خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

تاریخچه روانشناسی از دیروز تا امروز

220 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مسمر : درمانگر جادوگر
بسیاری از متخصصان معتقد به جسمانی بودن عوامل ، خودشان در نهایت در زمره شبه دانشمندان بودند و بعضی دیگر از دانشمندان کاذب به شمار می آمدند . مع هذا حتی این گروه دوم هم بخشی از مطالعات ما هستند چون نظریات آن ها در مورد بعضی از پدیده های روانی ، با این که بعدها خلاف آن اثبات شد باعث شدند تا دیگران به جستجو و اکتشاف توضیحاتی برای آن پدیده ها برآیند .
و چنین وضعیتی در مورد دکتر فرانتس آنتون مسمر (۱۸۱۵ – 1734) مصداق پیدا کرد.  در سال های بعد از ۱۷۷۰ هنگامی که آلمانی های فطری گرا و بریتانیایی های تداعی گرا هنوز برای درک روانشناسی به تفکر پایبند بودند ، مسمر که یک پزشک بود ، طبق این نظریه که نابسامانی های فکر و جسم بیماران در صورتی که میدان نیروی جاذبه آن ها مجدداً‌همسو بشود قابل درمان است در مورد بیمارانش از مغناطیس استفاده می‌کرد .
این نظریه به وضوح بی ربط می نمود ولی مداوای مبتنی بر آن چنان موفیت چشم گیری داشت که برای مدتی مسمر باعث خشم وینی ها و سپس دانشمندان پاریسی قبل از انقلاب فرانسه شد و حالا در این شرایط ما به گفتگو درباره او می پردازیم . سال ۱۷۷۸ است و ما در میدان و اندوم در تالاری به سبک باروک که نور کمرنگی بر آن حکمفرماست و مزین به آینه های بزرگ است قرار داریم . ده دوازده نفر خانم و آقای خوش لباس در اطراف ظرف بزرگی از چوب بلوط ایستاده اند و هرکدام یک سر میله های متعدد فلزی را که از ظرف پر از براده ها و تراشه های آهن ربا و مواد شیمیایی بیرون آمده است گرفته است . از اتاق مجاور صدای ضعیف موسیقی که توسط یک هارمونیکای شیشه ای نواخته می شود به گوش می رسد . پس از مدتی صدا از بین می رود . در قدری بیشتر باز می شود و شخصی که  ردای ارغوانی بلند و عجیبی بر تن دارد و یک میله آهنی را مثل عصای شاهانه در دست گرفته است واردمی شود و این دکتر مسمر است که معجزه ها می کند .
وقتی مسمر با چهره ای که بر آن آرواره هایش چهار گوش ، دهانش به صورت خطی طولانی و ابروانی آویخته ، با حالتی جدی و سهمگین ، با دقت تمام به مردی خیره می شود و دستور می دهد ( بخواب ) بیماران که مبهوت مانده اند غرق در هیجان می شوند .چشمان مرد بسته می شود و سرش به روی سینه اش می افتد . بیماران دیگر به نفس نفس می افتند . حالا دکتر مسمر با دقت به یک زن نگاه می کند و آن میله آهنی را آهسته به سوی او می گیرد ،او بر خود می لرزد و فریادی بر می آورد که گویی احساس او از سرتاسر جسمش بیرون می خزد . همان گونه که مسمر به حرکتش در میان حاضران ادامه می دهد، واکنش های بیماران قوی تر و قوی تر می شود .
در نهایت بعضی از آنها جیغ می کشند ، بازوانشان را به اطراف حرکت می دهند و غش می کنند . دستیاران او آنها را به اتاق فریادها می برند که در مجاورت آن تالار قرار دارد و درآنجا به آنها رسیدگی می شود و آرام می گیرند تا حالشان جا می آید .پس از اتمام جلسه بسیاری از حاضران که تحت تاثیر همه این مراسم چه ( بخارات ) و چه حالات بی حسی عضلانی قرار گرفته اند این عوارض در آنها برطرف می شود و یا حتی درمان می شوند . جای تعجب نیست که با اینکه دستمزد مسمر بسیار زیاد است ، همواره به وسیله افرادی که در طلب درمان های او هستند احاطه می شده است .
با اینکه امروزه این نحوه کار کاملاً حقه بازی به حساب می آید و خود او هم خیلی شیفته این طرز کارش بود ، بسیاری از دانش پژوهان در این باور هستند که او حقیقتاً به آنچه انجام می داد و نظریه ای که نتایج حاصله مبتنی بر آن بود اعتقاد داشت . مسمر که در سوابیا به دنیا آمده بود ، در میان خانواده متوسط آلمانی رشد کرده بود – پدرش یک جنگل بان و مادرش دختر یک کلید ساز بود – ولی او دوران آموزشی با واریابی و اتریشی را طی کرد . در ابتدا میل داشت کشیش بشود ، بعد وکیل دعاوی و در نهایت پزشک شد . او در سن ۳۲ سالگی گواهینامه پزشکی خودش را در وین به دست آورد .خوشبختانه استادان او نمی دانستند که بسیاری از رساله های او در موضوع نفوذ سیارات برگرفته از کارهای یکی از همدرسان اسحاق نیوتن بوده است . به رغم عنوان ذکر شده ، رساله او در مورد نجوم نبود بلکه اظهار می کرد که بین (‌نیروی جاذبه جهانی ) نیوتن و شرایط بدن و ذهن انسان ارتباطی برقرار است . در آن بخش از رساله که اثر خود مسمر بود ، او این نظریه را که در پایه اظهار نظرگذرایی از نیوتن تنظیم شده بود به این گونه عنوان کرد که جسم انسان متاثر از یک مایع نامرئی است که در برابر جاذبه سیارات جوابگواست . مسمر عقیده داشت که سلامتی یا بیماری منوط بر این است (‌جاذبه حیوانی ) بدن یا جاذبه سیارات هماهنگی یا مغایرت داشته باشد.
او دو سال پس از دریافت گواهینامه اش با یک بیوه ثروتمند وینی که بسیار بزرگتر از خودش بود ازدواج کرد و بدین ترتیب به جامعه وینی ها راه یافت . او که دیگر لازم نمی دانست تمام وقت را کار کند ، بیشتر توجه اش را به پیشرفت های علمی و فرهنگی معطوف نمود .
هنگامی که بنجامین فرانکلین هارمونیکای شیشه ای را اختراع کرد ، مسمر که یک موسیقی دان شایسته غیر حرفه ای بود ، یکی از آنها را خرید و در نواختن آن مهارت بسیاری یافت .او و همسرش که از علاقه مندان متعصب موسیقی بودند با لئوپولد موتسارت و خانواده اش مراسم گشایش اولین اپرای ولفگانگ دوازده ساله را که باستیان و باستین نام داشت در باغ خانه مسمر برگزار کردند .
مسمر در حالی که از این شادکامی ها لذت می برد به فردی پیشگام در طب و روانشناسی تبدیل شد . در سال ۱۷۷۳ زن سی و هفت ساله ای به او مراجعه کرد که از عوارضی رنج می برد که سایر پزشکان موفق به درمانش نشده بودند . مسمر هم نتوانست به او کمکی کند تا به یاد گفتگویی افتاد که با یک کشیش یسوعی به نام ماکزیمیلیان هیل انجام داده بود و او پیشنهاد کرده بود که شاید خاصیت مغناطیسی بتواند بر جسم اثر بگذارد . مسمر تعدادی آهنربا خرید و یک دفعه بعد از آن زن به دیدارش آمد با احتیاط تمام با آنها یکی بعد از دیگری قسمت های مختلف بدن او را لمس کرد . زن شروع به لرزیدن کرد و کمی بعد دچار صرع شد – مسمر چنین نتیجه گرفت که او همان ( لحظه بحران ) است و هنگامی که زن آرام گرفت ، اعلام کرد که بسیاری از عوارضش التیام یافته است . یک سری درمان های بعدی او را به کلی مداوا کرد . ( امروزه می توان بیمای او را حالت عصبی هیستریک نامید و درمان او نتیجه پیشنهاد آن مداوا بوده است )‌.
حالا دیگر مسمر بین خاصیت مغناطیسی و نظریه جاذبه حیوانی خودش ارتباطی پیدا کرد. او به این نتیجه رسید که جسم انسان نه به وسیله یک مایع جاذبه ای بلکه به وسیله یک خاصیت مغناطیسی احاطه شده است و اینکه میدان نیروی آن ممکن است به غلط تنظیم گردد و موجب بیماری شود و تنظیم مجدد آن از طریق مداوا سلامت را اعاده می کند . او آنچه را قبلاً ( جاذبه حیوانی ) نامیده بود ( مغناطیس حیوانی ) نامید .او توضیح می داد که زمان بحران بیمار مقارن است . با درهم شکستن مانع سر راه جریان یافتن مایع مغناطیسی جسم که در نهایت به برقراری (‌هماهنگی ) منجر می شود . مسمر مداوای سایر بیماران را آغاز کرد و به آنها گوشزد می کرد که منتظر بعضی بازتابها از جمله لحظه بحران باشند . همه آنها با فروتنی تمام همان گونه که پیش بینی می شد می پذیرفتند و در نتیجه چیزی نگذشت که روزنامه های
وینی مملو از داستانهای درمان های مسمر شد .یک بار ماکزیمیلیان هیل در حضور جمعی اظهار داشت که پیشنهاد اولیه از آن او بوده است نه مسمر و متعاقب آن دعوای پرجنجالی آغاز شد .مسمر با شهامت تمام اظهار داشت که او در آن سالهای اولیه این نظریه را در رساله اش آورده است (‌که قلب حقیقت بود ). بدین ترتیب در دعوا برنده شد و نام خود را به عنو ان کاشف این پدیده به ثبت رسانید.
مسمر که بر موج شهرت سوار بود ، سخنرانی های پرشنونده و پرنمایشی را در شهرهای مختلف برگزار کرد ولی دروین حالت زرق و برق او در نمایش نحوه درمانش پزشک های با نفوذ دیگر را ناراحت کرد . در سال ۱۷۷۷ به خاطر ادعاهای مسمر در مورد یکی از بیمارانش به نام ماریا ترزافون پارادیس که پیانیست نابینایی بود و موتسات پیانو کنسرتوی شماره کا ۴۵۶ خودش را در بمل برای او ساخته بود ، جنجالی برپا شد. آن زن وقتی هجده ساله بود به مسمر مراجعه کرد . او از سن سه سالگی کور شده بود . مسمر ادعا کرد که این زن بر اثر مداوای او توانسته است بخشی از قدرت بینایی اش را به دست آورد .ولی بینایی او فقط در حضور مسمر اعاده می شد و نه در مجاورت شخص دیگر .امکان داشته که کوری او به دلیل ابتلاع به نوعی بیماری روان تنی بوده و او توانسته بود بر دختر نفوذ داشته باشد .ولی در سال ۱۷۷۸ والدین دختر مداوای او را متوقف کردند و پزشکان وینی مسمر را شارلاتان لقب دادند و او نیز بلافاصله همه چیزاز جمله همسر فرتوتش را رها کرد و عازم  پاریس شد .
مسمر در آن شهر پرآشوب  و هوس باز ، با استعدادی که در اعتلای خود داشت به سرعت شهرت بسیار و در زمان خود بدنامی بسیار کسب کرد .او در ابتدای امر بیماران را یک به یک مداوا می کرد ولی همین که کار طبابتش بالا گرفت سودمندتر تشخیص داد که آنها را گروهی  درمان کند و بدین ترتیب وسیله ای اختراع کرد که عبارت بود از یک سطل یا یک ظرف از چوب بلوط که جریان مغناطیسی را از طریق میله های آهنی عبور می داد . چون او قادر بود به وسیله لمس کردن ، گرفتن حالتهای خاصی به خود ، و یا نگاه های عمیق و یا طولانی بر بیمارانش اثر بگذارد ، به این فکر افتاد که وجود مغناطیسم و یا براده های آهنی دیگر ضرورتی ندارد و بدن خود و او می بایستی به طرزی غیرعادی حالتی مغناطیسی داشته باشد و بتواند مستقیماً جریان نامرئی مغناطیس را منتقل کند .
چیزی نگذشت که ( مسمر یسم ) که به این درمان اطلاق می شد به صورت آخرین فریاد مطرح گردید . مردم در تالار مسمر ازدحام می کردند .دستیارانی زیر نظرش تحصیل می کردند و در مدت یک دهه شاگردان او حداقل دویست رساله و کتاب درباره نحوه های درمان او به رشته تحریر درآوردند .ولی دانشکده پزشکی دانشگاه پاریس و سایر موسسات پزشکی اصیل او را متقلب می دانستند و به همین گونه از آن نام می بردند . اگر او خودش معتقد بود که نادرست عمل می کند قطعاً نمی توانست آنگونه پاسخ گو باشد . او از طریق ارتباط هایی که با طبقه اشراف داشت ، شاه را وادار کرد تا کمیته خاصی را متشکل از پزشکان سرشناس و دانشگاهیان از جمله لاووازیه شیمیدان و بنجامین فرانکلین سفیر آمریکا تشکیل دهد تا در باره ادعاهای او تحقیق شود .
این کمیته مطالعات دقیقی انجام داد از جمله نوعی آزمایش که در روانشناسی جدید رواج دارد . آنها به گروه آزمایش اطلاع دادند که از پشت یک در بسته در معرض خاصیت مغناطیسی قرار می گیرند . ولی هیچ گونه شرایط مغناطیسی ایجاد نکردند . آن افراد فریب خورده ، دقیقاً همان گونه عکس العمل نشان دادند که گویی در معرض خاصیت مغناطیسی قرار گرفته اند .آن کمیته پس از بذل توجه به همه شواهد نظریه درستی را اعلام کرد که جریان مغناطیسی مسمر وجود خارجی ندارد و همچنین به غلط اظهار داشتند که آثار مداوای مغناطیسی چیزی نیست مگر یک تصور . بدین ترتیب محبوبیت نظریه ( مسمریسم ) کاهش یافت و بحث آن در میان گروه های منازعه گر گسترده شد . در نهایت مسمر صحنه آبروریزی را ترک کرد و سی سال باقی مانده از عمرش را در سوییس در انزوا گذراند .

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

ماهیت روانشناسی

258 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
روانشناسی تقریباً با همه ی جنبه های زندگی ما ارتباط دارد. به همان اندازه که جامعه پیچیده شده روانشناسی هم به صورت روز افزونی نقش مهمتری در حل مسائل آدمی بازی کرده است . روانشناسان با انواع بسیاری از رفتارها سروکار دارند که برخی از آنها از اهمیت گسترده ای برخوردار ند : 
کدام شیوه های فرزند پروری به شادکامی وکارآمدی در دوره ی بزرگسالی می انجامد ؟ چگونه می توان از پیدایش بیماریهای روانی پیشگیری کرد ؟ برای ریشه کن کردن پیش داوری نژادی چه می توان کرد ؟ کدام شرایط خانوادگی و اجتماعی مشوق پرخاشگری ، از خود بیگانگی و بزهکاری است ؟ چگونه می توان به یک بیمار درمان ناپذیر کمک کرد که با آرامش خاطر بمیرد ؟روان درمانی تا چه اندازه در درمان الکلیسم مؤثر است ؟ آیا می توان با استفاده از داروهایی که موجب تسهیل انتقال عصبی می شوند حافظه را بهتر کرد ؟
روانشناسان با مطالعه این مسایل و مسایل فراوان دیگر سروکار دارند .
روانشناسی درعین حال از طریق اثری که درقوانین وسیاست دولت دارد بر زندگی ما اثر می گذارد . قوانین مربوط به تبعیض نژادی مجازات ها ، هرزه نگاری ، رفتارجنسی وشرایطی که در آن فرد مسئول اعمال خودشناخته می شود همه از نظریه ها و پژوهش های روانشناختی اثر می پذیرند .
با توجه به این که روانشناسی درتمام وجوه زندگی ما اثر می گذارد شایسته است حتی کسانی که در پی کسب تخصص دراین رشته نیستند آگاهی مختصری از واقعیت های بنیادی وروشهای بررسی آن داشته باشند .
یک درس مقدماتی در روانشناسی می تواند شما را درک رفتار دیگران و بصیرت در نگرش ها و واکنش های خودتان یاری دهد وعلاوه برآن شما را آماده کند تا ادعاهایی را که به نام روانشناسی عنوان می شود ارزیابی کنید .
روانشناسی نسبت به سایر رشته ها ی علوم دانش جوانی است . در سال های اخیر شاهد فوران سیل آسای پژوهش در این علوم بوده ایم . درنتیجه مفاهیم ونظریه های این علم دائماً درحال تغییر و تحول است . به همین علت هم ارائه ی تعریف دقیقی ازروانشناسی کار دشواری است  روانشناسان بیش از هر چیز علاقه دارند بدانند که چرا مردم به گونه ای که می بینیم رفتار می کنند . با این حال شیوه های مختلفی برای تبیین اعمال آدمی وجود دارد . پیش از آنکه تعریفی از روانشناسی ارائه دهیم بهتر است نخست به گونه های مختلفی از رویکرد به پدیده های روانشناختی بپردازیم .
رویکرد هایی به روانشناسی
هر عملی را که ازیک فرد سر می زند می توان از چند دیدگاه گوناگون تبیین کرد . مثلاً فرض کنید از خیابان رد می شوید . این عمل را می توان به عنوان شلیک عصب هایی توصیف کرد که موجب فعال شدن عضلانی یم شوند که شما را از این سوی خیابان به سوی دیگرآن می رسانند ، اما همین عمل را می  توان بدون کوچکترین اشاره ای به رویداد های داخل بدن توصیف کرد : چراغ سبز یک محرک است و پاسخ شما به آن عبور کردن از خیابان است . عمل شما رامی توان برحسب قصد وهدف آن نیز تبیین کرد . شما نقشه ی ملاقات با یکی از دوستان را درذهن خود طرح کرده اید وعبور از خیابان یکی از اعمال بسیاری است که انجام آن برای اجرای این نقشه ضرورت دارد .
همان طورکه این عمل ساده ی عبوراز خیابان به شیوه های گوناگون قابل توصیف است ، در روانشناسی نیز به رویکرد های گوناگونی برمی خوریم . در این مورد از رویکرد های بسیاری می توان یاد کرد . اما پنج رویکردی که دراینجا عرضه می شود می توانند ما رابا مفاهیم عمده ی روانشناسی نوین آشنا سازند .
باید توجه داشت که  این رویکرد های گوناگون مانعه الجمع نبوده ، بلکه درهر یک از آنها جنبه های گوناگونی از یک مسئله پیچیده مورد توجه قرار گرفته است .
درمطالعه ی روانشناسی رویکرد « درست » یا « نادرست » وجود ندارد بسیاری از روانشناسان از یک نظرگاه التقاطی پیروی می کنند و در تبیین پدیده های روانشناختی آمیزه ای از چندین رویکرد را به کار می برند .
رویکرد عصبی – زیستی
دریکی از رویکردها در زمینه مطالعه ی آدمیان سعی می شود که رفتار به رویدادهایی که در داخل بدن و به ویژه در مغز و دستگاه عصبی صورت می گیرد ارتباط داده می شود .
این رویکرد در پی آن است که آ« دسته از فرآیندهای عصبی – زیستی را که زیر بنای رفتار و رویدادهای ذهنی است ، مشخص سازد . مثلاً روانشناسی که سرگرم بررسی یادگیری از دیدگاه عصبی – زیستی است به تغییراتی توجه دارد که درنتیجه یادگیری یک مهارت تازه در دستگاه عصبی روی می دهد .
ادراک را می توان با ثبت فعالیت یاخته های عصبی مغز به هنگام ارائه محرک های مختلف مطالعه کرد . کشفیات اخیر نشان می دهد که رابطه ی نزدیکی بین فعالیت مغز و رفتار و تجربه وجود دارد . با تحریک برقی خفیف نواحی معینی از قسمت های عمقی مغز می توان در حیوانات واکنش های هیجانی از قبیل ترس و خشم ایجاد کرد  ، یا تحریک برقی نواحی خاصی از مغز آدمی موجب به وجود آمدن احساس لذت و درد وحتی خاطره های روشنی ازرویدادهای گذشته می شود .
به علت پیچیدگیهای مغز وبا توجه به این واقعیت که برای مطالعات لازم به ندرت می توان به مغز زنده ی آدمی دسترسی یافت ، دانش ما درباره ی کارکردهای عصبی بسیار اندک است . از سویی نیز هرگاه تصویر روانشناختی ما از آدمی به تمامی متکی برعصب – زیست شناختی باشد چنین تصویری به غایت نارسا خواهد بود . به همین دلیل است که برای مطالعه پدیده های روانشناختی ازروش های دیگری نیز استفاده می شود . در اغلب موارد عملی تر آنست که به بررسی شرایط پیشایند پی آمد های آن بپردازیم . بی آنکه خود را باآنچه دردرون جاندار می گذرد درگیر کنیم .

رویکرد رفتاری
آدمی صبحانه می خورد ، دوچرخه سواری می کند ، حرف می زند  ، سرخ می شود ، می خندد و گریه می کند . همه ی اینها شکل هایی از رفتار هستند . یعنی آن دسته از فعالیت های جاندار هستند که می توان آنها را مورد مشاهد ه قرار داد . دررویکرد رفتاری ، روانشناس از طریق مشاهده ی رفتار است که به مطالعه افراد می پردازد نه از راه بررسی اعمال درونی آنها . این نظر که موضوع روانشناسی باید منحصر به مطالعه ی رفتار باشد نخستین باردراوایل قرن بیستم توسط روانشناس آمریکایی ، جی . بی . واتسون ارائه شد . تا آن زمان روانشناسی به عنوان دانش بررسی تجارب ذهنی تعریف می شد و بخش عمده ی داده های آن خودنگری هایی بود که ازطریق درون نگری به دست می آمد .
واتسون احساس کرد که درون نگری دیدگاه ناسودمندی است و این نظر را پیش کشید که اگر قرار باشد روانشناسی به صورت یک علم درآید ، داده های آن باید قابل مشاهده و قابل اندازه گیری باشد . فقط خود شما می توانید درباره ی ادراک ها واحساس های خود به درون نگری بپردازید ، اما دیگران هستند که می توانند رفتار شما را مورد مشاهده قرار دهند .
واتسون معتقد بود که تنها ازطریق مطالعه آنچه افراد انجام می دهند یعنی مطالعه ی رفتار افراد می توان یک علم عینی روانشناسی به وجود آورد .
رفتار گرایی ، به عنوانی که نظریه گاه واتسون به خود اختصاص داد، مسیر روانشناسی را درطی نیمه اول قرن بیستم شکل گیری کرد خلف آن یعنی روانشناسی محرک – پاسخ . هنوز هم به ویژه درسایه ی پژوهش های ب- اف – اسکینر روانشناس دانشگاه هاروارد از نفوذ فراوانی برخوردار است .
در روانشناسی محرک – پاسخ بررسی می شود که چه محرک هایی پاسخ های رفتاری را فرا می خواند ، چه پاداش ها و چه تنبیه هایی این پاسخ ها را پایدار می کند و چگونه می توان رفتار را با تغییر الگو پاداش و تنبیه تغییر داد .
روانشناسی محرک – پاسخ  به آنچه درون جاندار می گذرد کاری ندارد و به همین دلیل هم گاهی آن را رویکرد « جعبه سیاه » نامیده اند ، به این معنا که به فعالیت های دستگاه عصبی که دردرون این « جعبه » درجریان است بی اعتنا می ماند و آنها را نادیده می گیرد . 
روانشناسان S-R معتقدند که دانش روانشناسی را می توان منحصراً برپایه درون داده و  برون دادهای این جعبه بنا نهاد . بدون آنکه دربند این باشیم که در داخل جعبه چه اتفاقی می افتد . بنابراین برای پرورش نظریه ای درزمینه ی یادگیری می توان به این مشاهده دست زد که رفتار آموخته شده چگونه تحت تأثیر شرایط محیط تغییر می کند ، به این معنا که مثلاً چه الگوهایی از پاداش وتنبیه به سریعترین یادگیری که با کمترین خطا همراه است منجر می شود .
چنین نظریه ای برای آنکه نظریه ی سودمندی باشد نیازی به مشخص کردن این امرندارد که یاد گیری چه تغییراتی دردستگاه عصبی به وجود می آورد .
روانشناسان محرک – پاسخ به طورکلی به مطالعه ی فرایند های ذهنی که میانجی محرک ها و پاسخ ها هستند علاقه ای نشان نمی دهند . امروزه کمتر روانشناسی رامی توان سراغ داشت که خود را رفتارگرای ناب بنامد با این وجود بسیاری از تحولات نوین ازکار رفتارگرایان سرزده است .

رویکرد شناختی
روانشناسان شناختی معتقدند که آدمی گیرنده ی نافعال محرک ها نیست بلکه ذهن او به صورت فعالی به پردازش اطلاعات دریافتی دست می زند و آن را به شکلها و مقولات
 تازه ای تبدیل می کند .
شناخت ، به فرایند های ذهنی ادراک ، حافظه و خبر پردازی اطلاق می شود که شخص به کمک آن ها دانش می اندوزد ، مسئله حل می کند یا برای آینده نقشه می ریزد .
روانشناسی شناختی بامطالعه علمی شناخت سروکار دارد وهدف آن اجرای آزمایش ها و پردازش نظریه هایی است که بتوانند نحوه سازمان بندی وکارکرد فرایندهای ذهنی را تبیین کنند. اما تبیین مستلزم آنست که نظریه بتواند پیش بینی هایی را درخصوص رویدادهای قابل مشاهده یعنی رفتار امکان پذیر سازد .
رویکرد شناختی در مطالعات روانشناسی تاحدودی به عنوان واکنشی در برابر محدودیت رویکرد R- S  رشد کرد . تجسم اعمال آدمی صرفاً درقالب درون دادهای محرک و برون داده ی پاسخ ممکن است برای مطالعه شکل های ساده از رفتار کافی باشد اما این رویکرد بسیاری از حوزه های جالب توجه کارکرد آدمی را نادیده می گیرد .
آدمیان می توانند بیندیشند ، برنامه ریزی کنند ، بر اساس اطلاعاتی که به خاطر سپرده اند تصمیم بگیرند و ازمیان محرک هایی که توجه آنها را به خود جلب می کند به شیوه ی گزینشی دست به انتخاب بزنند .
رویکرد روانکاوی
پابه پای رشد رفتارنگری درآمریکا ، در اروپا نیز دیدگاه روانکاوی درباره رفتار آدمی توسط زیگموند فروید پرورش یافت . برخلاف مفاهیمی که درسطور گذشته بررسی شده ، مفاهیم روانکاوی نه بر مطالعات آزمایشی ، بلکه برمورد پژوهیهای فراوان بیماران روانی مبتنی است . مفاهیم روانکاوی تأثیر ژرفی در تفکرات روانشناختی داشته اند .
فرض بنیادی درنظریه فروید این است که قسمت عمده رفتار آدمی در فرایندهایی ریشه داردکه ناهوشیارند .
مقصود فروید ازفرایندهای ناهوشیار عبارت بود از افکار ، ترس ها وخواست هایی که شخص به آنها آگاهی ندارد ولی درهر حال بررفتار اثر می گذارند .
او معتقد بودکه بسیاری از تکانه هایی که در دوران کودکی بامنع یا تنبیه والدین و جامعه روبرو می شوند برخاسته از غریزه های فطری هستند . چون این تکانه ها به هنگام زادن در همه ما وجود دارند به همین جهت اثر فراگیری درما دارند که باید به گونه ای با آن کنار آمد . ممنوع کردن آنها فقط سبب می شود که ازحیطه ی آگاهی به ناهشیار رانده شوند وهمان جا بمانند و رفتار را زیر نفوذ خود بگیرند .
فروید معتقد بودکه تکانه های ناهشیار به صورت رویا ، لغزشهای کلامی ، اطوار ، نشانه های بیماری روانی ونیز به صورت رفتارهای جامعه پسندی از قبیل فعالیت های هنری وادبی جلوه می کند .
بسیاری از روانشناسان ، نظرگاه فروید را درمورد ناهوشیار به طور کلی نمی پذیرند . اما احتمالاً این را می پذیرند که آدمیان به برخی از جنبه های شخصیت خودآگاهی کامل ندارند . فروید معتقد بود که هریک از اعمال ما علتی دارد ، اما این علت درا غلب موارد نوعی انگیزه ی ناهوشیار است نه دلیل خود پسندانه ای که ما برای رفتارخود ارائه می دهیم .
نظرگاه فروید درمورد طبیعت آدمی اصولاً یک نظرگاه منفی بوده آدمیان تابع همان غرایزی هستند که درحیوان ها وجود دارد  . ( به طور عمده غریزه جنسی و غریزه پرخاشگری ) ومدام با جامعه ای که بر کنترل این تکانه ها تأکید می ورزد ، درحال ستیزند . باتوجه به اینکه فروید پرخاشگری رایک غریزه بنیادی می دانست نسبت به امکان زندگی صلح آمیز بین آدمیان نظر بد بینانه ای داشت  .


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد