خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

نماز

271 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
نماز، اساسی‌ترین رشته الفت و عالی‌ترین عامل محبت بین بندگان و حضرت حق است. نماز، نور دل و صفای قلب و روح و جان است و سلامت روان و فروغ ذات عباد صالح است.
نماز همچون ریسمانی است که تمام هستی انسان را به ملکوت هستی پیوند می‌دهد. نماز، پناه بی‌پناهان، سنگر جهادگردان، گلستان روح افزای عاشقان، چراغ سحر مشتاقان، نور وجود عارفان، آرامش دل بینایان و سیر کمال آگاهان است.
نماز، زنده کننده جان، ظهور دهنده حیات جاودان، راز و نیاز دردمندان روشنی راه رهروان، نور دیده بیداران، دلیل گمراهان امید امیدواران، سر حقیقی سحر خیزان و دستگیره نجات انسان است. 
نماز برتر از همه عبادات، منبع برکات، تزکیه کننده صفات و حقیقت کاینات است. نماز،  عشق سالکین، عبادتی آتشین، امنیت جان غمین و رحمت واسعه حضرت ارحم الراحمین است.
نماز، واقعیتی روحانی، نغمه یزدانی و امر واجب حضرت سبحان است. نماز، حقیقت جهان، هویت ایمان و مایه بهشت رضوان است.
و انسان خاکی، پیوسته در پی آن بوده که با شهپر نماز، خود را به اوج ملکوت برساند و به خدای محبوب نزدیک سازد، زیرا نماز، معراج مومن است.
اهمیت ویژه نماز، باعث شده که در این رساله به جنبه‌های مختلف آن بپردازیم.
البته پر واضح است که سخن راندن در باب این سر الهی، کاری بس دشوار بوده و با این چند صفحه نمی‌توان حق مطلب را ادا نمود بنابراین در این رساله، به برخی جنبه‌ها و آثار نماز پرداخته شده و از بررسی دیگر جنبه‌های آن صرفنظر کرده‌ایم. امیدواریم که این مطالب برای تشنگان دانش و عاشقان نیایش، مفید و سودمند باشد.
انشاء الله
 

۱-    عبادت
۱-۱مفهوم عبادت : 
هر جنبنده‌ای که در زمین و آسمان است خداوند را تسبیح می‌کند. قرب به خدا تنها به وسیله یا دو ذکر حاصل می‌شود و به وسیله نیایش اوست که حجابهای حائل بین او و بنده‌اش بر طرف می‌شود. خداوند در قرآن می‌فرماید رعد با حمدش خدا را  تسبیح می‌کندو و بدین جهت آواز هول انگیز رعد را تسبیح خوانده که زبانی گویا را مجسم کند. حتی گیاهان و درختان نیز خدا را ستایش می‌کنند.
از امام سجاد روایت شده: مرغان هر صبحگاه خدا را تسبیح نموده، قوت و غذای روزشان را مسئلت می دارند. و این همان تسبیح صبحگاهی است. خداوند در سوره ق آیه ۳۹ می‌فرمایند: پس در برابر  آنچه می‌گویند خویشتن داری کن و به حمد پروردگار خود تسبیح‌گوی، هم قبل از طلوع خورشید و هم قبل از غروب.
 این آیه دستور می‌دهد که خداوند را از آنچه درباره‌اش می‌گویند تسبیح کند و منزه بدارد. تنزیهی که توام با حمد او باشد. و حاصلش این است که می‌خواهد هر نقصی را از او دور بدارد. تسبیح قبل از طلوع آفتاب می‌تواند نماز صبح و قبل از غروب، نماز عصر باشد.
به طوری که تاریخ نشان می‌دهد، مسئله خضوع در برابر کسی به عنوان ربوبیت، مسئله‌ای است که همواره همراه با بشر بوده. ولی پرستش خداوند تنها برای این که سزاوار پرستیدن است، فقط از خواص انبیا می باشد. دعوت و دعای بندگان عبارت است از این که بنده خدا با خواندن پروردگارش رحمت و عنایت او را به سوی خود جلب می‌کند. و خواندنش این است که خود را در مقام عبودیت و مملوکیت و اتصال به مولای خویش قرار داده  و اعلام تبعیت و بندگی می کند. وقتی انسان می داند که برای این جهان، خالق و خدایی وجود دارد که با علم و قدرت همه چیز را آفریده چاره‌ای جز این ندارد که در برابر او خاضع گردد و این معنای عبادت است.
خداوند به سه وجه عبادت می‌شود:
۱-    خوف
۲-    رجاء
۳-    جب
بعضی از مردم، مسئله ترس از عذاب در دلهایشان چیره گشته و از انحراف و عصیان گناه، بازشان می‌دارد. اینها هر چه بیشتر به تهدید و وعیدهای الهی بر می‌خورند، بیشتر ترسیده و به عبادت می‌پردازند.
بعضی دیگر حس طمع و امیدشان بر آنها غلبه دارد. اینان هر چه بیشتر به وعده‌های الهی و ثوابها و درجاتی که خداوند نوید داده برمی‌خورند، امیدشان بیشتر شده به خاطر رسیدن به نعمتها و کرامتها و حسن عاقبتی که  خداوند به مردم ایمان و عمل صالح وعده داده، بیشتر به تقوا و التزام اعمال صالح می‌پردازند تا شاید بدین‌وسیله به مغفرت و بهشت خدایی نایل آیند.
 ولی دسته سوم که همان طبقه علما هستند، هدفشان عالیتر از این ۲ دسته است. اینان خدا را عبادت می‌کنند زیرا اهل و سزاوار عبادت است. چون خدا را دارای اسماء حسنی و صفات علیایی که لایق شان اوست شناخته‌اند  و رضای او را به رضا و خواست خود مقدم می‌دارند.
عبادت از روی ترس، انسان را به زهد وادار می‌کند. یعنی چشمپوشی از لذایذ دنیوی برای رسیدن به نجات اخروی. پس زاهد کارش این است که از محرمات یعنی ترک واجبات اجتناب کند. آنکس هم که ثواب دارد، طمعش او را وادار به اعمال صالح می‌کند. پس کار عابد  هم این است که واجبات را به جا آورد. و این دو طریق هر یک صاحبش را به اخلاص برای دین وا می‌دارد. نه اخلاص برای خدای صاحب دین.
بر خلاف طریقه سوم که طریقه محبت است و قلب را جز از تعلق به خدا از هر تعلقی از قبیل زخارف دنیا  و زینتهای آن، اولاد و همسر، مال و جاه و حتی از خود و آرزوهای خود پاک می‌سازد و قلب را منحصرا متعلق  به خدا و هر چه که منسوب به اوست می سازد.
و به همین دلیل این اشخاص غرق درنعمتهای خدا و مسرتی هستند که غم و اندوهی با آن نیست و غرق در امنیتی هستند که دیگر خوفی با آن نیست. چون همه عوارض سوء وقتی عارض می شود که انسان، شر را ببیند و کسی جز خیر و کمال مشاهده نمی‌کند، وقایع را جز به مراد دل و موافق و رضا نمی‌بیند. او از سرور و ابتهاج و امنیت به مرحله‌ای رسیده که هیچ مقیاسی نمی‌تواند اندازه‌اش را معلوم کند. این طایفه در حقیقت متوکلین به خدا و تفویض کنندگان به سوی او و راضیان به قضای  او و تسلیم در حقیقت متوکلین به خدا و تفویض کنندگان به سوی او و راضیان به قضای او و تسلیم در برابر اویند. و همین امر باعث می‌شود که ملکات فاضله و خلقهای کریمه که سازگار با توحید است در دلهایشان مستقر گردد و در نتیجه  همانطور که در عمل مخلصند  در اخلاق نیز مخلص شوند و معنای اخلاص دین برای خدا همین است.
شاعر در مورد این سه دسته می گوید:
آنانکه از هوی هوس دل بریده‌اند             اندر مقام بندگی حق رسیده‌‌اند
بعضی ز خوف دوزخ و بیم عذاب حق         فرمان پذیر گشته ز آتش رهیده‌اند
برخی به ذوق حور و قصور و بهشت او         طاعت فروختند و بهشتش خریده‌اند
جمعی نهاده‌اند فراپای معرفت             از دام تن بعرشه عشقش پریده‌اند
۱-۲ نماز بهترین عبادت:
نماز از زبان ائمه معصومین به عنوان ستون و اساس دین نام برده شده است. زیرا نماز تنها ستون رو به آسمان است که می‌توان به آن تکیه زد و در امتداد آن عروج  روح را تماشا کرد. دلهای آکنده از شور و اشتیاق حضور یار ، ذکر او را در نماز بر لب می‌آورند و با یاد او از خود کناره می‌گیرند و در محضر تکلم با او از زبان او با او سخن می‌گویند.
خداوند در سوره انعام آیه ۹۲ می‌فرماید: « و هم علی صلاتهم یحافظون»
مومنین از نمازهای خویش مواظبت می‌کنند. خدای تعالی خصوصیترین اوصاف مومنین را بیان نموده که مراد از محافظت، همان خشوع در نماز و تذلل و تاثر باطنی از عظمت پروردگار در موقع ایستادن در مقام عبودیت اوست.
در آیه «و یقیمون الصلواه و یؤتون الزکوه ( توبه ۷۱) » به دو رکن اصلی در شریعت اسلام اشاره شده. نماز، رکن عبادات غیر مالی است که رابط میان خدا و خلق می باشد ولی زکات رابطه‌ای است که در معاملات میان خود مردم برقرار می‌شود. هر وقت که دل آدمی به یاد خدا بیفتد، اولین اثری که از خود نشان می‌دهد این است که ملتفت قصورها و گناهان خود گشته آنچنان که متاثر می‌شود که عکس‌العملش در جوارح، لرزه بر اندامش می‌اندازد. دومین اثرش این است که متوجه پروردگارش می‌شود که هدف نهایی فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سکون یافته و به یاد او دلش آرام می‌گیرد.
در اینجا است که اثر نماز و اهمیت در بین عبادات مشخص می شود. نماز، وصیت حضرت حق، و انبیا و امام و عارفان و عاشقان و ناصحان و حکیمان است.
کتابی از کتابهای آسمانی، خالی از آیات مربوط به نماز نیست. از برنامه‌های بسیار مهم کتابهای عرفانی و اخلاقی و مخصوصا کتب حدیث، نماز است.
«سیماهم فی وجوهم من اثر السجود»
معنای این آیه این است که سجده برای خدا به عنوان تخشع برای اوست و این سجده در چهره مسلمانان واقعی اثری گذاشته و آن اثر سیمای خشوع خداست که هر کس ایشان را ببیند با آن سیما آنها را می‌شناسد. بعضی از مفسرین گفته‌اند مراد از سیما اثر خاکی است که در پیشانی دارند. چون مومنین همواره بر خاک سجده می کنند.
بعضی دیگر گفته‌اند: مراد، سیمای مومنین در روز قیامت است که محل سجده آنان در آن روز، ماننده چراغ می‌درخشد و نور می‌دهد.
نماز، مشتمل است بر ذکر خدا، این ذکر اولا ایمان به وحدانیت خدای تعالی و رسالت و جزای روز قیامت را به نماز گزار تلقین می‌کند و به او می‌گوید که خدای خود را با اخلاص در عبادتت مخاطب قرار داده و از او استعانت نما که تو را به راه راست هدایت کرده. و از غضبش به او پناه ببر. ثانیا او را وادار می‌کند  به این که با روح و بدن خود، متوجه ساخت عظیم و کبریایی خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا یاد آورد و در آخر بر خود و هم مسلکان خود و همه بندگان صالح، درود بفرستد. نماز انسان را وادار می‌کند به این که از حدث ( که نوعی آلودگی روحی است) و از خبث ( یعنی آلودگی بدن و جامه) خود را پاک کند و نیز از اینکه لباس و مکان نمازش عصبی نباشد بپرهیزد. پس اگر انسان مدتی کوتاه بر نماز خود پایداری کند، از فحشاء و منکر پرهیز می‌نماید  و این هدف والای نماز است.
برای اشاره به اهمیت نماز ، در اینجا به چند آیه قرآن اشاره می کنیم:
« و نماز را در دو طرف روز و نیز ساعتی از تاریکی شب به پا دار که البته خوبیهای شما زشتی و بدکاریتان را نابود می سازد. این حقیقت یادآوری است برای یادکنندگان (هود ۱۱۴)»
«نماز را اول زوال آفتاب تا نیمه شب به جا آر و نماز صبح را نیز به جای آر که آن نماز به حقیقت مشهود نظر فرشتگان شب و روز است (اسراء ۷۸)»
« ای زنان رسول من، نماز را به پا دارید و زکات مال به فقیران دهید و امر خدا و رسولش را اطاعت کنید (بقره ۴۵)»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خوب انجام دهید، باشد که رستگار شوید (حج ۷۸)»
۱-۳سفارش موکد امامان بر نماز:
الف) سخنان امام صادق (ع)
امام صادق بر نماز همواره تاکید فراوان داشته و فرمودند « زمانی که نمازگزار بع نماز می‌ایستد، از آسمان تا فرق سرش نیکویی بر او افشانده می‌شود. فرشتگان از زیر قدمهایش تا آفاق آسمان برگرد او می‌چرخند و طواف می کنند و فرشته ای فریاد م‌زند: ای نمازگزار! اگر بدانی که با مناجات می‌کنی، هرگز از او رو برنمی‌تابی. پس نماز بهترین اعمال صالح و با اجرترین آنها یزد  خداوند است»
از اما صادق روایت شده که فرمودند « به حقیقت که ترک کننده نماز کافر است» و ایشان در جای دیگر فرمودند « اول برنامه‌ای که انسان به آن محاسبه می‌شود، نماز است اگر پذیرفته شود بقیه اعمال او نیز پذیرفته می‌شود و اگر مردود گردد، سایر اعمال او نیز مردود می‌گردد.»
اما صادق در روایتی فرمودند «ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آنانکه بر نمازش محافظت داشته دفع می‌کند تا  نتواند به مسافر با ایمان جهان آخرت ضرر برساند و در آن حالت هولناک، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین می‌کند. »
در وقت وفات اما صادق، جریان عجیبی رخ داد. ایشان چشمهایشان را باز کردند و فرمودند تمام خویشان مرا بگویید تا بالای سرم حاضر شوند. وقتی همه جمع شدند امام رو به جمعیت کردند و این جمله را گفتند »هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید» بعد از گفتن این جمله، جان به جهان آفرین تسلیم کردند.
ب) آخرین کلام علی (ع)
حضرت علی در آخرین وصایاتش راجع به نماز گفتند « خدا را، خدا را، درباره نماز که نماز استوانه خیمه دین شماست.» (گفتارهای معنوی ص ۹۵)
ج) نماز عشق حسین (ع)
در روز عاشورا امام حسین (ع) نماز خوف خواند. یعنی نمازی که چون مجال نیست، باید مخفف خوانده شود. در حال نماز، از سربازان در مقابل دشمن ایستاده و نیمی به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت را که خواند، صبر می‌کند تا آنها یک رکعت دیگر خودشان بخوانند. بعد آنها می‌روند پست را از رفقایشان می‌گیرند در حالی که امام همین‌طور نشسته یا ایستاده، سربازان دیگر آمده و نماز خودشان را با رکعت دوم امام می‌خوانند. ابا عبدالله به دشمن نزدیک بودند. و در حالی که مشغول نماز بودند دشمنان فریاد می‌زدند: یا حسین، نماز تو فایده‌ای ندارد. چون تو بر پیشوای زمان خودت یزید یاغی هستی. همزمان، تیرهایی به سوی ایشان پرتاب کردند. به طوری که یکی از آنها به سعیدبن عبدالله حنفی که خودش را برای امام سپر بلا قرار داده بود اصابت کرد. به طوری که وقتی نماز امام تمام شد نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او رساندند و او در همان حال جمله عجیبی گفت: «یا ابا عبدالله آیا من حق وفا را به جا آوردم؟» و در چنین حالی و در راه نماز شهید شد. امام حسین در صحرای کربلا، ۲ ، ۳ ساعت بعد نماز دیگری هم به جا آوردند. اما این بار رکوع اباعبدالله وقتی بود که تیری به سینه مقدسشان وارد شد و ایشان مجبور شدند تیر را از پشت سر بیرون آورند. سجود ایشان بر پیشانی نشد. چون از روی اسب به زمین افتادند، طرف راست صورتشان روی خاکهای گرم کربلا افتاد و در همان حال، ذکر امام حسین این بود: «بسم الله و با الله و علی مله رسول الله ».
۲-    نماز در آینه حیات محمد (ص)
مسائلی که در باب نماز در آیین رسول خدا مطرح است در هیچ فرهنگی مطرح نبوده است. نماز در اسلام محمدی، حقیقتی جامع و واقعیتی کامل است که در پرتوی آن انسان به آداب الهی مودب می‌شود و طریق رشد و کمال و عرفان و طریقت و عشق و حقیقت را می‌پیماید. نماز در آیین محمد (ص) بال پرقدرتی است که اگر با شرایط مخصوص خودش انجام بگیرد، انسان را تا مقام قرب و وصال محبوب ابدی و معشوق سرمدی پرواز می‌دهد. آری نماز اسلام محمد سراپا آداب الهی و مسائل تربیتی و حقایق ملکوتی و واقعیات آسمانی است. با چنین نمازی است به معراج  مربوط به خودش می‌رسد و به دریای نور سرمدی متصل می‌گردد.
در روایت بسیار مهمی آمده است: «چون عبد به نماز برخیزد، حجاب بین او و حق برداشته می‌شود و حضرت محبوب با وجه کریم با او روبرو می‌گردد. ملائکه از دو طرفش تا انتهای آسمان صف بسته و با او نماز می‌گزارند و دعایش را آمین می‌گویند و تمام جوارح و اعضای بدن و هر آنچه در اطراف اوست تسبیح می‌گویند. (اسراؤ الصلوه تهرانی ص ۲۴)
رسول خدا همواره بر خواندن نماز تاکیدات خاصی داشته‌اند و روایت زیر در مورد ارزش نماز از ایشان نقل شده است:
«چون عبد رو به قبله کند و برای نماز نیت کرده بگوید: الله اکبر بیرون آید از گناه چنانچه از ماد زاده شد و چون بگوید: اعوذبالله من الشیطان الرجیم به هر تار مویی که بر تن او باشد، خدا ثواب یکسان عبادت را در دیوان اعمالش بنویسد.
و چون فاتحه و سوره بخواند، چنان بود که یک حج و عمره به جا آورده و چون رکوع کند و تسبیح بگوید چنان باشد که به وزن خود، زر سرخ صدقه داده باشد و چون بگوید سمع الله لمن حمده خداوند مهربان به نظر رحمت به وی نگاه کند و چون سجده کند و تسبیح گوید، حضرت حق ثواب پیامبران روزی او دهد و چون تشهد گوید، خداوند او را با صابران ثواب دهد  چون سلام داده و فارغ شود، خدای کریم درهای بهشت را به روی او باز می کند پس از هر دری که بخواهد، بی حساب وارد رضوان حق می شود» آری این است ثواب از دیدگاه رسول اکرم (ص) و خود ایشان همواره در عبادت و خواندن نماز برترین افراد بودند.
۳- آثار نماز
نماز، یک نیاز حقیقی و ضروری انسان است و به میزان ضرورتی که برای فرد و اجتماع دارد، دارای فایده‌ها و آثار نیکوی فردی و جمعی است و به همان نسبت که وجود آن منشا برکات و خیرات است، فقدان آن زیانبار است. در آیات قرآنی و روایات اسلامی هم بسیاری از فواید و آثار نیکوی آن مذکور است و هم زیانهای فردی و جمعی ناشی از ترک آن آمده است اما یک نکته در خور تحقیق است که آیا این آثار نیکو بر همه نمازهایی که خوانده می‌شود مترتب است یا فقط نمازهای مقبول دارای چنان آثاری است.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

نماز و آثار آن

233 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
ای مهربان خدای
ای مهربان خدای:
گم گشته ام تو بودی و کردم چو دیده باز
دیدم به آسمان و زمین و به بام و در
تابنده نور توست
هر جا ظهور توست
دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو
خوش می درخشد از همه سوی جلوه های تو
ای مبدأ وجود!
از کثرت ظهور، نهان شدی که کیستی
از هر چه ظاهر است، تویی آشکارتر … مستور نیستی
نزدیک تر ز من به منی، دور نیستی
تو آشکاره ای … من زین میان گمم
کور ار نبیند، این گنه آفتاب نیست
نقص از من است، ورنه رخت ار حجاب نیست.
ای مهربان خدای!
در قلب من تبی است گذاران و دردناک
احساس می کنم که به کانون جانِ من
سوزنده آتشی است که سر می کشید به اوج
احساس می کنم عطشی مست و بی قرار
اندر فضای هستی من می دود چو موج این سوز عشق توست،
در من، چو جان، نهان
احساس می کنم،
درما نسازد این تب من جز دوای تو
زائل نسازد این عطش، الا لقای تو
ای مهربان خدای!
احساس می کنم خلأیی در وجود خویش
کان را نمی برد ز میان، جز پرستشت
ای نازنین خدای
احساس می کنم که بود در سرشت من
سوزنده، یک نیاز
داغ نیاز را نزداید ز سینه ام
جز لذت پرستش و جز نشئه وصال
مخموی مرا به جز این میْ، علاج نیست
مطلب عیان بود، به بیان احتیاج نیست
ای مهربان خدای!
تو، راز جان و مایه سرمستی منی
تو هستی منی
در عمق فرک و پرده جانم تویی، تویی
آرام دل، فروغ روانم، تویی، تویی
هر جا نگاه می دود، آنجا نشان توست
روشنگر وجود، رخِ داستان توست.

 
مقدمه:
و بر آن شدم تا بنگارم برای خدایی که دستش دارم و می ستایمش.
خدایی که هماره جاودانه است.
برای او نفس می کشم و به او می‌بالم و می ستایمش همانگونه که پرندگان، درختان، زمین آسمان و همه موجودات او را می ستایند.
در کلمه ای به نام «عبادت» که من همیشه عبد و او معبود است.
و نشانه عبد تسبیح و تمجید و تقدیر در کلمه ای به نام «نماز» در تکرار به خاک افتادگی در قیام و قنودش در رکوع و سجودش.
در ذکر دعا و حمدش و سوره اش.
و چه جاودانه است آن هنگام که در برابرش تعظیم می کنی.
چه زیبا که به خاک می افتی و بر عظمت و اقتداری بی نهایش ساییدگی به خاک را تجربه ای شیرین.
در عشق بی نهایتش غرق می شوی و محو بی کرانه ترین اقیانوسها آرام و متین دلت را می بری به آن سویی که جایگاه ابدی است.
جایگاهی که از بدو تولد هماره جستجو می کردی.
و آنجاست که دل آرام گیرد به یاد محبوب.

الا بذکر الله تطمئن القلوب
بهار ۸۵ دانشکده علوم
 
ریشه واژه فارسی «نماز»
ریشه واژه فارسی «نماز» از لفظ پهلوی «نماک» گرفته شده است و آن هم به نوبه خود از ریشه باستانی «نم» به معنی «خم شدن» و «تعظیم کردن» مأخوذ است که بتدریج بر معنی «صلات» یا عبادت ویژه مسلمین، اطلاق گریده است.
بر ساس بعضی از تواریخ، برخی از ایرانیان تازه مسلمان در سالهای حکومت اعراب بر ایران به جای کلمه «صلات» از کلمه «نماک» استفاده می کرده اند و هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز به جای (الصّلوه)، کلمه (النِماک) و به جای (حَیَّ عَلَی الصَّلوهِ) ، جمله (بشاتیبید به سوی نماک) را بکار می برده اند.
با توجه به موارد استعمال کلمه نماز، می توانیم برای آن سه معنی کلی در نظر بگیریم:
معنی اول: خدمت و خدمتکاری اطاعت و فرمانبرداری، سرفرود آوری و تعظیم، سر به زمین نهادن، کرنش و تکریم، اظهار طاعت و بندگی.
واژه های «نماز بردن» ، «نماز آمدن»، «به نماز آمدن» و «نماز آوردن» به معنای پرستش کردن، عاجزی نمودن، خم شدن به علامت تعظیم و بندگی و به خاک افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی با بزرگی دیگر به کار رفته است.
معنی دوم: کلمه «نماز»به معنی «پرستش وادای طاعت ایزد، تعالی» و «عرض نیاز بسوی خدای عالمیان است به طریقی که در شریعت پیغمبران وارد شده است» که در این معنی، معادل کلمه «صَلوه» می باشد.
معنی سوم: از آنجا که شرط نماز، طهارت است و کلمه نماز، مفهوم طهارت و پاکیزگی را تداعی می کند، کلمه «نمازی» که منسوب به نماز و به معنای «دوستداران نماز» است، به معنی «پاک و طاهر» نیز به کار رفته است و «نمازی شدن» که مصدر مرکب است، به معنی «پاک و طاهر شدن، شسته شدن و غسل شدن» بکار رفته است.
همچنین «نمازی کردن»، به معنی «پاک کردن، شستن، آب کشیدن و غسل دادن» و «نماز کن» به معنی «شستشو کننده» استعمال می شده است.
بعضی گفته اند: کلمه «صلات» عبری است. و در زبان عبرانیان «صلوتا» کنیه یهودیان است.
«نولدکه» صلات را از لفظ عربی «صلوها» مشتق می گیرد و در منابع سریانی الفاظی مشابه و معادل با «اقامه صلات» به چشم می خورد.
در آیه چهلم سوره حج «صَلَوات» به صیغه جمع به معنی «معابد» بکار رفته است:
اگر خداوند، برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر، دفع نمی کرد، صومعه های راهبان، کلیساهای نصارا و کنیسه های یهود و مساجدی که در آنها نام خدا بسیار یاد می شود، ویران می شد.
برخی از متاخرین، ریشه آن را آرامی پنداشته اند و با تحقیقاتی که اخیراً به عمل آمده، این احتمال قوت گرفته است که اصل «صَلوه» سُریانی باشد. و از آن زبان، نخست در زبان جنوب عربستان، معمول گردیده است و شعرا، آن را در اشعار بکار برده اند. و پس از آن اعراب شمالی، لفظ «صَلوه» را از عربهای جنوبی گرفته اند. در هر حال، پیش از اسلام، این لفظ، به معانی «پرستشگاه» و «نیایش» بکار رفته است.
در آیه یکصدو سوم از سوره توبه، به معنای «دعا» استعمال شده است.
ای پیغمبر! از مال ایشان، صدقه بگیر و در حق ایشان دعا کن. دعای تو، آرام بخشی برای آنان است.
احتمال دارد که «صلوه» در این آیه هم به معنی نماز باشد. کلمه «صَلوه» در قرآن به معنی «درود» هم مطرح شده است و در آیه یکصدو پنجاه و هفتم از سوره بقره به معنی آمرزش به کار برده رفته است:
و در آیه نود و نهم از سوره توبه نیز، به معنی «وسیله دعای خیر» و «آمرزش خواهی» به کار رفته است:
و آنچه را به راه خدا خرج می کند، نزد خدا اسباب نزدیک شدن به او و دعای خیر رسول می شمرد
کلمه «صلات» در آیه هشتاد و هفتم از سوره هود، به معنای «دین» است:
گفتند: ای شعیب! آیا دینت به تو فرمان می دهد که آنچه را نیاکان ما می پرستیده اند، رها سازیم؟
مورد دیگر استعمال کلمه «صلات»، «قرآن خواندن در نماز» است، چنان که در آیه یکصدو دهم از سوره بنی اسرائیل فرموده است:
قرآن را در نمازت به آواز بلند مخوان.
عده ای دیگر آن را از ماده «صَلَّی» به معنی «راست کردن با آتش» مأخوذ، پنداشته اند.
«صلی» را در زبان عرب، به معنی «افروختن آتش، برای خواندن مهمان» نیز، بکار برده اند. و در ادب فارسی هم: «دعوت  به مهمانی» و نظایر آن را «صَلی» گفته اند، مثلاً می گویند: «فلان،صدای مهمانی در داد».
ترجمه و توضیح: در اشتقاق معنوی نام «صَلوه» اختلاف ذکر کرده و گفته اند: این کلمه از کجاست؟ گفته شده از «دعا» مشتق است و نام بردن از دعا، بتا کلمه «صَلوه» در کلام عرب معروف است. بنابراین نماز را بخاطر دعاهایی که درآن وجود دارد، «صَلوه» نامیده اند و گفته اند: نماز از آن جهت که رحمت پروردگار است، «صَلوه» نامیده می شود. خدای، تعالی در سوره احزاب آیه فرمود:
همانا خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند. ای اهل ایمان!
شما نیز بر او درود فرستید… صلاتی که از جانب خدا باشد «رحمت» و آن که از جانب فرشتگان باشد، «آمرزش خواهی» و آن که از سوی مردم باشد، «دعا» است.
و گفته اند: نماز را از روی که مشتمل بر کمک خواهی از خداست، «صَلوه» نامیده اند، از آنجا که عرب می گوید:
«چوب یا عصا را به کمک آتش، نرم و راست کردم».
انسان با استعانت از خدا و نماز، نرم و انعطاف پذیر می گردد و افزودن بر آن که از خشکی و سنگدلی، نجات می یابد، در طریق تکامل انسان شدن، مستقیم می گردد. از این روست که خدای، تعالی، فرمود:
از روزه و نماز کمک بگیرید. (سوره بقره آیه ۱۵۳و ۴۶)
اگر بنده، نماز حقیقی به پا دارد، نماز نیز او را به پا می دارد. به او استقامت می دهد او را بر فرمان بردن از خدا و انجام وظیفه بندگی، مدد می بخشد و از مخالفت با اوامر پروردگار باز می دارد، همچنان که خدای قدرتمند و بلند مرتبه، در سوره عنکبوت آیه ۴۶ فرمود:
براستی که نماز، از فحشا و منکرات باز می دارد.
در کتب لغت «صَلوه» به معنی بزرگداشت و تعظیم نیز آمده است چنان که لفظ «نم» در کلمه «نماز» به همین معنی است و گفته اند: نماز را «صَلوه» نامیده اند زیرا پیوند بین بنده و پروردگار است.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

نماز و عبادت !

1,317 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
پیشگفتار

از خدوند بزرگ، اخلاص و دوام و تاثیر سخن و نوشته می طلبیم و امید داریم که این گام کوچک در زمینه سازی برای گرایش فریضه بزرگ نماز، موثر باشد و در سایه نظام اسلامی، سهمی در نشر فرهنگ اسلامی در سراسر جهان داشته باشیم. که این وظیفه یکایک ماست. و امت بزرگ اسلامی ما، بتواند با تکیه به هویت دینی و فرهنگ غنی اسلامی خویش، دژ استوار حمایت از حق، و پناه مستحکمی برای محرومان جهان باشند.

…انه ولی التوفیق
 
چرا عبادت؟
عبادت، به معنای اظهار ذلت، عالی ترین نوع تذلل و کرنش دربرابر خداوند است. در اهمیت آن، همین بس که آفرینش  هستی و بعثت پیامبران (عالم تکوین و تشریع) برای عبادت است. خداوند می فرماید:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.
کارنامه همه انبیا و رسالت آنان نیز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
« و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است. روشن است که خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد و سود عبادت، به خود پرستندگان بر می گردد، همچنانکه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد.
ریشه های عبادت
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وادار می کند اموری است، از جمله:
۱-عظمت خدا
انسان وقتی خود را در برابر عظمت و جلال خدایی می بیند، نا خودآگاه در برابر او احساس خضوع و فروتنی می کند. آن سان که در برابر یک دانشمند و شخصیت مهم، انسان خویشتن را کوچک و ناچیز شمرده، او را تعظیم و تکریم می کند.
۲-احساس فقر و وابستگی
طبیعت انسان چنین است که وقتی خود را نیازمند و وابسته به کسی دید، در برابرش خضوع می کند. وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چیز، نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز، انسان را به پرستش خدا وا می دارد. خدایی که در نهایت کمال و بی نیازی است. در بعضی احادیث است که اگر فقر و بیماری و مرگ نبود، هرگز گردن بعضی نزد خدا خم نمی شد.
۳-توجه به نعمت ها
انسان، همواره در برابر برخورداری از نعمت ها، زبان ستایش و بندگی دارد. یاآوری نعمت های بیشمار خداوند، می تواند قوی ترین انگیزه برای توجه به خدا و عبارت او باشد. در مناجات های امامان معصوم، معمولا ابتدا نعمت های خداوند، حتی قبل از تولد انسان، به یادآورده می شود و از این راه، محبت انسان به خدا را زنده می سازد آنگاه درخواست نیاز از او می کند. خداوند هم    می فرماید: « قلیعبدوا رب هذا البیت، الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» مردم پروردگار این کعبه را بپرستند، او را که از گرسنگی سیرشان کرد و از ترس، ایمنشان نمود. در آیه ای دیگر است، پروردگارتان را بندگی کنید، چون شما را آفرید.
۴-فطرت
پرستش، جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. این روح پرستش، که در انسان فطری است، گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به « خداپرستی» می رسد، گاهی انسان در سایه جهل یا انحراف به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوت ها کشیده می شود.
انبیا، برای ایجاد حس پرستش نیامده اند، بلکه بعثت آنان، برای هدایت این غریزه فطری به مسیر درست است. علی (ع) می فرماید:
« فبعث الله محمدا بالحق لیخرج عباده من عباده الاوثان الی عبادته»
خداوند، محمد (ص) را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت پرستی به خدا پرستی دعوت کند.
بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن دعوت به توحید در عبادت می کند، نه اصل عبارت. زیرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل میل به غذا که در هر کودکی هست، ولی اگر راهنمایی نشود، به جای غذا، خاک می خورد و لذت هم می برد!
اگر رهبری انبیا نباشد، مسیر این غریزه منحرف می شود و به جای خدا، معبودهای دروغین و پوچ پرسیده می شود. آنگونه که در نبود حضرت موسی و غیبت چهل روزه اش، مردم با اغوای سامری، به پرستش گوساله طلایی سامری روی آورند.
بهانه یا تحقیق؟
با توجه به آنچه گذشت، معلوم می شود که کسانی هستند که روحیه تعبد و تسلیم ندارند و در پی بهانه اند تا شانه از بار تکلیف و دینداری خالی کنند. از این رو مسئله «تحقیق» را عنوان    می کنند و برای هر دستور دینی، دنبال فلسفه و دلیل می گردند و خیلی هم خود را روشنفکر جا می زنند. قرآن کریم نسبت به برخی از اینگونه افراد درباره اعتقاد به قیامت، می فرماید:
« بل یرید الانسان لیفجر امامه، یسل ایان یوم القیمه؟»
گروهی می خواهند راه گناه را در پیش گیرند، می پرسند: روز قیامت کی است؟
آنان مثل کودکان بهانه گیری هستند که هر لحظه بهانه می گیرند و آن که انجام شد. بهانه ای دیگر. قرآن درباره چنین کسان می گوید:
« و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر»
اگر نشانه از قدرت خدا و معجزات انبیا مشاهده کنند اعراض کرده، می گویند: این هم همان سحر و جادوی معمولی و همیشگی است!
اینان در مقابل مکانیک و پزشک و مدهای خارجی و وسوسه های نفس و تمایلات شیطانی تسلیم اند و چون و چرا ندارند، ولی وقتی نوبت به دستور دین می رسد، اهل تحقیق و استدلال    می شوند و قیافه هم می گیرند.
اهمیت نماز
جز آنچه از آیات و احادیث نقل شد، رفتار اولیا خدا نیز اهمیت و جایگاه آنرا بیان می کند. نماز، جز برنامه انبیا بوده است. حضرت عیسی (ع) در گهواره هم می گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:« واوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا»
امام حسین (ع)، حتی ظهر  روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.
حضرت ابراهیم(ع) همسر و کودک خویش را در بیابان های داغ مکه که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: « خدایا، تا نماز به پا دارند : « انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه»
پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می باختند و می فرمودند: وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است»
گر چه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می خوانند، اما امیر المومنین(ع) نماز را نه برای تجارت یا سپری از آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می دهد.
ترک نماز
ترک نماز، قطع رابطه کردن با آفریدگار هستی است و این در دنیا و آخرت، عواقب تلخی دارد. در قیامت، اهل بهشت از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را روانه جهنم کرد؟ یکی از پاسخ هایشان اینست که ما پابند به نماز نبودیم: « لم نک من المصلین»
درجایی دیگر، به نمازگزارانی که نسبت به نمازشان سهل انگار و بی اعتنا هستند و گاهی  می خوانند و گاهی نمی خوانند، می گوید: وای بر آنان :« قویل للمصلین الذین عن صلاتهم ساهون»
رسول خدا (ص) فرموده است:
« من ترک اصلاه متعمد فقد کفر»
هر که از روی عمد و با توجه نماز را رها کند، از اسلام خارج شده و کافر است.
و نیز فرموده است:
« بین العبد و بین الکفر ترک الصلاه»
مرز میان اسلام و کفر، چیزی بیش از رها کردن نماز نیست.
نمونه ای از اخلاص
علی (ع) در صفت متقین می فرماید:
« اذا زکی احدهم خاف مما یقال له»
هر گاه یکی از آنان ستایش می شود، از آنچه درباره اش گفته اند می هراسد.
مردان وارسته، هراس از آن دارند که توجه مردم به آنان، مانع توجهشان به خدا گردد و خود، مصداق  عن سبیل الله» شوند!
شبی در سیمای جمهوری اسلامی، مصاحبه ای با یک رزمنده شانزده ساله پخش شد. مصاحبه گر پرسید: کار تو چیست؟  گفت: خنثی کردن مین. پرسید: تا کنون چند «مین» خنثی کرده ای؟ گفت: از لطف خدا زیاد. پرسید: عدد آنرا می دانی؟ جواب داد: می ترسیم بگویم، شیطان مرا گول بزند و دچار عجب و غرور شوم و دوستانم که کمتر موفق بوده اند، احساس کوچکی کنند. الله اکبر…!
اخلاص در عبادت
همه عبادت ها باید به قصد قربت انجام گیرد و اگر گوشه ای از آن برای غیر خدا باشد. باطل است. مثلا اگر در نماز یکی از واجبات، برای غیر خدا باشد، نماز باطل است.
اگر یکی از مستحبات هم ریایی انجام گیرد، یا زمان عبادت (اول وقت خواندن) و مکان آن (درصف اول یا در مسجد خواندن) برای غیر خدا باشد، نماز باطل است. حتی اگر در زمستان، کنار بخار بایستد که هم گرم شود و هم نماز بخواند، باز عبادتش باطل است. خداوند، عملی را می پذیرد که از جهت شرایط زمانی و مکانی و کیفیت و خصوصیاتش، همه خالص باشد و برای او شریکی قرار داده نشود :« و لایشرک بعباده ربه احدا» در حدیث است: اگر رزمنده ای در جبهه، بخاطر تعصب یا بدست آوردن غنائم جنگی یا اظهار قدرت شجاعت و امثال اینها بجنگد، ارزش ندارد.
داشتن اخلاص و دوری از ریا، به قدری حساس و مشکل است که در حدیث از امام عسکری(ع) می خوانیم: ورود شرک در کارهای انسان از حرکت مورچه در شب تاریک، روی سنگ سخت، بی نمودتر است.
علی (ع) درباره اخلاص، سخنان بسیاری دارد که به چند نمونه اکتفا می شود:
« الاخلاص غایه»: نیت خالص، نهایت مطلوب و هدف نهایی است.
« الاخلاص فوز»: اخلاص، رستگاری است.
« الایمان اخلاص العمل»: ایمان، خالص ساختن کار است.
راه نزدیک شدن به اخلاص
گوشه ای از راههای نزدیک شدن به اخلاص در نیت و عمل، از این قرار است:
۱-تفکر در آفرینش
تفکر بیشتر در آفرینش، شناخت ما را به عظمت و قدرت خدا می افزاید و در نتیجه، کارها را برای او انجام می دهیم و به اخلاص نزدیک تر می شویم.
۲-توجه به صفات خدا
اوصاف خدای متعال را دانستن و آنها را زمزمه کردن و در ذهن، زنده نگاه داشتن، سبب توجه به او و قطع نظر از غیر او می گردد و انسان را کم کم خدایی می کند، مثلا دقت و توجه به اسامی و اوصاف خدا در دعای« جوشن کبیر»، مفید است.
نتیجه اخلاص
ارتباط خالصانه انسان با خدا، نورانیت ضمیر و صفای باطن و بصیرتی به همراه دارد که انسان را در پیچ و خم های زندگی و بن بست ها و مشکلات، هدایت می کند.
علی (ع) می فرماید:
« عند تحقیق الاخلاص تستنیر البصائر»
هر گاه خلوص در دل آید، نورانیت و بینش به همراه آن می آید. این همان « فرقان» است که قرآن کریم، آنرا از نتائج تقوا می شمارد و نیز می فرماید: اگر تقوا داشته باشید، خداوند برای شما نوری قرار می دهد که با آن، راه خود را می روید:« یجعل لکم نورا تمشون به»
اخلاص و دوری از هوای نفس و تقوا، این نتیجه را دارد که روشن بینی انسان را می افزاید و انسان را از تاریکی های شرک و جهل و هوس. به فضای نور و توحید و علم می رساند. آنکه اخلاص داشته باشد به فوز و رستگاری می رسد: « ان تخلص تفز»
اخلاص، در متن جامعه
اخلاص مطلوب و ارزشمند، آنست که در متن جامعه و در میان مردم و همراه با مسئولیت ها و فعالیت های اجتماعی باشد. عده ای به غلط، آنرا در انزوا و دوری از مردم می جویند. خداوند، شیر خالص و گوارا را از میان غذا و خون پدید می آورد. انسان خالص نیز باید از لابلای آلودگیها و ناپاکی های محیط، جان خود را سالم نگهدارد و نیت و عمل خود را از آلایش ریا پاک سازد و روسفید بیرون آید. اینگونه اخلاص است که ارزشمند و مهم است.
مخلص، خود را در اختیار پروردگار می گذرد و دل را خانه محبت او می سازد و انگیزه الهی را بر همه اعمال و رفتار خویش حاکم می کند و از این راه به غزت و سربلندی می رسد.
نماز و پیامبران
استخوان بی نماز
شخصی آمد به نزد حضرت رسول شکایت از فقر و نداری کرد حضرت فرمود: مگر نماز    نمی خوانی عرض کرد من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می کنم حضرت فرمود: مگر روزه        نمی گیری عرض کرد سه ماه روزه می گیرم. آن حضرت فرمود امر خدا را نهی و نهی خدا را امر   می کنی یا بکدام معصیت گرفتاری، عرض کرد یا رسول الله حاشا و کلا که من خلاف فرموده خدا را بکنم حضرت متفکرانه سربجیب حیرت فرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد عرض کرد یا رسول الله حق تعالی مرا سلام می رساند و می فرماید در همسایگی  این شخص باغیست و در آن باغ گنجشکی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی نمازی می باشد به شومی آن استخوان از خانه این شخص برکت برداشته شده است و او را فقر گرفته است حضرت باو فرمود برو آن استخوانرا از آنجا بردار بینداز دور. به فرموده حضرت عمل کرد و بعد از آن توانگر شد.

برترین نماز
پیامبر فرمود: نماز آدمی در جماعت برتر است از نمازی که چهل سال در خانه اش به جای می آورد. عرض کردند: یا رسول الله نماز یک روز؟ فرمود: بلکه یک نماز! سپس فرمود: هر گاه بنده خدا پشت سر امام عادل به نماز بایستد برای او صد میلیون و بیست درجه « مراتب است، و این قدر ثواب می برد»
اولین نماز جماعت در اسلام
نخستین نماز جماعت که در اسلام منعقد شد چنین بودکه روزی پیغمبر اکرم در نماز بود، علی (ع) کنارش ایستاد و به حضرتش اقتدا نمود در اینحال ابوطالب که فرزندش جعفر به همراه داشت سررسید، جعفر را گفت: تو نیز به کنار پسر عمویت نماز بخوان. و چون حضرت متوجه شد که جعفر نیز بر وی اقتدا نمود پیشتر رفت( که آن دو پشت سرش قرار گیرند) ابوطالب شادمان شد و بازگشت. پیغمبر (ص) فرمود: نماز را باید با جماعت خواند اگر چه بر روی سرنیزه ای باشد.
پاداش سجده طولانی بهشت است
امام صادق (ع) فرمود: روزی پیامبر اکرم مشغول تعمیر یکی از خانه هایش بود مردی از آنجا عبور می کرد. عرض کرد اجازه می فرمائید کمک کنم شما را فرمود مانعی نیست. همینکه کار را تمام نمود پیغمبر (ص) فرمود در خواست و حاجتی نداری؟ عرض کرد چرا حاجت من بهشت است حضرت رسول (ص) سربه زیر انداخته در فکر فرو رفت. بعد از مختصر زمانی فرمود حاجتت برآورده است وقتی خواست برود فرمود: ما را به طول سجده کمک کن.
نماز برای شکر گزاری
عطا بن ریاح می گوید: روزی نزد عایشه رفتیم، پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی که در عمرت از پیامبر (ص) دیدی چه بود؟ او گفت: کارهای پیامبر(ص) همه اش شگفت انگیز بود ولی از همه عجیب تر، اینکه شبی از شبها که پیامبر(ص) در خانه من بود، به استراحت پرداخت، هنوز آرام نگرفته بود از جا برخاست و لباس پوشید و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش، از اشک چشمش، تر شد.
سپس به سر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش، تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز خواند، پیامبر را گریان دید، عرض کرد چرا چنین گریانید، شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: افلا اکون عدا شکورا « آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم.»

در نمازم خم ابروی تو در یادآمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آور گل و باد صبا شاد آمد
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با ناز خدا داد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد.
                                    حافظ
نماز و امامان
اثرات بی نمازی
روزی حضرت زهرا(س) به پدرش عرض کرد کسیکه در نمازش کاهلی می کند و نمازش را سبک می شمارد چه می شود؟ رسول خدا فرمود: هر کس در نماز کوتاهی کند و نماز را سبک بشمارد به پانزده بلا مبتلا می شود شش در دنیا و سه، وقت مردن و سه، در قبر. و سه، در وقتیکه از قبر خارج می شود.
اما آن بلاهائیکه در دنیا می رسد اول: برکت از روزی وی برداشته می شود، دوم عمرش     بی برکت می شود سوم محو می شود از روی او سیمای صالحین، چهارم هر عمل انجام دهد ثواب ندارد پنجم دعایش قبول نمی شود ششم از دعای صالحان بهره نمی برد. و اما بلاهائیکه وقت مردن باو می رسد: اول- ذلیل می میرد، دوم- گرسنه جان می سپارد، سوم- تشنه از دنیا می رود. و آن بلاهائیکه در قبر باو می رسد اول: یک ملک باو موکل می شود تا او را غذاب کند دوم:قبر بر وی تنگ گردد سوم: قبر وی تاریک شود و آن بلاهائیکه در قیامت باو می رسد: اول  – یک ملک او را کشان کشان می آورد به عرصات محشر دوم- حساب وی سخت می شود، سوم- خداوند باو نظر نمی کند و او را عفو نمی کند و برای اوست غذاب سخت.
دو رکعت نماز برای خدا
روزی دو ناقه بزرگ و چاق برای رسول خدا (ص) هدیه آوردند حضرت باصحاب خود فرمودند: آیا کسی هست در میان شما که دو رکعت نماز بخواند و در قیام و رکوع و سجود و وضو و خشوع اهتمام بامور دنیا نداشته و در قلب او فکر دنیا نبوده باشد تا من یکی از یک دو شتر را باور بدهم کسی جواب نگفت. سه مرتبه این جمله را فرمود کسی جواب او را نداد مگر علی بن ابیطالب (ع) برخاست و عرضه کرد یا رسول الله من می خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا بخاطرم راه نداده فکر دنیا را نمی کنم.
رسول خدا: بخوان. علی نماز را خواند تمام کرد. جبرئیل نازل شد و عرض کرد یا رسول الله یکی از دو شتر را به علی بده.
رسول خدا (ص): من با علی شرط کرده بودم چیزی از دنیا بقلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز بخاطرش آورد من کدام یکی را بگیرم بزرگشرا یا چاقش را.
جبرئیل: یا محمد خداوند می فرماید که علی فکر می کرد بزرگرا بگیرم یا چاقو را گرفته قربانی کنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فکر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یک شتر از آن دو شتر را به علی (ع) داد.
نماز برای صبر
قافله ای از حاجیان در صحرا به خیمه زنی رسیدند خواستند استراحت نمایند اجازه گرفتند در خیمه اش وارد شدند. زن گفت ای زائران خانه خدا خوش آمدید، شتران من به چرا رفته اند وقتی برگشتند از شما پذیرائی می کنم. زن بیرون شد از دورچوپان مویه کنان می آمد به زن گفت شترها نزدیک چاه آب که رسیدند هجمه کردند پسرت را به چاه افکندند. بدیهی است چاه هائی کذائی که عمق زیاد و آب فراوان دارد افتادن و مردن است امید نجاتی نیست.
زن جلو رفت تا چوپان را آرام کند گفت ما میهمان داریم صدا نده مبادا میهمانها ناراحت شوند، میهمان نوازی، لازمه مسلمانی است. فورا دستور داد گوسفندی کشتند و آماده برای پذیرائی شد.
وقتی زن وارد خیمه شد حاجیها باو گفتند ما خیلی متاسفیم که چنین جریانی رخ داده و در چنین موقعی مزاحم شدیم.
زن گفت آقایان حجاج من نمی خواستم شما بفهمید و متاثر شوید ولی حالا که دانستید پس اذان بدهید من دو رکعت نماز بخوانم، چرا؟ چون خدا در قرآن فرموده « واستعینوا بالصبر و الصلوه» بنماز طلب یاری کنید. من هم برای بردباری در این مصیبت نماز بخوانم. من و شما اسمی از اهل قرآن داریم،زن بیابانی بیک آیه قرآن عمل می کند. از نماز. بعد گفت که امتان قرآن می توانید بخوانید؟ یکی از حاجی ها شروع بخواندن آیات استرجاع کرد « ولنبلونهم بشی من الخوف و الجوع» زن گفت خدایا اگر بنا بود کسی در این دنیا بماند باید حبیبت محمد (ص) می ماند پرورگارا در قرآن مجیدت امر بصبر فرمودی و وعده آجر دادی، من در مصیبت جوانم صبر می کنم تو هم در عوض پاداشت را شامل حال من گردان این جوانم را بیامرز.

نماز مشکل گشاست
ابن خلکان در تاریخ خود می نویسد: چون بر بوعلی سینا مسئله مشکلی پیش می آمد    برمی خاست و وضو می ساخت و قصد مسجد جامع می کرد و نماز می گزارد و خدا را می خواند که آن مسئله مشکل را بر وی آسان کند و آن بسته و پوشیده را به رویش بگشاید.
انسان بر اثر اعراض از تعلیقات این نشانه و تصفیه خاطر و توجیه نفس ناطقه به ملکوت عالم بهتر و زودتر به حقیقت مطلوبش دست می یابد.
آرامش در نماز
در یکی از جنگها که پیامبر همراه لشکر بودند، در شبی که پاسبانی لشکر اسلام بر عهده عبادبن بشر و عمار یاسر بود، نصف اول شب نصیب، عباد گردید و نصف دوم نصیب عمار، پس عمار خوابید و تنها بشر بیدار بود و مشغول نماز گردید در آنحال یکی از کفار به قصد شبیخون زدن به لشکر اسلام برآمد بخیال اینکه پاسبانی نیست و همه خوابند از دور عباد را دید ایستاده و تشخیص نمی داد که انسانست یا حیوان یا درخت برای اینکه از طرف او نیز مطمئن شود تیری به سویش انداخت تیر بر پیکر عباد نشست و او ابدا اعتنائی نکرد، تیر دیگر باو زد و او را سخت مجروح و خونین نمود باز حرکت نکرد تیر سوم زد پس نماز را کوتاه نمود و تمام کرد و عمار را بیدار نمود عمار دید سه تیر بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون کرده گفت: چرا در تیر اول مرا بیدار نکردی عباد گفت: مشغول خواندن سوره کهف در نماز بودم و میل نداشتم آنرا ناتمام بگذارم و اگر نمی ترسیدم که دشمن بر سرم برسد و صدمه ای به پیغمبر برساند و کوتاهی در این نگهبانی که بمن واگذار شده کرده باشم هرگز نماز را کوتاه نمی کردم اگر چه جانم را از دست می دادم.
نماز شهید مطهری
در دانشکده الهیات واقع در سرچشمه نماز خانه کوچکی ساخته بودند که در قست جنوبی دانشکده قرار داشت. استاد بزرگوار ما مرحوم آیه الله علامه شهید مطهری احیانا نماز خود را فرادی در آنجا برگزار می کردند این نماز خانه، اوایل نماز خوان فراوانی نداشت ولی بتدریج بر مشتریان آن افزوده شد.
در روزهای غربت این نمازخانه روزی به مسجد درآمدم. استاد با اینکه هوا گرم بود- با عمامه و قبا و عبا در حال اقامه نماز بودند. واقعا نماز را اقامه می کردند. شاید به علت آنکه با تمرکزی عجیب و خضوع و خشوعی جالب توجه نماز می خواندند به هیچ وجه متوجه ورود من نشدند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد