خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


دانلود رایگان کتاب دنیاهای مختلط

6,166 views

بازدید

دانلود رایگان کتاب دنیاهای مختلط
۵ (۱۰۰%) ۶ votes
دانلود کتاب رایگان دنیا های مختلط

انسان شناسی و مردم شناسی با ” من شناسی ” و یا خود شناسی بسیار متفاوت است . با پیشرفت علم ، اطلاعات زیادی درباره انسان بدست می آوریم. اما اطلاعاتی درمورد انسان های اولیه و چگونگی پیدایش آن ، فرهنگ ، آداب و رسوم ، عقاید ، زبان ، تاریخ و … هیچگاه در مورد اینکه این که ” من چیستم؟ ” اطلاعاتی نمیدهند. دلیل این است که این گونه علوم فرد را از بیرون مورد توجه و مطالعه قرار میدهند ، حال آنکه در خودشناسی فرد خود را از درون مطالعه میکند. احساسات ، انگیزه های درونی افکار و… فرایند هایی در درون افراد هستند که فقط به طریق شهودی قابل درک و فهم میباشند. هیچ کس نمیتواند در مورد آن ها در موجودی دیگر که توانایی تجربه آنرا ندارد ، تصوری ایجاد کند. متنند این است که فردی بخواهد نور  را برای کسی که از بدو تولد نابینا بوده است تشریح کند به همین دلیل خودشناسی به عنوان یک علم مطرح نیست و دانشمندان ترجیح میدهند یافته های خود را در مورد انسانشناسی به آن تعمیم دهند.
با این همه انسان را میتوان در سطوح مختلف بررسی و مطالعه کرد. یک فیزیکدان ذرات بنیادی ممکن است انسان را مجموعه ای از اتم ها بداند. شمیدان فرایند های درون سلولی او را مطالعه میکند و انسان را موجود زنده ای میداند که با سایر موجودات هیچ تفاوتی ندارد. زیست شناس با بررسی کارکرد سلول ها و پزشک که بیشتر اندام ها را مدنظر قرار می دهد انسان را موجودی نظیر حیوانات میداند. انسانشناس ، مردم شناس و جامعه شناس فرهنگ و ارتباطات بین فردی را هم در نطر میگیرند و انسان را موجودی اجتماعی و فرهنگی میدانند . در این میان روانشناس و فیلسوف هم گاهی نگاهی گذارا به درون انسان می اندازند. اطلاعاتی که این متخصصان ارائه میدهند میتواند درست باشد اما کل واقعیت نیست.
در این کتاب برای آن که نگاهی جامع تر و کلی تر به انسان ایجاد گردد از نظرات و اندیشه های بسیاری از داشمندان و فلاسفه در سطوح مختلف استفاده شده است. به این ترتیب خودشناسی ابتدا از بیرون و حتی سطح اتم و ماده شروع شده و در نهایت با نگاهی درونی نگریسته میشود.
این کتاب را نویسنده آن جناب آقای حسین کوشا برای انتشار رایگان در پایگاه دانلود کتاب تک بوک ارسال کرده اند.

8+

نويسنده / مترجم : حسین کوشا
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 11 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 161

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود رایگان کتاب دنیاهای مختلط
5 (100%) 6 votes

دانلود کتاب نخبه کشی در ایران

17,981 views

بازدید

دانلود کتاب نخبه کشی در ایران
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
دانلود کتاب نخبه کشی در ایران

در این کتاب دفتر زندگانی نخبگان برجسته علمی ، هنری و سیاسی کشورمان که از افق های تاریک جامعه خود رنج برده و مورد ناملایمات جامعه قرار گرفتند را ورق میزنیم تا در برخورد آتی با نخبگان جامعه اشتباهات گذشته تاریخی خود را تکرار نکنیم : به افراد مستعدمان اجازه رشد و پیشرفت بدهیم ، به اندیشمندان و فرزانگانمان احترام بگذاریم و مصدق ها و امیرکبیرها را حمایت کنیم. به راستی مردمی که تاریخ نمیدانند ، سالخوردگانشان خردسالانند و تاریخ را تکرار خواهند کرد. باید از درسهای معلم بزرگ تاریخ برای اصلاح فرهنگ جامعه خود استفاده ببریم.
امید است که این کتاب روشن سازد که چرا مشعل علم در کشور ما رو به خاموشی رفت و نیز به ما کمک کند تا از بروز واکنش منفی به نخبگانمان جلوگیری کنیم.
نخبه کشی ابعاد وسیعی دارد و تنها به کشتن نخبگان در مفهوم ظاهری آن محدود نمیشود.
باید گفت که برخی از این بزرگان زمانی در ایران میزیسته اند که کشور ما بسیار وسیع تر از ایران کنونی بوده است و نباید تصور شود که ایشان غیر ایرانی بوده اند . این شرح های جانگداز را بخوانیم و اشک در دیدگان بگردانیم که در این سرزمین چه نازنین انسان هایی را در خاک نهادیم.
این کتاب را نویسنده محترم آن جناب آقای محمد رضا نمازی برای انتشار رایگان در پایگاه دانلود کتاب تک بوک ارسال کرده اند.

10+

نويسنده / مترجم : محمد رضا نمازی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 15 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 328

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب نخبه کشی در ایران
5 (100%) 1 vote

وضعیت زنان در دوره قاجار

3,528 views

بازدید

وضعیت زنان در دوره قاجار
۵ (۱۰۰%) ۲ votes
مورخان دوره قاجار بیشتر به شرح حوادث سیاسی  یا شیوه زندگانی شاهان و رجال پرداخته اند و علاقه ای  به تبیین زندگی اجتماعی مردم که زنان نیمی از آنها بوده اند نشان نداده اند  از این رو در لابه لای  تالیف های خود به صورت پراکنده  و غیر مستقیم  به مسائل اجتماعی مردم اشاره کرده اند و چون اکثر مورخان به دربار وابسته بوده اند  بیشتر به گزارش از وضع زنان درباری و خاندانهای اشرافی پرداخته اند اما مولفان  اروپایی چون با فرهنگ ایرانی بیگانه  بوده  وزندگی  ایرانیان از هر نظر برایشان جالب بوده به جزئیات آن توجه بیشتری داشته اند و از طرف دیگر مولفین اروپایی درنگارش  بسیاری از مسائل اجتماعی  و درباری با آزادی بیشتری سخن گفته اند و زنان و مردان  عهد قاجار را خرافاتی و به دلیل برخوردار نبودن از آموزش ، فاقد بینش سیاسی اجتماعی لازم معرفی کرده اند.
 
الف ـ ازدواج
 درجامعه عهد قاجار ،‌ فاصله چندانی بین کودک و ازدواج دختران وجود
نداشت . دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج می کردند و عملاً به عنوان رکن  مستقلی وارد معرکه  زندگی خانوادگی می شدند . درواقع  عواملی چون دست یابی به استقلال  اقتصادی ،‌ رشد نسبتاً سریع دختران  درآن روزگار و پایین بودن  میانگین عمر ـ به دلیل شیوع بیماریهای گوناگون و عدم رعایت  اصول بهداشتی ـ‌در افزایش این ازدواجهای زودرس موثربود . از طرفی باورهای اجتماعی  رایج نیز در تحقق ازدواجهای بی تاثیر نبود . براین اساس ،‌ سعادتمندترین  دختران  آنهایی بودن که  در خانه شوهر به بلوغ می رسیدند . زیرا تصور می شدکه بدین گونه ، آنان از وسوسه  های نفسانی  بیشتر در امان خواهند ماند. به خاطر همین باورها بود که بسیاری از ازدواجها در سنین قبل از بلوغ دختران انجام می شد. دختران و پسران  تقریباً  هیچ گونه اختیاری در برگزیدن همسر آینده خود نداشتند و حتی اغلب  هنگامی که هنوز درگهواره بودند ،‌  آنان را برای هم   نامزد می کردند و بار رسیدن به  سن بلوغ و یا اندکی  پیش از آن ،‌ به عقد یکدیگر در می آمدند.
از طرفی بی تجربکی ،  حرمت نهادن   به والدین ، و گاه فقدان    احساس جنسی در دختران و پسرانی که هنگام ازدواج به بلوغ نرسیده بودند ،‌از جمله دلایل عدم اختیار  کامل زوجین درامر ازدواج بود.
رایج ترین شکل ازدواج ، عقد دائم بود. مطابق شرع ،‌مرد می توانست تا چهار زن عقدی  داشته باشد و در صورت مرگ یا طلاق یکی از آنها ،  باز قادر بود که زن دیگری را جایگزین وی کند.
عدم تناسب جمعیتی  و کثری زنان  برمردان ،‌بیماری و یا پیرشدن سریع زنان به خاطر زایمانهای مکرر و فقدان  بهداشت ، مصالح سیاسی و قومی ،‌ میل مردان ثروتمند  ومتمول  به کام جویی‌،  با این دیدگاه  که «زن جوان ،‌مرد پیر را جوان می کند .» و داشتن حرمسرا و زنان متعدد، نشانه شوکت و ثروت مرد است خود به خود ،‌نظام  چند زنی را توجیه می کرد . افزون بر اینها ،‌ فرزندان  بسیاری که از رهگذر این ازدواجها متولد می شدند‌،‌ می توانستند مایه غرور  افراد شوند ،‌از سوی دیگر ،‌دختران  و بیوه هایی که به دلایلی از ازدواج بازمانده بودند ،‌بی میل نبودند به همسری مردی تن در دهند که همسر یا همسران دیگری نیز داشت.  درحقیقت دختر یا بیوه ای که از ازدواج  محروم می ماند، ‌محکوم به تحمل ملامتهای بسیار بود.
ازدیگر شیوه های رایج ازدواج ،‌ ازدواج موقت یا صیغه کردن دختران  و زنان بر اساس قرار داد و توافق بود. بدین طریق  زن و مرد به مدت معینی  که از یک ساعت تا نود و نه سال را شامل می شد  ‌، با هم سپری می کردند . صیغه نود و نه ساله نوعی ترفند بود و هنگامی صورت می گرفت که مرد چهار زن عقد دائمی  داشت  واز لحاظ شرعی مجاز به عقد زن دیگری نبود. دراین گونه ازدواج ، مرد ملزم نبود که حتماً مدت قرارداد رابه اتمام برساند بلکه هر وقت که مایل بود ، می توانست  پیش از انقضای مدت قانونی ،‌از زن صیغه ای خود  جدا شود و با پرداخت  مبلغی به عنوان مهریه ،‌خود را از قید او آزاد سازد.
کودکانی که از طریق این ازدواجها  به دنیا می آمدند ،‌از جمله فرزندان مشروع محسوب می شدند و ترتبیت آنها را  پدر به عهده می گرفت . البته چنانچه پدر مایل   به نگهداری آنان درخانه خود نبود ،‌  متناسب با دارایی خود مستمری  لازمی در حد نیاز پیش بینی  می کرد و صرف مراقبت  از آنها می نمود .  به همین دلیل ،‌ زن صیغه ای تا مدتی پس از جدایی از  همسرش ،‌ حق ازدواج  مجدد را نداشت ، تا در طی آن مدت معلوم شود که آیا وی در انتظار فرزندی هست یا خیر. فرزندان زنان صیغه ای از حق الارث مساوی با فرزندان زنان دائمی برخوردار بودند.
مردان معمولاً  در مسافرتها و یا جنگها که از روی ناچاری  به ولایات دور دست می رفتند زن دائمی خود را به همراه نمی بردند زن صیغه ای می گرفتند. در مشهد ،‌ به دلیل فراوانی  زائران ،‌بازار صیغه کردن پر رونق بود. درتهران ،‌دلالان این ازدواجها ،‌به سراغ خارجیان نیز می رفتند.
ازجمله مواردی که مردان اقدام به صیغه گرفتن می کردند ،‌ هنگامی بود که نامزدشان به سن بلوغ و ازدواج نرسیده بود.  درخانواده های اشرافی ،‌ با بالغ شدن پسران در سن ۱۷ –16 سالگی و گاه در سن ده سالگی ،‌ بزرگترها برای آنان زن صیغه ای می گرفتند ؛ و هنگامی که کسب و کاری پیدا می کردند ،‌ دختری از خانواده های محترم و یا دختر عمو را به عقد دائمی و ی در می آوردند و بلافاصله زن قبلی پی کار خود می رفت . و یا در خانه جداگانه ای  سنی می گزید. به گزارش دالمانی ،‌زاعران نواحی شمالی ،‌برای برخوردار شدن از کار جسمی و ارزان زنان درایام زراعت ،‌به ازدواج  موقت مبادرت می ورزیدند و پس از سپری  شدن فصل برد اشت محصول ، براساس مدت قرارداد که شامل ایام برداشت محصول می شد ،‌از زنان جدا می شدند.
تنوع بخشیدن  به فضای حرمسرا و همچنین  محدودیت شرعی نیز در بسط چنین ازدواجهایی تاثیر بسزایی داشت . از طرفی ، فقر مالی نیز سبب می شد تا خانواده ها به ازدواجهای موقت دختران  خویش رضایت دهند. درکرمان ، به خاطر وجود فقر شدید ،‌این تمایل بیشتر به چشم می خورد؛‌زیرا با سرگرفتن  این ازدواجها از یک سو ،‌پدر خانواده ها تامدتی از مسئولیتهای مادی تامین غذا و پوشاک یکی ازافراد خانواده اش رهامی شد  و از سوی دیگر ،‌ به وجه مختصری که دخترش از جدایی به عنوان مهریه از همسر خود دریافت می کرد ،‌ دست می یافت .
صیغه کردن زنان  در عرف جامعه کاملاً  قابل قبول بود و زنهای   صیغه ای ،‌ پس از به پایان  رسیدن دوره قرارداد ، به آسانی  به عقد دائمی اشخاص دیگردر می آمدند . لازم به ذکر است که مردان در گرفتن زنان صیغه ای ، از نظر تعداد هیچ محدودیتی نداشتند  و این امر به توانایی مالی آنان بستگی داشت.
شکل دیگر ازدواج ، شامل دختران یا زنانی می شد که از طریق جنگها و یا دزدیده شدن و یا تجارت برده ،‌ اسیر و فروخته می شدند ،‌  و تحت عنوان  کنیز دراختیار  مردان قرار می گرفتند . د رفتوحات   سال ۱۲۱۰ هـ‌ . ق آغا محمدخان ،‌ سرسلسله قاجار ،‌در قفقاز پانزده هزار دختر به اسارت در آمدند و در بازارها به معرض فروش گذارده شدند .
تجارت بردگان در حد بسیار محدودی در جنوب ایران از طریق  بنادر رایج بود.  سدیدالسلطنه گزارش می دهد که با وجود ممانعتهای دولت انگلیس  از ورود غلام و کنیز به جنوب ایران و مجازات خلافکاران ،‌بازبه صورت  غیرقانونی برده وارد ایران می گشت . پولاک معتقد است که این کنیزان و غلامان ،‌ آفریقایی هایی بودند که درکودکی از طریق  بوشهر و مسقط و از راه بغداد  و عربستان به ایران آورده می شدند. اما به نظر عبدالله بهرامی غلامان و کنیزان موجود درایران ،‌  از ممالک آفریقایی نبودند ،‌بلکه بیشتر آنها از رعایای جنوب و بلوچستان بودند که از حیث رنگ ،‌اندکی با سایر سکنه ایران فرق داشتند. با تو جه به فقر رعایای ایران  در عهد قاجار  ، و شیوع  قطاع  الطریقی و جنگها که همواره به اسارت زنان و دختران منجر می شد، گفته بهرامی صحیح تر به نظر می رسد . مقارن با نهضت مشروطه ، آصف  الدوله   حکمران خراسان ،‌ بابت وصول مالیات  رعایا را مجبور به پرداخت مبالغی هنگفت می کرد. به دنبال آن مردم  قوچان برای تهیه مبلغ مورد نظر، به فروختن  دختران خود تن در می دادند.
پاره ای از قابیل کرد نیز‌،‌ درازای گرفتن مبالغی ،‌دختران خود را به فروش  می رسانیدند . حتی گاهی   دختران  ارمنی نیز به مسلمانان فروخته می شدند و در صف کنیزان  جا می گرفتند.
وضعیت  این غلامان  وکنیزان ،‌با ذهنیتی که از بردگی در اذهان عموم وجود دارد،‌اساساً متفاوت بود. آنان تنها برای کار درخانه نگهداری می شدند و درواقع جزئی از اعضای خانواده به حساب می آمدند. حتی  در بسیاری موراد ممکن بود  به نکاح یکی از اعضای خانواده درآیند ،‌ که در این صورت خود به خود آزاد محسوب می شدند. یک مرد،‌ برحسب تمول خود می توانست هر تعداد کنیز که بخواهد خریداری کند. کنیز موظف بود علاوه بر انجام کارهای خانه ، به امیال جنسی ارباب خود نیز پاسخ مثبت دهد و از آنجا که جزء اموال ارباب خود محسوب می شد ،‌ضرورتی هم به جاری کردن خطبه عقد و اجرای مراسم نبود. همچنین درصورتی که وی از ارباب خود دارای فرزند می شد، فرزندش با فرزندان  از حقوق کاملاً مساوی  برخوردار می گردید.
گاهی اوقات کنیزان  حرمسرا  به صورت  مطیع و تحت امر یکی از زنان اصلی حرمسرا در می آمدند و در کنار خانه داری ،‌گاه آوازخوانی یا رقاصی هم از آنان انتظار می رفت . تمایل معنوی  ارباب به کنیز ،‌  غالباً سبب حسادت  زنان اصلی و تنبیه سخت بدنی کنیز از سوی خانم خانه می شد.
طرق سه گانه ازدواج ،‌ منجر به پیدایش حرمسراهای کوچک و بزرگی می گردید که  صرفاً  متعلق به شاهزادگان ،  حکام ولایات و متمولان بود. حتی برخی از این حرمسراها،‌ گاه با حرمسراهای شاهی رقابت می کردند. به طوری که تعدادی  از پسران  فتحعلی شاه  در رقابت با پدر خود ،‌ چهل زن  را در حرمسرای خویش جا داده بودند. مولف رستم  التواریخ، چهار صفحه از کتاب خود را به ذکر نام فرزندان ذکوری که فتحعلی شاه از زنان متعدد خود داشت اختصاص دهد و پس از آن می افزاید :‌« بر دانشمندان پوشیده مباد که بسیاری از این شاهزادگان  مذکور ، هر یک صاحب ده  و بیست وسی وچهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود  ،‌ اولاد و احفاد می باشند. »
حاکم ایروان درعهد فتحعلی شاه به نام حسین قلی خان ،‌ پیش از الحاق به روسیه ، دارای شصت  زن در حرمسرای خود بود.  ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان ،‌بعد از مرک نخستین همسرش،‌حرمسرای خود را اززنان صیغه ای  انباشته کرد. حاجی آقا محسن مجتهد متمولترین  فئودال سلطان آباد در عهد ناصری بیش از سی زن داشت  . حرمسرای حاج شیخ نورالله در اصفهان ، ‌از لحاظ  کثرت زنان معروف بود.
هر چند نظام چند زنی درشهرها مختص به اشراف بوده ،‌ ولی در ایلات دارای رواج عام بود. دربین ایلات بلوچ ، حتی مردان کم بضاعت نیز ،‌گاه هفت تا هشت زن می گرفتند. درمیان  ایل سنجابی درغرب کشور، هر مردی کمتر از سه زن نداشت . تعداد زوجات در بین بختیاریها نیز عمومیت داشت و حتی افراد بی چیز هم بیش از یک زن می گرفتند.
دلیل این  مسئله  بسیار واضح و روشن است . زن در ایلات ، نه  تنها هزینه ای را برای شوهر خود نداشت ،‌بلکه نیروی تولیدی کارآمدتر نسبت به مرد بود. از سوی دیگر،‌پیشه چپاول  و راهزنی که در میان بسیاری از عشایر رایج بود ،‌نیاز هر چه بیشتر به اولاد ذکور را افزایش می داد.
بسیاری از اروپاییان  که در دوره قاجار به ایران آمده اند ،‌تعدد زوجات را مختص ثروتمندان  جامعه دانسته و اشاره کرده اند که :‌    
«هر شخصی نمی تواند حرمسرایی داشته باشد و چند زن صیغه و عقدی در حرم خود گردآورد ،‌بلکه تنها  شاهزادگان ، بزرگان و اغنیایند که به چنین عملی قادرند . طبقه متوسطین و رعایا در اثر فقر ، بیش از یک زن به نکاح در نمی آوردند . مخارج حرمسرا چنان زیاد است که حتی اصناف پیشه ور و بازرگان نیز به داشتن یک همسر اکتفا می کنند.»
 درمیان عامه مردم ،‌  تقریباً تک همسری  رایج بود. و این مسئله با توجه به تنگدستی و مشغله فراوان آنان ، امری طبیعی بود. زرتشتیان بیش از یک زن نمی گرفتند.
گردآوری زنان متعدد در خانه ،‌ که غالباً از آن به حرمسرا یا اندرون تعبیر می شد ،‌ همواره  با تشنج و اضطراب و رقابتهای بی پایان  در میان آنها همراه بود. زشتی یا زیبایی، جوانی یا  پیری  و قابلیت با روری یا عقیم بودن، در برتری یافتن این زنان نزد صاحبان حرمسراها تاثیر فراوانی  داشت .  اصالت خانوادگی ، نیز از جمله اصلی ترین معیارهای تفاوت بین همسران بود. عنوانی که به زنان محترم می دادند «خانم » ، و عناوینی  که به زنان درجه دوم و یا مراتب پایین تر می دادند ،‌ به ترتیب عبارت  از بیگم (باجی )‌و ضعیفه بود. به گزارش دروویل ، زنی که با اتکا  به سابقه خود ،‌لقب «بیوک خانم » را دریافت می کرد ،‌ ازاین امتیاز برخوردار می شد ،‌که  در صورت تمایل مرد خانه ،‌  غذا را با او صرف می کرد.
وظایف زن در خانه
 مراقبت از کودکان ،‌از جمله  وظایف مهم زنان بود. هر زن ایرانی ،‌غالباً فرزندان بسیاری به دنیا می  آورد. در واقع  ،‌  عدم آشنایی با اصول جلوگیری از بارداری ، رواج مرگ  و میر اطفال ،‌به خاطر فقدان بهداشت عمومی و شیوع بیماریهای مسری،‌ و همچنین شوق داشتن پسران بیشتر به دلیل نیاز فراوان به نیروی کار ،‌دراین امر موثر بوده است . پولاک درباره زایمانهای مکرر زنان ایرانی چنین می نویسد :‌
« زنان  ایرانی شش تا هفت بار می زایند. با این حساب باید گفت  که جمعیت مملکت به سرعت رو به فزونی است ، زیرا بچه ها همه خوش رشد و پرقدرت هستند. اما نباید از نظر دور داشت که در بیشتر شهرها‌،‌  از هر شش بچه ،‌به زحمت  دو نفر درقید حیات می مانند و گاهی همه آنها  تلف می شوند. در اغلب شهرها ،‌ درآمار تولد و مرگ ، میزان تولد کمتر از مرگ دیده می شود. در بهار سال ۱۸۵۹ میلادی ،‌  تنها دراصفهان  متجاوز از هشتصد بچه به  بیماری آبله  جان سپردند. »
دختران به واسطه ازدواج درسن کم ، و وارد شدن د رخانواده و محیط تازه  مسئولیتهای جدیدی‌،‌ از جمله وظایف  مادری را به عهده می گرفتند . پسران نیز از سن یازده سالگی  به  محیطهای  خارج از اندرون راه می یافتند و یا درکنار پدر مشغول به کار می شدند . آنها حداکثر در سن شانزده  – هفده سالگی  ازدواج کرده  مسئولیت خانواده ای را برعهده می گرفتند. آشکار است که کودکان  در خانواده های معمولی ، زودتر از کودکان اشرافی با واقعیتهای اجتماعی و اشتغال  آشنا می شدند.
اما پولاک ، این وقت گذرانیها را صرفاً‌متعلق به زنان  اشراف  می داند :‌
« زنان اعیان تقریباً  تمام اوقات خود را به حمام رفتن ،‌ قلیان کشیدن دید و بازدید ،  خوردن  شیرینیهای مختلف و میوه  های چربی دار ازقبیل گردو و پسته و بادام ، و نوشیدن چای وقهوه می گذرانند. »
طلاق
در نظام خانوادگی  دوران قاجار ، حق طلاق با مردان بود. «درخواست طلاق از سوی مرد ،‌با بهانه و یا بدون هیچ بهانه ای  برای اجرای آن کافی بود. » نازایی و خروج از جاده عفاف ، از عمده ترین  دلایل طلاق  زنان بوده است . در پاره ای  مواقع ،‌عیوب جسمی ،‌مانند نابینایی نیز می توانست مرد رابه طلاق زن سوق دهد .  گاه نیز بدقدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش می توانست دلیل طلاق باشد.   بدین معنی که همزمان با ورود او به خانه همسرش ،‌حوادث شومی در آن خانه روی داده باشد. زن درموارد خاصی چون عدم دریافت نفقه از مرد،‌ انحرافات اخلاقی و یا ناتوانی جنسی مرد می توانست  در خواست طلاق نماید.
درهر صورت ، حق طلاق دراختیار و به رضایت مرد بود و زنانی که قادربه  تحمل مشقات زندگی با همسر خودنبودند ،‌ تنها از طریق راضی شدن مرد به طلاق،‌می توانستند از زندگی با وی آسوده گردند . زنانی  که شوهرانشان  با طلاق‌‌ آنها مخالف بودند ،‌ با بخشیدن مهر و یا حتی  پرداخت وجهی  اضافه بر آن به شوهر ، و یا انجام عملی که مورد تنفر مردان باشد ، به خواست خود می رسیدند . پس از طلاق نیز ،‌ فرزندان  چه از زن عقدی یا صیغه ای به پدر تعلق می گرفتند و مادرهیچ  حقی نسبت به آنها نداشت.
با وجود مجاز بودن طلاق‌، این مساله به ندرت رخ می داد. در عرف اجتماعی ،‌ بازگشت  زن به خانه پدری با نکوهش بسیار همراه بود. زن پس از رفتن به خانه همسر ، به هر مساله ای , تن می داد تا از ننگ بازگشت به خانه پدری درامان باشد.
درواقع سرنوشتی که پس ازطلاق  در انتظار زن بود‌،‌ او را از طلاق برحذر می داشت. زیرا پس از جدایی ،‌ نه امکان یافتن  شغلی برای او میسر بود و نه قانونی از وی حمایت می کرد . د رنتیجه تامین   هزینه های زندگی  با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی در دوران قاجار  ، برای هیچ خانواده ای ،‌مگر خانواده های  ثروتمند  مهریه  و صرف مبالغ دیگربرای تجدید فراش ، مردان معمولی جامعه را نیز از فکر طلاق زنانشان منصرف می کرد.
با توجه به عوامل فوق طلاق در جامعه  به ندرت به وقوع می پیوست. گزارش سرجان ملکم درباره علت کمی طلاق دربین ایلات ،‌کمابیش  قابل تعمیم در کل  جامعه  قاجار می باشد :‌
«طلاق درایلات  کمتر اتفاق می افتد و این صورت  می توان گفت اسباب عدیده دارد، یکی اینکه پاکدامنی در این طایفه  بیشتر است و دیگراینکه زنان به جهت زحمتی که می کشند ،‌بیشتر در چشم مردان عزیزند. فقرای قوم هم نمی توانستند که ادای کابین  کنند.»
ب ـ نقش زنان در تولیدات اقتصادی
زنان در عهد قاجار ،‌ خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه تولید برای امرار معاش نقش مهمی درمعیشت  خانواده ایفا می کردند و این نقش در اقتصاد کشور نیز بی تاثیر نبود. چنانکه  اشاره شد یکی از دلایلی که به نظام چند زنی  دامن می زد‌،‌استفاده از نیروی  جسمی زنان در تولیدات کشاورزی بود. درمیان  قبایل ترکمان ، ازدواج با زنان بیوه ‌،‌به دلایل تجربیاتی  که آنان در قالی بافی و دامپروری داشتند، از اولویت  بیشتری برخوردار بود. منابع تاریخ موجود‌،‌ به دفعات  از نقش مهم زنان نواحی  مختلف کشور در مسائل اقتصادی  یاد می کنند. پاتینجر که در زمان  سلطنت فتحعلی شاه  (1212-1250 هـ . ق )‌به ایران آمده بود،  گزارشی  مبنی بر نقش سودمند زنان کرمان درتولید و تبادلات جاری آن زمان دارد و اعلام می دارد که صنایع  شال بافی ،‌نمد بافی و تفنگ  سازی این منطقه  در سراسر آسیا شهرت دارد و یک سوم جمعیت سی هزار نفری کرمان ، اعم از زن و مرد ،‌به این صنایع اشتغال دارند.
یکی از مهمترین  کالاهایی که زنان نقش مهمی درتولید آن داشتند قالی بوده است. در واقع در دوره قاجار ،‌بیشتر زنان با تولید  این کالا آشنایی داشتند و قالیهایی که از سوی زنان در شهر های اصفهان ، کرمان ،‌همدان ،‌شیراز ، مشهد ،‌اردبیل ، کرمانشاه و تبریز تهیه می گردید ،‌از شهرت بیشتری برخوردار بودند .
قالیهای ایرانی درعهد قاجاریه ‌،‌دارای چنان کیفیت و شهرتی بودند که راهی  بازارهای جهانی می شدند.
تفریحات و مشغولیهای بیرون از خانه
وظایف و اشتغال گوناگون  زنان دراندرون ، هرگز به معنای حبس کامل و محروم بودن مطلق آنان از تماس با اجتماع نبوده است و همواره ضرورتها و دلایلی چند، زنان را به محیط خارج از اندرونی می کشاند. از جمله اصلی ترین این ضرورتها ،‌تهیه مایحتاج عمومی از بازار بوده است . پولاک ،‌با صراحت ازاین واقعیت یاد می کند که :
« زن ایرانی ‌،‌در خروج از منزل آزادی بسیاری دارد. »
علاقه زنان به تردد در بازارها ،‌ تنها به منظور تهیه مایحتاج  خانه نبوده است و عواملی چون ارضای حس کنجکاوی ، مصاحبت با انبوه  زنان ،‌ آشنا و بیگانه ،‌آسودن از رنجهای خانه درمدت حضور  دربازار ،‌ و ذوق شنیدن اخبار عجیب و غریبی که درمحدوده  اندرونی  همواره از آن محروم بودند،‌ به این علاقه بیشتر دامن می زد. ازاین   رو زنان در بازار،‌ قبل از اینکه به فکر خریدباشند ، به اقناع  تمایلات  یاد شده می پرداختند و به قول دروویل : « آنها به دکانی سر می کشند تا درمیان کنجکاوان ،‌ مقام برجسته ای برای خود احتراز کنند. » او می افزاید :‌ « من بارها ناظر زنانی بوده ام که قریب سه ساعت ، در شلوغ ترین نقطه بازار مشغول وراجی بودند .»
ایرانگردی دیگری به نام «بل » دراین مورد چنین می نویسد  :‌« هر چه بیشتردر شهرقزوین  پیش می رفتیم ،‌خیابانها باریکتر و پرجمعیت تر می شد. پرازمردان عبا به دوش و زنان چادرپوش که در جلو دکانها مشغول خرید و فروش،  میوه خوردن و گپ زدن بودند. »
سرگرمیها و دید و بازدیدهای فراوانی که داشتند ، ترجیح می دادند که خادمینشان برای تهیه مایحتاج خانه به بازار بروند . تردد زنان اشرافی در بازارها برای تهیه مایحتاج ضروری و دید و بازدید ، کمابیش باشکوه و طنطنه ای که توجه عموم را به خود جلب می کرد ،  همراه بود. به گزارش پولاک :‌ 
«زنان بسیار ثروتمند، با اسب، د رمعیت  خدمه متعدد به دید و بازدید می روند . پشت سر آنها ، «گیسس فید» شان سوار بر اسب و خواجه یا یکی از نوکران  ،‌  عنان اسب رابه دست دارد.»
در پاره ای از مواقع ،‌استقبال و ابراز احساسات مردم درقبال  ورود و خروج رجال بزرگ حکومتی  در یک شهر،‌ دستاویز مناسبی بود تازنان از کنج اندرونیها بیرون آیند :‌
«‌در روز جمعه هفدهم ، شهر ذیقعده الحرام ۱۲۴۸ هـ ،‌ اعلیحضرت  شاهنشاه اسلام ناصرالدین شاه ،‌ باشکوه و حشمت تمام ،از نیاوران  شمیران   به دارالملک  تهران نهضت گزید و عمارت  قصر فوقانی میدان ،‌ که محل جلوس ایام اعیاد است ، توجه و جلوس فرمود.عموم  خلایق از پیر و جوان رجال  و نسوان ، به رخصت امنای دولت ،‌بر در و بام و  اطراف میدان  اجتماع  و ازدحام  کرده ، تهنیت و تحیت گفتند ،‌و دعا کردند و ثنا خواندند.»
همچنین در مورد استقبال پرشکوه زنان و مردان شیراز از ظل السلطان  پسرمقتدر ناصرالدین شاه چنین می خوانیم  :‌
« روز ورود شیراز هم مثل سفر سابق ، جمعیت زیاد،‌  از نظام و غیرنظام ،  به  قدر  پنجاه زن و مرد با تشریفات معموله و طاق نصرتهای زیاد که در عرض راه بسته  بودند ما پذیرایی کردند. »
مشارکت اجتماعی زنان در صحنه های اجتماعی ،‌ همواره با پوشش سخت وسنتی و ملاحظات اخلاقی ، مبنی بر تفکیک زنان ازمردان همراه بوده است . منابع موجود ،‌به وضوح  به این دو مشخصه اشاره می کنند : «‌لباسهایی که زنان در حرمسرا می پوشند ،‌  با  آنچه در کوچه و خیابان  به تن دارند  سخت متفاوت است. زیرا لباس کوچه  وبازار را از این جهت  تهیه می کنند تا همه    قسمتهای بدن را از چشم عابران بپوشاند؛‌ به اصلاح  همه زنان را از لحاظ ظاهر به یک شکل  وصورت در آورد.»
دکتر فووریه طبیب مخصوص ناصرالدین شاه نیز بر رعایت  پوشش کامل زنان درخارج از اندرون می گذارد :‌
« در کوچه ،‌ لباس همه زنها یکی است ،‌  تا آنجا که شناختن  ایشان  حتی بر شوهرانشان غیرممکن هست … هر زن ،‌چادری سیاه یا نیلی رنگ ،‌ که همه اندام [او] را می پوشاند ،‌ برسر می اندازد و صورت را زیر روبندی مخفی می کند و از سوراخهای آن ‌،‌ که بی شباهت به غربال کوچکی نیست می بیند.»
زنان طبقات بالا نیز‌،‌ با وجود تردد پرطنطنه در معابر عمومی خود را کاملاً مقید به رعایت پوشش سنتی می دیدند. کارلاسرنا بانگاهی کلی ،‌بررعایت پوشش سنتی از سوی قشرهای مختلف زنان تاکید می ورزد :‌
« لباس بیرونی زنان ایرانی یکنواخت است . آنان دارای  هر وضع اجتماعی  که باشند، همه شان – بدون استثنا – خود را در چادرهایی به رنگ سورمه ای  تند
می پوشانند .شلوارهای گشاد از چلوار سبز ،‌بنفش ،‌خاکستری، یا قرمز رنگ که  مانند جوراب پاها را نیز می پوشانند ؛ و دم پاییهای پاشنه دار ،‌ پوشاک یکنواخت همه زنان ایرانی است .»
در مورد رعایت تفکیک  کامل زنان از مردان بیگانه در مراودات اجتماعی نیز، منابع با صراحت کامل گزارشهایی ارائه می دهند. هنگامی که اورسل به وصف استراحت مردم در اطراف فضای  سبز پیرامون  حرم حضرت عبدالعظیم اشاره می کند ، چنین می نویسد :‌
  « دسته دسته زنها ،‌ با کودکان خود ،‌ زیر سایه درختها روی فرش نشسته بودند… مردها  نیز برای  خود در گوشه ای دور هم جمع شده بودند و مشغول صرف چای و قلیان بودند . البته جدا از هم . چون هیچ وقت مردایرانی برای آنکه درانظار بد جلوه نکند ، در ملاء‌عام با زن دیده نمی شود. »
بلوشر گزارش می دهد  که زن ایرانی  همیشه در حوزه  خانواده به تفریح 
می‌پردازد. عدم اختلاط با مردان ،‌ حتی دربازار و مراسم پرهمهمه عاشورا و زیارت امامزاده ها   نیز حتی المقدور رعایت می شد و منابع موجود ، اغلب با ذکر کلمات  دسته زنان ،‌قسمت زنان و نظیر آن ،‌تصور ما را از رعایت  آن کامل می سازد.
جالب است بدانیم  که بعضی از اماکن تفریحی و زیارتی مختص به زنان بوده است و مردان حق ورود بدان جارا نداشتند . فلاندن در سفرنامه خود گزارش می دهد که  دربین راه همدان به کنگاور ، به باغی برخوردند که به علت اختصاصی بودن آن برای تفریح زنان، نتواسنتد درآن استراحت کنند.
لیدی شل همسر وزیر مختار انگلیس دراوایل سلطنت ناصرالدین شاه (۱۸۵۳-۱۸۴۹)،‌درباره حکمرانی زنی به جای شوهرش دراسک ـ حاکم نشین منطقه کوهستانی  لاریجان درمازندران ـ  این گونه   گزارش می دهد :‌
« درموقع اقامت ما در اسک ،‌به علت غیبت  عباس قلی خان لاریجانی زن او امور حکومتی را به جای همسرش  اداره می کرد و درباره او باید گفت که این زن ،‌ درمیان اهالی محل از شهرت بسیار خوبی برخوردار بود و علاوه بر اینکه ازمایملک  و منطقه حکمرانی شوهرش به عالیترین وجه سرپرستی می کرد،  زنی بسیار زیرک و مورد احترام عامه نیز شمرده می شد. [این ] خانم علی  رغم انزوا و اقامت درشهری دور افتاده ، زنی بسیار دانا و روشن فکر بود و و ظایف اداره امور شهرنیز به بصیرت  و دانش او افزوده بود. »
لیدی شل این صفت را تا حدی  در زنان تعمیم می دهد :‌سمت لواسان .
حضور زنان  در عرصه های  مختلف  اجتماعی ، گاه نیز با محدودیتهایی مواجه می گشت .  از جمله فلاندن ، که درسالهای ۱۸۴۰-۱۸۴۱ م به ایران  آمده ، درسفرنامه خود چنین می نویسد :
« دم دروازه شهر [قزوین ] که رسیدیم ،  جمعیت بیش از پیش زیاد شد. زیرا    شاهزاده ای که در قزوین اقامت دارد ،‌به کلیه   کسبه و صنعتگران بازار حکم داده بود که ازکارهای خوددست کشیده به جلو ایلچی آیند. مانند اعیاد بزرگ ،‌بعضی به کمر شمشیر و طپانچه بسته ودیگران برروی شانه تفنگ فتیله یا چماقهای بزرگ می داشتند.»
گویا استقبال  ازاین هیئت ، یک استقبال  مردانه بوده است ، زیرا فنلاندن پس از شرح فوق بلافاصله می افزاید که :
«زنان از آمدن امتناع داشتند،‌ زیرا قانون آنها را از آمدن به بیرون خانه و تماشاکردن  منع داشته است .»
در جای دیگر ‌،‌درباره منع خروج زنان از خانه در روز سیزدهم نوروز ، که طبق سنن باستانی مردم برای  تفریح  به بیرون شهر می رفتند، این گونه می خوانیم :‌
« در روز سیزدهم  نوروز ،  تمامی مردم مشهد که یکپارچه  از شهر خارج می شوند .دراین روز ،‌به دلیلی که چندان … روشن نیست ،‌[علما ] به زنها  اجازه نمی دهند تا از خانه ها خارج شوند . وقتی که صبح زود  از دروازه سراب خارج شدم ، دیدم یک گارد آنجا مستقر است. دلیل این امر را پرسیدم . آنها گفتند  علت استقرارشان در آنجا این است که نگذارند  زنها از شهر خارج شوند.ظ
ج : حیثیت اجتماعی زن
باتوجه به مباحثی که تاکنون ارائه شده است ، در وهله اول چنین به نظر می  رسد که زنان بایستی به دلیل حضور فعالانه ای که در صحنه های مختلف زندگی اجتماعی داشته اند، دارای وجهه و حیثیتی  منطبق با عملکرد مثبت خود باشند،   اما با این وجود تعجب آور است که با فقدان یک قضاوت منطقی درباره آنان  مواجه می‌‌شویم .
فرودست  پنداشتن و حقیر شمردن زنان ، به طرق مختلف در جامعه رایج بود و این ذهنیت، از بدو تولد نوزاد دختر  ،‌به گونه ای مداوم درپیکر اجتماع تزریق می‌شد . گزارش کارلاسرنا، این واقعیت  تلخ را به خوبی منعکس می سازد.
«برای زائو ،‌ سه روز اول بعد از زامیان روزهای  بسیار خسته کننده ای است . چرا که او موظف است با بستگان  و دوستانی که برای تبریک گفتن به قدم نورسیده نزد وی می آیند،‌مرتباً دیدار کند . درواقع دراین مدت ، همیشه درخانه جشن و مهمانی است . اگرنوزاد پسر باشد، جشن و سرور مفصلتر است … به [نوزاد ] دختر چندان محلی نمی گذارند  و گاهی بی اعتنایی در مورد دختران به افراط می کشد.  درمیان  مردم نیز،‌برای کوچکترین  نقطه ضعف ـ  که نوزاد  دختر در بدو  تولد با خود دارد-  با تعصب کینه آمیز… برخورد می گردد. »
درمجموع جامعه عهد قاجار ،‌جامعه ای خرافاتی بود و زن و مرد آن ،‌ سخت به خرافات  معتقد بودند . با این وجود ، زنان دراین مورد ، در راس قرار داشتند. زن در جامعه  قاجاری ، همواره درمعرض تهدید خطرات  گوناگون بود. به عنوان مثال ،‌به دلیل نازایی زنان و یا مجاز بودن تعدد زوجات برای مردان ،‌مردان به راحتی می توانستند زنان دیگری را به نکاح در آورده و زنان قبلی خود را مطرود و بی سرپناه باقی گذارندو زن دراین دوران ، مجبور به تحمل فشارهای اجتماعی بسیاری بود. او در اندرون ، همزمان با ظهور  رقیبان ،‌ با عدم توجه همسر خود مواجه می شد و ناچار بایدمحیط پراز رقابت و حسادت اندرون را تحمل می کرد.از سویی دیگر،‌همان گونه که اشاره شد ،‌عرف جامعه و ناامنیها نیز، ویرا به ماندن دراندرون تشویق می کرد. به همین دلیل ،‌زن دراین دوره آموزشی نمی دید و نسبت به درک بسیاری  از مسائل عاجز بود. دراین بحبوبه تنها راه حلی که او برای مشکلات خود می جست و تنها مامنی که می توانست آزادانه  مسائلش را مطرح کرده و به حل آنها نیز امیدوار باشد،‌ پناه بردن  به سحر و جادو و رمالان بود. درواقع زنان از این طریق‌، خود را از اضطرابهایی که جنبه روانی داشت ،‌ می رهانیدند . ازطرفی ،‌آنچه این بازار را پررونق می ساخت ،‌وجود جمع کثیری رمال و فالگیر و غیره بود که ازاین طریق امرار معاش می نمودند.
گرایش مفرط زنان به سحر و جادو و خرافات ،‌سبب می شدکه آنان در زندگی روزمره ، کمتراز مردان  دارای اعتماد به نفس باشند. و این مساله در تقویت و بسط این تفکر که زنان موجوداتی  عاجز و ضعیف تلقی شوند ،‌موثربود. از سویی عدم امنیت درجامعه که باعث انزوای زنان دراندرونیها برای مصون ماندن از تعرض ها می شد، نقش مهمی در تلقین ناتوانی زنان به خود آنها و نیز جامعه  ایفا می کرد. این موضوع سبب مب گردید که زنان در مقایسه با مردان از ظهور پاره ای از تواناییهای خود در عرصه های گوناگون اجتماعی محروم بمانند.
زنان در دوره قاجار ،‌  به دلیل وجود چنین نظرها و عقاید بی اساسی درافکار عموم و نیز به علت ضعف قوه استدلال ، همواره سعی می کردند به شیو ه های دیگری از جمله اتکا به نفسانیات و احساسات غریزی ،‌جایی برای خود در جامعه باز کنند. بی گمان ،‌رواج و تحکیم چنین اندیشه هایی بود که پاره ای مواقع ،‌به محدودیتهای بیش از اندازه زنان  منجر می شد . در خیابانهای تهران ،‌از زنان  به هنگام تردد خواسته می شد تا در مسیری غیر از مسیر مردان عبور کنند. گاهی فریاد آمرانه ماموران نظمیه به گوش می رسید که :‌ 
«باجی [خواهر ] روت رو بگیر» و یا ضعیفه تند راه برو» و براساس این بینش که  :‌« هر فتنه که درعالم بر پاشده ،  شیطنت نسوان درآن دخیل بود. » سعی می شد از سوار شدن زن و مرد در یک درشکه ،‌حتی اگر زن و شوهر یا خواهر و برادر باشند‌،‌ جلوگیری شود.
حتی بعدها ، هنگامی که وسیله نقلیه واگن با اسب درایران به کار افتاد،‌باز محل نشستن مردان و زنان درآن  جدا بود.
بااین حال ،‌وجود دیدگاههای  این چنین  درباب زنان ، هرگز مانعی جدی درراه شرکت زنان در عرصه های اجتماعی  نبود و نمی توانست هم باشد.
چنانکه براساس سابقه ای که زنان درزمینه شرکت درامور روزمره و عادی اجتماعی داشتند، به آسانی می توانستند درحرکتهای مذهبی ـ سیاسی ، همچون نهضت رژی و مشروطه شرکت جویند.
دریک کلام ، زن و مرد  در عهد قاجار ،‌ با تفاوتهایی نه چندان قابل توجه ، درمحدوده های خاصی که درعرف سیاسی و اجتماعی  قابل قبول بود به زندگی می پرداختند. به گونه ای که در این باره ،‌ می توان  به سعادتمند تر بودن مطلق مردان اشاره کرد. درحقیقت هر دو  جنس ، درمعنا و مفهوم کلی   ،‌فاقد آموزش و یا بینش سیاسی و اجتماعی لازم بودند.
یکی از بزرگترین موفقیتهای زنان در راه کسب حیثیت و اعتبار اجتماعی بیشتر، افتتاح انجمنهای نسوان از سوی بعضی از زنان روشنفکر بود. پیش از جنگ جهانی اول، به همت زنانی چون میرزا باجی خانم ،‌ نواب سمیعی ،‌  صدیق دولت آبادی‌،‌ منیره خانم و گلین خانم موافق ،  انجمن هویت نسوان را درتهران افتتاح گردید. درسال ۱۳۰۰ شمسی در رشت ،‌ جمعیتی به نام پیکس عادت نسوان برای کسب حقوقی سیاسی و اجتماعی  زنان تشکیل شد. این انجمن  با تشکیل کلاس اکابر و دبستان ، کتابخانه و قرائتخانه و سخنرانی ،‌در تنویر افکار زنان آن سامان می کوشید. نسوان وطن خواه از جمله  جمعیتهای مترقی زنان بود که که درسال ۱۳۰۲ شمسی  به سرپرستی محترم اسکندری درتهران تشکیل گردید. این زن دختر شاهزاده  محمدعلی میرزا بود.
«وکلا و وزرا خوب می دانند که اگر خانمهای ایران دور هم جمع شوند ، مدرسه باز کنند انجمن داشته باشند و تعلیم و تربیت بشوند کم کم خواهند فهمید که دیزیهای پاک و پاکیزه که دیوارش بهتر از دیزیهایی است که دو انگشت دیده و یک وجب چربی در و دیوارش باشد ، و بی شبهه وقتی که این  عقیده  از مادرها سلب شد، پسرها هم بعد ها به آدم با استخوان اعتقاد پیدا نکرده و مثل جناب تقی زاده پاشان را توی یک کفش می کنند و می گویند :‌تا کی باید وزرا ورجال و اولیای امور ما از میان یک عده معینی محدود انتخاب شده ، واگر هزار دفعه کابینه تغییر کند ،‌باز شکم مشیرالسطنه ، یا آواز نظام السطنه و یا جبه  آصف الدوله زینت افزای هیئت می باشد… »
 
الف ـ زن و آموزش
استفاده از معلمان  سرخانه و مکتب خانه ، از شایعترین  راههای آموزش دختران در اجتماع عهد قاجار بود. اما از آنجا که طبقات محروم ،‌استطاعت پرداخت حق الزحمه معلمان سرخانه را نداشتند ،‌این معلمان  بیشتر در خدمت زنان و دختران  خاندانهای درباری و اشراف قرار می گرفتند بنابر شهواد موجود ،‌زنان حرمسرای شاهی ، از دوران فتحعلی شاه تا اواخر دوران قاجار،‌از طریق معلمان سرخانه به سواد  آموزی پرداختند و دراین زمینه ،‌ از شخصی به نام آخوند طالقانی  ،‌ به عنوان  معلم خصوصی دختران فتحعلی شاه یاد شده است.
 به طور دقیق مشخص نشده است  که دختران درباری و خاندانهای اشرافی ،‌جزء شرعیات و فراگیری قرآن ،‌از معلمان خود چه می آموختند؛‌اما قدر مسلم این است که آنان از رهگذر همین آموزشها قادر می شدند تا ضمن نوشتن ، کما بیش به مطالعه دواوین رایج شعرایی چون حافظ ، فردوسی و سعدی بپردازند. لیدی شل درباره وضع سوادآموزی زنان مرفه الحال جامعه ،‌گزارشی مبالغه آمیز ارائه می دهد :‌
«زنان طبقات مرفه معمولاً با سواد و با شعر و ادب مملکت خویش آشنایی دارندو اغلب آنان قرائت قرآن ،‌ نه معنی آن را، می دانند. درمیان زنهای ایل قاجار و بخصوص خانواده سلطنتی تعداد افراد باسواد خیلی کم است. اکثر آنها مکاتبات خود را شخصاً و بدون کمک میرزاها می نویسند.»
عده معدودی از دختران  امکان این را داشتند که در محدوده خانه , با استفاده از اعضای باسواد خانواده ـ مثل پدر یا برادرـ به آموختن سواد بپردازند. همچنین اگر زنان و دختران درباری ، از طریق معلمان سردخانه به فراگیری سواد می‌پرداختند ،‌ دختران عامه اجتماع نیز از طریق مکتبخانه  موفق به آموختن سواد می‌‌شدند.
مهدی قلی خان هدایت  درباره اهمیتی که مردم دوره قاجار،‌جهت فراگیری قرآن از سوی کودکانشان قائل می شدند ، این گونه می نویسد:
«پسر و دختر خواندن و نوشتن می آموختند و مردم نسبت به تربیت اولاد خود در حد قرائت قرآن و ترتیل ،‌ در شهر و قصبات توجه داشتند»
از جمله تلاشهایی که در عهد قاجار،‌در جهت سواد آموزی دختران صورت گرفت ،‌تاسیس مدارسی از سوی میسیونهای مذهبی اروپایی و آمریکایی بودکه بی شک خالی از اغراض  استعماری نمی توانست باشد. در دوره سلطنت محمد شاه (۱۲۶۴- ۱۲۵۰  هـ . ق ) برای اولین بار شاهد تاسیس مدارسی به سبک جدید توسط آنان هستیم. کشیش پرکینز آمریکایی، درشهرارومیه در اوایل سال ۱۲۵۴ هجری قمری ( یا ۱۲۵۵ هجری قمری ) به تاسیس اولین  مدرسه میسیونری دست زد. این مدرسه دارای چهار کلاس دخترانه و پسرانه بود. و در آن ، درکنارتدریس مواد درسی علوم جدید ،‌آهنگری  و قالی بافی نیز به کودکان آموخته می شد.
لازم به ذکر است که مدارسی که توسط  میسیونرهای مذهبی در ایران تاسیس شد،‌اغلب در مناطقی بود   که اقلیتهای مذهبی در آن ساکن بودند. بنابراین  دختران اقلیتها به مراتب ، بیشتر امکان تحصیل در این مدارس را می یافتند  و مسلمانان به خاطر مسیحی بودن بنیانگذاران این مدارس و مسائل مذهبی  موجود در زمینه مراوده با آنها ، هر گز  به چنین مدارسی نمی رفتند.
دردوران ناصری ، فعالیت میسیونهای مذهبی جهت تاسیس مدارس افزایش می‌یابد. با توجه به توسعه  نفوذ استعمارگران دراین دوره ،‌تردیدی باقی نمی ماند که افتتاح این مدارس بیشتر به منظور حکیم پایه های فرهنگی و سیاسی آنان بوده است . یکی از فعالترین میسیونها دراین زمینه ،‌خواهران « سن و نسان دوپول» فرانسوی بودند که در سالهای ۱۲۸۲ هـ . ق    ـ ۱۲۹۲ هـ‌ . ق ،‌در شهرهای ارومیه ،‌سلماس ، تبریز ،‌اصفهان و تهران ،‌ دست به تاسیس مدارسی زدند.
پس از دوران ناصری  ،‌با افزایش تمامی سردمداران سیاسی قاجار با اروپاییان ،‌معلمان سرخانه موظف شدند تا درکنار دیگر مواد درسی ،‌زبان فرانسه را نیز به دختران درباری و اشرافی بیاموزند . بی تردید علاقه باطنی زنان درباری برای هم صحبت شدن با زنان سفرای خارجی و نیز تبلیغات و تلقینات استعمارگران غربی ، جهت تحکیم مبانی سیاسی و فرهنگیشان‌،‌در توسعه و ترویج این زبان بسیار موثر بود. همسر معیرالممالک دختر ناصرالدین شاه به زبان فرانسوی آشنایی داشت و در مراودات خود با اروپاییان از آن سود می برد.

2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
وضعیت زنان در دوره قاجار
5 (100%) 2 votes



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد