خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

مقایسه دیه مذکر و مونث در دین اسلام

228 views

بازدید

مقایسه دیه مذکر و مونث در دین اسلام
۴٫۶۷ (۹۳٫۳۳%) ۶ votes

مقایسه دیه زن و مرد در دین اسلام

مقایسه تفاوت دیه ی زن و مرد در دین اسلام
دیه ی زن و مرد در اسلام متفاوت است. روایات متعدّدی از ائمه معصومین (علیهم السلام) و در پی آن فتاوای فقها دلالت می کند بر این که دیه ی زن نصف دیه ی مرد است. دیه ی مرد در اسلام معادل هزار دینار طلا یا ده هزار درهم نقره یا صد رأس شتر یا دویست رأس گاو یا هزار رأس گوسفند است و میزان دیه ی زن نصف این مقدار است.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
مقایسه دیه مذکر و مونث در دین اسلام
4.67 (93.33%) 6 votes

دانلود کتاب در جستجوی حق انتخاب

934 views

بازدید

دانلود کتاب در جستجوی حق انتخاب
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

دانلود رایگان کتاب در جستجوی حق انتخاب

درباره اثر: “این کتاب راهنما با تشریک مساعی سازمان بین‌المللی آموزش و همکاری زنان و سازمان‌های شریک آن، انجمن دمکراتیک زنان مراکش (ADFM)، سازمان تأمین حقوق انسانی زنان، بائوباب (BAOBAB) در نیجریه و کمیته امور حقوقی زنان (WATC) در فلسطین تهیه شده است. هدف اصلی ما، بهره‌جویی از متخصصان سه قاره جهان به منظور تهیه یک کتاب راهنما بود که بتواند بینشی مشترک و منسجم پیرامون رهبری زنان، هماهنگ‌سازی عقاید مختلف و اهداف گوناگون آنان ارائه دهد.
در جست و جوی حق انتخاب: آموزه های رهبری برای زنان معرف دیدگاه‌های شمار بسیاری از زنان و محصول همکاری و رایزنی سازمان‌های غیر دولتی، مدیران، کارمندان و همچنین محققان، رهبران سیاسی، حقوقدانان و متخصصان بیش از ۱۵ کشور جهان است.

کتاب درجستجوی حق انتخاب یک کتاب راهنمای سرنمون است که برای استفاده در کارگاه های محلی در آفریقا، آسیا و خاورمیانه تنظیم و تهیه شده است.
سرپرستان کارگاه‌های هر محل وظیفه سازگار کردن کتاب راهنما را با مقتضیات جامعه خود برعهده می گیرند. برای انجام این وظیفه آنان محتوای کتاب را با توجه به شرایط محل به محک آزمایش می گذارند و سناریوهای تازه قابل استفاده برای شرکت‌کنندگان در کارگاه را با محتوای کتاب می آمیزند. نسخه‌های نهایی کتاب‌های راهنمای رهبری که از لحاظ زبان/ اصطلاحات زبانی، فرهنگ و تم‌های مورد بحث م تناسب با نیازها و مقتضیات فرهنگی هر کشورند، ابزار آموزشی مناسبی به شمار می‌روند و زنان می‌توانند به منظور گسترش و بهبود شیوه‌های رهبری از آنها استفاده کنند. مفاهیم و تمرینهای آموزشی این کتاب راهنما بر ۴ اصل استوار است . اولین اصل این است که در اکثر جوامع ، مردان سلطه گرند و زنان تابع و سلطه پذیر . اصل دوم این است که با ایجاد موازنه قدرت میان مردان و زنان ، نه تنها زنان بلکه کل جامعه از نظر سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی بهره مند خواهد شد . اصل سوم این است که یک رهبری مناسب آن نوع رهبری است که در خدمت زنان و مردان ، فقرا و ثروتمندان ، ضعیفان و قدرتمندان بطور یکسان قرار گیرد ، یعنی فراگیر و برابری طلب باشد . اصل چهارم این است که رهبری فراگیر ، افقی و دموکراتیک از راه ایجاد شبکه ارتباطی موثر با دیگران ممکن می شود .


2+

نويسنده / مترجم : مهناز افخمی / آن آیزنبرگ / هاله وزیری
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 1.7 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 197

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب در جستجوی حق انتخاب
5 (100%) 1 vote

فمینیسم نفسانی غرب یا مشارکت همه جانبه اسلام

241 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
۱- دیالکتیک فمینیسمی از دیدگاه جامعه شناسی :دانش و معرفت موجود در جامعه همیشه ساخته و پرداخته موقعیتهای اجتماعی و منافع اجتماعی سازندگان آن است . به عبارت دیگر انسان بنا بر موقعیتها و تجارب و منافع گوناگون ، جهان بینی متفاوتی (نسبت به دیگران که دارای موقعیت تجارب و منافع متفاوت است ) دارد. واقعیت اجتماعی از دیدگاه فمینیستی سعی در درک معرفت مربوط به واقعیت اجتماعی دارد . واقعیت اجتماعی که همواره جنبه کلی ندارد ، بلکه همواره قسمتی از واقعیت است که خود را نمایان می سازد . واقعیتی که نیرو و قدرت حامیان آن ، برنده استدلال را تعیین می کنند . جامعه شناسی می خواهد بداند مردم با واقعیت های اجتماعی چگونه برخورد می کنند ، آنها را چگونه درک و توجیه می کنند ، تعامل مردم با پذیرش آن در جامعه چگونه است. جامعه شناسان فمینیستی به خوبی از این حقیقت آگاهی دارند که دیدگاههای مسلط در هر جامعه زاده و پرداخته افکار حاکم یا طبقه حاکم آن عصر است .

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

آیا فرار از پرداخت مهریه از مصادیق کلاهبرداری نیست؟؟

193 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
یکی از معضلات اجتماعی که چندیست گریبان جامعه ما را گرفته و متاسفانه تا کنون هیچ برنامه جدی برای مهار و یا حداقل کنترل آن انجام نشده ، و بنظر می رسد نیاز به یکسری فرهنگ سازی های همه جانبه در خصوص آن خواهیم داشت ، بحث مهریه و نحوه تخصیص و پرداخت آن می باشد

به جرات می توان گفت با شرایط اقتصادی موجود و تغییرات محسوس در نحوه نگرش جامعه به ارزشها و ضد ارزشها و فاصله گیری با فرهنگ غنی امامان معصوم ( ع ) و ترس جوانان از ورود به مساله ازدواج ، فارغ از بحث این مقال برآن شدیم تا با بازنگری فلسفه مهریه در اسلام و روشن نمودن برخی زوایای پیدا و پنهان آن نسبت به موضوعات پیچیده ای که در کنار اخذ آن در مراجع قضایی بعضا گذرانده می شود ، خلا ء های قانونی موجود را به بوته تقد وارد نماییم …..


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب

221 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
آسیب شناسی جایگاه شغلی زنان ایرانی بررسی موانع فرهنگی و قانونی مشارکت زنان علی رغم چندگانگی وظائف و تعدد نقش های زنان در جامعه منزلت این نقش برابر نیست چرا که نقش زن به عنوان همسر ، مادر ، و کدبانو در کفه تراز و سنگین تر به نظر رسیده و یا با ارج تر شمرده می شود .
      در حقیقت اگر در مورد استقلال مردان عوامل جمعیتی مثل ساختار سنی جمعیت ، روند مهاجرت ، میزان رشد جمعیت و میزان عرضه و تقاضای نیروی کار تعیین کننده است ، در علمی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی است .
در بین عمده موانعی که پیرامون مشارکت زنان وجود دارد چند عاول را به اختصار مورد اشاره قرار می دهیم.
عوامل تبلیغاتی:
۱- نگرش های سلطه جویانه نسبت به زن ، مشاغل تراز بالای علوم مدیریتی  و … را در انحصار مردان درآورده است . علی رغم اینکه افزایش میزان مشارکت و تصحیح الگوی مشارکت زنان ضمانت اجرایی نیافته است . بطوری که زنان در جامعه امروزی الگوی جذابی از زنان مدیر و مدبر در اختیار ندارند تا در پی خودسازی و کسب موفقیت های برتر بشتابند جداسازی زنان و مردان در محیط کاری تحت عنوان یا بهانه حفظ عفت ، پاکی و تقدس محیطی را باعث می شود تا امکانات لاز برای افزایش سطح تخصصی و دانش حرفه ای و اجتماعی زنان به صفر برسد در حالی که رشد فرهنگی در نظر باشد باید با کار فرهنگی و اعمال حداقل فشار بر زنان ، محیط را پاکیزه نگاه داشت.
در طی سال های اخیر ، تأثیرات و تبلیغات گسترده ای بر نقش غیر اقتصادی زنان انجام شده است . این تبلیغات با توجه به ذهنیت ها و باورهای همسویی که ریشه های عمیق و دیرینه دارد ، باعث شده مسئولان و مدیران تا آنجا که می توانند از بکارگیری زنان به تعبیر سلیقه ای از قوانین و مقررات خودداری ورزند . ضمناً خود زنان تحت تأثیر انواع تبلیغات در رفتار اجتماعی خود به شدت گرفتار وسواس و تردید شده اند و برای حضور ، آمادگی لازم ندارند . آنها حتی نمی دانند درجه وقار و متانت زن در شرایطی که زن و مرد باید در محیط علمی و تخصصی آموزش ، تشریک مساعی کنند ، چگونه ارزیابی می شود و این باعث می شود که زنان غالباً در محافل علمی ، آموزشی  شغلی ساکت نشسته و از ترس خدشه دار شدن متانت و وقار در بحث ها مشارکت نکنند و تابع بی چون و چرای سلیقه ها و عقاید مردانه باشند .
حجاب  :
        از دیرباز زنان ایرانی از لحاظ نوع لباس ، پوشش کامل و اراسته ای داشته اند . تصویر لوح ها و کتیبه هایی که از زمان هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان بر جای مانده است ، لباس زنان و مردان پوشیده و نسبت به یکدیگر یکسان بوده است .لباس آنها گشاد و بلند و آستین دار و پایین لباس بعضی از خانم ها چین دار بوده است . زنان و مردان دارای شلوار بوده اند . خانم ها از پوششی مانند روسری بهره می جسته ا ند . پس پوشیدگی زنان و مردان ایرانی به گسترش اسلام در ایران بستگی نداشته و به گذشته های کهن ما بر می گردد .
حد پوشش از نظر برخی مراجع :
          قرآن آیه ۳۱ ، ۳۰ سوره نور به مردان مومن بگو : دیدگان فرو بخوابانند . دامن ها حفظ کنند این برای شما پاکیزه تر است .
خدا به آنچه می کنید آگاه است . به زنان مومنه بگو : دیدگان فرو خوابانند و دامن های خویش را حفظ کنند و زیور خویش را آشکار نکنند مگر آنچه پیداست . سر پوش های خویش را بر گریبان بزنند زیور خویش را آشکار نکنند مگر برای شوهران یا پدران یا پدر شوهران یا پسران یا پسر شوهران یا برادران یا بردادرزادگان یا خواهر زادگان یا زنان یا پدرشوهران یا برادران یا بردارزادگان یا خواهرزادگان یا زنان یا مملوکاتشان یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند . پای بر زمین نکوبند که زیورهای مخفی شان دانسته شود .
امام خمینی پوشش تمام بدن بحز وجه و کفین برای زنان واجب است .
آیت صانعی ( مسأله ۲۴۳۷ ) زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند .
کیفیت پوشش  :
         زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبانهایشان باز بود . دور گردن و سینه را نمی پوشانید و روسری هایی که روی سر خود می انداختند ، از پشت سر می آویختند قهراً گوش ها و گوشواره ها و جلو سینه و گردن نمایان می شد . این آیه دستور می دهد که باید قسمت آویخته همان روسری ها را از اطراف روی سینه و گریبان خود بیفکنند تا این قسمت را بپوشاند .
ابن عباس در تفسیر این جمله گفته است : زنان مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشانند .
در تفسیر کافی نیز به این جمله اشاره شده است .
کشورهای عربی به علت اینکه در نواحی گرمسیری زمین  واقع شده اند استفاده از رنگ سفید در آنها شایع است اما ایران سرزمین چهار فصلی بوده که هر فصل سال آن لباس متناسب خود را می طلبد .
 نوع فرهنگ و سنت بومی ایران نیز با سایر اقوام متفاوت بوده است و در نتیجه لباس این قوم نیز با سایر اقوام فرق داشته است .
همان طور که گفتیم لباس ایرانیان گشاد و بلند و متناسب با بافت جغرافیایی و زندگی آن زمان بهترین پوشش بوده است . ولی امروزه شهرها و کشورهایی که خود را با زندگی ماشینی همسان ساخته اند . لباسشان نیز تغییر کرده است و متناسب با نیازهای امروزی بشری شده است . ( اگر جامعه خود را در نظر بگیریم دیگر مردان همگی عبا نمی پوشند . ولی در این میان لباس زنان ایرانی بر سر چند راهی گرفتار مانده است . بالاخره مردم نمی دانند کدام یک ارزش و کدام یک ضد ارزش است نمی دانند به چه رنگی لباس بپوشند یا چه مدلی را بر گزینند که نه وصله بی ایمانی به آن بچسبد و نه وصله غرب زده بودن و جزو دارو دسته ای بودن ! عده ای از خانم ها چادر و عده ای مانتو می پوشند . البته استفاده از چادر مشکلات زیادی دارد که می توان به چند نمونه از آنها اشاره کرد . دست و پا گیر ، نامناسب برای آب و هوای ایران و رنگ چادر ، چرا رنگ چادر سیاه است مگر نه این است که رنگ لباس عباسیان است ؟
 ایرانیان در گذشته نه چندان دور تنها در مراسم  عزا و سوگوری ائمه معصومین و یا فوت بزرگی از بزرگان و رجال از این رنگ در پوشش استفاده می کردند و دستور و آئین نامه هایی بر پوشیدن لباس های تیره تأکید دارد معلوم نیست چه کسی پایه این گفته نامعقول را بنیان نهاده که وقتی سؤال می شود این قانون بر اساس چه دلیل منطقی است . کسی نه پاسخی می گوید و نه صاحب این نظریه را معرفی می کنند که به مردم جواب دهد .
         چادر سیاه در شب خطر آفرین است به عنوان نمونه در سال ۱۳۷۱ در شام غریبان در یکی از شهرهای آذربایجان یک کامیون تعدادی از خانم ها را زیر گرفت که منجر به کشته شدن ۱۶ تا ۱۷ نفر از آنان گشت . این راننده نه مست بود و نه خواب رفته بود . بلکه چشم او عزادارن را که همگی چادر بر سر داشتند ندیده بود . این مشکل برای تمام خانواده های ایرانی وجود دارد . چه چادر مشکی و چه مانتو مشکی .
البته بیشتر خانواده ها افراد عادی و معمولی هستند و اینکه چادر می پوشند یا مانتو ، فرقی برایشان  نمی کند و انتخاب یکی از آنها بیشتر بر حس عادت به شمار می رود . اما در این میان بعضی از آنها که چادر می پوشند دیگران را قبول ندارند و برعکس . برخی که مانتو می پوشند چادر را قبول ندارند از همه بدتر زمانی است که این مردم برای انجام امور کاری و اداری به سازمان ها  و ادارت دولتی و خصوصی رفت و آمد می کنند زیرا بر حسب ظاهرشان که چه نوع پوششی دارند با عکس العمل های متفاوتی روبرو می شوند . انسان می ماند که باید چگونه با آنها برخورد کند واقعیت این است که پوشش برای بانوان ایرانی باید ضمن اینکه مانع فعالیت ها و زندگی او نباشد دارای زیبایی نیز باشد . اگر در میان کشورهای اسلامی نگاهی گذرا داشته باشیم ، کشورهایی که سعی در پیشرفت تکنولوژی داشته اند مانند مالزی ، اندونزی ، و لبنان بانون ضمن حفظ شئونات اسلامی و زیبایی و رنگ متنوع ، دست و پا گیر نمی باشد به طور مثال در لبنان حجاب زنان به شکل های مختلفی از جمله پیراهن بلند در رنگ های مختلف با روسری ، کت و دامن با روسری یا حتی کت و شلوار گشاد با روسری می باشد . همچنین در مالزی و کشورهای جنوب شرقی آسیا حجاب زنان به صورت بلوزی بلند با شلوار و روسری بلند یا بلوز دامن و روسری می باشد . این نوع پوشش ها زندگی در پناه شرع را برای بانوان به ارمغان می آورد .
 عوامل جنسیتی   :
۱- بنا بر سنت های خاص این جامعه که بر طبق آن زن فقط برای خانه تربیت شده و مرد برای بیرون از خانه ، از ابتدا پسر و دختر از هم متمایز می شوند و هر یک ارزش خاص می یابند . این امر باعث می شود جامعه ای دوگانه آفریده شود که در آن زن و مرد بودن با خصایلی بسیار جدا شکل گرفته شود که نتیجه طبیعی آن دور ماندن از جامعه ، خانه و عرصه های اجتماعی خواهد بود و در نهایت به پیدایش دو انسان حاکم و محکوم منجر می شود .
زنان در طی سالهای اخیر ، شاهد شدت یافتن رفتار و بینش مرد سالار در محیط های کاری بوده اند و یقین حاصل کرده اند که در این جامعه احراز مسئولیت ها از فنون مطلقه مردان است ، انگیزه و متانت و خودیابی در وجودشان مرده است و فقط برای امرار معاش و استفاده از حقوق بازنشستگی در دوران پیری کار می کنند و آنها رشد شخصیتی و علمی را در میدان کار از برنامه خود حذف کرده اند و در نتیجه اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و در واقع زنان و مردان بر این عقیده اند که بهتر است زنان خانه داری کنند بنابراین تحت این شرایط فرهنگی که زنان نیز تابع طرز فکر مردسالاری هستند مشارکت خود انگیخته زنان در امور ، دشوار و بلکه محال است .
۲- نحوه استخدام ، وقتی که فرصتهای برابر شغلی وجود دارد . تنها آن دسته از زنانی استخدام  می شوند که واجد تحصیلات و دانش بالاتر از مردان همکار خود هستند . این در حالی است که زنان از ورود به بسیاری از رشته های دانشگاهی محرومند .
۳- ارتقای مقام مدیران : مدیران به جای آنکه مبنای گزینش نیروری انسانی را استعدادها ، توانایی ها و لیاقت افراد و تجربه و هوشمندی و در یک کلمه شایسته سالاری قرار دهند . اساس کار را بر جنسیت قرار می دهند و زنان فراتر از حد چارچوب کاری اشان اجازه رشد نمی یابند و اساساً به مجریان صرف امور تبدیل شدند . کاهش مأموریت های عملی زنان در داخل و خارج  کشور طی سال های اخیر ، بالا بردن دستمزد و پاداش و مزایای مردان در ازای کار برابر با زنان از عواملی است که زنان را نسبت به ادامه کارشان دلسرد می کند . عامل مهمتر این که در مواقع بحران و رکود . این زنان هستند که زودتر اخراج می شوند .
۴- وجود برخی قوانین که بیشتر عرفی هستند تا شرعی آیا زن باید برای فعالیت های اجتماعی از مرد اجازه بگیرد ؟ به گفته فریبا ابطحی مفسر در قرآن نیامده که زن برای برقراری روابط اجتماعی و انسانی خود نیاز به اجازه مرد دارد و این عرف تفسیر های شخصی افرادی است که طی سالیان آن را به صورت حکم درآورده اند و دست و پای قانونمندان را بسته اند .
تبصره یک ماده سه قانون اعزام به خارج از کشور می گوید : « زنان لیسانس و بالاتر با توجه به ضوابط مندرج در این قانون تنها در صورتی که ازدواج کرده باشند و در معیت همسر خویش باشند می توانند داوطلب اعزام شوند » این قانون زنان را در درجه اول مجبور به ازدواج و در درجه دوم مجبور به همراهی همسر می کند .
 عوامل آموزشی و تحصیلی  :
        گرایش بیشتر والدین به ادامه تحصیل پسران در سطوح عالی و میزان بالای بی سوادی در زنان نسبت به مردان در ایران . وجود الگوی جنسی در کتب درسی و برنامه های آموزشی برداشت های سنتی را در اذهان تقویت می کند و به ذهن دختر بچه ها اینطور القا می کند تا زنان جوان آینده هم مثل گذشته نیروی خود را دست کم بگیرند و به سوی پذیرش کارهای کم مهارت ، کم درآمد و با وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا کنند . در کتاب های درسی ، زنان فاقد صلاحیت و اعتماد به نفس هستند که بتوان به اتکای حضور آنان ، خلاء مشارکت را در جامعه پر کرد . و به مفهوم توسعه همه جانبه دست یافت . در کتب درسی ، ۷/۸۹ درصد مشاغل خارج از خانه برای مدیران و فقط ۳/۱۰ درصد آنان به زنان شاغل و کلیه مشاغل داخل خانه هم بر عهده زنان است . در دوران دبیرستان هم تقسیم کار بین زن و مرد در جریان « طرح کاد » مشخص و روشن بود . ممنوعیت تحصیلی در برخی رشته ها ی دانشگاهی که البته در سال های اخیر کم شده است . ۷۸ رشته از کل رشته های تحصیلی در سال ۷۴ در انحصار مردان قرار داشت و اختصاص درصد کمی به دختران در برخی از رشته های تحصیلی ، مخالفت والدین با استقلال اجتماعی دانشجوی دختر و کار کردن او در کنار تحصیل ، دور شدن از خانواده ، تنها زندگی کردن ، کمبود خابگاه مناسب و … از موانع آموزش در سطح عالی از دختران  زنان است . آنچه در پی می آید نقدی است که متوسط یکی از خوانندگان مطرح شده است .
 حجاب ، مشارکت و فعالیت زنان  :
         نویسنده مطلب فوق با سیری در تاریخ و پیشینه « حجاب » در تمدن ایران زمین و جایگاه آن در قرآن ، حدیث و فتاوی مراجع ، چنین نتیجه می گیرد که : پوششی به نام چادر بخصوص چادر سیاه در شأن زن نیست . چرا که این پوشش و آن رنگ ، حتی مانتوی سیاه ، مانع شکوفایی استعداد زنان و فعالیت های آنها در عرصه های مختلف زندگی است و زنان در طول تاریخ مظلوم واقع شده اند و  « مردسالاری » همچنان حرف اول را می زند و مسئولان نظام نیز علی رغم شعار ها و وعده ها هنوز گره ای از مشکلات جامعه زنان را نگشوده اند »
در حالی که اگر با دیدی واقع بینانه بنگریم و در قضاوت کردن غرض خاصی را مد نظر نداشته باشیم درخواهیم یافت که این گونه که ادعا شده است چادر مانع شکوفایی استعداد زنان و مانع فعالیت های آنها در عرصه های مختلف زندگی نشده است . حضور انبوه زنان محجبه در دانشگاه ها و مشاغل کثیره نشان دهنده آن است که نظام و مسئولان آن تنها به شعار و وعده های پوچ اکتفا نکرده بلکه تا جایی که در توان داشته اند برای شکوفایی استعدادهای این قشر عظیم کوشیده اند .
 
اثبات حجاب از دیدگاه عقل و شرع  :
         نویسنده محترم موانعی را که پیرامون مشکلات زنان وجود دارد مورد توجه و بررسی قرار داده است و چادر به خصوص چادر سیاه را به عنوان یکی از موانع مورد حمله خود قرار داده است . در ابتدا توجه به یک نکته ضروری است و آن اینکه نویسنده با وجودی که مقاله خود را به آیات و روایات و فتوا دو آیه یک روایت از ابن عباس و دو فتوا از امام ( ره ) و آیت الله صانعی مستند کرده ، اما منابع مورد نظر را در انتهای مقاله ذکر نکرده است و حال آنکه از اصول « نگارش و پژوهش » این است که منابع و مدارک مورد استفاده را هر چند از منابع مشهور برای عام باشد . ذکر کند تا اولاً مستند معلوم شود و ثانیاً اگر خواننده مایل است در این زمینه اطلاعات بیشتری داشته باشد به آن منابع رجوع کند . نویسنده عوامل تبلیغاتی را یکی از موانع مشارکت و پیشرفت زنان شمرده و می گوید : « طی سال های اخیر تأثیرات و تبلیغات گسترده ای بر نقش غیر اقتصادی زنان انجام شده است. » حال سؤال این است که این تبلیغات گسترده به چه نحو بوده است ؟ وی هیچ مثالی برای  ملموس شدن این تبلیغات بیان نکرده است حال اگر سالهای اخیر را مورد بررسی قرار دهیم  وجداناً در می یابیم که برخلاف نظر نویسنده نقش زنان در فعالیت های فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی بسیار هم افزایش یافته است . برای نمونه مجلس شورای اسلامی را از نظر بگذارانیم حضور زنان نماینده در طی سالهای اخیر نسبت به اوایل انقلاب و حتی دو سه سال بعد از جنگ ، تا چه اندازه افزایش یافته است ؟
       اینگونه اظهارات که  ( تبلیغات گسترده بر نقش غیر اقتصادی زنان و خودداری  مسئولان و مدیران از به کار گیری زنان ، باعث شده که این قشر به شدت دچار وسواس شده و برای « حضور » آمادگی لازم نداشته باشند ) در حقیقت توهین مستقیمی است به جامعه بانوان شاغل که در عرصه های مختلف ، اعم از پزشکی ، مهندسی ، مدیریتی و سیاسی مشغول به فعالیت هستند .
     نویسنده در قسمت دیگر از مقاله ، حجاب و نوع لباس و پوشش زنان را مطرح می کند و با سیری در تاریخ گذشته ایران چنین نتیجه می گیرد که حجاب را اسلام نیاورده بلکه حجاب پیشینه قبل از اسلام دارد .
        اینکه حجاب به گذشته های کهن باز می گردد قابل قبول چرا که به گواهی تاریخ ، هنگامی که شاهدخت ها و زنان ایرانی را به نزد خلیفه دوم آوردند و دستور دادند تا نقاب از چهره آنان بردارند . تا پول بیشتری برای خرید آنان از سوی مسلمانان داده شود . شاهزادگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری ورزیدند و اجداد خود را لعن کردند .
اگر حجاب پیشینه ای قبل از اسلام داشته و اسلام آن را نیاورده ولی آن را هم انکار نکرده و دلیلی برای انکار آن از جانب اسلام وجودندارد سوای اینکه ادله بر امضاء و تأیید آن زیاد است ثانیاً اینکه اسلام آن را نیاورده دلیل نمی شود که سنت و رویه بدی بوده است . ثالثاً خلیفه دوم دستور داد نقاب از چهره آنان بردارند نه چادر از سرشان و این خود دلیلی است برای اینکه حجاب منشاء دینی هم دارد . رابعاً آنچه از همان لوح ها و کتیبه های به جا مانده از دوران هخامنشیان و اشکانیان و … بدست می آید . این است که لباس ها یکسان نبوده است و بر فرض یکسان هم بوده باشد. با توجه به تفاوت های فیزیکی خلقت زن و مرد . این یکسان بودن مورد پذیرش اسلام نیست و اسلام برای هر یک از زن و مرد پوشش مخصوصی قرار داده است .
     نویسنده که به آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه نور برای حد پوشش استدلال می کند ، چرا به آیه ۵۹ سوره مبارکه احزاب که واژه « جلابیب » در آن به کار رفته است استناد ننموده است ؟ آیه می فرماید : ای پیامبر ! به زنان و دختران خود و زنان مومنه بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها (به حریت و عفت ) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند ، بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است .
       « انوار التنزیل »، « المیزان » و « مجمع البیان » به « ملاحف » تفسیر شده است و ملاحف جمع «ملحفه » پوشش فراگیری است که سراسر بدن را می پوشاند و کارایی چادر را دارد . در کتابهای لغت قرآنی همچون « السان التنزیل » که در قرن چهار و پنج ه ق نگاشته شده است واژه « جلابیب » به چادر معنا و تفسیر شده است .
نویسنده به روایتی از ابن عباس تمسک می جوید که مضمون همین روایت در مورد حد پوشش زنان در کتاب « تفسیر کافی » سید ضیاء فضل الله راوندی است . در صورت پاسخ مثبت چرا نویسنده آدرس دقیق روایت ابن عباس را بیان نکرده است تا با رجوع به مأخذ و دقت و مطالعه پیرامون « راویان حدیث » از جهت علم رجال و حدیث . درصد قوت و ضعف آن مشخص شده و سپس به استدلال له یا علیه پرداخته شود ؟ در هر صورت با رجوع به منابع تشیع و تسنن روایات « حجاب » . از جمله اقوال ابن عباس را می توان پیدا کرد و به حقانیت و وجوب آنها پی برد .
        نویسنده کشورهای عربی را مثلا می زند که به علت قرار گرفتن در نواحی گرمسیری از رنگ سفید استفاده می کنند و آنگاه آب و هوای ایران و فرهنگ و سنت بومی این سرزمین را مورد توجه قرار داده و اینگونه بیان می دارد که : « زندگی ماشینی کنونی با گسترش شهرها ، لباس ها همسوی با نیازهای بشری تغییر کرده اما در ایران ، زنان همچنان بر سر دو راهی مانده اند که چه پوششی داشته باشند تا وصله های مختلفی چون بی ایمانی و غرب زدگی را به آنها نچسبانند . »

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

سخنان بزرگان اسلام در مورد زن

732 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

    زنان پیشتاز در دین بودند ( اولین زنی که قبل از همه مردان به پیامبر اسلام ایمان آورد و با جان و مال از او حمایت کرد حضرت خدیجه(س)بود).(۵۰)
    انسانها بعضی مظهر خشونت حق تعالی هستند و در میدان کارزار مشغول جنگ و ستیز با کفار هستند و بعضی دیگر مظهر رأفت حق اند آنها پشت جبهه را اداره می کنند در ۸ سال دفاع مقدس زنها نقش مهمی داشتند.(۵۱)
    زن ها در پیشبرد مسائل نظامی در صدر اسلام همچون اباذر و مالک اشتر بودند . (۵۲)
    آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبدأ فاعلی واحد داشته، چه اینکه مبدأ فاعلی همه آنها خدای یگانه و یکتاست و هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست . (۵۳)
    نگرش اسلام به زن و تنظیم حقوق او و اینکه حیثیت او جنبه حق الله دارد نه حق الناس و هتک حرمت او برای احدی روا نیست و همگان موظف به پاسداری از مقام زن اند و این امر در خلال احکام دینی مشهود است.(۵۴)
    اینکه زن زودتر گریه می کند به خاطر آن است که دستگاه پذیرش او عاطفی تر است و مهم ترین راه تقرب به خدا راه ذکر است که انعطاف پذیری مقدمه اوست . (۵۵)
    مهم ترین سرمایه زن انعطاف پذیری، مناجات با خداست. اگر این معارف عرضه بشود و زنها بفهمند و به آنها عمل کنند آنگاه می دانند که این ذخیره الهی به نام گریه را کجا مصرف کنند (۵۵)
    زنها در بخش قلب، دل و گرایش و جذبه موفق تر از مردانند . لذا مناجات در زنها بیشتر از مردها اثر می کندو موعظه درزن بیش از مرد اثر می کند . (۵۶)
    زن مظهر رأفت حق است (۵۶)
    پیامبر اسلام (ص) می فرماید : گرامی نمی دارد زنان را جز انسان بزرگوار و توهین نمی کند به آنان مگر آدم پست  (57)
    حضرت علی (ع) می فرماید : زن ریحانه است این گل را نباید رها کرد این گل فقط باید  به دست باغبان باشد ، جمال برای زنان سرمایه است و زکات جمال همان عفاف است (۵۸)
    حجاب مصونیت است نه محدودیت. (۵۹)
    زن با خودداری و خویشتن داریهای ظریفانه خود نه تنها شخصیت خود را حفظ می کند بلکه به مرد نیز شخصیت می دهد (۵۹)
    زن مربی جامعه است .از دامن زن مرد به معراج می رود (۶۰)
    به درستی که خدای متعال بر زنان و دختران مهربانتر از مردان است (۶۱)

در میان گفتار مردم غرب مطالبی به چشم می خوردکه شگفت انگیز است . از جمله گفته اند :
    زن باید از اینکه زن هست شرمسار باشد .
    زن، همان موجودی است که گیسوان بلند و عقل کوتاه دارد.
    زن برزخ میان انسان و حیوان است.
    مردی که زن می گیرد مثل کسی است که میمون می پروراند.
    زنان دام شیطانند.
    زن شکل فرشته ، قلب افعی و شعور خر را دارد.
    کا ری که شیطان  از پس آن بر نیاید زن انجام می هد .
    برای زن ، الاغ و گردو ، دست قوی لازم است.
    سه چیز شر هستند : زن ، آتش و طوفان
    شیطان به گرد زن نمی رسد.
    حتی بهترین زنان دنده ای از شیطان دارند .(۶۲)

در قرن بیستم برای اولین بار مسئله حقوق زن در برابر مرد مطرح شد . انگلستان که قدیمیترین کشور دموکراسی به شمار می رود ، در اوایل قرن بیستم برای زن و مرد حقوق مساوی قائل شد .
در کشور فرانسه ژنرال دوگل قانونی گذاشت که زن تا حدودی می توانست صاحب اموال خود باشد هر چند هنوز هم نمی توانند بدون امضای شوهر استقلال مالی داشته باشند .(۶۳)

در دنیای غرب از قرن هفدهم به بعد پا به پای نهضتهای علمی و فلسفی نهضتی در زمینه مسائل اجتماعی به نام حقوق بشر صورت گرفت . نویسندگان و متفکران قرن ۱۷ و ۱۸ افکار خویش را  درباره حقوق طبیعی و فطری وغیر قابل سلب بشر با پشتکار قابل تحسین در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو و ولترمنتیسکو از این گروه نویسندگان و متفکرانند . این گروه حق عظیمی بر جامعه بشریت دارند شاید بتوان ادعا کرد که حق اینها بر جامعه بشریت از حق مخترعان و مکتشفان بزرگ کمتر نیست.
اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره به فرمان خلقت و طبیعت، واجد یک سلسله حقوق و آزادیها است که هیچ گروه و فردی نمی تواند از او سلب کند. حتی خود صاحب حق نیز نمی تواند به میل و اراده خودآنها رابه غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منصرف سازد و همه مردم اعم از حاکم و محکوم ، سفید و سیاه، ثروتمند و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی و برابرند. این نهضت فکری و اجتماعی اولین بار در انگلستان و بعد آمریکا و بعد در فرانسه به صورت انقلابها و تغییر نظامها و امضای اعلامیه ها بروز نمود و به تدریج به نقاط دیگر سرایت کرد.
در قرن ۱۹ آنچه درباره حقوق انسانها گفته شد و یا عملا اقدامی صورت گرفته مربوط است به حقوق ملتها در برابر دولتها و یا حقوق طبقه کارگر. اما در قرن ۲۰ مسئله حقوق زن در برابر مرد مطرح شدو برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر که پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۸ میلادی از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت تساوی حقوق زن و مرد صریحا اعلام شد .
در همه نهضتهای غرب از قرن ۱۷ تا قرن حاضر  محور اصلی دو چیز بود: آزادی و تساوی .
نظر به اینکه نهضت حقوق زن در غرب دنباله سایر نهضتها بود در این مورد نیز جز درباره آزادی و تساوی سخن نرفت.پیشگامان این نهضت مدعی شدند که حقوق بشر بدون آزادی زن بی معنی است و به علاوه همه مشکلات خانوادگی ناشی از عدم آزادی زن و عدم تساوی حقوق او با مرد است. همه ی سخن ها دور این مطلب دور زد که زن با مرد در انسانیت شریک است و یک انسان تمام عیار است پس باید از از حقوق فطری و غیر قابل سلب بشر مانند مرد و برابر با او  برخوردار باشد.  این نهضت شاید برخی بدبختی ها را از زن گرفت ولی بدبختی ها و بیچارگی های دیگری را برای او به ارمغان آورد .
زن اوایل قرن بیستم ازسا ده ترین و پیش پا افتاده ترین  حقوق محروم بود و تنها در اواخر قرن بود که غربیها به فکر جبران مافات افتادند و چون این نهضت را دنباله نهضتهای دیگر می دانستند همه معجزه ها را از آزادی و تساوی خواستند غافل از اینکه تساوی آزادی مربوط است به رابطه انسانها با یکدیگر، ازآن جهت که زن  مانند هر انسان دیگری آزاد آفریده شده است و از حقوق مسا وی بهره مند است ولی زن انسانی است با چگو نگی های خاص و مرد انسانی با چگونگی های دیگر .
سرمایه داران از این نهضت سوء استفاده کردند آنها برای اینکه زن را از خانه ها به کار خانه ها بکشند و از نیروی اقتصادی او بهره کشی کنند حقوق زنان ، استقلال اقتصادی زن و آزادی زن را عنوان کردند .در مجله ی خواندنی ها مقاله ای از مهنامه ی شهربانی تحت عنوان (سر گذشت هایی از زنان کارگر در جامعه ی آمریکا ) نقل کرده است . این مقاله ترجمه ای است از مجله ی کورونت .
در ابتدا درد دل خانمی را نقل میکند که چگونه به عنوان تساوی زن و مرد رعایت هایی که سابقا از زنان کارگر میشد دیگر امروز وجود ندارد او میگوید: (( حالا شرایط کار در کارخانه ی جنرال موتور ایالت اهایو یا به عبارت بهتر همان جایی که نزدیک ۲۵۰۰ زن در حال زجر کشیدن هستند تغییر یافته است )). خانم مذکور همچنین خود را در حال نگه داشتن یک ماشین بخار بسیار قوی یا پاک کردن یک تنور فلزی ۲۵ پوندی که چند لحظه ی قبل مردی قوی هیکل آن را بر جا گذاشته می بیند و با خود می گوید : ((سر تا پا کوفته و مجروح شدم)).(۶۴)

فیمینیسم یکی از پدیده های نو ظهوری است که داعیه دفاع و حمایت از زنان و استیفای حقوق آنها را دارد .در واقع جنبش فیمینیسم یک پدیده ی غربی تمام عیار محسوب می شود . این جنبش عمدتا در دوران پس از جنگ جهانی دوم قوت و گسترش زیادی پیدا کرد و در کشورهای غربی رشد یافت و بعضا در عرصه ها و میادین مختلفی موفق به نیل موفقیتهای چشمگیر به نفع زنان گردید.
انقلاب صنعتی در اروپا و به ویژه در انگلستان منشا پیدایش تحولات بسیار مهمی در عرصه های اجتماع گردید و می توان گفت نیاز روز افزون به کارگان ارزان و نیمه ماهر برای تضمین جرقه تولید کارخانجات و صنایع انگلستان زن رسما به عنوان نیروی کار وارد عرصه تولید شد و استفاده از آنان شکل معمول تری نسبت به گذشته پیدا کرد. زیرا فیمینیسم اساسا یک جنبش اصلاح طلبانه و منادی دفاع از حقوق زنان در چهارچوب یک جامعه مدنی محسوب نمی شود بلکه این جنبش به دنبال تاسیس و یا به عبارت بهتر، ایجاد نوآوری در حقوق زنان می باشدتا اینکه از حقوق مسلم آنها دفاع کند . مثلا در حال حاضر یکی از مسائل و موضوعاتی که جنبش فیمینیسم در غرب به دنبال تحقق آن بوده و برای آن اهمیت زیادی قائل است این است که نام خانوادگی فرزندان را به نام خانوادگی زن مبدل سازد تا نام خانوادگی مرد !!!
این موضوع نشان می دهد که برای رسیدن به برابری حاضرند هر آنچه را قاعده و قانون طبیعی است را وارونه سازند. آنان خیال می کنند که چنانچه اسم خانوادگی فرزندان را به اسم خانوادگی زن ملحق کنند به یک برا بری دست می یابند!البته در برخی گروههای افراطی فیمینیسم حالت اعتراض و انزجار نسبت به مردان هم وجود دارد از این رو است که متاسفانه حالتهای بیمار گونه ای در بدنه جنبش فیمینیسم در غرب پدیدار گشته است که واقعا مایه تاسف است .
طرفداران جنبش فیمینیسم از سقط جنین که مخالف باورها و ارزشهای کلیسای کاتولیک است طرفداری می کنند و همچنین از همجنس بازی زنان حمایت می کنند .
ارتباط هواداران این جنبش با مذهب و دیانت مسیحی در غرب کاملا سلبی و منفی است و اصولا یکی از فعالیتهای اصلی کلیسای کاتولیک و واتیکان عبارت از نفی ورود هر گونه ادعا و خواسته جنبش فیمینیسم می باشد. هواداران این جنبش هیچ گونه احترام و شانی برای خانواده و رسومات مذهبی در خصوص زن و خانواده قائل نیستند . (۶۵)

فیمینیسم انواع و اقسام گوناگونی دارد که تابع نگرش به باوردارندگان این جنبش است . دیدگاههای این گروهها درباره جامعه ایده آل و چگونگی تغییر یک جامعه با یکدیگر متفاوت است در اینجا از سه نوع فیمینیسم یعنی برابری خواهان لیبرال ، مارکسیست و رادیکال یاد خواهیم کرد .(۶۶)

فیمینیستهای لیبرال معتقد هستند که زنان باید کاملا با مردان برابر باشند آنها در این راستا اصلاحات داخل سیستمی را پیشنهاد می کنند .این گروه دارای اهرمها و سازمانهایی هستند که در راستای این هدف تلاش می کنند .در این ارتباط
 می توان از سازمان ملی زنان ( N.O.W) یاد کرد .عقیده بر این است که اساسا جامعه ی آمریکا بر اساس اصول خوبی چون عدالت گستری و آزادی استوار شده است ، لیکن این اصول هنوز به طور کامل در مورد زنان اعمال نمی شود . برخی بر این باورند که مساعی لیبرالیستی این اشخاص نتیجه داده است و بسیاری از اصلاحات فرهنگی خوب در دهه ی گذشته به خاطر اعضای فعال این جنبش بوده است .(۶۶)

فیمینیست های سوسیالیست بر این باورند که تحلیل اشخاص لیبرال از مشکلات زنان سطحی بوده و به عمق مسائل
 نمی پردازند . مارکسیستها سرکوبی زنان را نوعی استبداد می دانند که ریشه در فاصله طبقاتی انسانها و دو سیستم سرمایه داری دارد .  این گروه مدعی هستند که عدم برابری دریافت حقوقی دو جنس منافع سرمایه داری را تضمین می کند . کلام آخر اینکه بر اساس اعتقادات فیمینیستهای سوسیالیست وضعیت زنان بهبود نمی یابد مگر آنکه مفهوم خصوصی دستخوش دگرگونیهای وسیعی گردد.(۶۶)

فیمینیست دوآتشه ای چون FIRE STONE تحلیل برابر خواهی سوسیالیست را نیز پیش افتاده و سطحی دانسته و معتقد است که سرکوب زنان در هر سیستمی ممکن است .جالب اینجا است که رویکرد این گروه رویکردی بیولوژیکی است این گروه مدعی است که تفاوتهای زنان و مردان ریشه در اختلافات بیولوژیکی دارد دلیلشان این است که بچه زایی عامل اصلی مشکلات زنان می باشد این عامل سبب شده است که زنان جهت بزرگ شدن بچه های خویش به مردان وابسته گشته و به همین دلیل به حاشیه رانده شده و فرودست شوند.این گروه جهت خلاصی از این حقارت، شدیدا دست به دامن تکنولوژی شده و میل قلبیشان این است که زمانی بچه های آزمایشگاهی و علمی جایگزین نقش بچه زایی زن شوند. برای اینکه وضعیت زنان ارتقا یابد، این گروه معتقد هستند که باید شرایط بیولوژیکی و اجتماعی زنان کاملا دگرگون گردد. در بین این گروهها خرده گروههایی یافت می شوند که به مادر محوری معتقد هستند این اشخاص باور دارند که بچه های آزمایشگاهی مشکلات زنان را برطرف نکرده بلکه سبب تشدید آن می شوند.
نکته قابل تامل این است که کارآمدی دیدگاه زنان لیبرال بیشتر می باشد زیرا این گروه به تدریج ایده آلهی زندگی خویش را به نهادهای مسوول القاء می کنند . (۶۶)

 
نظریه پردازان فیمینیسم مسئله جنسیت را یک واقعیت بیولوژیکی ندانسته بلکه آن را پدیده ای می دانند که به واسطه اجتماع شکل می گیرد.موضوع اصلی ساخت گرایی این است که حتی دانشمندان واقعیت آن را کشف نکرده بلکه به ساخت آن
می پردازند بر اساس رویکرد ساخت گرایی اجتماعی، ما مستقیما واقعیت را تجربه نمی کنیم بلکه در عوض فعالانه، مفاهیمی برای وقایع محیطی می سازیم که بر اساس تجارب قبلی و پیش انگاشتهای ما می باشد این رویکرد شباهت زیادی به تئوری طرح واره ای دارد این در حالی لست که در فرهنگهایی چون  ZUNI و SIOUX مقوله دیگری به نام BERDACHE وجود دارد که جنسیت  اساس اجتماعی دارد. مثلا سفید پوستان معتقدند که زنان بعد از زایمان خسته می شوند این در حالی است که در برخی از فرهنگها به مفهوم زائو نمایی پدر عقیده دارند. به عبارت دیگر طوری به مساله زایمان می نگرند که گویی وضع حمل کننده جنس مذکر می باشد . به مجرد اینکه نوزاد پا به عرصه حیات می گذارد زنی که زایمان کرده  نوزاد را در اختیار پدرش گذاشته تا چندین روز استراحت کند این در حالی است که خودش به فعالیتهای سابقش برمی گردد .
روانشناسان فیمینیسم معتقد هستند که نه تنها جنیست یک متغیر شخصی است در عین حال نیز یک متغیر متحرک نیز می باشد زمانی که ادعا می شود جنسیت یک متغیر شخصی است منظور این است که جنسیت شاخص فرد است .این امر شخص را به مطالعه تفاوتهای جنسیتی رهنمون می کند. منظور از متغیر محرک این است که دیگران به واسطه این امر در برابر شخص واکنش نشان می دهند. با این تفاسیر مطالعه موضوع جنسیت می تواند بسیار راهگشا باشد .(۶۶)


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

حقوق زن ۱

297 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

مقدمه

مساله حقوق زنان ونقش زن در طول تاریخ یک مساله ی علمی و فکری است ومذاهب مختلف، فلسفه های مختلف، نظام های اجتماعی مختلف  جبهه گیری مختلفی داشته اند .
امروزه بخصوص از قرون ۱۸و۱۹و۲۰ و بالاخص بعد از جنگ بین المللی دوم مساله خاص حقوق اجتماعی و ویژگی انسانی زن در مجامع علمی و هم چنین در جر یا نات اجتماعی و سیا سی جهان به شکل یک تکان شدید روحی و به شکل یک بحران انقلابی مطرح شده است.
جامعه های سنتی، جامعه های تاریخی و جامعه های مذهبی چه در شرق و چه در غرب چه جامعه های دینی وچه  فرهنگی و مدنی که باشند خود به خود مستقیما تحت تاثیر این اندیشه ها، این جریانات فکری و حتی وا قعیات نوین اجتماعی قرار گرفته اند .
متاسفانه بحران آن چنان که در غرب آغاز شده وآنچنانکه قدرت های نیرو مند حاکم بر قرن بیستم تقویتش می کنند در سراسر جامعه های بشری و در همه ی محدوده ها و حتی حصار های بسته مذهبی و سنتی شیوع پیدا کرده است وکمتر جامعه های سنتی فرهنگی.تاریخی و یا حتی مذهبی هستند که بتوانند در برابر این سیل مهاجم فرا گیرنده و تغییر دهنده درست ایستادگی کنند. غالبا مقاومت در برابر این مدرنیسم خا صی که به نام آزادی مطرح شد ه به شکل تکیه کردن به سنت های کهنه و یا به شکل مقاومت ومعارضه ی متعصبانه و کور انجام شده و این است که نتوانسته اند در برابر این تغییرات و این حمله مقاومت کنند واز هجوم و پیشروی آن بکاهند.
بیشتر تحصیل کرده های جدید وشبه فرنگی ها یا به قولی روشنفکران در جا معه های عقب مانده این بحران را با شدت استقبال کردند و خودشان یکی از قوی ترین عوامل تقویت این دگرگونی شدید و ویران گر بودند بنا براین خود به خود در جا معه های سنتی و مذهبی و از آن جمله در جامعه های اسلامی بر خورد دربرابر هجوم مدرن مآبانه آزادی زن  به آن معنایی که غرب اعلام کرده بود از هر دو جناح تقویت کننده و تایید کننده بود هم جناح شبه رو شنفکر و متمدن جامعه های اسلامی ویا غیر اسلامی درشرق که آن را بعنوان سمبل تمدن

ومقابل کوبی های غیر علمی وغیر منطقی وبصورت غیر مستقیم زمینه را در داخل این جامعه هابرای تقویت این فکر وپذیرش هر چه بیشتر این بحران آماده کردند)این یک قانون بزرگ و عمومی است مثل اینکه وقتی بنزین در خا نه ای مشتعل می شود اگر از یک گوشه کسانی عجولانه و غیر منطقی تلاش کنند که آتش را خا موش کنند به تو سعه ی هر چه بیشتر آتش کمک خواهند کرد. )برای همین است که غالبا این مقاومت ها در برابر غرب به صورت ناشیانه ای شکل گرفته و زمینه را برای پذیرش جامعه و ایجاد عقده در درون این جامعه ها و برای ایجاد عکس العملی که نتیجه اش استقبال از دعوت غرب بوده مسا عد کرده است .
بسیار کم اند جامعه هایی که توانسته اند در برابر دعوت جدید غرب خوب بایستند و آگاهانه شکل زندگی خود شان را انتخاب کنند .
یکی از عوامل بزرگی که می تواندجامعه های شرقی را در برابر هجوم فکری و فر هنگی غرب که  یکی از وجوهش زندگی زن و وجه زن مدرن است، توانایی مقاومت ببخشد، داشتن فرهنگ غنی ، تاریخ پر از زیبایی و تجربه و ارزش و عقیده، همچنین داشتن حقوق انسانی مترقی و بالاخص داشتن چهره های بسیار پرشکوه و کامل انسانی در مذهب و در تاریخ آن قوم است و خوشبختانه از این جهت جامعه های اسلامی اگر چه نتوانسته اند آگاهانه در برابر هجوم استعمار غربی بایستند ولی از نظر نیرو و امکانات فرهنگی دارای تاریخ و فرهنگ و مذهب بسیار مترقی هستند که می توانند با تکیه به آن و با احیای آن و با رواج ارزشهای انسانی موجود در فرهنگ و در گذشته شان نسل جدید را توانایی مقاومت در برابر غرب بخشد و در این زمینه خاص که موضوع سخن ماست بزرگترین سلاح برای مبارزه با تحمیل ارزشهای غربی و بزرگترین وسیله برای ایجاد مقاومت آگاهانه در نسل جدید جامعه های اسلامی در برابر دعوت غرب ، داشتن چهره های بسیار ممتاز و شخصیت های نمونه متعالی زنده  درتاریخ و در مذهب اسلام است که اگر این چهره ها دقیقا شناخته شوند و دقیقا تصویر شوند و این شخصیتها درست ، عالمانه و آگاهانه با بینش علمی و نو بازشناسی شوند و یاد و نامشان احیا شود و دو مرتبه شخصیت و رسالتشان مطرح شود، نسل جدید و زن جدید احساس خواهد کرد که برای نجات از سنتهای کهنه و برای رهایی از سنتهای انحرافی و ارتجاعی ، لزومی ندارد که به دعوتهای منحرفانه غرب به نام مدرنیسم  پاسخ مثبت دهد ، بلکه خود الگوهای بسیار متعالی برای پیروی و برای خودسازی دارد و در راس همه این تصویرها و در بالای همه این نمونه های متعالی حضرت فاطمه(س) قرار دارد .
آنچه که مهم است و آنچه که تلاش ما همه موقوف به آن است، این است که مسائل مربوط به زن، مربوط به علم، مربوط به جامعه، مربوط به فرم زندگی، مربوط به روابط طبقاتی، مربوط به بینش علمی، مربوط به جهان بینی، همه در اسلام مطرح است.
پس کوشش ما در این است که ببینیم امروز برای حل مشکلاتمان و پاسخگویی به سوالات زمانمان و برای درگیریهای فکری ای که اکنون داریم و برای نیازهایی که اکنون حس می کنیم چگونه می توانیم آنها را تحقق بخشیم و از آنها بهره بگیریم.
این هدف اساسی کار است! (۱)

 

زن ازابتدا تاکنون

انسان اولیه پس از آنکه توانست به زندگی خود در روی زمین سر و سامان دهد و با غلبه و استیلا بر بعضی عوامل طبیعی، آنها را به خدمت بگیرد، کشاورزی و دامداری را به عنوان راه و روش تامین خوراک و پوشاک خویش پیشه خود نمود و به تدریج زندگی اجتماعی خود را آغاز نمود و دو دوره زن سالاری و مرد سالاری را پشت سر گذاشت.
در ابتدا چنین تصور می شد که زن به دلیل زیبایی و لطافت خود و نیز قدرت باروری خود و هستی بخشیدن به فرزندان دارای اصالت بوده و جنس برتر می باشد و مرد در خدمت او و تحت اختیار او قرار داشت. آثاری که از این دوران به تدریج با گسترش کار و فعالیت به ویژه در امر زراعت که نیاز به زور بازوی بیشتری داشت، مردان با استفاده از نیروی برتر جسمی خویش و با فعال کردن مغز خویش، گوی سبقت را از زن ربودند و به تدربج کار به جایی رسید که زن محروم گشت و دیگر خود نیز باور کرد که باید صحنه را به نفع رقیبی که اصالت از آن اوست خالی نماید.
 این زمان، تاریخ قبل از اسلام را تشکیل می دهد و هنوز هم رسوبات فکری باقی مانده از آن دوران در ذهن پاره ای از افراد بر جای مانده است.
بررسی گذرا در مورد سرگذشت زنان و دختران در این دوران نشان می دهد که آنان همواره مورد بی مهری قرار گرفته و تقریبا هیچگاه از شان و منزلت واقعی خویش برخوردار نبودند. به گواهی تاریخ نگاه به زن در حد یک کالا و اعتقاد به این امر که زن برای مرد خلق شده و تمام وجود و زندگی او تابع مرد و در جهت ارضاء نیازهای وی می باشد هرگونه اختیار و استقلال را از او سلب کرده بود، تا آنجا که مرد می توانست زنش را بفروشد و یا او را به کسی ببخشد و این یعنی برتری بی قید و شرط مرد بر زن. از همان اول تا همین الان!!! (۲)
                       
زن در ایران باستان

در ایران باستان دختر حق اختیار شوهر نداشت بلکه پدرش صاحب اختیار او بود و او را به هر کس که خود اراده می کرد تزویج می نمود.در میان اشراف ایرانی دختران و زنان از اقلام صادراتی محسوب می شدند و خرید و فروش آنها قانونی بود. سالیانه بیش از دوازده هزار زن تنها از بندر کلیشه صادر می گردید.
تمام نیازمندیهای مرد بر عهده زن بود و آنها را به سخت ترین کارها مانند گلکاری و باربری وادار می کردند. ظلم و ستم بر زنان تا آن حد بود که پس از وضع حمل زن مجبور بود بی درنگ به دنبال وظایف خدمتکاری برود و مرد چمد روز به جای او در بستر بیماری بخوابد. (۳)

مشارکت اجتماعی،سیاسی زنان ایران باستان

در تاریخ ایران باستان اگر تعداد زنان و مردان نامور را تقسیم کنیم، شمار زنان نسبت به مردان بسیار کم است و بخشی از همین شمار کم نیز نامشان فقط به اعتبار نام پدران، همسران، برادران و فرزندان معروفشان ضبط شده و خود مصدر امری نشده اند.
اما زنانی که در امر سیاست و جنگ دست داشته و به حکومت و فرمانداری رسیده اند چنان تاثیر و دخالتی در روند تاریخ کرده اند که به نظر مورخان غیر منتظره می نموده است. چنین است که هرودوت در جایی از تاریخ خود پس از آنکه از سرکردگان نیروهای خشایار شاه، در لشگر کشی به یونان یاد می کند ناگهان رشته گزارش خویش را قطع کرده و می گوید: (( راجع به سایر فرماندهان عالی رتبه سخن نمی گویم چون لزومی ندارد اما برعکس از آرتمیزیا، زنی که علیه یونان لشگر کشید و ستایش بسیار مرا برانگیخته توضیح می دهم)) و یا بلعمی در تاریخ طبری، درباره پوران دخت دختر خسرو پرویز می نویسد : (( پس چون پوران دخت به پادشاهی نشست عدل و داد کرد و ستم برگرفت…  و نامه نوشت به همه سپاهها، تا همه به حضرت او گرد آمدند و آن برایشان بخواند و اندر نامه چنین نوشته بود که این پادشاهی نه به مردی توان نگاه داشتن و سپاه دشمن نتوان شکستن مگر به عطا دادن به سپاه و سپاه نتوان داشت مگر به عدل و انصاف و چون پادشاه دادگر بود، ملک بتواند داشتن، اگر مرد بود و اگر زن بود! من چنان امیدوارم که شماعدل و داد  و عطا دیدن را از من ببینید چنانکه از هیچ کس ندیده باشید و داد و عدل بگسترانید چنانکه به هیچ روزگار ندیده بودند. ))
مع هذا، به علت فقدان بسیاری از کتب، کمبود مدارک و اسناد تاریخی و از بین رفتن بایگانیهای اداری و در تهاجمات پی در پی ما اطلاع دقیقی از میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی در دوران باستان کشورمان نداریم و آنچه نیز تحت عنوان تاریخ در دسترس ماست با افسانه ها به هم آمیخته است.
زنان به نام ایران باستان
ماندانا – سپاکو- آرین – آمی تیدا – کاساندان – اسپارترا – تومیریس – تیگرانویی – انوشه – می ته تیس
آتوسا  – مروئه – رخسان – رکسانا – آرتیس تن – آباکیش – فدیمه – پارمیس – فراتاگون – امس تریس
آرتیمزیا – ماندان – آمی تیس – رودوگون – سان دوسه – داماستیا – آلوگونه – پریزاد – استاتیرا – مانیا
مهرداد – رام بهشت – آذر آناهید – آناهیتا – توران – آذرمیدخت – شیرین (۴)

زنان در جامعه چین

در چین ازدواج با زن نوعی خریداری محسوب می شد به معنی مالک شدن او و محرومیت او از ارث و نیز عدم هم غذایی با مرد و حتی پسرش بود.
چینیها اگر در موارد تنگدستی و سختی دختری بر دختران خانواده شان افزوده می شد، نوزاد را مظلومانه رها می کردند تا در سرمای شب بمیرد و یا خوراک حیوانات وحشی گردد! یا آنها را در پای بتها قربانی می کردند. گاهی نیز پاهای آنها را قطع می کردند زیرا معتقد بودند پاهای زن مرد را فریب می دهد.
هر گاه زنی بیمار می شد شوهرش وی را طلاق می داد یا رهایش می کرد.
همچنین معتقد بودند که خداوند خالق پسران و شیطان خالق دختران است، برای همین پسران را موجوداتی بابرکت ولی دختران را طوق لعن می دانستند و می گفتند هر چه زودتر باید دختران را شوهر داد تا از شر آنها در امان بود و می گفتند: همان طور که جوجه را نمی توان مرغ نامید در مورد زنان نیز نمی توان کلمه آدم را به کار برد .آنان بنا بر وظیفه خرافی آن سرزمبن ، خود را موظف می دیدند که اگر زنی قبل از سی و شش سالگی آبستن شود ، باید شکم او را به سختی فشار دهند تا از این طریق جنین سقط شده و بمیرد.(۵)

زن در جامعه یونان
در یونان که مترقی ترین و پرآوازه ترین تمدن پیش از تاریخ از لحاظ علمی و اجتماعی است، زن به عنوان یک موجود پست، زاده ی شیطان و همگون حیوان قلمداد می شد و به او به دیده دوزخی، ذلیل و حقیر نگریسته میشد.
زن یونانی از تمام حقوق قانون و مدنی بی بهره بود و از لحاظ اخلاق و رفتار اجتماعی در اوج بدبختی و تیره روزی به سر می برد حتی مرد می توانست زنش را به هر یک از دوستانش که می خواست تقدیم کند و زن ناگزیر از قبول آن بود. همچنین گاهی زن را با مبلغ ناچیزی مثلا ۵۰ کیلو جو می فروختند. مرد حق دادرسی و کیفر زن را داشت و می توانست به خاطر گناهانش او را به مرگ محکوم نماید .(۶)
 
زن در جامعه روم

در روم باستان زنان وضعیت خوبی نداشتند. مرد که خدای خانه محسوب می شد و تسلط او بر زن و فرزند به حدی بود که حتی حق کشتن همسر خود را هم داشت. آنها می گفتند:(( زنها چون آبهای دردآلودی هستند که نیکبختی و ثروت را می شویند)). با تولد دختر فریاد تسلیت از سوی مردم بلند می شد و زن در زبانها و گفتارهای جاری این مردم همواره به عنوان عنصری پلید یاد می شد. در غالب مثلی می گفتند: (( اگر مایلی یک روز معذب باشی مهمانی کن، اگر می خواهی یک سال در رنج باشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی یک عمر در عذاب باشی زن بگیر)).
از دیگر رفتارهای نکوهیده آنان با دخترانشان این بود که پاهای دختران را در قالب های فلزی مخصوصی قرار می دادند تا از رشد طبیعی پای آنان گرفته شود و دختران توانایی خروج از خانه را در بزرگسالی نداشته باشند. (۷)

زن در جامعه هند
در هند زن تابع شوهر بود و پس از مرگ شوهر حق ازدواج نداشت گاهی نیز زن را زنده زنده به همراه جسد شوهرش می سوزاندن و در زمانی نه چندان دور یعنی در همین عصر اوج پیشرفت صنعت و تکنولوژی، برای رضایت خاطر (( کالی )) که از خدایان مردم هند است، زن جوان آبستنی را سر بریده، خونش را به قربانگاه پاشیدند و سرش را به حضور معبد  بردند. این عمل یک رسم و روش پسندیده در نزد مریدان محسوب می شود. شوهر همسان خدای زن مطرح بود و زن باید به هنگام خواب پای او را می بوسید . زنان را دروازه اصلی جهنم می پنداشتند و دانش را برای زن همچون قرار دادن شمشیر در کف میمون مست تلقی می کردند. هندیان آمریکا زنان را به پلیدترین کارها وا می داشتند و غالبا آنها را به نام سگها صدا می کردند.
بنابر اظهار خانم ایندرا در کتاب (( وضع زنان در مهاباراتا )) بعضی از اقوام هند خلقت زن را اشتباه دوم خدایان خود می دانستند و آنها را طوق لعنت صدا می کردند.
حق حیات پس از مرگ شوهر از زن سلب و پس از فوت همسرش باید سوزانده می شد. در ایالت مرتا دو نفر از مردان نامدار مردند یکی از آنها ۱۷ زن و دیگری ۱۳ زن داشت. طبق قانون ساتیس ۲۹ نفر از اینها زنده زنده خود را به آتش کشیدند و یکی پس از وضع حمل  خود را در آتش جهالت نیاکان به خاکستر مبدل ساخت و این سوختن نوعی فداکاری و عشق زن هندی به همسرش محسوب می شد.
در جزایر فیبحی به سگ اجازه ورود به بعضی از معابد را می دادند در صورتی که زنان به طور کلی از ورود به معبد ممنوع بودند. (۸)

زن در ژاپن
در ژاپن نیز از بردن ارث محروم بود. در مورد تادیب زن می گفتند : ((زن بسان کوزه نیست که شکسته شود پس از زدنش دریغ مکن!!!!!!!!!!!!!!. ))
در بعضی نقاط زنان را ما نند خوک پرورش می دادند تا در روز های میهما نی آنان را به عنوان
 خو راک مصرف کنند. (۹)    

زن در نزد یهودیان ومسیحیان

در دین تحریف شده یهود مادری که از او دختر متولد می شد از پانزده تا هفتاد روز او را نجس می شمردند. در مجامع مسیحی ایتالیا و اسپانیا، پس از مناظرات زیاد به این نتیجه رسیدند که در میان زنان جهان حضرت مریم (س) انسان بوده و دارای روح جاوید است و بقیه زنان دارای صفات انسانی نبوده، روح جاوید ندارند و برزخ بین انسان و حیوان محسوب می گردند.بر این اساس بعضی از اقوام معتقدند که بهتر است بعد از وفات شوهر زن نباید زنده بماند و باید با در قبر گذاشته شود ؛ و اگر به وی ارفاق نموده که بعد از مرگ شوهرش او را زنده بگذارند ، حق ندارد بعد از او شوهر نماید.
هر دختری برای به دست آوردن جواز ازدواج باید به معبد (( ونوس )) می رفت و خود را در اختیار راهبان قرار می داد تا مجاز به انجام زناشویی باشند .  نظیر این مراسم در میان آشوریها، مصریها، فینیقیها نیز به مورد اجرا گذاشته می شده . (۱۰)

زن در اقیانوسیه
در جزایر تاسمانی مادرانی که باید از نظر احسساسات مادری و غرایض فطری برای بچه های خود پناهگاه باشد به سبب تنگدستی ، به دستور پدر سنگدل ، جگر گوشه های خود را می کشتند و برای اینکه غریزه مادری خود را ارضا نمایند ، به تربیت بچه سگ و گربه می پرداختند .
در استرالیا به خرید و فروش گله و گوسفندان بیشتر اهمیت داده می شد تا به خرید و فروش بردگان زن و دختر ؛ زیرا می گفتند گوسفندان دارای پشم و شیر هستند که از آن می توان پوشاک و خوراک تهیه نمود ولی از دختر ، کاری ساخته نیست .لذا کشتن و از بین بردن دختر دربین آنها گناه بسیار کوچکی بوده است اما مضروب ساختن خفیف گاو شیرده را گناه می دانستند و کشتن دختر به مراتب آسان تر شمرده می شده است.
در استرالیا زنان به مثابه حیوانات اهلی بودند و در مسافرت ها باید حمل تمام اثاثیه خانه وبچه توسط زنان باید گرفته می شد. همچنین در مواقع قحطی و گرسنگی زنان را می کشتند و گوشت آنها را می خوردند .
در بعضی اوقات که زنان مریض می شدند شوهران ، آنها را خفه می نمودند تا اینکه مردن آنان تسریع گردد.(۱۱)

زن درآفریقا
در مجالس میهمانی از گوشت دختران استفاده می کردند و آنها را می کشتند و گوشتشان را کباب نموده ، برای میهمانان می آوردند .
در کنیا مرد عروس خود را می ربایید و پنهان می کرد و بعد دوستان را نزد خانواده عروس می فرستاد تا قیمت را با آنها طی نماید.
در سومالی عادت داشتند که دختر را بیارایند و او را سواره و یا پیاده همراه با عطر و عود حرکت دهند تا دامادهای داوطلب تحریک شوند و بهای بیشتری بپردازند.(۱۲)

زن در بابل
بنا بر نوشته هردوت هنگام محاصره زنان را خفه می کردند تا در آذوقه صرفه جویی شود . هر مردی که دچار تنگدستی می شد دختران خود رابرای فسق و جور در معرض عموم قرار می داد تا از این راه در آمدی به دست آورد. (۱۳)

چیزهای زیادی در وجود مانهفته است
زنان خیلی بهتر از آن هستند که خودتصور می کنند . اغلب زنان همواره از داشتن اعتماد به نفس پایین رنج می برند . آنها خود را بد تر و پست تر از آنچه که هستند نشان می دهند . آنها به توانایی های خوداعتماد ندارند . تعجبی ندارد اگر همه شغل ها و پست های خوب را مردان اشغال کرده باشند . اما اینگونه نیز نخواهد ماند ، صعود و ترقی زنان شروع شده است .
به شیوه و طریقه زنان فکر کردن و ایجاد انگیزه کردن در انسانهای دیگر ، پایه و اساس شایستگی و لیاقتهای اجتماعی ما را تشکیل می دهد .
توانایی انجام چندبن کار با هم و دیدن جزئیات زیاد در کنار یکدیگر ، ما را قادر میکند در بسیاری از حوزه های زندگی نه تنها با دیگران همیاری کنیم بلکه حتی بتوانیم در مقام یک فرمانده و رهبر ظاهر شویم .
زنان در اقتصاد ، در ادارات در بخشهای پرستاری و پزشکی ، در سیاست ، در فرهنگ و در حوزه های با اهمیت باقیمانده دیگر در جامعه ما ، به کار گرفته شده اند . هرگاه نظریه زنان بر تر هستند را بیان می کنند بعضی از زنان با شور و هیجان صحبت می کنندکه : کنده شدن از تواضع و احتیاط آسان نیست . آنها از باد سرد نوک قله میترسند . برای انها غیر طبیعی و هولناک است که به طور صریح و آشکار اعتراف کنند که ((بله من بهتر ار خیلی های دیگر میتوانم ، من میتوانم این را ثابت کنم ))
زنان میتوانند جانشین خوبی برای بسیاری از مردان شوند . اما بیشتر زنان از بلندی میترسند ، همان طور که انسان از شیطان می ترسند . زمان لازم است تا زنان این جرات را بیابند تا به طور آشکاروروشن اعتراف کنند که ((من بهتر می توانم ))
ما مدت هاست در ردیف دوم ایستاده ایم ! (۱۴)

واقعیتهایی در مورد زنان:

نشانه های قابل توجه و مهمی از افزایش تواناییهای ارتباطی زنان وجود دارد : زنان فصیحتر و روانتر هستند . زنان بهتر و راحت تر از مردان می توانند حدس بزنند و مسا ئل را کشف کنند . با ظرافت طبع،  ایماو اشاره های دیگران را میفهمیم و متوجه منظور آنها میشویم . آنها را که با گوشه و کنایه در کنار حرفها گفته میشود را درک میکنیم ، تعبیر وتفسیر میکنیم ، همچنین پیامهایی را که به زبان نمی آیند را دریافت میکنیم .
زنان دارای یک درجه بالا، آشکار از توانایی و قدرت شروع و مقدمه چینی هستند . ما عقاید و نظرات را شناسایی میکینم ، حالتهای روحی و روانی دیگران را بدون اینکه این حالتها نمود خارجی داشته باشند را به خوبی تشخیص میدهیم . ما نداهای درونی خود را جدی میگیریم و یاد گرفته ایم سایه های ظریف و جزئیات و مشخصات را در تغییرا ت رفتاری دیگران بشناسیم و تشخیص دهیم . برای ما نسبتا آسان است نظرات و پیشنهاد های عاقلانه خود را به هم ربط دهیم و آنها را مطابقت دهیم . ما تاجرهای خوبی هستیم و میتوانیم کار اشتراکی را بهتر انجام دهیم و به صورت تعاونی کار کنیم و این موهبت و استعداد را کسب کرده ایم تابا هم و به صورت گروهی مسائل را حل کنیم و یگانگی و اتفاق نظر را برقرار کنیم .
در زنها تمام حواس دقیق عمل می کنند. ما در معیار و مقیاسهای بالا تونایی و مهارت احساس را در اختیار داریم و زنان این توانایی را دارند که در یک زمان مسائل مختلفی را مد نظر داشته باشند .
زنان برای مدت طولانی برنامه ریزی میکنند و به ندرت اتفاق میافتد که هدفشان را گم کنند .، حتی اگردر بیراهه ها به ناچار راهی را برگزینند . آنها استقامت و پشت کار دارند و میتوانند با تلاش جسمی بهتر از عهده بر آیند و پیروز شوند . خصو صیات رهبری ، قویتر به رفتارهای مساوی و برابر ، با هم کار کردن و هدف قرار دادن ، استفاده از همه توانایی ها در یک تیم وابسته هستند . زنان به انسان ها علاقه مند هستند و آنها میخواهند بدانند که دیگران چه کار می کنند و میخواهند دیگران را درک کنند . آنها کنجکاو هستند که بدانند انسانهای دیگر چگونه فکر میکنند و انگیزه های آنها چیست و در نتیجه سطح بالای از اطلاعات در آنها
 تو سعه و گسترش می یابد.(۱۵)

  زن باهوشتر است یا مرد؟
این سوال که مرد باهوشتر است  یا زن مدتهاست که دانشمندان را به خود مشغول کرده است . امروزه تا حدی به طرز مطمئن پاسخ داده شده است که تفاوتهای هوشی ، ناچیز و جزئی هستند . امتیازات و برتریهای کمی در زنان وجود دارد که به توانایی های کلامی انها مرتبط میشود .  به عنوان مثال توانایی یافتن تداعی معانی یا قافیه ساختن . وقتی که صحبت از تمایل به تصورات فضایی باشد مردان جلوتر قرار گرفته اند .
همچنین توانایی های دیگری هم وجود دارد که با هوش و بصیرت معمول یا متداول درک نمی شود ، وقتی با این سوال برمی خورند که چگونه یک انسان می تواند مطابق میل خود زندگی کند ،  این توانایی ها نقش بزرگی را پیدا میکنند . اینها در حوزه هوش و بصیرت اجتماعی ، احساس و درک کردن قرار گرفته اند . آنها خودشان را در جایی نشان می دهند که درآنجا به مسائل علمی زندگی مربوط میشود و درباره عقل و شعور سالم انسان سوال شده. (۱۶)

زنان چگونه درک می کنند؟
به نظر میرسد که زنان به طور دائم در حال جست و جوی اطلاعات از محیط پیرامون خود هستند . آنها دریافت میکنند ، تجزیه و تحلیل می کنند و دائما ورودی هایی را از محیط اطراف خود می گیرند :
در ظرف هفته اول همه نوزادان دختر این توانا یی را دارند که صدای مادر خود را تشخیص دهند . در مورد نوزادان پسر این توانایی چند هفته بعد به دست می آید . این پیشرفت در دختران باقی می ماند . زنان نه تنها بهتر می شنوند بلکه می توانند سر و صداهارا با اطمینان بیشتری تفکیک و طبقه بندی کنند .
زنان میتوانند بهتر از مردان با کسی حرف بزنندو همزمان صحبت های کس دیگری را دنبال کنند . زنان متوجه صداهای زیر و بم مختلف می شود و تغییرات لحن صدارا جدی می گیرند . آنها تغییرات احساسی  تغییرات آهنگ یک صدا در طرف مقابل را تشخیص دهند . آنها پیامی را که در آهنگ یک صدا موج می زند حس می کنند .
مردان در حوزه ی دریافتهای حسی فقط در یک زمینه جلو هستند و آن این که جهت صدا را به خوبی تشخیص می دهند.(۱۷)

زنان چگونه فکر می کنند؟

در واقع یک تفاوت فیزیکی در این که مغز مردان و زنان چگونه واکنش نشان میدهد وجود دارد . وقتی زنان درباره چیزی فکر می کنند ، به وضوح نواحی بیشتری از مغزشان نسبت به مردان  واکنش نشان می دهد.
بعد از ساعتها بحث و گفت و گو در مورد این فرضیه ، تحقیقات نشان داده است که زنان توانایی های قوی تر و مشخص تری دارند که ارتباط بیشتری بین جزئیات برقرار میکنند .
آقایان ! لطفا این توانایی را به عنوان برتری و مزیت بزرک فکر و اندیشه زنان در برابر فکر و اندیشه مردان قرار ندهید ، زیرا این مسئله ربطی به فکر و اندیشه و حس قوی ندارد . این ارتباط بدون این که ضمیر خود آگاه ما دخالت داشته باشد اتفاق می افتد ، بدون اینکه ما دستورات را با فکر کردن بدهیم . پیوستگیها و ارتباطات نا خود آگاه و ندانسته ای وجود دارند که زنان از آنها سود می برند.(۱۸)
 

حافظه زنان

معمولا زنان، تغییرات اجتماعی و همچنین فضای محیط را بهتر و دقیقتر از مردان درک میکنند . به طور ساده ، ما چیز های بیشتری را می بینیم و آنها را ضبط می کنیم . اگر به زنان و مردان یک کاغذ را با موضوع های مختلف نشان دهیم و بعد از چند لحظه یک شرح را تغییر دهند ، زنان مرتبا تغییرات بیشتری را تشخیص میدهند . شاید اینها تصویرذهنی ما از این صفه کاغذ را نشان میدهد که ما بهتر و با جز ئیات بیشتری حقایق و واقعیت های یک تصویر را به خاطر می سپاریم . از آنچه که مردان به خاطر می سپارند ، زنان در مسائل ریاضی سریع تر از مردان به راه حل می رسند . ما آما ده تر هستیم ، که سریع تر نتایج موقتی را به خاطر بسپاریم. در اینجا نیز حافظه کوتاه مدت ما به ما بهتر کمک میکند . البته شاید در حافظه طولانی مدت نیز مزایا یی وجود داشته باشد.
 شاید گاهی اوقات خود را دست کم بگیرید . اما این رابدانید که شمابهتر از یک مرد عادی هستید، حتی اگر نتوانید باور کنید . ما علم و دانش قدیم را با جدید ربط میدهیم ، بدین ترتیب درمغز ما یک شبکه فشرده تر ایجاد میشود و زنان نسبت به مردان ، مغزشان فعال تر است و ارتباطات بیشتری را به یاد می آورند  و این مزیت ماست.
مغز زنانه ما در جریان هر یاد گیری جزئیات بیشتری را دریافت میکند ، بدون اینکه ما زحمت  وتلاش خاصی را انجام دهیم. (۱۹)

قدرت عاطفی زنان
قهرمانان اسطوره ای نمونه هایی هستند که به طور ابدی جاویدان مانده اند اینگونه است که زنان به عنوان موجودی لطیف وملایم  و به ندرت پرخاشگر در ذهن ما برچسب خورده است .
حتی وقتی ما نیز اعتقادی به صلح و آرامش زنان نداشته باشیم ، اکثریت زنان شک و تردیدی نسبت به این مساله نشان نمی دهند .شاید از این توصیف خوشمان می آید و مورد پسندمان واقع میشود .شاید ناشی گری باشد که از مزایای فریب و اغفال صرف نظر کنیم یا برایمان ساده و منقلب کننده است ، خشم خود را در اختیار زیرکیمان قرار دهیم.
تحقیقات کاملی که دعواهای بین زوجها را تجزیه و تحلیل می کند نشان داده اند که زنان از قدرت احساسی برخوردارند . زنان در رابطه اشان حتی به اندازه مردان پرخاشگر و مهاجم هستند اما در مقابل ، مردان صدمات خطرناکی به زنان وارد می آورند .
مردان نه تنها قویتر هستند بلکه به طور واضح محجوب تر ولی بی وجدانتر هستند . وقتی موضوع بر سر آن است که برتری جسمی خود را نشان دهند زنان ذاتا استوارتر و مقاومتر هستند. اغلب زنها آنقدر راجع به علل دعوا و کشمکش گفتگو می کنند تا جایی که آنچه را می خواهند به دست می آورند و اغلب از استراتژی تبرئه استفاده می کنند . بعد از جر و بحث به دنبال یک دوست یا راه دیگری می گردند تا استرس خود را کاهش دهند و به این وسیله حداقل از نظر جسمی سریع تر آرامش یابند.(۲۰)
 
زنان کمبودهای مردان را زیبا بیان می کنند!!!
اغلب زنان کمبود های مردان را با قدرت اراده ، نیروی شخصیت یا استقلال آنها می پو شانند . بسیاری از زنان به این جمله صحه می گذارند ((مردان در زندگی مجردی مطابق میل و به طور دلخواه زندگی میکنند!))
زنان سریعا آماده اند ، ناتوانیها مردان را طور دیگری تفسیر کنند . در حقیقت زندگی مردان بدون همسر وضع بسیار بدی دارد . تصور اینکه مردها برتر از زنان هستند ، آنها از بدو تولد گرگهایی تنها هستند، از افکار خرافاتی  موهوم پرستانه سر چشمه می گیرد: به طور مثال ، وقتی مردان تنها زندگی می کنند به طور وضوح روحیه ضعیفتری نسبت به زنان دارند .
بیرته خراب شدن و نابودی عمدی رفاه و سعادت را نشانه بیماری نامیده است که در مردانی که از طرف زنانشان رها شده اند دیده میشود : پیراهن های اتو نشده ، نامرتب بودن و اهمال در تراشیدن ریش ، نشانه هایی است که در این مردان وجود دارد .
اما زنان با زندکی مجردی بهتر کنار می آیند . آنها برخورد های اجتماعی بشتری دارند و خود را از نطر روحی متعادل نشان می دهند .

زنان متحد میشوند
زنان دشوارتر از مردان پیمان می بندند اما رابطه های طولانی مدت و قابل اطمینان تری به وجود می آورند و از آن حفاظت می کنند این تفاوت خیلی زود آشکار می شود اگر در گروه پسران که در حال بازی هستند یکی از بازیکنان صدمه ای جزئی ببیند، بقیه گروه انتظار دارند که فرد اسیب دیده به بیرون از بازی برود و سریعا خود را آرام کند ، بازی باید ادامه پیدا کند اما در گروههای دختران همه ی اعضا گروه نگران فرد آسیب دیده هستند و بازی قطع می شود . دختران یاد گرفتند و در ذات و طبیعت آنهاست که در وهله اول مواظب دیگران باشند . اما برای پسران ادامه بازی شان مهم تر است. به نیازهای خود رسیدن، جنگ تن به تن و امتیاز آوردن به روحیه پسران نزدیک تر است. دختران انقدر بازی را ادامه می دهند تا خسته شوند و پسران تا آن حد که بازی را برنده شوند بازی می کنند. یکی از معایب مددکاری این است که کار شخصی شان می تواند به تعویق بیفتد و یکی از منافع آن ایجاد پایه محکم برای یک اتحاد و یک شبکه اجتماعی محکم و باثبات است، مشروط به اینکه ما کار و هدف خود را از یاد نبریم.
کسی که از حمایت و قدرت جمع استفاده می کند، سود می برد.(۲۱)

زنان وتضعیف
در ارتباط با افراد ناشناس زنان خشونت خود را نشان می دهند. خشونتها آنان اغلب لفظی است و به ندرت این خشونتها باعث صدمات جسمی جدی به آنها می شود . معمولا زنان استراتژی آرام را انتخاب می کنند آنان خشونتها و تنشها را کاهش می دهند و یا در وهله اول اجازه نمی دهند خشونت و تنشی ایجاد شود. چندی پیش روزنامه اشپیگل چاپ آلمان این تیتر خبری (( همواره یک قدم باهوشتر و زیرکتر )) با یک گزارش مفصل درباره زنان در نیروی پلیس را به چاپ رساند . زنها دقیق تر تحقیق می کنند و عمیق تر سوال می کنند، روسا و مافوق ها از اینگونه موارد در مورد زنان پلیس اظهار می کنند. یک رئیس پلیس این جمله را نقل می کند : (( زنان از نظر روانشناسی ماهرانه تر و با توانایی بیشتر اقدام می کنند . آنها طرف مقابل را تضعیف می کنند. )) این مساله تایید می کند که زنان چه چیزهایی می دانند .
زنان سوال کننده های زیرکتر و داورهای بهتری هستند شاید در مرحله اول این ایده منطقی و غافلگیرکننده به نظر برسد که زنان در حوزه ها و اموراتی به کار گماشته شوند که تا کنون روی نیروی بدنی زیاد حساب می شده .
تعظیم کردن از مشتهای سریع بهتر است! دلیل موثر و قاطعی که زنان را به عنوان دربان می گذارند این است که آنها نه به عنوان سرگرمی و نه به عنوان دام استخدام می شوند. آنها از عهده این کار برمی آیند. رئیس یک دربان خانم اظهار داشت که او این خانم را استخدام کرده تا زد و خوردها را کم کند. به طور واضح زنان این کار را بهتر از مردان انجام می دهند . یک دربان خانم علت موفقیت خود را اینگونه توضیح می دهد : (( من می توانم با مردم خوب رفتار کنم . از یک طرف یک شیوه ارتباط دهندگی دارم از طرف دیگر می توانم اگر لازم باشد خیلی قاطع باشم. ))
یک فرد مغرور و متظاهر هرگز نمی تواند در این گونه پستها انجام وظیفه کند به همین دلیل است که مردها از پس این کار برنمی آیند.(۲۲)


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

همسر آزاری

619 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
همسرآزاری از آسیب های اجتماعی پنهان است که معمولاً در محیط بسته خانه شکل گرفته و سبب عدم اطمینان و از هم گسیختگی کانون خانواده می شود. قربانیان اصلی خشونت در محیط خانواده، در مرحله نخست، زنان و پس از آن کودکان و سالمندان و سرانجام مردان هستند.
همسرآزاری معضلی است که در قرون اخیر بیش از هر زمان دیگری در جوامع مورد توجه و بررسی کارشناسان قرار گرفته و شاید بهترین دلیل برای توجه به این امر، مطرح شدن مسئله حقوق زنان و آگاهی این قشر از حقوق و مزایای خود در برابر همسرانشان است.
مقوله همسرآزاری از جمله اخبار داغی است که اگر هر روز هم در صفحات حوادث روزنامه ها دیده نشود، دست کم هر چند روز یک بار با مطالبی به صورت گزارش یا مقاله های گوناگون به آن پرداخته می شود.
در اینجا کوشیده ایم تا با نگاهی گزارش گونه و تحلیلی این مسئله را مورد بررسی قرار داده و به نکات و راه کارهای تازه ای در این باره اشاره کنیم.
پدیده ای با عنوان آزار همسر و فرزندان مقوله ای است که به طور طبیعی در هر جامعه ای به صورت های گوناگون وجود دارد.
خشونت فیزیکی و بدنی مانند صدمه زدن به اشیای منزل و ضرب و شتم همسر یا خشونت روانی و کلامی مانند تحقیر، بهانه جویی نسبت به چهره و شرایط جسمانی زن و ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همچنین خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل، ممنوعیت ارتباط با بستگان حتی به صورت تلفنی که بیشتر در استان های غربی کشور شایع است. خشونت اقتصادی مانند نپرداختن خرجی و در نهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قرار دادن وی به خاطر اعتیاد و غیره، مهم ترین و شایع ترین انواع همسرآزاری مردان نسبت به زنان است.
به طور کلی از هر ۱۰ زن، پنج نفر و از ۱۰ مرد، سه نفر یا بیشتر مورد آزار روحی و جسمی توسط همسر خود قرار می گیرند که آمار آزار جسمی در زنان بیشتر است. برای ریشه یابی چرایی و عوامل موثر در ایجاد و شکل گیری همسرآزاری، ابتدا باید تعریف جامع و مانعی برای آن ارائه داد.
برای همسر آزاری مصادیق بسیاری می توان یافت که نمونه بارز آن علاوه بر آن چه پیش از این نیز گفته شد، ضرب و شتم همسر است.عوامل گوناگونی مانند نوع جامعه پذیری فرد، نحوه پرورش وی، فقر فرهنگی و مسائل اقتصادی در همسرآزاری نقش زیادی دارند.
دکتر محمدرضا شمس انصاری ریشه های همسرآزاری را علاوه بر اختلالات روحی و روانی زوجین، فشارهای محیطی نیز می داند و می گوید: «فشارهای مالی، اقتصادی و اجتماعی و نیز به دلیل این که فرد قادر نیست به خوبی از پس اداره زندگی خود برآید، سبب ایجاد انگیزه برای آزار همسر به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه می شود. اختلالات شخصیتی و زمینه های ژنتیکی هم از دیگر عوامل همسرآزاری است.»
این روان پزشک پزشکی قانونی می افزاید: «گاهی زن و شوهر پیش زمینه ذهنی داشته و تحریک پذیر می شوند و از نظر فکری منتظر جرقه ای برای آزار یکدیگرند. علاوه بر اینها، مهریه های سنگین و بعضاً غیرقابل پرداخت و دخالت اطرافیان نیز به این امر دامن می زند.»
دکتر شمس انصاری عدم علاقه و وابستگی زوجین به هم را نیز یکی دیگر از این عوامل می داند. وی بر این باور است که آزار همسر لزوماً آگاهانه صورت نمی گیرد و ادامه می دهد: «در بیشتر مواقع فرد نمی داند که حرکات و رفتارش برای طرف مقابل آزاردهنده است. از سویی هم مشاهده کتک ها، ناسزاها و رفتارهای ناشایست در خانواده و نیز داشتن افکار خرافی و نادرست از جمله شک به همسر و ترس از خیانت وی در خانواده، سبب نقش بستن این عوامل در ضمیر ناخودآگاه فرد و تأثیر در زندگی وی می شود.»پژوهشگران نیز بر این باورند که در حقیقت، ریشه همسرآزاری تک علتی نبوده و عوامل بسیاری به ویژه اعتیاد و الکلیسم با آن رابطه ای نزدیک دارند.
همسرآزاری همان که پیشتر هم گفته شد، خاص یک جامعه نبوده و معمولاً هم زنان بیش از مردان قربانی چنین آزارهایی می شوند. به طوری که در انگلستان از هر ۱۰ زن یک زن به حد مرگ از شوهر خود کتک می خورد. در ایالت متحده نیز در هر ۱۵ ثانیه زنی مورد تهاجم قرار می گیرد و این به روشنی نشان می دهد که خشونت علیه زنان، حتی در کشورهای به اصطلاح پیشرفته نیز وجود دارد.
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همسرآزاری و به ویژه زن آزاری، بخشی از فرهنگ و روال طبیعی زندگی بوده و زنان نیز آن را به عنوان یک مسأله عادی در زندگی خود پذیرفته اند. برای نمونه، به کار بردن جملاتی مانند مرد اگر زنش را کتک نزد مرد نیست یا غیرت ندارد و … خود سبب ایجاد فرهنگ همسرآزاری در این جوامع می شود. در عربستان زن از حق و حقوق پایینی برخوردار است؛ تا آنجا که حق رأی، رانندگی، وکالت و… را ندارد و البته به آن معترض نیست! گاه همسران، به ویژه مردان چنین می اندیشند که با آزردن همسر خود و اختیار کردن همسر دیگری، زندگی شان بهتر خواهد شد و از این واقعیت غافلند که امکان دارد زندگی تازه از آنچه که پیش از این بود هم بدتر باشد.
این حقوقدان بر این باور است که در حقیقت برخی خشونت ها علیه همسر نسبی بوده که به فرهنگ یک جامعه بستگی دارد و نمی توان آن را به تمام جوامع تعمیم داد. وی در این باره می افزاید: «نظر به این که بیشتر خشونت ها علیه زنان صورت می گیرد، هر قدر زنان از حقوق خود آگاه تر باشند، این موضوع نیز کمرنگ تر می شود. در واقع می توان گفت که با اصلاح قوانینی که به ضرر و زیان زنان است، این مسئله کمتر می شود.»
اصولاً هرچه فرهنگ ضعیف تر و سواد کمتر باشد، آزار همسران نسبت به هم بیشتر و به صورت آزار جسمی شایع است. در طبقات مرفه و تحصیل کرده این معضل بیشتر به صورت آزار روانی وجود دارد که عوارض آن، گاه از آزار جنسی به مراتب بدتر است. همسرآزاری به طور کلی بیشتر متوجه زنان است؛ اما گاه مردانی که سن بالا و قدرت بدنی کمتری دارند یا دارای نقص و ایراد جسمی هستند نیز ممکن است توسط همسر خود که از آنان جوان تر است، مورد آزار قرار گیرند. به گفته دکتر خرمشاهی، بر اساس پژوهش های انجام شده، زنانی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند به طور تقریبی ۱۱ درصد بی سواد، ۴۸ درصد دارای سواد ابتدایی، ۳۸ درصد دیپلم و سه درصد بالاتر از دیپلم بوده اند.
همسرآزاری آسیبی است که به آسانی می تواند مقدمه ای باشد برای ابتلا به بیماری های صعب العلاج روحی و روانی. ایجاد انواع دردهای معده، پادرد، سردرد، ریزش مو، بیماریهای قلبی و همچنین افسردگی، بیماریهای روانی و… پیامد آزار و اذیتی است که همسران به صورت ناخواسته یا خودخواسته به یکدیگر روا می دارند.
دادگاه خانواده، راهی برای رهایی افراد- به ویژه زنان- برای مبارزه با آزار همسر و حفظ بنیان خانواده به خاطر فرزندان ابتدا راه حل صبر و بردباری پیش گرفته و در نهایت برای رهایی به دادگاه خانواده می روند؛ اما همیشه هم انگیزه مراجعه به دادگاه جدایی از همسر نیست و همیشه هم ماجرا به نفع فرد شاکی تمام نمی شود در پژوهشی که بر روی مراجعان به دادگاه خانواده صورت گرفته است، ۶۰ نفر از صد نفر زنی که مورد آزار شوهرانشان قرار گرفته بودند، به دادگاه مراجعه کرده و ۳۱ درصد آنها صرفاً برای طلاق، ۶۰ درصد تنها برای زهرچشم گرفتن و تنبیه شوهر و الباقی به خاطر تشکیل پرونده و ایجاد سابقه برای اتفاقات احتمالی در آینده به آنجا آمده بودند.
در راهروهای دادگاه خانواده زنانی به چشم می خورند که هر یک با چهره های نگران و توأم با تشویش و اضطراب در پی احقاق حقوق خود آمده اند.این روزها دادگاه های خانواده چنان مملو از این زنان است که جایی برای راه رفتن ندارند. در پزشکی قانونی نیز چه بسیار زنانی دیده می شوند که آمده اند تا آثار ضرب و جرحی که بر آنان وارد شده را در آنجا ثبت و حق خود را طلب کنند.
زنی ۴۲ ساله که به دادگاه خانواده آمده بود، می گفت: «۱۰ سال است که با شوهرم ازدواج کرده ام که کارگر خانه ما بود. پس از ازدواج، دو دانگ از خانه ام را به نامش کردم. پس از چندی چون بچه دار نشدم، مرا تهدید کرد که اگر بقیه خانه را به نامش نزنم، دوباره ازدواج خواهد کرد تا بچه دار شود. من ساده وقتی این کار را کردم، متوجه شدم وی پنج سال است که ازدواج مجدد کرده و حالا به دنبال این هستم که خانه را از او پس بگیرم. او به اندازه ای آزارم می دهد تا مهرم را ببخشم و مرا طلاق دهد.»
زنی ۲۴ ساله با گریه می گفت: «پس از ازدواج متوجه شدم که شوهرم الکلی و معتاد به مواد مخدر است. هنگامی که اعتراض کردم، مرا خام کرد و شبی به من گفت که تو هم استفاده کن. من هم چند بار پس از استفاده، احساس کردم که دارم عادت می کنم. روزی متوجه شدم که شوهرم به من خیانت کرده است. وقتی اعتراض کردم، به من گفت که اگر اعتراض کنی به خانواده ات می گویم که حشیش مصرف می کنی…»
مردی ۳۹ ساله که با چهره ای برافروخته در راهروی دادگاه خانواده با کلافگی قدم می زد، می گفت: «از شش ماه پیش، همسرم دائماً در فکر بود و با من بدرفتاری می کرد تا او را طلاق دهم. من به خاطر پسر دوساله ام که نمی خواستم بی مادر شود، این کار را نکردم.»
وی نگاهی به دوروبرش می اندازد و می گوید: «همسرم غذا نمی پخت، به کارهای خانه نمی رسید و همه اش داد و فریاد به راه می انداخت. روزی به خانه آمدم و دیدم که به همراه بچه از خانه رفته و تا امروز در هر جا سراغ آنها را گرفته ام، کسی از آنها خبری ندارد و نتوانسته ام پیدایشان کنم.»
مسئولان مراجع قضایی کشور، عوامل بسیاری را از جمله مهریه های سنگین باعث به وجود آمدن چنین معضلاتی می دانند. قاضی حسینی ضمن بررسی این عوامل می گوید: «مهریه های سنگین که این روزها وجود دارد، گاه سبب اختلاف و درگیری زوجین با همدیگر می شوند، علاوه بر آن، مرد برای خلاص شدن از پرداخت مهریه، به قدری زن را مورد آزار قرار می دهد تا مهرش را ببخشد و جانش را رها سازد!»
رئیس شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده می افزاید: «برای انسان اعم از زن و مرد، قانون ضوابط و مقررات ویژه ای مشخص کرده و البته بالاتر از قوانین جاری هر کشور، بحث مسائل اخلاقی و پای بندی به مسائل دینی و اعتقادی است. چنانچه از چارچوب ترسیم شده در تعاریف قانونی، اخلاقی و اعتقادی به ضرر شریک زندگی حرکت شود، با این رفتار موجبات رنجش خاطر وی را فراهم می کند.»
قاضی حسینی بر این باور است که برخی علل همسرآزاری ازدواج های هوسی و زودگذر است که دو طرف به اندازه کافی از یکدیگر شناخت ندارند و پس از مدتی به آزار هم روی می آورند.
از لحاظ آماری معمولاً برای همسر آزاری اطلاعات درستی در دست نیست،چرا که دست کم در کشور خودمان، زنانی که مورد آزار و تهاجم قرار می گیرند؛ اغلب به خاطر حفظ آبرو و بنیان خانواده یا وساطت فامیل این مسئله را کتمان کرده و حتی به دادگاه خانواده نیز مراجعه نمی کنند. عده ای هم از ترس بیشتر شدن آزارها، سکوت را به اعتراض ترجیح می دهند.
هر چند برای رهایی از آزار همسر راه های گوناگونی از جمله استفاده از قانون از طریق مراجعه به دادگاه های خانواده وجود دارد؛ اما این روش همیشه هم کارساز نبوده و تنها به صورت مقطعی بر این معضل سرپوش می گذارد.

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

مهریه در اسلام

224 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

حقوق زن در اسلام

مقدمه
    یکی از سنن بسیار کهن در روابط خانوادگی بشری این است که مرد هنگام ازدواج، برای زن «مهر» قائل می شده است. چیزی از مال خود به زن یا پدر زن خویش می پرداخته است. و به علاوه در تمام مدت ازدواج عهده دار مخارج زن و فرزندان خویش بوده است.
    ریشه این سنت چیست؟ چرا و چگونه به وجود آمده است؟ مهر دیگر چه صیغه ای است؟ نفقه دادن به زن برای چه؟ آیا اگر بنا باشد هر یک از زن و مرد به حقوق طبیعی و انسانی خویش نائل گردند و روابط عادلانه و انسانی میان آنها حکمفرما باشد و با زن مانند یک انسان رفتار شود مهر و نفقه مورد پیدا می کند؟ یا اینکه مهر و نفقه یادگار عهدهایی است که زن مملوک مرده بوده است، مقتضای عدالت و تساوی حقوق انسان ها، خصوصاً در قرن بیستم، این است که مهر و نفقه ملغی گردد، ازدواج ها بدون مهر صورت گیرد و زن خود مسؤولیت مالی زندگی خویش را به عهده بگیرد و در تکفل مخارج فرزندان نیز با مرد متساویاً شرکت کند.
    سخن خود را از مهر آغاز می کنیم. ببینیم مهر چگونه پیدا شده و چه فلسفه ای داشته و جامعه شناسان پیدایش مهر را چگونه توجیه کرده اند؟

تاریخچه مهر
    می گویند در ادوار ما قبل تاریخ که بشر به حال توحش می زیسته و زندگی شکل قبیله ای داشته، به علل نامعلومی،‌ ازدواج با همخون جائز شمرده نمی شده است. جوانان قبیله که خواستار ازدواج بوده اند ناچار بوده اند از قبیله دیگر برای خود همسر و معشوقه انتخاب کنند، از این رو برای انتخاب همسر به میان قبایل دیگر می رفته اند. در آن دوره ها مرد به نقش خویش در تولید فرزند واقف نبوده است،‌یعنی نمی دانسته که آمیزش او با زن در تولید فرزند مؤثر است، فرزندان را به عنوان فرزند همسر خود می شناخته نه به عنوان فرزندان خود،‌ با اینکه شباهت فرزندان را با خود احساس می کرده نمی توانسته علت این شباهت را بفهمد. قهراً نیز فرزندان نیز خود را فرزند زن می دانسته نه فرزند مرد، و نسب از طریق مادران شناخته می شد نه از طریق پدران. مردان موجودات عقیم و نازا به حساب می آمده اند و پس از ازدواج به عنوان یک طفیلی که زن فقط به رفاقت با او و به نیروی بدنی او نیازمند است در میان قبیله زن به سر می برده است، این دوره را دوره «مادرشاهی» نامیده اند.
    هنگامی که مرد در نقش خویش در تولید فرزند واقف شد خود ساخت و ریاست خانواده را به عهده گرفت و به اصطلاح دوره «پدر شاهی» اغاز شد.
    در این دوره نیز ازدواج با همخون جائز شمرده نمی شد و مرد ناچار بود از میان قبیله دیگر برای خود همسر انتخاب کند و به میان قبیله خود بیاورد. و چون همواره جالت جنگ و تصادم میان قبایل حکمفرما بود انتخاب همسر از راه ربودن دختر صورت می گرفت. یعنی جوان دختر مورد نظر خویش را از میان قبیله دیگر می ربود.
    تدریجاً صلح جای جنگ را گرفت و قبایل مختلف می توانستند همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند، در این دوره رسم ربودن زن منسوخ شد و مرد برای اینکه دختر مورد نظر خویش را به چنگ آورد می رفت به میان قبیله دختر اجیر پدر زن می شد و مدتی برای او کار می کرد و پدر زن در ازاء خدمت داماد دختر خویش را به او می داد و او آن دختر را به میان قبیله ی خویش می برد.
    تا اینکه ثروت زیاد شد، در این وقت مرد دریافت که به جای اینکه سال ها برای پدر عروس کار کند بهتر است که یکجا هدیه لایقی تقدیم او کند و دختر را از او بگیرد، این کار را کرد و از این جا «مهر» پیدا شد.
    روی این حساب، در مراحل اولیه،‌مرد به عنوان طفیلی زن زندگی می کرده و خدمتکار زن بوده است، در این دوره زن بر مرد حکومت می کرده است. در مرحله بعد که حکومت به دست مرد افتاد، مرد زن را از قبیله دیگر می ربوده است. در مرحله سوم مرد «پیشکش» تقدیم پدر زن می کرده است و رسم مهر از اینجا ناشی شده است.
    می گویند – مرد از آن وقتی که سیستم «مادر شاهی» را ساقط کرد و سیستم «پدر شاهی» را تأسیس نمود زن را در حکم برده و لااقل در حکم اجیر و مزدور خویش قرار داد و به او به چشم یک ابزار اقتصادی که احیاناً شهوت را را نیز تسکین می داد نگاه می کرد. به زن استقلال اجتماعی و اقتصادی نمی داد. محصول کارها و زحمات زن متعلق به دیگری یعنی پدر یا شوهر بود. زن حق نداشت به اراده خود شوهر انتخاب کند و به اراده خود برای خود فعالیت اقتصادی و مالی داشته باشد و در حقیقت پولی که مرد به عنوان مهر می داده و مخارجی که به عنوان نفقه می کرده است در مقابل بهره اقتصادی بوده که از زن در ایام زناشوئی می برده است.

مهر در نظام حقوقی اسلام
    مرحله پنجمی هم هست که جامعه شناسان و اظهار نظر کنندگان درباره آن سکوت می کنند، در این مرحله مرد هنگام ازدواج یک «پیشکشی» تقدیم خود زن می کند و هیچ یک از والدین حقی به آن پیشکشی ندارند، زن در عین اینکه از مرد پیشکشی دریافت می دارد استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می کند، اولاً به اراده خود شوهر انتخاب می کند نه به اراده پدر یا برادر. ثانیاً در مدتی که در خانه پدر است، همچنین در مدنی که به خانه شوهر میرود کسی حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمارکند، محصول کار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به دیگری و در معاملات حقوقی خود احتیاجی به قیمومت مرد ندارد.
    مرد از لحاظ بهره برداری از زن، فقط حق دارد در ایام زناشوئی از وصال او بهره مند شود و مکلف است مادامی که زناشوئی ادامه دارد و از وصال زن بهره مند می شود زندگی او را در حدود امکانات خود تأمین نماید.
    این مرحله همان است که اسلام آن را پذیرفته و زناشوئی را بر این اساس بنیان نهاده است. در قرآن کریم آیات زیادی هست درباره این که مهر زن به خود زن تعلق دارد نه به دیگری. مرد باید در تمام مدت زناشوئی عهده دار تأمین مخارج زندگی زن بشود و در عین حال درآمدی که زن تحصیل می کند و نتیجه کار او به شخص خودش تعلق دارد نه به دیگری – پدر یا شوهر.
    این جاست که مسئله مهر و نفقه شکل معماوشی پیدا می کند، زیرا در وقتی که مهر به پدر دختر تعلق می گرفت و زن مانند یک برده به خانه شوهر می رفت و شوهر او را استثمار می کرد، فلسفه مهر بازخرید دختر از پدر بود و فلسفه نفقه مخارج ضروری است که هر مالکی برای مملوک خود می کند، اگر بناست چیزی به پدر زن داده نشود و شوهر هم حق ندارد زن را استثمار و از او بهره برداری اقتصادی بکند، و زن از لحاظ اقتصادی استقلال کامل دارد و حتی از جنبه حقوقی نیازی به قیمومت و اجازه و سرپرستی ندارد، مهر دادن و نفقه پرداختن برای چه؟

نگاهی به تاریخ
    اگر بخواهیم به فلسفه مهر و نفقه در مرحله پنجم پی ببریم باید اندکی توجه خود را به دوره های چهارگانه ای که قبل از این مرحله گفته شده معطوف کتیم. حقیقت این است آنچه در این باره گفته شده جز یک سلسله فرضها و تخمینها چیزی نیست. نه حقایق تاریخی است و نه حقایق علمی و تجربی. پاره ای قرائن از یک طرف و بعضی فرضیه های فلسفی درباره انسان و جهان از طرف دیگر منشاء پدید آمدن این فرضها و تخمینها درباره ی زندگی بشر ماقبل تاریخ شده است. آنچه درباره دوره باصطلاح مادرشاهی گفته شده چیزی نیست که به این زودی ها بتوان باور کرد، و همچنین چیزهایی که درباره فروختن دختران از طرف پدران و استثمار زنان از طرف شوهران گفته اند.
    در این فرضها و تخمینها دو چیز به چشم می خورد – یکی اینکه سعی شده تاریخ بشر اولیه فوق العاده قساوت آمیز و خشونت بار و عاری از عواطف انسانی تفسیر شود، دیگر اینکه نقش طبیعت از لحاظ تدابیر حیرت انگیزی که برای رسیدن به هدف های کلی خود به کار می برد نادیده کرفته شده است.
    این گونه تفسیر و اظهار نظر درباره انسان و طبیعت برای غربی میسر است اما برایر شرقی –اگر افسون شده تقلید غرب نباشد- میسر نیست، غربی به علل خاصی با عواطف انسانی بیگانه است، قهراً نمی تواند برای عاطفه و جرقه های انسانی نقش اساسی در تاریخ قائل شود، غربی اگر از دنده اقتصاد برخیزد نان می بیند و بس، تاریخ از نظر او ماشینی است که تا نان به خوردش ندهی حرکت نمی کند و اگر از دنده مسائل جنسی برخیزد انسانیت و تاریخ انسانیت با همه ی مظاهر فرهنگی و هنـری و اخـلاقی و مذهبی و با همه ی تجلیات عالی و باشکوه معنوی، جز بازی های تغییر شکل یافته ی جنسی نیست و اگر از دنده سیادت و برتری طلبی برخیزد سرگذشت بشریت از نظر او یک سره خونریزی و بیرحمی است.
    غربی در قرون وسطی از مذهب و به نام مذهب شکنجه ها دیده و آزارها کشیده و زنده زنده در آتش انداختن ها مشاهده کرده است، به همین جهت از نام خدا و مذهب و هر چیزی که این بو را بدهد وحشت می کند و از این رو با همه ی آثار و علائم فراوان علمی که از هدف داشتن طبیعت و واگذار نبودن جهان به خود می بیند کمتر جرئت می کند به اصل «علت غائی» اعتراف کند.
    ما از این مفسران نمی خواهیم که به وجود پیامبران که در طول تاریخ ظهور کرده اند و منادی عدالت و انسانیت بوده اند و با انحرافات مبارزه می کرده اند و نتایج ثمربخشی از مبارزات خود می گرفته اند اقرار و اعتراف کنند، از آنها می خواهیم که لااقل نقش آگاهانه طبیعت را فراموش نکنند.
    در تاریخ روابط زن و مرد قطعاً مظالم فراوان و قساونهای بی شماری رخ داده است. قرآن قساوت آمیز ترین آنها را حکایت کرده است، اما نمی توان گفت سراسر این تاریخ، قساوت و خشونت بوده است.

فلسفه ی حقیقی مهر
    به عقیده ی ما پدید آمدن مهر نتیجه ی تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها به یکدیگر به کار رفته است.
    مهر از آنجا پیدا شده که در متن خلقت نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق مغایر نقش دیگری است. عرفا این قانون را به سراسر هستی سرایت می دهند، می گویند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجوداتو مخلوقات از لحاظ اینکه هر موجودی وظیفه خاصی را باید ایفا کند متفاوتند، سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است.
    فخر الدین عراقی شاعر معروف می گوید:
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است
                    کز زخمه آن نه فلک اندر تک و تاز است
    رازی است در این پرده گر آنرا بشناسی
                    دانی که حـقیقت زچـه دربند مـجاز است
    عشق است که هر دم بدگر رنگ درآید
                    ناز است به جائی و به یک جای نیاز است
    در صورت عاشق چه درآید همه سوز است
                    در کسوت معشوق چه آید همه ساز است
    دانشمندان می گویند: مرد از زن شهوانی تر است، در روایات اسلامی وارد شده که مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر آفریده شده است، نتیجه هر دو سخن یکی است، به هر حال مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان تر است، این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام کند، یکی از آن اقدامات این بوده که برای جلب رضای او و به احترام موافقت او هدیه ای نثار او می کرده است.
    مهر، باحیا و عفاف زن یک ریشه دارد، زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد.
    همین ها سبب شده که زن توانسته با همه ناتوانی جسمی، مرد ره به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند، مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند،‌با خارج کردن خود از دسترسی مرد عشق رمانتیک به وجود آورد،‌مجنونها را به دنیال لیلی ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می دهد عطیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه ای از صداقت او دریافت دارد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد