خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

پیام های کوتاه تربیتی امام خمینی

34 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

پیام های کوتاه تربیتی امام خمینی

پیام های کوتاه تربیتی امام خمینی

ـ میزان بازماندن از حق، متابعت هوای نفس است.

ـ ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس، کم نداریم.

ـ توکل به خدای تعالی، یکی از فروع توحید و ایمان است.

ـ یقین به حقیقت، ثمره توحید است.

ـ غرور و غفلت، انسان را به تباهی می کشاند.

ـ یأس، از جنود شیطان است و امید، از جنود خداست؛ همیشه امیدوار باشید.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

میزان سنجش آخرت

193 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

میزان سنجش آخرت

هر چیزی برای خود میزانی دارد و با آن میزان، کیفیت و ارزش آن سنجیده می شود. همانطور که کارکردهای افراد یک کشور، نسبت به قانون آن کشور سنجیده می شود و افراد نباید برای قانون، تعیین تکلیف نمایند. در خوب بودن و بد بودن افراد، ملاکی وجود دارد. این ملاک از نظر قرآن، تقوای الهی است، آن تقوای الهی که با پیروی از معصومین (علیه السلام) و عقل سلیم مطابقت دارد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

تقوا و توحید

302 views

بازدید

تقوا و توحید
۴٫۶۷ (۹۳٫۳۳%) ۳ votes

تقوا و توحید

تقوا و توحید
کلمه تقوا ، کلمه ی توحید است بزرگترین چیزی که الله تبارک و تعالی ما را به ان امر نموده است ، همان توحید الله تعالی است ، همان لا اله ال الله است که الله تعالی آن را در کتابش کلمه ی تقوا نامیده است ، می فرماید : و الزمهم کلمه التقوی و کانوا احق بها و اهلها ( الفتح ۲۶) ( و بر آنان کلمه ی تقوا را لازم نمود و آنها سزاوارتر به آن هستند و اهل آن می باشند ) . آن همان کلمه ی اخلاص و کلمه ی تقواست و به آن اضافه شده است ،


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
تقوا و توحید
4.67 (93.33%) 3 votes

دستورالعملی که افراد را از معصیت متنفر می کند

827 views

بازدید

دستورالعملی که افراد را از معصیت متنفر می کند
۴٫۳۱ (۸۶٫۲۵%) ۱۶ votes

نسخه ای که انسان را از گناه منزجر می کند!

خدای سبحان در قرآن کریم نه تنها با ما سخن می‌گوید بلکه خود را در آینه قرآن به ما نشان می دهد.

قرآن مظهر تجلی اسماء حسنای الهی است، اگر ما قرآن بخوانیم و نورانیت قرآن در قلب ما پیدا شد معلوم می‌شود «نور السماوت و الارض» را با قلب خود مشاهده کرده‌ایم.

تأثیر قرائت قرآن در دوری انسان از گناه

قرآن بارزترین منبع عظیم ذخایر الهی، معجزه آخرین فرستاده خداوند و کتاب زندگی، کتابی که زمینه ساز حیات طیبه برای بشریت است.

قطعاً با توکل به صاحب قرآن، خداوند به او ایمان و تقوا اعطا می کند و از آلودگی مصون می دارد.

اگر کسی با قرائت قرآن و تفکر در آن به مرحله‌ای برسد که از گناه منزجر شود معلوم می‌ شود این فرد قرآن را خوب درک کرده است.

مهمترین و بالاترین ثمره نزدیکی و انس با قرآن، حس معنویت و قرب به خدا و دوری از آلودگی های نفسانی و شیطانی است.
قرآن با هشدارهای مکرر، پیروان خود را به دوری از گناه و پرهیز از سرپیچی از فرمان خدا، و نجات از بازتاب شوم و سخت گناه فرا می خواند، و گناه را آفت ویرانگر و عامل بلاها و عذاب های دنیا و آخرت می داند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دستورالعملی که افراد را از معصیت متنفر می کند
4.31 (86.25%) 16 votes

اگر خواهان نعمت های آخرت هستید بخوانید!

294 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

اگر خواهان نعمت های آخرت هستید بخوانید!

قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏کند که اگر به زندگى حلال دنیا قناعت کنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سرکش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى که از هر گونه عیب و نقص پاک و پاکیزه است، نصیب آنها خواهد کرد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب رمضان دریچه رویت

693 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

دانلود رایگان کتاب رمضان دریچه رویت

کتاب متذکر این نکته است که حقایق، پدیده‌های نوری عالم هستند که به جهت نحوه‌ی وجودیِ برتری که دارند همواره در تجلی‌اند و لذا اگر انسان بتواند حجاب‌های بین خود و آن‌ها را کنار بزند جان او تحت تأثیر تجلیات نور آن حقایق قرار می‌گیرد و از کمالات مخصوصی که هر حقیقتی با خود دارد بهره‌مند می‌شود. سپس به این نکته می‌پردازد که روزه‌داری از موضوعاتی است که اگر در زندگی انسان‌ها جای خود را باز کند موجب می‌شود تا آنچه عقل فهمید، دل احساس کند. اگر مبانی عقلی و قلبی روزه در کنار هم مطرح شود قلب و قالب روزه وارد زندگی انسانها می شود و بهره ای که خداوند برای بندگانش اراده کرده ظهور میکند و مسلم این هدیه ی بسیار ارزشمندی است . کتاب رمضان دریچه رویت را پیشکش علاقمندان به دین و مذهب میکنیم .
حق تکثیر: این کتاب در سایت انتشارات المیزان به صورت الکترونیکی برای انتشار گذاشته شده و انتشار آن کاملا آزاد است .


1+

نويسنده / مترجم : اصغر طاهرزاده
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 1.5 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 296

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

روزه و رمضان

162 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه
هر عبادتی یک ظاهر و یک باطن دارد . احکام واجب و مستحب ظاهر آن را ترسیم
می کنند و اراده و نیَت هم باطن آن را ترسیم می کند . و قرآن کریم ، همه ما را به ظواهر عبادات دعوت کرده است ، و همه را به اسرار عبادات آشنا فرموده است . در جریان روزه گرفتن همانطور که اصل روزه گرفته و ماه و ساعت شروع و ختم روزه و خصوصیات آن را تبیین کرد ، فرمود : مَن شهد منکم الشًََهر فَلیصمه . اگر کسی شاهد ماه مبارک رمضان بود باید روزه بگیرد (سوره ی بقره آیه ۱۸۵).در جای دیگر فرمود : و اََتموا الصیام الی الیل . تاشب روزه بگیرید .(سوره ی بقره آیه ۱۸۷) و آغاز روزه را هم به این صورت بیان فرمود : حتی یتبین لکم الخیط الاسود من الخیط الابیض من الفجر . سر روزه گرفتن را هم فرمود :لعلکم تتقون و لعلکم تفلحون . روزه بگیرید تا قوی پیدا کنید . تقوی را هم که مدار کرامت می داند و هرانسانی با تقوی ، کریم است و هر که تقوای او برتر است اکرم است پس باطن روزه گرفتن انسان را کریم می کند و کرامت هم از اوصاف برجسته ی فرشتگان است .
                                                  

درباره ماه مبارک رمضان
تعریف روزه
 روزه آن است که شخص مکلف ، با قصد قربت یعنى براى انجام دادن فرمان خداوند ، از اذان صبح ( طلوع فجر صادق ) تا اذان مغرب از کارهاى دهگانه اى که بعداً شرح داده مى شود وبه آن مفطرات روزه مى گویند، خوددارى کند .
قبل از وارد شدن در شرح و تفصیل احکام باید بدانیم روزه بر چه کسانى واجب است  : کسانى مکلف به روزه هستند که شرایط وجوب روزه و شرایط صحت روزه در آنها موجود باشد ، مگر عده اى که بعداً اسثنا مى کنیم که مجاز به خوردن روزه هستند .
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل… معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.
و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است. در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد. و در همین رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به کار مى‏گیرد و مى‏گوید:
آب کم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به کوى حق رسید درد مریم را به خرما بن کشید
اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع کننده.
                        

 
شناخت ماه خدا
نخستین کارى که باید در ارتباط با ((ماه مبارک)) انجام گیرد، بدست آوردن نگاه صحیح نسبت به آن مى باشد، نگاهى برگرفته از آنچه که کتاب خدا و پیشوایان راستین الهى به انسان ارایه کرده اند. بدین ترتیب انسان مومن، در آغاز و پیش از انجام هرگونه رفتار و برخورد با این ماه، در تب و تاب به دست آوردن آگاهى از ((چیستى ماه رمضان)) وکسب معرفت لازم درباره مقام، موقعیت و جایگاه آن است.
آن گونه که امام زین العابدین (ع) این آگاهى ومعرفت راملتمسانه از پروردگارش طلب مى کند:
((اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته…))۶خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.
شناخت ماه رمضان تعیین کننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارک رمضان و آگاهى از چیستى آن،ضمن آنکه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى کیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد. در پرتو شناسایى موقعیت و شناخت جایگاه ماه خدا است که انسان مومن هنگام حلول و تشریف فرمایى آن،مى تواند استقبال شایسته از آن به عمل آورد. در حقیقت با این شناسایى و شناخت، راه چگونگى برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد. در این باره این گزارش ((انس بن مالک)) شنیدنى است: ((لما حضر شهر رمضان قال النبى (ص): سبحان الله, ماذا تستقبلون وماذا یستقبلکم قالها ثلاث مرات.))۷ هنگامى که ماه رمضان فرا مى رسید پیامبر (ص) مى فرمود: منزه است خدا، بنگرید که به استقبال چه مى روید و چه به شما روى مىآورد و این جمله را سه بار تکرار فرمود.
در سایه ى این شناخت و شناسایى است که نقش بى بدیل، تاثیر شگرف و آثار و فواید ارجمند آن،هویدا مى گردد و تلاش و تقلاى انسان مومن براى شرف یابى به محضر آن،رعایت وظایف و آداب،بهره مندى از برکات و کوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگیزد. چنانچه در روایت ((ابى مسعود انصارى)) از پیامبر اکرم (ص) مى خوانیم: ((لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یکون رمضان السنه))۸ اگر بنده, از آنچه که در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت،با تمام وجود دوست مى داشت که همه ى سال، ماه رمضان باشد.
شناخت و درک ماه رمضان موجب شکر پروردگار
برخوردارى از درک درست از ماه مبارک رمضان, زمینه و موجبات به دست آوردن مواهب و برکات الهى و هدایا و عطایاى ربانى در این ماه را فراهم مى نماید.
نعمتى بسیار بزرگ و موهبتى بسیار عظیم است که بى تردید هر کس با بهره مندى از آن نیکبختى خود را رقم زده،قله سعادت و ظفرمندى را فتح کرده و مدال پر افتخار رستگارى را نصیب خود مى کند. نعمتى که از شدت گرانقدرى و ارجمندى نمى توان براى آن قیمت و بهایى تعیین کرد. از این رو سزاوار است،کسى که از این نعمت بزرگ بهره مند گردید خداوند را شکر فراوان و سپاس بسیار گوید; ((لو علمتم ما لکم فى شهر رمضان لزدتم الله تعالى ذکره شکرا))۹ اگر آنچه را که در ماه رمضان براى شما قرار داد شده مى دانستید فراوان شکر خدا مى گذاشتید.
گفت پیغمبر که نفحت هاى حق اندر این ایام مىآرد سبق گوش و هش دارید این اوقات رادر ربایید این چنین نفحات را پیامبر فرمود، بوهاى خوش الهى, عنایت و رحمت ها و دم مبارک خداوندى در این ایام بیشتر است و پى درپى مىآید. یعنى در تمام اوقات و در همه ساعات نفحات الهى درمى رسد و بر دیگر نفحات سبقت مى گیرد. اى کسانى که نفحات الهى را طالب هستید این اوقات را که نفحه حق به شما مى رسد با گوش هوش, غنیمت شمرید و این ساعات لطیف و شریف را دریابید.
شناسایى و شناساندن ماه رمضان
به مدد و توفیق الهى این نوشتار بر آن است که به منظور ارایه نگاه صحیح درباره ((چیستى ماه رمضان))، به بررسى و بیان ویژگیها, اوصاف و اسامى آن در آیات، روایات و ادعیه بپردازد. هرچند با توجه به فراوانى این اوصاف وویژگى ها همه آن ها در این مقاله نمى گنجد و ناگزیر به بیان چند ویژگى اکتفا مى شود.
 
ماه مبارک
یکى از اوصاف ماه رمضان که در برخى از روایات و ادعیه بدان تصریح شده است ، صفت ((مبارک)) است،اینک تعدادى از آنها را با هم مرور مى کنیم:
قال رسول الله (ص): ((قد جائکم شهر رمضان, شهر مبارک, شهر فرض الله علیکم صیامه…))۱۰ رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد, ماه مبارک، ماهى که خداوند روزه اش را بر شما واجب کرده است..
عن الامام على (ع) قال: ان رسول الله (ص) خطبنا ذات یوم فقال: ((ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه والرحمه والمغفره…))۱۱ از امام على (ع) روایت شده که فرمود: روزى رسول خدا (ص) چنین فرمود: مردم، ماه خدا همراه با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است…))
عن سلمان الفارسى قال: خطبنا رسول الله (ص) فى آخر یوم شعبان فقال: ((قد اظلکم شهر رمضان شهر مبارک، شهر فیه لیله القدر خیر من الف شهر…))۱۲ در گزارشى از سلمان فارسى آمده است: رسول خدا (ص) در آخرین روز ماه شعبان براى ما سخنرانى کرد و چنین فرمود:ماه رمضان،ماهى مبارک،ماهى که در آن ماه،شب قدر که از هزار شب برتر است، سایه خود را بر شما گسترده است…
عن رسول الله (ص) انه کان یدعو اول لیله من شهر رمضان: ((الحمد الله الذى اکرمنا به ایها الشهر المبارک…))۱۳ از رسول خدا (ص) روایت شده که آن حضرت همیشه در شب اول ماه رمضان این گونه دعا مى خواند: حمد و سپاس خدایى را که ما را به تو اى ماه مبارک کرامت بخشید…
عن الصادق (ع) انه کان یقول فى آخر لیله من شعبان واول لیله من شهر رمضان: ((اللهم ان هذا الشهر المبارک الذى انزلت فیه القرآن وجعلته هدى للناس وبینات من الهدى والفرقان قد حضر…))۱۴ از امام صادق (ع) روایت شده که آن حضرت در آخرین شب ماه شعبان و در نخستین شب ماه رمضان این دعا را مى خواند: بارالها! این ماه مبارک را که در آن قرآن، براى راهنمایى مردم، نشانه هدایت و جداکننده حق و باطل فرو فرستاده شد،فرا رسید…
فراوانى اطلاق عنوان ((مبارک)) بر ماه رمضان در متون دینى موجب شده است که این عنوان جزو مشهورترین اوصاف و عناوین این ماه شناخته گردد.
معنى برکت و مبارک
علماى لغت واژه ((برکت)) را به فزونى و رشد۱۵ همراه با ثبات و دوام معنى کرده اند.
در کتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: ((معنى برکت فراوانى در هرچیز خیر است)).۱۶ راغب اصفهانى نیز آن را به معناى ثبوت و استقرار خیرالهى درچیزى مى داند، چنانچه برکه ((چیزى شبیه حوض)) به جایى که آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد،گفته مى شود.۱۷
اما مبارک، به آنچه که در آن خیر فراوان وجود دارد و از او بروز و صدور مى یابد اطلاق مى گردد. زجاج مى گوید: ((مبارک آن چیزى است که از آن خیر فراوان برآید))۱۸ راغب نیز مى نویسد:)) به آنچه که خیر و فایده الهى در آن ثبوت و استقرار داشته باشد مبارک گفته مى شود)).۱۹
آداب وشرایط روزه
روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطى دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهاى انسان در برابر روزه، این فریضه الهى زیاد است.
روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: لا صیام لمن عصى الامام، و لا صیام لعبد آبق حتى یرجع، و لا صیام لامراه ناشزه حتى تتوب، و لا صیام لولد عاق حتى یبر، (۱) روزه نیست‏براى کسى که امام و پیشواى خود را نافرمانى کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فرارى، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گیرد،و روزه به حساب نمى‏آیدبلى یکى ازابعاد سیاسى این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبرى پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله علیها) در آداب صائم سخن مى‏گوید .
حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار مى‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام): «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2) .
جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله علیهم اجمعین) روایت مى‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کارى نکرده (یعنى حق روزه را ادا نکرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
یعنى روزه یک مسماى واقعى از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏اى از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند مى‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خویش تحقق نبخشیده است.
پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود.
اگرچه امروز فقهاى عالى مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زیرا کمتر کسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج گانه از بیان پیامبر گرامى اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبه و النمیمه، و النظر بشهوه، و الیمین الکاذبه‏» (3)
پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را مى‏شکند، دروغ و غیبت و سخن چینى و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.
این اوصاف زشت براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثى مى‏کند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نماید.
کیفیت روزه دارى از صحف ادریس علیه السلام
درصحف ادریس (علیه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصه صافیه منزهه عن الافکار السیئه و الهواجس المنکره فان الله سیحبس القلوب اللطخه و النیات المدخوله و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماثم فان الله لا یرضى منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادریس پیامبر (علیه السلام) در صحف خویش فرمود: هرگاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدى و ناپاکى پاک سازید، (درون خود را براى پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازى نمائید) و روزه بگیرید براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاک از فکرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زیرا خداوند حبس مى‏نماید دلهاى ناپاک و نیتهاى غیر خالص شما را و دهنهاى شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزه‏دار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنى اعضاء شما هم باید از معصیت‏خدا امساک نماید) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.
اثرات منفى غیبت و نمامى در روزه
امام رضا علیه السلام فرمود: «اجتنبوا الغیبه غیبه المؤمن، و احذرو النمیمه، فانهما یفطران الصائم و لا غیبه الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)
از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامى بپرهیزید، براستى که غیبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل مى‏گرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتى نیست، (یعنى آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند،و آبرو از خویش برده‏اند).
روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است
از فقه الرضا (علیه السلام) روایت‏شده که حضرت رضا (علیه السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏دارى چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل على الالسن و الاسماع و الابصاروسائر الجوارح لما له فى عاده من شره و طهاره تلک الحقیقه حتی یستربه من النار، و قد جعل الله على کل جارحه حقا للصیام فمن ادى حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6) .
بدان (اى روزه‏دار) خداى رحمتت کند، که براستى روزه ستر و حجابى است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سایر جوارح زده است، هرگاه معتاد بر زشتیها و شروفسادباشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هرگاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان مى‏باشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم مى‏پوشاند و حجابى محکم از آتش براى او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏اى براى روزه گرفتن حقى مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبى حق روزه‏دارى را به جاى آورد) هرآینه صائم و روزه‏دار است، (یعنى به جاى آورده حق روزه را) و هر کس بعضى از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.
فلسفه و حکمت روزه
روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد دیگر داراى فواید فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاکسازى آن از انواع غذاها که موجب انواع بیمارى‏ها اثرات فوق العاده‏اى دارد.
مرکز بیمارها ، معده است
پیامبر خدا فرمود: «المعده بیت کل داء، و الحمئه راس کل دواء» (1)
معده مرکز و خانه هر دردى است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زیاد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.
پیامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود
پیامبر عظیم الشان اسلام در یک بیانیه کوتاه، اثرات و فواید سه چیز را به این شرح بیان مى‏فرماید: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد کنید تا مستغنى شوید، که غنائم جنگى باعث استغنا مى‏باشد، دوم، روزه بگیرید تا صحت و سلامتى خویش را تضمین کنید، سوم، سفر کنید تا مالدار شوید، زیرا مسافرت و حمل کالاى تجارتى از شهرى به شهر دیگر یا از کشورى به کشور دیگر باعث رفع نیازمندى‏هاى جامعه و عمران کشورها مى‏گردد، در این سه جمله پیامبر(صلى الله علیه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (که خود باعث تمکن و امکانات مالى مى‏شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏گشاید.
امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏فرماید؟
ما اگر پویاى فلسفه روزه و حکمت تشریع آن باشیم و از خواص و فواید آن بخواهیم اطلاعات بیشترى پیدا کنیم و به اشکال تراشیهاى منتقدین پاسخ اقناع کننده بدهیم به سخنان حکیمانه و ارزشمند حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏دهیم در قسمتى از این خطبه امام مى‏فرماید: «و مجاهده الصیام فى الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم، و تخشیعا لابصارهم، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیضا لقلوبهم، و اذهابا للخیلاء عنهم لما فى ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصیام تذللا» (2) امیرمؤمنان علیه السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مى‏فرماید: از خدا بترسید و از کیفر تباهکارى در دنیا، و از زیان ستمگرى در آخرت … و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏فرماید،به وسیله نمازها و زکاتها، ( و سپس فواید و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بیان مى‏فرماید) و کوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و دیگر ایشان (از معصیت و نافرمانى) و چشم به زیر انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بیرون کردن کبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است مالیدن رخسارهاى نیکو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانیدن اعضاء شریفه (هفت موضع) را به زمین براى اظهار کوچکى و «ذلت‏به پیشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسیدن شکمها به پشتها براى خضوع و ناچیز دانستن خویش که روزه و نماز و زکات فلسفه‏اش سازندگى و تزکیه، و تذلل و تقلل به پیشگاه حضرت حق است، و از چیزهائى است که مى‏تواند آدمى را از چنگ شیطان نجات بخشد، و از انواع بیماریهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا یاد آدمى دهد، مخصوصا روزه است که از امتیازات بخصوص برخوردار است، که پاداش آن فقط به خداوند بزرگ واگزار شده است. که امیرالمؤمنین(علیه السلام) درجائى دیگر مى‏فرماید:«و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (3)
روزه براى آزمایش اخلاص مردم است
خداوند روزه را براى آزمایش اخلاص مردم واجب فرموده است، که روزه در اخلاص عمل بسیار مؤثر است، یعنى کسى که روزه مى‏گیرد و تمامى روز را با همه امکان بخوردنیها و آشامیدنى‏هایى که در اختیار دارد، در عین حال امساک مى‏نماید، جز اخلاص به پیشگاه حضرت حق مفهومى دیگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏فرماید: «و صوم شهر رمضان فانه جنه من العقاب‏» (4) و یکى از دلائل وجوب روزه این است که روزه ی ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، یعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، که به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏آید.
خدایا از گرسنگى بتو پناه مى‏آوریم
فواید کم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است که آدمى تاب گرسنگى زیاد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است که انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زیاد قرار دهد، بلکه در بعضى روایات رسیده است: «اللهم اعوذبک من الجوع‏» (5) خدایا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عین حال باید متوجه بود، که مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فواید بسیارى در بردارد، و بر عکس پورخورى و سیری بیمارى زیادى به همراه مى‏آورد. از نظر بهداشت و تندرستى، باید غذا کمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بکشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى که کم مى‏خورند، از کسانى که همیشه سیر مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند. ابعادى در فلسفه روزه از بیان امام صادق(ع) هشام بن حکم از رئیس مذهب تشیع حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرماید: «انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و القیر و ذلک ان الغنى لم یکن لیجد مس الجوع، فیرحم الفقیر، لان الغنى کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراد الله تعالى ان یسوى بین خلقه، و ان یذیق الغنى مس الجوع و الالم لیرق على الضعیف و یرحم الجائع‏» (6) حضرت صادق(علیه السلام): براستى خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله او بین اغنیاء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آید، و این براى آن است که ثروتمندانى که هرگز درد گرسنگى را احساس نکرده‏اند، به فقراء ترحم نمایند، زیرا اغنیاء هرگاه (خوردنى و آشامیدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماکولات و مشروبات کردند) برایشان میسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» که تا بین بندگانش از فقیر و غنى، برابرى به وجود آورد، و اینکه سرمایه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمایند، تا بر ضعفاء رقٌت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمایند، (و این تنها شعار اسلام است، آرى تنها مکتبى که به حال گرسنگان عالم ترحم نمایند، (و این تنها شعار اسلام است، آرى تنها مکتبى که به حال گرسنگان و محرومان مى‏اندیشد اسلام است. خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران در حدیثى طویل حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) چنین نقل مى‏فرماید که پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود: «ما من مؤمن یصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارک و تعالى له سبع خصال: اولها یذوب الحرام من جسده، و الثانیه یقرب من رحمه الله عزوجل، و الثالثه قد کفر خطیئه ابیه آدم، و الرابعه یهون الله علیه سکرات الموت و الخامسه امان من الجوع و العطش یوم القیمه و السادسه یطعمه الله عزوجل من طیبات الجنه، و السابعه یعطیه الله عزوجل برائه من النار، قال: صدقت‏یا محمد» (7) . هیچ مؤمنى نیست که ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد، مگر آنکه خداى تبارک و تعالى هفت‏ خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: ۱- هر چه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند، ۲- به رحمت‏ خداى عزوجل نزدیک مى‏شود، ۳- (با روزه خویش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند، ۴- خداوند لحظات جان کندن را بر وى آسان گرداند، ۵- ازگرسنگى و تشنگى روز قیامت در امان خواهد بود، ۶-خداى عزوجل از خوراکیهاى لذیذ بهشتى او را نصیب دهد، ۷- خداى و عزوجل برائت و بیزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش کننده در این حدیث مفصل، عالم یهودى بود) که عرض کرد راست گفتى اى محمد. فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع) امام رضا(علیه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرماید: «انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش، فیستدلوا على فقر الآخره، و لیکون الصائم خاشعا ذلیلا مستکینا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فیستوجب الثواب مع ما فیه من الامساک عن الشهوات و یکون ذلک واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما کلفهم و دلیلا لهم فى الآجل و لیعرفوا شده مبلغ ذلک على اهل الفقر و المسکنه فى الدنیا فیؤدوا الیهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏» (8) وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرماید: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواریهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال کنند بر سختیهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (که پیامبر صلى الله علیه و آله در خطبه شعبانیه مى‏فرمود:  و اذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمه و عطشه، یاد آورید از گرسنگى و تشنگى روزه داریتان گرسنگیها و تشنگیهاى روز قیامت را، که این یادآورى انسان را به فکر تدارک قیامت مى‏اندازد که تا سعى کند، جد و جهد بیشترى در کسب رضاى خداوند و کمک به مخلوق ضعیفش بنماید و آنان را از امکانات مادى و غیر مادى خویش بهره‏مند سازد). (آنگاه امام علیه السلام خصوصیات صائم را این چنین توصیف مى‏فرماید) و هر آینه روزه‏دار باید (به پیشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذلیل و داراى استکانت و وقار باشد، (و خود و عمل خویش را) مأجور و مثاب دانسته، (و بداند که اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آید، (و نادیده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه که انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه که از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر کند، و در آن هنگام با امساک از شهوات (و پیروى نکردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داریش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و این اوصاف حمیده (که براى صائم ذکر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنیا خواهد شد، (که اثرات وضعى این اوصاف کاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه که مکلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان باید بشناسند شدت و اهمیت مشکلات فقرا و بیچارگان را که تا رحمت آورند بر فقراء و مساکین در دنیا، سپس اداء نمایند حقوق آنان را که خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (یعنى اینطور نباشد که خود خوب بخورند و بپوشند و دیگران گرسنه باشند). شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏گوید: و حسبک داء ان تبیت‏ببطنه و حولک اکباد تحن الى القد! (۹) یعنى: این درد براى تو بس است که شب با شکم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد که قدح پوستى را آرزو کنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنکه طعام داشته باشند). بحثى دیگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع) امام رضا (علیه السلام) در یک پرسش دیگر از فلسفه روزه چنین مى‏فرماید: «عله الصوم لعرفان مس الجوع و العطش لیکون العبد ذلیلا مستکینا ماجورا محتسبا صابرا فیکون ذلک دلیلا على شدائد الآخره، علت روزه از براى فهمیدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذلیل و متضرع و مأجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فیه من الانکسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دلیلا على الآجل لیعلم مبلغ ذلک من اهل الفقر و المسکنه فى الدنیا و الآخره‏» (10) علاوه بر این که در روزه انکسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنیا و عقبى. بلى این است قسمتى از فلسفه روزه از بیان حضرت رضا علیه آلاف التحیه و الثناء. بلى روزه از افضل طاعات است، زیرا که روزه مشتمل بر انکسار شهوات بهیمیه است که شریعت آسمانى و احکام الهى نیامده مگر براى تعدیل شهوات و توقیف و مهار آنها که در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزکیه و طهارت نفس و تصفیه آن از اخلاقیات رذیله، زیرا مقصود از صوم مجرد امساک از اکل و شرب و مباشرت با نسوان نیست، بلکه غرض نهائى آن کف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حیوانى است، چنان که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: الصوم جنه فاذا صام احدکم فلا یرفث و لا یجهل و ان امرء جادله او شاتمه فلیقل انى صائم: که روزه سپرى است از براى شخص، زیرا یکى از شما اگر روزه گرفت‏سخن زشت نگوید، و کارهاى بیهوده نکند، و اگر کسى با وى مجادله کند یا او را شماتت نماید، او بگوید من روزه هستم، مراد از این حدیث‏شریف نبوى (صلى الله علیه و آله) این است: که روزه وقایه‏اى است که نگه مى‏دارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، که به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شیطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏جوید، پس نفس را کنترل مى‏نماید از شهوات نابجا، و شیطان را از خود دور مى‏نماید. مجراى نفوذ شیطان را با روزه ضیق نمائید بر این مبنا رسول الله (صلى الله علیه و آله) فرمود: «ان الشیطان لیجرى من ابن آدم مجرى الدم فضیقوا مجاریه بالجوع‏»، که شیطان جریان مى‏یابد و نفوذ مى‏کند در فرزندان آدم، مانند جریان خون در بدن پس مجارى شیطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى یعنى روزه تنگ نمائید، (۱۱) و الحق، که روزه بدون اثر چه فایده و ثمرى دارد؟ آرى فایده و اثرى ندارد که آدمى غذاى ناهار خویش را به افطار تاخیر اندازد، و از امساک و اجتناب از یک سرى مبطلات روزه، انواع تهمتها و دروغها و غیبتها و شهوترانى‏ها و هتک حرمت‏خلق الله و حفظ نکردن ناموس خویش از نامحرمان و سوء تربیت فرزندان و سرعت غضب به حادثه کوچکى و ایجاد ضرب و شتم و صدها گناه دیگر مرتکب شود و بگوید من روزه هستم خیر؟ این نوع روزه اثرى و فایده‏اى ندارد، باید روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه این قدرت را دارد، لکن این ماییم که ارزش و اهمیت او را تشخیص ندادیم، و از این نوع روزه‏هاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عاید ما نمى‏شود، و چه فایده‏اى است از براى روزه‏دار که فریضه‏اى اداء کند و کبیره‏اى مرتکب گردد، و با خیانت‏بر بندگان خدا در مال و عرض ایشان تجاوز نماید. روزه رابطه مستقیم با اخلاص دارد خلاصه کنم و این بخش را «فلسفه روزه و حکمت مشروعیت‏» به سخن مولاى متقیان (علیه السلام) مزین نمایم که امام علیه السلام در آنجا که فلسفه پاره‏اى از احکام را تشریح مى‏فرماید: «و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (12) خداوند، روزه را براى آزمایش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و کسى که به پیشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى که در فلسفه روزه بیان شده است‏شامل حالش مى‏شود، و روزه کاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است. برخی از آثار روزه  1-اراده ی نیرومند  به دست آوردن ارزش های اخلاقی و تامین سعادت آخرت همراه با تحمل ناگواری
هاست . حضرت علی ( ع ) می فرماید : المکارم بالمکارم , ارزشهای والای انسانی با ناگواری ها به دست می آید . کسی که می خواهد به قله ی تقوا صعود کند , باید همتی عالی و اراده ای پولادین داشته باشد که با روزه گرفتن تا اندازه ی زیادی از آن برخوردار می شود .  2-عزت نفس  کسی که نزد دیگران خوار و ذلیل است  چشم طمع به دیگران دوخته است برای رسیدن به آب و نان برده ی این و آن می شود ، و یا به حقه بازی و فریب دیگران روی می آورد ، او هرگز نمی تواند به سوی قله ی تقوی حرکت کند .او چون کبوتری است که در دست این و آن اسیر است .انسان با روزه گرفتن، تا اندازه ای قلبش صاف و زلال می شود و به عظمت خود پی می برد و به خوبی در می یابد که نباید بنده ی شکم بود . باید عزت و شکوه خود را نگه داشت و از تنگناهای مالی با تحمل گرسنگی و سختی ها پیروز و سربلند بیرون آمد . ۳ -فروتنی    برای رسیدن به قله ی تقوی باید از پرتگاه های خود بزرگ بینی و غرور و تکبر دور شد . انسان مغرور ، همیشه تنهاست ،هیچ کس دوست ندارد با او رفت و آمد کند چرا که کسی حاضر نیست فخر فروشی او را تحمل کند و خود را در نزد او کوچک نماید .  انسان مغرور چون کسی است که از جمع قله پیمایان کناره گرفته و به عقب بر می گردد و حرف هیچ کس را گوش نمی دهد . او هرگز قله را فتح نخواهد کرد . روزه او را از غرور دور و به سوی کمال و قله ی پرهیز گاری رهنمون می سازد .
 4-دوری از گناه
در مسیر قله ی تقوی راهزنان کمین کرده اند تا قله پیمایان را با وعده های شیرین و کاذب خود از مسیر برگردانند . راهزنان قله ی تقوی , شیطان ، هوای نفس و دوستان ناباب هستند که راهیان قله ی تقوی را به گناه دعوت می کنند . کسی که می خواهد به قله ی تقوی برسد باید از شیرینی ها و لذت ها ی زود گذر گناهان به راحتی صرف نظر کند و روح پاک خود را نیالاید .


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

حقوق زن و مرد در جامعه

383 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
اما آنان نخواسته و یا نتوانسته اند همهء رقیبان را بالکل از میدان به در کنند چرا با از میان رفتن یک رقیب ، دیگری ای جایگزین می شود و قد علم می کند. پس چاره در قانون گزاری طبیعت است با میل و ارادهء خویش. قوانینی که نوع برتر را تعریف کند و سایرین را مستثنی سازد. این قوانین گاه می تواند بی رحمانه تر از قوانین جنگل معصوم به غلط ظالم خوانده شده باشد؛ هر که سفید تر، برتر؛ هر که قوی تر؛ بهتر؛ …
در این میان قانونی وجود دارد که شاید از همه کودکانه تر باشد:‌ فرد هم رنگ ، هم نژاد ، هم دین ، هم وطن و هم خون ، ولی پست تر!‌ و آن عضو مفلوک جامعه کسی نیست جز همشهری دست دوم، زن. اینجا دیگر برتری نه  نسبی که مطلق است – برتری از آن نوع که انسان بر تمام دیگر موجودات دارد. مرد اشرف مخلوقات است ، نه زن. مرد است که روح خداوند در او دمیده شده است و او تصویر خداوند در بهشت است. زن عضوی ناقص است که به واسطهء مرد خلق شده است و کاری جز این نکرده که مرد معصوم و متعالی را تشویق به خیانت به پدر روحانی اش نموده و باعث اخراج او از خانهء امن و ابدیش گردیده است. زن حیوانی است مکار ، عامل بیچارگی دنیا.
این فرضیه در جوامع ابتدایی هم  به نوعی دیگرموثق و معتبر بود. انسان اولیه می بایست قوی باشد تا بتواند مبارزه کند و در مبارزه با طبیعت پیروز شود. انسان ضعیف دوام نمی آورد مگر به حمایت قوی ترها. اما انسان های ضعیف اغلب زنان بودند و ادامهء زندگی شان منوط به حمایت مردان. پس برتری مرد مجدد ثابت می شد.
با انتقال جامعه به مرحلهء کشاورزی، هنوز قدرت بدنی حرف اول را می زد. در جنگ و دفاع از املاک هم زنان جز آن که به اسیری برده شوند و ایجاد دردسر نمایند، کمکی نمی کردند پس آنان مایهء ننگ بودند. در این دوران نیز همچنان الگوی انسان طبیعت بود و این امر برتری را بدون چون و چرابه مردان داده بود.  بودند جوامعی که خشم طبیعت چندان گریبانگیرشان نبود و پیش رو زمین های بارور کشاورزی داشتند، مانند جامعهء مصرباستان که  رود نیل ، کشتزارهای حاصل خیز را برایشان به ارمغان می آورد. در این جوامع – باز به پیروی از طبیعت – ارزش و برتری به گروهی داده می شد که بیشتر شبیه محیط بودند. این جا زنانی که مصداق باروری بودند؛ یعنی مادران، برتری داشتند. باز هم آن چه مطرح بود باروری زن بود و نه خود او. هنوز هم در جوامع ابتدایی افریقا با شرایطی مشابه می توان نمونه های مادر سالاری را یافت.
اگر رشد جامعهء انسانی را به مراحل رشد بدن انسان تشبیه کنیم، گذار از مرحلهء‌ کشاورزی و ورود جوامع به دوران صنعتی ، پایان طفولیت و ورود به دوران نوجوانی و سرکشی بود. در این دوران ملاک دیگر زور بازو و قدرت  نبود چرا که  نه  تنها زنان، که  کودکان  شش- هفت ساله نیز می توانستند پای دستگاه ها در کارخانه ها بایستند و کار کنند.  حال می بایست دربارهء تمامی ملاک های برتری تجدید نظر به عمل آید و همان زمان بود که  تاریخ شاهد جنبش های انسان دوستانه از جمله لغو برده داری، حق آزادی و رای برای زنان و …. گردید.
از آن پس اگر چه عده ای  سعی کردند این تحولات را  انکار کنند و حقوق را نادیده بگیرند، دیگر توان آن را نداشتند چرا که جامعهء انسانی به شکلی اجتناب ناپذیر مسیر خود را می پیمود.
اما در عصر صنعتی نیز گاه  جنبش های مخالف مردسالاری، که به مرور منجر به ایجاد حرکت های فمینیستی –  به طور خاص موج اول  – گردید ، مشکل را حل نکرد. راه حل های ارایه شده در ابتدا صرفا ترک یک سوی میدان نبرد و الحاق به دیگر سو بود و چون نتیجه نبخشید، کار به انکار کل موضوع مخالفت انجامید. فمینیست های موج سوم بالکل منکر وجود چیزی به نام جنسیت و تفاوت  زن و مرد شدند. [۱]
زمانی که صحبت از تساوی حقوق زن و مرد می شود،‌خود این عبارت به معنی یکی ندانستن این دو است. یعنی ما دو پدیده به نام های زن و مرد داریم و قصد آن می کنیم که به آن ها حقوق برابر بدهیم. مشکل اساسی افرادی که امروزه به این مهم می پردازند این است که می خواهند  زن و مرد را کاملا یکی بشمارند و از این طریق به اثبات تساوی حقوق بپردازند. مقایسه هایی فیزیکی که گاه انجام می پذیرد حاکی از این غفلت است ؛ مثلا مقایساتی بر روی  وزن مغز زنان و مردان. اینان قصد اثبات تساوی زن و مرد-  و نه تساوی حقوق زن و مرد – را دارند.
با وجود همهء تلاش ها برای انکار، زن و مرد از نظر جسمانی با یکدیگر متفاوت اند. [۲]  اما تلاش برای برقراری تساوی حقوق زن و مرد است؛ یعنی آن چه که با توجه به لیاقت و شایستگی یک انسان باید به او داد. در اعطای حق، دیگر مسالهء زن یا مرد بودن مطرح نیست چون دیگر به جسم فرد ربطی ندارد. مساله یک انسان است؛ انسانی دارای روح که می تواند زن یا مرد، سفید یا سیاه ، پیر یا جوان ، قوی یا ضعیف باشد. هیچ یک از تفاوت های ظاهری نمی تواند عامل محرومیت فرد انسانی از حقوق او باشد.

اما حق یک انسان چیست که زن و مرد باید به شکل مساوی از آن بهره برند؟‌ مسلما این امر تنها به این معنی نیست که زن ترک خانه کند و در اجتماع حاضر باشد. حقوق برابر در اموری بسیار متعالی تر است: حق تفکر، حق آموزش، حق انسان بودن ، حق رشد و تعالی عقلانی و روحانی. زن و مرد باید به طور مساوی امکان ترقی و تکامل داشته باشند و بتوانند قابلیات  و استعدادات خود را بروز دهند. نکتهء مهم این جاست که زن و مرد هر دو به تنهایی انسان هایی کامل و مستقل هستند که هر یک به منزلهء‌ یک واحد انسانی می توانند زندگی و ترقی کنند. زمانی می توان انتظار حقوقی برابر را برای آنان داشت که چنان باوری ملکهء جامعه گردد.
اما مگر حالا که چنین نیست ، چه مشکلاتی وجود دارد؟‌ اگر این ارزش محقق شود چه خواهد شد؟
نادیده گرفتن زنان در هر جامعه به ضرر کل آن جامعه است. تعلیم و تربیت کل جامعه ، به علت عدم آگاهی و توانایی مربیان اول فرزندان – مادران – به تاخیر خواهد افتاد و این حرکت ورشد جامعه را کند می کند. در اصل باور به برتری هر جنس تناقضی در خود نهفته دارد؛ چگونه ممکن است انسان هایی پست و ذلیل – مادران یا زنان – بتوانند از دامان خود متعالیانی – مردان – بار آورند یا مادرانی والا و عالی افرادی پست؟
ازسوی دیگر تحقیقات نشان داده است که در جوامع مردسالار گرایش به نظام دیکتاتوری بیشتر است. مصداق آن را نیز آلمان در دوران نازیسم می دانند که تاکید بر خانه نشینی زنان داشت. بالعکس، حکومات دموکراسی اغلب با حضور زنان در جامعه همراه بوده است. در ضمن هر کجا که موازنهء‌ بین دو جنس برقرار باشد، سطح زندگی ارتقا می یابد.[۳]  و شاید همین اصل مؤید آن باشد که حضور زنان در جامعه و تصمیم گیری ها منجر به برقراری صلح خواهد شد. زیرا روحیهء فداکاری مادرانه به جامعه تسری می یابد و رافع خودخواهی ها و تعصبات و در نتیجه دشمنی ها و جنگ ها می گردد.
مسلما این به معنی لزوم برتری زنان بر مردان درجامعه نیست بلکه حضور این دو در کنار یکدیگر است که می تواند احساسات را تعدیل کند.  سپردن کل نظام صرفا به دست زنان نیز باعث ایجاد مشکلاتی در جامعه خواهد شد. قاطعیت و عدالت مردانه در کنار عطوفت و لطافت زنانه متعادل می شود. قابل ذکر است که اگر چه اشاره شد که زن و مرد هر یک وجودی مستقل هستند، اما جامعه نیازمند هر دوی آن هاست.  غیاب هر یک منجر به کمبودهایی خواهد شد.
برای رسیدن به چنین مرحله ای پرورش و تعلیم یکسان و برابر لازم است. آن چه در حال حاضر مانع از حضور زنان و بروز استعدادات آنان در جامعه می گردد، عدم تربیت صحیح این گروه است.  زن محبوس در خانهء  بی خبر از امور دنیا، اگر هم در صحنه حاضر باشد، چون احساسات و افکاراش پرورده نشده است ، کمک چندانی نخواهد کرد. اگر چه امروز در بسیاری از جوامع زنان در صحنه حاضراند، در اصل حضور آنان آن گونه است که مردان می خواهند:‌  زن باب طبع مرد، نه زن با تمام قوا واستعدادات اش.
راه چاره پرورش زنان و مردان آینده در کنار هم و به طور یکسان است. زنی که تحصیل کند و هم پای مردان پیش آید:‌ در جامعه وخانه احترام  بیشتری  دارد،  توانایی های  خود را  بهتر در می یابد و آن ها را به کار می گیرد، قدرت رهبری و مدیریتش تقویت می شود، حقوق خود را بهتر درک می کند،‌ فرزندان بهتری پرورش می دهد و بالاخره برای حضور در تمامی صحنه ها مجهز می شود. [۴]   مردان فردا که از طفولیت همواره زنان فردا را در تمامی مراحل در کنار خود می بینند، هرگز احساس نخواهند کرد که هم پایانشان در راه خواهند ماند یا در اجرای بعضی امور عاجز خواهند بود، پذیرش آنان را در کنار خود ساده می بینند و حتی در هر مرحله ، به جای سرکوبی ، دست یاری به سوی شان دراز خواهند کرد.
البته آن چه همواره مد نظر داریم این است که صحبت از تساوی حقوق زن و مرد در زمانی ممکن است که جامعهء صنعتی شرایط پذیرش آن را ایجاد کرده است . در دوران شکارگری یا کشاورزی تصور این امر هم محال بود چرا که ” الرجال قوامون علی النساء ” اصلی بدیهی بود – به واقع مردان از زنان قوی تر بودند. پس جای خرده گیری بر گذشتگانی که قایل به تساوی حقوق نبودند نیست بلکه جای شکرانه است که امروز عالم انسانی به جایی رسیده است که توان پذیرش اصل برابری حقوق را دارد.
حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام و غرب
از جمله موضوعات مورد بحث پیرامون حقوق زن، مقایسه بین مکتب اسلام با دستاوردهاى تمدن غرب است، امروز در دنیا درباره حقوق زن، مکتب دیگرى رایج نیست و نوعا شرقى‏ها و همه دنیا تحت تأثیر دستاوردهاى غربى‏ها در مورد تساوى زن هستند و تقریبا این فکر غرب همه‏جا و حتى دنیاى کمونیستى را هم احاطه کرده است. بنابراین مقایسه، مناسب‏ترین طرف اسلام همین دستاوردهاى دنیاى غرب است که غربى‏ها در این مسأله خیلى هم به خود مى‏بالند. با این مقایسه مى‏توان پى برد که نگرش حاکم بر غرب واقعا به مصلحت جامعه و خانم‏ها مى‏باشد یا خیر؟(۱) اسلام، زن را چگونه موجودى مى‏داند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانى او را برابر با مرد مى‏داند یا او را جنس پست‏تر مى‏شمارد؟ این پرسشى است که اکنون مى‏خواهیم به پاسخ آن بپردازیم.
اسلام در مورد حقوق خانوادگى زن و مرد، فلسفه خاصى دارد و پاره‏اى از حقوق و تکالیف و مجازات‏ها را براى مرد مناسب‏تر دانسته و پاره‏اى از آن‏ها را براى زن، در نتیجه، در مواردى براى زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهى در نظر گرفته است. چرا؟ آیا بدان جهت است که اسلام نیز مانند بسیارى از مکتب‏هاى دیگر،نظریات تحقیرآمیزى نسبت به زن داشته و زن را جنس پست‏ترى شمرده است یا علت و فلسفه دیگرى دارد؟(۲)
عده‏اى گمان کرده‏اند که اسلام درباره زن، عدالت را مراعات نکرده است، در صورتى که همان‏گونه که منابع اسلامى نشان مى‏دهد و صاحب‏نظران محقق در این باره تحقیقات شایسته‏اى انجام داده‏اند، اسلام مابین تساوى زن و مرد و عدالت در میان آن‏ها فرق گذاشته است مسلم است. که اگر اسلام مى‏گفت زن و مرد از همه جهات بیولوژیک، فیزیولوژیک و روانى و هرگونه فعالیت مغزى و روحى، یکى هستند، این خلاف واقع بود و گمان نمى‏رود کسى در این دنیا پیدا شود و از این دو صنف اطلاع لازم و کافى داشته باشد و چنین سخنى را به زبان بیاورد.(۳)
شهید مطهرى مى‏گوید : «مکرر در نطق‏ها و سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى پیروان سیستمى غربى شنیده و خوانده‏اید که مقررات اسلام را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال این‏ها به عنوان تحقیر و توهینى نسبت به زن یاد کرده‏اند؟ چنین وانمود مى‏کنند که این امور هیچ دلیلى ندارد جز اینکه فقط جانب مرد رعایت شده است.
مى‏گویند اسلام، دین مردان است و زن را انسان تمام عیار شناخته و براى او حقوقى که براى یک انسان لازم است وضع نکرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عیار مى‏دانست تعدد زوجات را تجویز نمى‏کرد، حق طلاق را به مرد نمى‏داد، شهادت دو زن را با یک مرد برابر نمى‏کرد، براى زن قیمت به نام مهر قائل نمى‏شد، به زن استقلال اقتصادى و اجتماعى مى‏داد و او را جیره‏خوار و واجب‏النفقه مرد قرار نمى‏داد.
مى‏گویند اسلام با این که دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهاى دیگر رعایت کرده است، در مورد زن و مرد رعایت نکرده است.
اصلى که در این استدلال به کار رفته، این است که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانى، یکسانى و تشابه آن‏ها در حقوق است. مطلبى هم که از نظر فلسفى باید انگشت روى آن گذاشت این است که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانى چیست؟ آیا لازمه‏اش این است که حقوق مساوى یکدیگر داشته باشند به طورى که ترجیح و امتیاز حقوقى در کار نباشد؟ یا لازمه‏اش این است که حقوق زن و مرد علاوه بر تساوى و برابرى، متشابه و یکنواخت هم بوده باشند و هیچ‏گونه تقسیم کار وظیفه‏اى در کار نباشد؟ شک نیست که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانى و برابرى آنان از لحاظ انسانیت، برابرى آن‏ها در حقوق انسانى است؛ اما تشابه آن‏ها در حقوق چطور؟
کمیت غیر از کیفیت است. برابرى غیر از یکنواختى است. آن چه مسلم است این است که اسلام حقوق یک‏جور و یکنواختى براى زن و مرد قائل نشده است ولى اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام اصل مساوات انسان‏ها را درباره زن و مرد نیز رعایت کرده است. اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.»(4)
در این که «این دو صنف با همدیگر متفاوت‏اند، از نظر خلقت طبیعى، جاى تردید نیست و در این باره تحقیقات به حد لازم و کافى انجام گرفته است. عنایت امر این است که آیا این اختلاف و تنوع در خلقت طبیعى زن و مرد باعث مى‏شود که یکى ناقص و دیگرى کامل باشد، نه چنین چیزى نیست، این مسئله تنوع است، نه نقص و کمال.»(5)


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

تقوی در نهج البلاغه

333 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
آغاز سخن
در آیین مقدس اسلام ودر قرآن کریم تقوی و پرهیزگاری زیر بنای اعمال نیک هر انسان مسلمان و مومن قلمداد شده است که گویی منهای هیچ عبادت و هیچ طاعتی از انسان پذیرفته نیست:
انّما یتقبّل الله من المتقین.
جز این نیست که خداوند از متقیان وپرواداران می پذیرد.
اصولا تقوی و پرواداری هم هدف است وهم خود زمینه ساز و وسیله ای است برای پاکی وتعالی روح آدمی که هیچ مسلمان ومومنی بدون زمینه تقوی نمی تواند در راه ارشاد, هدایت و رستگاری گام بسپارد:
ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین.
این کتاب که تردید وشکی در آن نیست , مایه هدایت و رستگاری است فقط برای پرهیز گاران ومتقیان.
لذا می بینیم که مساله تقوی در قرآن و سنت پایگاهی عظیم دارد,کرارا ودر موارد متعددی از آن سخن به میان آمده واز بعدهای مختلفی مورد بحث قرار گرفته است واولیای دین پیرامون آن وبیان صفات متقین و فضائل آنان داد سخن داده اند.
وبا مطالعه نهج البلاغه نیز می توان دریافت که تقوی در نظر حضرت علی (ع)اهمییت بسیار داشته است .
به همین دلیل من وظیفه خود احساس کردمتا با تهیه مقاله ای گفتار آن حضرت را در مورد تقوی و متقین وآثار آن بیان کنم .
که در اینجا لازم می دانم از جناب آقای کیفی مسئول محترم واحدقرآن آموزش وپرورش ناحیه چهار که ازراهنمائی های ایشان بسیاراستفاده کردم تشکر کنم.ولازم میدانم از مدیریت و معاونین دبیرستان امام رضا(ع) وهمچنین مسئول کتابخانه این دبیرستان که کمکهای شایانی در این راه به من کردند کمال سپاسگزاری را داشته باشم .
تصویری از نهج البلاغه
نهج البلاغه کتابی است حاوی ۲۳۹ و ۷۹ نامه و ۴۸۰ حکمت و کلمات قصار که امیرالمؤمنین علی (ع) در زمان کوتاه خلافت خود ، ایراد نموده است و محمدبن حسین موسوی معروف به «سیدرضی» (359-406) که از بزرگان علماء شیعه است در سال ۴۰۰ هجری آنرا برشته تحریر در آورده است.
مؤلف نهج البلاغه درباره هدف از تألیف می گوید در آغاز جوانی شروع به تألیف کتابی درباره خصائص ائمه علیهم السلام نموده و مشتمل بر سخنان و سایر خصوصیات آنها بوده در بخش آخر مربوط به حضرت علی کلمات قصا آن حضرت را نوشتم که پس از این که برخی از دوستان آن را دیدند بسیار پسندیدند و از من تقاضا کردند که خطبه ها و نامه های آنحضرت را هم اضافه کنم. آنها می دانستند که چنین کتابی از لحاظ شاهکارهای فصاحت و بلاغت و گوهرهای درخشان ادب عربیت بی مانند خواهد بود ، زیرا امیرالمؤمنین(ع) سرچشمه فصاحت و زادگاه بلاغت است.
کتاب نهج البلاغه در مدت هزار سال همواره در آسمان علم و ادب و همچون خورشیدی فروزان ، درخشیده و نورافشانی کرده است و به زبان های زنده دنیا ، مانند انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی ، فارسی و اردو ترجمه شده است و دانشمندان اسلامی صدها شرح و منتخب و مختصر و سیری در نهج البلاغه برای این کتاب نوشته اند۱٫
سید رضی در مورد نام این کتاب می گوید: این کتاب را بدان جهت نهج البلاغه نامیدم که بابهایش بر روی بیننده باز می گردد و به خواست و منظور خود نزدیک می شود. هم برآورنده نیاز دانشمند و دانشجو است و هم منتهای آرزوی بلیغ و زاهد و در ضمن آن سخنان شگفت آوری درباره توحید و عدل و منزه داشتن خدای سبحان و متعال از تشبیه او با خلق می آید تا هر شبهه ای در پرتو نور پراکنیهایش آشکار گردد و هر بیمار حقیقی با داروی شفابخش آن بهبودی یابد۲٫

تقوی از دیدگاه لغت
کلمه تقوی از ریشه (وقی ) گرفته شده که به معانی باپای برهنه و پاورچین وبا پروا راه رفتن ,اصلاح کردن چیزی و نگه داری آمده است وواژه (اتقا’)هم از باب افتعال به معانی پرهیز ,اجتناب ودوری گزیدن است و وقتی به خدا اضافه شده وگفته شود (اتق الله )به معنی ترسیدن از مجازات الهی است واحتراز از آن چیزی است که خداوند دوست نمی داردوکلمه (تقاه) نیز به معنای خشیت از مقام ربوبی است.
تقوی درقرآن
لغت تقوی و مشتقات ان در حدود دویست وسی و هشت مورد درقرآن آمده است,اما احصا و بررسی جامع آن که در حدیث وسنت آمده فرصتی بیشتر لازم دارد.
در قرآن مجید به آثار گوناگون تقوی اعم از فردی,اجتماعی,مادی ومعنوی اشارتهاشده است ومفسران گرانقدراسلام هم در تشریح و تحلیل ابعادمختلف آن قلمفرسائیها فرموده اند.
از نظر علامه طباطبائی متقیان همان مومنانند وهرگز تقوی خصوصیتی از خصوصیات طبقه أی از طبقات مومنان نیست بلکه تقوی صفتی است که درصورت تحقق ایمان و جامه وجود پوشیدن آن با همه مراحل ایمان جمع میشود و تحقق می یا بد.ودلیل این مطلب آن است که خدای متعال طایفه معینی از طوایف مومنان را با اختلاف درجات و طبقاتشان با صفت تقوی نستوده هر چند که طی آیه های نخست سوره بقره به ذکر چند صفت معرف تقوی پرداخته است و آن صفات عبارتند از:ایمان به غیب,اقامه نماز,انفاق ازآنچه که خداوندسبحان روزی فرموده,ایمان به آنچه که بر پیامبران نازل شده و یقین و اذعان به آخرت.
هرجا تقوی وجود داشته باشد ایمان نیز آنجا وجود دارد,که در حقیقت تقوی تحقق خارجی ایمان و عینیت آن است.
به هرحال در لابلای آیات قرآن برای تقوی آثار و نتایج گوناگونی ذکر شده است که می توان به اثر تقوی در معیشت دنیا و انعکاس آن در حیات نظامی اشاره کرد.
 

تقوی در نهج البلاغه
در لابلای سخنان وخطبه ها و نامه های علی (ع) در نهج البلاغه نیز بارها وبارها از تقوی و خصوصیات متقیان صحبت به میان آمده است وامام بزرگوار ومعصوم به مناسبتهای مختلف به آثار تقوی و چگونگی حیات پروا پیشگان در بعد های گوناگون آن اعم از مادی ,معنوی , فردی , اجتماعی , اخلاقی وغیره ونیز در تشریح صفات و مشخصات پرهیز گاران اشارتها فرموده است وحتی گاهی در این زمینه به القای خطبه مستقل و نسبتا مفصل پرداخته است که مهمترین و پر مضمون ترین آنها خطبه أی است که به خطبه همّام شهرت دارد.
و اینک به بررسی تک تک فضائلی که حضرت علی (ع) در مورد تقوی و متقین واثرات آن در تکامل بشری فرموده است می پردازیم:
برنامه روز و برخورد با مردم
و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقیاء قد براهم الخوف بری اقداح ینظر الیهم الناظر فیحسبهم مرضی و ما بالقوم من مرض و یقول : لقد خولطواولقد – خالطهم امر عظیم لایرضون من اعمالهم القلیل و لایستکثرون الکثیر فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون .
اما روز ، پس دانایان با حلم اند ، نیکوکاران پارسایند ، خوف و خشیت خدا آنان را چوبین کرده که قدشان همچون تیر تراشیده است . بیننده ای به خدا می نگرد ،‌پس بیمارشان می پندارد ؛ اما ابداً بیماری و ناخوشی ندارند . بیننده ای می گوید : اینان قاطی کرده اند . آری ، امر عظیمی در درون انان خلجان دارد :‌به عمل اندک و کم خشنود نیستند و کار زیاد را هم زیاد نمی دانند ؛‌خود را در انجام مسؤولیتها متهم می دارند و از پذیرفته نشدن اعمالشان خائف و بیمناک اند.
امیرالمومنین (ع) دراین بخش از کلامش نیز به بیان چند صفت فضیلت برای متقین پرداخته است :
۱٫حلم ( یا حکمت )‌.
۲٫ علم و دانش و آگاهی .
۳٫ احسان و نیکوکاری .
۴٫ تقوی .
۵٫ خوف .
۶٫ راضی و خشنود نبودن به عمل اندک .
۷٫ عمل خیر هر چند زیاد را زیاد ندانستن.
۸٫ خود را در انجام وظایف و مسؤولیتها متهم دانستن.
۹٫ از پذیرفته نشدن عملهای خیر بیمناک بودن.
و سرانجام بیان قضاوت مردم عامی و عادی است که تصور می کنند ایشان مریض اند و یا دچار اختلال هستند که لاغر اندام و آشفته خاطرشان می بینند. در حالی که چنین نیست و نه تنها آنان بیمار و رنجور نیستند بلکه تندرست تر و سالم تر از سایرین اند ، و نه تنها اختلال ندارند بلکه حواسی جمع تر از حواس مردم عادی دارند چون عواقب امور و نتایج اعمال را به دقت تمام و با دیدی الهی می نگرند.

۱٫    صفت حلم ، فضیلتی است میان دو رذیله مهانت و غضب که یکی تفریط است و دیگری افراط .
«مهانت » یعنی پستی و حقارت، که انسان هرگز در برابر هیچ امری خشونت و تندی نکند و در برابر هر عملی عکس العمل متناسب نشان ندهد و به اصطلاح آنچنان لین العریکه باشد که با هم ، اعم از خوب و بد ، و در برابر هر عملی ، چه صلاح و چه فساد ، یکسان برخورد کند و انعطافی و انفعالی عمل نماید- و متقین ، ابداً چنین نیستند – و « غضب » عبارت است از اینکه انسان با هم کس و درهمه جا خشونت و تندی به کار برد و هرگز مورد را ارزیایب نکند ، که پارسایان از این افراط نیز به دورند و صفت و خصلتی متعادل میان آن دو دارند؛ ی عنی حلیم اند ، بجا و بموقع نرمش و انعطاف دارند و در جای خود هم خشونت و تندی می کنند .
از سوی دیگر اگر نسخه بدل « حکما » را در نظر بگیریم – که در بعضی نهج البلاغه ها چنان آمده – حکمت نیز فضیلتی است از فضایل پارسایان که ایشان حکیمان اند و همه چیز و همه کس را در جایگاه متناسب خود می بینند و رعایت می نمایند مضاف بر اینکه حکمت هم مانند حلم از جنود و لشکریان عقل محسوب می شد.

۲٫    متقین ، عالم و دانشمند و خبیر و آگاه اند و از جنبه نیروی عقلانی و حکمت نظری و در تحلیل مسائل فکری و عقیدتی سرآمدند، که آنان با دانش و نظر و استدلال به معارف توحید و شناختهای الهی رسیده اند نه از روی تقلید و پیروی کورکورانه و بدون تفکر و اندیشه .

۳٫    متقی ، آدمی نیکوکار و اهل احسان و نیکی است ،‌که آن از صفات بارز مؤمن است و مؤمنان ، محسنان و نیکوکاران و ابرارند.

۴٫تقوی در این مورد به معنای خاص آن به کار رفته است ، یعنی ترس از خدا و مجازات او ،‌و لذا متقی و پارسا از کلیه قبایح کرداری و سیئات نفسانی می هیزد.

۵٫ وصف خوف . در مورد متقیان به طور مکرر صحبت از خوف و بیم به میان می آید و نیز از هویدایی و بروز آثار این خوف در سیما و جنات ایشان و درتن و اندامشان و در نفسیات و روحیاتشان صحبت می شود و با ملاحظه متعلقات خوف صفات دیگری برای پرواپیشگان و پارسایان ذکر می گردد مانند بیم از مردودی اعمال و عبادات و امثال آن.
امیر المؤمنین می فرماید : شخص متقی و پرهیزگار ، از خوف خدا و از ترس نافرمانی او و از بیم ارتکاب گناه و انجام موجبات خشم و غضب الهی ، شدیداً نگران است و لذا اندامی لاغر و باریک دارد.
امام سجاد علی بن الحسین (ع) وقتی می خواست وضو بگیرد رنگ رخسارش می پرید . خانواده اش می گفتند :‌چه امری پیش آمده است ؟ می فرمود : می دانید که در برابر چه ذاتی می خواهم بایستم ؟ ۱
خوف یکی از درجات عالی عرفانی است و مقام خائفان بس ارجمند و والاست . خوف یک صفت اثباتی است که به مؤمن جرأت ،‌شهامت و شجاعت می بخشد ، زیرا او تنها از مجازات و کیفر الهی می ترسد و از ما سوی الله واهمه ای ندارد و به همین سبب همه از او بیم دارند و برایش حساب بازمی کنند.
و امام صادق (ع) فرمود :
من خاف الله اخاف الله منه کل شی و من لم یخف الله اخافه الله من کل شی.۲
هر کس از خدا بترسد ، خداوند همه چیز را از او می ترساند و هر کس از خدا نترسد ، خداوند او را از همه چیز می ترساند.
شارح بحرانی در اینجا از شرح خطبه چنین می نویسد : خوف و ترس آنچنان متقی رامشغول می کند که او بر بدن و صلاح آن نمی پردازد و در نتیجه ،‌اشتها و قوه غازیه از ایجاد بدل ما یتحلل باز می ماند و اندامش لاغر و باریک می گردد ،‌همچون چوبی تراشیده و دراز ، و به سبب همین وضع بیننده او را مریض می پندارد ، در صورتی که او اصلاً مریض نیست ،‌و بیننده چنین می انگارد که او گرفتار اختلاس حواس است و این اشاره به حالتی است که برای برخی عارفان به هنگام ارتباط بامبداء اعلی رخ می دهد که به بدن خود نمی رسند و حرکات و سخنان خود را نمی توانند ضبط کنند و در نتیجه سخنی نامتعارف و ناخوشایند برای ظاهر بینان شریعت به زبان می آورند ، پس آنان را به اختلال حواس ،‌و جنون و گاهی هم به کفر و بیدینی نسبت می دهند… 1
به نظر می رسد که این گونه برداشت از بیان علی (ع) دور افتادن از شریعت و طریقتی است که انبیای عظام ، بخصوص رسول خاتم محمد مصطفی (‌ص) و او صیای کرامش ، در تعالیم اسلام بیان داشته اند . آنان در برنامه هایشان کوشیده اند که در انسانها از همه نظر تعادل ایجاد کنند ،‌اعم از جنبه های روحی و جسمی ، و اینچنین برداشت صوفی منشانه و تفسیر یک بعدی کلام امیرالمومنین (ع) تداعی امری می کند که از سیره خود آنان به دور است .
پس چگونه می توان تصور کرد که مردی عارف و انسانی متقی و پارسا حرفی بزند که با ظاهر شریعت سازگار نباشد ، که اعتبار شریعت به ظاهر و باطن هر دو است نه به یکی . پس بهتر است تفسیر کلام علی (ع) را از بیان خود او بگیرم.

۶٫متقی به عمل اندک راضی و خشنود نیست . او هر چند اعمال خیر و پسندیده انجام دهد باز آن را کم می شمارد . یکی از شارحان نهج البلاغه می نویسد : تصور متقضیان در مورد خویش آن است که برای مبارزه و کار و کوشش و تلاش آفریده شده اند نه برای تنبلی و بطالت.۱
به هر حال ، چون افراد متقی به غایات شریفه و اهداف عالیه عبادات آگاه اند و نتایج اعمال صالحه ، که عبارت از دور شدن از آتش و ورود به بهشت است ، برایشان معلوم و مکشوف می باشد و می دانند که هر چه عمل خیر بیشتر انجام دهند ، به رضوان الهی بهتر خواهند رسید ؛ لذا هر چند عمل خیر زیاد انجام دهند آن را با در نظر گرفتن این هدف و غایت ، اندک می شمارند.

۷٫پارساریان هر چند عمل خیر فراوان انجام می دهند مع ذلک دچار عجب و غرور نمی شوند ، که عجب در عبادت و بندگی موجب حبط و بطلان اعمال عبادی می شود و انسان را بر لبه پرتگاه سقوط قرار میدهد.
امام محمد باقر (ع) فرمود : سه چیز کمر انسان را می شکند : اول اینکه انسان عمل خودرا زیاد بداند ، دوم گناهان خویش را فراموش کند ، سوم خود بین باشد و از رأی و فکر خویش خوشش آید.۱

۸٫متقی با اینکه هر چند در توان دارد انجام می دهد و در عمل به وظیفه و مسؤولیت بندگی قصور و کوتاهی نمی کند مع ذلک خودرا متهم می دارد و همیشه از خطا و تقصیر بیمناک است .
امیرالمومنین (ع) در خطبه پنجاه و دو نهج البلاغه می فرماید : به خدا سوگند ، اگر دلهای شما آب شود و چشمایتان از شوق خدا و یا ترس او خون بگرید ، پس تا دنیا باقی است زنده بمانید و عمر کنید ، اعمال خیر شما ، هر چند که تمام قدرت و کوشش خود را به کار گیرید ، با نعمتهای بزرگ خدا و فقط این نعمت که او شما را به سوی ایمان رهنمون شده است برابری نتواند کند.
و امام ابوالحسن موسی الکاظم (ع) فرمود : ای فرزندم ! هر چه می توانی در عبادت و بندگی خدا بکوش ، مع ذلک خود را از دایره تقصیر و کوتاهی در عبادت خدا خارج مدان ؛ چون خداوند آن گونه که شایسته است ، عبادت نمی شود.۲

۹٫خوف از مردودی اعمال خیر و عبادات ،‌از دیگر صفات متقین است . و این چند صفت اخیر در ارتباط هم اند ، زیرا که دانستن طاعت هر چند زیاد باشد و کافی ندانستن عبادات زیاد در برابر عظمت خداوند و نعمتهای بیکرانش و نداشتن عجب به چند عمل خیر ، مجموعاص حالتی در انسان متقی ایجاد می کند که او را وامی دارد تا اعمال و عباداتش خالص و به دور از هرگونه شائبه ریا و ناخالصی باشد ؛‌لذا همیشه بیم از آن دارد که عملهایش به او مردود شود .
در تفسیر همین آیه از رسول خدا سوال می شود که آیا مقصود کسانی هستند که معصیت و نافرمانی خدا می کنند ، مرتکب زنا و سرقت می شوند و می و شراب می نوشند و مع ذلک از خدا می ترسند ؟ در پاسخ فرمود : نه بلکه منظور از آیه کسانی هستند که روزه می گیرند و صدقه می دهند و نماز می خوانند ، مع ذلک می ترسند که از ایشان ، پذیرفته نشود۱

عکس العمل متقی در برابر تنا گویی مردم
اذا زکی احد منهم خاف ممایقال له فیقول انا اعلم بنفسی من غیری وربی اعلم بی منی بنفسی اللهم لا تواخذنی بما بقولون و اجعلی افضل مما یظنون و غفرلی ما لایعلمون.
هرگاه یکی از ایشان تجلیل و تعریف شود و مورد ستایش و تمجید قرار گیرد ، از این کار بیمناک می گرددو می گوید من بر نفس خودم از دیگران آگاهترم و پروردگار من هم از خود من بر نفس من واقفتر و داناتر است . خدایا ! مرا در مقابل آنچه می گویند مؤاخذه مفروما و مرا بهتر از آنچه اینان می پندارند قرار بده و بر من ببخش آنچه  را که مردم از آن بی خبرند.
شخص متقی و پرواپیشه وقتی مورد ستایش قرار می گیرد و کسی او را مدح و ثنا می گوید و کمالات و فضایل او رامطرح می سازد ، از این کار نه تنها خوشش نمی آید و برخود نمی بالد و دچار عجب و خود بهتربینی نمی شود بلکه این عمل ستایشگران و مداحان را وسیله ای قرار می دهد برای ابتهال به درگاه ربوبی. بنابراین با نیایش به پیشگاه الهی ، در مقام خنثی سازی هر اثری بر می آید که از نظر روانی ممکن است این مدح و ثنا در روح او باقی بگذارد .

اصولاً تزکیه و ستایش نفس و بالیدن به وجود فضایل و کمالات ، موجب لغزش و انحطاط انسان می شود و او را دچار غرور و عجب و از خود راضیگری می کند ؛ لذا خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی.۱
خود را نستایید و تزکیه نفس نکنید ، که خداوند داناتر است که چه کسی با تقوی و متقی است .
شیخ طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد : خودرا بزرگ مشمارید و نفس خود را با صفاتی که ندارد تعریف و تمجید نکنید ، چون خداوند به نفس شما آگاهتر است ،و یا مقصود آن است که عبادات و اعمال نیکتان را ذکر نکنید و خود را به سبب انجام آن کارها تعریف و تمجید ننمایید ، که در این صورت ، اعمال و عبادتهای شما خالصتر و به خشوع نزدیکتر و از ریا و ناخالصی دورتر خواهد بود، و خداوند داناتر است که چه کسی از شرک و گناهان کبیره می پذیرد و یا نیکوکار ، مطیع و مخلص است.۲
و امام محمد باقر (ع) در تفسیر آیه مزبور فرمود :یکی از شما به زیادی نماز ، روزه ، زکات و عبادت افتخار نکند ، زیرا خداوند داناتر است که متقی و پرهیزگار کیست.۳
محمد جواد مغنیه می نویسد : انسان دو گونه زندگی دارد : ظاهری و باطنی. زندگی ظاهری اش برای مردم است ، اما زندگانی باطنی و درونی اش برای خداست ، و این تنها خداوند است که از درون وباطن انسان مطلع و با خبر است نه دیگران ۴


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

تقـوا

304 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد