خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

عاشورا و انقلاب

263 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

عاشورا، خاستگاه انقلاب اسلامى ایران

در مقام تحلیل انقلاب اسلامى ایران، یک رویکرد، آن را ملهَم از نهضت حسینى و مکتب عاشورایى مى‏داند و در همین بستر با بررسى عوامل اصلى محدثه انقلاب، آنها را عوامل مبقیه انقلاب نیز دانسته، بر حفظ و استمرار
آنها پاى مى‏فشارد.
نویسنده در این مقاله با مفروض گرفتن تأثیر پذیرى انقلاب اسلامى ایران از نهضت امام حسین(ع) به دنبال نشان دادن نوع تأثیرگذارى عاشورا بر انقلاب اسلامى و تداوم آن است و در این راستا عناصر رهبرى، مکتب و ملت را در هر دو حرکت با معرفى شخصیت رهبران جبهه‏هاى حق و باطل به بحث مى‏گذارد.
مقاله حاضر مى‏کوشد، به این سؤالات پاسخ دهد:
۱٫ آیا عاشورا بر انقلاب اسلامى تأثیر گذاشته است؟
۲٫ اگر عاشورا بر انقلاب اسلامى تأثیر داشته در چه زمینه‏ها و به چه صورتى بوده است؟
۳٫ آیا عاشورا، همان‏گونه که در پیدایش و پیروزى انقلاب اسلامى تأثیر گذاشت، قادر است بر تداوم آن نیز تأثیر بگذارد؟ نیل به این‏مقصود و هدف، چگونه و از طریق پیمودن چه راه‏هایى امکان‏مى‏یابد؟
مقدمه
اگر چه تأثیرگذارى عاشورا بر انقلاب اسلامى و تداوم آن، از نظر نگارنده مسلّم و بدیهى است، به همین دلیل، آن را به عنوان مفروض برگزیده است، اما به جهت آن که بر خوانندگان نیز این قطع و یقین حاصل شود، دو دلیل در اثبات آن اقامه مى‏کنیم:  دلیل اوّل: امام خمینى(ره) به شکل‏هاى مختلف بر چنین تأثیرى اشاره کرده‏اند.
به‏عنوان‏مثال:
«حجت ما براى این مبارزه‏اى که بین مسلمین و…این دستگاه فاسد است، حجت ما در جواز و
لزوم این عمل…عمل سیدالشهدا (ع) است…حجت‏مان براین است که اگر چنانچه این مبارزه را ادامه بدهیم و صدهزار از ما کشته بشود براى رفع ظلم…براى این‏که دست آنها را از این مملکت اسلامى کوتاه کنیم، ارزش دارد. حجت‏مان هم کار حضرت امیر(ع)، و سیدالشهداست.»
گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه‏زنى و نوحه‏سرایى نبود، br>15> خرداد پیش مى‏آمد … تمام این وحدت کلمه‏اى که مبدأ پیروزى ما شد، براى خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگوارى و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد… اگر قیام سیدالشهدا سلام الله علیه نبود، امروز هم ما نمى‏توانستیم پیروز شویم.
… انقلاب‏اسلامى ایران پرتوى از عاشورا و انقلاب عظیم الهى آن است.
… کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او
اسلام زنده نگه داشته مى‏شود.
دلیل دوم: بیشتر منابعى که زمینه‏هاى زایش عاشورا و انقلاب‏اسلامى را کاویده‏اند، به مشترکات فراوان این دو اشاره دارند، از جمله:
الف. در باره عاشورا، برخى نوشته‏اند:
فرهنگ و تعالیم عاشورا داراى زمینه‏هایى است که نمونه‏هایى از آن عبارتند از:
.۱ فرهنگ شهادت،
 2. فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل،
۳٫ فرهنگ طاغوت ستیزى و طاغوت
زدایى،
 4. اصل پیروى از رضاى خدا و مصالح مسلمین،
 5. فرهنگ پیشگیرى از جرم و فساد
قبل از وقوع آن،
 6. فرهنگ نظارت عمومى و امر به معروف و نهى از منکر.
ب. دیدگاه امام خمینى(ره) در باره انگیزه‏هاى قیام امام‏حسین(ع) عبارت است:
 1. عمل، به تکلیف الهى، ۲٫ تشکیل حکومت اسلامى، ۳٫ نشر اسلام و بقاى آن، ۴٫ امر به معروف و نهى
از منکر، ۵٫ نجات اسلام از خطر تحریف، ۶٫ اصلاح امت و جامعه اسلامى، ۷٫ ظلم ستیزى  عدالت‏خواهى.
ج. در باره انقلاب‏اسلامى.برخى عوامل پیدایش انقلاب‏اسلامى را به این شرح توضیح
داده‏اند: ۱٫ مذهب، ۲٫ سلطه بیگانگان، ۳٫ رهبرى حضرت امام خمینى(ره)، ۴٫ شعار جدایى دین از سیاست، ۵٫ اسلام زدایى نظام حاکم، ۶٫ بیگانه بودن نظام حاکم با مردم، ۷٫ تحقیر شخصیت انسانى مردم، ۸٫ وحدت و یکپارچگى ملت.
د. برخى زمینه‏هاى انقلاب را به این شرح بر مى‏شمارند: ۱٫ ایجاد نارضایتى عمیق درمردم از شرایط حاکم، ۲٫ وجود رهبرى و ساختارهاى اجتماعى و سیاسى بسیج‏گر، ۳٫ گسترش روحیه‏ انقلابى و مشارکت مردمى، ۴٫  گسترش و پذیرش اندیشه حکومت اسلامى، ۵٫ مبارزه خشونت بار مردم با دولت.
بنابراین، شناخت و تبیین عوامل مؤثر در شکل‏گیرى انقلاب‏اسلامى، بدون توجه به نقش و تأثیر نهضت بزرگ امام‏حسین(ع)، شناختى ناقص و به دور از واقع است.
البته، اجمالى که از تأثیر عاشورا بر انقلاب‏اسلامى سخن گفتیم، براى درک عمیق این تأثیر، نارساست، ثانیاً بدون قالب بندى و پراکنده است. از این رو، مقاله تلاش خواهد کرد تأثیر عاشورا در پیدایش انقلاب ‏اسلامى را در سه قالب: رهبرى، ایدئولوژى (اسلام) و مردم نشان دهد، زیرا بیش‏تر منابع مربوط به انقلاب اسلامى، این سه عامل را تنها عوامل زادن انقلاب‏اسلامى و تداوم آن بیان مى‏کنند:
۱٫ «پیروزى انقلاب‏ اسلامى، بطلان بسیارى از نظریه‏ها را به اثبات رساند و ثابت کرد نباید هر پدیده‏اى را در لابراتور تجربى آزمایش کرد. پیداست این همه، جز از طریق امدادهاى الهى و فرهنگ غنى اسلام و رهبرى خردمندانه امام خمینى و فداکارى‏هاى ملت سلحشور و اتحاد و همدلى همه اقشار ملت امکان‏پذیر نبود.»
۲٫ «عامل اصلى که موجب بروز و پیروزى انقلاب‏اسلامى گردیده است، عامل اسلام زدایى شاه بوده  ست…مسلّماً غیر از این عامل، باید عامل وحدت بخش و حرکت  آفرین رهبرى دینى و مرجعیت والا مقامى نظیر امام خمینى را نباید به باد فراموشى سپرد…بنابراین، مهم‏ترین عوامل بروز و پیروزى انقلاب را باید در دو مفهوم کلى دید:
الف. روح اسلام خواهى و خداخواهى مردم (امت)
ب. رهبرى دینى مورد قبول عامه مردم(امام).»
۳٫ «امام به عنوان وصل میان مردم و اسلام، با درس از نهضت عاشورا، محتواى سیاسى – انقلابى اسلام را بدان بازگرداند. همان‏گونه که مکتب اسلام، رهبرى امام و حضور مردم، سهعامل اصلى محدثه انقلاب به حساب مى‏آیند، همین سه عامل به عنوان عوامل مبقیه انقلاب 
نیز محسوب مى‏گردند.»

رهبرى
در رأس قیام عاشورا، امام‏حسین(ع) و در فراز انقلاب اسلامى، امام خمینى(ره) قرارداشت. یزید بن معاویه و محمدرضا پهلوى در سوى دیگر این دو نهضت بودند.
۱٫ حسین بن على(ع)
امام خود را این گونه معرفى مى‏کند:
«ما دودمان پیامبریم و به عهده‏دارى این امر (حکومت) و ولایت بر شما، از دیگرانى که به ناحق
مدعى آنند و میان شما به ستم و تجاوز حکومت مى‏کنند، سزاوار تریم».
حسین(ع) خطاب به ولید، هنگامى که از او خواست با یزید بیعت کند، فرمود:
«ما خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و نزول رحمت‏ایم. خداوند به ما آغاز کرده و به ما ختم نموده است.»
امام در اعتراض به سخنان معاویه در مدینه که فضایل یزید را برمى‏شمارد، فرمود: «کسى را وانهاده‏اى که از نظر پدر و مادر و صفات شخصى از یزید بهتر است!» معاویه گفت: گویا خودت را مى‏گویى؟! حضرت فرمود: آرى.»
در جاى دیگر فرمود:
به خدا قسم! من به خلافت شایسته‏ترم، پدرم بهتر از پدر یزید است، جدم برتر از جد اوست، مادرم بهتر از مادر اوست و خودم بهتر از اویم.»
۲٫ یزید بن معاویه
امام‏حسین(ع) در نامه‏اى به معاویه نوشت:
«جوانى را به ولایت امر مردم تعیین کرده‏اى که شراب مى‏خورد و با سگ، بازى مى‏کند! به
امانت خود خیانت کرده و مردم را تباه ساخته‏اى. چگونه یک شرابخوار را به تولیت امور امت
محمد(ص) مى‏گمارى؟! شرابخوار که امین بر یک درهم نیست، چگونه نسبت به امت امین
باشد؟!»
«یزید، خودش گواه رأى اوست. او براى همان کارهایى که مشغول است مثل بازى با سگ‏ها،
کبوتربازى، نوازندگى و عیاشى، بهتر است. بیش از این بار ستم بر دوش مکش.»
یزید در سه سال پادشاهى، سه جنایت فجیع مرتکب شد:
اوّل، در ۶۱هجرى، امام‏حسین(ع) و خاندان عصمت و طهارت و یاران او را به شهادت رساند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب آذرخش مهاجر

21,577 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
سرگذت ایثار و پیکار پرچمدار فتح خرمشهر احمد متوسلیان

آنچه در این کتاب مى‏خوانید، برگى چند از کارنامه پربرگ و بار زندگانى سراسر عقیده و جهاد اُسوه ستوده توّسل، موساى مظفر سینه سینایى «مریوان»، بانى برومند لشکر دشمن‏شکن ۲۷ محمد رسول‏اللّه‏r، پرچمدار رشید دریادلان دو کوهه در نبرد حماسى فتح‏المبین، منتقم خون شهیدان مظلوم خونین‏شهر در مصاف پیروزمند اِلى‏ بیت‏المقدس و سرانجام، یوسف گم‏گشته جبهه‏هاى دفاع مقدّس ملّت سلحشور ایران، سردار کبیر حاج احمد متوسّلیان است. همین و دیگر هیچ.
سرگذشت سراسر ایثار و حماسه این جوانمرد
راستین، خود گواه صادقى است بر اعجاز روح‏اللّهىِ پیر جماران در احیاى انفاس مرگ زده «جوانان عجم(۱)» و تبدیل مس وجود فرزندانِ این آب و خاک به آنچه در بشارات آخرالزمانى حضرات معصومین(صلوات‏اللَّه علیهم اجمعین) به پاره‏هاى پولاد – زُبُر الحدید – تعبیر شده است. اگر نبود همیارى تنى چند از یادگارانِ گرانقدر سالیان عاشورایى جبهه و جهاد، شاید کار گردآورى و نگارش این مختصر، هیچ‏گاه به فرجام نمى‏رسید. در تکوین مطالب فراهم آمده در این دفتر، سهم نخست و اساسى از آنِ مادر بزرگوار و خواهر فهیم و محترم آن سالار سفر کرده است. همچنین سرداران گرامى سپاه برادران: سیدیحیى (رحیم) صفوى، محمدعلى جعفرى، محمد کوثرى، محمدحسن محققى، حسین همدانى، فتح‏اللَّه جعفرى، حسین اللَّه‏کرم، سعید قاسمى، مجتبى عسکرى، على میرکیانى، احمد حمزه‏اى، عباس برقى، مجتبى صالحى‏پور، محسن کاظمینى، سیروس صابرى و نیز سروران ارجمند: على نیکوگفتار صفا، نصرت‏اللَّه قریب، رضا غزلى، محمد دانش‏راد، محمود مرادى، عبدالرضا وزوایى، سیدحسن هدایتى، على‏اصغر آب خضر، طاهر مؤذن، احمد بیگدلى، محمدعلى درویشى، محمد جهان‏جانى، ناصر شریفى، منصور حیدرى، کمال سپاهى، شهید سعید جان‏بزرگى، محمدحسین دینى، جواد بهروز فخر، محمدمهدى همّت، رضا رئیسى، سیداحمد میرطاهرى و سیداحمد حسینى، که هر یک به گونه‏اى، با ارائه خاطرات، دست‏نوشته‏ها، نوارهاى صوتى و تصویرى، اسناد، عکس‏ها، تذکر و تصحیح لغزش‏هاى این قلم، تبیین صحت و سقم هر واقعه یا نقل قول منسوب به حاج احمد متوسلیان و، على‏قدر مراتبهم، سهمى مهم و نقشى مؤثر داشته‏اند. به‏ویژه، صاحب این قلم، توفیق خود را در گردآورى بخش عمده اسناد و مستنداتِ این وجیزه، مرهون مساعدت‏هاى دلسوزانه هنرمند بزرگوار و سردار شهید حاج قاسم دهقان و نویسنده دردمند بسیجى آقاى گل‏على بابایى مى‏داند که براى این فقیر امکان بهره‏بردارى از خاطرات ناب تنى چند از عزیزان مذکور در فوق را به‏صورت دریافت مع‏الواسطه فراهم آوردند. دیگر این که مؤلف بر خود فرض مى‏داند تا از همیارى و الطاف بى‏دریغ هنرمند ارجمند و استاد گرامى؛ حاج نادر طالب‏زاده اردوبادى که تمام برهه‏هاى نگارش این اثر وامدار عنایات مشفقانه اوست، صمیمانه‏ترین سپاس‏گزارى قلبى خود را ابراز دارد.

همچنین کم نبودند بسیجیان رشیدى که طى سه سال کار نگارنده بر روى این پروژه، به لطفِ عنایت الهى، چون گل‏هایى معطر بر سر راه صاحب این قلم سبز شدند و سخاوتمند و بى‏دریغ، عطر خاطرات سالیان پرخوف و خطر نبرد در جبهه‏هاى غرب و جنوب طى مقطع چهارساله ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ را به مشام این قلم هدیه کردند و تنها اجرى که خواستند، این بود که در تحریر این نوشتار، نامى از ایشان به میان نیاید؛ لاجرم حرمت درخواست ایشان را پاس داشتیم. سعى این جوانمردان مشکور و مزد همراهى‏شان در فراهم آمدن این دفتر، با حضرت ربّ الشهدا والصدیقین؛ ان‏شاءاللَّه.

دیگر اینکه زحمت پیرایش و ویراستارى متن دستنویس اثر را برادر ارجمند جناب آقاى مهدى عقابى متحمل شده‏اند که اگر نبود دقت و تیزبینى این عزیز نکته‏سنج در ویرایش آنچه مى‏خوانید، قطعاً در هر برگ این دفتر میدان گسترده‏اى براى ترکتازى آن طایفه از منتقدان مچ‏گیر! وادى ادبیات فارسى گشوده مى‏شد، که مع‏الاسف نه با سنجش وزن مغز کلام، که صرفاً به گرفتن ایرادهاى نیش غولى بر پوسته ظاهرى لفظ، دل خوش مى‏دارند. هر چند اگر به نفس جرأتِ جنون‏آساى نگارش این دفتر توسط قلم‏زن تُنُک مایه‏اى چون فقیر تأملى داشته باشیم، مگر نه این است که هم‏اینک نیز چنین میدانى براى چنان منتقدان والامقامى گشایش یافته است؟… بگذریم! مى‏ماند چند توضیح ضرورى و مختصر در مورد کتابى که در دست دارید.

۱- با عنایت به اینکه از اُمّهاتِ اصول نگارش یک زندگى‏نامه، پرهیز از حاشیه‏روى‏ها و تمرکز قلم بر محور اصل وقایع، خاطرات و حوادث مبتلا بِهِ شخصیت اصلى اثر است، ما نیز ره چنان رفته‏ایم که رهروان این وادى رفته‏اند. ثقل موضوعى کتاب، مبتنى بر رخدادها و خاطرات بوده و سهم این قلم حتى‏الامکان به پیوند دادن سیر منطقى هر ماجرا به ماجراى بعدى، از آغاز تا فرجام، محدود گشته است. ضمن آنکه معتقدیم شیرینى و لطفى که در نوع الفاظ و تعابیر تک‏تک راویان درباره شخصیت محورى کتابحاج احمد متوسلیان – وجود دارد، اگر بناى نگارش را بر روایت یکنواخت و ملال‏آور قلم‏دانان کل مى‏گذاشتیم، یکسره زائل مى‏شد و از بین مى‏رفت.
۲-
از هنگام شروع
کار نگارش و تحویل نسخه اول تا آخرین زمانى که قرار شد متن اثر روانه حروف‏چینى شود، مؤلف در پنج نوبت ناگزیر از بازنگرى کلّى مفاد کتاب و تجدید نگارش آن گردید. بخش عمده ضرورت این تجدید تحریر ناشى از دست‏یابى به اسناد و مدارکى بوده است سخت ارزشمند و مغتنم که آوردن هر یک در جاى خود به کار رفع ابهام و کمک به تشریح هر چه مناسب‏تر بسیارى از وقایع و حوادث مورد اشاره در کتاب مى‏آمدند. فرازهاى کردستان، تهاجم ارتش متجاوز عراق به غرب کشور در آغاز جنگ تحمیلى، درگیرى‏هاى شخصیت محورى اثر با لیبرالیزم منحط، مراحل چهارگانه نبرد فتح‏المبین، چهار مرحله عملیات الى بیت‏المقدس و لبنان در جنگ ۱۹۸۲ میلادى از جمله مقاطعى بوده‏اند که مکرر مورد بازنگرى و بازنویسى متکى به مستندات قرار گرفته‏اند. متن نهایى، همین تحریر پنجم مبتنى بر تجدید نظر کلى و منقح است که اکنون در دست شماست.
۳-
در تحریر نهایى
کتاب، روال فصل‏بندى موضوعى عمداً نادیده گرفته شد. اگر حمل بر خودستایى نشود، نگارنده به اتکاى بیش از یک دهه سابقه کار مستمر قلمى در عرصه کتابت جنگ و روزنامه‏نگارى بر این باور است که به هیچ روى نمى‏توان روندِ شتابناک و پرفراز و فرود زندگى حماسى انسانى از طراز احمد متوسلیان را، با فصل‏بندى‏هاى فاضل مآبانه از هم گسیخت و این کلّ ِ لایتجزّى را با تیغ جداسازى ذوقى دچار انشقاق و سلاخى ادبى کرد. کارنامه زندگانى سراسر جهاد و مقاومت این دلاورمرد سپاه اسلام، چنان با حوادث عاشورایى جبهه و جنگ گره خورده است که تفکیک وقایع و نبردهایى که او عامل و علمدار آنها بوده، از شخصیت فردى و زندگى خصوصى وى، اگر نگوییم امرى ناممکن، لااقل بسیار دشوار به‏نظر مى‏رسد؛ ضمن آن که بزرگان ما بحق فرموده‏اند که مردمان را از اعمال‏شان باید شناخت و درخت را از میوه‏اش. هم از این روى، چاره‏اى ندیدیم جز آن که سیماى تابناک سردار رشید دو کوهه را در آیینه حوادث و وقایعى که او عامل یا درگیر آنها بوده است، جست‏وجو کنیم.
۴-
تذکر این مطلب از سوى مؤلف بسیار ضرورى
به‏نظر مى‏رسد که در این دفتر چه بسا حوادث، وقایع، شخصیت‏ها، نبردها و… بودند که به‏گونه‏اى در خور، مذکور واقع نگشته‏اند. از آن جمله رشادت‏هاى رزم‏آوران رده‏هاى مختلف یگان‏هاى تابعه نیروى زمینى ارتش جمهورى اسلامى ایران، نیروى هوایى ارتش، شیرمردان هوانیروز، رزمندگان جمعى ژاندارمرى و کمیته سابق، جهادگران مظلوم، جنگاوران مردمى عضو فدائیان اسلام، گروه‏هاى داوطلب مردمى اعزامى از دیگر استان‏هاى کشور به کردستان، برادران و خواهران آموزشیار و از جان گذشته نهضت سوادآموزى، امدادگران هلال‏احمر جمهورى اسلامى ایران، پزشکان، پرستاران و کلیه کادرهاى درمانىِ ایثارگر حاضر در عرصه‏هاى نبرد و پشت جبهه، برادران و خواهران طلبه و دانشجوى داوطلب اعزام به غرب جهت اقدامات فرهنگى و عمرانى، روحانیت انقلابى اهل سنت و اهل تشیع در منطقه غرب کشور، نیروهاى سلحشور و مؤمن سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد و سرانجام کلیه سرداران شهید، جانباز و ایثارگر و نیروهاى دشمن‏شکن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در تک‏تک مناطق غرب کشور،… که ناگفته پیداست انعکاس رنج‏ها و رزم‏هاى هر یک از ایشان خود محتاج نگارش صدها جلد کتاب مستقل و مفصل مى‏باشد. بدیهى است با عنایت به اینکه در تدوین این مختصر، نیت عمده انعکاس سرگذشت سردار کبیر حاج احمد متوسلیان بوده است، عزیزان مذکور در فوق عذر تقصیر مؤلف را در این رابطه، از سر کرامت خویش خواهند پذیرفت؛ ان‏شاءاللَّه.
۵-
و آخر اینکه هنوز آرشیوها و
بایگانى‏هاى فراوانى دربسته مانده‏اند و اسناد و مدارک بى‏شمارى وجود دارند که محکوم به پرده‏نشینى و خاک‏خوردن‏اند.
جانِ کلام، ناگفته‏ها و نانوشته‏ها، بسیار
بیش از آنند که در این دفتر فراهم آمده است. نگارنده اذعان مى‏دارد که این وجیزه، لیاقت دریافت عنوان «فصل الخطاب» را در ساحت روایت حماسه حیات طیبه سردار کبیر حاج احمد متوسلیان ندارد؛ اما اگر همین چند برگ مختصر، خشت اول موزون و فتح بابى مناسب براى این مهم بوده باشد، صاحب این قلم اجر خود را برده است.

لاحول و لاقوّه الاّ باللّه العلى العظیم‏
محرم
الحرام ۱۴۱۷ – حسین بهزاد


0

نويسنده / مترجم : حسین بهزاد
زبان کتاب : فارسي
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد