفت و محکم باشد و چگونگی ساختمان آن سبب گردید، که استخوان با حداقل وزن حداکثر استحکام را داشته باشد. مجموعه این خصوصیات ، استخوان را بافتی ایده‌آل برای تامین اسکلت بدن و حفاظت از ارگانهای حیاتی نظیر مغز و نخاع ساخته است.
ماتریکس استخوان متشکل از موادآلی و املاح معدنی است که هر کدام ۵۰ درصد وزن خشک استخوان را تشکیل می‌دهند. ۹۰ درصد ماده آلی ماتریکس کلاژن نوع I و ۲۰ درصد بقیه را پروتئوگلیکانها تشکیل می‌دهند. عمده‌ترین مواد معدنی استخوان را کلسیم و فسفر تشکیل می‌دهند که قسمت اعظم آنها به شکل بلورهای هیدروکسی آپاتیت به فرمول Ca10(PO4)6 (OH2 می‌باشد. سلولهای بافت استخوانی حاوی سه نوع سلول به اسامی استئوپلاست ، استئوسیت و استئوکلاست می‌باشد.
از نظر شکل و ساختمان استخوان به سه دسته دراز (مانند ران و بازو) کوتاه (مانند انگشتان و مهره‌ها و پهن (مانند جمجمه و دنده) تقسیم می‌شوند. استخوان از نظر ماکروسکوپی به دو نوع متراکم و اسفنجی تقسیم می‌شود. که استخوان متراکم در تنه استخوانهای دراز و سطح خارجی اپی فیز و استخوانهای استخوانهای پهن و کوتاه دیده می‌شود. استخوان اسفنجی در اپی‌فیز استخوانهای دراز و قسمت مرکزی استخوانهای پهن و کوتاه دیده می‌شود.
 

خون
بافت همبند تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسما شناورند. خون ۷ تا ۸درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط ۵ لیتر می‌باشد. خون با گردش در رگهای خونی عامل توزیع مواد غذایی ، اکسیژن ، حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. پلاسما ۵۵ درصد حجم خون را تشکیل می‌دهد. پلاسما مایعی است که ۹۱ درصد آن را آب ، ۷ درصد آن را پروتئینها ، ۱ درصد آن را املاح معدنی و ۱ درصد بقیه را ویتامینها ، موادقندی و لیپیدی ، هورمونها و اسیدهای آمینه تشکیل می‌دهند.پروتئینهای پلاسما عبارتنداز :

آلبومین ، فیبرینوژن ، پروترومبین و گلوبولینها. سلولهای خون به دو دسته بزرگ اریتروسیتها یا گلبولهای قرمز و لکوسیتها یا گلبولهای سفید تقسیم می‌شوند. لکوسیتها براساس حضور یا عدم حضور گرانولهای اختصاصی در سیتوپلاسم خود به دو دسته گرانولوسیتها و آگرانولوسیتها تقسیم می‌شوند. گرانولوسیتها به سه دسته : نوتروفیلها ، اسیدوفیلها و بازوفیلها تقسیم می‌گردند. آگرانولوسیتها شامل لنفوسیتها و مونوسیتها می‌باشند.
 

بافت عضلانی
براساس خصوصیات ساختمانی و عملکردی سلولهای عضلانی ، بافت عضلانی به سه دسته اصلی عضله مخطط و قلبی و عضله صاف تقسیم می گردد.
عضله مخطط
این نوع عضله را به خاطر داشتن نوارهای تیره و روشن در زیر میکروسکوپ (عضله مخطط) ، به علت چسبیده بودن آنها به استخوانها عضله اسکلتی و به جهت عملکرد ارادی آنها عضلات ارادی می‌نامند که وظیفه اصلی این نوع عضله شرکت در حرکات بدن می‌باشد. سلولهای عضله مخطط از به هم پیوستن تعداد زیادی سلول سازنده عضلانی (میوبلاست) بوجود می‌آیند و بسیار بلند می‌باشند و رشته عضلانی نیز نامیده می‌شوند. گروههای سلولهای عضلانی را که از تعدادی سلول موازی هم در هر گروه تشکیل می‌گردد دسته و مجموعه دسته‌ها را با هم عضله ، می‌نامند.
عضله قلبی
سلولهای تشکیل دهنده عضله قلب ، مشابه سلولهای عضله اسکلتی از نوع مخطط بوده ولی تفاوت عمده آن با عضله مخطط عبارت است از اینکه سلولها عضله قلبی بسیار کوچکتر از سلولهای عضله مخطط می‌باشند و سلولهای عضله قلبی یک یا دو هسته‌ای می‌باشند. مکانیسم انقباض در عضله قلبی مانند عضله مخطط می‌باشد. انرژی مورد نیاز سلول عمدتا از اسیدهای چرب که به صورت تری گلیسیرید در سلول ذخیره می‌شوند تامین می‌گردد و گلیکوژن به صورت جزئی در تامین انرژی سلول شرکت می‌کند. سلولهای عضله قلبی نیز غیر قابل تقسیم‌اند.
عضله صاف
 

عضله صاف برخلاف دو عضله قبلی ، فاقد نوارهای تیره و روشن بوده و به همین دلیل نیز عضله صاف نامیده می‌شوند. عضلات دیواره مجاری تنفسی ، ادراری و گردش خونی از نوع عضله صاف هستند و چون در ساختمان همه احشاء شکمی ، عضله صاف وجود دارد این نوع عضله را عضله احشایی نیز می‌نامند. سلولهای عضله صاف کوچک و دوکی شکل‌اند. و انقباض آنها به صورت غیرارادی است.

بافت عصبی
بافت عصبی کل سیستم عصبی بدن را شامل می‌شود که از سلولهای عصبی یا نورون و سلولهای پشتیبان به نام سلولهای گلیال و یا نوروگلی تشکیل شده است. سلول عصبی یا نورون واحد ساختمانی و عملکردی دستگاه عصبی است که در مرحله جنینی از اپی تلیوم پوشاننده لوله عصبی به نام نورواپی تلیوم منشا می‌گیرد. ویژگی‌های اصلی نورونها نحریک پذیری و تولید تکانه‌های عصبی و انتقال این تکانه است. هر نورون از دو نوع زایده به نام‌های دندریت و اکسون و یک جسم سلولی تشکیل شده است. حجیم‌ترین قسمت سلول و حاوی هسته و عمده ارگانهای سلولی است.

دندریتها که به صورت زوایدی کوتاه و بلند و منشعب و متعدد دیده می‌شوند و گیرنده تحریکات هستند. اکسون زایده‌ای است بلند و منفرد که انتقال تحریک از جسم سلولی به سلولهای سایر بافتها را عهده‌دار می‌باشد. اجسام سلولی نورونها از نظر اندازه بسیار متغیرند و از نظر شکل زاویه‌دار بوده و چند سطحی یا هرمی دیده می‌شوند. نورونها براساس زوایدی که از جسم سلولی نورون منشا می‌گیرند به سه دسته نورونهای چندقطبی ، دوقطبی و یک قطبی تقسیم می‌شوند.
دستگاه عصبی شامل دستگاه عصبی محیطی و مرکزی می‌باشد که دستگاه عصبی محیطی متشکل از گره‌ها و اعصاب محیطی است که اعصاب محیطی شامل ۸ زوج گردنی ، ۱۲ زوج سینه‌ای ، ۵ زوج کمری و ۵ زوج خاجی و یک زوج دنبالچه‌ای می‌باشد و گره‌ها شامل گره‌های جمجمه‌ای -‌ نخاعی و اتونوم (خودکار) می‌باشند. دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که درون جمجمه و ستون مهره قرار گرفته است. و از دو قسمت ماده سفید و خاکستری تشکیل شده است.

بافت پوششی
لایه پوشاننده سطوح خارجی و داخلی بدن را بافت پوششی (اپی‌تلیوم) می‌نامند. بافتهای پوششی عهده‌دار وظایف و اعمال مختلفی نظیر حفاظت ، جذب و ترشح می‌باشند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد