خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

دانلود کتاب حقیقت و خیال

11,124 views

بازدید

دانلود کتاب حقیقت و خیال
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
دانلود رایگان کتاب حقیقت و خیال

دانلود رایگان کتاب رمان حقیقت و خیال
مجموعه داستان از نویسندگان مختلف
این کتاب که در سال ۱۳۳۶ توسط دکتر شجاع الدین شفا ترجمه و به پارسی برگردانده شده است در بر گیرنده داستانهای گلچین شده از مشهورترین نویسندگان جهان است

2+

نويسنده / مترجم : دکتر شجاع الدین شفا
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 2.3 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 177

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب حقیقت و خیال
5 (100%) 1 vote

دانلود کتاب شمشیر حقیقت – جلد ۱ – قانون اول جادوگری

13,160 views

بازدید

دانلود کتاب شمشیر حقیقت – جلد ۱ – قانون اول جادوگری
۴٫۸ (۹۶%) ۵ votes
دانلود رایگان کتاب شمشیر حقیقت

مجموعه شمشیر حقیقت یک سری ۱۱ جلدی اثر تری گودکایند است
ماجرای داستان در یک سرزمین تخیلی رخ می دهد که به سه قسمت وستلند، سرزمین میانه و دی هارا تقسیم شده است. نقش اصلی داستان ریچارد سایفر پسری از وستلند است که طی اتفاقی با دختری از سرزمین میانه به نام کیلان آمنل دیدار می کند و سرنوشت آن دو را در کنار هم قرار می دهد تا علیه ظلم و سیاهی مبارزه کنند
جلد اول: قانون اول جادوگری
مترجم: تیم ترجمه سایت کرم کتاب
داستان در مورد پسری به نام ” ریچارد سایفر ” از شهر وستلند هستش که به تازگی پدرش به طرز وحشتناکی به قتل رسیده و روزی به طور اتفاقی در جنگل ، دختری به نام ” کیلان ” را که از دنیای مردگان عبور کرده نجات می ده و معلوم می شه که این سرزمین سالها پیش توسط جادوگر بزرگ به سه بخش تقسیم شده که توسط مرزهایی محافظت می شن و در وستلند که یکی از این بخش ها ست جادویی وجود نداره و سالهاست که جادوگر بزرگ شش شاگرد و  دنیاش رو به حال خودش رها کرده و پنهان شده و حالا جادوگری به نام دارکن رال سعی داره با به دست آوردن سه جعبه قدرت “اوردن” به قدرت مرگ و زندگی کل خلقت دست پیدا کنه….

6+

نويسنده / مترجم : تری گودکایند / تیم ترجمه سایت گودلایف
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 6.5 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 842

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب شمشیر حقیقت – جلد ۱ – قانون اول جادوگری
4.8 (96%) 5 votes

معاد ۱

292 views

بازدید

معاد ۱
۵ (۱۰۰%) ۵ votes
جریان معاد و زندگی پس از مرگ آن چنان پیچیده و دشوار است که آراء متفکران بشری در باره آن، بیش از آنچه که در باره آغاز جهان و مبدأ عالم دچار دشواری شده، به ابهام و نابسامانی برخورد کرده است؛ زیرا نه تنها مادیون و منکران مبداء عالم، پایانی برای جهان قائل نبوده و منکر معادند، بلکه برخی از معتقدان به مبداء عالم و مؤمنان به آفریدگار جهان نیز در باره قیامت تردید داشته و آن را نپذیرفته‎اند و این گذشته از پیچیدگی مسئله معاد، نکته دیگری دارد که در انکار آن بی اثر نیست. زیرا اعتقاد به قیات و ایمان به روز جزا موجب پذیرش تعهد و مسئولیت بوده و انسان را از هوس بازی و زورمداری باز می‎دارد و در برابر قوانین خاضع می‎کند؛ چه اینکه انکار معاد جهت توجیه تبه کاری‎ها و خوش گذرانی‎ها عامل مؤثری است. بنابراین لازم است قبل از شروع در بحث پیرامون اصل معاد نقش بنیادی و سازنده آن در تهذیب نفس و تزکیه جان بیان شود و سر اصرار پیامبران بر ضرورت معاد در قبال سرسختی منکران قیامت آشکار گردد.
قرآن کریم وقتی برخی از اشکالات منکران معاد را نقل می‎کند و آن را حل می‎نماید، می‎گوید شبهه علمی مانع آنان از پذیرش معاد نیست بلکه شهوت عملی و تبه کاری‎های آنها موجب انکار آنست: ایحسب الانسان الن تجمع عظامه×بلی قادرین علی ان نسوی بنانه×بل یرید الانسان لیفجرامامه ، آیا انسانی که معاد را نمی‎پذیرد، می‎‏پندارد که ما نمی‎توانیم استخوان‎های پوسیده او را گرد آوریم. آری، می‎توانیم سرانگشتان ظریف او را با همه خطوط و پیچیدگی‎های خاص که دارد همانند اول تسویه نماییم، ولی انکار او برای نتوانستن ما نیست بلکه چون می‎خواهد زندگی خود را به فجور و تباهی بگذراند و جلو او را برای هر گونه گناه باز باشد روز جزا را قبول ندارد. و فرق بین شبه علمی و شهوت عملی در فصل دوم، که شبهات منکران معاد در آن مطرح است، بیان می‎شود: … ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوایوم الحساب،  همانا گمراهان از راه خدا به سبب راموشی روز حساب گرفتار عذاب شدید خواهند شد.
وقتی حسابی در بین نباشد و برای هیچ کاری پاداش با کیفری مقرر نشود، اثر و بازدهی جز انحراف از راه خدا که همراه با دشواری‎ها است نخواهد داشت: ان الجنه خفت بالمکاره، و ان النار خفت بالشهوات،  بهشت پیچیده به دشواری‎ها و دوزخ پیچیده به شهوت‎ها است، چه اینکه اعتقاد به قیامت ضامن فضائل انسانی است.
   و قرآن کریم یاد معاد و حضور آن را در خاطره‎ها سبب تعالی روح و خلوص ایمان می‎داند، زیرا در باره بندگان مخلص چنین می‎گوید: انا اخلصنا هم بخالصه ذکری الدار،  آنان را مخلص قرار دادیم به سبب وصف خالص و بی شائبه‎ای که داشتند، و آن یاد قیامت است، که د حقیقت آن جا قرارگاه و دنیا معبر و گذرگاه است.
براساس این اهمیت متقابل در فضائل و رذائل است که هم پیاکبر اکرم(ص) گذشته از استدلال‎های قاطع سوگند یاد می‎کند که معاد حق است؛ و هم منکران قیامت که به مبداء آفرینش معتقدند ولی به ربوبیت او اعتقاد ندارد، گذشته از القاء شبهه واهی، سوگند یاد می‎کنند که معادل باطل است: و قال الذین کفروا الاتاتینا اسلاعه قل بلی ورتی …،  کافران گفتند که قیامت برای مان نیست بگو سگوند به پروردگارم که قیامت قطعاً فرا می‎رسد.
و این مضمون در سوره یونس آیه ۵۳ و سوره تغابن آیه ۷ نیز آمده است: و اقسموا بالله جهد ایمانهم لا یبعث الله من یموت…،  سوگند شدید به خداوند یاد کردند که خدا مرده را زنده نمی‎کند.
این موضعگیری متقابل برای آنست که اعتقاد به معاد عامل تعهد و تقوی است ولی انکار آن موجب تبه کاری و فجور خواهد بود.
نکته‎ای که نباید مورد غفلت قرار گیرد این است که سوگند پیامبر اکرم(ص) همانند سوگند دیگران نیست زیرا قسم‎های عادی در برابر شاهد و برهان است، چون مدعی اگر شاهد نداشت گاهی سوگند یاد می‎کند ولی پیامبر گرامی که مدعی ضرورت معاد است، نه تنها دارای شاهد قاطع است، بلکه به همان دلیل قطعی قسمت یاد می‎کند؛ زیرا سوگند به پروردگار یعنی سوگند به مبداء پرورش جهان و عالم رشد عالم؛ و چون جهان وقتی متکامل خواهد شد که به هدف برسد و بدون هدف خام و ناقص است؛ بنابراین لازمه ربوبیت و پروردگاری خداوند آنست که جهان طبیعت را در پرتو پرورش خود به کمال میرساند؛ الله الا اله الا هولیجمنکم الی یوم القیمه لاریب فیه..،  خداوند که معبودی جز او نیست هر آینه شما را برای قیامت جمع می‎کند و شکی در آن نیست، یعنی الوهیت، اقتضای معاد و قیامت را دارد چون در حقیقت معاد همان بازگشت به سوی مبدء است، پس میده عالم حقیقی است که هم «آغاز» است و هم «انجام»؛ یعنی هم موجب پیدایش جهان  است و هم سبب پرورش و هدایت آنها به هدف نهایی که همان معاد خواهد بود.
اکنون که نقش مؤثر اعتقاد به معاد در ایجاد تعهد و تقوی روشن شد می‎پردازیم به اصل بحث و آن اثبات زندگی پس از مرگ است. قرآن کریم به مقتضای آیه شریفه: … ونزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء …،  کتابی را که بیان کنند همه علوم انسانی و معارف سودمند بشری است بر تو نازل کردیم؛ همه معارف بشری و هر چیزی را که در تأمین سعادت انسان سهمی دارد بخوبی تبیین کرده است؟ و از طرفی بیان یک مطلب وقتی رساخواهد بود که بابرهان توجیه شود: یا ایهاالناس قدجاء کم برهان من ربکم…،  ای مردم همانا کتابی که محتوی آن روشن و مبرهن است از سوی پروردگار شما آمد. بنابراین هم معترض جریان خلل ناپذیر معاد بوده وهم دلیل قاطع آن را ارائه می‎دهد و ضرورت معاد را در پرتو شناخت جهان و همچنین شناخت انسان تبیین می‎کند؛ یعنی عالم مشهود و جهان طبیعی را آن چنان که هست و همین طور انسان را آن چنان که آفریده شده معرفی می‎کند تا ضرورت معاد و حتمی بودن قیامت برای آنها معلوم شود، گرچه بحث پیرامون معاد جهان شامل معاد انسان نیز خواهد بود، زیرا بشر بخشی از همین جهان مشهود است ولی ویژگیهای مخصوص او ایجاب می‎کند که بحث در باره معاد انسان جداگانه مرطرح شود و آنچه فعلاً مورد نظر است اصل جریان معاد است نه کیفیت آن.
ادله وجود معاد
دلیل یکم
برهان حرکت
هدفداری جهان سیال طبیعت
جهان طبیعت با همه پدیده‎های آسمانی و زمینی و نیز با تمام یافته‎های معدنی و گیاهی و همچنین با همه موجودات حیوانی و انسانیش آن چنان به هم منسجم و هماهنگی است که یک واحد حقیقی، و نه اعتباری، را تشکیل می‎دهد و این واحد حقیقی در حرکت است و هیچگونه سکون آرامشی در او نیست. و چون حرکت خروج از قوه به فعل است. یعنی از یک آمادگی خاص به سمت یک کمال مخصوص سیر نمودن است. پس هدف و مقصد برای آن ضروری خواهد بود. یعنی حرکت بودن هدف محال است و اگر آن هدف نیز دارای مقصد دیگری بوده و خودش آماده رسیدن به آن هدف دیگر باشد معلوم می‎شود که هدف اول مقصد نهائی نبوده بلکه مسیر و رهگذار بوده است، زیرا لازمه هدف حقیقی آنست که متحرک با رسیدن به آن آرام شود و حرکت به ثبات تبدیل گردد.
بنابراین مجموع جهان حرکت دارای هدف نهائی است که با نیل به آن از قوه به فعلیت رسیده و از تحول و دگرگونی رهائی یافته و آرام خواهد شد؛ و اگر بدنبال هر هدفی مقصد دیگری باشد و بعد از هر مقصودی مقصد دیگری د بین باشد، یعنی سلسله اهداف بیکران بوده و به هدف نهائی نرسد، لازمه‎اش در حقیقت بی هدف بودن حرکت است؛ چنانچه در نظام علل فاعلی اگر قبل از هر فاعلی مبدئی باشد و پیش از آن مبدأ فاعل دیرگی باشد و به فاعل نخست و مبدأ ذاتی عالم نرسد لازمه‎اش در واقع بی مبدأ بودن و فاعل نداشتن جهان حرکت است. پس لازم است سلسله هدفها به یک هدف اصیل و نهائی ختم شود، همانطور که سلسله فاعل‎ها نیز ضروری است که بک یک فاعل ذاتی و مبدأ نخست برسد؛ یعنی همانطوری که فعل بدون فاعل محال است، همچنین کار بدون هدف ممتنع می‎‏باشد. و فرق بین آغاز و انجام در این است که ممکن است فعل خاصی در اثر برخورد به مانع و درگیری با مزاحم به هدف نرسد و باطل گردد ولی ممکن نیست هیچ فعلی بدون فاعل و مبدأ تاثیر یافت شود، لیکن این امتیاز نسبت به مجموع جهان طبیعت فرض ندارد زیرا با توجه به اینکه مجموعه هماهنگ جهان یک واحد حقیقی است موردی برای تزاحم و درگیری نخواهد بود بلکه این واحد منسجم بدون برخورد به مانع یقیناً به هدف می‎‏رسد و با رسیدن به آن هدف نهائی آرام می‎شود و حرکت آن به ثبات خواهد شد. و چون زمان از عوارض تحلیلی حرکت است و در خارج عین آن می‎باشد، و حرکت جوهری نیز عین متحرک و همچنین زمان آن نیز عین متزمن است؛ وقتی که متحرک به مقصد می‎رسد یعنی زمان به مقصد می‎رسد و معنایس اینست که زمان رأساً به ثبات مبدل می‎شود.
قرآن کریم قیامت را به عنوان پایان حرکت و همچنین بنام جهان قرار و آرامش می‎داند: .. و ان الاخره هی دارالقرار،  پایان دنیا خانه آرامش است. اینکه قرآن قیامت را پایان می‎داند و تنها آن را جای قرار و آرام معرفی می‎کند، برای آنست که مقصد پایان سیر است و رسیدن به هدف موجب آرامش است وتعبیر قرآن رکیم از قیامت به عنوان «پایان» چنان که در آیات فراوانی آمده و نیز تعبیر قرآن کریم از قیامت به عنوان «پایان» چنان که در آیات فراوانی آمده و تعبیر قرآن کریم از قیامت به عنوان «پایان» چنان که در آیات فراوانی آمده و نیز تعبیر از آن به «موقف ثابت و آرام» و همچنین تعبیر از آن به محل که کشتی بعد از تحول‎ها و دگرگونی‎های فراوان در آن لنگر می‎اندازد و آرام می‎شود: ایان مرسیها.  نشان آن است که معاد همان پایان جهان طبیعی است که با نیل به هدف تحول آن پایان می‎پذیرد وحرکت آن به مقصد می‎رسد و در نتیجه ثابت و آرام خواهد شد. و مشابه این تعبیرها در باره خصوص انسان آمده که: الیوم عمل و لاحساب و غدا حساب و لاعمل.  و نیز تعبیری مانند این که «دنیا رهگذر است و آخرت جای ثبات و قرار»، ناشن می‎دهد که دنیا مرحله قوه قیامت است و قیامت مرحله‌فعلیت آن، و مادامی که در مرحله قوه است همانند کشتی حرکت دارد و وقتی که بهمرحله فعلیت رسید آرام می‎شود.
دلیل دوم
برهان حکمت
از خداوند حکیم کار عبث صادر نمی‎شود
همان طوری که در جهان بینی توحیدی ثابت شد، عالم هستی آفریده خداوند بی نیاز و حکیم است و خداوند غنی محض اگر چه برای نیل به هدف چیزی را نمی‎آفریند و محال است کاری را برای رسیدن به هدف انجام دهد ولی محال است از مبداء حکیم کار بی هدف صادر گردد. توضیح مسئله و فرق بین این دو مطلب عبارتست از این که فاعل و مبداء کار اگر نیازمند باشد و غنی محض نباشد،‌برای رفع نیاز و نیل به کمال کار انجام می‎دهد تا به توسط آن رفع غنی صرف باشد، فرض ندارد که کاری را جهت رسیدن به کمال انجام دهد تا به توسط عملی بخواهد نیاز خود را برطرف سازد و چون خداوند غنی محض و کمال نامحدود است، هرگز کاری را برای رفع نیاز و نیل به کمال انجام نخواهد داد، خواه نفع مستقیم آن کار به خود او برسد و خواه به موجود دیگر، زیرا در هر دو حال مستلزم نیازمندی ذات بی نیاز و نشان نقصان ذاتی خواهد بود که عین کمال است.
حال که از لحاظ قرآن کریم فرق میان هدف فعل و هدف فاعل روشن شد و نیز با بیانات گذشته معلوم شد که گرچه خداوند بی نیاز کاری را برای نیل به هدف انجام نمی‎دهد، ولی هرگز هم از خداوند حکیم کار بیهوده صادر نمی‎شود، می‎پردازیم به این مطلب که جهان آفرینش چون صنع مبداء حکیم است حتماً هدفی خواهد داشت که بدون آن ناقص است و با نیل به آن کامل می‎شود و سر آن اینست که جهان مشهود یک سلسله رویدادهای همگون از مرگ و زندگی و کمبودها  ودرگیری‎ها و محرومیت‎ها و تباهی‎ها و تبهکاری‎ها و مانند این ها است و این خود نمی‎تواند مطلوب حقیقی و کمال نهائی یک موجود باشد. بنابراین برای عالم هدف مخصوصی خواهد بود که با نیل به آن کامل شده  واز ناکامی‎ها و تزاحم‎‏ها و مانند این‎ها رهائی می‎یابد و هرگز ممکن نیست که به آن هدف نرسد، زیرا همان طور که در دلیل اول بیان شد هیچ مانعی در بین نیست، نه مانع درونی و نه مانع بیرونی، چون مجموع جهان یک واحد حقیقی است که باید به هدف برسد پس چیزی از درون آن مانع رسیدن به مقصد نخواهد بود؛ و چون بیش از یک مبدأ حکیم فاعل ذاتی دیگری در عالم نیست پس احتمال مانع بیرونی هم منتفی می‎باشد؛ یعنی بیرون از جهان موجودی نیست که بخواهد مزاحم آن شود و جلوی تکامل او را بگیرد بلکه تنها موجودی که بیرون از جهان است و بر آن احاطه دارد مبدأ حکیمی است که این فعل هدفدار از او صادر شده است؛ بنابراین جهان مخلوق هم هدف دارد و هم بی گمان به آن هدف خواهد رسید و به تعبیر قرآن کریم: لاریب فیه، یعنی هیچ تردیدی در وقوع قیامت، که با تحقیق گذشته معلوم شد که هر چند آفریدگار از هدف بی نیاز است ولی هم آفرینش انسان و مانند او (جن و ملک) هدف دارد و هم مجموع نظام آفرینش: وما خلقنا السماء و الارضی و مابینهما باطلاً ذلک طن الذین کفروا،  ما آسمان و زمین و آنچه را در میان آنهاست باطل، یعنی بیهوده و بی هدف، نیافریدیم این بی هدف پنداشتن آفرینش و معاد را نفی کردن گمان کافران است: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لاعین،  ما نظام جهان را بازیچه و بی هدف نیافریدیم: و ما خلقنا السموات و الارض و مابینهما الا بالحق،  ما آسمانها و زمین و آنچه مین آنها است جز به حق نیافردیم. یعنی نظام مخلوق مصاحب و همراه با حق است و هرگز ممکن نیست باطل و بیهوده باشد، پس هدفدار است و به آن خواهد رسید؛ و در عین حال منطق قرآن کریم اینست که پروردگار از همه عوامل هستی بی نیاز است: و من کفر فان الله غنی عن العالمین.
دلیل سوم
برهان رحمت
پروردگار رحیم کمال هر موجودی را به او عطا می‎کند
یکی از اوصاف برجسته پروردگار جهان وصف رحمت است و رحمت خداوند به معنای یک صفت عاطفی وانفعالی نیست بلکه به معنی رفع نیاز هر نیازمند و اعطای کمال شایسته به هر موجود آماده و لایق می‎باشد؛ و چون انسان استعداد زندگی سعادتمندانه ایدی را دارد، و به همین جهت همواره در امید و آرزوی آن بسر می‎برد، لازمه رحمت بی کران خداوند آنست که این کمال شایسه را به انسان، که مستعد دریافت آن است، عطا کند؛ و چون خداوند قادر محض و مالک مطلق است اراده او در تحقق بخشیدن به این رحمتی نفوذی خلل ناپذیر دارد، یعنی چیزی مانع اراده یا تحقق یافتن مراد که همان رحمت است نخواهد بود، بنابراین برای انسان زندگی جاودانه و ابدی در پیش است. قرآن کریم این برهان را چنین بیان می‎کند: قل لمن مافی‎‏السموات و الارض قل لله کتب علی نفسه الرحمه لیجمعنکم الی یوم القیمه لاریب فیه،  بپرس آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو: از آن خدا است، خداوند بر خودش رحمت را ثبت و لازم نموده است که همه شما را برای قیامت جمع کند و تردیدی در تحقق آن میعادگاه نیست.
در این آیه، ضرورت معاد و قطعی بودن قیامت را به رحیم بودن خداوندن استناد داده است؛ یعنی خداوند رحیم موجود آماده را به کمال لایق خود می‎رساند و آن کمال را به مستعد عطا می‎نماید؛
دلیل چهارم
برهان حقیقت
پروردگاری که حق محض است هرگونه باطل را از بین می‌برد
همانطوری که اصل تفکر و اندیشیدن هرگز از بشر جدا نمی‌شود و همواره با او همراه است اختلاف و برخورد آراء و اندیشه‌ها و نبرد مکتب‌ها و جنگ ایده‌های هفتادو دو ملت و ندیدن حقیقت و ره افسانه زدن‌ها و خلاصه درگیری حق و باطل‌ها همچنان بوده و هست و هر کسی مدعی است که هیچگاه هیچکس مانند او از رخ اندیشه نقاب برنداشته است؛ از طرفی هرگز نمی‌توان همه این افکار را حق دانست چون رویاروی یکدیگرند، با آن که هیچ اندیشه حقی هرگز با اندیشه حق دیگر به نبرد برنمی‌خیزد؛ چنانکه همه این نظرات را هم نمی‌توان باطل دانست چون نقیض یکدیگرند و بطلان هر دوی آنها به معنای رفع دو نقیص خواهد بود که این خود سفسطه و انکار هر واقعیت است.
بنابراین یکی از آنها حق و دیگری باطل است لیکن تا چهره واقعی حق روشن نشود چهره باطل ناپدید نخواهد شد؛ و دنیا آن صلاحیت را نداشته و ندارد که فقط ظرف ظهور حق بطور کامل شود و دیگر هیچ باطلی را در آن راه نباشد چه در این صورت دیگر جائی برای تکلیف و آزمایش وجود نخواهد داشت. پس چون اختلاف بین حق و باطل در جهان آفرینش مشهود است و حل آن اختلاف نیز ضروری است و دنیا شایسته ظهور حقیقت و برطرف شدن هر گونه باطل و خاتمه یافتن هر گونه اختلاف نخواهد بود بنابراین موقعی لازم است که در آنجا به عمر هر گونه باطل در پرتو ظهور کامل حق پایان داده شود و دامنه خلاف و اختلاف کوتاه گردد. و همچنین باید به اختلاف میان ظاهر و باطن ریاکاران و سالوس‌گران و تفاوت درون و بیرون منافقان دو چهره و دوگانگی قلب و قالب زهدمدار که محتاله می‌نشینند و مکاره می‌روند، پایان داد؛ و همین‌طور باید به جریان کسانی که حقایق را تحریف یا کتمان کرد و فاش نمی‌کنند و نیز به نیرنگ‌ها و فریب‌ها و در حضور مردم جلوه کردن‌ها و در خلوت کار دیگر کردن‌ها خاتمه داد و این جز به فرا رسیدن روز حقیقت ممکن نیست زیرا در آن روز باطن هر فردی آشکار و درون هر انسانی هویدا و راز هر شخصی روشن و گوهر هر کسی ظاهر خواهد شد.
 
دلیل پنجم
برهان عدالت
پروردگار به هر کاری پاداش یا کیفر می‌دهد
گرچه پیامبران الهی در هدایت بشر کوشش‌ها کرده و در تهذیب جامعه انسانی مجاهدت‌ها نموده‌اند ولی به اصلاح همگان توفیق نیافتند و ریشه ستم و دست تجاوز بکلی قطع نشد بلکه همواره در قبال رادمردان پارسا و وارستگان پاکدامن گروهی به شرارت پرداخته و دست به خونریزی و دامن به آلودگی و دل به تبهکاری زده‌اند و در دنیا پاکان به پاداش خیر نرسیده و نمی‌رسند و تبهکاران هم به کیفر تلخ گرفتار نیامده و نمی‌آیند.
و از طرف دیگر نه پاداش برخی از صالحان که جز به لقاء الله نمی‌اندیشند در دنیا ممکن است، و نه کیفر بعضی از طالحان که با گمراه نمودن نسل‌ها و کشتار هزاران بی‌گناه دلی سخت‌تر از سنگ و خونی درنده‌تر از گرگ و دسیسه‌ای همانند وسوسه اهرمن دارند در جهان طبیعت میسور است؛ لذا حضرت امیرالمؤمنین فرمود:  ان الله تعالی لم یرضها ثوابا لأولیائه و لا عقابا لأعدائه، خداوند دنیا را برای پاداش دوستانش پسندید و نه برای کیفر دشمنانش.
و اگر روزی برای رسیدگی و داوری بین آنان در جهان هستی نباشد لازمه‌اش برابری ظالم و عادل است و این برابری ناموزون هرگز با عدل الهی و نظام احسن  عالم سازگار نخواهد بود؛ و با توجه به اینکه جزا دادن به اعمال در همین دنیا از راه تناسخ ممکن نیست، زیرا چنانکه در جای خود بیان شده است تناسخ ممتنع است، بنابراین موقعی که در آن جا به عمل هر فردی رسیدگی و به آن جزا داده شود لازم و تخلف‌ناپذیر خواهد بود.

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
معاد ۱
5 (100%) 5 votes

روح و قدرت آن

317 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مسأله روح، از قدیمی ترین زمان ها و شاید از پیدایش انسان، توجه آدمی را به خود مشغول داشته با مطالعاتی که در آثار اقوام بدوی به عمل آمده از روی تصاویری که در غارها به جای گذاشـته اند و از طرز تدفـین امـوات آنها، چنین برمی آید که اقوام مختلف ولو آنکه وحشی بوده اند به چیزی پس از مرگ عقیده داشته اند و کم و بیش برای انسانی که می مرده روح یا چیزی شبیه به آن قائل بوده اند.
به هر نسبت که انسان پیشرفت کرده، این عقیده راسخ تر شده و روح و معاد، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته. در آثار ظهور بشر، طبعاً اندیشه درباره روح یا چیزی از این قبیل، در ذهن انسان راه یافته، چون وقتی یک آدم، هم نوعش را می دید که ناگهان بی علت و یا به علتی خشک و سرد به زمین افتاده خواه از خود می پرسید چرا این فرد به این صورت درآمد؟ او هم اکنون چه فرقی با من دارد؟ و همین فرق –بین زنده و مرده- او را به این اصل هدایت می کرده: که چیزی وجود داشته و اینک از آن مرده گرفته شده و در نتیجه از همان اوایل این «چیز» به هر نام نامیده شود او را به اندیشه های دور و درازی فرو برده … بعدها در این خصوص جواب هائی به ذهنش رسیده که هنوز هم می رسد.
مردم عهد باستان برای این پدیده که با نبودنش انسان به مرده نبدیل می شود.تعبیرات و تشبیهات و فرضیاتی آورده بودند و مثلاً بعضی آن را مثل وزش باد می دانستند که وجود دارد، ولی دیده نمی شود و به هر حال می توان وجودش را حس کرد. و همین طور آن را مثل هوا می دانستند در قاره اروپا، زبان «سانسکریت» قدیمی ترین زبان است و در این زبان برای روح و هوا یا باد یک کلمه وجود دارد. یعنی در مورد این هر سه کلمه آلمان به کار برده می شود.
در جاوه در میان اقوام قدیمی غرب استرالیا و همین طور در بین سرخپوستان آمریکای شمالی نیز وضـع به همین منوال است یعنی چه بخواهند بگویند روح و چه هوا، یک کلمه را به کار می برند. بنابراین قدیمی ها، روح را عین هوا، یا چیزی شبیه به آن می دانستند.
در تمدن های قدیم قاره اروپا هم با چنین وضعی برخورد می کنیم. مثلاً یونانی ها از یک فعل که معنی تنفس کردن می دهد کلمه پسیک را مشتق کرده اند. که به معنی روح است. سپس از همین کلمه لفظ پیس کیکوس را گرفته اند که منی نفس یا روح را می دهد. و بعدها در زبان های اروپایی کلمه مشتق از معنی علم النفس یا روانشناسی می دهد. همچنین در اشتقاق لغات به یک کلمه دیگر لاتینی می رسیم که عبارت است از «پنوتو» که معنی (هوا) می دهد. و به معنی (روح) به کار رفته و در فلسفه کلمه ای از آن آمده که عبارت است از پنوتولوژی به معنی «علم روح».
در بیـان اینکه روح با هوا در نظر قدیمی ها وجه اشتراکی داشته اند یک لغت دیگر به کمک می آید و آن کلمه «دریح» به معنی باد است. که از نظر تلفظ با روح مناسبتی دارد. و این لغت ریشه عربی دارد. و به عربی وارد شده. خلاصه این مطلب، آنکه اسنان های اولیه با توسل به اندیشه و تجربه دریافتند که جسم انسان یک عنصر مادی است ولی زندگی، یک امر غیر مادی و چیزی است به سبک و هوائی مثل باد. (۱)
همین اندیشه انسان را به ادراک (روح) رهبری کرد و در این مرحله هم، مثل هر مسأله دیگر کم کم به مدارج ترقی رسید.

وجود روح از دیدگاه انسان های اولیه
۱-    انسان از همان مراحل بدویت متوجه شد که گردا شده و نگهدارنده ی بدن چیزی است غیر مادی و از همان جا بود که برای آن تعبیرات و تشبیهاتی آورد.
۲-    به این کشف قانع نشد و به هر نسبت که در فکرش پیشرفت حاصل آمد و فهمیده تر و متفکرتر شد به یک مسئله دیگر اندیشید و آن اینکه گرداننده بدن هر اسمی که داشته باشد و هر مشخصاتی که دارا باشد، ابدی است و این فکر به طور خیلی ساده در ذهنش حلول کرد و بیدار شد. اما طول این مسأله فکر انسان به خاطر خوابها و رویاهایی بود که می دید و در بیداری آنها را نمی دید و این امر آدمی را به اندیشه فرو می برد که علت و منشأ چنین امری را دریابد. گاهی به خاطرش می رسید که این خواب و عوالم آن، مربوط به روح است که در جسدش دمیده و مستقل از بدن است. بر اثر این طرز فکر، بین جدا شدن روح از جسم در دو حالت مقارنه و پیوستگی می دید، ژیکی خواب و دیگری مرگ. به عبارت دیگر بر او ثابت می شد که روح بدن مرده را ترک می کند. همان طور که از بدن شخص در حالت خواب به بدن بازمی گردد. ولی پس از مرگ بازگشتی نیست. از همین جا انسان ابتدایی با عقل و خردی که خداوند به او داده بود، کم کم به یک مسأله پی برد و آن عبارت بود از: بقای روح؛ با پی بردن انسان به بقای روح متوجه شدند که بین روح و جسم هر کسی حتی پس از مرگ او رابطه ای است و ارواح در همان حفره ای که اموات به خاک سپرده شدند در کنار اجساد به سر می برند و حتی عقیده پیدا کردند که گاهی روح هر کسی به محل هایی مانند خانه او رفت و آمد می کند و از این رو بستگان هر کس بعد از مرگ او وظیفه داشتند در خانه را تا مدتی بعد از مردنش بار بگذارند که مانع ورود روح به خانه اش نشوند. بدین طریق بود که انسان های اولیه نه تنها برار هر موجود زنده ای روح می شناختند و کارشان به عبادت روح رسیده بود، بلکه کم کم معتقد شدند که در دنیا هر چیزی که حرکت می کند و جنبشی دارد، دارای روح است و نیز عامل حرکت اشیاء بیجان روح می باشد. مثلا می گفتند درخت ها بعد از خشک شدن، باز سبز می شوند و این دلیل برداشتن روح است. حتی حرکاتی که ب برگها و شاخه ها به هر علتی وارد می شود. اگرچه از راه باد می باشد باز علتش روح است. رودخانه ها که بین صخره ها به حرکت می آیند.
صریح ترین جمله درباره روح آیه ای است که متن آن این است . « یسالونک عن الروح ، قل الروح من امرربی » از ظاهر آیه چنین استنباط می شود که روح امری است که هیچ کس نمی تواند از حقیقت ونوع و چگونگی آن آگاه شود تنها خداست که ازآن اطلاع دارد. وآن را می شناسد .
ولی گفته اند : چنین استنباطی آن چنان درست هم نیست چون خداوند می فرماید : روح از امور خدایی است یعنی مربوط به خدای بزرگ است ولی در پایان یا در متن آیه تصریح نشده که انسان حق ندارد . ونباید ویا نمی تواند درباره روح به تحقیق بپردازد وکوشش کند آن را بشناسد ویا اینکه روح برای همیشه درنزد بشر یک امر مرموز ونشناخته وعجیب باقی خواهد ماند . در قرآن مجید ، همچنین از نفس که خود در معرفت از روح بحث مفصلی دارد. سخن ها گفته شده .
باز در مورد روح خداوند به هنگامی که سخن از آدم به میان می آورد ، می گوید : «ونفخت فیه من روحی» پس روح  خدایی در میان آدمیان ومیده شده وروح خدا است که موجب زندگی افراد است . وهمچنین پیامبر اسلام ، بارها سخن از عدالتی روحانی وخارج از حدود چشم وگوش انسان به میان آورده وبه طور مثال فرموده است «لی مع الله لا یحتملها ملک مقرب ولا نبی مرسل » : وبنابراین چنین فهمیده می شود که پیامبر می گوید از عوالم مخصوصی که آدمیان از آن بی خبرند ، خبر وارد والبته منظور عالم غیب وشهود : وامثال اینها مسئله معراج یعنی صعود پیامبر به آسمان ولقاد ذات خداوند ودریافت عوالم معنوی وغیر مادی نیز چیزی است که باروحانیت وعوالم غیبی ومسائلی که از دید و قدرت ودریافت انسان خارج است ، ارتباط دارد.
به هر حال شاید : بیش از هر چیز در قرآن واحادیث پیامبر (ص) وائمه (ع) سخن از روح و نفس وقیامت وعالم دیگر به میان آمده باشد . در مقام دلیل بر اینکه جز آن چه می بینیم واحساس می کنیم عوالم وچیز های دیگری نیز وجود دارد سراسر قرآن واقوال پیامبر و امامان پراز دلایل متقن است که نمی توان همه رادر این جا نقل کرد ، تنها کافی است یک دلیل که خود با سه دلیل همراه است از یکی از پیشوایان دین ذکر شود . او می گوید : به سه دلیل عالم دیگر وجود دارد . ودنیا ومخلوقات آن منحصر به همین عناصر حس کردنی نیست . یکی از دلایل عالم روحانیت است که بسیار سابقه دارد به این معنی که اگر کسی از علائق مادی بگسلد ووارد عوالم روحانی شود . دلیل دوم بر وجود عالمی مارا خواب دانستند چنان که دراین نشاه آدمی به مسیر وحرکت می پردازد معاشرتها می کند چیزهای می بیند وبه عواملی وارد میشود که در بیداری مشاهده آن محال است .ولی دراین حال از جای خود حرکت نکرده ودر رختخواب بسر می برد . پس لابر عالمی جز عالم تن وجود دارد که شد حض می تواند به آن پا می نهد و وجود خود راازیاد می برد. وباز به عالم خود باز گردد. دلیل سوم دریافت علم ودانش است به این معنی که دریافتها واندیشه ها ، هیچ یک از امور مادی وزمینی مقصود نمی شود.
مثلاً غذا نیستند که شخص بخورد ویا چیزی لمس کردنی ودیدنی نمی باشد با این حال ، فردی که در ده آنها ست به همه می رسد . و بر معلومات خود می افزاید . بادی ، اسلام می گوید: (تن) چیز دیگری است و (روح) چیز دیگر ، این دو بهم وابسته اند ودر عین حال از هم جدا … روح در بدن جای دارد وبه هنگام رسیدن اجل محتوم از آن مفارقت می کند . واذا جاء اجلهم لا یستقدمون ساعه ولا یستاخرون . از نظر اسلام روح را عزرائیل یا ملک الموت به هنگام مردن قبض می کند یعنی این فرشته ماموراست که موقع مردن هر فرد ، جانش را بستاند واین سرنوشت از آغاز معین شده ومسافتی طی می کنندراهنما وبه حرکت در آورنده آنها روح است :
همین طور دریا با آن امواج خروشان ومتحرک روح دارد. وخلاصه حرکت در اشیاء پیا نمی شود مگر اینکه پای روح در میان باشد . حتی در این مورد کار را به افراط کشاندند وبطور مثال اگر سنگی از کوه رها می شود وبه زمین سقوط می کرد ، همین حرکت آن از بالا به پایین را دلیل برداشتن روح می دانستند ، یک دلیل از نظرآنها ، کوه آتش فشان بود که می دیدند گاهی طغیان می کند ، از آن دود به آسمان می رود واجسام مذاب را به اطراف پراکنده می سازد وبه هنگام آتش فشانی صداهایی از آن به گوش م یرسد . از نظر آنها ای ، دلیل بر آن بود که کوه روحی دارد.
حتی بیابان ها هم بعقیده آنها روح داشتند ودلیلشان ریگ های روان بود که «حرکت می کردند»وصدای باد که این ریگها را به حرکت در می آورد ، در واقع صدای ارواح بیابان ها بود.

اسلام وروح :
در اسلام نیز راجع به روح بحث های بسیاری پیش آمده قرآن کریم بارها کلمه «روح» اگر به میان کشیده همچنانکه از «نفس »سخن گفته واشارات بسیار به عالم غیب وآخرت وجن ومانند اینها دارد.
کسی را که در برابر آن چاره ای جز تسلیم نیست . پس از مرگ ، درست است که تن آدمی می پوسد واز میان می رود وجز استخوان چیزی از آن باقی نمی ماند ولی روح او تا ابد زنده است پس روح عنصری است جاوید که می توان با گرویدن به خدا وبا پیروی از تعالیم پیشوایان دین وهمچنین با نیکوکاری واجتناب از بن ها موجب صفا وشادی آن شد وپس از مرگ هم ، تا وقتی که روز رستاخیز می رسد ارواح مراحل کمال دارند ودر دنیایی جز دنیای مادی به سیر وارتقاء می رسند وبنابراین یک مسلمان حق ندارد پس از مرگ کسی را او بد بگوید : هر چند او در زندگی فرد شایسته ای نبوده باشد.
بیماریهای روح :
در مقام مقایسه جسم وروح بزرگان گفته اند همان طور که بدن دچار بیماری می شود روح نیز بیماریهایی دارد که عبارتند از صفات بد ، اخلاق رذیله ، بد اندیشی وبد کرداری ، حسد ، کینه ، خشم و امور نفسانی دیگر که روح را خسته وفرسوده وفاسد می سازد . برای این بیماری ها ، معالجه ای که در نظر گرفته شده اجتناب از بدن ها وخدمت به خلق واعتقاد راسخ به دین و توسل به خداوند و بی توجهی به امور دنیا است.  که یک فرد مؤمن و مسلمان را رستگار می کند.
مرگ از دو دیدگاه :
بی شک یکی از واقعیت های بزرگ زندگی مرگ است . در طول اعصار وقرون این پدیده توجه بشر را به خود جلب کرده وبه موضع گیری ها ی گوناگون واداشته . به طور کلی می توان دو دیدگاه عمده ای درباره مرگ تشخیص داد :
۱-    دیدگاه کسانی که یا مرگ را پایان بخش زندگی انسان می دانند ، ویا به علت غوطه ور شدن در هوسها همه ارزشهای انسانی را زیر پا گذارده ودنیا را معبود و معشوق خود قرار داده اند . این هر دو دسته مرگ را نا گوار می دانند و از آن هراس دارند. برای آنها مرگ پایان همه چیز است .
۲-    دیدگاه دیگر ، دیدگاه الهیون است . از این دیدگاه ،ئ مرگ پایان بخش دفتر زندگی نیست ، بلکه غروب از یک جهان وطلوع در جهان دیگر است . مرگ نسبت به دنیا مرگ است و نسبت به جهان پس  از دنیا تولد در نتیجه ، آدمی مطلق ندارد.
۳-    پیامبر اسلام (ص) فرمودند :
« برای بقا خلق شده اید نه برای نابودی وفنا ، وبا مرگ تنها از عالمی به عالم دیگر منتقل می شوید.»
روح از دیدگاه قر آن :
قرآن برای مرگ وقبض روح انسان تعبیر خاصی به کار برده است که نشان دهنده غیر مادی بودن روح است .
قرآن در حدود بیست مورد از مرگ تعبیر به «توفی» نموده وفرموده است خداوند یا مأمورین او انسان را هنگام مرگ «توفی»می کند.
توفی در لغت یعنی دریافت چیزی بی آنکه کوچکترین نقصانی در آن روی وهر یا چیزی از آن بر جای ماند . وقتی گفته می شود وکسی تمام حق خود را توفی نموده واستیهای حق ، منظور این است که تمام حق خود را بی کم وکاست ، دریافت نمود.
آیه : « وگفتند آنگاه ما که (با مرگ )در زمین نا پدید شدیم آیا دوباره آفریده خواهیم شد ؟ حقیقت این است که آنها (ازروی غیا و) ملاقات پروردگار خویش را انکار می کنند . بگو فرشته مرگ که بر شما گماشته شوه ، جان شما را هنگام مرگ می گیرد پس به سوی پروردگار تان باز گردانده می شوید. »
آیا شما نیز که مکالمه انسان را در زمین مگ وبعد از آن با مامورین الهی بیان می کند ونیز آیه بالا مؤیداین مطلب است .
حیات در عالم برزخ :
البته مسلم است که درک خصوصیات عالم برزخ برای کسی که در این جهان مادی زندگی می کند به طور کامل امکان پذیر نیست . انسان از واقعیات اموری می تواند به طور کامل آگاه گردد که در محدوده زندگی او قرار گیرد و چون جهان برزخ جنبه مادی نداشته واز جهات بسیاری با عالم ماده تفاوتهای اساسی دارد، انسان ار درک کامل آن ناتوان است .
آنچه مادربتره خصوصیات جهان برزخ با توجه به دلایل عقلی و تعالیم رسیده از پیشوایان اسلام می دانیم ، این است که عالم برزخ جنبه مادی نداردو اگر چه از جهاتی چند شبیه این عالم است ولی از جهات دیگر به کلی با آن تفاوت دارد و نظامی غیر از نظام این عالم بر آن حاکم است . چون عالم برزخ بسیاری از محدودت های عالم مان را ندارد از گستردگی و عظمت و صف ناپذیری بر خوردار است . در توصیف وسعت و عظمت عالم برزخ در بعضی از روایات از نظر کمک به فهم مطلب ، گفته شده است که تمامی زمین و آسمان ها در برابر آن همچون حلقه ای است در بیابان ! همچنین ، عالم برزخ نسبت به عالم ماده تشبیه شده است به عالم خارج نسبت به محیط داخل رحم ، زیر از مانی که چنین در محیط محدود به رحم به سر می برد. قادر به درک جهان خارج و وسعت و گستردگی آن نیست.

جهان در آستانه قیامت :
آنچه از آیات قرآنی در باره قیامت فهمیده می شود این است که مقارن بر پایی قیامت ، انقلاب و دگرگونی بس بزرگی است که در سرتاسر جهان واقع می شود وبه فرمان خدا تمام موجودات زنده این جهان می میرند . در این میان در سرتاسر آسمان وزمین نیز تحولی عظیم واقع می شود. با زلزله ای هولناک زمین و کوهها خرد و متلاشی می شوند و بنای آسمان سست شده ودر هم می شکافد و واقعه بزرگ به وقوع می پیوندد. در این هنگام ، آفتاب در هم پیچیده می شود و ستارگان فرو می ریزند . کوهها چون پشم زرد شده متلاشی می گردند و مانند ذرات گرد در هوا پراکنده می شوند.
سپس بار دیگر فرمان خدا صادر می شود و تمامی مردم به قدرت خدا از دل ذرات خاک خارج می شوند ودر عرصه محشر نظاره گر واقعه ای بس عظیم وپر هیبت می شوند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب فلسفه حقیقت انسان

133,084 views

بازدید

دانلود کتاب فلسفه حقیقت انسان
۲٫۶۷ (۵۳٫۳۳%) ۳ votes

کتاب رایگان فلسفه حقیقت انسان
«در بند آن‌ باش‌ که‌ من‌ کیم‌ و چه‌ جوهرم‌؟ و به‌ چه‌ آمدم‌ و به‌ کجا می‌روم‌؟ و اصل‌ من‌ از کجاست‌؟ و این‌ ساعت‌ در چه‌ام‌؟ و روی‌ به‌چه‌ دارم‌؟»

برای‌ شناخت‌ هر موضوعی‌ در ابتدا باید آن‌ را درست‌ و دقیق‌ مطرح ‌کرد؛ چرا که‌ یکی‌ از اشکالات‌ اساسی‌ در شناخت‌ پدیده‌ها و امور مختلف‌عدم‌ طرح‌ صحیح‌ آنها می‌باشد. برای‌ شناخت‌ فلسفه‌ خلقت‌ نیز باید در ابتدا علل‌ و انگیزه‌هایی‌ را که‌ موجب‌ می‌شوند، انسان‌ از فلسفه‌ حیات‌ سوال‌ کند مورد بررسی‌ قرار داد تا به‌ طرح‌ دقیق‌ این‌ موضوع‌ توفیق‌ پیدا کرد.

اگر بگوییم‌ که‌ اکثر آنهایی‌ که‌ درباره‌ فلسفه‌ خلقت‌  و هدف‌ زندگی ‌اندیشیده‌اند، اما راه‌ به‌ جایی‌ نبرده‌اند بیشتر به‌ این‌ سبب‌ بوده‌ که‌ مسئله‌ را درست‌ مطرح‌ نکرده‌اند سخنی‌ به‌ گزاف‌ نگفته‌ایم‌. در اینجا به‌ بررسی‌ این‌ موضوع‌ می‌پردازیم‌ که‌ در چه‌ شرایطی‌ سؤال‌ از فلسفه‌ خلقت‌ برای‌ انسانها مطرح‌ می‌شود و در چه‌ صورتی‌ سؤال‌ از آن‌ پاسخ‌ منطقی‌ پیدا می‌کند؟!

کتاب حاضر که از انتشارات کانون اندیشه جوان است قصد دارد به این مهم بپردازد. این مجموعه شامل بخش های زیر می باشد:

 

– طرح‌ سؤال‌

– انگیزه‌های‌ سؤال‌ از فلسفه‌ خلقت‌

– دیدگاهها

– فلسفه‌ پوچی‌ و علل‌ گرایش‌ به‌ آن

– ارزیابی‌ فلسفه‌ پوچی‌

– ارزش‌ حیات‌ در قرآن‌

– جلوه‌ پوچ‌ حیات‌

– جلوه‌ حقیقی‌ حیات‌

– غایتداری‌ در هستی‌

– هدفداری‌ و غایت‌ از نظر حُکما

– هدفداری‌ آفرینش‌ در قرآن‌

– تفسیر کلمه‌ هدف‌

 1. تصور و اندیشه‌ و اشتیاِ پیرامون‌ فعل‌ و غایت‌

 2. تحقق‌ فعل‌ در عالم‌ هستی‌

 3. تحقق‌ غایت‌

– صفت‌ حکمت‌ در خدا

– فلسفه‌ آفرینش‌ از دیدگاه‌ عرفان‌، فلسفه‌ و کلام‌

– نظریه‌ عرفا

– نظریه‌ فلاسفه‌

– پاسخ‌ یک‌ اشکال‌

– نظریه‌ متکلمان‌

– دیدگاه‌ ملاصدرا

– هدف‌ آفرینش‌ از دیدگاه‌ قرآن‌

– پیامبر و امام‌، هدف‌ خلقت‌

– عبادت‌ چیست‌؟

– قرب‌ ربوبی‌

– جهان‌ آفرینش‌ به‌ سوی‌ کمال‌


4+

نويسنده / مترجم : عبد الله نصری
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 460 كيلوبايت
نوع فايل : exe
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب فلسفه حقیقت انسان
2.67 (53.33%) 3 votes



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد