خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

دانلود کتاب اندروید عوامل ورود به عالم بقیت الهی

718 views

بازدید

دانلود کتاب اندروید عوامل ورود به عالم بقیت الهی
۴ (۸۰%) ۴ votes

دانلود کتاب اندروید عوامل ورود به عالم بقیت الهی

در این کتاب از عالم بقیت اللّهی و آزادشدن از زمان که رمزالرموز ورود به عالم بقیت اللّهی است سخن به میان آمده و روشن شده چگونه باید از زمان آزاد شد و به بقای الهی باقی گشت. با تبیین عالم بقیت اللّهی و آزادشدن از «زمان» که ناشی از «حرکت» است، جایگاه وجودی فرهنگ مدرنیته در عالم روشن می‌شود و این‌که چرا فرهنگ مدرنیته همان ظلمات آخرالزمان است و چگونه با حرکت‌های افراطی که در این فرهنگ ایجاد شده انسان‌ها از باقی‌ماندن در زیر سایه‌ی بقای الهی محروم شده‌اند.


4+

نويسنده / مترجم : اصغر طاهر زاده
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 2.2 مگابایت
نوع فايل : APK
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب اندروید عوامل ورود به عالم بقیت الهی
4 (80%) 4 votes

دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی

1,495 views

بازدید

دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی
۲ (۴۰%) ۱ vote

دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی

مقدمه :

۱- شرایط ظهور حضرت مهدی(عج) به‌قدری عجیب و عظیم است که اندیشه‌های زیادی را جهت درک آن شرایط به خود مشغول می‌کند تا انسان متوجه شود چگونه با ظهور آن حضرت، ابعاد پنهان و باطنی عالم به ظهور می‌آید و سنگ و درخت با یاران مهدی(عج) سخن می‌گویند.


3+

نويسنده / مترجم : اصغر طاهرزاده
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 2.2 مگابایت
نوع فايل : APK
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب اندروید آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی
2 (40%) 1 vote

شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

818 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!



شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

 

انبیا و اولیای الهی در طول حیات بشری برای هدایت انسان ها آمده اند و در این راه نیز سختی های بی شماری را تحمل کرده اند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها بازمانده از انبیا و اولیا علیهم السلام است و هر آنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بوده اند و هر آنچه در اختیار آنان بوده، همگی در حال حاضر در اختیار آن حضرت می باشد. تمام صفات انبیا و مکارم ائمه علیهم السلام در وجود امام مهدی (عج) جمع است و از آن حضرت بروز می کند. بر این اساس، شباهت هایی بین آن حضرت و پیامبران و اولیا الهی وجود دارد که در کتاب های معتبر حدیثی از آن یاد شده است.

 


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

بررسی نشانه های حتمی ظهور

224 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

    در میان نشانه ها شماری از آنها به روشنی به عنوان علائم حتمی ظهور، یاد شده اند. منظور از نشانه های حتمی در مقابل غیرحتمی، ظاهراً آن است که تحقق پدیدار شدن آنها، بدون هیچ قید و شرطی، قطعی و الزامی خواهد بود، به گونه ای که تا آنها واقع نگردند، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر نخواهد شد. اگر کسی پیش از واقع شدن نشانه های حتمی، ادعای ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بکند، ادعایی است نادرست.
    در برابر این ها نشانه های غیرحتمی است، یعنی مقید و مشروط به اموری هستند که در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه، پدید می آیند. به عبارت دیگر، نشانه های غیرحتمی، شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان (علیه السلام) ظهور کند. امامان معصوم (علیهم السلام) به خاطر مصالحی، از پدید آمدن آنها در دوره غیبت، خبر داده اند.
    گروهی، نشانه های حتمی را نشانه هایی دانسته اند که در آنها (بداء) حاصل نمی شود. برخلاف نشانه های غیرحتمی که ممکن است (بداء) حاصل شود و تغییر یابند و یا به کلی حذف شوند.
    ( ولعلّ المراد بالمحتوم مالابدّ من وقوعه ولایمکن ان یلحقه البداء ).
    شاید منظور از حتمی آن باشد که از پدید آمدن آن گریزی نیست و امکان ندارد که (بداء) در مورد آن حاصل شود.
    در روایتی (محتوم) در برابر (موقوف) به کار رفته است . [۱] .
    امام باقر (ع) در تفسیر آیه شریفه:
    ( ثُمَّ قَضَی أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّی عِندَهُ ) [۲]
    می فرماید:
    (انّهما أجلان، أجل محتوم و أجل موقوف)
    قال له حمران: مالمحتوم.
    قال: الذی لایکون غیره.
    قال: وما الموقوف.
    قال: هو الذی للّه فیه مشیه…). [۳] .
    آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف.
    در میان نشانه هایی که بدانها اشاره کردیم، حتمی بودن نشانه های پنجگانه: خروج سفیانی، خروج یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف در بیداء روشن است، زیرا از روایات فراوانی که در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد، حتمی بودن آنها استفاده می شود

    حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست.
    فرمود: آن که غیر از آن نمی بوده باشد.
    عرض کرد: موقوف چیست.
    فرمود: آن (رخدادهایی است) که در آنها مشیتی از خداوند است. شاید پدید آیند و شاید نیایند).
    از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون، استفاده می شود که منظور از (حتمی)، یعنی قطعی و مسلم که خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نکرده است.
    البته باید توجه داشت که حتمی و یا مسلم و قطعی بودن وقوع این نشانه ها، به این معنی نیست که پدیدنیامدن آنها محال است، بلکه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها، پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده کند، قطعی خواهد بود.
    برای روشن شدن این مطلب، بایسته می نماید شرح دهیم که رخدادهایی که از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:
    1) برخی از امور مسلم، به همان گونه که خبر داده اند، پدید می آیند و هیچ تغییری در آنها داده نمی شود. این دسته از امور، حوادثی هستند که شرایط اقتضای آنها فراهم است و مانعی در کار نیست. چنین اموری را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلاً بردارد، ولی چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم: (عدالت) (حکمت) و (لطف) خداوند ناسازگار است، تغییر آنها از سوی خداوند، محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدی (ع) که امکان ندارد تغییر کند، یا اصلاً برداشته شود، چنانکه خداوند، توان به انجام ظلم را دارد، ولی انجام آنها بر وی محال است.
    2) دسته ای از رخدادها، مانند حالت نخست، اموری حتمی و قطعی هستند، ولی تبدیل و برداشتن آنها ناسازگاری با حکمت و عدالت خداوند ندارد. این امور، هر چند از جهت این که اسباب و شرایط ایجاد آنها، وجود دارد و باز دارنده ای هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت، حتمی هستند، ولی هیچ اشکالی ندارد که اراده خداوند آنها را تغییر دهد، یا آن را بردارد. نشانه های حتمی ظهور، از این گونه اند یعنی از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان، پیش بینی شده با نبودن بازدارنده بر سر راه پدید آمدن آن، تحقق آن قطعی و الزامی خواهد بود. با این حال، امکان دارد به اراده خداوند، تغییر کنند و یا محقق نشوند، پس حتمی بودن، به معنای آن نیست که محال است رخ ندهند.

    3) دسته ای از رخدادها، آنهایی هستند که پدید آمدن آنها، در صورتی که بازدارنده ای پیش نیاید و یا مقتضیات آنها موجود باشد، واقع خواهند شد. شمار زیادی از نشانه های ظهور که در روایات، پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت، پیش بینی شده است و به عنوان نشانه های غیر حتمی شمرده می شوند، از این گونه اند؛ از این روی امکان دارد، پدید آیند و امکان دارد پدید نیایند.
    بنابراین، می توان نتیجه گرفت که نشانه های حتمی، از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها، پدید خواهند آمد. ولی محال نیست که خداوند آنها را تغییر دهد.
    از آن جا که در روایات فراوانی، امامان (علیهم السلام)، بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تأکید کرده اند، می توان گفت که اراده خداوند، بر پدید آمدن آنهاست . [۴] .
    این نشانه های حتمی به چه مقدارند در روایات اختلاف است. در شماری از اخبار، نشانه های حتمی ظهور، پنج عدد شده اند.
    عمربن حنظله می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
    ( لایخرج المهدی حتی تطلع مع الشمس آیه ). [۵] .
    در این روایت، گرچه تعبیر (حتمی) به کار نرفته، ولی از سیاق آن پیداست که تا چنین نشانه ای با خورشید ظاهر نشود، حضرت مهدی (عج) ظهور نخواهد کرد.
    در میان نشانه هایی که بدانها اشاره کردیم، حتمی بودن نشانه های پنجگانه: خروج سفیانی، خروج یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف در بیداء روشن است، زیرا از روایات فراوانی که در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد، حتمی بودن آنها استفاده می شود.
    نعمانی می نویسد:
    (… ثم حققوا کون العلامات الخمس التی اعظم الدلائل والبراهین علی ظهور الحق بعدها، کما بطلوا امر التوقیت) [۶]
    سپس نشانه های پنجگانه را که بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشکار شدن حق است، ثابت کرده اند همان گونه که مسأله مشخص کردن زمان معیّن را برای ظهور، باطل کرده اند.
    نعمانی، در این سخن، ضمن آن که بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاکید می ورزد، آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه های ظهور نیز می داند.
    گروهی، نشانه های حتمی را نشانه هایی دانسته اند که در آنها (بداء) حاصل نمی شود. برخلاف نشانه های غیرحتمی که ممکن است (بداء) حاصل شود و تغییر یابند و یا به کلی حذف شوند. ( ولعلّ المراد بالمحتوم مالابدّ من وقوعه ولایمکن ان یلحقه البداء ). شاید منظور از حتمی آن باشد که از پدید آمدن آن گریزی نیست و امکان ندارد که (بداء) در مورد آن حاصل شود

    ولی حتمی بودن سایر نشانه ها مورد اشکال است؛ زیرا نشانه هایی همچون طلوع خورشید از مغرب، نداء و اختلاف بین حاکمان بنی عباس، از روایاتی مانند روایت ابی حمزه استفاده می شوند که مرسله است و نمی توان بر آن اعتماد کرد. افزون بر این، چنانکه خواهیم گفت، احتمال می رود منظور از (نداء)، همان صیحه آسمانی باشد که از نشانه های پنجگانه بود و (طلوع خورشید از مغرب) نیز، گذشته از ضعف سند آن، بر ظهور خود حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تطبیق شده است. از آن جا که این نشانه ها در برخی روایات در ردیف (و خروج القائم من المحتوم) آمده این احتمال وجود دارد که از نشانه های حتمی برپایی قیامت، باشند نه نشانه های ظهور.
    همچنین روایت (ظاهر شدن دستی با خورشید) اولاً، زیادبن مروان [۷] در سند روایت توثیق نشده، ثانیاً، در برخی از نسخه ها، به جای (کف یطلع من السماء)، کسف یطلع من السماء) است؛ از این روی، احتمال دارد، مراد پدید آمدن کسوف باشد. [۸] .
    (ظاهر شدن نشانه ای با خورشید)، که به عنوان نشانه حتمی ذکر شده، سخن معصوم (علیه السلام) نیست، سخن ابن عباس است.
    غیر از این مواردی که یاد کردیم، موارد دیگری نیز در کتابهای روایی، به عنوان نشانه های حتمی آمده، ولی با توجه به اسناد ضعیف آنها، نمی توان به حتمی بودن آنها، بلکه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس، شیخ مفید، اصل تقسیم نشانه ها به حتمی و غیرحتمی را امری مسلم دانسته، ولی بر این باور است که حتمی بودن همه آنها روشن نیست


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

اباصالح

196 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى، و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى شناسد و به هیچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.
از این رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مایلند روزى فرا رسد که جهان بشریّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکت بار موجود نجات یابند و از نابسامانى و نا امنى و تیره روزى خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى  نایل آیند.
به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ که در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهاى ضد انسانی خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنیان خواهد نهاد _ سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهى در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایى داده اند.
در این زمینه، یکى از نویسندگان معروف چنین مى نویسد:
«موضوع ظهور و علایم ظهور، موضوعى است که در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمیّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقیده و ایمان که پایه این آرزو را تشکیل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشریّت، و طالب تکامل معنوى وقتى که از همه نا امید مى شود، و مى بیند که با وجود این همه ترقّیات فکرى و علمى شگفت انگیز، باز متأسّفانه، بشریّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى کشاند و از خداوند بزرگ بیشتر دورى مى جوید، و از اوامر او بیشتر سرپیچى مى کند; بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد یارى مى جوید.
از این رو در همه قرون و اعصار، آرزوى یک مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و یهودى و مسیحى و مسلمان، سابقه دارد، بلکه آثار آن را در کتاب هاى قدیم چینیان و در عقاید هندیان، و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتّى در میان مصریان قدیم و بومیان و حتّى مکزیک و نظایر آنها نیز مى توان یافت».
آرى! عقیده به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى در پایان جهان، یکى از مسایل بسیار مهمّ و حسّاسى است که نه تنها در آیین مبین اسلام، بلکه در همه ادیان آسمانى، و نه تنها در میان پیروان ادیان و مذاهب بلکه در نزد بسیارى از مکاتب مختلف جهان سابقه دیرین دارد، و تمامى پیروان ادیان بزرگ عالم از مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان گرفته تا پیروان مکتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقیده دارند.
ناگفته نماند که پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، و دیگر ملل و اقوام گذشته و مکاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را «مهدى موعود منتظر(علیه السلام)»، و پیروان سایر ادیان ومکتبها و ملّتها و توده هاى محروم، وى را «مصلح جهانى» یا «مصلح غیبى»، یا «رهاننده بزرگ» یا «نجات بخش آسمانى» و یا «منجى اعظم» مى نامند; ولى در باره اوصاف کلّى، برنامه هاى اصلاحى، تشکیل حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى، و ظهور او در آخرالزمان اتّفاق نظر دارند.
جالب توجّه این که حتّى در این اواخر نیز، این عقیده در بین گروهى از دانشمندان و فلاسفه بزرگ جهان به عنوان: «لزوم تشکیل حکومت واحدجهانى» درسطح وسیعى مطرح گردیده است: «در عصر اخیر دوشادوش پیشرفت همه جانبه اى که در تمام مسایل علمى نصیب بشریّت شده، این ایده و عقیده نیز از مرز ادیان و مذاهب قدم فراتر نهاده و به عنوان یکى از مهمترین مسایل حیاتى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است».
آرى ! امروز بسیارى از اندیشمندان و فلاسفه مشهور جهان نیز عقیده دارند که با پیشرفت سریع صنعت و تکنولوژى، زندگى ماشینى، رقابت هاى نا سالم نظامى، بازیهاى خطرناک سیاسى، و احساس یأس و نا امیدى در بین جوامع بشرى براى رهایى از اوضاع نا بسامان کنونى، تشکیل حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى لازم و ضرورى است.
بنابراین، برغم افکار بیمارگونه کوته نظران کج اندیش که مى پندارند مسأله مهدویّت و انتظار ظهور یک رهبر بزرگ آسمانى در پایان جهان، از مختصّات مسلمانان و یا از عقاید خاص شیعیان است و مى کوشند تا با تلاش مذبوحانه خود آن را در یک مکتب خاصّ محصور کنند، این مسأله اختصاص به مسلمانان و شیعیان ندارد; بلکه یک اعتقاد عمومى مشترک است که همه اُمّتها و ملّتها و پیروان ادیان ـ و حتّى مکاتب مختلف، فلاسفه، دانشمندان و اندیشمندان واقع بین جهان نیز ـ در این عقیده و مرام باهم شریک اند.
 اصالت اعتقاد به ظهور مُنجى
عقیده به ظهور یک نجات دهنده بزرگ آسمانى و امید به یک آینده روشن که در آن، نگرانیها و هراسها مرتفع گردد، و به برکت ظهور یک شخصیّت ممتاز الهى همه تاریکیها از پهنه گیتى برچیده شود، و ریشه ظلم و جهل و تباهى از روى کره زمین برکنده شود، یک اعتقاد عمومى ثابت است که همواره در همه وقت، در همه جا، و در همه زمانها بین تمام ملّتها شایع و رایج بوده است.
بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسایل اسلامى، این عقیده در طول دوران زندگى انسانها پیوسته در میان همه ملّتها و پیروان ادیان بزرگ موجود بوده، و حتّى اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها، نیز معتقدند که سرانجام باید پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، بى عدالتى ها را از بین برده، حکومت واحد جهانى تشکیل داده، و در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داورى کند.
آنچه از تاریخ اُمّتها استفاده مى شود این است که: مسأله عقیده به ظهور یک رهبر مقتدر الهى و آمدن مصلحى در آخر الزمان به نام مُنجى موعود جهانى به قدرى اصیل و ریشه دار است که در اعماق دل ملّتها و پیروان همه ادیان الهى، و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جایى که در طول تاریخ بشریّت، انسانها در فراز و نشیب هاى زندگى، با یادآورى ظهور چنین رهبر مقتدرى، پیوسته خود را از یأس و نا امیدى نجات داده، و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانى در پایان جهان، لحظه شمارى مى کنند.
براى اثبات این مطلب، کافى است بدانیم که عقیده به ظهور یک «نجات دهنده» حتّى از نظر یهود و نصارى نیز قطعى است. و حتّى این که در میان همه طوایف یهود و همه شاخه هاى مسیحیّت وجود این عقیده قطعى و مسلّم است.
 
 انتظار ظهور «منجى» در بین یهود و نصارى
نویسنده آمریکایى کتاب «قاموس مقدّس»، درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش یک «منجى بزرگ جهانى» در میان قوم «یهود» چنین مى نویسد:
«عبرانیان منتظر قدوم مبارک «مسیح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارک . . . مکرّراً در «زبور» و کتب انبیا، على الخصوص، در کتاب «اشعیا» داده شده است. تا وقتى که «یحیاى تعمید دهنده» آمده، به قدوم مبارک وى بشارت داد، لیکن «یهود» آن نبوآت (پیشگوییها) را نفهمیده با خود همى اندیشیدند که «مسیح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ایشان را از دست جور پیشگان و ظالمان رهایى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد کرد».
نویسنده کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در کتاب خود ازیهودیان، زبان به شکایت مى گشاید که دعوت عیساى مسیح را بعد از آن همه اشتیاق و انتظار، سرانجام نپذیرفتند و او را مسیح واقعى نپنداشتند و او را با مسیح موعودى که سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسین و مژده اش را کتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى کردند، مطابق نیافتند. از این رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنایتکار به ملّت اسرائیل، و تعالیمش را، ضدّ آرمان اساسى کتب مقدّس «عهد عتیق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاکمه اش فراخواندند و به اعدام محکومش کردند، و همچنان با احساس غبنى جانکاه مجدداً در انتظار «مسیح موعود» و رهایى بخش از رنج و ستم، نشستند.
مسیحیان، با این که حضرت عیسى(علیه السلام) را «مسیح موعود» یهودیان مى دانستند، چون نسبت به پیروى او احساس ناتمامى کردند، یکباره امیدشان از «زمان حال» برکنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسیح» و بازگشت وى از آسمان، در پایان جهان نشستند.
طبق نوشته «مستر هاکس» آمریکایى، در کتاب خود «قاموس کتاب مقدس» کلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجیل» و ملحقات آن (عهد جدید) به کار رفته که فقط ۳۰ مورد آن با حضرت عیسى(علیه السلام) قابل تطبیق است، و ۵۰ مورد دیگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گوید که در آخر زمان ظهور خواهد کرد( [۴] ).!
 
 مسیح هاى دروغین
اعتقاد به ظهور یک «منجى بزرگ جهانى» و اشتیاق، به ظهور یک رهبر آسمانى در میان یهود و نصارى، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملّت، مدّعیان شگفتى را پدید آورده، و افراد زیادى پیدا شده اند که خود را به دروغ «مسیح موعود» معرّفى کرده اند. به طورى که صاحب کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در باره شماره مدّعیان دروغین «مسیح موعود» مى نویسد:
«24 نفر مسیحیان (مسیح هاى) دروغگو در میان بنى اسرائیل ظاهر گشتند که مشهورترین و معروفترین آنها «برکوکبه» است که در اوایل قرن ثانى مى زیست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود که رأس و رئیس و پادشاه قوم یهود است.
و در مائه دوازدهم تخمیناً ده نفر از مسیحیان، ـ یعنى: مسیح هاى دروغگو ـ ظاهر گردیده، جمعى را به خود گروانیده، و این مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى کثیر نیز در آن معرکه، طعمه شمشیر گردیدند. و آخرین مسیحیان ـ مسیح هاى دروغگو ـ «مردخاى» است. او شخصى بود آلمانى که در سال ۱۶۸۲ میلادى ظهور کرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گردیده معدوم الاثر شد.
نویسنده کتاب «دیباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل این جریان از کتاب «قاموس کتاب مقدس» مى نویسد:
«متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمریکایى ـ کتاب «قاموس کتاب مقدّس» به زبان فارسى، که سالها نیز ساکن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعیان «مسیحائى» و همچنین درباره آخرین کسى که به عنوان «مسیح موعود» قیام کرده است، نارساست.
شماره این مدّعیان، به مراتب بیشتر از آن است که وى یادآور شده است، همچنین قیام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسین قیامى نیست که تاریخ مسیحیّت آن را به یاد مى آورد. تنها طى دو قرن هیجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسیح موعود» ظهور کرده اند، و اغتشاشهایى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نیز به کیفر رسیده اند».
«البته به موازات دین مسیح، در دین یهود نیز، مسیح هاى دروغین متعدّد ظهور کرده اند. از جمله، یکى از مسیح هاى یهودى، «داود آل روى» از یهودیان ایران است. او در اواسط قرن دوازدهم در میان یهودیان ایران، مدّعى شد که او «مسیح موعود» است».( [6] )
 عقاید اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود
مسأله عقیده به ظهور مصلحى جهانى در پایان دنیا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هیچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ این اعتقاد کهن و ریشه دار، علاوه بر اشتیاق درونى و میل باطنى هر انسان ـ که به طور طبیعى خواهان حکومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهاى بى شائبه پیامبران الهى در طول تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پیامبران بزرگ الهى در دوران مأموریّت الهى خود به عنوان جزیى از رسالت خویش به مردم وعده داده اند که در آخر الزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دینى و بى عدالتى را در تمام جهان ریشه کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
سیرى کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه هاى دیگر اقوام مختلف بشرى، این حقیقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقاید و اندیشه هاى متضادّى که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اینک براى این که در باره این موضوع سخنى به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصرى از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا مى آوریم:
۱ ـ ایرانیان باستان معتقد بودند که: «گرزا سپه» قهرمان تاریخى آنان زنده است و در «کابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى کنند تا روزى که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.

۲ ـ گروهى دیگر از ایرانیان مى پنداشتند که: «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایى، دیهیم پادشاهى به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزى ظاهر شود و اهریمنان را از گیتى براند.
۳ ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.
۴ ـ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاکم گرداند.
۵ ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «مارکو کرالیویچ» را داشتند.
۶ ـ برهمائیان از دیر زمانى براین عقیده بودند که در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدى سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
۷ ـ ساکنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که: «ارتور» روزى از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
۸ ـ اسن ها معتقدند که پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، دروازه هاى ملکوت آسمان را براى آدمیان خواهد گشود.
۹ ـ سلت ها مى گویند: پس از بروز آشوبهایى در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
۱۰ ـ اقوام اسکاندیناوى معتقدند که براى مردم دنیا بلاهایى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودین» با نیروى الهى ظهور کرده و بر همه چیره مى شود.
۱۱ ـ اقوام اروپاى مرکزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
۱۲ ـ اقوام آمریکاى مرکزى معتقدند که: «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پیروز خواهد شد.
۱۳ ـ چینى ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات مى دهد.
۱۴ ـ زرتشتیان معتقدند که: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.
۱۵ ـ قبایل «اى پوور» معتقدند که: روزى خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردى بروز نکند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پایان جهان است.
۱۶ ـ گروهى از مصریان که در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگى مى کردند، معتقد بودند که سلطانى در آخرالزمان با نیروى غیبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بین مى برد و مردم را به آرامش و آسایش مى رساند.
۱۷ ـ گروهى دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان، در کنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر مى کند.
۱۸ ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانى را تشکیل خواهد داد.
۱۹ ـ یونانیان مى گویند: «کالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد کرد، و جهان را نجات خواهد داد.
۲۰ ـ یهودیان معتقدند که در آخر زمان «ماشیع» (مهدى بزرگ) ظهور مى کند و ابد الآباد در جهان حکومت مى کند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى که «تورات»، کتاب مقدّس یهود، او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.
۲۱ ـ نصارا نیز به وجود حضرت مهدى(علیه السلام) قایلند ومى گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.( [۷] )
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(علیه السلام)کاملاً تطبیق نمى کند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از یک حقیقت مسلّم حکایت مى کند و آن این که:
این افکار و عقاید و آرا که همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آینده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر این واقعیّت است که همه آنها در واقع از منبع پر فیض وحى سرچشمه گرفته است، و لکن در برخى از مناطق دور دست که شعاع حقیقت در آنجا کمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن کاسته شده، و فقط کلّیاتى از نویدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در میان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادى، خود بر اهمیّت موضوع مى افزاید، و مسأله «مهدویّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى کند.
بنابراین، عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان یک عقیده عمومى است و اگر کلمه «مهدى» و واژه هاى دیگر را ـ که پیروان سایر ادیان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى کنند ـ  از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوریم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» یا «مصلح جهانى» و یا «رهایى بخش غیبى» بنامیم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.
  اسامى مقدّس حضرت مهدى(علیه السلام) در کتب مذهبى اهل ادیان
اینک قسمتى از اسامى مبارک آن حضرت را که با الفاظ مختلفى در بسیارى از کتب مذهبى اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانیم.
۱ ـ «صاحب» در صحف ابراهیم(علیه السلام);
۲ ـ «قائم» در زبور سیزدهم;
۳ ـ «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم;
۴ ـ «ماشیع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
۵ ـ «مهمید آخر» در انجیل;
۶ ـ «سروش ایزد» در زمزم زرتشت;
۷ ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
۸ ـ «بنده یزدان» هم در زند و پازند;
۹ ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هندیان;
۱۰ ـ «شماخیل» در ارماطس;
۱۱ ـ «خوراند» در جاویدان;
۱۲ ـ «خجسته» (احمد) در کندرال فرنگیان;
۱۳ ـ «خسرو» در کتاب مجوس;
۱۴ ـ «میزان الحق» در کتاب اثرى پیغمبر;
۱۵ ـ «پرویز» در کتاب برزین آذر فارسیان;
۱۶ ـ «فردوس اکبر» در کتاب قبروس رومیان;
۱۷ ـ «کلمهُ الحقّ» در صحیفه آسمانى;
۱۸ ـ «لِسانِ صدق» هم در صحیفه آسمانى;
۱۹ ـ «صمصام الاکبر» در کتاب کندرال;
۲۰ ـ «بقیه اللّه» در کتاب دوهر;
۲۱ ـ «قاطع» در کتاب قنطره;
۲۲ ـ «منصور» در کتاب دید براهمه;
۲۳ ـ «ایستاده» (قائم) در کتاب شاکمونى;
۲۴ ـ «ویشنو» در کتاب ریگ ودا;
۲۵ ـ «فرخنده» (محمّد) در کتاب وشن جوک;
۲۶ ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در کتاب پاتیکل;
۲۷ ـ «پسر انسان» در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن);
۲۸ ـ «سوشیانس» در کتاب زند و هومو من یسن، از کتب زردتشیان;
۲۹ ـ در کتاب «شابوهرگان» کتاب مقدس «مانویه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ایزد» آمده که باید در آخر الزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد;
۳۰ ـ «فیروز» (منصور) در کتاب شعیاى پیامبر.( [۸] )
علاوه بر این ها اسامى دیگرى نیز براى حضرت مهدى(علیه السلام)در کتب مقدّسه اهل ادیان ذکر شده است که ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نمودیم.( [۹] )
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقیه اللّه» که در کتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسکرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف ـ است که در بیشتر روایات اسلامى، به آنها تصریح شده و ائمّه معصومین(علیهم السلام) در اکثر روایات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقیه اللّه» یاد کرده اند. و این خود بیانگر این واقعیّت است که موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غایب، حضرت حجّت بن الحسن العسکرى (علیه السلام) است.
 ادیان و نوید ظهور موعود
  چنان که در بحثهاى گذشته آمد، مسأله ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان و پایان دادن به ظلم و ستمها از مسایل اساسى ادیان و اسلام است، و تمامى ادیان و مذاهب گوناگونى که در روى کره زمین حکومت مى کنند، وقوع حتمى و قطعى آن را خبر داده اند.
بر اساس تعالیم انبیا و نویدهاى کتب آسمانى، علیرغم عوامل بدبینى بیشمارى که نسبت به آینده بشر در جهان دیده مى شود، اوضاع کنونى جهان قابل دوام نیست، و دیر یا زود گردونه زمان به نفع محرومان خواهد چرخید، و چهره جهان دگرگون خواهد شد، و مفاسد اجتماعى و کشمکشهاى کنونى جاى خود را به آرامش و امنیّت خواهد داد. مطابق وعده هاى انبیا و نویدهاى کتب آسمانى، چشم انداز آینده جهان و سرنوشت بشر روشن است.
نگاهى کوتاه به کتابهاى مذهبى اهل ادیان این امر را به خوبى نشان مى دهد که وقتى جهان دچار فتنه و آشوب گردد و آتش ظلم و بیدادگرى همه جهان را فراگیرد، و جنگهاى خانمان سوز و ویرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از اداره اُمور کشورها عاجز و ناتوان گردند و براى خاموش کردن آتش فتنه ها و جنگها راه چاره اى نیابند، در چنین موقعیّت حساس و بحرانى یک مصلح بزرگ جهانى، با اتّکا به قدرت لایزال الهى قیام خواهد کرد، و به یک اصلاح عمومى در تمام جهان دست خواهد زد و زورگویان، زورمداران و قدرت طلبان افسار گسیخته عالم را سر جاى خود خواهد نشاند و به همه بدبختیها و تیره روزى ها و گرفتارى هاى بشریّت خاتمه خواهد داد.
خوشبختانه هنگامى که به ادیان آسمانى مراجعه مى کنیم، کتب آسمانى را سراسر مملوّ از امید، و سرشار از نویدهاى بهروزى و وعده هاى ظهور آن «مصلح جهانى» مى بینیم، و شاید براى برخى کمى تعجّب آور باشد که در تمام ادیان و مذاهب بزرگ جهان، اعم از وثنیت، کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت و آیین مبین اسلام . . . از مصلحى که در پایان جهان ظهور خواهد کرد و به جنایتها و خیانتهاى انسانها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را، بر اساس عدالت و آزادى بنیان خواهد نهاد، گفتگو شده و برتر و بالاتر از همه، نوید ظهور آن مصلح بزرگ جهان، به خصوص در اسلام و قرآن نیز، به صورتى جامع تر، کامل تر، عمیق تر و جدى تر، مطرح شده است.
و جاى بسى خرسندى است که اکثریّت قریب به اتّفاق نویدهایى که در رابطه با ظهور «مصلح بزرگ جهانى» در کتابهاى آسمانى آمده است ـ اگر نگوییم همه آنها ـ تنها با وجود مقدّس مهدى موعود(علیه السلام)، آخرین بازمانده حجت الهى از امامان معصوم شیعه مطابقت دارد.
آرى اى عزیز ! نویدهاى مصلح بزرگ جهانى و بشارت ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) علاوه بر قرآن مجید در تمام کتب مذهبى اهل ادیان مانند: کتاب زند، کتاب جاماسب، کتاب شاکمونى، کتاب جوک، کتاب دیدبراهمه، کتاب باسک، کتاب پاتیکل، کتاب دادنگ، کتاب ضفیناى نبى، کتاب اشعیاء، کتاب وحى کودک، کتاب حُکى نبى، کتاب مکاشفات یوحناى لاهوتى، کتاب دانیال نبى، انجیل متى، انجیل لوقا، انجیل مرقس، و سایر کتابها و الواح ذکر شده، و در همه این کتابها نویدها و بشارتهاى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) به عبارات و مضامینى که همه اصالت و حقیقتِ «مهدویّت» را تأیید مى کنند، و آن را یک عقیده عمومى مشترک بین همه اُمّتها و ملّتها مى دانند، به روشنى بیان شده است.
اگر چه غیر از قرآن مجید، همه کتابهاى دیگر آسمانى مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته است، ولى باز هم مطالبى در آنها دیده مى شود که از دستبرد دگران مصون مانده، و در آنها عبارات و جملاتى از آمدن «مصلح جهانى» به چشم مى خورد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

بامداد میلاد

242 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
قال الله تعالی : و نریدان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین .
بامداد مبارک ، فرخنده و پرمیمنت روز پانزدهم شعبان سال دویست و پنجاه هجری طلوع میکرد ، و در امامت سرای حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ، شور و هیجان و شوق و انتظار شدت می یافت . ملائکه در آنجا بیش از هر وقت دیگر آمد و رفت داشتند . انوار رحمت الهی در تابش و لمعان ، و فروغ فرو شکوه ایزدی درخشان بود .
در ملااعلی فرشتگان ، و کروبیان عالم بالا از نوزادی که هم اکنون در خاندان نبوت و ولایت قدم بعرصه اینجهان خواهد گذاشت و چهره نورانی ، و شمائل محمدی خود را بعالمیان نشان خواهد داد در سخن بودند .
بهشت را زینت میکردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملکوتی برسرپا کنند . غریو شادی و نغمه های روح بخش و طرب انگیز حورالعین بهشتیان را غرق در حظوظ روحانی کرده بود .
از شب نیمه شعبان دقایقی بیشتر باقی نمانده بود. دقایقی که آرام آرام میگذشت و برای آنها که منتظر بودند بقدر سالها بود .
سرانجام شب بدقیقه آخر رسید و ثانیه شماری شروع شد ثانیه ها هم با کندی یکی پس از دیگری گذشتند ناگاه نور انیت و روشنی فوق العاده ای که بر نور چراغها غالب شد همه را از تولد نوزاد بشارت داد . نوزاد به دنیا آمد و آخرین رهبر عالم بشریت ولی الله اعظم ، با جمال جهان آرای خود گیتی را مزین و روشن ساخت .
نرجس غرق در افتخار و مباهات گشت بانگ تکبیر و تحمید ، تسبیح توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین انداز گشت .
نوزاد سربسجده گذاشت و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامت پدران بزرگوارش شهادت داد و با صدایی خوش و روح افزا این آیه مبارکه را تلاوت فرمود :
بسم الله الرحمن الرحیم . و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض … نوزاد بدنیا آمد و عنایات الهیه برخاندان رسالت تکمیل شد .
آری این افتخار مخصوص دودمان نبوت است که موعود و نجات دهنده بشر از تجاوز و ستم و آنکس که برای تاسیس سازمان جهانی اسلامی و اجراء نظام قرآنی قیام فرماید از آن خاندان با عظمت است .
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خوشدل بود که فرزندش مهدی به هدفهای رسالت و دعوت او جامه عمل میپوشاند و بخاندان خودبخصوص علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام مژده می داد که مهدی،‌همان کسی که با نهضت بیمانند خود بنیان شرک را ویران و اساس توحید ، یکتا پرستی رامحکم و استوار می سازد و فرمانروای کل جهان گردد از فرزندان آنها است .او است همان نابغه بی نظیری که انبیا و اولیاء ظهورش را مژده دادند و جهان بشریت را بقیام آن حضرت برای تشکیل حکومت حق و عدالت اسلام و صلح پایدار و بر چیدن بساط بیدادگران نوید دادند و همه را به آینده گیتی امیدوار ساختند .

شرح و چگونگی ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه ( به طور اختصار )

باید دانست که روایات و احادیثی که دلالت برولایت و وجود حضرت ولی عصر (عج ) دارد بسیار است و سید علامه میر محمد صادق خاتون آبادی در کتاب اربعین می فرماید : درکتب معتبره شیعه زیاده از هزار حدیث روایت شده در ولادت حضرت مهدی علیه السلام و غیبت او و آنکه امام دوازدهم است و نسل امام حسن عسکری است و اکثر آن احادیث مقرون باعجاز است .
گزارش و تفصیلات ولادت سراسر برکت امام در کتب معتبره و اخبار مشروحاً بیان شده است . از جمله این اخبار روایتی است که در ینابیع الموده ص ۴۹۹ و ۴۵۱ فاضل قندوزی که از علماء اهل سنت است و شیخ طوسی در کتاب غیبت و شیوخ دیگر روایت کرده اند و صدوق در کتاب کمال الدین بسند صحیح و معتبر از جناب موسی بن محمد بن قاسم بن حمزه بن موسی بن جعفر علیهماالسلام از حضرت حکیمه خاتون دختر والامقام امام محمد تقی علیه السلام که از بانوان با عظمت و شخصیت و فضیلت خاندان رسالت است حدیث کرده است .
حکیمه فرمود امام حسن عسکری (ع) فرستاد نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است .
من عرض کردم : مادرش کیست ؟‌
فرمود :‌نرجس
گفتم : فدایت شوم بخدا سوگند در او اثری نیست .
فرمود : همین است که برای تو می گویم .
حکیمه گفت : پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پای افزارم را بیرون آورد گفت ای سیده من و سیده خاندان من چگونه شب کردی ؟
گفتم :‌بلکه تو سیده من و سیده خاندان منی
گفت : ای عمه این چه سخن است ؟!
گفتم : ای دخترم خدا امشب به تو پسری کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است . پس او خجلت کشید و حیا کرد ،‌وقتی از نماز عشا فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخواستم برای نماز شب . نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود . من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم او هم چنان خواب بود . پس برخواست نماز شب را خواند و خوابید .
حکیمه فرمود : برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اول ظاهر شده بود هنوز نرجس در خواب بود درشک افتادم . امام فریاد زد ، عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده .گفت : نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد من ببالینش شتافتم . گفتم :
( بسم الله علیک ) آیا چیزی احساس می کنی ؟
گفت : بلی  ای عمه .
گفتم :‌آسوده خاطر باش همان است که بتو گفتم .
حکیمه گفت :‌پس مرا سستی و از خودبیخودی فراگرفت و او نیز چنین شد وقتی بحس آقایم بیدارشدم جامه از روی نرجس بیکسو زدم و آقای خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده ا و را در برگرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است حضرت امام حسن عسکری به من صیحه زد : بیاور بنزد من پسرم را ای عمه .
او را نزد امام بردم امام دستهایش را زیر دوران و پشت او گذارد و پاهایش را در سینه خود قرارداد و زبانش را در دهان او نهاد و دست برچشمها و گوش و مفاصلش کشید .
پس فرمود : سخن بگو ای پسرم .
فرمود : اشهد ان لااله الاالله وحده لاشریک له وان محمداً رسول الله پس بر امیرالمومنین و بر امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سکوت فرمود .
امام فرمود : او را نزد مادرش بر تا باو سلام کند و به نزد منش آور .
پس او را نزد مادرش بردم بمادرش سلام کرد سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم . فرمود : ای عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا . حکیمه فرمود : بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم پرده رابالا زدم تا از آقای خود تفقد کنم او را ندیدم . گفتم : فدایت شوم چه کرد آقای من ؟‌ فرمود ای عمه او را به آنکس سپردم که مادر موسی او را به او سپرد .
حکیمه گفت : روز هفتم که شد بنزد آنحضرت رفتم و سلام کردم و نشستم .
امام فرمود : پسرم را بنزد من بیاور پس من آقایم را در حالیکه در پارچه ای بود بنزد آن حضرت بردم . با او مانند روز اول رفتار کرد پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیروعسل به او می دهد . پس  فرمود : سخن بگو :
گفت ‌:اشهد ان لا اله الله  و صلوات بر محمد و امیر المومنین و امامان تا پدرش صلوات الله علیهم اجمعین فرستاد و این آیه را تلاوت کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنود هما منهم ماکانوا یحذرون
موسی بن محمد بن قاسم راوی حدیث گفت این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت : حکیمه راست فرموده است .
صدوق در حدیثی که در نهایت اعتبار و اعتماد است بواسطه احمدبن الحسی بن عبدالله بن مهران امی عروضی ازدی از احمدبن حسین قمی روایت کرده که چون خلف صالح متولد شد از ناحیه حضرت امام حسن عسکری نامه ای برای جدم احمد بن اسحق رسید بخط دست آن حضرت که توقیعات بهمان خط وارد می شد در آن مکتوب بود برای ما مولودی ولادت یافت باید در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند زیرا آنرا برکسی ظاهر نمیکنم مگر نزدیکتر را بواسطه نزدیکی او و ولی را بجهت ولایتش دوست داشتیم اعلام آنرا بتو تا خدا تو را به آن مسرور سازد مانند آنکه ما را با آن مسرور ساخت .
و در روایت مسعودی است که ااحمدبن اسحق به حضرت امام حسن عسکری (ع) عرض کرد وقتی نامه بشارت شما به ولادت آقای ما رسید باقی نماند از مردو زنی و نه پسری که بمرتبه فهم رسیده باشد مگر آنکه قائل له حق شد . حضرت فرمود : آیا نمی دانید که زمین از حجه الله خالی نمی ماند .
و درحدیث دیگر شیخ ثقه جلیل فضل بن شاذان که پس از ولادت حضرت ولی عصر و پیش از وفات امام حسن عسکری (ع)« بین ۲۵۵ تا ۲۶۰ » وفات کرده در کتاب غیبت خود از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بواسطه محمدبن علی بن حمزه بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمومنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود :
متولد شد ولی خدا و حجت خدا بر بندگان خدا و جانشین من بعد ازمن ختنه کرده شده در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هنگام طلوع فجر و نخستین کسی است که او را شست رضوان خازن بهشت بود که با جمعی از ملائکه مقربین او را با آب کوثر و سلسبیل غسل دادند .
و در احادیث دیگر روایت است که وقتی امام عصر متولد شد حضرت امام حسن عسکری علیهما السلام دستور فرمود : ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بین فقراء بنی هاشم تقسیم کنند و سیصد گوسفند عقیقه نمایند .
و نیز روایت است که در روز سوم ولادت پدر بزرگوارش او را باصحاب خود نشان داد و فرمود : این است امام شما بعد از من و جانشین من و او است همان قائمی که گردنها به انتظار او کشیده می شود پس وقتی زمین پر از جور و ستم شد ظاهر می شود و پرمیکند آنرا از عدل وداد .
نصربن علی جهضمی که از ثقات رجال اهل سنت است در کتاب موالیدالائمه نقل کرده که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هنگام ولادت فرزندش محمد فرمود : گمان کردند ستمکاران که مرا میکشند و این نسل را مقطوع میسازند پس چگونه یافتند قدرت قادر را و او را مؤمل نام گذارد .
احمدبن اسحق اشعری از حضرت امام حسن عسکری روایت کرده است که فرمود الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی اشبه الناس برسول الله خلقاً  و خلقاً  یحفظه الله فی غیبته ثم یظهر فیملاء الارض قسطاً‌ و عدلاً کماملئت جورا ً‌و ظلماً‌ .
و برای اطلاع بیشتر از این بکتابهای حدیث مانند غیبت نعمانی و شیخ و کمال الدین و بحار الانوار و اثبات الهداه و اربعین خاتون آبادی و منتخب الاثر مراجعه شود .

امامت
درپی شهادت حضرت امام حسن عسکری در تاریخ هشتم ربیع الاول سال دویست و شصت هجری قمری ، دوران امامت حضرت مهدی (ع) آغاز شد ، امّا نه به صورت آشکار همچون سائر ائمه ،‌بلکه امامتی پنهانی و پشت پرده .
بنابراین آن حضرت در سن پنج سالگی به منصب آسمانی و الهی امامت نائل آمدند .

غیبت صغری
دوران هفتاد ساله‌ اوّل امامت آن حضرت را دوران غیبت صغری می نامند . و این بدان جهت است که درآن مدت ، افراد خاصی از محل آن حضرت اطلاع داشتند و اشخاصی بعنوان نمایندگان رسمی ایشان در بین مردم حضور فغال داشته و ضمن ابلاغ دستورات آن حضرت به شیعیان ، سؤالات و وجوهات مردم را نیز به ایشان می رساندند و پاسخهای لازم را منتقل می کردند .
این دوران با احتساب دوران زیست مخفی آن حضرت قبل از امامت به هفتادو چهار و بدون آن به شصت و نه سال می رسد .

نمایندگان خاص
چهارنفر به ترتیب دارای سمت نمایندگی خاصه آن حضرت بوده اند که به ترتیب عبارتند از :
الف – عثمان بن سعید عمروی ( روغن فروش ) . دوران نمایندگی از سال ۲۶۰ تا ۲۸۰ قمری به مدت ۲۰سال.
ب – محمدبن عثمان بن سعید ( فرزند نماینده‌ اول ) . دوران نمایندگی از سال ۲۸۰ تا ۳۰۵ قمری به مدت ۲۵ سال .
ج – حسین بن روح . دوران نمایندگی از سال ۳۰۵ تا سال ۳۲۶ قمری به مدت ۲۱ سال .
د  – ابوالحسن علی بن محمد سمری . دوران نمایندگی از سال ۳۲۶ تا سال ۳۲۹ به مدت سه سال .
و پس از آن بود که دوران نیابت خاصه بسر آمد و دیگر کسی بعنوان رابط مستقیم بین امام زمان (عج) و مردم معرفی و انتخاب نشد .

نمایندگان عام
چون آخرین نایب و نماینده خاص آن حضرت در سال سیصد و نه هجری از دنیا رفت ، باب نیابت خاصه نیز بسته شد و اداره امور مردم برعهده‌ عالمان دین و راویان حدیث نهاده شد .
آن حضرت در پاسخ سؤالات ارسالی اسحاق بن یعقوب که بوسیله محمدبن عثمان بین سعید به محضرشان رسید مرقوم داشتند که پس از پایان دوران غیبت صغری بر مردم است که به نمایندگان عام من که همانا علما و راویان حدیث هستند مراجعه کنند که آنان حجت من بر مردم و امناء‌الهی در تبیین حلال و حرام دین هستند .
و نیز مرقوم داشتند که در امور خود به فقیه و عالمی که پرهیزگار ، هوی گریز ، دین باور و دین نگه دار ، و گوش به فرمان اوامر مولایش باشد مراجعه کنید و بدانید که همه‌علما اینگونه نیستند بلکه بعضی از آنها دارای این شرائط هستند و قابلیت نیابت و نمایندگی را دارا می باشند .

آخرین دیدار
آخرین بار که دیگران حضرت مهدی را دیدند زمانی بود که بعد از شهادت امام عسکری (ع) که مأموران دولتی شدیداً  در تکاپو برای یافتن و دستگیری آن حضرت بودند او را در سرداب مقدس سامراء‌مشاهده کردند . جزئیات آن جریان بدین شرح است :
شخصی بنام رشیق می گوید که خلیفه معتضد مرا با دونفر دیگر به سامراء‌ فرستاد تا به خانه امام حسن عسکری (ع) « که خود ، آدرسش را به ما داد » وارد شده و هرکس را در خانه یافتیم سرش را برای او بیاوریم . ماچنان کردیم و به سامراء‌ رفته و وارد خانه شدیم (آنجا سردابی بود ) و پرده ای آویخته دیدیم ، چون پرده را کنار زدیم دریای آبی در آن اتاق دیدیم که در منتهای آن حصیری بر روی آب قرارداشت و جوان زیبایی بر آن به نماز ایستاده بود . همراهان من یکی پس از دیگری پا بدرون اتاق نهادند تا اورا دستگیر کنند ولی در آب افتادند و من به زحمت از غرق شدن نجاتشان دادم . در این هنگام من از آن آقا عذرخواهی نموده و سامراء‌ را ترک کردیم و به پایتخت رسیدیم و فوراً  نزد معتضد رفته و جریان را نقل کردیم و او دستور داد هرگز این جریان را برای کسی نقل نکنیم و چون مارا تهدید بسیار کرده بود ( تا این فضیلت امام زمان (ع) برای مردم گفته نشود ) تا معتضد زنده بود این جریان را برای کسی نقل نکردیم .

هنگام ظهور
این مطلب که آیا آن حضرت در چه زمانی ظهور می فرماید ، امری نیست که بتوان برای آن زمان خاصی تعیین کرد و حتی بر طبق صریح بعضی از روایات ، تعیین هر زمانی به شدت مورد تکذیب است .
تنها خداوند متعال است که از هنگام ظهور با اطلاع است و تا شرائط ظهور فراهم نشود امر ظهور تحقق نخواهد یافت .

محل سکونت
یکی از مسائلی که برای همه جالب است بدانند ، اقامتگاه حضرت ولیعصر (ع) است . اگر چه بصورت قطعی نمی توان برای آن حضرت محل سکونتی را مشخص نمود ولی مستفاد از روایات واخبارو ادعیه و توقیعات ناحیه مقدسه این مطلب به دست می آید که حضرت بطور کلی در بین مردم زندگی می کنند و بنابر روایتی در بازارها و شهر ها رفت و آمد دارند ولی مردم ایشان را نمی شناسند ، کمااینکه همه ساله حج به جا می آورند ولی حجاج ایشان را نمی شناسند و مؤید این مطلب است که عده ای آن حضرت را در جاهای مختلف دنیا و نیز در ایام حج در مکه و یا عرفات و منی زیارت کرده اند .
البته بیشتر تردد یا اقامت آن حضرت ( آنگونه که از روایات استفاده می شود ) درمدینه منوره ، عتبات عالیات و کوه رضوی و ذی طوی است .


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دوران ظهور

739 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
پیشگفتار:
پیامبران ازآدم (ع)تا حضرت خاتم (ع),وهمه اولیاءالله آرزوی دورانی داشته اند که انسانییت به اوج برسدوضدانسانیت محوگرددوحکومت حق والهی برجهان حاکم شود وتمامی تلاش خودرا برای این عقیده وآرمان به کاربستندودراین راه سختیهای فراوانی رامتحمل شدندوتا حدودی موفق گشتند ولی موفقیت کامل وچشمگیرهمه صالحان وخوبان بنا به وعده الهی درزمان ظهورحضرت مهدی(ع)صورت می پذیردواحادیث پیامبراسلام(ص)درروایات پیشوایان معصوم اهل بیتش(ع) گویای همین مطلب است, به طوری که تعداد احادیث روایت شده ازمرزشش هزار۱میگذرد وبه ندرت دیده میشود که درباره یک مساله اسلامی این تعدادحدیث نقل شود.
    روایت مصرانه مؤیدآن وعده قرآن مقدس اندکه ایجادوتشکیل جامعه ای بدون ظلم ومملو از ایمان و نیز پیشرفت در این دنیاوبرپایی حکومت جهانی حق برروی کره زمین را نوید می دهد, روزی می آید که ولایت الله مطلق در جهان حاکم میشود آری آن روز, روز ظهور منجی عالم بشریت است.
    ظهوروفرج, یعنی پایان همه دردها ونابسامانیها انحراف مسیرهای انسان وگشودن هرعقده ای به دست منجی آسمان.۲
ظهورامام غایب, برای سامان دادن به زندگی هاست, واز میان بردن همه ستم ها وتباهی ها وپایان دادن به روزگارسیاه جهل, گرسنگی, بندگی غیرخدای بزرگ وبه وجود آوردن عقیدهای واحد, در سراسر گیتی وحکومت دادن به یک قانون, وبرداشتن حدومرزهای میهنی نژادی, وتاسیس حکومت واحد جهانی, وتشکیل یک خانواده, از همه افراد بشر, وپرورش وتربیت انسان, درهمه جنبه های انسانی, وپدید آوردن صورت کمال یافته اجتماعی درقلمروزیست انسان, یعنی همان اجتماعی که پیامبران وفلاسفه میخواستند وادیان همگی واسلام به خصوص برای پدید آوردن آن, به پا خواستند.۳
    طلایه داراین انقلابب جهانی ورهبراین عملیات رهایی بخش ودگرگونی همه جانبه, مردی است ازخاندان پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص)که ازپیامبراکرم فقط ده پدرفاصله دارد. 
    آری, همانا اوحضرت محمد بن الحسن المهدی(ع)است: راه وروش او,راه وروش پیامبران است.   
اوست که آرمانهای تمامی ادیان الهی راتحقق می بخشد .
امام صادق(ع)میفرماید:
۱: حسن موسی صفار محمد علی مجیدیان امام مهدی امید ملتها       چاپ دوم  ص۴۶و۴۷
۲: محمد حکیمی-چاپ نهم   درفجرساحل ص۸
۳: درفجرساحل ص۳۱

         ان القائم اذا خرج دخل المسجدالحرام فیستقبل الکعبه, ویجعل ظهره الی المقام, ثم یصلی رکعتین, ثم یقول فیقول:
یا ایها الناس! انا اولی الناس بآدم
یا ایها الناس انا اولی الناس بابراهیم
یا ایها الناس! انا اولی الناس باسماعیل
یا ایها الناس! انا اولی الناس بمحمد(ص)…  1
چون مهدی به درآید, به مسجدالحرام رود, ورو به کعبه وپشت به مقام ابراهیم بایستد, ودورکعت نمازگذارد, آنگاه فریاد برآورد: ای مردمان ! منم یادگارآدم, ویادگار ابراهیم ویادگار اسماعیل ویادگار محمد(ص)…
   درحدیث دیگری امام باقر(ع)می فرماید:
   والقائم یومئذ بمکه عنارالکعبه مستجیرا بها یقول انا ولی الله انا اولی بالله وبمحمد(ص)…
  یقول: فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس بآدم, ومن حاجنی فی نوح فانا اولی الناس بنوح, ومن حاجنی فی ابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم, ومن حاجنی فی محمد فانا اولی الناس بمحمد, و من حاجنی فی النبیین فانا اولی الناس با لنبیین ان الله تعالی یقول ان الله اصطفی آدم ونوحا وآل ابراهیم وآل عمران علی العالمین دریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم فانا بقیه آدم وخیره نوح ومصطفی ابراهیم وصفوه محمد الا ومن حاجنی فی کتاب الله فانا اولی الناس بکتاب الله الا ومن حاجنی فی سنه رسول الله فانا اولی ۲
    قائم درآن روز(روزظهور)درمکه است ودرخانه کعبه وبه مردم میگوید: من ولی خدایم, من وارث خدا ووارث محمد(ص) می باشم.
    آن کس که ازآدم سخن گوید, من وارث آدمم, وآن کس که ازنوح سخن گوید من وارث نوحم, وآن کس که ازابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیمم, وآن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم (ص),وآن کس که ازپیامبران سخن گویدمن وارث ویادگارپیامبرانم…
    همانا خدای تعالی میگوید: به درستیکه خداوند برگزید آدم ونوح وآل عمران رابرتمام عالم نسلی بعدازآنها ازبعض دیگر وخداوند شنونده وداناست پس من (مهدی)باقی مانده آدم وخیره نوح وانتخاب شده ابراهیم وبرگزیده محمدم.
    آگاه باشید وکسی که ازکتاب خدا سخن گوید من وارث کتاب خدایم آگاه باشید وکسی که ازسنت
۱٫بحار جلد۵۱ ص۵۹
۲٫بحار جلد۵۲ ص۳۰۵
رسول الله سخن گوید پس من وارث آنم.
    آری, مهدی موعود سلاله وعصاره نیکان وپاکان وبرگزیدگان عالم است.
هرچه خوبان دارند توتنها داری.
ازاین درسلام به امام موعود آمده است (السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه: سلام به یادگارپیامبران وصالحان وذخیره خدا درزمین).این تعبیر روشنگر راه ورسالت امام موعود(ع)است که وارث پیامبران ویادگار رسولان الهی است ونتیجه نهایی آموزشها وتعالیم آنان.واین ذخیره ویادگارهمه
نیکان وصالحان واولیا الهی است که درخطی که خدا ترسیم کرده است گام برمیدارد ودرسراسر زمین خواستها وآرمانهای همه درس آموزان مدرس وحی را تحقق میبخشد۱
    از امام صادق (ع)سؤال شد:
    قلت جعلت فداک: کیف یسلم علیه. قال:تقول: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه ثم قرا:(بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین)
   …راوی میگوید به امام صادق(ع)گفتم: فدایت شوم: به هنگام سلام دادن به قائم چه بگوییم؟
   امام صادق فرمود: همه باید بگویند: (السلام علیک یا بقیه الله)پس امام این آیه را تلاوت کرد: بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین: بقیه الله(ذخیره الهی), برای شما مردم, اگر مومنین باشید ازهر چیزوهر کس دیگر بهتر است.
   ازاینروبررسی ویژ گیهای حکومت حضرت مهدی(عج)بررسی ویژگیهای حکومتی است که تحقق آن در زمین وعده الهی است, تامل دراین حکومت بشریت رابه اداره شایسته وبایسته نظامهای اجتماعی وجامعه ای قرین به عدالت وهمبر با حیات طیبه رهنمون خواهد شد, تحقیق وژرف اندیشی در حوزه وپیرامون حکومت مهدی(عج)ترسیم الگویی است برای اذاره جامعه به گونه ای که انسان را به کمال لایقش برساند پس فرصت را مغتنم شمردم وبرای پایان نامه سطح دوی حوزوی موضوع ویژگیهای حکومت حضرت مهدی(عج)راانتخاب نموده, درحد توان غورخردورزی وتحلیل مساله پرداختم, آنچه دربخش یکم آوردهام فلسفه تاریخ است ودرپایان به بررسی دیدگاه قرآن ومعارف اسلامی درخصوص فلسفه تاریخ پرداختم ضمنا اشاره ای به فلسفه تاریخ وسیر زندگی بشردر دعای ندبه داشته ام دربخش دوم, ویژه گیهای فردی حضرت بقیه الله الاعظم را ازجهت ظاهری وباطنی وسپس پایتخت, مدت وکارگزاران دولت حضرتش را به بحث نشسته ام در بخش سوم دیدگاهی جامعه شناسانه به نظامهای اجتماعی دولت کریم داشته سازماندهی نظامهای اجتماعی رابراساس الگوی مدیریت حضرت بقیه الله الاعظم مطرح نموده ام ودرپایان رجاء واثق میرود که مشمول عنایات وافر حضرتش گردم ان شاءالله.
۱٫محمدحکیمی عصرزندگی وچگونگی آینده انسان واسلام چاپ پنجم ۱۳۸۱ موسسه بوستان کتاب قم ص۳۰۹
فصل دوم
دیدگاه قرآن درباره فلسفه تاریخ:
   آنگاه که خداوند خلقت آدم ابوالبشررا برای فرشتگان نقل می کند, فرشتگان, به آدم به عنوان موجودی که شرمحض است می نگرد, مانند نظریه گروه اول مادی گرایان که آنها نیز انسان را ذاتا شرمیدانند وخداوند متعال درمقام پاسخ به فرشتگان وجود چنین غرایزی رادربشر رد نمیکند وعلاوه بر آن که آن را تصدیق میکند, درادامه میفرماید: من چیزهایی رادر این موجود میبینم که شما نمی بینید, ضمن اینکه انسان دارای غرایزی چون شهوت وغضب است, غرایز وصفات وجودی دیگری را دارد که باعث امتیاز اومیگردد.
    قرآن کریم انسان راموجودی دوطبیعتی ودو سرشتی میداند, موجودی است که خدای متعال درآن شهوت وعقل راترکیب کرده است, و بنابراین طبق طبیعت بشری درطول تاریخ بین حق وباطل ,خیر وشرنزاع وجود داشته ولی معتقد است که پیروزی نهایی وواقعی باحق است,خیرونوراصل است وباقی وظلمت وبشر بالعرض وموقتی میباشند مانند سایه ونور, یاظلمت ونور که هردو هستند ولی ظلمت درمقابل نور اصالتی ندارد, یعنی مادوواقعیت نداریم که ازدو منشاءمختلف سرچشمه گرفته باشند,یکی نور باشددیگری ظلمت: بلکه اصل نوراست وآنجا که نورنیست ظلمت است نه اینکه آنجا که نورنیست چیزدیگری ضد نور وجود دارد:ظلمت همان نبودن نور است پس معلوم شدکه باطل اصالتی درجهان ندارد به همین دلیل دوام هم ندارد آنچه که دوام دارد حق است, درعین حال باطل یک گسترش ظاهری چشمگیری دارد که اگر چشم حقیقت بین نباشد انسان اصالت را به باطل میدهد وفکرمیکند که حق چیز کوچکی است درمقابل باطل.
    قرآن مجیدمبارزه حق وباطل وسرانجام آنها رادرآیات زیادی مطرح کرده است, تشبیهات بسیار جالب وقابل فهمی ازاین دوارائه داده است که به بعضی ازآنها اشاره میشود:
     1.  باطل کف روی آب است
    درسوره مبارکه رعد, آیه شریفه ۱۷میفرماید:
    (انزل من السماء ماء افسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدارا بیا وما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه اومتاع زبد مثله کذلک یضرب الله الامثال. فاما الزبد فیذهب جفاءاو اماما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الحق والباطل.
    خداوند ازبالا آبی میفرستد این آب صاف پاک باران, بر قله ها برکوهها: ریزش میکند وبعد دروادیها دره ها, رودخانه ها جریان پیدا میکند درمسیر خودش آلودگیها رابا خود حمل میکند.
   آب کم کم تشکیل سیل میدهد, دراثر برخورد اجزاء آب با سنگها وحمل آشغالها کف تولید میشود به طوریکه اگر کسی نداند وقتی به این رودخانه عظیم مینگرد میپندارد که هرچه هست کف است ونمیداند آنچه هست آب است یعنی اساس آب است که آن نیرو وحرکت راایجاد کرده وکف به وجود آورده است وکف در عین آنکه هست به طفیل آبست ولی آنچنان گسترش دارد که روی آب را گرفته است.
     بعد میفرماید: ومما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه اومتاع زبد مثله.
    یعنی نظیرآن هم درذوب فلزات است.هنگامیکه میخواهند فلزی رابرای زیور ذوب کنند, چنین حالتی به وجود می آید, کف هایی برروی آن پدیدار میگردد.
   کذلک یضرب الله الحق والباطل .این مثل حق وباطل است.ویا به قول بعضی ازمفسرین :این چنین تحقق میبخشد ونمودار میگردد.یعنی وجود حق ازقبیل آب صاف پاک است وآن فلز قیمتی ووجود باطل همچون کف روی آب است.
    واما الزبدفیذهب جفاء. طولی نمیکشد که کف زائل میگردد فوت وفانی میشود.
    واما ماینفع الناس فیمکث فی الارض, وآنچه که به جان مردم مفید است یعنی حق, باقی میماند.
    آب زیرکف که در رودخانه جاری است به مزارع جاری گشتند وزمینها را سیراب میکند وثمرات مفیدی میدهد وآن فلز قیمتی است که باقی میماند وبه صورت ابزار ویازیور درمی آید ومورد بهره برداری قرار میگیرد.۱
    2.باطل مثل یک درخت خبیثه بدون میوه وریشه است.
    خداوند متعال درسوره مبارکه ابراهیم آیه ۲۴-۲۶میفرماید:
    الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت وفرعها فی السما توتی اکلها کل حین باذن ربها ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون.ومثل حکمه خبیثه کشجره خبیثه اخبثت من فوق الارض ما لها من قرار.
    لفظ (کلمه)گاهی درقرآن به معنای حقایق مثلا درباره عیسی میفرماید: (کلمه الله).
   درآیه مورد بحث عقیده حق وعقیده باطل راتعبیربه کلمه فرموده است وبرای هریک مثلی آورده است میگوید:مثل کلمه حق مانند یک درخت سالم پاک میوه دار است که ریشه آن درخت درزمین فرو رفته است وشاخه هایش سربه بالا کشیده است ومیوه وبرگ دارد, ومیوه اش فصلی نیست بلکه درختی است که درهمه فصل میوه میدهد وباصطلاح همیشه بهار است توتی اکلها کل حین
۱٫آشنایی باقرآن (۲)ص۱۱۶و۱۱۷

باذن
ربها درختی است که هرچه میوه اش رابچیند بازهم میوه می دهد.
    واما عقیده باطل مثل یک درخت پلیدی است که بی میوه وبی ریشه است.گاهی اوقات بوته هایی دربعضی جاها میروید که هیچ گونه ثمری ندارد ووقتی دقت میکنیم ریشه هم ندارد ولذا بنیاد است.
    همینکه مختصرنسیمی بوزد ازجا کنده شده ودور میافتد ومانند همان کف که درآیه پیشین بود نمودش زیاد است ولی بودش کم است.
۳٫باطل نابود شدنی است.
   درسوره مبارک انبیاء, آیه شریفه ۱۸ میفرماید:
   (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمخه فاذا هوزاهق ولکم الویل مما تصفون).
   آیات قبل ازاین آیه مربوط به اصل خلقت است یعنی با آن فکرمادی مبارزه میکند که جهان را پوچ وهیچ میداند.
  زندگی انسان وجامعه انسان تابع اصل خلقت است اگراصل خلقت اساسش برلهو ولعب وبازی وپوچی باشد انسان که یکی ازمظاهر خلقت جهان است وجودش پوچ وجامعه اش هیچ وباطل میباشد اما قرآن کریم می فرماید:(ما خلقنا السما والارض وما بینهما لا عبین).
    ما این جهان به این عظمت را آفریدیم وبازیگر نبودیم .ما نمیخواستیم مانند کودکان که بازی میکنند وبرای سرگرمی, میسازند ودوباره خراب میکنند, کاری کرده باشیم بعد میفرماید(بل نقذف بالحق…)
     این آیه گویی جواب سوال متعددی است که کسی سوال کند اگر عالم اساسش برلعب وبازی وپوچی نیست, پس اینهمه باطل ها که درجامعه بشر وجود دارد چیست ؟مگر درعالم دروغ وخیانت وجود ندارد؟مگر ظلم وتعدی وخونریزی وفساد نیست؟پس اینهمه عقائد باطل ومسلکهای پوچ که درجامعه وجود داردچیست؟
    قرآن در پاسخ این پرسش میگوید:اینها وجودهایی طفیلی هستند وقتی حق پدیدارمیگردد, به حکم ضرورت درطفیل وجود حق اینها پدید میآیند ولی دوام ندارند وبزودی ناپدید میشوند .
   (قذف)وقتی است که چیزی را بگیرند وباقوت پرتاب کنند, مثلا سنگی رابردارند وحکم برانسانی یاشیشه ای بکوبند. قرآن میگوید:(بل نقذف بالحق علی الباطل)گویی چنین تعبیر میکند که مااز حق گلوله ای میسازیم ومحکم برباطل میکوبیم وآن راخرد وخمیر میکنیم وقتی میروی سراغش را بگیری می بینی اصلا هیچ چیز نبوده وازبین رفتنی بوده است (فاذا هوزاهق)نه اینکه اول زاهق نبود حالا چنین شدخیر بلکه چیزی بودکه تاحق بجنگش نیامده بود به نظر مهم می آمد, همینکه حق به جنگش آمد, باطنش معلوم شدکه اصلا چیزی نبوده است بلکه مثل بادباکی بوده که بادش کرده باشد وحالا خالی شده است.
    درسوره مبارکه اسرا, آیه شریفه ۸۱میفرماید:
   (وقل جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا)
    بگو حق آمد, باطل تباه شد, ولی خیال نکنید که باطل قبلا عینیتی داشت وواقعیتی بود وحالا که حق آمد جان اورا گرفت وپرکرد, خیر:(ان الباطل کان زهوقا).
   باطل ازبین رفتنی بود, یعنی یک صورت ویک اندام محض بود نه یک واقعی یعنی ازنظر قرآن جنگ حق وباطل جنگ یکی هستی با هستی دیگر نیست بلکه در واقع جنگ هستی ها, با نیستی هاست, جنگ نقص ها باکمال هاست .چون تمام باطل ها به نقص برمیگردد ظالم اگر ظالم است, به خاطر نقص اوست کمال او نیست! یعنی مثلا ازجهل ویا ازاحساس حقارت اوست که بدینوسیله میخواهد جبران کند.
   خلاصه اینکه قرآن مجید باوجوداینکه قائل به جنگ حق وباطل است درعین حال برای باطل اصالتی قائل نیست برخلاف مادیین که یا اصولا بشر راموجودی شروربالذات میدانند ویا برای بشر فطرتی قائل نبوده واورا تابع تحولات ابزار تولیدمیدانند وقهرا آنان مدینه فاضله هم ندارند ونمیتوانند داشته باشندواگر هم ازآن دم بزنند برخلاف مکتب آنهاست, زیرا پیشنهاد (مدینه فاضله)را که یک پیشنهاد اسلامی است کسی می تواند بکند که بشر را قابل اصلاح بداند.
   قرآن مجید سرنوشت اقوام وتاریخ تمدنهائی راذکر میکند وبانقل آنها این حقیقت رابیان می نماید که هرجامعه ای که درآن شرغلبه کندوباطل حکومت کند, آن جامعه محکوم به فنا ونیستی است وآنچه که باقی است جامعه ای است که برآن حق حکومت نماید.

فصل سوم:سیر زندگی بشردردعای ندبه:
قبل از ورودبه بحث مورد نظردرفرازهای دعای ندبه, به سندشناسی آن پرداخته میشود برای این دعا, دوسند ذکرشده است, که سند موثق مورد بحث قرار میگیرد.
سندی که برای دعای ندبه, ازخلال کتاب های روایی به دست می آید, سندی است که مرحوم مجلسی دربحارالانوار نقل میکند۱ :قال محمد بن المشهدی فیالمزار الکبیر:قال محمد بن ابی قره:
نقلت من کتاب ابی جعفر محمد بن الحسین بن سفیان البزوفری…
محمد بن مشهدی درکتاب مزار خویش – مزارکبیر- چنین گفته که دعای ندبه رامحمد بن ابی تره ازکتاب ابی جعفرمحمد بن الحسین بن سفیان البزفری, نقل کرده است.
الف-کتاب مزار کبیر:مزارمحمد بن مشهدی, کتابی است که درمورد زیارت های واردشده برای پیامبر گرامی اسلام (ص)وخاندان نورانی آن حضرت نوشته شده است.
مرحوم مجلسی دربحارالانوار, ازاین کتاب باعنوان (مزارکبیر)یادکرده است.۲
مرحوم مشهدی فقط روایاتی راکه به سند قابل اعتمادوازروایان موثق به دست آورده, نقل کرده است.۳
ب-آشنایی بامحمد بن مشهدی:
وی شخص قابل اعتماد مورد وثوق وجلیل القدری است که توصیف ومدح وی درکتب رجال آمده است.۴
ج-آشنایی با محمد بن علی ابی قره.
ایشان ازجمله روایان صاحب کتاب مورد اعتماد است.
د-آشنایی با محمد بن الحسین بن سفیان البزوفری.
ازآن جا که مرحوم شیخ مفید ازوی روایت نقل کرده میتوان گفت که ایشان ازمشایخ مرحوم مفید نیز بوده است.۵
ه-معنای (انه الدعاءلصاحب الزمان(ع)).۶
بعدازروشن شدن وثاقت موجود درسلسله سند,به عبارت(انه الدعاءلصاحب الزمان صلوات الله)
۱٫سیدمهدی میرباقری مروری بردعای ندبه انتظار شماره۱ سال اول پاییز ۱۳۸۰ چاپ دوم قم ص۲۵۱
۲٫بحا الانوار ج۹۹- ص۱۱۰٫
۳٫انتظار ص۲۵۴٫       4.همان ص۲۵۵٫             5.انتظار ص۲۵۶٫       6.انتظار ص۲۵۶تا ۲۷۰

علیه)می پردازیم, دراین عبارت دواحتمال وجودداردکه عبارتند از:
۱)این دعای شریف, دعایی است که ازجانب امام زمان (ع)انشاءشده است.
۲)این دعا, دعایی است که برای وجود مقدس امام زمان(ع)انشاءشده است, نه اینکه انشاءاین دعااز
طرف آن حضرت صورت گرفته بود.اما از آن جاکه مرحوم (ابن بزوفری)درادامه میفرماید:
ویستحب ان یدعی به فی الاعیادالاربعه.
مستحب است که این دعادرعیدهای چهارگانه خوانده شود.
معلوم میگردد که درنگاه مرحوم (ابن بزوفری)انشاءاین دعای شریف از جانب کسی غیرازامام معصوم (ع)نبوده است به دودلیل وقرینه:
۱)این که میفرماید: (یستحب) (مستحب است خواندن این دعا).وظاهراین کلمه می رساندکه این دعا ازجانب معصوم صادرشده است زیرامحکوم کردن هرکدام ازافعال واذکار به هریک ازاحکام خمسه (وجوب وحرمت, استحباب, کراهت, اباحه)از امور توقیفیه می باشد که فقط بایدازجانب اولیای خدا صورت گیرد.
۲)این که برای قرائت این دعا, زمان خاص (اعیاداربعه۱)بیان شده ودعایی که ازجانب غیرمعصوم انشاء شده باشد, نمیتواند ازچنین ویژگی برخوردارباشد.حال این سؤال مطرح است که دعای ندبه انشاء کدام امام معصوم (ع)است؟
دواحتمال وجود دارد :
۱)ازظاهر عبارت مرحوم (ابن بزوفری)آشکارمیشود که این دعا ازامام زمان (ع)است.دراین صورت باید بگوییم :این دعاء نیز ازتوقیعاتی است که ازجانب حضرت صاحب الامر (ع)برای مرحوم ابن بزوفری که در زمانی نزدیک به غیبت صغری می زیسته, صادرشده است همانند توقیعاتی که برای مرحوم شیخ مفید صادرشده اند.
احتمال دوم این است که این دعا ازسوی امام صادق (ع)صادرشده باشد همان طورکه مرحوم مجلسی درکتاب (زادالمعاد)فرموده است.
اما به هرحال آنچه ازسند دعای ندبه معلوم می شود, این است که این دعا, دعای غیرماثور نیست بلکه دعایی است که ازجانب یکی ازائمه هدی(ع)نقل شده است.علاوه بر این با دقت درمتن این دعای شریف به آسانی آشکارمیشودکه چنین مضمون بلند وملکوتی خودازجمله تاییدات غیر قابل انکار برصدور دعای ندبه ازسوی امام معصوم (ع)است.
فرازهای دعای ندبه وبررسی فلسفه تاریخ بشریت:
این دعامجموعه ای منظم ومنسجمی را تشکیل میدهد که درآن نگاه معتقدان به ماورای ماده وپذیرفتگان ولایت الهی رابررسی میکند وهمانطورکه نظرقرآن راجع به خلقت بشر ومبارزه ونزاع مداوم حق وباطل وپیروزی وغلبه حق وخیربرشربیان شد, این دعای صادره از معصوم (ع)نیز به بیان ربوبیت الهی که باحمدرب العالمین درابتدای دعاشروع میشود وبه ولایت الهی درسراسرتاریخ با بعثت انبیاء اولوالعزم می انجامد اشاره دارد به همان سیرتکاملی بشریت که منجر به غلبه حق میگردد.
میتوان این دعا را به چهارفرازتقسیم کرد:
فراز اول:این دعا باحمدوثنای رب العالمین شروع می شود که به ربوبیت خداوند برتمام جهان وهستی اشاره دارد که در نتیجه, ولایت الهی رابه دنبال خواهد داشت .
وبا عبارت وصلی الله علی سیدنا محمد نبیه وآله وسلم تسلیما به مجرا ومحورآن ربوبیت وولایت می پردازد که خداوند ولایتش رابر هستی, ولایت اللهی, را ازطریق حضرت محمد وآلش(ع)ولایت ولی اللهی, درجهان طنین انداز نموده است.
فراز دوم:ثنای برقضاءاولیای الهی اللهم لک الحمد علی ماجری به قضاؤک فی اولیاءک الذین…
که خداوند راحمد وستایش می نمایدبرآنچه که براولیاءش که وجود آنها رابرای خود خالص گردانیدی وبرای تبلیغ دینش مخصوص گردانیدی بعدازآن که اولیای الهی به میثاقی که خداوند از آنها گرفت وفادار ماندند وبرتمامی ابتلائات الهی فائق آمدند به درجه ای رسیدند که هم خود مقرب درگاه حضرت حق گشتند وهم باعث هدایت سایرمخلوق های او.
فراز سوم:که طولانی ترین فرازاست به بیان تفصیلی مراحل تکامل تاریخ بشریت ازخلقت حضرت آدم (ع)وپیامبری اومی پردازدوبه رسالت هریک ازانبیای الوالعزم ومهمترین حادثه ای که درطول تاریخ رسالت آنها رخ داده است اشاره دارد.به عبارتی این فراز به سرحلقه هایی اساسی تکامل تازیخ بشزیت که همان بعثت انبیای اولوالعزم است, می نگرد, زیراکه هریک ازاین انبیا عظام پیوند بین خدای متعال (حق)وجامعه بشری بودند وباعث بروزحق وخیرگشته اند وپیروزی ربوبیت وولایت الهی بررب النوع های ساختگی وطاغوتهای زمان گرچه درمنطقه ای اززمین بودند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

عاشورا و انتظار امام زمان(عج)

313 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه:
عاشورا تابلویی است به وسعت اندیشه عرفان که هر کس از منظری و به فرا خود ظرفیت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود. ما نیز از روزنی و یا پیمانه‌ای فقیرانه بر ساحل این اقیانوس سرخ بی‌کران و ناپیدا گام نهاده‌ایم. تا شاید ساقی کوثر باده پیمای عشق بر این مسکین نظری افکند و قطره‌ای از خم شهادت در کام  خشکیده بچکاند و قلب مرده را حیاتی دوباره بخشد که یأس از جنود ابلیس است. درک فرهنگ انتظار تابعی از انس با فرهنگ عاشورا است. آنکه با عاشورا آشنا نیست چگونه می‌تواند با انتظار آشنا شود انتظار برای چه پاسخ چرایی انتظار در عاشورا است. و منتظر واقعی کسی است که از کربلا عبور کرده باشد که کربلائیان نخستین منتظرانند مانند خون حسین(ع) هنوز و همیشه تاریخ در رگهای شیعه جوشان است و کسی را که این خون در رگ نیست منتظر تنوان خواند چه می‌گویم که شیعه نیست عاشورا و انتظار حسین و مهدی(عج) دو رویا هستند اما دو رویای صادقه که یکی تعبیر شده است و دیگر به زودی بافرج وجود مقدسش تعبیر خواهد شد نام نخست حسین(ع) شورآفرین است و نام دیگری مهدی(عج) – جهت بخش بارالها ما را عاشورایی کن. یا منتظر هر دو یکی است. هر چند دریغ است که عنان تلم از کف توسن عشق ربوده و به دست بی‌کفایت عقل سپارم اما چه می‌شود که در عصر توسعه به سر می‌بریم و یا برای معرفی آسمان از آئنه غبارآلود زمین مددی سازیم بارالها پرودگارا معبود را هر چه زودتر صبح عشق را برسان و توفیقی ده تا دولت کربلا و انتظار را دریابیم. عصری که به جای سخن از خاک فریاد رب‌الارب بر زبان‌ها نخواهد بود و جز هوس توسعه عشق هوسی در سرها نه اصلاً سر نه و اصلاً سر نه که حسین آموخت. با تن بی‌سر هم می‌توان در بیابان بلا سجده کرد و نرد عشق باخت و تاریخ را عشق آلوده و سرخ نمود. خدایا فرج کربلایی ما زا برسان که کربلائیان را کاسه صبر لبریز است.
 ((هدف از نهضت عاشورا))
به موجب سخنان امام حسین(ع) هدف از نهضت عاشورا احیاء دین و اصلاح امور اجتماعی مسلمین می‌باشد.
۱٫    در وصیت‌نامه حضرت آمده است که: من برای خودسری و خوش‌گذرانی فساد و ستمگری از مدینه خارج نشدم بلکه برای اصلاح امور امت جدم قیام نمودم می‌خواهم امر‌به‌معروف و نهی‌از منکر نمایم. پس برنامه و انگیزه قیام حضرت عبارت است از: اصلاح امور امت اسلامی امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر احیای روش جدش پیامبر و پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب.
۲٫    در نامه‌ای که امام حسین(ع) برای بزرگان بصره نوشته است فرمود: من شما را به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) فرا می‌خوانم که به راستی سنت مرده و بدعت زنده شده است.
نهضت مقدس عاشورا دارای نتایجی است که برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف: ادای وظیفه دینی در برابر حاکم فاسد که در صورت عدم انجام وظیفه بر خداوند است که او را با حاکم فاسد محضور نماید.
ب: معرفی ماهیت کریه و زشت بنی‌امیه.
ت: پیدایش نفرت عمومی علیه حکومت یزید.
از همان روز یازدهم عاشورا به عنوان یک گروه از امر‌به‌معروف و نهی‌از منکر در آمدند و تا پایان امر ماجرا هر جا که بودند امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر کردند آنها هرگز به صورت یک جمعیت شکست خورده درنیامدند آنها هم مثل خود ((ابا‌عبدلله)) پایان کار را زنده ماندن یا کشته شدن می‌دانستند. نمی‌توانستند که بگویند مطلب این بود که چنین زنده بماند یا کشته‌شدن می‌دانستند. نمی‌توانستند که بگویند مطلب این بود که چنین زنده بماند و به خلافت برسد یا حداقل در گوشه‌ای برود و زندگی کنند. پس حالا که چنین کشته شد مطلب تمام شد نه آنها دنبال همان هدف حسینی بودند کشته شدن ابا‌عبدلله از یک نظر برای آنان آغاز کار بود نه پایان کار و چقدر زیبا و جالب توجه است. وضع اهل پیغمبر و به راستی وقتی انسان زندگی این‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند در مقابل عظمت و زیبایی در مقابل این همه قدرت روح این همه ایمان و یقین در مقابل این همه شجاعت روجی غرق حیرت می‌شود و جز اینکه در مقابل اینها سر تعظیم فرود آورد کار دیگری نمی‌تواند بکند. تا آخرین لحظه تبلیغ کردند نهی‌از‌منکر و امر‌به‌معروف کردند و به اسلام دعوت کردند.
امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر برای رسیدن به نتیجه است برای این است که نیرو را حفظ‌کنیم و نتیجه بگیریم.
صاحب کتاب شریعت مکیال‌المکارم در بخشی شباهت‌های حضرت به انبیاء و ائمه در فصل سوم می‌نویسد. شباهت به حضرت سید‌الشهدا امام‌حسین در امور بسیار شباهت دارد.
۱٫    شدت و اهتمام در یاد کردن آنها در قرآن کریم و سنت پیغمبران و کتاب آسمانی.
۲٫    تمام پیامبران گذشته به گریستن برای امام حسین و پیروان مجالس سوگواری و گریستن پیش از شهادت آن جناب که نظیر اهتمام امامان گذشته است در دعا کردن برای فرج مولی و طلب ظهور بر آن بزرگوار پیش از وقوع غیبت.
۳٫    شدت و اهتمام هر دو امام حسین و امام عصر در امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر چنانچه سالار شهیدان ((حسین‌بی‌علی)) این امر ملاحظه و تقیه نکرد و این از ویژگیهای آن حضرت است ولی حضرت نیز همین طور است.
۴٫    نبودن بیعت طاغوت زمان بر آن در که در اوصاف امام حسین آمده است که روز عاشورا به آن عرض شد: به حکم عموزادگانت سر فرود‌آور و فرمود: نه به خدا قسم دستم را از روی خواری و ذلت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم. سپس فرمود: ای بندگان خدا من به پرودگار خود و پروردگار شما پناه بردم اگر قصد آزار و سنگساز مرا دارید به پرودگار خود شما پناه می‌برم. از هر متکبری که به روز حساب ایمان نداشته باشد. امام حسین فرمود: مرگ در حال عزت بهتر از زندگی با ذلت است.
۵٫    فرشتگان هر دو بزرگوار امام حسین و امام قائم به اذن خداوند متعال به آسمان بروند.
۶٫    آرزوی این که ای کاش روز عاشورا بودیم تصمیم به یاری کردن آن حضرت داشتن ثواب شهید شدن با آن حضرت را دارد.
۷٫    آرزوی بودن با امام قائم در زمان ظهور و قصد یاری کردن آن حضرت و جهاد با دشمنان نیز ثواب شهادت دارد. چنانچه درباره هر دو روایت آمده است.
۸٫    امام حسین ترسناک از مدینه بیرون رفت در مکه نزول کرد و سپس به سوی کوفه حرکت کرد.
حضرت حجت نیز همین اتفاق برایش می‌افتد در جز صحیحی از امام ابوجعفرباقر(ع) آمده است. پس سفیانی عده‌ای را به مدینه می‌فرستد و مهدی از آنجا به سوی مکه کوچ می‌کند. به ارتش سفیانی خبر می‌رسد که حضرت مهدی به مکه رفت و لشگری در تعقیب آن حضرت می‌فرستد ولی به او نمی‌رسند. تا اینکه ترسناک وارد مکه میشود به جهان روش. موسی‌بن‌عمران لشگر سفیانی در یبداء فرود آید. پس منادی از جانب آسمان ندا می‌کند ای  یبداء  این گروه را نابود کن پس زمین آنها را فرو می‌برد و فقط ۳ نفر از آنها باقی می‌مانند که خداوند صورت‌هایشان را به عقب برمی‌گرداند و آنها از قبیله کلب هستند.
۹٫    مصیبت بر آن دو سخت‌ترین مصیبت‌ها است و در مصیبت امام حسین که در گفتگوی آدم و جبرئیل آمده است که گفت: بدانید که خداوند شما را حفظ می‌کند از شر دشمنان ایمن می‌دارد و شما محترمانه به حرم جدتان برخواهید گشت. از این ساعت به بعد بدبختی دشمنان شما است.
در روز عاشورا ابا‌عبدلله نقطه‌ای را مرکز قرار داده بود و حمله می‌کرد اول جنگ تن‌به‌تن عده‌ای آمدند ولی تا آمدند ابا‌عبدلله به آنها مهلت نداد به طوری که رعب در دل دشمن قرار گرفت.
عمربن‌لعد گفت باکی دارید جنگ می‌کنید این فرزند علی است این فرزند همان کسی است که عرب را کشت می‌خواست تعصب عربیت را علیه حضرت تحریک کند. حمله را همه جانبه کنید. اباعبدلله به هر طرف که حمله می‌کرد فرار می‌کردند ولی مواظب بود که از خیمه‌ها دور شوند و نزدیک نشوند غیرت حین نیز هست صبر و شجاع است صبورات راضی به رضای الهی نیز هست مخلص است مولی غیرت امر هم هست غیرتش هم به او اجازه نمی‌دهد که زنده باشد و کسی نزدیک حرم او بیاید. خدایا حسین هر چه نیروی روحی و جسمی دارد از تواست. اباعبدلله اجازه نداد که جنگ از سوی خود و اصحابش شروع بشود. برای خیانت از تقوا بایستی امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر را احیا کنیم و امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر متقابلاً باید ما را احیا کند و خواهدکرد در نهضت حسینی امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر عملاً صورت گرفت وجود مقدس حسین‌بن‌علی در این نهضت عملاً یک امربه‌معروف و نهی‌از‌منکرات و از نظر شیعه بعد از شهادت اباعبدلله اهل بیت بزرگوار آن حضرت از بعد از روز عاشورا اصحابش را بیند در حالی که سرهایشان از بدن‌هایشان جدا شده است و این مقدار قوت قلب داشته باشد این جریان خیلی عجیب است شوخی نیست جریانی که همیشه اعجاب مرا برمی‌انگیزد.
اباعبدلله در روز عاشورا چنان قدم برمیداشت که انگار آینده‌ای روشن یعنی آثار نوارانی نهضت خودش را به چشم می‌بیند. او شک نداشت که با همین شهید شدن پیروز می‌شود. شک نکرد که روز عاشورا پایان این است که باید هر چه دارد در راه خدا بدهد یعنی پایان کشت است و از عاشورا آغاز بهره‌برداری از این نهضت است همان‌گونه که همین‌طور نیز هست که ما می‌بینیم. ما می‌بینیم که کشته حسین(ع) همانا و بیدارشدن جنبش‌ها و حرکت‌ها و همدردیها و همدلی‌ها و طغیان‌ها علیه دستگاه اموی همان اولین کسی که این کار را کرد یک زن بود زن یکی از لشگر کفار در عصر عاشورا وقتی دید که لشگر می‌خواهد به طرف خیمه های حرم حسین‌بن‌علی برود و حمله کند دوید و چوب خیمه‌ای را برداشت و در جلوی خیمه ایستاد و اهل قبیله خویش را صدا کرد در جایی اباعبدلله با اهل بیتش واداع می‌کند که دیگر احدی از کسانش زنده نبود آن وداع هم خیلی جانسوز و جانگداز است. فرصت را مغتنم شمرد و بار دیگر زن‌ها و بچه‌ها را جمع کرد این حالت شکوه و جلال روح حسین‌بن‌علی پیدا می‌شود اول فرمود: اهل بیت من خودتان را آماده سختی‌ها کنید و می‌خواست روح آنها را آماده کند از این ساعت شما سختی و شدت می‌بینید ولی ذلت نخواهید دید.

 
امر به معروف و نهی از منکر:
یعنی آن دین است روح امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر این است لزوم استفاده از هر وسیله‌ای شروع برای پیشرو اهداف اسلامی. این اصل که از ارکان تعلیمات اسلامی یکی از ارکانی است که به نصر صریح متون اسلامی و گفته پیغمبر اکرم: اگر از بین برود تمام تعلیمات اسلامی از بین رفته است. اگر این اصل مسنوج شود جامعه اسلامی به صورتی که باید وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت.
به گفته پیغمبر اکرم(ص):
امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر تمام شما مسلمانان به منزله حافظ و نگهبانان و شبان دیگران هستید و تمام شما نسبت به خودتان مسئول هستید یعنی ایجاد نوعی تعهد تمام افراد مسلمانان و مسئولیت مشترک میان افراد. مسلمانان برای حفظ نگهداری جامعه اسلامی بر مبنای تعلیمات اسلامی چنین وظیفه‌ای اولاً آگاهی و اطلاع زیاد می‌خواهد: ثانیاً: قدرت و امکان می‌طلبد این را که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بود که ارزش نهضت حیسینی را بالا برد و همچنین نهضتی که به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را ارزش و اعتبار و آبرو داد. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یعنی: همدردی- همبستگی- همگامی- تعرف (شناسایی) و نیز فردی نیست. عنصر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در نهضت حسینی یک عامل بزرگ که حسین را به حرکت و داشت او را از جا تکان دارد. حسین‌بن‌علی(ع) به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ارزش داد اگر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نباشد سایر تعلیمات نیز نمی‌تواند کار کند.
روز عاشورا: روز معراج حسین‌بی‌علی است. روزی است که ما باید از روح حسین از غیرت حسین از شجاعت و دلیری از چنین پرتویی درس بگیریم. بلکه ما هم ذره‌ای آدم شویم. بیدار شویم.
یکی از نویسندگان بسیار معروف به نام عباس‌بن‌محمود‌عقاد جمله‌ای درباره اباعبدلله دارد که می‌گوید: در روز عاشورا مثل این بود که یک نوع مسابقه میان خصلت‌های (خصلت) حسین برقرار شده بود یعنی فضائل حسینی هر کدام بر یکدیگر (دیگری) مسابقه می‌داد. صبر می‌خواست از سایر صفاتش جلو بیفتد. رضای حسین به آنچه که رضای خداوند است می‌خواست از صبرش جلو بیفتد اخلاص حسین می‌خواست از همه این‌ها پیشی بگیرد. شجاعت حسین می‌خواست گوی سبقت را از دیگر صفات او برباید. چیزی که در روز عاشورا پیش از همه چیز دیگر جلوه‌گر و نمایان است طبانیه حسین اطمینان حسین و آرامش و استقامت حسین است. این سختی نیست که حسین می‌گوید سختی است از همان روزها درک کردند یکی که آنجا حاضر بوده است جمله‌ای دارد تعبیر او مطابق عصر و زمان و فهم خودش خیلی عالی است من سراغ ندارم مرد دل شکسته‌ای مرد تحت فشار قرار گرفته‌ای را که فرزندانش (اهل بیتش) جلوی چشمش قلم‌قلم شده باشد (قلع و قلم).

به نام خدا
طول عمر امام مهدی- انتظار- وظیفهء انسان منتظر
حضرت محمد در سحرگاه نیمه شعبان ۲۵۵ هجری قمری در زمان حکومت غاصبانه حکمرانان عباسی در اختفاء پنهانی در خانه امام حسن‌عسکری(ع) که در محاصره لشگریان کفر بود از مادری به نام نرجس‌خاتون زاده شد. علیرغم کنترل شدید دشمن مبنی بر کشتن آخرین ذخیره آسمان ولایت حضرت دیده به جهان گشود. با تلاش مذبوحانه و مفتصحانه عباسیان بی‌ثمر شود. و امام که عدالت او ویرانگر باطل‌ها و تباهیها و طمأنیه می‌باشد. برای غیبت امام زمان ۳ حکمت است:
۱-    غیبت طولانی امام زمان باعث امتحان و آزمایش است، البته مسلمانان.
۲-    اینکه محبت خدا بایستی در زمین همیشه باقی باشد.
۳-    اینکه غیبت امام زمان به مسلمین جهان می‌گوید که هیچ‌گونه بیعتی با مشرکین و کفار معنا ندارد.
طول عمر امام مهدی(ع) یکی از خصایص نوح در قائم وقوع خواهد یافت و یافته‌است و آن طول عمرش می‌باشد عمر انسان حد و مرزی ندارد که بیشتر از آنان غیر ممکن باشد آزمایشات دانشمندان نشان داده است. مرگ مانند بسیاری از بیماریها معلول و علتی یا عللی باشد که اگر شناخته و یا کامل شناخته شود و یا به تأخیر انداخت.

انتظار:
(قُلْ کُل مُتربِصُ مْتربِصو ) سوره طه ص(۱۳۵)
بگو هر کس منتظر است پس انتظار بکشد زود باشد که بدانید راه راست پویان و کسانی که هدایت یافته کیانند.
معنای انتظار چیست؟
به معنای آمادگی کامل برای جانبازی در رکاب امام زمان(عج) تهیه تصرفات انقلاب جهان محمدی موعود می‌باشد انتظار مکتب اصلاح تربیت است انتظار امید می‌بخشد و روحیه یأس و ناامیدی را از جان آدمی می‌زداید و روح تلاش و مبارزه و خودسازی و فداکاری به انسان می‌دهد حرکت انتظار در کنار هم و با هم می‌باشند اگر بشر امید به آینده نداشته باشد نمی‌تواند حرکت کند. این انتظار مثبت بود که علیرغم فشارها و تجاوزها و شکنجه‌ها مسلمانان را در میدان های نبرد برد و فاتح و سربلند ساخت و ایران اسلامی انتظار حکومت اسلام بود که در مردم حرکت ایجاد کرد و مردم برخاستند و به امید حکومت قرآنی انقلاب نمودند و پیروز شدند.
امروز دیگر انتظار قیام جهانی امام مهدی(ع) در توده مستضعفان دنیا تحرکی نوین ایجاد کرده است و می‌رود که این انتظار سازنده ابرقدرت جنایتکار به زانو بیشانند.
قال رسول‌ الله: (اَفْضَلُ العِبادهٍ انتظار الفَرج) بهترین عبادت انتظار فرح است. منتظر ظهور امام زمان بوده و خواهد بود.
انتظار در مکتب اسلام: شخص را متعهد و مسئول می‌سازد که برای تحقیق هدف‌های اسلام و عملی شدن برنامه‌های دین بدون هیچ یأس و ضعف و سستی و ناامیدی شب و روز کوشش نماید.
انتظار به دو گونه است:
•    انتظار مثبت: عامل خوش‌بینی به جهان خلقت و حرکت آفرینی است. انتظار مثبت ایمان به پیروز و اجرای عدالت نابودی حتمی ظلم و ستم است و نفی ارزشهای طاغوتی و نه گفتن به آنچه که ضد توحید است. (به نقل از بحار‌الانوار جلد ۵۲ علامه مجلسی) کسانی که در انتظار دولت قائم درگذرند چون آنانند که در خدمت حضرت قائم باشند. آنگاه پس از درنگ مختصری فرمودند بلکه چون آنانند که در رکاب مهدی(عج) شمشیر زده باشند. پس دنبال تأملی دیگر فرمودند به خدا سوگند ایشان جون آنکسانند که درخدمت پیغمبر(ص) به شهادت رسیده باشد.
امام صادق(ع) فرمودند هر که شور یاوری قائم را دارد باید انتظار بکشند و در حالت انتظار پرهیزکاران عمل کند در رفتار شایسته و نیکویش گیرد. این چنین کسی اگر هم مرگ را در آغوش بکشد و قائم پس از مرگش قیام کند پاداشش هم چون یاران حضرت خواهد بود. پس بکوشید و منتظر باشید و این کوشش و انتظار گوارایتان باد ای گروه آمرزیده.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد