خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

معجزه جاوید (ادامه)

220 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
تعاریف موجود از هنر
هر تلاشی برای تعریف از هنر از یک دیدگاه کلی غیر ممکنست و هر ایدئولوژی و فلسفه‌ای هنر را از دیدگاه خود تعریف می کند. بسیاری به جای تعریف هنر، توصیف کیفی یکی از تأثیراتی است که هنر یا بعضی از هنرها در انسان ایجاد می کند.
مثلاً تولستوی در تعریف هنر چنین می‌گوید؛ که هنر آنگاه آغاز می‌گردد که انسان، با قصد انتقال احساسی که خود آنرا تجربه کرده است، آن احساس را در خویشتن برانگیزد و بیاری علائم معرف و شناخته شده ظاهری بیانش کند.
و یا این که مارشال در وصف هنر بیان می‌کند. هنرها برای تزیین و جلب نظر دیگران پدید می‌آیند. و اما قرآن کتابی که با ایجاز بیان کوهها را به حرکت درمی‌آورد . و زمین را می‌شکافد و مردمان را به گفتار می‌آورد، یکی از خصائص بارزش آهنگ دلنشین آن است . و ویژگی دیگر این کتاب آسمانی تصاویر هنرمندانه‌ای است که نوازشگر چشم و خیال یا باعث دهشت و بیم است . اکثر واژه‌های قرآنی چون آویز چراغ ، با « خاصیت منشوری » یا « رنگین کمانی » خود ، در آنِ واحد دارای « وجوه متعددند » و معانی گوناگونی را به ذهن شنونده منتقل و القاء می کنند. در این پژوهش سعی شده در خصوص وجوه ادبی در قرآن مطالبی ذکر شود از جمله این وجوه ادبی مطرح شده در قرآن داستان می‌باشد. خداوند در آیات ۲۷ و ۲۸ سوره مبارکه زمر چنین می‌فرماید: و لقد ضربنا الذین لِلنّاس فی هذاالقرانِ من کل مثلٍ لعلهم تیذکرون . قراناً عربیاً ، غیر ذی عوج لعلهم تیقون همانا که در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی زدیم، باشد که حقایق آن را به یاد آورند و پند گیرند. قرآنی عربی که در آن هیچ ناراستی و حکم ناصواب نیست . باشد که مردم بفهمند و پرهیزگار شوند.
 داستان در قرآن
نقش داستان در قرآن ، چه از دیگاه موضوع و شیوه نمایش یا کارگردانی، همانگونه که در داستانهای هنری آزاد که صرفاً مطلوب مجرد خاصی دارند، کاملاً متفاوت است و هدف اساسی آن ، قبل از هر چیز دعوت دینی است . منتها از اره ارائه آیات روشن الهی و نمودن صفحه‌های قیامت و تصاویر بهشت و عذاب و ایراد دلیل از راه عقل و تمثیل در حقانیت رستاخیز و توانایی خداوند و غیره .
در نتیجه داستانهایی که در قرآن آمده در خدمت اغراض دینی به کار گرفته شده، با این حال نمی‌توان انکار کرد که با وجود غرض دینی اینگونه داستانها، به علت قدرت تعبیر و عظمت تصویرپردازی در قرآن واجد کمال اهمیت هنری نیز هستند.
تعبیر قرآن جمع میان غرض دینی و هدف هنری کرده، تا آنجا که زیبائی هنری برای او ابزاری است که بوسیله آن وجدان دینی را برمی‌انگیزد تا بهتر بتواند آنرا پذیرایی تأثرات مذهبی سازد. هنر چون به چنین ساحت و مرزی رسید یعنی با بهترین تعبیر بیان عقیده کرد و نفس به مرحله پالایش رسید، آنگاه زیبائی نیز در القاء عقیده به مرز کمال می‌رسد.
 
نقش داستان
داستان در قرآن ، وسیله‌ای است برای اثبات یگانگی خدا، وحدت ادیان، قدرت نمائی خداوند. بیم و امید،سرانجام نیکی و بدی و سپاسگزاری و غرور و سرمستی و بسیاری از اهداف دیگر که قرآن به آنها عنایت دارد.
مهمترین اهداف بیان داستان در قرآن عبارتند از :
۱ ـ یکی از هدفهای داستانگویی نقل سرگذشت اقوام گذشته ، اثبات وحی و رسالت است . چرا که محمد(ص) خواندن و نوشتن نمی‌دانست و با دانشمندان یهود و نصاری همنشین نبود. با اینهمه در نقل روایات پیامبران گذشته از ابراهیم گرفته تایوسف و موسی و عیسی گاه چنان اشارات درست و دقیق است که حقانیت وحی محمدی را به اثبات می‌رساند.
در آغاز سوره یوسف می‌خوانیم که « ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم تاشما بیندیشید. ما زیباترین داستان را به موجب همین قرآنی که به تو وحی کردیم بر تو حکایت می‌کنیم با آنکه پیش از نزول آن واقعاً از جمله بی‌خبران بوده‌ای».              یوسف /۳
و در سوره قصص / ۴۴ ـ ۴۶ می‌خوانیم :
« و چون امر پیامبری را به موسی واگذاشتیم تو نه در جانب غربی(طور) بودی و نه از جمله گواهان لیکن نسل‌ها پدید آوردیم و عمرها بریشان همی گذشت و تو در میان ساکنان شهر مدینمقیم نبودی تا بریشان آیات ما برخوانی، لیکن این ما بودیم که فرستنده پیامبر بودیم! و آندم که موسی را ندا دردادیمتو در جانب طور نبودی ولی [آگاهی توفرع] رحمتی از پروردگار تست، تا قومی را که هیچ هشدار دهنده‌ای ، قبل از تو، بریشان نیامده بیم دهی، شاید که آنها بپذیرند! »
و نیز در سوره آل عمران /۴۴:
« این جمله از اخبار غیبی است که بر تو وحی می‌کنیم و گرنه وقتیکه آنها خامه‌های خود را [بقصد قرعه کشی] می‌افکندند ـ تا کدامیک سرپرست مریم گرددـ پیش ایشان نبودی و نیز چون با همدیگر مجادله می‌کردند نزد آنها نبودی !»
و نیز :
« بگو اینها خبری بزرگ بشمار می رود و از آنها شما روی می تابید! مرا هیچ دانشی درباره ملاء اعلی نبود آنگاه که مجادله می‌کردند. به من هیچ چیز وحی نمی‌شود مگر اینکه من هشدار دهنده‌ای آشکارم! آنگاه که پروردگارت گفت : « من بشری را از [ماده ] خاکی خواهم آفرید. » سوره صاد/۶۷ ـ ۷۱
ونیز:
« این (ها) از اخبار نهان است که به سوی تو آنها را وحی می‌کنیم : پیش از این نه تو خود و نه قومت آن را می‌دانستید! »‌                                               هود /۴۹
۲ ـ غرض دیگر از داستان بیان این واقعیت است که همه ادیان منبع الهی دارند از روزگار نوح تا عهد محمد (ص) ، و خدا پروردگار همگان است و مؤمنان امت واحدی‌اند . گاه آنچه مربوط به انبیاست و نظر به هدف والای دعوت دارد در سوره واحدی نظیر سوره پیامبران یا انبیاء می‌آید:
« و در حقیقت موسی و هارون را فرقان دادیم و [کتابشان] برای تقوی طلبان روشنایی و اندرزی است . همان کسانی که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و از ساعت [رفتن به جهان دیگر یا قیامت] هراسناکند . و این کتاب یاد کردی خجسته است که آن را نازل کرده‌ایم، آیا باز آن را انکار می‌کنید؟                          سوره انبیاء /۴۸ ـ ۵۰
و نیز آیات پیاپی زیر از همین سوره:
« و قطعاً رشد پسرش ابراهیم را به او دادیم و بدان دانا بودیم. چون به پدر خود و قومش گفت : « این مجسمه‌هایی که شما به ملازمتشان ایستاده‌اید چیست؟ « گفتند: پدران خود را پرستندگان آنها یافتیم‌»! … و باو نیرنگی می خواستند زد ولی آنها را بازنده گردانیده‌ایم . او لوط را [ برای رفتن ] به سوی آن سرزمینی که برای جهانیاندر آن برکت نهاده بودیم نجات دادیم . و به او اسحاق و یعقوب را مزید بر آن بخشیدیم و همه را از نیکان قرار دادیم . و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند و به ایشانانجام کاری نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنها پرستنده ما بودند! و به لوط تمیز و دانش عطا کردیم و او را از شهری که [مردمش ] پلید کاری‌های [جنسی] می‌کردند نجات دادیم راستی که آنها قوم بدمنحرفی بودند! و او را در رحمت خویش داخل کردیم زیرا او از شایسته کاران بود. و نوح چون پیشتر [از سایر پیامبران] ندا کرد، اجابتش کردیم و او و خانواده‌اش را از بلای بزرگ رهانیدیم و او را علیه آن مردمی که نشانه‌های ما را به دروغ گرفته بودند یاری دادیم ، چرا که آنها مردم بدی بودند،‌در نتیجه همه آنها را غرق کردیم! و داود و سلیمان آنگاه که درباره کشتزار [ مورد نزاعی ] داوری می‌کردند، هنگامی که گوسفندان قوم شب هنگام در آن چریده بودند و ما شاهد داوری ایشان بودیم ! پس [موضوع] دعوی را به سلیمان فهماندیم و همه را تشخیص و دانش عطا کردیم . و ما کوهها را همراه داود واداشتیم که به نیایش ما پردازند و ما بودیم که [چنین ] می‌کردیم و به داود فن زره سازی آموختیم تا شما را از [ خطرات ] جنگتان حفاظت کند، پس آیا شکر گذارید؟! و برای سلیمان باد طوفان‌زا را آرام کردیم که به سوی سرزمینی که در آن برکت نهاده‌ایم (بیت المقدس) جریان پیدا می‌کرد و ما به هر چیزی دانا بودیم . و برخی ازشیاطین بودند که برای او غواصی و به عملیاتی غیر از آن مبادرت می‌کردند و ما مراقب آنان بودیم. و ایوب چون پرودگارش را ندا در داد که به من آسیب رسیده و توئی مهربانترین مهربانان ! پس اجابتش کردیم و آنچه از آسیب که به او [وارد آمده] بود برطرف کردیم وبه صرف رحمتی از خود و عبرتی برای عبادتکاران، کسان او و نظیرشان را همراه با آنها [مجدداً] به او عطا کردیم! و اسماعیل و ادریس و ذالکفل همه از شکیبایان بودند و آنها را داخل در رحمت خود کردیم زیرا آنها از درستکاران بودند و ذالنون را آنگاه که خشم زده رفت و پنداشت که ما را هرگز بر او توان نباشد، تا در دل تاریکیها ندارد او که :‌
« خدایی غیر از تو نیس، منزهی تو، ! راستی را که من از ظالمان بودم ! » پس اجابتش کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را چنین نجات دهیم! و ذکریان چون پروردگار خود را خواند: « پرودگار من مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانی !» ما پس اجابتش کردیم و یحیی را بدو بخشیدیم و زنش را برای او شایسته کردیم زیرا آنها در کارهای نیک شتابزدگی می‌نمودند و ما را از روی رغبت و بیم می‌خواندند و برای ما فروتن بودند . و آن [ زن] که خود را پاک دامن نگاهداشت و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان آیتی قرار دادیم . این امت شما براستی امتی یگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستید!  سوره ی انبیاء /۷۰ ـ ۹۲
۳ ـ  دیگر از اهداف داستان تأکید روی یگانگی دین و الوهیت واحدست و در تأیید این مطلب حکایت پیامبران پیاپی نقل می‌شود. مثلاً « ما در حقیقت نوح را به سوی قومش فرستادیم . پس او گفت: ای قوم من ! خدارا بپرستید که شما را جز او معبودی نیست ! »  اعراف /۹۵
« و به سوی قوم ثمود بردارشان صالح را فرستادیم . گفت : ای قوممن ، خدا را بپرستید، ‌شما را جز او معبودی نباشد !»                                                  اعراف /۷۳
« و به شر مدین برادرشن شعیب را [فرستادیم ] گفت : ای قوم من ،‌خدا را بپرستید ، شما را جز او معبودی نباشد! »                                                     اعراف /۸۵
۴ ـ‌ دیگر از اهداف داستان بیان این معناست که همه پیامبران بیک نحو دست که به دعوت می‌زنند و واکنش و استقبال قوم آنها نیز همه یکسان است . علاوه بر آن دین خدا یکی است و یک مبنا دارد . نمونه‌هایی چند دربره طریق دعوت در آیات ۲۵ ـ ۲۹ ، ۳۲ و ۵۰ ـ ۵۵ سوره هود ذکر شده است .

۵ ـ‌ دیگر از اغراض آوردن داستان در قرآن بیان اصل مشترک دین محمد و دین ابراهیم است . مخصوصاً منبع تمام ادیان الهی توحیدی اس، به طور عام . اینک اشاراتی چند در این زمینه :

« این [مطلب] در صحیفه‌های اولیه یعنی صحیفه‌های ابراهیم و موسی آمده است .» اعلی/۱۹
« در حقیقت سزاوارترین مردم به ابراهیم همان کسانی‌اند که او را پیروی کرده‌اند و این پیامبرست و کسانی که به [آئین او ] ایمان آورده‌اند »     آل عمران / ۶۸
« آئین پدر شما ابراهیم همانکس که از پیش شما را مسلمان نامید! »       حج /۷۸


2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

معجزه جاوید

337 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه :
در اینکه ادیان زیادی وجود دارد شکی نیست . پیروان هر دینی بر ای حقانیت آیینشان دلایلی اظهار می کنند که رسیدگی به همه ی آن ها برای تشخیص حق از باطل کار مشکلی به نظر می رسد ؛ چرا که اثری از معجزات پیامبران آنان تا کنون باقی نمانده است. فقط مسلمانان هستند که مدعی هستند یکی از معجزات پیامبرشان به نام قرآن تا کنون باقی مانده و تحریف نیز نشده است. بنابر این اگر کسی یقین کند این کتاب معجزه است ؛ آن هم معجزه ای که کسی مانند مانند آن را نمی تواند بیاورد تکلیفش روشن است و طبق دستورات آن می تواند عمل کند.
مفهوم معجزه :
خلیل بن احمد (م ۱۷۰ ق ) صاحب کهن‌ترین کتاب لغت عرب،‌العین، « عجز» را به معنای ضعف و ناتوانی دانسته است . لسان العرب نیز بر همین پایه،‌صورت‌های دیگر ساخته شده از این واژه را توضیح می‌دهد و می نویسد: « عَجَّزَ الرجلُ و عاجَزَ ؛  رفت و به او نرسید» پس استمرا در ناتوانی در معنای این لغت نهفته است و در همین معناست این آیه‌ی شریفه:
«  وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیَاتِنَا مُعَاجِزِینَ » [حج (۲۲)،‌ (53) ]
آنان که عاجزانه در ابطال آیات ما تلاش می‌کنند. [ یا این که در فکر معاجزه هستند و معاجزه به مفهوم کوشش هر یک از دو طرف در عاجز کردن طرف مقابل است]‌
إعْجاز به معنای عاجز و ناتوان و درمانده ساختن دیگری است و از همین باب است:
« وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعجِزَاللهَ فِی الأَرْضِ» [ جن‌(72) ، ۱۲]
و ما دانستیم که هرگز خدا را عاجز نتوانیم کرد.
اما در معنای اصطلاحی اعجاز،‌دانشمندان علم کلام و قرآن شناسان، فراوان و موشکافانه سخن رانده‌اند. از آن جمله، علامه فاضل مقداد سیوری در شرح خود بر باب حادی عشر آورده است که : « المُعْجزُ هَوَ الأَمْرُ الخارقُ لِلْعادهِ المطابِقُ لِلدَّعْوی الْمَقْرونُ بِالتَّحَدِّی المُتَعَذِّرُ عَلَی الْخَلْقِ الإتْیانُ بِمِثلِهِ ؛معجزه امری است خارق عادت ومطابق ادعا که هم راه با تحدی و همانند طلبی بوده و مردم از انجام آن درمانده گردند. »
شیخ طوسی ، هم‌چنین بر اختصاص معجزه به شخص آورنده‌ی آن تصریح می‌کند تا تردیدی در دل مردم واقع نشود و صدق دعوی آورنده ،‌به روشنی ثابت شود.
علامه‌ی طباطبایی در تعریف اعجاز می‌نویسد:
« اَلأمْرُ الْخارِقُ لِلْعَادَهِ الدّالُّ عَلی تَصَرُّفِ ماوَراءِالطَّبِیعَهِ فی عالَمِ الطَّبیعَهِ وَنَشْأَهِ الْمادَّهِ لابِمَعنَی الأَمْرِ الْمُبْطِلِ لِضَروُرَهِ الْعَقلِ ؛ معجزه امری است خارق عادت که بر دخالت و تصرف نیروی ماورای طبیعت در عالم طبیعت و جهان مادی دلالت می‌کند،‌نه آن که به معنای امری باشد که ضروریات عقلی (مانند قانون علیّت) را ابطال کند. »
در قرآن کریم، « اعجاز» در معنای اصطلاحی یاد شده به کار نرفته است، بلکه معمولاً از واژه‌های آیه و بینه ( آیات و بینات) استفاده شده است .
بنابر تعریف راغب اصفهانی، « آیه» به معنای نشانه و علامت آشکار، و « بینه» به معنای دلیل روشن و واضح است،‌اعم از آن که دلیل عقلی باشد یا حسی.
« لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیَی مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ » [انفال (۸) ، ۴۲]
تا هر که هلاک می‌شود از روی دلیل به هلاکت رسد و هر که زنده می‌شود از روی دلیل زندگی یابد.
آنچه لازم است درباره ی وجوه اعجاز قران بدانیم :
 سیری در وجوه اعجاز قرآن کریم
درباره‌ی وجوه اعجاز قرآن در طول تاریخ اسلام، فراوان گفته و نوشته‌اند، به گونه‌ای که توصیف ، تبیین و بررسی آنها مستلزم چندین پژوهش گسترده و پردامنه است . اینکه به صورتی کاملاً مجمل و مختصر سیری داریم در مشهورترین وجوهی که نامداران پهنه‌ی تفسیر و قرآن پژوهی در آثار خود به یادگار نهاده‌اند و یا از قول آنها در آثار دیگران نقل شده است .
۱ـ تنوع حیرت انگیز آرا درباره‌ی وجه اعجاز قرآن
گوناگونی آرای قرآن پژوهان در امر اعجاز قرآن، بسی شگفت انگیز است . هر چند به تصریح تمامی اندیشمندان مسلمان اصالت معجزه‌بودن قرآن کریم، حقیقتی است که مورد پذیرش واتفاق همگان است و هیچ کس در آن تردید روا نمی‌دارد ، با این حال، این کتاب آسمانی، چون توسط بشر، در معرض تبیین علمی قرار می‌گیرد ، معرکه‌ها برمی‌انگیزد و هوش وخرد نقادان معانی و الفاظ را به بهت و حیرت وا می‌دارد.
اینک به ذکر فشرده‌ی نظرات پرداخته ، از توضیح و تفصیل آنها صرف نظر می‌کنیم:
۱ـ ۱ـ بحث از وجوه اعجاز قرآن ضروری نیست
علامه شعرانی ضمن برشمردن وجوهی از اعجاز، یادآور می‌گردد که خواجه نصیر الدین طوسی همه‌ی آنها را محتمل می‌شمرد و سپس اظهار می‌کند که بحث از وجوه اعجاز ، بحثی غیرلازم است و دقت در علت اعجاز، وسوسه‌ای غیر ضروری است که نفعی جز انحراف ذهن از راه مستقیم ندارد. با توجه به توضیحات علامه شعرانی در اثر دیگر خود، راه سعادت، می‌توان گفت : ایشان توجه و وسواس بر کشف وجه اعجاز را برای اذهان ضعیف، مجاز نمی‌شمرد، ولی به طور کلی غیر ضروری بودن این بحث یا نهی از وسواس بی‌جا در چند و چون این مفهوم، منافاتی با سودمند یا حتی مستحسن بودن این مباحث ندارد، همچنان که خود نیز در حد معمول و معقول بدان پرداخته است.
۱ـ۲ـ کاوش از وجوه اعجاز قرآن ضروری است
در نقطه‌ی مقابل نظر پیشین، علامه جرجانی، اطلاع ما را از شکست اعراب در برابر تحدی قرآن،‌موجب بی‌نیازی از کاوش در چرایی این واقعیت نمی‌داند و ترجیح جهل را بر علم در این باره مجاز نمی‌شمرد و خود نیز در کاوش از این چگونگی قدم در میدان تحقیق می‌نهد.
۱ـ ۳ ـ ادراک وجه اعجاز امکان پذیر نیست.
برخی از قرآن پژوهان و مفسران برآنند که وجه اعجاز قرآن ـ هر چه باشدـ برای بشر قابل درک نیست و « تردید در تعیین وجه اعجاز قرآن دلیل بر نشناختن و درنیافتن وجه اعجاز قرآن است. » از دانشمندانی علامه مجلسی،  سکاکی و حسن بن محمد قمی مشابه این نظر نقل شده است. 
۱ـ ۴ ـ اعجمی تنها با استدلال، اعجاز را در می‌یابد.
بسیاری از دانشمندان تأکید می‌کنند که اعجمی و حتی عرب غیرفصیح و ناآشنا با بلاغت، نمی‌تواند با علم تفصیلی و به گونه‌ای بدیهی و ضروری، اعجاز قرآن را دریابد و تنها راه فهم
اعجاز قرآن برای این گروه، استدلال است.
روشن است که این نظر درباره‌ی درک اعجاز بلاغی قرآن درست است، ولی آیا قرآن کریم، تنها از نظر بلاغت معجز‌است که راه درک تفصیلی آن بر اعجمی مسدود باشد؟!
۱ـ۵ـ ناآشنا به زبان عربی نیز محروم و محجوب از قرآن نیست
در مقابل رأی سابق، گروهی دیگر از دانشمندان، درک اعجاز قرآن را برای احدی از کسانی که بخواهند به وجهی از وجوه اعجاز دست یابند، غیرممکن نمی‌دانند؛ یعنی همچنان که ممکن است باب معارف قرآن بر روی کسی که جز از بلاغت آن آگاهی ندارد ناگشوده بماند، کسانی هم که از بلاغت قرآن سررشته‌ای ندارند ممکن است از وجوه دیگر،‌روزنه‌ای برای مشاهده‌ی عظمت کبریایی و ماورایی این کتاب برای خود بیابند.
۱ـ۶ـ نظریه‌ی صرفه: اعجاز قرآن جلوگیری مردم از همانند آوری است
از دیرباز، کسانی از مذاهب مختلف اسلامی همچون ابواسحاق نظام (م ۴۳۶ ق) و ابن سنان خفاجی (م ۴۶۶ ق) نظریه‌ای را مطرح کرده و گسترش داده‌اند که بر آن است « رمز شکست اعراب در رویارویی با قرآن ، نه از ناحیه‌ی جنبه‌های درونی قرآن بلکه به سبب نیروی بازدارنده‌ای است که خداوند نسبت به مخالفان و منکران حقانیت قرآن اعمال می‌کند و به این وسیله از همانند آوری آنان مانع می‌شود.»25 ناگفته نماند که برخی از منتقدان به نظریه‌ی صَرفه، یا کسانی که احتمال درستی آن را نیز می‌دهند، علاوه بر نظریه‌ی صرفه، وجوه دیگر اعجاز را نیز صادق می‌دانند،‌از این گروه می‌توان راغب اصفهانی۲۶ و خواجه نصیرالدین طوسی۲۷ را نام برد. 
۱ـ۷ـ نیازی به فراگیر بودن وجوه اعجاز نسبت به کل آیات نیست.
از نظرات تازه‌ای که مطرح شده، می‌توان نظر خالد العک را نام برد. وی می‌نویسد: در قرآن کریم دوازده معنا وجود دارد که اگر در تمام قرآن جز یکی از آنها نبود برای اثبات اعجاز آن کفایت می‌کرد .این معانی عبارت‌اند از : ایجاز لفظ،‌ تشبیه چیزی به چیز دیگر، استعاره، معانی نو، هماهنگی حروف و کلمات،‌فاصله‌های مقاطع کلام در آیات، تجانس ساختار کلمات، بیان قصص و احوال، اشتمال بر حکمت‌ها و اسرار، مبالغه در امر و نهی، حسن بیان مقاصد و اغراض، تمهید مصالح و اسباب واخبار از آنچه بوده و خواهد بود.
وجوه مذکور سیزده وجه است که ممکن است مؤلف دو تا از آنها را باهم به حساب آورده باشد نظیر تشبیه و استعاره . به هر حال با توجه به این که تمامی این وجوه در کل ایات جریان ندارد معلوم می‌شود که از نظر ایشان وجود یکی از وجوه اعجاز در پاره‌ای از آیات برای اثبات اعجاز کل قرآن کفایت می‌کند.
۱ـ ۸ـ وجه حقیقی اعجاز، جمع همه‌ی ویژگی‌ها است
از جمله‌ی نظریه‌های قابل توجه در تبیین وجه اعجاز قرآن ، رأیی است که بدرالدین زرکشی اظهار داشته و می‌گوید:
نظر اهل تحقیق آن است که می‌گویند اعجاز قرآن با تمامی وجوه یاد شده واقع شده است نه به تک‌تک آنها، چرا که قرآن ، همه‌ی آنها را باهم جمع کرده پس معنا ندارد که با وجود اشتمال بر همه، تنها به یک وجه نسبت داده شود.
۱ـ۹ـ تفسیر علمی، جلوه ‌گاه اعجاز علمی قرآن است .
اعتقاد به این که در قرآن کریم، علوم اولین و آخرین نهفته است و تلاش برای یافتن راه‌ها و روش‌های استخراج این دانش‌ها، برخلاف تصور معمول، سابقه‌ای طولانی در میان مفسران و قرآن پژوهان دارد.
در توضیح بنیاد این روش گفته شده است که معتقدان به این نوع تفسیر، با توسعه بخشیدن به اصطلاح « علم» ،‌برآنند که قرآن در کنار علوم اعتقادی و عملی دینی، دربردارنده‌ی دیگر دانش‌های دنیا با وجود همه‌ی شاخه‌ها و گونه‌های متفاوت آن نیز هست.
از پیشینیان، شاید شناخته‌ترین کسی که کوشید در این راه به فهمی روشمند دست یابد و با جدیت تمام،‌دیگران را به این نوع نگرش فراخوند محمد غزالی (م ۵۰۵ ق ) باشد که هم در احیاء علوم الدین و هم در جواهر القرآن سخت بر این نظر پای فشرده است.
صاحب کتاب فکرهِ اعجاز القرآن که به معرفی کوتاه آرای دانشمندان علوم قرآنی از قرن دوم تا قرن چهاردهم پرداخته است، در موارد متعددی نظرات کسانی همچون طنطاوی صاحب تفسیر الجواهر را بازگو می‌کند که به تصریح یا اشاره وجه اعجاز قرآن را در رازگشایی از حقایق علمی جهان برشمرده‌اند.
۱ـ۱۰ـ فصاحت و علم در همه‌ی آیات قرآنی جاری‌اند.
از جمله معتقدان به این نظر علامه شمس الدین محمد آملی صاحب کتاب نفائس الفنون است . وی سبب اعجاز قرآن را دو عامل می‌شمارد که هر دو در تمامی آیات قرآن جاری و نمودار است . این دو عامل عبارت اند از :
الف ) فصاحت و بلاغت منحصر به فردی که تمام بلیغان عرب را از همانند آوری عاجز ساخت .
ب ) اشتمال بر جمیع معارف وحکم و محاسن شیم (اخلاق ) و اقاصیص اولین و آخرین و اخبار از مغیبات و کیفیت ادای طاعات و امتناع از منهیات و جمیع آنچه در تکمیل نفوس بشری و وصول به سعادت ابدی بدو احتیاج افتد.
۱ـ۱۱ـ در قرآن هزاران معجزه وجود دارد.
این مسراقه، بنابر آنچه سیوطی در اتقان از وی نقل می‌کند بر آن است که تمامی وجوهی که عالمان در تبیین وجه اعجاز برشمرده‌اند درست است و با این همه به یک دهم از ده یک کل وجوه اعجاز دست نیافته‌اند .
زرقانی نیز به وجود هزاران وجه اعجاز در قرآن تصریح می‌کند و می‌گوید: بسیار اتفاق می‌افتد که یک معجزه تنها در یک آیه مشاهده می‌شود،‌همچنان که آیه‌ی « مباهله» به تنهایی یک معجزه است.
۱ـ۱۲ـ وجوه اعجاز قرآن به موازات پیشرفت اعصار، ظاهر می‌شود.
آنچه این نظر را از نظریه‌ی پیشین متمایز می‌سازد، توجه به عنصر تعیین کننده‌ی زمان در ظهور معجزات قرآن است . بنابراین اعتقاد، وجوه اعجاز قرآن، نه تنها بیش از آن است که قابل استقصا و شمارش باشد بلکه قرآن با مردم هر عصر و زمان با زبان خودشان از اعجاز خود سخن می‌گوید و متناسب سطح درک و ظرفیت فهم و خرد و آگاهی آنها،‌ابعادی از معجزات خود آشکار می‌سازد. پس می‌توان گفت: قرآن، کتاب همه‌ی دوران‌هاست که همواره به زبان روزگار خود سخن می‌گوید.
موجبات اختلاف در تبیین وجوه اعجاز
سخن در عوامل ایجاد اختلاف میان دانشمندان قرآن پژوه پیرامون توضیح در چگونگی اعجاز قرآن و زوایا و دریچه‌های آن، پیچیده و گسترده است . آن چه به اجمال می‌توان آورد طرح آنها در ساختار سه عنوان کلی ذیل است :
الف ـ عوامل انسانی و شخصی ؛
ب ـ عوامل علمی و اجتماعی
ج ـ عوامل قرآنی
۱ـ عوامل انسانی وشخصی
این عوامل به نوبه‌ی خود به مؤلفه‌های دیگری بخش‌پذیرند:
۱ ـ دشواری بیان یک احساس درونی : اساساً درک و بیان یک احساس قلبی و جمال بیکران در قالب الفاظ سخت ثقیل و برگرده‌ی زبان،‌تحمل ناپذیر است.
۲ ـ تفاوت مراتب درک : گوناگونی دریافت باطنی انسان‌ها از آن حقیقت شکوهمند نیز امکان توضیح واحد را کاهش می‌دهد.
۳ ـ اختلاف در بیان و تعبیر: اختلاف سلیقه و تفاوت در گزینش معیارها و تعریف‌ها نیز از جمله‌ی موجبات ناهماهنگی در تحلیل و تبیین وجوه اعجاز است.

۲ـ عوامل علمی و اجتماعی
این مقوله نیز خود متشکل از اسباب گوناگونی است :
۱ ـ بررسی‌های علمی و تخصصی : پیشرفت زمان، طرح پرسش‌های جدید و گسترش عرصه‌ی اندیشه‌ی تخصصی موجب طرح روی کرد تازه و مباحث نوین در زمینه‌ی اعجاز قرآن گردید.
۲ ـ رشد و گسترش علوم : رشد دانش‌ها موجب اصلاحات تازه یا ساختار بهتر بخشیدن به مباحث و تنظیم مطلوب‌تر مباحث بوده است.
۳ ـ کشف وجوه تازه در اعجاز قرآن : علاوه بر عوامل یاد شده، باید از طرح عناوین تازه در وجوه اعجاز سخن گفت که بر پیشینیان پوشیده مانده بود.
۳ – عوامل قرآنی
شاید بتوان گفت مهم‌ترین عوامل ایجاد اختلاف میان اذهان بشری در تبیین وجوه اعجاز در خود قرآن کریم نهفته است :
۱ـ بی‌کرانگی دنیای قرآن ؛
۲ ـ تفاوت مراتب ظهور اعجاز در آیات؛
۳ ـ تفاوت دامنه‌ی وجوه اعجاز در شمول بر آیات.
موادی که به اعجازقرآن اشاره دارند و در این پژوهش بررسی می شوند:
۱-    ادعای اعجاز در خود آیات قرآن
۲-    فصاحت و بلاغت قرآن
۳-    خبرهای غیبی قرآن
۴-    قرآن و قانونگذاری
۵-    قاطعیت و مصونیت از اشتباه
۶-    اتقان و یکنواختی
۷-    کتابی عظیم از مردی درس ناخوانده
۸-    معجزات علمی قرآن
ادعای اعجاز در قرآن :
 
اولین پرسشی که مطرح می شود این است که آیا خود قرآن نیز به معجزه  بودنش تأکید کرده و در قرآن نیز چیزی در این رابطه بیان شده است ؟ در پاسخ می توان گفت قرآن در ۴ مورد از مردمان جهان خواسته است که اگر شکی در آسمانی بودن آن دارید بیایید و اجتماع کنید و از همه کس غیر از خدا کمک بگیرید و مانند آن را بیاورید. این دعوت یک بار درباره ی نظیر کل قرآن مطرح شده است که ترجمه ی ان چنین است : (( بگو اگر تمام افراد انس و جن برای آوردن مانند قرآن اجتماع کنند موفق نخواهند شد اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند. )) – سوره ی اسراء – آیه ی ۸۸
بار دیگر قرآن خواسته نظیر ده سوره از قرآن را بیاورند : (( آیا می گویید – پیامبر- این آیات را خودش ساخته است؟ بگو اگر راست می گویید شما هم از این قبیل سوره ها ده تا بسازید و در این کار غیر از خدا از هر کسی که می توانید یاری بجویید. )) – سوره ی هود – آیه ی۱۳
خدا در قرآن برای سومین بار دعوت کرده که فقط یک سوره مانند قرآن بیاورند : ((  اگر درباره ی کتابی که بر بنده خود فرستاده ایم شک دارید ؛ یک سوره مانند آن را بیاورید و تمام گواهان خود را غیر از خدا ، برای این کار دعوت کنید. اگر راست می گویید. )) – سوره ی بقره – آیه ی ۲۳
در چهارمین دعوت به مبارزه خداوند متعال چنین می فرماید : (( آیا می گویند – پیامبر – این آیات را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است؟ بگو پس شما هم اگر راست می گویید یک سوره مانند آن را بیاورید و در این کار غیر از خدا از هرکس می خواهید یاری بگیرید .)) – سوره ی یونس – آیه ی ۳۸
بنابر این در خود قرآن مجید بر معجزه بودن قرآن و اینکه کسی نمی تواند مانند ان را باورد تأکید شده است. سوال اینجاست که چرا مشرکان سوره ای مانند قرآن را نیاورده اند. مسلم است که نتوانسته اند. چون اگر می توانستند حتما سوره ای مانند قرآن می آوردند تا به راحتی در مسابقه ای که از جانب خدا برگزار شده پیروز شده و اسلام را زیر سوال ببرند. 
مخاطب آیات تحدی کیست ؟
در اینجا به بررسی دیدگاه  باقلانی درباره ی مخاطب تحدی می پردازیم : 
آیا هماوردجویی قرآن در خطاب با عموم انسان‌ها در همه‌ای اعصار است یا صرفاً با قهرمان‌های فصاحت و بلاغت در عصر بعثت رسول مکرم اسلام؟
دکتر بنت الشاطی در گزارشی که از مفهوم اعجاز و مخاطبان تحدی بنابر نظرگاه‌های باقلانی به دست داده است مدعی وجود تعارض در اندیشه‌ی این دانشمند شده است با این بیان که باقلانی در یک جا گفته است :  این آیت ـ یعنی معجزه‌ی قرآن ـ علمی است که بر همگان لازم است آن را بپذیرند و سر تسلیم در برابرش فرود آورند. این در حالی است که دانستیم مردم در درک این حقیقت و رسیدن به این علم، یا به عبارت دیگر به وجه دلالت آن، با یکدیگر تفاوت دارند، زیا غیر عرب تنها از طریق آگاهی یافتن از ناتوانی عرب در این مسأله به این معرفت می‌رسد که قرآن معجزه است . غیر عرب در معرفت این امر واسطه‌هایی نیاز دارند که افرادی که خود اهل فصاحت‌اند بدان نیازمند نیستند . اما زمانی که همین غیر عرب از ناتوانی اهل فصاحت در این مسأله آگاهی می‌یابد، به منزله‌ی آنان، مخاطب این آیت و حجت قرار می‌گیرد. به همین نحو،‌کسانی هم که اهل فصاحت‌اند، ولی در سطحی متوسط قرار دارند، به آن اندازه به درک مسأله‌ی اعجاز نایل نمی‌آیند که صاحبان قدرت و توانایی و چیره‌دستان این صناعت بدان نایل می‌شوند. به همین دلیل نیز، شاید این متوسط‌ها از این نظر در ردیف غیر عرب قرار گیرند که تنها در صورت آگاهی یافتن از ناتوانی خدواندگاران این هنر حجت بر آنها تمام می‌شود. بنابراین، در این مسأله، آنان که مرجع و معیارند مجموعه فصیحانند، نه تک ‌تک آنها … .
اما دیری نمی پاید که دانشمد مزبور ، این سخن خود را که گفته بود تنها اعراب عصر بعثت مخاطب تحدی هستند، نادیده می‌گیرد و می‌گوید:
این تحدی، به یکنحو،‌هم آنان و هم دیگران را مورد خطاب قرار می‌دهد: ما به همان نحو که از ناتوانی مردم نخستین عصر [ در آوردن همانند قرآن ] آگاهی می‌یابیم ، از ناتوانی مردم دیگر عصرها نیز آگاه می‌شویم، زیرا راه رسیدن به چنین آگاهی‌ای در هر دو مورد یکی است ، چرا که همه به یک نحو مخاطب تحدی و مبارزه‌جویی قرار گرفته‌اند و از دیگر سوی ،‌روح به مخالفت و مبارزه برخاستن در همه‌ی طبایع به یک نحو موجود است و تکلیف نیز به یک شیوه و بی آنکه تفاوتی در کار باشد متوجه همگان است.
به نظر می‌رسد تصور تعارض در سخنان علامه باقلانی، توهمی بیش نباشد که از تعارض ظاهری دو سخن یاد شده نشأت گرفته باشد در حالی که با این توضیح مختصر، اشکال مذکور مرتفع می‌شود که : هر چند خطاب تحدی به همگان است اما در حقیقت این متخصصان و نخبگان فصاحت و بلاغت ( یا هر یک از دیگر وجوه اعجاز قرآن ) هستند که مخاطب تحدی واقع می‌شود و اگر قرار باشد نمونه‌ای همانند قرآن برساخته شود، هر چند همه بخواهند،‌اما به طور طبیعی همان متخصصان مدعی و تلاشگر در این کار خواهند بود. بنابراین اگر تا آخر تاریخ هم،‌همه مخاطب تحدی قرآن باشند، در عمل نگاه همه‌ی شکاکان در اعجاز برای مشاهده‌ی نتیجه‌ی کار به استادان فن به ویژه سرآمدان صدر تاریخ اسلام که فحول ادبیت و عربیت بودند دوخته می‌شود؛ گر چه تا ابدالدهر نیز هرگز توان کوچک‌ترین مقابله‌ای را در این جهت نخواهندداشت ـ هم‌چنان که طول تاریخ بشریت از صدر اسلام تاکنون نشان داده است و روز به روز این ناتوانی و شکست ظاهرتر و قطعی‌تر جلوه می‌کند، پس تعارضی در کار نخواهد بود.
فصاحت و بلاغت قرآن :
معجزات پیامبران هر عصر به تناسب موقعیت مکانی و زمانی و شرایط حاکم بر جامعه ی آن پیامبر متغیر بوده است. به عنوان مثال در زمان حضرت عیسی (ع) عصر طبابت بوده است و همه ی طبیبان مورد احترام جامعه بوده اند و در چنین شرایطی است که خداوند به عیسی (ع) معجزه ی زنده کردن مردگان و شفا دادن بیماران را می دهد. به عنوان نمونه ی دیگر می توان از عصر حضرت موسی (ع) نام برد. تاریخ می نویسد زمانی که فرعون ساحران را از سراسر مصر برای مبارزه با حضرت موسی (ع) فراخوان نمود ۱۰۰۰ ساحر بر ای مقابله با پیامبر خدا گرد آمدند که از بین آن ها گروهی که زبردست تر بودند انتخاب شدند. این کثرت ساحران نشانگر این واقعیت است که عصر موسی (ع)  عصر سحر و جادو بوده است و به همین تناسب نیز معجزات حضرت موسی (ع) عبارت بودند از : عصایی که اژدها می شد و دستی که مثل ستاره  ی درخشان از زیر کتف حضرت بیرون می آمد ( ید بیضا ) .
در زمان پیامبر اسلام (ص) نیز باید معجزه ای به تناسب موقعیت اجتماعی می آمد که مورد توجه واقع شود. به گواهی تاریخ و طبق اسناد و مدارک و اشعار به جای مانده از عصر جاهلیت می توان پی به این موضوع برد که اعراب جاهلیت بسیار به ادبیات و شعر علاقمند بوده اند و عصر جاهلیت ، عصر شعر و شاعری بوده است و در آن دوره این شاعران بوده اند که از مقام و منزلت اجتماعی بهره مند بوده اند. در این شرایط قرآن با چنان  فصاحت و بلاغتی نازل می شود که حتی بزرگترین شاعران و ادیبان جاهلیت را به حیرت فرو می برد.
نکته ی قابل ذکر این این مقام این است که اگر به ماجرای تسلیم شدن ساحران به دین موسی توجه کنیم می بینیم کسانی که تسلیم خدا شدند همه از سران و بزرگترین ساحران روزگار خود بودن اما با این وجود تسلیم شدند و حتی حاضر شدند جان خودرا در این راه از دست بدهند. علت این امر را می توان چنین بیان نمود که ساحران که به درجه ی اوج سحر رسیده بودند وقتی حرکت موسی (ع) را دیدند بلافاصله پی بردند که این سحر نیست و هیچ جادویی نمی تواند چنین کند و فهمیدند که این نشانه ی الهی است. عین این مسئله برای اربابان شاعر عرب نیز مطرح بود و آن ها درک کردند که سخن هیچ بشری نمیتواند چنان فصیح و بلیغ و موزون باشد . برخی از این موارد عبارتند از :
 
الف ) داوری ولید بن مغیره ی مخزومی : این فرد که او را به حکیم اعرب می خوانند از زبردسترین سخنپردازان عرب به شمار می رفت. گروهی نزد وی رفته و نظر وی را درباره ی قرآن جویا شده بودند. وی در پاسخ به آنان گفته بود : (( به  خدا سوگند سخنانی از محمد شنیدم که نه مانند گفتار آدمیان و نه از سنخ گفتار پریان است. به خدا سوگند آن را شیوایی و زیبایی است که کلام بلند آن را پرثمر و جملات عادی آن  پر برکت است و این سخن فراتر رفته اوج خواهد گرفت و چیزی را بر او برتری و علو نخواهد بود. ))
این اعتراف عملی ازیکی  بزرگترین چهره های ادبی عرب جاهلیت نشانگر اوج فصاحت و بلاغت و شیوایی و رسایی کلام حق است و دلیلی بر اینکه قرآن معجزه است . چون قرآن فصاحت و بلاغتی مافوق بشری دارد.
نکته ای که باید در اینجا ذکر نمود این است که فصاحت و بلاغت چیزی نیست که هر کسی آن را به طور کامل درک کند و درباره ی این موضوع اهل فن هستند که می توانند نظر دقیق بدهند ولی با این حال قرآن دارای چنان آهنگ زیبایی بود که همه ی اعراب را به خود جلب می نمود.
ب) داوری عتبعه بن ربیعه : این فرد که از سران و مشاهیر قریش بود نزد رسول اکرم (ص) رفت تا به ایشان پیشنهاداتی بدهد که مانع پیشرفت اسلام شود. حضرت آیه ی ۳۷ سوره ی فصلت را در پاسخ به او تلات نمودند و به سجده رفتند. جذابیت و شیوایی قرآن کریم چنان وی را به شگفتی آورده بود که مدتی به پیامبر (ص) خیره شده و سپس بدون آنکه چیزی بگوید از نزد ایشان خارج شد و به دوستان خود گفت : « سخنی از محمد شنیدم که به خدا سوگند نه شعر است ، نه افسون و نه کلام جن و … . »
ج) داوری طفیل : طفیل از سران قبیله اش بود و نفوذ خاصی به افراد قبیله اش داشت. کفاراز بیم آنکه طفیل مسلمان شود و به تبلیغ دین اسلام در قبیله اش بپردازد پیش از ورود او به مسجد الحرام دور او را گرفتند و گفتند محمد ساحری است که اگر صدای او را بشنوی سحر می شوی . پس با پنبه گوشهایت رابپوشان تا صدایش را نشنوی و مبادا که گمراه شوی. طفیل همین کار را کرد ولی درحالی که پیامبر(ص) داشت آیات قرآن را برای مردم می خواند از روی کنجکاوی پنبه ها را از گوش در آورد و آیات الهی را شنید. طفیل به دنبال حضرت راه افتاد ؛ به خانه ی ایشان رفت و از پیامبر (ص) خواست که دین خود را به عرضه کند . پیامبر نیز ضمن معرفی دین اسلام به وی آیاتی از قرآن را نیز قرائت نمودند. طفیل می گوید : « به خدا سوگند هرگز سخنی شیواتر از قرآن نشنیده و آیینی عادلانه تر از اسلام نیافته ام. »  و سپس مسلمان شد.
د) جمع شدن گروهی ۴ نفره برای مسابقه با قرآن : هشام بن حکم از امام صادق (ع) بیان می کند که ۴ تن از سران کفر و الحاد به نام های ابن ابی العوجا ، ابوشاکر ، عبدا… بن مقفع و عبدالملک بصری در مسجد الحرام گرد هم آمدند تا به تحدی قرآن کریم پاسخ بگویند. از این رو قرار شد تا سال آینده که همه دوباره همدیگر را در مسجد الحرام می بینند هرکدام به اندازه ی یک چهارم قرآن را بیاورند تا به طور کامل قرآن جاوید را از بین ببرند. تا سال آینده که آن ۴ نفر بازگشتند هر کدام به دیگری آیه ای از قرآن را گفتند که متحیرشان ساخته و نتوانسته اند مانند آن را بیاورند.
علاوه بر موارد فوق امروزه نیز اکثر علمای فصاحت و بلاغت در این معجزه ی جاویدان متحریانه نگریسته و اعترافات تکان دهنده ای دارند . به عنوان مثال دکتر شبلی شمیل که به ماوراء  طبیعه اعتقاد ندارد در ضمن اشعارش می گوید : « من اگر چه به دین حضرت محمد کافر هستم ولی چگونه می توانم آیات محکم قرآنش را نادیده بگیرم و به آن کفر ورزم . »
کرنیکو ، دانشمند انگیلیسی و استاد ادبیات دانشکده ی علیگره ی هند در حضور اساتید سخن و ادبیات در پاسخ به پرسشی که در مورد اعجاز قرآن کریم مطرح شده بود گفت : « قرآن را برادر کوچکی است به نام نهج البلاغه . آیا برای کسی امکان دارد مانند این برادر کوچک را بیاورد تا ما را مجال گفتگو در امکان آوردن بلاغتی نظیر قرآن کریم باشد ؟! »


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

اعجاز قرآن

414 views

بازدید

اعجاز قرآن
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
بسمه تعالی

اعجاز قرآن

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟
 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.
قرآن و ادعای اعجاز
همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.
قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.
 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.
 
اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت
 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.
 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.
چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟
حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:
۱-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.
۲-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.
۳-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.
 
در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.
 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و … با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و … و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و … انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.
در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.
 
شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)
نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:
فرض کنید که طبیب “الف” امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:
اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب “الف” کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب “الف” درست بوده است.
ثانیاً: اگر طبیب “ب” پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب “الف” کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب “ب” تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.
در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
اعجاز قرآن
5 (100%) 1 vote



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد