خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

289 views

بازدید

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا
۴٫۶۷ (۹۳٫۳۳%) ۳ votes

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا
امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع شد و امام،  حضرت عباس و پسرش علی اکبر را نزد ایشان فرستاد و ایشان را خاموش کردند و سپس بقیه خطبه را با درود بر پیغمبر و پیامبران ادامه داد ” اما بعد، بنگرید من از چه خاندانم و به خود آئید و خویش را سرزنش کنید و بنگرید، برای شما آیا کشتن من رواست؟ و حرمت من برای شما، زیر پا شدنی است؟ آیا من پسر پیغمبر شما نیستم پسر وصی و عموزاده شما نیستم.”
ادامه دادند: ” آیا حمزه سیدالشهدا (ع) عموی پدرم نیست؟ آیا جعفر بن ابیطالب برادر پدرم که در بهشت با دو بال پرواز می کند، عمویم نیست؟ به شما نرسیده که رسول خدا (ص) درباره من و برادرم فرمود سید جوانان اهل بهشتند؟ اگر گفتار مرا درست می دانید بسیار خوب، باور کنید. از وقتی دانستم خدا دروغگو را دشمن دارد، دروغ نگفتم و اگر باور ندارید کسانی از اصحاب پیغمبر هنوز زنده اند بروید از آنها بپرسید تا به شما خبر دهند از جابربن عبدالله انصاری و ابوسعید خدری و سهل بن سعد انصاری و زید بن ارقم و انس بن مالک بپرسید این پرسیدن از ریختن خونم جلوگیر شما نیست ” شمر گفت من خدا را زبانی پرستم و ندانم چه می گویی حبیب بن مظاهر به شمر گفت تو خدا را به هفتاد زبان می پرستی خدا دلت را سیاه کرده ، حسین(ع)  فرمود «اگر شما در این تردید دارید که من زاده دختر پیغمبرم، وای بر شما آیا از شما خونی ریختم؟ مالی از شما خورده ام، زخمی به شما زدم که حالا قصاص آن را می خواهید؟ همگی دشمنان خاموش شدند سپس امام فریاد زد ای شبث بن ربعی، ای حجار بن ابجر ، ای قیس بن اشعث، ای یزید بن حارث آیا به من ننوشتید که میوه ها رسیده و باغها سبز شده و به سوی لشگری که برای تو آماده شده، بیا؟ گفتند ما ننوشتیم . امام فرمود به خداوند نوشتید اکنون که مرا نمی خواهید بگذارید به مأمن خود در هر جای زمین که باشد، برگردم قیس بن اشعث (لعنه االله علیه) گفت ای حسین نمی دانم چه می گویی؟ تو باید تسلیم پسر عم خود شوی او به دلخواه تو رفتار می کند امام فرمودند نه به خدا، به شما دست خواری ندهم و از شما مانند بنده نگریزم. سپس امام فریاد کشیدند من به پروردگار خود پناه می برم از هر متکبری که ایمان به روز حساب ندارد. سپس شتر را خوابانید و زانوی شتر را یکی از یاران به نام عقبه بن سمعان بست.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا
4.67 (93.33%) 3 votes

دانلود کتاب فتح خون

5,615 views

بازدید

دانلود کتاب فتح خون
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

دانلود رایگان کتاب فتح خون

این کتاب مجموعه ای است از مقالات شهید سید مرتضی آوینی که پیرامون موضوع فتح خون گردآوری شده است.این مجموعه مقالات شامل ۱۰ جلد می شوند.
جلد پنجم کتاب فتح خون حاوی مقالات:


5+

نويسنده / مترجم : شهید مرتضی آوینی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 959 کیلوبایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 72

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب فتح خون
5 (100%) 1 vote

تاسوعـا و عـاشورا و راز جاودانگی

161 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
گام های محرم ناگزیر از رسیدن به سر منزل تاسوعا و عاشورای حسینی است. محرمی که با نام حسین(ع) پیوند خورده و هر یک از ایامش فکرها و دل ها را متوجه روزی می کند که بزرگ ترین مصائب دنیا را بهمراه دارد و با تاملی در چگونگی حوادثی که آنزمان در کربلا اتفاق افتاد اشک غم را در سوگ برترین انسان های عالم جاری می کند ….
 

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

تحریفات کربلا

258 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
این نوشته خلاصه از کتاب حماسه حسینی جلد اول می باشد که موضوع اصلی بحث آن “تحریفات درواقعه تاریخی کربلا” است. می خواهیم در مورد این مطلب بحث کنیم که در نقل وبازگویی واقعه بزرگ تاریخی عاشورا تحریفاتی صورت گرفته است، امید است که بتوانیم قسمتی از وقایع تاریخ را در این تحقیق باد آور شویم….

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

قیام امام حسین علیه السلام و ثمرات آن

302 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
حرکتی که قیام امام ایجاد کرد و استمرار بخشید، حرکتی است مستمر و دائم، برای همه اعصار، زمانها و نسلها به مثابه مشعلی فروزان برای فداکاران طریق رسالت حق و رسالت اسلام جاودان. که در عین حال، هیکلهای ساختگی و موهوم را که بر کرسی ها و تختهای شمعی تکیه کرده اند، با حرارت قیام مقدس حسینی ذوب می کند.
این عطای جاودانی، شاخه های اسلام را تغذیه می نماید تا به برکت قیام همیشگی سیدالشهداء علیه السلام رشد و نمو کنند و همواره و همیشه فراغی خواهد بود برای هر انسان دردمند و ستمدیده ای که در این گیتی است و آرزوی جستجو شده همه انسانهای نیکوکاری است که در طلب زندگی سلام و امن،‌ از حقشان دفاع کنند.
قرنها به دنبال قرنها می آیند و از بین می روند، مانند تکه نمکی که بر روز کف اقیانوس ذوب می گردد. ولی نام امام حسین علیه السلام در قلبها و افکار و دلها باقی می ماند که او بزرگتر از قرنها و زمانهاست. زیرا برای خدا زندگی کرد و در راه او جهاد نمود و برای او کشته شد. او با خدا و خدا با اوست و هرکه چنین باشد، جاودان خواهد ماند. قیام امام حسین علیه السلام دارای دو جنبه با اهمیت است که عبارتند از:
۱- جنبه عاطفی قیام:
این قیام, تنها قیامی در جهان است که هر فرد با هر تفکر و اعتقادی اگر کلیه صحنه های آن را با ابعاد گسترده و تفاصیلش بخواند، هرگز جلودار اشکش نتواند شد. چنانچه در برخی کشورهای غیراسلامی نظیر هند و بعضی کشورهای اسلامی آفریقا به چشم می خورد. هنگامی که نبرد طف در کربلا را بخواند، چاره ای جز گریستن فراوان و حتی بدون التفات به سینه زدن، نخواهد داشت. زیرا فاجعه ای است دردناک که دلها از مصایب و حوادث آن به درد می آید. چنانکه جیبون، مورخ انگلیسی می گوید:
فاجعه تکان دهنده امام حسین علیه السلام علیرغم تقدم زمانی و اختلاف موقعیت جغرافیایی حتی عواطف کسانی که از اندک ترین احساسات و سخت ترین دلها برخوردارند، بر می انگیزد.
بالاتر از آن. روایت شده است کسانی که با مردان قیام حسین جنگیدند نیز اشک خود را جلوگیر نبودند. این عمربن سعد سردار سپاه اموی در کربلاست که می گرید. هنگامی که دختر مولا علی علیه السلام، زینب به او می گوید:
ای پسر سعد، ابوعبدالله به قتل می رسد و تو نگاه می کنی.
او چهره را بر می گرداند در حالی که اشک بر ریشش جاری است. و نیز گفته شده که دشمنان، بعد از کشتن امام حسین علیه السلام بر اهل و عیال او هجوم آورده آنها را چپاول کردند در حالی که آنها گریه می کردند. پس مردی به قصد چپاول فاطمه، دختر امام حسین علیه السلام آمد در حالی که گریه می کرد. فاطمه گفت:
پس چرا ما را غارت می کنی؟
او گفت:
می ترسم دیگری شما را غارت کند.
چطور اینگونه نباشد، فاجعه ای که قلب انسانیت را به خون کشید و جشمانش را از تاثر و درد مجروح نمود. در میان آنان پیرمرد سالخورده ای به چشم می خورد که متجاوز از هفتاد سال داشت. سالخوردگانی کشته می شوند که اصحاب حضرت را تشکیل می دادند و در بین ایشان از فرزندان بنی هاشم و اطرافیانشان و نیز فرزندان اصحاب، جوانانی دیده می شوند که به حد بلوغ نرسیده اند. در خیل شهیدان، کودک شیرخوار و پیرزن سالخورده نیز وجود دارد. دیگر صحنه ها عبارتند از: پاره شدن اجساد شهدا، پایمال شدنشان با سم اسبان، قطع گردیدن سرهایشان، محروم بودن زنان و کودکان از آب، چپاول خیمه ها و سوزاندن آنها، راندن دختران رسول خدا در حال اسارت از شهری به شهر دیگر که چهره شان را دوست و دشمن نظاره کنند، و سایر دردها و فاجعه هایی که به شهدای قیام رسید.
۲- جنبه اعتقادی نهضت:
در بررسی این جنبه، هیچ قیامی را نمی یابیم که اعتقادش، همپایه زمینه های اعتقادی قیام امام حسین علیه السلام و چنان جانبازیهایی که از آن زمینهها نشئت گرفته بود، شناخته شده باشد. برای انسان ممکن نیست که سطح اعتقادات یک قیام را بشناسد مگر اینکه رهبر قیام و یاران او را توجه به اسناد و متون، مورد بررسی قرار دهد.
جنبه اعتقادی این قیام، نزد رهبر و پیروانش، به بالاترین سطح آگاهی و ژرف نگری رسیده است. در برهه های مختلف زمانی، از واپسین نفسهای خود می رسند، در این آگاهی اختلافی به چشم نمی خورد. پس، آن پیرمرد سالخورده، از قیام حسینی همان آگاهی را دارد که آن شخص میانسال و جوان دارا می باشد. حتی شخصی که بالغ نشده است، از همان روح برخوردار است که مردان و دلیران این قیام از آن برخوردارند. اگر به اولین فرمایش رهبر این قیام نظری جستجوگرانه بیفکنیم، خواهیم دید که دارای همان روح گفتارهای آخر زندگانیش می باشد، که عبارتند از:
الف- قیام بر علیه حکم یزیدبن معاویه.
ب- اقامه و اشاعه شریعت اسلامی در مقابل مطالب مخالفی که حکام در آن زمان رواج می دادند.
پس قیام امام حسین علیه السلام این دو منظور را هدف قرار داده بود: تغییر دستگاه حکومتی، و اشاعه شریعت اسلام.
الف- قیام علیه دستگاه حاکمه: امام حسین علیه السلام به منظور برکناری یزید به عنوان پسر معاویه و نوه ابوسفیان، اقدام به این کار نکرد تا حرکتی قبیله ای باشد. چنانچه برخی می پندارند و معتقدند که بین بنی هاشم و امویان از دیرباز و قبل از اسلام خصومت برقرار بوده و امام حسین علیه السلام به این علت بر علیه یزید قیام کرده است.
امام حسین علیه السلام علت را در بعضی از خطبه ها و بیانات خود فرموده اند. از جمله، به طور صریح در مقابل اولین لشگر سپاه اموی می فرمایند:
ایها الناس، انی سمعت رسول الله (ص) قال: من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا لعهده مخالفا لسنه رسوله, یعمل فی عباده بالائم و العدوان قلم یغیرماعلیه بفعل ولا قول کان حقا علی الله ان یدخله مدخله.
ای مردم، من از رسول خدا شنیدم که فرمود: هرکس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و عهد او را شکسته و مخالف سنت رسول او است و با مردم به عداوت و ستم رفتار می نماید، و با قول و فعل خود آنچه بر اوست را تغییر ندهد، برخداست که وی را در جایگاه او (سلطان ستمگر) داخل نماید.
پس علت خروجش بر یزید را آن می داند که او سلطانی جائر است و با عداوت و ستم بر مردم حکومت می کند که این مخالف شریعت اسلام و سنت پیامبر است. پس به این دلیل بر او خروج نمود.
مدارک دیگری نیز موجود است که در آنها به صراحت از یزید نام برده شده. چنانکه استاندار مدینه از امام حسین علیه السلام بیعت با یزید را می طلبد، او در جواب می فرماید:
ای امیر، من از اهل بیت نبوتم… و یزید مردی است فاسق و شرابخوار که به ناحق خون می ریزد و فساد را اشاعه می دهد. کسی مانند من با فردی چون او بیعت نمی کند.
به این ترتیب علل انقلال امام بر علیه یزید را در می یابیم. یزید مردی است فاسق، شرابخوار، قاتل انسانهای پاک و گسترش دهنده فسق. این صفات با شرائط زمامداری وفق نمی دهد. از این جهت امام، قیام خود علیه او را اعلام می دارد. پس نهضت او نهضتی قبیله ای یا نژادی، چنانکه برخی می پندارند، نخواهد بود.
ب- اشاعه شریعت اسلام: این جنبه از با اهمیت ترین اهداف امام علیه السلام در نهضتش علیه هیئت حاکمه بود، آنچنان که در راه این هدف مقدس، جان خود، اهل بیت و اصحابش را در معرض قتل، غارت، چپاول قرار داد.
به این ترتیب هدف اصلی امام از خروج، گرفتن زمام حکومت نبود، بلکه او به تسلط برحکومت به عنوان وسیله ای برای اشاعه احکام شریعت اعتبار می دهد. و نیز خروج او عامل اقتصادی نداشت چنانکه گروهی می آورند که بعضی از شرایط خاص اقتصادی باعث خروج امام علیه السلام شد.
و نیز آنگونه که بعضی می پندارند دگرگونی های تاریخ و اقتضای زمان در آن هنگام این نتیجه را باعث شد، نبود، بلکه انگیزه اصلی امام حسین علیه السلام، تنها اشاعه شریعت اسلام و محافظت از آن بود،‌هرچند که این هدف به ریختن خون گرامی اش انجامید. گفتار ما مستند به بعضی از خطبه ها و نامه های آن حضرت می باشد. از جمله:
الا و ان هولاء قد لزموا طاعه الشیطان وترکوا طاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود واستاترو بالفی ء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله.
آگاه باشید که این گروه به طاعت شیطان گرویدند و طاعت خداوند را ترک گفتند و فساد را اظهار نمودند و حدود خداوند را تعطیل کردند و حق مردم را به زور غصب نمودند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کردند.
وقد بعثت الیکم بهذا الکتاب و انا ادعوکم الی کتاب الله و سنه نبیه فان السنه قد امیتت و البدعه قد احییت.
من این نامه را به سوی شما فرستادم و شما فرستادم و شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می کنم، زیرا سنت رسول الله مرده و بدعت ها احیا گشته است.
الا ترون الی الحق لا یعمل به والی الباطل لا یتناهی عنه.
آیا نمی بینید حق را که به آن عمل نمی شود، و باطل را که از آن نهی نمی گردد.
و انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی (ص) ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و  بسیره جدی و ابی.
من خروج نکردم براساس تکبر، غرور، فساد و ستمگری. به درستی که من برای طلب اصلاح در امت جدم (ص) قیام نمودم. می خواهم به معروف امر کنم و از منکری نهی نمایم و به سیره جد و پدرم عمل کنم.
آنچه از خطبه ها و نامه های حضرت آورده شد، متونی است صریح و آشکار که در آنها شبهه و اغماضی در بیان غرض و هدف آن حضرت نمی باشد. همه اینها دلالت بر این دارد که حکام در آن زمان با همه قوا، سعی می کردند ریشه شرعت اسلام را با اشاعه منکر و باطل، و مخالفت با کتاب و سنت بزنند.
فان السنه قد امیتت و البدعه قد احییت.
امام خروج نکرد مگر برای مقاومت در مقابل منکر و باطل. و احیاء سنت، و امر به معروف و نهی از منکر، در طلب حکومت و منصب نبود، چرا که او از اهل بیت نبوت بود. آنان به سوی حکومت نیامدند مگر برای آنکه کجی های آن را راست نمایند و به حق دعوت نموده و از باطل نهی کنند. این جد او، رسول الله صلی الله علیه و آله است که در ابتدای دعوتش، بزرگان قریش، به او پیشنهاد حکومت و سیادت و مال کردند تا دعوت و قول حق را رها کند. اما حضرت ابا نمود و به عمویش ابوطالب فرمود:
یاعماه، لو وضعوا الشمس فی یمینی و القمر فی شمالی علی ان اترک هذا الامر حتی یظهره الله او اهلک فیه ما ترکته.
ای عمو, اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپم قرار دهند تا این امر را ترک کنم، هرگز آن را رها نخواهم کرد تا اینکه خداوند آن را آشکار نماید یا من در این راه از بین بروم.
و این پدر او حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام است که می فرماید:
الهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان و لا التماس شیء من فضول الحطام. ولکن لنردالمعالم من دینک و نظهرالاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک، و تقام المعطله من حدودک.
بار خدایا، تو نیک می دانی که آنچه از ما صادر شده، به خاطر میل و رغبت به سلطنت و خلاف و برای بدست آوردن چیزی از متاع دنیا نبوده است. بلکه برای این بوده که آثار دین تو را بازگردانیم و اصلاح را در شهرهای تو ظاهر نمائیم، تا بندگان ستمدیده ات امن و آسایش یابند و احکام تعطیل شده تو، اقامه شود.
در قضیه شورا، خلافت با شرایطی به او عرضه شد، اما حضرت امتناع فرمود. زیرا شرایطی را که درست نمی دانست، نمی توانست بپذیرد. با وجود آنکه خلافت اسلامی در آن هنگام، مخصوصا با فرو ریختن دو دولت روم و فارس، خلافت همه جهان بود. ولی حضرت علی علیه السلام از قبول خلافت با همه اهمیتش در مقابل یک شرط خلاف خودداری نمود. در حقیقت همه دنیا در ازاء نپذیرفتن یک شرط ترک گفت.
و این سفیر امام حسین علیه السلام، مسلم بن عقیل، است که امام او را برای بیعت گرفتن به سوی کوفه می فرستد. عبیدالله بن زیاد به کوفه وارد می شود. مسلم به منزل هانی بن عروه می رود. در خانه او، شریک بن اعور به علت مریضی بستری است. ابن زیاد تصمیم می گیرد به عیادت شریک برود. شریک و مسلم اتفاق نظر می کنند که عبیدالله را در موقع عیادت بکشند. علامت بین آن دو، برداشتن عمامه بود. ابن زیاد بر شریک وارد می شود،‌در حالی که مسلم درپستوئی پنهان است. شریک بارهاعمامه خود را بر می دارد، اما مسلم خارج نمی شود. شریک می گوید:
مرا بیاشامید، اگرچه در آن، مرگ من باشد.
ابن زیاد می گوید:
او در مرضش هذیان می گوید.
و از منزل هانی خارج می شود. مسلم از پناهگاه بیرون می آید.
شریک به او می گوید:
چه چیزی مانع تو شد.
مسلم می گوید:
بیاد آوردم گفته حضرت علی علیه السلام را که از پیامبر نقل می کرد:
ان الایمان قید الفتک فلا یقتک مومن.
ایمان مانع حمله ناجوانمردانه است و مومن به ناحق (ازپشت) حمله نمی کند.
اگر مسلم طالب حکومت بود، هر آینه خارج شده، ابن زیاد را از پشت می کشت و امت را از شر او راحت می نمود. اما او به جهت ایمان و عقیده اش می ترسد، چرا که ایمان مهار حمله ناجوانمردانه است و مومن به ناحق نمی کشد.
به همین ترتیب اگر بخواهیم سیره اهل بیت علیهم السلام را نشان دهیم، خواهیم دید که آنها در پی سلطنت و حکومت نبودند، بلکه هدف آنها از حکومت، اشاعه احکام اسلام و استحکام پایه های آن بوده است.
لذا می بینیم امام حسین علیه السلام می فرماید:
و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی.
هر آینه خارج شدم تا طلب اصلاح در امت جدم کنم، امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره جد و پدرم عمل کنم.
این است سیره جدش رسول الله صلی الله علیه و آله و پدرش علی بن ابیطالب علیه السلام.
 امام حسین علیه السلام انسانی است معقتد، صاحب شریعت و حامل رسالت. فردی که به این صفات متصف است در راه عقیده و شریعت و رسالتش فداکار بوده، آمادگی کامل برای جانفشانی و ایثار و قربانی شدن، دارد. او هرگز به زنده بودن و باقی ماندن فکر نمی کند، مگر اینکه عقیده و رسالتش از طریق حیات او به موفقیت برسد. اگر مگر و فدا شدن او, اعتقاد و هدف مطلوبش را به پیروزی برساند. در نظر وی از زندگانی ای که برای عقیده و رسالتش پیروزی به ارمغان نیاورد، والاتر می باشد. این مفهوم، تجلی اش در امام حسین علیه السلام است و جلوه حسین علیه السلام نیز در این مفهوم می باشد. او نواده رسول اکرم، محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله است که مشترکین قریش، دنیا را با تمام ابعادش به او عرضه کردند،‌در حالی که به ابوطالب، عمو و یاورش و مومن قریش می گفتند:
به پسر برادرت بگو: اگر مال دنیا می خواهد، به او ثروتی خواهیم داد که احدی را در قریش نباشد. اگر حکمرانی می خواهد، او را بر عرب تسلط می بخشیم.
پیامبر نزد ابوطالب آمد. او وی را از گفته قریشیان آگاه ساخت. پیامبر در حالی که اشک از دیدگانش فرو می ریخت، فرمود:
یا عماه و الله لو وضعوا الشمس فی یمینی و القمر فی شمالی علی ان اترک هذا الامر حتی یظهره الله او اهلک فیه ما ترکته
ای عمو, به خدا سوگند، اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپم بگذارند تا این مسئله را رها کنم، هرگز آن را ترک نخواهم ساخت تا آنکه خداوند آن را آشکار نماید یا من در این راه از بین بروم.
و این پدر او علی بن ابیطالب علیه السلام است که اولین فدائی اسلام و پیامبر در همه جنگها و سرزمینها می باشد. و این عموی وی حمزه سیدالشهدا و عموی دیگرش جعفر طیار-رضوان الله علیهما- بودند که با همه توان خویش اسلام را یاری نمودند. مرگ در نزد این شهدا، آنگاه که شریعت و عقیده را یاری بخشند، به منزله حیات است. و زیستن بدون هدف و عقیده، همچون مرگ می باشد.
امام حسین علیه السلام نیز از اندیشه جد، پدر و دو عموی نیکوکارش تبعیت نمود. او مشاهده کرد که ناگزیر است، اختناقی را که یزید بر اسلام حاکم نمود، از بین ببرد و درخت شریعت را که در سایه حکام اموی نزدیک است خشک و بی استفاده گردد، تغذیه کند. اگرچه در این راه جانها گرفته شود، انسانها به قتل برسند و خونها بر زمین جای گردد، تا شاخه های پژمرده درخت اسلام، از این خونهای پاک، خون حسین و اهل بیت و یارانش سیراب گردد. این کار در عین حال، جهاد در راه خدا و یاری دین او بود. سرور فداکاران، امام حسین علیه السلام این اقدام را پذیرفت. در بامداد عاشورا، آن هنگام که جوانان اهل بیت و اصحاب، یکی پس از دیگری در مقابل چشمانش قربانی و کشته می شدند، توقفی کرد و فرمود:
اللهم ان کان هذا یرضک فخذ حتی ترضی.
خدایا، اگر این کار تو را راضی می کند، آنقدر از آنان بگیر تا راضی و خشنود گردی.
زیرا او پیروزی را تمام شده نمی بیند، مگر با این قربانی ها و کشته شدنها.
هم اکنون امام حسین علیه السلام را می بینیم که بعد از شهادتش از دو جهت بر دشمن خود پیروز گشته است.
جهت اول: نهضت امام حسین علیه السلام عامی بودکه در کشف اباطیل فرمانروایان منحرف از خط اسلام سلیم و سلب اختیار قانونگذاری از آنان، بزرگترین نقش را بازی کرد، بعد از آنکه خلفای ناحق، هرگونه دوست می داشتند و راغب بودند و با میل و هوای نفسشان موافق می آمد، حکم می نمودند و قانون وضع می کردند و آنچه را خدا و رسولش حلال نموده بودند، حرام و آنچه را حرام کرده بودند، حلال می ساختند.
امام حسین علیه السلام، با قیام جاودانش قادر گردید سلطه خلیفه ای که افکار و راه و روشش منحرف بود را از بین ببرد و به عموم مسلمین بفهماند که خلیفه، کوچکترین حقی در قانونگذاری یا حکومت ندارد و قانون گذاری در انحصار کتاب خدا و سنت پیامبر و آنچه به آن دو منتهی می گردد می باشد. چنانچه خدای متعال فرموده است:
و ما کان لمومن و لا مومنه ادا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبنیا.
هیچ مومن و مومنه ای را در کاری که خدا و رسول حکم کنند، اجازه انتخاب نیست. (که برحسب نظر خود آن را بپذیرند یا قبول نکنند). هر که خداوند و پیامبرش را نافرمانی کند، گرفتار گمراهی آشکار گردیده است.
اگر نهضت امام حسین علیه السلام نبود، هر آینه بسیاری از احکام اسلام را می دیدیم که تغییر یافته و تبدیل گردیده است. همانگونه که این مسئله در زمان حال مورد مسیحیت و تحریف دیانتش مشاهده می شود. اما خدای متعال با فرمایش خویش حفظ شریعت اسلام از انحراف و تضیع را تضمین نموده است. فرموده است:
انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.
به درستی که ما ذکر (قرآن) را نازل نمودیم و به طور قطع نگاهبان آن خواهیم بود.
امام حسین علیه السلام هم به این قیام نمود که مانعی در مقابل بازی با احکام دین مبین اسلام توسط دروغگویان وبدخواهان قرار دهد. و از این حیث قیام مبارکش پیروزی یافت.
جهت دوم: گاهی به ذهن خواننده چنین خطور می کند که امام حسین علیه السلام چگونه پیروز گردید در حالی که به قتل رسید؟ جواب این مسئله نیز گاهی برای سوال کننده غریب و ناآشنا می آید، زیرا نصرت آن حضرت برخلاف مفهوم مادی پیروزی می باشد. با وجود این. سوال را پاسخ می گوئیم.
اینجا صحنه نبرد دو خواست و دو هدف می باشد:
۱-    خواست و هدف حسین: این هدف، در صورت التزام کامل به استفاده از وسائلی که اسلام اجازت فرموده، به تحقق نمی پیوندد مگر با افراد ساز و برگ و وسائل فراوان.
۲-    خواست اموی: این هدفی است که به وسیله سلطنت و سیطره و مال و کثرت افراد و ساز و برگ و وسائل، در عین تجویز کلیه وسائل فریب و تحریف و دگرگونی،‌به دست می آید. زیرا هدف وسیله را توجیه می کند. این هدف، کاربرد هر وسیله ای را در راه آن جایز می شمرد.
این دو هدف در مواقف بسیاری با یکدیگر درگیر شدند، اما هدف اموی به پیروزی نرسید. تمامی توان و امکان خویش را به کار گرفت تا اراده حسینی را از پیشروی و استمرار در هدف و مقصودش باز دارد، اما در عرض خود دچار سستی و زیان و شکست گردید.
هدف حسینی در مقابل تجاوزات اراده اموی برافراشته و پایدار باقی ماند. ولی اراده اموی خواست تا شکست و زیانش را جبران نماید، لذا اسلحه و نیروی خویش را با کینه توزی و پستی و درنده خویی هرچه بیشتر به کار بست و به خاطر ارضاء کینه توزی مردان را به شهادت رسانید و اجسادشان را مثله کرد.
با این همه، اراده حسین علیه السلام، و شهدای رکابش، زنده و پایدار ماند و تخت سلطنت اموی و جبروت آن را در هم شکست و ارکان آن را برای همیشه فرو ریخت و سرانجام اعتقادات و موجودیت و خواست او را نابود کرد و برانداخت.
به این ترتیب پیروزی و موفقیت برای امام حسین علیه السلام، چنانکه خود او در نامه اش به بنی هاشم متذکر می شود،‌حاصل می گردد. در آنجا می فرماید:
اما بعد فانه من لحق بی منکم استشهد و من تخلف لم یبلغ مبلغ الفتح و السلام.
اما بعد، پس هر کدام از شما به من ملحق شود، به شهادت می رسد و هر که از این امر تخلف کند، طعم پیروزی را نخواهد چشید. والسلام.
خداوند می فرماید:
و لا تقوقوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن الا تشعرون.
به آنان که در راه خدا کشته می شوند، مرده نگوئید که زنده اید لیکن شما نمی فهمید.
 و حال، ای سرور من، ای ابا عبدالله، درود خدا بر تو باد در آن روز که زاده شدی و در آن روز که به خاطر حق به شهادت رسیدی و در آن روز که زنده خواهی گردید. و درود خدا بر اهل بیت و اصحابت که در مقابل تو شهید شدند.
خروج امام حسین علیه السلام از مدینه به قصد مکه
خروج امام حسین علیه السلام از مدینه در شب یکشنبه دو روز به پایان ماه رجب سال ۶۰ بوده است. حضرت به سوی قبر جدش رسول الله صلی الله علیه و آله آمد و چند رکعت نماز خواهند و فرمود:
اللهم هذا قبر نبیک محمد صلی الله علیه و آله و انا ابن بنت نبیک و قد حضرتی من الامر ما قد علمت. اللهم انی احب المعروف وانکر و المنکر و انا اسالک یا ذالجلال والاکرام بحق القبر و من فیه الا ما اخترت لی ما هولک رضا و لرسولک رضا.
خدایا این قبر پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله است و من پسر دختر پیامبرت هستم. مرا به امری می خوانند که تو به آن آگاهی. خداوندا، من معروف را دوست دارم و منکر را زشتی می دانم. ای صاحب جلال و اکرام، تو را به این قبر و آنکه در آن است، سوگند می دهم که برایم آنچنان پیش آوری که رضایت تو و رسولت در آن باشد.
در حدیث عمار اینگونه آمده است که فرمود:
بابی انت و امی یا رسول الله لقد خرجت من جوارک کرها و فرق بینی و بینک و اخذت قهرا ان ابایع یزید شارب الخمور و راکب الفجور و ان فعلت کفرت و ان ابیت قتلت فها انا خارج من جوارک کرها فعلیت منی السلام یا رسول الله.
پدر و مادرم به فدایت ای رسول خدا، من از جوار تو به زور خارج و بین من و تو جدائی انداخته خواهد شد. به زور از من خواسته اند که با یزید بیعت کنم، یزیدی که شرابخوار و فاجر است. اگر بیعت کنم، کافر شده ام و اگر خودداری و رزم، کشته خواهم شد. من از نزد تو به اجبار و اکراه خارج می شوم. سلام من بر تو ای رسول خدا.

ورود امام حسین علیه السلام به مکه
هنگامی که امام علیه السلام از مدینه خارج شد، راه اصلی برادر پیش گرفت. به او گفتند:
اگر همانطور که ابن زبیر رفت، از راه دیگری بروی، بهتر است.
حضرت فرمود:
نه به خدا سوگند از آن دست نخواهم کشید تا اینکه خداوند در آن حکم کند.
سپس این آیه را خواند:
فخرج منها یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین.
از آن خارج شد در حالی که مراقب و ترسان بود و گفت: خدایا مرا از قوم ظالم نجات بخش.
وقتی به مکه وارد شد، این آیه را خواند:
و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل.
و چون رو به جانب شهر مدین آورد، گفت: امید است که پروردگارم مرا به راه مستقیم هدایت فرماید.
امام حسین علیه السلام شب جمعه سه شب به آخر شعبان مانده، وارد مکه شد و شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و هشت شب از دیحجه را در آن ماند.
 


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

بانک جامع امام حسین علیه السلام

150,009 views

بازدید

بانک جامع امام حسین علیه السلام
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
دانلود رایگان کتاب بانک جامع امام حسین

بانک جامع امام حسین (علیه السلام)

در این کتاب مفید که در حدود ۴۹۰۰ صفحه میباشد بصورت کامل با شخصیت و افکار و فعالیت های امام حسین (ع) آشنا شوید – همچنین این کتاب مفید میتواند راهنمای محقیقین علوم اسلامی باشد.

بخش هایی از این کتاب که بصورت دائره المعارف میباشد :

 *  دانستنیهای اربعین حسینی
 *  چهره درخشان حسین بن على (ع)
 *  ستاره درخشان شام حضرت رقیه دختر امام حسین (ع )
 *  سخنان حسین بن على (ع ) از مدینه تا کربلا
 *  زندگانى مسلم بن عقیل سفیر امام حسین (علیه السلام)
 *  کتاب لمعات الحسین
 *  نماز و عبادت امام حسین علیه السلام
 *  شیخ محمد حسین زاهد (ره)
 *  کرامات الحسینیه
 *  چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین (ع)
 *  نامه ها و ملاقاتهای امام حسین ( ع )
 *  داستانهایى از گریه بر امام حسین (ع )
 *  داستانهایى از فضیلت زیارت امام حسین (ع )
 *  از غروبِ عاشوراىِ حسینى علیه السلام تا طلوعِ ظهورِ مهدى علیه السلام‌
 *  پیشواى سوم حضرت امام حسین (ع)
 *  مسند فاطمه بنت الحسین علیهما السلام
 *  دانستنیهای حضرت امام حسین علیه السلام (مصباح الهدی)
 *  نگاهی به مقام امام حسین (ع)
 *  امام حسین علیه السلام
 *  نهج الکرامه (گفته‌ها و نوشته‌هاى امام حسین علیه السلام)
 *  شرح غم حسین‌علیه السلام (ترجمه تحقیقی مقتل خوارزمی)
 *  حکمت‌های جاوید (چهارده موضوع تبلیغی از سخنان امام حسین‌علیه السلام)
 *  رسول ترک آزاد شده امام حسین علیه السلام
 *  انصار الحسین (ع)
 *  قیام امام حسین (ع)
 *  گسترش نهضت حسینی
 *  زندگانی حضرت امام حسین علیه‌السلام و داستان کربلا و عاشورا(گزیده منتهی الامال)
 *  حسین بن علی حماسه‌ی تاریخ‌
 *  رهبر آزادگان (امام حسین (علیه السلام))
 *  زمینه‌های اجتماعی و رهاوردهای انسانی قیام امام حسین (ع)
 *  اربعین حسینی (پژوهشی در بازگشت اهل بیت علیهم‌السلام از شام به کربلا)
 *  حدیث بوی سیب (گزیده‌ای از خصائص الحسینیه )
 *  هدایتگران راه نور (خلاصه زندگانی امام حسین علیه السلام)
 *  فضایل و سیره امام حسین در کلام بزرگان (شامل ۴۵ موضوع)
 *  حماسه عاشورا به بیان حضرت مهدی علیه‌السلام (ترجمه یا لثارات‌الحسین)
 *  إلى الهیئات الحسینیه
 *  زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام
 *  جلوه عشق (قصه هاى زندگى امام حسین علیه السلام)


2+

نويسنده / مترجم : مرکز رایانه ای قائمیه اصفهان
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 44 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 4898

 ادامه مطلب + دانلود...
بانک جامع امام حسین علیه السلام
5 (100%) 1 vote

عاشورا و انقلاب

263 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

عاشورا، خاستگاه انقلاب اسلامى ایران

در مقام تحلیل انقلاب اسلامى ایران، یک رویکرد، آن را ملهَم از نهضت حسینى و مکتب عاشورایى مى‏داند و در همین بستر با بررسى عوامل اصلى محدثه انقلاب، آنها را عوامل مبقیه انقلاب نیز دانسته، بر حفظ و استمرار
آنها پاى مى‏فشارد.
نویسنده در این مقاله با مفروض گرفتن تأثیر پذیرى انقلاب اسلامى ایران از نهضت امام حسین(ع) به دنبال نشان دادن نوع تأثیرگذارى عاشورا بر انقلاب اسلامى و تداوم آن است و در این راستا عناصر رهبرى، مکتب و ملت را در هر دو حرکت با معرفى شخصیت رهبران جبهه‏هاى حق و باطل به بحث مى‏گذارد.
مقاله حاضر مى‏کوشد، به این سؤالات پاسخ دهد:
۱٫ آیا عاشورا بر انقلاب اسلامى تأثیر گذاشته است؟
۲٫ اگر عاشورا بر انقلاب اسلامى تأثیر داشته در چه زمینه‏ها و به چه صورتى بوده است؟
۳٫ آیا عاشورا، همان‏گونه که در پیدایش و پیروزى انقلاب اسلامى تأثیر گذاشت، قادر است بر تداوم آن نیز تأثیر بگذارد؟ نیل به این‏مقصود و هدف، چگونه و از طریق پیمودن چه راه‏هایى امکان‏مى‏یابد؟
مقدمه
اگر چه تأثیرگذارى عاشورا بر انقلاب اسلامى و تداوم آن، از نظر نگارنده مسلّم و بدیهى است، به همین دلیل، آن را به عنوان مفروض برگزیده است، اما به جهت آن که بر خوانندگان نیز این قطع و یقین حاصل شود، دو دلیل در اثبات آن اقامه مى‏کنیم:  دلیل اوّل: امام خمینى(ره) به شکل‏هاى مختلف بر چنین تأثیرى اشاره کرده‏اند.
به‏عنوان‏مثال:
«حجت ما براى این مبارزه‏اى که بین مسلمین و…این دستگاه فاسد است، حجت ما در جواز و
لزوم این عمل…عمل سیدالشهدا (ع) است…حجت‏مان براین است که اگر چنانچه این مبارزه را ادامه بدهیم و صدهزار از ما کشته بشود براى رفع ظلم…براى این‏که دست آنها را از این مملکت اسلامى کوتاه کنیم، ارزش دارد. حجت‏مان هم کار حضرت امیر(ع)، و سیدالشهداست.»
گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه‏زنى و نوحه‏سرایى نبود، br>15> خرداد پیش مى‏آمد … تمام این وحدت کلمه‏اى که مبدأ پیروزى ما شد، براى خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگوارى و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد… اگر قیام سیدالشهدا سلام الله علیه نبود، امروز هم ما نمى‏توانستیم پیروز شویم.
… انقلاب‏اسلامى ایران پرتوى از عاشورا و انقلاب عظیم الهى آن است.
… کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او
اسلام زنده نگه داشته مى‏شود.
دلیل دوم: بیشتر منابعى که زمینه‏هاى زایش عاشورا و انقلاب‏اسلامى را کاویده‏اند، به مشترکات فراوان این دو اشاره دارند، از جمله:
الف. در باره عاشورا، برخى نوشته‏اند:
فرهنگ و تعالیم عاشورا داراى زمینه‏هایى است که نمونه‏هایى از آن عبارتند از:
.۱ فرهنگ شهادت،
 2. فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل،
۳٫ فرهنگ طاغوت ستیزى و طاغوت
زدایى،
 4. اصل پیروى از رضاى خدا و مصالح مسلمین،
 5. فرهنگ پیشگیرى از جرم و فساد
قبل از وقوع آن،
 6. فرهنگ نظارت عمومى و امر به معروف و نهى از منکر.
ب. دیدگاه امام خمینى(ره) در باره انگیزه‏هاى قیام امام‏حسین(ع) عبارت است:
 1. عمل، به تکلیف الهى، ۲٫ تشکیل حکومت اسلامى، ۳٫ نشر اسلام و بقاى آن، ۴٫ امر به معروف و نهى
از منکر، ۵٫ نجات اسلام از خطر تحریف، ۶٫ اصلاح امت و جامعه اسلامى، ۷٫ ظلم ستیزى  عدالت‏خواهى.
ج. در باره انقلاب‏اسلامى.برخى عوامل پیدایش انقلاب‏اسلامى را به این شرح توضیح
داده‏اند: ۱٫ مذهب، ۲٫ سلطه بیگانگان، ۳٫ رهبرى حضرت امام خمینى(ره)، ۴٫ شعار جدایى دین از سیاست، ۵٫ اسلام زدایى نظام حاکم، ۶٫ بیگانه بودن نظام حاکم با مردم، ۷٫ تحقیر شخصیت انسانى مردم، ۸٫ وحدت و یکپارچگى ملت.
د. برخى زمینه‏هاى انقلاب را به این شرح بر مى‏شمارند: ۱٫ ایجاد نارضایتى عمیق درمردم از شرایط حاکم، ۲٫ وجود رهبرى و ساختارهاى اجتماعى و سیاسى بسیج‏گر، ۳٫ گسترش روحیه‏ انقلابى و مشارکت مردمى، ۴٫  گسترش و پذیرش اندیشه حکومت اسلامى، ۵٫ مبارزه خشونت بار مردم با دولت.
بنابراین، شناخت و تبیین عوامل مؤثر در شکل‏گیرى انقلاب‏اسلامى، بدون توجه به نقش و تأثیر نهضت بزرگ امام‏حسین(ع)، شناختى ناقص و به دور از واقع است.
البته، اجمالى که از تأثیر عاشورا بر انقلاب‏اسلامى سخن گفتیم، براى درک عمیق این تأثیر، نارساست، ثانیاً بدون قالب بندى و پراکنده است. از این رو، مقاله تلاش خواهد کرد تأثیر عاشورا در پیدایش انقلاب ‏اسلامى را در سه قالب: رهبرى، ایدئولوژى (اسلام) و مردم نشان دهد، زیرا بیش‏تر منابع مربوط به انقلاب اسلامى، این سه عامل را تنها عوامل زادن انقلاب‏اسلامى و تداوم آن بیان مى‏کنند:
۱٫ «پیروزى انقلاب‏ اسلامى، بطلان بسیارى از نظریه‏ها را به اثبات رساند و ثابت کرد نباید هر پدیده‏اى را در لابراتور تجربى آزمایش کرد. پیداست این همه، جز از طریق امدادهاى الهى و فرهنگ غنى اسلام و رهبرى خردمندانه امام خمینى و فداکارى‏هاى ملت سلحشور و اتحاد و همدلى همه اقشار ملت امکان‏پذیر نبود.»
۲٫ «عامل اصلى که موجب بروز و پیروزى انقلاب‏اسلامى گردیده است، عامل اسلام زدایى شاه بوده  ست…مسلّماً غیر از این عامل، باید عامل وحدت بخش و حرکت  آفرین رهبرى دینى و مرجعیت والا مقامى نظیر امام خمینى را نباید به باد فراموشى سپرد…بنابراین، مهم‏ترین عوامل بروز و پیروزى انقلاب را باید در دو مفهوم کلى دید:
الف. روح اسلام خواهى و خداخواهى مردم (امت)
ب. رهبرى دینى مورد قبول عامه مردم(امام).»
۳٫ «امام به عنوان وصل میان مردم و اسلام، با درس از نهضت عاشورا، محتواى سیاسى – انقلابى اسلام را بدان بازگرداند. همان‏گونه که مکتب اسلام، رهبرى امام و حضور مردم، سهعامل اصلى محدثه انقلاب به حساب مى‏آیند، همین سه عامل به عنوان عوامل مبقیه انقلاب 
نیز محسوب مى‏گردند.»

رهبرى
در رأس قیام عاشورا، امام‏حسین(ع) و در فراز انقلاب اسلامى، امام خمینى(ره) قرارداشت. یزید بن معاویه و محمدرضا پهلوى در سوى دیگر این دو نهضت بودند.
۱٫ حسین بن على(ع)
امام خود را این گونه معرفى مى‏کند:
«ما دودمان پیامبریم و به عهده‏دارى این امر (حکومت) و ولایت بر شما، از دیگرانى که به ناحق
مدعى آنند و میان شما به ستم و تجاوز حکومت مى‏کنند، سزاوار تریم».
حسین(ع) خطاب به ولید، هنگامى که از او خواست با یزید بیعت کند، فرمود:
«ما خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و نزول رحمت‏ایم. خداوند به ما آغاز کرده و به ما ختم نموده است.»
امام در اعتراض به سخنان معاویه در مدینه که فضایل یزید را برمى‏شمارد، فرمود: «کسى را وانهاده‏اى که از نظر پدر و مادر و صفات شخصى از یزید بهتر است!» معاویه گفت: گویا خودت را مى‏گویى؟! حضرت فرمود: آرى.»
در جاى دیگر فرمود:
به خدا قسم! من به خلافت شایسته‏ترم، پدرم بهتر از پدر یزید است، جدم برتر از جد اوست، مادرم بهتر از مادر اوست و خودم بهتر از اویم.»
۲٫ یزید بن معاویه
امام‏حسین(ع) در نامه‏اى به معاویه نوشت:
«جوانى را به ولایت امر مردم تعیین کرده‏اى که شراب مى‏خورد و با سگ، بازى مى‏کند! به
امانت خود خیانت کرده و مردم را تباه ساخته‏اى. چگونه یک شرابخوار را به تولیت امور امت
محمد(ص) مى‏گمارى؟! شرابخوار که امین بر یک درهم نیست، چگونه نسبت به امت امین
باشد؟!»
«یزید، خودش گواه رأى اوست. او براى همان کارهایى که مشغول است مثل بازى با سگ‏ها،
کبوتربازى، نوازندگى و عیاشى، بهتر است. بیش از این بار ستم بر دوش مکش.»
یزید در سه سال پادشاهى، سه جنایت فجیع مرتکب شد:
اوّل، در ۶۱هجرى، امام‏حسین(ع) و خاندان عصمت و طهارت و یاران او را به شهادت رساند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

عاشورا و انتظار امام زمان(عج)

313 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه:
عاشورا تابلویی است به وسعت اندیشه عرفان که هر کس از منظری و به فرا خود ظرفیت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود. ما نیز از روزنی و یا پیمانه‌ای فقیرانه بر ساحل این اقیانوس سرخ بی‌کران و ناپیدا گام نهاده‌ایم. تا شاید ساقی کوثر باده پیمای عشق بر این مسکین نظری افکند و قطره‌ای از خم شهادت در کام  خشکیده بچکاند و قلب مرده را حیاتی دوباره بخشد که یأس از جنود ابلیس است. درک فرهنگ انتظار تابعی از انس با فرهنگ عاشورا است. آنکه با عاشورا آشنا نیست چگونه می‌تواند با انتظار آشنا شود انتظار برای چه پاسخ چرایی انتظار در عاشورا است. و منتظر واقعی کسی است که از کربلا عبور کرده باشد که کربلائیان نخستین منتظرانند مانند خون حسین(ع) هنوز و همیشه تاریخ در رگهای شیعه جوشان است و کسی را که این خون در رگ نیست منتظر تنوان خواند چه می‌گویم که شیعه نیست عاشورا و انتظار حسین و مهدی(عج) دو رویا هستند اما دو رویای صادقه که یکی تعبیر شده است و دیگر به زودی بافرج وجود مقدسش تعبیر خواهد شد نام نخست حسین(ع) شورآفرین است و نام دیگری مهدی(عج) – جهت بخش بارالها ما را عاشورایی کن. یا منتظر هر دو یکی است. هر چند دریغ است که عنان تلم از کف توسن عشق ربوده و به دست بی‌کفایت عقل سپارم اما چه می‌شود که در عصر توسعه به سر می‌بریم و یا برای معرفی آسمان از آئنه غبارآلود زمین مددی سازیم بارالها پرودگارا معبود را هر چه زودتر صبح عشق را برسان و توفیقی ده تا دولت کربلا و انتظار را دریابیم. عصری که به جای سخن از خاک فریاد رب‌الارب بر زبان‌ها نخواهد بود و جز هوس توسعه عشق هوسی در سرها نه اصلاً سر نه و اصلاً سر نه که حسین آموخت. با تن بی‌سر هم می‌توان در بیابان بلا سجده کرد و نرد عشق باخت و تاریخ را عشق آلوده و سرخ نمود. خدایا فرج کربلایی ما زا برسان که کربلائیان را کاسه صبر لبریز است.
 ((هدف از نهضت عاشورا))
به موجب سخنان امام حسین(ع) هدف از نهضت عاشورا احیاء دین و اصلاح امور اجتماعی مسلمین می‌باشد.
۱٫    در وصیت‌نامه حضرت آمده است که: من برای خودسری و خوش‌گذرانی فساد و ستمگری از مدینه خارج نشدم بلکه برای اصلاح امور امت جدم قیام نمودم می‌خواهم امر‌به‌معروف و نهی‌از منکر نمایم. پس برنامه و انگیزه قیام حضرت عبارت است از: اصلاح امور امت اسلامی امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر احیای روش جدش پیامبر و پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب.
۲٫    در نامه‌ای که امام حسین(ع) برای بزرگان بصره نوشته است فرمود: من شما را به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) فرا می‌خوانم که به راستی سنت مرده و بدعت زنده شده است.
نهضت مقدس عاشورا دارای نتایجی است که برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف: ادای وظیفه دینی در برابر حاکم فاسد که در صورت عدم انجام وظیفه بر خداوند است که او را با حاکم فاسد محضور نماید.
ب: معرفی ماهیت کریه و زشت بنی‌امیه.
ت: پیدایش نفرت عمومی علیه حکومت یزید.
از همان روز یازدهم عاشورا به عنوان یک گروه از امر‌به‌معروف و نهی‌از منکر در آمدند و تا پایان امر ماجرا هر جا که بودند امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر کردند آنها هرگز به صورت یک جمعیت شکست خورده درنیامدند آنها هم مثل خود ((ابا‌عبدلله)) پایان کار را زنده ماندن یا کشته شدن می‌دانستند. نمی‌توانستند که بگویند مطلب این بود که چنین زنده بماند یا کشته‌شدن می‌دانستند. نمی‌توانستند که بگویند مطلب این بود که چنین زنده بماند و به خلافت برسد یا حداقل در گوشه‌ای برود و زندگی کنند. پس حالا که چنین کشته شد مطلب تمام شد نه آنها دنبال همان هدف حسینی بودند کشته شدن ابا‌عبدلله از یک نظر برای آنان آغاز کار بود نه پایان کار و چقدر زیبا و جالب توجه است. وضع اهل پیغمبر و به راستی وقتی انسان زندگی این‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند در مقابل عظمت و زیبایی در مقابل این همه قدرت روح این همه ایمان و یقین در مقابل این همه شجاعت روجی غرق حیرت می‌شود و جز اینکه در مقابل اینها سر تعظیم فرود آورد کار دیگری نمی‌تواند بکند. تا آخرین لحظه تبلیغ کردند نهی‌از‌منکر و امر‌به‌معروف کردند و به اسلام دعوت کردند.
امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر برای رسیدن به نتیجه است برای این است که نیرو را حفظ‌کنیم و نتیجه بگیریم.
صاحب کتاب شریعت مکیال‌المکارم در بخشی شباهت‌های حضرت به انبیاء و ائمه در فصل سوم می‌نویسد. شباهت به حضرت سید‌الشهدا امام‌حسین در امور بسیار شباهت دارد.
۱٫    شدت و اهتمام در یاد کردن آنها در قرآن کریم و سنت پیغمبران و کتاب آسمانی.
۲٫    تمام پیامبران گذشته به گریستن برای امام حسین و پیروان مجالس سوگواری و گریستن پیش از شهادت آن جناب که نظیر اهتمام امامان گذشته است در دعا کردن برای فرج مولی و طلب ظهور بر آن بزرگوار پیش از وقوع غیبت.
۳٫    شدت و اهتمام هر دو امام حسین و امام عصر در امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر چنانچه سالار شهیدان ((حسین‌بی‌علی)) این امر ملاحظه و تقیه نکرد و این از ویژگیهای آن حضرت است ولی حضرت نیز همین طور است.
۴٫    نبودن بیعت طاغوت زمان بر آن در که در اوصاف امام حسین آمده است که روز عاشورا به آن عرض شد: به حکم عموزادگانت سر فرود‌آور و فرمود: نه به خدا قسم دستم را از روی خواری و ذلت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم. سپس فرمود: ای بندگان خدا من به پرودگار خود و پروردگار شما پناه بردم اگر قصد آزار و سنگساز مرا دارید به پرودگار خود شما پناه می‌برم. از هر متکبری که به روز حساب ایمان نداشته باشد. امام حسین فرمود: مرگ در حال عزت بهتر از زندگی با ذلت است.
۵٫    فرشتگان هر دو بزرگوار امام حسین و امام قائم به اذن خداوند متعال به آسمان بروند.
۶٫    آرزوی این که ای کاش روز عاشورا بودیم تصمیم به یاری کردن آن حضرت داشتن ثواب شهید شدن با آن حضرت را دارد.
۷٫    آرزوی بودن با امام قائم در زمان ظهور و قصد یاری کردن آن حضرت و جهاد با دشمنان نیز ثواب شهادت دارد. چنانچه درباره هر دو روایت آمده است.
۸٫    امام حسین ترسناک از مدینه بیرون رفت در مکه نزول کرد و سپس به سوی کوفه حرکت کرد.
حضرت حجت نیز همین اتفاق برایش می‌افتد در جز صحیحی از امام ابوجعفرباقر(ع) آمده است. پس سفیانی عده‌ای را به مدینه می‌فرستد و مهدی از آنجا به سوی مکه کوچ می‌کند. به ارتش سفیانی خبر می‌رسد که حضرت مهدی به مکه رفت و لشگری در تعقیب آن حضرت می‌فرستد ولی به او نمی‌رسند. تا اینکه ترسناک وارد مکه میشود به جهان روش. موسی‌بن‌عمران لشگر سفیانی در یبداء فرود آید. پس منادی از جانب آسمان ندا می‌کند ای  یبداء  این گروه را نابود کن پس زمین آنها را فرو می‌برد و فقط ۳ نفر از آنها باقی می‌مانند که خداوند صورت‌هایشان را به عقب برمی‌گرداند و آنها از قبیله کلب هستند.
۹٫    مصیبت بر آن دو سخت‌ترین مصیبت‌ها است و در مصیبت امام حسین که در گفتگوی آدم و جبرئیل آمده است که گفت: بدانید که خداوند شما را حفظ می‌کند از شر دشمنان ایمن می‌دارد و شما محترمانه به حرم جدتان برخواهید گشت. از این ساعت به بعد بدبختی دشمنان شما است.
در روز عاشورا ابا‌عبدلله نقطه‌ای را مرکز قرار داده بود و حمله می‌کرد اول جنگ تن‌به‌تن عده‌ای آمدند ولی تا آمدند ابا‌عبدلله به آنها مهلت نداد به طوری که رعب در دل دشمن قرار گرفت.
عمربن‌لعد گفت باکی دارید جنگ می‌کنید این فرزند علی است این فرزند همان کسی است که عرب را کشت می‌خواست تعصب عربیت را علیه حضرت تحریک کند. حمله را همه جانبه کنید. اباعبدلله به هر طرف که حمله می‌کرد فرار می‌کردند ولی مواظب بود که از خیمه‌ها دور شوند و نزدیک نشوند غیرت حین نیز هست صبر و شجاع است صبورات راضی به رضای الهی نیز هست مخلص است مولی غیرت امر هم هست غیرتش هم به او اجازه نمی‌دهد که زنده باشد و کسی نزدیک حرم او بیاید. خدایا حسین هر چه نیروی روحی و جسمی دارد از تواست. اباعبدلله اجازه نداد که جنگ از سوی خود و اصحابش شروع بشود. برای خیانت از تقوا بایستی امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر را احیا کنیم و امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر متقابلاً باید ما را احیا کند و خواهدکرد در نهضت حسینی امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر عملاً صورت گرفت وجود مقدس حسین‌بن‌علی در این نهضت عملاً یک امربه‌معروف و نهی‌از‌منکرات و از نظر شیعه بعد از شهادت اباعبدلله اهل بیت بزرگوار آن حضرت از بعد از روز عاشورا اصحابش را بیند در حالی که سرهایشان از بدن‌هایشان جدا شده است و این مقدار قوت قلب داشته باشد این جریان خیلی عجیب است شوخی نیست جریانی که همیشه اعجاب مرا برمی‌انگیزد.
اباعبدلله در روز عاشورا چنان قدم برمیداشت که انگار آینده‌ای روشن یعنی آثار نوارانی نهضت خودش را به چشم می‌بیند. او شک نداشت که با همین شهید شدن پیروز می‌شود. شک نکرد که روز عاشورا پایان این است که باید هر چه دارد در راه خدا بدهد یعنی پایان کشت است و از عاشورا آغاز بهره‌برداری از این نهضت است همان‌گونه که همین‌طور نیز هست که ما می‌بینیم. ما می‌بینیم که کشته حسین(ع) همانا و بیدارشدن جنبش‌ها و حرکت‌ها و همدردیها و همدلی‌ها و طغیان‌ها علیه دستگاه اموی همان اولین کسی که این کار را کرد یک زن بود زن یکی از لشگر کفار در عصر عاشورا وقتی دید که لشگر می‌خواهد به طرف خیمه های حرم حسین‌بن‌علی برود و حمله کند دوید و چوب خیمه‌ای را برداشت و در جلوی خیمه ایستاد و اهل قبیله خویش را صدا کرد در جایی اباعبدلله با اهل بیتش واداع می‌کند که دیگر احدی از کسانش زنده نبود آن وداع هم خیلی جانسوز و جانگداز است. فرصت را مغتنم شمرد و بار دیگر زن‌ها و بچه‌ها را جمع کرد این حالت شکوه و جلال روح حسین‌بن‌علی پیدا می‌شود اول فرمود: اهل بیت من خودتان را آماده سختی‌ها کنید و می‌خواست روح آنها را آماده کند از این ساعت شما سختی و شدت می‌بینید ولی ذلت نخواهید دید.

 
امر به معروف و نهی از منکر:
یعنی آن دین است روح امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر این است لزوم استفاده از هر وسیله‌ای شروع برای پیشرو اهداف اسلامی. این اصل که از ارکان تعلیمات اسلامی یکی از ارکانی است که به نصر صریح متون اسلامی و گفته پیغمبر اکرم: اگر از بین برود تمام تعلیمات اسلامی از بین رفته است. اگر این اصل مسنوج شود جامعه اسلامی به صورتی که باید وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت.
به گفته پیغمبر اکرم(ص):
امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر تمام شما مسلمانان به منزله حافظ و نگهبانان و شبان دیگران هستید و تمام شما نسبت به خودتان مسئول هستید یعنی ایجاد نوعی تعهد تمام افراد مسلمانان و مسئولیت مشترک میان افراد. مسلمانان برای حفظ نگهداری جامعه اسلامی بر مبنای تعلیمات اسلامی چنین وظیفه‌ای اولاً آگاهی و اطلاع زیاد می‌خواهد: ثانیاً: قدرت و امکان می‌طلبد این را که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بود که ارزش نهضت حیسینی را بالا برد و همچنین نهضتی که به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را ارزش و اعتبار و آبرو داد. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یعنی: همدردی- همبستگی- همگامی- تعرف (شناسایی) و نیز فردی نیست. عنصر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در نهضت حسینی یک عامل بزرگ که حسین را به حرکت و داشت او را از جا تکان دارد. حسین‌بن‌علی(ع) به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ارزش داد اگر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نباشد سایر تعلیمات نیز نمی‌تواند کار کند.
روز عاشورا: روز معراج حسین‌بی‌علی است. روزی است که ما باید از روح حسین از غیرت حسین از شجاعت و دلیری از چنین پرتویی درس بگیریم. بلکه ما هم ذره‌ای آدم شویم. بیدار شویم.
یکی از نویسندگان بسیار معروف به نام عباس‌بن‌محمود‌عقاد جمله‌ای درباره اباعبدلله دارد که می‌گوید: در روز عاشورا مثل این بود که یک نوع مسابقه میان خصلت‌های (خصلت) حسین برقرار شده بود یعنی فضائل حسینی هر کدام بر یکدیگر (دیگری) مسابقه می‌داد. صبر می‌خواست از سایر صفاتش جلو بیفتد. رضای حسین به آنچه که رضای خداوند است می‌خواست از صبرش جلو بیفتد اخلاص حسین می‌خواست از همه این‌ها پیشی بگیرد. شجاعت حسین می‌خواست گوی سبقت را از دیگر صفات او برباید. چیزی که در روز عاشورا پیش از همه چیز دیگر جلوه‌گر و نمایان است طبانیه حسین اطمینان حسین و آرامش و استقامت حسین است. این سختی نیست که حسین می‌گوید سختی است از همان روزها درک کردند یکی که آنجا حاضر بوده است جمله‌ای دارد تعبیر او مطابق عصر و زمان و فهم خودش خیلی عالی است من سراغ ندارم مرد دل شکسته‌ای مرد تحت فشار قرار گرفته‌ای را که فرزندانش (اهل بیتش) جلوی چشمش قلم‌قلم شده باشد (قلع و قلم).

به نام خدا
طول عمر امام مهدی- انتظار- وظیفهء انسان منتظر
حضرت محمد در سحرگاه نیمه شعبان ۲۵۵ هجری قمری در زمان حکومت غاصبانه حکمرانان عباسی در اختفاء پنهانی در خانه امام حسن‌عسکری(ع) که در محاصره لشگریان کفر بود از مادری به نام نرجس‌خاتون زاده شد. علیرغم کنترل شدید دشمن مبنی بر کشتن آخرین ذخیره آسمان ولایت حضرت دیده به جهان گشود. با تلاش مذبوحانه و مفتصحانه عباسیان بی‌ثمر شود. و امام که عدالت او ویرانگر باطل‌ها و تباهیها و طمأنیه می‌باشد. برای غیبت امام زمان ۳ حکمت است:
۱-    غیبت طولانی امام زمان باعث امتحان و آزمایش است، البته مسلمانان.
۲-    اینکه محبت خدا بایستی در زمین همیشه باقی باشد.
۳-    اینکه غیبت امام زمان به مسلمین جهان می‌گوید که هیچ‌گونه بیعتی با مشرکین و کفار معنا ندارد.
طول عمر امام مهدی(ع) یکی از خصایص نوح در قائم وقوع خواهد یافت و یافته‌است و آن طول عمرش می‌باشد عمر انسان حد و مرزی ندارد که بیشتر از آنان غیر ممکن باشد آزمایشات دانشمندان نشان داده است. مرگ مانند بسیاری از بیماریها معلول و علتی یا عللی باشد که اگر شناخته و یا کامل شناخته شود و یا به تأخیر انداخت.

انتظار:
(قُلْ کُل مُتربِصُ مْتربِصو ) سوره طه ص(۱۳۵)
بگو هر کس منتظر است پس انتظار بکشد زود باشد که بدانید راه راست پویان و کسانی که هدایت یافته کیانند.
معنای انتظار چیست؟
به معنای آمادگی کامل برای جانبازی در رکاب امام زمان(عج) تهیه تصرفات انقلاب جهان محمدی موعود می‌باشد انتظار مکتب اصلاح تربیت است انتظار امید می‌بخشد و روحیه یأس و ناامیدی را از جان آدمی می‌زداید و روح تلاش و مبارزه و خودسازی و فداکاری به انسان می‌دهد حرکت انتظار در کنار هم و با هم می‌باشند اگر بشر امید به آینده نداشته باشد نمی‌تواند حرکت کند. این انتظار مثبت بود که علیرغم فشارها و تجاوزها و شکنجه‌ها مسلمانان را در میدان های نبرد برد و فاتح و سربلند ساخت و ایران اسلامی انتظار حکومت اسلام بود که در مردم حرکت ایجاد کرد و مردم برخاستند و به امید حکومت قرآنی انقلاب نمودند و پیروز شدند.
امروز دیگر انتظار قیام جهانی امام مهدی(ع) در توده مستضعفان دنیا تحرکی نوین ایجاد کرده است و می‌رود که این انتظار سازنده ابرقدرت جنایتکار به زانو بیشانند.
قال رسول‌ الله: (اَفْضَلُ العِبادهٍ انتظار الفَرج) بهترین عبادت انتظار فرح است. منتظر ظهور امام زمان بوده و خواهد بود.
انتظار در مکتب اسلام: شخص را متعهد و مسئول می‌سازد که برای تحقیق هدف‌های اسلام و عملی شدن برنامه‌های دین بدون هیچ یأس و ضعف و سستی و ناامیدی شب و روز کوشش نماید.
انتظار به دو گونه است:
•    انتظار مثبت: عامل خوش‌بینی به جهان خلقت و حرکت آفرینی است. انتظار مثبت ایمان به پیروز و اجرای عدالت نابودی حتمی ظلم و ستم است و نفی ارزشهای طاغوتی و نه گفتن به آنچه که ضد توحید است. (به نقل از بحار‌الانوار جلد ۵۲ علامه مجلسی) کسانی که در انتظار دولت قائم درگذرند چون آنانند که در خدمت حضرت قائم باشند. آنگاه پس از درنگ مختصری فرمودند بلکه چون آنانند که در رکاب مهدی(عج) شمشیر زده باشند. پس دنبال تأملی دیگر فرمودند به خدا سوگند ایشان جون آنکسانند که درخدمت پیغمبر(ص) به شهادت رسیده باشد.
امام صادق(ع) فرمودند هر که شور یاوری قائم را دارد باید انتظار بکشند و در حالت انتظار پرهیزکاران عمل کند در رفتار شایسته و نیکویش گیرد. این چنین کسی اگر هم مرگ را در آغوش بکشد و قائم پس از مرگش قیام کند پاداشش هم چون یاران حضرت خواهد بود. پس بکوشید و منتظر باشید و این کوشش و انتظار گوارایتان باد ای گروه آمرزیده.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب عاشورا در فقه

17,445 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

کتاب عاشورا در فقه

عظمت عاشورا و نقش گسترده و عمیقى که حرکت سیدالشهدا (ع) در حوزه دین و جامعه داشته است، همواره و بحق از مهمترین مباحث تاریخى، کلامى به شمار رفته و نگاههاى مختلفى را به خود متوجه ساخته است.

«عاشورا در فقه»، عنوان پژوهشى تازه بود که توسط نویسنده، در کنگره نخستین کنگره بین المللى امام خمینى و فرهنگ عاشوراکه در سال ۱۳۷۴ ارائه شد.

تازگى موضوع و مقایسه اى که در این پژوهش، میان دیدگاه حضرت امام خمینى(قده) و چند تن از فقهاء بزرگ، صورت گرفته است، از نکاتی است که امید است مورد توجه علاقه مندان این دست مباحث قرارگیرد.

 

 


1+

نويسنده / مترجم : سید ضیا مرتضوی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 613 كيلوبايت
نوع فايل : exe
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد