خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

تاریخ تشکیلات مالی عباسیان

898 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

تاریخ قدیم

تشکیلات اداری , مالی عباسیان
مقدمه : در اوایل حضور اسلام خود خلیفه به همه کارها می رسید , دفتر اموال را نگهداری می کرد اما همین که ممالک اسلامی توسعه یافت , خلفای اسلامی به تقلید از شاهان ایرانی و امپراطوری روم کارهای مهم دولتی را میان مأمورین متعدد تقسیم کردند .۱ عباسیان نخستین فرمانروایان اسلام هستند که وزارت را تأسیس کردند . و آن را به ایرانیان واگذاردند . در ابتدای تحقیق به تشکیلات اداری که برگرفته از دولت ساسانی است می پردازیم و سپس به مباحث مالی و ثروتهای عباسیان اشاره می کنیم .
الف ) تشکیلات اداری
وزارت :
   وزارت از مهمترین پایگاههای سلطنتی و اساس همه پایگاههای پادشاهی است . زیرا نام آن بر مطلق یاری دلالت می کند , چه این کلمه یا از « موازات » به معنی معاونت و یا « وِزر » به معنی سنگینی مأخوذ است و گویی وزیر با اعمال خویش سنگینی های کار سلطنت را بر دوش می گیرد .۲
در قرآن کریم لفظ وزیر در ۲ سوره مبارکه طه آیه ۲۹ و سوره فرقان آیه ۳۵ آمده است . ابن طقطقی معتقد است وزیر واسطه میان شاهان و رعیّت است از اینرو لازم است که در سرشت وی قدری از طباع پادشاهان و قدری نیز از طباع عوام وجود داشته باشد تا بتواند با هریک از آن دو به قسمی رفتار کند که همواره مورد قبول و میلشان باشد , و به هر حال امانت و درستی سرمایه وزیر است .
قوانین وزارت در زمان عباسیان برقرار گردید . اما قبل از آن وزارت نه قاعده معینی داشت و نه قوانین
پابرجائی , بلکه هریک از سلاطین دارای اطرافیان و اتباعی بودند [ و سلطان با آنان مشورت می کرد ] .
۱- زیدان , جرجی ۰ تاریخ تمدن اسلام ج ۱ ص ۸۹          
 2- ابن خلدون , عبدالرحمن . مقدمه ابن خلدون ج ۱ ص ۴۵۲ , ت : پروین گنابادی
چون بنی عباس به سلطنت رسیدند قوانین وازرت برقرار گردید و وزیر وزیر نامیده شد , حال آنکه پیش از آن بدو کاتب و مشیر می گفتند . ۱
   اولین وزیری که برای خلیفه اول عباسی وازرک کرد حنص بن سلیمان ابوسلمه خلّال بود و او را وزیر آل محمد می گفتند . وی از موالی بنی حارث بن کعب به شمار می آمد . ابوسمه از توانگران اهل کوفه به شمار می رفت . و همواره دارایی خویش را در راه داعیان بنی عباس صرف کرد . سبب پیوستگی او با عباسیان این بود که داماد بکیربن ماهان بود و بکیربن ماهان دبیر ابراهیم امام و یکی از خواص وی به شمار می رفت . ۲  پس از او چه کسی عهده دار وزارت سفاح شد اختلاف است . بعضی گفته اند عبدالرحمان وزارت را برعهده گرفت . اما ابوالجهم مدتی برای سفاح وازرت کرد . صولی می گوید : سفاح پس از ابوسلمه خالدبن برمک را به سمت وزارت برگزید . چنانکه گفته اند خالدبن برمک کار وزیران را انجام می داد ولی به نام وزیر خوانده نمی شد . ۳ . تعداد وزیرانی که اسامی اشان در کتاب الفخری فی الآداب السلطانیه و تاریخ طبری نقل شده حدود ۲۷ وزیر بوده . مهمترین وزیران عباسی آل برمک بودند و اینان چنان در کارهای مملکتی نفوذ و قدرت و استبداد به هم زدند , که هارون از روی ناچاری ریشه برامکه را برانداخت بقسمی که بدبختی این خاندان کاملاً مشهور است .
   در دوره اول عباسی وزیر در رأس همه امور قرار گرفت . اما اوضاع وزارت در دوره بعدی عباسی تغییراتی یافت چنانکه در قرن چهارم هجری عنوان صاحب به عنوان وزیر افزودند . اسماعیل بن ابی الحسن عبادبن عباس وزیر مؤید الدوله دیلمی نخستین وزیری است که دارای آن عنوان ( صاحب ) شد . نفوذ و قدرت وزیران طبعاً مربوط به نفوذ و قدرت خلفاء بود . همینکه خلفاء ناتوان گشتند وزیران آنها نیز بیکاره
ماندند و کسان دیگر دارای قدرت و وزارت شدند که شدند که آنها را امیرالامراء می گفتند . ۴

۱- ابن طباطبا محمبن علی . تاریخ فخری ص ۶-۲۰۵ ت: محمدوحید گلپایگانی         2- همان . ص ۱۱۱
۳- اسفیاوک . اصفهانی – محمودبن محمدبن الحسین . دستورالوزراه . تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد ص ۲۶ و …
۴-  زیدان , جرجی . تاریخ تمدن اسلام . ج۱ ص ۱۱۷ – امیرالامراء : از قرن ۴ هـ به بعد خلفای عباسی به فرمانروایان دولتهای کوچک مانند (آل بویه) عنوان امیرالامراء می دادند . امیرالامراء در ولقع پادشاه و یا مثل پادشاه بود .  
درباره حقوق وزیران باید گفت : میزان آنان معلوم نیست اما ظاهراً باید مقدار زیادی باشد و از آن گذشته وزیران مزبور همه نوع در اموال عمومی دخل و تصرف می کردند ضمناً در صورت حساب دوران معتضد می بینیم که حقوق وزیر روزی ½ 33 دینار یا ماهی هزار دینار می باشد . حقوق وزیران دول اسلام یکسان نبوده و کم و زیاد می شده است . ۱ در بعضی زمانها ثروت وزیران به قدری زیاد شد که به اندازه ثروت خلفا و بیت المال در دوران ترقی و متعالی عصر عباسی رسید. مثل اینکه سرای آنان بیت المال شده بود و مردمان طمع کار جاه طلب با رشوه ها و هدیه ها و پیش کش ها برای گرفتن مقام و منصب وزارت دنبال این و آن افتادند . اما منابع ثروت وزیران دوره عباسی چنین بود :
۱- رشوه در موقع واگذارکردن کار ۲- رشوه برای باقی گذاردن مأمورین بر سر کار خودشان ۳- دست اندازی بی حد و حساب به املاک مرد ۴- اختلاس از اموال دولتی و مالیاتها ۵- تجارت با ارزاق عمومی ۶- سوء استفاده از عیار مکه و ضرب سکه های کم عیار که سود زیادی ببار می آورد و …
   مصادره اموال وزیران نیز وجود داشت . خلفاء اموال آنان را مصادره می کردند تا بدان وسیله کسری بیت المال را جبران نمایند و این اموال را نوعی عدالت اجتماعی می دانستند که اموال عمومی را از وزیران گرفته بخزانه عمومی برسانند . خلفای نخستین عباسی در آغاز اموال وزیران را نه از روی احتیاج بلکه برای مجازات وزیران در مقابل گناهان سیاسی و امثال آن مصادره می کردند . ۲
انواع وزارت :
   وزارت بر ۲ قسم است : وزارت تفویض و وزارت تنفیذ .
وزارت تفویض : تفویض در لغت به معنی بازگذاشتن کار برکسی , سپردگی و واگذاری و تسلیم و توکل و پناه بردن است . بنابراین وزارت تفویض قسمتی از وزارت است که در آن امام تدبیر امور را به سپرد تا او همه کارها را با فکر و اجتهادش انجام دهد . وزیر تفویض جز ۳ مورد زیر که مخصوص خلیفه بود , در همه کارها از خود اختیار داشت و آن ۳ چنین است : ۱- حق تعیین ولیعهد که وزیر در آن مداخله نداشت و

۱- زیدان , جرجی . تاریخ تمدن اسلام ج ۲ ص ۳۴۶                 2- همان . ج ۲ ص ۳۷۰ 
مخصوص خلیفه بود  2- خلیفه می توانست هرکس را که وزیر به کار گماشته برکنار سازد ولی وزیر آن حق را نداشت ۳- خلیفه می توانست پیش خود از امامت استعفا دهد , اما وزیر آن حق را نداشت . وزرای برامکه – یحیی بن اکثم – ابن فرات از وزیران تفویضی عباسی بودند , خلفای عباسی درپاره ای موارد مهر خلافت را به وزیران ( تفویضی ) می دادند و خود از هرجهت برکنار می نشستند .
وزیر تنفیذ : وزیر تنفیذی از خود اختیار نداشت و فقط اوامر خلیفه را اجراء می کرد و در واقع رابطه میان مردم و خلیفه محسوب می شد . خلیفه می توانست ۲ وزیر تنفیذ داشته باشد اما وزیر تفویض درهرحال یکی بود . ۱
   ماوردی این تقسیم بندی را به صورت وزارت مختار و وزارت اجرا بیان می کند .
   حال به سایر ادارات عباسی می پردازیم . و قبل از آن اشاره می کنیم ۳ نشانه ( اشارات ) خلافت یعنی خطبه , سکه , طراز را عباسیان نیز داشتند . و پرچم و بیرق , منبر و تخت و صندلی و حتی موسیقی نیز از نشانه های رسمی خلیفه شناخته می شد .
دبیری : به دوران اول عباسی کار وزیران بسیار شد لازم آمد کسانی را به یاری وزیر گمارند تا در نظارت و اداره دیوان های مختلف وی را مدد کند و اینان را دبیر گفتند.معروفترین دبیران آن دوران . دبیر نامه ها , دبیر خراج , دبیر سپاه , دبیر نگهبانی و دبیر قضا بود . کار دبیر نامه ها توزیع فرمانها و عفونامه ها و انشای نامه های سیاسی بود که پس از تحریر به تصویب و مهر خلیفه می رسانید . مراجعه به نامه های رسمی و اصلاح و تصحیح آن نیز از وظایف وی بود . و در مجلس قضا با خلیفه می نشست و مهر خلیفه را براحکام می زد . خلیفگان علاقه داشتند ؛ نامه هایشان شیوا و بلیغ انشا شود ( به همین منظور ) دبیران خویش را از مردان ادب پیشه و از خاندانهای قدیم انتخاب می کردند .
حاجبی : خلیفگان نخستین , هیچ کس را بردر خویش منتظر نمی شناساندند که همه طبقات مردم بی حاجب
۱- زیدان , جرجی . تاریخ تمدن اسلامی ج ۱ص ۱۱۸ ایضا حسن , ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام ج ۲ ص ۲۲۷ .
      ک ماوردی الاحکام …. ص ۲۵                    
 2- حسن ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام . ج ۲ ص ۲۳۰

و مانع ایشان را توانستند دید . عباسیان نیز به رسم امویان حاجبه گرفتند و مردم را جز برای کارهای مهم بار ندادند . میان مردم و خلیفه ۲ خانه فاصله بود خانه خاصه , خانه عامه که هر دسته را مطابق رأیحاجب در جای معین می پذیرفت . حاجب مقامی معتبر داشت و رئیس تشریفات یا وزیر دربار عصر ما بود و وظیفه داشت مردم را نسبت به مقام و اهمیتشان به حضور خلیفه برساند .
حکومت ولایات : سازمان اداری عباسیان به دوران اول براساس مرکزیت بود و حاکمان ولایات مأمورانی بودند ( از طرف خلیفه ) بجز حاکم در ولایات مأموران دیگر بودند که از همه مهمتر خزانه دار بوده , ناظر پست و قاضی . و حاکم بجز امامت نماز و فرماندهی سپاه کاری نداشت . سیدامیر , می گوید ” سازمان اداری قوانین معین داشت و از سازمانهای جدید دست کم , نداشت . یعقوبی در کتابش نام حاکمان دوران سفاح را یاد کرده است . ۱
دیوانها : مهمترین دیوانهای دولت که هریک وزارتی بود چنین است:دیوان خراج , دیوان دیه , دیوان نظارت ,
دیوان سپاه , دیوان موالی و غلامان که فهرست موالی و بندگان خلیفه را نگه می داشت . دیوان برید , دیوان مراقب خرج , دیوان نامه ها , دیوان حوائج , دیوان احشام , دیوان عطایا , دیوان آبیاری که بر پلها و ترعه ها و آب نظارت داشت . از عنوان دیوانها وظایف آن را توان دانست . دیوان رنام که چیزی شبیه دیوان محاسبات عصر ما بود از معتبرترین دیوانهای دولت به شمار می آمد که منصور پایه نهاد و این دیوان عهده دار جمع آوری خراج عراق , ثروتمندترین ولایتهای دولت بود . . دیوان دیگر که عباسیان به وجود آوردند دیوان مکاتبات و مراجعات بود . ۴ قسمت داشت : دیوان سپاه که مقرری ها در آن ثبت می شد . دیوان اعمال که ناظر مستمری و حقوق بود . دیوان عمال که نصب و عزل همه با آن بود , دیوان بیت المال که در خرج ودخل دولت نظر می کرد و هم از جمله سازمانهــا اداره ای بود که به امور مردم غیرمسلمـــان می رسید که رئیس آن دبیر جهباز عنوان داشت .

۱- حسن ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام ج ۲ ص ۲۳۱  و ایضاً ابن خلدون . مقدمه ص ۴۵۵                    
۲- همان . ص ۲۳۴ ایضاً امیرعلی . تاریخ عرب و اسلام ص ۴۰۶
   دخالت دولت عباسی در امور عامه محدود بود و هر شهر و دهکده عهده دار امور خویش بود دولت بجز به هنگام فتنه یا ندادن مالیات بکار کسی کاری نداشت با وجود این در کارهای مربوط به آبیاری مانند احداث و تعمیر کانالها سخت مراقبت می کرد .
دیوان برید :  امروز اداره پست را برید می گویند ولی در سابق برید مفهوم دیگری داشت و رئیس برید در آن ایام رئیس کارآگاهی یا رئیس کل بازرسی خلیفه محسوب می شده است و اخبار و مطالب لازم را به شخص خلیفه گزارش می داده است . و اگر بهتر بگوئیم اداره برید به منزله اداره کارآگاهی وزارت جنگ به شمار می آمده است . و از آن رو اداره برید در زمان خلفا به اشخاص بسیار مطمئن , با فکر و تدبیر واگذار می شد . از وظائف مهم اداره برید آنکه اخبار محرمانه خلیفه را به مأمورین عالی رتبه می رساند و از وضع آنان خبر می آورد . درباره اوضاع مالی – لشکری – کشوری و غیره گزارش های مرتب به خلیفه می داد . یکی دیگر از وظایف مهم امن کردن راه ها و عملیات ضد جاسوسی و دفع شر راهزنان و مراقبت و ترمیم توسعه راه های دریایی و صحرایی بود . ۱
قضا : به دوران اول عباسی سازمان قضایی تغییر بسیار یافت که از پیدایش ۴ مذهب فقه روح اجتهاد سستی گرفت و قاضی حکم خویش را طبق یکی از ۴ مذهب می داد . خلیفگان عباسی پیوسته به صدد بودند قاضیان را پیرو مقاصد خویش کنند تا اعمالشان رنگ شریعت گیرد . عنوان قاضی قاضیان را عباسیان پدید آورده بودند . وی مقیم پایتخت بود قاضیان را به نیابت خویش به شهرها می فرستاد . به دوران اول عباسی عرصه قاضی وسعت یافت و از آن پس که کار او فقط قطع دعاوی بود کار اوقاف و نصب متولی نی با او شد . ۲  همسنگ منصب قضا کار رسیدگی به مظالم بود کسیکه این مقام را داشت بهر قضیه که قاضی از آن مانده می شد رسیدگی می کرد . و او را « مأمور مظالم » می گفتند . که بر همه جا مستقیماً از طرف وزیر منصوب می شد .

۱- جرجی زیدان . همان ص ۱۸۵                                     2- حسن ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام . ج ۲ ص ۲۵۲

محتسب : کار قضا میان قاضی , مأمور مظالم و محتسب تقسیم شده بود که محتسب به قضایایی که با امنیت عموم و جنایات ارتباط داشت و شتاب در فیصله آن لازم بود رسیدگی می کرد .
سپاه : به دوران عباسیان سربازان بصدها هزار می رسید که سپاه رسمی دولت از ایشان بود و مقرریشان مرتب می رسید آنگاه چون شمارشان افزون شد مقرریشان کاهش یافت به دوران عباسیان سرباز ماهانه ۲۰ دهم می گرفت بجز سربازان رسمی گروهی سربازان داوطلب نیز از بدویان , زراعتگران و … بودند . ۱
دیوان سپاه مسئول ثبت اسامی سپاهیان و مقرری آنها بود .
ب) ثروت عباسیان :
   دوره خلافت عباسیان به دو قسمت تقسیم می شود و هریک از این دو قسمت اختلاف بسیاری با یکدیگر دارند . دوره نخستین که آن را عصر طلایی عباسیان می گویند از آغاز پیدایش دولت عباسی (۱۳۲ ) تا مرگ مأمون ( ۲۱۸ ) ادامه می یابد . در این مدت دولت عباسیان به منتها درجه عظمت رسید و ثروت دولت اسلام به حدی رسید که پیش از آن و پس از آن به آن میزان بالغ نگشت . اما دوره دوم که روزگار انحطاط و تنزل به شمار می آید از خلافت معتصم ۲۱۸ تا سقوط بغداد به دست مغولان است در ظرف این دوره ثروت اسلام اندک گشت و دولت اسلام روبه ضعف گذارد در ابتدا باید گفت که ثروت هر دولتی عبارت است از مقدار مالی که پس از وضع مخارج باقی می ماند وگرنه فزونی درآمد ثروت به حساب نمی آید . عباسیان در دوره نخستین ثروت بسیاری بهم رساندند و اگرچه میزان درآمد و هزینه عباسی در زمان ۵ خلیفه اول آن دوره بدست نیامده ولی میزان ثروت آنان از اموالی که ذخیره نموده بودند آشکار می گردد . اما علت معلوم نبودن میزان درآمد و هزینه دوران آن ۵ خلیفه این است که بواسطه کشمکش امین و مأمون تمام دفاتر و صورتحسابهای دولتی طعمه حریق گشت . اولین خلیفه عباسی سفاح ( ۱۳۶ – 132 ) تمام مدت خلافت را در میدان جنگ گذرانیده ثروتی نیندوخت . پس از او منصور برای مبارزه با حوادث و اتفاقــات (نه از روی لئامت ) امــوال فراوان گرد آورد . منصور به پسرش مهدی هنگـام مرگ چنین وصیت کرد :
۱- حسن ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام . ج ۲ ص ۲۵۲      
« بقدری برای تو مال ذخیره کرده ام که اگر ۱۰ سال تمام مالیات وصول نشود هزینه لشکری و کشوری و مقرری اولاد پیغمبر و مصارف مرزی از این اموال پرداخت خواهد شد این اموال را به خوبی نگهدارد چه تا خزانه معمور و پرپول باشد تو محترم و گرامی خواهی بود . »
   اما در زمان خلافت مهدی آنچه را که خود گردآورد به ضمیمه موجودی پدر خود منصور بذل و بخشش کرد . در دوره خلافت مأمون ثروت دولت افزون گشت چه بواسطه جنگهای داخلی و استقرار امنیت – مردم به زراعت و تجارت پرداختند . مدت خلافت مأمون مانند مدت خلافت پدرش هارون و جدش منصور ۲۲ سال بود . اما میزان موجودی خزانه مأمون معلوم نیست . از سال ۲۰۴ دفاتر رسمی تازه مرتب شده بوجود آمد . صورت حساب درآمد و هزینه ها در دوره عباسی توسط ۳ نفر جمع آوری شده : ۱- ابن خلدون ۲- قوامه بن جعفر کاتب بغدادی ۳- ابن خردازبه . اینک خلاصه صورت حساب عباسی از روی ۳ فهرستی که نگاشته شده است . ۱ 
۱- در زمان مأمون در حدود سالهای ۲۰۴ – 210 هـ                000/155/396 درهم
۲- درزمان معتصم یا کمی پس از او تا سال ۲۲۵ هـ                 350/291/388 درهم
۳- در اواسط قرن ۳ هـ                                                      340/265/299 درهم
   از مقایسه این ۳ فهرست معلوم می شود که در نیمه اول قرن ۳ کسری درآمد شروع می شود . بخصوص اگرمقدارمالیات جنسی فهرست ابن خلدون رانیزدرنظر بگیریم در آن صورت کسری درآمد بسیار می شود .
منابع درآمد : در اوایل هجرت منابع درآمد منحصر به زکات بود . سپس غنائم و جزیه نیز افزوده شد . در زمان بنی امیه مواردی به آن افزوده شد تا زمان عباسی به ۲۲ فقره رسید . ۱- صدقه یا زکات ۲- جزیه ۳- خراج ۴- گمرک داخلی ۵- باج ماهی گیری ۶- ده یک کشتیرانی ۷- پنج یک معدنها ۸- گمرک خارجی ۹- عایدات ضرابخانه ۱۰- مستغلات ۱۱- مالیات صنعتگران و غیره ۲ . این موارد با لیست ارائــه شده توسط
۱- زیدان . جرجی . تاریخ تمدن اسلامی . ج ۲ ص ۲۷۵              2- همان . ص ۲۸۵ 
امیرعلی۱ کمی متفاوت است  . و در آن مالیاتی تحت عنوان مالیات اشیاء تجملی و مالیات بر واردات و رسیده ها وجود دارد . 
   از آنجا که سیاست مالی دولتها براساس توازن و خرج استوار است باید فردی مسئول نهایی حفظ اوضاع مالی باشد در دولت عباسیان این کار برعهده وزیر بود .
   درباره منابع مالی عباسیان نظرات متفاوت است . مثلاً امیرعلی به ۱۰ مورد اشاره کرده . و حسن ابراهیم حسن نیز به بعضی از این موارد اشاره دارد . به نظر او مهمترین منابع درآمد دولت خراج , جزیه , زکات و سهم غنائم و غنائم جنگ و عشور بود . تفاوت سهم غنائم و غنائم جنگ در اینجاست که در بعضی نواحی ولایتداران تیولدار به جهاد می رفتند و چیزی از غنائم جنگ سهم دولت می شد . اما آنجا که دولت با سپاه مزدور خویش به جهاد می رفت طبعاً همه عنائم به بیت المال می رفت . مگر آنچه که فرمانده جنگ یا خلیفه به مصلحت خویش به جنگجویان می داد .
   عشور درآمد دولت از عبور کالا بود و آنرا چیزی مانند گمرک این دوران توان دانست . و چون ده یک از قیمت کالا می گرفتند آن را عشور گفتند که ازعشر به معنی ده یک است . ومأمورین عشور را عشار گفتند ۲
خراج نیز عبارت است از درآمدی که به صورت اجاره از زمینهای کشاورزی و بستانهایی که در مالکیت همه مسلمانان قرار داشت و نیز مالیات سایر زمینهای مزروعی و یا باغستانهای غیرمسلمان اگر ضمن جنگ و جهاد به تصرف و غنیمت مسلمانان در می آمد و جزو مالکیت عامه مسلمانان می شد . بنابراین هرکس مسلمان یا غیر او چنانچه می خواست در زمینهای مزبور به کشاورزی بپردازد باید اجاره یا خراج آن را بپردازد در واقع اگر درگیری میان مسلمانان و کفار به صلح می انجامید طبق قرارداد صلح زمینهای کشاورزی یا در مالکیت کفار باقی می ماند و یا به به مالکیت دولت اسلامی درمی آمد . در صورت نخست , معمولاً کفار برای حفظ مالکیت خویش , حاضر به پرداخت خراج می شدند . این خراج , حکم مالیات را
۱-  امیرعلی . تاریخ عرب و اسلام . ت فخر داعی گیلانی ص ۴۱۶
 2- حسن ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام ج۲ ص ۲۴۰         
داشت , نه اجاره , چون زمین در مالکیت صاحبان سابق آن باقی می ماند . چانچه زمین برطبق قرارداد به مالکیت مسلمانان درمی آمد اخذ خراج , حکم اجاره زمین را باز می یافت ۱ . قابل ذکر است که مالیات اراضی سواد ( عراق ) به علت حاصلخیزی زمین ۱۲۰ میلیون درهم یا قریب یک ثلث خراج تمام ممالک اسلامی بوده است .
زکات : از سکه های مسکوک دنیا رو درهم و برخی از محصولات زراعی و دامی اخذ می شد .
جزیه : منبع دیگر مالیاتی بود که از غیرمسلمانانی که در زیر لوای حکومت اسلام زندگی می کردند ولی مایل نبودند که مسلمان شوند , در مقابل خدمات اقتصادی , اجتماعی و رفاهی و نیز تأمین امنیت جانی و مالی برای اینان از آنان اخذ می شد . ۲
مالیات کشتی چنان بود که از کالای هر کشتی که از سرحـدات دریائی اسلام می گذشت به مقدار ده یک (نقد یا جنس) عوارض می گرفتند . مثلاً کشتی های هندی که از کرانه های یمن می گذشت و مشک و عنبر و کافور و دارچین و … امثال آن می آورد . به مقدار ده یک از عین جنس عوارض می داد و در زمان الواثق بالله این عوارض به مبلغ و مقدار هنگفتی رسیده بود۳ .  البته در کتاب امیرعلی آمده است که واثق مالیات واردات ( رسیده ها ) را برانداخت تا شاید دوباره تجارت بحری احیاء گردد . ۴
   اما عوارض معدن چنین بوده است که از معدن های روی زمین مانند نمک , سرمه , قیر , نفت هیچ نوع مالیات و عوارض نمی گرفتند . چون مطابق قوانین اسلامی محصول این نوع معادن مانند آب برای افراد مسلمان مباح می باشد و هرکس به آن دست یابد از آن استفاده می کند اما معادن زیرزمینی مانند : مس , آهن , سرب , طلا , نقره که با سعی و عمل محصول آن بدست می آید از طرف دولت به اشخاص واگذار می شد که محصول آن را استخراج کند و عوارض آن را پنج یک به بیت المال بپردازند . ۵

۱- اقتصاد صدر اسلام ص ۹۴ ایضاً ماوردی . الاحکام السلطانیه ص ۱۶۷             2- اقتصاد صدر اسلام ص ۹۹
۳- زیدان . جرجی . تاریخ تمدن اسلام . ج۱ ص ۱۸۱                     4- امیرعلی . تاریخ عرب اسلام ص ۴۱۶
۴- زیدان . جرجی . تاریخ تمدن اسلامی   ص ۱۸۱     
عوارض ضرابخانه صد یک بوده و دولتهای اسلامی در غالب شهرهای مهم مانند بغداد , دمشق , مصر , قرطبه , قاهره ضرابخانه هایی دایر کرده بودند و از بابت ضرب سکه مالیات مهمی دریافت می داشتند و آن را بهای هیزم و مزد سکه زدن می گفتند . ۱
   دیگر از مالیاتهای غیرمستقیم عوارض گمرکی بود که در خشکی از تجار می گرفتند و آن را به زبان عربی مکس یا مقس می گفتند و پیش از اسلام نیز معمول بوده و از بازرگانان قبطی و ایرانی در مدینه ده یک دریافت می شد .
   خلفای عباسی هریک به نوعی به مالیات می نگریستند مثلاً منصور مالیات نقدی گندم و جو را برداشت و بجای آن مالیات ( متعاسعه ) یعنی جنسی را معمول کرد . اما در مورد سایر محصولات که چندان اهمیتی نداشت مانند خرما و میوه بهمان ترتیب قدیم مالیات نقدی معمول بود . مهدی قانونی را پدرش گذاشته بود تعمیم داد مالیات جنسی را برای کلیه محصولات معمول ساخت . مأمون مالیاتهای اراضی را تخفیف زیادی داد . معتضد مالیات ۳ ماه را بخشید … ۲ . بدوران اول عباسی برای وصول مالیاتها ۳ طریق بود یکی محاسبه که طبق فهرست معین از هر دیار نقد یا جنس یا هردو را که باید داد و از پیش معین بود می گرفتند و به بیت المال می رسانیدند . دیگر مقاسمه که سهمی از حاصل را هرچه بود برای دولت می گرفتند سوم مقاطعه که دولت با بعضی کسان قراری برای وصول مالیات ناحیه ای می داد یعنی مبلغی می گرفت و مالیات آن ناحیه به تیول کسان می شد . ۳  عباسیان بکار مالیات توجه خاصی داشتند به دوران هارون ابویوسف شاگرد ابوحنیفه کتابی درباره خراج نوشت به عنوان « کتاب خراج » .
   خلاصه آنکه خزانه عباسیان از مال آباد بود و به دوران هارون الرشید ۰۰۰/۰۰۰/۴۲ دینار نقد بخزانه می رسید و این به جز مالیات جنسی بود که از محصول زمین دریافت می شد . مهشیــاری در کتاب خودش فهرستی از همه مالیاتها نقد و کالا که از نواحی دولت به بیت المال می رسید آورده است .

۱- زیدان . جرجی . تاریخ تمدن اسلامی ص ۱۰۴                   2- امیرعلی . تاریخ عرب اسلام ص ۴۱۷
۳- حسن ابراهیم حسن . تاریخ سیاسی اسلام ج ۲ ص ۲۴۰ ایضاً اقتصاد صدر اسلام ص ۱۱۴
   بطورکلی باید گفت موجبات ثروت عباسیان بخصوص در دوره اول به این عوامل بر می گردد :
۱- وسعت مملکت عباسیان ۲- توجه مردم به امور کشاورزی ۳- حسن تدبیر خلفا و اقتصاد آنان .
   و موجبات انحطاط ( کمی و کاستی ) ثروت عباسیان :۱- کوچک شدن خطه فرمانروایی عباسیان ۲- پایین آمدن میزان مالیات ۳- نادرستی در وصول و ایصال مالیات ۴- عدم امنیت مردم را از کسب و کار باز می داشت ۵- بیشتر ده ها و املاک تبدیل به « ضایع » شد. به اصطلاح آن روز مزرعه ها را ضیاع می گفتند . و غالباً ضیاع آن ایام متعلق به خلفاء , وزراء و امراء و مردم با نفوذ بود . و ضیاع بر ۲ قسم بود ضیاع عمومی که املاک رجال دولت و مردمان با نفوذ بود و ضیاع سلطانی . ۱
   قبلاً گفتیم که علل آبادی و پیشرفت دوره اول عباسی زیادی دخل و کمی هزینه بود اما در دوره دوم برعکس شد . دخل و درآمدهای وارده به دولت کما اینکه اشاره شد کم شد و هزینه ها زیاد شد . موجبات زیادی هزینه ها : ۱- ولخرجی خلفاء و زنان آنان بود ۲- تنوع و فزونی هزینه های دولتی ۳- فزونی حقوق کارمندان ۴- مخارج بیعت گرفتن ۵- سوء استفاده رجال دولت از اموال عباسی .
   و خلاصه اینکه پس از استیلای سپاهیان بر حکومت عباسی سرداران ترک اقتدار خلفاء را تصاحب کردند ؛ ثروت دولت از بیت المال به دست بزرگان افتاد . یعنی وزیران , عاملان , کاتبان … پول و نفوذ را در دست داشتند . وخلفاء جز غصب و مصادره اموال وزیران و مأمورین عالی رتبه وسیله دیگری برای حفظ دولت نداشتند . ممکن است تصور شود که سنگینی مالیات موجب انقراض دولت عباسی بود . اما در عصر طلایی که علم و ثروت به منتهای کمال رسید مالیاتهای سنگین از مردم می گرفتند و کسی که از پرداخت آن شکایت نداشت . ولی پس از آنکه بار مالیات اوضاع اجتماعی و اقتصادی مختل گشت . مردم از سبک شدن مالیاتها خشنود شدند . اما درآمد دولت کم شد در مقابل طمع رجال دولتی زیاد گشت و فساد غلبه کرد . اوضاع اجتماعی رو به تباهی گذاشت , امنیت برطرف گشت و مأمورین دولتی برای وصول مالیاتها به زور و جبر متوسل شدند . و روزگار مردم پریشان گشت . در نتیجه دولت رو به تباهی و انقراض رفت .


2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد