آمار کاربران

    تك كتاب به زبانهاي ديگر

    نرم افزار مطالعه كتاب ها

    منو اصلي

    صفحه اصلي
    دانشنامه بزرگ تک کتاب
    جستجو در تك بوك
    كتابخانه تك كتاب
    انجمن تك بوك
    مقالات سايت
    آموزش تصویری دانلود کتاب ها


    فيلمنامه و نمايشنامه
    موضوعات كتاب ها:
    كتاب داستان و رمان
    كتاب پزشكي
    دانلود كتاب تاريخي
    کتاب اجتماعي سياسي
    دانلود كتاب كودكان
    كتاب علوم غريبه
    كتاب علمي دانشگاهي
    دانلود كتاب موفقيت
    كتاب تجارت الكترونيك
    دانلود كتاب كامپيوتر
    آموزش زبان خارجي
    كتاب متفرقه
    دانلود كتاب مذهبي
    دانلود كتاب شعر
    دانلود كتاب ادبيات
    دانلود كتاب ورزشي
    دانلود كتاب هنر
    كتاب جغرافيا و نقشه
    كتاب بانوان و زيبايي
    كتاب نقد و بررسي
    فيلمنامه و نمايشنامه
    كتاب مديريت
    كتاب زبان اصلي
    دانلود كتاب صوتي
    كتاب گوشي موبايل
    كتاب فلسفه و منطق
    كتاب رشته برق
    بازي شطرنج آنلاين
    تست هوش آنلاين

    نقشه سايت
    نظر سنجی
    آمار بازدید
    آرشیو اخبار
    ارتباط با سایت
    برترین ها
    آخرين كتاب ها
    تنظیمات کاربری
    دریافت فایل

    ليست كابران



    خروجي تك كتاب
    rss takbook
    خروجي برترين كتاب ها
    خروجي آخرين كتاب ها
    خروجي دانلود رايگان

    بزرگترین فروشگاه آنلاین

    برترین کتابها

    » دانلود کتاب اشعار سهراب سپهری برای موبایل
    » دانلود کتاب آموزش فتوشاپ بصورت تصویری
    » دانلود کتاب آموزش گام به گام بورس
    » دانلود کتاب آموزش تصویری پاورپوینت powerpoint 2007
    » دانلود کتاب آموزش ساخت کاردستی
    » دانلود کتاب آموزش مسائل زناشويي - جلد3
    » دانلود کتاب رمان ایرانی عاشقانه عشق پنهان
    » دانلود کتاب آموزش آشپزي - شيريني كيك دسر
    » دانلود کتاب آموزش روابط زناشویی توسط دکتر مجد
    » دانلود کتاب آموزش گرامر زبان انگلیسی
    » دانلود کتاب آموزش اکسل 2007 - Exel 2007
    » دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز 7
    » دانلود کتاب نقشه جهان بصورت كامل
    » دانلود کتاب نقشه تهران
    » دانلود کتاب شناخت كامل داروها
    » دانلود کتاب آموزش جامع اکسل 2010 excel
    » دانلود کتاب آموزش عکاسی
    » دانلود کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی
    » دانلود کتاب مفاتيح الجنان
    » دانلود کتاب اصول حسابداری 1
    » دانلود کتاب آموزش جامع سی شارپ #C
    » دانلود کتاب داستانهاي هزار و يك شب
    » دانلود کتاب صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
    » دانلود کتاب زیبایی و آرایش
    » دانلود کتاب آموزش HTML بصورت كامل با دهها مثال و فلش

    ارسال کتاب برای انتشار

    نویسندگانی که قصد انتشار کتابشان در تک بوک دارند یک نسخه الکترونیک آن به همراه توضیحاتی از کتاب به ایمیل زیر ارسال تا بررسی شود.
    takbook.com[at]gmail.com
    کتاب های ارسالی در چهارچوب قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران باشد.
     عنوان خبر: نکات طراحی سایت ،دانلود کتاب


    موارد زير براي يك سايت مربوط به داونلود كتاب مي تواند مد نظر قرار گيرد . البته برخي موارد الزامي نيست و مي توانيد با نظر خود برخي بخش ها را در نظر نگيريد يا بخش هاي ديگري را خود به آن اضافه كنيد . ضمنا براي طراحي ، بهتر است به سايت هايي كه قبلا آدرس آنها را به شما دادم مراجعه كنيد و از نحوه طراحي آنها كمك بگيريد .
    بخش كاربري :
    -    مهمترين بخش سايت ، بخشي است كه عناوين كتابها را نشان مي دهد و كاربر مي تواند با كليك بر روي عنوان كتاب به صفحه اي برود كه در آن اطلاعاتي مختصر در مورد كتاب و لينك داونلود آن قرار دارد .
    -    بخش ديگر سايت مي تواند مربوط به لينك هاي ساير سايت هاي ديگر كه كار مشابه سايت ما را انجام مي دهند و كتابخانه هاي الكترونيكي معروف باشد .
    -    بخش جستجو نيز بايد در سايت گنجانده شود تا زحمت كاربر براي يافتن كتاب كمتر شود
    -    تبليغات نيز در بخشي از صفحه اصلي مي تواند جايگذاري شود
    -    توجه داشته باشيد كه سايت پويا است يعني بيشتر اطلاعات موجود در آن بايد از پايگاه داده خوانده شود و توسط مدير سايت قابل تغيير باشد .

    بخش مديريتي :
    -    در صفحات سايت يك بخش كوچك براي ورود نام كاربري و رمز عبور مدير سايت و كاربران عضو در سايت بايد گنجانده شود . مدير سايت از اين طريق مي تواند به صفحات كنترلي دسترسي يابد و كاربران عضو مي توانند كتاب هاي جديد خود را در سايت بگذارند . (البته مي توان عضويت كابران در سايت را نديده گرفت و به هر بازديد كننده از سايت اجازه اضافه كردن كتاب را داد )
    -    توجه داشته باشيد اگر عضويت كاربران را در نظر نگيريد  بخش كنترلي فقط مختص مدير سايت مي شود و لازم نيست هيچ صفحه كنترلي براي كاربران و عضو شدن آنها قرار داد .
    -    صفحه كنترلي مربوط به مدير سايت مي تواند حاوي امكاناتي مثل حذف كاربران ، حذف يا تغيير اطلاعات كتاب ها ، تغيير لينك ها و هر گونه اطلاعاتي است كه در سايت نمايش داده مي شود ، باشد .
    -    صفحه مربوط به كاربران عضو مي تواند داراي امكانات اضافه كردن كتاب ( و در صورت امكان عضو شدن كاربران ، اصلاح اطلاعات شخصي كاربر) باشد .



     ادامه مطلب
     عنوان خبر: وحی

    راجع به خود ( وحى) از همه مهمتر همين است كه موارد استعمالش را در قرآن به دست بياوريم تا حقيقتش را بهتر بفهميم . اينها را از لغت نمى شود به دست آورد چون عرف عام مورد استعمال نداشته ، آنچه كه در لغت هست يك معنى نزديك به اين معناست . حالا ما در علوم مثال مى زنيم . ارباب علوم به يك معانى تازه اى مى رسند كه عرف عام به آن معانى نمى رسد ، ناچارند كه يك لغتى براى معنى جديد وضع كنند ، و معمولا ديگر نمى روند لفظى از خارج اختراع كنند ، به قرائن و مشابهاتى كه هست لفظى را از جايى مى گيرند و بعد آن را توسعه و تعميم مى دهند ، ترويجش مى كنند تا قالب جديد پيدا كند . مثلا علم و فلسفه علت و معلول كشف مى كند به صورت يك مفهوم فلسفى و علمى ، ولى عرف به اين معناى عام فلسفى و علمى چنين لفظى براى آن ندارد ، آنگاه اهل لغت مى روند مى بينند كه در زبان عرف يك كلمه اى دارند به نام علت يعنى بيمارى ، وقتى بيمارى پيدا مى شود يك آدمى مى شود معلول يعنى آن بيمارى را به خود مى گيرد ، نزديكترين لغتى كه پيدا مى كنند اين است ، بعد كلمه علت را برمى دارند مىآورند در اين معنا ، اما حالا كه ما مى گو ييم علت ، ديگر مقصودمان بيمارى نيست ، مقصودمان يك مفهوم عام است . اين مال اهل علم و علماء و فلاسفه . در دريافتهاى انبياء هم يك چنين چيزى است يعنى آنچه آنها دريافت مى كنند يك نوع معانى اى است كه قبلا در ميان مردم وجود نداشته كه لفظ داشته باشد . لفظ جديد وضع كردن هم كه اين درد را دوا نمى كند چون لفظ جديد را ميان دو نفر بايد وضع كرد كه هر دوبا معنى آشنا باشند . ناچار از همان الفاظ متداول ، نزديكترين الفاظ را براى اين معنى انتخاب مى كنند . ما اگر بخواهيم به آن معنى نزديك شويم - ما هم كه به آن معنى مستقيما آشنايى نداريم - بايد ببينيم از مجموع مواردى كه به كار برده اند چه درك مى كنيم و چه مى فهميم . در لغت ، معنى ( وحى) هر القاء محرمانه و مخفيانه و پنهان را مى گويند ، القاء مرموز ، مثل اينكه اگر يك نفر به يك نفر ديگر به صورت نجوا و مخفى كه كسى نفهمد ، مطلبى را القاء كند ، اين را در عرف مثلا مى گفته اند وحى . پس ، از معنى لغوى ، آن مقدارى كه در اينجا منظور هست همين جنبه مخفى بودن و مرموز بودنش است نسبت به افهام ساير مردم .
    موارد استعمال وحى در قرآن نظر اقبال درباره وحىحالا موارد استعمال ( از همينها انسان خيلى چيزها مى تواند كشف كند ) : قرآن وحى را اختصاص نداده به آنچه كه به انبياء به اصطلاح گفته مى شود كه ما اصطلاحا ( نبوت) مى گوييم ، وحى را تعميم داده به يك معنا در همه اشياء . اقبال لاهورى در كتاب احياء فكر دينى در اسلام عبارت خوبى دارد ( آقاى آرام ترجمه كرده اند و كتاب خوب و عميقى است ) . اقبال مرد متفكرى بوده يعنى از خودش ابتكار داشته . ابتكارهايش مورد توجه است گو اينكه اطلاعاتش مخصوصا در مسائل اسلامى خيلى وسيع نبوده ، ولى انصافا بايد تصديق كرد كه مرد صاحب فكرى بوده است . اقبال خودش در عين حال يك مشرب عرفانى دارد ، به مسائل عرفانى و سير و سلوك عرفانى و مكاشفات عرفانى سخت معتقد است ، آن عرفان را ( خود آگاهى باطنى) مى نامد . حالا عبارتهايش را مى خوانم . اگر چه قسمتهايى از آن مربوط به بحث ما نيست ولى همه آن را مى خوانم : ( پيغمبرى را مى توان همچون نوعى از خود آگاهى باطنى تعريف كرد كه در آن تجربه اتحادى ( چون حالت عرفانى يك حالت تجربه شخصى است اسمش را گذاشته تجربه اتحادى ، اتحاد هم يعنى اتحاد با خدا ، اتصال با خدا ) تمايل به آن دارد كه از حدود خود لبريز شود و در پى يافتن فرصتهايى است كه نيروهاى زندگى اجتماعى را از نو توجيه كند يا شكل تازه اى به آنها بدهد ( 1 ) . در شخصيت وى مركز محدود زندگى در عمق نامحدود خود فرو مى رود ( 2 ) ، تنها به اين قصد كه بار ديگر با نيروى تازه ظاهر شود ( 3 ) و كهنه را براندازد و خط سيرهاى جديد زندگى را آشكار سازد) .  تا اينجا مقدمه بحثش بود . ويليام جيمز سخنى دارد از نظر روانشناسى كه همين مطلب را ذكر مى كند . او معتقد است كه ( من) ها - يعنى روحها - كه از هم جدا هستند ( الان من غير از شما هستم ، شما غير از ايشان هستيد ، ايشان غير از آن آقاى ديگر هستند ) يك راهى از باطن ميان روحها وجود دارد كه اين راه گاهى بسته است و گاهى باز مى شود . ممكن است يكوقت روحى از همان عالم ارواح و از آن درون ، روزنه اى پيدا كند به روح ديگر و حتى محتويات آن روح را بخواند و بداند و متوجه بشود . اين حرف را در سير حكمت در اروپا هم نقل شده و عرفاى خودمان زياد روى آن تكرار دارند و حتى يكى از علماى بزرگ معاصر كه مدتى هم به اصطلاح اهل سير و سلوك بود و براى خودش اين جور قضايا پيش آمده است نقل مى كرد كه يك وقت براى من اين حالت پيش آمد كه خودم را با يك شخصى كه در ششصد هفتصد سال پيش زندگى مى كرد يكى مى ديدم ، اصلا خودم را او مى ديدم و تمام كارهاى او را كار خودم مى ديدم ( اين باز مهم نيست چون مربوط به گذشته است ) . گفت يك وقتى براى من در سحر اين حالت پيدا شد كه من خودم را يك نفر ديگرى - كه او هم از دوستانش بوده - مى ديدم ، من خودم را او مى ديدم و او را خودم ، و خودم را او ديدم در حالى كه از رختخواب بلند شد رفت وضو گرفت و نماز خواند ، تمام كارهايى كه او مى كرد مى ديدم خودم دارم مى كنم ، خودم را او مى ديدم ، تنها در وقتى كه او رفت براى قضاى حاجت كشف عورت كرد مثل اينكه بر من پوشيده شد . فردا من از او پرسيدم ، تمام جزئياتى كه من در آن وقت خودم را او مى ديدم ، همان كارهايى بود كه آن شب او انجام داده بود . بحث من سر حرف اقبال در اينجاست  ( اين اتصال با ريشه وجود به هيچ وجه مخصوص آدمى نيست ( 4 ) . شكل استعمال كلمه ( وحى) در قرآن نشان مى دهد كه اين كتاب آن را خاصيتى از زندگى مى داند ( 5 ) ، و البته اين هست كه خصوصيت و شكل آن بر حسب مراحل مختلف تكامل زندگى متفاوت است ( 6 ) . گياهى كه به آزادى در مكان رشد مى كند ، جانورى كه براى سازگار شدن با محيط تازه زندگى داراى عضو تازه اى مى شود و انسانى كه از اعماق درونى زندگى ، روشنى تازه اى دريافت مى كند همه نماينده حالات مختلف وحى هستند كه بنا بر ضرورتهاى نوعى كه اين ظرف پذيراى وحى يا ببنا بر ضرورتهاى نوعى كه به آن تعلق دارد اشكال گوناگون دارد) . اين حرف به نظر من بسيار حرف متين و حرف صحيح و درستى است و موارد استعمال كلمه ( وحى) در قرآن همين مطلب را تأييد مى كند ولى بحث ما در مطلق وحى نيست ، اينجا هم كه مى گويند شكل وحى در هر موجودى متناسب با خود آن موجود است ، بحث ما در وحى نبوت است كه شكلش چه شكلى هست . عمده ، آن را ما بايد بدانيم . اين هم باز مسأله اى است كه ما از زبان اولياء وحى بايد بشنويم چون نه مى توانيم روى آن تجربه كنيم و نه مى توانيم استدلال كنيم . ما بايد ببينيم آنها چه گفته اند ، بعد ، از نظر علمى ببينيم چگونه مى توانيم توجيه كنيم .
    وحى انبياء
    در وحى انبياء يك مطلب كه مسلم است اين حد كه اين وحى معلم داشته يعنى بدون معلم نيست ولى معلم غير بشرى و غير طبيعى : (  علمه شديد القوى)  . (  و النجم اذا هوى 0 ما ضل صاحبكم و ما غوى 0 و ما ينطق عن الهوى 0 ان هو الا وحى يوحى 0 علمه شديد القوى  ) ( 7 ) . اين مطلب را ما درباب وحى حتما بايد در نظر بگيريم يعنى فرض معلم و متعلم بايد بكنيم . بنابراين اگر ما بخواهيم اينجور فرض كنيم كه مثل نبوغهاى افراد است ، يك نبوغى كه فقط لازمه اين ساختمان كامل وجودى است ، نابغه هم اينجور است ، يك نابغه طرح ابتكارى مى ريزد ولى اين طرح ابتكارى از خودش است ، به اين معنا كه ساختمانش يك ساختمانى است كه ايجاب مى كند چنين ابتكارى بكند . ولى در وحى هرچه شخصيت كه پيغمبر دارد در واسطه بودنش هست ، تمام شخصيتش در اين است كه توانسته ارتباط با خارج وجود خودش ، با خدا ، با شديد القوى ، با ملك ، با فرشته - هر چه مى خواهيد بگوييد - پيدا كند ، تمام شخصيتش در اين جهت خلاصه مى شود كه با خارج وجود ذهنش ارتباط پيدا كرده . به نظر من وقتى وحى نبوتى را در قرآن مى بينيم اين را نمى توانيم از آن بگيريم . بنابراين اگر شخصى هرچه كار فوق العاده انجام بدهد كه اين جهت در آن نباشد كه او واسطه است كه از بيرون وجود خودش گرفته است ، نمى توانيم اسمش را ( وحى) بگذاريم ، مى خواهد ابتكار باشد مى خواهد نباشد ، هرچه مى خواهد باشد اين وحى نيست .
    جنبه دوم كه باز در وحى مسلما مى شود اين را منظور كرد حالت استشعار است يعنى در حالى كه مى گيرد متوجه است كه از بيرون دارد مى گيرد ( كه اين هم مربوط به همين است كه از خارج مى گيرد ) . مثلا يك الهاماتى گاهى به افراد مى شود بدون اينكه خود فرد هم علتش را بفهمد . بديهى است كه اين الهامات هست . انسان همين قدر مى بيند كه يكدفعه در دلش چيزى القاء شد ( 8 ) ، احساس مى كند يك چيزى را درك كرد بدون اينكه بفهمد كه آن چيست . اين خودش يك نوع القاء است ، يك نوع الهام است .
    تعجب است ، يك مردى كه شايد در حرفهاى خودش اغلب مادى حرف مى زند ( گو اينكه او از يك نظر يك آدم پراكنده گوست ، اسمش را نمى خواهيم ببرم ) مى گفت كه من در پاريس تحصيل مى كردم و يك زن خارجى هم آن وقت گرفته بودم . روزى با زنم قرار گذاشته بوديم كه ساعت مثلا چهار و نيم بعد از ظهر برويم سينما و محل قرارمان هم ايستگاه مترو بود ، جايى كه از پله ها بايد مى رفتيم پايين . مى گفت من چند دقيقه قبل از او رسيدم ، از پله ها كه رفتم پايين ، يكمرتبه مثل اينكه مغزم در يك لحظه اى روشن شد ، تهران را ديدم ، خانه برادرم را ديدم ، ديدم جنازه پدرم را از خانه برادرم دارند مىآورند بيرون ، و مردم را ديدم كه داشتند تشييع جنازه مى كردند . يك حالت ضعفى در من پيدا شد . رنگ در صورتم نماند ، بى حال شدم . بعد زنم آمد گفت چطورى ؟ چرا رنگت پريده ؟ گفتم چيزى نيست ، جواب او را دادم . بعد ديگر نامه پدرم نيامد . به پدرم خيلى علاقه مند بودم ، او هم به من خيلى علاقه مند بود . بعد از آن ديدم كه برادرم نامه مى نويسد . نمى خواستند كه من ناراحت بشوم . تا اينكه من اصرار كردم كه بنويسيد كيفيت چه بوده است ؟ معلوم شد اتفاقا همين جور هم بوده ، پدرم در همان لحظه و همان ساعت ( گفت يادداشت كردم ) در خانه برادرم مرده بود و آن حالت من در همان لحظه اى بوده كه جنازه اش را مىآورده اند بيرون . اين را من از خود آن آدم شنيدم . اگر دروغ هم گفته من از خودش شنيدم . ولى در وحى حالت استشعار هست يعنى آن كسى كه به او وحى مى شود مى فهمد كه دارد از آنجا تلقى مى كند و حتى در قرآن اينطور وارد شده كه پيغمبر اكرم از ترس اينكه آنچه مى گيرد فراموش كند ، از اين طرف هنوز جمله هايى كه مى گرفت تمام نشده بود از سر مى گرفت تكرار مى كرد ، آيه نازل شد كه : (  و لا تعجل بالقرآن من قبل   ان يقصى اليك وحيه)  ( 9 ) شتاب نكن . هنوز داشت از اين طرف مى گرفت ، از اين طرف ديگر داشت تكرار مى كرد ، يعنى اين مقدار مستشعر بود به حالى كه برايش رخ مى دهد ، غير استشعارى نبوده .
    نكته سومى كه مادر وحى انبياء از زبان خود انبياء مى فهميم اين است كه آنها يك موجود ديگرى را غير از خدا به عنوان فرشته ادراك مى كرده اند كه او باز واسطه وحى بوده است ( خود وحى وساطت بشرى است كه واسطه شود ميان خداوند و افراد ديگر . حال او وساطت چرا و چه ضرورتى دارد ، ما به چرايش كار نداريم ، ما داريم از زبان انبياء مى گوييم ) يعنى اينجور نمى گفتند كه ما مستقيم هميشه از خداوند تلقى مى كنيم بدون آنكه موجود ديگرى واسطه باشد ، يك موجود ديگرى را به نام فرشته كه به وجود او هم مستشعر بودند درك مى كردند و براى ما معرفى كرده اند (  نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين . ( 10 ) (  ( جبرئيل) هم در قرآن زياد آمده است . حتى همين ( شديد القوى) كه در اينجا هست ، در تفاسير گفته اند مقصود جبرئيل است ، همان واسطه وحى است . اين واسطه را هم ما نمى توانيم انكار كنيم . البته نمى خواهم عرض كنم كه هيچ گاه وحيى براى پيغمبر صورت نگرفته كه جبرئيل واسطه نباشد . نه ، آن هست ، خود قرآن تصريح مى كند كه هست ، ولى اكثر كه وحى مى شد به وسيله او بوده . حالا اين چگونه است كه گاهى بدون واسطه هم بوده ، خدا مى داند ، شايد هم يك وقتى به رازش پى برديم . (  و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحى باذنه)  ( 11 ) . مى گويد گاهى مستقيم خود خدا وحى مى كند كه فرشته هم واسطه نيست ، گاهى هم من وراء حجاب است ، يا اينكه يك واسطه و رسولى را - كه اينجا مقصود فرشته است - مى فرستد ، او به اذن پروردگار به پيغمبر وحى مى كند .
    پس اين سه چيز را ما بايد درباب وحى مسلم و مفروض بگيريم . حالا ممكن است چيزهايى ديگر هم بعد به نظر ما برسد . آنگاه بايد ببينيم كه با توجه به اين سه چيز چگونه ما مى توانيم وحى را از نظر علمى توجيه كنيم و هيچ ضرورتى هم ندارد كه ما حتما بگوييم ما بايد حقيقت و كنه و ماهيت وحى را درك كنيم ، آخرش هم يك توجيهى بكنيم و بگوييم همين است و غير از اين نيست . ما بايد به وجود وحى ايمان داشته باشيم ، لازم نيست بر ما كه حقيقت وحى را بفهميم ، اگر بفهميم يك معرفتى بر معرفتهاى ما افزوده شده است ، و اگر نفهميم جاى ايراد به ما نيست ، به جهت اينكه يك حالتى است مخصوص پيغمبران ، كه قطعا ما به كنه آن پى نمى بريم ، ولى چون قرآن وحى را عموميت داده در اشياء ديگر ، شايد به تناسب آن انواع از وحى كه مى شناسيم ، بتوانيم تا اندازه اى آن وحيى را كه با آن از نزديك آشنايى نداريم ، كه وحى نبوت است ، توجيهى بكنيم ، و اگر نتوانستيم توجيهى بكنيم ، از خودمان حتى گله مند نيستيم ، چون يك امرى است مافوق حد ما و يك مسأله اى است كه از مختصات انبياء بوده است .
    سؤال : آيه (  و ما قدروا الله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله على بشر من شىء)  در سوره انعام را ترجمه فرموديد كه ( نشناخته اند خدا را ) . . . . در كدام تفاسير ( قدر) را به شناختن معنى كرده اند ؟
    جواب : همه تفاسير ، مخصوصا تفسير الميزان . ( قدر) اصلا معنايش اندازه گرفتن است ، چون هر كسى را وقتى انسان مى شناسد نوعى اندازه گيرى مى كند . اصلا خود تعريف را هم مى گويند ( حد) چون هر چيزى را ما وقتى مى خواهيم بشناسيم ، در قالب فكرى خودمان آن را قالب گيرى مى كنيم . از اين جهت اين كنايه آورده مى شو د . در قرآن اين تعبير زياد آمده ، كه مى گويد خدا را اندازه نگرفته اند آنچنانكه بايد اندازه بگيرند . البته اين معلوم است كه اندازه جسمانى نيست كه مترى بردارند ببينند قد خدا چقدر است ، عرضش چقدر است ، ارتفاعش چقدر است ، مقصود اندازه گيرى ذهنى است ، يعنى خدا را آن طورى كه بايد در ذهن اندازه بگيرند و بشناسند نشناخته اند . مفسرين هم همين طور تفسير كرده اند .
     - ( قدر) به معنى ( عرف) آمده ؟ استاد : قدر كنايه است از عرف . - خصوصيتى ندارد ؟ استاد : خير ، حتى گفته اند در غير مورد خدا هم اين كلمه استعمال شده ولى در مورد معرفت ، كنايه است از شناختن .
     


     ادامه مطلب
     عنوان خبر: با كمر درد چه كنيم؟

    تقريباً همه ي افراد ، كم و بيش در نقاطي از كمر خود احساس درد دارند. اغلب ما هنگام انجام فعاليت هايي نظير نصب دستگاه تهويه، جابجا كردن جعبه هاي بزرگ و بلند كردن كودكان، كمردرد خود را جدي نمي گيريم. ما به اين مسئله توجه نداريم كه كمردردها در نتيجه صدماتي است كه با رفتارهاي روزانه ما تشديد مي شود. اكثر ما هنگام ايستادن، نشستن و خم شدن ، وضعيت هاي نامناسبي در بدن خود ايجاد مي كنيم. ما هنگام بلند كردن اشياء به جاي خم كردن زانو، كمر خود را خم مي كنيم. انجام كارهايي كه براي سلامتي ما مضر است و پدر و مادر ما را از آن منع مي كردند، بعد از سالها موجب مي شود كمردرد ما شروع شود. وارد آمدن فشار زياد به عضلات كمر و به اصطلاح رگ به رگ شدن رباط هاي كمري كه نگه دارنده مهره ها هستند باعث كمردرد مي شود. عضلات كمر براي مقابله با اين فشار دچار گرفتگي و انقباض مي شوند تا بتوانند كمر را از صدمه بيشتر محافظت كنند و اين حالت ، خود باعث تشديد درد كمر است. در واقع اين سيكل درد، سفتي و انقباض عضلاني درمان نمي شود مگر اين كه شما فعاليت خود را كم كنيد ، به كمر خود استراحت دهيد و به تدريج ازعضلات خود استفاده نماييد.
    در گذشته ، پزشكان استراحت طولاني مدت در بستر را توصيه مي كردند اما اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه استراحت بيش از حد باعث طولاني شدن درمان كمردرد است. اين مسئله در مورد رگ به رگ شدن عضلات هم صدق مي كند. به همين دليل امروزه شما كمتر مشاهده مي كنيد كه از گردن بندهاي مخصوص درد گردن استفاده شود.
    در حال حاضر كمردردهاي شديد، حداكثر با چند روز استراحت و پس از آن با شروع فعاليت هاي سبك و كشش آرام عضلات درمان مي شوند، اين طريقه درمان باعث افزايش قدرت خم شدن بدن و توان حركت خواهد شد.
    ساير علل كمردرد در بروز آرتروز و فتق ديسك كمر (غضروف بين مهره ها) مشاهده مي شود. فتق ديسك در بين عوامل كمردرد شيوع كمتري دارد ولي بهتر شناخته شده است. ديسك بين مهره ها ، فضاي نرمي را بين مهره ها ايجاد مي كند، گاه اين ديسك متورم شده و به اعصاب ناحيه فشار وارد مي آورد. اغلب اعصابي كه از ران و بازو مي گذرند تحت فشار قرار گرفته و گاه بي حسي، ضعف و مشكلاتي در كنترل ادرار ايجاد مي كنند.
    فتق ديسك مانند ساير علل كمردرد، خود به خود بر طرف مي شود و اغلب نيازي به عمل جراحي نيست. در حقيقت سي درصد مردم مبتلا به فتق ديسك هستند و هرگز برايشان مشكل جدي ايجاد نمي شود.
    درمان
    براي برطرف كردن كمردرد، به پشت بخوابيد، يك بالش زير زانوهايتان قرار دهيد. (در حالي كه زانوهايتان را جمع كرده ايد). اين طريقه خوابيدن فشار را از كمر شما بر مي دارد. درمان اصلي همه كمردردها كم كردن فعاليت است. البته اين كاهش فعاليت همان طور كه قبلاً گفته شد فقط براي چند روز پيشنهاد مي شود و پس از آن با نرمش هاي مخصوص پايين كمر و «عضله چهار سر ران» مي توان كمردرد را درمان كرد.
    در اولين روزها براي كاهش التهاب مي توان از يخ در موضع درد استفاده كرد و بعد از چند روز مي توانيد از گرماي موضعي كمك بگيريد تا انقباض مقاوم عضلات را برطرف كنيد. همچنين داروهاي ضد التهاب مثل ايبوبروفن، كتو بروفن و ناپروكسن در بر طرف كردن درد و التهاب مؤثر هستند. اگر يك دارو اثر نكرد، نوع ديگري از دارو را مصرف كنيد؛ زيرا افراد مختلف نسبت به داروها عكس العمل متفاوتي دارند. به خاطر داشته باشيد كه داروهاي ضد التهاب را حتماً همراه غذا ميل كنيد تا باعث ايجاد زخم معده شما نشوند.
    داروهاي جديد و گران قيمت « ويوكس» و « سليركس» بهتر از داروهاي قديمي عمل نمي كنند ولي تحريكات معده در آنها كمتر است و به طور كلي براي درمان دردهاي طولاني مدت و در افرادي با سابقه زخم معده مصرف مي شوند.
    استامينوفن نمي تواند كمك به رفع التهاب كند. ولي مي تواند درد را بر طرف سازد. هم چنين بر روي معده نيز اثري ندارد. استامينوفن بي خطرترين دارو در درمان هاي طولاني مدت است ولي نبايد بيش از 2 تا 3 هزار ميلي گرم در روز مصرف شود؛ زيرا مصرف زياد دارو ، كبد  را تحت تأثير قرار مي دهد.
    داروهاي شل كننده عضلات توصيه نمي شوند؛ زيرا بر كاهش درد كمر تأثيري ندارند.

    يوگا تمرين كنيد
    بعضي از پزشكان معتقدند يوگا بهترين درمان دردهاي مزمن كمر است؛ زيرا حالت مناسب را در بدن ايجاد مي كند و با تنفس مناسب، كشش و فشار روي عضله را كم مي كند. خيلي از بيماراني كه از درمانهاي ديگر نتيجه نگرفته اند مي گويند يوگا در درمان آنها مؤثر بوده است.بعد از بهبود كمردرد، تمرينات نرمشي را ادامه دهيد، وزن خود را كم كنيد و به اصلاح حالت و كشش عضلات اهميت دهيد. نرمش عضلات مربوط به شكم را انجام دهيد تا از كمردردهاي آينده پيشگيري شود.اگر در قسمت بالاي كمر خود احساس ناراحتي مي كنيد، تمرينات خم شدن به سمت پايين و تمرينات نرمشي شانه ها را انجام دهيد (شانه ها را به طرف يكديگر كشيده و چند ثانيه نگه داريد سپس بر عكس عمل كنيد).
    بهترين تمرين براي اصلاح حالت كمر اين است كه با فاصله 30 سانتيمتر از ديوار و در مقابل آن تكيه دهيد شكم خود را به داخل بكشيد، سينه را بيرون دهيد بعد از چسباندن كمر به ديوار، سر، شانه ها و پشت و لگن همه در يك رديف قرار مي گيرند و به اين طريق گودي كمر از بين مي رود. اين حالت شبيه حالت ايستادن سربازان است. صدها سال قبل اين طور گفته مي شد كه سربازان مي توانند ساعت ها بدون احساس كمردرد روي پا بايستند مشروط به اينكه حالت ايستادن آنها درست باشد. آيا شما طور ديگري فكر مي كنيد؟ البته همه پدر و مادرها به نحوه صحيح ايستادن و نشستن فرزندان تأكيد دارند ولي آنها نمي توانند تمام اوقات همراه فرزندان خود باشند و آنها را كنترل كنند! درست ايستادن و درست نشستن بايد براي ما به صورت عادت درآيد.
    گرفتگي عضلات پا در خواب شب
    آيا تا به حال براي شما اتفاق افتاده است كه نيمه هاي شب، يك مرتبه به دليل درد ناشي از گرفتگي عضلات پايتان از خواب بيدار شويد؟
    گرفتگي عضلات در خواب اغلب به دليل عكس العمل ( reflex) بيش از حد عضلات است. وقتي شما در خواب جابجا شده و تكان مي خوريد، ماهيچه هاي ساق پايتان جمع شده و تاندون ها كشيده مي شوند. اين عمل، باعث تحريك گيرنده هاي عصبي موجود در تاندون ها شده و با فرستادن پيام هاي عصبي به نخاع، منقبض شدن عضلات را اعلام مي كنند.
    بعضي اوقات، عضلات در همان حالت انقباض باقي مانده و صدمه مي بينند.
    گرفتگي درد ناك عضلات درشب، مي تواند به دليل صدمات عصبي مانند كوفتگي عصب، آسيب هاي عضلاني، قطع موقتي جريان خون به پاها و مقادير غيرعادي املاح يا هورمون ها در بدن شما باشد كه اگر داراي يكي از اين مشكلات بوديد، بايستي  به پزشك مربوطه مراجعه كنيد.
    ولي اگر مشكل جدي نداشتيد، مي توانيد قبل از خواب با انجام كارهايي كه باعث كاهش رفلكس ( واكنش) كششي مي شوند، از گرفتگي عضلات پايتان جلوگيري كنيد كه اين اعمال شامل موارد زير است:
    1- انجام ورزش مخصوص پا كه باعث كشيدگي ساق پا شوند. در اين ورزش، فرد روي شكم دراز كشيده و كف دستها را بر روي زمين گذاشته و با بالا و پايين آوردن دست ها ، شكم را به زمين نزديك و دور مي كند.( مطابق تصوير پايين )
    2- استفاده از تشك گرماده به مدت 10 دقيقه قبل از خواب كه باعث گرم شدن پا شود. تنها داروي موثر برروي گرفتگي شبانه عضلات، " كوئي نين" است ولي FDA اعلام كرده است هيچ يك از داروهاي تجويز شده براي گرفتگي عضلات، سالم وموثر نيستند.پزشكان معمولاً 1 يا 2 كپسول كوئي نين را به هنگام خواب تجويز مي كنند. اما اين دارو مي تواند باعث مشكلات تنفسي و سقط فوري وخودبخودي جنين شود. بنابراين خانم هاي باردار بايستي از مصرف آن خودداري كنند.همچنين باعث شنيدن صداي زنگ درگوش، سردرد، تهوع، اختلال در ديد، درد قفسه سينه و آسم نيز مي شود.
    مروري بر درمان کمردرد
    اگر پزشک به شما بگويد که علت کمردرد شما، در اثر پارگي ديسک کمر است، چه کاري بايد انجام دهيد؟ راه هاي درمان کمردرد شامل جراحي، تزريق استروئيدها، مصرف داروهاي ضد درد، انجام ورزش و نرمش هاي بدني، ماساژ دادن کمر با وسايل مخصوص مثل فيزيوتراپي کمر است.
    به دليل اينکه جراحي تأثير چنداني در کاهش درد کمر ندارد، توصيه زيادي به جراحي کمر نمي شود، مگر اينکه احتمال آسيب هميشگي کمر مثل فقدان حس در ناحيه کمر، عدم کنترل عضلات کمر و درد شديد و مداوم در اين قسمت وجود داشته باشد. تزريق استروئيدها هم باعث تسکين موقت درد مي شود و هرگز نمي تواند آن را براي هميشه معالجه کند.

    بهترين و اولين راه درمان کمردرد ، ورزش و انجام فيزيوتراپي و ماساژ کمر است که خيلي بيشتر از استراحت کردن باعث کاهش درد مي شوند.
    ورزش باعث کشش و قوي شدن عضلات شکم، پشت و پا مي شود. برنامه ورزشي براي قوي کردن عضلات بايد دو تا سه بار در هفته و بطور منظم و اجرا شود. تمرينات کششي نيز هر روز براي کشش عضلات پشت و پا بايد انجام گيرد.
    ماساژ سفت کمر خيلي دردناک است و باعث سوزش پوست مي شود، به همين دليل اغلب يک بار در هفته بايد انجام گيرد. ماساژ سطحي و آرام پوست تاثيري در کاهش درد کمر ندارد. فيزيوتراپي باعث از بين رفتن اسپاسم و گرفتگي عضلات مي شود، در نتيجه تأثير زيادي در کاهش درد کمر دارد.
    در اين مطلب سعي کرديم خلاصه هاي از روشهاي درمان کمردرد را براي شما بيان کنيم. منتظر مطالب مفصل تري دراين زمينه باشيد که انشاءا... در آينده براي شما ارائه خواهيم داد.
    AS دقيقا چيست؟
    AS يك بيماري روماتيسمي دردناك و پيشرفت كننده است.
    اين بيماري اصولا مفاصل ستون فقرات را درگير ميكند . اما ميتواند ساير مفاصل و رباط ها(ligaments –tendons ) را نيز گرفتار نمايد . همچنين ساير اندام مانند چشم ،ريه ،روده و قلب نيز ميتوانند درگير شوند.
    عملا چه اتفاقي رخ ميدهد؟
    التهاب در نقاطي كه رباط ها و تاندون هاي خاص به استخوانها ميچسبند ، رخ ميدهد (enthesis ). متعاقب آن فرسايش تدريجي استخوان در محل اتصال ايجاد ميشود همينكه التهاب فروكش ميكند ،در اثر روند التيام استخوان هاي جديد ايجاد گرديده و توسعه مي يابند و در محلي كه استخوان اضافي تشكيل شده ، بافت استخواني ، جايگزين بافت ارتجاعي رباط ها و تاندون ها ميشود و نتيجتا حركات مفصل محدود ميشود . التهاب مجدد بتدريج منجر به تشكيل استخوان هاي اضافي بيشتر و در نتيجه يكپارچگي و ثابت شدن ستون فقرات كمري و پشتي ميگردد.
    مفاصل بين استخوان هاي لكن خاصره و استخوان خاجي (Sacrum ) معمولا در ابتدا و زودتر درگير ميشود و بعد مهره هاي پائيني و كمري ، و در زمان هاي بعد پشت سينه ، گردن و شايد مفاصل ديگر .
    آيا بيماري AS همان بيماري (Spondylosis ) خشكي و چسبيدن مهره هاي ستون فقرا ت در افراد مسن است؟
    خير ، با اينكه تلفظ آنها شبيه است اما متفاوت هستند ، Spondylosis به معناي يك دوره فرسودگي عادي است كه در آدمهاي مسن بيشتر متداول است . در حاليكه AS مربوط به شرايط التهابي است كه به تدريج استخوا ن هاي اضافي و جديد مي سازد و منجر به يكپارچگي استخوان ها ميشود. تمرينهاي درماني مخصوص و مي سازد و منجر به يكپارچگي استخوان هاميشود. تمرينهاي درماني مخصوص و مناسب كه براي بيماران AS طراحي شده است ، براي كسانيكه از ناراحتي Spondylosis رنج ميبرند ميتواند مضر هم باشد.
    آيا AS يك بيماري رايج است؟

    بيماري AS تقريبا به نسبت يك نفر از هر 200 نفر مرد و يك نفر از هر 500 نفر زن در انگلستان ديده ميشود.
    چه كساني به AS مبتلا ميشوند ؟‌

    هر فردي (‌مرد زن و كودك )‌ ميتواند به AS مبتلا شود . اين بيماري بطور اخص دربين سنين اواخر نوجواني ، و تا دهه سوم عمر با ميانگين حدود 24 سالگي حمله خود را شروع مي كند . درعين حال علائم بيماري ميتواند درديگر دوره هاي عمر نيز بروز نمايد. در مردان بيماري AS در حدود سه برابر بيشتر از زنان معمول است .
    آيا بيماري در مردها زن ها و كودكان فرق دارد؟‌
    بيماري AS در مردان و زنان و كودكان كمي متفاوت است .
    در مردان : درگيري و آسيب لگن خاصره و ستون فقرات شايع تر است . نقاط ديگري كه ممكن است مبتلا شوند عبارتند از قفسه سينه ، مفصل ران ، شانه ها و پا
    در زنان : درگيري و التهاب ستون فقرات معمولا به شدت مردان نيست ،‌لگن خاصره مفاصل ران ، زانوها ، مچ دست ، قوزك پا نقاطي هستند كه بيشترين محل درگيري و ابتلا در زنان ميباشند
    دركودكان : براي كودكان قبل از رسيدن به سن 11 سالگي ، بروز علايم AS غير عادي و نادر است . دركودكان مفاصلي كه مشخصا مبتلا ميشوند ، ابتدا زانوها ،‌قوزك پا ، پاها ، مفاصل ران و كفل ها هستند در دوره سنين جواني ، ممكن است AS به يك دوره طولاني بيماري مفاصل ران كشيده شود كه نهايتا گاهي اين ناراحتي نيازمند جراحي و تعويض مفصل ران در سنين بزرگتر ميگردد.
    نشانه هاي بيماري AS چيست؟
     نشانه هاي بارز بيماري AS عبارتند از :
    - شروع تدريجي خشكي و درد پشت در طول هفته ها وماهها (بيش از چند ساعت و چند روز(
    - خشكي و سفتي و درد در بامداد ، كه تدريجا در طول روز با حركت و ورزش ازبين ميرود و يا كاهش مي يابد.
    - تداوم ناراحتي بيش از سه ماه ، (‌كه با وقوع ناراحتي هاي كوتاه مدت فرق دارد(
    - احساس بهتر شدن بعد از حركت و ورزش و احساس بدتر شدن بعد از سكون طولاني
    - كاهش وزن ، مخصوصا در مراحل اوليه .
    - احساس تب و عرق شبانه
    آيا AS برروي ديگر مفاصل نيز اثر ميگذارد؟
    بله AS گاهي سبب ناراحتي و دردهاي طولاني و ورم در مفصل ران ، زانو قوزك و مچ پا ميشود . در واقع هر مفصل ميتواند درگير شود. در اغلب اوقات درد و ورم بعد از درمان فرو مينشيند . اما خيلي اهميت دارد كه مفصل ران را بحالت كشيده و تحت كشش قرار دهند ،‌تا پس از بهبود و التهاب باعث خميده ماندن و خشك شدن مفاصل ران نگردد و فرد مبتلا در حالت متمايل به جلو و خميده نماند. استخوان پاشنه پامخصوصا در دو ناحيه دچار درد و آسيب ميشود، رايج ترين نقطه زير پاشنه پا و با فاصله سه سانتيمتري از پشت پا است . به آن التهاب غلاف كف پا (Plantar Fasciit ) گفته ميشود. ممكن است هفته ها طول بكشد. اين ناراحتي با استفاده از يك كفش مناسب كه فشار وزن را از روي پاشنه پا كاهش ميدهد ، بهتر ميشود.
    ناحيه ديگري كه كمتر شايع است ، رباط پشت پا (Achilles tendon ) در جايي كه به استخوان پاشنه وصل ميباشد ، فشار كفش ميتواند آنرا شديدترچگونه AS به قلب اثر ميگذارد ؟
    بيماري AS گاهي ميتواند بر قلب اثر خفيفي بگذارد. در بسياري از موارد اين تاثير آنقدر خفيف است كه به سختي قابل تشخيص ميباشد. A.S ممكن است باعث نشت دريچه آئورت شود. (Aortic valve leak ) اغلب اوقات برهدايت فعاليت الكتريكي درون قلب نيز اثر ميگذارد . درمورد چنين عوارض ، معمولا از طرف خود بيمار شكايتي ابراز نميشود.

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: تجليات زبان در شعر نیما


    چكيده:
    مقاله حاضر بر آن است تا تأثيرات محيطي از قبيل زبان، فرهنگ، و شرايط جغرافيايي مازندران را در اشعار نيما توصيف و بررسي نمايد. زبان شناسان اجتماعي معتقدند هر زبان تا حد زيادي منعكس كننده واقعيات و خصوصيات بيروني پيرامون خود مي باشد. به تعبيري، كاربرد زبان در خلا انجام نمي پذيرد، بلكه متأثر از بافت محيطي خود است. اين مسأله مي تواند در مورد آثار ادبي نيز صادق باشد در اشعار نيما خصوصيان زباني و تصوير پردازي به چشم مي خورد كه منعكس كننده بافت منطقه اي، زباني، و فرهنگي نيماست. به عنوان مثال وجود اشعاري مانند:«قاصد روزان ابري، داروگ، كي مي رسد باران؟» نمونه ي بارزي از تأثير شرايط جغرافيايي مازندران بر روي اشعار نيما محسوب مي گردد. بنابراين، ‌اين نوشته براساس رويكرد جامعه شناختي زبان، تلاش دارد بازتاب بعضي از
    جنبه هاي محيطي مازندران را در اشعار نيما نشان دهد.
    كليد واژه ها: واژگان مازندراني، گروه اسمي، ساختواژه همنشيني معنايي، باور محلي


    1- مقدمه:
    اگر زبان را وسيله و ماده اوليه ادبيات بدانيم، پس از مطالعه زبان يك اثر ادبي مي تواند در تحليل و شناخت بهتر آن كمك كند. به عنوان مثال برسي جنبه هاي مختلف زبان مي تواند درك بهتري از بافت محيطي يك اثر در اختيار پژوهشگر قرار دهد، زيرا كاربرد زبان، طبق پژوهشهاي جامعه شناختي زبان تا حد زيادي منعكس كننده بافت محيطي يك جامعه است. در اين مقاله سعي نويسنده بر اين است كه تأثير و بازتاب طبيعت، فرهنگ و زبان طبرستان را در اشعار نيما موردارزيابي قرار دهد. اما ابتدا بهتر است مرور كوتاهي بر سابقه مطالعه در اين زمينه داشته باشيم.

    2-زندگينامه
    نيما يوشيج كه نام اصلي اش علي اسفندياري بود در سال 1276 شمسي در روستاي يوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهيم خان نوري از راه كشاورزي و گله داري روزگار مي گذرانيد. ايام كودكي اش را در روستاي خود به تحصيل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبيرستان سن لويي كه يك مؤسسه متعلق به هيات كاتوليك رمي بود به تحصيل ادامه دهد. در اين مدرسه يكي از معلمين وي نظام وفا بود كه در اثر تشويقهاي او به سرودن شعر روي آورد. او زبان فرانسه را به خوبي فرا گرفت و با ادبيات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقي در روزنامه قرن بيستم بخشي از شعر افسانه نيما را منتشر كرد. نيما در سال 1317 شمسي جزو گروه كاركنان مجله موسيقي، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وي يك سلسله مقاله در اين مجله نوشت و در آنها نظرات فيلسوفان را در خصوص هنر و تأثير آثار اروپايي را در ادبيات بعضي از ممالك شرقي مورد بررسي قرار داد. او در سال 1328 ه.ش. در روابط عمومي و اداره تبليغات وزارت فرهنگ مشغول به كار شد و بالاخره در سال 1338 شمسي در تجريش تهران دار فاني را وداع گفت.
     
     
    3-ويژگي سخن
    نيما در نتيجه آشنايي با زبان فرانسه، با ادبيات اروپايي آشنا شد و ابتكار و نو آفريني را از اين رهگذر كسب كرد. او يكي  از پايه هاي رهبري سبك نوين گرديد و در اين راه تلاش و سعي زيادي نمود. اشعار نخستين او با اينكه در قالب اوزان عروضي ساخته شده از مضامين نو و تخيلات شاعرانه برخوردار است كه در زمان خود موجب تحولي در شعر گرديد. نيما در آثار بعدي خود اوزان شعر عروضي را مي شكند و شعرش را از چارچوب وزن و قافيه آزاد مي سازد و راهي تازه و نو در شعر مي آفريند كه به سبك نيمايي مشهور مي گردد.
     
     
    4-معرفي آثار
    از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنيا خانه من است، قلم انداز، نامه هاي نيما به همسرش، عنكبوت، فريادهاي ديگر، كندوهاي شبانه، حكايات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه اي كامل از آثارش منتشر شد.
     



    5-تعامل بين زبان و محيط

    مطالعه پيرامون زبان و محيط اجتماعي و فرهنگي سابقه ي ديرينه در نوشتگان زبان شناسي دارد. ساپير1 (1939- 1884( جزو اولين زبان شناساني است كه به طور اخص ارتباط بين زبان و محيط زندگي را بررسي كرد و نشان داد چگونه عوامل بيروني در زبان نمود پيدا مي كند. وي در مقاله اي تحت عنوان «زبان و محيط زيست»2 (1949: 90( محيط مادي را از محيط اجتماعي متمايز مي داند. محيط مادي عمدتاً به ويژگيهاي جغرافيايي يك منطقه مانند: آب، كوه، دشت، ساحل، دريا، و شرايط اقتصادي دلالت دارد. در حالي كه منظور از شرايط اجتماعي،‌خصوصيات غير مادي مانند شرايط فرهنگي، قومي، زباني، مذهبي، و سياسي يك جامعه است. اگر چه اين تمايز براي تبيين و توصيف يك زبان مشخص با مشكلات نظري و عملي مواجه است، و دليل آن زبان در بر گيرنده نمادهاي پيچيده اي است كه شرايط مادي و معنوي يك گروه اجتماعي به طور لاينفك در آن متبلور است، با اين حال چارچوب مناسبي براي بررسي موضوع حاضر محسوب مي شود. خصوصاً اين مقاله حاضر تأثير اين دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسي قرار مي دهد.
    3- بازتاب شرايط محيط در اشعار نيما
    تأثير پذيري نيما از طبيعت، زبان و فرهنگ مازندران و انعكاس اين خصوصيات در اشعار وي پيش از اين، توسط بعضي از نويسندگان مورد توجه قرار گرفت(ر.ك: فلكي 1373، ثروتيان، 1375؛ طاهباز، 1375(. به عنوان مثال ثروتيان)1375: 123 و طاهباز(1375: 6- 165) به ترتيب چنين مي گويند:
    زندگي چوپاني شاعر(نيما) لحظه اي او را رها نمي كند و اين پرورده ي طبيعت سرسبز مازندران در هر جا و در هر بابي سخن مي گويد، كوه و جنگل و دريا ـ خواسته يا ناخواسته ـ در ميان سخن او ظاهر مي شود.
    در نوشته او[نيما] بسياري از امكانات زباني و بياني، به كار گرفه شده است: از گسترش كاربرد واژگان، به كار بردن واژه هاي محلي، نامهاي گياهان، جانوران، جاها و همچنين به كارگيري واژه هاي كهن و پيشينه دار و ساختن تلقيقات تازه و مهمتر از همه تغيير در نحو و ساختار جمله و عدول از زبان «رسمي پايتخت»‌كه گاهي با عنايت به ويژگيهاي دستوري زبان طبري است.
    چنين نظرياتي احتمالاً توسط نويسندگان ديگري نيز ارائه گرديده است. اما تا آن جايي كه نويسنده اين مقاله اطلاع دارد تا به حال يك بررسي منسجم براساس يك چارچوب روشمند در اين مورد انجام نگرفته است و در اين راستا اين مقاله شايد گام نخست محسوب گردد. در هر حال، ابتدا تجلي محيط مادي و جغرافيايي نيما، يعني طبيعت مازندران و سپس تأثيرات زباني و فرهنگي طبرستان را در اشعار وي مورد بررسي قرار مي دهيم. براساس اين مطالعه شايد بتوان ادعا كرد كه اين عوامل در خلق يك سبك خاص نيما مؤثر بوده است.
    3-1- تجليات طبيعت مازندران در اشعار نيما
    بازتاب طبيعت سرسبز مازندران در اشعار نيما از چند زاويه قابل بررسي است. ابتدا بسامد واژگاني از قبيل جنگل، كوه، دريا، ساحل، ابر، موج، قايق، درخت، چوپان، و گوسفند در اشعار نيما چشمگير است كه با ديگر آثار ادبي فارسي زبان قابل مقايسه نيست. براي نمونه:
    (1)
    آب مي غرد در مخزن كوه
    كوه ها غمناكند
    ابر مي پيچد، دامانش تر
    وز فراز دره، او جاي جوان
    بيم آورده برافراشته سر
    (آنكه مي گريد، مجموعه كامل، ص 442)
    (2)
    روزي او و كمانش بر پشت
    همچو روزان دگر از پي صيد
    سوي جنگل شد و اين بود غروبي غمناك
    و مه ي نازك، گرما زده مانند بخار
    از هوا خاسته در جنگل ويلان مي شد
    و همه ناحيه ي ديزني و گرجي
    بود پنداري در زير پرند
    (پي دارو چوپان، مجموعه كامل، ص 389)
    (3)
    يادم از روزي سيه مي آيد و جاي نموري
    در ميان جنگل بسيار دوري
    آخر فصل زمستان بود و يكسر هر كجا زير باران بود.
    (ياد مجموعه كامل، ص303)
    (4)
    هر نگاه به سويي، فكر سوي آشيان
    مي كند دريا هم از اندوه من با من بيان
    خانه ام را مي نماياند به موج سبز و زرد
    مي پراند آفتابي را ميان لاجورد
    من در آن شوريدگيهايي كه موج از چيرگي
    در سر آورده است با ساحل كه دارد خيرگي
    دوستانم را كه همه مي بينم آن جا در عبور
    اين زمان نزديك آن وادي رسيدستم ز دور
    سالها عمر نهان را دستي از دريا به در
    مي كشد بر پرده هاي تيرگيهاي بصر
    چشم مي بندم به موج و موج همچون من،
    بر لب درياي غم افزا تأسف مي خورم
    (در جوار سخت سر)

    انعكاس مناظر جغرافيايي مازندران در اشعار نيما با نگاهي گذرا به ديوان وي و يافتن شواهد ديگري بيشتر آشكار مي شود، و شايد نمودار بارز و برجسته چنين واژگاني در اشعار وي ما را از ضرورت مطالعه دقيق آماري از بسامد آنها بي نياز كند.
    نوع تركيبهاي بديع و استعاري نيما كه ملهم از طبيعت طبرستان است مهمتر از بسامد واژگان طبيعي طبيعت است. زيرا صرف به كارگيري كلمات مربوط به طبيعت نمي تواند لزوماً مؤيد بازتاب محيطي شاعر قلمداد گردد. نمونه هاي زيادي از توصيف طبيعت در آثار شاعران گذشته و حتي خود نيما خصوصاً در مطلع مثنويها ديده مي شود كه شاعر هيچ گونه تجربه شخصي از آن طبيعت توصيف شده نداشته است، خود نيما در مورد اين گونه اشعار مي گويد: اين شعرها حكم مينياتورهاي قديم را دارند كه حالتي را مي رسانند، كوهي، آبي، گياهي، آدمي در آن ها هست، اما جزء جزء آن به طوري كه بايد، با خصوصياتي آشنا نيست (نقل از اخوان ثالث، 1369: 279). نظر فلكي نيز در اين مورد مي تواند رهگشا باشد(1373: 91.)

    در شعر شاعران كلاسيك، جز در مواردي استثنايي، اگر مكان در شعر آورده نشود، نمي توان محيط زندگي شاعر را از طريق زبان دريافت. شعر شاعري بيابان نشين با شعر شاعري كه با دريا و جنگل زندگي اش معني مي يافت، همساني داشت... اما شعر نيما از آن جا كه شعري است زنده و با زندگي رابطه دارد، نشاني از موقعيت عاطفي او با پيرامونش دارد.
    بنابراين، نكته در خور توجه اين است كه نيما با ايم واژگان طبيعت را همان طوري كه خود مي بيند به تصوير مي كشد. تصوير كلامي وي از طبيعت كاملاً بديع و حاكي از خلاقيت وي مي باشد و از پيروي سنتهاي ادبي معمول گذشته عاري است. نكته مهم اين است كه تابلوهاي كلامي نيما از پيرامون خود كاملاً ساده و طبيعي است و از جلوه هاي مصنوع اشعار گذشتگان پيراسته است و الا استفاده از كلماتي مانند، كوه، جنگل، دريا، موج و ساحل در آثار ادبي گذشته و حال به چشم مي خورد. اما هيچكدام بوي و طعم واقعي طبيعت را نمي دهند. به قول اخوان ثالث(1369: 303(: كلمه ها، حتي در حالي كه زنده و رايج باشند، به خودي خود براي آفرينشهاي شعري كم توانند و در حد رسايي تازه فقط
    اشاره هايي هستند،‌با قوت هاي متفاوت براي دلالت به آنچه در حيز هستي است، از چيزها و معني ها و حالات. در حالي كه نيما از اين كلمات براي ساختن يك اثر موسيقي موزون از طبيعت بهره مي جويد كه خواننده با تمام وجود صحنه را حس مي كند. به عنوان مثال:
    (5)
    مانده از شبهاي دورادور
    بر مسير خاموش جنگل
    سنگچيني از اجاقي سرد
    اندرو خاكستر سردي
    (اجاق سرد، مجموعه كامل، ص 453)
    در اين جا كاربرد واژه هايي مانند "جنگل" و "سنگچين" نيست طبيعت مازندران را به تصوير مي كشد بلكه آرايش ساده و صادق واژه ها بدون پيرايه هاي مصنوعي است كه بو و فضاي گرفته جنگل را در ديد و جان خواننده بر مي انگيزد. فلكي درباره استفاده خلاق نيما از اين واژگان مي گويد(1373: 124(
    «...يكي از نشانه هاي نوآوري، نگاه تازه اي است كه از درون شعر به زندگي،‌اشيا، طبيعت و پديده ها مي تابد. و اين نگاه تازه، تنها از درون ايجاد
    رابطه هاي تازه تصويري است كه نمود مي يابد. وقتي كه نيما به طبيعت به وجودي مستقل و گاه همدم انسان مي نگرد، ناچار است براي بيان اين حالت، از سطح شيوه قدما، يعني از بهره جويي اجزاي آن جهت تشبيه يا تشريح معشوق يا ممدوح فرا [تر] رود و چنين است كه طبيعت در شعر نيما، دروني شاعر يا با شاعر يگانه مي شود»
    تصوير صادقانه از طبيعت همراه با نگاهي سبز كه طبيعت را ذي شعور و همدم بشر مي داند نقش بسزايي در نوآوري نيما داشته است. به تعبيري گفتگو با طبيعت و الهام مستقيم از آن سبك و سياق خاص خود را مي طلبيد. بنابراين، در اين جا علاوه بر انعكاس تصوير ساده و و اقعي طبيعت مازندران، تعامل و گفتگو با طبيعت مطرح است و اين نشان مي دهد كه نيما به موضوع «زبان شناسي زيست محيطي»3 كه يك حوزه ي جديد در جامعه شناسي محسوب مي شود يك قرن پيش توجه داشته است. به عنوان مثال، ادبيات [6]، [7]، و[8] هماهنگي بين فضاي زندگي انسان با طبيعت را به خوبي به تصوير مي كشد(فلكي، 1373: 126). علاوه بر اين،‌در اشعار نيما شواهد فراوان ديگري وجود دارد كه بيانگر وفاق و تعامل بين انسان و طبيعت است.
    (6)
    نگران با من استاده سحر
    صبح مي خواهد از من
    كه از مبارك دم او آورم اين قوم بجان باخته را بلكه خبر
    (مهتاب، مجموعه كامل ص 444)
    يا در جاي ديگر چنين مي سرايد:
    (7)
    مثل اين بود كه دريا با او
    سر همكاري دارد
    رقص برداشته موجي با موج
    چون خيال وي هر پيش و كمي يافته اوج
    (مانلي)
    (8)
    جنبش دريا، خروش آبها
    پرتو مه، طلعت مهتابها
    ريزش باران، سكوت دره ها
    پرش و حيراني شب پره ها
    ناله ي جغدان و تاريكي كوه
    هاي هاي آبشار باشكوه
    بانگ مرغان و صداي بالشان
    چونكه مي انديشم از احوالشان
    گوييا هستند با من در سخن
    رازها گويند پر درد و محن
    (قصه رنگ پريده، خون سرد)
    بر اين اساس، ادعاي ثروتيان آن جا كه مي گويد (1375ك 134): از نخستين منظومه اي كه به دست ما رسيده كاملاً روشن و آشكار است هنرمند يوش با طبيعت عجين شده است و از آغاز تا پايان عمر با كوهها و رودهايي كه او را پرورده و جنگلهايي كه او را در سايه گاههاي خود پناه داده انس و الفتي جاودانه دارد، با درستي قرين است.
    3- 2- بازتاب زبان مازندراني در اشعار نيما
    اشعار نيما علاوه بر تأثير پذيري از عناصر زيست محيطي خطه، شمال تحت نفوذ زبان و فرهنگ طبري نيز مي باشد. در اولين نگاه به مجموعه اشعار نيما خواننده متوجه كاربرد كلمات مازندراني مي شود كه عموماً به مكانها، درختان و جانوران دلالت داشته و نشانگر اهميت اين كلمات در نمود شرايط اقليمي و زيستگاهي شاعر است. جالب اين جاست كه بعضي از اين كلمات عنوان شعر را به خود اختصاص داده اند؛ به عنوان مثال: انگاسي، كچبي، سريويل و امزناسر نام روستاها بوده،‌ولي اوجا، افرا، لرگ، توسكا و مازو نام درختان جنگلي هستند. كاربرد كلمات محلي در اشاره به درختان جنگلي نشان از اهميت آنها در زندگي مردم منطقه دارد. علاوه بر نام درختان كلماتي مانند ري را، داروگ و آقا توكا به انسان و جانوران دلالت دارند. اما همان طوري كه در بالا اشاره شد صرف مشاهده واژگان بومي جهت دسترسي به بازتاب فرهنگ مازندران در اشعار نيما كافي نيست، بلكه چگونگي كاربرد آنها و بافت كلام نيز نقش تعيين كننده اي در ارائه يك تصوير روشن از طبيعت و فرهنگ مازندران ايفا مي كنند. در اين جا ما تنها به يك نمونه از شعر نيما كه متضمن واژگان مازندراني است اكتفا مي كنيم.
    (9)گندنا (نام گياهي وحشي)
    بيشه بشكفته به دل بيدار است
    ياسمن خفته در آغوشش نرم،
    سايه پرورده ي خلوت، توكا
    مي خرامد به چراگاهش گرم
    اندر آن لحظه كه مريم مخمور
    مي دهد عشوه، آراسته لرگ
    در همان لحظه، كهن افرايي
    برگ انباشته،‌در خرمن برگ
    (شعر گندنا، مجموعه آثار ص 431)
    كلمات مازندراني ديگري كه در اشعار نيما به كار رفته است عبارتند از:
    دار (1) (درخت)، استونگاه(جاي ايستادن گوسفند)، اينسو ترك(اين طرف تر)، دلگزا(دل آزار، رنج آور)، نپار(پناهگاه چوبي در مزرعه)، كومه (كلبه اي در باغ، كشتزار يا جنگل)، لم (بوته تيغدار تمشك)، لاش زدن(قطعه قطعه كردن)، بفته(بافته)، پوسخند(پوزخند)، بينج(شالي)، بينجگر(شاليكار)، تاريكجا (جاي تاريك) پيشادست(اجرت پيش)، تيپا(لگد)، دمه(باد و بوران)، گورزا(كوتاه قد)، كله(اجاقي گلي يا زميني)، كشه(بغل، آغوش(، تيرنگ)(قرقاول)، چوقا(لباس پشمين چوپان) و غيره. البته اين بدين معنا نيست كه فارسي زبانان معناي بعضي از اين كلمات مانند: دار، دمه، و تاريكجا را نداند. در ضمن گاهي اوقات تنها در يك قطعه شعر چندين كلمه مازندراني مشاهده مي شود، به عنوان مثال در شعر«كار شب پا:
    (10)
    ماه مي تابد، رود است آرام،
    بر شاخه ي «اوجا» «تيرنگ
    دم بياويخته، در خواب فرو رفته، ولي در «آيش
    كار "شب پا" نه هنوز است تمام
    بچه ي «بينجگر» از زخم پشه،
    بر ني آرميده
    پس از آنيكه ز بس مادر را
    ياد آورد به دل خوابيده
    پك و پك سوزد آنجا «كله سي
    بوي از پيه مي آيد به دماغ
    خود او درآيش
    و زن او به «نپاري» تنهاست
    آي «دالنگ! دالنگ!» صدا مي زند او
    سگ خور را به بر خود. «دالنگ!
    (كار شب پا مجموعه كامل 412- 16)
    تأثير ديگر زبان مازندراني در شعر نيما در سطح نحو مطرح است. ساختمان گروه اسمي در فارسي عموماً به صورت «هسته آغاز»4 است يعني ابتدا اسم و سپس توصيف كننده به كار مي رود، مانند "اسب بزرگ" در حالي كه در گونه مازندراني عكس اين قضيه صادق است؛ يعني ساختمان گروه اسمي به صورت "هسته ي آخر»5 به كار مي رود، مانند "گت اسب" البته غرض گوينده اين نيست كه در فارسي ساختمان اسم اصلاً به صورت هسته آخر به كار نمي رود، بلكه هنجار غالب يا «ساختار بي نشان» 6 هسته آغاز است. نكته مورد توجه اين است كه كاربرد فراوان گروه اسمي هسته آخر در اشعار نيما امكان و توانايي خاصي در اختيار شاعر قرار مي دهد تا وي بتواند به مقدار نوآوريي خود بيفزايد و اين نوع آوري ساختاري نه تنها سبك خاصي به آثار شاعر مي بخشد، بلكه احتمالاً وي را در حمل معني مدد مي رساند.

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: آبیاری قطره ای2

    سیستم آبیاری قطره ای عبارت است از شبکة وسیعی از لوله های معمولاً باریک که آب تصفیه شده را به خاک نزدیک گیاه هدایت می کند و طی آن ، آب با فشار کم از روزنه یا وسیله ای به نام گسیلنده از شبکه خارج و به صورت قطراتی در پای بوته ریخته می شود . آبیاری قطره ای تجارتی از اواسط دهه 1960 و بعد از پیدایش و وفور شیلنگها و ضمایم پلاستیکی ارزان قیمت آغاز شد .
    انواع سیستم های آبیاری قطره ای
    1-آبیاری قطره چکانی : پخش آهسته آب بر سطح خاک به صورت قطرات مجزا یا پیوسته ، یا جریانهای باریک از روزنه های ریز را آبیاری قطره چکانی می نامند .
    2-آبیاری زیر بستری : در این سیستم جریان آب وجود ندارد ، بلکه یک فضای رطوبتی ملایم و نسبتاً یکنواخت بنام پیاز رطوبتی در اطراف ایجاد می شود .
    لوله های فوق سوراخ دار نیستند بلکه اسفنجی هستند و فن آوری آن فوق به گونه ای است که با فشار خیلی کم ( 6/0 تا 8/0 بار ) آب را از دیواره لوله تراوش می کند و پس از ایجاد یک فضای رطوبتی با اطراف خود به تعادل میرسد و به میزانی که ریشه گیاه آب را می مکد لوله هم تراوش می کند و در این سیستم هیچگونه تبخیری هم وجود ندارد
    این لوله ها متناسب با نوع گیاه و شرایط آب و هوایی و اقلیم تولید می شوند . از مزارع بزرگ گرفته تا باغها ، پارکها و فضای سبز ،‌ جنگلهای مصنوعی ،‌زمینهای ورزشی ، گلخانه ها ، باغجه های منازل و حتی گلدانهای کنار پنجره و گلدانهای معملی و ... می توانند به این سیستم مجهز شوند . این لوله ها به دو صورت دستی و مکانیزه در زمین قرار داده می شوند .
    الف – نصب دستی : برای این منظور ابتدا توسط کارگر ترانشه مربوه باعمق های تعیین شده و با عرض حدود 30 تا 40 سانتی متر حفر گردیده و پس از قرار دادن لوله ، روی آن را با خاک مناسب و مخلوط با کود دامی پر میکنند تا محیط متخلخلی در اطراف لوله ایجاد شود .
    ب – نصب مکانیزه : در این روش توسط شیارکن و یا زیر شکن های مناسب که توسط تراکتور کشیده می شود همزمان با ایجاد شیار لوله نیز خوابانیده می شود .
    آبیاری فواره ای : عبارت اشز آب فشانی است که آب را به صورت چتر مانند در محل مورد نظر در کنار درخت پخش می کند و نیاز آبی نیز با اختصاص دادن یک آبفشان برای هر درخت کاملاً تأمین می شود . دبی این وسیله به طور معمول از نفوذپذیری خاک بیشتر است ، بنابراین اخداث یک تشتک کوچک در پای درخت برای کنترل توزیع آب توصیه می شود .
    آبیاری مه پاش : پخش آب به وسیله یک اشانک یا مه پاش کوچک بر سطح خاک را « آبیاری مه پاش » می نامند .
    ویژگیهای آبیاری قطره ای :
    آبیاری قطره ای داریی ویژگیهای منحصر به فرد است که در دیگر روشها بندرت دیده می شود .
    این ویژگیها را می توان چنین بیان کرد :
    -فقط بخشی از خاک مرطوب شده و آبیاری می گردد
    -مقدار بده آبی و همچنین فشار مورد نیاز برای آبیاری در حد کم و ضعیفی است .
    -تأسیسات شبکه آبیاری خیلی سبک است و در محل های ثابتی قرا ر می گیرند .
    -باعث خیس و مرطوب شدن برگها و پوشش گیاهی نمی گردد .
    -روش مطلوبی برای حاصلخیزی نیز بحساب می   آید .
    -از سایر فعالیتهایی که معمولاً‌ بر روی گیاه صورت می پذیرد کاملاً مستقل است .
    -در اکثر موارد ضرورت اتوماتیک کردن سیستم را میطلبد ( بنابراین انتقال آب به مقدار کم و دفعات بیشتری انجام می شود .
    عوامل مؤ‍ثر در آبیاری قطره ای
    قبل از تصمیم گیری در مورد اجرا و بخصوص قبل ا ز شروع طراحی سیستم آبیاری قطره ای باید عوامل مختلفی  از قبیل خاک ،  منابع آب ، نوع زراعت ، آب و هوا و غیره مورد بررسی قرار گیرد .
    محدودیت های استفاده از سیستم آبیاری قطره ای
    متأسفانه ، امکان استفاده از آبیاری قطره ای – با تمام مزایایی که دارد – محدود می باشد .
    عواملی که این محدودیت را بوجود می آورند به شرح ذیل است :
    -سرمایه گذاری اولیه نسبتاً‌ زیاد می باشد .
    -خطر تجمع نمک در ناحیه ریشه گیاه وجود دارد .
    -مجاری قطره چکانها بر اثر وجود مواد زاید در آب آبیاری مسدود می گردد .
    -لوله های پلاستیکی بکار رفته در شبکه ، تحت تاثیر اشعه ماوراء‌‌ بنفش خورشید قرار می گیرد و بتدریج کیفیت خود را از دست می دهد .
    -لوله های پلاستیکی ( پلی اتیلن )‌در معرض خطر جوندگان صحرایی می باشند .
    -مواد شیمیایی تزریقی در سیستم ممکن است روی جنس لوله ها اثر نامطلوب بگذارد .
    -اگر اشکالاتی در فیاتر ها بروز دهد ، مواد نا خالص وارد لوله ها و سپس قطره چکانها شده ، آنها را مسدود می سازد .
    اجزای مهم سیستم آبیاری قطره ای
    اجزای سیستم آبیاری قطره ای با سیستم های دیگر آبیاری متفاوت است . زیرا در این روش می باید آب تصفیه شود و سپس در یک شبکه مخصوص توزیع گردد . در شکل زیر اجزای این سیستم به صورت شماتیک نشان داده شده است .








    چنانکه که مشاهده می شود این سیستم شامل سه قسمت عمده است :
    خط اصلی : مشتمل بر پمپ برای تامین فشار در سیستم انژکتور کود های شیمیایی برای تزریق کود به داخل سیستم ، فیلتر اولیه برای جدا کردن مواد معلق درشت از آب ، فشار سنج در دو طرف فیلتر برای پی بردن به زمان شست و شوی آن از روی مقدار افت فشار ، شیر کنترل جریان و دپی سنج آخرین جزء خط اصلی است .
    قسمت نیمه اصلی
    شامل فیلتر ثانوی برای جدا کردن مواد معلق ریز ، شیرهای سلو نوئید از نظر کمک به خود کار کردن سیستم ، تنظیم کننده فشار ، فشار سنج ، شیر کنترل جریان و در انتهای قسمت نیمه اصلی شیر تخلیه نصب است تا هر چند یک بار مواد جمع شده در لوله تخلیه گردد .
    لوله های جانبی
    لوله هایی هستند که از قسمت نیمه اصلی منشعب شده ، آب را به کمک گسیلنده ها در سطح زمین پخش می نمایند .
    قسمتهای اصلی سیستم آبیاری قطره ای شامل قطعات زیر می باشند :
    گسیلنده ها
    در آبیاری قطره ای آب به فواصل بین ردیفهای کشت انتقال می یابد و در نزدیکی گیاه توزیع می گردد . حسب اینکه انتقال و توزیع آب با دو وسیله متفاوت صورت پذیرد یا بر عکس هر دو وظیفه را در یک واحد عهده دار باشد ، دو تیپ آبیاری از هم قابل تشخیص و تفکیک می باشد 
    حالت اول :
    انتقال ای با شبکه و لوله های آبیاری که از جنس پلاستیک است و گسیانده ها بر روی آن به فواصل ثابت و مشخصی نصب می گردد . انواع گسیانده ها شامل : قطره چکانها ، گسیلنده قابل تنظیم و گسیلنده خیلی ریز هستند .
    حالت دوم :
    انتقال و توزیع آب با یک وسیله انجام می شود و آنها معمولاً شامل لوله های سوراخ دار و لوله های غلاف دار هستند .
    الف ) انواع قطره چکانها : قطره چکانها ره به دو صورت دسته بندی می کنند.
    بر حسب مقدار دبی :
    فشار سیستم به طور متداول یک اتمسفر است و دبی قطره چکانها بین 1 تا 8 لیتر در ساعت متغیر می باشد ولی بده آبی که در عمل بیشترین کاربرد را دارد عبارت است از :
    2 لیتر در ساعت برای صیفیحات گلخانه ای و زیر پلاستیک
    4 لیتر در ساعت برا ی گیاهان چند ساله ، درختان میوه و تاکستان
    قطره چکانها را بنا به نحوه استهلاک فشار می توان به چند دسته تقسیم نمود :
    قطره چکان با مدار و مسیر طولانی
    در این نوع قطره چکانها برا ی اینکه فشار موجود در داخل لوله ها به شکل افت انرژی مستهلک گردد ، اب مسیر نسبتاً طولانی در حدود 1-1/0 متر ار طی می کند . این نوع قطره چکانها به دو صورت طولانی یکنواخت و مسیر طولانی غیر یکنواخت تقسیم بندی می شوند . (شکلهای زیر )
     
    قطره چکان با مدار و مسیر کوتاه :
    در این نوع ، آب از یک مجرا و سوراخ ریز به گونه ای عبور می کند که فشار حاصله در داخل لوله آبیاری تبدیل به سرعت می گردد و آب با طول پرتاب خیلی کم و ضعیفی خارج می شود . البته در حال حاضر این نوع قطره چکانها به دلیل حساسیت زیاد نسبت به انسداد ، دارای تنوع و تعداد کمتری می باشند ( شکل زیر )
     
    قطره چکانهای چند دهانه ای :
    در باغها و گیاهان چند ساله ة سیستم ریشه های گیاه گسترش می یابد و مصرف روزانه آب در آنها نسبتاً زیاد می شود . در چنین مواردی بهتر است برای هر گیاه نقاط آبیاری زیاد تری در نظر گرفته شود . برای آبیاری این محصولات استفاده از قطره چکانهایی که چند نقطه خروجی دارند رایج است . این عمل را با استفاده از لوله های موبینی که با طول معین انتخاب می شوند نیز می توان انجام داد ( شکل زیر )








    گسیلنده قابل تنظیم :
    این نوع گسیلنده ها مجهز به یک سوراخ کالیبره و قابل تنظیم است ( قطر بین 2/1 تا 2/2 میلیمتر متغیر است ) که روی لوله آبیاری به فواصل منظم ( 5/2 تا 5/6 ) نصب می شوند و با یک پوشش و کلاهک ، آب را به شکل پودری قطره ای به بیرون هدایت می نمایند . آب خروجی در داخل نهر های حوضچه ای شکل و کوچک که گسیلنده در کف آن قرار دارد ریخته می شود . دبی آن بین 35  تا 100 لیتر در ساعت است . ( شکل زیر )
     
    گسیلنده خیلی ریز :
    این نوع گسیلنده مانند آبپاشهای آبیاری بارانی عمل می کنند . در حدود 3/0 تا 5/0 متر بالای سطح خاک قرار گرفته ، آب را به شکل پودری و بارانی به سطح زمین می پاشد به گونه ای که در نزدیکی گیاه لکه های مرطوب آن تشکیل می گردد . طول پرتاب این نوع گسیلنده ها بین یک تا دو متغیر است و فرم سطح مورد آبیاری نیز بر حسب نوع کلاهکی به کار می رود متغیر می باشد . ( شکل زیر )
     
    لوله های غلاف دار
    لوله های غلاف دار ، لوله های  پلاستیکی ساخته می شوند که ضمن هدایت و انتقال آب نقش توزیع آن را در سر زمینن نیز بر عهده دارند . دو غلاف بهم چسبیده یکی دارای مقطع بزرگتر که نقش آن انتقال آب در طول لوله است و با سوراخهایی آب را به داخل غلاف منتقل می نماید و دیگری با مقطعی کوچکتر آب را به بیرون برای تغذیه گیاه هدایت می کند ( شکل زیر )
     
    لوله های روزنه دار:
    این نوع گسیلنده ها عبارتند از : از یک سری لوله های کم قطر و مشبک که آب در سر تا سر آن به بیرون نشت می کند . این لوله ها معمولاً در عمق 20 تا 50 سانتیمتر  در دل خاک تعبیه می شوند .
    ب - نحوه اتصال گسیلنده ها به لوله جانبی
    گسیلنده ها ممکن است داخل خط لوله آبده و یا خارج از آن قرار گیرند و نوع داخل خط یا داخل لوله ای از دو طرف به لوله جانبی متصل می شود بنابراین لازم است لوله جانبی به قطعات کوچکی تقسیم گرد . از آن جا که لازم است تمام آب لوله جانبی از داخل گسیلنده ها عبور کند ، فشار در لوله جانبی به طور بارزی افت می کند .
    گسیلنده ها ی خارج خط یا خارج لوله ای آنهایی هستند که روی لوله هایی جانبی و خارج از آن نصب می شوند . این گسیلنده ها فقط آب جاری در لوله های جانبی منحرف کرده ، از سوراخ خود  خارج می نمایند . در بیشتر شبکه های آبیاری قطره ای از این نوع گسیلنده ها استفاده می شود .
    گسیلنده های خارج لوله ای ممکن است همراه با پایه عمودی باشد و معمولاً در شرایطی بکار برده می شود که لوله جانبی زیر زمین دفن شده باشد

    ویژگیهای گسیلنده ها :
    گسیلنده ها صرف نظر از اینکه چه نوعی هستند می باید از ویژگیهای معینی بشرح زیر برخوردار باشند .
    1.دبی مناسب را از خود عبور  دهد . ( نه زیاد نه کم که مواد معلق در آن رسوب نماید .
    2.با تغییرات فشار سیستم ، دبی آن زیاد تغییر نکند .
    3.در مقابل تابش آفتاب ، تغییرات دما و سایر عوامل محیطی مقاوم باشد .
    4.تا حد ممکن باید ساده باشد و بعد از تنظیمهای الیه نیازی به تمیز کردن ، تنظیم و بازدید مجدد نداشته باشد .
    5.ارزان قیمت و با دوام باشد .
    انسداد گسیلنده ها
    مطالعاتی که کمیته بین المللی آبیاری و زه کشی پیرامون وسایل آبیاری قطره ای انجام شده است حاکی از آن است که در تمام کشورهای جهان که از روشهای جدید آبیاری استفاده می کنند مشکل بزرگ انسداد گسیلنده ها وجود دارد . البته تعداد زیادی از این کشورها سعی کرده اند تا اندازه ای بر این مشکل فایق آیند .
    عواملی راکه موجب انسداد گسیلنده ها می شوند می توان در سه گروه فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی دسته بندی نمود .
    انسداد فیزیکی
    انسداد به وسیله ذرات نسبتاً بزرگ که معمولاً در ابتدای مسیر عبور آب رخ می دهد و در ایم صورت دبی گسیلند ها به طور ناگهانی قطع یا تغییر  می یابد .
    رسوب تدریجی مواد بسیار ریز در دیواره مسیر عبور آب از گسلند ه ها که در ایم مورد تغییر دبی بسیار کند صورت  می گیرد . حالت اول بیشتر در گسیلنده های کوتاه مسیر و حالت دوم در گسیلندههای طولانی مسیر اتفاق می افتد .
    جلبک ة باکتری یا بقایای غیر زنده آنها ، اسپور یا تخم و لاروجانوران ة حلزون ، قطعات پلاستیکی باقیمانده در زمان نصب تاسیسات یا شکستگی لوله ها نیز می تواند موجب انسداد و گرفتگی گسیلنده ها گردد .
    انسداد شیمیایی :
    اگر آب آبیاری از منابع زیر زمینی تامین شده باشد ، گرفتگی یا انسداد گسیلنده ها از نوع شیمیایی خواهد بود . زیرا این آبها اغلب حاوی مقدار زیادی نمکهای محلول می باشند . معمولترین عوامل شیمیایی انسداد گسیلند ه ها را کربناتها و سولفاتهای کلسیم یا منیزیم تشکیل می دهند
    انسداد بیولوژیکی :
    فعالیتهای بیولوژیکی و تولیدات جانبی آنها در آب آبیاری ممکن است مشکلات بزرگی را در سیستم آبیاری قطره ای بوجود آورد . ترکیبت آلی به این صورت به وجود می آیند به صورت رسوبات لزجی در لوله های آبده و گسیلند ه ها باقی می مانند که اگر شرایط زیستی مانع اغزایش آنها نشود  تمام سیستم خراب و غیر قابل استفاده خواهند کرد . چنانچه از تکثیر مواد الی جلوگیری نشود ، مواد جامع معلق نیز با این لجنها به هم می پیوندند و موجب تراکم و انسداد سیستم می شوند . امواع مختلف مواد لزج و لجنی شامل مواد آهن دار ، ترکیبات منگنز ، ترکیبات گوگرد ، مواد نامشخص دیگر می باشد .
    شبکه لوله های توزیع آب :
    در سیستم آبیاری قطره ای ، شبکه لوله های توزیع آب مرکب از اجزای زیر است .
    لوله های جانبی
    لوله های نیمه اصلی
    لوله های اصلی
    الف ) لوله های جانبی
    لوله های باریکی هستند که گسیلنده ها بر روی آنها نصب می شوند و آب را از لوله فرعی دریافت کرده ، به گسیلنده ها تحویل می دهند . این لوله ها باید از موادی ساخته شوند که به اندازه کافی الاستیک باشند تا وقتی گسیلنده ها در آنها برای حمل و نقل متوالی کافی باشد و نسبت به تابش خورشید و یخبندان مقاوم باشند معمولاً برای جانبیها از لوله های پلی اتیلن استفاده می شود . استفاده از لوله های pvc  و یا لوله های پلی پرو پیلن بندرت صورت می گیرد .
    ب ) لوله های نیمه اصلی
    لوله هایی هستند که آب را از لوله های اصلی گرفته ، به جانبیها تحویل می دهند . نقش این لوله ها تامین آب و فشار مورد نیاز برای جانبیهاست . از نظر جنس ، مشابه لوله های جانبی می باشند . این لوله بر حسب موقعیت در سطح زمین قرار گیرد یا در داخل آن دفن گردد .
    ج -لوله های اصلی
    این لوله ها نقش جابجایی آب را در شبکه بر عهده دارند و معمولاً در زیر زمین کار گذاشتهمی شوند. جنس این لوله ها عموماً از مواد مقاوم نسبت به زنگ می باشد این موضوع از نظر گسیلنده ها به لحاظ مسدود شدن بسیار دارای اهمیت است . رایجترین لوله هایی که برای این منظور مورد استفاده قرار  می گیرند عبارتند از : لوله های پلی اتیلن ، لوله های پلی وینیل یا پی وی سی ( pvc ) با این حال لوله های نوع آزبست ، اپوکسی و لوله های فولادی پوشش شده با اپوکسی نیز بری این منظور به کار گرفته می شوند.

    نحوه اتصال لوله های آزبست سیمان
    معمولی ترین نوع اتصال لوله های آزبست سیمان کاربرد قطعه مانشون مانند شکل زیر
     در یک مانشون که خود از جنس آزبست سیمان است معمولاًسه حلقه پلاستیکی قرار دارد . حلقه لاستیکی میانی برای جلوگیری از برخورد دو لوله و تامین انقباض و انبساط آنها و نیز آب بندی می باشد . دو حلقه دیگر برای تکمیل آب بندی هر یک از دولوله می باشد و برای سهولت در قرار دادن حلقه های پلاستیکی مزبور در محلهای خود ، آنها را پیش از کاربرد به روغنهایی از قبیل پرفیت و گریس و یا صابون آغشته می کنند . چون در شبکه های آبرسانی با لوله های آزبست سیمان ، شیرها و قطعه های مصرفی دیگر ( فیتینگها ) همیشه فلزی می باشند . ( معمولاً چدنی ) و این قطعه 9ها دارای سپر ( فلنچ ) می باشند . پیوند آنها به لوله های آزبست سیمان مانند شکل زیر انجام می شود .
     
    نحوه اتصال لوله های پلاستیکی
    به جهت اهمیتی که لوله های پلی اتیلن در امر آبرسانی دارد ، در اینجا شیوه اتصال این لوله ها را به وسیله بستهای مخصوص شرح می دهیم .


    لوازم و ابزار مورد نیاز :
    انواع اتصالات لازم ، کمان اره ، سوهان ،‌گریس یا آب صابون
     ، پیچ گوشتی و آچار کلاغی .
    روش کار
    -لوله را مورد نظر با کمان اره ببرید دقت شود که محل برش
    - کاملاً صاف و مقطع بریده شده کاملاً عمود بر طول لوله
    - باشد .
    -محل اتصال را مطابق شکل مقابل ، به خوبی با سوهان
    -صاف کنید .
    -قطعات بست را از هم جدا کرده سر لوله ها را وارد سرپیچ
    - و حلقه مخروطی نمایید . دقت کنید که قسمت بزرگ
    -حلقه باید به طرف بریدگی لوله و قسمت کوچک آن به
    - طرف داخل لوله و به طرف سرپیچ اتصال باشد .
    -لوله را با فشار و کمی چرخش در بدنه بست داخل کنید .
    - لوله باید از حلقه ای پلاستیکی که در داخل بدنه قرار دارد
    - عبور کرده ، به انتهای بست برسد . در مورد اتصالات بزرگ
    - بهتر است قدری سر لوله واشر لاستیکی را چرب نمایید .
    -در این مورد از آب صابون نیز می توان استفاده کرد
    -حلقه مخروطی را به طرف بدنه آورده ، به بست بچسبانید .
    - برای سهولت کار قسمت شکاف روی حلقه را با پیچ گوشتی قدری باز کنید
    -سر پیچ را به داخل بدنه پیچ نمایید . برای اتصالات بزرگ می توانید از آچار شلاقی و یا هر اچار دیگر برای پیچندن سر پیچ به داخل بدنه استفاده کنید .
    روش نصب لوله های اصلی
    لوله های اصلی در روشهای آبیاری تحت فشار معمولاً در خاک دفن می شوند . برای این منظور انجام مراحل زیر ضروری است :
    -تعیین محل :
    معمولاً لوله های اصلی را در کنار جاده ها و محلهایی که دسترسی بدانها امکان پذیر باشد ، قرار می دهند .
    -تعیین عمق لوله گذاری
    عمق لوله گذاری به حداکثر درجه سرما و گرما در منطقه مورد نظر بستگی دارد . همچنین باید از آسیب ادوات و ماشین آلات سنگین محفوظ بماند . بدین لحاظ حداقل باید در عمق 80-60  سانتیمتری نصب گردند .
    کندن ترانشه
    کندن شیار برای کار گذاری لوله با دست و یا به کمک بیلهای مکانیکی انجام می گیرد . خاکهای بدست آمده از کندن ترانشه باید به فاصله حداقل 4/0 متر اصراف شیار ریخته شود .بعضی در هر طرف شیار فاصله 4/0 متر برای پیاده روی و کار کردن کارگران خالی بماند .
    کار گذاری لوله ها
    در موقع کار گذاری و پیوند لوله ها به یکدیگر باید دقت به عمل آید که درون لوله کاملاً تمیز باشد . در صورت لزوم این کار را با برس فلزی انجام می دهند تا عایق بیرونی آن صدمه نبیند . در مورد لوله هایی که فلزی نیستند ، ( لوله های پلاستیکی ، آزبست سیمان و غیره ) بهتر است یک سیم مسی کنار آنها قرار داده شود تا بعداً در صورت عدم امکان استفاده از نقشه لوله گذاری ، بتوان با کمک دستگاههای ردیاب مسیر لوله گذاری را تعیین نمود .
    پیش از کار گذاری لوله باید برای لوله های تا قطر 300 میلیمتر مقدار 10 سانتیمتر و برای لوله های تا قطر 400 میلیمتر 15 سانتیمتر و برای لوله های بزرگتر مقدار 20 سانتیمتر ماسه زیر آن و در کف ترانشه ریخته شود تا فشار های وارد به لوله به صورت یکنواخت به زمین ممنتقل گردد.
    پیوند دادن لوله های با پیوند نر و ماده و کم قطر ( قطر های 60 تا  125 میلیمتر ) با کمک دو نفر و با استفاده از خاصیت اهرم انجام می گیرد . پیوند دادن لوله ها با قطر متوسط ( 150 تا 600 میلیمتر ) با استفاده از یک عدد ماشین دستی برای قطره های بزرگ ( 700 تا 1000 میلیمتر ) مانند شکل زیر با استفاده از دو عدد ماشین دستی لوله ها صورت می گیرد .

    آزمایش فشار :
    پس از اتمام کار پیوند ها و اطمینان بر آب بندی و پیش از پر کردن ترانشه باید شبکه زیر آزمایش فشار نتیجه مثبتی را نشان دهد . ازمایش فشار طبق استاندارد
    (DIN NORM 4279 ) به شرح زیر است :
    الف ) با وارد کردن آب به داخل لوله ، هوای آن را تخلیه می کنند .
    ب ) به کمک تلمبه ، کم کم فشاری برابر 5 KG / cm  بیش از فشار اسمی به شبکه وارد می کنند .
    ج ) فشار 5 KG / cm را باید بسته به اهمیت لوله ، طول و قطر آن ، 5/0 تا 24 ساعت پایدار نگه داشت .
    د ) پس از گذشت مدت 24 ساعت افت فشار نشان داده شده توسط فشار سنج نباید از 1/0 کیلو گرم بر سانتیمتر مربع بیشتر باشد .
    پر کردن ترانشه
    با پایان یافتن آزمایش فشار و اطمینان بر آب بندی شبکه روی لوله را به صورت زیر خاکریزی  می کنند .
    ابتدا اطراف و روی لوله را تا ارتفاع 20 سانتیمتر برای لوله چدنی فولادی و بتن آرمه و 30 سانتیمتر برای لوله های آزبست سیمان خاک سرند شده ریخته ، با تخماقهای دستی و یا ماشینهای زمین کوب سبک می کوبند . و سپس بر روی آن تا سطح زمین ، خاک به دست آمده از گود برداری را در قشرهای 30 سانتی متر می ریزند و می کوبند .
    شیر قطع و وصل جریان
    شیرها دستگاه هایی هستند که برای قطع و وصل ، تنظیم و یا برداشت آب و هوا در شبکه بکار برده می شوند .
    این شیر ها برای قطع و وصل جریان در یک لوله و یا یک قسمت از شبکه بکار می رود . شیرهای قطع و وصل باید به تعداد کافی و در نقاط مورد نظر لزوم پیش بینی گردند ، به طوری که بتوان با بستن آنها ، هر بخش را در شبکه از بقیه قسمتهای آن جدا نمود . در طولهای مستقیم و بدون انشعاب ، حداقل هر 300 تا 500 متر یک شیر باید پیش بینی نمود تا در موقع تعمیر لازم نشود تمام لوله ها را از آب خالی کرده ، دوباره پر نمود . شیر های قطع و وصل دارای انواع گوناگونی هستند مانند شیر کشویی ، پرمصرفترین نوع شیرهای یاد شده ، شیرهای قطع و وصل کشویی و پروانه ای هستند .

    شیرهای کشویی :
    باز و بسته  شدن شیر کشویی مانند شکل زیر با بالا و پاییم رفتن کشوی درونی آن انجام می شود . پوسته بیرونی این شیرها معمولاً چدنی و کشوی درونی آنها از آلیاژهایی نظیر برنج ساخته می شود .
     
    شیرهای پروانه ای
    شیرهای پروانه ای ، به  کمک جعبه دنده ای باز و بسته می شوند . این شیرها دارای ارتفاع و پهنای کمتری هستند . از این رو ، در هزینه ایجاد سلختمان حوضچه های محل شیر صرفه جویی می شود . همچنین به علت اینکه فلز کمتری در ساختمان آنها بکار می رود غالباً بهای این شیرها ، کمتر از شیرهای کشویی است . در مقابل ، به  علت وجود جعبه دنده در ساختمان این شیرها نگهداری و روغن کاری آنها بیشتر از شیرهای کشویی ضرورت دارد.



    شیرهای الکتریکی :
    این شیرها  به جهت داشتن عناصر حساس که با جریان الکتریسیته کار می کنند قابلیت اتوماتیک کردن با برنامه ریزی کلی شبکه را دارا هستند و می توانند در نقاط مورد نظر در شبکه نصب گردند . در شکل زیرنمونه ای از این شیر ها دیده می شود .
     
    کنتور آب :
    کنتورهای آب ، وسایلی هستند که در شبکههای آبرسانی شهری برای تعیین حجم آب مصرفی مشترکین و یا در مزارع برای تعیین حجم آب مصرفی آبیاری مورد استفاده قرار می گیرند . این دستگاه ها حجم تجمعی آب مصرفی را تعیین می نمایند و انواع مختلفی دارند ساده ترین آن کنتور صحفه ای است

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: بمب الکترومغناطیسی Electromagenetic Bomb


    سلاح تازه‌ای که ساخت آن بسیار ساده و تأثیر آن کاملا گسترده است ، اساس و عصاره آن چیزی نیست جز یک پرتو شدید و آنی از موجهای رادیویی یا مایکرو ویو که قادر است همه مدارهای الکتریکی را که در سر راهش قرار گیرد، نابود سازد.

    تاریخچه

    توجه به بمبهای الکترومغناطیسی حدود نیم قرن قبل مطرح شد. متخصصان در آن هنگام به این نکته توجه کردند که اگر بمبی هسته‌ای منفجر شود، امواج الکترومغناطیسی که در اثر انفجار پدید می‌آید تمامی مدارهای الکترونیک را نابود می‌سازد. اما مسئله این بود که به چه ترتیب بتوان موج انفجار را ایجاد کرد بدون آنکه نیاز به انجام یک انفجار هسته‌ای باشد؟ دانشمندان می‌دانستند که کلید حل این مسئله در ایجاد پالسهای (تپهای) الکتریکی که با عمر بسیار کوتاه و قدرت زیاد نهفته است. اگر اینگونه پالسها به درون یک آنتن فرستنده تغذیه شوند، امواج الکترومغناطیسی قدرتمندی در فرکانسهای مختلف از آنتن بیرون می‌آیند. هر چه فرکانس موج بالاتر باشد، امکان تأثیر گذاری آن بر مدارهای الکترونیک دستگاهها بیشتر خواهد شد.


     




    دید کلی
    در دورانی که بافت و ساخت تمامی جوامع تا حدود بسیار زیادی به دستاوردهای علمی از نوع الکترونیکی وابسته است و همه امور از تجهیزات بیمارستانها تا شبکه‌های مخابراتی و از رایانه‌های بانکها و مؤسسات بزرگ مالی یا نظامی تا دستگاههای نظارت و مراقبت ، نحوه کار ماشینها و ادوات صنعتی همگی متکی به ساختارهای الکترونیک هستند، کاربرد بمبهای الکترومغناطیسی می‌تواند سبب فلج شدن روند زندگی در مناطق بزرگ مسکونی شود. به اعتقاد برخی کارشناسان به نظر می‌رسد کشورهای پیشرفته پیشاپیش چنین سلاحی را تکمیل کرده‌اند و حتی برخی بر این باورند که ناتو در جریان جنگ علیه صربستان از این قبیل بمبها برای تخریب دستگاههای رادار صربها بهره گرفته است.

    انفجار یک میدان مغناطیسی بسیار نیرومند می‌تواند در کسری از ثانیه آن چنان قدرت الکتریکی بالایی را در کلیه مواد هادی پیرامون خود القا نماید، که به راستی تمام آنها را مختل نموده و از کار بیاندازد. هر چند این میدان مغناطیسی بر روی جسم انسان به عنوان یک هادی الکتریکی نیز موثر می‌باشد. ولی این تأثیر بسیار محدود و مقطعی بوده و بدن جز در موارد خاصی قدرت مقاومت در برابر آن را دارد. در جنگ افزارهای نسل الکترونیک استفاده از سلاح مغناطیسی و امواج الکترومغناطیسی جایگاه ویژه‌ای داشته و مورد توجه سازندگان این قبیل سلاحها بوده است.

    ماهیت بمب الکترومغناطیسی
    بمب الکترومغناطیسی در واقع چیزی نیست جز یک شار مغناطیسی فوق العاده‌ای نیرومند که با گسیل امواج پر قدرت (SHF) سوپر فرکانسهای با طول موج بالاتر از ده گیگا هرتز موسوم به امواج میکرو ویو پر قدرت (High Power Microwave) می‌تواند هر گونه دستگاههای الکتریکی یا الکترونیکی واقع در محدوده عمل خود را در یک باند فوق گسترده (uWb) که مخفف عبارت ultra Wide band می‌باشد، فلج نماید.

    روزی را تصور کنید که در یک شهر معمولی و در یک زمان تمام دستگاههای الکتریکی روشن و در حال کار ناگهانی سوخته و از کار بیافتد و تمام دستگاههای خاموش نیز در آن واحد روشن شده و پس از چند لحظه آنها نیز بسوزند. در چنین شهری پس از انفجار بمب الکترومغناطیسی بر فراز شهر ، در کسری از ثانیه یک تا دو میلیارد وات انرژی الکتریکی کلیه سیستمهای مخابراتی و رادیویی و تلویزیونی را از کار بیاندازد.

    برق شهر قطع می‌گردد، مدار الکتریکی همه رایانه‌ها می‌سوزد. تمام باتریها و خازنها منفجر می‌شوند. لامپ تصویر همه تلویزیونها و مانیتورهای خاموش یا روشن نورانی شده و می‌سوزد. همه موتور الکتریکی با آخرین دور ، همه و همه از کار می‌افتند و ناگهان شهر در قهقرا فرو می‌رود. سیستمهای گرمازایی و سرمازایی ، پمپهای آب و حتی ساعتهای مچی نیز از کار می‌افتند.

    شهر بدون الکتریسیته ، موتور ، باتری ، مخابرات و حرکت کاملا فلج می‌شود. همه این اتفاقات با سرعت نور یعنی کسری از ثانیه پس از انفجار یک بمب الکترومغناطیسی در حوزه میدان مغناطیسی آن اتفاق می‌افتد. با این حال سلاح مغناطیسی را می‌توان یک اسلحه انسانی نیز به حساب آورد. چرا که به ساختمانها و انسانها کمترین آسیب را می‌رساند.

    کدام موج در نقش بمب ظاهر می‌شود؟
    بزودی این نکته روشن شد که مناسبترین امواج الکترومغناطیسی برای ساخت بمبهای الکترومغناطیسی ، امواج با فرکانس در حدود گیگا هرتز است. این نوع امواج قادرند به درون انواع دستگاههای الکترونیک نفوذ کنند و آنها را از کار بیندازند. برای تولید امواج با فرکانس گیگاهرتز نیاز به تولید پالسهای الکترونیکی بود که تنها 100 پیکو ثانیه تدوام پیدا کنند. یک شیوه تولید این نوع پالسها استفاده از دستگاهی به نام «مولد ژنراتور مارکس» بود. این دستگاه عمدتا متشکل است از مجموعه بزرگی از خازنها که یکی پس از دیگری تخلیه می‌شوند و نوعی جریان الکتریکی موجی شکل بوجود می‌آورند.

    با گذراندن این جریان از درون مجموعه‌ای از کلیدهای بسیار سریع می‌توان پالسهایی با دوره زمانی 300 پیکوثانیه تولید کرد. با عبور دادن این پالسها از درون یک آنتن ، امواج الکترومغناطیسی بسیار قوی تولید می‌شود. مولدهای مارکس سنگین هستند اما می‌توانند پشت سرهم روشن شوند تا یک سلسله پالسهای قدرتمند را به صورت متوالی تولید کنند. این نوع مولدها هم اکنون در قلب یک برنامه تحقیقاتی قرار دارند که بوسیله نیروی هوایی آمریکا کانزاس در دست اجراست.


     




    بمب الکترومغناطیسی چگونه عمل می کند؟
    E - Bomb به سال 1945 بر می‌گردد. فیزیکدانی به نام آرتور . اچ. کامپتون روی جریان خروجی الکترونهای اتم مطالعه می‌کرد که امروز به اثر کامپتون معروف می‌باشد. بعدها اثر کمپتون در قالب تکانهای الکترومغناطیسی به طراحی انواع سلاحهای الکترومغناطیسی مختلف انجامید. برای شناخت E - Bomb باید ابتدا با یک تانک LC آشنا شویم:

    تانک LC چیزی نیست جز یک مدار ساده نوسان ساز که از یک سلف یا سیم پیچ و یک خازن و یک باتری تشکیل شده است. در تانک LC یک فرکانس میرا تولید می‌گردد که اگر یک کلید قطع و وصل الکترونیکی به آن اضافه نماییم، بسته به قدرت فرکانس سازی یک فرکانس رادیویی کریر یا حامل خواهیم داشت. هر چند مدار الکترونیکی قابلیت تولید فرکانس در محدوده‌های مختلف را داراست، لیکن نیاز به یک مدار طبقه تقویت نیز دارد تا قدرت فرستندگی آن افزایش یابد.

    لذا باید سر راه آن یک تقویت کننده ترانزیستوری قدرت نیز بهره جست که باز بسته به توان خروجی ترانزیستور طبقه تقویت قدرت فرستنده افزایش می‌یابد. قدرت یک فرستنده بستگی به توان خروجی آن دارد. معمولا فرستنده‌های 5 وات یا بالاتر از آن فرستنده‌های نیرومند به حساب می‌آیند، به نحوی که اگر انسان در کنار آنها قرار گیرد برای سلامتی وی مضر خواهد بود.

    حال آنکه می‌توان با افزایش طبقات تقویت قدرت فرستندگی امواج را بسیار بالا برد. اما این تنها بخش الکترومغناطیسی بمب الکتریکی می‌باشد، در حالیکه این بمب مثل هر بمب دیگری دارای واحد بخش انفجاری نیز می‌باشد. این قسمت یک بمب کاملا کلاسیک و عادی است. در واقع بخش اصلی بمب الکترومغناطیسی یک لوله تو خالی رسانا است، که حکم هسته سیم پیچ بمب را نیز دارد و در داخل این هسته مواد منفجره و چاشنی الکتریکی قراردارد که درست در لحظه انفجار بمب مدار الکتریکی نیز بکار می‌افتد و میدان مغناطیسی حاصل از کارکرد مدار الکترونیکی در یک میدان انفجاری قرار گرفته و انفجار میدان الکترومغناطیسی رخ می‌دهد.

    همزمانی انفجار بمب و بکار افتادن مدار نوسان ساز بسیار مهم می‌باشد. زیرا آنچه موجب تقویت امواج الکترومغناطیسی باور نکردنی و ارسال امواج الکترومغناطیسی در همه جهات می‌گردد وقوع انفجار در مرکز میدان مغناطیسی می‌باشد. همچنین از دیگر نکات حائز اهمیت در E - Bomb جهت سیم پیچ است که با عنایت با قانون دست راست فلمینگ می‌توان جهت شار مغناطیسی را متناسب با شکل سیم پیچ ، تعیین نمود.


     




    ایجاد میدان مین الکترومغناطیسی
    هدف این برنامه جای دادن مولدهای مارکس روی هواپیماهای بدون خلبان یا در درون بمبها و موشکهاست تا از این طریق نوعی «میدان مین الکترومغناطیسی» برای مقابله با دشمن ایجاد شود. اگر هواپیما یا موشک دشمن از درون این میدان مین الکترومغناطیسی عبور کند، بلافاصله نابود خواهد شد. اگر لازم باشد تنها یک انفجار عظیم به انجام رسد، به دستگاهی نیاز است که بتواند یک پالس الکترونیکی بسیار قدرتمند را بوجود آورد؛ این کار را می‌توان با استفاده از مواد منفجره متعارف نظیر «تی . ان . تی» انجام داد. دستگاهی که این عمل را به انجام می‌رساند، «متراکم کننده شار» نام دارد.

    در این دستگاه از انفجار اولیه یک ماده منفجره متعارف برای فشرده کردن یک جریان الکتریکی و میدان الکترومغناطیسی تولید شده بوسیله آن استفاده می‌شود. زمانی که این جریان فشرده شد، به درون یک آنتن فرستاده می‌شود و یک موج الکترومغناطیسی بسیار قدرتمند از آنتن بیرون می‌آید. طرح تکمیل دستگاههای متراکم کننده شار از سوی نیروی هوایی آمریکا در ایالت نیو مکزیکو در دست تکمیل است. از جمله طرحهایی که برای کاربرد این دستگاه در نظر گرفته شده ، جای دادن آنها در بمبهایی است که از هواپیما به پایین پرتاب می‌شود و نصب آنها در موشکهای هوا به هواست.

    امتیاز بزرگ بمبهای الکترومغناطیسی
    •نخست آنکه این بمبها مستقیما جان انسانها را به خطر نمی‌اندازد و تنها بر دستگاههای الکترونیک اثر می‌گذارد.
    •نکته دوم آنکه ساخت آنها بسیار ساده است.
    •همچنین بمبهای الکترومغناطیسی در صورتی می‌توانند بالاترین خسارت را وارد آورند که فرکانس امواجشان با فرکانس دستگاههایی که به آنها وارد می‌شوند یکسان باشد.

    بنابراین برای ایجاد مصونیت در دستگاههای الکترونیکی که در مراکز حساس کار می‌کنند، می‌توان طراحی مدارها را به گونه‌ای انجام داد که اولا میان بخشهای مختلف ، سپرهای محافظتی موجود باشد و ثانیا در ورودی این قبیل دستگاهها باید صافیها و سنجنده‌هایی را قرار داد که بتواند علامتهای مورد نیاز و امواج حاصل از انفجار را تشخیص دهند و مانع ورود این قبیل امواج شوند.


     ادامه مطلب
     عنوان خبر: عوامل روزمره در کنترل غریزه جنسی

    علاوه بر عواملي كه در كنترل غريزة جنسي و تسكين شهوت بحث شد، از طريق «تغذيه»، «ورزش» و ساير عوامل روزمرّه نيز، مي توان به مبارزه با اين غريزه برخاست.
    جواناني كه فعلاً زمينة ازدواج ندارند، بايد از بي كاري دوري گزينند،و به هر وسيله اي كه باشد خود را سرگرم ساخته، و بدانند كه در اين دوران جواني هر چه بخواهند مي توانند پيش رفته و در كارهاي علمي، فكري، اقتصادي، اجتماعي ... به مراحل عالي دست يابند، و از سوي ديگر اين نوع اشتغالات آنان را از كشيده شدن به امور جنسي باز مي دارد.
    نوع تغذيه و كميّت و كيفيّت آن در تشديد و تسكين شهوت بسيار مؤثر است، بنابراين جوانان آگاه سعي كنند از پرخوري اجتناب نموده، و از غذاهايي كه در اين زمينه مؤثّر است استفاده نمايند.مثلاّ انواع غذاهاي:ليمودار،گوشت ماده،كافور،ادويه،ترشي،قهوه ... چنانچه در كتابهاي مختلف گياهي و غذايي و جنسي نوشته شده براي تسكين شهوت مؤثر است.
    از همه مهم تر تفريحات سالم،كوهنوردي، مسابقات علمي، ورزش روزمرّه بمقدار لازم، برنامه هاي بسيار سودمند، در تقليل و تسكين غريزة جنسي فوق العاده مفيد مي باشد.
    در دين مقدّس اسلام در مورد همة اينها دستورات خاصّي داشته، و خود حضرات معصومين عليهم السّلام، و در رأس آنان رسول خدا(ص) دوستدار ورزشكاران بوده، و در موارد زيادي شخصاً در مسابقات ورزشي، شركت فرموده،و براي برندگان جوائزي را اهداء نموده است.
    و بالاخره جوانان غيرمتأهّل بيش از ديگران بايد از صحنه هاي شهوت انگيز دوري گزينند، از تماشاي فيلم هاي خطرناك، سريال هاي زناشوئي، عكس هاي سكسي، شنيدن صداهاي مهيّج دختران و زنان، از حضور در مجالس نامطلوب كلوپ ها و پارتي ها و سينماها، خواندن موضوعات شهوت انگيز، و رفاقت و مصاحبت دوستان بوالهوس خودداري نمايند، و الّا گرفتار دام هاي خطرناك شيطان، و شياطين انسان نما خواهند شد، و ندامت و پشيماني هاي بعدي نتيجه نخواهد داشت.
    راههای کنترل غریزه جنسی با توجه به تعالیم اسلام
    اكامى جنسى، پى آمدهاى ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غریزه در محدوده اى كه طبیعت انسان بدان نیاز دارد، غلط است، ولى با برداشتن قید و بندهاى اجتماعى، مشكل حل نمى شود، بلكه بر شمار مشكلات افزوده خواهد شد. درباره ى غریزه ى جنسى نیز باید گفت كه برداشتن ضابطه ها، عشق واقعى را مى كُشد و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در این زمینه، هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش مى یابد. به گفته ى راسل در كتاب زناشویى و اخلاق، عطش روحى در مسایل جنسى غیر از حرارت جسمى است. آن چه با ارضا تسكین مى یابد، حرارت جسمى است نه عطش روحى. پس آزادى در مسایل جنسى به شعله ورتر شدن شهوت ها خواهد انجامید؛ زیرا هوس، سیرى ناپذیر است. بنابراین، هر چند ممكن است برخى ممنوعیّت هاى جنسى در روابط اجتماعى زن و مرد، عوارض هاى روانى و رفتارى پدید آورد، ولى برداشتن ممنوعیت هاى قانونى و مشروع و دادن آزادى بى حدّ و مرز، پى آمدهاى بسیار خطرناك ترى دارد. براى رسیدن به آرامش روانى و كنترل غریزه های انسان، دو چیز لازم است:
    1. باید همه ى غریزه هاى انسان به طور طبیعى، معقول و مطلوب ارضا شود.
    2. از تحریك غریزه ها به ویژه غریزه ى جنسى پیش گیرى شود.
    باید گفت ازدواج بهترین پاسخ به نیاز روحى، روانى و جسمى جوانان است كه در پرتو آن، دختر و پسر براى ایجاد كانونى گرم و سرشار از عشق و صفا و آرامش تلاش مى كنند و با انس و همدلى، از گرماى وجود یكدیگر لذّت مى برند و غریزه ى جنسى به صورت طبیعى و معقول، بر آورده مى شود. تعبیر از غریزه جنسى و آثار آن بر شخصیت جوانان، به «بحران» قلم پردازى و یا بزرگ نمایى نیست، بلكه حقیقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصیت جوان را به خوبى مى شناسند و یا خود جوانند و یا دست كم دوران جوانى خود را كم و بیش به یاد دارند. حكمت از غریزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و به همین جهت سالم ترین، بایسته ترین و مطلوب ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با نكاح به موقع و در وقت نیاز ـ بى آنكه به دیرى یا زودى آن فكر كند ـ به مقبول ترین و كامل ترین صورت خود به نیازمندى خویش پاسخ مثبت مى دهد و پیش از آنكه به عواقب و پى آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غریزه به دنبال آن عقده هاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آنكه انرژى انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعى و مشروع ـ بى اضطراب و نگرانى ـ فرو نشانده است و این نخستین توصیه دین در این مورد است.
    رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «یا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فلیتزوّج ...؛اى جمعیت، جوانان هر كس از شما توانایى ازدواج دارد ازدواج كند ...». از حضرت صادق(ع) روایت شده است كه فرمودند: «جاء رجل إلى أبى علیه السلام فقال له: هل لك من زوجة؟ قال: لا، فقال أبى: ما احبّ أنّ لى الدّنیا و ما فیها و انّى بتّ لیلة و لیست لى زوجة. ثم قال: الرّكعتان یصلّیهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب یقوم لیله و یصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبى سبعة دنانیر ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبى: قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لكم؛ مردى به محضر پدرم ـ كه درود خدا بر او باد ـ رسید، آن حضرت به او فرمود: آیا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالى كه یك شب را بى همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زن دار بجاى آورد بهتر است ازمرد بى همسرى كه شبش را به نماز قیام كند و روزش را با روزه تمام كند. آنگاه پدرم هفت دینار داد و گفت: با این پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكیل خانواده دهید كه براى روزى شما بهتر و مفیدتر است».
    اگر براى كسى به هر دلیلى امكان ازدواج نباشد، چنین شخصى تحت هیچ عنوان مجاز نیست روى به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنى بسیار فراتر از فشارها و رنجهاى عزوبت و بى همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مى شود. و لذا چنین كسى یا باید خود را كنترل كند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد. قرآن كریم مى فرماید و باید آن كسانى كه ازدواج برایشان مقدور نیست عفّت بورزند: (و لستعفف الّذین لا یجدون نكاحا حتی یغنیهم الله من فضله والذین یبتغون الکتاب مما ملکت ایمانکم فکاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا و آتوهم من مال الله الذی آتاکم و لا تکرهوا فتیاتکم علی البغآء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیوة الدنیا و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم؛ و كسانى كه امكانات زناشویى نمى یابند، باید عفت بورزند تا خدا آنها را از كرم خویش بى نیاز گرداند و از مملوكان شما، كسانى كه خواستار مكاتبه [باز خرید] خویش هستند، اگر در آنها خیرى (توانایى) یافتید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از مالى كه خدا به شما داده است به ایشان بدهید، و كنیزان خود را در حالى كه پاكدامنى مى ورزند، براى دستیابى به متاع دنیا، به زنا وادار نكنید، و هر كس آنها را به زور وادار كند، بى تردید خدا، پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده ى مهربان است. «سوره نور، آیه 33 »).
    یكی از مباحث مهم و ضروری در تربیت جنسی پیش از ازدواج، شیوه های كنترل و تسلط بر غریزه ی جنسی است؛ كنترل این غریزه به دو صورت ممكن است تحقق پذیرد، 1ـ كنترل منفى. 2ـ كنترل مثبت.
    كنترل منفى
    غالبا وقتى سخن از كنترل غریزه جنسى به میان مى آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى شود و آن این است كه كسى با وجود تحریكات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریك شده اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنین كارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولى پیامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشیده نیست. این كار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصى به كنترل غریزه سفارش مى شود، با چنین برداشتى از آن، و تصور دشوارى و زیانبارى آن، از پذیرفتن چنین توصیه هایى سر باز مى زند.
    كنترل مثبت
    غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترین راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه ها و كارهایى است كه به تحریك این غریزه مى انجامد. این نوع از كنترل، كه در حقیقت جنبه پیشگیرى دارد هم راحت است و هم بى زیان و بلكه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه اى است با سرعت معمولى و قانونى، كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، بر خلاف ماشینى كه با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود، سیر مى كند كه چه بسا به كلى اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب آن به همراه دارد و بى زیان است، زیرا با این حال كنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى كند تا به آن صدمه اى وارد شود و مفید است چون موجب مى شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند و انرژى و سرمایه هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند.
    طبق قرآن كریم باید كسانى كه قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه كنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد، ولى با تأمل بیشتر معلوم مى شود كه آیه كریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است.
    شیوه های كنترل مثبت :
    1ـ پرهیز از فكر و ترسیم صحنه هاى محرك در ذهن و خیال
    عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى كند كه حضرت(ع) فرمود: «انّ عیسى قال للحواریّین: ... انّ موسى امركم ان لا تزنوا و أنا آمركم أن لا تحدّثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا كان كمن أوقد فى بیت مزوّق فأفسد التزاویقَ الدّخان و ان لم یخرق البیت: عیسى به اصحاب خود گفت: ... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنید و من به شما دستور مى دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینكه زنا كنید زیرا كسى كه خیال زنا كند مانند كسى است كه در خانه اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنین كارى گرچه خانه را نمى سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مكدّر كرده و فاسد مى كند».
    2ـ دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحریك آمیز
    قرآن كریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آیه اول مى فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ...؛ به مؤمنان بگو دیدشان را از نامحرمان فرو نشانند و نهانگاههاى خود را از وقوع در حرام نگه دارند» و در آیه بعدى مى فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ...؛ به زنان مؤمن بگو چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههاى خویش را محافظت كنند»( سوره نورآیه 30 ـ 31).  جالب این است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ایمانا یجد حلاوته فى قلبه؛ نگاه هوس آلود تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند».
    3ـ گوش ندادن به آوازها و موسیقیهاى تحریك كننده و مبتذل
    در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهى عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً» و قال یسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛ مردى از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرك پرسید. حضرت از آن نهى كرده و این آیه را خواندند: به یقین گوش و چشم و دل هر یك مورد سؤال خواهند بود و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد».
    4ـ اجتناب شدید از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریك آمیز
    از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: «من اصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن كان النّاطق یؤذى عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان كان یؤذى عن الشّیطان فقد عبد الشیطان ؛هر كس به سخن گوینده اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شیطان كرده است».
    5ـ اعتدال در خوردن
    بى تردید پرخورى و بى نظمى در خوردن در ذخیره سازى و انباشتن موادى كه نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كم خورى سهم ناچیزى از آن صرف تهیه آن مواد مى شود. در حدیثى كه قبلاً از پیامبر گرامى(ص) نقل كردیم، آن حضرت پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغیب مى كنند مى فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم، فإنّ الصّوم به وِجاء ؛هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى كند».
    6ـ اشتغال، ورزش و سرگرمیهاى مفید
    زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایى در تقویت غریزه به مصرف مى رسد و هم فكر و خیال مصروف چاره سازى در تفریغ آن مى شود و به همین جهت در روایات بر اشتغال و كار و پرهیز از فراغت تأكید بسیار شده است.حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضّل» مى فرمایند: «... و هكذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الى ما یعظم ضرره علیه و على من قرب منه ...؛ و همین گونه انسان اگر بى كار و فارغ باشد، به بیهودگى و سرمستى دچار مى شود و بر اثر آن به مسایلى مبتلا مى شود كه زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیكان او سنگینى خواهد كرد ...». ورزش های بدنی نظیر كوهنوردی، شنا و ... نیز می توانند انسان را در مراقبت و تسلط بر این غریزه كمك كنند.
    7ـ تلاوت قرآن
    بى شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامین آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پریشانى را رو به سامان مى برد و زخمهاى پنهان را التیام مى دهد، و همتها را تا آسمانها بالا مى برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات مى بخشد. امیر مؤمنان(ع) مى فرمایند: «و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛ قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا آن داروى شفابخش سینه هاست و آن را نیكو تلاوت كنید كه به یقین سودمندترین قصه هاست».
    8- روزه داری
    پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «ای گروه جوانان هر كدام از شما كه قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند و اگر برای وی مقدور نیست، روزه بگیرد؛ زیرا روزه شهوت جنسی را كنترل می كند». خلاصه اینكه راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسى، نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بیان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زیانهاى آن، ولى هیچ گاه به بى بند و بارى و افسارگسیختگى و آلودگى به گناه رضایت نمى دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگیرتر از ضرر كنترل منفى مى داند. بزرگان گفته اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت». رسول اكرم(ص) می فرماید نگاه هوس آلود، تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند.
    کنترل غرایز جنسی و هواهای نفسانی در پرتو آموزه‏های روایی
    اصلاح و تهذیب نفس در جوانی
    عفت و پاک‏دامنی، نتیجه مبارک تقوای الهی و مایه ارزش معنوی و نزدیکی به خداوند است. این حالت پسندیده و فضیلت برتر روحی - اخلاقی، در دوران جوانی مایه زیبایی درون و اهل آن سزاوار ستایش است. در دوران جوانی، کشورجان در معرض هجوم لشکر شهوت است و عفت، تنها نیروی محافظ آن پس جوان باید با تقویت این نیرو، پیروز این میدان مبارزه شود. یکی از مشکلات اساسی دوران جوانی، کنترل غرایز است؛ غرایزی که بر اثر رشد جوان کم‏کم طغیان می‏کند و همه وجود او را در دام خود، اسیر و او را از هرگونه حرکت سازنده باز می‏دارد. جوانی که از ارزش و بهای لحظه‏های جوانی آگاه است، هرگز از آینده خود بی‏خبر نمی‏ماند و در راه خودسازی و اصلاح نفس به سختی می‏کوشد. و تلاش ورزیدن در این راه از سفارش‏های پیاپی و مؤکد ائمه دین است. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:

    لاتترک الْاجتهاد فی اصلاح نفْسک فانه لایعینک علیها الا الجد.
    کوشش و برای اصلاح درون و خودسازی را رها نکن؛ زیرا جز تلاش و جدیت، چیزی تو را در برابر نفست یاری نمی‏کند.
    اصلاح نفس و تلاش برای مبارزه با نفس و منکر، به ویژه در دوران جوانی، از سفارش‏های مؤکد ائمه دین و خداوند قادر است.
    رویارویی شهوت و عقل، در جوانی
    نیروی غریزه جنسی، برای بقای نسل و ادامه حیات، در سرشت آدمی به ودیعه نهاده شده است. نیز در دوران جوانی که دوره رشد همه جانبه انسان است، غرایز انسانی و در رأس آنها غریزه جنسی رشد چشم‏گیری می‏یابد. طغیان برخی غریزه‏ها به ویژه غریزه قدرتمند شهوت، جوان را با بحران رو به رو می‏سازد و فکر و دل جوان را به خود مشغول می‏کند. همچنین نیروی عقل و اندیشه را در انزوا قرار می‏دهد و راه حق و حقیقت را می‏بندد. امام معصوم علیه‏السلام به این موضوع، چنین اشاره می‏کند: «هوای نفس، قوی‏ترین نیروی مسلط بر انسان است و همین نیروست که انسان را از حق باز می‏دارد».
    نیروی شهوت و هوای نفس، دشمن دیرین عقل است و با طغیان گری خویش، عقل را اسیر می‏سازد، چنان‏که حضرت امیرمؤمنان، علی علیه‏السلام بارها همگان را به این امر توجه می‏داد که: «کمْ منْ عقْل أسیر تحْت هوی أمیر؛ چه بسیار عقلی اسیری که زیر دست و گرفتار هوایی است که امیر و فرمانده است».

    بر اثر این آسیب، برخی جوانان در دوران جوانی دچار گونه‏ای ناهماهنگی رفتاری و ضعف عقلی می‏شوند و از این رهگذر، به نوعی بی‏بندوباری و بی‏قیدی تن می‏دهند. در این دوران، نیروی شهوت با قدرت و شدت تمام‏تر، روح جوان را تسخیر می‏کند و او را به بی‏راهه می‏کشاند. دراین باره، این سفارش گران‏سنگ حضرت علی علیه‏السلام شایسته توجه و اندیشه است که:
    غلبة الشهوة تبطل العصمة و تورد الهلک.
    چیرگی شهوت، مایه از بین رفتن نیروی بازدارنده در برابر گناه، عامل نابودی است. شهوت یک نیروی استعماری درونی است که جسم و جان را به خدمت می‏گیرد و راه را بر رشد و تعالی انسان می‏بندد. به فرموده امام علی علیه‏السلام :
    منْ لمْ یمْلک شهْوته یمْلک عقْله؛
    هر کس شهوت خود را در دست نگیرد، عقلش را هم به دست نمی‏گیرد».
    در پرتو چیرگی بر شهوت‏ها، ارزش آدمی در امان می‏ماند و در صورت شکست شهوت اندیشه و عقل شهوت ، تباه و نابودی آدمی حتمی است.
    پی‏آمدهای طغیان غرایز و چگونگی مهار آن
    برخی از گناهان که در پی طغیان غریزه شهوت دامن‏گیر جوانان می‏شود، اثر بسیار ناگواری بر دستگاه مغز و اعصاب جوان بر جای می‏گذارد. قدرت اندیشه و حافظه او را در صورت زیاده‏روی جوان در پیروی از غریزه جنسی، سلول‏های مغزی او از بین می‏روند. یکی از گناهانی که آثار بسیار خطرناکی بر روی جسم و روح عامل می‏گذارد، گناه خودارضایی است. برای غلبه بر نیروی شهوت و رهایی از این عادت ناپسند، گفته کانت تأمل برانگیز است، او می‏گوید:
    هیچ چیز مانند خودارضایی، ذهن و جسم را ضعیف نمی‏کند و این نوع شهوت‏رانی، به کلی با طبیعت آدمی مغایر است، ولی این موضوع نباید از جوان پنهان بماند، بلکه باید آن را با همه زشتی‏اش پیش روی او قرار داد. به او بگوییم که بدین طریق، از تولیدمثل خواهد افتاد و یادآور شویم که این عادت زشت، بیش از هر چیز دیگری، قدرت جسمی‏اش را تباه خواهد کرد با این کار، سبب پیری زودرس و صاحب عقلی واقعا ضعیف خواهد شد.
    در آموزه‏های دینی و اخلاقی، برای چیرگی بر نیروی شهوانی، هشدارهایی داده شده است که از آن جمله‏اند: آگاهی از پی‏آمدهای شوم آن، توکل بر یاری خدا، برخورداری از اراده و توان خدادادی، همراهی با دوستان آگاه و دل سوز و باوفا، تقویت نیروی عقل و اندیشه سالم، بهره‏گیری از تخصص افراد کارشناس و آگاه، توجه عمیق به امور عبادی و عملی، و ارتباط پیوسته با خدا، توجه به ورزش، دوری از پرخوری و گرایش به روزه‏گرفتن و کم خوری. رعایت و اهتمام همیشگی این دستورها نه تنها مایه رهایی از وسوسه‏های جوانی می‏شود، بلکه روح جوان را پالایش، اراده او را محکم و فکر او را جلا و قلب او را صفا می‏دهد. مولوی چه زیبا سروده است: ترک شهوت‏ها و لذت‏ها سخاست     هر که در شهوت فرو شد، برنخاست
    پیروی از شهوت‏ها، دریچه گناهان به سوی آدمی را می‏گشاید و پی‏آمدهای جسمی و روحی جبران ناپذیری برجا می‏گذارد.
     
    پی آمدهای خطرناک پیروی از شهوت ها
    شایسته است که جوانان به درستی از پی‏آمدهای خطرناک شهوت‏رانی آگاه شوند و با علم به آن، از جاده انحراف و گمراهی فاصله بگیرند.امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: «شهوت، عقل آدمی را به آتش می‏کشد و قلبش را می‏میراند.» از آن حضرت، در حدیثی دیگر نقل است: «من تسرها الی الشهوات تسْرع الیه الآفات؛ کسی که به سوی شهوت‏ها می‏شتابد، آفت‏ها نیز به سوی وی می‏شتابند.» در حقیقت، انسانی که در پی شهوت‏ها و خواسته‏های نامشروع حرکت می‏کند، به زودی از کار خود پشیمان و سرافکنده خواهد شد و در حزن و اندوه عمر و شخصیت تباه شده فرو خواهد رفت. امیرپارسایان، علی علیه‏السلام می‏فرماید: «کمْ منْ شهوة ساعة اوْریْت حزْنا طویلا؛ چه بسیار شهوت‏های زودگذر که پشیمانی و رنج طولانی در پی دارد». البته کسی که بنده شهوت است، از کسی که بنده دیگران است، زبون‏تر و پست‏تر است، چنان‏که حضرت علی علیه‏السلام در سخنی به یاد ماندنی فرمود: «عبده الشهوة أذل منْ عبد الرق».
    پیروی از شهوت‏ها، ناتوانی نیروی عقل و اراده و پشیمانی و خواری گنه‏کار را در پی دارد.
    غریزه جنسی؛ نگاه ابزاری یا استقلالی
    در میان خواسته‏ها و غرایزهای موجود در نفس بشری، غریزه جنسی، آشکارتر و نمایان‏تر است. در نگاه استقلالی به غریزه‏ها و شهوت‏ها، هر اندیشه و عمل و راهی که به مطلوب غریزی بینجامد، جایز و روا شمرده می‏شود. چشم‏چرانی، خودارضایی، میل و گرایش به دیدن صحنه‏های مهیج و مانند آن، نتیجه نظر استقلالی به غریزه جنسی و در حقیقت، نادیده گرفتن مرتبه انسانی بشر است. بر اثر همین نگاه، برخی از افراد همه چیز را در دایره مادی، جنسی و شهوی دنبال می‏کنند و می‏کوشند از هر راه ممکن به خواسته‏های خود برسد. در مقابل این نگرش، نگاه ابزاری به غریزه جنسی وجود دارد که آن را عاملی برای رشد انسانی و ابزاری برای رسیدن به کمال و آراستگی به ویژگی‏های برجسته اخلاقی می‏شمارد. در این حال، به خواسته‏های شهوانی، در دایره عقل و شرع پاسخ داده می‏شود. امام علی علیه‏السلام می‏فرماید:
    العاقل منْ عصی هواه فی طاعة ربه.
    عاقل، کسی است که در راه اطاعت پروردگار، با هوای نفس مخالفت می‏کند.
    آن بزرگوار در رهنمودی دیگر فرمود: «بر هوای خود مالک شو!» گرایش‏های شهوانی، از حیطه اختیار خارج است، ولی هدایت و جهت دهی به آن و شیوه به کارگیری آن، به چگونگی اراده و اختیار آدمی مربوط است. در مجموع، نگاه ابزاری به غریزه جنسی و استفاده درست از آن، بسیار سازنده است، ولی نگاه استقلالی به خواهش جنسی و خارج ساختن آن از دایره عقل و دین، هر چند لذت‏های شهوانی به همراه دارد، به قیمت تباهی مرتبه انسانی و از دست دادن فضیلت تمام می‏شود.
    هدف قرار دادن غریزه جنسی و پاسخ دادن به آن از هر راه ممکن، پی‏آمدهای زیان‏باری به همراه دارد، ولی کنترل غریزه‏ها و جهت‏دهی آن در راه درست، زمینه رشد و کمال آدمی را فراهم می‏کند.
     
    مددخواهی از خداوند، برای کنترل غریزه‏ها
    حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:
    ایها الناس منْ سلک الطریق الواضح ورد الْماء و منْ خالف وقع فی التیه.
    ای مردم، هر که راه روشن و راست را بپیماید، به آبادی می‏رسد و هرکه به بی‏راهه برود، در بیابان بی آب و گیاه فرود می‏آید.
    انسان سیراب شده از زلال معنویت که از گنداب‏های آلوده و خواهش‏های نفسانی رو می‏گرداند و تنها رو به خالق آسمان‏ها دارد. آن گاه نیز که در برابر پیروی از خواهش‏های نفسانی قرار می‏گیرد، می‏گوید: «رب السْجن احب الی مما یدعونی الیه؛ پروردگارا زندان برایم محبوب‏تر است از آنچه مرا به آن فرا می‏خوانند.» (یوسف: 34). به راستی حضرت یوسف چه نگاهی به خواهش جنسی و لذت‏های شهوانی داشت که زندان را بر راحت‏طلبی در کاخ عزیز مصر ترجیح می‏داد؟! در وجود یوسف علیه‏السلام ، عقل و ایمان حاکم است و او آن جایی را دوست دارد که بتواند، باارزش‏ترین گوهر وجود خود، یعنی پاکی را از مکر و فریب راهزنان عزت، شرف و شخصیت حفظ کند، هر چند آنجا از سخت‏ترین شرایط اقلیمی، اقتصادی و جسمی باشد. او زندان را برمی گزیند تا جهل، جای‏گزین عقل نشود و در این راه، از خداوند متعال نیز یاری می‏خواهد:
    والا تصرف عنی کیْدهن اصْب الیهن و اکنْ من الجاهلین. (یوسف: 34)

    و اگر کید اینان را از من برنگردانی، به آنان مایل می‏شوم و آن گاه از جاهلان خواهم بود.
    و با این اندیشه و تصمیم والا و کنترل اراده است که از سوی حق نیز پاسخ می‏شنود:
    فاستجاب له ربه فصرف عنه کیدهن انه هو السمیع العلیم. (یوسف: 34)
    پروردگارش دعای او را به اجابت رساند و کید ایشان را از او بگردانید و به راستی خدا شنوای داناست.
    کسی که با خداوند چنین پیوندی دارد، از لذت برتر؛ یعنی جمال محبوب و محبت به او بهره‏مند می‏شود و به آسانی در دام شهوت‏ها گرفتار نمی‏آید.
    در صورتی که انسان رشته پیوند خود را با خداوند، محکم و در هر حال به او تکیه کند، به راحتی در دام شهوت‏ها و انحراف‏ها نمی‏افتد.




     ادامه مطلب
     عنوان خبر: آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات2

    آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات
     
    چکیده: آیت‌الله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری بود که یاد مبارزات و پایمردی های او در مقابل استبداد و استعمار خصوصا رضاخان پهلوی جاودان مانده است. روز ده آذر سالروز شهادت این بزرگمرد تاریخ معاصر به دستور رضاخان است. این نوشتار نگاهی دارد به زندگینامه شهید سید حسن مدرس.
     
     
    شهید مدرس و عده ای از نمایندگان اقلیت مجلس پنجم شورای ملی
    آیت‌الله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری در 1287 ق در سرابه اردستان به دنیا آمد.
    پدرش سید اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
    بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیر‌خان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمدباقر درچه‌ای خواند و سپس برای تكمیل تحصیلات خود در 1311 ق عازم نجف‌اشرف گردید و در مدرسه صدر ساكن شد. سیدحسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه كارگری می‌كرد و از آن راه امرار معاش می‌نمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمدكاظم طباطبایی یزدی استفاده كرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در 1324 ق، در سی ‌و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سكونت گزید.
    مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، ساده‌زیستی، صراحت كلام و مبارزه آشتی‌ناپذیر وی با متنفذان و مالكان بزرگ اصفهان بود كه همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح می‌دادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با كمك حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشكیل داد و با مشروطه‌خواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همكاری داشت.
    با دعوت و همكاری مدرس، نیروهای مشروطه‌خواه بختیاری به رهبری صمصام‌السلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شكست دادند و حكومت آن شهر را در دست خود گرفتند و به‌عنوان غرامت خسارات خود، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند كه این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصمام السلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدید‌نظر نمود، اما آنان همچنان توطئه می‌كردند و دوبار به او سوءقصد نمودند كه مدرس از آنها جان سالم به در برد.
    همزمان با تشكیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ـ مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ به‌عنوان یكی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترك گفت. در ذیحجه 1329 ق دولت روسیه تزاری به بهانة حضور شوستر امریكایی ـ كه امور مالیه كشور را برعهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی كرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لكن مجلس تحت‌تأثیر چهره‌هایی مانند مدرس به شدت با آن مخالفت كرد.
    در رمضان 1332 ق كه جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بی‌طرفی كرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بی‌طرفی وارد كشور شدند به زدوخورد با یكدیگر پرداختند.
    در محرم 1334 ق بیست‌وهفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حركت كردند و در آن شهر «كمیته دفاع ملی» را تشكیل دادند و یك هیأت چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند كه مدرس یكی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب كردند و آنان ناگزیر به غرب كشور رفته و از راه كرمانشاه، كرند و قصر‌شیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب می‌كردند و زدوخوردهایی نیز میان آنان در می‌گرفت.
    مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظام‌السلطنه تشكیل دادند كه در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات كردند. در شعبان 1336 ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ كه نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.
    در ذیقعده 1337 ق، وثوق‌الدوله قرارداد ننگین 1919 را با انگلستان منعقد ساخت كه براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت. وثوق‌الدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دست‌نشاندگان خود به تصویب برساند اما براثر مخالفت‌های مدرس در مجلس و افكار عمومی، مجلس قرارداد مذكور را رد كرد و وثوق‌الدوله به ناچار از كار بركنار گردید.
    پس از كودتای سوم اسفند 1299 كه توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان مدرس بود كه به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد.
    مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی كه در 1339 ق برگزار گردید، به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در رأی‌گیری میان نمایندگان به نایب‌رئیسی مجلس نیز رسید. وی در آغاز این دوره با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد 1919 و همكاران وثوق‌الدوله مخالفت كرد و مانع تصویب اعتبارنامه آنان شد. مدرس در این دوره از رضاخان، سردار سپه، عامل كودتا كه پست وزارت جنگ را داشت و پایه‌های دیكتاتوری خود را مستحكم می‌كرد به شدت انتقاد نمود و گفت: «عجالتاً امنیت در دست كسی است كه اغلب ماها خوشوقت نیستیم. شما مگر ضعف نفس دارید كه این حرف‌ها را می‌زنید و در پرده سخن می‌گویید؟ ما [نمایندگان] بر هر كس قدرت داریم پادشاه را عزل كنیم، رئیس‌الوزراء را بیاوریم سؤال كنیم، استیضاح كنیم، عزلش كنیم و همچنین رضاخان را استیضاح كنیم، عزل كنیم. می‌روند در خانه‌شاه می‌نشینند. قدرتی كه مجلس دارد هیچ چیز نمی‌تواند در مقابلش بایستد...»
    مدرس با دولت مستوفی‌الممالك به دلیل عدم قاطعیت كافی او، برنامه‌هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ مخالفت كرد و در خرداد 1302 دولت مستوفی را استیضاح نمود.
    مدرس در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی كه در اواخر 1302 برگزار شد. علیرغم اعمال نفوذ نظامیان و مأموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید و از طرفی رضاخان به فرمان احمدشاه به نخست‌وزیری منصوب شد.
    طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی كار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در كشور را سر دادند. مدرس كه به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان برآن امر اصرار داشتند و به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، یكی از نمایندگان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز كشیده شد و بلافاصله بازار تهران به‌عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند.
    در 2 فروردین 1303 تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس شورای ملی برپا شد. رضاخان كه مخالفت شدید مدرس و نگرانی و اعتراض بسیاری از علما را از ایجاد جمهوری مشاهده كرد طی اعلامیه ای در فروردین آن سال، انصراف خود از ایجاد جمهوری اعلام كرد، و برای اطمینان دادن به علما به قم رفت و با علمای آنجا دیدار نمود.
    مدرس كه در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیكتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می‌كردند. سرانجام در روز 7 مرداد 1304، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حكومت مشروطه استیضاح نمودند.
    رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همكاری و یا سكوت و انفعال كشانده بود و دیگر امكان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نكته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال كه آیا از این پس در مبارزة خود امید موفقیت دارد، گفت: «من در این كشمكش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باك ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده‌ای در حصول آزادی داشته باشد. من تنها، از دستگاه سردار سپه نمی‌ترسم، اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من می‌ترسد.»
    در دوره ششم مجلس با وجود آنكه تحت‌نظر كامل رضاخان و دخالت صریح نظامیان در سراسر كشور برگزار شد بار دیگر مدرس و تعداد دیگری از نمایندگان مستقل و مخالف رضاخان به مجلس راه یافتند. اندكی بعد به اشاره رضاخان، مدرس در 7 آبان 1305 مورد سوءقصد قرار گرفت اما به نحو معجزه‌آسایی نجات یافت و مدرس آن اقدام را تلویحاً به تحریك رضاخان دانست. او به مدت دو ماه بستری بود و در دی ماه آن سال در مجلس شركت نمود. در آبان 1306، حاج آقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه عده‌ای از روحانیون آن شهر در اعتراض به برخی از برنامه ها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت كرد و از علمای سراسر كشور خواست تا به ‌منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت كنند.
    مدرس نیز طی تلگرافی كه به حاج آقا نورالله مخابره نمود اقدام آنان را تأیید و اظهار همدردی و همكاری نمود.
    در انتخابات دوره هفتم كه بار دیگر تحت نظارت شدید مأموران نظامی برگزار شد، اعلام گردید كه مدرس حتی یك رأی نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت كه لااقل یك رأیی را كه به خودم دادم می‌خواندید! مدرس كه امكان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امكانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی نیز برخوردار نبود. رضاخان كه مترصد چنین فرصتی بود دستور دستگیری او را صادر كرد. رئیس شهربانی وقت و چند تن دیگر از افسران و درجه‌داران در نیمه شب 16 مهر ماه 1307 به منزل وی یورش برده و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سپس به اتومبیلی منتقل كرده و بدون درنگ به یكی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر كوچك و دورافتاده كویری خواف تبعید نمودند. وی به مدت نه سال در آنجا تحت‌نظر شدید مأموران امنیتی قرار داشت و ممنوع‌الملاقات بود. در آبان ماه 1316، مدرس به دستور رضاخان به كاشمر انتقال یافت و در روز 10 آذر 1316 توسط چند تن از مأموران رژیم به شهادت رسید.
    مدرس، مردی پرهیزگار، شجاع، عالم و وارسته بود و در بیان حقایق از هیچكس پروا نداشت. امام خمینی (ره) در بیانات خود مدرس را به دلیل صفات مذكور بیش از هر عالم دیگر می‌ستود و او نقش عمده‌ای در تكوین شخصیت سیاسی امام داشت. اوراقی كه از دست‌نوشته‌های او باقی ماند گواه آنست كه وی آثاری در زمینه فقه و اصول و تفسیر قرآن نیز داشته كه به دلیل غارت منزلش و انتقال كتاب‌ها و دست‌نوشته‌هایش به شهربانی، اثری از آنها برجای نمانده است.




     ادامه مطلب
     عنوان خبر: اکستازی

    مولد توهم زا و روانگردان نسل جوان راتهدید مى کند.
    اکس به شکل قرص هاى گرد وبیضى در رنگهاى سفید، زرد، صورتى و قهوه اى به حالت پودر حل شده در شربت یا نوشابه، تکه یخ وآدامس مورد استفاده قرار مى گیرد. در ایران هر قرص بین ۳ تا۲۰ هزار تومان بسته به نوع و درصد کیفیت وخلوص آنها خرید و فروش مى شوند. مهمانى ها و پارتى هاى شبانه اکس با شعار «بخور که شاد شوى» برگزار مى شود و معمولاً از ابتداى شب تا نزدیک صبح طول مى کشد. این مهمانی نه فقط در کشور ما بلکه رد اروپا و آمریکا هم نیز به اکس پارتی نیز معروف است
    مولد توهم زا و روانگردان نسل جوان راتهدید مى کند عطش مرگ فاطمه امیرى این دومین روز پیاپى است که پدر وحید به بیمارستانى که او در آن بسترى است، مى آید. بار اول براى عیادت از وحید که در بخش بیماران کلیوى است به بیمارستان آمد و روز دوم به بخش بیماریهاى اعصاب رفت که برادرزاده ۱۸ ساله اش در آن بسترى و تحت مراقبت شدید است. وحید و پسرعمویش هر دو قربانیان مصرف اکستازى هستند.وحید در حالى که لوله هاى قطورى به بدنش وصل شده اند نگاه غمگینش را به پدر مى دوزد و مى گوید: «... هرچه مى خواهى بگو، مى دانم کارم اشتباه بود. رفیق بد و قرص اکس کارم را به اینجا کشاند».وحید ۱۹ ساله است قرص هاى اکس را با کمک دوستش تهیه مى کند و بعد تعدادى از آنها را به پسر عمویش مى دهد. به فاصله یک روز هر دو بعد از خوردن قرص ها راهى بیمارستان مى شوند.
         تعریف داروهای توهم زا
    «داروهاى توهم زا داروها یا موادى هستند که به عنوان داروهاى روانگردان و یا محرک شناخته شده و اثر خاص آنها اختلال در ارتباط با واقعیت و تا حدودى افزایش سطح هوشیارى ، دقت، تمرکز و آثار خاص دیگر است اما ممکن است حتى با یکبار مصرف در افراد مستعد ، علایم عصبى و روانى بروز کند و در مصرف حاد گاهى عوارض قلبى، مغزى ، فشار خون بالا ونارسایى کبد و کلیه مشاهده مى شود.
    ***
     گفته مى شود میزان مصرف قرص هاى اکستازى در میان جوانان و نوجوانان به شکل نگران کننده اى در حال افزایش است. طبق آمار که درسال ۱۳۸۰ از یک تحقیق به دست آمده است بیش از ۴۰ هزار نفر در ایران اکستازى را تجربه کرده اند.اما وزیر بهداشت اعلام کرده که به دلیل مسائل اجتماعى و سیاسى ترجیح مى دهد آمار مصرف کنندگان داروهاى روانگردان را اعلام نکند:«ما سعى مى کنیم به جاى اعلام آمار مصرف کنندگان داروهاى روانگردان، چنین مسائلى را در جلسات کارشناسى مطرح کنیم، تا نتایج بهترى اتخاذ شود».به گفته مسعود پزشکیان وزیر بهداشت و درمان، سن مصرف کنندگان به سمت جوان شدن مى رود: «اما طبق آمار فعلى بیشتر مصرف مواد در سنین ۲۵ سال به بالا صورت مى گیرد».


         انواع قرس های اکستازی موجود در ایران
     امگا، دلفین ، لنگر، دکس، بیسکوئیت، صلیب سرخ، سان شاین، هوندا، بمب بى ، سوپرمن، قرص عشق، قرص شیطان، سوپر من ورنو قرص هاى اکستازى موجوددر بازار ایران هستند. به طور کلى موادى که درکشور مصرف مى شوند به سه دسته مخدرها، توهم زاها، توان افزاها یا محرکها قابل تقسیم اند.دسته مخدرها با ماده مؤثر مرفین شامل تریاک، هرویین و مرفین از جمله موادى هستند که ریشه طبیعى شان خشخاش است یا به صورت شیمیایى و صنعتى به گونه اى تهیه مى شوند که روى گیرنده هاى مرفین مغز مؤثر باشند. دسته دوم مواد اعتیاد آور، توهم زاها هستند که یک تعدادى ریشه طبیعى دارند مثل حشیش، گراس، بنگ و تعدادى هم ریشه شیمیایى دارند که آمفتامین ها، باربیتوراتها، متاامفتامین ها که (اکستازى جزو اینهاست) و داروهاى روانگردان شیمیایى دیگر مثل ال.اس.دى ، اسپیدیا شیشه که مستقیم روى مغز تأثیر مى گذارند و تفکر هدف اصلى تأثیرگذارى شان است.در واقع اگر مواد مخدر دسته اول جسم را تخدیر مى کنند، توهم زاها روى تفکر تأثیر مى گذارند. دسته سوم مواد اعتیادآور هم محرکها هستند که ریشه طبیعى شان مثل کوکائین و ریشه صنعتى و شیمیایى آنهامثل کرک است.
     ***
     شاهین ۲۰ ساله تجربه حضور در یکى از این مهمانیها را این طور شرح مى دهد:«سالن تاریکى بود در بعضى قسمتهاى آن غیر از نور چراغهاى رنگى و گردان هیچ روشنایى دیگرى نبود. وقتى داخل آن جمعیت مى شوى دیگر صداى بلند موسیقى، بوى عرق و جیغ و فریادشان آزارت             نمى دهد. چون تو هم باید مثل خود آنها اکس زده باشى. کسى که مهمانى در خانه اش برگزار شده بود پسرى حدود ۲۳ ساله بودکه به بهانه تولدش دوستانش را دعوت کرده بود و پدر ومادرش هم خانه نبودند. من هم به واسطه یکى از دوستانم آنجا رفتم. قرص هاى اکستازى را داخل ظرف یا توى نوشابه ها ریخته بودند وبه مهمانها مى دادند». شاهین خیلى زودتر از پایان گرفتن اکس پارتى، مهمانى را ترک مى کند:«بعد از خوردن قرص اکس احساس کردم تمام تنم عرق زیادى کرده و خیس آب هستم و حالت گرگرفتى داشتم و قلبم تند تند مى زد. طورى که انگار مى خواست از سینه ام بیرون بزند».
        حالت فرد پس از مصرف
    « در این حالت فرد به شدت عرق مى کند و حجم زیادى از آب بدنش را از دست مى دهد. تب بالا مى رود و تپش قلب خیلى زیاد مى شود و فرد احساس گرمازدگى دارد. احتمال خونریزى مغزى و حملات قلبى هم در این حالت بالا مى رود».با وجود علایم ناشى از خطر آفرین بودن داروهاى توهم زا و روانگردان چه عاملى سبب مى شود استفاده از آنها بویژه در میان نوجوانان و جوانان طرفدار داشته باشند؟ «شادى اش را نمى شود توصیف کرد.در آن حالت پر از انرژى مثبت هستى». اینها جملاتى اند که مهراب در توجیه مصرف اکس به زبان مى آورد و بعد ادامه           مى دهد:«وقتى اسپید مى خورم، از هیچ چیزى ترس ندارم. با سرعت رانندگى مى کنم و لایى          مى کشم. به قدرى سرحال وسرخوشم که حاضرم دست به هر کارى بزنم که درشرایط عادى برایم سخت است».
     حالت سرخوشى که در فرد ایجاد می شود معمولاً ۲۰ تا ۴۰ دقیقه بعد از خوردن قرص اکستازى ظاهر مى شود و بعد از یک ساعت به اوج خود مى رسد.اما ۳ تا ۴ ساعت بعد خبرى از آن نیست. مهراب مى گوید:« بعد از این که اثر مصرف قرص تمام مى شود، احساس خستگى مى کنم». به نظر او این اتفاق کاملاً طبیعى است: « بالاخره بعد از چند ساعت بالا و پایین پریدن و تحرک زیاد، هر کسى خسته مى شود».
       آثار این قرص را «موادى در مغز به نام سروتونین وجود دارد.با مصرف اکس این مواد در سیستم اعصاب ومغز آزاد شده و باعث تحریک سیستم مغزى مى شود اما در طولانى مدت سبب مختل شدن فعالیت آن مى شود. زوال حافظه کوتاه مدت و تخریب سلولهاى قشر مخ از آثار سوء مصرف این قبیل مواد است». « وقتى مواد توهم زا و روانگردان وارد خون مى شوند با افزایش قند خون و تپش قلب و به طور کلى با تأثیر بر سیستم سمپاتیک موجب افزایش عملکرد مى شود. به همین خاطر وقتى اکس مصرف مى کنند تمایل به تحرک ، رقص و پایکوبى دارند و در دسته امفتامین ها با تأثیراتى نظیر افزایش عملکرد، راحتى روابط و رفتارهاى پرخطر جنسى روبروییم». تمرکز تفکر، افزایش کارآیى، خوش مشرب شدن و افزایش توان کار و اعتماد به نفس از جمله مواردى است که مصرف کنندگان داروهاى توهم زا به عنوان تأثیرات مثبت این مواد یاد                    مى کنند. «بیشتر این مسأله تلقین است چون اعتماد به نفس یا کارایى وتوان فرد با مصرف این داروها به شکل کاذب افزایش مى یابد و فرد با تلقین به خود احساس نیرومندى بیش از آنچه باید مى کند. در حالى که شما با تکنیک هایى نظیر یوگا، مدیتیشن یا مهارت هاى مدیریت استرس هم مى توانید به همین نتایج برسید».هنوز آمار دقیق و رسمى درباره تعداد مصرف کنندگان داروهاى توهم آور و روانگردان در ایران منتشر نشده است. اما به نظر مى آید حرکتى هرچند آرام و آهسته براى تغییر الگوى مصرف مواد اعتیادآور در کشور شروع شده است. امیرمحمد پیام این مسأله را ناشى از عملکرد سیستم و سیاستى درجهان مى داند که مواد اعتیادآور راکارگردانى مى کند: «این سیستم به شکل یک نظام پویاى اقتصادى به نیازهاى مخاطبانش توجه مى کند و به دنبال ایجادبازارهاى جدید مصرف است وکاملاً براى تولیداتش فرهنگ سازى مى کند و وقتى مى بیند درکشورها برنامه هاى پیشگیرى وکاهش تقاضاى مواد به روى نکاتى از مضرات مواد تأکید مى کند که عوارض اش براى همه شناخته شده است سعى مى کند الگوى مصرف مواد اعتیاد آور را با مواد جدیدى جایگزین کند که این مواد در تبلیغ و تعریفش عوارض قبلى را نداشته باشند. فرض کنید این طور نشان مى دهند که اسم آن مواد مخدر است، اسم اینها محرک است. آنها با وابستگى شدید جسمانى همراهند نظیر هرویین و اینها اصلاً وابستگى جسمانى ندارند، هرچند وابستگى روانى که عامل اصلى اعتیاد است در اینها شدیدتر است. مواد مخدر باعث انزوا و افسردگى مصرف کننده مى شوند، اینهاموجب رقص و پایکوبى و در جمع بودن مى شوند و... بنابراین بدیهى است چون ساختار ذهن یا نگرش نوجوان اعتیاد با مشخصات ماده مخدر مثل هرویین است، این مواد جدید را اعتیاد محسوب نمى کند. این تکنیکى است که سازندگان وتولید کنندگان مواد از آن استفاده مى کنند».
       بیشترین گروه سنی مصرف کننده قرص اکس گروه سنى ۱۵ تا ۳۵ سال بیشترین گروه سنى در معرض خطر مصرف مواد توهم زا و روانگردان هستند. تعداد مصرف کنندگان در مردان بیش از زنان ونسبت آن دو به یک است. جمعیت جوان جویاى کار ایران که با مشکلاتى نیز براى ادامه تحصیل، ازدواج و تفریحات مناسب روبروست. به راحتى مى تواند با شناخت نادرستى که از این موادپیدا کرده اند به سراغ مصرف آنها بروند بااین تصور که مى توانند کارآیى شان را افزایش بدهند. براى لحظاتى مشکلات خود را فراموش کنند و حالت سرخوشى و امیدوارى پیدا کنند و در عین حال ازلحاظ جسمانى وظاهرى هم با مسأله حادى روبرو نشوند. این اشتباه در شناخت مواد اعتیاد آور جدید توسط نوجوانان و جوانان با اشتباه والدین و خانواده ها در برخورد با فرزندان همراه با اشتباه مسؤولان در برنامه ریزیها و به روز نکردن تجهیزات و امکانات براى شناسایى و مقابله با مواد جدید مى تواند در آینده اى نه چندان دور ، مصرف موادتوهم زا و روانگردان را همپاى مواد مخدرى چون تریاک و هرویین افزایش دهد.


     ادامه مطلب
     عنوان خبر: زبان ایران

    مقدمه
    معمول ترين  و ساده ترين  تعريفي كه از زبان  ارائه مي شود  اين است  كه زبان  وسيله برقراري  ارتباط  در جوامع بشري است . از هيمن  تعريف ساده مي توان  دريافت  كه زبان  امري اجتماعي  است .
    از آنجا  كه جوامع  بشري  پيوسته  در حال تغيير و تحول  اند ، نهادهاي اجتماعي هم كه  بايد متناسب با نيازهاي  اجتماع باشند ، هيچ گاه ثابت  و يكسان  نمي مانند و همواره  براي هماهنگي با جامعه  و نيازهاي  آن متحول مي شوند .
    بدين  ترتيب زبان  كه مهمترين  وسيله  و ابزار پيام  رساني و برقراري  ارتباط  و انتقال  مفاهيم  ذهني در جوامع بشري  است امري ثابت  نبوده  همواره  به تبع جامعه تحول مي يابد.
    براي بررسي تحولات  جوامع بشري  و پي بردن  به علل و موجبات  اين تحولات  و شناختن حوادث ورويدادهاي كه منجر به پيدايش  عناصري  جديد و پديده هايي نو مي شوند  از تاريخ دور مي جوييم .
    هم چنانكه  تاريخ  سرگذشت  اقوام و ملتهاي مختلف  و حوادث گذشته  برآنها را در زمانهاي مختلف شرح  مي دهد  به تاريخ يك زبان  نيز تغييرات  و دگرگونيهاي ان زبان در گذار زمان  و در طول  دوره  دوام  و رواج آن زبان مشخص مي كند . وبه كمك برررسيهاي تاريخي هر زبان  است كه  مي توان  هم تغييرات  و تحولات  آن  زبان را در ادوار تاريخي  مختلف  شناخت  و هم قواعد  و قوانين حاكم و ناظر برآن  تحولات  را بدست آورد . زبان هاي مختلف  به طرق  گوناگون باقي مانده است  جمع آوري  كرد و سپس اين اسناد  و مدارك  را به ترتيب تاريخي ، مرتب و منظم  نمود و آن گاه با توجه به شباهتها و تفاوتهاي ساختاري و صوتي زبان بكار رفته  در اين اسناد و با مقايسه  صورتهاي مختلف  زبان ، آن مدارك را دسته بندي و طبقه بندي نمود.
    بدين ترتيب مشخص مي شود  كه هر زبان  از زماني  كه قديمي ترين آثار  مكتوب آن موجود است تا زمان حاضر ،دستخوش چه تحولات و تغييراتي شده است .
    دراواخر قرن هجدهم ميلادي در پي رواج فقه الله و دستور تطبيقي زبان ها يكي از مهم ترين خانواده هاي زباني دنيا به نام خانواده زباني «خسرواردياني » كه زبان هاي ايراني نيز از اعضاي اين خانواده به شمار مي روند ،شناخته شد .
    در ميان زبان هاي هندو اروپايي زبان فارسي اين ويژگي ممتاز را دارد كه مي توان تاريخ آن را بر اساس منابع و مدارك موجود در تمامي ادوار تاريخي از قرن ششم پيش از ميلاد تا زمان حاضر به طور پيوسته اي بررسي كرد .
    زبان هاي فارسي در جهان
    زبان و ادبيات فارسي به عنوان دومين  زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگي و تمدن ايراني با هزاران آثار گران سنگ در زمينه هاي مختلف ادبي ، عرفاني ، فلسفي ، تاريخي همواره مورد اعتنا و اعتقاد ايرانيان و مردمان سرزمين هاي دور و نزديك بوده است .
    عليرغم حوادث و رويدادهاي پرتب و تاب و گاه ناخوشايند سه صده اخير باز هم اين زبان شيرين و دلنشين در دورترين نقاط جهان امروز حضورو نفوذدارد .
    اين حضور و نفوذ حكايت از آن دارد كه در ژرفاي  زبان و ادب فارسي آنقدر  مهعاني  بلند و مضامين  دلنشين  علمي – ادبي  اخلاقي و انساني وجود دارد كه هر انسان سليم الطبعي با اطلاع  واگاهي از آنها  خود به خود  به فارسي ئو ذخاير مندرج در آن  دل مي سپرد . اگر چجنين نبود  ترجمه  و تاليف  هزاران  كتاب و مقاله  از سوي  خارجيان ددرباره  اثار جاودان  و جهان  ادب فارسي  مانند : شاهنامه فردوسي ، خمسه  حكيم نظامي گنجوي ، گلستان  و بوستان  شيخ اجل – مثنوي مولانا جلال الدين بلخي – چهره نمي جست               هزاران ايران شناس و ايران  دوست غير ايراني  دل و عمر بر سر شناخت ، فهم ، تفسير  و ترجمه  اين آثار  ارزنده در نمي باختند . واقع آن است  كه نكات  نغز و حكمتهاي بديع  و درسهاي  انسانيت ، بزرگواري  اخلاقي و مردم  دوستي در ادب  فارسي آنقدر  حلاوت ولطا فت  دارد كه  مي تواند عطش تمام تشنه كامان  وادي معرفت و حيرت  را يك  تنه به آب  عذب خوبيش سيراب گرداند.
    با در نظر گرفتن  ويژگيها و مختصات  زباني  قديمي ترين آثار و مدارك  بازمانده  اززبانهاي  ايراني تا زمان حاضر  مي توان  تحولات تاريخي  زبانهاي  ايراني رابه سه دوره  مهم  تقسيم كرد .
    1- دوره باستاني                2- دوره ميانه                 3- دوره جديد
    بدين ترتيب  مي توان گفت  «زبان فارسي »كه  يكي از زبانهاي ايراني  از قديمترين  صورت  بازمانده  آن تا  فارسي دري ، سه  دوره تحولي ,: باستان ، ميانه و جديد  را پشت سر گذارده است .
    بنابراين  زبان فارسي  جديد  دنباله  طبيعي و صورت تحول  يافته زبان  «فارسي ميانه » است  وفارسي ميانه  خود صورت تحول يافته زبان «فارسي باستان » مي باشد .
    چون  زبانهاي دوره باستان  و ميانه  ديگر بصورت  زنده بكار  نمي روند  و تنها  در مطالعات  تاريخي از صورت  مكتوب آنها  استفاده  مي شود، بطور كلي با زبانهاي «مرده »و «خاموش» خوانده  مي شوند .
    دوره ميانه
    زبانهاي ايراني ميانه
    زبانهايي كه حد فاصل  بين زبانهاي باستاني  و زبانهاي  دوره اخير ايران اند ، زبانهاي دوره ميانه  ناميده مي شوند . ميزان  و ملاك تشخيص زبانهاي ميانه را  از يكسو  ساده تر  بودن  نسبت به صورت  باستانيان  و تغيير و تحول آشكار در سيستم  و نظام زباني  قديم و از سويي ديگر متروك و خاموش بودن آن دانسته اند .
    البته  با توجه  به سير و تحول تدريجي  زبان  از صورتي  به صورت ديگر ، تعيين تاريخ دقيق و مشخص به عنوان حد فاصل  قطعي  بين زبانهاي باستاني  ، ميانه و جديد  ميسر نيست .
    زبان شناسان تاسيس سلسه اشكاني در حدود (250 سال پيش از ميلاد ) را آغاز  دوره  زبانهاي ايراني  ميانه محسوب مي دادند  اين دوره  تا پايان  فرمانروايي سلسله ساساني  يعني 651 ميلادي كه  سال شكست  ساسانيان  از قواي  مسلمين  و انقراض  اين حكومت است  ادامه مي يابد .
    بدين  ترتيب دوره  زبانهاي ايراني  ميانه  در حدود  هزار سال ، از قرن  سوم پيش از ميلاد تا قرن  هفتم  ميلادي محسوب  مي شود .
    با توجه  به اينكه  از نظر  تاريخي دوره  زبانهاي  باستاني  با انقراض هخامنشيان  در سال (330 پيش از ميلاد ) به پايان  مي رسد  و دوره  ميانه  نيز از(250 قبل از ميلاد) كه سراغاز حكومت  اشكانيان  است شروع  مي شود . فاصله اي  قريب يكصد سال  ميان  اين دو  دوره تاريخي  زبانهاي  ايراني  وجود دارد  كه درتتبعات   تاريخي  زبان فارسي  به «سالهاي تاريك » معروف است  زيرا پس از برافتادن  هخامنشيان  بدست اسكندر ، طولي نكشيد كه  اسكندر خود در گذشت  و سرزمينهاي تحت تسلط وي ميان  سردارانش  تقسيم  شد و فرمانروايي ايران  زمين ، را يك از سرداران  اسكندر موسوم  به «سلوكوسي» گرديد .
    سلوكوس و اعقابش قريب صد سال در ايران  حكومت  كردند  كه در تاريخ  ايران به دوران  سلوكيها  معروف  است . آنچه مسلم است  اين است  كه بدليل  يوناني بودن  فرمانروايان  سلوكي زبان  و خط ايراني  كمتر مورد  توجه  دستگاه  حاكمه  بود  و همين  عامل  موجب رواج  و تاثير زبان – فرهنگ  و هنر يونان  در زبان – فرهنگ  و هنر ايراني  گرديد . تاثير مختصات  خط يوناني  در خطوط ايراني  ابداع شده  در دوره  ميانه  نيز به  هيمن دليل  است .
    بنابراين در تمام دوران  سلوكي ها اثري  مكتوب از خط و زبان  ايراني  بر جاي نماند  و به همين  دليل هيچ گونه  اطلاع  و آگاهي از چگونگي و كيفيت  زبان فارسي  دراين  مقطع خاص زماني  نداريم .
    آخرين آثار  بازمانده  از دوره  باستان ، متعلق  به دوره هخامنشي  است و اولين  آثاري كه از دوره  ميانه بدست  آمده به دوران  حكومت  اشكانيان  تعلق دارد  و دوران  حكومت سلوكيان  كه ميان دو  سلسله  ايراني هخامنشي و اشكاني است. «دوره تاريك »  در حلقه  مطالعات  تاريخي  زبان  فارسي  به شمار  مي رود . بدين ترتيب  زبانهاي  ايراني  دوره ميانه ، زبانهايي هستند كه  در فاصله  زماني  سالهاي 250 پيش از ميلاد  (تاسيس سلسله اشكاني ) و 651 ميلادي ( انقراض  سلسله ساساني ) در سرزمين ايران بكار مي رفتند .
    ( اين نكته  شايان دقت است كه با يك تحول اساسي و چشم گير سياسي و اجتماعي ، زبان يك جامعه يكباره متحول  نمي شود . بلكه  ايجاد تغيير و تحول  در سيستم و نظام  زبان – امري  است كه  به آهستگي و طي  قرنهاي  متمادي  صورت مي پذيرد )
    از ميان  زبانهاي متعددي كه درايران  دوره ميانه بكار  مي رفتند  آثار و اسناد  مكتوبي اززبانهاي «پهلوي اشكاني »«پهلوي ساساني » «سعدي »«سكايي»«بلخي »«خوارزمي »باقي مانده  است .
    اين زبانها با توجه  به مختصات  وويژگيهاي ساختاري  و موقعيت  و محدوده  جغرافي شان  به دو گروه  اصلي تقسيم  مي شوند .
    الف : زبانهاي  گروه شرقي
    ب: زبانهاي گروه غربي
    ادبيات  زبانهاي  ايراني  ميانه  گروه شرقي
    زبانهاي  ايراني ميانه  متعلق به گروه شرقي كه از آنها  آثاري باقي مانده  است عبارتند از :
    1- سعدي         2- سكايي             3- بلخي               4- خوارزمي
    سعدي
    به زبان  سعدي در ايالت  سغد قديم  سخن گفته  مي شد كه مهم ترين  شهرهاي  آن سمرقند و بخارا (در جمهوري ازبكستان  كنوني ) بوده است .
    علاوه بر اين ايالت ، زبان  سغدي در نواحي ديگر مانند  واحه هاي تورفان  در تركستان شرقي به عنوان  زبان  مراورات  تجاري و فرهنگي و زبان اداري و تاليف  و تصنيف رواج  داشته است  . از كتيبه بوگوت  در مغو لستان ، كه متعلق  به اندك  زماني پس از 581 ميلادي است ، چنين  بر مي آيد  كه سغدي  زبان رسمي  نخستين  امپراتوري تركان  بوده است  . اين زبان نه تنها  در مكه  هاي حكم  دانان  سغده بلكه  در اسناد رسمي  و نامه هاي  آنها  نيز به كار مي رفت  و درآسياي ميانه به عنوان  زبان  ميانجي ، از قرن  ششم تا دهم  ميلادي (چهارم ) معمول  بود  لا گسترش زبان فارسي  در آسياي ميانه  از حدود  قرن چهارم  هجري ، سغدي به تدريج  از اهميت  افتاد . با اين همه ، زرمنشان به عنوان  زبان تكلم تا حمله مغول  در قرن  هفتم هجري همچنان  به حيات خود ادامه داد .  بازمانده اي  از اين  زبان  اكنون در دره رودخانه           در شمال  كوه نقياب ( در جمهوري تاجكيستان ) قراول است . آثار  سغدي را بر حسب موضوع ،مي توان به دو دسته عمده تقسيم كرد : آثار غير ديني و آثار ديني .
    آثار غير ديني سغدي
    آثار  غير ديني سغري مشتمل  بر نوشته هاي  روي سكه ها ، اشياء سيمين ، منسوجات ، چرم  سفالينه ها و سنگهاي گرانبهاست .
    قديم ترين  سكه هاي سغري  متعلق به قرن دوم  ميلادي است  و جديدترين آنها از دوران  حكومت  عورك  فرامانرواي سمرقند – است كه  در ناحيه  پنجكنت (جمهوري تاجيكستان ) بدست  آمده اند .
    نامه هاي  قديمي سغري
    اين مجموعه ، كه شامل  پنج  نامه كامل  و چند  قطعه ناقص است ، در يك  برج نگهباني  متعلق  به ديوار  چين در غرب  تون – هوانگ بدست آمده و احتمالا  به اوايل  قرن  چهارم  ميلادي  تعلق دارد .
    اين اسناد  قديم ترين آثار مفصل سغري است و علاوه  بر اهميت  زبان شناسي ، از جهت  در برداشتن  اشاراتي  به حوادث تاريخي  و پي بردن  به چگونگي نامه  نويسي  نيز مهم به شمار  مي رود .
    آثار  مكشوفه در سند  عليا
     در كاوشهاي آسماني – پاكستاني  بين سالهاي 1979 تا 1988 در نواحي  ميان دهكده  شاتيان و شهر چيلاس و در هوترا در دره  سفر عليا ( شمال پاكستان ) بيش از 670 سنگ نوشته  كوچك  به  زبانهاي  ايراني  ميانه  كشف گرديد  كه بيشتر  ان كتيبه هاي سغري است  اين كتيبه  ها همه از  قرن چهارم  ميلادي  هستند  و از نظر  در برداشتن  نام هاي خاص ، همه به شمار  مي روند .
    كتيبه بوگوت
    اين كتيبه در سال 1956 در غرب  بروگوت  در جمهوري مغولستان  كشف گرديد ، بر سه طرف  سنگ فرار قائمي نگاشته  شده  و جمعاً داراي 29 سطر است  و در طرف چهارم  سنگ كتيبه اي  به سنسكريت (به خط براهي ) نگاشته  شده است . اين  كتيبه  مربوط به كوتاه  زماني  پس از 581 ميلادي  است و از جهت  در برداشتن  اطلاعاتي  درباره  تاريخ  فرمان روايان تركان ، حائز اهميت است .
    كتيبه  هاي افراسياب
    در سال 1965 در خرابه هاي  افراسياب در شمال  سمرقند  كنوني (جمهوري ازبكستان ) به همراه  نقش و نگارهاي روي ديوار حدود 10 كتيبه سغري  كشف گرديد . كتيبه  ها در شرح نقوش  روي ديوارهاست . بر يكي از ديوارها يك كتيبه 16 سطري  وجود دارد  كه در ان  شرح  بار يافتن  فرستاده  چغانيان به حضور  فرمان رواي  سمرقند  به نام  ورهومن آمده است  و پس از آن  سخن از فرستاده چاچي است . اين كتيبه ها متعلق به اواخر قرن  هفتم  و اوايل  قرن هشتم ميلادي  است .
    كتيبه هاي پنجكنت
    كتيبه هاي  كوچكي در پنجكنت ( تاجيكستان ) برروي  ظروف  سفالين ، استخوان و ظروف  سنگي بدست آمده است  كه به اواخر  قرن  هفتم  واوايل قرن هشتم تعلق دارند . از ميان  اين آثار  يك قطعه  سفال  نوشته  شش سطري از اهميت  بيشتري  برخودار است .  اين  نوشته مشتمل است بر فهرست الفباي سغري ، نام كاتب آن (درواسپ ) و حاكمي (كوي فرن ) كه دستور  تهيه آن را داده است .
    كتيبه هايي كه برروي  چوب متعلق به قصر  چهل  هجره  در شمال اسرو شنه (تاجكيستان ) بدست آمده است .
    نيز متعلق  به اواخر  قرن  هفتم  واوايل  هشتم ميلادي است .
    آثار كوه منع
    در1933 در خرابه نماي دژي در كوه  مغ در شمال  تاجكيستان 74 فقره  سند متعلق به بايگاني  ديواشتيج ،آخرين  فرمان رواي سغرؤ، بدست امد وي بهدنبال  حمله  اعراب  به قلمرو فرمان روايي خود به ان  دژ  كوهستاني  پناهنده  شده بود  . اين اسناد  كه روي چرم  و كاغذ  و پوست  نوشته  شده  ، مشتمل  بر  نامه هاي اداري – اسناد مالي ،يادداشتها و دستورهاي اداري  و يك قباله ازدواج است .
    اين آثار  از نظر پي بردن  به شرايط سياسي و اقتصادي  ناحيه  سغر در اوايل  قرن  هشتم ميلادي  اهميت بسيار دارد . 

    كتيبه لادك
    كتيبه اي  كوتاه در 9 سطر  در لادك  در  ، جنوب غربي جامو – كشمير در دست  است كه  احتمالاً متعلق  به 2/841 ميلادي است  و باديد  آن را  از نوع  كتيبه هاي ياد بودي به شمار آورد  .در اين كتيبه  امده است كه مردي سمرقندي  به نانم  نوش فرن كه به عنوان  فرستاده راهي  درباره  خاقان     است .  به ناحيه  لادك  رسيده است . كتيبه  با ذكر سال (210 احتمالاًيزدگردي ) شروع  مي شد.
    كتيبه  قره  بلگون
    اين كتيبه  به سه زبان (سغدي ،چيني و اويغوري ) است  ودر قره بلگون ، پايتخت  تابستاني  شاهان  اويفوري در ساحل رودخانه  ارغوان  در مغولستان به دست  آمده  و متعلق به تاريخي بين 808 تا 821 ميلادي است . اين كتيبه  را خاقان  او يغور  به مناسب  گرويدنش به مانويت بر پا داشته است .
    كتبيه هاي قرقيزستان
    كتيبه هايي در جمهوري  قرقيزستان  كه بر روي  صخره  يا سنگ  به دستور  فرمان  روايان  ترك  قره خان  نگاشته  شده بدست  آمده است  و بايد آنها را  از نوع  كتيبه هاي يادبودي  به شمار آورد . بعضي از آنها  با ذكر تاريخ  ( به احتمال  قوي يزدگردي ) شروع  مي شود . اين كتيبه  ها از قرن 9 تا 11 ميلادي هستند .
    علاوه  بر اين  ، سفال  نوشته هايي در نواحي  گوناگون  سغر قديم  مانند  ورخشه (بخارا ) ،فرغانه ، هفت  رود و وادي حصار و چند سفال نوشته  از خرابه هاي  مرو (تركمنستان ) بدست آمده  است . آثار غير ديني به خط خاص سغدي  نوشته  شده است .
    آثار  ديني سغدي
    اين آثار  متعلق  به پيروان  اديان  بودايي و مسيحي  و مانوي است  و همه آنها در اوايل  قرن بيستم  ميلادي  در نواحي  تورفان  و تون  هوانگ ، در جنوب  شرقي  تورفان ، در تركمنستان  چين ، كه پيروان  اين اديان  دران  جا مستقر شده بودند ، بدست آمده است .
    آثار بودايي
    اصطلاحات به كار رفته  به خوبي  نشان  مي دهد كه  اين آثار  بدست آمده بيشتر  از اصل سنكريت يا چيني  به سغدي ترجمه شده است  و تعيين  هويت  و تطبيق بسياري  از انها  با اصل ، تاكنون  انجام گرفته  است .  بسياري از اين  آثار به شيوه سوتره هاي  هندي نوشته شده است  و بعضي نيز ترجمه هاي جاتكه ها (داستان  زندگي بودا )واودانه ها (مقوله اي از داستانهاي روايي هند ) هستند .
    از مهم ترين  آثار سغدي  بودايي مي توان  از دو كتاب  نام برد . و سنتره  جاتكه ، داستان  تولد  بود او  سوتراي علت  و معلول.
    رساله هاي ديگر  در مجموعه  هاي آثار  سغدي بودايي به چاپ رسيده است  كه مفصل ترين آنها متون سغدي  محفوظ  در كتابخانه  ملي پاريس  است . در اين  مجموعه  علاوه بر متون خاص بودايي ، متن هايي نيز كه  اختصاصاً جنبه ديني  ندارد ، مانند متون پزشكي ، طلسم باران و بعضي اندرزها و سخنان  حكيمانه  نيز آمده است .
    قطعه اي  كه از داستان  رستم  در اين مجموعه آمده  از نظر  ادبيات فارسي  اهميت ويژه اي  دارد.
    آثار مسيحي
    نوشته هاي سغدي  مسيحي بيشتر  در بولاييق در شمال  تورفان  كشف گرديده است  اين آثار  بيشتر از  سرياني ، زبان ديني مسيحيان     آسياي ميانه ، ترجمه شده است ودر مواردي . متن  سغدي همراه متن  سرياني  است .  در مواردي نيز متن  اززبان پارتي و احتمالا از فارسي ميانه  مانوي ترجمه  شده است .  متون سغدي  مسيحي  شامل  ترجمه  بخش هايي از كتاب  متون ( دانيال، سوقا، يوحنا ) اعمال  قدسيان ( مانند بادشبا و جرحين /جرج قديس ) مقاتل يا اعمال  شهداي مسيحي (مانند اعمال  پيشيون معاصر  يزد گرد دوم ساساني كه در آن شرح داده  شده است  كه چگونه وي توانسته  است  دختري بنام ناهيد و پدرش آدر هر مزد را كه  موبر بوده  ، مسيحي  كند و سرانجام  هر سه شهيد شده اند ، شهداي زمان شاپور دوم ) مواعظ و تفاسير ،  فرامير ، مجموعه اي از چيستان  ها و غيره .
    آثار سغدي مسيحي  به گونه اي  از خط  سرياني  سطر بخيلي نوشته شده است .
    مسيحيان  سغدي زبان ،گاه آثار خود را به زبان سغدي  نيز نوشته اند
    آثار مانوي .
    هيچ متن كاملي به زبان سغدي مانوي  بر جاي  نمانده است ،آنچه بدست آمده  قطعاتي از متون  گوناگون  است .  از كتابهاي هفتگانه  اصلي  مانويان ، تنها  قطعاتي  از كتاب  غولان  و قطعات  كوتاهي از نامه ها  در دست است .
    مهم ترين  اثر سغدي مانوي عبارت اند از : توبه  نامه ها ، سرودهاي كوچك و بزرگ ، سرگذشت  دين ، تكوين  سالم ، داستانها و تمثيلها ، واژه نامه  و فهرست  لغات  و فهرست  نام  ملتها  و جداول تقويمي و  غيره .
    متون  مانوي به خاص مانويان  نوشته شده است .
    سكايي
    آثاري به زبان  سكايي در اواخر قرن نوزدهم  و اوايل  قرن بيستم  در تمشق ، نزديك  مارال باشي واقع در شمال شرقي  كاشمر ودرختن ، در جنوب  شرقي همان شهر  بدست آمده است .
    همه اين آثار متعلق به بوداييان  است  و حتي اثار غير ديني سكايي نيز رنگ و      بودايي دارد .
    آثار غير ديني  بخشي شامل  نامه هاي  خصوصي  و بخشي  شامل  مكاتبات  ديوان  ختن است .
    آثار سكايي رابه دو دسته سكايي ختني (يا ختني مطلق ) و سكايي تمشق تقسيم  مي كنند. آثار تمشقي از نظر  زبان  كهنه ترند .
    تقريباً همه آثار  بودايي از سنكريت ترجمه  شده اند  كه فقط  اصل  بعضي  از آنها  در دست  است و اصل  بسياري از اين آثار  را از روي ترجمه  هاي  تبتي و چيني موجود  كه اصل  سنسكريت آنها از ميان  رفته است ، مي توان  باز شناخت . ترجمه ها گاه  تحت اللفظي  و گاه  نسبتاً آزاد  است .  متون  سكايي  شامل  مطالب  مربوط به اصول  عقايد ، تمثيل ها و روايتها  ، اقرارنامه ها و توبه نامه ، رسالت طبي ، يك متن  كوچك جغرافيايي ، واژه نامه هايي چيني – ختني و يك واژه نامه تركي – ختني است . مفصل ترين  متن  ختني  كتاب زمبست به شعر است .  داستان  هندي  رامه و همسرش سيتا منظومه اي  حماسي  است كه  از ان  تفسيري  بودايي شده است .  در ميان  اشعار  ختني ، نمونه هايي از اشعار  غنايي و مديحه  نيز وجود دارد .  نسخه هاي موجود  ختني در تاريخ 700 تا1000 ميلادي به خط  براهي (مقتبس از سنسكريت ) نوشته شده است .
    خوارزمي
    آثار بدست آمده  از زبان  خوارزمي قديم  به دو دسته عمده  تقسيم  مي شود .
    آثار  خوارزمي  قديم و آثار خوارزمي متاخر
    آثار قديم مشتمل است بر نوشته هاي روس سكه هاي فرمان روايان خوارزم (قرن 2يا3 ق . م ) .
    كتيبه هايي برروي چوب و چرم  از ناحيه  تو يراق قلعه  احتمالاً متعلق به قرن دوم ميلادي ، كتيبه هايي (حدود صد قطعه ) بر ديوار  استودان هايي (ظروف مخصوص قراردادن استخوان مرده ) از ناحيه توق قلعه  محتملاً مربوط به قرن  هفتم ميلادي  و كتيبه هايي برروي  ظروف  سيمين  با تاريخ  هايي احتمالاً ميان  قرن ششم تا هشتم ميلادي  و سفالينه اي  از ناحيه  خود ( هو مبوز) تپه . اين آثار  همه به  خط قديم خوارزمي  كه مقتبس از خط آرامي بوده  ، نوشته شده  ودر انها  هزوارشي نيز بكار رفته است .
    آثارمتاخرخوارزمي ازدوران  اسلامي وهمه به خط عربي است. درآثاربيروني مانند آثار الباقيه وصيدنيه كلمات خوارزمي  بسياري  نقل شده است .
    در نسخه اي از كتاب  لغت مشهور زمخشري به نام  مقدمه الادب در برابر كلمات  و جمله هاي فارسي ، معادل آنها به زبان  خوارزمي آمده است . در دو نسخه  ديگر  از اين كتاب نيز گاه گاه  معادل  خوارزمي  كلمات  عربي نقل شده است .
    جمله هاي خوارزمي  را همچنين  در دسته اي از كتابهاي فقهي  مي يابيم :
    قيميه الدهر في فتاوي اهل الدهر تاليف محمد بن محمود الترجماني .
    قنيه المينه تاليف نجم الدين  الزاهدي الغزميني .
    و رساله كوچكي به نام رساله  الالفاظ الخوارزميه التحافي قنيه المسبوط تاليف كمال الدين العمادي الجرجاني ، مشتمل بر شرح لغات خوارزمي قنيه المينه
    همان گونه كه از عنوان  و محتواي اين آثارمعلوم مي گردد. هيچ كدام  ازآنها از نظر  ادبي اعتبار چنداني ندارد ، گرچه  اهميت آنها  از نظر  زبان شناسي مسلم است .
    بلخي
    قديم ترين اثر از زبان بلخي  متعلق به قرن دوم  ميلادي است و آن كتيبه اي است  در 25 سطر  كه در مدخل معبدي  در سرخ كتل  در جنوب  شرقي  بغلان  بدست امده  است .
    كتيبه هاي كوچك تري  نيز در اين  ناحيه  كشف  گرديده است  . كتيبه هاي كوچك تري نيز از افغانستان  و ازبكستان  نيز در دست است  ، اين آثار  به خط يوناني  نوشته شده است  . علاوه  بر اين  كتيبه ها ، 8 قطعه دست نوشته نيز به  خط يوناني – بلخي  در تركمنستان  چين بدست آمده  است  و بنظر مي رسد  متعلق به بوداييان  بوده است  . قطعه اي  نيز به زبان  بلخي و به خط مانوي  در دست است .
    زبانهاي  ايراني ميانه  گروه  غربي
    زبانهاي  ايراني ميانه  گروه غربي رابه  دو زبان  شمالي و جنوبي  تقسيم  مي كنند.
    زبان  ايراني ميانه  شمالي و جنوبي  ،زبان  ايلت  باستاني « يارت» است   نام اين سرزمين در كتيبه  داريوش  به صورت      Paryawa = پرتو ذكر شده است .
    زبان  ايراني ميانه  جنوبي غربي ، زبان  ايالت «پاريس»است  كه در كتيبه  هاي فارسي  باستان به  صورت Parsa = پارسي ذكر شده است .
    زبان پارتي
    زبان  ايراني  ميانه غربي شمالي  كه زبان  قوم  پارت  بوده است  در مدت  حكومت اشكانيان زبان  رسمي  و اداري ايران بود.
    زبان پارتي  به نامهاي پهلوانيك و پهلوي اشكاني نيز خوانده مي شود.  اين زبان  تقريباٌ تا حدود  قرن 4 ميلادي  در ايران  رواج  داشت  و حتي  كتيبه هاي  شاهان  نخستين  ساساني  نيز  به اين  زبان  نگاشته  مي شد .  زبان ÷ارتي  در زبان  فارسي ميانه  تاثير قابل  توجهي  داشته است  و بسياري  از واژه هاي  ÷ارتي  از طريق زبان فارسي  ميانه  وارد زبان  فارسي جديد شده است .
    آثار  و اسنادي  كه از زبان  پارتي  موجود  است بطور كلي  به دو دسته  تقسيم  مي شود .
    الف :آثاري  كه به خط پارتي نوشته  شده است .
    بيوكليماتيك : آثاري كه به خط مانوي نگارش  يافته  اند و به نام  متون  تورفاني مشهورند .
    اسناد نوع اول  عبارتند از :
    1.    كتيبه ها
    كتيبه هاي  شاهان  نخستين  ساساني  از جمله  اردشير شاپور  اول كه در قرن  سوم ميلادي  نوشته شده اند  به يه  زبان  ميانه ، ÷ارتي و يوناني  مي باشند . اين كتيبه ها  در نقش رستم (كعبه زردشت ) نقش رجب بيشاپور و حاجي آباد قرار  دارند .
    كتيبه هاي شاهان  بعدي  ساساني  از جمله  كتيبه  نرسي دريا يكولي به دوزبان  فارسي ميانه و پارتي  است و  بلاخره  كتيبه هاي شاهان  آخري ساساني  تنها به زبان  فارسي ميانه است .
     بدين ترتيب ،كتيبه هاي شاهاناوليه  ساساني  از زمره  منابع  مكتوب بازمانده  از زبان  پارتي است  زيرا اين  كتيبه ها  علاوه  بر زبان  فارسي ميانه  به زبان پارتي  نيز  نوشته  شده اند .
    به اين  منابع  مي توان  كتيبه هاي كال  چنگال  نزديك  بيرجند در جنوب  خراسان  كه احتمالا مربوط  به نيمه  اول قرن  سوم  ميلادي است  و كتيبه  اردوان  پنجم  را كه در  شوش  كشف  شده  افزود .
    2.    سكه ها
    شاهان  اشكاني  تا مدتها نام خود رابرروي  سكه ها  به يوناني  مي نوشتند و كلمه  فيلهلن به يوناني روي آنها  ديده مي شود  و گاهي  كلماتي  نيز به  خط پارتي  به چشم  مي خورد  اما از  حدود  قرن  اول ميلادي (از زمان  بلاش اول – حدود 51 تا حدود 7680 م)  زبان  و خط پارتي  بكار رفته  است .
    در ابتدا  نوشته هاي  پارتي  سكه ها  شامل  صورت  خلاصه  شده نام  شاه بوده  مانند ول به جاي ولگش = بلاش ) وبعد  در ثلث دوم قرن  دوم ميلادي نوشته ها  مفصل تر  مي شود  و نام شاه  به صورت  كامل ذكر مي گردد.
    در روي  سكه هاي  مسي شاهان  محلي ايلام (جنوب شرقي  خوزستان ) در قرن  اول و دوم  ميلادي  نيز ظاهراٌ نوشته هاي پارتي  ديده مي شود .
    مهرهايي نيز به خط پارتي  در دست است . اين مهرها احتمالاٌ متعلق به اواخر  دوره اشكاني و اوايل  دوره ساساني است .
    3.    سفال نوشته ها
    تعدادي از سفال  نوشته هايي كه در كاوش هاي باستان شناسي در ناحيه  ورامين  و چال طرخان عشق آباد (نزديك ري ) و قصر او نصر (نزديك شيراز ) و مواضع  گوناگون  در جنوب  جمهوري  تركمنستان  بدست آمده ، داراي نوشته هايي با مركب  به خط  پهلوي متصل است .
            كه در نزديكي  عشق آباد  پايتخت  تركمنستان  واقع شده است  . شهر مشهور  و قديمي  پارت است و  احتمالا مقبره  شاهان  اشكاني  نسز در اين  شهر قرار دارد .  از سنا به تعداد قابل  توجهي قطعات  سفالينه  يافت  شده كه  متعلق  به قرن  اول قبل  از ميلاد  است .  اين آثار  سفالي  داراي  مكتوباتي است كه  به زبان  پارتي  و به خطي مخوط  از آرامي  و پارتي  نوشته شده است اين نوشته  ها بر روي  كوزه هايي بوده است كه  براي حمل  شراب  از انهااستفاده  مي شد و شامل  نام هاي اشخاص – جايها – وزن و تاريخ است .
    4.    قباله هاي اورامان
    سه نوع معامله مربوط  به فروش  دو تاكستان  كه بر روي  پوست  آهو نوشته شده  در ادرامان  كردستان  پيدا  شده است  و اكنون  در حوزه  بريتانيا نگاهداري  مي شود .
    دو سند  از اين  سه نوع ،به زبان  و خط يوناني  است  و هر  دو تاريخ  سلوكي دارد .  يكي  معادل 84/88 ق.م و ديگري معادل 21/22 ق.م  است  و در ÷شت  يكي از آنها  چند كلمه اي  به زبان  و خط پارتي  نوشته  شده كه خلاصه  متن يوناني  است و احتمالاٌ تاريخ نگارش آن نسبت به متن  يوناني  جديدتر  است .  سند سوم  به زبان  و خط پارتي  است و تاريخ  اشكاني دارد  كه معادل  سده اول  ميلادي  است .  خط پارتي  اين  متن به خط  سفالينه  هاي نسا  شباهت  دارد .
    5. اسناد   مورا – اوروپوسي
    از حضريات  انجام شده  در ناحيه دورا – اروپوسي در ساحل  رودخانه فرات  در وسيله  كنوني  نزديك  مرز  عراق ، تعدادي آثار ايراني ميانه ، هم به پارتي  وهم  به فارسي  ميانه  بدست آمده است .
    دريكي از بادتگاههاي محلي  سه ديوار  نگاره به زبان  پارتي  پيدا شده است . همچنين  از اين ناحيه  سفالينه هايي به دو زبان  فارسي  ميانه  و پارتي  بدست آمده ات .
    زبان  فارسي ميانه
    فارسي  ميانه  زبان  ايراني  مانه  جنوبي غربي  است كه  زبان  ايالت  پارس  بود  . از آن جهت  كه صورت  ميانه فارسي باستان  و فارسي  جديد است  فارسي ميانه  خوانده مي شود .  از اين زبان  با نامهاي پارسيك و پهلوي ساساني  نيز ياد مي شود .
    فارسي ميانه  در دوره  ساسانيان  زبان  رسمي  و اداري ايراني بود . ولي براي تعيين  مدت  روج فارسي ميانه  مي بايد  چندين  قرن  نيز به اين  تاريخ رسمي  افزود  زيرا  يك تحول  اساسي و مهم  سياسي – اجتماعي  بلافاصله  موجب  تحول زبان  نمي گردد بلكه  دهها سال طول  مي كشد  تا زبان  در هر يك از دوره  تحولي را پشت سر  بگذارد .
     زبان فارسي  فارسي  ميانه  هم  از اين قاعده  مستثني  نبود  و تحول  آن  به صورت  فارسي  جديد  در مدت  زمان مديدي  بيش از دو قرن  به طول انجاميد  و آثار و اسناد فراواني  به زبان  فارسي ميانه  كه در بررسيهاي  تاريخ  زبان فارسي  اهميت  دارند  در طول  قرون  اوليه هجري  به رشته  تحرير درامد .
    بنابر گواهي هاي موجود  تا اواخر قرن  سوم  هجري  برابر با  اواسط قرن  دهم  ميلادي  هنوز  اين  زبان به دروه  تحولي  جديد  خود نرسيده بود .
    نخستين  آثار  زبان  فارسي  جديد كه به  خط عربي  نوشته شده اند  و مرحله  نوين تحول زبان  فارسي را  منعكس  مي كنند  به اواخر  قرن سوم  و اوايل  قرن چهارم  مربوط اند .
    بدين ترتيب  دوره فارسي  جديد ملاٌ هزار ساله اخير است .
    خط پهلوي
    خطي كه براي نوشتن  متون فارسي  ميانه  بكار رفته بسيار  شبيه  خط متون  پارتي است  و به همان  نام پهلوي خوانده مي شود .
    خز پهلوي در سراسر دوره ميانه  يعني از دوران  اشكاني تا حدود  قرن سوم  هجري در سنگ  نوشته ها ، سكه ها  اسناد معاملات ،كتابها و رساله هاي گوناگوني  كه به زبانهاي  پارتي و فارسي  ميانه  نوشته شده  بكار رفته  است .
    خط پهلوي در زمان اشكانيان  از روي  خط آرامي  اقتباس شد و  نسبت به قومي  كه حاكم  بودند (توم پرتو ) پهلوي خوانده شد و در دوره هاي ساسانيان  نيز همين  خط با اندكي  تفاوت  بكار رفت .
    همانطور  كه قبلاٌ گفتيم  زبانهاي ايراني  ميانه  هم به نام  پهلوي خوانده مي شدند  براثر اختلاط دو مفهوم  زبان  و خط در اذهان ، فظ پهلوي علاوه  بر زبان  به خط  نيز اطلاق  شد .
    خط پهلوي  گونه  هاي متعددي  دارد از جمله :
    الف :پهلوي اشكاني ، اين خط  به صورت  خطي  كتيبه اي  است و بروي مهره ها و سكه هاي  سلاطين  اشكاني ديده مي شود .
    ب: پهلوي  كتيبه اي ، خطي است  كه در سنگنوشته ها  و سكه هاي دوره  ساساني  بكار رفته  است .
    ج: پهلوي كتابي : خط تحريري كه نامه ها  و كتابها  را بدان  مي نوشتند .
    ظاهرا در دوره  ساساني  خطوط  متعددي در ايران  متداول  بود كه  هر يك  از آنها  مورد  استعمال ويژه اي  داشت  و به جاي  خط لفظ  را بكار مي بردند . برخي از مورخان  اسلامي  از جمله  حمزه  اصفهاني و ابن نديم  ضمن  نقل  مطالبي درباره  خطوط  ايراني در زمان  ساسانيان  انواع انها را بر شمرده اند  و تعدادشان را هفت ذكر كرده اند .
    خط پهلوي  از جهت  اصول  شبيه  خط فارسي  جديد است  . اين  شباهت  و همسانهاي موجود ميان دو  خط فارسي  ميانه و جديد  امري اتفاقي  و تصادفي  نيست  بلكه بدان  دليل است كه  هردوي آنها  از يك  آشبخور  سرچشمه  گرفته اند . خطوط  ايراين ميانه  از خط آرامي  كه  خودريشه سامي دراد .  اقتباس  شده بودند  و خط فارسي  جديد همان خط كوفي عربي است  كه با تغييرات جزئي  و ظاهري به صورت  كنوني درامده است  خط عربي  خود از زمره  خطوط  سامي  مي باشد  . خواندن  خط پهلوي دشواريهاي عديده اي دارد و از جمله  ينكه  برخي از حروف آن  چند صدايي هستند  و گاه  يك نويسه  بردو يا چند  واج دلالت مي كند .
    مثلا نويسه هاي د،ا،س،ن هريك  نشانه  واجهاي متعددي به شرح  زير مي باشد :
    د=ي،د،گ،ج و ذ               ا= ر،ن،و
    س،خ،آ                           ن=ف،پ
    شكل ديگر اين خط ا ز پيو ستن حروف به يكد يگر نا شي مي شود توضيح اين كه گا ه بر اثر اتصا ل دو حرف شكلي  حاصل ميشود كه شبيه به حرف سو مي است مثلا در خط فارسي جديدكه اگر نقطه هاي با يا نا رادر نظر  نگيريم  پس از پيوستن  اين حروف  به شكل سا  در مي ايد  كه شبيه س است .
    همچنين در خط پهلوي همانند خط عربي  نويسه اي  براي ضبط مصوتهاي كوتاه  يعنيَ     ِ      ُ   وجو ندارد  و همين  امر خود  موجب بروز شكالاتي  در خواندن  خط پهلوي مي شود . مهمترين  عامل  دشواري  خط پهلوي اين است كه  در اين خط  هم مانند  اغلب  خطوط ايراني  دوره ميانه  عنصري به نام  هزوارش وجود دارد .

     ادامه مطلب