خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


دانلود کتاب قلمرو دین

2,042 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

 


دانلود رایگان کتاب قلمرو دین

 

 

یکى از مباحث چالش برانگیز روزگار ما، بحث قلمرو دین است. پرسش اساسى در این حوزه ى فکرى این است که آیا اسلام، آخرین و کامل ترین دین الهى و آسمانى، به همه ى مسائل انسانى، اعم از دنیوى و اخروى، فردى و اجتماعى، و مادى و معنوى پرداخته است یا خیر؟ و آیا دخالت دین در این عرصه ها، حداقلى است یا حداکثرى؟
البته واژه هاى حداقلى و حداکثرى، چندان واضح و روشن نیستند و پاسخ دقیق را براى ما به ارمغان نمى آورند; براین اساس، باید این عرصه ها را مسئله محور بررسى نماییم، و وجود و عدم پاسخ هاى آن مسائل را در دین جستوجو کنیم. این پژوهش، تنها به گستره ى شریعت در عرصه ى خداشناسى، نبوت شناسى، معادشناسى، فقه و حقوق و اخلاق اختصاص دارد و به عرصه هاى دیگرى، چون: انسان شناسى، اقتصاد، نظام تربیتى، مدیریت، جامعه شناسى، هنر و غیره نمى پردازد.
در این کتاب ،مقصود نگارنده از دین،اسلام است:یعنی مراد ما از قلمرو دین دامنه ی مرزهای مسائلی است که در سلام بدان پرداخته شده است. کتاب قلمرو دین پیشکش علاقمندان به مسائل دینی میشود.


1+

نويسنده / مترجم : عبدالحسین خسرو پناه
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 2.2 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 198

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

کاملترین مجموعه عظیم قرآنی

11,053 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
کتاب کامل قرآن و تفسیر قرآن

کاملترین مجموعه عظیم فرآنی شامل قرآن با محیط گرافیکی بسیار زیبا به همراه ترجمه ها و تفسیر نمونه و قرائت آیات و…
نرم افزار کتاب قرآن به صورت فلش با محیط بسیار زیبا و امکانات که به جرات باید گفت عنوان بی نظیر را به این نرم افزار ساخته شده توسط مسلمانان باید داد. در این کتاب کلیه جزء های قران به تعداد موجود است و شما عزیزان می توانید با دریافت این نرم افزار قرآنی یک قرآن کامل با امکان انتخاب جزء و سوره مورد نظر را در سیستم کامپیوتری خود با محیط فوق زیبا خواهید داشت با امکان ورق زدن صفحات در محیطی گرافیکی بسیار زیبا.
در این مجموعه نرم افزار ذکر که یک نرم‌افزار جامع قرآنی است نیز وجود دارد که به کاربران امکان مرور و جستجو در قرآن را می‌دهد. این پروژه قرآنی، متن‌باز بوده، روی هر سیستم‌عاملی قابل اجرا می‌باشد و پاسخ‌گوی بسیاری از نیازهای کاربران است. این برنامه‌ رومیزیِ رایگان، جهت خواندن متن قرآن، ترجمه، تلاوت آیات و جست‌و‌جو به‌کار می‌رود. نرم‌افزار ذکر با هدف استفاده‌ همزمان کاربر از چند ترجمه برای هر آیه تولید شده است. این نرم‌افزار قابلیت کار به صورت برخط و برون خط را دارا می‌باشد. به همراه رو خوانی کلیه آیات با قرائت قاری برتر.
در این مجموعه قرآنی متن کامل قرآن کریم همراه با شماره سوره و آیه در قالب یک فایل ؛ ترجمه فارسی استاد عبدالمحمد آیتی همراه با شماره سوره و شماره آیه در قالب یک فایل و تفسیر نمونه در قالب ۱۱۴ فایل به طور کامل با ساختار ورد Microsoft Word در اختیار کاربران عزیز تک بوک قرار می گیرد . تفسیر نمونه شامل هزاران صفحه کتاب تفسیر نمونه قرآن کریم میباشد در ۱۱۴ جلد که چون بصورت ورد و قابل ویرایش است میتواند در تحقیقات مذهبی و قرآنی بدون نیاز به تایپ از آن استفاده کرد.

4+

نويسنده / مترجم : تک بوک
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 72 مگابایت
نوع فايل : swf - exe - doc
تعداد صفحه : چندین هزار

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

اسلام در دیگر نقاط جهان

305 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
«ادریسی » جغرافی دان مسلمان می گوید: «دریانوردان مسلمان از لیسبون به سوی غرب رفتند و در مناطق میانه آتلانتیک به جزیره آنتیلا (Antilla) رسیدند.»

او محل جزیره مذکور را روی نقشه نیز نشان داده است. این موضوع نشانگر آن است که مسلمانان آندلس در قرن دوازدهم میلادی، زمانی که آمریکا هنوز کشف نشده بود، موجبات تماس ساکنین قاره آمریکا را با اسلام فراهم کردند. می دانیم که بعدها اسپانیایی ها در دوره ای که آمریکا کشف شد، برای مسافرتهای بلند مدت دریایی به استفاده از تجارب دریانوردان مسلمان مغربی اهتمام ورزیدند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود رایگان کتاب صحیفه ی عشق

8,790 views

بازدید

دانلود رایگان کتاب صحیفه ی عشق
۳ (۶۰%) ۱ vote
دانلود رایگان کتاب صحیفه ی عشق

این کتاب ارزشمند برگرفته ای کوتاه از دعای مکارم اخلاق سید عشاق حضرت امام سجاد (ع) میباشد
هنجارهای اخلاقی از آغاز پیدایش بشر با او همراه بوده است و همواره همه ی انسانها با این پرسش رو برو بوده اند که جه باید کنند و چه نباید بکنند ، خواه مادی ،دهری و بت پرست باشند یا زردشتی ، یهودی ،مسیحی و مسلمان . سنتهای تاریخی بیانگر این امر است که همه ی انسانها با آموزههای اخلاقی زیسته اند و به بیان دیگر ، همانگونه که اخلاق دینی قابل شکل گیری است ، اخلاق سکولار نیزتحقق پذیر است . حال این پرسش اساسی رخ مینماید که چرا “دانش اخلاق” به
دو قسم دینی و سکولار یا الحادی و الهی یا دین مدار و انسان مدار قابل تقسیم است؟ منبع مهم آموزه ها و گزاره های اخلاقی چیست؟ آیا این گزاره ها از متون دینی به دست می آید یا عقل و خرد نیز توان تشخیص آنرا دارد و یا برای شناخت آن باید به منبعی فراترازعقل پناه برد؟…..
 
 در این کتاب میخوانیم:
اخلاق کلامی
اخلاق حکمی
اخلاق عرفانی
مراتب اخلاق عرفانی
علم اکتسابی و خلق و خوی وارداتی
مشکلات ایمان صوری به هنگام مرگ
گونه های اخلاق فلسفی و عرفانی
ابزار سنجش
غایت در اخلاق
ارتقا و اوج وصول
حکمت نظری و عملی و تفاوت غایتها
حضرت حق و وحدت شخصی
عرفان چیست و عارف کیست؟
رابطه ی دو حکمت
مکارم الاخلاق
مکارم اخلاق در مدارک روایی
مکرمت ها
منازل وصول
اخلاق و کرامت انسان
خلق و تکرارعمل
اقتضاءات قربی و افراد عادی
وصول به کمالات اخلاقی با دعا و مناجات
دین، اخلاق و درمان نگرانی ها
صحیفه و عرفان
و……

4+

نويسنده / مترجم : آیت الله نکونام
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 1.9مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 521

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود رایگان کتاب صحیفه ی عشق
3 (60%) 1 vote

دانلود بانک جامع دانستنی های پزشکی از دیدگاه اسلام

19,211 views

بازدید

دانلود بانک جامع دانستنی های پزشکی از دیدگاه اسلام
۴ (۸۰%) ۱ vote
کتاب بانک جامع پزشکی
این کتاب با هدف معرفی و آشنائی با علم پزشکی از دیدگاه اسلام با استفاده از نظر پیشوایان علم و دین تهیه و تدوین شده است.
فهرست کتاب شامل :
آداب طبّ و پزشکى دراسلام : سخنی از پیامبر(ص) ، تاریخ پزشکى ، پزشکى در دوره اسلامى (قرن هاى اوّل و دوّم هجرى ) ، پزشکى یکى از مظاهر تمدن ، بیمارستانها ، اخلاق پزشکى در اسلام ، دانشجوى رشته پزشکى ، پزشک و درمان ، پرستارى و بیمارستان ، عیادت بیمار ، بهداشت و سلامتى ، مسواک و خلال کردن
اسلام پزشک بى دارو : گرسنگى ، کمبود مواد غذایى ، غذا شناس ، پزشک ، اهمیت کار غذا شناسان ، اسلام و تغذیه ، تیر اندازى و شنا را به فرزندان خود بیاموزید ، تاءثیر سوء شراب در نسل انسان 
غذاشناسى اسلام :  عسل ، شیر ، آب ، نان ، پنیر ، تخم مرغ ، نمک ، میوه ها ، سبزیجات ، گلها ، روغن ها ، عوامل مرگ تدریجى : تاءثیراخلاق بر جسم و بدن ، چگونه بخوریم تاسالم بمانیم : آغاز غذا با نام خدا ، نمک قبل از غذا ، شروع با سرکه ، طب و درمان ، خوردنیها و آشامیدنیها از نظر پیشوایان علم و دین: ، سخن پیشوایان ، امید ، مسلمان بر سر سفره ، شکر خدا ، حلال ، اسراف ، انفاق ، اطعام ، نتیجه
دانستنی های پزشکی : آب‌ سیاه‌ چشم‌، آبسه‌ آنورکتال ، آبسه‌ ریه‌ ، آرتریت‌ مرتبط‌ با پسوریازیس ، آرنج‌ تنیس‌بازان ، آفت دهان ، آمپیم ، آمنوره‌ اولیه‌ ، توضیح‌ کلی ، علایم‌ شایع‌ ، علل ، پیشگیری ، عواقب‌ مورد انتظار ، عوارض‌ احتمالی ، درمان ، داروها ، فعالیت‌ ، رژیم‌ غذایی‌‌ و غیره …
در این کتاب ۱۳۰۰ صفحه ای به اجمال درباره علوم پزشکی از دیدگاه اسلام آشنا میشوید

1+

نويسنده / مترجم : قائمیه
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 9.5 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 1300

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود بانک جامع دانستنی های پزشکی از دیدگاه اسلام
4 (80%) 1 vote

ولایت فقیه

285 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
بحث خود را با نام خدا وسپس با توضیح این مطلب که” منکر ولایت‌فقیه، منکر ضروری فقه است ” آغاز می‌نمایم:
اگر کسی ولایت فقیه را مردود بداند، مرحوم آیه‌الله العظمی بروجردی(قده) او را منکر ضروری فقه اسلام و نه تنها فقه تشیع، می‌داند مرحوم صاحب جواهر نیز در این زمینه می‌فرماید:((استوانه‌های مذهب به ولایت فقیه حکم کرده‌اند و کسی که در ولایت فقیه وسوسه کند طعم فقه را نچشیده است و رمز کلمات ائمه معصومین(ع) را نفهمیده است.))
در بین معاصرین تنها مرحوم آیه العظمی خوانساری(ره) می‌باشند که ولایت مطلقه فقیه را مورد تردید قرار داده و بهره مندی از اجرای الهی را به قیام و ظهور حضرت حجه‌بن‌الحسن(روحی و ارواح العامین له الفدا) موکول کرده‌اند. ایشان در حقیقت فایده دین را به زمان حضور معصوم(ع) محدود نموده و برخلاف ضرورت، ادامه احکام را در زمان غیبت امام‌عصر(عج) لغو و منتفی دانسته‌اند و دلیل این مسأله را محرومیت، از برکات وجودی آن بزرگوار ذکر نموده‌اند!
البته صحیح است که نمی‌توان به ناقص بودن دین معتقد شد و حجت را از بندگان خدا سلب کرد؟ چگونه آن مرحوم وافرادی نظیر ایشان در گذشته وجود ولی‌فقیه را برای ایتام و قاصرین لازم دانسته‌اند، لیکن برای ملت اسلام وایتام ال محمد (ص) و جامعه مسلمین لازم ندانسته‌اند؟! و با نبود ولی‌فقیه، به یغما رفتن عزت وشرف مسلمانان و منافع مادی و معنوی آنها را توسط گرگهای جهانخوار و جهانخواران گرگ نظاره‌گر باشند!!
آیا خالی بودن جامعه اسلامی از سرپرستی که امور مسلمین را اداره کرده و حجت بین خداوند متعال و امام‌معصوم باشد، نقص دین نیست؟ به ویژه دینی می‌گوید: اگر جز دو نفر کسی وجود نداشته باشد، لازم است یکی امام و دیگری مأموم باشد. حال چگونه می‌توان معتقد شد که چنین دینی در زمان غیبت امام معصوم(ع) مردم را بدون ولی و سرپرست گذارد؟
امام صادق(ع) که در مقبوله عمر‌بن‌حنظله اجاز داوری را درحقوق مالی و عرضی به مردم می‌دهد، و شما هم آن را قبول دارید، اجرای آن را در صورت عدم تسلیم محکوم اجازه نمی‌دهد، با اینکه انگیزه‌های نفسانی غالباً محکوم را از تن دادن به حکم باز می‌دارد.آیه‌الله‌خراسانی که در تحقیق و تتبع کم‌نظیر بوده وباید از ایشان به عنوان استاد مراجع و فقهائی که بعد از مشروطیت آمده‌اند نام برد در مورد ولایت فقیه نظرشان شبیه به نظر مرحوم شیخ انصاری (ره) است، یعنی اگر چه در مورد ولایت فقیه درجایی همان تردیدی را که شیخ ابراز نموده ایشان نیز آن را آورده‌اند، ولی هرگز با بیان قاطع و واضح اساس ولایت را رد نکرده‌اند، بلکه شیخ(ره) را در مورد. ولایت‌فقیه و آنچه که از امور سیاسی، اجتماعی و نظامی مربوط به جنبه امامت است و مشروعیت آن ثابت شده و مرجع در آنها ولی‌فقیه می‌باشد، پذیرفته‌اند.
بنابراین اگر چه فقیه از نظر صفات و ملکات قابل مقایسه با امام معصوم(ع) نیست، اما اعتبار آن برای ولایت ضروری نیست، زیرا ارزش این امرِاعتباری براساس نتایج و آثاری است که بر آن …….. می‌شود، نه چیز دیگر: چرا که تفاوت بین امامت تکوینی و اعتباری به مانند پیوند نسبی و سببی است که اولی قطع شدنی نیست، ولی پیوند دومی قطع شدنی است، بلکه می‌توان گفت که امام معصوم(ع) نیز دارای ولایت حقیقی واعتباری است که فقهاء در جهت دوم نائب او هستند.
شیخ انصاری مناصب سه‌گانه فقیه را به شرح زیر نام می‌برد: ۱ـ منصب فتوا۲ـ منصب مرجعیت در مرافعات و مخاصمات۳- منصب ولایت یعنی تصرف اموال و النفس. درباره منصب سوم چنین فرموده است: ولایت‌فقیه به دوگونه متصور است: اول: ولی‌فقیه در تصرف مستقل باشد، قطع نظر از اینکه تصرف غیر، منوط به اذن او باشد. دوم: غیر ولی‌فقیه در تصرف مستقل نباشد و تصور وی منوط به اذن فقیه باشد. صورت اول استقلال فقیه در تصرف اموال و انفس را به حکم قاعده اولیه از تمامی افراد نموده و به عدم ثبوت آن تصریح کرده است ودر روایاتی که گمان شده بر ولایت فقیه دلالت دارد، کلاً به عدم دلالت آنها تصریح کرده می‌فرمایند:((اگر روایات شریفه از روی انصاف مورد توجه قرار گیرد، مشخص می‌گردد که سیاق و صدور ذیل آنها در مقام بیان وظیفه فقهاء از نظر احکام شرعیه می‌باشد، نه چیز دیگر. پس اگر فقیه زکات و خمس را از مکلف مطالبه نماید دلیل شرعی بر وجوب دادن آن فقیه وجود ندارد.))
ضمنا در آخر بحث چنین آمده است:((اقامه دلیل بر وجوب اطاعت از فقیه به آن گونه که اطاعات از امام معصوم واجب است، از کندن خارهای بسیار سخت درخت خاردار با دست لخت، دشوارتر و رنج آورتر است))
این تعبیر کنایه‌ای است از اشکال یا عدم امکان بر اقامه دلیل بر ولایت فقیه به شکل اول.
گروههای مخالف ولایت فقیه
برای توجه بیشتر به این نکته، در اینجا مخالفین ولایت فقیه را باختصار به۳ گروه زیر تقسیم می‌کنیم:
الف- دشمنان اسلام
که طبعاً نه تنها ولایت فقیه مورپسند و رضایت آنها نیست، بلکه همان طوری که تا کنون شاهد عداوت وکینه‌توزی آنها از طریق درگیری نظامی، محاصره اقتصادی، توطئه‌های سیاسی وجنگ فرهنگی و تبلیغاتی و…. بوده‌ایم، آنها با تمام وجود با آن مخالفند. لذا با تشبث به حربه‌هائی چون ((جدائی دین ازسیاست)) و ((ناقص بودن قوانین اسلام))و یا ((عدم قدرت ولایت فقیه برای حل معضلات پیچیده جهان))و…… می‌خواهند به هر وسیله از مطرح بودن نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگوی مناسب برای مسلمانان . مستضعفان جهان جلوگیری نمایند.
 
ب- منحرفین
که با تاثیر‌پذیری از افکار غربی و شرقی و با انگیزه‌های مختلف در رابطه با ولایت فقیه القاء شبهه می‌کنند. یعنی با علم به واقعیت مبانی اسلام ناب محمدی(ص) و نظام ولایت فقیه، بدنبال منافع و اهداف شخصی و یا گروهی خویش بوده و به مخالفت می‌پردازند. به عبارت دیگر، این دسته نیز با مسئله ولایت‌فقیه، کینه‌توزی برخورد می‌نمایند نکته قابل توجه در ارتباط با این دسته، این است که جناحهای گوناگون و بعضاً مخالف یکدیگر، در اصل مخالفت با ((ولایت‌فقیه))به اشتراک نظر می‌رسند. از منافقین ضد خلق که حاضرند برای دست‌یابی به اهداف جاه طلبانه خود بهر جنایت و ذلتی تن در دهند، تا ملی گرایانی که اسلام را نه تنها قابل پیاده‌شدن نمی‌دانند، بلکه پیاده شدن آن را مفید هم نمی‌دانند. از لیبرالهای روشنفکر مآب که ولایت فقیه مطرح شده از سوی حضرت ‌امام‌خمینی قدس‌الشریف را بدعتی خطرناک می‌دانند. تا متحجرین بی‌شعور و مقدس نمائی که دخالت در سیاست را دون شان فقیه می‌دانند. از روحانی نمایان وابسته به قدرتهای جهانی که نشخوارکننده سخنان دشمنان اسلام و اربابان خود هستند، تا سرمایه‌داران زالو صفت و مرفهین بی‌درد که حاکمیت فقاهت اسلامی را مانع سودجوئیها، عیاشی‌ها و خوشگذرانیهای خود می‌دانند. از حجتیه‌ایهائی که هر گونه تشکیل حکومت قبل از حضرت مهدی(عج) را غیر مشروع می‌دانند تا ولایتی‌های بی‌ولایتی که به تعبیر امام‌خمینی(ره) عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند. همه و همه با بهانه‌های مختلف و طرح شکایات متفاوت با اصل مکتبی((ولایت‌فقیه)) پرداخته‌اند.
ج_ ناآگاهان
که بدلیل ناآشنائی و عدم آگاهی نسبت به مسئله اظهار نظر می‌کنند و نه آنکه بخواهند مغرضانه و با کینه‌توزی القای شبهه نمایند. یعنی این دسته واقعاً بدنبال حقایق هستند و با برخورداری از صداقت از طریق علمی به طرح چند مسئله می‌پردازند که البته پاسخ ما به اشکالات، در حقیقت متوجه همین گروه است.
نکته دیگری که باید توجه داشت، این است که غالباً حتی همان گروهی که صادقانه در ارتباط با ولایت فقیه اشکال مطرح کنند،نسبت به اصل مسئله ولایت‌فقیه واینکه ولایت امرواختیارحکومت باید به دست فقیه عادل وباتقوی باشد، دارای اشکال نیست بلکه معمولاً اشکال رامتوجه حدوداختیارات ولی‌فقیه می‌دانند.
عمده‌ترین اشکالی هم که درزمینه اختیارات مطلق ولایت‌فقیه مطرح‌می‌گردد، همان اشکالی است که می‌گوید وقتی که فقیه ازولایت مطلقه برخورداراست نتیجه ولایت‌فقیه همان استبداد ودیکتاتوری فقیه خواهدبود -درطی تحقیق قبل به این اشکال به طورمفصل جواب داده‌شد- (البته این اشکال باعبارت‌های گوناگون مطرح‌می‌گردد مثلاً گاهی گفته می‌شود که ولایت‌فقیه باحق حاکمیت ملت منافات دارد، گاهی گفته می‌شود ولایت‌فقیه حق تعیین سرنوشت سیاسی واجتماعی راازمردم سلب می‌کند. وگاهی نیزبا صراحت مطرح‌می‌گردد که ولایت‌فقیه موجب دیکتاتوری وفاشیسم است)
در ادامه به بررسی اشکالات عمده واردشده ازسوی مخالفین به مسئله ولایت‌فقیه می‌پردازیم.
اشکال اول: جدیدبودن نظریه ولایت‌فقیه
یکی ازاشکالاتی که ازسوی عده‌ای ازمخالفین ولایت‌فقیه مطرح‌می‌گردد این است که گفته‌می‌شود اصل ولایت‌فقیه به عنوان تنها شیوه حکومت‌اسلامی درعصرغیبت امام‌زمان(عج) یک نظریه جدیدی است که ازسوی حضرت امام‌خمینی قدس‌سره‌الشریف بیان شده‌است وبرهمین اساس توسط مجلس خبرگان شکل قانونی ورسمی یافته‌است. و چنانچه این نظریه اززمانهای گذشته بین فقهای زیادی مطرح بوده وجزو اصول اساسی ایدئولوژی اسلامی محسوب می‌گشته‌است پس چراتاکنون درطول تاریخ شیعه به عمل نیامده‌است؟ درپاسخ به این اشکال باید به نکات زیر توجه نمود:
اولاً، بیان اینکه نظریه ولایت‌فقیه صرفاً ازجانب حضرت‌امام(ره) مطرح‌شده‌است، نشانگر بی‌اطلاعی کامل مطرح‌کنندگان این اشکال نسبت به نظریات علماء وفقهای گذشته می‌باشد، زیرا نه‌تنها فقهای‌شیعه درتالیفات خود به طرح مسئله ولایت‌فقیه پرداخته‌اند، بلکه برروی این اصل تاکیدنیزنموده‌اند.
به عبارت دیگر گرچه درزمینه محدوده اختیارات فقیه عادل نظرات متفاوتی بین فقها مطرح است امادرزمینه ثبوت ولایت برای فقیه عادل وبخصوص مسئله قضاوت فقیه ازارکان اساسی حکومت است همگی اتفاق‌نظر دارند. لذا هرگز نباید تصورکرد که اصل “ولایت‌فقیه” تنها ازسوی حضرت امام(ره) مطرح‌شده‌است. کمااینکه حتی نباید پنداشت که صرفاً فقهای معدودی همچون مرحوم محقق نراقی ویامرحوم شیخ انصاری و یامرحوم محقق نائینی و یا مرحوم آیه‌الله‌العظمی بروجردی پیرامون آن به بحث پرداخته‌اند. بلکه درطول تاریخ شیعه مسئله ولایت مطلقه‌فقیه بدلیل آنکه این اصل ازهمان زمان پیامبراکرم(ص) پایه‌گذاری شده‌است ودرزمان ائمه اطهار(ع) استمراریافته‌است، هیچگاه درنظرگاه فقها به فراموشی سپرده‌نشده‌است.
ثانیا”، نباید فراموش کرد که تنها ائمه اطهارعلیهم‌السلام تحت فشارهای شدید ظلم وستم واختناق طواغیت ومستکبرین درطول تاریخ قرارنداشته‌اند، بلکه فقهای عظام شیعه نیزهمواره باشدیدترین فشارها وسخت‌ترین شرایط طاقت‌فرسا مواجه‌بوده‌اند. لذا برای آنان بیان نقطه‌نظرات صریح درخصوص اصل ولایت‌فقیه وبحث ازگستردگی اختیارات فقها، هرگز امکان‌پذیر نبوده‌است.
وبرفرض هم عده‌ای ازفقهای بزرگوار باصراحت کامل ازاصل ولایت‌فقیه سخن‌می‌گفته‌اند، حکام جور مانع رسیدن این نظرات به دیگران می‌شده‌اند، وازنشرنظرات آنان جلوگیری می‌کرده‌اند ولذا اگرهم بعضی ازفقها اختیارات ولی‌فقیه را محدودمی‌دانسته‌اند. باید برای بررسی بهترنظرات آنان به شرایط ویژه‌ای که آن بزرگواران درآن به سرمی‌برده‌اند مراجعه نمود.
ثالثاً: مسلماً درصورتی که فشارها وتضیقات مانع اظهارنظرفقها درخصوص اصل ولایت‌فقیه شده‌باشد، این مسئله بطریق اولی باعث خواهدشد که درطول تاریخ شیعه برای فقها هیچ‌گونه زمینه‌ای جهت اجراء وتحقق اصل اساسی وعقیدتی “ولایت‌فقیه” باقی‌نماند.
به راستی درجائی که حضرت‌امام‌جعفرصادق(ع) درپاسخ معترض به عدم قیام، ازنبودن تنها ۱۷ یارواقعی و فداکار سخن بگوید، ودرصورت وجود این تعداد یار وفادار قیام آن حضرت برای برپائی حکومت اسلامی صورت‌می‌گرفت، مسلماً برای فقهای بزرگوار شیعه وشاگردان مکتب اهل‌بیت(ع) وضعیت وشرایط بهتر ومطلوب‌تری وجودنداشته‌است. علاوه برظلم ستمگران وفشاروخشونت طواغیت، عامل مهم دیگری که درراه ایجاد حکومت مبتنی برولایت‌فقیه مانع ایجادکرده‌است همان توطئه خیانت‌آمیز دشمنان اسلام جهت تثبیت اصل، جدائی دین ازسیاست، بوده‌است ودرحالیکه به معضلات اجتماعی وسیاسی ونظامی وفرهنگی است وفقه تئوری واقعی وکامل اداره انسان واجتماع ازگهواره تاگور است. عده‌ای تحت تاثیر القائات استعمارگران هرگونه دخالت فقیه درسیاست را دون شان فقیه می‌دانسته‌آند. بنابراین هرگز عدم تشکیل حکومتی مبتنی برولایت فقها را نباید به دلیل عدم وجود چنین اعتقادی بین فقها دانست. بلکه اساساً زمینه اجرای اصل ولایت‌فقیه وجودنداشته‌است. که بحمدالله بادرایت وهوشیاری وقاطعیت وصلابت شخصیت بی‌نظیر تاریخ بعد ازائمه‌اطهار(ع) حضرت‌امام‌خمینی(ره)، این زمینه ایجادشده واصل ولایت‌فقیه تحقق‌یافت.
نظراهل سنت راجع به “ولایت‌فقیه” : برای تکمیل پاسخ اشکال اول وبرای آنکه مشخص‌گردد که “ولایت‌فقیه” نه تنها ازمسلمات فقه‌شیعه است بلکه اساساً ازضروریات انکارناپذیر فقه‌اسلام است، دراینجا مناسب است که اشاره مختصری نیزبه نظرات بعضی ازبزرگان وفقهای اهل سنت داشته‌باشیم:
– امام ابویعلی‌الفراء در “الاحکام‌السطانیه” می‌گوید: امام ورهبرمسلمانان باید درعلم ودین بهترین افرادباشد.
– امام‌الحرمین درکتاب “غیاث‌الامم” می‌گوید: اگرصاحب‌امر مجتهد بود وظیفه همگان است که دراجتهاد ازاوتبعیت کنند.
–    عضدالدین وشریف جرجانی می‌گوید: یکی ازشرایط امامت ورهبری برمردم اجتهاد دراصول وفروع‌دین است.
–    ماوردی فقیه بزرگ اهل سنت می‌گوید: علمی که به اجتهاد درپیشامدها واحکام منجرشود ازشرایط امام است.
–    شیخ محمود ابوزهره درصفات حاکم می‌گوید: یکی ازصفات حاکم دین اینست که مجتهد باشد.
– استاد محقق مرحوم محمدمبارک می‌گوید: رئیس کشور وامام مسلمین وامیرایشان باوجود اصل‌شوراء، ازنظرتصویب قانون وتطبیق احکام، درزمینه‌های سیاسی درروابط اجتماعی، بالاترین مرجع درکشور محسوب‌می‌باشد. بنابراین، اصل براین است که رئیس کشوراسلامی ازدرجه بالای اجتهاد درفقه‌اسلام ودرک اصول آن ودرستی تطبیق آن برخوردارباشد واوهم برای جلوگیری ازاستبداد وروشن‌شدن آرای مختلف، ازآنان نظرخواهی کند.
– کمال‌بن‌ابی‌شریف وکمال‌ابن‌ابی‌هماد می‌گویند، بسیاری ازعلما شرط اجتهاد رابرای حاکم اسلام لازم‌می‌دانند ومعتقدند که باید حاکم دراصول وفروع دین یعنی درعلم عقاید وعلم فقه مجتهد باشد. (امام‌غزالی هم همین مطلب رامی‌گویند): – درمبحث شروط امامت درکتاب “الفقه‌علی‌المذاهب‌الاربعه” گفته‌شده‌است که مذاهب چهارگانه دراینکه امام باید عادل عالم مجتهد و . . . باشد اتفاق‌نظر دارند.
اشکال دوم: وجود فقهای متعدد واجدشرایط
یکی دیگرازاشکالات مخالفین این است که می‌گویند باتوجه به‌اینکه “ولایت‌فقیه” ونصب فقها ازسوی ائمه‌اطهار اختصاص به فردخاصی ندارد، بلکه هرفقیه واجد شرایطی می‌تواند این منصب را احرازنماید، حال جامعه اسلامی درمواقعی که فقهای متعدد واجد شرایط دریک زمان وجود دارند، دارای چه تکلیفی است؟ آیا باید ازچند رهبر اطاعت‌نماید؟ آیا می‌تواند تصورکرد که مسلمانان ناگزیر باشند درحکومت‌السلامی مثلاً دوحکم متضاد راازسوی دوفقیه عادلی که هردوهم مورداحترام‌ هستند رعایت نمایند؟ آیا درجامعه‌اسلامی نباید وحدت رهبری که اساسی‌ترین پایه هراجتماعی است برقرارگردد؟
درپاسخ به این اشکال باید گفت:
فعلیت ولایت برای “فقیه‌عادل” تنها درصورت پذیرش اکثریت مردم (یابه‌صورت‌مستقیم ویاتوسط اکثریت خبرگان منتخب مردم) حاصل‌خواهدشد. یعنی صرفا‌ً با پذیرش مردم امکان تحقق عینی ولایت برای هرفقیه‌عادل واجدشرایطی که درمعرض رهبری حکومت‌اسلامی قرارمی‌گیرد، بوجودخواهدآمد. لذادرصورتی که فقیه واجد شرایط موردپذیرش اکثریت مردم واقع‌نگردد ولوآنکه براساس نظریه بسیاری ازفقها صاحب صلاحیت ولایت برمردم است، اما مسلماً هیچگاه ولایت اوتحقق خارجی نخواهدیافت. وچون چنین است هیچگاه درحکومت‌السلامی وجود فقهای متعدد واجدشرایط موجب اشکال نخواهدبود، زیرابهرحال یکی ازفقهای واجدشرایط درنظرمردم ویاخبرگان منتخب آنان دریک زمینه ویا درزمینه‌های گوناگون بالاترتشخیص داده‌خواهدشد ولذا ازمقبولیت بیشتری برخوردارخواهدگردید.
دراینجا تنها همین فردمنتخب درعمل دارای ولایت برمردم است ودیگرفقها نیزبه دلیل حرمت اخلال درنظام حکومت‌اسلامی باید ازولایت وحکومت این فقیه منتخب تبعیت کنند. تجربه دهه اول برقراری حکومت‌اسلامی مبتنی برولایت‌فقیه درایران (باوجود فقهای متعدد درهمین دوران) بهترین دلیل برای پاسخ به اشکال وجود فقهای متعدد واجدشرایط است.
بحثی پیرامون شورای رهبری
حال که دانستیم درصورت وجود فقهای متعدد واجد شرایط درزمان واحد تنها یکی ازآنان مسئولیت رهبری مردم را برعهده‌خواهدداشت ودیگران ملزم به تبعیت از وی می‌باشند ممکن است برای عده‌ای این سئوال مطرح‌گردد که مگر شورای فقهای عادل نمی‌تواند حکومت ولایت راعهده‌دارگردد؟ به همین جهت لازم است که بحث کوتاهی پیرامون شورای رهبری مطرح‌گردد. می‌دانیم که خبرگان اول درقانون اساسی جمهوری‌اسلامی‌ایران، مسئله شورای رهبری درنظام جمهوری‌اسلامی را پیش‌بینی وطراحی کرده‌بودند. اما ازجمله موارد که توسط شورای منتخب حضرت امام(ره) که مسئولیت بازنگری درقانون اساسی جمهوری‌اسلامی رابرعهده‌داشت، اصلاح‌گردید. همین مسئله حذف شورای رهبری ازقانون اساسی بود. دراین رابطه باید به نکات زیرتوجه‌داشت:
اولاً: شورا درنظام اسلامی به عنوان بازوی متفکرمدیریت عمل خواهدکرد وهرگزنباید اصل مدیریت رادریک جامعه به شورا واگذارنمود. همانطوری که ضعف چنین سیستمی درکشورهای مختلف تجربه‌شده‌است. لذا خداوند سبحان بعد ازدستوربه پیامبر درارتباط با مشورت بامردم می‌فرماید: “فاذا عزمت فتوکل علی‌الله” بنابراین هرچند لازم‌است که مقام رهبری درمسائل مختلف بادیگرفقها وکارشناسان مشورت نماید اما هرگز این مشورت نباید مانع سرعت تصمیم‌گیری وحل معضلات مردم گردد.

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

قرآن و حقوق انسان

307 views

بازدید

قرآن و حقوق انسان
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
عصر رنسانس، عصر جدا انگاری علم و دین و تفکیک قلمروهای آن دو است. در این دوران، بسیاری از دانشمندان و متخصصان غرب به ویژه آنان که از برخورد نادرست ارباب کلیسا با نخبگان علمی‌ناخشنود بودند به نسبت سنجی میان علوم مختلف با دین پرداختند.
یکی از مسائل که در این عصر مورد توجه قرار گرفته مساله حقوق انسان و علم حقوق و نسبت آن با دین و گزاره‌های دینی بود. عده ای از حقوقدانان می‌گفتند: قلمرو دین محدود به مسایل آن جهانی و آخرت انسانها بوده و نسبت به مسائل دنیوی و مشکلات و نابسامانی‌های آن ساکت است. گروسیوس هلندی از حقوقدانان بر جسته قرن هفدهم در این باره می‌گوید
(خداوند به اعمال و کردار مخلوقات کاری ندارد.)۱
سیطره دانش غربی از یک سو، و بهره گیری شرقیان از دستاوردهای فریبنده آنان از سوی دیگر، و جیره خواری شرقیان بر سر سفره پر زرق آنان، سبب شد تا باور جدایی دین از حقوق بشر در میان مسلمانان و به خصوص حقوقدانان مسلمان نیز رسوخ یابد و گروهی معتقد شوند که اسلام هیچ سیستم و نظام حقوقی ندارد، چرا که این حقوق آن‌اندازه ارزشمند و پر ارج نیست تا خداوند در آن دخالت کند، و اگر هم اسلام را دارای نظام حقوقی بدانیم چنین سیستمی‌بیش از آن که به نفع اسلام باشد به ضرر آن خواهد بود، زیرا در این صورت باید بپذیریم دین اسلام در تمام اعمال فردی و اجتماعی دخالت می‌کند و آزادی و اختیار انسان را از میان می‌برد، و این خود از ضعف دین اسلام حکایت دارد نه حقانیت و قوت آن.
در مقابل،  گروه دیگری از حقوقدانان، اسلام را دارای نظام حقوقی دانستند، نظامی‌که با آزادی انسان سازگار است و ارزش آن را دارد که خداوند به بیان آن بپردازد.
این گروه معتقدند که دین، کتابهای آسمانی و پیامبران، نخستین نظامها و سیستمهای حقوقی را درجامعه بشری وضع کرده‌اند و قرآن به عنوان یقینی ترین منبع شناخت اسلام بر این امر تصریح کرده است.
(کان الناس امه و احده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین وانزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه)         بقره /۲۱۳
افزون بر این در بسیاری از آیات، از اهل ایمان خواسته شده است تا جز بر اساس احکام و قوانین و حقوق تعیین شده از سری وحی، حکم نرانند.
(و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون)     مائده /۴۷
(و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون)     مائده /۴۴
(و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون)         مائده/۴۵
در آیاتی نیز از پیامبر خواسته شده بر اساس آیات قرآن حکم کند و اختلافات مردم را بر طرف کند و از هوسهای دیگران به هنگام بیان حکم بپرهیزد.
تعبیر (من لم یحکم) ظهور در کار قضا و محاکمات حقوقی میان مردم دارد، ولی آیه سوره مائده و تعبیر (و ان احکم بینهم) می‌تواند صریح در قضا و حکم میان مردم باشد.
در مفهوم (حق) داشته باشیم. (تاملی در مفهوم حق) پیش از آنکه بخواهیم نظری درباره آرامی‌یاد شده ارائه دهیم، شایست است تاملی.
حق، واژه ای عربی است و معادل آن در زبان فارسی هستی پایدار وثبوت است، یعنی هر چه اثبات و پایداری برخودار باشد.
کلمه حق و مشتقات آن در قرآن کاربرد فراوان دارد (الحق) ۱۹۴ بار، (حق) ۳۳ مرتبه، (حقا) ۱۷ مرتبه و (حقه) سه بار در قرآن به کار رفته است.
این واژه که به صورت مصدر، اسم مصدر و صفت در آیات قرآن به کار رفته است، در معانی بسیاری به کار رفته است که برخی از آنها عبارتند از: قرآن (ز خرف/ ۲۹)، اسلام (اسرا /۸۱)، عدل (اعراف/۸۱)، توحید (زخرف /۸۶)، صدق (یونس/۴)، قرض (بقره /۲۸۲)، دلیل (حج/۴) و …
برخی از مفاهیم حق در قرآن با اصطلاح بکار رفته از طرف حقوقدانان و فقیهان، هماهنگ و همخوان است، مانند آیات:
(و فی اموالهم حق للسائل و المحروم)                     ذاریات /۱۹
(و الذین فی اموالهم حق معلوم. للسائل و المحروم)             معارج /۲۵-۲۴
و آنها که در اموالشان حق معلومی‌است برای تقاضا کننده و محروم.
(فان کان الذی علیه الحق سفیها او ضعیفا)                بقره /۲۸۲
و اگر کسی که حق بر ذمه اوست سفیه یا ضعیف است…
(فلیملل الذی علیه الحق)                        بقره/ ۲۸۲
و آن کسی که حق بر عهده اوست باید املا کند.
(فات ذالقربی حقه و المسکین و ابن السبیل)                 روم /۳۸
پس حق نزدیکان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن.
حق در اصطلاح فقیهان
این واژه در کتابهای فقیهی گاه مفهوم وسیعی دارد و تمام احکام وضعی و تکلیفی و تاسیسی وامضایی را در بر می‌گیرد و در مواردی نیز حق در برابر حکم قرار گرفته است. مرحوم نائینی می‌نویسد:
(اگر مجعول شرعی به دنبال خود اضافه و سلطه نداشته باشد حکم است و نام گذاری آن به حق، به لحاظ معنای لغوی آن است.)۳
علامه بحر العلوم می‌نویسد:
(حق، قدرتی است اعتباری و قراردادی که به موجب آن یک انسان بر مالی یا شخصی یا هر دو مسلط می‌گردد، مانند عین مستاجره، که مستاجر نسبت به یکی از اموال مخصوص موجر سلطنت دارد.)۴
حق در اصطلاح حقوقدانان
برای (حق) در منابع حقوقی تعریفهای گوناگونی آمده است. از آن جمله نویسنده کتاب (مقدمه علم حقوق) می‌نویسد.
(حق، امتیازی است که قواعد حقوقی برای تنظیم روابط اشخاص به سود پاره ای از آنان در برابر دیگران ایجاد می‌کند.)۵
در مقدمه همین کتاب نیز می‌خوانیم:
“برای تنظیم روابط مردم و حفظ نظم و اجتماع، حقوق برای هر کس امتیازهایی در برابر دیگران می‌شناسد و توان خاصی به او می‌بخشد. این امتیاز و توانایی را حق می‌نامند که جمع آن حقوق است(حقوق فردی) نیز گفته می‌شود. حق حیات، حق مالکیت، حق آزادی شغل و زوجیت به اعتبار همین معنی است که با عنوان حقوق بشر مورد حمایت قرار می‌گیرد.”۶
یکی دیگر از حقوقدانان می‌نویسد.
(حق، اقتدار، سلطه و امتیازی است که برای اشخاص یا شخص، اعتبار شده و دیگران مکلف به رعایت آن می‌باشند: مانند: حق مالکیت، حق زوجیت، ابوت، اکتشافات و …)7
نویسنده کتاب (حقوق اساسی) به صورت تفصیلی و روشن تر حق را تعریف می‌کند:
(افرادی که در درون جامعه زندگی می‌کنند برای تامین نیازمندی‌های خود حرکت می‌کنند و عمل می‌نمایند، در نتیجه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌نمایند، حرکت و عمل و رابطه آنها نیاز به مرزبندی و تحدید حدود دارد. نتیجه نبودن حد و مرز، تعدی و تجاوز افراد به جان و به دسترنج یکدیگر است. جوامع بشری در طول هزاران سال به تجربه دریافته‌اند که برای جلوگیری از هرج و مرج و تعدی برای حرکت و عمل فرد در داخل جامعه، حدودی تعیین کنند که در چهار چوب آن حدود، فرد فاعل مختار باشد و اگر از آن حدود تجاوز کرد قوه نماینده جامعه او را گوشمالی دهد. این حدود همان است که به آن حقوق می‌گویند و مفرد آن (حق) است)۸
در کنار این تعریفها و سایر بیانهایی که حقوقدانان ارائه کرده‌اند باید چند نکته را از نظر دور نداشت:
۱-    ارائه تعریفی جامع و مانع برای حقوق با توجه به اختلاف نظامها و سیستمهای حقوقی میسر نیست، زیرا هر تعریفی که محققان حقوق عرضه می‌کنند تنها با نظام حقوقی مورد قبول آنان سازگار است و ممکن است با تعریفی که سایر نظامهای حقوقی برای حقوق می‌آورند ناسازگار نماید. بلی، اگر در تمام تمدنها و ملتها یک نظام حقوقی وجود داشت آن گاه ممکن بود تعریفی که مورد قبول همگان باشد ارائه شود.
۲-    حق از مفاهیم اعتباری است و دارای ماهیت نیست، بنابراین نمی‌توان مفهوم آن را به جنس و فصل تحلیل کرد و به اصطلاح نمی‌توان تعریفی حقیقی برای حق جست و جو کرد، در نتیجه تمام تعریف‌هایی که برای حق از سوی خقوقدانان بیان شده و  می‌شوند، تعریف لفظی و غیر حقیقی هستند تا آنجا که برخی از فلاسفه، حق را غیر قابل تعریف دانسته‌اند واظهار داشته‌اند:
(درباره معنای اصطلاحی حق که در علم حقوق مطرح است باید گفت که تعریف اصطلاحی آن از حد گذاری و تحدید ماهوی ممکن نیست… حق اصطلاحی از مفاهیم اعتباری است، اگر حق، دارای ماهیت بود و حد و رسم داشت قابل ترسیم و تحدید بود.)۹

حقوق قرآن، آمیزه ای از امتیاز و تکلیف
اگر چه واژه (حق) و (حقوق) تعریفی دقیق را به آسانی بر نتابد، اما می‌توان برخی ویژگیها و ممیزات آن را در یک کالبد شکاف مفهومی‌دریافت و آن را گونه ای تعریف و شناسایی به شمار آورد.
چنانچه نمونه‌ها و مصادیق حق را در قرآن مورد توجه قرار دهیم، خواهیم یافت که هر حقی بر دو پایه ۱- امتیازی به صاحب حق ۲- تکلیفی بر طرف مقابل، استوار است. یعنی، هر کجا تکلیفی جعل شده است در برابر، عده ای حق پیدا می‌کنند، مثلا زمانی که کسی متاعی را از فروشنده ای می‌خرد، در برخی موارد، برای خریدار (حق فسخ) قرار داده شده است. و مشتری با شرایطی خاص و در زمان تعیین شده، می‌تواند متاع را باز گراند و پولی را که پرداخته است باز پس گیرد. اگر دقت شود، در حق فسخ دو چیز موجود است:
الف- امتیازی برای خریدار که به آن می‌تواند معامله را فسخ کند که در اصطلاح حق نامیده می‌شود.
ب-وظیفه و تکلیفی بر فروشنده که موظف است پیشنهاد فسخ را از سوی خریدار گردن نهد.
نمونه دیگر را در (حق  قصاص) می‌توان شاهد بود، به خویشان مقتول (اولیا دم) حق قصاص داده‌اند در حالی که قاتل یعنی محکوم، مکلف به تسلیم در برابر قصاص کنندگان است.
انواع حقوق در قرآن
حقوق قرآن را به چهار گروه می‌توان تقسیم کرد:
۱-    قواعدی که امتیاز بهره وری و تکلیف حق پذیری در آن متوجه فرد است.
(ذی حق و من علیه الحق، فرد است)
۲-    قواعدی که (ذی حق) و (من علیه الحق) جامعه و یا اکثریت و یا گروهی از افراد جامعه‌اند.
۳-    قواعدی که (ذی حق) فرد است و (من علیه الحق) اکثریت افراد را تشکیل می‌دهند.
۴-    قواعدی که (ذی حق) اکثریت افرادند و (من علیه الحق) فرد است.
مشترکات قواعد حقوقی قرآن و سایر قواعد حقوقی
حقوقدانان به ویژه فلاسفه حقوق برای قواعد حقوقی ویژگیهایی بیان می‌کنند، مانند کلی بودن، الزامی‌بودن، داشتن ضمانت اجرا و ۱۰ که این ویژگیها در قواعد حقوق قرآن نیز مشهود است.
الف- کلی بودن
حقوقی که در قرآن به صورت قاعده حقوقی مطرح شده است موردی و شخصی نیست، بلکه عام و فراگیر است. چنان که قواعد حقوقی متعارف نیز چنین ویژگی دارند۱۱، چه این که بر اساس آیات قرآن تمام انسانها در برابر قانون مساوی هستند و هیچ فردی بر دیگری برتری ندارد. برای نمونه، یکی از حقوق شخص انسان که در شمار حقوق غیر مالی قرار داده شده، حق مصونیت از لطمه زدن به حیثیت و شرافت است. هیچ شخص یا مقامی‌نباید به این حق مسلم انسان تعدی کند و با تهمت، افترا، دروغ و …حیثیت و آبروی افراد را ببرد.
(و الذین بر مون المحصنات الغافلات لعنوا فی الدنیا و الاخره و لهم عذاب الیم)    نور /۲۳
کسانی که زنان پاکدامن و  بی خبر ( از هر گونه آلودگی) و مومن را متهم می‌کنند در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.
در آیه شریفه که به منظور دفاع از حیثیت و آبروی افراد نازل شده است، ویژگی قواعد حقوقی که همان کلی بودن و فراگیری است وجود دارد به این معنی که آیه چنان که در بحث اسباب نزول مطرح است اختصاص به کسی ندارد که به عایشه یا ماریه قبطیه تهمت زد، بلکه هر کس در هر زمان و در هر مکانی که در شرایط مشابه قرار گرفت. اگر چنان تهمتی بزند، شرایط قذف در حق وی جاری خواهد شد. (در اصطلاح قرآن پژوهان، ملاک، عموم آیه است نه خصوص سبب).
ب. الزامی‌بودن
دومین ویژگی قواعد حقوقی متعارف الزامی‌بودن آنهاست در عین آن که قاعده حقوقی کلی است و شامل تمام افراد می‌گردد وقتی بر موردی تطبیق شد حالت اجبار دارد ۱۲ و برای رسیدن به هدف حقوق و ایجاد نظم و انضباط در جامعه باید رعایت قواعد حقوق الزامی‌باشد.
این ویژگی قواعد حقوقی متعارف در قواعد حقوقی قرآن نیز وجود دارد با این تفاوت که منشا الزام و ملاک یا عامل الزام در قواعد حقوقی متعارف تنها قرار داد و همبستگی اجتماعی و ترس از واکنش مردم است، اما در قواعد قرآن افزون بر این عوامل، اعتقاد به نظارت پنهان خداوند و پاداش و جزای او نیز هست.
آیه قبل با حدی که برای قذف در شریعت اسلام تعیین شده والزامی‌که در آیات دیگر در مورد اجرای حدود الهی بیان گردیده است، نشانگر بعد الزامی‌حقوقی قرآنی است.
برای نمونه حق حیات را می‌توان بر شمرد که یکی از حقوق فردی به شمار می‌آید.
در قرآن از بین بردن این حق با کشتن و نابودی همه اجتماع و جامعه، برابر معرفی شده است.
( و من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا)        (مائده /۳۲)
هر کسی انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است.
بنابراین اگر فردی زندگی همه نوع خود را نابود کند و جان او را بگیرد، خانواده مقتول حق خون خواهی و قصاص خواهد داشت.
(یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر و با لحر….)    بقره /۷۸
ای افرادی که ایمان آورده اید، حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما الزامی‌شده است.
البته این الزام برای کل جامعه و مجریان احکام است که چشم از این حق بر نگیرند و درخواست خانواده مقتول را بی پاسخ نگذارند و گر نه خود خانواده مقتول در اصل قصاص حق انتخاب دارد.

ج. داشتن ضمانت اجرا
قاعده حقوقی، قاعده ای است که از سوی دولت و حکومت یا هر نیروی دیگر تضمین شده باشد.۱۳
در برخی کشورها، قواعد حقوقی ضمانت اجرای مدنی دارد و در تعدادی کشورها ضمانت اجرای کیفری، در جمهوری اسلامی‌قواعد حقوقی از سوی حکومت تضمین شده است، حکومت اسلامی‌موظف است بر قواعد حقوقی قرآن عمل کند و اجرای آنها را تضمین نماید.
برای نمونه: حق حاکمیت، نمونه بارز حق عینی است. بر اساس این حق، هیچ فردی نباید به اموال دیگران دستبرد بزند و آنها را از سلطه و اختیار مالک خارج سازد. اگر شخصی مال دیگری را سرقت کند، حکومت اسلامی‌بایستی بر اساس آیات وحی که در شکل یک قاعده حقوقی است مال مالک را از سارق باز پس گیرد و آن را به مالک برگرداند و سارق را نیز مجازات کند.
(و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزا بماکسبا نکالا من الله)         مائده /۳۸
دست مرد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده‌اند به عنوان یک مجازات الهی قطع کنید.
اما از سوی دیگر میان قواعد حقوقی قرآن با سایر نظامهای حقوقی تفاوتی هست، در قواعد حقوقی متعارف تنها ضمانت اجرای دولتی وجود دارد که اگر ترس از آن نباشد قانون زیر پا گذاشته می‌شود، ولی در قواعد حقوقی قرآن، هم حکومت اسلامی‌و هم ترس از عذاب اخروی، وجدان، تمایل به نزدیکی به خداوند و … اجرای قواعد حقوقی را تضمین می‌کنند و مردم را به مراعات آنها وا می‌دارند.
د. یکی دیگر از ویژگیهای قواعد متعارف که برخی از حقوقدانان مطرح کرده‌اند و در قواعد حقوقی قرآن نیز وجود دارد، آن است که حوزه و قلمرو قواعد حقوقی نباید از اجتماع خارج باشد، اگر انسان زندگی اجتماعی ندارد و به صورت کاملا انفرادی زندگی می‌کند نه حقی دارد و نه تکلیفی نسبت به دیگران. ۱۴
(کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب با الحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه) بقره /۲۱۳
مردم یک دسته بودند، خداوند پیامبران را بر انگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند، و کتاب آسمانی که به سوی حق دعوت می‌کرد، با آنها نازل نموده، تا در میان مردم در آن چه اختلاف داشتند داوری کند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
قرآن و حقوق انسان
5 (100%) 1 vote

دین و آموزشهای دینی

211 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه
اگر تاریخ را ورق بزنیم و جوامع مختلف را مورد کنکاش قرار دهیم ، نهادهای متعددی را در آن جوامع خواهیم یافت که کارشان آموزش دین بوده است و ما نتیجه می گیریم که « دین » همزاد انسان و یک نیاز قطعی و واقعی برای او بشمار می آید و انتقال آن به نسل های آینده در زمره انتقال میرا ث فرهنگی جوامع است لذا در پی آن آموزش دین نیز یک مسأ له ویژه می شود ، زیرا این مسأله یک گرایش عمومی برای اولیاء است که دین خود را مثل هر میراث دیگر به فرزندان خویش انتقال دهند ، ماده ۲۶ اعلامیه حقوق بشر این اولویت را در انتخاب نوع تربیت ، برای اولیاء به رسمیت می شناسد و علاوه بر آن معلمان بیشماری هستند که آموزش دین را بعنوان رسالتی اصلاح طلبانه دنبال می کنند بعلاوه بر آنکه کنجکاوی در باره دین و گرایش به آن یک رغبت قطعی و فطری در کودکان شناخته شده است که این علاقه و رغبت عموماً در سالهای پایانی دبستان بروز و شدت بیشتری پیدا می کند با این وجود آموزش درس دینی و قرآن  در نظام آموزشی ما یک مسأله بسیار مهم و شایسته التفاف است که لاجرم باید به آن پرداخته شود و برای پرداختن به آن لازم است به سؤالاتی از قبیل ذیل پاسخ دهیم که درمعارف اسلامی کودک با چه ویژگیهایی توصیف شده ؟ کودکان مفاهیم دینی را چگونه می فهمند ‍؟ تربیت دینی مناسب فراگیران در سنین مختلف بایستی دارای چه خصوصیاتی باشد؟ کدام مفاهیم و احکام دینی برای آموزش به دانش آموزان دبستانی یا راهنمایی و یا …. مناسب است ؟ و آیا برنامه مه های فعلی تعلیم و تربیت دینی توانسته است آنطور که بایسته و شایسته است موفق باشد ؟ قطعاً برخورداری ازیک نظام تربیتی مطلوب در این مقطع نیازمند پاسخگویی به هر یک از سؤالات مذکور می باشد .
و از طرفی دیگر توجه به ویژگیهای روحی ، روانی و رفتاری فراگیران در مقاطع مختلف بمنظور پاسخ گویی به سؤالات فوق و پی ریزی یک آموزش موفق در تربیت دینی امری اجتناب ناپذیر است چراکه فراگیران با ورود به دوره ابتدایی مواجه با یک تحول اساسی می شوند ، از نظر ظرفیت و توانائیها ی ذهنی ، برای کسب بسیاری از مسایل آموزشی و تربیتی که قبل از ارتباط مستقیم با مدرسه پیدا نکرده بودن آمادگی پیدا می کنند و تحولات عظیمی در ذهن آنها نسبت به مسائل اجتماعی ایجاد می شود با ورود فراگیران به این دوره ( ابتدایی ) علائق شدید بچه ها به وارد شدن به زندگی اجتماعی و دور شدن از محیط زندگی محدود دوره کودکی و همین طور آمادگی بیشتر بر ای سازگاری با محیظ و قبول قواعد و مقررات اجتماعی ، آنان را وارد مرحله جدیدی از زندگی می کند که همه حاکی از فرآیند تحولی است که عمدتاً به دلیل ورود فراگیران به دوره ابتدایی و دوره های دیگر و پاگذاشتن به محیط مدرسه و آموزش و پرورش رسمی ایجاد می گردد و از طرفی دیگر دوره ابتئدایی و سایر دوره های تحصیلی هر کدام متناسب با ویژگیها ی سنی  ، ذهنی ، و رفتاری و اخلاقی و اجتماعی و ‍‍‍‍‍‍…. فراگیران دوره شکوفایی بسیاری از استعدادهای دانش آموزان است شامل استعدادهای هنری ، علمی ، ادبی و … و بسیاری از خلاقیتها که در این دوره ها شکل می گیرد خصوصاً دوره ابتدایی که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هدف بنده هم از ارائه مقاله اهمیتی است که شکوفایی این استعدادها و بهره گیری صحیح و مطلوب از آن می تواند در امر آموزش دینی و قرآ ن درنظام آموزشی ما داشته باشد انشاء الله که بتوانم حق مطلب را ادا  نمایم .

خلاء بهره گیری از ادبیات و هنر در آموزش دینی و قرآن در نظام آموزشی فعلی
قبل از اینکه بنده بخواهم در خصوص نقش هنر و ادبیات در آموزش دینی و قرآن سخن بگویم لازم است شناختی نسبی در خصوص وضعیت فعلی نظام آموزشی و میزان بهره گیری از ادبیات و هنر در آموزش دینی و قرآن داشته باشیم .
الحمد الله به برکت انقلاب اسلامی ، ملتی داریم با سرمایه های معنوی با ارزش و توانمندیهای بسیار اما نکته قابل تأمل این است که ما چه اندازه توانسته ایم از این سرمایه ها و توانمندیها استفاده کنیم .
 برای روشن شدن موضوع سخنی از آقای بهرامپور نقل می کنم ایشان می فرمایند « دوستی زیرک و با هوش که برای تحصیل به کانادا رفته بود می گفت : اگر بخواهیم سرمایه های معنوی خودمان را با غرب مقایسه کنیم ، باید به خودمان نمره ۱۰۰ بدهیم و به آنها نمره ده ولی فرق ما با آنها در این است که متأ سفانه ما از ۱۰۰ سرمایه معنوی ، تنها یکی را استفاده می کنیم ولی غرب از ده سرمایه خود به اندازه نه استفاده می کند » نظام آموزشی ما متشکل از نظام کاری و فعالیت معلم در آموزش و پرورش بگونه ای است که به معلم فرصت علاقه مند شدن به علم ، هنر و ادبیات را نمی دهد و طبیعتاً انتظار نابجایی است که از دانش آموزان بخواهیم که عاشق علم ، دین ، ادبیات و هنر شوند مگر میشود فردی که خودش عاشق نیست بتواند عشق آموزی کند .
ذات نایافته هستی بخش       کی تواند که شود هستی بخش
در ادامه بنده خلاء بهره گیری از ادبیات و هنر را در آموزش دینی و قرآن از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار می دهم و آنهم از نظر تکنولوژی آموزشی .
عصر امروزی را عصر انفجار دانش و اطلاعات بشری نام نهاده اند بگونه ای که ما هر روز شاهد پیشرفت های گوناگون علمی در زمینه های مختلف می باشیم و این سرعت بطور سرسام آور حرکت رو به جلو خود را ادامه می دهد بگونه ای که بنا بر پیش بینی دانشمندان سرعت پیشرفت علوم بحدی است که درسال ۱۴۰۰ هجری شمسی از اول فروردین تا پانزدهم خرداد سال ۱۴۰۰ یعنی در مدت زمان ۷۵ روز پیشرفت ها و کشفیات و اختراعات بشر در این فاصله کوتاه با تمامی پیشرفت ها و کشفیات و اختراعات قبل از آن از ابتدا تا آن زمان برابری می نماید پس با این وجود ما ناگزیر به بهره گیری از پیشرفت ها و فن آوریها ی علمی روز در امور آموزش می باشیم که در این زمینه نظام آموزشی ما نتوانسته است آنگونه که بایسته و شایسته است از این فن آوریها بهره لازم را ببرد بگونه ای که در تقسیم بندی سازمان علمی آموزشی یونسکو از میزان بهره گیری کشورها از تکنولوژی آموزشی کشورها را به دو دسته شمال و جنوب تقسیم نموده است کشور های شمال کشور هایی هستند که نظام آموزشی آنها باز خورد مناسبی دارد و خروجی های نظام  آموزشی آنها می توانند انتظارات نظام کشورشان را چه در جهت ارتقاء توانمندیهای فردی و تکامل شخصی و چه در جهت اجتماعی بر اورده نمایند و بخوبی در جامعه  خود ایفای نقش کنند و دسته دوم کشورهای جنوب می باشند که خروجی های نظام آموزشی آنها باز خورد مناسب ندارند که متاسفانه کشور ما هم در زمره کشورهای جنوب می باشد چرا که ما فرصت های طلائی که می تواند در جهت کسب علم و دانش و پرورش مهارت های فکر کردن ، مهارت اجتماعی شدن ، مهارت های فنی جهت آماده شدن برای ورود به عرصه زندگی واقعی و اجتماعی شدن را هدر داده ایم حتی در آموزش دینی و قرآن چرا که امور دینی و قرآنی در زمره سایر دروس قرار داده و فکر می کنیم که امروز دانش آموزی دین مداراست و ارزشهای دینی را فرا گرفته است که بتواند از دین تعریفی زیبا و روان ارائه دهد همان گونه که در کتابهای دینی دوره ابتدایی و راهنمایی ما دین را اینگونه معرفی کرده بودند و تمامی ارزشهای دینی و والای آن را در قالب تعاریفی ذهنی برای دانش آموزان ارائه داده بودند اما الحمد الله با تغییر کتابهای دینی در مقطع ابتدایی گامهای مثبت و موثری برداشته شده اما باز هم یک خلاًء بزرگ در آموزش دینی و قران در نظام آموزشی ما مشهود است و آن هم اینکه ارائه و تالیف کتابهای دینی با این غنای دینی و و مبتنی بر نیازهای روحی و روانی کودک یا در نظر گرفتن تمامی اصول اصول روانشناختی و … آنها متاسفانه در امر ارائه و آموزش آنها راهکارهای مناسب معرفی نگردیده پس باید با روشهای زیبا و بدیع و نو آورانه این مفاهیم ارائه شود که اصل سخن من هم روی همین صحبت آخر است که باز هم اشاره ای به تکنولوژی اموزشی و آموزش موفق داشته باشم امروزه از دیدگاه تکنولوژی آموزشی ، آموزشی موفق است که تنبیهی بر خط زنجیره ای طراحی – اجراء و ارزشیابی استوارباشد یعنی معلمین ما باید دارای تفکر تدریس باشند و با یک نگرش سیستمی  به کلاس درس و آموزش  انجام وظیفه نمایند که اگر این اتفاق بیافتد ما می توانیم از شیوه های نو و خلاقانه در آموزش دینی و قرآ ن بهره بگیریم که شاید یکی از بهترین راههای بهره گیری از شیوه های نو استفاده از ادبیات و هنر بعنوان دو مقوله مورد علاقه و روز و توجه بچه ها درآموزش درس دینی و قرآن باشد .
چرا‍ ؟ ادبیات و هنر
امروزه کار معلم تنها انتقال یک سلسله مفاهیم به دانش آموزان از طریق نشانه های گفتاری و نوشتاری نیست بلکه مهمترین وظیفه او این است که بداند چه چیزی را به چه کسی و با چه روشی می باید ارائه نماید از این رو معلم خوب کسی نیست که تنها یک مطلب را خوب بداند بلکه معلم شایسته کسی است که بتواند مطلب را متناسب  با سن و ویژگیهای اختصاصی دانش آموزان و آنهم با زبانی مناسب حال او ارائه نماید .
که در این راه با بهره گیری از ادبیات و هنر می توانیم گامهای بلند و موثر برداریم چرا که ادبیات یکی از قلمروهای بسیار مهم  و گنجینه فرهنگی هر جامعه زبانی است و فرهنگ ارزشهای دینی و معنوی آن در درجه اول در رفتار و کردار و شیوه زندگی ، عادات و رسوم و روشهای افراد آ ن کشور در مبارزه با مسائل و مشکلات تجلی می یابد و انسان به یاری ادبیات و هنر است که نتوانستن های خود را در ساحت واقعیت جبران می کند و به آنچه که باید باشد و نیست رنگ عینت و تجلی مخصوص می بخشد قطعاً ادبیات و هنر انسان را از دایره تنگ تفرد و درون گرایی محض خارج کرده و در مسیر تعامل و تکامل اجتماعی و انسانی قرار می دهد و پر واضح است که انسانهایی که آثار ادبی را مطالعه می کنند و یا دستی در هنر دارند معمولاً دارای افق اندیشه وسیع تر و ژرف تری نسبت به مسائل جهان دارند و می توانند آزادانه از مرز دنیای واقع فراتر رفته و در اوج زیبایی خود ساخته یه پرواز در آیند و در این رهگذر رویاهای نا ممکن را ممکن سازند  علاقه مندی به ادبیات و هنر و فراهم نمودن زمینه بهره گیری از آن برای دانش آموزان باعث گسترش و حس زیبا شناسی آنان ، تبلیغ ارزشهای معنوی ، آشنایی با الگوهای رفتار انسانی والاً گسترش باورها و نگرش های مثبت و به طور کلی آزادی انسان از فشارهای ناشی از زندگی مادی می گردد .


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

مردم سالاری دینی

909 views

بازدید

مردم سالاری دینی
۱٫۵ (۳۰%) ۲ votes
مردم سالاری دینی از منظر امام علی (ع)

تلاش‌ این‌ نوشتار بر این‌ است‌ که‌ طرح‌ مردم‌ سالاری‌ دینی‌ را از نهج‌ البلاغه‌ امام‌ علی‌ (ع) عرضه‌ دارد. بنابراین‌ برای‌ روشن‌ شدن‌ بحث‌ سعی‌ بر آن‌ بوده‌ با جواب‌ به‌ سوالات‌ ذیل‌ به‌ تبیین‌ مسئله‌ پرداخته‌ شود:
۱- دمکراسی‌ و مردم‌ سالاری‌ دینی‌ چیست؟
۲- مبانی‌ و اصول‌ دمکراسی‌ با مردم‌ سالاری‌ چیست؟
۳- نقاط‌ اختلاف‌ و اشتراک‌ مردم‌ سالاری‌ دینی‌ و غیر دینی‌ کدامند؟
۴- دیدگاه‌ امام‌ علی‌ (ع) در نهج‌ البلاغه‌ درباره‌ مردم‌ سالاری‌ دینی‌ چیست؟
۵- آیا حکومت‌ امام‌ (ع) نمونه‌ای‌ از مردم‌ سالاری‌ دینی‌ بوده‌ است؟
برای‌ پاسخ‌ به‌ سؤالات‌ فوق‌ ابتدا تعریفی‌ از دمکراسی‌ ارائه‌ شده‌ و پس‌ از آن‌ به‌ دوره‌ها و انواع‌ دمکراسی‌ اشاره‌ رفته‌ است. سپس‌ تفاوت‌های‌ موجود میان‌ دمکراسی‌ و مردم‌ سالاری‌ دینی‌ ذکر شده‌اند و در ادامه‌ به‌ اصول‌ مشترک‌ میان‌ دمکراسی‌ و مردم‌ سالاری‌ دینی‌ اشاره‌ گردیده‌ است. این‌ اصول‌ مشترک‌ عبارتند از: ۱- قانون‌ و قانونگذاری‌ 2- برابری‌ و مساوات‌ در برابر قانون‌ 3- انتخابات‌ آزادانه‌ و عادلانه‌ 4- مشارکت‌ سیاسی‌
۵- حقوق‌ سیاسی‌ – مدنی‌ 6- احزاب‌ سیاسی‌ 7- جامعه‌ مدنی.
در این‌ نوشتار، ابتدا هر یک‌ از این‌ اصول‌ مشترک‌ از دیدگاه‌ اندیشمندان‌ غربی‌ و پیرو دمکراسی‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ و سپس‌ با رجوع‌ به‌ نهج‌ البلاغه، و از میان‌ خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های‌ امام‌ علی، نظر ایشان‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شده‌ است. اما برای‌ جلوگیری‌ از اطاله‌ کلام، به‌ حداقلی‌ از مباحث‌ حضرت‌ اکتفا شده‌ و واقعاً حق‌ مطلب‌ – آنگونه‌ که‌ امام‌ مردم‌سالاری‌ دینی‌ را در بستر این‌ کتاب‌ مطرح‌ کرده‌اند – کاملاً ادا نگردیده‌ است. در نهایت‌ به‌ این‌ جمع‌بندی‌ رسیده‌ایم‌ که‌ امام‌ علی‌ (ع) یک‌ حکومت‌ مردم‌ سالار دینی‌ طراحی‌ و اجرا کرده‌ که‌ در بسیاری‌ جهات‌ از دمکراسی‌های‌ موجود پیشرفته‌تر، جامع‌تر و مترقی‌تر بوده‌ است. حتی‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ دمکراسی‌های‌ موجود غرب، بسیاری‌ مبانی‌ و اصول‌ خود را از اسلام، خصوصاً علی‌ (ع) اقتباس‌ نموده‌اند .

دمکراسی‌ و مردم‌ سالاری‌ دینی‌
 واژه‌ دمکراسی، مانند بسیاری‌ از واژه‌های‌ علم‌ سیاست‌ از قبیل‌ آزادی، امنیت، انقلاب، حکومت‌ و… دستخوش‌ تحولاتی‌ مفهومی‌ گردیده‌ است. دمکراسی‌ در یونان‌ باستان‌ مطرح‌ شد، افلاطون‌ با دفاع‌ از حکومت‌ فیلسوفان، دمکراسی‌ را حکومت‌ اکثریت‌ نادانان‌ دانست، ارسطو با تمجید از حکومت‌ طبقه‌ متوسط، دمکراسی‌ را حکومت‌ تهیدستان‌ برشمرد. این‌ برداشت‌ تا عصر رنسانس‌ تداوم‌ داشت. اما در عصر مدرن، دمکراسی‌ بهترین‌ شیوه‌ حکومت‌ شناخته‌ شد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ امروز غیر دمکراتیک‌ترین‌ دولتها سعی‌ دارند به‌ نوعی‌ خود را دمکراتیک‌ معرفی‌ نمایند.۱ در یکصد سال‌ اخیر این‌ واژه‌ مانند واژه‌های‌ آزادی- برابری- جمهوری‌ به‌ کشورهای‌ اسلامی‌ منتقل‌ گردید و متفکران‌ اسلامی‌ در حد قابل‌ انطباق‌ با اصول‌ دین‌ و شریعت‌ از حیث‌ علمی، آنرا پذیرفتند. طیف‌ متفکران‌ اسلامی‌ در این‌ زمینه‌ از قبول‌ صددرصد دمکراسی‌ به‌ شکل‌ و محتوای‌ غرب‌ (قبول‌ حداکثر) تا قبول‌ قسمت‌های‌ بسیار محدود شکل‌ و محتوای‌ آن‌ (قبول‌ حداقل) قرار دارند ولی‌ قبل‌ از ورود به‌ این‌ بحث‌ لازم‌ است‌ ابتدا واژه‌ دمکراسی‌ و برداشت‌های‌ آن‌ توضیح‌ داده‌ شود.
دمکراسی‌ چیست؟ علی‌ رغم‌ برداشت‌های‌ مختلف‌ از این‌ واژه‌ می‌توان‌ تعریف‌ کلی‌ آن‌ را حکومت‌ به‌ وسیله‌ مردم‌ دانست. این‌ واژه‌ در قرن‌ 16 میلادی‌ از لفظ‌ فرانسوی‌Democratic وارد زبان‌ انگلیسی‌ شد که‌ اصل‌ آن‌ از واژه‌Demokratia یونانی‌ می‌باشد. اجزای‌ آن‌Demos “مردم” وKrate به‌ معنی‌ حکومت‌ یا فرماروائی‌ هستند.۲ اولین‌ شکل‌ حکومت‌ دمکراسی‌ در آتن‌ تحقق‌ یافت، ولی‌ بین‌ مردم‌ تبعیض‌ وجود داشت، مردم‌ به‌ شهروند و برده، زن‌ و مرد تقسیم‌ می‌شدند و مردان‌ نیز از لحاظ‌ سنی‌ به‌ طور یکسان‌ نمی‌توانستند در حکومت‌ شرکت‌ کنند.۳ در این‌ جا برای‌ تبیین‌ بهتر این‌ مفهوم‌ به‌ چند تعریف‌ اشاره‌ می‌کنیم: جان‌ دیوئی‌ آمریکایی‌ دمکراسی‌ را “شیوه‌ای‌ از زندگی” تعریف‌ می‌کند: “که‌ برای‌ مشارکت‌ هر انسان‌ رشد یافته‌ و بالغ‌ در شکل‌گیری‌ ارزش‌ها ضرورت‌ دارد. این‌ ارزشها زندگی‌ انسانها را در کنار هم‌ سامان‌ می‌بخشد.”۴ به‌ اعتقاد کارل‌ کوهن‌(Karl Kohen) “دمکراسی‌ حکومتی‌ جمعی‌ است‌ که‌ در آن‌ از بسیاری‌ جهات‌ اعضاء اجتماع‌ به‌ طور مستقیم‌ یا غیرمستقیم‌ در گرفتن‌ تصمیماتی‌ مربوط‌ به‌ خود شرکت‌ دارند یا می‌توانند شرکت‌ داشته‌ باشند.”۵ روشمیر نیز می‌گوید: “دمکراسی‌ عبارت‌ است‌ از مشارکت‌ نه‌ چندان‌ شدید مردم‌ در حکومت‌ از طریق‌ نمایندگان، مسئولیت‌ دولت‌ در برابر پارلمان، برگزاری‌ متناوب‌ انتخابات‌ آزاد و منصفانه، آزادی‌ بیان‌ و اجتماع‌ و حق‌ رای‌ همگانی.”۶ همچنین‌ از دیدگاه‌ کارل‌ ریمون‌ پوپر “وجود دمکراسی‌ مستلزم‌ دو اصل‌ کلی‌ است: نظارت‌ همگانی‌ بر تصمیم‌گیری‌ جمعی‌ و داشتن‌ حق‌ برابر در اعمال‌ این‌ نظارت. هر اندازه‌ که‌ این‌ دو اصل‌ در تصمیم‌گیری‌های‌ یک‌ اجتماع‌ بیشتر تحقق‌ یابد آن‌ اجتماع‌ دموکراتیک‌تر خواهد بود.”۷
با توجه‌ به‌ تعاریف‌ فوق‌ می‌توان‌ گفت‌ دمکراسی‌ شیوه‌ای‌ از زندگی‌ سیاسی‌ است‌ و اصول‌ و مبانی‌ آن‌ در دراز مدت‌ به‌ دنبال‌ تجربه‌ مستمر شکل‌ گرفته‌اند. مبانی‌ این‌ نوع‌ حکومت‌ عبارت‌ است‌ از: ۱- اصالت‌ برابری‌ انسانها ۲- اصالت‌ فرد ۳- اصالت‌ قانون‌ 4- تأکید بر حقوق‌ طبیعی‌ 5- تأکید بر حقوق‌ سیاسی- مدنی. در واقع‌ دمکراسی‌ شیوه‌ بازی‌ صلح‌آمیز قدرت‌ است‌ که‌ بر اساس‌ توازن‌ قوا قرار دارد و بشر در پناه‌ آن‌ می‌تواند صلح‌ و رفاه‌ نسبی کسب‌ نماید.۸

دوره‌های‌ دمکراسی‌
تاریخ‌ دمکراسی‌ را می‌توان‌ به‌ طور کلی‌ به‌ دو دوره‌ (الف) دمکراسی‌ کهن‌ و (ب) دمکراسی‌ جدید تقسیم‌ نمود. دمکراسی‌ کهن‌ به‌ دو هزار سال‌ پیش‌ و یونان‌ و رم‌ باز می‌گردد. در میان‌ شهرهای‌ یونان، آتن‌ بهترین‌ دمکراسی‌ را از سال‌ 338 تا ۵۰۸ قبل‌ از میلاد دارا بود. در این‌ دمکراسی، فقط‌ مردان‌ 20 سال‌ به‌ بالا شهروند تلقی‌ می‌شدند و از حق‌ مشارکت‌ در قدرت‌ بهره‌ می‌بردند. زنان‌ و بردگان‌ و بیگانگان‌ شهروند به‌ حساب‌ نمی‌آمدند و حق‌ مشارکت‌ سیاسی‌ نداشتند. شهروندان‌ به‌ طور مستقیم‌ در قانونگذاری‌ شرکت‌ می‌کردند ولی‌ برای‌ احراز مناصب‌ اجرائی‌ و قضائی‌ بختی‌ برابر داشتند. احراز این‌ مناصب‌ براساس‌ قرعه‌ کشی‌ صورت‌ می‌گرفت. در رم‌ نیز دمکراسی‌ در قالب‌ حکومت‌ جمهوری‌ (شبه‌ جزیره‌ ایتالیا) متولد شد. پولیپ‌(Polipe) نویسنده‌ یونانی‌ تاریخ‌ رم‌ می‌گوید نظام‌ جمهوری‌ آن‌ کشور از سه‌ عنصر شاهی‌ (کنسولها)، اشرافی‌ (سنا) و دمکراسی‌ (مجالس‌ مردم) تشکیل‌ می‌شد. در حوالی‌ 1100 م، در ایتالیای‌ شمالی‌ حدود دو قرن‌ حکومت‌های‌ مردمی‌ ظاهر شدند ولی‌ در اواسط‌ قرن‌ 14 م‌ این‌ حکومت‌ها به‌ استبداد انجامیدند.
دمکراسی‌ جدید با پروتستانیسم‌ با رفرماسیون‌ دینی‌ آغاز گردید. با این‌ حرکت، به‌ فرد بها داده‌ شد و او داور رفتارهای‌ خود در پیشگاه‌ خدا قرار گرفت.”۱۱ جان‌ لاک‌(John Locke) در کتاب‌ پدر سالاری‌ و در مخالفت‌ با رابرت‌ فیلمر- (Rabbert philmer) که‌ از قدرت‌ طبیعی‌ پادشاهان‌ دفاع‌ می‌کرد- این‌ وضعیت‌ را آخرین‌ مانع‌ ورود به‌ جامعه‌ مدنی‌ دانست‌ و با استناد به‌ طرح‌ مسئله‌ حضرت‌ نوح‌ (ع) و پسران‌ او یا حکومت‌ داوود نظریه‌ فیلمر را نفی‌ کرد- فیلمر با استناد به‌ حضرت‌ آدم‌ (ع)، حق‌ الهی‌ سلطنت‌ را مطرح‌ نموده‌ و آزادی‌ و اختیارات‌ انسانها را منکر شده‌ بود. لاک‌ معتقد بود که‌ هیچکس‌ حق‌ سلطه‌ بر دیگری‌ را ندارد و نمی‌تواند آزادی‌ و رشد وی‌ را سلب‌ کند و حکومت‌ امانت‌ مردم‌ در دست‌ دولت‌ است، پس‌ اگر دولت‌ به‌ این‌ امانت‌ خیانت‌ ورزد مردم‌ حق‌ دارند در برابر آن‌ مقاومت‌ کنند. حق‌ وضع‌ قانون‌ از طرف‌ مردم‌ به‌ دولت‌ داده‌ شده‌ است‌ و افراد باید با رضایت‌ از آن‌ اطاعت‌ و تبعیت‌ نمایند. قدرت‌ و قانون‌ برای‌ حفظ‌ آزادی‌ انسان‌ است. دولت‌ مجبور نبوده‌ یک‌ عقیده‌ را قبول‌ کند، پس‌ اصل، تساهل‌ در عقاید افراد است.۱۲ دمکراسی‌ قرن‌ 20 برخلاف‌ آنچه‌ که‌ برخی‌ می‌اندیشند، نتیجه‌ لیبرالیسم‌ قرن‌ 19 است‌ و نه‌ دمکراسی‌ دولت‌ شهرهای‌ یونان.

انواع‌ دمکراسی‌
هدف‌ از دمکراسی‌ تأمین‌ آزادی‌ فرد و فضیلت‌ مدنی‌ یا برابری‌ سیاسی‌ است. این‌ هدف‌ در اشکال‌ مختلفی‌ از مشارکت‌ سیاسی‌ مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ مردم‌ تجلی‌ می‌یابد. به‌ طور کلی، انواع‌ دمکراسی‌ را می‌توان‌ به‌ چهار دسته‌ محصور دانست.
۱- دمکراسی‌ مستقیم: در این‌ نوع‌ دمکراسی، مردم‌ مستقیماً در امور قانونگذاری‌ و قضائی‌ مشارکت‌ دارند و امور اجرائی‌ به‌ گروهی‌ سپرده‌ می‌شود که‌ به‌ صورت‌ قرعه‌ کشی‌ انتخاب‌ گردیده‌اند. این‌ مدل‌ در دولت‌ شهرهای‌ یونان‌ اجرا می‌گردید. امروز، جنبه‌هایی‌ از این‌ نوع‌ مثل‌ رفراندوم‌ باقی‌ مانده‌ است، گرچه‌ بعضی‌ مراجعه‌ دائم‌ به‌ آراء عمومی‌ را باعث‌ حاکمیت‌ نادانان‌ می‌دانند.۱۳
۲- دمکراسی‌ براساس‌ نمایندگی: در این‌ نوع‌ دمکراسی، نمایندگان‌ منتخب‌ مردم‌ به‌ امور قانونگذاری‌ قضایی‌ و اجرائی‌ می‌پردازند و مردم، به‌ طور غیرمستقیم‌ در امور مشارکت‌ می‌ورزند. عیب‌ این‌ نوع‌ دمکراسی‌ این‌ است‌ که‌ نمایندگان‌ پس‌ از انتخاب‌ اصولا خود را متعهد و پاسخگو به‌ خواسته‌های‌ مردم‌ نمی‌بینند.۱۴
۳- دمکراسی‌ نخبه‌ گرائی رقابتی: این‌ نوع‌ دمکراسی، مبتنی‌ بر انتخاب‌ نخبگان‌ سیاسی‌ و کاردان‌ است‌ که‌ احزاب‌ رقیب‌ آنها را معرفی‌ می‌کنند و پس‌ از انتخاب، قوه‌ مجریه‌ و مقننه‌ را در اختیار می‌گیرند. این‌ دمکراسی، نوعی‌ نخبه‌ گرائی رقابتی‌ و حکومتی‌ پارلمانی‌ است‌ که‌ از قدرتمندی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ دیگر دمکراسی‌ها بهره‌ می‌برد. شهروندان‌ شرکت‌ کننده‌ در انتخابات‌ از آگاهی‌ کمی‌ برخوردارند.۱۵
۴- دمکراسی‌ تک‌ حزبی: در این‌ دمکراسی، رقابت‌ به‌ جای‌ آنکه‌ در احزاب‌ مختلف‌ صورت‌ گیرد، در یک‌ حزب، میان‌ افراد انجام‌ می‌پذیرد. ریشه‌ این‌ نوع‌ دمکراسی‌ به‌ انتقاد مارکس‌ از لیبرال‌ دمکراسی‌ باز می‌گردد. او می‌گوید وجود طبقات‌ مختلف‌ اقتصادی- اجتماعی‌ که‌ به‌ شکل‌گیری‌ احزاب‌ منجر می‌شود برابری‌ سیاسی‌ به‌ بار می‌آورد اما به‌ برابری‌ اقتصادی‌ نمی‌انجامد. به‌ اعتقاد مارکس، اگر همه‌ در یک‌ حزب‌ جمع‌ شوند برابری‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ حاصل‌ می‌آید که‌ ناشی‌ از فرصت‌های‌ سیاسی‌ – اقتصادی‌ یکسان‌ است. در این‌ دمکراسی، افراد از بخش‌ به‌ شهر و از شهر به‌ استان‌ و از استان‌ به‌ مرکز (مناطق‌ بالاتر جغرافیایی) نماینده‌ می‌فرستند.۱۶
با توجه‌ به‌ مباحث‌ فوق‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ دمکراسی‌ دارای‌ یک‌ شکل‌ و محتوای‌ مشخص‌ در دنیا نیست. شاید بتوان‌ گفت‌ با توجه‌ به‌ تفاوت‌های‌ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ ملت‌ها و به‌ تعداد دولت‌های‌ موجود در جهان‌ اشکال‌ دمکراسی‌ وجود دارد. ولی‌ قدر متیقن‌ و مشترک‌ در این‌ زمینه، مبانی‌ و اصول‌ دمکراسی‌ است‌ که‌ تقریباً در تمام‌ دمکراسی‌ها به‌ آنها بها داده‌ می‌شود. این‌ اصول‌ عبارتند از: ۱- قانون‌ و قانونگرائی‌ 2- برابری‌ و مساوات، در برابر قانون‌ 3- انتخابات‌ آزادانه‌ و عادلانه‌ 4 – مشارکت‌ سیاسی‌ 5- حقوق‌ سیاسی‌ و مدنی‌ 6- احزاب‌ سیاسی‌ 7- جامعه‌ مدنی.
همانگونه‌ که‌ قبلاً اشاره‌ شد مسلمانان‌ در دو قرن‌ اخیر اندیشه‌ دمکراسی‌ و مبانی‌ آن‌ را از غرب‌ گرفته‌ و با اختلافات‌ در نحوه‌ برخورد با این‌ نوع‌ حکومت‌ آن‌ را کم‌ و بیش‌ پذیرفته‌ و سعی‌ نموده‌اند اصول‌ آن‌ را تعدیل‌ و با مبانی‌ شریعت‌ انطباق‌ دهند اما تفاوت‌های‌ دمکراسی‌ دینی‌ یا مردم‌ سالاری‌ اسلامی‌ با دیگر اشکال‌ دمکراسی، در چند اصل‌ خلاصه‌ می‌شود:
۱- نظام‌های‌ دمکراسی‌ غرب‌ بر محوریت‌ انسان‌ تأکید می‌ورزند، در حالیکه‌ نظام‌ اسلامی‌ مردم‌ سالار، خدا محور است‌ ؛ به‌ دیگر سخن‌ در دمکراسی‌های‌ غرب‌ هدف‌ حکومت‌ این‌ است‌ که‌ انسان‌ از طریق‌ وضع‌ و اجرای‌ قوانین‌ تجربی‌ – عقلی‌ متغیر بشری‌ به‌ حداکثر امنیت، رفاه‌ و آسایش‌ مادی‌ و دنیوی‌ دستی‌ باید.۱۷ اما در نظام‌ خدامحورِ مردم‌ سالار، هدف‌ حکومت‌ رساندن‌ انسان‌ از طریق‌ قوانین‌ منبعث‌ از وحی‌ به‌ کمال‌ و قرب‌ الهی‌ است. پیامبر (ص) و حضرت‌ علی‌ (ع) این‌ غایت‌ را هدف‌ اصلی‌ حکومت‌ خوانده‌اند و رفاه‌ و آسایش‌ دنیوی‌ را هدف‌ فرعی‌ می‌دانند. آنها با تایید نهادها و نظام‌ هایی‌ مانند خانواده، مسجد، بیت‌ المال، دیوان‌های‌ اداری- نظامی‌ و بیت‌ المال… حکومت‌ را در این‌ مسیر حرکت‌ می‌دادند.
۲- در نظام‌های‌ دمکراتیک‌ غرب، هدف‌ و غایت‌ معنا ندارد، اما در نظام‌ مردم‌ سالار دینی‌ غایت‌ و هدف‌ نهایی، کمال‌ انسان‌ است. در نظام‌های‌ غرب‌ دولت‌ باید حداکثر تلاش‌ خود را بنماید تا رفاه‌ و آسایش‌ حداکثری‌ شکل‌ گیرد و هدف‌ و غایت‌ کلی‌ و مبهمی‌ تحقق‌ بیابد مانند اینکه‌ انسان‌ها آزادانه‌ زندگی‌ کنند، قرارداد ببندند، معامله‌ کنند و تجارت‌ نمایند. امروزه، منتقدان‌ بسیاری‌ مانند اینتایر آمریکایی‌ و مایکل‌ آکشات‌ انگلیسی‌ به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کرده‌اند که‌ غرب‌ از یک‌ هدف‌ غائی‌ و نهائی‌ حکومتی‌ در عصر مدرنیته‌ و پس‌ از آن، دور افتاده‌ و جوامع‌ غربی‌ به‌ سوی‌ نوعی‌ انحطاط‌ و ضداخلاقی‌ شدن‌ حرکت‌ کرده‌اند.۱۸
۳- نظام‌های‌ دمکراتیک‌ غرب، محدود به‌ قوانین‌ انسانی‌ است‌ که‌ از عقل‌ و تجربه‌ و عرف‌ بشری‌ نشأت‌ می‌گیرد. این‌ امور ممکن‌ است‌ دائماً تغییر کنند. ملاک‌ اصالت‌ فایده‌ و لذت‌در این‌ قوانین‌ است. اما نظام‌ مردم‌ سالار دینی، به‌ موازین‌ دینی‌ و وحی‌ محدود می‌شود که‌ اصول‌ آن‌ ثابت‌ و فروع‌ آن‌ مبتنی‌ بر عقل‌ و براساس‌ اجتهاد در زمان‌ و مکان‌ تحول‌ می‌یابند. در نظام‌ دینی‌ ادعا می‌شود که‌ چون‌ خالق، صلاح‌ و فساد مخلوق‌ (انسان) را به‌ طور ابدی‌ و ازلی‌ و در تمام‌ زمان‌ها و مکان‌ها می‌دانسته، اصول‌ دینی‌ را طرح‌ کرده‌ و از طریق‌ وحی، کمال‌ و سعادت‌ دنیوی‌ و اخروی‌ انسان‌ را برآورده‌ می‌سازد، اما غربی‌ها براساس‌ قوانین‌ نشئت‌ گرفته‌ از عقل‌ و تجربه‌ محدود بشری‌ نمی‌توانند چنین‌ ادعائی‌ داشته‌ باشند.۱۹
۴- معیارها و ملاک‌هایی‌ که‌ حاکمان‌ و کارگزاران‌ در حکومت‌ مردم‌ سالار دینی‌ باید واجد باشند، تقوا، اصالت‌ خانواده، شهرت‌ به‌ اخلاق‌ و اعمال‌ نیک، تجربه، تخصص‌ و نظایر آنست. اما ملاک‌های‌ دولتمردان‌ در نظام‌های‌ دمکراتیک‌ غرب‌ عمدتاً بر تخصص‌ دنیوی‌ تمرکز دارد. به‌ همین‌ دلیل‌ در غرب‌ (توسط‌ حکومت‌های‌ الیگارشی‌ و قدرت‌های‌ اقتصادی) بسیار بیشتر امکان‌ فساد و سوء استفاده‌ رهبران‌ از حق‌ اکثریت‌ وجود دارد تا در اسلام.
یکی‌ دیگر از انتقادات‌ متفکران‌ غرب‌ به‌ دمکراسی‌های‌ خود، همین‌ حاکمیت‌ چند گروه‌ اقلیت‌ اقتصادی- صنعتی‌ است‌ که‌ با انحصار رسانه‌های‌ تبلیغی‌ و صرف‌ هزینه‌های‌ گزاف‌ دایماً قدرت‌ را دست‌ به‌ دست‌ می‌گردانند.۲۰
با توجه‌ به‌ مباحث‌ فوق، دمکراسی‌ واژه‌ای‌ غربی‌ بوده‌ که‌ در دو قرن‌ اخیر به‌ کشورهای‌ اسلامی‌ انتقال‌ یافته‌ و باعث‌ عکس‌ العمل‌های‌ افراطی‌ و تفریطی‌ از طرف‌ اندیشمندان‌ و علمای‌ اسلامی‌ گردیده، اما اکثریت‌ متفکران‌ اسلامی‌ اصول‌ و مبانی‌ دمکراسی‌ را که‌ در متن‌ شریعت‌ اسلام، یعنی‌ کتاب‌ و سنت‌ بوده‌ تایید نموده‌ و با نظام‌های‌ دیکتاتوری‌ و استبدادی‌ به‌ مبارزه‌ برخاسته‌اند. آنها تفاوت‌های‌ فوق‌ الذکر را به‌ اشکال‌ مختلف‌ مطرح‌ کرده‌اند، ولی‌ اصول‌ دمکراسی‌ را که‌ با شریعت‌ تضاد ندارد، پذیرفته‌اند و آن‌ را شریعت‌ قرار داده‌ و به‌ اصطلاح‌ مبنائی‌ برای‌ مردم‌ سالاری‌ دینی‌ گذارده‌اند. یکی‌ از مراجع‌ مورد استناد متفکران‌ شیعه، نهج‌ البلاغه‌ است. در این‌ مقاله‌ سعی‌ می‌شود که‌ اصول‌ مورد توافق‌ دمکراسی‌ و حکومت‌ دینی‌ در نهج‌ البلاغه‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد. این‌ اصول‌ عبارتند از: ۱- قانون‌ و قانونگرائی‌ 2- برابری‌ و مساوات‌ در برابر قانون. ۳- انتخابات‌ آزادانه‌ و عادلانه‌ 4- مشارکت‌ سیاسی‌ 5- حقوق‌ سیاسی‌ و مدنی‌ 6- احزاب‌ سیاسی‌ 7- جامعه‌ مدنی.
براین‌ مبنا می‌کوشیم‌ که‌ تک‌ تک‌ اصول‌ فوق‌ را مطرح‌ کنیم‌ و نگرش‌ دمکراسی‌های‌ غرب‌ و امام‌ علی‌ (ع) در نهج‌ البلاغه‌ را در این‌ زمینه‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم.
۱- قانون‌ و قانونگرائی: اصالت‌ قانون، اصل‌ مشترکی‌ است‌ که‌ در دمکراسی‌های‌ غرب‌ و نهج‌ البلاغه‌ وجود دارد. قانون‌ اساسی، لازمه‌ حکومت‌ محدود و مشروط‌ و از بنیادهای‌ دمکراسی‌ است‌ به‌ علاوه، در هر دو دیدگاه‌ امکان‌ اصلاح‌ در قانون‌ اساسی‌ نیز وجود دارد. در نهج‌ البلاغه، تقید حاکم‌ و دولتمردان‌ او به‌ چنین‌ مبنائی‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ که‌ در آن‌ زمان‌ بیشتر قوانین‌ شریعت‌ در نظر بوده‌ است.
الف‌ – قانون‌ و قانونگرائی‌ در دمکراسی: نظام‌های‌ لیبرال‌ دمکراسی‌ غرب، “انسان‌ محوری” را مورد تأکید قرار می‌دهد. یعنی‌ انسان‌ را موجودی‌ کامل‌ و عاقل‌ می‌داند که‌ خود با رجوع‌ به‌ عقل‌ و تجربه‌ تمام‌ نیازهایش‌ را تشخیص‌ می‌دهد، قانونگذاری‌ در این‌ زمینه‌ها را صورت‌ می‌بخشد و هیچ‌ نیازی‌ به‌ مسائل‌ ماوراء الطبیعت‌ و وحی‌ ندارد چون‌ از پیش‌ چیزی‌ برای‌ او تعیین‌ نشده، پس‌ حق‌ تشریع‌ و قانونگذاری‌ از آن‌ اوست‌ و هیچ‌ استثنائی‌ در این‌ زمینه‌ وجود ندارد. محور کلیدی‌ قانونگرائی‌ در این‌ نظام‌ها، قانون‌ اساسی‌ است‌ که‌ مجموعه‌ای‌ از اصول‌ و قواعد را برای‌ سامان‌ بخشیدن‌ به‌ قدرت‌ و حکومت‌ شامل‌ می‌شود. قانون‌ اساسی‌ در تاریخ‌ فلسفه‌ سیاسی‌ غرب‌ برای‌ پاسخ‌ به‌ دو سوال‌ اساسی‌ ذیل، شکل‌ گرفته‌ است: ۱- چگونه‌ باید حکومت‌ کرد؟ یعنی‌ چگونه‌ باید از حقوق‌ و تکالیف‌ دوسویه‌ حاکم‌ و فرمانبران‌ پاسداری‌ شود. ۲- چرا باید از دولت‌ اطاعت‌ کرد؟ پاسخ‌ پرسش‌ اخیر، قرارداد اجتماعی‌ است، یعنی‌ فرد با چشم‌ پوشی‌ از برخی‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ مطلق‌ خود، به‌ نفع‌ دولت‌ چشم‌ می‌پوشد و در عوض، دولت، امنیت، حقوق‌ و آزادی‌های‌ مشروط‌ و توافقی‌ او را نگهبانی‌ و تامین‌ می‌کند.۲۱
بنابراین، قانون‌ اساسی‌ دستاوردی‌ ابزاری‌ از مدرنیته‌ است‌ که‌ حکومت‌ را محدود و مشروط‌ می‌کند. تقید همزمان‌ به‌ قانون‌ اساسی‌ و دمکراسی‌ (حق‌ دائمی‌ حکومت‌ با مردم) باعث‌ بروز تعارض‌ می‌گردد. برای‌ رفع‌ این‌ تعارض، غالباً امکان‌ تغییر و تحول‌ در قانون‌ اساسی‌ پیش‌ بینی‌ شده‌ است. در قانون‌ اساسی‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ مردم‌ وضع‌ شده‌ و قابل‌ تجدیدنظر است. مردم‌ بوسیله‌ قانون‌ اساسی، بر حکام‌ منتخب‌ خود نظارت‌ می‌کنند و به‌ روابط‌ میان‌ خود و حکام‌ منتخب‌ شکل‌ می‌دهند.۲۲

ب‌ – قانون‌ و قانونگرائی‌ در نهج‌ البلاغه: نگرش‌ امام‌ علی‌ (ع) به‌ قانون‌ گرائی در نهج‌ البلاغه‌ بر اصل‌ خدامحوری‌ مبتنی‌ است. براین‌ اساس، خالق‌ انسان‌ و جهان‌ خداست. خداوند از خلق‌ جهان، تکامل‌ واقعی‌ انسان‌ را در نظر دارد و نظام‌ تشریع‌ و قانونگرای‌ دینی‌ را فرستاده‌ تا انسان‌ در مسیر تکامل‌ تکوینی، تکامل‌ تشریعی‌ را نیز طی‌ نماید و به‌ کمال‌ واقعی‌ در دنیا و آخرت‌ دست‌ یابد. زیرا خدا تمام‌ رموز غیب‌ و شهود خلقت‌ انسان‌ را می‌داند و چنان‌ قوانینی‌ تشریع‌ کرده‌ که‌ انسان‌ در این‌ مسیر مبتنی‌ بر فطرت‌ به‌ پیش‌ رود و از هر نوع‌ انحرافی‌ حفظ‌ شود. در نگاه‌ امام‌ علی‌ (ع)، اصل‌ حاکمیت‌ و قانونگذاری‌ مختص‌ خداست‌ و تمام‌ انسانها حتی‌ پیامبر (ص) و ائمه‌ (ع) در طول‌ این‌ مسیر بوده‌ و نمی‌توانند خلاف‌ نظر خدا قانون‌ وضع‌ کنند. پس‌ تمام‌ انسانها، حتی‌ معصومین، در نزد قانون‌ برابر هستند. انسان، نمی‌تواند با ابزارهای‌ عقلی‌ و حسی‌ و تجربی‌ کاملاً رموز خلقت‌ خود و جهان‌ را بشناسد در حالیکه‌ خدا – خالق‌ او- آن‌ رموز را می‌داند و می‌تواند قانونی‌ بهتر برای‌ او وضع‌ کند. این‌ قانون، مبتنی‌ بر قسط‌ و عدل‌ است‌ و از طریق‌ وحی، تکامل‌ انسان‌ را تضمین‌ می‌کند. البته‌ در مواردی‌ که‌ شریعت‌ سکوت‌ کرده، مانند امور مستحدثه، انسان‌ می‌تواند قوانینی‌ وضع‌ کند، البته‌ این‌ قوانین‌ نباید با اصول‌ و مبانی‌ شرع‌ مغایر باشد. نمونه‌ عملی‌ قانونگرائی، در زمینه‌ اطاعت‌ در برابر قانون‌ از حضرت‌ علی‌ (ع)، برخورد وی‌ در مواجهه‌ با شکایت‌ فردی‌ یهودی‌ است. حضرت‌ به‌ قاضی‌ می‌گوید” مرا اباالحسن‌ (که‌ یک‌ کنیه‌ و دال‌ بر احترام‌ و برتری‌ شمردن‌ است) صدا نزن، بگو یا علی” و در پایان‌ رای‌ قاضی‌ را که‌ علیه‌ اوست‌ قبول‌ می‌کند. یعنی‌ براساس‌ قانون‌ گرائی شخص‌ اول‌ مملکت‌ با یک‌ فرد عادی‌ در برابر قانون‌ یکسان‌ است.۲۳
نمونه‌های‌ دیگر محوریت‌ حکومت‌ بر اساس‌ قانون‌ در نهج‌ البلاغه‌ بدین‌ شرح‌ است. حضرت‌ در خطبه‌ 105 می‌فرماید “همانا بر امام‌ واجب‌ نیست‌ جز… زنده‌ نگهداشتن‌ سنت‌ پیامبر (ص)، جاری‌ ساختن‌ حدود الهی‌ بر مجرمان‌ (اشاره‌ به‌ لگالیسم‌- Legalism – اصالت‌ قانون‌ که‌ همه‌ افراد جامعه‌ در مرز قانون‌ اداره‌ می‌شوند) و رساندن‌ سهم‌های‌ بیت‌ المال‌ به‌ طبقات‌ مردم.۲۴ در خطبه‌ 147 می‌فرماید: “چونان‌ ستم‌ پیشگانِ جاهلیت‌ نباشید که‌ نه‌ از دین‌ آگاهی‌ داشتند و نه‌ در خدا اندیشه‌ می‌کردند.”۲۵ در نامه‌ 25 به‌ کارگزاران‌ مالیاتی‌ خود می‌گوید” در سر راه، هیچ‌ مسلمانی‌ را نترسان‌ یا با زور از زمین‌ او نگذر و افزون‌تر از حقوق‌ الهی‌ از او مگیر”۲۶ موارد مشابه‌ تاکید حضرت‌ در نهج‌ البلاغه‌ بر قانون‌ مداری، اخلاق‌ قانونی‌ و شرعی‌ متعدد است‌ و برای‌ جلوگیری‌ از اطاله‌ کلام‌ به‌ چند مورد فوق‌ بسنده‌ می‌گردد.
۲- برابری‌ و مساوات‌ در برابر قانون: حق‌ برابری‌ و مساوات‌ در برابر قانون، از اصول‌ مشترک‌ در دمکراسی‌های‌ غرب‌ و نهج‌ البلاغه‌ است، به‌ دیگر سخن‌ تمام‌ آحاد جامعه‌ از حاکم‌ تا فرمانبر در استفاده‌ از فرصت‌های‌ اجتماعی‌ – اقتصادی‌ – سیاسی، برابر تلقی‌ می‌شوند.
الف‌ – برابری‌ و مساوات‌ در برابر قانون‌ در دمکراسی: در دمکراسی‌های‌ غرب، اصالت‌ برابری‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌ انسانها به‌ حکم‌ انسانیت‌ برابرند و از حقوق‌ سیاسی‌ – اجتماعی‌ یکسانی‌ در قانون‌ برخوردار هستند. برابری‌ از لحاظ‌ حقوق‌ مدنی، آزادی‌ بیان‌ و آزادی‌ ابراز عقیده‌ را شامل‌ می‌شود. مصادیق‌ برابری‌ از لحاظ‌ حقوق‌ سیاسی، مثل‌ برابری‌ حق‌ راءی، حق‌ کسب‌ است. برابری‌ از لحاظ‌ اجتماعی‌ یعنی‌ برابری‌ در کسب‌ فرصت‌ها. برابری‌ یکی‌ دیگر از اصول‌ دمکراسی‌ است. در واقع‌ حق‌ برابر مشارکت‌ در امور سیاسی‌ – اجتماعی‌ همان‌ برابری‌ در دمکراسی‌ تلقی‌ می‌گردد.۲۷
ب‌ – برابری‌ و مساوات‌ در برابر قانون‌ در نهج‌ البلاغه: حضرت‌ علی‌ (ع) معتقد بودند که‌ همگان‌ از قبیل‌ حاکمان‌ و مردم، در برابر قانون‌ یکسان‌ و برابرند. اشرافیت‌ و نژاد نباید مایه‌ برتری‌ و زیاده‌ خواهی‌ باشد. حاکم‌ نباید حق‌ بیشتری‌ برای‌ خود فرض‌ کند. ایشان‌ در خطاب‌ به‌ مالک‌ اشتر می‌فرماید: “بپرهیز از مقدم‌ داشتن‌ خود در اموری‌ که‌ مردم‌ در آن‌ مساویند.”۲۸ یعنی‌ حاکمان‌ و مردم‌ باید در برابر قانون‌ و حقوق‌ برابر باشند و قدرت‌ حاکم‌ نباید مایه‌ سوء استفاده‌ و برتری‌ جویی‌ قرار گیرد. حضرت‌ به‌ یکی‌ از استاندارانش‌ می‌گوید:”پس‌ باید کار مردم‌ در آنچه‌ حق‌ است‌ نزد تو یکسان‌ باشد.”۲۹ به‌ اعتقاد امام‌ (ع) زندگی‌ مادی‌ رهبران‌ باید همانند ضعیف‌ترین‌ مردم‌ جامعه‌ باشد و ایشان‌ باید به‌ رشد و توسعه‌ و بسط‌ عدالت‌ اقتصادی‌ اجتماعی‌ بیندیشند. می‌فرماید:”بر رهبران‌ حق‌ است‌ که‌ در خوراک‌ و پوشاک، همانند ضعیف‌ترین‌ مردم‌ رفتار نموده، از همه‌ چیز اضافی‌ که‌ آنان‌ قادر به‌ تهیه‌ آن‌ نباشند برخوردار نباشند تا فقرا با دیدن‌ رهبران‌ در آنچه‌ هستند از خدا راضی‌ باشند و ثروتمندان‌ با دیدن‌ آن‌ شکر و تواضع‌شان‌ بیشتر شود.”۳۰ چنین‌ مساله‌ای، باعث‌ بالا رفتن‌ رفاه‌ و توزیع‌ عادلانه‌ امکانات‌ اقتصادی‌ – اجتماعی‌ می‌شود، زیرا رهبر همیشه‌ به‌ افزایش‌ سطح‌ زندگی‌ و درآمد مردم‌ می‌اندیشد.
در نهج‌ البلاغه‌ موارد متعددی‌ وجود دارد که‌ در آن‌ برابری‌ در مقابل‌ قانون‌ و حقوق‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ مورد تاکید قرار می‌گیرد. از جمله‌ حضرت‌ در خطبه‌ 185 می‌فرماید: “همه‌ موجودات‌ سنگین‌ و سبک، بزرگ‌ و کوچک، نیرومند و ضعیف، در اصول‌ حیات‌ و هستی‌ یکسانند.”۳۱ ایشان‌ در خطبه‌ 53 به‌ مالک‌ اشتر می‌فرماید: “مهربانی‌ با مردم‌ را پوشش‌ دل‌ خویش‌ قرار ده‌ و با همه‌ دوست‌ و مهربان‌ باش… زیرا مردم‌ دو دسته‌اند دسته‌ای‌ برادر دینی‌ تو و دسته‌ دیگر همانند تو در آفرینش‌ [یکسان] می‌باشند.”۳۲ این‌ توصیه، به‌ منزله‌ تاکید بر نفی‌ نژادپرستی‌ و آپارتاید و تأیید برابری‌ مردم‌ است. همچنین‌ در نامه‌ 53 به‌ مالک‌ اشتر می‌فرماید: “دوست‌ داشتنی‌ترین‌ چیزها در نزد تو، در حق‌ میانه‌ترین‌ و در عدل‌ فراگیرترین‌ و جلب‌ خشنودی‌ مردم‌ گسترده‌ترین‌ باشد.”۳۳ در خطبه‌ 126 در برقراری‌ عدالت‌ و برابری‌ اقتصادی‌ می‌فرماید: “آیا به‌ من‌ دستور می‌دهید برای‌ پیروزی‌ خود از جور و ستم‌ درباره‌ امت‌ اسلامی‌ که‌ بر آنها ولایت‌ دارم، استفاده‌ کنم… هرگز چنین‌ کاری‌ نخواهم‌ کرد، اگر این‌ اموال‌ از خودم‌ بود به‌ گونه‌ای‌ مساوی‌ در میان‌ مردم‌ تقسیم‌ می‌کردم‌ تا چه‌ رسد که‌ جزء اموال‌ خداست.”۳۴ در همین‌ زمینه‌ در خطبه‌ 224 نهج‌ البلاغه‌ حضرت‌ داستان‌ “عدم‌ اعطای‌ سهم‌ بیشتر از بیت‌ المال‌ به‌ برادرش‌ عقیل‌ را جهت‌ اجرای‌ عدالت‌ و برابری‌ در توزیع‌ بیت‌ المال‌ مطرح‌ می‌نماید.۳۵ در خطبه‌ 15 می‌فرماید: “به‌ خدا سوگند بیت‌ المال‌ تاراج‌ شده‌ (در زمان‌ عثمان) را هر کجا بیابیم‌ به‌ صاحبان‌ اصلی‌ آن‌ باز می‌گردانم… زیرا در عدالت، گشایش‌ برای‌ عموم‌ مردم‌ است….”۳۶
حضرت‌ علی‌ (ع) بعد از اینکه‌ به‌ حکومت‌ می‌رسند- برای‌ برقراری‌ برابری‌ و مساوات‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ – اقدام‌ به‌ برخورد با موارد زیر می‌فرمایند: “۱- زراندوزی‌ و تمرکز ثروت‌ در دست‌ عده‌ای‌ معدود ۲- رباخواری‌ 3- استثمار ۴- تعدی‌ در مبادلات‌ 5- احتکار ۶- انحصار ۷- کم‌ فروشی۸- اسراف. حضرت‌ بارها می‌فرمود: “بدترین‌ شهرها شهری‌ است‌ که‌ در آن‌ ایمنی‌ و ارزانی‌ نباشد.” و باعث‌ فرار انسانها شود (حضرت‌ با بحث‌ فرار مغزها و سرمایه‌ که‌ اساس‌ رشد یک‌ جامعه‌ است، مخالف‌ بوده‌اند.)۳۷ موارد عملی‌ – نظری‌ فوق‌ در نهج‌ البلاغه‌ نشانگر مهم‌ بودن‌ اصل‌ برابری‌ و یکسانی‌ مردم‌ در برابر قانون‌ و حقوق‌ از دیدگاه‌ ایشان‌ می‌باشد.
۳- انتخابات‌ آزادانه‌ و عادلانه: اصل‌ انتخابات‌ آزادانه‌ و عادلانه، در دمکراسی‌های‌ غرب‌ و در نهج‌ البلاغه، تحت‌ عناوین‌ بیعت‌ و شورا، به‌ صورت‌ مشترک‌ پذیرفته‌ شده‌ است، یعنی‌ هر دو ملاک‌ اصلی‌ و محوری‌ حکومت‌ را مشارکت‌ سیاسی‌ می‌دانند که‌ اساس‌ اکثریت‌ مداری، در عین‌ احترام‌ به‌ اقلیت‌ است.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
مردم سالاری دینی
1.5 (30%) 2 votes

ججاب و ارزشها

499 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه:
یکی از عمده ترین مسایل کشورهای در حال گذار، دگرگونی معانی، ارزش ها و عقاید مشترک حاکم بر این جوامع است.نتیجه تغییر این عقاید مشترک که کارکرد انسجام را در نظام اجتماعی بر عهده دارند ایجاد نوعی چند گونگی و تکثر در لایه های زیرین و درون ذهنی افراد است. اگرچه تکثر به خودی خود امری نامطلوب محسوب نمی گردد اما مسئله از آنجایی آغاز می شود که این چند گونگی در باورها و عقاید و لایه های درون ذهنی افراد صورت پذیرد و دیگر هیچ اصل و تعریف واحدی وجود نداشته باشد که این باورهای مختلف حول آن نظام یابند. در این هنگام است که جامعه عرصه بروز نگرش‌ها و کنش‌های مختلف و متفاوت و حتی گاه متناقض گشته و انسجام و یگانگی نظام اجتماعی دست خوش چالش های جدی و مهمی می گردد.
اصل «حجاب» برای زنان که در جوامع اسلامی مطرح است از جمله همین ارزش‌ها و عقایدی است که از دیرباز در جامعه ما وجود داشته و در دوره‌های مختلف تاریخی به صورت‌های مختلفی بروز و ظهور کرده است.
 
بیان مسئله:
توجه به اخبار روزنامه‌ها و صدا و سیما و همینطور مشاهدات معمولی و روزمره بیانگر این امر است که پوشش دختران و زنان ایرانی مخصوصاً در دهه‌های اخیر نسبت به آنچه که در نسخ دینی موجود است، دچار تحول و دگرگونی شده است؛ هم اکنون نیز این امر از حیث آنکه به عنوان یکه «مسئله» یاد می‌شود مورد توجه محافل گوناگونی واقع شده و سعی در چاره جویی برای آن می شود.
آنچه که در قرآن به عنوان مهم‌ترین منبع دینی آورده شده صورتی کلی است که جزئیات آن توسط مفسرین، مراجع و صاحبنظران به گونه‌های نسبتاً متفاوتی عملیاتی و بیان گردیده است. اگرچه غالب این تعاریف بر حداقل پوشش (یعنی پوشیدگی همه بدن به جز چهره و دستها از مچ به پایین) اتفاق نظر دارند، اما به نظر می‌رسد در عمل این تعاریف کمتر در ظاهر افراد دیده می‌شود.
از آنجایی که دیدگاه‌ها و نگرش افراد درباره موضوعات مقدمه‌ای بر کنش آنها محسوب می‌گردد؛ لذا یافتن پاسخ این پرسش که افراد جامعه چه تعریفی از واژه «باحجاب» دارند می‌تواند گام موثری در این مسیر باشد.
حال سوالی که در این تحقیق بدان پرداخته خواهد شد این است که اولاً : «تعریف تحلیلی افراد تا چه میزان به تعریف اسمی واژه «با حجاب» نزدیک است؟
ثانیاً: «افراد در عمل تا چه میزان به تعریف اسمی واژه «باحجاب» نزدیک می شوند؟»
اهمیت مسئله:
قدر مسلم تفاوت تعاریف قراردادی و تحلیلی افراد از واژه «باحجاب» دو گونه مسئله رابرای ما متصور می‌سازد:
اول اینکه تعاریف دینی موجود از واژه «باحجاب» همگی قابل اجرا و مناسب بوده اما نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه، طی مراحل جامعه‌پذیری افراد به درستی نتوانسته این تعاریف را در میان افراد درونی سازد. و یا نظام هنجارساز جامعه دارای عملکرد ضعیفی بوده است به گونه‌ای که سایر منابع هنجارساز (داخلی یا خارجی) دست به هنجارسازی و ارایه تعاریف جایگزین در این باره زده‌اند.
دوم اینکه این تعاریف قراردادی و دینی آن طور که باید و شاید مطابق ضرورت‌ها و نیازمندی‌های زمان و مکان از متون دینی استخراج نشده و لذا افراد، خود، دست به تغییراتی در این تعاریف زده‌اند تا آن را با شرایط روز خود منطبق سازند.
هریک از مفروضات بیان شده که درست باشد نیازمند بکارگیری تدابیر مناسب در جهت همسان‌سازی نظام کنش افراد و نظام هنجاری جامعه می باشد تا شاهد کاهش انسجام و یگانگی در جامعه نباشیم.
اهداف تحقیق:
هدف از انجام این تحقیق که با دو روش “اسنادی” و پیمایشی صورت می پذیرد یافتن پاسخ‌هایی مناسب به سوالات تحقیق است. همچنین یافتن این پاسخ‌ها می‌تواند ما را در رسیدن، نگاهی واقع بینانه نسبت به بخشی از مسئله اجتماعی «بدحجابی» یاری دهد.
 
تعریف مفاهیم:
تعریف اسمی: تعریف اسمی تعریفی است که طی آن معنی یک واژه به وسیله صفات مشخصی به طور قراردادی تعیین گردد. (رفیع پور، کندوکاو‌ها وپنداشته‌ها)
این تعاریف قراردادی است و به همین دلیل چیزی درباره واقعیت بیان نمی کند و لذا نه درست هستند و نه غلط.‌(همان)
تعریف تحلیلی: گاهی لازم است معانی واژه‌های مورد استفاده (مثلاً در یک پرسشنامه) را قبلاً بررسی کرده و معانی معمول آن واژه‌ها را در گروه یا جامعه مورد نظر تعیین نمود. اینگونه بررسی و تعیین معانی را “همپل”، «تحلیل معنی» و اوپ ، «تعریف تحلیلی» می نامد و تفاوت آن با تعریف اسمی در این است که تحلیل معنی یا تعریف تحلیلی یک امر قراردادی نیست بلکه یک امر تحقیقی است. یعنی به صورت تجربی بررسی می‌شود که فلان واژه در بین افراد یک جامعه‌ دارای چه معنی یا معانی است و لذا در تعریف تحلیلی برعکس تعریف اسمی درباره یک امر واقع (واقعیت) صحبت می شود. (همان)
تعریف اسمی واژه «با حجاب»: دکتر مطهری در کتاب حجاب خود پس از بررسی آیات و روایات و تفاسیر گوناگون به این تعریف می رسد: «برای زن پوشانیدن چهره و دست‌ها تا مچ واجب نیست. حتی آشکار بودن آرایش‌های عادی و معمولی که در این قسمت‌ها وجود دارد نظیر سورمه و خضاب که معمولاً زن از آنها خالی نیست و پاک کردن آنها یک عمل فوق‌العاده به شمار می‌رود نیز مانعی ندارد». پس «با حجاب» بودن یعنی مطابقت با این ویژگی‌ها.
تعریف تحلیلی واژه «با حجاب» : این تعریف شامل آن تعریفی می‌شود که افراد جامعه آماری به صورت نظری آن را عنوان می کنند و همینطور در عمل آن را انجام می‌دهند.

فصل دوم
پیشینه تحقیق
 
در این فصل تلاش می‌شود تا حاصل تحقیقات انجام شده در رابطه با این موضوع که تاکنون انجام شده و نتایج آن قابل استفاده و رهگشا در انجام این تحقیق می‌باشد گردآوری و ارایه ‌گردد:
    پژوهشی در مجموعه WVS (پیمایش ارزش‌های جهانی) توسط “منصور معدل” از دانشگاه میشیگان و «آزادارمکی» از دانشگاه تهران انجام شده است.
در این پیمایش با نمونه‌هایی که از سه کشور «مصر» ، «ایران» و «اردن» گرفته شده است به باورهای دینی دینداری، هویت ملی و ایستارها نسبت به فرهنگ غرب، خانواده و روابط جنسیتی تحلیل و مقایسه شده است.
نتیجه اصلی که ایشان از تحقیق خود می‌گیرند این است که «ماهیت رژیم حاکم» یک عامل مهم برای اختلاف جهان بینی مردم این سه کشور است. بین این سه کشور حکومت ایران، «حکومت تئوکراسی» و «دین سالاری» است. حکومت‌های مصر و اردن و خصوصاً حکومت مصر، سکولار است. به جهت اینکه این حکومت‌ها در درجات متفاوتی از اقتدار طلبی هستند، گروه‌های مخالف بیانات فرهنگی خود را در واکنش به جهت گیری‌های فرهنگی رژیم‌هایشان تنظیم می کنند. به همین علت در ایران جایی که جامعه تحت تسلط رژیم کاملاً دینی اداره شده است مردم کمتر دینی. کمتر ضد غرب، بیشتر سکولار و بیشتر هوادار ارزش‌های مدرنیسم هستند تا مردم مصر و اردن که حکومتشان سکولار و به طور قطعی هوادار غرب است.
پژوهشگران مذکور معتقدند یافته‌های تجربی آنها با پژوهش‌های تاریخی موجود همخوانی دارد. شواهد تاریخی متعدد حاکی از آن است که جهت‌گیری‌ها و خط مشی‌های فرهنگی دولت نقش تعیین‌کننده‌ای در روند فرهنگی جامعه دارد.
ایشان موارد مختلفی را از تاریخ کشورهای اسلامی ذکر می‌کنند که در آنها مداخله فرهنگی حکومت‌های سکولار با ایدئولوژی تهاجمی، سبب سیاسی شدن دین و شکل‌گیری بنیادگرایی اسلامی شده است.
تحقیق مورد بحث علاوه بر نتایجی در مورد اختلاف جهان بینی مردم این سه کشور اسلامی به نتایجی هم در مورد اختلاف جهان بینی مردم در هر یک از این سه کشور می‌رسد. در این مورد نتایج به دست آمده حاکی از آن است که عوامل تعیین کننده عبارتند از: تنوعی از صفات اجتماعی پاسخگو مانند پایگاه اجتماعی، اقتصادی، جنس و سن و تحصیلات؛ که سن و تحصیلات نشانه‌های خوبی برای راستای تغییر فرهنگی هستند.
در عین حال تحصیلات اثر قابل ملاحظه‌تری روی دیدگاه‌های فردی دارد. تأثیر متغیر سن و تحصیلات در این سه کشور یکسان نیست. در ایران پاسخگویان جوان‌تر و دارای تحصیلات بالاتر بیشتر ملی‌گرا بیشتر سکولار و کمتر دینی هستند. در مصر و اردن این اثرات (تأثیر سن و تحصیلات روی دین) قابل توجه و مشخص نیست. جالب است که در هر سه کشور سطح تحصیلات با اعتماد به مسجد و اعتماد به دولت رابطه معکوس دارد.
پژوهشگران با قدری احتیاط نتیجه می‌گیرند که معنی این رابطه منفی در ایران سکولاریسم بیشتر و دینداری کمتر است ولی در اردن و مصر تلاش دینی بیشتر را می‌فهماند.

    خانواده، دانشگاه و جامعه پذیری دینی:  (طالبان ۱۳۷۸)
محقق می‌خواهد به این سوال پاسخ دهد که آیا تأثیر تحصیلات تنها بر افراد تحصیل کرده است یا اینکه دامنه نفوذ آن به فرزندان آن‌ها نیز کشیده خواهد شد؟
نتایج تجربی بیانگر آن است که دینداری فرزندان خانواده‌های تحصیل کرده به نسبت دیگران از میزان ضعیف‌تری برخوردار است. ولی در هر صورت متوسط دینداری در جامعه ایران بالا و نزد این خانوارها هم بالاتر از متوسط مقیاس دینداری بوده است.

    دانشگاه ، دین، سیاست :  (رجب‌زاده، ۱۳۷۹ ۲۰۰-۱۸۳)
این پژوهش می‌کوشد به این سوال اساسی پاسخ گوید که باورها و ارزش‌های دین در این روایات رسمی و سنتی آن تحت تأثیر فرهنگ دانشگاه چه سمت و سویی پیدا می‌کنند؟ و در جریان این چالش چه باورها و ارزش‌هایی به عنوان راه حل چالش مورد پذیرش افراد قرار می‌گیرد یا قابلیت پذیرش بیشتری می‌یابند؟
در باب دین ورزی در این تحقیق مولفه‌های گوناگونی مورد توجه قرار گرفته است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: «راه شناخت خدا» ، «جهان بینی»، «نگاه افراد به دین» (سنتی، تجربه درونی، مادی گرایانه، عقل گرایانه). «تلقی افراد از کارکرد معرفت شناختی دین»، «جایگاه روحانیت در دین» ، «مناسک گرایی» ، «تکثرگرایی»، «تفسیرپذیری سکولاریزاسیون».
ابعاد دین در این پژوهش براساس مولفه‌هایی نوع بندی شده که در ارتباط با بحث ارزش‌ها و باورهای علم قرار می‌گیرند. برخی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش را به این شرح می‌توان خلاصه کرد:
–    پاسخگویان به تعدد راه‌های شناخت معتقدند.
–    دانشجویانی که از پایگاه اجتماعی اقتصادی بالاتری برخوردارند نظر منفی‌تری نسبت به دین سنتی دارند.
–    گرایش به سوی مخالفت با نقش سنتی روحانیت و ملازمه آن با دین در دانشجویان مشهود است. و نوعی کاهش باور به مرجعیت روحانیت در شناخت دین وجود دارد.
–    قبول و موافقت با تکثرگرایی، گرایش کلی جمعیت است و روابط بین متغیرها حاکی از دخالت عوامل درون دانشگاهی و روابط ضعیف با عوامل فرا دانشگاهی است.
–    در خصوص مناسک گرایی در دین، همانند تلقی سنتی از دین و نگاه به مرجعیت روحانیت نوعی قطب بندی در سطح افراد دانشگاهی (اجتماعی) محسوس است. در این رابطه متغیرهای «پایگاه اقتصادی- اجتماعی» افراد «سطح توسعه یافتگی» منطقه زندگی افراد نقش اساسی دارند. (همان ۲۰۳-۹۲)
    فعالیت‌های مذهبی:
در تحقیقاتی که در ذیل عنوان کلی فوق و یا به عنوان جزیی از یک مفهوم کلی‌تر در سال‌های اخیر صورت پذیرفته نکته مهمی مشاهده می‌شود، در مورد عرصه مناسکی دین به خصوص مناسکی که بخش زیادی از آن جنبه جمعی دارد و با تعامل و پیوند با دیگران همراه است، تعاملات و پیوندهایی که در خلال آن اجتماع دینی تداوم می‌یابد با این واقعیت جدید در جامعه ایران مواجه می‌شویم که نوعی تحول از سمت دین و مناسک جمعی به سوی فردگرایی در دین مشهود است.
محقق پیش بینی می‌کند با رشد تجدد و افزایش سطح توسعه یافتگی عرصه دین فردی در بخش‌هایی از جامعه گسترش بیشتری یابد که با توجه به گسترش مولفه اصلی آن یعنی تحصیلات در سال‌های آتی انتظار توسعه بیشتر آن می‌رود. (رجب‌زاده، ۱۳۸۰)
    در تحقیق دیگری که باعنوان «بررسی عوامل موثر بر رعایت حجاب دانش‌آموزان دختر دبیرستانی یزد» انجام شده است؛ کم بودن تعداد افراد خانواده، تربیت و تولد فرزندان در خانواده‌ عامل موثر بر رعایت حجاب نیستند. سن والدین و سطح تحصیلات پدران تأثیری در رعایت حجاب ندارد هرچند که سطح تحصیلات مادران موثر است. مادران خانه‌دار و بازنشسته دارای فرزندانی با رعایت حجاب می‌باشند و مادران شاغل در زمینه حفظ حجاب فرزندانشان موفقیت کمتری دارند:
–    پیشرفت تحصیلی و احساس رضایت از وضع ظاهری در رعایت حجاب موثر است.
–    برقراری رابطه گرم و صمیمی والدین با یکدیگر و با فرزندان در حفظ حجاب موثر است.
–    وضع مطلوب اقتصادی خانواده، پایبندی خانواده به فرایض مذهبی، استفاده مادران از چادر مشکی و مقنعه به عنوان فاکتوری موثر در حفظ حجاب فرزندان می‌باشد.
–    رعایت حجاب در دختران با حجاب با بینش و بصیرت و شناخت دلایل آن بوده است.
–    تأثیر مدل‌های جدید لباس (مدل‌های جلف) در دختران بد‌حجاب بالا است.(جواد هدایتی ۱۳۸۳)
   در مطالعه‌ای که سازگارنژاد در سال ۷۲ در یکی از مدارس منطقه ۸ تهران پیرامون حجاب انجام داده است، متغییر مورد مطالعه «تصور دانش آموز نسبت به حجاب» بوده است. طی این تحقیق از دانش آموزان سوال شده است که: “با این نظر که زن می‌تواند با هر لباس و پوشش که دوست دارد در خیابان ظاهر شود، مهم این است که قلبش پاک باشد» ؛ ۱/۵۵ درصد با این حرف کاملاً موافق با موافق بوده و ۲/۳۵ درصد نیز مخالف یا کاملاً مخالف بوده‌اند.
در مورد موی‌سر در امر حجاب عبارتی با این مضمون مطرح شده است: «بیرون بودن موی‌سر اززیر روسری، مقنعه یا چادر مانعی ندارد» ؛ ۶/۴۶ درصد با این عبارت کاملاً مخالف ، ۳/۲۱ درصد مخالف و ۲/۲۲ درصد موافق یا کاملاً موافق بوده‌اند.
نتیجه گیری:
یافته‌های این تحقیقات حاکی از آن است که :
ماهیت رژیم حاکم یک عامل مهم در اختلاف جهان‌بینی افراد است. همینطور تنوعی از صفات اجتماعی پاسخگو مانند پایگاه اجتماعی- اقتصادی، جنس، سن و تحصیلات نشانه‌های خوبی برای تعیین راستای تغییر فرهنگی هستند. و در عین حال تحصیلات اثر قابل ملاحظه‌تری روی دیدگاه‌های فردی دارد.
همچنین نباید از یاد برد که در برخی از این تحقیقات مشخص شده که بین تحصیلات و دینداری رابطه معکوس وجود دارد. دانشجویانی که از پایگاه اجتماعی- اقتصادی بالاتری‌ برخوردارند نظر منفی‌تری نسبت به دین سنتی دارند.
قبول و موافقت با تکثرگرایی، گرایش کلی جمعیت است و روابط بین متغیرها حاکی از دخالت عوامل درون دانشگاهی و روابط ضعیف با عوامل فرا دانشگاهی است.
در میان این تحقیقات در جامعه ایران با این واقعیت مواجه می‌شویم که نوعی تحول از سمت دین و مناسک جمعی به سوی فردگرایی در دین مشهود است. و پیش‌بینی می‌شود با رشد تجدد و افزایش سطح توسعه یافتگی عرصه دین فردی در بخش‌هایی از جامعه گسترش بیشتری یابد که با توجه به گسترش مولفه اصلی آن یعنی تحصیلات در سال‌های آتی انتظار توسعه بیشتر آن می‌رود.
از بخشی از نتایج این تحقیقات در پایان نامه حاضر استفاده شده است. به این ترتیب که از تحقیق نخست ، تنوعی از صفات اجتماعی که به عنوان عوامل تعیین کننده در اختلاف جهان بینی مردم بیان گردیده به عنوان بخشی از متغیرهای به کار رفته در پایان نامه حاضر استفاده شده است.
همچنین از دومین تحقیق این پرسش گرفته شده است که آیا تحصیلات و شغل و جایگاه اجتماعی والدین بر تعریف فرزندان از واژه «باحجاب» موثر است؟ و از تحقیق بعدی این پرسش عنوان شده است که آیا تعریف افراد از واژه باحجاب تحت تأثیر فرهنگ دانشگاه و البته در میان رشته های تحصیلی گوناگون تغییر می کند؟

فصل سوم
چهارچوب نظری
 
پارادایم سکولاریزاسیون بروس:
(به نقل از مسعود سعیدی «سنجش نگرش سکولاریزاسیون در گروه سنی ۲۰ تا ۵۰ ساله مردم شهر مشهد در سال ۸۴ و بررسی عوامل موثر براین نگرش» پایان نامه دوره کارشناسی ارشد)
 
بروس در فصل اول کتاب خود این پارادایم را مختصراً توصیف می‌کند و در بخش‌های بعد با مدارک و شواهد بیشتری بحث را تکمیل می کند و انتقالات وارد را نیز پاسخ می‌گوید.
وی ابتدا دو نکته را در مورد ارتباطات علی موجود در این پارادایم بیان می‌کند. می‌گوید: “من ادعا نمی‌کنم که هر کدام از این علت‌ها به تنهایی می‌تواند اثر نموده شده را به وجود آورد. بسیاری شرایط دیگر نیز لازم است… ثانیاً من ادعا نمی‌کنم که هر کدام از این علت‌ها (برای به وجود آمدن اثر خاص) همیشه لازم است… مانند ژاپن (که به سرمایه‌داری صنعتی تبدیل شد در حالی که فرهنگ متفاوت با غرب دارد) یعنی این عوامل نه کافی هستند و نه لازم.
اصطلاحاتی که بروس برای پارادایم سکولاریزاسیون آورده تقریباً روشن است و مفهوم آن تفاوت چندانی با مفهوم رایج ندارد. فقط دو اصطلاح «بخشی سازی» (compoutmentalization) و «خصوصی سازی» (priuatization) قدری نیاز به توضیح دارد.
این دو اصطلاح مربوط به جنبه فردی سکولاریزاسیون می‌شوند و در واقع واکنش فرد را به فرآیندهایی مثل تفکیک و تکثیر بیان می‌کنند.
یک راه برای اینکه مومنین ایمانشان را با تنوع و تکثر فرهنگی و دینی آشتی دهند این است که یکپارچگی را در سطح بالاتری از انتزاع بازسازی کنند به این صورت که همه ادیان را به یک معنا یکسان در نظر بگیرند.
امکان دیگر- که با اولی سازگار نیست- این است که فرد ایمانش را به بخش خاصی از زندگی اجتماعی محدود نماید.
«برگر» و «لاکمن» در «ساخت اجتماعی واقعیت» نشان داده‌اند که تفکیک و تمایز که از ویژگی‌های مدرنیته است ما را ملزم می‌کند که نه در یک جهان واحد، بلکه در تعدادی از جهان‌ها زندگی کنیم که هر کدامشان ارزش‌ها و منطق خاص خودش را دارد. پس مقصود از «بخشی‌سازی» این است که فرد فقط در حیطه خاصی از زندگی اجتماعی تابع ایده و ارزش‌های دینی خود است.
خصوصی سازی نیز همراه بخشی سازی فرا می‌رسد یعنی این احساس و درک که حیطه دسترسی دین محدود می‌شود فقط به کسانی که آموزه‌های این یا آن دین را می‌پذیرند.
در مورد «آگاهی فن سالارانه» نیز مفهوم وی تفاوت اندکی با مفهوم مورد نظر هابرمالن دارد. مقصود بروس از این اصطلاح شیوه خاصی از اندیشه است که همراه علم و تکنولوژی مدرن به انسان‌ها تحمیل می‌شود.
در میان خصوصیات این شیوه «استیوبروس»، پیش فرض‌هایی بنیادی نهفته در علم و تکنولوژی را مطرح می‌کند. وی پارادایم پیشنهادی خود را در یک جمله این چنین خلاصه می‌کند:
«فردگرایی ، تکثر (تنوع) و برابری خواهی در یک زمینه لیبرال دموکراسی، اقتدار باورهای دینی راست کرد».
او در جای دیگر می‌گوید: «اگر در گزارش من از این تغییرات ابتکاری وجود داشته باشد، در تأکیدی است که بر تکثر و تنوع می‌کنم. در حالی که دیگران تبیین خود را برای افول دین با پیرایش حکومت به نحوه فزاینده بی‌طرف، شروع می‌کنند، من به علت این بی‌طرفی توجه می‌کنم.
تنوع فرهنگی ناشی از تعامل فرهنگ دینی متکثر با تفکیک ساختاری و اجتماعی، دین را از عرصه عمومی به عرصه خصوصی راند (و حکومتی بی طرف تأسیس نمود) و همراه دین هم ایده‌های دینی به جز ملایم‌ترین آنها نیز به حوزه خصوصی رانده شده … برداشته شدن حمایت از دین در سطح ساختار اجتماعی بر روانشناسی اجتماعی باور، تأثیری مشابه به جای می گذارد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!
صفحه 1 از 3123



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد