خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


سلسله قاجار

437 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
سلسله قاجار
۱- نظری کوتاه به آغاز کار این سلسله :
ایل قاجار ، از زمان تشکیل سلسله صفویه نام و نشانی داشتند و در کنار سپاه قزلباش ، در رکاب شاه اسماعیل شمشیر می زدند . در عهد شاه عباس کبیر ، اینان عده ای به گرجستان و تعدادی نیز به دو سوی رودخانه گرگان کوچانده شدند . از این طایفه ، آن گروه که در سمت راست گرگان فعلی یا استر آباد آن روز سکونت داشتند به نام یوخاری باش و آن عده که در ساحل چپ اقامت کردند به نام اشاقه باش معروف شدند .
ما با نام فتحعلی خان قاجار در بیان جریان بخشیدن کنیزی از جانب شاه سلطان حسین صفوی به او آشنا شدیم ، که چگونه کنیز اهدایی حامله از آب در آمد و پس از چندی محمد حسن حسن خان قاجار از این زن پا به عرصه وجود گذاشت . و در همان قسمت توضیح دادیم که در حقیقت محمد حسن خان فرزند فتحعلی خان قاجار نبوده بلکه پسر شاه سلطان حسین می شود .
فتحعلی خان قاجار از قبیله اشاقه باش یک بار به یاری شاه سلطان حسین شتافت و بار دیگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفویه حمایت کرد که بر اثر قدر ناشناسی این دو دیگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفویه حمایت کرد که بر اثر قدر ناشناسی این دو شاه ، او به استر آباد بازگشت و در صفر ۱۱۳۹ هجری به دست یکی از افراد ایل قاجار ، به تحریک نادر کشته شد . پس از کشته شدن فتحعلی خان قاجار ، بخت از اشاقه باش برگشت و قبیله یوخاری باش مورد لطف نادر قرار گرفتند و چون محمد حسن خان ، جان خود را در خطر دید از بیم ، مدت ها متواری شد و پس از قتل نادر به استر آباد آمد و مناطقی را به تصرف خویش در آورد ، و در سال ۱۱۷۱ هجری در راه مخالفت با کریم خان زند کشته شد و کریم خان دختر وی را به زنی گرفت و از نه پسر محمد حسن خان ، دو تن یعنی آقا محمد خان و حسین قلی خان جهانسوز را به شیراز برد ، و چون مردی با صفا و نیک نفس بود . حسین قلی خان را به حکومت دامغان فرستاد ولی او راه عصیان پیش گرفت و به دست ترکمانان کشته شد و آقا محمد خان تا مرگ کریم خان ، یعنی تا سال ۱۱۹۳ هجری در شیراز ماند .
زمانی که مرگ کریم خان زند نزدیک شد و حال وی رو به وخامت گذاشت ، آقا محمد خان پیوسته در پی یافتن فرصت بود تا از شیراز بگریزد . به همین سبب آن هنگام که خواهرش یا به روایتی عمه اش زوجه کریم خان ، مرگ پادشاه زند را به اطلاع وی رسانید ، آقا محمد خان بی درنگ به مازندران رفت و با گرد آوردن افراد قبیله خود تلاشی همه جانبه را جهت به دست گرفتن قدرت آغاز کرد .
با پایان گرفتن کار مخالفان به ویژه لطفعلی خان زند ، آقا محمد خان در صحنه ایران به عنوان نخستین پادشاه سلسله قاجار شناخته شد و فعالیت را برای تحکیم موقعیت خود چه از نظر مسایل داخلی و چه از جهت مسایل خارجی دنبال کرد تاریخ نشان می دهد که آقا محمد خان مقتدرترین و با کفایت ترین پادشاه سلسله قاجاریه بوده است ، زیرا بعد از و جانشینانش چنانکه به موقع خواهیم آورد از تدبیر و سیاست قدرتی برخوردار نبودند که از جهات سیاسی روی نام آنان تکیه شود ، و جز در جهت سستی عقیده ، شهوترانی و عیاشی و آلت دست این و آن بودن شهرتی به هم نرساندند . به قول حاج سیاح : « . . . از نصف زمان فتحعلی شاه ، و تمام زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه ، تاریخ ایران چیزی ندارد جز اینکه شاه به شکار رفت ، با کدام حاکم چه کرد ؟ یا کدام عالم بر سر مردم چه بلا آورد؟ یا درباریان کدام دسته به دیگری غلبه کرد ؟ یا چه قدر نسوان در دستگاه سلطنت جمع شده اند ؟ . . . »
در مورد نابسامانی و هرج و مرج و آشفتگی وضع به گفته دکتر فووریه طبیب مخصوص ناصرالدین شاه باید توجه کرد که می گوید : « در این مملکت دائما اوضاع و احوال به سهولت و به سرعت تغییر و تبدیل می یابد و بین تخت مقام ، با تخته تابوت فاصله زیادی وجود نداد . و این نشانه خود رایی و عدم ثبات فکری پادشاهان و دولتمردان زمان قاجار است ، و چه خوب نظریه هولباک فیلسوف و متفکر مادی فرانسه در قرن هیجدهم در مورد بسیاری از سلاطین قاجار صدق می کند . هولباک می گوید : « ما در روی زمین فقط پادشاهان و فرمانروایان نالایق و ظالمی را می بینیم که خوشگذرانی و عیاشی و تجمل در آنها ایجاد یک نوع رخوت و سستی نموده ، تملق و چاپلوسی اطرافیان آنها را گرفتار فساد و تباهی ساخته و به قدرت از آزادی سوء استفاده نموده اند و کسی آنها را مورد عتاب و مجازات قرار نداده که جز تشدید تباهی و فساد ، نتیجه دیگری عاید آنان نشده است . به طور کلی ، این فرمانروایان و سلاطین دارای استعداد ، اخلاق و خصایص حسنه نمی باشند . »
نه سلسله قاجاریه ، بلکه هر سلسله دیگر نیز دارای پادشاهانی بودند که به قول ابوالعلاء معری شاعر آزاد اندیش عرب بر گرسنگی مردم توجه نمی کردند ، تمام شب را به عیش و نوش می گذراندند ، و کارشان موسیقی و شراب و کار حکام آنها باج و خراج گرفتن و چپاول ثروت مردم و تجاوز به ناموس آنها بود .
ما در تاریخ نمونه های بسیاری داریم که سرسلسله در تحکیم قدرت ، شب و روز در تلاش بوده ، و اخلافش تمام موجودیت آن سلسله را به باد داده اند . حال که مطلب به اینجا رسید بد نیست اشاره کوتاهی نیز به آنها داشته باشیم تا به قاجاریه برسیم . چرا که این سلسله با عملکرد پادشاهانش بر کتاب حاضر نیز نقطه پایان می گذارد ، در مورد ساسانیان « روزی که اردشیر بابکان به طرف اصطخر می رفت خودش بود و زنش که او را بر ترک اسب خود نشانده بود ، اما روزی که یزدگرد سوم از برابر اعراب می گریخت آنچه گوهر و زرینه و سیمینه داشت بر گرفت و با زنان خود و هزار طباخ و هزار سگبان و هزار یوزبان و . . . به اصفهان و سپس به کرمان رفت .
و وقتی یعقوب لیث جواب خلیفه را می داد ، مشتی نان خشک و شمشیر در کنارش بود ، و خلف بن احمد از بازماندگانش آنچنان نا خلف از آب در آمد . . . و لشکریان طغرل بزرگ سلجوقی روزی که نیشابور را گشودند کافورهایی را که در خانه مردم دیدند نمک پنداشتند و می گفتند این نمک چه حد تلخ است ؟ اما طغرل سوم روزی که به میدان جنگ دشمن رفت چنان مست بود که از مستی ، گرزی را که می بایستی بر سر دشمن بکوبد بر پای اسب خود ، یعنی در واقع بر سر خود کوفت . . . و شاه اسماعیل صفوی روزی که در مرو بر شیبک خان ازبک دست یافت در کاسه سر او شراب نوشید و به فرمان او جسدش را صوفیان خوردند ، اما شاه سلطان حسین صفوی در همان روزی که افاغنه پشت سر هم شهرهای شرقی را گرفتند ، او به اطرافیان ، یعنی قزلباش های کاخ های بیستون ، نه صوفیان ازبک خوار می گفت ما را همین اصفهان کافی است . . . و بالاخره آقا محمد خان قاجار ، شبی که کریم خان در شیراز فوت کرد فاصله صد فرسخی بین شیراز و اصفهان را با اسب سه روزه پیمود اما صدو پنجاه سال بعد احمد شاه آنقدر در اروپا ماند که قوم خودش شاهزاده جلال الممالک درباره اش گفت :
فکر شاه فطنی باید کرد .        شاه ما گنده و گول و خرف است
تخت و تاج و همه را ول کرده    در هتل های اروپ معتکف است
نشود منصرف از سیر فرنگ        این همان احمد لاینصرف است .
۲ـ وضع اجتماعی زنان :
در دوره قاجاریه ، زنان آهسته آهسته به راهی می رفتند که بتوانند تا حدی از آزادی های فردی و اجتماعی برخوردار شوند . سختگیری و تعصب در این دوران مانند زمان صفویه نبود و رفت و آمد اروپاییان و مسافرت ایرانیان به خارج از کشور موجب شد تا فکر آزادی زن در ذهن مردم ترقیخواه ایران راه یابد پیش بینی حاجی پیرزاده در سفرنامه خودش قابل توجه است که گفته بود مدتی نخواهد گذشت که زیر این درختان نارون ، زنان با مردان می نشینند و چای می نوشند و دیگر حجاب و پرده ای در کار نخواهد بود . با این حال و با وجود کاسته شدن از تعصبات و حدود و قیود کهن ، زنان راه درازی در پیش داشتند تا بتوانند موجودیت خود را به عنوان یک انسان به جامعه ثابت کنند ، زیرا آنچه که از مطالعه تاریخ دوره قاجر دستگیر ما می شود این است که در زمان حکومت این سلسله نیز ، بهترین مکان زن را گوشه خانه و حرمسرا می دانستند ، محدودیت های رفت و آمد زنان در کوچه و بازار و رعایت شدید حجاب برای این طبقه ، همچنان پابرجا بود و رعایت نکردن آن گناهی بزرگ به شمار می آمد .
« در دوره فتحعلی شاه و پس از آن ، چادر خارج از منزل به رنگ سیاه یا بنفش بود که آن را روی چاقچور به سر می کردند و صورت را با روبنده می پوشاندند . در دوره ناصرالدین شاه نیز چادر و چاقچور باقی ماند و بعدها روبنده جای خود را به پیچه داد . »
در روستاها و در میان ایلات زنان وضع بهتری داشتند و به خاطر زحمتی که زن برای اداره کار ها می کشید در چشم مردان عزت و احترام بیشتری داشت و طلاق نیز بین آنان کمتر اتفاق می افتاد در جشن ها و عروسی ها نیز زنان همراه با مردان دست در دست هم به رقص و پایکوبی می پرداختند و ممنوعیتی از نظر ظاهر شدن در انظار برای زنان نبود « افراد ایل به ی زن قناعت می کردند و کمتر دیده می شد که کسی دو زن بگیرد صیغه کردن زن را نیز عملی زشت و مکره می شمردند . . . » اما به نظر کنت گوبینو در عهد ناصرالدین شاه ، حجاب زنان چندان جدی نبود و در گردشگاه های عمومی و باغ ها و مجالس روضه و تعزیه ، زن و مرد تقریباً خوب یکدیگر را می دیدند .
میرزا حسین خان در کتاب جغرافیای اصفهان تحت عنوان صفت اناثیه ، وضع زنان اصفهان را در دروه ناصرالدین شاه بیان کرده و می نویسد : « . . . اناث هر جماعتی در این شهر تابع خیال و احوال مردان و مطیع و منقاد شوهران و معتاد به عسرت گذران ، الاقلیلی از آنها که بی صاحب و سالارند ، همگی بعد از فراغت خانه داری ، مشغول خیاطی و چرخ ریسی و سایر هنرها و کسب های یدی و اخذ مسایل شرعیه و مواظب نماز روزه و معتقد به ختم و ادعیه ، و تکامل و تعیش و بطالت میان اینها ننگ است و عرصه از همه جهت برایشان تنگ . چندین سبب دارد که غالب زن های این شهر خود سر به هوا نیستند ، یکی اوامر و نواهی و مواعظ علما و فضلا ، یکی کثرت عیالواری و زحمت خانه داری ، یکی قلت بضاعت و مکنت و عدم وجاهت ، یکی پرهیز از فساد و ولنگاری که زن های این شهر دباره هم حسودند و عیب جو ، نمی شود گفت که این شهر بزرگ هیچ زن ضایع روزگار ندارد ، شهوت در همه جا موجود است و جاهل در همه جمعیت ، اما با این حالت نمی تواند کسی بیست زن متجاهر و مشهور بر این شهر بشمارد . . . »
آنچنان که از مطالعه زندگی زنان در عهد قاجار بر می آید ، وضع بانوان هر شهر و دیاری با هم متفاوت بود و حتی از نظر لباس و پوشاک و بر خورد بین زنان و مردان اختلاف هایی وجود داشته است . برای مثال در کاشان ، زنان کاملا تابع شوهران خود بوده اند و بی رخصت و اجازه آنان حق انجام هیچ کاری را نداشتند ، و از روزی که وارد خانه شوهر می شدند جز بریدن و دوختن و پختن و روفتن ، کار دیگری نمی توانستند داشته باشند . حتی زنان ثروتمندان و بزرگان نیز که کاری برای انجام دادن در منزل نداشتند و امور خانه به دست کنیزان و نوکران بود ، آنان نیز بی رضای مردان ، قدمی نمی توانستند بردارند . در جای دیگر و در توصیف زنان گیلان و زنان عرب خوزستان می بینیم که آنان در رفت و آمد های خود در انظار عمومی آزادی بیشتر داشتند و کمتر به مسأله و موضوع حجاب توجه می کردند . اما در نقاطی که رعایت حجاب سخت مورد توجه بود ، متجددین نقاب نازکی به نام پیچه به صورت می زدند و قدیمی ها روبنده می بستند . و بعضی از زنان نیز در این پیچه زدن ها آنچنان مهارت داشتند که زیبایی های خود را گاهی به عموم نشان می دادند . در موقع گردش و تفریح در خیابان ها نیز مردان و زنان با هم حق گشت و گذار نداشتند و مردان از یک سو و زنان از طرف دیگر خیابان ها می بایستی حرکت کنند .
در دوره قاجاریه ، وقتی زنان درباری از کوچه و خیابان می گذشتند ، تشریفات خاصی در مورد آنان اجراء می شد به این ترتیب که فراشان « . . . در موقع عبور حرم ، در اطراف کالسکه می دویدند و مردان را با نهیب ، کور شو دور شو می کردند . گویی فراشان مرد نبودند فریاد کور شو و دور شو به فلک می رفت . روزی مردی فرنگی از راه می گذشت ، پشتش را به آنها کرد و کلاهش را برداشت که شرقی و غربی ادب به جا آورده باشد .
میرزا جعفر حکیم الهی به فراش ها گفت : « … مگر فلان من تفنگ حسن موسی است ؟ این گونه مضامین باعث شد که آنگونه توهین موقوف شود . »
در عهد ناصرالدین شاه چندین تظاهرات نیز به وسیله زنان علیه این پادشاه انجام شد شاید این عمل از جمله قدم هایی بود که زنان را وادار به اعتراض در امری می کرد . یکی از این تظاهرات زنانه در اصفهان به دنبال گران شدن قیمت مس انجام گرفت ، و چون زنان در زیر چادر از دیدن ماموران دولتی مخفی بودند و شرعا و عرفا نیز کسی حق زدن آنان را نداشت ، لذا به پیشنهاد شوهران خود به خیابان ها ریختند و با تظاهرات اعتراض آمیز خود باعث شدند تا از قیمت مس کاسته شود و باز می بینیم که در دوره قاجار زنان شهامت بیشتری می یابند و چند نفر زن خطاب به ناصرالدین شاه می گویند : « شما به جای اینکه به حال رعایا برسید و تعدی نایب السلطنه را از سر ما کوتاه کنید ، جز پی زن ها دویدن کار دیگری ندارید . مگر شما همان نیستید که چهل سال قبل از این ، چند روزی در تهران قحطی شد و محمود خان کلانتر را کشتید . . . »
در این دوران اگر چه محدودیت هایی در مورد زنان اعمال می شد ، اما بودند زنانی هم که در امور سیاسی مداخله می کردند و گاه از روی تدبیر و کاردانی و گاهی نیز از روی فتنه گری و توطئه چینی دست به اقداماتی می زدند از جمله زنان دوره قاجار یه که « …در کار سیاست مداخله می کرد ، مهد علیا مادر ناصرالدین شاه است . به قول اعتماد السلطنه ، امیرکبیر . . . دو سه بار کرارا به حضور شاهانه عرض و جسارت کرد که وساطت و شفاعت های مهد علیا و ستر کبری ، مخل سلطنت اعلیحضرت و نافی صدرات من است . تا ایشان هستند نمی گذارند که سلطنت قوام و ملک نظام گیرد . بهتر است که در وقت تفریح در باغ ، به بهانه گنجشک زدن تفنگی به دست بگیرید و آن آیت رحمت را بکشید و آن وقت من در بیرون شهر می دهم که تیر خطا شده است و به سینه مهد علیا در آمده است . . . »
به زعم اعتماد السلطنه فرضا اگر چنین مخدره ای در امور سلطنتی اخلال کند ، باید پنهانی او را مسموم کرد که احدی ملتفت نشود ، ولی میرزا تقی خان بیشتر تفنگ را تجویز می کند .
اما عاقبت تیری که امیرکبیر در فکر آن بود به هدف ننشست ، و این زن با آنکه امیر داماد وی بود ، او را از صدارت عزل و به کاشان تبعید کرد و فرمان قتلش را نیز از پسرش ناصرالدین شاه گرفت و در باغ فین به حیات او خاتمه داد .
در مورد مهد علیا ، این زن محیل دوران قاجاریه حرف و حدیث بسیار است . می گویند که : « . . . در ایام ناخوشی محمد شاه ، میرزا آقا خان نوری که رسواترین زمامدار این دوره است با جهان خانم مهد علیا روابط سری پیدا نمود و واسطه بین او و سفارت انگلیس شد ولی حاجی میرزا آقاسی صدر اعظم وقتی از روابط میرزا آقا خان با مهد علیا مطلع شد ، برای اینکه اسرار فاش نگردد ، قفل سکوت بر دهان زد و به اطرافیان خویش نیز دستور داد که به هیچ وجه از آنچه می بینند و می شنوند مطلبی در جایی بازگو نکنند ، رابطه مهد علیا با میرزا آقا خان نوری به تدریج به آنجا کشیده می شود که هر چه در اندرون شاه می گذشته او به میرزا آقا خان نوری به تدریج به آنجا کشیده می شود که هر چه در اندرون شاه می گذشته او به میرزا آقا خان اطلاع می داده و میرزا نیز ماجرا را به اطلاع سفارت انگلیس می رسانیده  است . همچنین میرزا آقا خان نوری آنچه را که می خواست به اطلاع  شاه برساند به مهد علیا تلقین می کرد و او نظرات و اطلاعات او را به شاه بازگو می کرد . در زمان ناصرالدین شاه روابط غیر عادی میرزا آقا خان با مهد علیا باعث شد که او شاهزاده محمد ولی میرزا پسر فتحعلی شاه را مامور کرد که در اندرون مهد علیا مقیم شود ، و دستور می دهد که کسی بدون اجازه او با نواب ملاقات نکند . زمانی هم میرزا آقا خان در تبعید بود اما پس از مرگ محمد شاه و عزل میرزا آقاسی از مقام صدارت از کاشان به تهرا آمد و مادر شاه از بازگشت مرد مطرود استقبال کرد » .
بهت راست بعد از بیان مختصری از اعمال ناپسند مهد علیا ، از زن دیگری نام ببریم که با علم و دانش خود جایی در زمان قاجار برای خود باز کرده است . » … به طوری که در تواریخ نوشته اند ، فتحعلی شاه از همسر یهودی خود که به نام مریم خانم بود و پس از ازدواج به دین اسلام مشرف شده بود دختری داشت که به او لقب ضیاء السلطنه داده بود ، ضیاء السلطنه زشت رو ، کوتاه قد ، بد قواره ، لوس و بدخوی بود . این خانم به علت داشتن این صفات تا چهل و پنج سالگی شوهر نکرد ، یعنی کسی حاضر نبود با او سر کند و او را بگیرد . » با وجودی که عده ای از مورخان ، ضیاء السلطنه را صاحب چنین صفاتی می داندن با این حال شاهزاده احمد میرزا عضد الدوله که خود از خاندان قاجاریه است می نویسد : « شاه بیگم خانم ملقب به ضیاء السلطنه از بطن مریم خانم متولید شدند . ضیاء السلطنه را مهد علیا والده خاقان در نزد خود نگاهداشته بود ، بعد از فوت مهد علیا جواهر و اسباب تجمل آن مرحومه به ضیاء السلطنه داده شد . تمام دستگاه او از حرمخانه خارج و جداگانه بود ، از طویله و فراش خانه و غیره نوکرهایی معتبر داشت . خاقان مغفور منتهای محبت را به ضیاء السلطنه داشت . در تحریر و تقریر یگانه بود و دستخط های خاقان مرحوم را می نوشت و به خصوص نوشته های محرمانه به هر کس مرقوم می شد به خط ضیاء السلطنه بود . نسخ را خوش می نوشت ، مصاحف و کتب ادعیه و زیارات متعدد نوشته است . عموم برادرها از او احترام تام می کردند ولیعهد مرحوم عباس میرزا این بیت را فرموده و به ضیاء السلطنه نوشته اند :
ای ضیاء السلطنه روحی فداک        صد گریبان کردم از هجر تو چاک
و خاقان مرحوم فرموده :
نور چشم من ضیاء السلطنه         یک شبه هجر تو بر ما یک سنه
در جشن میلاد خاقان همه ساله حضرت سلطنت و حرمخانه و تمام شاهزادگان ذکور و اناث مهمان ضیاء السلطنه بودند . یک پارچه جواهر ممتاز هم به ضیاء السلطنه در این روز مرحمت می شد ، وجه معینی برای بازی و اشتغال شاهزادگان تحویل ضیاء السلطنه بود که به طور مراجعه قرض می گرفتند . سفرا و حضرا ملتزم حضرت بود و قصاید و اشعاری که گفته می شد در خدمت خاقان مرحوم قرائت می کرد هر کس به خواستگاری او آمد تمکین ننمود تا بعد از رحلت خاقان ، ضجیعه حاجی میرزا مسعود وزیر امور خارجه شد . نویسنده تاریخ عضدی در توصیف تسلط ضیاء السلطنه در شعر و ادب می نویسد : پرویز میرزا نیرالدوله که در اوقات فراغ خاطر و بزم نشاط ، ساقی خاقان مغفور بود وقتی سر برهنه جامی به حضرت خاقانی پیمود و در نظر پادشاه بسیار مطبوع افتاد این مصراع را در حق او فرمایش فرمودند :

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد