خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


سرمایه سازمان

215 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

مدیریت صنعتی

چکیده:
در اقتصاد پرشتاب و مبتنی بر دانش امروز کارکنان ارزشمند ترین سرمایه های سازمان هستند ولی همین سرمایه های ارزشمند چنانچه درست مدیریت نشوند می توانند به بزرگترین تهدید برای سازمان تبدیل شوند و همچنین نتایج پژوهشی نشان می دهد که مدیران ارشد پرچالش ترین و مشکل ترین بخش وظایف مدیریتی خود را اداره کارکنان و مدیریت منایع انسانی سازمان می دانند این مهم حاصل نخواهد شد مگر با ایجاد و توسعه فرهنگ کار تیمی در یک سازمان.
هدف مشترک و ایجاد تعهد به هدف و ارزشهای گروهی به عنوان گام اول در تشکیل یک تیم شناخته شده است وانضباط گروهی ارتباطات موثر انگیزش و شوق کامیابی اعتماد متقابل و بالاخره آموزش مستمر به عنوان عوامل مهم پایداری و موفقیت یک تیم ذکر شده اند .
مقدمه: واقعیت این است که تیمی بزرگ نمی توان ساخت مگر اینکه بازیگرانی بزرگ داشته باشیم و در واقع کارآیی یک تیم با کارآیی اعضای آن افزایش می یابد با توسل به خصوصیات و ویژگی هایی که در این مقاله آمده است می توانید عضو بهتری برای تیم خود باشد.
اصل اول : سازگار و انعطاف پذیرند.
در واقع نخستین گام در راه ایفای نقش در تیم ها میل به سازگاری با تیم است نه این که این انتظار داشته باشید که تیم خود را با شما سازگار کند.
بازیگران تیمی که سازگار و انعطاف پذیرند؛ ویژگیهایی دارند:
 1- احساس امنیت می کنند: در واقع کسی که احساس امنیت می کند از تغییر باکی ندارد  چنین آدمی موقعیت جدید یا تغییر مسئولیت های خود را برپایه ی
واقعیت های موجود ارزیابی می کند.
۲- خلاق هستند: یعنی اینکه وقتی روزگار دشوار می شود راهی می یابند در واقع کسانی که در هنگام سختی ها دچار هراس نمی شوند و با تفکر گامی نو بر می دارند خلاق هستند و این خلاقیت هست که سازگاری را تقویت می کند؛ زیرا می تواند با شرایط جدید؛ به شیوه ای نو کنار بیایید.
برای سازگار تر شدن و انعطاف پذیر شدن نقش خودرا ارزیابی کنید و ببینید که آیا نقش دیگری هست که آن را به خوبی یا حتی بهتر از این ایفا کنید!
گاهی هم ممکن در تیم با مسئله ای روبرو شوید در این مواقع همیشه باید فراتررا ببینید به این حالت که کمی خودتان را به عقب بکشید و سعی کنید از دید و زاویه دیگری به مسئله نگاه کنید.
دیگه اینکه بهتر است خود را به آموختن مهارت دهید.
اغلب هروقت که بحث از آموختن می شود اکثرا به یاد کتاب و جزوه و غیره می افتند و این که اگر قرار است چیز جدیدی یاد بگیرند؛ کتاب بخوانندو… این به نظرشان دشوار می آید. اما همه آموخته ها به کتاب خواندن نیست.
فرصت های خیلی خیلی زیادی برای آموختن هست؛ فقط بر این شرط که درآن مکان و زمانی که باید بشنوید و ببینید واقعا گوشهای شنواو چشم های بصیری داشته باشید و مطمئن باشید که به آموخته های هرچند اندک شما می تواند در یک مکان و زمان دیگر به کار و کمک شما به عنوان اعضای یک تیم یا گروه بیاید.

اصل دوم: اول باید با یکدیگر کار کرد؛ بعد با یکدیگر برنده شد.
همواره چالش های بزرگ کار تیمی بزرک می طلبد و ضروری ترین صفتی که تیم را در کارهای دشوار موفق می سازد همکاری توام با همدلی اعضای آن است.
باید دقت کنید که منظور صرفا همکاری تنها نیست؛ زیرا همکاری یعنی اینکه با توافق یکدیگر کاری را انجام دهیم اما اگر همدلی هم با آن جمع شود؛ یعنی انجام کار در کنار یکدیگر و اعضای تیم های همدل؛ عالم دیگری دارند.
عواملی که باعث همدلی اعضای تیم می شود:
بزرگترین عامل تحول در برداشت و بینش است بینشی در راستای آن اعضای تیم باید به چشم هماکارانی همدل به آن بنگرند نه به چشم رقیب!
البته ما منکر این نمی شویم که در هر تیمی رقابت وجود دارد در یک گروه از فرزندان خانواده اما اگر می خواهید این تیم به هدف بزرگ برسد باید در راستای رقابتی سالم و مکمل آنها بود.
مورد بعدی کانون توجه ماست؛ این که هر وقت اتفاقی افتاد اول این سوال را از خودتان کنید که این اتفاق چه پیامدی برای تیم دارد در مرحله بعد بپرسید چه چیزی برای من دارد! در واقع باید به جای خود؛ تیم را در کانون توجه قرار دهید و به فکر همه باشید.
اصل سوم:مشتاقند
در واقع انسان در هر کاری که اشتیاق داشته باشد؛ توفیق می یابد. چون برای پذیرش هر چیزی در هستی اشتیاق و نیاز لازم است. رابرت هوبارد می گوید: اگر می خواهید به اشتیاق برسید سعی کنید هر کاری را در سطح عالی آن انجام دهید چون کاری که خوب انجام شد؛ اشتیاق شما را بر می انگیزد.
اصل چهارم: تعهد پذیرند.
William hmarray در این باره می گوید :
لحظه ای که خود را به انجام کاری متعهد می سازیم خداوند هم به یاری می آید؛ دست هایی به یاوری می آیند که اگر تعهدی نداشتید؛ نمی آمدند.
بسیاری از مردم تعهد را از دریچه ی حساس خود می نگرند اما تعهد راستین چیز دیگری است؛ تعهد امری احساسی نیست بلکه ریشه ی آن در منش ماست. چون احساسات پیوسته احساسات پیوسته در نوسانند؛ اما تعهد به سنگ خارا می ماند.
تعهد به استعداد توانایی بستگی ندارد.به قدرت بیشتر؛ توانایی یا فرصت گرانبها تر نیازی نیست. بنابراین است که آن چه را داریم به کار گیریم. یعنی اگر خود را به کاربرد آنچه داریم؛ متعهد سازیم خواهیم دید که هم استعداد داریم؛ هم توانایی و می توانیم به تیم خود بهره بیشتر برسانیم.
اما چه طوری می شود یک تعهد پایدار داشت؟
اساسی ترین پاسخ این است که اگر پایه های تعهد ما براساس اعتقادات و ارزش های ما بنا شده باشند؛ حفظ آن تعهد آسان تر خواهد بود.
و از طرفی باید قبل از هر چیز تعهدات اعضای تیم خود را ارزیابی کنیم؛ چون اساسا تعهد نسبت به آدم های نا متعهد ناممکن است.
در انتها در راستای تعهد خود دل به دریا بزنید.
اصل پنجم:
Fredrich nitzsche می گوید: اگر کسی که ” چرای ” دارد که برای آن زندگی کند؛ تقریبا “چگونه ای” را تحمل می کند.
به این معنی که اعضای تیمی که در راه رسیدن به هدفشان احساس رسالت می کنند؛ آنها مقصد تیم را می دانند و به رهبر تیم اجازه رهبری می دهند و توفیق تیم برای آنها مهمتر است تا توفیق خود.
اصل ششم:
William bullergeats در این راستا می گوید:
مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید.
اعضای تیمی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند قبل از هر چیزی می دانند که نباید خود را از دیگران جدا کنند.
اعضای تیم هر قدر بیشتر یکدیگر را بشناسند و هدف های تیم را بهتر بدانند؛ تفاهم بیشتری پیدا می کنند.
بازیکنی که درباره اعضای تیم اطلاعات داشته باشد و با آنها ارتباط داشته باشد؛ سرمایه تیم است.
اما خوب برای بهبود از ارتباطات با اعضای تیم باید آنها رک وراست باشید.
اگر ممکنه یاران تیمی را بی خبر نگذاریم.
یعنی اگر ممکنه دیگران هم در جریان اموری گذاشت بهتره که اجازه دهیم آنها هم وارد جریان امور شوند چون مردم به کاری که به بازی گرفته شوند؛ بیشتر بها می دهند و به چشم صاحب کار نگاه می کنند.
اصل هفتم:
دستاوردهای چشمگیر حاصل عادی و معمولی است.
ما همواره باید پیشاپیش زمان فکر کنیم و کارهای آینده را مرحله بندی کنیم و برای انجام هر مرحله آمادگی های لازم را پیدا کنیم . مثلی است که می گوید: یک بار می توانید ادعا کنید که غافل گیر شده اید بعد از آن معنایش این است که آمادگی ندارید.
اصل هشتم: لایق و با کفایت هستید
جمله معروفی از Howard w.newton هست که می گوید مردم اغلب فراموش می کنند که کارها با چه سرعتی انجام دادیم؛ اما کیفیت کار در یادها می ماند. کسانی که کیفیت برای آنها است به جزئیات می پردازند این اصل است که اگر کارهای کوچک را خوب انجام دهیم کارهای بزرگ خود به خود انجام می شوند و همواره بایستی راه را تا آخر ادامه دهیم.
وقتی شروع به کار می کنیم اگر کیفیت برای ما مهم است؛ بایستی کار را تمام و کمال به پایان برسانیم و نگذاریم که هیچ گوشه ای از کار ناتمام بماند.
اصل نهم: اعتماد
در یک کار تیمی کسانی که قابل اعتماد هستند که قبل از هر چیزی مسئولیت پذیر باشند و در انجام هر کاری فکر کنند داشتن هم زمان این دو صفت ضروری است یعنی این که همواره می شود به کسی اعتماد کرد که در انجام هر کاری فکر می کند حتی اگر آن کار از محدوده ی وظایف و مسئولیت کاری او خارج باشد و وقتی آن کار انجام در نهایت به نفع تیم تمام می شود.
آخرین ویژگی عضو قابل اعتماد تیم پایداری اوست.
به این مفهوم که اگر نتوان بر یاران تیمی همیشه اعتماد کرد ؛ هیچ گاه نمی توان اعتماد کرد.
پایداری فراتر از استعداد است و منشی را می طلبد که به رغم دشواریها جاترند.
اصل دهم: با یاران تیم می جوشند
اگر ما به عنوان اعضای یک تیم از خواست ها امیدها و هدف های هم تیمی هایمان با خبر باشیم ؛ بهتر می توانیم بیا آنها روابط صمیمانه ای را شکل دهیم ؛ و در این حالت از وجود و حضور یکدیگر لذت می بریم و در سایه ی این با هم بودن می توانیم کارهای دشوار و ناخوشایند را به تجربه های مشترک و مثبت برگردانیم.
اصل یازدهم: انضباط دارند
این که اعضای یک تیم در برخی از شرایط خارق العاده چه می کنند؛ نتیجه پرورش انظباط ان ها در سالهای پیش است.
اما خوب انضباط در چه زمینه هایی باید ایجاد شود ؟
اول از هر چیزی باید انضباط را در اندیشه ی خودمان بارور کنیم .
انضباط احساسات و عواطف داشته باشیم به این مفهوم که اجازه ندهیم احساسات ما را از کاری که باید انجام دهیم و مورد اخر انضباط در اقدام و عمل هست .
اصل دوازدهم : یاران تیمی را بالا می کشند
این اصل بر یاران تکیه می کند و اعتقاد دارد که هرچه بر قدر و ارزش یاران تیم افزوده شود کارایی تیم بالاتر می رود.
اعضای چنین تیمی به یاران خود قدر ور منزلت می دهند ؛ در این صورت است که عملکرد کار بالا تر می رود چون عملکرد آدم ها به طور معمول باز تاب انتظارات کسانی است که مورد احترام آنهاست.
قبل از هر چیز آنها این مطلب را می دانند که تا خودشان پر و بال نگشایند نمی توانند به دیگران پر وبال بدهند .
در کل اگر ما بخواهیم بر توانایی یاری از یاران تیمی خویش بیفزاییم بایستی اول سطح کار خود را بالا ببریم .
اصل سیزدهم: همواره پیگیر و ستوه اند
اعضای چنین تیمی هرگز و هرگز میدان را ترک نمی کنند.
آنها همواره در انجام کاری که قرار است انجام دهند اصرار و سماجت دارند؛ اصرار در کار یعنی این که :
۱-    هرچه دارید در طبق اخلاص بگذارید نه بیشتر از آن را
۲-    با عزم و اراده کار کنید نه این که خود را به دست سرنوشت بسپارید
کسی مثل توماس ادیسون که می گفت : من از جایی آغاز می کنم که آخرین نفر رها کرده است.
اصل چهاردهم: دره ی ارتقای خویشند
کسانی که در پی ارتقای خویشند نمی گذارند که روزی بگذرد مگر اینکه آنها چیز جدیدی یاد گرفته باشند چیزی که بر دانش و معلومات آنها بیفزاید.
کسانی که پیوسته به فکر ارتقای سطح دانش و بینش خود هستند از سه فاکتور آمادگی تفکر و تامل و به کار بستن غافل نمی مانند و در راه ارتقای خویش از برنامه آموزشی برای پیشرفت خود استفاده می کنند
اصل پانزدهم: از خود گذشته اند
Charler Goodyear می گوید: از اینکه من کاشتم و دیگران برداشتند گله ای ندارم پشیمانی فقط وقتی معنی دارد که بکاریم اما کسی درو نکند.
راه های زیادی برای تقویت این صفت در ما وجود دارد از جمله اینکه
یاد بگیریم که پنهانی و بی سر و صدا کمک کنیم .
کمک کردن به دیگران بدون هیچ انتظاری از خود آنها یک منش فوق العاده است که حاصل از خودگذشتگی است دیگر اینکه خود را عادت دهید به جای خود  دیگران را معرفی کنید یعنی اینکه سعی کنیم تا صفات مثبت دیگران را پیدا کنیم وآنها را پیش بالا دستان و اعضای خانواده شان بیان کنیم.
اصل شانزدهم : همه مشکل گشایند
همه راه حل جویان و مشکل گشایان اعتقاد دارند که مشکلات تصویر های ذهنی ما هستند و این فقط به نگرش ما بستگی دارد که چگونه و با چه نگرشی با آنها روبرو شویم اگر همه ما به آن به چشم یک مانع گذرا یا یک بدبیاری نگاه کنیم دیگر مشکلی نخواهیم داشت.
آنها اعتقاد دارند که بهتر است درباره استراتژی خود از نو بیندیشیم آلبرت انیشتن می گوید مشکلات بزرگی که با انها روبرو می شویم با همان سطح تفکری که آنها را ایجاد کرده ایم حل نمی شوند یعنی اینکه باید از لاک تفکر معمولی خود خارج شویم و چند قاعده را زیر پا بگذاریم و مسئله را از نو تعریف کنیم
اصل هفدهم : همواره قصد و هدفی دارند
Avlin toffler  می گوید که در حین انجام کارها کارهای کوچک بزرگ فکر کنید تا کارهای کوچک شما مسیری درست پیدا کند در واقع ما باید همواره هدف و مقصدی را برگزینیم که ارزش صرف عمر را داشته باشد فقط در این حالته که اگر حتی راه طولانی هم باشد عزم و اراده ما سست نمی شود این افراد هدف گرا همواره این شعار را در ذهن دارند که ما به دنیا نیامده ایم که همه کار را انجام دهیم بلکه امده ایم که کاری انجام دهیم به همین منظور است که همواره مسئولیت های خود را اولویت گذاری می کنیم و پیوسته بر مبنای آن کار می کنیم.
 خوب است نه گفتن را یاد بگیریم جان ویدسو می گوید اگر به هر کاری که خوشتان آمد دست بزنید و برای هرچیزی که دوست دارید وقت بگذارید ان وقت کاری که باید انجام دهید را به انتظار گذاشتید و مسلما نمی توانید در آن کار با کیفیت بدرخشید.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد