خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی

1,496 views

بازدید

دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی
۲ (۴۰%) ۱ vote

دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی

مقدمه :

۱- شرایط ظهور حضرت مهدی(عج) به‌قدری عجیب و عظیم است که اندیشه‌های زیادی را جهت درک آن شرایط به خود مشغول می‌کند تا انسان متوجه شود چگونه با ظهور آن حضرت، ابعاد پنهان و باطنی عالم به ظهور می‌آید و سنگ و درخت با یاران مهدی(عج) سخن می‌گویند.


3+

نويسنده / مترجم : اصغر طاهرزاده
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 2.2 مگابایت
نوع فايل : APK
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی
2 (40%) 1 vote

دانلود کتاب بقیه الله ذخیره همه خوبیها

1,335 views

بازدید

دانلود کتاب بقیه الله ذخیره همه خوبیها
۵ (۱۰۰%) ۵ votes

دانلود رایگان کتاب بقیه الله ذخیره همه خوبیها

سلام بر مهدی علیه السلام
او می آید ! او با کوله باری از صبر می آید ، او شمشیر علی را در دست می گیرد تا نامردان را سرکوب کند و برای هدایت مردمان قرآن را می آورد ، او مثل ستاره ای درخشان در تیره ترین شب و مثل کوه بلندی در جنگل وحشت انگیز ظاهر می شود .


8+

نويسنده / مترجم : ناصر نظارات
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 4.7 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 588

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب بقیه الله ذخیره همه خوبیها
5 (100%) 5 votes

رجعت، ظهور، و تقابل ایمان و کفر

350 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

رجعت، ظهور، و تقابل ایمان و کفر

ما می دانیم که مسأله رجعت از مهم ترین و قابل توجه ترین مباحث اسلامی است. رجعت واقعه ای حکیمانه و هدفمند است و با عقل و ایمان نیز هماهنگ می باشد. این مسأله مطابق با خواست و اراده الهی صورت می پذیرد. به گونه ای که خداوند مۆمنان را اختیاراً و کافران را اجباراً برمی انگیزد. مۆمنان را برمی انگیزد، تا پاداش ایمان خود را در رکاب و یاری امامشان دریافت نمایند و کافران را برمی انگیزد، تا انتقام کفرشان را از آنان در دنیا بگیرد.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) توضیح داده شده است که اختیاراً یعنی اینکه: چون قائم(علیه السلام) ظهور کند، بالای سر مۆمن روند در قبر او، و به او گویند ای فلانی، به راستی صاحب الأمر تو ظهور کرده، اگر خواهی خود را به او برسانی، برسان و اگر خواهی در سایه کرامت پروردگار خود بیارامی، بیارام.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

818 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!



شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

 

انبیا و اولیای الهی در طول حیات بشری برای هدایت انسان ها آمده اند و در این راه نیز سختی های بی شماری را تحمل کرده اند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها بازمانده از انبیا و اولیا علیهم السلام است و هر آنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بوده اند و هر آنچه در اختیار آنان بوده، همگی در حال حاضر در اختیار آن حضرت می باشد. تمام صفات انبیا و مکارم ائمه علیهم السلام در وجود امام مهدی (عج) جمع است و از آن حضرت بروز می کند. بر این اساس، شباهت هایی بین آن حضرت و پیامبران و اولیا الهی وجود دارد که در کتاب های معتبر حدیثی از آن یاد شده است.

 


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

مصلح جهان – بخش۱

293 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
یکی از مسائل و اموریکه فرق اسلام برآن اجتماع و اتفاق نموده اند ظهور مهدی اهل بیت حضرت قائم آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین در آخر الزمان است که همه متفق الکلمه انتظار یکقیام روحانی و ظهور مصلحی را میکشند که عدالت اجتماعی و نظام جهان را براساس ایمان به خدا و احکام دین اسلام برقرار سازد و دنیا را از چنگال ستمکاران و …..

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

عصر ظهور

256 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مردم و نقش آنان در دوران ظهور حضرت مهدی ( ع )
از جمله ی مردم آن زمان می توان به ایرانیان اشاره کرد .
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، کشور ایران در تصور غربیها پایگاهی حیاتی ، آنهم در مرز شوروی و در قلب جهان اسلام بحساب می آمد و از دیدگاه مسلمانها کشوری اسلامی و اصیل بشمار می رفت که « شاه » سرسپرده غرب و هم پیمان اسرائیل بر آن حکومت می کرد و برای خوش خدمتی به اربابانش ، کشورش را در بست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود .
علاوه بر آنچه که در تصور دیگران بود ، در ذهن یک فرد شیعه کشوری بود که در آن مرقد مطهر امام رضا ( ع ) و حوزه علمیه قم وجود داشت و کشوری دارای تاریخی اصیل  وریشه دار در تشیع و با علما و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرانبها ، زمانیکه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان برمی خوریم و آنها را بررسی می کنیم . بیکدیگر می گوئیم : این روایات مانند روایتهایی است که مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن ، و یا بنی خزاعه را می نماید . از این رو هر روایتی که مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیله ها و بعضی کشورها را در بر دارد ، نمی تواند بدون اشکال باشد . گرچه این روایات صحیح و درست می باشند ، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهای صدر اسلام و قرنهای اولیه آن است .
این طرز فکر رائج بین ما بود که ، امت اسلامی در حالتی جاهلانه و فرمانبردار سلطه کفر جهانی و نوکران اوست ، در بین ملتها هیچیک بردیگری برتری ندارد و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث ، بدتر از سایر ملتها بوده اند ، بدلیل اینکه آنان طرفداران تمدنی کفرآمیز برتری جوئی های ملی و نژادی بوده اند که سرسپردگانی چون شاه و اربابان غربی اش برای ایجاد چنین تز و طرز فکری و تربیت مردم ایران ، بر همین روش پافشاری می کردند .
… تا اینکه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر کرد و قلبهای غمگین آنان را چنان از خوشحالی و شادی سرشار نمود که در قرن های گذشته بی سابقه بود ، بلکه بالاتر ، آنان تصور چنین پیروزی را نداشتند . این سرور و خوشحالی همه کشورها و ملتهای مسلمان را در بر گرفت ، از جمله مظاهر خوشحالی مردم ، این بود که همه جا صحبت از فضل و برتری ایرانیان و طرفداران سلمان فارسی بود ، بطور مثال ، یکی از صدها عنوانی که در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد ، عنوان و تیتر مجله تونسی ( شناخت ) بود که در آن آمده بود : « پیامبر ( ص ) ایرانیان را جهت رهبری امت اسلامی برمی گزیند » این نوشته ها ، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید کرد و دریافتیم روایاتی که از پیامبر ( ص ) درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده ، بلکه ارتباط به آینده نیز دارد …
ما با مراجعه به منابع حدیث و تفسیر و بررسی روایات مربوط به ایرانیان ، به این نتیجه رسیدیم که این روایات و اخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته باشد ، مربوط به آینده است و جالب اینکه روایات در منابع حدیث اهل سنت بیشتر از شیعه وجود دارد .
چه می توان کرد ، زمانیکه در روایات مربوط به حضرت مهدی ( ع ) و زمینه سازی حکومت آن بزرگوار ، ایرانیان ویمنی ها دارای سهم بسزائی بوده و کسانی هستند که به مقام ایجاد زمینه مناسب برای ظهور آن حضرت و شرکت در نهضت وی نائل می شوند … و همچنین افراد شایسته ای از مصر و مومنانی حقیقی از شام و گروههایی از عراق .. نیز از این فیض بهره مند می شوند  همینطور سایر دوستداران آن حضرت که در گوشه و کنار جهان اسلام پراکنده هستند ، از این موهبت برخوردار می شوند ، بلکه آنان از یاران ویژه و وزراء و مشاورین آن حضرت ارواح نافداه می باشند .
ما اینک ، روایاتی را که پیرامون ایرانیان بطور عمده وارد شده است مورد بررسی قرار داده و سپس به نقش آنان در زمان ظهور می پردازیم .
آیات و اخبار در ستایش ایرانیان
روایاتی که درباره ایرانیان و پیرامون آیاتی که تفسیر به ایرانیان شده وارد شده است ، تحت این نه عنوان آمده است : « الف – طرفداران سلمان فارسی . ب – اهل مشرق زمین . ج – اهل خراسان .د- یاران درفش های سیاه . ه – فارسیان . و- سرخ رویان . ز – فرزندان سرخ رویان . ح- اهل قلم .ط- اهل طالقان » البته خواهید دید که غالبا مراد از این عناوین یکی است ، اخبار دیگری نیز وجود دارد که با عبارت های دیگری از آنان یاد کرده است .
در تفسیر قول خدای سبحان : و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم
خدای عزوجل فرمود :
« اینک شما کسانی هستید که فراخوانده می شوید تا در راه خدا انفاق کنید ، برخی از شما در انفاق بخل می ورزد و کسی که بخل کند به خویش بخل می کند و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید خداوند گروهی را غیر از شما جایگزینتان می نماید و آنان مثل شما نیستند . »
صاحب کشاف نقل کرده که از پیامبر ( ص ) درباره کلمه ( قوم ) که در آیه شریفه آمده است سئوال شد . سلمان فارسی نزدیک پیامبر ( ص ) نشسته بود آن حضرت با دست مبارک خود به ران پای سلمان زد و فرمود :
« بخدایی که جان من در دست قدرت اوست ، اگر ایمان به کهکشانها بستگی داشته باشد مردانی از فارس به آن دست می یابند »
به نقل صاحب مجمع البیان از امام باقر ( ع ) روایت شده که فرمود :
« ای اعراب ، اگر روی برگردانید ، خداوند گروه دیگری را جایگزین شما می گرداند ، یعنی ایرانیان »
و صاحب المیزان آورده که درالمنثور ، روایتی را عبدالرزاق و عبدبن حمید و ترمذی و ابن جریر و ابن ابی حاتم و طبرانی در کتاب اوسط و بیهقی در کتاب دلائل .. از ابوهریره نقل کرده است که وی گفت : پیامبر ( ص ) این آیه را « و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم ، ثم لایکونوا مثالکم » قرائت فرمود ، عرض کردند : یا رسول الله ! اینها چه کسانی هستند که اگر ما روی گردان شویم جایگزین ما می شوند ؟ پیامبر اسلام ( ص ) با دست مبارک به شانه سلمان فارسی زد و سپس فرمود :
« او و طرفداران او ، بخدایی که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگی به کهکشانها داشته باشد مردانی از فارس ( ایرانیان ) به آن دست می یابند »
مانند این روایت بطرق دیگری از ابوهریره و همچنین از ابن مردویه از جابربن عبدالله نقل شده است .
در این روایت دو معنا که همه بر آن اتفاق دارند ، وجود دارد که عبارتند از : اینکه ایرانیان ( فرنس ) خط و جناح دومی بعد از اعراب ، برای بدوش کشیدن پرچم اسلام می باشند . بدلیل اینکه ، آنان به ایمان دست یابند هر چند از آنان دور دسترسی به آنان دشوار باشد .
 چنانکه در همین روایت سه مطلب قابل بحث است :
اولا : اینکه خداوند متعال اعراب را تهدید به جایگزینی  ( فرس ) ایرانیان نموده است ، آیا مخصوص زمان نزول آیه در زمان پیامبر ( ع ) است و یا اینکه مربوط به همه نسلهاست ، بگونه ای که دارای این معنی باشد ، اگر شما ( اعراب ) روی گردان از اسلام شوید در هر نسلی که باشد ( فرس ) را جایگزین شما می گرداند ؟
ظاهر معنی این است که بحکم قاعده ( مورد ، مخصص نمی باشد ) این نکته در همه نسلهای بعدی نیز استمرار دارد و آیات مبارکه قرآن در هر طبقه و نسلی ، نقش خورشید و ماه را دارند ( یعنی در نورافشانی یکسان اند ) چه اینکه این مطلب در روایات آمده و مفسران نیز بر آن اتفاق نظر دارند .
ثانیا : خدیث شریف می گوید مردانی از فارس به ایمان دست خواهند یافت نه همه آنان ، بدیهی است که این خود ، ستایشی است نسبت به افراد نابغه ای از بین آنها نه جمیع آنها ..
اما ظاهر آیه شریف و روایت این است که هر دو ، بطور عام ستایش از فرس می نمایند ، چون در میان آنان کسانی هستند که به درجه دست یابی به ایمان و یا علم می رسند . بویژه با ملاحظه اینکه صحبت از گروهی است که بعد از اعراب حامل آئین اسلام هستند ، بنابراین مدح و ستایشی که برای آنان بشمار آمده بدین جهت است که آنها زمینه مناسبی برای بوجود آمدن نوابغ خود می باشند و از آنان اطاعت و پیروی می کنند .
ثالثا : آیا تا کنون روی گردانی اعراب از اسلام و جایگزین شدن ( فرس ) بجای آنان صورت گرفته است یا خیر ؟
جواب : بر اهل دانش و علم ، پوشیده نیست که مسلمانان امروز ، اعم از عرب و غیرعرب از اسلام واقعی اعراض نموده و روی گردان شده اند . بدین ترتیب متاسفانه فعل شرط ، در آیه شریفه ( ان تتولوا ) ( اگر روی گردان شوید ) تحقق یافته و تنها جواب شرط ، یعنی جایگزین شدن فرس بجای آنان باقی مانده است ، در این زمینه هم با دقتی منصفانه می توان گفت که وعده الهی ، در آستانه تحقق است .
بلکه ، روایت بعدی که در تفسیر نورالثقلین آمده است دلالت دارد که این جایگزینی ، در زمان بنی امیه حاصل شده است ، چون زمانی که عربها متوجه مرکز و مناصب و مال اندوزی شدند ، فرس ( ایرانیان ) به کسب علوم اسلامی روی آورده و از آنان سبقت گرفتند از امام صادق ( ع ) منقول است که فرمود : « قد و الله ابدل خیرا منهم ، الموالی » « سوگند بخدا که بهتر از آنها را جایگزین فرمود ، یعنی عجم را » گرچه تعبیر به موالی در آن روز شامل غیر فرس ( ایرانیان ) یعنی ترکان و رومی ها که اسلام آورده بودند نیز می شده است اما آنچه مسلم است ( فرس ) بعنوان مرکز ثقل ، اکثریت آنان را تشکیل می داده اند . بویژه با توجه به شناخت امام صادق ( ع ) نسبت به تفسیری که پیامبر ( ص ) از آیه شریفه درباره ( فرس ) فرموده است .
در تفسیر گفته خدای سبحان : و آخرین منهم لما یلحقوابهم
خدای عزوجل فرمود :
« اوست آنکه برانگیخت در بین درس نخوانده ها رسولی را از خودشان که آیات خدا را بر آنان می خواند و آنان را پاک می سازد و کتاب و حکمت شان می آموزد اگر چه قبلا در گمراهی آشکاری بودند و افراد دیگری از ایشان که به آنان نپیوسته اند و اوست خدای عزیز و حکیم »
مسلم ، در صحیح خود از ابوهریره روایت کرده که گفت : « ما حضور پیامبر ( ص ) بودیم که سوره مبارکه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسید به آیه « و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » مردی از او سوال کرد ، یا رسول الله : اینان چه کسانی هستند که هنوز بما نپیوسته اند ؟ حضرت پاسخ نفرمود : ابوهریره گفت : سلمان فارسی نیز در بین ما بود پیامبر ( ص ) دست مبارکشان را بر سلمان نهاد و فرمود : بخدایی که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگی به کهکشانها داشته باشد مردانی از این ها ( طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند یافت »
در تفسیر علی بن ابراهیم ، ذیل آیه «  و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » آمده است که : « و افراد دیگری که به آنها نپیوسته اند » یعنی کسانی که بعد از آنان اسلام آورده اند و صاحب مجمع البیان آورده « آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قیامت ، سپس گفته است که آنان عجم ها و کسانی که به لغت عربی حرف نمی زنند می باشند چون پیامبر ( ص ) به سوی هر کسی که وی را مشاهده کرده و کسانی که بعدا می آیند ، اعم از عرب و عجم برانگیخته و مبعوث شده است بنقل از سعیدبن جبیر و نیز از امام باقر ( ع ) .
مطلق بودن کلمه « و آخرین منهم » اقتضا دارد که شامل همه طبقات و نسلهای بعدی از زمان پیامبر ( ص ) از عرب و غیرعرب می شود ، اما با مقایسه کلمه ( امیین ) و ( آخرین ) بهتر است که بگوییم مراد از ( امیین ) اعراب و از ( آخرین ) افرادی از غیر عرب که اسلام می آورند باشد ، چنانکه بعضی روایات اهل بیت ( ع ) گویای این مطلب است و صاحب کشاف نیز همین مبنا را پذیرفته است .
بنابراین ، پیامبر ( ص ) که آیه شریفه را به ( فرس ) تفسیر نموده است ، در حقیقت منطبق بر مصداق مهمی برای کلمه ( آخرین ) و یا مهم ترین مصداق ، از بین مصادیق آن می باشد ، گرچه صرف تطبیق ، باعث فضل و برتری بیشتر نمی گردد ، اما چون پیامبر ( ص ) آنان را ستوده به اینکه آنان به ایمان و علم و یا اسلام هر چند دور و مشکل باشند نائل خواهند شد و از طرفی رسول خدا ( ص ) در تفسیر هر دو آیه عمدا ، عین گفته خود را تکرار می کنند و زدن آن حضرت بر شانه سلمان فارسی ، دلیل روشنی بر این مدعی است .
در تفسیر کلام خدای بزرگ : بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید
« به بنی اسرائیل اعلام نمودیم در کتاب ، « تورات » که دو بار در زمین فساد و سرکشی بزرگی خواهید کرد ، پس چون وعده یکی از آنها ( فساد ) برسد . بندگانی از خود را که دارای قوت و نیرومندی شگرفی هستند بطرف شما می فرستیم تا در همه جا جستجو کنند و این وعده ای انجام شده است ، سپس پیروزی را مجددا برای شما برگردانیدیم و شما را با امول و فرزندان یاری کردیم و شما را از آنان ( دشمنانتان ) بیشتر و قوی تر گردانیدیم . اگر نیکی نمودید ، برای خودتان و اگر بدی نمودید گریبانگیر خودتان می شود و زمانیکه دیگر وعده آن ( فساد ) آید رویهای شما را بد جلوه دهند تا اینکه داخل مسجد شوند همانگونه که نخستین مرتبه وارد شدند و تا اینکه نابود و تباه کنند آنچه را که بر آن غلبه یافتند تباه کردنی »
در تفسیر نورالثقلین از زوضه کافی پیرامون تفسیر آیه شریفه « بعثنا علیکم عبادالنا اولی یاس شدید » از امام صادق ( ع ) نقل شده است که فرمود :
« آنان کسانی هستند که خداوند تبارک وتعالی قبل از ظهور قائم ( ع ) آنها را بر می انگیزد و آنان دشمنی از آل پیامبر ( ص ) را فرا نمی خوانند مگر اینکه او را بقتل می رسانند »
و عیاشی در تفسیر خود از امام باقر ( ع ) روایت کرده که حضرت آیه شریفه « بعثنا علیکم عبادا اولی باس شدید » را قرائت می کردند ، سپس فرمودند :
« او قائم ( ع ) و یاران اویند که دارای قوت و نیروی زیاد می باشند .»
و در بحارالنوار از امام صادق ( ع ) منقول است که : « حضرت آیه شریفه فوق را قرائت کردند … عرض کردیم فدایت شویم اینها چه کسانی هستند ؟ سپس حضرت ۳ مرتبه فرمودند : بخدا سوگند آنان اهل قم هستند ، بخدا سوگند آنان اهل قم هستند ، بخدا قسم آنان اهل قم هستند .»

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

اباصالح

196 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى، و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى شناسد و به هیچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.
از این رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مایلند روزى فرا رسد که جهان بشریّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکت بار موجود نجات یابند و از نابسامانى و نا امنى و تیره روزى خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى  نایل آیند.
به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ که در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهاى ضد انسانی خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنیان خواهد نهاد _ سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهى در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایى داده اند.
در این زمینه، یکى از نویسندگان معروف چنین مى نویسد:
«موضوع ظهور و علایم ظهور، موضوعى است که در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمیّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقیده و ایمان که پایه این آرزو را تشکیل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشریّت، و طالب تکامل معنوى وقتى که از همه نا امید مى شود، و مى بیند که با وجود این همه ترقّیات فکرى و علمى شگفت انگیز، باز متأسّفانه، بشریّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى کشاند و از خداوند بزرگ بیشتر دورى مى جوید، و از اوامر او بیشتر سرپیچى مى کند; بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد یارى مى جوید.
از این رو در همه قرون و اعصار، آرزوى یک مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و یهودى و مسیحى و مسلمان، سابقه دارد، بلکه آثار آن را در کتاب هاى قدیم چینیان و در عقاید هندیان، و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتّى در میان مصریان قدیم و بومیان و حتّى مکزیک و نظایر آنها نیز مى توان یافت».
آرى! عقیده به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى در پایان جهان، یکى از مسایل بسیار مهمّ و حسّاسى است که نه تنها در آیین مبین اسلام، بلکه در همه ادیان آسمانى، و نه تنها در میان پیروان ادیان و مذاهب بلکه در نزد بسیارى از مکاتب مختلف جهان سابقه دیرین دارد، و تمامى پیروان ادیان بزرگ عالم از مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان گرفته تا پیروان مکتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقیده دارند.
ناگفته نماند که پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، و دیگر ملل و اقوام گذشته و مکاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را «مهدى موعود منتظر(علیه السلام)»، و پیروان سایر ادیان ومکتبها و ملّتها و توده هاى محروم، وى را «مصلح جهانى» یا «مصلح غیبى»، یا «رهاننده بزرگ» یا «نجات بخش آسمانى» و یا «منجى اعظم» مى نامند; ولى در باره اوصاف کلّى، برنامه هاى اصلاحى، تشکیل حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى، و ظهور او در آخرالزمان اتّفاق نظر دارند.
جالب توجّه این که حتّى در این اواخر نیز، این عقیده در بین گروهى از دانشمندان و فلاسفه بزرگ جهان به عنوان: «لزوم تشکیل حکومت واحدجهانى» درسطح وسیعى مطرح گردیده است: «در عصر اخیر دوشادوش پیشرفت همه جانبه اى که در تمام مسایل علمى نصیب بشریّت شده، این ایده و عقیده نیز از مرز ادیان و مذاهب قدم فراتر نهاده و به عنوان یکى از مهمترین مسایل حیاتى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است».
آرى ! امروز بسیارى از اندیشمندان و فلاسفه مشهور جهان نیز عقیده دارند که با پیشرفت سریع صنعت و تکنولوژى، زندگى ماشینى، رقابت هاى نا سالم نظامى، بازیهاى خطرناک سیاسى، و احساس یأس و نا امیدى در بین جوامع بشرى براى رهایى از اوضاع نا بسامان کنونى، تشکیل حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى لازم و ضرورى است.
بنابراین، برغم افکار بیمارگونه کوته نظران کج اندیش که مى پندارند مسأله مهدویّت و انتظار ظهور یک رهبر بزرگ آسمانى در پایان جهان، از مختصّات مسلمانان و یا از عقاید خاص شیعیان است و مى کوشند تا با تلاش مذبوحانه خود آن را در یک مکتب خاصّ محصور کنند، این مسأله اختصاص به مسلمانان و شیعیان ندارد; بلکه یک اعتقاد عمومى مشترک است که همه اُمّتها و ملّتها و پیروان ادیان ـ و حتّى مکاتب مختلف، فلاسفه، دانشمندان و اندیشمندان واقع بین جهان نیز ـ در این عقیده و مرام باهم شریک اند.
 اصالت اعتقاد به ظهور مُنجى
عقیده به ظهور یک نجات دهنده بزرگ آسمانى و امید به یک آینده روشن که در آن، نگرانیها و هراسها مرتفع گردد، و به برکت ظهور یک شخصیّت ممتاز الهى همه تاریکیها از پهنه گیتى برچیده شود، و ریشه ظلم و جهل و تباهى از روى کره زمین برکنده شود، یک اعتقاد عمومى ثابت است که همواره در همه وقت، در همه جا، و در همه زمانها بین تمام ملّتها شایع و رایج بوده است.
بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسایل اسلامى، این عقیده در طول دوران زندگى انسانها پیوسته در میان همه ملّتها و پیروان ادیان بزرگ موجود بوده، و حتّى اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها، نیز معتقدند که سرانجام باید پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، بى عدالتى ها را از بین برده، حکومت واحد جهانى تشکیل داده، و در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داورى کند.
آنچه از تاریخ اُمّتها استفاده مى شود این است که: مسأله عقیده به ظهور یک رهبر مقتدر الهى و آمدن مصلحى در آخر الزمان به نام مُنجى موعود جهانى به قدرى اصیل و ریشه دار است که در اعماق دل ملّتها و پیروان همه ادیان الهى، و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جایى که در طول تاریخ بشریّت، انسانها در فراز و نشیب هاى زندگى، با یادآورى ظهور چنین رهبر مقتدرى، پیوسته خود را از یأس و نا امیدى نجات داده، و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانى در پایان جهان، لحظه شمارى مى کنند.
براى اثبات این مطلب، کافى است بدانیم که عقیده به ظهور یک «نجات دهنده» حتّى از نظر یهود و نصارى نیز قطعى است. و حتّى این که در میان همه طوایف یهود و همه شاخه هاى مسیحیّت وجود این عقیده قطعى و مسلّم است.
 
 انتظار ظهور «منجى» در بین یهود و نصارى
نویسنده آمریکایى کتاب «قاموس مقدّس»، درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش یک «منجى بزرگ جهانى» در میان قوم «یهود» چنین مى نویسد:
«عبرانیان منتظر قدوم مبارک «مسیح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارک . . . مکرّراً در «زبور» و کتب انبیا، على الخصوص، در کتاب «اشعیا» داده شده است. تا وقتى که «یحیاى تعمید دهنده» آمده، به قدوم مبارک وى بشارت داد، لیکن «یهود» آن نبوآت (پیشگوییها) را نفهمیده با خود همى اندیشیدند که «مسیح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ایشان را از دست جور پیشگان و ظالمان رهایى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد کرد».
نویسنده کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در کتاب خود ازیهودیان، زبان به شکایت مى گشاید که دعوت عیساى مسیح را بعد از آن همه اشتیاق و انتظار، سرانجام نپذیرفتند و او را مسیح واقعى نپنداشتند و او را با مسیح موعودى که سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسین و مژده اش را کتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى کردند، مطابق نیافتند. از این رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنایتکار به ملّت اسرائیل، و تعالیمش را، ضدّ آرمان اساسى کتب مقدّس «عهد عتیق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاکمه اش فراخواندند و به اعدام محکومش کردند، و همچنان با احساس غبنى جانکاه مجدداً در انتظار «مسیح موعود» و رهایى بخش از رنج و ستم، نشستند.
مسیحیان، با این که حضرت عیسى(علیه السلام) را «مسیح موعود» یهودیان مى دانستند، چون نسبت به پیروى او احساس ناتمامى کردند، یکباره امیدشان از «زمان حال» برکنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسیح» و بازگشت وى از آسمان، در پایان جهان نشستند.
طبق نوشته «مستر هاکس» آمریکایى، در کتاب خود «قاموس کتاب مقدس» کلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجیل» و ملحقات آن (عهد جدید) به کار رفته که فقط ۳۰ مورد آن با حضرت عیسى(علیه السلام) قابل تطبیق است، و ۵۰ مورد دیگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گوید که در آخر زمان ظهور خواهد کرد( [۴] ).!
 
 مسیح هاى دروغین
اعتقاد به ظهور یک «منجى بزرگ جهانى» و اشتیاق، به ظهور یک رهبر آسمانى در میان یهود و نصارى، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملّت، مدّعیان شگفتى را پدید آورده، و افراد زیادى پیدا شده اند که خود را به دروغ «مسیح موعود» معرّفى کرده اند. به طورى که صاحب کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در باره شماره مدّعیان دروغین «مسیح موعود» مى نویسد:
«24 نفر مسیحیان (مسیح هاى) دروغگو در میان بنى اسرائیل ظاهر گشتند که مشهورترین و معروفترین آنها «برکوکبه» است که در اوایل قرن ثانى مى زیست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود که رأس و رئیس و پادشاه قوم یهود است.
و در مائه دوازدهم تخمیناً ده نفر از مسیحیان، ـ یعنى: مسیح هاى دروغگو ـ ظاهر گردیده، جمعى را به خود گروانیده، و این مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى کثیر نیز در آن معرکه، طعمه شمشیر گردیدند. و آخرین مسیحیان ـ مسیح هاى دروغگو ـ «مردخاى» است. او شخصى بود آلمانى که در سال ۱۶۸۲ میلادى ظهور کرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گردیده معدوم الاثر شد.
نویسنده کتاب «دیباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل این جریان از کتاب «قاموس کتاب مقدس» مى نویسد:
«متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمریکایى ـ کتاب «قاموس کتاب مقدّس» به زبان فارسى، که سالها نیز ساکن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعیان «مسیحائى» و همچنین درباره آخرین کسى که به عنوان «مسیح موعود» قیام کرده است، نارساست.
شماره این مدّعیان، به مراتب بیشتر از آن است که وى یادآور شده است، همچنین قیام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسین قیامى نیست که تاریخ مسیحیّت آن را به یاد مى آورد. تنها طى دو قرن هیجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسیح موعود» ظهور کرده اند، و اغتشاشهایى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نیز به کیفر رسیده اند».
«البته به موازات دین مسیح، در دین یهود نیز، مسیح هاى دروغین متعدّد ظهور کرده اند. از جمله، یکى از مسیح هاى یهودى، «داود آل روى» از یهودیان ایران است. او در اواسط قرن دوازدهم در میان یهودیان ایران، مدّعى شد که او «مسیح موعود» است».( [6] )
 عقاید اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود
مسأله عقیده به ظهور مصلحى جهانى در پایان دنیا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هیچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ این اعتقاد کهن و ریشه دار، علاوه بر اشتیاق درونى و میل باطنى هر انسان ـ که به طور طبیعى خواهان حکومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهاى بى شائبه پیامبران الهى در طول تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پیامبران بزرگ الهى در دوران مأموریّت الهى خود به عنوان جزیى از رسالت خویش به مردم وعده داده اند که در آخر الزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دینى و بى عدالتى را در تمام جهان ریشه کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
سیرى کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه هاى دیگر اقوام مختلف بشرى، این حقیقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقاید و اندیشه هاى متضادّى که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اینک براى این که در باره این موضوع سخنى به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصرى از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا مى آوریم:
۱ ـ ایرانیان باستان معتقد بودند که: «گرزا سپه» قهرمان تاریخى آنان زنده است و در «کابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى کنند تا روزى که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.

۲ ـ گروهى دیگر از ایرانیان مى پنداشتند که: «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایى، دیهیم پادشاهى به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزى ظاهر شود و اهریمنان را از گیتى براند.
۳ ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.
۴ ـ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاکم گرداند.
۵ ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «مارکو کرالیویچ» را داشتند.
۶ ـ برهمائیان از دیر زمانى براین عقیده بودند که در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدى سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
۷ ـ ساکنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که: «ارتور» روزى از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
۸ ـ اسن ها معتقدند که پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، دروازه هاى ملکوت آسمان را براى آدمیان خواهد گشود.
۹ ـ سلت ها مى گویند: پس از بروز آشوبهایى در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
۱۰ ـ اقوام اسکاندیناوى معتقدند که براى مردم دنیا بلاهایى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودین» با نیروى الهى ظهور کرده و بر همه چیره مى شود.
۱۱ ـ اقوام اروپاى مرکزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
۱۲ ـ اقوام آمریکاى مرکزى معتقدند که: «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پیروز خواهد شد.
۱۳ ـ چینى ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات مى دهد.
۱۴ ـ زرتشتیان معتقدند که: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.
۱۵ ـ قبایل «اى پوور» معتقدند که: روزى خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردى بروز نکند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پایان جهان است.
۱۶ ـ گروهى از مصریان که در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگى مى کردند، معتقد بودند که سلطانى در آخرالزمان با نیروى غیبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بین مى برد و مردم را به آرامش و آسایش مى رساند.
۱۷ ـ گروهى دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان، در کنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر مى کند.
۱۸ ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانى را تشکیل خواهد داد.
۱۹ ـ یونانیان مى گویند: «کالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد کرد، و جهان را نجات خواهد داد.
۲۰ ـ یهودیان معتقدند که در آخر زمان «ماشیع» (مهدى بزرگ) ظهور مى کند و ابد الآباد در جهان حکومت مى کند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى که «تورات»، کتاب مقدّس یهود، او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.
۲۱ ـ نصارا نیز به وجود حضرت مهدى(علیه السلام) قایلند ومى گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.( [۷] )
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(علیه السلام)کاملاً تطبیق نمى کند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از یک حقیقت مسلّم حکایت مى کند و آن این که:
این افکار و عقاید و آرا که همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آینده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر این واقعیّت است که همه آنها در واقع از منبع پر فیض وحى سرچشمه گرفته است، و لکن در برخى از مناطق دور دست که شعاع حقیقت در آنجا کمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن کاسته شده، و فقط کلّیاتى از نویدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در میان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادى، خود بر اهمیّت موضوع مى افزاید، و مسأله «مهدویّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى کند.
بنابراین، عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان یک عقیده عمومى است و اگر کلمه «مهدى» و واژه هاى دیگر را ـ که پیروان سایر ادیان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى کنند ـ  از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوریم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» یا «مصلح جهانى» و یا «رهایى بخش غیبى» بنامیم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.
  اسامى مقدّس حضرت مهدى(علیه السلام) در کتب مذهبى اهل ادیان
اینک قسمتى از اسامى مبارک آن حضرت را که با الفاظ مختلفى در بسیارى از کتب مذهبى اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانیم.
۱ ـ «صاحب» در صحف ابراهیم(علیه السلام);
۲ ـ «قائم» در زبور سیزدهم;
۳ ـ «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم;
۴ ـ «ماشیع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
۵ ـ «مهمید آخر» در انجیل;
۶ ـ «سروش ایزد» در زمزم زرتشت;
۷ ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
۸ ـ «بنده یزدان» هم در زند و پازند;
۹ ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هندیان;
۱۰ ـ «شماخیل» در ارماطس;
۱۱ ـ «خوراند» در جاویدان;
۱۲ ـ «خجسته» (احمد) در کندرال فرنگیان;
۱۳ ـ «خسرو» در کتاب مجوس;
۱۴ ـ «میزان الحق» در کتاب اثرى پیغمبر;
۱۵ ـ «پرویز» در کتاب برزین آذر فارسیان;
۱۶ ـ «فردوس اکبر» در کتاب قبروس رومیان;
۱۷ ـ «کلمهُ الحقّ» در صحیفه آسمانى;
۱۸ ـ «لِسانِ صدق» هم در صحیفه آسمانى;
۱۹ ـ «صمصام الاکبر» در کتاب کندرال;
۲۰ ـ «بقیه اللّه» در کتاب دوهر;
۲۱ ـ «قاطع» در کتاب قنطره;
۲۲ ـ «منصور» در کتاب دید براهمه;
۲۳ ـ «ایستاده» (قائم) در کتاب شاکمونى;
۲۴ ـ «ویشنو» در کتاب ریگ ودا;
۲۵ ـ «فرخنده» (محمّد) در کتاب وشن جوک;
۲۶ ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در کتاب پاتیکل;
۲۷ ـ «پسر انسان» در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن);
۲۸ ـ «سوشیانس» در کتاب زند و هومو من یسن، از کتب زردتشیان;
۲۹ ـ در کتاب «شابوهرگان» کتاب مقدس «مانویه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ایزد» آمده که باید در آخر الزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد;
۳۰ ـ «فیروز» (منصور) در کتاب شعیاى پیامبر.( [۸] )
علاوه بر این ها اسامى دیگرى نیز براى حضرت مهدى(علیه السلام)در کتب مقدّسه اهل ادیان ذکر شده است که ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نمودیم.( [۹] )
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقیه اللّه» که در کتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسکرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف ـ است که در بیشتر روایات اسلامى، به آنها تصریح شده و ائمّه معصومین(علیهم السلام) در اکثر روایات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقیه اللّه» یاد کرده اند. و این خود بیانگر این واقعیّت است که موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غایب، حضرت حجّت بن الحسن العسکرى (علیه السلام) است.
 ادیان و نوید ظهور موعود
  چنان که در بحثهاى گذشته آمد، مسأله ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان و پایان دادن به ظلم و ستمها از مسایل اساسى ادیان و اسلام است، و تمامى ادیان و مذاهب گوناگونى که در روى کره زمین حکومت مى کنند، وقوع حتمى و قطعى آن را خبر داده اند.
بر اساس تعالیم انبیا و نویدهاى کتب آسمانى، علیرغم عوامل بدبینى بیشمارى که نسبت به آینده بشر در جهان دیده مى شود، اوضاع کنونى جهان قابل دوام نیست، و دیر یا زود گردونه زمان به نفع محرومان خواهد چرخید، و چهره جهان دگرگون خواهد شد، و مفاسد اجتماعى و کشمکشهاى کنونى جاى خود را به آرامش و امنیّت خواهد داد. مطابق وعده هاى انبیا و نویدهاى کتب آسمانى، چشم انداز آینده جهان و سرنوشت بشر روشن است.
نگاهى کوتاه به کتابهاى مذهبى اهل ادیان این امر را به خوبى نشان مى دهد که وقتى جهان دچار فتنه و آشوب گردد و آتش ظلم و بیدادگرى همه جهان را فراگیرد، و جنگهاى خانمان سوز و ویرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از اداره اُمور کشورها عاجز و ناتوان گردند و براى خاموش کردن آتش فتنه ها و جنگها راه چاره اى نیابند، در چنین موقعیّت حساس و بحرانى یک مصلح بزرگ جهانى، با اتّکا به قدرت لایزال الهى قیام خواهد کرد، و به یک اصلاح عمومى در تمام جهان دست خواهد زد و زورگویان، زورمداران و قدرت طلبان افسار گسیخته عالم را سر جاى خود خواهد نشاند و به همه بدبختیها و تیره روزى ها و گرفتارى هاى بشریّت خاتمه خواهد داد.
خوشبختانه هنگامى که به ادیان آسمانى مراجعه مى کنیم، کتب آسمانى را سراسر مملوّ از امید، و سرشار از نویدهاى بهروزى و وعده هاى ظهور آن «مصلح جهانى» مى بینیم، و شاید براى برخى کمى تعجّب آور باشد که در تمام ادیان و مذاهب بزرگ جهان، اعم از وثنیت، کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت و آیین مبین اسلام . . . از مصلحى که در پایان جهان ظهور خواهد کرد و به جنایتها و خیانتهاى انسانها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را، بر اساس عدالت و آزادى بنیان خواهد نهاد، گفتگو شده و برتر و بالاتر از همه، نوید ظهور آن مصلح بزرگ جهان، به خصوص در اسلام و قرآن نیز، به صورتى جامع تر، کامل تر، عمیق تر و جدى تر، مطرح شده است.
و جاى بسى خرسندى است که اکثریّت قریب به اتّفاق نویدهایى که در رابطه با ظهور «مصلح بزرگ جهانى» در کتابهاى آسمانى آمده است ـ اگر نگوییم همه آنها ـ تنها با وجود مقدّس مهدى موعود(علیه السلام)، آخرین بازمانده حجت الهى از امامان معصوم شیعه مطابقت دارد.
آرى اى عزیز ! نویدهاى مصلح بزرگ جهانى و بشارت ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) علاوه بر قرآن مجید در تمام کتب مذهبى اهل ادیان مانند: کتاب زند، کتاب جاماسب، کتاب شاکمونى، کتاب جوک، کتاب دیدبراهمه، کتاب باسک، کتاب پاتیکل، کتاب دادنگ، کتاب ضفیناى نبى، کتاب اشعیاء، کتاب وحى کودک، کتاب حُکى نبى، کتاب مکاشفات یوحناى لاهوتى، کتاب دانیال نبى، انجیل متى، انجیل لوقا، انجیل مرقس، و سایر کتابها و الواح ذکر شده، و در همه این کتابها نویدها و بشارتهاى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) به عبارات و مضامینى که همه اصالت و حقیقتِ «مهدویّت» را تأیید مى کنند، و آن را یک عقیده عمومى مشترک بین همه اُمّتها و ملّتها مى دانند، به روشنى بیان شده است.
اگر چه غیر از قرآن مجید، همه کتابهاى دیگر آسمانى مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته است، ولى باز هم مطالبى در آنها دیده مى شود که از دستبرد دگران مصون مانده، و در آنها عبارات و جملاتى از آمدن «مصلح جهانى» به چشم مى خورد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

بامداد میلاد

242 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
قال الله تعالی : و نریدان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین .
بامداد مبارک ، فرخنده و پرمیمنت روز پانزدهم شعبان سال دویست و پنجاه هجری طلوع میکرد ، و در امامت سرای حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ، شور و هیجان و شوق و انتظار شدت می یافت . ملائکه در آنجا بیش از هر وقت دیگر آمد و رفت داشتند . انوار رحمت الهی در تابش و لمعان ، و فروغ فرو شکوه ایزدی درخشان بود .
در ملااعلی فرشتگان ، و کروبیان عالم بالا از نوزادی که هم اکنون در خاندان نبوت و ولایت قدم بعرصه اینجهان خواهد گذاشت و چهره نورانی ، و شمائل محمدی خود را بعالمیان نشان خواهد داد در سخن بودند .
بهشت را زینت میکردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملکوتی برسرپا کنند . غریو شادی و نغمه های روح بخش و طرب انگیز حورالعین بهشتیان را غرق در حظوظ روحانی کرده بود .
از شب نیمه شعبان دقایقی بیشتر باقی نمانده بود. دقایقی که آرام آرام میگذشت و برای آنها که منتظر بودند بقدر سالها بود .
سرانجام شب بدقیقه آخر رسید و ثانیه شماری شروع شد ثانیه ها هم با کندی یکی پس از دیگری گذشتند ناگاه نور انیت و روشنی فوق العاده ای که بر نور چراغها غالب شد همه را از تولد نوزاد بشارت داد . نوزاد به دنیا آمد و آخرین رهبر عالم بشریت ولی الله اعظم ، با جمال جهان آرای خود گیتی را مزین و روشن ساخت .
نرجس غرق در افتخار و مباهات گشت بانگ تکبیر و تحمید ، تسبیح توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین انداز گشت .
نوزاد سربسجده گذاشت و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامت پدران بزرگوارش شهادت داد و با صدایی خوش و روح افزا این آیه مبارکه را تلاوت فرمود :
بسم الله الرحمن الرحیم . و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض … نوزاد بدنیا آمد و عنایات الهیه برخاندان رسالت تکمیل شد .
آری این افتخار مخصوص دودمان نبوت است که موعود و نجات دهنده بشر از تجاوز و ستم و آنکس که برای تاسیس سازمان جهانی اسلامی و اجراء نظام قرآنی قیام فرماید از آن خاندان با عظمت است .
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خوشدل بود که فرزندش مهدی به هدفهای رسالت و دعوت او جامه عمل میپوشاند و بخاندان خودبخصوص علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام مژده می داد که مهدی،‌همان کسی که با نهضت بیمانند خود بنیان شرک را ویران و اساس توحید ، یکتا پرستی رامحکم و استوار می سازد و فرمانروای کل جهان گردد از فرزندان آنها است .او است همان نابغه بی نظیری که انبیا و اولیاء ظهورش را مژده دادند و جهان بشریت را بقیام آن حضرت برای تشکیل حکومت حق و عدالت اسلام و صلح پایدار و بر چیدن بساط بیدادگران نوید دادند و همه را به آینده گیتی امیدوار ساختند .

شرح و چگونگی ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه ( به طور اختصار )

باید دانست که روایات و احادیثی که دلالت برولایت و وجود حضرت ولی عصر (عج ) دارد بسیار است و سید علامه میر محمد صادق خاتون آبادی در کتاب اربعین می فرماید : درکتب معتبره شیعه زیاده از هزار حدیث روایت شده در ولادت حضرت مهدی علیه السلام و غیبت او و آنکه امام دوازدهم است و نسل امام حسن عسکری است و اکثر آن احادیث مقرون باعجاز است .
گزارش و تفصیلات ولادت سراسر برکت امام در کتب معتبره و اخبار مشروحاً بیان شده است . از جمله این اخبار روایتی است که در ینابیع الموده ص ۴۹۹ و ۴۵۱ فاضل قندوزی که از علماء اهل سنت است و شیخ طوسی در کتاب غیبت و شیوخ دیگر روایت کرده اند و صدوق در کتاب کمال الدین بسند صحیح و معتبر از جناب موسی بن محمد بن قاسم بن حمزه بن موسی بن جعفر علیهماالسلام از حضرت حکیمه خاتون دختر والامقام امام محمد تقی علیه السلام که از بانوان با عظمت و شخصیت و فضیلت خاندان رسالت است حدیث کرده است .
حکیمه فرمود امام حسن عسکری (ع) فرستاد نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است .
من عرض کردم : مادرش کیست ؟‌
فرمود :‌نرجس
گفتم : فدایت شوم بخدا سوگند در او اثری نیست .
فرمود : همین است که برای تو می گویم .
حکیمه گفت : پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پای افزارم را بیرون آورد گفت ای سیده من و سیده خاندان من چگونه شب کردی ؟
گفتم :‌بلکه تو سیده من و سیده خاندان منی
گفت : ای عمه این چه سخن است ؟!
گفتم : ای دخترم خدا امشب به تو پسری کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است . پس او خجلت کشید و حیا کرد ،‌وقتی از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخواستم برای نماز شب . نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود . من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم او هم چنان خواب بود . پس برخواست نماز شب را خواند و خوابید .
حکیمه فرمود : برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اول ظاهر شده بود هنوز نرجس در خواب بود درشک افتادم . امام فریاد زد ، عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده .گفت : نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد من ببالینش شتافتم . گفتم :
( بسم الله علیک ) آیا چیزی احساس می کنی ؟
گفت : بلی  ای عمه .
گفتم :‌آسوده خاطر باش همان است که بتو گفتم .
حکیمه گفت :‌پس مرا سستی و از خودبیخودی فراگرفت و او نیز چنین شد وقتی بحس آقایم بیدارشدم جامه از روی نرجس بیکسو زدم و آقای خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده ا و را در برگرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است حضرت امام حسن عسکری به من صیحه زد : بیاور بنزد من پسرم را ای عمه .
او را نزد امام بردم امام دستهایش را زیر دوران و پشت او گذارد و پاهایش را در سینه خود قرارداد و زبانش را در دهان او نهاد و دست برچشمها و گوش و مفاصلش کشید .
پس فرمود : سخن بگو ای پسرم .
فرمود : اشهد ان لااله الاالله وحده لاشریک له وان محمداً رسول الله پس بر امیرالمومنین و بر امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سکوت فرمود .
امام فرمود : او را نزد مادرش بر تا باو سلام کند و به نزد منش آور .
پس او را نزد مادرش بردم بمادرش سلام کرد سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم . فرمود : ای عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا . حکیمه فرمود : بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم پرده رابالا زدم تا از آقای خود تفقد کنم او را ندیدم . گفتم : فدایت شوم چه کرد آقای من ؟‌ فرمود ای عمه او را به آنکس سپردم که مادر موسی او را به او سپرد .
حکیمه گفت : روز هفتم که شد بنزد آنحضرت رفتم و سلام کردم و نشستم .
امام فرمود : پسرم را بنزد من بیاور پس من آقایم را در حالیکه در پارچه ای بود بنزد آن حضرت بردم . با او مانند روز اول رفتار کرد پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیروعسل به او می دهد . پس  فرمود : سخن بگو :
گفت ‌:اشهد ان لا اله الله  و صلوات بر محمد و امیر المومنین و امامان تا پدرش صلوات الله علیهم اجمعین فرستاد و این آیه را تلاوت کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنود هما منهم ماکانوا یحذرون
موسی بن محمد بن قاسم راوی حدیث گفت این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت : حکیمه راست فرموده است .
صدوق در حدیثی که در نهایت اعتبار و اعتماد است بواسطه احمدبن الحسی بن عبدالله بن مهران امی عروضی ازدی از احمدبن حسین قمی روایت کرده که چون خلف صالح متولد شد از ناحیه حضرت امام حسن عسکری نامه ای برای جدم احمد بن اسحق رسید بخط دست آن حضرت که توقیعات بهمان خط وارد می شد در آن مکتوب بود برای ما مولودی ولادت یافت باید در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند زیرا آنرا برکسی ظاهر نمیکنم مگر نزدیکتر را بواسطه نزدیکی او و ولی را بجهت ولایتش دوست داشتیم اعلام آنرا بتو تا خدا تو را به آن مسرور سازد مانند آنکه ما را با آن مسرور ساخت .
و در روایت مسعودی است که ااحمدبن اسحق به حضرت امام حسن عسکری (ع) عرض کرد وقتی نامه بشارت شما به ولادت آقای ما رسید باقی نماند از مردو زنی و نه پسری که بمرتبه فهم رسیده باشد مگر آنکه قائل له حق شد . حضرت فرمود : آیا نمی دانید که زمین از حجه الله خالی نمی ماند .
و درحدیث دیگر شیخ ثقه جلیل فضل بن شاذان که پس از ولادت حضرت ولی عصر و پیش از وفات امام حسن عسکری (ع)« بین ۲۵۵ تا ۲۶۰ » وفات کرده در کتاب غیبت خود از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بواسطه محمدبن علی بن حمزه بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمومنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود :
متولد شد ولی خدا و حجت خدا بر بندگان خدا و جانشین من بعد ازمن ختنه کرده شده در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هنگام طلوع فجر و نخستین کسی است که او را شست رضوان خازن بهشت بود که با جمعی از ملائکه مقربین او را با آب کوثر و سلسبیل غسل دادند .
و در احادیث دیگر روایت است که وقتی امام عصر متولد شد حضرت امام حسن عسکری علیهما السلام دستور فرمود : ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بین فقراء بنی هاشم تقسیم کنند و سیصد گوسفند عقیقه نمایند .
و نیز روایت است که در روز سوم ولادت پدر بزرگوارش او را باصحاب خود نشان داد و فرمود : این است امام شما بعد از من و جانشین من و او است همان قائمی که گردنها به انتظار او کشیده می شود پس وقتی زمین پر از جور و ستم شد ظاهر می شود و پرمیکند آنرا از عدل وداد .
نصربن علی جهضمی که از ثقات رجال اهل سنت است در کتاب موالیدالائمه نقل کرده که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هنگام ولادت فرزندش محمد فرمود : گمان کردند ستمکاران که مرا میکشند و این نسل را مقطوع میسازند پس چگونه یافتند قدرت قادر را و او را مؤمل نام گذارد .
احمدبن اسحق اشعری از حضرت امام حسن عسکری روایت کرده است که فرمود الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی اشبه الناس برسول الله خلقاً  و خلقاً  یحفظه الله فی غیبته ثم یظهر فیملاء الارض قسطاً‌ و عدلاً کماملئت جورا ً‌و ظلماً‌ .
و برای اطلاع بیشتر از این بکتابهای حدیث مانند غیبت نعمانی و شیخ و کمال الدین و بحار الانوار و اثبات الهداه و اربعین خاتون آبادی و منتخب الاثر مراجعه شود .

امامت
درپی شهادت حضرت امام حسن عسکری در تاریخ هشتم ربیع الاول سال دویست و شصت هجری قمری ، دوران امامت حضرت مهدی (ع) آغاز شد ، امّا نه به صورت آشکار همچون سائر ائمه ،‌بلکه امامتی پنهانی و پشت پرده .
بنابراین آن حضرت در سن پنج سالگی به منصب آسمانی و الهی امامت نائل آمدند .

غیبت صغری
دوران هفتاد ساله‌ اوّل امامت آن حضرت را دوران غیبت صغری می نامند . و این بدان جهت است که درآن مدت ، افراد خاصی از محل آن حضرت اطلاع داشتند و اشخاصی بعنوان نمایندگان رسمی ایشان در بین مردم حضور فغال داشته و ضمن ابلاغ دستورات آن حضرت به شیعیان ، سؤالات و وجوهات مردم را نیز به ایشان می رساندند و پاسخهای لازم را منتقل می کردند .
این دوران با احتساب دوران زیست مخفی آن حضرت قبل از امامت به هفتادو چهار و بدون آن به شصت و نه سال می رسد .

نمایندگان خاص
چهارنفر به ترتیب دارای سمت نمایندگی خاصه آن حضرت بوده اند که به ترتیب عبارتند از :
الف – عثمان بن سعید عمروی ( روغن فروش ) . دوران نمایندگی از سال ۲۶۰ تا ۲۸۰ قمری به مدت ۲۰سال.
ب – محمدبن عثمان بن سعید ( فرزند نماینده‌ اول ) . دوران نمایندگی از سال ۲۸۰ تا ۳۰۵ قمری به مدت ۲۵ سال .
ج – حسین بن روح . دوران نمایندگی از سال ۳۰۵ تا سال ۳۲۶ قمری به مدت ۲۱ سال .
د  – ابوالحسن علی بن محمد سمری . دوران نمایندگی از سال ۳۲۶ تا سال ۳۲۹ به مدت سه سال .
و پس از آن بود که دوران نیابت خاصه بسر آمد و دیگر کسی بعنوان رابط مستقیم بین امام زمان (عج) و مردم معرفی و انتخاب نشد .

نمایندگان عام
چون آخرین نایب و نماینده خاص آن حضرت در سال سیصد و نه هجری از دنیا رفت ، باب نیابت خاصه نیز بسته شد و اداره امور مردم برعهده‌ عالمان دین و راویان حدیث نهاده شد .
آن حضرت در پاسخ سؤالات ارسالی اسحاق بن یعقوب که بوسیله محمدبن عثمان بین سعید به محضرشان رسید مرقوم داشتند که پس از پایان دوران غیبت صغری بر مردم است که به نمایندگان عام من که همانا علما و راویان حدیث هستند مراجعه کنند که آنان حجت من بر مردم و امناء‌الهی در تبیین حلال و حرام دین هستند .
و نیز مرقوم داشتند که در امور خود به فقیه و عالمی که پرهیزگار ، هوی گریز ، دین باور و دین نگه دار ، و گوش به فرمان اوامر مولایش باشد مراجعه کنید و بدانید که همه‌علما اینگونه نیستند بلکه بعضی از آنها دارای این شرائط هستند و قابلیت نیابت و نمایندگی را دارا می باشند .

آخرین دیدار
آخرین بار که دیگران حضرت مهدی را دیدند زمانی بود که بعد از شهادت امام عسکری (ع) که مأموران دولتی شدیداً  در تکاپو برای یافتن و دستگیری آن حضرت بودند او را در سرداب مقدس سامراء‌مشاهده کردند . جزئیات آن جریان بدین شرح است :
شخصی بنام رشیق می گوید که خلیفه معتضد مرا با دونفر دیگر به سامراء‌ فرستاد تا به خانه امام حسن عسکری (ع) « که خود ، آدرسش را به ما داد » وارد شده و هرکس را در خانه یافتیم سرش را برای او بیاوریم . ماچنان کردیم و به سامراء‌ رفته و وارد خانه شدیم (آنجا سردابی بود ) و پرده ای آویخته دیدیم ، چون پرده را کنار زدیم دریای آبی در آن اتاق دیدیم که در منتهای آن حصیری بر روی آب قرارداشت و جوان زیبایی بر آن به نماز ایستاده بود . همراهان من یکی پس از دیگری پا بدرون اتاق نهادند تا اورا دستگیر کنند ولی در آب افتادند و من به زحمت از غرق شدن نجاتشان دادم . در این هنگام من از آن آقا عذرخواهی نموده و سامراء‌ را ترک کردیم و به پایتخت رسیدیم و فوراً  نزد معتضد رفته و جریان را نقل کردیم و او دستور داد هرگز این جریان را برای کسی نقل نکنیم و چون مارا تهدید بسیار کرده بود ( تا این فضیلت امام زمان (ع) برای مردم گفته نشود ) تا معتضد زنده بود این جریان را برای کسی نقل نکردیم .

هنگام ظهور
این مطلب که آیا آن حضرت در چه زمانی ظهور می فرماید ، امری نیست که بتوان برای آن زمان خاصی تعیین کرد و حتی بر طبق صریح بعضی از روایات ، تعیین هر زمانی به شدت مورد تکذیب است .
تنها خداوند متعال است که از هنگام ظهور با اطلاع است و تا شرائط ظهور فراهم نشود امر ظهور تحقق نخواهد یافت .

محل سکونت
یکی از مسائلی که برای همه جالب است بدانند ، اقامتگاه حضرت ولیعصر (ع) است . اگر چه بصورت قطعی نمی توان برای آن حضرت محل سکونتی را مشخص نمود ولی مستفاد از روایات واخبارو ادعیه و توقیعات ناحیه مقدسه این مطلب به دست می آید که حضرت بطور کلی در بین مردم زندگی می کنند و بنابر روایتی در بازارها و شهر ها رفت و آمد دارند ولی مردم ایشان را نمی شناسند ، کمااینکه همه ساله حج به جا می آورند ولی حجاج ایشان را نمی شناسند و مؤید این مطلب است که عده ای آن حضرت را در جاهای مختلف دنیا و نیز در ایام حج در مکه و یا عرفات و منی زیارت کرده اند .
البته بیشتر تردد یا اقامت آن حضرت ( آنگونه که از روایات استفاده می شود ) درمدینه منوره ، عتبات عالیات و کوه رضوی و ذی طوی است .


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

اعتقاد به ظهور امام زمان(عج)

173 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
منبع اصلی اعتقاد به اصل امامت و ایمان به ظهور حضرت مهدی :
اعتبار و جایگاه امامت و رهبری و ایمان به ظهور حضرت مهدی (ع) از چه منابع اسلامی استفاده شده است؟ آیا رویدادها و گذشت زمان در تکمیل ابعاد مختلف این اصل تأثیری داشته است؟
– اعتقاد به اصل امامت و رهبری جامعه از مسایل اساسی اسلام است. بر طبق آیه‌ای از قرآن کریم امامت منصبی است که به حضرت ابراهیم خلیل اعطا شده است. (بقره، ۲۴۴)، طبق روایاتی که متواتر هم‌اند این منصب در اهل بیت پیغمبر هم قرار داده شده است.
شخصی که عهده‌دار منصب امامت و ولایت می‌شود حجت خدا و عدل قرآن و نگهبان دین و شریعت و راهنمای مردم است .
امامت اصلی است که از دوره رسول خدا تا زمان ما برقرار بوده و تا پایان جهان هم ادامه خواهد داشت و نقطه کمال آن در دوره ظهور حضرت مهدی (ع) و برپایی حکومت عدل واحد جهانی خواهد بود؛ برنامه تشکیل امت نوین جهانی که باید منتهی به گسترش عدالت و حاکمیت توحید گردد، از متن تعالیم اسلام استفاده می‌شود.
اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (ع) با اوصاف ذکر شده مطلبی است که درخصوص اولیه اسلامی مطرح شده است و بر حسب احادیث متواتر، پیامبر از این واقعه مبارک خبر داده و از امت خود درخواست کرده که در انتظار این روز بزرگ باشند. مسأله ظهور تنها یک مفهوم استنباطی از مفهوم احادیث نیست. چون متن و عین عبارت نصوص روایی به‌طور مستقل به آن ولایت دارند و استناد عمده اهل ایمان به همین نصوص است.
وقتی که معلوم شد مبنای پیدایش این عقیده بشارت‌های کلی و نصوص و متون روایی است می‌توان گفت که رویدادهای تاریخی که بعد از پیامبر «ص» رخ داد در پیدایش آن نقشی نداشته است. زیرا مبدأ این اندیشه عصر رسالت است و احادیث مربوط به آن متجاوز از هزار روایت است که در کتاب‌های حدیث و تفسیر و . . . نقل شده و علمای بزرگ اهل سنت هم درباره آن کتاب‌های مستقلی تألیف کرده‌اند و . . . با صراحت دلالت دارند که شخص پیامبر اکرم «ص» مسأله ظهور مهدی موعود را بشارت داده‌اند و این بشارت‌ها را صحابه آن حضرت و تابعین صحابه و بعد از آن‌ها طبقات دیگر از مردم نقل کرده‌اند.

تأثیر عوامل اجتماعی و سیاسی و . . . در تفکرات یعنی:
– عوامل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در تفکرات عقاید دینی و اعتقاد به ظهور مهدی چه اثری داشته است؟
از دیدگاه جهان‌بینی الحادی همه امور و حوادث را باید به علل تاریخی و مادی نسبت داد. اما از دیدگاه جهان‌بینی از بین تفکرات گوناگون و عقاید مختلف، آنچه اصیل و حق است منبع آن وحی و دعوت انبیاء و درک فطری خود بشر است که از آن تعبیر به هدایت عقل و فطرت و وحی و نبوت می‌شود.
ازنظر این دیدگاه همه راه‌های انحرافی و انکار مفر، نتیجه علل مادی و تاریخی و اغراض شخصی و . . . هستند و زمینه‌ای در فطرت بشر دارند.
منشأ اعتقاد به اصولی چون مبدأ رسات انبیا و امامت ائمه (ع) و همه عقاید حقه‌ای عقل و فطرت و انسانی و وحی عن الله است. بر این اساس حتی در پیدایش اعتقاد به ظهور مهدی منجی هیچ عامل سیاسی و اجتماعی و یا فرهنگی مؤثر نبوده است. منشأ و مأخذ آن اخبار انبیا و صحف آسمانی و رهنودها و سخنان شخص حضرت محمد (ع) و امیرالمومنین (ع) و سایر ائمه است.

کتاب صحیفه آفتاب
سخنان حضرت مهدی (عج) در سه سالگی :
احمدبن اسحاق به خانه امام عسکری (ع) وارد شده و می‌پرسد: خلفا و جانشین شما کیست؟
امام عسکری (ع) برخاسته، داخل اتاق می‌شوند و بعد بیرون می‌آیند، درحالی‌که پسر بچه‌ای سه ساله را در دست گرفته‌اند و چهره آن پسر مانند ماه شب چهارده بود و امام عسکری (ع) راجع به امامت او سخنانی فرمودند:
احمد بن اسحاق می‌گوید: ای مولای من! آیا علامتی هست که قلب من به آن مطمئن گردد؟ ناگهان پسر بچه به نطق آمد و به زبان عربی فصیح فرمود:
«أنا بقیه الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثراً بعد عین یا احمد بن اسحاق»
(منم بیقه الله در زمین او و انتقام گیرنده از اعدا و دشمنان او، پس ای احمد بن اسحاق! بعد از مشاهده ذات، از اثر جستجو مکن)
امام مهدی (ع) در این کلام نورانی، خود را بقیه الله در زمین خدا نامیده و به عنوان منتقم از دشمنان خدا از خویشتن سخن گفته‌اند و هر یک از این دو جمله، دریچه امید و شادی را در دل‌های منتظران و دلدادگان حضرت ولی‌عصر (عج) باز می‌کند.
امام عصر که در پشت پرده غیبت است روزی ظهور کرده و انتقام خون این بی‌گناهان را خواهد گرفت و زورگویان خود سر را به خاک هلاکت و ذلت خواهد نشاند.

کتاب صحیفه آفتاب
راز غیبت
گویا سائل در نامه‌ی خود علت غیبت امام والا مقام را پرسش کرده بوده که آقا در جواب اولاٌ او را ارشاد کردند که هر چیزی را مورد سؤال قرار ندهد و راجع به هر مطلبی پرسش نکنند چه بسا که اشخاص تا مطلبی را نمی‌دانند مسئولیتی در قبال آن نداشته باشند ولی چون سؤال کردند و دانستند بار گرانی بر دوش آنان خواهد آمد و فکر و اندیشه آنان را مشغول می‌گرداند و گاهی خود جواب ـ هدف نظر از مسئولیت به بار آمده از جواب ـ موجب نگرانی و ناراحتی فکری انسان شده، تولید غصه و اندوه برای وی خواهد نمود.
آنگاه خود پاسخی از آن سؤال داده‌اند و آن این است که هر یک از امامان پیش از من بیعت ستمگران زمان خود را در گردن داشتند ولی من به هنگام ظهور، بیعت کمی در گردنم نیست پس اگر من در پس پرده غیبتم براین همین است که اگر ظاهر بودم دچار تعهدی نسبت به طاغوتی از طاغوت‌ها بودم ولی اکنون زمان ظهور نیست و من در غیبت به سر می‌برم و قهراٌ بیعتی برگردنم نمی‌باشد و در چنین حالی ظهور می‌کنم که تنها قهراٌ همه آنها محکوم و مغلوب و در تحت فرمان من خواهد بود پس چه فایده‌ای بالاتر از این‌که اگر غائبم به نحوی در بند طاغوتی نمی‌باشم و تعهدی نسبت به هیچ ظالم ستمکار و گردنکشی در گردنم نیست، آزادم و بعد هم آزادانه ظهور می‌کنم و گردنکشان را از بین خواهم برد.
 
کتاب چهارده اخذ تابناک
صورت و سیرت مهدی (ع)
چهره و شمایل حضرت مهدی (ع) را راویان حدیث شیعه و سنی چنین نوشته‌اند :
« چهره‌اش گندمگون، ابروانی حلالی و کشیده، چشمانش سیاه و درشت و جذاب، شانه‌اش پهن، دندان‌هایش براق، بینی‌اش کشیده و زیبا، پیشانی‌اش بلند و تابنده.
استخوان‌بندی‌اش استوار و صخره‌سان، دستان و انگشت‌هایش درشت. گونه‌هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زرد ـ بر گونه راستنش خالی مشکین ـ عضلاتش پیچیده و محکم ـ موی سرش بر لاله گوش ریخته، اندامش متناسب و زیبا. نگاهش دگرگون کننده، خدوشش دریاسان و فریادش همه‌گیر. »
۳- القاب امام دوازدهم :
آیا زیاد بودن القاب حضرت مهدی (عج) بخاطر ویژگی‌های ذاتی و روحی و جسمی اوست یا این امر ناشی از بزرگی کارهای اصلاحی او می‌باشد؟
از عبارات استفاده می‌شود که نام‌های حضرت عبارتند از: قائم، متهد، حجت و غایب و نیز حجه ا… ، خلیل ا… و القام هم یاد شده. علت زیاد بودن این القاب همان دو دلیل است که به آنها اشاره شد.
هر یک از اسماء و القاب امام زمان (ع) به یکی از اوصاف یا اعمال آن حضرت اشاره دارد و از اغلب آنها در روایاتی که اصل مسأله‌ی امام دوازدهم و ظهورش را مطرح کرده‌اند، یاد شده است. یعنی آن حضرت حتی سال‌ها قبل از آن‌که خود و پدرشان متولد شده باشند با این نام‌ها و لقب‌ها مشهور بودند.
۴- تولد معجزه آسای امام زمان:
درباره‌ی ولادت امام معجزات و خوارق عاداتی ذکر می‌نمایند، اعتبار این معجزات در چه حد و چگونه قابل اثبات است؟ و چرا بعضی از تاریخ‌نویسان آن‌را نقل کرده‌اند!
۱- اصل ولادت حضرت را تاریخ نگاران مثل سایر وقایع تاریخی ثبت و ضبط کرده‌اند.
۲- درباره‌ی برخی از معجزات که در ولادت آن حضرت یا سایر رجال از انبیاء و اوصیا واقع شده است اگر منابع تاریخی متداول چیزی بدست نم‌دهند این نقض منابع مذکور محسوب می‌شود و این کار به هر دلیلی باشد به نقل قول‌های دیگران که با استناد به مصادر و مآخذ متغیر انجام گرفته ضرری نمی‌رساند.
آنچه از شر به امامان معصوم نسبت داده می‌شود شبیه مطلبی است که در مورد پیامبرانی همچون: ابراهیم و اسحق و موسی و عیسی و . . . گفته شده است که البته همه هم دارای سند معتبری هستند و وقایع مربوط به ولادت امام دوازدهم از بیشتر وقایعی که در تاریخ به ثبت رسیده و به چشم می‌خورد از نظر سند و مآخذ معتبرتر است.
۵- فلسفه‌ی تأخیر ظهرو با وجود فراهم بودن شرایط:
در طول تاریخ گاهی به شرایط و فرصت‌هایی برمی‌خوریک که گمان می‌رود زمینه‌ی ظهور فراهم شده مثلاً استقبال مردم از دین و فداکاری در راه اسلام و بذل جان و شهادت بخاطر آن و . . . به قدری با شور و هیجان است که به‌نظر می‌آید نه تنها ۳۱۳ نفر بلکه هزاران نفر آماده جان‌نثاری در رکاب حضرتش هستند. با وجود این، سر تأخیر ظهور چیست؟
اولاً : کسی نمی‌تواند به‌طور یقین اظهار اطلاع کند که شرایط ظهور فراهم است، زیرا خود این ادعا هم احتیاج به علم به جمیع شرایط دارد چون ممکن است موارد بیان شده همه‌ی شرایط نباشد.
ثانیاً : بر فرض که شرایط منحصر در همان موارد باشد که در روایات آمده با این حال واقعاً نمی‌توان مطمئن بود که فرضاً همان ۳۱۳ نفر اصحاب خاص و سایر شرایط موجود شده باشد.
پس با این دو دلیل ما چگونه می‌توانیم بیان کنیم که شرایط ظهور فراهم شده چه رسد که علت تأخیر را بپرسیم. بنابراین در مسأله‌ی ظهور سزاوار است که تسلیم حکم خدا باشیم و فضیلت انتظار را از ندست ندهیم و چشم به راه حضرت مهدی (عج) باشیم.
۶- عقیده به رجعت در روابط با اعتقاد به مهدویت
بر حسب احادیث بسیاری در آخر الزمان جمعی از اموات از ائمه (ع) و غیر ایشان به دنیا باز خواهند گشت. آیا اعتقاد به غیبت حضرت مهدی (ع) و ظهور آن حضرت با اعتقاد به رجعت هماهنگی دارد؟ به عبارت دیگر آیا اصل اعتقاد به غیبت و ظهور، رجعت و سایر وقایعی را که قبل از قیامت واقع می‌شوند شامل می‌شود یا این یک عقیده‌ی جدا و مستقل از رجعت است؟ عقیده به ظهور مهدی و منجی از اهل بیت و فرزندان فاطمه (س) یک اعتقاد عمومی و اجتماعی مسلمین است و اختصاص به شیعه ندارد، اگرچه شیعه او را از نظر حسب و نسب معرفی می‌کند ولی اصل این عقیده، یک اعتقاد همگانی است که در ادیان گذشته در تورات و زبور نیز به آن بشارت داده شده است و اصلی است که به حسب اصول مذهب شیعه، ایمان بدون آن کامل نمی‌گردد و اگر کسی بمیرد و به این مسأله ایمان نداشته باشد و حضرت مهدی را به امامت نشناخته باشد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دوران ظهور

744 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
پیشگفتار:
پیامبران ازآدم (ع)تا حضرت خاتم (ع),وهمه اولیاءالله آرزوی دورانی داشته اند که انسانییت به اوج برسدوضدانسانیت محوگرددوحکومت حق والهی برجهان حاکم شود وتمامی تلاش خودرا برای این عقیده وآرمان به کاربستندودراین راه سختیهای فراوانی رامتحمل شدندوتا حدودی موفق گشتند ولی موفقیت کامل وچشمگیرهمه صالحان وخوبان بنا به وعده الهی درزمان ظهورحضرت مهدی(ع)صورت می پذیردواحادیث پیامبراسلام(ص)درروایات پیشوایان معصوم اهل بیتش(ع) گویای همین مطلب است, به طوری که تعداد احادیث روایت شده ازمرزشش هزار۱میگذرد وبه ندرت دیده میشود که درباره یک مساله اسلامی این تعدادحدیث نقل شود.
    روایت مصرانه مؤیدآن وعده قرآن مقدس اندکه ایجادوتشکیل جامعه ای بدون ظلم ومملو از ایمان و نیز پیشرفت در این دنیاوبرپایی حکومت جهانی حق برروی کره زمین را نوید می دهد, روزی می آید که ولایت الله مطلق در جهان حاکم میشود آری آن روز, روز ظهور منجی عالم بشریت است.
    ظهوروفرج, یعنی پایان همه دردها ونابسامانیها انحراف مسیرهای انسان وگشودن هرعقده ای به دست منجی آسمان.۲
ظهورامام غایب, برای سامان دادن به زندگی هاست, واز میان بردن همه ستم ها وتباهی ها وپایان دادن به روزگارسیاه جهل, گرسنگی, بندگی غیرخدای بزرگ وبه وجود آوردن عقیدهای واحد, در سراسر گیتی وحکومت دادن به یک قانون, وبرداشتن حدومرزهای میهنی نژادی, وتاسیس حکومت واحد جهانی, وتشکیل یک خانواده, از همه افراد بشر, وپرورش وتربیت انسان, درهمه جنبه های انسانی, وپدید آوردن صورت کمال یافته اجتماعی درقلمروزیست انسان, یعنی همان اجتماعی که پیامبران وفلاسفه میخواستند وادیان همگی واسلام به خصوص برای پدید آوردن آن, به پا خواستند.۳
    طلایه داراین انقلابب جهانی ورهبراین عملیات رهایی بخش ودگرگونی همه جانبه, مردی است ازخاندان پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص)که ازپیامبراکرم فقط ده پدرفاصله دارد. 
    آری, همانا اوحضرت محمد بن الحسن المهدی(ع)است: راه وروش او,راه وروش پیامبران است.   
اوست که آرمانهای تمامی ادیان الهی راتحقق می بخشد .
امام صادق(ع)میفرماید:
۱: حسن موسی صفار محمد علی مجیدیان امام مهدی امید ملتها       چاپ دوم  ص۴۶و۴۷
۲: محمد حکیمی-چاپ نهم   درفجرساحل ص۸
۳: درفجرساحل ص۳۱

         ان القائم اذا خرج دخل المسجدالحرام فیستقبل الکعبه, ویجعل ظهره الی المقام, ثم یصلی رکعتین, ثم یقول فیقول:
یا ایها الناس! انا اولی الناس بآدم
یا ایها الناس انا اولی الناس بابراهیم
یا ایها الناس! انا اولی الناس باسماعیل
یا ایها الناس! انا اولی الناس بمحمد(ص)…  1
چون مهدی به درآید, به مسجدالحرام رود, ورو به کعبه وپشت به مقام ابراهیم بایستد, ودورکعت نمازگذارد, آنگاه فریاد برآورد: ای مردمان ! منم یادگارآدم, ویادگار ابراهیم ویادگار اسماعیل ویادگار محمد(ص)…
   درحدیث دیگری امام باقر(ع)می فرماید:
   والقائم یومئذ بمکه عنارالکعبه مستجیرا بها یقول انا ولی الله انا اولی بالله وبمحمد(ص)…
  یقول: فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس بآدم, ومن حاجنی فی نوح فانا اولی الناس بنوح, ومن حاجنی فی ابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم, ومن حاجنی فی محمد فانا اولی الناس بمحمد, و من حاجنی فی النبیین فانا اولی الناس با لنبیین ان الله تعالی یقول ان الله اصطفی آدم ونوحا وآل ابراهیم وآل عمران علی العالمین دریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم فانا بقیه آدم وخیره نوح ومصطفی ابراهیم وصفوه محمد الا ومن حاجنی فی کتاب الله فانا اولی الناس بکتاب الله الا ومن حاجنی فی سنه رسول الله فانا اولی ۲
    قائم درآن روز(روزظهور)درمکه است ودرخانه کعبه وبه مردم میگوید: من ولی خدایم, من وارث خدا ووارث محمد(ص) می باشم.
    آن کس که ازآدم سخن گوید, من وارث آدمم, وآن کس که ازنوح سخن گوید من وارث نوحم, وآن کس که ازابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیمم, وآن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم (ص),وآن کس که ازپیامبران سخن گویدمن وارث ویادگارپیامبرانم…
    همانا خدای تعالی میگوید: به درستیکه خداوند برگزید آدم ونوح وآل عمران رابرتمام عالم نسلی بعدازآنها ازبعض دیگر وخداوند شنونده وداناست پس من (مهدی)باقی مانده آدم وخیره نوح وانتخاب شده ابراهیم وبرگزیده محمدم.
    آگاه باشید وکسی که ازکتاب خدا سخن گوید من وارث کتاب خدایم آگاه باشید وکسی که ازسنت
۱٫بحار جلد۵۱ ص۵۹
۲٫بحار جلد۵۲ ص۳۰۵
رسول الله سخن گوید پس من وارث آنم.
    آری, مهدی موعود سلاله وعصاره نیکان وپاکان وبرگزیدگان عالم است.
هرچه خوبان دارند توتنها داری.
ازاین درسلام به امام موعود آمده است (السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه: سلام به یادگارپیامبران وصالحان وذخیره خدا درزمین).این تعبیر روشنگر راه ورسالت امام موعود(ع)است که وارث پیامبران ویادگار رسولان الهی است ونتیجه نهایی آموزشها وتعالیم آنان.واین ذخیره ویادگارهمه
نیکان وصالحان واولیا الهی است که درخطی که خدا ترسیم کرده است گام برمیدارد ودرسراسر زمین خواستها وآرمانهای همه درس آموزان مدرس وحی را تحقق میبخشد۱
    از امام صادق (ع)سؤال شد:
    قلت جعلت فداک: کیف یسلم علیه. قال:تقول: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه ثم قرا:(بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین)
   …راوی میگوید به امام صادق(ع)گفتم: فدایت شوم: به هنگام سلام دادن به قائم چه بگوییم؟
   امام صادق فرمود: همه باید بگویند: (السلام علیک یا بقیه الله)پس امام این آیه را تلاوت کرد: بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین: بقیه الله(ذخیره الهی), برای شما مردم, اگر مومنین باشید ازهر چیزوهر کس دیگر بهتر است.
   ازاینروبررسی ویژ گیهای حکومت حضرت مهدی(عج)بررسی ویژگیهای حکومتی است که تحقق آن در زمین وعده الهی است, تامل دراین حکومت بشریت رابه اداره شایسته وبایسته نظامهای اجتماعی وجامعه ای قرین به عدالت وهمبر با حیات طیبه رهنمون خواهد شد, تحقیق وژرف اندیشی در حوزه وپیرامون حکومت مهدی(عج)ترسیم الگویی است برای اذاره جامعه به گونه ای که انسان را به کمال لایقش برساند پس فرصت را مغتنم شمردم وبرای پایان نامه سطح دوی حوزوی موضوع ویژگیهای حکومت حضرت مهدی(عج)راانتخاب نموده, درحد توان غورخردورزی وتحلیل مساله پرداختم, آنچه دربخش یکم آوردهام فلسفه تاریخ است ودرپایان به بررسی دیدگاه قرآن ومعارف اسلامی درخصوص فلسفه تاریخ پرداختم ضمنا اشاره ای به فلسفه تاریخ وسیر زندگی بشردر دعای ندبه داشته ام دربخش دوم, ویژه گیهای فردی حضرت بقیه الله الاعظم را ازجهت ظاهری وباطنی وسپس پایتخت, مدت وکارگزاران دولت حضرتش را به بحث نشسته ام در بخش سوم دیدگاهی جامعه شناسانه به نظامهای اجتماعی دولت کریم داشته سازماندهی نظامهای اجتماعی رابراساس الگوی مدیریت حضرت بقیه الله الاعظم مطرح نموده ام ودرپایان رجاء واثق میرود که مشمول عنایات وافر حضرتش گردم ان شاءالله.
۱٫محمدحکیمی عصرزندگی وچگونگی آینده انسان واسلام چاپ پنجم ۱۳۸۱ موسسه بوستان کتاب قم ص۳۰۹
فصل دوم
دیدگاه قرآن درباره فلسفه تاریخ:
   آنگاه که خداوند خلقت آدم ابوالبشررا برای فرشتگان نقل می کند, فرشتگان, به آدم به عنوان موجودی که شرمحض است می نگرد, مانند نظریه گروه اول مادی گرایان که آنها نیز انسان را ذاتا شرمیدانند وخداوند متعال درمقام پاسخ به فرشتگان وجود چنین غرایزی رادربشر رد نمیکند وعلاوه بر آن که آن را تصدیق میکند, درادامه میفرماید: من چیزهایی رادر این موجود میبینم که شما نمی بینید, ضمن اینکه انسان دارای غرایزی چون شهوت وغضب است, غرایز وصفات وجودی دیگری را دارد که باعث امتیاز اومیگردد.
    قرآن کریم انسان راموجودی دوطبیعتی ودو سرشتی میداند, موجودی است که خدای متعال درآن شهوت وعقل راترکیب کرده است, و بنابراین طبق طبیعت بشری درطول تاریخ بین حق وباطل ,خیر وشرنزاع وجود داشته ولی معتقد است که پیروزی نهایی وواقعی باحق است,خیرونوراصل است وباقی وظلمت وبشر بالعرض وموقتی میباشند مانند سایه ونور, یاظلمت ونور که هردو هستند ولی ظلمت درمقابل نور اصالتی ندارد, یعنی مادوواقعیت نداریم که ازدو منشاءمختلف سرچشمه گرفته باشند,یکی نور باشددیگری ظلمت: بلکه اصل نوراست وآنجا که نورنیست ظلمت است نه اینکه آنجا که نورنیست چیزدیگری ضد نور وجود دارد:ظلمت همان نبودن نور است پس معلوم شدکه باطل اصالتی درجهان ندارد به همین دلیل دوام هم ندارد آنچه که دوام دارد حق است, درعین حال باطل یک گسترش ظاهری چشمگیری دارد که اگر چشم حقیقت بین نباشد انسان اصالت را به باطل میدهد وفکرمیکند که حق چیز کوچکی است درمقابل باطل.
    قرآن مجیدمبارزه حق وباطل وسرانجام آنها رادرآیات زیادی مطرح کرده است, تشبیهات بسیار جالب وقابل فهمی ازاین دوارائه داده است که به بعضی ازآنها اشاره میشود:
     1.  باطل کف روی آب است
    درسوره مبارکه رعد, آیه شریفه ۱۷میفرماید:
    (انزل من السماء ماء افسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدارا بیا وما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه اومتاع زبد مثله کذلک یضرب الله الامثال. فاما الزبد فیذهب جفاءاو اماما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الحق والباطل.
    خداوند ازبالا آبی میفرستد این آب صاف پاک باران, بر قله ها برکوهها: ریزش میکند وبعد دروادیها دره ها, رودخانه ها جریان پیدا میکند درمسیر خودش آلودگیها رابا خود حمل میکند.
   آب کم کم تشکیل سیل میدهد, دراثر برخورد اجزاء آب با سنگها وحمل آشغالها کف تولید میشود به طوریکه اگر کسی نداند وقتی به این رودخانه عظیم مینگرد میپندارد که هرچه هست کف است ونمیداند آنچه هست آب است یعنی اساس آب است که آن نیرو وحرکت راایجاد کرده وکف به وجود آورده است وکف در عین آنکه هست به طفیل آبست ولی آنچنان گسترش دارد که روی آب را گرفته است.
     بعد میفرماید: ومما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه اومتاع زبد مثله.
    یعنی نظیرآن هم درذوب فلزات است.هنگامیکه میخواهند فلزی رابرای زیور ذوب کنند, چنین حالتی به وجود می آید, کف هایی برروی آن پدیدار میگردد.
   کذلک یضرب الله الحق والباطل .این مثل حق وباطل است.ویا به قول بعضی ازمفسرین :این چنین تحقق میبخشد ونمودار میگردد.یعنی وجود حق ازقبیل آب صاف پاک است وآن فلز قیمتی ووجود باطل همچون کف روی آب است.
    واما الزبدفیذهب جفاء. طولی نمیکشد که کف زائل میگردد فوت وفانی میشود.
    واما ماینفع الناس فیمکث فی الارض, وآنچه که به جان مردم مفید است یعنی حق, باقی میماند.
    آب زیرکف که در رودخانه جاری است به مزارع جاری گشتند وزمینها را سیراب میکند وثمرات مفیدی میدهد وآن فلز قیمتی است که باقی میماند وبه صورت ابزار ویازیور درمی آید ومورد بهره برداری قرار میگیرد.۱
    2.باطل مثل یک درخت خبیثه بدون میوه وریشه است.
    خداوند متعال درسوره مبارکه ابراهیم آیه ۲۴-۲۶میفرماید:
    الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت وفرعها فی السما توتی اکلها کل حین باذن ربها ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون.ومثل حکمه خبیثه کشجره خبیثه اخبثت من فوق الارض ما لها من قرار.
    لفظ (کلمه)گاهی درقرآن به معنای حقایق مثلا درباره عیسی میفرماید: (کلمه الله).
   درآیه مورد بحث عقیده حق وعقیده باطل راتعبیربه کلمه فرموده است وبرای هریک مثلی آورده است میگوید:مثل کلمه حق مانند یک درخت سالم پاک میوه دار است که ریشه آن درخت درزمین فرو رفته است وشاخه هایش سربه بالا کشیده است ومیوه وبرگ دارد, ومیوه اش فصلی نیست بلکه درختی است که درهمه فصل میوه میدهد وباصطلاح همیشه بهار است توتی اکلها کل حین
۱٫آشنایی باقرآن (۲)ص۱۱۶و۱۱۷

باذن
ربها درختی است که هرچه میوه اش رابچیند بازهم میوه می دهد.
    واما عقیده باطل مثل یک درخت پلیدی است که بی میوه وبی ریشه است.گاهی اوقات بوته هایی دربعضی جاها میروید که هیچ گونه ثمری ندارد ووقتی دقت میکنیم ریشه هم ندارد ولذا بنیاد است.
    همینکه مختصرنسیمی بوزد ازجا کنده شده ودور میافتد ومانند همان کف که درآیه پیشین بود نمودش زیاد است ولی بودش کم است.
۳٫باطل نابود شدنی است.
   درسوره مبارک انبیاء, آیه شریفه ۱۸ میفرماید:
   (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمخه فاذا هوزاهق ولکم الویل مما تصفون).
   آیات قبل ازاین آیه مربوط به اصل خلقت است یعنی با آن فکرمادی مبارزه میکند که جهان را پوچ وهیچ میداند.
  زندگی انسان وجامعه انسان تابع اصل خلقت است اگراصل خلقت اساسش برلهو ولعب وبازی وپوچی باشد انسان که یکی ازمظاهر خلقت جهان است وجودش پوچ وجامعه اش هیچ وباطل میباشد اما قرآن کریم می فرماید:(ما خلقنا السما والارض وما بینهما لا عبین).
    ما این جهان به این عظمت را آفریدیم وبازیگر نبودیم .ما نمیخواستیم مانند کودکان که بازی میکنند وبرای سرگرمی, میسازند ودوباره خراب میکنند, کاری کرده باشیم بعد میفرماید(بل نقذف بالحق…)
     این آیه گویی جواب سوال متعددی است که کسی سوال کند اگر عالم اساسش برلعب وبازی وپوچی نیست, پس اینهمه باطل ها که درجامعه بشر وجود دارد چیست ؟مگر درعالم دروغ وخیانت وجود ندارد؟مگر ظلم وتعدی وخونریزی وفساد نیست؟پس اینهمه عقائد باطل ومسلکهای پوچ که درجامعه وجود داردچیست؟
    قرآن در پاسخ این پرسش میگوید:اینها وجودهایی طفیلی هستند وقتی حق پدیدارمیگردد, به حکم ضرورت درطفیل وجود حق اینها پدید میآیند ولی دوام ندارند وبزودی ناپدید میشوند .
   (قذف)وقتی است که چیزی را بگیرند وباقوت پرتاب کنند, مثلا سنگی رابردارند وحکم برانسانی یاشیشه ای بکوبند. قرآن میگوید:(بل نقذف بالحق علی الباطل)گویی چنین تعبیر میکند که مااز حق گلوله ای میسازیم ومحکم برباطل میکوبیم وآن راخرد وخمیر میکنیم وقتی میروی سراغش را بگیری می بینی اصلا هیچ چیز نبوده وازبین رفتنی بوده است (فاذا هوزاهق)نه اینکه اول زاهق نبود حالا چنین شدخیر بلکه چیزی بودکه تاحق بجنگش نیامده بود به نظر مهم می آمد, همینکه حق به جنگش آمد, باطنش معلوم شدکه اصلا چیزی نبوده است بلکه مثل بادباکی بوده که بادش کرده باشد وحالا خالی شده است.
    درسوره مبارکه اسرا, آیه شریفه ۸۱میفرماید:
   (وقل جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا)
    بگو حق آمد, باطل تباه شد, ولی خیال نکنید که باطل قبلا عینیتی داشت وواقعیتی بود وحالا که حق آمد جان اورا گرفت وپرکرد, خیر:(ان الباطل کان زهوقا).
   باطل ازبین رفتنی بود, یعنی یک صورت ویک اندام محض بود نه یک واقعی یعنی ازنظر قرآن جنگ حق وباطل جنگ یکی هستی با هستی دیگر نیست بلکه در واقع جنگ هستی ها, با نیستی هاست, جنگ نقص ها باکمال هاست .چون تمام باطل ها به نقص برمیگردد ظالم اگر ظالم است, به خاطر نقص اوست کمال او نیست! یعنی مثلا ازجهل ویا ازاحساس حقارت اوست که بدینوسیله میخواهد جبران کند.
   خلاصه اینکه قرآن مجید باوجوداینکه قائل به جنگ حق وباطل است درعین حال برای باطل اصالتی قائل نیست برخلاف مادیین که یا اصولا بشر راموجودی شروربالذات میدانند ویا برای بشر فطرتی قائل نبوده واورا تابع تحولات ابزار تولیدمیدانند وقهرا آنان مدینه فاضله هم ندارند ونمیتوانند داشته باشندواگر هم ازآن دم بزنند برخلاف مکتب آنهاست, زیرا پیشنهاد (مدینه فاضله)را که یک پیشنهاد اسلامی است کسی می تواند بکند که بشر را قابل اصلاح بداند.
   قرآن مجید سرنوشت اقوام وتاریخ تمدنهائی راذکر میکند وبانقل آنها این حقیقت رابیان می نماید که هرجامعه ای که درآن شرغلبه کندوباطل حکومت کند, آن جامعه محکوم به فنا ونیستی است وآنچه که باقی است جامعه ای است که برآن حق حکومت نماید.

فصل سوم:سیر زندگی بشردردعای ندبه:
قبل از ورودبه بحث مورد نظردرفرازهای دعای ندبه, به سندشناسی آن پرداخته میشود برای این دعا, دوسند ذکرشده است, که سند موثق مورد بحث قرار میگیرد.
سندی که برای دعای ندبه, ازخلال کتاب های روایی به دست می آید, سندی است که مرحوم مجلسی دربحارالانوار نقل میکند۱ :قال محمد بن المشهدی فیالمزار الکبیر:قال محمد بن ابی قره:
نقلت من کتاب ابی جعفر محمد بن الحسین بن سفیان البزوفری…
محمد بن مشهدی درکتاب مزار خویش – مزارکبیر- چنین گفته که دعای ندبه رامحمد بن ابی تره ازکتاب ابی جعفرمحمد بن الحسین بن سفیان البزفری, نقل کرده است.
الف-کتاب مزار کبیر:مزارمحمد بن مشهدی, کتابی است که درمورد زیارت های واردشده برای پیامبر گرامی اسلام (ص)وخاندان نورانی آن حضرت نوشته شده است.
مرحوم مجلسی دربحارالانوار, ازاین کتاب باعنوان (مزارکبیر)یادکرده است.۲
مرحوم مشهدی فقط روایاتی راکه به سند قابل اعتمادوازروایان موثق به دست آورده, نقل کرده است.۳
ب-آشنایی بامحمد بن مشهدی:
وی شخص قابل اعتماد مورد وثوق وجلیل القدری است که توصیف ومدح وی درکتب رجال آمده است.۴
ج-آشنایی با محمد بن علی ابی قره.
ایشان ازجمله روایان صاحب کتاب مورد اعتماد است.
د-آشنایی با محمد بن الحسین بن سفیان البزوفری.
ازآن جا که مرحوم شیخ مفید ازوی روایت نقل کرده میتوان گفت که ایشان ازمشایخ مرحوم مفید نیز بوده است.۵
ه-معنای (انه الدعاءلصاحب الزمان(ع)).۶
بعدازروشن شدن وثاقت موجود درسلسله سند,به عبارت(انه الدعاءلصاحب الزمان صلوات الله)
۱٫سیدمهدی میرباقری مروری بردعای ندبه انتظار شماره۱ سال اول پاییز ۱۳۸۰ چاپ دوم قم ص۲۵۱
۲٫بحا الانوار ج۹۹- ص۱۱۰٫
۳٫انتظار ص۲۵۴٫       4.همان ص۲۵۵٫             5.انتظار ص۲۵۶٫       6.انتظار ص۲۵۶تا ۲۷۰

علیه)می پردازیم, دراین عبارت دواحتمال وجودداردکه عبارتند از:
۱)این دعای شریف, دعایی است که ازجانب امام زمان (ع)انشاءشده است.
۲)این دعا, دعایی است که برای وجود مقدس امام زمان(ع)انشاءشده است, نه اینکه انشاءاین دعااز
طرف آن حضرت صورت گرفته بود.اما از آن جاکه مرحوم (ابن بزوفری)درادامه میفرماید:
ویستحب ان یدعی به فی الاعیادالاربعه.
مستحب است که این دعادرعیدهای چهارگانه خوانده شود.
معلوم میگردد که درنگاه مرحوم (ابن بزوفری)انشاءاین دعای شریف از جانب کسی غیرازامام معصوم (ع)نبوده است به دودلیل وقرینه:
۱)این که میفرماید: (یستحب) (مستحب است خواندن این دعا).وظاهراین کلمه می رساندکه این دعا ازجانب معصوم صادرشده است زیرامحکوم کردن هرکدام ازافعال واذکار به هریک ازاحکام خمسه (وجوب وحرمت, استحباب, کراهت, اباحه)از امور توقیفیه می باشد که فقط بایدازجانب اولیای خدا صورت گیرد.
۲)این که برای قرائت این دعا, زمان خاص (اعیاداربعه۱)بیان شده ودعایی که ازجانب غیرمعصوم انشاء شده باشد, نمیتواند ازچنین ویژگی برخوردارباشد.حال این سؤال مطرح است که دعای ندبه انشاء کدام امام معصوم (ع)است؟
دواحتمال وجود دارد :
۱)ازظاهر عبارت مرحوم (ابن بزوفری)آشکارمیشود که این دعا ازامام زمان (ع)است.دراین صورت باید بگوییم :این دعاء نیز ازتوقیعاتی است که ازجانب حضرت صاحب الامر (ع)برای مرحوم ابن بزوفری که در زمانی نزدیک به غیبت صغری می زیسته, صادرشده است همانند توقیعاتی که برای مرحوم شیخ مفید صادرشده اند.
احتمال دوم این است که این دعا ازسوی امام صادق (ع)صادرشده باشد همان طورکه مرحوم مجلسی درکتاب (زادالمعاد)فرموده است.
اما به هرحال آنچه ازسند دعای ندبه معلوم می شود, این است که این دعا, دعای غیرماثور نیست بلکه دعایی است که ازجانب یکی ازائمه هدی(ع)نقل شده است.علاوه بر این با دقت درمتن این دعای شریف به آسانی آشکارمیشودکه چنین مضمون بلند وملکوتی خودازجمله تاییدات غیر قابل انکار برصدور دعای ندبه ازسوی امام معصوم (ع)است.
فرازهای دعای ندبه وبررسی فلسفه تاریخ بشریت:
این دعامجموعه ای منظم ومنسجمی را تشکیل میدهد که درآن نگاه معتقدان به ماورای ماده وپذیرفتگان ولایت الهی رابررسی میکند وهمانطورکه نظرقرآن راجع به خلقت بشر ومبارزه ونزاع مداوم حق وباطل وپیروزی وغلبه حق وخیربرشربیان شد, این دعای صادره از معصوم (ع)نیز به بیان ربوبیت الهی که باحمدرب العالمین درابتدای دعاشروع میشود وبه ولایت الهی درسراسرتاریخ با بعثت انبیاء اولوالعزم می انجامد اشاره دارد به همان سیرتکاملی بشریت که منجر به غلبه حق میگردد.
میتوان این دعا را به چهارفرازتقسیم کرد:
فراز اول:این دعا باحمدوثنای رب العالمین شروع می شود که به ربوبیت خداوند برتمام جهان وهستی اشاره دارد که در نتیجه, ولایت الهی رابه دنبال خواهد داشت .
وبا عبارت وصلی الله علی سیدنا محمد نبیه وآله وسلم تسلیما به مجرا ومحورآن ربوبیت وولایت می پردازد که خداوند ولایتش رابر هستی, ولایت اللهی, را ازطریق حضرت محمد وآلش(ع)ولایت ولی اللهی, درجهان طنین انداز نموده است.
فراز دوم:ثنای برقضاءاولیای الهی اللهم لک الحمد علی ماجری به قضاؤک فی اولیاءک الذین…
که خداوند راحمد وستایش می نمایدبرآنچه که براولیاءش که وجود آنها رابرای خود خالص گردانیدی وبرای تبلیغ دینش مخصوص گردانیدی بعدازآن که اولیای الهی به میثاقی که خداوند از آنها گرفت وفادار ماندند وبرتمامی ابتلائات الهی فائق آمدند به درجه ای رسیدند که هم خود مقرب درگاه حضرت حق گشتند وهم باعث هدایت سایرمخلوق های او.
فراز سوم:که طولانی ترین فرازاست به بیان تفصیلی مراحل تکامل تاریخ بشریت ازخلقت حضرت آدم (ع)وپیامبری اومی پردازدوبه رسالت هریک ازانبیای الوالعزم ومهمترین حادثه ای که درطول تاریخ رسالت آنها رخ داده است اشاره دارد.به عبارتی این فراز به سرحلقه هایی اساسی تکامل تازیخ بشزیت که همان بعثت انبیای اولوالعزم است, می نگرد, زیراکه هریک ازاین انبیا عظام پیوند بین خدای متعال (حق)وجامعه بشری بودند وباعث بروزحق وخیرگشته اند وپیروزی ربوبیت وولایت الهی بررب النوع های ساختگی وطاغوتهای زمان گرچه درمنطقه ای اززمین بودند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد