خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


دانلود مجموعه تمامی کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری

60,812 views

بازدید

دانلود مجموعه تمامی کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری
۴٫۶۴ (۹۲٫۸۶%) ۱۴ votes
دانلود تمامی کتاب های شهید مطهری

 دانلود کتاب الکترونیکی مجموعه کامل کتابهای استاد مطهری شامل ۹۶ عنوان کتاب با فرمت pdf
بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری با همکاری انتشارات صدرا برای اولین بار اقدام به تهیه نسخه pdf  همه آثار استاد مطهری باکیفیت بالا و عرضه رایگان آن در فضای مجازی نموده است.

لازم به ذکر است که تاکنون نسخه های گوناگونی از متن و فایل pdf کتاب های استاد در محیط مجازی منتشر شده بود که اولا شامل همه آثار آن استاد شهید نمی شد. ثانیا دارای اغلاط فراوان تایپی و نگارشی بود و ثالثا با نسخه چاپی کتاب ها منطبق نبود. از امکانات و مزایای نسخه فعلی می توان موارد زیر را برشمرد:
– تطبیق کامل نسخه pdf کتاب ها با آخرین نسخه چاپی آنها
– درج فهرست تفصیلی کتاب ها در کنار متن هر کتاب
– حجم پایین اغلب فایل ها

لیست کتب:

احیای تفکر اسلامی
اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
آزادی معنوی
اسلام و نیازهای زمان (۱)
اسلام و نیازهای زمان (۲)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (۱)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (۲)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (۳)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (۴)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (۵)
امامت و رهبری
امدادهای غیبی در زندگی بشر
انسان کامل
انسان و سرنوشت
آشنایی با قرآن (۱)
آشنایی با قرآن (۲)
آشنایی با قرآن (۳)
آشنایی با قرآن (۴)
آشنایی با قرآن (۵)
آشنایی با قرآن (۶)
آشنایی با قرآن (۷)
آشنایی با قرآن (۸)
آشنایی با قرآن (۹)
آشنایی با قرآن (۱۰)
آشنایی با قرآن (۱۱)
آشنایی با قرآن (۱۲)
آشنایی با قرآن (۱۳)
آشنایی با قرآن (۱۴)
آینده انقلاب اسلامی ایران
آیینه جام
بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر
بیست گفتار
پاسخ های استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب
پانزده گفتار
پنج مقاله
پیامبر امی
تعلیم و تربیت در اسلام
توحید

برای مشاهده ادامه لیست کتاب ها و دانلود اختصاصی کل این کتب در یک مجموعه که ۲۲۴۰۰ صفحه میباشد بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


16+

نويسنده / مترجم : شهید مرتضی مطهری
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 335 مگابایت
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 22400

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود مجموعه تمامی کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری
4.64 (92.86%) 14 votes

اقبال لاهوری

2,405 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه :
زبان فارسی درهند :
از سال ۳۶۹ هجری قمری ( ۹۸۶ میلادی ) یعنی از زمان ورود ناصرالدین به هند تا سال ۱۲۷۵ هجری قمری ( ۱۸۵۷ میلادی ) یعنی انقراض سلطنت خاندان مغول کبیر ( سلسله بابری هند از اعقاب امیرتیمور گورکان زبان فارسی ، زبان رسمی و درباری و دیوانی ، و زبان شعر و ادب مردم هند ، جزء افتخارات خاندانهای بزرگ و خواص مردم بود و هنوز هم در هند وپاکستان خاندانهای اصیل مسلمان بدانستن زبان فارسی ، افتخار می نمایند .
 دردوران پادشاهی گورکانیان که از سال ۹۳۲ تا ۱۲۷۵ هجری قمری یعنی  سیصد و چهل و سه سال طول کشید ، دربار دهلی یکی از  مراکز فرهنگ و علوم و تمدن ایرانی بود و ا عتبار  و شکوه زیادی داشت تا جایی که دربار صفویه را در اصفهان تحت الشعاع قرار داده بود و اغلب شعرای فارسی زبان از ایران به هند رفته و پادشاهان این خاندان را مدح گفته و صله می  گرفتند .
زبان فارسی  تا نیمه قرن نوزدهم زبان رسمی بود . خط فارسی نستعلیق نیز دراغلب زبانهای هندی مورداستفاده  قرار گرفت و بعدها خط رسمی زبان اردو شد . ولی  زبانهای سندی و پنجابی و بنگالی به خط نسخ درآمدند  .
در لشکر کشیهای سلطان محمود غزنوی  به  هند، جمعی از شاعران و علمای ایرانی به هند رفت و هند را به ایرانیان شناساندند. پس از سلطان محمود نیز با اعقاب  او ، شاعرانی مانند ابوالفرج رونی و هجویری و ممسعود  سعد سلمان به هند رفته و درلاهور اقامت گزیدندو درعهد  ملوک غوری و پادشاهان شرقی  ، شعرا ونویسندگان دیگری مانند عبدالملک جریانی و محمود عوفی و امیر خسرو دهلوی و آذری اسفراینی موجب  رواج زبان فا رسی درهند شدند .
شعرای دیگر مشهور فارسی زبان عهد  گورکانیان و بعد از آنان درهند عبارتند از :
ظهیرالدین بابر و اسماعیل عادلشاه دکنی متخلص به وفایی و غزالی مشهدی  و عرفی شیرازی و نظیری نیشابوری و طالب آملی و کلیم کاشانی و قدسی و غنی کشمیری  و صائب تبریزی .
این شاعران علاوه بر آنکه درهند از احترام خاصی برخوردار بودند  و سبب شهرت ممدوحین خویش می شدند ، زبان فارسی را بعنوان زبان  ادب و کمال و نشانه فضل و هنر ، در سراسر منطقه رواج دادند تا جائی که در شعر فارسی سبکی هم بنام سبک هندی بوجود آمد . از جمله شهرهای بزرگ هند شهرلاهور بود که پایگاه عمده ای برای نشو و نمای  زبان  فارسی و سرزمین مناسبی جهت شاعران و فضلای ایرانی  شده بود .
قدمت نام و آبادی لاهور تا حدود دو قرن قبل از میلاد مسیح می رسد، ولی مقارن ظهور اسلام و در دوران تاخت  و تاز مهلب بن ابی صفره  و محمد بن قاسم ثقفی و تا فتح این شهر  بدست سلطان محمود  غزنوی درسال  405 هجری ، این شهر اهمیت زیادی نداشت و از توابع ملتان محسوب  می شد و ملتان خود جزو استان پنجاب بود ، ولی بعدها به واسطه آمد و شد شعرا و فضلای ایرا نی ، شهر لاهور اهمیت فراوانی یافت تا جائی که زبان فارسی و تمدن ایرانی از آنجا به دهلی و سایر بلادهند و آسیای جنوب خاوری راه یافت .
همانطور که قبلامتذکر شدیم در شهر لاهور با وجود نفوذ زبان انگلیسی هنوز زبان فارسی حرمت خود را از دست نداده و در بین خواص و خاندانهای بزرگ رواج  کامل دارد ، بنابر این باید گفت یکی از دلائلی که علامه اقبال لاهوری را به سرودن شعر فارسی ترغیب کرده آن است که زبان فارسی میراث خانودگیش بوده و اقبال توانسته بوداین زبان را هم مانند زبان اردوفرا گیرد .

خاندان اقبال
نیاکان اقبال از بزرگان و پاندیت های عالی مقام کشمیر بودند  که در عهد سلطنت شاه زین العابدین بدین اسلام مشرف شدند و بنام خاندان « سپرو»  یعنی ملا و درس خوانده معروف گشتند .
از اجداد اقبال  نخستین کسی که بدین اسلام گروید  « لولی حاجی » نام داشت که در روستای « چگو » از دهستان « ادون » دربخش « پهلگام » متولد شد .
اقبال حدود یک صدو ده سال در شهر سیالکوت  از بلاد پنجاب چشم به جهان گشود و مقدر بود یک چنین طفلی ، از چنان خاندانی ، مردم هند ، بخصوص مسلمانان را  از خواب غفلت بیدار کند و آنان را بسر غزّت و شرف و سعادت رهنمون باشد .
مادراقبال نیز زنی پرهیزکارو از خاندانی شریف ومسلمان بود و « امام بی بی »  نام داشت . این بانوی ارجمند به قرائت قرآن مجید سعی و اهتمام بسیار مینمود و پیداست تربیت  این پدر و مادر تا چه حد در پرورش شخصیت و افکار فرزندشان ،  علامه ی اقبال تاثیر داشته است .

تحصیلات اقبال
همان طور که متذکر شدیم اقبال  در دامان پدر و مادری متقی و پرهیزگار و اهل علم و ادب و عرفان و روحانیت پرورش یافت . او کوچکترین فرزند خانواده اش بود .
پدر اقبال « شیخ نور محمد » او را برای آموختن قرآن و خواندن ونوشتن به مکتبی در مسجد حسام الدین سیالکوت فرستاد و سپس او را به مدرسه « اسکاچ میشن سیالکوت  » گذاشت .
اقبال پس از گرفتن گواهی نامه از این مدرسه وارد کالج شد و در آن دانشکده علاوه بر علوم متداول ، زبان فارسی و عربی را  در محضر مولانا سید میر حسن شمس العلماء فرا گرفت و در سال ۱۸۹۷ درسن بیست و چهار سالگی دیپلم لیسانس خود را از آن کالج دریافت داشت .
افکار بلند و ترقی خواهانه اقبال ،او را بر آن داشت تا دنبال کار پدر نرود و گوئی از همان اول میدانست که رسالتی  برای جامعه مسلمانان هند دارد و باید این ودیعه  را به سر منزل مقصود  برساند ، بنابر این محیط کوچک سیالکوت را برای پرورش  افکار خود مناسب ندید و به شهر لاهور آمد که دانشگاه پنجاب  در آنجا بود و استادان اروپائی  و هندی در آن دانشکده مشغول تدریس  و پژوهش انواع علوم بودند .
اقبال در همان سال دردانشکده دولتی لاهور ثبت نام کرد و بنا به تشویق  استادش « سرتامس آرنولد » رشته فلسفه را برگزید و دوره فوق لیسانس خود را در رشته فلسفه با رتبه اول حائز گردید و موفق به اخذ مدال شد .
اقبال در تاریخ دوم سپتامبر ۱۹۵۰ از  لاهور وارد دهلی و از آنجا به بمبئی   و سپس به لندن عزیمت نمود  و دردانشگاه کمبریج در رشته فلسفه ثبت نام نمود و در آنجا با دکتر « مارک تیگرت » از استادن بنام فلسفه و پیرو مکتب « هگل » آشنائی پیدا کرد و از محضر او استفاده ها بود . همچنین با « ادوارد براون » و دکتر « نیکلسن »  نیز آشنا و در  صحبت این دانشمندان به بسیاری  از رموز زبان و ادب فارسی و تصوف اسلامی دست یافت و در همین  دوره بود که طبع بارور او به سرودن شعر فارسی تمایل پیدا کرد .
سرانجام اقبال درجه لیسانس خود را از دانشگاه کمبریج دریافت داشت و در حالیکه  مشغول تحصیل فلسفه بود در دانشکده حقوق « لینکولن ان » نیز ثبت نام کرد وسپس در سال ۱۹۰۷ برای تکمیل مطالعات فلسفی  خویش عازم هایدلبرگ آلمان شد و در همانجا بود که با دختر جوان هندی آشنائی و دوستی پیدا کرد واگر چه این  آشنائی بازدواج نیانجامید ولی این دوستی بی آلایش تا آخر عمر اقبال دوام یافت .
اقبال در همین سالها رساله « سیر حکمت درایران » را نوشت و بخاطر آن درجه  دکترای حقوق از دانشگاه مونیخ را اخذ کرد .
چاپ این رساله ، اقبال را در اکثر محافل علمی و ادبی و سیاسی اروپا بنام فیلسوفی از مشرق زمین مشهور ساخت و از در اکثر محافل علمی برای سخنرانی دعوت بعمل آمد و چاپ  این سخنرانیها در اکثر مطبوعات انگلستان نیز موجب شهرت بیشتر وی گشت .
اقبال همه راه و روش ها و منزلهای فلسفی و روحی عصر خویش  را با بینش و جهت یابی ایمان و عرفان اسلامی خویش پیمود ، و ره آورد سفرها و مطالعات خود را در مغرب زمین  ، یک جا به هموطنانش عرضه کرد .

نقش اقبال در شناخت اسلام به مسلمانان هند
اقبال درانگلستان با انجمن « اتحاد اسلام » که جمعیتی مرکب از هندیهای مسلمان و انگلیسی های علاقمند و بعضی افراد دیگر بود آشنا شد .
افراد این جمعیت ، خواهان اتحاد تمام کشورهای اسلامی و در حقیقت دنباله رو افکار سید  جمال الدین اسد آبادی بودند . اصولا اندیشه اتحاد اسلام درسالهای آخر قرن نوزدهم پیدا شده و شکوفا گشته بود و در همان زمان ، جهان اسلام را به شور و ولوله انداخته ، جوانان پرشور هند مخصوصا شهر لاهورا را نیز وسوسه می کرد .
اقبال چنان شیفته این افکار شده بود که تقریبا وطن پرستی را نیز یکی از دسائس استعمارگران می دانست و عقیده داشت ، یکی از عوامل انحطاط امت محمدیه همین نظریه ی ملیت ( ناسیونالیسم ) می باشد که از فکر و سیاست غربی به وجود آمده و موجب تفرقه ی مسلمانان جهان شده است . بنابر این مسلمانان را از این افکار بر حذر می داشت و به کسانی که وطن محدود خاکی را در برابر وطن « ایدئولوژیک » قرار داده بودند با شهامت و صراحت ، لزوم تشکیل یک حکومت جهانی اسلامی را بر اساس تعالیم قرآن مجید و سنت محمدی نوید میداد و پیشنهاد می کرد . 
اقبال به خوبی دریافته بود که اصلاح فردی ، و خود را از جامعه مستثنی و بر کنار داشتن  یک فکر ارتجاعی است و هر فرد باید خود را متعلق به جامعه ای بداند که در آن زندگی می کند و عقیده داشت ملت و امت ازافراد متشکل می گردد و به همین منظور برایروشن شدن روابط فرد و ملت دو کتاب بزرگ خود به نام های : « اسرارخودی » و
« رموز بیخودی » را به شعر فارسی سرود  .
این دو کتاب انسان را متکی بخود و اعتماد به نفس را در او بیدار می کند .
اقبال می گفت من از تاریخ اسلام یک درس آموخته ام و آن این است که : در لحظات حساس و بحرانی تاریخ که مسلمین پشت سر گذاشته اند ، دین اسلام بوده که آنها را نجات داده است نه این که مسلمین اسلام را نجات داده باشند .

اقبال پس از اتمام تحصیلات :
اقبال در سال ۱۲۸۷  هجری شمسی عضو کانون وکلای دادگستری لاهور شد و تا آخر عمر به شغل وکالت دعاوی مشغول گردید . در سال ۱۲۹۰ به سمت استاد فلسفه در دانشکده دولتی لاهور برگزیده شد ولی چند سالی بیشتر آن را ادامه نداد . در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی در اجلاس حزب « مسلم لیک » که امثال محمد علی جناح عضو آن بودند در الله آباد ، ریاست کنفرانس را بر عهده داشت و در همانجا بود که طرح تشکیل دولت پاکستان را مطرح نمود و سپس در سال ۱۳۱۰ برای دفاع از حقوق مسلمانان به لندن رفت  و در کنفرانس میز گرد آنجا شرکت کرد .
سال ۱۳۱۲ در ایتالیا با موسولینی ملاقات نمود و او را مجذوب کتاب « اسرار خودی » خویش ساخت ، و بعد به اسپانیا رفته و مسجد آنجا را زیارت نموده و نماز خواند و بر غریبی چنان مسجدی  هزاران افسوس خورد و بعد به دعوت محمد ظاهر شاه پادشاه افغانستان به کابل و غزنین سفر کرد و در سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۶ طی نامه هایی به محمد علی جناح نظریه استقلال مسلمانان را درایالات شمال غربی هند تشریح نمود .


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

ابن سینا

2,378 views

بازدید

ابن سینا
۴٫۷۲ (۹۴٫۴%) ۲۵ votes

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
ابن سینا
4.72 (94.4%) 25 votes

تخت جمشید

196 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
تخت جمشید را می توان تقریباً همانند ارگ ها و یا دژهای حکومتی و سکونت گاهی ایران در دوران اسلامی دانست، زیرا پادشاهان یا حاکمان ایالت ها یا شهرهای بزرگ در ایران بر اساس شیوه ای کهن، فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی خود را غالباً درون محوطه ای محصور و دارای استحکامات دفاعی می ساختند که در برابر تهدیدها و مخاطرات خارجی و داخلی حتی الامکان در امان باشند. این گونه مجموعه ها که آن ها را دژ، کهندژ، قلعه یا ارگ می نامیده اند، افزون بر فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی، عرصه ها و فضاهای متنوعی برای برخی از انواع فعالیت های خدماتی و نظامی داشتند. چنین الگویی در طراحی شهری از دوران پیش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسیاری از نواحی و مناطق سرزمین گسترده ایران وجود داشته است و تخت جمشید را چنان که داریوش در کتیبه ای به آن به عنوان یک دژ اشاره کرده است، باید نمونه ای از این گونه ارگ های سکونت گاهی – حکومتی – تشریفاتی دانست.
به عبارت دیگر تخت جمشید یکی از پایتخت های هخامنشیان بود که در ایامی که هوای منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت می کردند و البته مرام و آیین های بسیار کهن و با اهمیت نوروز از سوی حکومت هخامنشی در این جایگاه برگزار می شد.
باید توجه داشت که تخت جمشید مانند سایر ارگ ها یا دژها در میان بیابان و دور از مرکز سکونت گاهی نبود، بلکه آن را در کنار شهری آباد و بزرگ ساخته بودند. پروفسور کخ بر اساس مطالب نوشته شده در لوح های به دست آمده در تخت جمشید اظهار داشته که شهری بزرگ در دشت واقع در پایین صفه تخت جمشید به نام خوادایتشیه. وجود داشت که در منابع بابلی نیز به آن اشاره شده است. در  لوح های دیوانی عیلامی به خوادایتشیه و پارسه تقریباً به یک نسبت توجه شده است. البته در ابتدای ساختن صفه و بناهای تخت جمشید در لوح ها بیشتر از شهر خوادایتشیه به عنوان مقصد سفر یا محل استقرار رئیس تشریفات نام برده شده، زیرا هنوز در روی صفه، ساختمان و تأسیسات کافی ساخته نشده بود، اما به تدریج که در کارهای ساختمانی صفه تخت جمشید پیشرفت حاصل می شد، از پارسه بیشتر نام برده می شد.
بنابراین، الگوی ساختن تخت جمشید در کنار یک شهر مانند برخی دیگر از شهرهای ایرانی پیش از اسلام و همچنین در دوران اسلامی بوده است و آنجا را می توان نوعی ارگ یا دژ حکومتی – سکونت گاهی دانست که بخشی از امور حکومتی، سیاسی، اداری و اقتصادی امپراتوری هخامنشی در آنجا انجام می شد.
درباره چگونگی ساختن بناهای روی صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعی به دست نیامده و انتشار نیافته است. البته کتیبه ای از داریوش درباره شیوه ساختن کاخی در شوش وجود دارد که گویای چگونگی انجام فعالیت های بزرگ ساختمانی در آن دوران است و می توان حدس زد که در ساختن تخت جمشید از همان شیوه استفاده شده است. متن آن کتیبه به نقل از کتاب معماری ایران، پیروزی شکل و رنگ چنین است:
این کاخ را من (داریوش) ساختم – زیور آن از راه دور آورده شد… زمین کنده شد تا به خاک سفت (کف سنگی) رسیدم وخندقی درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفی به بلندی ۴۰ ارش و سوی دیگر تا حدود ۲۰ ارش. روی آن شفته کاخ بنا گردید. کند و کوب و انباشتن و خشت هایی که در قالب زده شد کار مردم بابل بود. الوار کاج از کوهی آورده شد که آن را لبنان گویند. مردم آشور آن را به بابل و مردم کارکه و یونانیان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب یکا از گاندهارا و کرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اینجا روی آن کار شد. سنگ لاجورد گران قیمت و عقیق شنگرفی را از سغد آوردند و فیروزه را از خوارزم. سیم و آبنوس از مصر آمد. تزیینی که دیوارها با آن زیور یافته از یونان، عاج از اتیوپی و از هند و از رخج آورده شد ولی در اینجا روی آنها کار شد. سنگ هایی که در اینجا به صورت ستون درآمده سنگ آن را از شهری در الام به نام آبی رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان که آنها را ساختند از مردم سارد و یونان بودند. آنهایی که طلاها را به کار گرفتند مادی و مصری بودند. منبت کاران ساردی و مصری بودند. آنان که از عاج خاتم می ساختند بابلی و یونانی بودند. آن ها که به تزیین دیوار پرداختند مادی و مصری بودند. به یاری و لطف اهورامزدا کاخی باشکوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و کشورم را از هر آسیبی نگه دارد.
چنان که از متن این کتیبه آشکار است، در ساختن بناهای بزرگ و مهم از مصالح و مواد غیربومی نیز استفاده می شد و در برخی از بخش های ساختمان از بهترین انواع سنگ، چوب و سایر مواد و مصالح اصلی و نیز مواد تزیینی شناخته شده در سرزمین های تابع امپراتوری هخامنشی بهره می بردند. افزون بر این از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غیرایرانی نیز استفاده می شد و به این ترتیب از همه یا بخش مهمی از تجربیات معماری و هنری آن دوران – در ایران و سایر سرزمین های تابع ایران – به بهترین شکل بهره برداری می شد. البته با اطمینان می توان اظهار داشت که برنامه ریزی، طراحی و نظارت کارها در مقیاس کلان بر عهده معماران و هنرمندان ایرانی بوده است و چنان که در بخش بعدی اشاره خواهد شد، الگوهای اساسی طراحی معماری و شهری در این مجموعه کاملاً ایرانی است.
 
کاخ ها، تالارها و بخش های مهم تخت جمشید
انواع فضاها و عرصه ها
تخت جمشید را همان گونه که داریوش در کتیبه ای به آن اشاره کرده است، می توان نوعی دژ یا ارگ حکومتی دانست که جایگاهی برای اداره کشور و برگزاری مراسم رسمی و مذهبی و پذیرایی های مهم و باشکوه و تجمع های حکومتی و اقامتگاه پادشاه و نزدیکان او بود. چنین دژ یا فضایی مانند دژهای دوران اسلامی که از برخی از آنها اطلاعات بیشتری در دست است، عرصه های گوناگون، اما کمابیش معین و مشخصی داشت. در نزدیکی ارگ پارسه یا تخت جمشید، یک یا چند سکونتگاه بزرگ وجود داشت که محل زندگی گروه های متوسط مردم، کارکنان عادی کاخ ها، گروه هایی از کشاورزان و پیشه وران بود. در برخی لوحه های به دست آمده از تخت جمشید به سکونت گاه های واقع در نزدیکی تخت جمشید اشاره شده است، اما هنوز از آنها آثار قابل ملاحظه ای یافت نشده است، زیرا بناهای آنها با مصالح معمولی و کم دوام ساخته شده بود.
فضاها و عرصه های مهم تخت جمشید را به چند گروه به شرح زیر می توان طبقه بندی کرد:
 
تالارها یا کاخ های حکومتی و تشریفاتی
از تالارها یا کاخ های تشریفاتی برای برگزاری تجمع های بزرگ حکومتی، به حضور پذیرفتن سفرا و نمایندگان سایر کشورها، بار دادن و به حضور پذیرفتن فرماندهان و فرستادگان سرزمین ها یا اقوام زیر فرمان پادشاهی هخامنشی، و سایر تجمع های مهم اداری و حکومتی استفاده می شد. در تخت جمشید دو تالار یا کاخ بسیار باعظمت و باشکوه وجود داشت که چنین کارکردهایی داشتند، آنها عبارتند از:
– تالار یا کاخ آپادانا در جبهه شمال غربی صفه تخت جمشید و در نزدیکی پلکان اصلی و بزرگ ورودی.
– تالار یا کاخ صد ستون در جبهه شمال شرقی صفه.
 
کاخ های سکونتگاهی یا سکونتگاهی – تشریفاتی
کاخ های سکونتگاهی یا سکونتگاهی – تشریفاتی، تالارها و کاخ هایی را در بر می گیرد که بیشتر به برای سکونت و نیز برای پذیرایی ها، مراسم، جشن ها، و تجمع های کوچک رسمی یا نیمه رسمی، خانوادگی و مانند آن مورد استفاده قرار می گرفت.
اندازه ها، تناسبات و به ویژه موقعیت قرارگیری بسیاری از این کاخ ها و تالارها به خوبی گویای چنین کارکردهایی است. البته باید توجه داشت که هنوز اطلاعات موجود درباره بسیاری از عرصه ها و فضاهای تخت جمشید به اندازه ای نیست که بتوان همه خصوصیات کارکردی آنها را به درستی و به طور کامل مورد شناسایی قرار داد. برخی از این گونه کاخ ها عبارتند از:
– کاخ داریوش یا تالار آینه واقع در جبهه جنوبی آپادانا.
– کاخ هدیش واقع در جبهه شمال غربی مجموعه حرمسرا.
– کاخ اندرون (موزه فعلی تخت جمشید) واقع در جبهه شمال شرقی مجموعه حرمسرا.
– کاخ مرکزی واقع در منتهی الیه جنوبی فضای واقع بین آپادانا و کاخ صد ستون.
 
عرصه زندگی خانوادگی: اندرونی یا حرمسرا
بخش اندرونی یا حرمسرا در منتهی الیه جبهه جنوبی صفه تخت جمشید قرار دارد. این بخش از سمت جنوب به انتهای صفه و از جبهه شمال به چند کاخ سکونتگاهی – تشریفاتی محدود شده است و از تالارها و فضاهایی نسبتا” کوچک تشکیل شده که با زندگی خانوادگی پادشاه و اطرافیان نزدیک او متناسب است.
 
خزانه
خزانه محل نگهداری انواع اشیاء و لوازم مهم مانند بخشی از جواهرات و اشیاء گرانقیمت، جنگ افزارها، آذوقه، لوحه های مربوط به فرمان ها و حسابرسی ها و سایر کالاها و لوازم باارزش بود. خزانه در جبهه جنوب شرقی صفه و به شکلی مجزا و مستقل از سایر بخش ها ساخته شده بود.
 

فضاهای ورودی و دروازه ها
صفه تخت جمشید چند ورودی اصلی و فرعی در جبهه های مختلف به ویژه در جبهه های غربی و شرقی داشت که مهمترین آنها به شرح زیر است:
– پلکان بزرگ ورودی و دروازه اصلی ورودی واقع در جبهه شمال غربی صفه.
– دروازه نیمه تمام واقع در شمال شرقی صفه و رو به روی کاخ صدستون.
براساس شواهد موجود چند دروازه و فضای ورودی در جبهه شرقی صفه وجود داشته که آثار اندکی از آنها بر جای مانده است.
 
آرامگاه ها یا دخمه ها
دو آرامگاه در دیواره کوه مشرف به صفه تخت جمشید وجود دارد که گفته اند به اردشیر سوم و اردشیر دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها یا دخمه های واقع در نقش رستم )شش کیلومتری تخت جمشید( بی ارتباط با موقعیت صفه تخت جمشید نبودند و می توان آن ها را نیز بخشی از عناصر جانبی این صفه به شمار آورد، زیرا محتمل است که در فاصله بین صفه تخت جمشید و نقش رستم، سکونتگاه ها و تأسیساتی وجودداشته که هنوز اثری از آن ها به دست نیامده است.
 

عرصه ها و فضاهای خدماتی و نظامی
عرصه ها و فضاهای خدماتی و نظامی متعددی در بخش ها و قسمت های گوناگون صفه تخت جمشید وجود دارد. از جمله فضاهایی در جبهه شرقی کاخ صدستون هست که گفته اند محل نگهداری ارابه ها و اسب های شاهی بوده است. همچنین آثاری از حصارها و برج های نگهبانی در جبهه های شرقی و نیز در امتداد محدوده و حصار شمالی صفه یافته اند که برای نگهبانی و محافظت از مجموعه تخت جمشید ساخته شده است. در گوشه جنوب شرقی صفه نیز آثاری یافته اند که آن را بقایای برج نگهبانی دانسته اند.
 
صفه تخت جمشید
داریوش برای ساختن مجموعه کاخ ها، خزانه و سکونتگاه ها یا به عبارت دیگر ارگ حکومتی در دامنه کوه رحمت فرمان داد تا صفه یا سکویی بزرگ به درازای ۴۵۵ متر و پهنای ۳۰۰ متر آماده کنند. برای این کار می بایست بخش هایی از دامنه کوه را می بریدند و صاف می کردند و بخش های دیگری را که گودتر از سطح دلخواه بود، با خرده سنگ و ملاط پر می کردند و همچنین در برخی جبهه ها به ویژه جبهه غربی و قسمت هایی از جبهه جنوبی و شمالی دیوارهایی با ضخامت زیاد با سنگ درست می کردند تا سطح صفه به شکل دلخواه فراهم شود. ارتفاع این دیوارها در برخی جاها تقریبا” به ۱۵ متر می رسید. برای ورود به این صفه ابتدا یک پلکان ورودی در جبهه جنوبی ساخته شد و داریوش فرمان داد بر دیواره این پلکان نبشته ای به چند خط میخی، عیلامی و بابلی پدید آید. وی فرمان داد در متن عیلامی این سنگ نبشته چنین نگارند: پیش از این در این مکان دژی وجود نداشت. به خواست اهورامزدا من این دژ را ساختم… و من آن را استوار، زیبا و مقاوم ساختم. همان طور که میل من بود. داریوش در این کتیبه اشاره کرده که وی برای نخستین بار فرمان ساختن دژ یا عرصه تخت جمشید را داده بود. این عرصه را صفه تخت جمشید نیز می نامند زیرا سطح آن از محیط اطرافش بالاتر است. در زمان داریوش، کاخ آپادانا، کاخ سکونتگاهی داریوش و عمارت خزانه بر روی این صفه ساخته شد و برای دسترسی به آن ها پلکانی در جبهه جنوبی صفه ساختند. بر اساس کتیبه هایی که در تخت جمشید پیدا شده است، گفته اند که در دشت پایین صفه سکونتگاهی پرجمعیت به نام خوادایتشیه وجود داشته که در منابع بابلی نیز به آن اشاره شده است. پس از داریوش کارهای عمرانی مهمی در زمان خشایارشا در صفه تخت جمشید صورت گرفت.
 
کاخ آپادانا
کاخ آپادانا یا کاخ بار داریوش که تقریباً در میانه جبهه غربی صفه تخت جمشید قرار دارد، مهمترین بنای این مجموعه به شمار می آید و به نظر می رسد نخستین بنای مهم ساخته شده در این عرصه بوده است. ساختن این بنا که از حدود سال ۵۱۵ (پ.م.) به فرمان داریوش آغاز شد، نزدیک به سی سال طول کشید و در زمان خشایارشا به اتمام رسید. نقشه کاخ آپادانا از لحاظ اصول معماری به نقشه کاخ بار کوروش در پاسارگاد شباهت دارد و این نکته نشان می دهد که طرح کاخ مزبور الگوی آن بوده است. در مرکز این کاخ، تالاری ستون دار و مربع شکل وجود دارد که در سه جانب آن (جبهه های شمالی، شرقی و غربی) ایوانی ستون دار و در جانب جنوبی فضاها و اتاق های سکونتگاهی و خدماتی قرار دارد. در چهارگوشه بنا چهار فضای برج مانند با نقشه ای مربع شکل وجود دارد. این کاخ بالاتر از سطح صفه قرار دارد و با شماری پله به روی آن می رفتند. اندازه هر یک از اضلاع تالار مربع شکل ۶۰٫۵ متر و مساحت تالار اندکی بیش از ۳۶۰۰ متر مربع است که در هر ضلع آن شش ردیف ستون و در مجموع در داخل تالار ۳۶ ستون و هر یک از سه ایوان کاخ نیز ۱۲ ستون داشت. به این ترتیب در کاخ در مجموع ۷۲ ستون وجود داشت. ارتفاع ستون های این کاخ نزدیک به ۲۰ متر بود. داریوش دستور داد متنی خاص به مناسبت بنای آپادانا بر روی چهار لوحه سیمین و چهار لوحه زرین، هر یک به اندازه ۳۳×33 سانتیمتر به سه خط فارسی باستان و عیلامی و بابلی بنویسند و در چهارگوشه آپادانا در زیر پی بنا قرار دهند. یکیی از مجموعه های سیمین و زرین پیدا شده و در گوشه های دیگر، جای قرارگیری محفظه لوحه ها را یافته اند که البته لوحه های آنها غارت شده است. متن لوحه پیدا شده چنین است. داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی. داریوش شاه می گوید: این کشوری که من دارم، از سرزمین سکاهای آن سوی سغد تا حبشه، از هند تا سپارت (سارد، لیبی) را اهورامزدا، بزرگ ترین خدایان به من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و شاهنشاهی مرا بپایاد.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

دانلود کتاب آثار دکتر علی شریعتی در ۳ جلد

208,427 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

کتاب آثار دکتر علی شریعتی در ۳ جلد
جلد۱: علی حقیقتی بر گونه اساطیر
جلد۲: مکتب،وحدت،عدالت و علی
جلد۳: بازگشت به خویشتن


1+

نويسنده / مترجم : دکتر علی شریعتی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 843K
نوع فايل : pdf
تعداد صفحه : 118

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد