خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


اعجاز قرآن۲

250 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
  نبوت عامه و نبوت خاصه
بحثهایى که ما در گذشته درباره وحى و نبوت مى کردیم از جنبه کلى بود و به اصطلاح درباره ( نبوت عامه) بود . براى اینکه با این اصطلاح هم آشنا بشوید , بحثهایى که به طور کلى درباره وحى و نبوت مى شود یعنى قطع نظر از نبوت یک پیغمبربالخصوص , اصلا مسأله پیغمبرى , مسأله نزول وحى , مسأله اینکه هر پیغمبرى باید معجزه اى داشته باشد مورد بحث قرار مى گیرد , اینها را مى گویند نبوت عامه, یعنى مسائلى که درباره نبوت به طور کلى بحث مى کنند .
ولى نبوت خاصه که نبوت عامه مقدمه اى است براى آن , بحث درباره پیغمبرى یک پیغمبر بالخصوص است . مثلا درباره پیغمبر بزرگوار خودمان ما به طور جداگانه باید بحث کنیم که ما چه دلایل و نشانه هایى بر نبوت و پیغمبرى ایشان داریم , چون خود نبوت که همان وحى یعنى رسالت من جانب الله باشد جزء محسوسات نیست که مشاهده بشود , یعنى یک پیغمبر که مدعى است من پیغمبر هستم , پیغمبرى او , رسالت او از جانب خدا مستقیما یک امر محسوسى نیست که هر کسى به چشم خودش ببیند یا مثلا در زیر یک دستگاهى بشود نبوت او را کشف کرد , مثل کسى که بگوید من بر عکس همه مردم داراى دو قلب هستم , مىآییم او را معاینه مى کنیم ببینیم دو قلب دارد یا یک قلب . آن کسى که مى گوید بر من از غیب و باطن وحى و الهام مى شود باید با یک دلیلى ثابت بشود که او واقعا وحى و الهامى دارد . آن دلیلش که در تعبیر قرآن کلمه ( آیت) یعنى نشانه آمده است و در اصطلاح علماى اسلامى بعد کلمه ( معجزه) آمده است همان است که ما با آن نبوت را اثبات مى کنیم . ما فعلا به نبوت سایر انبیایى که در گذشته بوده اند کار نداریم , درباره نبوت پیغمبر خودمان که صحبت مى کنیم ایشان چه معجزاتى داشته اند , چه آیاتى از جانب خداوند داشته اند که دلیل بر نبوتشان باشد . بزرگترین آیت و بزرگترین دلیل و آن چیزى که به نص قرآن به آن استناد شده است خود قرآن است و بنابراین عمده بحث ما باید روى خود قرآن متمرکز بشود .
تحدى قرآن
قرآن نشان مى دهد که از همان ابتداى نزول یعنى از دوران مکه به اصطلاح متکلمین ( متحدى) بوده است یعنى از آن اولى که نازل شده است مقرون به این دعوا بوده است که این کلام کلام فوق بشرى است , این کلام کلام غیر قابل تقلید است و مردم را به مبارزه طلبیده است , نه تنها مردم آن محیط و مردم آن عصر را , بلکه مردم همه زمانها را , که در سوره بنى اسرائیل مى فرماید : (   قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان     یأتوا بمثل هذا القران لا یأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا)   (1) اگر جن و انس اجتماع کنند و همدست و همفکر شوند و همه آنها بخواهند منتهاى نیروى خودشان را به کار ببرند که مثل این قرآن را به وجود بیاورند , نمى توانند به وجود بیاورند . پس خود قرآن به خودش تحدى کرده است یعنى به مبارزه طلبیده است و این مطلب را بیان کرده است که این کتابى است غیر قابل تقلید و مافوق بشرى و بشر جن و انسش قادر نیست مثل این قرآن را بیاورد .
مزایاى قرآن بر معجزات دیگر
۱ . از نوع سخن بودن
البته این جهت هم هست که اگر بتوانیم مدعاى خود قرآن را ثابت کنیم , آنوقت مزیت این معجزه بر همه معجزات دیگر روشن است از دو جهت : یکى اینکه از نوع سخن است یعنى یک چیزى است که خودش مبین یک فکر و یک روح است و یک سلسله مطالب است , چون به اندازه اى که سخن , گوینده را نشان مى دهد یعنى فاعل خودش را نشان مى دهد هیچ کار دیگرى , کننده را نشان نمى دهد . این مقدمه را برایتان عرض بکنم :
هر کارى , کننده خودش را نشان مى دهد . مثلا یک ساختمان مهندس را نشان مى دهد , آینه اى است که تا حدود زیادى مشخصات روحى آن مهندس را نشان مى دهد . یک قالى هم آن روح بافنده خودش را نشان مى دهد . اگر عصایى تبدیل به اژدها مى شود باز روح آن کننده را نشان مى دهد . ولى همه اینها تا حدود زیادى ابهام دارند یعنى آن طورى که سخن مى تواند گوینده و فاعل خودش را نشان بدهد هیچ کار دیگرى نشان نمى دهد و ما که همدیگر را مى شناسیم وقتى با معاشرین خودمان مى نشینیم گویا تمام روحیه آنها پیش ما مجسم است , تا بگویند آقاى مهندس فلان , آقاى دکتر فلان , یک روحیه خاصى در نظر ما مجسم مى شود که اگر بخواهیم روحیه او را تشریح کنیم یک کتاب مى نویسیم . اگر از ما بپرسند شما از کجا او را مى شناسید ؟ بیشترین چیزى که او را به ما مى شناساند سخنانى است که ما از او شنیده و دیده ایم .
۲ . قابلیت بقا
مزیت دیگرى که در این جهت هست قابلیت بقاى آن است . هیچ اثرى به اندازه سخن قابل بقا نیست و سر اینکه معجزه اصلى خاتم الانبیاء از نوع سخن انتخاب شده است این است که این دین , دین خاتم است و دینى است که باید براى همیشه باقى بماند و باید جاویدان بماند و یگانه اثرى که مى تواند به طور جاویدان و دست نخورده باقى بماند سخن است , غیر از سخن چیست ؟ از آن معجزاتى که براى پیغمبران دیگر ذکر مى کنند فرض کنید مرده اى را زنده کنند , این یک حادثه اى است که در یک لحظه واقع مى شود و عده محدودى آن را مشاهده مى کنند , بعد دیگران باید به نقل بشنوند , برایشان نقل کنند که در یک روزى چنین حادثه اى واقع شد . و یا هر اثر دیگرى . یک ساختمان هم اگر فرض کنیم معجزه را در ساختمان هم بتوان قائل شد باز همین طور است . یک چیزى که به طبع خودش مى تواند براى همیشه باقى بماند , سخن است .
ماهیت ادعاى قرآن
ما اول باید در ماهیت ادعاى خود قرآن به بررسى بپردازیم بعد دنبال دلیلش برویم , یعنى اول باید ماهیت دعوا را طرح کنیم , بعد برویم دنبال دلیلش . اولین مطلبى که در ماهیت این دعواست همین است که آیا مسأله معجزه بودن قرآن را بعد مسلمین استنباط کرده اند و در آورده اند و فکر کرده اند یا در خود قرآن هم این مسأله مطرح است که قرآن معجزه است . گفتیم بله , در خود قرآن این مسأله مطرح است , خیلى به وضوح هم مطرح است . یکى همین آیه اى بود که الان براى شما قرائت کردم : (   قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا)   . حال , آیا قرآن که ادعا کرده است معجزه است مجموعش را ادعا کرده است معجزه است یا قسمتش را هم ادعا کرده معجزه است ؟ یعنى آیا ادعا کرده است کتابى به اندازه قرآن نمى شود آورد که مثل قرآن باشد یا خواسته بگوید به اندازه قسمتى از قرآن هم نمى شود آورد , یعنى به اندازه یک سوره از سوره هاى قرآن هم نمى شود آورد ؟ این دومى هم هست . قرآن در آیاتى صریحا مى فرماید یک سوره هم مثل این قرآن نمى توانید بیاورید . در بعضى جاها دارد که ده سوره , شما که مى گویید این قرآن افتراء است ده تا سوره هم شما بیاورید . در یک جا مى گوید یک سوره شما بیاورید , که این آیات را هم بخوانیم براى اینکه ماهیت دعواى قرآن روشن بشود . در سوره هود آیه ۱۳ مى فرماید : (   ام یقولون افتریه)   آیا اینها مى گویند که این افتراست , این سخن را به خدا بسته است و مى گوید سخن خداست و حال آنکه سخن خدا نیست ؟ (   قل فأتوا بعشر سور مثله مفتریات)   شما هم ده تا سوره مثل همین بیاورید از همین افتراها (   و ادعوا من استطعتم من دون الله)   نگویید هنر ما نمى رسد , هرکسى هم که دلتان مى خواهد دعوت کنید به همکارى که در مقابل خدا چنین سوره هایى بیاورند (   ان کنتم صادقین)   اگر راست مى گویید در این ادعاى خودتان , یعنى اگر واقعا شما که مى گویید این افتراست همین را روى عقیده مى گویید . قرآن با کلمه (   ان کنتم صادقین)   مى خواهد بگوید این حرفى که اینها مى گویند روى عقیده نمى گویند , عقیده ندارند به افترا بودن قرآن , چون نمى خو اهند زیر بار بروند و چون عناد دارند این ادعا را مى کنند .
در سوره یونس آیه ۳۸ مى فرماید : (   ام یقولون افتریه)   آیا اینها مى گویند این افتراست ؟ (   قل فأتوا بسوره مثله) ده تا سوره هم نمى گوییم , بگو یک سوره مثلش بیاورید ( سوره هم که مى گوید , مى دانید در قرآن کوچک و بزرگ دارد , سوره (   اذا جاء نصر الله و الفتح)   هم یک سوره است , سوره (   انا اعطیناک الکوثر)   هم یک سوره است ) , شما فقط یک سوره مانند این بیاورید کافى است . اینجا هم باز مى فرماید  🙁   و ادعوا من استطعتم من دون الله)   نمى گویم خودتان تنها بیاورید , هرکس را هم که دلتان مى خواهد دعوت به همکارى کنید , با همکارانتان سوره اى مانند قرآن بیاورید . باز اینجا هم مى فرماید : (   ان کنتم صادقین)   اگر راست مى گویید در ادعاى خودتان , یعنى شما دروغ مى گویید و در ادعاى خودتان صادق نیستید .
در سوره بقره اینطور مى فرماید : (   و ان کنتم فى ریب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسوره من مثله)   ( 2) اگر شما در شک هستید , واقعا تردید دارید درباره آنچه که ما بر بنده خودمان فرود آورده ایم ( اشاره است به اینکه این چیزى که ما فرود آورده ایم بر بنده اى , از آن طریق است که او بنده ماست یعنى از طریق عبودیت به اینجا رسیده است ) خودتان را آزمایشى بکنید (   فأتوا بسوره من مثله)   سوره اى مانند آن بیاورید . کلمه ( من مثله) را دو جور تعبیر کرده اند : یکى اینکه گفته اند ( من مثله) یعنى مانند قرآن , و بعضى گفته اند که این اشاره به این جهت است که از کسى بیاورید که او هم مثل این پیغمبر باشد یعنى از یک فرد امى , فردى مانند او که هیچ سابقه درس و تحصیل و فرهنگ و مدرسه ندارد . اینجا هم همان جمله ها با تعبیرات دیگرى آمده است , آنجا داشت : (   و ادعوا من استطعتم من دون الله)   , اینجا مى فرماید : (   و ادعوا شهدائکم من دون الله)   گواهان و شاهدان خودتان را , هرکسى که مى خواهید , بیاورید . شاهد را شاهد مى گویند به اعتبار اینکه او را دعوت مى کنند که حقیقت مطلب را او بیاید بیان کند از باب اینکه افراد دیگرى را که قهرمان شناخته مى شوند بیاورند تا عمل آنها گواهى بدهد . باز هم اینجا قید مى کند : (   ان کنتم صادقین)   اگر راست مى گویید , یعنى ما که مى دانیم شما دروغ مى گویید در این ادعاى خودتان , یعنى ادعاتان هم ادعاى حقیقى و از روى حقیقت نیست .
تا اینجا ما دو مطلب در ماهیت ادعاى قرآن روشن کردیم : یکى اینکه قرآن براى خودش ادعاى معجز بودن کرده است و دیگر اینکه این ادعاى معجز بودن به این نیست که تمام قرآن معجزه است , بعض قرآن هم معجزه است , و لهذا در یک جا فرموده ده سوره بیاورید , یک جا همان را هم تخفیف داده و فرموده یک سوره بیاورید کافى است . پس قرآن یک سوره را هم معجزه مى داند .
اعجاز قرآن در چه قسمتى است ؟ آیا اعجاز قرآن در یک قسمت بالخصوص است یا در قسمتهاى متعدد است ؟ از خود قرآن چه استنباط مى شود ؟ قرآن تصریح نمى کند که وجه اعجاز فلان وجه بالخصوص است چون واقعا نمى خواهد وجود اعجاز را محدود به یک حد خاصى کند و بلکه در آیات متعدد , در هر قسمتى به یک جنبه بالخصوص اشاره مى کند به عنوان یک اعجاز , که اینها را برایتان عرض مى کنم , بعد درباره هر یک به طور کلى صحبت مى کنیم .
فصاحت و بلاغت
یکى از وجوه اعجاز که از قدیم الایام مورد توجه قرار گرفته و فوق العاده مورد توجه بوده است جنبه لفظى و جنبه ظاهرى قرآن است که جنبه فصاحت و بلاغت تعبیر مى کنند . فصاحت و بلاغت را تا حدودى هر کسى در هر زبانى وارد باشد در آن زبان مى شناسد , که خودش یک موضوعى است , یعنى روشنى بیان , شیرینى بیان , زیبایى یک بیان , جذابیت یک بیان . راجع به فصاحت و بلاغت , علماى فن بحث کرده اند که چه چیزهایى سبب مى شود که کلام زیبا و فصیح شود , از نظر اینکه آهنگ لفظ و حروف چگونه باید باشد و معانى چگونه باید دریف شده باشند , و مى گویند قبل از آنکه احتیاج به تعریف داشته باشد و ما بخواهیم تعریف کنیم , هر کسى تا حدودى فصاحت و بلاغت را مى شناسد . مثلا در زبان فارسى سعدى به فصاحت معروف است , اینکه هر کسى که با زبان فارسى آشنایى مختصرى دارد در روح خودش یک جذبه اى نسبت به آثار سعدى احساس مى کند , تابع این نیست که اول تعریف فصاحت و بلاغت را از زبان ادبا شنیده باشد بعد رفته باشد دنبال آن . مى گویند که فصاحت از نوع زیبایى است و هیچ زیبایى اى را مردم به حکم اینکه اول تعریفش را شنیده باشند دنبالش نمى روند . اگر یک صورت زیبا را دیگران جذب مى شوند نه به خاطر این است که اول تعریف زیبایى را در مدرسه شنیده اند بعد مى روند دنبال آن . اگر زیبایى بصرى باشد چشم که افتاد , به سوى آن کشیده مى شود . یا اگر زیبایى سمعى باشد , مثل آهنگها , وقتى که یک آهنگ زیبا را یک گوش مى شنود به حکم غریزه و طبیعت خودش به سوى آن کشیده مى شود . فصاحت هم یک نوع زیبایى در سخن است . وقتى که انسان یک سخن زیبا را مى شنود خود به خود به خود سوى آن کشیده مى شود . شعر حافظ نیرویى از زیبایى دارد که هر کسى که آن را مى شنود به سوى آن کشیده مى شود :
سالها دل طلب جام جم از ما مى کرد
 آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا مى کرد
گوهرى کز صدف کون و مکان بیرون بود
طلب از گمشدگان لب دریا مى کرد
بیدلى در همه احوال خدا با او بود
او نمى دیدش و از دور خدایا مى کرد

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

اعجاز قرآن

414 views

بازدید

اعجاز قرآن
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
بسمه تعالی

اعجاز قرآن

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟
 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.
قرآن و ادعای اعجاز
همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.
قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.
 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.
 
اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت
 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.
 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.
چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟
حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:
۱-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.
۲-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.
۳-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.
 
در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.
 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و … با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و … و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و … انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.
در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.
 
شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)
نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:
فرض کنید که طبیب “الف” امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:
اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب “الف” کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب “الف” درست بوده است.
ثانیاً: اگر طبیب “ب” پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب “الف” کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب “ب” تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.
در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
اعجاز قرآن
5 (100%) 1 vote



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد