دوستان بیایید تو این انجمن درباره قهرمان کشتی و ورزش کشورمون که 17 دی ساگشت درگذشتش هست نظر بدین کتابی هم بدین منظور درباره تختی به آدرس زیر در تک بوک انتشار یافت
[Only Registered Users Can See Links . Click Here To Register]
من که فقط میتونم بگم امثال تختی کم هستن و بسیار بزرگوار![]()



LinkBack URL
About LinkBacks






پاسخ با نقل قول
شادروان تختي در مصاحبه اي با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجواني اش مي گويد" با آن که علاقه فراواني به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جستجوي کاري برآيم. زندگي ، نان و آب ، لازم داشت. براي مدتي به خوزستان رفتم و در ازاي روزي هفت يا هشت تومان، کار کردم. دنيا در حال جنگ( جنگ جهاني دوم) بود، زندگي به سختي مي گذشت."
درخشش خيره کننده تختي در رقابت هاي کشتي هلسينکي که در نخستين حضوراو در مسابقه هاي قهرماني جهان در فاصله کمتر از دو سال از ورودش به ميادين ورزشي داخلي اتفاق افتاد، بيش از هر چيز نمايانگر ايمان و تلاش و اراده کم نظير تختي و همچنين استعداد و مهارت فوق العاده او در زمينه کشتي بود.
پهلوان ايران با وجود حذف شدن در استانبول آبرومندانه کشتي گرفت و نتايجي که به دست آورد با توجه به آن که با وزن 92 کيلوگرم به مصاف کشتي گيران فوق سنگين رفته بود، در مجموع غيرقابل قبول نبود.
تيم ملي کشتي آزاد ايران که در رقابت هاي تهران با اکتفا به دو مدال طلاي غلامرضا تختي و امامعلي حبيبي با وجود برخوردي از امتياز ميزباني در حفظ عنوان سومي سال هاي قبل نيز ناموفق بود در هفدمين دوره بازي هاي المپيک( ايتاليا،1960) تا مکان پنجم رده بندي سقوط کرد. تختي کاپيتان تيم ملي و پرتجربه ترين کشتي گير ايران که در اين رقابت ها در وزن هفتم به ميدان رفته بود، پس از پيروزي در پنج ديدار با در مسابقه نهايي با قبول شکست در برابر "عصمت آتلي" از ترکيه به گردن آويز نقره دست يافت.
جهان پهلوان تختي به هنگام عزيمت به آخرين سفر خود، در ميان خيل عظيم مردمي که براي بدرقه او و همراهانش آمده بودند در گفت و گو با خبرنگار" کيهان ورزشي" گفت: هيچ چيز نمي تواند مرا خوشحال کند، پول، مدال طلا، عشق و حتي عشق.
پس از تختي قهرمانان بسياري بودند که با کسب چند مدال جهاني و تقليد ازحرکت هاي مردمي تختي سوداي دستيابي به موقعيت بي بديل او در سرپروراندند و چند صباحي به مدد تبليغات و جنجال هاي مطبوعاتي رداي جهان پهلواني را بر تن کردند اما هيچگاه نتوانستند به خانه هاي روشن و پاک دل مردم راه پيدا کنند عشق و ارادت خالصانه توده هاي معتقد و مذهبي به اين " سلاله بي فخر و تبار برخاسته از تن درد و رنج و محروميت" خود آن چنان عميق و ريشه دار و آگاهانه است که حتي نيش گزنده آن" دروغ بزرگ " هم نتوانسته است، کوچکترين خللي در آن ايجاد کند.
شاه حسيني يکي از دوستان نزديک تختي ضمن بيان خاطره يکي از ديدارهاي خود با وي از قول جهان پهلوان نقل مي کند:" اومدن به من مي گن حالا که بعضي از آقايون ورزشکار فيلم بازي کردن و از نظر مال و تمول، شارژ شدن، تو هم بيا پول کلوني بگير و تو يکي دو تا فيلم بازي کن. من بهشون گفتم آقا از من اين کارها ساخته نيست. ما اگر پول مي خواستيم از طريق مشروع ترهم مي شد."
مردمداري و دستگيري نيازمندان يکي ديگر از خصايص بارز جهان پهلوان بود که در اين مورد حکايت هاي بسيار زيادي نقل شده است. بابک فرزند پدر ناديده که تختي را از وراي انبوه سخنان و خاطرات مردم بازشناخته است در اين مورد مي گويد:" از دستگيري هاي تختي خاطره خيلي زياد است. از کمک به يک زن و مرد فلج که تازه ازدواج کرده بودند تا دکه مطبوعاتي خريدن براي يک جوان بيکار و... مي گويند هر وقت کادويي از طرف راه آهن- محل کارش- يا بقيه سازمان ها ودستگاه ها مي گرفت، بدون اينکه آنها را بازکند به کساني مي داد که ناگفته سرپرستي شان را به عهده داشت بعد از شب هفت، يکي از دوستانش مي بيند که پِيرزني در راهروهاي فدراسيون کشتي مي گردد. از او مي پرسد:" مادر چي مي خواي؟ دنبال کي مي گردي؟" پيرزن مي گويد:" والله نمي دونم دنبال کسي مي گردم که قد و قواره اش به پهلوونها مي خوره او ميومد به من کمک مي کرد، چند وقتيه که پيدايش نيست، گفتم شايد بتوانم اينجا ازش خبري بگيرم."
شهريور ماه 1341 چند روز پس از زلزله ويرانگر" بويين زهرا" پهلوان و چندنفر از دوستانش در حالي که اخبار و تصاوير ساکنان مصيبت زده و ويرانه هاي مناطق زلزله زده را در روزنامه نگاه مي کردند، ضمن صحبت هايشان در مورد علت کم بودن کمک هاي مردمي و بي توجهي مردم به مراکز جمع آوري اعانه راه اندازي شده در شهر بحث مي کردند . بعضي از دوستان تختي معتقد بودند که مردم توجهي به مصيبت هموطنان خود ندارند و حاضر نيستند کوچکترين کمکي به آنها بکنند. پهلوان، اين سلاله پاک مردم، که به عمق مهرباني و ايثار هموطنان پاک نهاد خود و ميزان بي اعتمادي و انزجار آنها از " خودکامگان حاکم" واقف بود، مي گفت: علت بي توجهي مردم به اين مراکز کمک رساني، نداشتن اطمينان به حکومت و کساني است که معرکه گردان اين جريان شده اند. پيش کشيده شدن اين بحث و مخالفت يکي از دوستان تختي با نظر او ناگهان فکري را به ذهن پهلوان انداخت. تختي تصميم گرفته بود که خود وارد اين ميدان شود البته نه براي اثبات گفته هايش بلکه" براي اين که به هر حال يک نفر بايد وسط بيفتد و سبب خير شود."
پيرزن همين که سرخ شدن صورت پهلوان را ديد به گريه افتاد، اما چشم هايش را به تندي با گوشه لچکش پوشاند و عقب عقب خودش را از جمع مردم بيرون کشاند و رفت."

















در اين شماره مطلبي از خود تختي به چاپ رسيده. مهدي دري سر دبير کيهان ورزشي که دوستي نزديکي با تختي داشت، قبل از مسابقه هاي جاني 1956 از او خواست تا خاطرات خود را براي کيهان ورزشي بنويسد. در ابتداي اين مطلب به نقل از خود کيهان ورزشي آمده است:
با اين ترتيب در سرما و گرما در روي تشکي که حتي حيوانات هم حاضر نمي شدند بر روي آن تمرين کنند فعاليت خود را آغاز کردم. شايد شما هيچ باور نکنيد اما اين حقيقت محض است که من و امثال من مثل حيوان تمرين مي کرديم و اين ادعاي مرا اهالي خيابان شاهپور که هميشه در ساعت معيني مثلاً دو بعدازظهر مرا مشاهده مي کردند، تصديق مي کنند.
در يک مسابقه پهلواني شرکت کردم اما کاري از پيش نبردم، فقط بعضي از کشتي گيران سنگين به من احتياج داشتند. آنها به من احترام مي گذاردند، راست هم مي گفتند چون من فقط به درد زمين خوردن مي خوردم و بس!
ديگر دلم نمي خواست قهرمان کشور شوم مي خواستم به همه آنهايي که به من مي خنديدند و تمسخرشان گوش مرا پر مي کرد بگويم که من قهرمان دنيا خواهم شد، من ديگر بااين انديشه عذاب نمي کشيدم اما دايم گمان مي بردم آنهايي قادرند قهرمان جهان شوند که قبلاً قمر مصنوعي پرتاب کرده اند!! من تا اين حد قهرمان جهان شدن را مشکل مي پنداشتم. به خيال من آرزو کردن مقام قهرماني جهان و رسيدن به آن مثل اين بود که کسي ادعا کند من مي خواهم "قمر" به کره ماه بفرستم! اما در ملبورن جاي من و مدال من با شوروي ها عوض شد و من هم مثل "کولايف" براي گرفتن طلا کاملاً "دولا" شدم. اما همين که از کرسي به پايين پريدم متوجه شدم کوچکترين تفاوتي نکرده ام.
علاقه مردم به مطلع شدن از زندگي خصوصي و عادت هاي شخصي تختي به حدي بود كه باعث شد غالب روزنامه هاي سال 46 توجه خود رابه اين موضوع معطوف كنند . تا آنجا كه كيهان ورزشي با چاپ عكسي از تختي هنگام خواب نوشت: حتما بالش بايد به جاي زيرسرش روي سرش (تختي) باشد تا بخواب برود. مي گفت: «عادتي است كه در تركش موفق نشدم.»
«يادداشت هاي تختي از تصميم تا... مرگ» تيتر نخست كيهان در اين روز بود و «اختلافات خانوادگي تختي چه بود؟»، «همسر تختي: خانواده هاي ما به دو طبقه كاملا متمايز تعلق داشتند و اين اختلافات طبقاتي با اختلاف فكري همراه بود»، «مادرزن تختي: در دعوا و مشاجرات آنها پاي خودم را عقب كشيدم»، «خواهر تختي: آنها سليقه شان با هم جور نبود. به دو دنياي جداگانه تعلق داشتند» ساير عناويني بود كه براي درج در صفحه اول انتخاب شد.
«تختي قبلا يك بار مرده بود و آن زماني بود كه با عشق خود، كشتي، وداع كرده بود. خود مي دانست كه قهرمانان دو بار به مرگ محكوم مي شوند. او آن مرگ را استقبال كرده بود، چنان كه اين يكي را هم زودتر از حد انتظار در بر گرفت...» اين بخش از مطلب كيهان ورزشي در شماره 20 دي ماه 1346 در رابطه با تختي است. واكنش «اطلاعات» نسبت به مرگ تختي نيز مشابه ساير نشريات بود و اين روزنامه پس از 2روز، نام قهرمان كشتي جهان را از صفحه اول خود پاك كرد. «يك سند تازه درباره خودكشي تختي»، «در يادداشت هاي تختي گفته شده بود: مادر و پدرم به من گفتند ما هيچ كدام از روز اول تو را دوست نداشتيم.» و «تختي: مادرزنم افكار مرا خراب و تحقيرم كرده. من اين دردها را بايد با خودم به گور ببرم.» آخرين عناويني بود كه در رابطه با مرگ تختي تا پيش از تشييع جنازه وي در صفحه اول اطلاعات چاپ شد.
در اين ميان روزنامه «كيهان ورزشي» اقدام به چاپ مجدد نوشته اي از تختي كرد كه وي پيش از مسابقات جهاني براي اين روزنامه نوشته و چاپ شده بود.


