خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

دانلود کتاب تن آدمی

5,855 views

بازدید

دانلود کتاب تن آدمی
۵ (۱۰۰%) ۳ votes
دانلود رایگان کتاب پزشکی تن آدمی

کتاب تن آدمی ساختمان تن آدمی و چگونگی کار دستگاههای گوناگون و اسرار خلقت بدن انسان را به زبانی روشن و ساده بیان می کند.
طول عمر پستانداران با اندازه جثه آنان نسبت مستقیم دارد.هر چه پستاندار بزرگتر باشد عمرش درازتر است.ولی آدمی از این قاعده مستثنی است.-چرا ؟
هیچ جانداری به جثه آدمی مغزی به اندازه او ندارد.ساختمان و طرز کار این مغز چگونه است؟
این کتاب تمام این مسائل و بسی مطالب و نکات شایان توجه را برای خواننده شرح می دهد و اسرار ساختمان تن آدمی را بر او مکشوف می سازد.
مطالعه ساختمان و طرز کار بدن آدمی نه بصورت انفرادی بلکه در میان عالم جانداران و جهان ، گاه مفید فایده است و ممکن است به از بین بردن جهل ظاهری کمک کند.
فهرست مطالب کتاب تن آدمی:
مقام آدمی در جهان
سر و تنه ما
دستها و پاها و مفاصل ما
ماهیچه های ما
ششهای ما
قلب و سرخ رگهای ما
خون ما
روده های ما
کلیه های ما
پوست ما
اعضای تناسلی ما
طول عمر ما

3+

نويسنده / مترجم : آیزاک آسیموف / محمود بهزاد
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 10 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 398

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب تن آدمی
5 (100%) 3 votes

دانلود رایگان کتاب دنیاهای مختلط

6,169 views

بازدید

دانلود رایگان کتاب دنیاهای مختلط
۵ (۱۰۰%) ۶ votes
دانلود کتاب رایگان دنیا های مختلط

انسان شناسی و مردم شناسی با ” من شناسی ” و یا خود شناسی بسیار متفاوت است . با پیشرفت علم ، اطلاعات زیادی درباره انسان بدست می آوریم. اما اطلاعاتی درمورد انسان های اولیه و چگونگی پیدایش آن ، فرهنگ ، آداب و رسوم ، عقاید ، زبان ، تاریخ و … هیچگاه در مورد اینکه این که ” من چیستم؟ ” اطلاعاتی نمیدهند. دلیل این است که این گونه علوم فرد را از بیرون مورد توجه و مطالعه قرار میدهند ، حال آنکه در خودشناسی فرد خود را از درون مطالعه میکند. احساسات ، انگیزه های درونی افکار و… فرایند هایی در درون افراد هستند که فقط به طریق شهودی قابل درک و فهم میباشند. هیچ کس نمیتواند در مورد آن ها در موجودی دیگر که توانایی تجربه آنرا ندارد ، تصوری ایجاد کند. متنند این است که فردی بخواهد نور  را برای کسی که از بدو تولد نابینا بوده است تشریح کند به همین دلیل خودشناسی به عنوان یک علم مطرح نیست و دانشمندان ترجیح میدهند یافته های خود را در مورد انسانشناسی به آن تعمیم دهند.
با این همه انسان را میتوان در سطوح مختلف بررسی و مطالعه کرد. یک فیزیکدان ذرات بنیادی ممکن است انسان را مجموعه ای از اتم ها بداند. شمیدان فرایند های درون سلولی او را مطالعه میکند و انسان را موجود زنده ای میداند که با سایر موجودات هیچ تفاوتی ندارد. زیست شناس با بررسی کارکرد سلول ها و پزشک که بیشتر اندام ها را مدنظر قرار می دهد انسان را موجودی نظیر حیوانات میداند. انسانشناس ، مردم شناس و جامعه شناس فرهنگ و ارتباطات بین فردی را هم در نطر میگیرند و انسان را موجودی اجتماعی و فرهنگی میدانند . در این میان روانشناس و فیلسوف هم گاهی نگاهی گذارا به درون انسان می اندازند. اطلاعاتی که این متخصصان ارائه میدهند میتواند درست باشد اما کل واقعیت نیست.
در این کتاب برای آن که نگاهی جامع تر و کلی تر به انسان ایجاد گردد از نظرات و اندیشه های بسیاری از داشمندان و فلاسفه در سطوح مختلف استفاده شده است. به این ترتیب خودشناسی ابتدا از بیرون و حتی سطح اتم و ماده شروع شده و در نهایت با نگاهی درونی نگریسته میشود.
این کتاب را نویسنده آن جناب آقای حسین کوشا برای انتشار رایگان در پایگاه دانلود کتاب تک بوک ارسال کرده اند.

8+

نويسنده / مترجم : حسین کوشا
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 11 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 161

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود رایگان کتاب دنیاهای مختلط
5 (100%) 6 votes

دانلود کتاب چکیده ی انسان شناسی و خودشناسی

34,853 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
دانلود کتاب انسان شناسی

انسان باید بی مهابا در مطالعه و تحقیق و بهره گیری از تجربیات دیگران باشد؛ و در این راستا از هیچ کوششی فروگذار نکند. ولی هر چیزی را باید از خودش بخواهد و هر سؤالی را از خودش بپرسد و هر جوابی را نیز از ندای درونی اش بشنود.
شاعر می گوید:
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم
                                                          یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
و بقول اریک فروم: هدف بشر باید باز کردن طومار نیروهای بالقوه خودش باشد نه بدست آوردن و روی هم انباشتن کالا و ثروت.
امرسون گفت: اشیاء بر انسان سوارند و می تازند.
و همچنین اریک فروم گفته است که: انسان اشیاء را بت خود کرده است و بت هایی را پرستش می کند که توانایی نابود کردن او را دارند. اگر عشق به زندگی در بیشتر انسانها کمرنگ شود نابودی نسل بشر احتمالی واقعی خواهد بود.
پس بیائید انسان و علل و ریشه های رنج های او را بشناسیم و برای نجاتش چاره ای بیاندیشیم.
از طرفی دیگر انسان برای شناخت هستی و خداوند نخست باید خودش را بشناسد. و برای اینکار باید انسان را بشناسد. یعنی از نیازهای و ویژگی های انسان آگاهی های لازم و کافی داشته باشد. در واقع همه شناخت های قابل حصول توسط هر شخصی بستگی به این دارد که وی تا چه اندازه خودش و انسان را بشناسد. فهم و شناخت نتیجه شهود و یک احساس درونیست و مقوله ای کاملاً متفاوت از دانش-اندوزیست. بعنوان مثال آلبرت انیشتن نیز راز کامیانی خود را شهود باطنی اعلام کرده بود.
خودشناسی امری نسبی است؛ چون انسان موجودیست که نمی توان او را بطور کامل شناخت. موضوع قابل تعمق در اهمیت خودشناسی و انسان شناسی اینست که بزرگترین صاحبنظران و اندیشمندان دنیا در علوم مختلف اعم از ریاضیات، فیزیک، شیمی، فلسفه، عرفان، خداشناسی و غیره دارای جملات ارزشمند و قابل تعمّقی درباره انسان شناسی هستند؛ و هر کسی که می‌تواند کار خارق العاده ای انجام دهد و یا اندیشه برتری دارد؛ به نسبت  بیشتری از این شناخت ها برخوردار است. انسان موجودیست که از وجودش آگاه است ولی متأسفانه این آگاهی اش را از یاد می‌برد؛ و در ناخودآگاهش زندگی می کند.
هرچند همه افراد تا حدودی از روانشناسی، انسان شناسی و خودشناسی بهره‌مندند و در زندگی روزمره خود از این شناخت ها استفاده می نمایند، ولی بدیهی است که همه به یک میزا ن از این شناخت ها بهره مند نیستند؛ و از این نظر تفاوتهایشان بسیار فاحش است. بنظر میرسد که شناخت جهان بیرون بدون شناخت دنیای درون خود ممکن نمی‌شود. این یک رابطه دوجانبه است؛ مانند هر نیرویی که در طبیعت بصورت دوتایی ظاهر می‌شود و همانند دیگر مفاهیم و پدیده های هستی و طبیعت که زوج هستند.
برای شناخت صحیح انسان باید همه نیازها و وی‍ژگی های او را بشناسیم و برای یافتن  علل رنج های او باید از خوراک ونیازها و ویژگی های جسمی و روحی و روانی او بدانیم؛ و همه لایه های وجودی وی را مورد سنجش و بررسی قرار دهیم تا بتوانیم به فراتر از نیازهایش رفته و او را بسوی سلامتی، زندگی بهتر و شناخت های برتر سوق دهیم.
انسان‌شناسی معنی و مفهومی جامع‌تر و فراتر از روانشناسی دارد. در اینجا با اهمیت‌ترین مسایل و موضوعات مربوط به انسان مطرح گردیده‌اند تا این راه برای علاقه‌مندان هموارتر و کوتاه‌تر شود.
این کتاب حاوی مطا لب نسبتا زیاد اما فشرده در انسانشناسی و خود شناسی میباشد وفکر میکنم که دانستن آنها برای کسانی که بدنبال شناخت هستند ضروری باشد.این کتاب ساده وکوچک ولی پر حجم را تقدیم علاقه مندان میکنیم.

این کتاب مفید را نویسنده محترم آن جناب آقای نصر الله جاوید برای انتشار رایگان در پایگاه دانلود کتاب تک بوک ارسال کرده اند.


1+

نويسنده / مترجم : نصر الله جاوید
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 700 کیلوبایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 91

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

من کیستم؟

770 views

بازدید

من کیستم؟
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
بسم الله الرحمن الرحیم
 اِقْرَأ بِاسْمِ ربَّکَ الَّذی خَلَق* خَلَقَ الانسانَ مِنْ عَلَق *اِقْرَأ وَ رَبُّکَ الَاکْرَمُ* اَلَّذی عَلَّمَ بِالقَلَم *عَلّمَ الِانسانَ ما لَمْ یَعلَم.** هُوَ الَّذی بَعَثَ فی الاُمّیین رَسولاً مِنْهُم یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکْمَهَ وَ اِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مبُین.
 
من کیستم؟
هر گاه محیط اطراف خود را می نگریم. هستی و موجودات گوناگون آنرا می بینیم،سپس در دیده های خود کاوش می کنیم و گاه دست به قلم می بریم و یافته ها  و اندیشه های خود را می نگاریم،این سوال پیش می آید: براستی این کیست که مینگرد و مینگارد؟براستی این چه حقیقتی است که کاوش می کند و یافته ها را با یکدیگر مقایسه می کند، بعضی موجودات را ضعیف و بعضی را قوی تر و کاملتر می یابد و انسان را از همه موجودات هوشمندتر و کاملتر می یابد و در بین افراد بشر، انسان دانا را ازنادان برترمی داند؟
کیست که دست به قلم میبرد و اطلاعات را طبقه بندی می کند و بعد از آنها بهره برداری  می کند؟ این چه حقیقتی است که در بین یافته های خود قدم برداشته و آنها را نسبت به یکدیگر مقایسه می کند؟ موجودات را شناسایی نموده و از یکدیگر تفکیک می کند وهمه هستی را به خدمت میگیرد؟
چه خوب است بدانیم، این کیست که می شنود و می بیند و فکر می کند ،آنگاه در شنیده ها و دیده ها و تفکرات خود سفر می کند؟
گیاه شناسی که به شناسایی گیاه، خاک و اصلاح بذرو… می پردازد، تحقیق می کند ،می آموزد و اطلاعات خود را به دقت ثبت می کند، چرا هرگز از حقیقت وجود خود، آن حقیقتی که سالها آموخت و فهمید و تمیز داد، سوال نکند؟از من کیستم که می فهمم ؟ و من کیستم که تحقیق می کنم؟
پزشکی که بدن انسان و چگونگی رابطه بدن با محیط را شناسایی میکند، به تحقیق در علل بیماری و درمان آن می پردازد، چرا لحظه ای در فکر فرو نرود که بگوید آنکس که سالها در پی دانش و علم رفته است و این علم پزشکی را آموخته است، کیست؟ دانشمند علوم تجربی که بارها اعضا را بررسی کرده و بارها در آزمایشگاه آنها را موشکافی کرده است هر چه در تشریح دقیق شد، جایگاه انباشته شدن دانسته ها و اطلاعات را در هیچ عضوی نیافت. براستی دانایی از کجا  به دست می رسد و روی کاغذ ثبت میشود؟ او در تشریح مغز کاوش
نمود، نوشته ها و مفهوم ها را در سلولهای مغز نیافت، پس خاطرات، دانائیها و دانش ها در کجاست؟ در کجای مغزانباشته شده است؟ اگرمغز نیز از سلولها و ذراتی مادی تشکیل شده که محتویات سلولهای آن نیز دائماً در حال تغییر و تجدید هستند. پس آن خاطرات قدیم در کجا ثبت است؟ که هر گاه اراده می کنیم آن خاطرات را ازعمق وجود خود فرا می خوانیم؟ این دانائی من که دارائی من است در کجاست؟
در محیط اطراف خود سفر کردیم همه چیز را دیدیم و شنیدیم و لمس کردیم و بوئیدیم، اندیشیدیم ،در بیرون خود سیر کردیم اکنون سفر در خود را آغاز کنیم که حکایتها در درون ماست.
 
همه ما درابتدای امر می دانیم که هستیم و واقعیت داریم ودیگر موجودات نیز هستند. این قدرت ادراک هستی ،در وجود همه ما، به اندازه شعورما است ،آن کودک شیرخوار ادراک می کند آنجا که سینه مادر را به دهان می گیرد و شیر می خورد، اگر از نهانٍِ وجود کودک بیرون بکشید، خواهد گفت من می دانم که هستم و این منبع شیر نیز واقعیت و وجود دارد و چون هست به سوی آن رو می کنم و آنرا می طلبم. زیرا اگر شیر وجود نداشت هرگز آنرا طلب نمی کردم . بنابراین اولین دریافت هرانسانی که پا به عرصه این جهان می گذارد ، درک هستی است. انسان در اولین مرتبه شهود ادراکی خود، در متنٍ هستی قرار می گیرد.
از همان ابتدا قوای پنجگانه (حواس) کودک ، بخصوص دو قوه ادراکی بینایی و شنوایی که بسیار قوی و وسیع عمل می کنند، شروع به کار می کند و کودک تا چشم باز می کند، از خودش تا پدر و مادر و زمین و آسمان و ماه و خورشید و جنگلها و دریاها را می بیند و با نظام هستی آشنا می شود و می یابد که همه هستند، همه وجود دارند، منتهی از آنجا که کودک است در آغاز الفاظ و اسامی را نمی داند، تا آنگاه که از پدر و مادر خود، اسم  موجوداتی را که می بینید سوال می کند  و با الفاظ و عناوین آشنا می شود، ‌اما حتی قبل ازآموختن اسم مادر، اسم شیر، به وجود آن کاملاً آگاهی دارد.
ما می خواهیم از ابتدائی ترین نقطه آغاز کنیم و بالا برویم؟ گویا که اکنون برای اولین بار چشم و گوش خود را به روی جهان باز کردیم، به محض گشودن چشم و گوش چیزی به جز اینکه هستیم، ندیدیم و نشنیدیم. با اعضا و جوارحمان همه را لمس کردیم و جز هستی، امر دیگری را نیافتیم، همه آفتاب و تاریکی شب، سرما، گرما همه را حس کردیم و فهمیدیم که هستند و واقعیت دارند.
علامه حسن زاده آملی ازاین علم من کیستم؟اینگونه یاد می کند:
معرفت نفس همان روان شناسی و خودشناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت و صراط مستقیم خداشناسی است. انسان بزرگترین جدول بحر وجود، و جامع ترین دفتر غیب و شهود، و کاملترین مظهر واجب الوجود است.
این جدول اگر درست تصفیه و لای رو بی شود مجرای آب حیات و مجلای ذات و صفات می گردد. این دفتر شایستگی لوح محفوظ شدن کلمات نوریه شجون حقائق اسماء و شئون رقائق طلّیه آنها را دارا ااست.
دفتر حق است دل به حق بنگارش
نیست روا پرنقوش باطله باشد 
سیرا انفسی غایت آن معرفت شهودی است که لم اعبد ربالم اره، و سیر آفاقی نهایت آن معرفت فکری که اولئک ینادون من مکان بعید  انسان کاری مهمتر ازخودسازی ندارد، و آن مبتنی بر خود شناسی است.
ایشان در کتاب معرفت نفس آورده اند:
«وجود است که مشهود ما است؛ ما موجودیم و جز ما همه موجودند؛ ما جز وجود نیستیم و جز وجود را نداریم و جز وجود را نمی‌یابیم جز وجود را نمی‌بینیم. وجود را در فارسی به هست و هستی تعبیر می‌کنیم. در مقابل وجود عدم است که از آن به نیست و نیستی تعبیر می‌شود. و چون عدم نیست و نیستی است پس عدم هیچ است و هیچ، چیزی نیست تا مشهود گردد و اگر بحثی از عدم پیش آید به طفیل وجود خواهد بود. پس وجود است که منشأ آثار گوناگون است و هرچه که پدید می‌آید باید از وجود باشد نه از عدم. و من بدیهی‌تر از این درس چیزی نمی‌دانم.»
خلاصه اینکه جز هستی چیزی نیست و همه هستند و هر اثری از هستی است.
 
حال که وجداناً و عیاناً می‌دانیم که این ممیّز و حاکم، هر یک از ما است و هر یک از ما دارای این چیز تمیز دهنده است که در هر حال و در هر جا و در هر وقت دارای آن است، می‌پرسیم که ذات آن چیز یعنی گوهر و سرشت آن چیست و چگونه موجودی است؟ و اگر گفتیم در بیرون ما است، چگونه با ما ربط دارد؟ وانگهی ما کیستیم که او در بیرون ما است؟ و اگر گفتیم در ما است در کجای ما است؟ و اگر گفتیم عضوی از اعضای پیدا یا پنهان ما است کدام عضو است؟
آیا انسان مرده، که تمام اعضا و جوارج ظاهر و باطن او صحیح و کامل است دارای «آن چیز» است که انسان مرده هم ممیّز است؟ می‌بینیم که نیست؛ و اگر آن چیز هیچ یک از اعضا و جوارح نیست، پس به مردن، انسان چه شده است؟ آیا معدوم شده است یا باز موجود است؟ و اگر معدوم شده است آیا خودش نابود شده است و ذات خود را نابود کرده است یا دیگری او را نابود کرده است؟ و درباره دیگری می‌پرسیم که این دیگری کیست که او را نابود کرده است، و چرا او را نابود کرده است، و او چرا از خود دفاع نکرده است؟ و اصلاً نابود کردن « بود» چه معنی دارد و چگونه «بود» «نابود» می‌شود؟ آیا می‌توان باور کرد که خودش نابود شده است و یا خودش ذات خود را نابود کرده است؟ و اگر باز موجود است به کجا رفته است و به مردن چه شده است؟ چرا او را با چشم نمی‌بینیم؟ اصلاً خود مردن یعنی چه؟ فرق آن با زیستن چیست؟ موت چیست؟ حیات چیست؟ آیا مردن به معنی معدوم شدن است یا معنای دیگری دارد؟
 
و باز سؤال پیش می‌آید که من کیستم که دارای آن چیزم؟ آیا من غیر از آن چیزم یا عین آنم؟ و اینکه می‌گویم من تمیز داده‌ام و من سنجیده‌ام، آیا گوینده این مطلب یعنی این حاکم و ممیّز و مقایس، غیر از آن من است یا همان من است؟ و اگرگوئیم عین من نیست و جز من است، چگونه کاری را که دیگری یعنی آن چیز کرده است به خود نسبت می‌دهم که من کرده‌ام؛ و به همین منوال پرسشهای بسیاری پیش می‌آید. آیا نباید در یک یک آنها بحث کرد؟ آیا نباید اهل حساب بود؟ آیا نباید بدانیم کیستیم؟ چگونه حکم می‌فرمائید؟
اینک تنها مطلب بی دغدغه‌ای که بدان اعتراف داریم این است که هر یک از ما دارای چیزی هست که بدان چیز تمیز می‌دهد و مقایسه می‌کند و حکم می‌نماید و نتیجه می‌گیرد. آن چیز را باید به نامی بخوانیم؛ به هر اسمی بخوانی مختاری، در نام‌گذاری دعوی نداریم؛ خواه قوه ممیّزه‌اش خوانی، خواه قوه عاقله‌اش نامی، خواه نفس ناطقه‌اش دانی. خواه به روح یا به عقل  یا به خرد یا به جان یا به روان یا به نیرو یا به «من» یا به «انا» یا به دیگر نامها بدان اشارت کنی. و آنچه در این مقام اهمیّت بسیار بسزایی دارد این است که باید کتاب وجود خود را فهمیده ورق بزنیم، و کلمه کلمه آنرا ادراک کرده و یافته و رسیده پیش برویم که این قوه ممیّزه چیست؟ و این انسان کیست؟ و کجائی است؟ و به کجا می‌رود؟ و آغاز و انجامش چه خواهد شد؟ آیا عاطل و باطل است و ترکیب و مزاجی اتفاقی است و با تراکم ذرّات اتمها و نوترونها و پروتنها به چنین صورتی پدید آمده است؟ و مردن، اضمحلال و انحلال و از هم گسیختگی آنها است و با ویران شدن بدن و خرابی آن، دیگر انسانی نیست و کسی باقی نمانده است؟ چنانکه کوزه‌ ای اتفاقی پدید آمد و پس از چندی شکست و دیگر کوزه‌ای نیست؟ ببینیم از روی منطق دلیل و برهان به کجا می‌رسیم و چه نتیجه می‌گیریم.
در دیگر سخن به این نکته خواهیم پرداخت:
آیا آنچه مشهود ما است واقعیتی دارد یا نه؟ به عبارت دیگر آیا هستی را حقیقتی است یا اینکه هیچ چیز، حقیقتی ندارد؟ فی‌المثل، همه‌ این جهان هستی چون سرابی است که به صورت آب می‌نماید، و چون نقش دومین چشم، لوچ است که به شکلی درآمده است که در نتیجه حق و واقع را مطلقاً انکار کنیم و مدعی گردیم که وجود موجود نیست و سرای هستی پنداری و خیالی از ما است.
 منبع :معرفت نفس و شرح آن/ ج۱/ علامه حسن زاده آملی
 
 
 
جایگاه من در هستی؟
 آدمی پیش از آنکه قدم به دنیا گذارد و جهان و آنچه در آن است را بشناسد،  در عالم رحم و جنینی به رشد و نمو اعضای خود بسیار توجه داشت. در حالیکه با ورود به این دنیا، محور توجه او به عالم بیرون خود، بیش از توجه به گوهر وجود و خویشتن خویش شده است.
آدمی از بدو تولد چشم به هستی باز کرده، می یابد، می بیند و می شنود و با بیرون از خود ارتباط برقرار می کند. و دنیای بیرون از خود را محور توجه و کنکاش  قرار می دهد، ولی از خود بی خبر است!!
براستی، چه دستگاههای پیچیده ای در بدن ما در کار است تا رشته زندگی را برقرار نگه دارد!. براستی، انسان چقدر از آنچه که در درون او می گذرد را تدبیر می کند؟ و تا چه اندازه  از آن آگاه است؟
 گوارش: غذا را فرو می بریم، در معده و روده با کمک اسید معده و شیره لوزالمعده و صفرا و …….. تمام مواد غذایی تفکیک و هضم و آماده جذب و مازاد آن دفع می شود.
 
اندامهای حرکتی: چه مراحل پیچیده ای برای حرکت دادن ، در بدن انسان طی می شود. به محض اراده انسان، از قشر خاکستری جلوی مغز، فرمان به بخشهای زیرین مخابره شده و از طریق نرونهای عصبی  به واسطه مواد شیمیایی فرمان را به نرونهای عصبی دیگر انتقال می دهند و این جریان الکتریکی پس از عبور از مغز و نخاع و اعصاب محیطی دست ،به عضلات فرمان انقباض هماهنگ را می دهد و شما می توانید قلم را در دست حرکت دهید و پیچیده تر اینکه اندیشه و تفکرات چگونه از مرکز حافظه و تعقل به قلم و کاغذ می رسد؟
دیدن :انتقال پرتوهای نور از محیط اطراف پس از عبور از قرنیه و عدسی و مایع اتاق های تاریک، به سلولهای استوانه ای و مخروطی شبکه برخورد می کند و پیام دریافت نور از راه اعصاب دوم مغزی به مرکز بینایی می رود. چگونه انتقال نور به چشم منجر به پدیده عظیم دیدن می شود؟
شنیدن: چگونه اصوات و امواج پس از عبور از کانال گوش و برخورد به پرده گوش و ارتعاش سه استخوانچه و انتقال به جسم حلزونی و انتقال به عصب ۸ مغز منجر به شنیدن می شود؟
تنها می دانیم که غذایی را می خوریم، اشیاء را می بینیم، صدا را می شنویم. و بالاتر اینکه می اندیشیم و به خاطر می آوریم اما چگونه؟  همه ما قبول داریم که بدن، جسمی است که تحت نیرو و حقیقتی اداره می شود که تمام اعمال ما دیدن و شنیدن و …… به تدبیر آن حقیقت است چشم و گوش همچون ابزار در اختیار آن نیرو و حقیقت است.
اکنون برای شناسایی گوهر گرانبهای وجود خود، سفری در مشهودات خود می نماییم تا ببینیم آثار وجودی کدامیک بیشتر است و جایگاه انسان در این نظام هستی کجاست؟
 
در اطراف ما جماد، گیاه و حیوان و انسان وجود دارد که همه در بعضی خصوصیات مشترک هستند ولی در بعضی جهات کاملاً اختصاصی هستند: حجم و وزن و شکل که از ویژگیهای جمادات است در سایر انواع موجودات همچون گیاه و حیوان و انسان هم مشترک است. گیاه از جهتی قویتر است و علاوه بر ویژگی اجسام  (وزن و حجم) رشد و نمو دارد، بطوریکه رشد و نمو موجب برتری گیاه نسبت به اجسام است. و حیوان نیز ویژگی کلی جمادات (وزن و حجم) و نباتات (حس و رشد) را دارد و علاوه بر آن، در رشد و نمو و حرکت قویتر و صاحب اراده و اختیار و قوه وهم  (درک محبت و دشمنی) است و در مقایسه، حیوان بیشتر از گیاه و گیاه بیشتر از جماد (اجسام بی جان) آثار و برتری دارد و انسان علاوه بر ویژگیهای کلی جماد، گیاه و حیوان دارای قوایی است که او را از همه برتر کرده و همه عالم را مسخّر او کرده است و در میان انسانها، دانا برتر از نادان است و همه اکتشافات و اختراعات و کاوشگریها و صنایع و تکنولوژیها از دانشمندان است که همه موجودات تحت فرمان انسان دانا می باشند. پس آنچه موجب برتری انسان دانا به انسان نادان  می شود علم است که نتیجه می گیریم علم برترین موجود است
 

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
من کیستم؟
5 (100%) 1 vote

دانلود کتاب بیایید با طراحی خوب زندگی انسانها را نجات دهیم

28,785 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
دانلود رایگان کتاب بیایید با طراحی خوب زندگی انسانها را نجات دهیم

مقدمه نویسنده:
در این کتاب دو نکته را برای ادامه حیات انسان مهم دانسته ام ، اول این که در حفظ محیط زیست و احیای جنگلها باید کوشا باشیم ، پس به عنوان نویسنده خود را ملزم دیدم که با ارائه این کتاب از طریق اینترنت از چاپ کتابم و قطع درختان و رها شدن اسید ها و کلرین ها ( مورد استفاده در ساخت کاغذها ) در طبیعت جلوگیری نمایم.
دوم به ان نکته اشاره کرده ام که استفاده از ” اتومیشن ” باید به شکل صحیح آن صورت گیرد، پس به عنوان نویسنده خود را ملزم دیدم که با ارائه این کتاب از طریق اینترنت از ” اتومیشن ” به بهترین شکل استفاده نمایم.

این کتاب مفید را نویسنده محترم آن جناب آقای دکتر محسن جعفر نیا برای انتشار در تک بوک ارسال کرده اند.
ناشر : پاپیروس ، گواهاتی ، هند
ویراستار فارسی : سحر برومند
ویراستار انگلیسی : آنوپا لاهکار
طرح جلد : علیرضا وکیلی ورجوی
۹۷۸-۹۳-۸۱۲۸۷-۱۷-۰ : ISBN


1+

نويسنده / مترجم : دکتر محسن جعفرنیا
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 19 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 251

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

جدایی واقعی

241 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
دنیای انسان، دنیای خلق اندیشه های اوست. اندیشه های زیبا و مثبت، یک زندگی زیبا را بشارت می دهد و اندیشه های منفی و کریه، یک زندگی نابسامان را تصویر می کند.
در این راستا بشر به عنوان قائم مقام خدای رحمان، شگفتی های زیبایی از خود نشان داده است و ثابت کرده است آنجایی که بخواهد می تواند واقعیت ها را جادوگرانه خلق کند و به پدیده ای به ظاهر جادویی، رنگ واقعیت بخشد.
دیگر خود را محدود نخواهید دانست، بلکه درخواهید یافت حقیقتِ وجود و توان شما نامحدود است.
به جای این که خود را در اختیار وراثت، محیط و عوامل فراطبیعی بدانید، به این مرحله از آگاهی خواهید رسید که، خود شما واقعیت وجود خود را می سازید و به جای این که نیروهای ذاتی و الهی مستقل از شما کار کنند، با شما همراه خواهند بود.
به جای این که زندگی را آشفته و درهم بدانید، باور خواهید کرد که در هر آشفتگی نظم وجود دارد و در عالمی که بر اساس نظم مطلق است، تصادف معنی ندارد.
وقتی ما آماده باشیم تا از این زندگی که به آن خو گرفته ایم فراتر رویم، قلمرو دیگری وجود دارد که می توانیم به آن گام نهیم. این قلمرو، با قوانین علمی و منطقی هماهنگی ندارد. این قلمرو که در درون هریک از ما قرار دارد، از مرزها، قوانین و محدودیت های عادی فارغ است. این قلمرو، سرزمین واهی نیست که تنها در تصور بگنجد، بلکه واقعیتی معجزه آساست که در اختیار هرکسی قرار دارد؛ به شرطی که آماده باشد.
سه مسیر به سوی آگاهی
۱٫ آگاهی از طریق تحمل درد و رنج
تجربه، شیوه یادگیری از طریق بازاندیشی و درک ماهیت حوادث است که با تکرار پی در پی این الگوی درد و رنج به دست می آید.
زندگی آزمون است و تا از اشتباهات خود درس نگیریم، محکوم به تکرار آنها هستیم.
برای کسانی که در این گروه قرار می گیرند، جادوی واقعی دست نیافتنی خواهد بود.
۲٫ آگاهی از طریق توجه به پیامدها
چه چیزی در این حادثه وجود دارد که می توانم به گونه ای مفید از آن استفاده کنم؛ حتی اگر ندانم چرا این حادثه هم اکنون اتفاق افتاده است؟
وقتی تمام توجه شما معطوف به این باشد که از هر رخدادی چه می توانید بیاموزید، از این گونه افکار رنج نمی برید که «چرا من؟» ، «من خیلی بدبختم»، «آیا وحشتناک نیست؟» تحول در اندیشه، به شما این امکان را می دهد که به جای غصه خوردن، به پیامدهای هر حادثه و آنچه می توانید از آن بیاموزید بنگرید. به جای دیدگاه «بیچاره من»، به دیدگاهی آموزنده روی می آورید. مثلاً از خود می پرسید: «چگونه می توانم از این بیماری که هم اکنون با آن دست به گریبانم، نتیجه ای دلخواه به دست آورم؟» یا: «در ممورد خودم چه می توانم یاد بگیرم و برای برخورد مؤثر با این مسئله چقدر از توانم را قادرم فرا بخوانم؟»
زندگی کردن برای نتیجه بسیار بهتر از زندگی کردن با درد و رنج است.
۳٫ آگاهی از طریق شناختن هدف و رسالت
«برای غلبه انسان بر مشکلاتش احتمالاً هیچ چیز مهم تر از این نیست که بداند در زندگی رسالتی بر عهده دارد.»
هر چیزی در این عالم هدفی دارد. در واقع، شعور یا عقل ناپیدایی که به گونه ای هدفمند درون همه چیز جاری است، در درون شما نیز جریان دارد.
شما رسالت زندگی خود را فراتر از موفقیت، پیشرفت و درخشش بدانید و در نتیجه هر لحظه ای را تمام و کمال و یا عشق زندگی خواهید کرد.
«همواره با عشق و صداقت کار کن و به هیچ وجه به ثمره کار خود وابسته مباش. اگر بتوانی به این مرحله از موهبت زندگی برسی، به گونه ای معجزه آسا به آرامش دست خواهی یافت. در تمام مراحل زندگی هدف داشته باش. از هرگونه شهرتی که حاصل کار توست چشم پوشی کن. همواره این احساس را داشته باش که به خداوند نیاز داری و به هر طریقی که می توانی به دیگران خدمت کن.» این شیوه فرد اعجازگر است.
به جای جمع کردن مال، تصاحب ثروت و رقابت ناسالم، از گذشت، تعاون و فعالیت لذت ببرید.
دارایی کامل فقط با بخشش محقّق می شود و آنچه نمی توانی ببخشی مالک و صاحب توست.
دانشجو- همواره دانشجو باشید. آماده و مشتاق یادگیری، از هرکسی و در هر جایی باشید. دانشجو بودن به این معناست که برای یادگیری آمادگی داری.
وقتی قلباً این گونه باور داری که با هر فردی که در زندگی خود برخورد می کنی چیزی دارد که به تو بیاموزد، آماده خواهی بود که از پیشنهادهای او به گونه ای مطلوب بهره بگیری.
اگر دانشجو باشی، می پذیری که هر کسی و هر چیزی به نحوی معلم توست.
وقتی دانشجوی آماده ای شدی، فردی بیگانه که در مورد چگونگی غلبه خود بر اعتیاد در سال های قبل با شما سخن می گوید، رهنمودی می شود برای شما تا با کمک آن بر عادات بد شخصی خود فایق آیید.
مجبور نیستی بیش از این منتظر باشی. هم اکنون شروع کن، همه کمکی را که نیاز داری خواهی یافت.
آمادگی یعنی اشتیاق. اشتیاق صادقانه و از صمیم قلب. وقتی این گونه آماده باشید، معلم خود را خواهید یافت.
معلم- معلم همه جا هست. همین که آمادگی خود را به اشتیاق بدل سازید، کمکی را که نیاز دارید، کائنات در اختیارتان خواهد گذاشت. زمانی که مشتاق باشید، در همه مراحل زندگی خود معلم را پیدا خواهید کرد.
این معلم هم اکنون در زندگی شما وجود دارد؛ هر لحظه که آماده باشید، ممکن است این معلم به صورت حادثه ای بروز کند، یا به شکل اخراج از کار که شاید خواست خدا باشد. اما این فرد عاقل در همه حال در دسترس شماست. اشتیاق شماست که معلم را قادر می سازد به شما کمک کند.
غیر از ویژگی هدفمند بودن و آمادگی، برای این که خودتان را در چارچوب فکری و ذهنی مناسب قرار دهید، رهنمودهایی وجود دارد. برای این که بتوانید وارد این مرحله شوید و آنچه را پیشتر غیر ممکن می دانستید، حقیقتاً آشکار کنید، آن رهنمودها یا «آگاهی ها» لازم است.
به یاد حرف های مسیح (ع) در مورد معجزه می افتم: «آن که به من ایمان دارد، آنچه را من انجام می دهم او نیز انجام خواهد داد؛ و او کارهایی بزرگ تر از این نیز به انجام خواهد رساند.»
هفت باور برای جلوه گر ساختن جادوی واقعی
۱٫ نیروی حیاتی نامرئی، اما قابل شناختی در درون شما وجود دارد.
۲٫ اقکار شما از درونتان سرچشمه می گیرند و در اختیار شما هستند.
۳٫ هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد.
۴٫ زندگی شما هدفمند است.
همه کائنات سامانه ای هوشمند است. وجود مادی شما نیز از یک سری نظام تشکیل شده است که در حد کمال مطلوب عمل می کنند.
باور کنید که هدف دارید و در مسیری هستید که زندگی جادویی را در تمام زمینه های مورد نظر خود ایجاد خواهید کرد.
۵٫ تنها راه غلبه کردن بر ضعف ها، فکر نکردن به آنهاست.
۶٫ اگر به این نتیجه رسیدید که آنچه باور دارید، غیرممکن است، در این صورت باورهای خود را تغییر دهید.
این باور را که غیرممکن است بتوانید چیزی را در ذهن خود تصور کنید، به فراموشی بسپارید و به جای آن امکان پذیر بودن این باور را جایگزین سازید. همین الان و در همین لحظه این حرکت را شروع کنید.
۷٫ شما می توانید به ماورای منطق بروید.
یک بُعد معنوی و الهی نیز وجود دارد که فراسوی مرزها و حدود دنیای مادی ماست.
ما در دنیای مادی متولد می شویم؛ تولد دوم ما ورود به دنیای غیرمادی است.
                                بهاگاواد گیتا
از شما می خواهم به انسان معنوی بدل شوید؛ زیرا این گونه است که اعجاز و جادوی واقعی عملی خواهد شد و آن گاه که به آگاهی قلبی از خود غیرمادی خویش رسیدید، یعنی همان خویشتنی که محدودیت مکانی ندارد، در این صورت همه اطلاعات به ظاهر علمی مفهوم خود را از دست خواهد داد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: ما رأیت شیئاً الّا رأیتُ الله قبله و بعده. یعنی:
هیچ چیزی نمی بینم، مگر آن که خدا را پیش و پس از آن ببینم.
۱٫ انسان مادی در زندگی، فقط به حواس پنج گانه خود توجه دارد.
۲٫ انسان مادی بر این باور است که ما در این جهان تنها هستیم، اما انسان معنوی می داند که هرگز تنها نیست.
۳٫ توجه انسان مادی به قدرت بیرونی معطوف است؛ اما انسان معنوی به توانمندی های درونی خود توجه دارد.
برای انسان معنوی، استفاده از قدرت بر ضد دیگران پذیرفته نیست. او علاقه ای به جمع آوری قدرت ندارد، بلکه برعکس، به کمک به دیگران علاقه مند است. این قدرت، عشق است. در این گونه قدرت، هیچ نوع خشم و عصبانیتی وجود ندارد. توانمندی واقعی این است که بدانیم آدمی می تواند با کسانی که دیدگاه های متفاوتی دارند زندگی کند و نیازی نیست که بر دیگران تسلط داشته باشد و آنان را قربانی خواسته های خود سازد. انسان معنوی می داند قدرت عظیمی که می تواند دنیای مادی را به طور دقیق مدیریت کند، از ذهن انسان سرچشمه می گیرد. ذهنی که در آرامش است، ذهنی که درد دیگران را می فهمد و در فکر آسیب رساندن به دیگران نیست، از هر نیروی مادی دیگری در دنیا قوی تر است. هدف از قدرت جسمانی نباید برتری نسبت به حریف و تسلط بر او، بلکه باید بر پایه رفع تجاوز باشد. این نوع قدرت، لذت معنوی دارد و برای قدم نهادن در این راه، به قدرت بیرونی نیازی نیست.
اگر احساس کردید دیگر لزومی ندارد بر دیگران مسلط باشید، مال بیشتری کسب کنید یا بر محیط اطراف خود تسلط داشته باشید، در این حالت، تمرکز خود را از قدرت بیرونی به قدرت شخصی معطوف کرده اید. در این صورت درخواهید یافت که قدرت شخصی شما، شما را ضعیف نمی کند تا قربانی دیگران باشید، بلکه کاملاً برعکس، در خواهید یافت که دیگران نیز در فکر آزار و اذیت شما نیستند و چنین تهدیدهایی را مهار خواهید کرد. بی نیازی شما به این که نشان دهید چقدر قدرتمندید، این فرصت را به شما می دهد که به دیگران تفویض قدرت کنید.
۴٫ انسان مادی خود را از همه، جدا و متمایز می داند؛ فردی که فقط خودش را می بیند.
انسان مادی به گونه ای می اندیشد و عمل می کند که گویی جزیره ای است جدا و دور از دیگران و بی ارتباط با آنان.
۵٫ انسان مادی در زندگی تنها قانون علت و معلول را باور دارد.
آدمی که تنها با قوانین علت و معلول زندگی می کند، هرگز نمی تواند انتظار داشته باشد که معجزه بیافریند؛ زیرا معجزه و جادوی واقعی، فراتر از منطق فیزیک است.
۶٫ هدف انسان مادی، موفقیت، کارآیی و تملک و هدف انسان معنوی اخلاق، آرامش و کیفیت زندگی است.
۷٫ انسان مادی چیزی از مراقبه یا مدیتیشن نمی داند، در حالی که انسان معنوی نمی تواند زندگی بدون آن را تصور کند.
۸٫ برای انسان مادی، مفهوم شهود یا الهام، تا حد حدس یا فکری که تصادفاً به ذهن انسان برسد، تنزل پیدا می کند. اما برای انسان معنوی، الهام خیلی بالاتر از حدس است و رهنمود یا کلام خدا تلقی می شود و این نگرش معنوی هیچ گاه نه خوار شمرده و نه نادیده گرفته می شود.
۹٫ انسان مادی از شیطان تنفر دارد و مصمم است تا با هر آنچه شیطانی است مبارزه کند. انسان معنوی می داند که از آن متنفر است و با آن مبارزه می کند، او را ضعیف می کند.
جادوی واقعی وقتی در زندگی شما اتفاق می افتد که تنفر را از زندگی خود دور کنید؛ حتی اگر تنفر شما از خودِ تنفر باشد!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

انگیزه های خداشناسی ۲

291 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
۵- برهان حدوث
برهان « حدوث » نیز بر دو مقدمه استوار است . اما پیش از بحث در این باره لازم است که یکبار دیگر مساله « قانون علیت » و روابط علی و معلولی موجود در میان پدیده ها و موجودات جهان را یادآوری کنیم .
چنان که در بحث در انگیزه های خداشناسی متوجه شدیم ، قانون علیت ثابت می کند که دراین جهان ، هر پدیده ای علتی دارد که عامل پیدایش آن شده و در حقیقت ، خود آن پدیده ، « معلول » آن علت است . به عبارت روشن تر ، هیچ چیزی خود به خود از عدم به هستی نمی آید و بدون « ایجاد کننده » ، « وجود » پیدا نمی کند . هر چیزی که در این جهان وجود دارد . یک معلول است که عاملی خارج از وجود و ذات خودش ، « علت » به وجود  آمدن آن شده است .
این یک بنیان مستحکم فلسفی است که علم نیز برآن صحه می گذارد زیرا تا امروز ، از میان این همه رشته های گوناگون علم و این همه آزمایش ها و پژوهش های علمی ، حتی یک مورد پیدا نشده که به طور استثنا پدیده و موجودی را نشان دهد که بدون علت و خود به خود پیدا شده باشد .
همچنین لازم است گفته شود که : « حدوث » ، یعنی حادث شدن ، پیدایش یافتن ، از نیستی به هستی آمدن .
اکنون به ذکر دو مقدمه موجود در این برهان می پردازیم :
مقدمه اول : ابتدا باید دانست که موجوداتی که « حادث » هستند مسبوق به «عدم » اند ، یعنی سابقه آن ها به عدم می رسد و اگر گذشته هایشان را بررسی کنیم ، خواهیم دید که قبل از پیدایش و موجودیت یافتن ، محکوم به عدم نیستی بوده اند و به عنوان یک پدیده یا یک موجود ، هیچگونه سابقه ای در « هستی » نداشته اند . به عبارت روشن تر ، این گونه پدیده ها و موجودات به دلیل حادث بودن ، زمانی در این عالم نبوده اند و بعدا قدم به عالم وجود نهاده اند .
اکنون ، با این آگاهی و بینشی که پیدا کرده ایم اگر به مطالعه ای دقیق در جهان و موجودات آن بپردازیم ، این نکته برما مسلم خواهد شد که : تمامی موجودات این عالم « حادث » هستند . یعنی تمامی موجودات عرصه طبیعت ، چه مورچه کوچکی که در زیرزمین ، یکی از دقیق ترین زندگی های اجتماعی را دارد ؛ و چه خورشید عظیمی که از فراز آسمان بر زمین می تابد و به موجودات زمینی نور و گرما و زندگی می دهد ؛ همه و همه حادث اند . علم امروز بشر نیز به دنبال تحقیق ها و آزمایش ها و تجربیات فراوان ، به این نتیجه رسیده است که در میان تمام این موجودات گوناگون و بیشمار ، حتی یک موجود قدیم – یعنی موجودی که حادث نشده ، بلکه خود به خود و از ازل وجود داشته – وجود ندارد بلکه تمامی عالم هستی به طور کلی « حادث » است . این موضوع را ، در بخش های بعدی سلسله بحث های خود ، بیشتر توضیح خواهیم داد .
مقدمه دوم : هر حادثی ، احتیاج به مبدا قدیمی دارد . یعنی آن چه حادث شده ، چون از نیستی به هستی آمده و وجود یافته است بنا بر قانون علیت و مساله علت و معلول ، باید « علت » و عامل به وجود آورنده یی داشته باشد . عامل و علت اصلی موجودات حادث ناچار باید یک مبدا قدیمی باشد ، یعنی وجودش از ناحیه خودش باشد، مسبوق به عدم نباشد ، از نیستی به هستی نیامده باشد و در یک کلام ، خودش « حادث » نباشد .
زیرا اگر این مبدا ،« حادث » باشد بدان معنی است که وجود نداشته و بعدا به وجود آمده . و با چنین فرضی ، آن چه از نیستی به هستی آمده ، طبق قانون علیت ، چیزی جز یک « معلول » نمی تواند باشد . و باز در صورتی که آن را یک « معلول » فرض کنیم ، دیگر نمی تواند « علت » وجود خود نیز باشد . زیرا این مبدا ، برای « معلول » بودن ، لازم است که پیش از علت خود ، وجود نداشته باشد و در برهه ای از زمان ، بر اثر آن « علت » به وجود آمده باشد . همچنین این مبدا برای « علت » بودن  ، لازم است که پیش از آن معلول موجودیت داشته باشد ، تا در برهه ای از زمان ، معلول را از عدم ایجاد کرده باشد . حال آن که مسلم است که هرگز هیچ موجودی نمی تواند در زمانیکه وجود نداشته و در عالم هستی نبوده است ، باعث پیدایش موجودی شود . و همچنین نمی تواند در زمانی که وجود داشته و در عالم « هستی » بوده ، در عین حال ، بار دیگر از عالم نیستی بیرون کشیده شود و مجددا از « عدم » به « وجود » آید .
بنابراین ، مجموع عالم هستی و جهان طبیعت ، معلولی است که « حادث » شده  ، و علت حدوث آن ، آفریدگاری است قدیمی که وجودش قائم به ذات و از ناحیه خود است . و آثار نظم و هدف و حکمت و تدبیری که در آفریده او – جهان خلقت – وجود دارد ، گواه بر این علم و حکمت و تدبیر او نیز هست .
۶- برهان هدایت
برهان هدایت که از مهم ترین و روشن ترین راه های خداشناسی است ، از طریق مطالعه در اسرار شگفتی های موجودات زنده عالم به دست می آید .
« هدایت » به معنی « راه یابی » است . با این توضیح که : تمام موجودات زنده جهان ، در نهاد خود از نیروی پررمز و رازی برخوردارند که با هدایت آن ، به ارزش و کیفیت « ماهیت ها »  ، « خاصیت ها » ، « کاربردها » ، « خط سیرها » و خیرو صلاح و نقش وظایف خود راه می یابند و صحیح ترین راه ممکن را در مسیر زندگی و هستی خود در پیش می گیرند .
به عبارتروشن تر هر کسی حتی با مطالعه ای کوتاه و نگاهی گذرا به این نکته پی می برد که هر موجود زنده ای بدون آن که معلم و آموزش دهنده ای داشته باشد ، با راهنمایی نیروی شگفتی که در نهادش وجود دارد ، به آن چه خیر و صلاح اوست هدایت شده است .
گرچه این مساله در مورد تمام موجودات جاندار – اعم از انسان و حیوان و گیاه – صادق است ، اما در عالم حیوانات مثال های گویا تر و روشن تری برای آن وجود دارد .
به عنوان نمونه : گروهی از پژوهشگران  ، تعدادی از فیل های نوزاد را بلافاصله پس از تولد ، از پدر و مادرشان جدا کردند . آن گاه این فیل های کوچک را – که هنوز حتی کوچک ترین درس زندگی را از پدر و مادر خود نگرفته بودند – به نقطه ای دور دست بردند . در آن جا نه تنها یک فیل بزرگ و بالغ وجود نداشت ، بلکه از سایر حیواناتی هم که ممکن بود رفتار و اعمالشان سرمشق و الگوی بچه فیل ها قرار گیرد اثری نبود . پژوهشگران نیز هیچگونه راهنمایی و کمکی به آن ها نمی کردند جز آن که در آن محیط ، امکانات ادامه زندگی را برای فیل های نوزاد فراهم ساخته بودند.
نتیجه جالب این آزمایش این بود که مشاهده شد بچه فیل ها پس از بزرگ شدن ، درست مانند پدر و مادرشان و سایر فیل های بزرگ و بالغ ، از آب درآمدند و کالا رفتار و اعمال آن ها را در پیش گرفته اند یعنی بدون آن که کمترین تعلیمی دیده باشند مانند پدر و مادر خود لانه می سازند ؛ از میان خوراکی های گوناگون ، غذای باب طبع فیل ها را می خورند ؛ دوست را از دشمن و راه هموار را از راه نامناسب و خطر ناک تمیز می دهند ؛ راه های معاشرت با یکدیگر و توالد و تناسل را می شناسند ؛ و منافع و مضار زندگی و خیر و صلاح خود را درک می کنند . چنان که گویی هرگز از پدر و مادر خود جدا نشده اند و تمام عمر را در میان گروهی از فیل های بالغ و با تجربه گذرانده اند و تحت تعلیم آن ها بوده اند !
یا می بینیم که جوجه مرغ ماشینی ، همین که سر از تخم بدر می آورد ، زندگی خود را به شیوه مرغان خانگی آغاز می کند . مثل آن ها نوک به زمین می کوبد و دانه بر می چیند ، به سبک آن ها آب می خورد و برای فرودادن هر جرعه آب سرش را رو به بالا می گیرد ، و مانند آن ها با نوک خود لابه لای پرهایش را « می جورد » و نظافت می کند .
حتی سلول های بدن موجودات زنده که از فرط کوچکی با چشم غیر مسلح دیده نمی شوند ، به خوبی می دانند که چه نوع فعالیتی باید انجام دهند ، تا راه صحیح حیات خود را طی کنند . سلول های تشکیل دهنده چشم که برای « دیدن » فعالیت می کنند ، با سلول های گوش که « شنیدن » را میسر می سازد ، و سلول های ریه که عمل تنفس را انجام می دهد ، و به طور کلی سلول های هر یک از دیگر اعضا بدن – چه در انسان و چه در حیوانات یا نباتات – هر کدام در راه حیات ، فعالیت های خاصی دارند که آن ها را بدون تعلیم گرفتن و آموزش دیدن انجام می دهند و هیچ گاه نیز در این راه دچار اشتباه نمی شوند و یا فعالیت های خود را با فعالیت سلول های دیگر عوض نمی کنند .
غیر از این مورد مثال ، تمام موجودات زنده – و در وجود هر موجودی ، تمام مجموعه سلول های گوناگونش – از هدایت خاصی در زندگی برخوردارند . از همین رهگذر ، آشکار می شود که آفریننده ای دانا و توانا ، خالق تمامی این موجودات زنده است و آن ها را از لحاظ خلقت و ذات ، تحت تعلیم و هدایت تکوینی بی همانند خود قرار داده است .
تا اینجا ، شش برهان اصلی را – که از طریق مطالعه و دقت در موجودات عالم ، روشن ترین راه های خداشناسی را نشان می دهد – به طور خلاصه بیان کردیم .
لازم به گفتن است که مادیون و طرفداران بعض مکاتب دیگر ، براین شش برهان « اشکال تراشی » های خاصی کرده اند. در بخش های آینده ، هم به این نوع « اشکال ها » پاسخ خواهیم گفت ، هم در مورادی که لازم آید ، درباره برهان های مورد بحث ، توضیحات بیشتر خواهیم داد .
قرآن و دلایل خداشناسی
آنچه تا اینجا بحث شد ، دلایل ششگانه بر اثبات وجود آفریدگار جهان بود که از راه عقلی تشریح کردیم . اینکه جای آن است که به قرآن مجید و نهج البلاغه شریف و روایات پرارج اهل بیت (ع) نظری بیفکنیم و ببینیم که آیا در این منابع مهم و درجه اول دینی هم اشاراتی به این دلایل شده و اثبات صانع با اتکا به دلایل متقن و محکم صورت گرفته است یا نه ؟
یکی از کارهای بسیار مهم و لازم در گسترده معارف دینی ، همین تحقیق در آیات مربوط به توحید و اثبات صانع ، و جمع آوری و دسته بندی این گونه آیات است که متاسفانه تا کنون به صورت دقیق و کامل و از دیدگاه تحقیقی و علمی صورت نگرفته است . نگارنده ، خود از سالها پیش همواره در نظر داشتم به انجام این مهم بپردازم لکن به دلیل مشغله علمی و مسئولیت تدریس دایمی در حوزه علمیه و سایر جریان ها هنوز موفق به انجام و اتمام آن نشده ام . امیدوارم طرح این مساله در این جا ، خود فتح باب و انگیزه ای باشد تا سایر محققین و فضلای حوزه علمیه کمر همت به انجام این امر مهم ببندند .
در قرآن کریم ، پیرامون اثبات صانع از راه های گوناگون استدلال شده و با تکیه بر روی موضوعات گوناگون ، در این مورد سخن رفته است . به عنوان مثال در چند جای قرآن ، از راه بحث درباره تکامل جنین برای اثبات صانع استدلال شده است . یا در مواردی از راه تشریح سازمان وجود انسان ، یا خلقت آسمان و زمین ، یا رشد و پرورش گیاهان ، یا حیات و بقا تیره های مختلف حیوانات و جانوارن ، به گونه ای متقن و محکم برای اثبات آفریدگار دلیل آورده شده است .
در تفسیر معروف « طنطاوی » ، تعداد آن دسته از آیات قرآنی که درباره اثبات صانع بحث می کند ، بالغ بر هفتصد و پنجاه ( ۷۵۰ ) آیه ذکر شده است . و ما در این بخش از سلسله مباحث خود ، بعضی از این گونه آیات را به عنوان نمونه آیاتی که به برهان های مورد بحث ما نیز اشاره ای دارند ذکر می کنیم .
نخستین برهان مورد بحث ما « برهان نظم » بود . در قرآن نیز در چند مورد به این برهان اشاره و استناد شده و از طریق بیان نظام عمومی جهان ، برای اثبات صانع دلیل آورده شده است .
در سوره فرقان می فرماید : « هر چیزی را آفرید ، و در آن اندازه گیری و نظم دقیق به کار برد . »
در جای دیگر می فرماید : « ما هر چیزی را با اندازه گیری و محاسبه آفریدیدم » .
و در سوره قمر می فرماید : « هر چیزی در نزد پروردگار ، دارای مقدار و اندازه معینی است . »
در آیاتی که نقل شد – و ده ها آیه مشابه دیگر – به مساله نظام عمومی و شگفت انگیز جهان آفرینش اشاره شده است . با اندک دقتی در موجودات عالم ، مصداق روشن و تردید ناپذیر این آیات برای هر انسان خردمندی آشکار می شود و به وضوح در می یابد که چگونه هر موجودی در این جهان پهناور و بیکران ، با نظم و اندازه گیری حساب شده و براساس محاسبات دقیق و بی خلل ، آفریده شده است .
مثلا در عالم ستارگان ، تعداد ستاره ها رقم بسیار بزرگ و خارج از حیطه شمارشی تشکیل می دهد . وقتی دسته ای از موجودات عالم ، چندان زیاد باشند که حتی شمردن و آمارگیری آن ها ممکن نباشد ، آیا می توان تصور کرد که بدون هیچ حساب و کتابی ، در قمستی از جهان آفرینس در هم ریخته شده اند و بی هیچ نظمی در هم می لولند و هر کدام برای خود به راهی می روند و حرکتی انجام می دهند ؟ اگر چنین باشد آیا جای آن نیست که در اندک مدتی ، همه این کرات درخشان ، با یکدیگر برخورد پیدا کنند و متلاشی شوند و تصادم آن ها ، جهان هستی را به ویرانی و انهدام بکشاند ؟
البته تا مدت های طولانی ، بشر چاره ای نداشت جز آن که با حیرت چشم به آسمان بدوزد و این کرات نورانی را به عنوان موجوداتی مرموز بنگرد و عقل و شعورش راه به جایی نبرد . تا آن که کنجکاوی بشر در این مورد ، علمی بنام علم هیئت را پایه گذاری کرد و قرن های متوالی ، دانشمندان ستاره شناس به تحقیق و مطالعه در این باره پرداختند . و سرانجام ، پس از مطالعات پیگیر و فراوان و محاسبات دقیق و مداوم ، پی بردند که ممکن نیست این همه ستارگان کوچک و بزرگ و اینهمه کرات نورانی ثابت و سیار ، بدون نظم و حساب و عاری از قانون و قاعده در فضا پراکنده باشند . علم بشر دریافت که ستارگان آسمانی ، در کمال نظم و دقت و حساب خلقت شده اند . و هر دسته از آن ها ، مجموعه ها و منظومه هایی را تشکیل می دهند که حتی یک لحظه نمی توانند بی نظم و حساب به حرکات بی پایان خود ادامه دهند .
ملت های مختلف ، با توجه به فرهنگ های گوناگون و سلیقه های متفاوت خود ، نام هایی برای این مجموعه برگزیدند و آن ها را با اسامی متفاوتی که ریشه در افسانه های قومی و ملی آن ها داشت نامیدند . نام « کهکشان » که در ایران بر این مجموعه ها نهاده شده نیز برهمین اساس قرار دارد .
در فصل تابستان هنگامی که هوا صاف و روشن است ، به وضوح میتوان دید که نوار سفیدی در پرند فیروزه ای آسمان ، از یک گوشه افق به سمت دیگر کشیده شده است . هر قدر هوا صاف تر و گاز و بخار کمتر باشد ، و هر قدر ذرات زرد و طلایی مهتاب کمتر در سینه آسمان افشانده شده باشد ، این نوار سفید و شیری رنگ نیز روشن تر و صاف تر و شفاف تر دیده می شود . اقوام و ملل عرب ، این نوار سفید را « مجره » می نامند که معنی آن رودخانه و نهر آب است . یعنی آن چه را که ما « کهکشان » می نامیم ، عرب ها به نهر آبی تشبیه کرده اند که در کف آن ، دانه های شفاف شن تلالو دارد . بدین ترتیب ، ستارگان هم که در طول این نوار دیده می شود ، به همان دانه های شفاف شن تشبیه شده است .
در میان ملل اروپایی نیز نام این نوار « راه شیری » گذاشته اند . این نام نیز ریشه افسانه ای دارد ؛ زیرا اروپاییان گفته اند که در آسمان ماده گاوی بوده و از پستان او شیر سفید رنگی بیرون جهیده و در دل آسمان پخش شده و به صورت این نوار سفید باقی مانده است . در ایران نیز نام کهکشان به همان معنی ساده « کاه کشان » به کار رفته است بدین گونه که این نوار سفید را به جاده ای در سینه آسمان تشبیه کرده اند که از طریق آن بار « کاه » حمل می شده و ذرات سبک و براق کاه ، در طول این راه ریخته شده و نوار سفید رنگ را به وجود آورده است .
 ولی همین نام ، بعدها بر اثر استعمال زیاد و قاعده ساییده شدن حروف کلمات در زبان محاوره ، حرف « الف » از آن ساقط شده و به صورت « کهکشان » در آمده است . قابل ذکر و یادآوری است که بعضی از عوام نیز براساس آروزی زیارت خانه خدا ، کهکشان را به عنوان « راه مکه» می شناسند و نام می برند !!
بهر صورت ، اکنون تحقیقات پی گیر و علمی و مطالعات وسیع نجومی با دلایل محکم ثابت کرده است که این نوار سفید رنگ ، از تراکم تعداد زیادی ستارگان ایجاد شده است .
در سالهای سیاه اواخر قرون وسطی ، و در دوران تاریک مخالفت های مرگباری که کلیسا با علم و دانش و پیشرفت های بشری نشان می داد ، « گالیله » – دانشمند و منجم معروف ایتالیایی که به خاطر کشفیات علمی اش به دادگاههای تفتیش عقاید کلیساهای اروپایی کشیده شده – با همه قید و بندهای که کلیسا برای اهل علم و تحقیق ایجاد می کرد ، سرانجام توانست به ساختن نوعی دوربین نجومی نایل آید . وی با دوربین خود تعدادی از ستارگان آسمانی را مورد مطالعه قرار داد و راه را برای تحقیق در عالم ستارگان گشود . پس از او ، دانشمند و منجم دیگری به نام « هرشل » دوربین قوی تری ساخت که کاربرد بیشتری داشت و تحقیق در احوال ستارگان را آسان تر می کرد . بدین سان ، با وسایل علمی مجهزی که در اختیار بشر قرار گرفت ، دانشمندان توانستند به این موضوع پی ببرند که کهکشان نه شیر گاو است و نه رودخانه و نهر آب . بلکه مجموعه ای از ستارگان است که با تراکم منظم و حساب شده ای ، چنین نوار درخشانی را در آسمان جلوه گر می سازد . با ادامه مطالعات دامنه دار ، حتی موفق شدند تعداد ستارگان کهکشان را نیز به دست آورند . به این ترتیب که نخست یک نقطه آسمان را عکسبرداری کردند و با محاسبه دقیق و علمی بر روی تصویر بدست آمده توانستند تعداد ستارگان موجود در آن قسمت کهکشان را تعیین کنند . آن گاه قسمت های دیگر کهکشان را نیز ، با همان مقایسه محاسبه کردند و عدد ستارگان کهکشان راه شیری را که تقریبا در حدود یکصد هزار میلیون ستاره است به دست آمد .
نگارنده ، کتابی تالیف کرده ام که هم اکنون آماده چاپ است و در آن ، مباحثی درباره اسرار شگفتی های آسمان جمع آوری و مطرح شده است . فصلی از این کتاب درباره چگونگی درخشندگی ستارگان و میزان نور آن ها بحث می کند و از ستارگانی نام می برد که بعضی از آن ها صد برابر خورشید نور و درخشندگی دارند بعضی هزار برابر و حتی بعضی دیگر معادل یک میلیون برابر ! .. فصل دیگری از این کتاب درباره میزان حرارت ستارگان و قدرت تولید گرمای آن هاست . بخش دیگری نیز پیرامون سازمان و ساختمان ستارگان بحث می کند و درباره اینکه ستارگان چیستند و از چه موادی ساخته شده اند اطلاعات جامع و جالبی ارائه می دهد .
 فصل دیگری هم درباره عمر ستارگان و این که پایان کار هر یک به کجا می کشد بحث کرده است . و سرانجام فصلی هم درباره مسائل مربوط به کهکشان که اکنون به طور خلاصه مورد بحث ماست ، تنظیم شده است . کتاب مورد بحث ، بعد از مطالعه بیش از یکصد جلد کتاب تحقیقی که حاوی آخرین اطلاعات علمی درباره اسرار آسمان و ستارگان و اجرام فلکی است ، جمع آوری و تالیف و نگاشته شده است و از طریق مباحث علمی انکار ناپذیر ، راه های هموار و روشنی به سوی خداشناسی گشوده است .
بهر حال باید دانست که تعداد یکصد هزار میلیون ستاره در کهکشان ، مورد اتفاق همه دانشمندان نیست زیرا بعضی از محققین احوال عالم ستارگان ، این تعداد را بسی بیش از این ها دانسته اند . عده ای از ستاره شناسان و دانشمندان علم هیئت و نجوم ، ستارگان کهکشان را بالغ بر یکصد و پنجاه هزار میلیون عدد ذکر کرده اند و حتی بعضی دیگر ، این تعداد را چهارصد میلیون ستاره – فقط در یک کهکشان – دانسته اند .
با آن که اختلاف دراین اعداد ، اختلاف جزئی و ساده ای نیست ولی آنچه مسلم است ، تعداد یکصد هزار میلیون ستاره در کهکشان به طور یقین از راه های علمی به اثبات رسیده است . منتهی مطلب مهم دیگری که باقیمانده است ، این است که کهکشان در جهان خلقت ، همین یکی که اروپایی ها آن را به نام « راه شیری » می شناسند نیست . بلکه تعداد کهکشان هایی که تا امروز در عالم افلاک شناسایی و کشف شده ، حداقل بالغ بر یکصد هزار میلیون کهکشان است .
این دو عدد وقتی در هم ضرب می شوند ، ستارگان تمام کهکشان ها البته با احتساب حداقل تعداد کهکشان ها و حداقل تعداد ستاره ها در هر کهکشان به دست می آید که خود بالغ بر ده هزار میلیارد و نمایش ریاضی آن با یک عدد و رقم « یک » و بیست و دو عدد « صفر » نوشته می شود . اینطور :
۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ و این رقم با آن که حداقل ستارگان کهکشان ها را نشان می دهد ، براستی رقم بسیار بسیار بزرگی است به طوری که اگر تمام مردم روی زمین – در صورتیکه عده آن ها را سه هزار میلیون به حساب آوریم – بخواهند ستارگان آسمان را بشمارند ، و اگر هر کدام در یک ثانیه موفق به شمردن ۱۰ ستاره شوند ، تنها در صورتی می توانند این کار را انجام دهند که هر کدام دست کم سی هزار سال عمر کنند و تمام مدت عمر را نیز مشغول شمارش ستارگان کهکشان ها باشند !
نکته قابل توجه و تعمق این است که تمام این ستارگان در این فضای بی پایان ، با نظم دقیق و محاسبه معینی  واقع شده اند . به طوری که میلیاردها سال از خلقت آن ها می گذرد و در تمام این مدت ، با حرکت های مداوم و وقفه ناپذیری که داشته اند ، هرگز با هم برخورد و تصادمی پیدا نکرده اند . این خود ، دلیل آشکاری است بر آن که در خلقت این ستارگان ، سرعت معین و مشخصی برای هر یک در نظر گرفته شده ، فاصله های آن ها با یکدیگر محاسبه شده ، وزن و حجم هر کدام با دقت کامل مشخص شده ، طرز قرار گرفتن و وضعیت هر کدام نسبت به بقیه براساس محاسبات دقیق تعیین شده ، برای هر کدام مسیر و مدار گردش معینی در نظر گرفته شده ، و آفریننده آن ها در محخاسبات خود حتی یک سر سوزن اشتباه نکرده است و این تازه فقط یک نمونه از مصداق آیه قرآن کریم است که می فرماید : « و کل شی عنده بمقدار » : هر چیزی در نزد پروردگار جهان ، دارای نظم و محاسبه معینی است .

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب سرطان پروستات

54,368 views

بازدید

دانلود کتاب سرطان پروستات
۴ (۸۰%) ۲ votes
دانلود رایگان کتاب سرطان پروستات

کتاب حاضر ، حاوی اطلاعاتی مفید درباره سرطان پروستات میباشد که با بررسی نشانه ها و علائم بروز آن زمینه شناخت و درمان مربوط را فراهم میسازد. در کتاب حاضر پس از تعریف سرطان ، مباحثی همچون : محل پروستات در بدن ، علل بروز سرطان پروستات ، علائم و عوارض سرطان پروستات ، راهکار های درمانی ، شیوه های تشخیص ، عوارض پس از درمان و … به زبانی آسان نوشته شده است.
این کتاب مفید را مترجم آن جناب آقای مرتضی مدنی نژاد برای انتشار در پایگاه دانلود کتاب تک بوک ارسال کرده اند.

0

نويسنده / مترجم : مرتضی مدنی نژاد
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 3.8 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 33

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب سرطان پروستات
4 (80%) 2 votes

دانلود کتاب هشدار های بدن در میانسالی

35,481 views

بازدید

دانلود کتاب هشدار های بدن در میانسالی
۲ (۴۰%) ۲ votes
دانلود رایگان کتاب هشدار های بدن در میانسالی

در این برهه از زمان که رسیدگی به سلامت و بهداشت انسان ها دستخوش دگرگونی شده است ، بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد که رسیدگی های ابتدایی که مربوط به سلامت ماست خودمان انجام دهیم و هنگامی که به پزشک مراجعه میکنیم آنرا بدقت برای او تشریح کنیم تا تشخیصی مثبت دهد.
کتاب دکتر بروس.ک.لوول (Bruce K.lowell) بنام هشدار های بدن در میانسالی اولین کتابی ایت که بویژه برای سلامت این گروه از افراد که با سرعت در مدار میانسالی گام نهاده اند طرح ریزی گردیده است.این کتاب به شما می آموزد که در چه زمانی باید به خود آیید و متوجه شوید که در درون شما تحولات غیر طبیعی در حال وقوع است و به چاره جویی نیازمندید.
در این کتاب ۳۰۰ نوع بیماری همراه با درمان آنها برای شما تشریح گردیده است.
این کتاب در دو جلد pdf و ۲۸۰ صفحه تقدیم علاقه مندان میگردد.
این کتاب مفید را مترجم محترم آن جناب آقای مرتضی مدنی نژاد برای پایگاه تک بوک ارسال کرده اند.

1+

نويسنده / مترجم : دکتر بروس.ک.لوول - مدنی نژاد
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 1.7 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 280

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب هشدار های بدن در میانسالی
2 (40%) 2 votes

دانلود کتاب عظمت خدای درون

130,342 views

بازدید

دانلود کتاب عظمت خدای درون
۴٫۵ (۹۰%) ۸ votes
دانلود رایگان کتاب فارسی عظمت خدای درون


توجه فایل دانلود این کتاب بدرخواست نویسنده آن حذف گردید.



1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : فارسي
حجم کتاب : کتاب بدرخواست نویسنده حذف شده
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 135

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب عظمت خدای درون
4.5 (90%) 8 votes
صفحه 1 از 212



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد