آمار کاربران

    تك كتاب به زبانهاي ديگر

    نرم افزار مطالعه كتاب ها

    منو اصلي

    صفحه اصلي
    دانشنامه بزرگ تک کتاب
    جستجو در تك بوك
    كتابخانه تك كتاب
    انجمن تك بوك
    مقالات سايت
    آموزش تصویری دانلود کتاب ها


    فيلمنامه و نمايشنامه
    موضوعات كتاب ها:
    كتاب داستان و رمان
    كتاب پزشكي
    دانلود كتاب تاريخي
    کتاب اجتماعي سياسي
    دانلود كتاب كودكان
    كتاب علوم غريبه
    كتاب علمي دانشگاهي
    دانلود كتاب موفقيت
    كتاب تجارت الكترونيك
    دانلود كتاب كامپيوتر
    آموزش زبان خارجي
    كتاب متفرقه
    دانلود كتاب مذهبي
    دانلود كتاب شعر
    دانلود كتاب ادبيات
    دانلود كتاب ورزشي
    دانلود كتاب هنر
    كتاب جغرافيا و نقشه
    كتاب بانوان و زيبايي
    كتاب نقد و بررسي
    فيلمنامه و نمايشنامه
    كتاب مديريت
    كتاب زبان اصلي
    دانلود كتاب صوتي
    كتاب گوشي موبايل
    كتاب فلسفه و منطق
    كتاب رشته برق
    بازي شطرنج آنلاين
    تست هوش آنلاين

    نقشه سايت
    نظر سنجی
    آمار بازدید
    آرشیو اخبار
    ارتباط با سایت
    برترین ها
    آخرين كتاب ها
    تنظیمات کاربری
    دریافت فایل

    ليست كابران



    خروجي تك كتاب
    rss takbook
    خروجي برترين كتاب ها
    خروجي آخرين كتاب ها
    خروجي دانلود رايگان

    بزرگترین فروشگاه آنلاین

    برترین کتابها

    » دانلود کتاب اشعار سهراب سپهری برای موبایل
    » دانلود کتاب آموزش فتوشاپ بصورت تصویری
    » دانلود کتاب آموزش گام به گام بورس
    » دانلود کتاب آموزش تصویری پاورپوینت powerpoint 2007
    » دانلود کتاب آموزش ساخت کاردستی
    » دانلود کتاب آموزش مسائل زناشويي - جلد3
    » دانلود کتاب رمان ایرانی عاشقانه عشق پنهان
    » دانلود کتاب آموزش آشپزي - شيريني كيك دسر
    » دانلود کتاب آموزش روابط زناشویی توسط دکتر مجد
    » دانلود کتاب آموزش گرامر زبان انگلیسی
    » دانلود کتاب آموزش اکسل 2007 - Exel 2007
    » دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز 7
    » دانلود کتاب نقشه جهان بصورت كامل
    » دانلود کتاب نقشه تهران
    » دانلود کتاب شناخت كامل داروها
    » دانلود کتاب آموزش جامع اکسل 2010 excel
    » دانلود کتاب آموزش عکاسی
    » دانلود کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی
    » دانلود کتاب مفاتيح الجنان
    » دانلود کتاب اصول حسابداری 1
    » دانلود کتاب آموزش جامع سی شارپ #C
    » دانلود کتاب صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
    » دانلود کتاب داستانهاي هزار و يك شب
    » دانلود کتاب زیبایی و آرایش
    » دانلود کتاب آموزش HTML بصورت كامل با دهها مثال و فلش

    ارسال کتاب برای انتشار

    نویسندگانی که قصد انتشار کتابشان در تک بوک دارند یک نسخه الکترونیک آن به همراه توضیحاتی از کتاب به ایمیل زیر ارسال تا بررسی شود.
    takbook.com[at]gmail.com
    کتاب های ارسالی در چهارچوب قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران باشد.
     عنوان خبر: تلقی کلیسا از هنر

    موضع کلیسا از ارائه تصاویر شمایل نگارانه قدیسین، همواره این بوده است که هنرهای بصری ، متن مقدس را به تصویر می کشند یا به تعبیر اهل کلیسا "تبیین" می کنند. در این نوشتار به ریشه های این نوع تفکر خواهیم پرداخت.

    در طول تاریخ، "پاپ" به عنوان مهمترین و شاخص ترین فرد در کلیسای کاتولیک، همواره دفاعاتی از ترویج هنرهای تصویری شمایلی داشته است. چه بسا پاپ "گرگوریوس کبیر" (زمان پاپی 590-604) معروف ترین سخن را در باب موضع کلیسا در باب تصویر به زبان آورده باشد. وی چنین می نوسید:

    "در کلیسا به این دلیل از تابلوی نقاشی استفاده می کنند که بی سوادان بتوانند دست کم آنچه نمی توانند در کتاب بخوانند بر دیوار کلیسا فهم کنند. نوشته همان حکم را برای باسوادان دارد که نقاشی برای بی سوادان، زیرا که بی سوادان در نقاشی همان می بینند که باید ببینند؛ آنکه خواندن و نوشتن نمی داند محتوای نقاشی را می خواند. از همین رو، خصوصا در باب این صنف از مردم، نقاشی جایگزین نوشته می شود.... بالطبع نباید برای پرهیز از شرک، حکم به از میان بردن تابلوهای نقاشی کلیساها داد، بلکه باید از آنها من باب تشحیذ اذهان بی سوادان بهره گرفت. "

    کلیسا تا به امروز بر همین موضع سخت پای فشرده است. گرگوریوس پیش از هر چیز پاسخ شمایل شکنان را داد. این گروه به حکم یکی از فرمانهای خداوند دایر بر منع بت پرستی، شمایلها را از میان می بردند.

    متاسفانه شاهد به بیراهه کشیده شدن این تفکر ساده هستیم. امروزه تصاویر معجزه آسا همچنان در بسیاری از کشورهای کاتولیک مذهب وجود دارند. تصاویری که به زعم عده ای یا جان گرفته اند یا به واسطه تقدیر الهی در امور دنیوی دخیل بوده اند. این مورد بیش از همه شامل مجسمه حضرت مریم می شود که حتی برخی مدعی هستند که خون گریه می کند!

    گرگوریوس تصریح می کند که نقاشی راهنمایی سودمند یا متنی تصویری است نه بت. مشرک آن کسی بود که به غلط بر این باور بود که نوعی "روح قدسی" در اثر هنری متجلی است. اثر هنری باید صرفا به واقعیت راستین دیگری اشاره داشته باشد که همانا "عالم مقدس" است.

    چون در قرون وسطی شمار باسوادان اندک بود، تصویر، از ضروریات تعلیم محسوب می شد. در اینجا می توان هم هوشمندی دید هم نوعی سطحی نگری!

    طبیعی بود که کلیسا خواهان ترویج و نشر اصول و عقاید مذهبی خود باشد و اگر بنا بود این رسالت را هنر بصری بر دوش کشد، پس می بایست از آن بهره گرفت. منها کلیسا قطعا مطلع بود که جریان پرقدمت هنر مایه التذاذ است و هم بُعد تعلیمی دارد. کلیسا از آن نیز اطلاع داشت که طبعا کسان بسیاری تصویر را واجد نوعی روح قدسی می دانند صرف نظر از اینکه این نیرو یا انرژی سحرآمیز باشد یا زیبا و دلفریب .

    اما متاسفانه شاهد به بیراهه کشیده شدن این تفکر ساده هستیم. امروزه تصاویر معجزه آسا همچنان در بسیاری از کشورهای کاتولیک مذهب وجود دارند. تصاویری که به زعم عده ای یا جان گرفته اند یا به واسطه تقدیر الهی در امور دنیوی دخیل بوده اند. این مورد بیش از همه شامل مجسمه حضرت مریم می شود که حتی برخی مدعی هستند که خون گریه می کند!


    گذشته از اینها، گرگوریوس معتقد است فرد بی سواد می تواند این تصاویر را "بخواند". چرا خواند تابلوی نقاشی چنین آسان و طبیعی است؟ چطور ممکن است کسی که قبلا از تحصیلات، کامل بی بهره بوده و به طور رسمی آموزش ندیده است، بتوادن هنر دینیِ مسیحی را بخواند؟

    اگر فرد ، پیشتر از روایات و اخبار و تصاویر آگاه باشد، آن وقت نقاشی می تواند اساسا در حکم ابزار یادآوری یا به نوعی مددکار حافظه فراموشکار انسان باشد، اما می تواند داستانی نادانسته را "آموزش" دهد؟ آیا گرگوریوس تعلیم را چنین می دید؟

    شاید او هیچ نمی خواسته است چنین عمیق بدین امر بپردازد. هرچه باشد کلیسای کاتولیک روم تا به امروز سلسله جنبان خلق و حفظ حجم عظیمی از آثار هنری و نیز سلسله مباحث خاصی در باب معنای آن آثار بوده که غالبا از سخنان گرگوریوس برگرفته شده است.

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: انواع هنر ایرانیان


    سرمه‌دوزی

    سرمه دوزی دوخت انواع ملیله فلزی روی پارچه‌های نفیس محکم از جمله ترمه است به همین دلیل ترمه دوزی وملیله دوزی هم گفته می‌شود . سرمه(ملیله فلزی)از الیاف طلا و نقره که تابیده و فنری شده تهیه می‌شود و بعلت تلالو خاصی که دارد استفاده می‌شود سرمه دوزی بشکل ملیله دوزی که قطعات نقره و طلا به شکل مفتول تو خالی بوده از زمان هخامنشیان و ساسانیان رایج گشته ودر زمان صفویه به اوج خود رسیده است و اکنون با الیاف بدل طلا و نقره تهیه می‌شود وبهمین دلیل در سطح گسترده مورد استفاده عوام می‌باشد و در گذشته جهت لباس و پرچم و روکش مقابر و پرده خانه خدا به کار می‌رفته است . امروزه سرمه دوزی برای وسائلی مثل رومیزی ,روتختی , سجاده , جانماز ,جلد قرآن و روکش جعبه دستمال کاغذی و تابلو و دوخت کمند و نظائر آن بکار می‌رود . طرح های سرمه دوزی معمولاً انواع بته جقه است که در طرح پارچه ترمه نیز همین طرح به کار می‌رود طرح های دیگر؛ گل وبته ,گلهای شاه عباسی و غیره است و تقریباً مثل گلدوزی در طرح محدودیتی ندارد اما پیاده کردن طرح طبق شیوه و روشهای خاصی حاشیه و گوشه مطابق و مناسب وسایلی که تهیه می‌شود می‌باشد . مراکز سرمه دوزی در ایران شهر های اصفهان , یزد , کاشان و تهران است .
    تذهیب

    تذهیب را می‌توان مجموعه‌ای از نقش‌های بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتاب‌های مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگهای هنری و قطعه‌های زیبای خط به کار می‌برند.

    تذهیب، همچون نقاشی، دارای مکتبها و دوره‌های خاصی است ؛ چنانکه می‌توان از مکاتب سلجوقی، بخارا، تیموری، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. برای مثال، در مکتب تیموری، شعبه‌های شیراز، تبریز، خراسان و... را می‌توان تمیز داد و در واقع، تفاوت در رنگ‌ها، روش قرار گرفتن نقش‌ها در یک صفحه تذهیب و تنظیم نقش‌ها در مکتب‌های مختلف، عامل این تفاوت است. برای نمونه، تذهیب در مکتب بخارا به آسانی از تذهیب در دیگر مکتب‌ها بازشناخته می‌شود. چون، در مکتب بخارا از رنگ‌های زنگار، شنگرف، سورنج و سیاه استفاده می‌شده‌است، در صورتی که در مکتبهای دیگر، رنگها به این ترتیب کاربرد نداشته‌است.

    می‌توان گفت تذهیبهای دوره‌های مختلف، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره‌ها هستند: تذهیب سده چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه، سده‌های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نیرومند و سده‌های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند.

    بررسی آثار تذهیب شده دردوره‌های گذشته، بر تأثیر فراوان هنر تذهیب ایران در دیگر کشورها – هند، ترکیه عثمانی و کشورهای عربی- حکایت دارد. هنرمندانی که در اوایل دورهٔ صفوی از ایران به هند مهاجرت کردند، بنیانگذار مکتب نقاشی ایران و هند شدند و آثاری بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولی هند که در نوع خود بی مانند است، بر این واقعیت حکایت دارد که این مکتب تداوم مکتب نقاشی ایران و هند است.

    در ترکیه عثمانی، هنرمندان مذهّب زیاد جلوه نکردند و اگر این هنر در آن سرزمین رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانی بود که با مهاجرت به ترکیه عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند. در کشورهای عربی نیز، به سبب بازگشت هنرمندان ایرانی از آن کشورها، هنر تذهیب اوجی نیافت.

    در واقع، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه‌است. در اروپا، به نوعی از آذین و آرایش، تذهیب می‌گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می‌کنند ؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی، به طور کلی، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقهٔ درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده‌است و در کنار آنها، گاهی پرندگان، حیوانها، صورتهای مختلف انسان و مناظر طبیعی را می‌توان دید.
    ترمه

    ترمه یکی از صنایع دستی نساجی نفیس ایران است.

    ترمه با طرح‌های بسیار متنوعی در نقاط مختلف ایران بافته می‌شود و ترمه اصفهان به زیبایی بسیار معروف است.

    نقش‌های منحنی مانند بته جقه و گل‌های شاه عباسی در رنگ‌های مختلف در ترمه به کار می‌رود.

    برای ترمه بافی از ابریشم و پشم مرغوب با الیاف بلند استفاده می‌کنند. نخ‌ها با رنگ‌های گیاهی و مواد مصنوعی طبیعی، و بیشتر به رنگ‌های عنابی، قرمز، سبز، نارنجی و مشکی رنگرزی می‌شوند. برخی از نقش‌های متنوع ترمه بافی عبارتند از بته جقه ، گل‌های شاه عباسی ، بته خرقه ، شاخ گوزنی ، امیری ، راه راه (محرمات) ، بته سروی و بته بادامی.

    در گذشته نقش‌های ترمه را به روش انگشتی ایجاد می‌کردند ولی امروزه از دستگاه چهاروردی (که برای شعربافی و نساجی سنتی به کار می‌رفت) استفاده می‌شود. ترمه‌بافی از اوایل دوران صفویه در اصفهان رواج داشته ولی اکنون درحال منسوخ شدن است و تنها در کاشان ، یزد، کرمان و تهران (در اداره کل هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی ، برای حفظ و احیای این هنر) کارگاه‌های ترمه‌بافی وجود دارند.
    جاجیم

    جاجیم‌بافی یکی از صنایع دستی ایرانی و رایج در بعضی استان‌ها از جمله کرمانشاه، کردستان، همدان و فارس است که از دیرباز بین خانواده‌های روستایی و عشایر رواج داشته‌است. جاجیم به عنوان زیرانداز استفاده می‌شود وهم‌چنین هنگام کوچ عشایر برای بسته‌بندی و جابه‌جایی اسباب و لوازم و گاهی به‌عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. حتی در بین برخی از خانواده‌های روستای جاجیم را به‌عنوان چشم‌روشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه می‌دهند و به‌عنوان یادگاری ارزنده سال‌ها در خانوارها باقی می‌ماند.

    مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته می‌شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته می‌شود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجانی زنان جاجیم‌هایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب می‌بافند که در نوع خود کم‌نظیر است.
    چاپ کلاقه‌ای

    چاپ کَلاقه‌ای یا باتیک یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه است که در کشورهایی مانند اندونزی، تایلند، سریلانکا و هند و ایران از قدیم کاربرد داشته‌اند.

    این روش در ایران بیشتر در تبریز و اسکو رواج دارد و کَلاقه‌ای نامیده می‌شود. واژه باتیک ریشه اندونزیایی دارد.

    در چاپ کلاقه‌ای، کلیه طرحها و رنگها را با استفاده از واکس و عملیات رنگرزی بر روی پارچه منتقل می‌کنند. برای این کار بیشتر از پارچه ابریشم استفاده می‌شود. تاروپود پارچه از واکس پوشیده می‌شود و هر دو روی پارچه یکسان نقش می‌شود.

    رنگهای به کار رفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگهای گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است.

    یکی از ویژگی‌های چاپ کلاقه‌ای ایجاد رگه‌های رنگی است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکست‌ها به پارچه در حین عملیات رنگرزی برروی پارچه پدید می‌آید.

    ابزار کار چاپ باتیک «تیان» نام دارد که وسیله‌ای فلزی شبیه به قیف نازک است. همچنین قلم‌مو ، مهر و کارگاه چوبی (برای مهار کردن پارچه) نیز استفاده می‌شود. روش‌های چاپ باتیک عبارتند از چاپ مستقیم، چاپ برداشت، چاپ با شابلون، نقاشی باتیک روی پارچه ابریشمی، تار عنکبوتی، قلم‌مویی، بدون رنگرزی و باندا (پیچشی). استاد گنجینه از استادان معروف این سبک در ایران است.
    حکاکی

    حکاکی یعنی به‌وسیله برجستگی وفرو رفتگی یک طرح ونقش را بروی کاشی و چوب بوجود بیاوریم به وسیله ابزار فلزی که می‌تواند مغار پیچ گوشتی یا چاقو نیز باشد.
    خاتم‌کاری

    صنعت خاتم‌سازی از هنرهای ظریفه‌ای است که سابقه و ریشه‌ای بسیار کهن دارد.این هنر نیز مانند سایر هنرها و صنایع دستی ایران،نمونه زیبا و پرارزشی از ذوق وهنر مردم سرزمین ایران است.
    تاریخچهٔ خاتم‌کاری

    درباره مخترع و مبتکر خاتم بین خاتم‌سازان و هنرمندان روایات گوناگونی وجود دارد ولی آنچه قابل ذکر است آن است که به درستی معلوم نیست اولین بار خاتم‌سازی را چه کسی ابداع کرده است.در دایرةالمعارف فارسی آمده است: «زمان آغاز این هنر دانسته نیست ،و آنچه درباره آن گفته می‌شود با افسانه همراه است. برخی از استادان خاتم‌ساز هنوز بر این عقیده‌اند که هنر خاتم‌سازی معجزه ابراهیم پیغمبر است»

    صنعتگران مصری این روش را مانند بسیاری از هنرها و پیشه‌های دیگر از قبطی‌ها اقتباس کرده‌اند، چندین قطعه و لوحه که روی آنها با چوب و استخوان موزائیک‌کاری شده است در عین الصیره نزدیک قاهره دراوایل دوره اسلام به دست آمده و اغلب آنها درموزه صنایع اسلامی قاهره ویا موزه برلین وجود دارد که یکی ازعالی‌ترین نمونه‌های این صنعت درموزه متروپولیتن است.
    قلمزنی

    قلمزنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلمزنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد.

    امروزه برای قلم‌زنی ابتدا داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولا از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.

    قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر. پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌کنند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.

    نمونه‌ای از هنر قلم زنی استان مرکزی که یک بادیاب (بادیه، جام بزرگ پایه‌دار) مسی بود در ورودی سازمان مالکیت‌های معنوی WIPO در سوئیس قرار دارد.پیشینه قلمزنی به زمان سکاها یا سیت‌ها نسبت داده می‌شود که نژاد آریایی داشتند.

    آثار قلمزنی اندکی از دوره مادها که در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی کار آمدند به یادگار مانده‌است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاکی از آن است که از نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این زمان جای آن را گرفته‌است.
    معرق‌کاری

    مُعَرَّق‌کاری یا موزاییک سازی یکی از رشته‌های صنایع دستی است.

    معرق سازی در ایران از سده ۶ هجری و دوره سلجوقیان با ساخت کاشی معرق پیشرفت کرد و در سده هشتم کامل‌تر و ظریف‌تر شد. در سده نهم و دهم هجری نیز رشد بسیار زیادی کرد. شهرهای اصلی معرق سازی در این دوره اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و آران و بیدگل بودند.

    هنر موزاییک از دیرزمان شناخته شده بود و تا به امروز نیز کاربرد دارد. در بین النهرین و مصر باستان نوعی موزائیک در اندازه‌های کوچک و برای مصارف تزئینی و زینتی ساخته می‌شد ولی رومیان آن را چون یک قالب هنری همپایه‏ی دیوارنگاری به کار می‌بردند . صنعت موزاییک سازی توسط هنرمندان صدر مسیحیت ادامه یافت و در اوایل قرون وسطی به خصوص در قلمرو امپراتوران بیزانسی به اوج شکوفایی خود رسید ( مثلاً موزاییک‌های کلیسای سان وتیله در راونا ).

    در بعضی از منابع به اشتباه گفته شده‏است که معرق چوب برگرفته از کاشی معرق است و معرق در ایران از هند وارد شده‌است. در حالیکه در سبک هندی چوب زمینه‏ی کار یک تکه‌است و به علاوه جنس چوب از فوفل است ..شیوه‌ای کار در سبک هندی به این شکل است که ابتدا طرح را بر روی چوب پیاده کرد و سپس شکل‏ها را بریده و بعد با تکه‏های مختلف چوب پر می‌کنند.

    طبق آخرین کاوش‏هایی که در شهر سوخته واقع در زابل انجام گرفته‌است، شانه‎ای پیدا شده‌است که بر روی آن گلی با تکه‏های چوب کار شده‌است. این شانه متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است. پیدا شدن این شانه دلیلی بر بطلان دو نظریه فوق‏الذکر می‌باشد. علاوه بر این طرح گل روی شانه با طرح گلی که بر روی سفالینه‏ها کشف شده‏است یکی می‏باشد که نشان می‌دهد شانه‏ی یافت شده نمی‏تواند از جایی وارد ایران شده باشد.(بر اساس کاوش‏های استاد مهران امیر اینانلو).
    ملیله‌کاری

    ملیله‌کاری شاخه‌ای از هنر فلزکاری است که با مفتول‌های نازک نقره انجام می‌پذیرد.

    ملیله‌کاری یکی از صنایع دستی اصلی زنجان است. در این شهر کالاهای نقره مانند سینی، قندان، گیره استکان، گل‌سینه و... با روش ملیله‌کاری ساخته می‌شود.

    نقره به کار رفته در این هنر عیار ۱۰۰ دارد. شمش‌های نقره را با چکش یا دستگاه نورد به شکل مفتول‌های چهارپهلو باریک می‌کنند و ابتدا نقش‌های کوچک را می‌سازند سپس آنها را در کنار هم در یک قالب قرار داده و با نقره‌ای با عیار پایین‌تر لحیم می‌کنند.

    نقش‌های معمول ملیله‌کاری، بته جقه، ریزه جقه، برگ فرنگ، برگ، غنچه، پیچ، جفت پیچ، پیچک، سه چشمه و... نام دارند.
    منبت‌کاری

    منبت یکی از هنرها و صنایع دستی است. در این هنر نقش‌ها به صورت نقش برجسته روی زمینه کار قرار می‌گیرند.

    منبت کاری بیشتر به صورت کنده کاری روی چوب اجرا می‌شود.

    البته در برخی دیگر از رشته‌های هنری چوبی مثل خراطی، و ابزار زنی و معرق‌کاری نیز نوعی کنده کاری اجرا می‌شود بنابراین نمی‌توان به آنها عنوان منبت کاری اطلاق نمود زیرا منبتکاری نوعی کنده کاری غیر همگن برای رسیدن به نقش برجسته مطابق طرحهای مورد نظر است.
    نمد
     چهار نوع فوتر (نمد)

    کلبه نمدی قزاقی

    یک عروسک از جنس فوترنَمَد نوعی بافته سنتی زیراندازی است که با پشم تولید می‌شود. در فرانسه به آن فوتر می‌گویند.

    برای تهیه نمد (نمدمالی) عمل بافتن انجام نمی‌شود بلکه با ایجاد فشار و رطوبت و حرارت، موجب درهم‌رفتن الیاف پشمی می‌شوند. دو خاصیت جعدیابی و پوسته‌ای شدن ِ پشم امکان تولید نمد را فراهم می‌کنند.

    پشمی که برای تولید نمد به کار می‌رود پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند است. از صابون و زرده تخم‌مرغ نیز می‌توان برای بهتر شدن کیفیت کار استفاده کرد. مقدار پشمی که برای هرمترمربع نمد لازم است با مقدار پشم لازم برای تولید قالی برابر است اما چون زمان تولید نمد بسیار کوتاه‌تر است (حدود یک روز) قیمت آن پایین است.

    نمدمالی در استان‌های مازندران، خراسان، سمنان، چهارمحال و بختیاری و … رواج دارد.
    روش تولید نمد

    ابتدا نقش موردنظر را با پشم‌های رنگی روی یک پارچه کرباس طراحی می‌کنند. سپس پشم حلاجی شده را روی تمام سطح پارچه قرار می‌دهند و پارچه کرباس را می‌پیچند. با ریختن آب جوش بر آن و فشردن مداوم کار، نمد تولید می‌شود. نمد مالی کاری طاقت‌فرسا محسوب می‌شود.

    برای مالیدن نمد در نقاط مختلف ایران روش های مختلف وجود دارد استفاده از کتیرا در برخی نقاط رایج است.

    هنر نزد ایرانیان است و بس

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: هنر منبت کاری


    منبت کاری در ایران یکی از ارزشمندترین هنرهای سنتی ایران بوده است.

     باستناد تاریخ تعداد بسیار اندکی از اشیاء چوبی منبت کاری شده از دوران اولیه بشر به جا مانده است، زیرا چوب عمر زیادی نداشته و پس از مدت نه چندان طولانی، بر اثر گرما، رطوبت یا سایر فعل و انفعالات پوسیده شده، و یا بر اثر آتش سوزی تبدیل به خاکستر می شود.
    قدیمیترین نمونه منبت مربوط به کشور مصر، تندیس چوبی نیم متری معروف به «شیخ آل بلد» می باشد که مربوط به 2500 سال ق.م می باشد و در منطقه «کارناک» مصر به سال 1860 کشف شد.
    قدیمیترین مجسمة جلوی کشتی که تا امروز محفوظ مانده، سر اژدهای خوفناکی است که بر روی کشتی «وایکینگها» قرار دارد. کشتی های بسیاری در کشور اسپانیا با کنده کاریهای مختلفی که از سینه تا انتهای کشتی را دربر می گرفت تزئین می شدند. در کتاب عهد عتیق نیز از مبلمان و اسباب و اثاثیه های چوبی منبت کاری یاد شده است. «میکل آنژ» و «دوناتلو»، قطعات چوبی بسیاری را برای کلیساها و قصرها کنده کاری کرده اند. گرینلینگ گیبونز(1721-1648)، منبت کار انگلیسی، مجموعه نفیسی از کنده کاریهای زیبا برای پادشاهان انگلیس ساختهاست. مهارت و استادی وی در زمینه منبت کاری گلها، شاخه و برگها و میوه ها، هرگز همتایی نخواهد داشت.
    منبر منبت کاری شدة مسجد اعظم قیروان در شهر سامره، مربوط به 862 میلادی/ 240 هجری، کار صنعتگران بین النهرین می باشد.

    تاریخچه منبت در ایران:

    در میان آثار سنگی شوش و تخت جمشید پاره ای کنده کاری روی چوب دیده می شود. در زمان تیموریان این هنر به روش دوره های پیشین و مغول ادامه داشته و انواع ضریحها و منبرهای منبت کاری شده ساخته می شده است که نمونه های چندی از آنها هنوز بر جای مانده است.
    اوج هنر منبت کاری در دوره صفوی بوده و آثار این دوره به صورت درها،منبرها، رَحلهای قرآن، ستونهای چوبی اتاق، دسته خنجر، قاشق،چمچه های دوغ خوری و شربت خوری بوده است.
    هنر زیبای منبت در دوره زند و قاجار از رونق افتاد و ساخت اشیای کوچکتر مثل رَحل و قاب آیینه، به جای درهای منبت و قطعات بزرگ متداول شد. منبت کاری در حال حاضر همچون صنایع دستی دیگر، در گوشه و کنار کشور به خصوص در شهرهای گلپایگان و آباده به حیات خود ادامه می دهد.


    تاریخچه منبت کاری در زنجان:

    با توجه به بررسیهای انجام گرفته از طریق منابع مختلف، در خصوص پیشینه منبت کاری در این استان، و با توجه به اینکه خاستگاه منبت در ایران، مراکز دیگری در شهرهای دیگر کشور شناخته شده اند، اینگونه میتوان دریافت که آثار چندانی در این استان ساخته نشده و یا در صورت وجود چنین آثاری هنرمندان منبت کار و آثار آنان گمنام مانده و اطلاعی از این هنرمندان و آثارشان به دست ما نرسیده است.


    ویژگیهای یک چوب مناسب برای منبت کاری:

    - رنگ مناسب و زیبا
    - در عین نرم بودن بافت محکمی داشته باشد.
    - تا حد امکان گره کمتری داشته باشد
    - مقاوم در برابر سایش و کنده کاری


    مراحل کار:
    منبتکاری ایجاد نقشهای برجسته و یا عمیق روی چوب می باشد.
    در منبت کاری کنده کاری و خالی کردن زمینه باید در جهت رگه ها(راه چوب) باشد تا برداشتن زمینه توسط چاقو یا مغار(قلم) راحتتر صورت گیرد ابتدا طرح مورد نظر توسط کاربن روی چوب آورده می شود، سپس برش اولیه با تقه زدن بر روی خطوط طرح توسط چاقوی منبت انجام می شود. بعد از اینکه تمام طرح برش خورد شروع به خالی کردن زمینه به عمق 1 الی 3 میلیمتر می کنیم. هرچه فاصله عمقی زمینه با طرح بیشتر باشد طرح مورد نظر برجسته تر و زیباتر خواهد بود. وقتی که طرح و زمینه کاملاً از هم جدا شد با چاقو یا قلم های ریزتری فرم دهی طرحها را انجام می دهیم و پس از یکدوره سنباده کشی با قلمهای کاملاً ظریف نقوش روی طرحها را تکمیل می کنیم. نکته قابل توجه در طول کار منبت تیز بودن ابزار برش می باشد. هر چند وقت یکبار تیغه را با سنگ نفت تیز می کنیم تا برشهای نرمی روی کار داشته باشیم. در صورت کنده شدن بخشی از طرح و معیوب شدن کار، می توانیم قطعه جدا شده از طرح را با چسب چوب در جای خود بچسبانیم و روی کار را سنباده بکشیم (اگر بخش معیوب کار بصورت خاکه درآمده و یا قطعه جدا شده را نداشته باشیم می توانیم به اندازه تکه جداشده، از همان چوب بریده و روی طرح بچسبانیم).دوباره کل کار را سنبادة نرم می کشیم. برای تثبیت طرح و جلا و زیبایی کار از روغن زیتون و یا روغن گردو استفاده می کنیم(روغن گردو چوب را تیره و به رنگ مشکی درمی آورد).

    ابزار مورد استفاده در منبت چوب:
    انواع چوب (زبان گنجشک، اُکالیپتوس، فوفل، انار، افرا، راش، گیلاس، اقاقیا، گردو- گلابی- کُهور- عناب و...)- در منبت کاری کاربرد زیادی داشته و دارند، بخصوص چوبهای گیلاس، گردو و اقاقیا به خاطر زیبایی طبیعی شان کاربرد بیشتری در منبت کاری دارند.
    چاقو، مغار یا قلم منبت کاری با تیغه های مختلف از نظر اندازه و فرم ابزارهای اصلی منبت کاری و حکاکی روی چوب از زمان گذشته تا به حال تغییر چندانی نداشته و ابزاری چون مغارهای تخت و مورب، نیم باز (خمیده، تخت، کج)، گیلویی و شِفره، چاقو با تیغه های مختلف از نظر اندازه، اره، چوب تراش و ابزارهای نرم و هموار کننده مانند سوهان و رنده می باشد.
    چاقوها همه کاره ترین ابزارهای منبت هستند و در همه قسمتهای کنده کاری به جز گودبرداریهای عمیق به کار می روند.

    اساتید منبت کار زنجانی:

    احمد حسنی زنجانی
    حسینقلی محمدی(ایشان در چندساله اخیر به علت بیماری کار منبت را که حرفه اصلی ایشان نیز بوده است، کنار گذاشته اند)

    مشکلات و موانع منبت کاری:
    عدم دسترسی به چوب مناسب و ارزان قیمت در استان

    انواع ساخته ها:

    - عصا
    - شمعدان
    - انواع سازهای منبت کاری شده(تیمپو- تار- سنتور)
    - پیکره مشاهیر ایران
    - دسته چاقو
    - کنده کاری روی شاخ گوزن، گاومیش و...

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: روشهای شناخت سازهای موسیقی



    فرا گرفتن هنر نوازندگی با انتخاب نوع ساز آغازمی گردد و اگر این انتخاب در دوران كودكی اتفاق افتد، ساز از اولین خاطرات نوازنده می گردد و در پایان نیز، یادگار به جای مانده از نوازنده، ساز و اجراهای اوست. سایت اطلاع رسانی هارمونی تاك، عواملی را در انتخاب ساز پیشنهاد نموده كه مواردی از آن در پی می آید.


    انتخاب نوع ساز، نخستین و در عین حال، مهمترین مساله ای است كه یك فرد دوستدار نوازندگی با آن روبه رو می گردد چراكه بسیار اتفاق می افتد كه پس از مدتی هنرجو احساس دلزدگی از انتخاب خود پیدا می كند و نوازندگی را رها می كند.


    زیرا در زمان انتخاب، او به علت نداشتن اطلاعات كافی نتوانسته انتخاب صحیحی در این زمینه انجام دهد.بشر در طول تاریخ برای هر نوع سلیقه، تفكر، طبیعت و احساس خود، سازی را آفریده است و امروز ما می توانیم با آگاهی كامل سازی را كه جوابگوی احتیاجات مختلف موسیقایی ما است را انتخاب كنیم.


    هر یك از سازها دارای محدوده صوتی خاصی هستند، این از مسایل شخصی هر فردی است كه اولا محدوده صوتی را می پسندد كه گسترده و وسیع است یا دارای وسعت صوتی كوچكی است، برای مثال ترومپت دارای محدوده صوتی كوچكی است و ارگ بادی دارای بزرگترین محدوده صوتی در میان سازها است.


    نباید تصور كرد كه عامل محدوده صوتی گسترده «به تنهایی» امتیازی بزرگ در انتخاب میان سازها محسوب می گردد، زیرا برای مثال بسیاری از نوازندگان سازهایی را انتخاب می كنند كه این مشخصه را به صورت محدود دارند و برای این دسته از نوازندگان مشخصه های دیگری در موسیقی، مثل ریتم ارزش بیشتری می یابد، مانند نوازندگان دف و دیگر سازهای ضربی.جنس صدا یا طنین صدای سازهای مختلف با یكدیگر متفاوت است، هنگامی كه دو ساز متفاوت «یك نت» را می نوازند شنونده به سادگی متوجه تفاوت جنس صدای حاصله از این دو ساز، می گردد. در علم فیزیك طنین مساله ای تعریف شده است كه برای آگاهی از آن بایستی با این علم آشنایی داشته باشیم، اما به عنوان یك راهنمایی ساده برای اینكه متوجه شوید چه جنس صدایی را می پسندید به صدای نواختن سازهای متفاوت گوش دهید و البته بهتر است به آثار غیرتكنیكی كه در آنها ساز، یك موسیقی ساده را اجرا می كند و حواس شنونده به دیگر مسایل منحرف نمی شود، گوش فرا دهید تا تفاوت جنس صداها را به خوبی متوجه شوید و از علاقه خود در این باره آگاهی یابید.


    هر سازی با توجه به مشخصات ساختمانی و فیزیكی خود، دارای یك سری از توانایی های اجرایی است كه وجود همین توانایی ها در هر ساز باعث به وجود آمدن تكنیك های مختلف در نواختن آن ساز می گردد و البته هر چه این توانایی ها و تكنیك های مرتبط با آنها در ساز بیشتر باشد، دوره یادگیری ساز طولانی تر، مشكل تر و پرهزینه تر می گردد.


    نمونه بسیار آشكار این مورد ویلون است كه تمامی این موارد برای آن صدق می كند.برای آنكه از امكانات اجرایی سازها آگاهی یابید، سعی كنید به قطعات تكنیكی سازهای مورد علاقه خود گوش دهید و با تكنیك های مختلف نوازندگی آنها حتی به صورت سطحی و نه به صورت كاملا دقیق، آشنا شوید.

     

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: هنر نزد ایرانیان است و بس


    هزار سال پس از فردوسی ایرانیان نه تنها شاه‌نامه نمی‌خوانند كه در فهم آن به خطا می‌روند و در حق خالق آن جفا می‌كنند و چنان می‌نمایند كه گویی حكیم ابوالقاسم فردوسی ناسیونالیستی فاشیست و ملی‌گرایی نژادپرست و هیتلری شاعر بود كه سروده: هنر نزد ایرانیان است و بس.

    سروده فردوسی را البته هزار سال چنین نخوانده‌اند كه این صد سال. این صد سال كه بر ضعف ملت خویش آگاه شدیم و از قوت ملت‌های دیگر هراسان و به جای تاسیس آینده به گذشته پناه بردیم و اول از همه شاه‌نامه فردوسی را ورق زدیم و برای شاه وقت شعر جستیم و لقب یافتیم و پشت ساختیم و رضاخان پالانی را رضاشاه پهلوی خواندیم و شعر شاعر ملی ایران را قربانی ملی‌گرایی ناپخته خویش كردیم و هیچ نیندیشیم كه نه آن «هنر» این «هنر» است و نه آن «ایران» این «ایران» و نیاموختیم كه «بس و بسا واژه‌‌هایی هستند همانند و هم‌ریشه... به معنای بسیار و بسیاری... كه در سرود هنر نزد ایرانیان است و بس نیز چنین باری دارد و به هیچ روی نمی‌گوید هنر تنها نزد ایرانیان است و این تنها ایرانیان هستند كه هنر دارند.

     

    این سرود می‌گوید بسی و بسیاری یا به اندازه نیاز هنر نزد ایرانیان است... استاد سخن ... قید كه «بس» یا «و بس» باشد را از میان كار به پایان آن برده... است تا نوشته را آهنگین كند یعنی به جای ایرانیان بس و بسیار هنر نزدشان است یا ایرانیان بسی هنر دارند و یا بس هنر نزد ایرانیان است واژه بس به پایان رفته است و شده است هنر نزد ایرانیان است و بس »* نادیده گرفتن همین ظرافت‌های ادبی سبب شده است عمری را در خطایی تاریخی به سر بریم و آن را حجاب فقر تمدنی خویش كنیم و این گونه ناسیونالیسم منفی را از دل باستان‌گرایی خام پهلوی بیرون آوریم كه با جشن هزاره فردوسی در واقع ختم اندیشه آن حكیم را اعلام كرد.

    ایرانیت اما تا پیش از قرن اخیر معنایی روشن داشت. ایران جغرافیایی تاریخی و فرهنگی بود كه فلات قاره ایران را از شرق به شبه قاره هند و از غرب به عراق عرب می‌رساند اما هم «هند هندو» ایرانی‌مآب بود و هم «عراق عرب» با عجم عجین. ایرانیان گرچه در طول تاریخ بارها توسط بیگانگان فتح شدند اما هم یونانیان را داماد خود كردند و نام اسكندر را به شاه‌نامه بردند،‌هم اعراب را داماد خود كردند و نسل امامت را از تبار حسین‌بن علی(ع) و شهربانو فرض كردند و هم تركان را چنان ایرانی كردند كه طایفه‌ای از ایشان (صفویان) را در برابر طایفه‌ای دیگر (عثمانیان) احیاگر ایران كهن ساختند و اولین «دولت- ملت» خاورمیانه را در ایران بنا كردند تا همانگونه كه در بنیادگذاری اولین امپراتوری جهان در عهد كوروش كبیر پیشتاز بودند در این كار نیز پیشگام باشند و این چهارصد سال پیش از این بود و سیصد سال پیش از آنكه پهلوی‌ها مدعی نژاده بودن شوند و بگویند كه از عهد ساسانیان تا عصر پهلویان آنها (یعنی رضاخان و پسرش) چون مازندرانی بوده‌اند تنها شاهان پارسی ایران بوده‌اند كه نبوده‌اند و اگر هم بوده‌‌اند چه جای فخر كه ایران همواره جهانی در یك مرز بوده كه ایران نامی بلندتر از یك نژاد داشته كه ایران نه پرشیا كه سرزمین مشترك فارس و ترك و كرد و ... بوده است.

     

    پهلوی‌ها در حالی هزاره شاه‌نامه فردوسی را پاس می‌داشتند و در شرایطی نژادهای ایرانی را به بهانه نژاده بودن خویش سركوب می‌كردند كه از یاد برده بودند. اگرچه حكیم سروده:‌«هنر با نژاده است و با گوهرست» اما در عین حال افزوده: «هنر كی بود تا نباشد گهر؟ نژاده بسی دیده‌ای بی‌هنر، گهر آنك از فر یزدان بود،‌ نیازد به بد دست و بد نشوند.»
    ابوالقاسم فردوسی ایدئولوگ نبود. نه ایدئولوگ حكومت پهلوی و نه ایدئولوگ ملی‌گرایی ایرانی. حكمت فردوسی چنان بلندمرتبه بود كه شعر او را هنر ایدئولوژیك ننامیم. او قصد استقرار نظمی سیاسی یا عقیدتی را نداشت. فردوسی تاریخ فراموش‌شده ایران را به عنوان حوزه‌ای تمدنی بازسازی و بازسرایی كرد كه در آن همه عناصر تاریخی این جغرافیای بزرگ فرهنگی حضور داشتند. از كیومرث تا كسری، از زرتشت تا مصطفی(ص)، از رستم دستان تا شیر خدا. اگر كوروش كبیر موسس هویت ایرانی بود فردوسی كبیر احیاگر بزرگ آن بود و هویت و ملیت و ایرانیت چیزی فراتر از ملی‌گرایی و میهن‌پرستی است. ملی‌گرایی ایدئولوژی عصر جدید است كه خاك را جانشین خدا و خاطره را جایگزین عقیده می‌كند. به توهماتی چون نژاد برتر و خون پاك دل می‌بندد.

    این در حالی است كه حكیم ابوالقاسم فردوسی نژاده‌بودن را در دو چیز می‌بیند: بهره داشتن از فر 
    یزدان و نیازیدن دست به بد و نشنودن به بد و این دو همان دو گوهر عصمت و عدالت است كه فصل مشترك اندیشه ایرانی و اندیشه شیعی است. براین اساس فردوسی را با ملی‌گرایی چه كار؟ فردوسی را با لاف‌زدن چه كار؟ سطح برداشت ناسیونالیست‌های ایرانی از تاریخ و تمدن ایرانی به نحو ظریفی با سطح فهم آنان از این سروده فردوسی نسبت دارد كه «هنر نزد ایرانیان است و بس». هنری كه فردوسی از آن سخن می‌گوید هنر نیست جنگ است:
    نگیرند شیر ژیان را به خس/ هنر نزد ایرانیان است و بس
    به دشمن نمایم هنر هرچه هست / ز مردی و پیروزی و زور دست
    هنر در عصر جدید معنایی اختصاصی دارد كه به انگلیسی آن را «Art» و به عربی «فن» می‌نامند و دربرگیرنده فنونی چون موسیقی و نقاشی و معماری است.

    ایرانی كه فردوسی از آن سخن می‌گوید نیز ایران امروز نیست. ایران امروز «دولت ـ ملت»ی مدرن است كه از عهد صفویه احیا شده است و فردوسی سال‌ها پیش از احیای این ایران در عصر حمله تركان به ایران می‌زیسته است. فردوسی از ایرانی سخن می‌گوید كه مرزهای فرهنگی آن فراتر از مرزهای سیاسی كنونی است. در این ایران بزرگ اقوام متعددی زندگی می‌كنند كه همگی پارسی نیستند. همان تركان و اعرابی كه ملی‌گرایان افراطی ایشان را به ناسیونالیسم پهلوی و اقتدارگرایی مركزی می‌كوبند در این ایران بزرگ حتی بیش از فارس‌ها نقش دارند. ایران فردوسی در آیین ملك‌‌داری سرزمین كثیرالمله و متكثر است. به تعبیر امروز فدراسیونی بزرگ است. تفاهمی بزرگ برای زیستن همه ایرانیان فارس و ترك و عرب و كرد و بلوچ و گیلك و تركمن ذیل یك سرزمین واحد كه به آنها اجازه زیستن ذیل فرهنگ‌های قومی و بومی خود را می‌دهد. شرافت و اشرافیت (نژاده بودن) در شاه‌نامه فردوسی نه به خون كه به دو شرط است؛ فر ایزدی و عدل بشری.

    و این همه نشان می‌دهد كه اگرچه شعر، حكمت است و شاعر، حكیم و حكیم ابوالقاسم فردوسی اما چه مردمان و چه مفسرانی كه جان شاعران را در گورها از پس هزار سال می‌لرزانند و چه حكمت‌ها كه به این ایدئولوژی‌ها بدل می‌شوند و چه علم‌ها كه به جهل ختم می‌شوند. 

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: تاریخچه امپرسيونيسم

    انقلابي به اسم انقلاب امپرسيونيستي آنچه را كه براي هنرمندان به ارمغان مي‌آورد علاوه بر شيوه نورپردازي كمال از كمال نيافتگي بود و نيز استقلال تصويري در برابر واقعيت و هم‌چنين از شيوه‌هاي به اصطلاح اشرافي بود.
    امپرسيونيسم در واقع اساس ديدن را در دنيا دگرگون كرد به رغم تمام موانع و مشكلات طبيعي و غيرطبيعي به موفقيت مكتب امپرسيونيسم را علاوه بر  ارزش ذاتي آن در ارائه بينش اخلاقي دوره‌اش بايد داشت.
    كلمه امپرسيونيسم از واژه‌اي فرانسوي به معناي احساس و ادراك و دريافت ذهني برگرفته شده است و اين جنبش عظيمم در سده 19 آغاز گرديد و به اين دليل امپرسيونيسم خوانده شده كه روزنامه‌نگاري ذهن ديدن نمايشگاهي از آثار هنرمندان بزرگ يكي از آثار آنان را به نام امپرسيونيسم ((طلوع خورشيد)) به باد انتقاد گرفت و اظهار داشت كه اين اثر هيچ چيز غير از يك امپرسيونيسم زودگذر را در بيننده القا نمي‌كند و اين سبك بوجود آمد.
    از هنر نقاشي سخن نمي‌گوئيم كه از ارتباط سخن به ميان مي‌آوريم. آنگونه كه مي‌دانيد نقاشي تنها نقاشي نيست بلكه پل ارتباطي ميان تفكرهاست و نقاش مي گويد دردها و مشقت‌ها را پشت سر مي‌گذارد تا تفكر خود و جامعه را در راستاي پيش برد بهتر تحقق بخشد و تسلي دلي باشد براي همگنانش.
    يك اثر نقاشي را عناصر بصري و تكنيك به وجود مي‌آورند اما بيشتر ارزش آن را مديون تفكر آن است و نقاش با تفكر بخشيدن به اثر و به وجود آوردن خلاقيت در اثر حكم آن است.
    طرح تحقيق
    انگيزه اوليه من شخصي بوده و براي اين موضوع امپرسيونيسم را انتخاب كرده‌ام كه :
    1-    وابسته به رشته‌ام بوده
    2-    اين سبك برايم سوالاتي بيشمار ايجاد كرده است و براي پاسخ‌گويي به سؤالات خودم و ديگران و اطلاع هر چه بيشتر از اين سبك و چگونگي بوجود آمدن و پيدايش و ادامه يافتن آن و چگونگي عملكرد اين سبك و وجح تمايز آن با سبكهاي ديگر را براي خود و ديگران مشخص كرده و تحقيقي كامل را داشته‌ باشم.
    هدف اصلي
    1-    هدف اصلي من از اين تحقيق بيان واقعيت و حقايق است و بررسي مشكلات اين سبك و هدف اين سبك چگونه بوده است.
    بيان يك مسئله علمي
    آيا سبك امپرسيونيسم سبكي بي‌اشتباه و بي‌نقص از سبكهاي ديگر بوده؟
    آيا سبك امپرسيونيسم فقط وابسته به نور است
    كل روش امپرسيونيسم با همه مفتضيات و فوت و فن‌هاي هنري آن بيش از همه معطوف بر آن است كه بيان اين ديد هوا كليتوسي باشد و تاكيد ورزد كه واقعيت نه بودن كه شدن است يه يك موقعيت كه يك فراگشت است هر تصوير امپرسيونيستي ته نشست يك لحظه در حركت دائم زمان و باز نمائي تعادل موقت و بي‌ثبات نيروهاي متخالف است ديد امپرسيونيستي طبيعت را به فراگشت رشد و زوال تبديل مي‌كند.
    فرضيه‌ها
    سبك امپرسيونيسم سبكي نوري است: فرضيه خنثي
    سبك امپرسيونيسم سبكي نوري است برتر: فرضيه مثبت
    سبك امپرسيونيسم سبكي است با معايب: فرضيه منفي
    ما براي يك امپرسيونيسم فرضيه و در واقع بيان حدس و گماني را ايجاد مي‌كنم تا روابط احتمالي آن را متوجه شويم و براي اين سبك با نظريه استاد 3 فرضيه براي خنثي، مثبت و منفي را ايجاد كرده‌ايم و هدف ايجاد اين فرضيه‌ها رسيدن به مرادات و من محقق بايد پيشبرد اين فرضيه‌ها تحقيقم را دنبال مي‌كنم و بر احساسي اين فرضيه ها تحقيق را پيش برده و يا مي‌توان درست بودن يا غلط بودن فرضيه‌ها را اثبات كرده و به نتيجه مورد نظر رسيد.
    پاورقي
    امپرسونيست: نام يكي از سبكهاي نقاشي در اروپا
    ناتورآيسينم: نام يكي از سبكهاي نقاشي قبل از امپرسونيست
    رئاليسم: نام يكي از سبكهاي نقاشي قبل از امپرسيونيست
    پيساور: نام يكي از نقاشان بزرگ سبك امپرسيونيسم
    نران: نام يكي از نقاشان بزرگ سبك امپرسيونيسم
    منه: نام يكي از نقاشان بزرگ سبك امپرسيونيسم
    ون‌گوگ: نام يكي از نقاشان بزرگ سبك امپرسيونيسم
    پالت: نوعي وسيله براي گذاشتن موقت رنگ بر آن و به هم زدن و دقيق كردن رنگها بر روي آن و بدست آوردن رنگ موردنظر و گذاشتنن آن بر روي بوم
    تاش: حركت قلم مو با ضربه زياد بر روي بوم
    متباين: جدا شده از يكديگر، آنچه با ديگري دوري و تفاوت دارد ضد يكديگر كنتراست. لايه‌هاي رنگي كه از تشكيل شدن خاكستري‌هاي رنگها و رنگي به دست مي‌آيد.
    فامهايي: لايه‌لايه شدن رنگ روي بوم رنگهاي متفاوت شبيه به هم
    مروري بر ادبيات تحقيق يا پيشينه تاريخ و گذشته سبك امپرسيونيسم
    امپرسيونيسم كه دنيا را به صورت نور تجزيه و آن را به رنگهاي گوناگون تقسيم مي‌كند و چون زنجيره‌هايي از دريافتهاي حسي ضبط مي‌كند بيش از پيش بيانگر رابطه ذهن عين بسيار پيچيده و كم دوامي شد فردي كه گرفتار تنهايي شده و در خود فرو رفته است جهان را چون رشته‌اي از عكس‌العملهاي عصبي برداشتها و حالات رومي چون (آشفتگي پرتلالو) چون تجربه (من) مشاهده مي‌كند امپرسيونيسم در نگاه‌پرداري منطبق است با ايثارگرايي در فلسفه نيز جهان را چون تجربه (من) و احساس (من) مي‌شمارد؛ نه واقعيتي عيني كه مستقل از احساس فردي ما وجود دارد عنصر طغيان در امپرسيونيسم بر واسطه وجود عنصري ديگر عقيم مي‌ماند يعني به وسيله فردگرايي شكاك و گريزان و غيرمبارز و طرز تفكر نگرنده‌اي كه به برداشتهاي خود مي‌پردازد و قطه دگرگون كردن جهان را ندارد.
    در نيمه دوم سده نوزدهم نقاشي هنر عمده مي‌شود به هنگامي كه در جهان ادبيات هنوز كشمكشي پيرامون ناتوراليسم برپا است امپرسيونيسم به سبكي مستقل تحول مي‌يابد تخستين نمايشگاه گروهي امپرسيونيست‌ها در سال 1874 برگزار مي‌شود ولي تاريخ امپرسيونيسم از حد سال پيشتر مي‌آغازد و با هشتمين نمايشگاه گروهي به سال 1886 به پايان مي‌رسد حدود همين زمان امپرسيونيسم به عنوان يك جنبش گروهي يكپارچه از هم مي‌باشد و دوره‌اي جديد موسوم به (پس از امپرسيونيسم) شروع مي‌شود كه تا سال 1906 مي‌پايد امپرسيونيسم نه ناگهان پايان مي‌يابد و نه ناگهان آغاز مي‌شود. يكي از نقاشان امپرسيونيسم كه قانون رنگهاي مكمل و رنگ‌آميزي سايه‌ها را كشف كرده پيش‌درآمد گرايش هواي آزاد در نقاشان باربيزن گاه بعدي را در اين تحول عرضه مي‌دارد ولي آنچه بيش از همه در پيدايي امپرسيونيسم به عنوان يك جنبش گروهي سهم دارد از يكسو تجربه هنري  شهر است كه آغازش را در آثار يك هنرمند معروف مي‌توان يافت همچنين امپرسيونيسم چيزي دربراه فرودستان در خود نداشت كه برداشتي نامطلوب در مخاطبان بورژوا ايجاد كند.
    امپرسيونيسم بيشتر سبكي (اشرافي) ظريف و باريك‌بين عصبي، حساس، نفساني بود؛ شيفته موضوعهاي نادر و نفيس متمايل به تجربه هاي شخصي محض، تجربه‌هاي تنهايي و گوشه‌نگريني و احساس حاصل از اعصاب بسيار حساس بود. با اينحال امپرسيونيسم ابداع هنرمنداني است كه نه فقط بيشترشان از بخشهاي پاييني و ميانه بعد ژوازي مي‌آيند بلكه بسيار كمتر از هنرمندان سالهاي پيشين به مسايل فكري و زيبايي شناختي مي‌پردازد آنها كمتر از پيشينيان خود طرف و سفسطه باز و بيشتر صناعتگر هستند.
    استفاده امپرسيونيستها از علامات شكسته رنگ استفاده كلاني از رنگ يكنواخت و طرحهاي سنگيني ترسيم مستقيم فرووها از رنگ خالص براي القاء انرژي و استفاده كوبيت‌ها از سطوح صاف براي تحليل ساخت كمكي تازگي داشتند براي امپرسيونيست‌ها روش ديدشان كه بر نظريه نورشان مبتني بود به اندازه موضوعاتي خاص كه در برابر آن بساط نقاشي خود را پهن مي‌كردند اهميت پيدا كرد.
    اسلوب نقاشي امپرسيونيستي را اصطلاحاً اسلوب بيواسطه مي‌نماند مقصود آن است كه نقاشي بدون مطالعه مقدماتي و تهيه طرحهاي آزمايش آنچه را در برابر خود مي‌بيند از طريق جفت و جور كردن رنگها و سايه- رنگها مستقيماً روي بوم مي‌آورد اين طرز نقاشي پيش از اين هم سابقه داشت. امپرسيونيست‌ها در جهت حل مسئله فقدان رنگها خالص و درخشان در آثار نقاشان پيشين به اين نتيجه رسيدند كه بايد بين رنگ موضعي يا (طبيعي) اشياء و رنگي كه از اشياء به چشم مي‌آيد تمايز قائل باشند آنها نه فقط بر ارزشهاي مبني سايه- رنگها تأكيد كردند بلكه با تأثير متقبل رنگها روي بووم نيز توجه نشان دادند. مناطق سايه به ديده ايشان ديگر سياه يا قهوه‌اي نمي‌نمود بلكه متشكل از رنگهاي متباين با رنگهاي مناطق نور بود بدينسان رنگهاي مكمل- يعني نامهايي كه در دايره رنگي نيوتني روي يك قطر قرار دارند و تأثير متقابلشان را در نقاشيهايشان نشان داده مي‌شود و اكنون براي امپرسيونيست‌ها اهميتي بسيار يافت.
    در واقع امپرسيونيست ها به نظريه نيوتني باز گشتند و يا دقيقتر بگويم: نكات و مسأله رنگ را كه در واقع نظريه نيوتني به حوزه كاربردي رنگ بود در تجربه‌هاي بصري خود باز يافتند. در اين جا مي‌بينيم كه آثار امپرسيونيست ها يكسره از رنگهاي تيره رويگردان شده آنان در جور كردن رنگهاي مكمل كه كيفيت آنها را در نامه‌هايشان به دقت شرح مي‌دهند ديده مي‌شود.
    ابتدا رنگهاي موردنظر را روي تخته رنگ‌آميزي و سپس آنها را به صورت لخته‌هاي ضخيم روي بوم مي‌گذارند ضربه‌هاي پيچان متمايز از يكديگر كار آنها را همچون موزاييكي از تكه رنگها مي‌نماياند ضربه‌هاي كوتاه و بريده جزييات مشكل را مرزبندي و تكرار مي‌مكند و شبيه امواج آب از مركز هر شكل به اطراف گسترش مي‌دهد تا به بخشهاي ديگر تصوير برسند.
    امروزه اصطلاح (امپرسيونيسم) نه فقط در زبان منتقدان و اخوستاران هنر رواج كامل يافته است بلكه در معناي وسيعتر نقاشيهايي با رنگهاي تابناك را به ذهنها متبا در مي‌كند. در زمان آخر بينندگان اين آثار را با صفت (سنتي) و گاه استادان قديم وصف مي‌كند حال آنكه بيش از قرن پيش كوششهاي همين هنرمندان را (غريب) و اهانت به حرفه نقاشي قلمداد مي‌كردند. اما يكي از منظره‌هاي منه تحت عنوان امپرسيون: (طلوع خورشيد) جنجال اصلي را برانگيخت .
    تابلوي وي نقاشان مزبور را به صحنه (امپرسيونيست‌ها) ناميدند. كه اين تابلو شيوه بسياري از نقاشان امپرسيونيست‌ها را بيان ميكرد بنابراين تحريف نقاشان امپرسيونيست به تحليل مشكل نمي‌پردازد بلكه فقط نوري را كه از مشكل بر شبكيه چشمش انعكاس مي‌يابد دريافت مي‌كند؛ امپرسيونيست‌ها بسيار بيشتر از نقاشان پيشين به فوريت ديد يعني كيفيت آشكارسازي ناگهاني و موضوع اهميت مي‌دادند در نقاشي امپرسيونيستي ناب گويي كل موضوع برون تعمد و در خالق انتفاقي رخ مي‌نمايد. گرچه مرحله نهايي پرده‌هاي امپرسيونيستي غالباً دركارگاه اجرا مي‌شد. اما كيفيت كلي آنها حاكي از تخستين برخورد نقاش با موضوع است به علاوه بر اين امپرسيونيست‌ها به منظور آنكه نور رنگيني را نوري كه از اشياء رنگارنگ دنياي پيرامون باز مي‌تابد نقاشي كنند سطح بوم را با هزاران تكه‌رنگ در هم مي‌شكنند و مرزشكها را ناروشن مي‌نمايند اين نوآوريها مستلزم چشمپوشي از استواري شكلهاست. وقتي كل تصوير بر عرصه هماهنگي رنگ و جلوه‌هاي خاص نور بدل شود از ساختار محكم و قالب‌ خطي شكلهاي بر جاي نمي‌ماند بدينسال امپرسيونيست حجمنمايي و حتي طرح را كنار مي‌گذارد پيساور به شاگردانش اندرز مي‌داد كه فقط سايه رنگها و رنگهاي درست را دريابند و با ضربه‌هاي كوتاه قلم‌مو روي بوم آورند او شاگردانش را از تأكيد بر طراحي خطي دقيق منع مي‌كرد زيرا به عقيده وي طراحي مانع بروز امپرسيون كلي مي‌شود و احساسي را ضايع مي‌كند.


    امپرسونيست ها مي‌كوشيدند تصور شكلها را در ميان دريايي از نو و هوا به بيننده القا كنند اين كار مستلزم مطالعه عميق نورد در مقام منبع احساس رنگ توسط ما بود و اين حقيقت مهم را عيان ساخت كه رنگ موضعي رنگ واقعي هر شيئي غالباً در اثر نوع نوري كه آن را احاطه كرده است در اثر بازتابهاي نور از اشيا ديگر و تأثير رنگهاي مجاور تغيير مي‌يابد مثلاً رنگهاي مكمل اگر پهلو به پهلوي يكديگر در نقاط بزرگ به كار برد شوند به شدت يكديگر مي‌افزايند ولي به مقادير كم يا در حالت مخلوط با هم مخلوس مي‌شوند و به صورت خنثي در مي‌آيند بر خلاف آنچه بسياري از نقاشان پيشين مي‌پنداشتند سايه‌ها خاكستري يا سياه نه نظر نمي‌رسند بلكه تركيبي از رنگهايي به نظر مي‌رسند كه در اثر بازتابها يا عوامل ديگر تغيير يافته‌اند .
    ژرژديولو در سال 1877 امپرسيونيسم را چنين تعريف كرد: برخورد با موضوع بر اساس سايه رنگها و نه به خاطر خود موضوع از سوي ديگر روش امپرسيونيستي متضمن رشته‌كاهش‌ها يك سيستم محدوديت‌ها و ساده كردن‌ها است نمونه وي تدين امر در نقاشي امپرسيونيستي اين است كه با آن مي‌يابد از فاصله مشخص نكريست و وقتي از فاصله ديده شود چيزها را با نسبتهاي اجتناب ‌ناپذيري‌شان توصيف مي‌كند سلسله كاهش‌هائي كه اعمال مي‌كند با محدود كردن عوامل بازنمايي به عناصر صرف بصري آغاز مي‌شود كه هر چيزي را كه داراي سرشت غيربصري است و يا نمي‌توان به اصطلاحات بصري برگردانده شود حذف مي‌كند. غفلت از باصطلاح عناصر ادبي موضوع داستان يا حكايت برجسته‌ترين بيان اسن تجديد خاطره و مسائل خاص خويش به وسيله نقاشي است كاهش همه انگيزه‌ها به حد منظره طبيعت بي‌جان و تك‌چهره يا با هرگونه موضوع همچون منظره يا طبيعت بيجان برخورد كردن چيزي جز علامت تسلط به اصل به طور احض تصويري در نقاشي نيست همچنان كه يكي از نخستين مورخان و نظريه‌پردازان جنبش خاطر نشان مي‌سازد (برخورد با موضوع به خاطر سايه رنگها ونه به خاطر خود موضوع امپرسيونيست‌ها را از ديگر نقاشان متمايز مي‌سازد
    روش انجام كار
    روش انجام كار من به دو صورت بوده است:
    1-    كتابخانه‌اي
    2-    ميداني
    1-    روش كتابخانه‌اي : به اين صورت است كه من محقق برطبق انتخاب موضوع خود روزهاي بيشماري در كتابخانه‌هاي متعديد در رفت و آمد بوده‌ام و تمامي كتابهايي كه به گونه‌اي به سبك امپرسيونيست اشاره‌اي كرده بودند يا درباره اين كسب توضيحاتي داده بودن و يا نقاشاني كه با اين سبك كاركرده بودند و يا آن را امتحان كرده بودنند و با كساني كه يك امپرسيونيست را ابداع كرده بودند و آن را به سرانجام رسانيده بودنند در ارتباط بوده و اگر وقت من زياد بود مي‌توانستم بسياري از اين صفحات و مطالعات خود را بيشتر و يا زيادتر كنم اول از كتابخانه دانشگاه استفاده كردم و به چند كتاب كه تاريخچه سبك امپرسيونيست و چگونگي شكل‌گيري اين سبك و ادامه يافتن اين يك در ميان سبكهاي ديگر را مورد مطالعه قرار دادم و بر طبق طرح مسئله علمي و فرضيه‌هايم تحقيقم را پيش بردم و كم‌كم به تمامي سؤالاتي كه در ذهن داشتم پاسخ گفتم و بعد به علت محدود بودن كتابهاي دانشگاه به كتابخانه آستان قدس رضوي مراجعه كردم و ادامه تحقيقم را در آنجا شروع كردم و كتابهاي بيشماري از نويسنده‌هاي بيشماري را زير و رو كرده و مطالبي كه كمك كننده من بود را جمع‌آوري كرده و آنها را يكي كرده و از آنها استفاده كردم.
    2-    ميداني: بعد از كمي تحقيق از كتابها شروع به تحقق ميداني كرده و پرسش نامه‌اي را تهيه كردم و بر طبق آن از اساتيد باتجربه دانشگاه خود شروع به گزينش يا پريش كردم و با اين تحقيق ميداني به جواب فرضيه‌هايي خود دست يافته‌ام چون تحقيق ميداني بسيار مؤثر است.
     
    تجزيه تحليل اطلاعات
    شناخت و درك مكتب نقاشي امپرسيونيست مستلزم آشنايي با مبادي و اصولي است كه از طريق برخي هنرمندان درست قبل از پيرايش امپرسيونيسم در اين رشته از هنر رواج يافت امپرسيونيستها استقلال بيان و زبان را نشانه مي‌داند منتها اصول و مبادي مزبور بيش از آنكه به بيان و زبان بيردازد به حالت نماد واقعيتي مي‌پرداخته كه عميقاً با خودآگاهي عجين بوده و در نهايت هر نوع تجديدگرايي ذهني و افسانه‌اي را نفي مي‌كرده است.
    امپرسيونيسم مكتبي است كه به مدد آن وجود بشري توانست طبيعت را به همان منظري درآورد كه خود مي‌ديد و احساسي ميكرد.
    اين مكتبي كه از هر نوع مشكل‌گرايي فارغ بود و از نظر بيننده نيز دگرگون نقاشي را سرانجام به عرضه مطلوبي براي آزادي مبدل كرد. امپرسيونيست توانست خيل عظيمي را به خود جلب كند كه همگي از قواعد ناپايدار اخلاقي و ذهنيات بيهوده طبقه متوسوا بيزار شده بودند. هنگامي كه امپرسيونيستها در جوار مقاوتمهاي بسيار كوركورانه و در عين حال بسيار نافع مشغول تسخير نور بودند جنبشهايي هم در حول و حوش نهضت آنها و نيز بي‌آنكه خود واقف باشند در وجود خود آنها در جوش و خروش بود اين جنبشها يا همگام با امپرسيونيستها بود يا شروع شده بود و يا در حال شكل‌گيري و يا حتي به سرانجا رسيده بود.
    در اينجا به اثبات درست بودن يا غلط بودن فرضيه‌ها مي‌پردازيم ما از اين تحقيق نتايج فرضيه‌ها را مشخص مي‌كنيم.
    1-    يك امپرسيونيسم سبكي است نوري: در اينجا ما به نتايج مورد نظر رسيده‌ايم:
    بله:
    سبك امپرسيونيسم سبكي است كه وابسته به نور است يعني هنرمندان يك زمان خاص را شروع به نقاشي مي‌كردند و نور خورشيد وقتي به شي مورد نظر مي‌تابيدند آن را به سرعت با همان طيف نوري مي‌كشيد و اگر نور خورشيد بعد از چند دقيقه كم يا زياد مي‌شود دست از كار مي‌كشيدند و بقيه تابلو را خود تكميل مي‌كردند و سبك امپرسونيست بر حسب نور است و تمامي نقاشان آن سبك با نور كار مي‌كرده‌اند و ما به درست بودن فرضيه خود پي مي‌بريم كه سبك امپرسيونيست سبكي است نوري و بر منابع نور است.
    2-    سبك امپرسونيست سبكي برتر است: در جواب اين فرضيه مي‌توان گفت: خير.
    چون سبك‌هاي بيشماري وجود دارند كه از سبك امپرسونيست برتري دارند اگر بخواهيم آن را با سبك‌هاي ديگر مقايسه كنيم ولي اگر آن را با خود كسب مقايسه كنيم بلي سبكي است تازه كه خود هنرمندان آن را خلاقيت بيشمار بوجود آورده‌اند و با گذاشتن تاش بر روي بوم و گذاشتن تكه‌هاي رنگ بوم سبكي تازه ايجاد كرده‌اند و بسيار متنوع و شاد.
    3-    سبك امپرسيونيست سبكي است با معايب:
    بله:
    سبك امپرسيونيست از معايب خاصي برخوردار بود نقاشان آن دوره بعد از كمي گذشت زمان رنگ تيره را از پالت خود حذف كرده و از رنگهاي روشن استفاده مي‌كردند و تا وقتي كه نور به منظره مي‌تابيد به نقاشي خود ادامه مي‌دادند همان كه نور كم يا زياد مي‌شد دست از كار كشيده و بقيه كار خود را بدون منظره و در كارگاه خود به انجام مي‌رساندند و در اوايل اين سبك كسي اين روش نقاشي را قبول نداشتند.
     
    خلاصه و نتيجه‌گيري
    خلاصه و نتيجه‌گيري كه من از اين تحقيق داشته‌ام اين بوده كه سبك امپرسيونيسم سبكي نو و تازه است اين سبك وابسته به نور بود يعني تا وقتي كه نور خورشيد بتابد موضوع كه نقاش آن را مي‌خواست بكشد مي‌نابيد هنرمند آن را مي‌كشيد و تا وقتي كه نور كمي، كم يا زيادتر مي‌شود دست از كار كشيده و بقيه كار خود را در منازل خود و يا در كارگاههاي خود مي‌كشيد. هنرمندان سبك امپرسيونيسم به نتايجي رسيدند كه رنگهاي تيره را از پالت خود حذف كرده و به جاي رنگ هاي سياه يا خاكستري‌هاي تيره از رنگهاي شادي آخرين و رنگهاي از طزف كماني استفاده كنند. هنرمندان سبك امپرسيونيسم واقع‌گرا بوده و هر چيزي را مي‌ديدند آن را بر روي بوم مي‌آوردند و نقش مي‌كردند بيشتر موضوع‌هاي آنها طبيعت بوده و از كوه‌ها، جويبارها، گل‌ها و آبشارها و يا هنگام تفريح كردن مردم در طبيعت را در بوم مي‌كشيدند. نقاش امپرسيونيس فقط مختص طبقه اشراف نبود بلكه از تمامي مردم عادي نقش‌هايي مي‌كشيد و خلي كم در كارهاي آنها از نقاشي‌هاي اشرافي ديده مي‌شود در كسب امپرسيونيست نقاشان بسيار بزرگي رشد كرده و به كار خود ادامه دادن نقاشاني كه بعد از گذشت سده‌ها و سالهاي بسيار زياد هنوز سبك آنها و نقاشي آنها بر سر زبان‌هاست مانند: سزان، ون‌گوگ، دلكابروا، مانه و .......

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: کاربرد رنگهای گیاهی در رنگرزی الیاف

    اهميت رنگهاي گياهي
    مسلم است كه رنگ آميزي در ميان مردم فلات ايران سابقة ديرينه دارد، هر چند كه از نقطة آغاز بي خبريم و قادر نيستيم به دقت نخستين جماعتي را كه در اين فلات به كار رنگ آميزي پرداختند مشخص كنيم.
        اما مي توان گفت اقوام اوليه در برخورد با گياهاني كه داراي مواد و مايعات رنگين بوده اند توانسته اند وسايل خاصي از لوازم زندگي را رنگ آميزي كنند. به علاوه، با توجه به مدارك باستان شناسي و مردم شناسي در خودآرايي نيز اين رنگها را به كار مي برده اند. اين مردمان تن و روي مردگان خود را نيز با رنگ زينت مي بخشيدند تا آنان را هر چه با شكوهتر به جهان ديگر روانه كنند و اين رسم ديرزماني پيش، تا هزاره سوم ق.م.، در ايران، خاصه در نواحي « سيلك » كاشان، معمول بود.
        بديهي است كه رغبت خاص جماعات بدوي به رنگ آميزي لوازم زندگي و همچنين خودآرايي، آنان را به تلاش براي بدست آوردن مواد رنگين برانگيخته است، ولي مشخص نيست چه مدت طول كشيد تا برخورد تصادفي با مادة رنگين گياهي و طبيعي به شناخت رنگها و استفاده مداوم از آنها منتهي شود.
    با گذشت زمان و رسيدن به عصر حاضر پاي رنگهاي شيميايي به ايران بازشد و اين تجربه نخستين بار با استفاده از رنگهاي جوهري و گروهي از رنگهاي اسيدي قوي، كه در برابر نور و شستشو دوام زيادي ندارند، به كار گرفته شد و در نتيجه براي همگان اين باور پديد آمد كه كيفيت رنگهاي گياهي از رنگهاي شيميايي بهتر و مناسب تر است، هر چند كه تهية رنگهاي گياهي دشوارتر است.
    بنابراين، بسياري از صاحب نظران و دست اندركاران فرش بر اين باورند كه رنگهاي شيميايي داراي ثبات خوبي در برابر نور و شستشو و سايش نيستند، در صورتي كه رنگهاي طبيعي و گياهي از اين ثبات برخوردارند.

     
    كاربرد رنگهاي گياهي در هنرهاي دستي ايران
    سيلان وقفه ناپذير رنگ در هنر ايران در ابعاد گوناگوني جلوه گر مي شود. طراوت و شفافيت رنگ و تنوع و غناي رنگ آميزي بيش از هر ويژگي ديگر از مشخصات هنر ايران است.
    نساجي و قالي بافي از جمله هنرهايي هستند كه توانگري و تنوع رنگ در هنر ايران به بارزترين نحو و به شيوه هاي گونه گون به نمايش مي گذارند. در اين دو رشته از صنايع دستي روش رنگرزي به طور كلي يكسان است، اما از برخي جنبه ها تفاوتهايي نيز در آن به چشم مي خورد.
    ما در اينجا، از لحاظ رنگرزي، الياف را به دو دستة منسوجات و زيراندازها تقسيم مي كنيم. جز در مواردي خاص، معمولاً الياف ظريفتر براي تهية منسوجات بكار مي روند و الياف با تاب بيشتر براي تهية زيداندازهايي كه به شيوه هاي گره بافي، پودماني و پودپيچي توليد مي شوند. براي رنگرزي اليافي كه داراي تاب بيشتر هستند دقت بيشتري لازم است.
    الف- منسوجات
    منسوجات ايراني شامل نمونه هاي زير است:
    زري بافي: بافت پارچه هاي ظريف ابريشمي با استفاده از الياف تابيده شده با طلا و نقره.
    مخمل: نوعي پارچه پرزدار ابريشمين.
    گلابتون: يكي از انواع مخمل ايراني است كه شهرت جهاني دارد و داراي نقوشي است كه با الياف تابيده شده با طلا و نقره بافته مي شود. كاشان از ديرباز به بافت اين نوع مخمل شهرت داشته است. از انواع ديگر آن نوعي مخمل برجسته است كه به همين نام شناخته مي شود. احتمالاً مخمل برجسته ماية الهام بافت قالي برجسته بوده است.
    ترمه: نوعي پارچه ظريف پشمي با نقوش بسيار زيباي رنگين. اين پارچة ظريف گاهي با الياف ابريشم نيز بافته مي شد. در حال حاضر ترمة ماشيني كه با الياف ويسكوز بافته مي شود جاي ترمة دستي قديمي را گرفته است.
    دارايي: از پارچه هايي كه به شيوة گره رنگي است و رنگرزي الياف آن به روش سرد انجام مي گيرد.
    انواع سوزندوزيهايي كه براي دوختن بر روي پارچه ها از الياف رنگين استفاده مي كنند در همين دسته قرار مي گيرند.
    ب- زيراندازها
    همچنانكه گفته شد براي تهية زيراندازها از اليافي استفاده مي شود كه داراي تاب بيشتري هستند. انواع زيراندازها عبارتنداز: فرش، گبه، جاجيم، گليم، جوال، خورجين.
    برخي از اجناسي كه بيشتر مورد استفاد، عشاير و چادرنشينان است در اين دسته قرار مي گيرند، از جمله: سفره، رختخواب پيچ، روزيني و بافته هايي كه براي تزيين اشيايي مانند نمكدان يا قاشقدان يا چارپاياني چون اسب و شتر به كار مي روند، مانند چنته و جل.
    رنگرزي الياف انواع منسوجات و زيراندازها، به استثناي دارايي، اغلب به شيوة گرم انجام مي گيرد. اما به طور كلي هدف آن است كه رنگ در الياف نبافته رسوخ كند و به اصطلاح به « خورد ليف » برود، ولو آنكه در حمام سرد قرار گيرد.

     
    دلايل اقتصادي استفاده از رنگهاي گياهي
    استفاده از رنگهاي گياهي نتايج اقتصادي و اجتماعي متعددي در پي خواهد داشت كه مهمترين آنها عبارتند از:
    1.    توسعه و احياي زمينهاي باير و كشت گياهاني كه مصارف صنعتي دارند:
    پهنة اقليي ايران، كه به عبارتي به سرزمين چهارفصل موسوم است، و گوناگوني طبيعت و آب و هوا زمينه اي را پديد آورده است كه گونه هاي مختلفي از گياهان مي توانند در آن رشد و نمو يابند. پشتوانه دانش استفاده از مواد طبيعي، به عبارت ديگر گنجينه هاي اطلاعات در زمينة مصارف گوناگون دارويي، خوراكي  صنعتي گياهان از منابع ارزشمند ديگري است كه مي تواند امكان بهره مندي ما را از نعمتهاي طبيعي اين سرزمين پهناور گسترش دهد. ولي متأسفانه همچنان كه در فصلهاي گذشته اشاره شد روشهاي غلط و بكارگيري مواد نامرغوب و سودجويي سوداگران عرصه را براي استفاده از مواد طبيعي تنگ كرد. اما با برنامه ريزي صحيح و اتخاذ سياست توسعة پايدار، بر مبناي شناخت عميق امكانات و ظرفيتهاي موجود جامعه، مي توان در درازمدت به احياي زمينهاي باير پرداخت و كاشت گياهان پرارزش صنعتي را، كه اكنون در معرض نابودي قرار گرفته اند، ترويج كرد و گسترش داد.
    2.    ايجاد اشتغال:
    در جامعة ايران به علت رشد جمعيت و فراواني نيروي جوان مي توان، با اتخاذ روشهاي اصولي، از اين نيروي فعال در احياي زمينهاي باير و يا كشت گياهان صنعتي بهره مند شد. توليد و برنامه ريزي به نيروي فعال و كارآمد نيازمند است و سياستگذاران مي توانند با ترويج و تشويق كشت گياهان صنعتي عرصه اي براي اشتغال جوانان فراهم آورند.
    3.    جلوگيري از آلودگيهاي ناشي از كاربرد مواد شيميايي:
    گسترش كشت گياهان صنعتي، علاوه بر مزاياي افزايش فضاي سبز و كاهش آلودگي هوا، در كاستن از مصرف مواد شيميايي آلاينده نيز به نحوي مستقيم مؤثر است و مي تواند به عامل مهمي در حفظ سلامت محيط زيست مبدل شود. از نظر بهداشت فردي نيز كار با مواد طبيعي از بروز بيماريهاي پوستي و تنفسي ناشي از مواد شيميايي پيشگيري مي كند و خطر سرطان زايي را به حداقل مي رساند.
    4.    صرفه جويي ارزي و ارزش صادراتي:
    فرش و ساير دستبافتهاي ايراني، بعد از نفت مهمترين اقلام صادراتي كشور ما را تشكيل مي دهند. از اين رو، گسترش توليد مواد اولية آنها در داخل كشور، با توجه به كيفيت مرغوب رنگهاي طبيعي، از يك سو مي تواند از خروج ارز براي تهية رنگهاي شيميايي تا حدود زيادي بكاهد، و از سوي ديگر بازار جهاني فرش ايراني را دوباره پررونق كند.
        استفاده از طرحها و رنگهاي اصيل ايراني عامل مهمي براي حذف رقبايي است كه با تقليد از هنر و صنعت فرش ايران عرصه را بر توليدكنندگان كشور ما تنگ كرده اند.



    چند نمونه گياهان رنگزا بدون مازوج
    روناس                                 Rubia-tinctorum
    گياه علفي، پايا.
            گل: گل آذين گرزن، واحد 5 كاسبرگ سبز، 5 گلبرگ زرد.
            ميوه: آبدار- سياه رنگ، كرك دار، ميوة آن به اندازة خردل است.
            برگ: سبز رنگ ساده با لبة صاف؛ اگر برگ را بين دستها مالش دهيم دست به
            رنگ قرمز تند مايل به سياه در مي آيد.
    مشخصات ريشه: ريشه از نوع راست ساده است. ريشة اين گياه در نواحي شن زار تا عمق يك متري خاك فرو مي رود. در رنگرزي با روناس مهمترين عامل ميزان عمر ريشه است. رنگهاي قرمز شاداب و متمايل به سرخ از ريشه هاي چهار و پنج سالة آن به دست مي آيد و ريشه هاي هفت ساله رنگهاي لاكي و ارغواني و ريشه هاي سه ساله نارنجي تيره پديد مي آورد. جنس روناس نيز در رنگ آن عامل مؤثري است. از ريشة گونه هايي كه در مناطق سردسيري مي رويند، لاكي پرمايه تري نسبت به گونه هاي مناطق معتدل و گرمسير به دست مي آيد. به همين علت است كه رنگ لاكي به دست آمده از روناس آذربايجان و خراسان كه مناطق سردسيري هستند با رنگهاي بدست آمده از روناس كرمان و فارس، كه مناطق گرمسيري محسوب مي شوند، تفاوت بارزي دارد.
           موسم گل: اواخر بهار.
    انتشار جغرافيايي: اراك، دماوند، تبريز، ديلمان، آذربايجان، كرمان، مازندران، يزد و بلوچستان.

    نيل- شمل                                Indigofera- tinctoria
    بوته اي شكل- دوساله با ساقة چوبي.
            گل: گل آذين خوشه اي و به رنگ سفيد- صورتي و ارغواني- هر گل داراي 5
     كاسبرگ.
            ميوه: مانند تخم فلفل سبز است.

    زمان كاشت: اوايل بهار.
    انتشار جغرافيايي: جنوب كشور و بلوچستان.
        تاريخ نگاران منشأ اين گياه را هند مي دانند. واژه سانسكريت آن نيلا nila به معني آبي پررنگ است. اين ماده در رنگرزي الياف بسيار با اهميت بود. نيل از هند به كابل و سپس به خراسان مي رسيد و اين ولايت از ديرباز يكي از مراكز مهم صادرات نيل بوده است. در قرن يازدهم ميلادي نواحي فارس و خوزستان به خاطر وجود كارگاههاي نساجي و شرايط آبياري و هواي گرمسيري منطقة مهمي براي پرورش نيل محسوب مي شد.

    انگور عسگري                                   Vitis vinifera
    گياهي است پيچ رونده با ساقة چوبي.
            گل: گل ريز به صورت آويز خوشه اي.
    ميوه: خوشه اي به صورت دانه هاي ريز.
    برگ: بزرگ و با مصرف خوراكي و رنگدهي.
        زمان كاشت: پاييز به روش قلمه زني.
    انتشار جغرافيايي: اكثر نقاط ايران.
        مشخصات: ثبات رنگي آن چندان رضايت بخش نيست.
            خواص: املاح آهن رنگ محلول را زيتوني و زاج سفيد محلول را زرد و مواد قليايي محلول را نارنجي مي كند.


    چغندر- چگندر- چندر                                 Beta vulgaris
    گياهي است از تيرة اسفناجيان، داراي برگ و ريشه گرد يا مخروطي
            برگ: برگهاي آن درشت و پهن است.
    ريشه: بيخ آن يا ريشه اش درشت و گرد يا مخروطي شكل است كه تا عمق
    30 سانتيمتر يا بيشتر در زمين فرو مي رود.
    مشخصات: اين گياه شامل سه نوع است.
    1.    چغندر رسمي: درشت و شيرين است و پخته آن به مصرف انسان مي رسد و از خام آن براي تغذيه حيوانات استفاده مي شود.
    2.    چغندر فرنگي: پوست و مغز آن سرخ رنگ است و چندان شيرين نيست و براي پختن بعضي خوراكيها به كار مي رود.
    3.    چغندر قند: كه آن را چغندر صنعتي نيز مي گويند، شكلي مخروطي دارد و پوست و مغز آن سفيد است و به طور متوسط 14 تا 18 درصد آن از مواد قندي تشكيل شده است و در قند سازي به كار مي رود.
    در رنگرزي از ضايعات چغندر استفاده مي شود.
    انتشار جغرافيايي: همدان، كرمانشاهان و خراسان.

    گل بابونه (ستاره سفيد)                     Anthemis wiedemanniana
    گياه علفي يكساله، كوتاه، ايستاده يا افتان.
            گل: مجتمع در كپه هاي شعاعي با گلچه هاي لوله هاي تخم مرغي، پهن، دراز و زردرنگ؛ گلچه هاي زبانه اي سفيد.
        موسم گل: ارديبهشت- خرداد.
    انتشار جغرافيايي: آذربايجان- فارس و ...
            اين گياه به ستاره سفيد نيز معروف است. گياهي است پايا به ارتفاع 60
    سانتيمتر كه تا اواسط تابستان گل مي دهد. گلهاي اين گياه زردرنگ شبيه به گل مرواريد است. بابونه گاهي به صورت خودرو در كنار جاده ها مشاهده مي شود. بيشترين رويش اين گياه در روستاي حاجي آباد هرمزگان است.
    دندانه آن زاج سفيد، زاج سياه و كروم است.

    چند نمونه گياهان رنگزا با مازوج
    پوست انار                                    Punica- granat
    درختچه به ارتفاع 5-2 متر.
            گل: نسبتاً درشت به رنگ لاكي، كاسه گوشتي، قرمز رنگ و پايا.
            ميوه: بزرگ، گوشتي و غالباً كروي به رنگ قرمز.
    انتشار جغرافيايي: تقريباً در تمام ايران بخصوص در ساوه، بندر گز و نقاط ديگر كاشته مي
    شود و به صورت خودرو در سواحل درياي خزر و در جنگلهاي شمال به فراواني يافت مي شود اين گونه انار داراي ميوة كوچك و غير خوراكي است و به نام گلنار معروف است. رنگ گل آن قرمز است.
    اين گياه داراي تانن است كه بيشترين مقدار آن در كاسة ميوه است. در هر ميوه تا حدود 40% تانن يافت مي شود.
        از پوست ميوة آن براي رنگرزي پشم و ابريشم استفاده مي شود. در فصل پاييز پوست آن را جدا مي كنند و در آفتاب خشك مي كنند. بعد از جوشاندن با آب، رنگ به دست آمده را صاف مي كنند و مورد استفاده قرار مي دهند.

    پوست گردو                                      Juglens- regia
    درختي نسبتاً بلند به ارتفاع 5 تا 25 متر، و در حالت تك درخت داراي تاج و چتري بسيار گسترده است.
            گل: تك جنس با گلپوش نامنظم.
            ميوه: شفت كروي، ميان بر آن پس از رسيدن خشك و به صورت ورقه هايي
    از درون بر جدا مي شود.
        موسم گل: ارديبهشت.
    انتشار جغرافيايي: تهران و اطراف البرز و به صورت خودرو در جنگلهاي گيلان و مازندران،
           غرب، قصر شيرين، اراك، آذربايجان، جنوب شرقي بلوچستان.
    چوب آن نسبت به ساير چوبها بسيار گران است و ميوة آن مصرف خوراكي دارد و يكي از دانه هاي روغني محسوب مي شود. اگر پوست يا برگ گردو را با دست مالش دهند دست سياه و به سختي پاك مي شود و اين به علت وجود ماده اي به نام تانن است كه در تمام قسمتهاي گردو فراوان يافت مي شود؛ ولي قسمت اعظم تانن (حدود 40 تا 60 درصد) در ميان بر ميوه جاي دارد كه علاوه بر تانن داراي مادة ديگري به نام Juglone است، كه به سهولت در مجاورت هوا اكسيد مي شود و به رنگ قهوه اي مايل به سياه درمي آيد. در رنگرزي، بخصوص در مورد قالي، از اين گياه همراه ساير رنگها براي به دست آوردن رنگهاي تيره استفاده مي كنند.


    سماق معمولي                                  Rhus coriaria
    سماق درختچه يا درخت كوچك به ارتفاع 3 تا 5 متر.
            گل: بسيار كوچك، سبز فام. مجتمع در خوشه هاي پانكويي.
            ميوه: شفت كركدار، مدور، قلوه اي شكل؛ رسيده آن به رنگ سبز متمايل به
    زرد و يا قرمز است.
        موسم گل: خرداد- تير.
    انتشار جغرافيايي: مناطق استپي البرز، زاگرس، آذربايجان، خراسان، فارس، زنجان.
        درخت سماق به صورت خودرو در تمام نقاط ايران بخصوص در كوهپايه هاي اطراف جاجرود و كرج يافت مي شود.
        سماق به دو گونة پرورشي و كوهي وجود دارد. از ميوة اين گياه گردي گرفته مي شود كه ترش مزه است و در صنايع غذايي به كار مي رود. محلول سماق تيره رنگ و ترش مزه و گس است.
        تانن در همة قسمتهاي گياه اعم از پوست، ريشه، برگ و آوندها وجود دارد. البته ميزان تانن در برگهاي اين گياه حدود 13% و در ميوة آن 25 تا 27% است. از كلية قسمتهاي اين گياه براي رنگرزي استفاده مي شود.


     ادامه مطلب
     عنوان خبر: نور در گرافیک2

        نور یکی از مهم¬ترین عوامل کیفیت، پویایی و سرزندگی آثارگرافیکی  است و از نظر مفاهیم کیفی و نمادین و نیز از نظر کارکرد عملی از جایگاه ویژه¬ای در رشته برخوردار است. بی¬جهت نیست که لوکوربوزیه در کتاب «به¬ سوی یک معماری نوین» می¬نویسد: «معماری بازی استادانه، صحیح و باشکوه احجام ترکیب¬شده زیر نور می-باشد. چشمان ما تربیت شده¬اند که فرم¬ها را زیر نور ببینند. سایه و روشن است که این فرم¬ها را آشکار می¬سازد.» اگرچه اولین وظیفه نور روشن کردن فضا و فرم¬های ساختمانی است، با این¬حال نور، چه طبیعی و چه مصنوعی، علاوه بر این کارکرد اصلی خویش، می¬تواند نبوغ معمارانه را برجسته¬تر نماید، اشتباهات را بپوشاند و پنهان کند، توجه بیننده را جلب نماید و یا اینکه باعث شود مکانی مقدس یا امن به نظر برسد. فناوری¬های جدید نورپردازی، ابزارهایی در خدمت نورپردازی معماری هستند که در سال¬های اخیر مورد توجه طراحان بسیاری در اقصی¬نقاط جهان قرار گرفته¬اند.
                                                      
    ويژگي هاي LED ها
    عمر بی نهایت ، آنها را به یک گزینه کاملاً بی¬عیب ¬و ¬نقص، جهت نورپردازی در محل¬هایی که تعمیر و نگهداری لوازم و تأسیسات در آنها دشوار است، تبدیل می¬کند. بر این اساس است که Paul Gregory، مدیر Focus Lighting در نیویورک، برای نورپردازی برخی قسمت¬های هتل جدید Semiramis در آتن یونان، از جمله نواحی که کاربرد انواع دیگر لامپ¬ها در آنجا به دلیل محدودیت فضا دشوار و غیرممکن می¬باشد، به استفاده از LEDها روی آورده است.  و ، همکار او، با آگاهی و اطمینان کامل LEDها را برای این پروژه انتخاب کرده¬اند، چرا که چهار سال قبل برای نورپردازی رستوران Morimoto در فیلادلفیا نیز از LEDها استفاده کرده بودند و به گفته خودشان هزینه نگهداری آنها در طول این مدت بی¬نهایت پایین بوده و هنوز به خوبی کار می¬کنند.
        
    با این که شدت کلی خروجی از منابع  LED موجود پایین است، اما LEDهای بسیار روشنی نیز، برای استفاده در فضاهای کوچک از قبیل جعبه¬های نمایش یا فضاهای محصور، وجود دارند. همچنین LEDها برای کاربرد در سطوح واقع در هوای آزاد، مثل پله¬ها و کف¬¬ها، یک محصول کاملاً ایده¬آل هستند، زیرا فناوری آنها بگونه¬ای است که در طیف وسیعی از دماها کارآیی خود را حفظ می¬کنند، بر خلاف فلورسنت¬ها که در سرما به خوبی کار نمی¬کنند و نیز بر خلاف لامپ¬های HID که در سرما سریع روشن یا خاموش نمی¬شوند. از طرف دیگر چون LEDها برق کمی مصرف می¬کنند، می-توانند با استفاده از نور خورشید و یا باتری نیز کار کنند که این ویژگی آنها را برای استفاده در محل¬هایی که تأمین پیوسته و لاینقطع روشنایی در آنجا از اهمیت خاصی برخوردار است، به یک محصول کاملاً مناسب تبدیل می¬کند. با توجه به همین ویژگی، Erco Lighting که اخیراً به تولید محصولات کاربردی مبتنی بر فناوری LED روی آورده، لوازم روشنایی خاصی برای راهنمایی و تعیین موقعیت به بازار عرضه کرده است که به عنوان چراغ¬های راهنما در راه¬ها و نیز چراغ¬های ایمنی در ورودی¬ها و پله¬ها مورد استفاده قرار می¬گیرند.
    از آنجایی که دیوت های نوری تابش گرمایی ندارند، در محیط¬هایی که گرما ممکن است به برخی اشیاء نورپردازی شده، همچون آثار هنری یا شکلات، آسیب برساند، کارآیی خوبی از خود نشان می¬دهند. به همین علت در لامپ¬های مورد استفاده در محیط-های کاری نیز کم¬کم از این فناوری بهره جسته می¬شود، چون عموماً در این محیط¬ها کاربران کاملاً نزدیک به منبع نوری هستند و در نتیجه ممکن است دچار سوختگی شوند. لامپ Arketto که در سال 2004 توسط Luxo به بازار عرضه شد، طبق ادعای سازنده، تقریباً گرمای محسوسی تولید نمی¬کند و دارای طول عمر 50000 ساعت است. البته از دیدگاه Benya، «اینکه LEDها به هیچ¬وجه گرمایی تولید    گرمایی تابش نمی¬کند یک تصور غلط است  نمی¬کنند،. وقتی یک LED ، در واقع به این معنی است که نمی¬تواند خود را به این طریق خنک کند، اما همان¬طور که می¬دانیم، بایستی گرما از منبع نور به بیرون هدایت شود و هر چه قدرت روشنایی لامپ بیشتر باشد، مشکل گرمای ناشی از آن بغرنج¬تر خواهد بود.» او خاطرنشان می¬کند، خنک نشدن منبع نوری LED، تأثیرات منفی بر شدت نور خروجی و طول عمر لامپ می¬گذارد، در نتیجه اگر بتوان این مشکل را حل کرد، LEDها کاربردهای معمارانه استانداردتری خواهند یافت.


    استفاده از  LEDها در تبليغات
    متداول¬ترین کاربرددیونت  ها، تغییر رنگ زمینه صحنه¬ها و همچنین استفاده به عنوان عناصر و جزئیات تزئینی در محیط¬های¬ بزرگ و وسیع است ، طراح نورپردازی و مدیر Benya Lighting Design در Tigard، Oregon که اخیراً مشغول طراحی و اجرای منظره آسمان نیمه¬شب برای اتاق MRI یک بیمارستان، با استفاده از LEDهای آبی¬رنگ است، می¬گوید: «من اگر در کارم به یک رنگ اشباع¬شده نیاز داشته باشم، به استفاده از LEDها روی می¬آورم.» Ken Douglas، طراح نورپردازی و مدیر Illumination Arts در نیوجرسی، نیز مشغول طراحی و اجرای منابع توکار نور در نمای تاریک ساختمانی ساخته¬شده از آجر قرمز است که شب¬ها جلوه و ابهت¬اش را به دلیل فقدان نورپردازی مناسب از دست می¬دهد. او می¬گوید: «ما در طرح¬هایمان از LEDها بیشتر یا به عنوان یک عنصر زیبایی¬شناسانه فرعی و به اصطلاح چاشنی کار، و یا به عنوان یک عنصر اصلی و کاملاً برجسته استفاده می¬کنیم.»
     
    کار این ساختمان بتنی متعلق به دهه 1970 که سبک معماری آن را نمی¬توان در یکی از طبقه¬بندی¬های مشخص جای داد، پشت لایه¬ای متشکل از 4330 دیسک شیشه¬ای یخ¬زده که با همین تعداد LED پوشش داده شده، پنهان گشته است. هر دیسک همچون یک پیکسل بسیار بزرگ عمل می¬کند و در نتیجه ساختمان به یک صفحه نمایش بزرگ تبدیل می¬شود.

    فلورسنت¬های RGB از گذشته منبع نور مناسب برای ایجاد جلوه¬های تغییر رنگ بوده¬اند و هنوز هم در برخی پروژه¬ها همچون نمای برج 41 طبقه در بن آلمان که در سال 2003 توسط Helmut Jahn طراحی شده است، با نتایج بسیار موفقیت¬آمیز مورد استفاده قرار می¬گیرند. با این وجود، طراحان زیادی همچون Darren Nolan، معمار شرکت Peter Marino + Associates، که اخیراً طراحی و اجرای یک ساختمان هشت¬طبقه برای Chanel را در توکیو به پایان رسانده است، از LEDها برای نورپردازی نمای ساختمان¬هایشان استفاده می¬کنند. Nolan در این خصوص می¬گوید: «ما مقایسه¬هایی میان فلورسنت و LEDها انجام دادیم و در نهایت توجه به نتایج این مقایسه¬ها در مقولاتی همچون قابلیت نگهداری، میزان تولید گرما و ثبات دمای رنگ، ما را متقاعد ساخت که از فناوری جدید استفاده کنیم.» یکی دیگر از قابلیت¬های LEDها که معماران را به استفاده از آنها ترغیب می¬کند، این است که LEDها می¬توانند در نماهای مدرنیستی مرکب از شیشه و فلز جاسازی شوند و این امکان را بوجود بیاورند که طرح نورپردازی ساختمان در هر شب تغییر کند. با اینکه هزینه¬های اولیه LEDها بیشتر است، اما به گفته Nolan، معماران به این نتیجه رسیده¬اند که LEDها در درازمدت، به لحاظ اقتصادی باصرفه¬تر هستند.
                   


    projector
           

    (Digital light processing) DLP
    به عنوان يکی از عناصر بسيار مهم در زمينه سمعی بصری، دستگاهی است که به  طور  همزمان  به   کامپيوتر، ويدئو،  دوربين  فيلمبرداری، تلويزيون،  دستگاههای  نمايش    VCDو DVD ، بلندگو، ميکروفن و ساير سيستمهای صوتی و   تصويری ارتباط  يافته و تصاوير آنها را به صورت بزرگ بر ديوار يا پرده منعکس می سازد.
    دستگاه  ويدئو پروژکتور عمدتاً  با  شاخص های   خاصی شناخته   می شود  که هر  يک  از  آنها در نوع  خود  دارای اهميت  ويژه ای  است.  برای  انتخاب  يک  دستگاه   ويدئو پروژکتور می بايد همواره به دنبال يافتن  آيتم هايی  باشيم که   ذيلاً ذکر شده  است.
    ساختار دستگاه Construction : عبارت  است از سيستم اصلی و قلب دستگاه که در واقع يک مبدل انرژی  الکتريکی   به   نورانی  است. در اين مبدل  سيگنالهای الکتريکی دريافت شده به سيگنالهای نوری در طيف طول  موجهای  مرئی   و طبعا ً  تصويری بدل   شده و از  طريق يک  صفحه نمايش قابل رويت  می گردند.

    اندازه تصوير آن  به دليل وجود يک  لنز در آستانه  دستگاه به تصوير بزرگتری  بر پرده نمايش تبديل می شود. ساختار صفحه   نمايش    ذکر شده گونه های متفاوتی دارد که دو نوع عمده و اصلا آن به شرح ذيل است:

           
    1) سيستم (Digital Light Processing)   که در  آن از  ميليونها آينه   بسيار کوچک  در بخش  اصلی و صفحه نمايش  دستگاه استفاده می شود.


    2) سيستم  (Liquid Crystal Display) LCD که  در آن از  شيوه
    معمول ساخت  صفحات   نمايش  و  در   برخی  از  آنها   از ترانزيستورهای   نوع Thin Film استفاده شده است.


    3) ميزان درخشش  Brightness: که بر حسب ANSI Lumen بيان شده و در واقع هر چه بيشتر باشد دليل   بيشتر بودن ميزان درخشش تصوير دستگاه است.
    4) ميزان دقت  Resolution : که ضمن بيان ميزان دقت دستگاه، نشان می دهد که دستگاه با چه  نوع  کامپيوترهايی  و   با   چه   دقتی قابل  انطباق است.  واحد دقت  دستگاههای  ويدئو پروژکتور همان  واحد  دقت  دستگاههای  کامپيوتر  يعنی تعداد  عنصر  نوری (Pixel)  قرار گرفته  در سطح  صفحه نمايش  دستگاه است که به صورت:
     VGA 480*640 - SVGA 600*800 - XGA 768* 1024  - SXGA 1024*1280  بيان می شود.


     

    معمولا دقت کامپيوتری که  می بايد به   دستگاه ويدئو پروژکتور ارتباط يابد، می بايد  برابر با دقت آن و يا از آن کمتر باشد. در اين حالت دقت   شود که حالت نرمال  دستگاه  ويدئو  پروژکتور با حالت فشرده آن (Compress) متفاوت  بوده و همه دستگاههای ويدئو  پروژکتور در حالت فشرده دارای ميزان  دقت بالاتری  هستند.
    5) اندازه تصوير Max. Image Size : يکی از  پارامترهای  با  اهميت در اين  دستگاهها   اندازه   تصوير بدست آمده  است    که  معمولا مانند ساير  سيستمهای تصويری برحسب اندازه قطر صفحه  نمايش و در بسياری ازموارد بصورت اينچ بيان می شود
    6 )  عمر لامپ  Lamp life : عمر لامپ  يکی از ويژگيهای مهم  دستگاه است  که بر حسب ساعت بيان می شود و البته می بايد در نظر  گرفت که بدليل  گران بودن بهای لامپ  دستگاه می بايد در عمر  لامپ سيستم خريداری شده دقت نمود. بعضاً ديده شده که در خريد يک دستگاه به لحاظ گران  بودن بهای لامپ و يا عمر کم آن، اشتباه بزرگی صورت گرفته است
    7)  وزن دستگاه Weight :  در  دستگاههای  ويدئو پروژکتور ، وزن  دستگاه يکی از  پارامترهای  مهم می باشد، چرا که هر چه   وزن کمتر باشد نشان دهنده وجود تکنولوژی جديدتری در ساخت کالای عرضه شده است. در تحولات عميق اين  دستگاه وزن آن  از حدود   25  کيلوگرم در چند سال قبل به کمتر از 2 کيلوگرم در شرايط فعلی کاهش يافته است که خود بيانگر سير  تحولات سريع آن  است. 

     
    تفاوت های سیستمLCD   و DLP از لحاظ کیفیت و کنتراست رنگ:
    1)    تفاوت سیستم رنگی از نظر کیفیت و هماهنگی رنگ ها

    2) تفاوت بین کنتراست رنگی

     
    3) لایه های ساختاری اصلی قابل توجه
     
    جایگاه سیستم  DLP در تبلیغات:
    به علت قابلیت اتصال به کامپیوتر، اور هدو... میتوان از آن برای تصاویر پویا ، ثابت، و تقریبا برای نمایش تمامی عناصر بصری استفاده نمود در اطاق های کنفرانس، برای طراحی و نور پردازی داخلی و خارجی ساختمان ها و....
    در شکل های زیر نمونه هایی از کاربرد  DLPرا می بینید:
         استفاده در اطاق های کنفرانس و قابلیت اتصال به کامپیوتر     

    نتيجه گيري و پيشنهادات
    دانستيم كه نور منبع اصلي حجم است، به طوري كه مي توان سطوح يك بعدي را به وسيله نور سه بعدي كرد و تاثير آن را بر روي سطوح مختلف بررسي كرديم.
    نور به عنوان يكي از مهم ترين عناصر ميتواند بر روي جسم و فكر انسان تاثير گذار باشد.
    زيبايي يك اثر از تركيب عناصر مختلف شكل گرفته است،كه نور مي تواند عامل مهمي در زيبايي يك اثر باشد.
    نور باعث شناخت و رويت اجسام در طبيعت مي گردد. نوري كه مدل در يافت مي كند به ما مي گويد كه از شكل هاي تخت درست شده است، يا منحني ، كروي.
    نور تمام ويژگي هاي فيزيكي را براي ما آشكار مي سازد، و بسته به اينكه نور تابيده شده به مدل تند ،قوي درخشان ،نرم،يا سر دست ميتواند شادي ،غم ،نارامي ،و ارامش و ساير حالات را بيان كند.
    امروزه از منابع نور مصنوعي براي نور پردازي استفاده ميشود و از انواع لامپها براي اين امر استفاده ميشود .
    در عصر حاضر علاوه بر استفاده از تجهيزات ساده نور پردازي استفاده از سيستم هاي LED،LCD،DLP، براي نور پردازي استفاده ميشود اين دستگاه  ها علاوه بر نور پردازي ميتوانند به طور همزمان به كامپيوتر ارتباط يافته و با برنامه حساب شده عمل نمايند .
    در تبليغات اين سيسنم ها جايگاه خاصي يافته اند به طوري جدا كردن آنها از تبليغات محيطي غير قابل تصور است.
    امروزه بايد طراحان ما اطلاعات در مورد اين وسايل و تجهيزات داشته باشند ولي متاسفانه پژوهش هاي زيادي در اين زمينه به عمل نيامده است در صورتي كه نور در گرافيك مي تواند  عامل مهمي در اين زمينه باشد.
    گرافيكهاي پويا مي تواند تأثير زيادي بر روي مخاطب و بيننده داشته باشد، سيستمهاي Dlp قابل اتصال به سيستمهاي صوتي نيز مي باشد. و مي تواند صوت به كمك عامل بصري بيايد. باشد كه اين تحقيق در اين زمينه اثر گذار باشد.


     ادامه مطلب
     عنوان خبر: نور در گرافیک1

    در عصر حاضر از انوع طراحي نوري براي ايجاد روشنايي روزمره استفاده مي شود كه قسمتي از اين طراحي نوري در اختيار طراحان گرافيك قرار گرفته است.
        امروزه نور در زمنيه ي گرافيك چنان تنوعي يافته است كه كمتر كسي را مي توان يافت كه براي تبليغات محيطي از نور پردازي استفاده نكرده باشد. اما طراحان زيادي هستند كه تجربه و آگاهي لازم را در مورد خصوصيات و ويژگي هاي نور ندارند. اين مسئله باعث مي شود كه ايده هاي خلاقانه آنها به هنگام استفاده و اجرا جلوه ي واقعي خود را نداشته باشد. بنابر اين بهتر است كه طراح قبل از شروع نور پردازي با ويژگي هاي و خصوصيات نور و تجهيزات آن آشنا شود  تا نور بتواند باعث خلق يك اثر هنري شده و جلوه  ي خود را به طور معجزه آسا نشان دهد.
        در اين تحقيق سعي شده است كه طراحان با نور پردازيها و كاربرد آنها در تبليغات و استفاده درست از وسايل نور پردازي در جايگاه مناسب با خصوصيات خاص آن آشنا شده و در رشته ي كاري خود حضور مثبت يابند و كارهاي نفس به جا گذارند.
     
    كليات تحقيق
     
    مقدمه
        همراه با رشد جمعيت و نوآوري هاي جديد در عرصه علم و صنعت، نياز به تبليغات روز به روز افزايش يافته است. و با وجود ظهور تكنولوژي ، قابليت هاي متعددي در اين زمينه به وجود آمده است.
        انسان همواره در كوشش متعادل ساختن زندگي و طبيعت از طريق خلق آثار هنري بوده است.
        موندريان مي گويد : زمانيكه طبيعت و انسان به تعادل برسند هنر از بين خواهد رفت و اصولاً هر چه زمان جلوتر برود، نارسائيها و عدم تعادل اشياء موجود در طبيعت بيشتر خواهد شد.
        اين انسان است كه با استفاده از اختيارات خود به طبيعت نظم و هماهنگي مي دهد و در آن تنوع ، تعادل و انگيزه ايجاد مي كند. مثلاً وقتي تابش يك نور يا يك رنگ انسان را متاثر مي سازد احساس او را بر مي انگيزد و او را دگرگون مي كند. اين دگرگوني هم مي تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم منفي.
        او مي تواند نورها و رنگهايي را انتخاي كند كه مطابق اميال و سلايق او باشد و بدينوسيله يك تعادل و توازن در طبيعت به وجود آورد. تا به اين تعادل و توازن تضادهاي منفي طبيعتي را بالان دهد تا انسان راحت زندگي كند، و در زندگي خود احساس آرامش نمايد.
        فرض كنيد در نور پردازي يا نقاشي فضاي يك بيمارستان از يك نور يا رنگ غلط و منفي استفاده شود. طبعاً نمي توان در چنين جايي انتظار بهبودي و سلامت بيماران را داشت.
        امروز طراحان با استفاده از وسايل و طراحي نور پردازي ، آثار خود را به نتيجه مطلوب مي رسانند و به آنها جلوه خاص مي بخشند.
    بطور كلي نورپردازي در عصر حاضر در گرافيك محيطي از اهيمت خاص برخوردار است و شركت هاي سازنده تجهيزات آن در پي رقابت با يكديگر هستند و هر روز كالاي جديدي را به بازار عرضه مي كنند، كه يك طراح بايد با ويژگي هر يك از اينها آشنا شود.
    در اين تحقيق طراح مي تواند ضمن آشنايي با جنبه هاي فيزيكي و روانشناختي نور، با نور پردازي متداول و تجهيزات آن آشنا شود و بادرك ضرورت يادگيري به سراغ آن برود.
     
    بيان موضوع
        نور و پرتو هاي آن از ويژگي هاي بسيار بالايي برخوردار هستند. كه از اين ويژگي مي توان در نور پردازي داخلي يا خارجي، يك ساختمان، يك خيابان يا يك شهر استفاده كرد.
    نور از دو جنبه مورد بررسي قرار مي گيرد:
    جنبه فيزيكي و جنبه روانشناختي
        در جنبه فيزيكي نور مي توان با خصوصيات نور و پرتوهاي آن آشنا شد و عكس العمل پرتوها را مورد بررسي قرار داد. و دانستن اين موضع كه نور بر خط مستقيم حركت مي كند، ويژگي مهمي است كه مي تواند به طراحي كمك زيادي بكند.
        و اما جنبه روانشناختي؛ نور را از نظر تاثير آن بر روي جسم و روح انسان و اثراتي كه يك نور مي توان داشته باشد مورد تحقيق قرار مي گيرد.
        استفاده از تكنولوژي جديد باعث رشد روز افزون كالاها و محصولات نور پردازي شده است.
        استفاده از انواع لامپ ها، پرژكتورها، فناوري جديد وديو پروژكتورها، LED , LCD ها باعث شد در تبليغات محيطي تحول بسيار زيادي پيش بيايد ، يك طراح گرافيك بايد خصوصيات آنها را بشناسد و از آنها در جايگاه ويژه كار خود استفاده نمايد.
     
    اهداف تحقيق
    هدف از ارائه اين تحقيق :
    -    آشنايي با ويژگي هاي نور.
    -    تاثيرات روانشناختي نور بر روي انسان.
    -    منابع نور طبيعي و مصنوعي.
    -    طراحي صحيح نور پردازي در مكان هاي خاص.
    -    آشنايي با وسايل و تجهيزات نور پردازي.
    -    كاربرد آنها در تبليغات محيطي.
    -    استفاده درست و مناسب از وسايل و تجهيزات نور پردازي در جايگاه مناسب.


    اهميت و ضرورت  موضوع
        شناخت خصوصيا ت فيزيكي و روانشناختي نور و همچنين استفاده از تجهيزات آن در عصر حاضر از اهيمت و ضرورت خاصي برخوردار است، زيرا شناخت هر يك از اين خصوصيات و استفاده صحيح و به جا باعث مي شود در ارزش و كيفيت كار ما اثر گذار باشد، اين مسئله باعث مي شود كه طراح در اجراي طراحهاي خود با در نظر  گيري همه جوانب به كار خود بپردازد.

    تعريف اصطلاحات و واژه ها
    Dpi : تعداد نقاط جوهر بر هر اينچ
    Matrix يا ماتريس، يك شبكه ساده براي تامين شارژ پيكسل هاي موجود روي نمايشگر
    LCD:liquid crystal display
    LED: light emitting diodes
    DLP:digital light proeessing

    پيشينه تحقيق
     
      نور و انواع آن
    نور منبع اصلي حجم است . به طوريكه سطوح يك بعدي را مي توان بوسيله سايه روشن كردن سه بعدي كرد . حتي احجامي را كه به صورت برجسته هستند برجسته تر نشان داد و به آنها حالت سه بعدي قويتري داد . به عبارت ديگر منبع اصلي تمام احجام موجود در طبيعت نور است . و حتي سطوح تك بعدي را نيز مي توان به وسيله نور سه بعدي نشان داد .
     آيا مي دانيد نور خورشيد حدود چهار هزار برابر بيشتر از نور ماه مي باشد و حدود يك ميليون برابر بيشتر از نور يك ستاره ء با نور خيلي زياد است ؟ در هنگام غروب آفتاب به علت نور كمي كه در فضا وجود دارد يك غمي در انسان بوجود مي آيد ، انگار چيزي را از دست مي دهد .
     اگر منبع نور نزديك شئ اي قرار بگيرد سايه هاي عميقي در شئ ايجاد مي شود . اگر اين فاصله دورتر شود آن توناليته و ارزشهاي رنگي كمتر است و حالت سايه روسنها بيشتر است.
     در كارهاي گرافيكي بيشتر از دو رنگ متضاد سياه و سفيد استفاده مي شود .اما اگر خواسته باشيم اين تضاد را كمتر كنيم از حالتهاي مختلف رنگ خاكستري استفاده مي كنيم. تأثير نور بر سطح نرم ، شفاف و براق كاملاً متفاوت است . به عنوان مثال سطوح براق نور را منعكس مي كنند و سطوح خشن اين حالت را ندارد . اصولاً خشونت بافتهاي خشن مثل گوني ، درخشندگي را تعديل و كاهش مي دهد . در مواقعي كه در يك اثر هنري كنتراسها زياد هستند اين نور و سايه يك حالت دراماتيك در آثار هنري به وجود مي آورد .
    در تئوري، نور خورشيد و نور لامپ الكتريكي هر دو به يك جور حركت مي كنند:  با خطوطي مستقيم و از منبع خود ساطع مي شوند. اما نور طبيعي از فاصله اي بسيار دورتر از نور مصنوعي به ما مي رسد. خورشيد ميليون ها مايل با مدل فاصله دارد در حاليكه لامپ الكتريكي چند متر بيشتر از آن فاصله ندارد.
    با توجه به اين حقيقت ما مي توانيم بگوييم كه:
    1-    رشته هاي نور طبيعي به صورت موازي با هم حركت مي كنند.
    2-    رشته هاي نور مصنوعي به صورت شعاعي حركت مي كنند.
    به همين دليل شكل سايه ها در نور طبيعي و نور مصنوعي با هم تفاوت دارند.

    زاويه ديد ما از مدل به ما مي گويد كه شكل سايه تحت تأثير پرسپكتيو تغيير مي كند. اين تغيير پرسپكتيوي را پرسپكتيو سايه مي نامند.
    در پايين صفحه ما مي توانيم يك صحنه را از زواياي مختلفي ببينيم. ابتدا از زاويه ديد بالا به مدل نگاه مي كنيم، ما سايه ها را تقريباً تخت مي بينيم و اينها ديگر تحت تأثير پرسپكتيو قرار نمي گيرند .در دومي با نزديك شدن ديد به سطحي كه مدل روي آن قرار دارد سايه ها كوچكتر به نظر مي رسند و ميل پيدا مي كنند كه باريك شوند زيرا به پرسپكتيو مي روند.

         شكل 1- پرسپكتيو سايه
    تأثيرات نور :
    نور يكي از مهمترين عناصر بصري است . بسياري از طراحان و معماران در طرحهاي خود سعي در استفاده بهينه از منابع نور و نحوه تابش آن دارند .حتي در خريد و فروش منازل مسكوني نيز جهت تابش نور يك عامل بسيار مهم در قيمت خانه محسوب مي شود . زيرا روشن بودن اتاق ، شادي و نشاط آورده و كم بودن نور حالت غم و در خود فرو رفتن و افسردگي مي آورد .
         در بررسي آثار هنري نيز به خوبي مشهود است كه نور بيشترين حس را در آثار هنري ايجاد مي كند . اوج احساسات عاطفي هنرمندان به وسيله نور به تصوير كشيده شده است . مثلاً آنها براي نشان دادن حالتهاي غم يا شادي در عضلات صورت انسان از جمله تابش نور بهره مي گيرند . همچنين هنرمندان براي اينكه حجم اشياء را نشان دهند و از حالت يك بعدي اشياء به طبيعت اصلي آنها كه داراي بعد و فرم است بروند، از وجود جنبه هاي مختلف نور بهره مي برند . به عنوان مثال وقتي نور به صورت سطح به احجام كروي تابانده شود مسطح به نظر مي رسند .
         با كمي دقت در اطراف مي توانيد احجام و فرمهاي بسيار زيادي را بيابيد كه به علت نور پردازي غلط و يا قرار گرفتن در جاي نا مناسب زيبايي آنها به چشم نمي آيد . زيرا نور پردازي نا مناسب ، زيبايي را از بين برده و بافت ها را مسطح نشان مي دهد . در حاليكه نور پردازي مناسب باعث مي شود احجام سه بعدي به نظر برسند و نيز سه رنگ مختلف در اين ابعاد به وجود آيد و بافت ها نيز زيباتر به نظر مي آيد حتي وقتي حجم مورد نظر يك رنگ واحد يا يك بافت واحد داشته باشد . يكي از پايه گذاران سبك كلاسيك رامبراند بوده است كه روي مبحث نور و تأثيرات آن بر سوژه تحقيقات زيادي انجام داده است.

    تأثير نور بر روي جسم انسان:
    يكي از دانشمندان كه در زمينه نور تحقيقات بسيار كرده ، يك نظريه اي دارد كه مي گويد :
    نور در زندگي بشر نه تنها منبع روشنايي بلكه يك نيروي فيزيكي قدرتمند است كه بر بسياري از تزيينات داخلي يا تركيبات داخلي بعضي از فعاليت هاي متابوليك مثل توليد مثل و حيات سلولها و دست آخر حتي بر ريتم زندگي تأثير مي گذارد . نور همه جا يافت مي شود و اگرچه كاملاً بي خطر نيست اما قابل كنترل است .
    نوردر ماهيچه هاي بدن انسان تغييراتي به وجود مي آورد . نور مادون قرمز به درون بافتهاي بدن رسوخ مي كند . نورها داراي انواع مختلفي هستند . امروزه با استفاده از اشعه ايكس و عمل پرتو نگاري مي توان ارزيابي تغييرات درون بدن را بررسي و ارزيابي نمود . نور ماوراء بنفش فقط به صورت سطحي برروي پوست تأثير مي گذارد . اگر چه تأثيرات آن بسيار حياتي است . نابينايان تأثيرات نور را بيشتر از طريق پوست درك مي كنند . نور حتي گاهي از طريق جمجمه به مغز نيز نفوذ مي كند . اگر شدت نور مرئي به حد كانوني قوي باشد مي تواند از پوست ، بافتهاي زير پوستي، ماهيچه ها و حتي اندامهاي داخلي عبور كند . اين قمست به چند مورد از تأثيرات مستقيم و قابل درك نور بر بدن انسان اشاره اي مي كنيم .
    فرض كنيد اگر يك چراغ مطالعه اي به صورت مستقيم به چشم انسان بتابد به ويژه به هنگام مطالعه خستگي و ناراحتي ايجاد مي نمايد . منبع نور در هنگام مطالعه بايد از پشت ميز يا بر روي سطح ميز تابانده شود و جهت نور مخالف جهت حركت و سمت داشته باشد . در ديگر فعاليتهاي داخلي بدن نيز مانند پخت و پز ، جهت تابش نور و قرارگيري منبع آن از اهميت فراواني برخوردار مي باشد . در اينجا نور نبايد از پشت سر به سطح بتابد .
    با حركت منابع نوري مي توان تضادهاي بسيار جالبي در چيدمان داخلي خانه ايجاد كرد . معمولاً براي تشديد ابعاد يك شئ مي توان از يك فريم يا قاب ، با نور موضعي به حالت استوانه اي استفاده كرد . نور پردازيهايي كه تضادهاي شديد ايجاد مي كنند باعث خميدگي و ناراحتي چشم مي شود . در صورت وجود نور طبيعي حدالامكان از نورهاي مصنوعي استفاده نكنيد .
         زيبايي يك اثر هنري در نتيجه تركيب عناصر مختلف شكل گرفته است . به گونه اي كه جدا نمودن هر يك از آنها موجب تخريب اثر مي شود . شناخت و آگاهي انسان از طبيعت مديون شناخت وجود نور است . نور عاملي است كه باعث شناخت و رويت اجسام در طبيعت مي گردد . بدون نور زندگي وجود نخواهد داشت.
    نور تأثير بسزايي در سلامتي و رشد و نمو انسان دارد . امروزه در علوم پزشكي براي بيماران از نور و تشعشعات نوري استفاده مي كنند .

    ارزش و زيبايي نور :
    يك اثر هنري را زماني مي توان زيبا دانست كه در آن مجموعه عناصر با هم به صورت مطلوبي تركيب شده باشند . مجموعه عناصر يعني عناصر تجسمي و عناصر بصري . اين عناصر رابايد به صورت جزء به جزء جدا از هم مد نظر داشت  و اين اجزاء در نهايت كل را بوجود مي آورند وباعث ايجادوحدت در فضا مي شوند . بنابراين زيبايي تعاريف و معاني مختلفي دارد .   وقتي مي خواهيم براي يك محيط نور را طراحي و اجرا كنيم بايد نوع كاربري و استفاده فضا را در نظر بگيريم . دقت دركار بري فضا در درجه اول اهميت قرار دارد . مرحله دوم تعيين منابع نورهاي طبيعي آن محيط است . مرحله سوم مشخص كردن و تعيين اشياء و عناصر چيدمان داخلي فضا است . فرض كنيد مي خواهيد چگونگي نور پردازي اتاق نشيمن را طراحي كنيد  از جمله عناصر اين اتاق مبلمان موجود در اتاق است كه در مورد آن بايد به بافت ، رنگ و جنس دقت نمود به طور كلي در مورد عناصر موجود در فضاي داخلي بايد عوامل جنس ، بافت و رنگ مشخص باشند . به عبارت خلاصه تنوع ديداري اشياء بايد مشخص باشد .
         گاهي تضادها و كنتراسها رااز لحاظ سياه و سفيد بودن يا به عبارت بهتر از لحاظ رنگ بررسي مي كنند وگاهي آنها را از لحاظ نوع بافت (مثل نرمي و زبري ) بررسي مي كنند . كنتراست ممكن است از لحاظ و تنوع  سادگي مطرح مي شود . مجموعه اين عناصراست كه دست به دست هم مي دهند و زيبايي را بوجود مي آورند . وقتي انسان اين عناصر را به هم ربط مي دهد و يك وحدتي بين آنها ايجاد مي كند به طوريكه از اجزاء يك كل درست مي شود
    از انجام اين كار لذت مي برد و زيبايي را درك مي كند . به عنوان مثال وقتي در يك اثر هنري تنوع و پيچيدگي وجود دارد چون نياز به تفكر بيشتري براي فهم مطلب است ، كار زيباتر به نظر مي رسد .
     وقتي كاربرد وسايل و نوع آنها مشخص شد بايد بين آنها اولويت بندي نمود . يعني مشخص مي كنيم كه كدام وسيله براي ما مهمتر از بقيه مي باشد و همين طور تا آخر.
    هرچه ابعاد يك شكل بزرگتر باشد فرم آن نيز زيباتر خواهد بود . جابجايي اشياء از زواياي مختلف باعث ايجاد بعد در اشياء شده و باعث مي شود اشياء دو بعدي يا سه بعدي به نظر برسند . البته زماني يك شيء دو بعدي يا سه بعدي به نظر برسند . البته زماني يك شيء سه بعدي ديده مي شود كه رأس آن كاملاً مقابل بيننده باشد و زواياي آن به موازات چشم بيننده نباشد . به طوريكه زوايا از چشم بيننده فرار كنند و به عمق بروند به وسيله نور مي توان سه بعدي بودن اشياء را تقويت يا تضعيف نمود .

    منابع روشنايي
    خورشيد منبع روشنايي است . در خانه بوسيله پنجره از اين منابع نوري بهره مند يم شويم . دومين منبع نور پس از خورشيد آتش مي باشد از انواع وسايل قديمي مي توان از پيه سوز ، شمعدان ، چلچراغ اشاره كرد . پس از كشف نيروي برق توسط اديسون روشنايي برق جايگزين وسايل قديمي شد . امروزه انواع وسايل روشنايي ، مانند لوسترهاي متنوع سقفي و ديواري – لامپ هاي شمعي – چراغ هاي ثابت سقفي و ديواري كه نور را بصورت مخفي پخش مي كنند استفاده مي شود . 

    منابع نور مصنوعي
    از انواع ديگر لامپها مي توان به مهتابي يا فلورسنت اشاره كرد كه به صورت خطي يا دايره اي در اندازه هاي مختلف توليد مي شود . مي توان اشاره كرد كه منابع مختلف بسيار زيادي نور مصنوعي را بوسيله قاب هاي مختلف بوجود بياوريم . لازم بذكر است كه لامپهاي مهتابي بسيار كم مصرف بوده و  استفاده ازآنها مقرون به صرفه مي باشد . لامپ هاي هالوژن را براي زيبايي قاب هايي كه تنوع شكلي و رنگي دارند عرضه مي كنند كه نور آنها بسيار زيبا مي باشد . لامپ هاي  هالوژن در دو نوع با ترانس و بدون ترانس در بازار عرضه مي شوند. از معايب لامپ هاي هالوژن بدون ترانس اين است كه مصرف زيادي دارند و زودتر مي سوزند . امابدليل نداشتن ترانسكاربرد آنها بيشتر و مقرون به صرفه تر مي باشد .

    انواع لامپ ها
    لامپهاي دوار- كروي :
    اين لامپها به صورت دوار مركز يك محيط را روشن مي كنند.

     لامپهاي خطي
    اين لامپها ممكن است كه سرتاسر فضاي ديوار را بپوشاند مثل لامپ فلورسنت. اين لامپها به صورت خطي فضا را روشن مي كنند و يا به صورت سطحي . به طوريكه تمام فضاي سقف به صورت مربعهاي 50×50 مشبك است و لامپها پشت طلقهايي هستند كه سرتا سرفضا را روشن مي كنند .
    نورهاي خطي : اين نورها به صورت مستقيم در طول اتاق كار گذاشته مي شوند و طول و عمق  اتاق را بزرگتر نشان مي دهند .

     نورهاي نقطه اي 
    اين نور ها داخل فريلهايي پيچيده مي شوند . اين لامپها معمولاً در سقف كار گذاشته مي شوند و به صورت نور نقطه اي مستقيم با زاويه هستند .


    لامپ هاي كم مصرف
    امروزه به منظور رعايت مسائل بهداشتي اقتصادي و جلوگيري از مصرف فوق العلاده انرژي ،استعمال بسيار توصيه مي شود .
    از خصوصيات لامپ هاي كم مصرف، نور زياد ، مصرف كم و عمر طولاني آنها مي باشد. اما اين نوع لامپها از انواع ديگر لامپها گرانتر هستند


    جنبه هاي فيزيكي و روانشناختي نور
    از نظر مدل و نورپردازي دو جنبه اصلي در نور وجود دارد. از اين دو جنبه يكي فيزيكي و ديگري روانشناختي است.
    نور با جنبه فيزيكي خود به ما امكان مي دهد تا فرم و اندازة شيء را درك كنيم.
    نور با جنبه روانشناختي خود وسيله با ارزشي براي بيان است.
    نوري كه مدل دريافت مي كند به ما مي گويد كه از شكل هاي تخت درست شده است يا منحني، كروي، مقعر يا چيزهاي ديگر. نور تمام ويژگي هاي فيزيكي را براي ما آشكار مي سازد و ابعاد و نسبتها را از طريق مقايسه با ساير اشياء نشان مي دهد.
    به هر حال بسته به اينكه نور تابيده به مدل تند، قوي، درخشان، نرم، يكنواخت يا سرد- در تركيب با ساير عوامل- است مدل مي تواند شادي، غم، ناآرامي، آرامش و ساير حالات را بيان كند.


    جنبه فيزيكي نور
    دو نوع منبع نور وجود دارد كه ما مي توانيم براي  نور پردازی به كار ببريم كه عبارتنداز:
    1- منبع نور طبيعي
    2- منبع نور مصنوعي
    اين دو نوع نور را مي توان جدا يا تركيب با هم به كار برد. در مورد اخير مي گوييم كه مدل هم با يك نور اصلي و هم با منبع نور تكميلي روشن شده است. به طور مثال ما مدل را در كنار پنجره قرار مي دهيم كه نور مستقيم خورشيد را دريافت مي كند. ( نور اصلي ) و سپس بعضي قسمتها را در سايه به كمك پرده اي بازتابنده يا منعكس كننده يا يك چراغ  ( نور تكميلي ) ملايم مي كنيم.
    وقتي نور به مدل مي تابانيم سمتي كه نور به آن تابيده روشن و سمت مقابل آن تيره مي شود. در همان زمان اين مدل سايه اي به روي سطحي كه خود روي آن قرار دارد مي اندازد. شكل اين سايه را مي توان با تغيير سطح يا سطوحي كه روي آنها سايه مدل افتاده تغيير داد.


    جنبه هاي روانشناختي نور
    حالا خوب است به عنصر روانشناختي نور نگاه كنيم و سه عامل را كه به ما امكان مي دهد خودمان را از طريق نور بيان كنيم مورد توجه قرار دهيم.
    الف) جهت نور
    ب) كميت نور
    پ) كيفيت نور
    هنرمند با تجربه براي تفسير فرم اشياء اين عوامل را به كار مي برد، آنها را از پيام هاي كار مي آکند، كار را تركيب بندي مي كند و نور و سايه را در آن طوري توزيع مي كند تا يك كل هماهنگ و زيباشناسانه خوشايند به وجود آورد.


    جهت نور
    نور مي تواند از بالا، از زير، از پهلو، از جلو يا از پشت به مدل بتابد. هر يك از اين جهت ها نامي فني دارد و هر يك حجم را به شيوه اي متفاوت نشان مي دهد.
    نور از جلو: وقتي نور از جلو به مدل مي تابد سايه عملاً در پشت مدل قرار مي گيرد. در اين نوع نور حجم يا عمق به حداقل مي رسد و اشياء از طريق رنگشان نمايان مي شوند.(شكل 2)
    نور از جلو و پهلو: در اينجا نور از زاويه اي تقريباً برابر 45 درجه به مدل مي تابد و احساسي شديد از عمق و حجم را به وجود مي آورد. از اين نوع نورپردازي به طور مكرر براي نماياندن فرم مدل و چهره استفاده مي شود.       

    نور از پهلو: اين نور از پهلو به مدي مي تابد و سمت ديگر را تاريك باقي مي گذارد. حجم و عمق در اينجا با سايه افتان پديد مي آيد. بايد دانست اين نوع نورپردازي نوعي نيست كه هميشه از آن استفاده شود.(شكل4)
    نور از نيمه پشت و پشت: در اين دو حالت نور از پشت به مدل مي تابد و قسمت هايي كه ما آن را مي بينيم در سايه باقي مي گذارد. كناره هاي مدل را هاله اي از نور فرا مي گيرد. در نور پشت حجم نقصان مي يابد ولي از ژرفا چيزي كم نمي شود. زيرا در اين نوع نورپردازي دخالت آتمسفر بيشتر از ساير نورها آشكار مي شود.


         نور از بالا: اين نوع نورپردازي سايه هاي افتان بلندي ايجاد مي كند و در حالي كه ويژگي حجم را نشان مي دهد از وضوح اجزاء مي كاهد. از اين نوع نورپردازي زياد استفاده نمي شود (شكل 6)
    نور از پايين: اين نوع نورپردازي نيز سايه هاي بلند ايجاد مي كند كه رو به بالا رفته و حجم هاي غير واقعي و خيالي ايجاد مي كند. از اين نوع نورپردازي زماني استفاده مي شود كه نمودهاي ويژه اي مورد نياز باشد .

    كميت نور
    حجم پردازي يعني دستيابي به نمودي از سه بعدي از طريق عناصري چون نور، تضاد، رنگ و پرسپكتيو است.
    ما وقتي مي گوييم كه تصوير معيني خوب حجم پردازي شده كه تركيب اين عناصر نتيجه كاملي از درك حجم فرم، فاصله بين اشياء و غيره را به وجود آورد.
    به طور طبيعي جهت نور عامل فريبنده اي در دستيبي به اين نمود است. طراح بايد مناسب ترين جهت نور را براي دستيابي به بهترين حجم پردازي ممكن تحليل كند. پس بنابراين عامل مهم ديگري وجود دارد كه بر پيغامي كه هنرمند مي خواهد در يك  اثرانتقال دهد اثر مي گذارد.

    كيفيت نور
    منظور از كيفيت نور تنوع در تضاد، (كياروسكورو)، و غيره است كه در مدل مي بينيم و خود ناشي از نور ملايم، شديد يا خيلي قوي است. براي درك بهتر اين تنوعات لازم است بين دو نوع نورپردازي تفاوت قائل شويم: نور مستقيم و نور غير مستقيم.

    نور مستقيم
    نور لامپ پروژكتور كه پرتوهاي خود را روي مدل متمركز مي كند نمونه ايي از نور مستقيم است. كيفيت اصلي آن ايجاد تضاد آشكار است. اين نوع نور سايه هاي تندي در كنار هايلايت ها ( روشن ترين قسمت ها) كه نور دريافتي قوي را منعكس مي كند ايجاد مي نمايد. بنابراين پيام كار هيجان انگيز است و احساسي از غم و احساساتي عالي را ارائه مي دهد.
    اين نوع نورپردازي شامل تمام نورهاي مصنوعي بجز چراغهاي فلورسان مي شود. وقتي كه نور طبيعي از درون پنجره اي كوچك به مدل مي تابد تقريباً ويژگي نور مستقيم را پيدا مي كند؛ تضاد شديد و تقريباً عدم كياروسكورو نمونه اي از اين نوع نورپردازي زماني به چشم مي خورد كه مدل با نور خورشيد از پنجره به داخل اطاق بزرگي مي تابد و در آن انعكاسات ديوارها آنقدر قوي نيست كه بتواند تضاد شديد بين نواحي سايه و نواحي روشن را ملايم كند

    نور غير مستقيم
    وقتي كه آسمان ابري است به نوري كه به منظره تابيده است توجه كنيد. نوري كه از آسمان ابري به اشياء مي تابد ملايم يكنواخت و بدون تضاد شديد است. اين نوع نور را نور غير مستقيم مي نامند.
    از ويژگي هاي نور غير مستقيم گذرهاي ملايم بين بخش هاي روشن و بخش هاي سايه است. سايه هاي مدل ممكن است بر طبق مقدار نوري كه به آن مي تابد شديد يا ضعيف باشند ولي آنها همواره در همه جا نمودي نرم و ملايم دارند. سطوح نورخورده نيز وضوح نور مستقيم را ندارد و در نتيجه هماهنگي بيشنر و نوع معمولي تري از تضاد را دارد.
    اين نوع نور شامل نور طبيعي در روزهاي ابري يا نور خورشيد نيمه پنهان در زير ابر يا نور تابيده به درون اطاق كه خورشيد مستقيماً به داخل آن نتابد است ( اين را نور غير مستقيم خورشيد مي ناميم ) نور غير مستقيم مصنوعي، نور فلورسان يا چراغ مهتابي و نيز نوع منبع نوري است كه ملايم و پخش باشد.
     
    نورپروازي

    نور پردازي
    در طراحي و تصوير كشيدن هر سوژه و موضوعي ابتدا بايد طريقه نورپردازي به سوژه را در نظر گرفت . چگونگي نور پردازي هر سوژه يا هر محيطي با توجه به كاربري محيط انجام مي شود . به عبارت ديگر اينكه از آن محيط چه استفاده هايي مي شود عامل بسيار مهمي در چگونگي نور پردازي است . مثلاً:وقتي براي يك كارخانه طريقه نورپردازي را طراحي مي كنيم بايد در نظر داشته باشيم كه در كارخانه معمولاً نور طبيعي روز وجود دارد.پس نور پردازي آن بايد طوري باشد كه نور درون فضا را متضادتر كند.
     تأثير نور بر مغز انسان يا از طريق چشم است يا از طريق پوست و امروزه ثابت شده است كه نور از راه جمجمه بر مغز انسان نيز تأثير مي گذارد . در كنار نور رنگها (چه اوليه و چه ثانويه ) تأثيرات خاصي بر انسان دارند . مثلاً رنگ قرمز يا نور قرمز در انسان فعاليت و جنب وجوش ايجاد مي كنند . به همين خاطر مثلاً در مكانهاي آموزشي از رنگها نورهاي بنفش و نارنجي استفاده نمي شود چون نيازبه تمركز و دقت دانشجو است .
     به طور كلي در نور پردازي يك اصل مهم وجود دارد و آن اين است كه حتي الامكان از نورهاي طبيعي استفاده كرد . نورهاي مصنوعي فقط بايد يك عامل كمكي باشند . در خانه بايد به اتاقها نور طبيعي تابيده شود . اما اگر عمق اتاق خيلي زياد است بعد از دو سوم طول اتاق مي توان از نورهاي كمكي استفاده كرد .
     در ترتيب رنگها ابتدا رنگهاي گرم مثل نارنجي قرار دارند . سپس رنگ زرد كه يك رنگ روشن است. بين رنگ زرد و سبز سبزي قرار دارد كه متمايل به زرد است و يك رنگ تسليم شده و بي تفاوت است . نه پرخاشگر است و نه سكون دارد بعد رنگهاي سرد هستند و در مرحله بعد رنگهاي سرد هستند و در مرحله بعد رنگهاب سنگين مثل بنفش.
     كاربرد رنگهاي تيره در سقف اتاق باعث مي شود اتاق كوتاهتر به نظر برسد . بهترين نور اين است كه از سقف به سطح زمين برسد . اگر ديوارهاي اتاق تيره باشند عمق اتاق بيشتر مي شود . اگر ديوار انتهايي اتاق تيره باشد باز ديوارها كوتاهتر مي شوند . بنابراين طريقه رنگ آميزي اتاقها در عمق و بزرگي آنها بسيار مؤثر است . گاهي چون نمي توانيم به هر دليلي رنگ يك مكان را تعويض كنيم با يك نورپردازي مناسب مي توان حالتهاي رنگها را تعديل كرد و كاهش داد .
    سه نمونه نورپردازی برای انتخاب دردست داریم
    الف: نور پردزی عادی ب: نور پردازی غیر عادی ج: نور پردازی رویایی
     نورپردازی عادی : نوری که روزانه با ان سروکار داریم افتاب از طلوع تا غروب هوای روشن  که کاملا" صحنه را طبیعی و نتیجه مطلوب در بر دارد.
    نورپردازی غیر عادی: نوعی نوراست که به هیچ وجه غیر طبیعی نیست ولی باید انرا نادر بنامیم بطور معمول در واقعیت ودر مناضر دیده نمی شود
         نوری یکطرفه کم ارتفاع که سایه ای موثر در اوایل صبح و اواخر عصر تولید میکند پهنه های شعله ور غروب نور ثابت ومروارید گونه روزهای بارانی یا روزهای مه آلود که از لحاظ گرافیکی پرتضاد وکنترول شده معروف به نورپردازی هالیودی بای مثال انواع غیر عادی نورپردازی که در خلق آثاری   که دارای جذابیت بصری هستند باید از آثار  معمولی متمایز باشند ویا احساسی قوی را بصورت غیر عادی بتصویربکشند که شایسته نگریستن بشوند که نورپردازان  بطور غریزی مجذوب اینچنین نورپردازیها میشوند

     ادامه مطلب
     عنوان خبر: خلاقیت چیست؟

    توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شكل های جدید.

     

    برای درك و فهم خلاقیت ابتدا باید آن را تعریف كرد. قابل قبول ترین تعریفی كه از خلاقیت ارائه شده است عبارت است از « توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شكل های جدید».
    برخی دیگر از متخصصان، خلاقیت را بعنوان یك تولید ، فرایند ، یكسری مهارت ها و ویژگی های شخصیتی توصیف می كنند.

     
     خلاقیت به عنوان یك تولید :
    ادیسون ( با اختراع برق( و گراهام بل) با اختراع تلفن) هر دو مولد چیزهای جدیدی بودند كه جامعه بشریت را منقلب كرد. همینطور پیشرفت های پزشكی ، كارهای هنری، اصول و قوانین علمی نیز از جمله تولیدات خلاق محسوب می شوند.
     خلاقیت بعنوان یك فرایند :
    طبق این توصیف، خلاقیت فرایندی است كه فرد با آن درگیر میشود حتی اگر به تولید چیز خاصی منجر نگردد. همه افراد می توانند عملكرد خلاقی داشته باشند. عملكرد خلاق شامل فكر كردن ، صحبت كردن، بازی ، نوشتن، رقصیدن، آواز خواندن، نواختن موسیقی ، آزمایش و دستكاری كردن ایده ها و اشیا باشد. بنابراین هر فعالیت هنری كودك خردسال می تواند خلاق باشد. خلاقیت كودكان در سال های اولیه زندگی بیشتر مبتنی بر فرایند است. یعنی كودك، یك نقاشی را شروع می كند اما آن را كامل نكرده و رها می كند. این عملكرد یعنی قرار گرفتنی در فرایند خلاقیت حتی اگر منجر به تولید كی اثر نشود.
     خلاقیت بعنوان یك مهارت:
     گرچه همه كودكان بالقوه خلاق هستند اما این توانایی بدون تمرین خاموش می شود.
     خلاقیت برای شكوفایی نیاز به تمرین دارد. بعنوان مثال مهارت در بازی تنیس بدون تمرین, به سرعت از بین می رود. یك بازیكن خوب، دائماً تمرین می كند. بدون تمرین ، توانایی نوشتن ، موسیقی ، آواز ، رقص ، نقاشی و بسیاری دیگر ... ممكن است متوقف شود.
    ▪ خلاقیت به عنوان یكسری ویژگی های شخصیتی: برخی از محققان ویژگی هایی را برای افراد خلاق مطرح می كنند. این ویژگی ها عبارتند از: جسارت ، كنجكاوی ، انعطاف پذیری، استقلاب، درونگرایی، ناهمنوایی، شوخ طبعی گرایش به تجربه كردن و.... .
    خلاقیت به عنوان یكسری شرایط محیطی:
    منظور از شرایط محیطی، افراد، مكان ها، اشیا، و تجربیات است. كودكان از هیچ قادر به خلق چیزی نیستند. آنها برای ترسیم كردن یا خلق چیزی نیاز به تجربه دارند. بعنوان نمونه، كودكی كه فرودگاه یا مرز هوایی را ندیده است به سختی می تواند در بازی ها یا فعالیت دیگرش، فعالیت خلاقانه ای داشته باشد. به همین ترتیب، در بیان خلاقیت، هرچه زمینه تجربیات فرد یا مكان ها، اشیا و سایر افراد بیشتر باشد، عملكرد وی در فعالیت های خلاقانه بیشتر است.
    محیط خانه یكی از عوامل مهم در پرورش خلاقیت محسوب می گردد. اگر در محیط خانه دیدگاه خوش بینانه ای نسبت به این موضوع وجود داشته باشد. كودكان بیشتر استعداد های خود را بروز می دهند. تحقیقات نشان داده است كه اگر:
     والدین به كودكانشان احترام بگذارند،
     نسبت به توانایی فرزندشان اعتماد داشته باشند،
     به كودكان شان اجازه كشف كردن و تصمیم گیری بدهند،
     ارزش های خانواده همیشه بر مبنای صداقت، شایستگی، منطق و موفقیت باشد، به پرورش و رشد خلاق كودكان خود كمك كرده اند.
     موانع خلاقیت:
    ▪ همانطور كه محرك های محیطی و عوامل خانوادگی می توانند خلاقیت را افزایش دهد، شرایط منفی هم می تواند آن را محدود كند. ٤ نوع شرایط محیطی كه مانع توانایی خلاقیت می شوند عبارتند از:
     والدین:
    والدین اغلب انتظارات خاصی از كودكان شان دارند، متأسفانه كودكان خلاق ممكن است با این انتظارات هماهنگ نیاشند. كودكان خلاق اغلب اقتدار. محدودیت ها ، منطق و انتظارات والدین را زیر سؤال می برند. این كودكان بصورت متفاوتی عمل و رفتار می كنند. والدین ممكن است این رفتارهای خلاق را نوعی بی ادبی قلمداد كنند یا رفتارهای كودك شان را خیلی عجیب و غریب ، نابالغ، غیر عادی یا شیطانی بداند. بنابراین لازم است والدین اطلاعات كافی و لازم درخصوص ماهیت خلاقیت و فرایند آن داشته باشند.
     مدرسه :
    معلم ممكن است ارزش كودك خلاق را درك نكند. اغلب كودك خلاق باید در موقعیت مدرسه بر اساس همنوایی كامل عمل كند . كودك یاد میگیرد شب سیاه است و اگر در نقاشی اش از رنگ دیگری غیر از آن استفاده كند مورد تمسخر قرار می گیرد.
    اخیراً تأكید بسیاری در این خصوص وجود دارد كه در مدارس فرصت بسیار كم و نا محدودی برای فعالیت های خلاق كودكان در نظر گرفته می شود. همچنین برخی از كودكان در كلاس های درسی غیر خلاق زندان می شوند و به آنها گفته می شود« بنشین سرجایت». به همین دلیل یكی از ضروریات نظام آموزشی، توجه به استعداد های خلاق كودكان و پرورش معلمان در خصوص فراهم آوردن فضای مناسب برای پرورش آن استعدادهاست.

     
     نقش های جنسی:
    در هر جامعه ای نقش های جنسی خاصی وجود دارد، در اغلب مواقع این نقش ها علاوه بر محاسنش محدودیت هایی برای كودكان فراهم می كند. وقتی ما انتظار داریم كودك پسرمان فعال، مستقل و قوی باشد و برعكس دخترمان منفعل، وابسته و از خود گذشته و فداكار باشد با این شیوه به كودكان مان آسیب می رسانیم اگر نقش های جنسی به این صورت برای كودك دیكته شود، پسرها از رسیدن به فعالیت های آرام خودداری می كنند و دخترها از دستیابی به فعالیت ها و تجربیات فعال و زنده دوری می كنند. در حالی كه هر دو نوع تجربه برای فرایندخلاقیت ضروری است.
     جامعه، سنت و فرهنگ:
    مفاهیم متفاوتی هستند اما هر یك، رفتارها، ارزش ها و نگرش های خاصی را دیكته می كنند، اینها به شكل انتظارات منتقل می شوند. متأسفانه ممكن است كودكان خلاق با یك دستور كار متفاوت عمل كنند. مشكل زمانی بروز می كند كه بزرگسال همه پاسخ ها را دارد و از كودك انتظار دارد كه در قالب چارچوب ها رفتار كند. مثلاً اغلب گفته می شود : « این شیوه ای است كه خانواده من اینطور عمل می كند». بدیهی است كه احترام به انتظارات جامعه، سنت ها و فرهنگ از اهمیت بسیاری برخوردار است به شرط آنكه قید و بندهای دست و پا گیر برای افراد بوجود نیاورد.
     چگونه خلاقیت كودكان را افزایش دهیم:
    ١- محیطی مناسب برای انجام كارهای خلاق آنها فراهم نمایید.
    ٢- امكانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به كمك آنها خلاقیت ها ی خود را ابراز نمایند.( به عنوان مثال وسایل موسیقی، نقاشی و طراحی و...)
    ٣- كارهای خلاق كودكان را تشویق كنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری كنید.
    ٤- به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهای خلاق بپردازد و اجازه دهید كودكان شما شاهد كارهای خلاق تان باشند.
    ٥- به شیو ه های آموزشی در خانواده خود توجه داشته باشید.
    ٦- برای كارهای خلاق دیگران ارزش قائل شوید.
    ٧- از تأكید بر تصورات قالبی در خصوص جنسیت كودكان شدیداً خودداری نمایید. ( به عنوان مثال دختر ماشین بازی نمی كند، پسر عروسك بازی نمی كند یا پسر گریه نمی كند). ٨- امكان شركت در فعالیت ها و كلاسهای ویژه را برای آنان فراهم نمایید.
    ٩- اگر مشكلات یا گرفتاریهای در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شیوه مثبتی استفاده كنید و با تشویق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهید.
    ١٠- توجه داشته باشیید كه استعداد فقط سهم كوچكی از خلاقیت است و تمرین و نظم بخشیدن به آن از اهمیت بیشتری بر خوردار است.
    ١- اجازه بدهید كودك خودش باشد حتی اگر رفتارهای عجیب از او سر بزند و سعی كنید در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفی نكنید؛ در غیر این صورت اطرافیان انتظارات بیش از حدی از كودك شما خواهند داشت.
    ١٢- با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشید.
     
    فرایند خلاقیت
    در رویكردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهتگیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه كه امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفكر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویكردی درونی است.
    در رویكردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهتگیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه كه امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفكر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویكردی درونی است. نگاه نوین به خلاقیت، آن را آموزش محور و پرورش مدار میداند و تقویت و فعلیت آن را در چارچوب شئون فكری و حوزههای عملی ممكن میشمارد.
     تعریف خلاقیت
    كارشناسان، خلاقیت را «توانایی نگاه جدید و متفاوت به یك موضوع» (ورتهایمر ۱۹۴۵) فهم بهتر و سازماندهی شده« (كلی و راجرز ۱۹۶۵) »حدس زدن یا منظم كردن فرضیهها (تورنس ۱۹۶۵) »فهم ناخودآگاه و هدایت شونده به سوی بینشهای جدید» «توردوریكاردز ۱۹۸۸
    (تولید ایدههای جدید و مفید )آمیلی ۱۹۶۶( تفكر جانبی در برابر تفكر عمودی )ادوارد دوبونو ۱۹۶۶( تفكر واگرا در برابر تفكر همگرا )گیلفورد ۱۹۶۶( معرفی پدیدهها یا روشهای جدید و توانایی خلق كردن با نیروی تخیل )گات لوییس ۲۰۰۰( ارائه رهیافتهای جدید و غیرمعمولی و اثربخش )پاپالیا ۱۹۸۸( و برقرار كردن ارتباطات جدید) استنبرگ و اوهارا ۱۹۹۷) تعریف كردهاند.
    در نگاه ما «خلاقیت برایند نیروهای تخیلی و تعقلی فرد است كه با استفاده از دانستههای قبلی و كشفیات جدید،‏ قالبهای ذهنی و محدودیتهای فكری او را در هم میشكند و رهیافتهایی نو برای حل مسئله ارائه میدهد».
    قوه تعقل و قوه تخیل انسان در دو سوی طیف ذهنی انسان قرار دارد و خلاقیت محصول پرورش متناسب و همگون این دو قوه است و چه بسا رشد ناهمگون یكی از این دو قوه انسان را به دام جمود فكری یا خیالپردازی و مالیخولیایی بیندازد.
    خلاقیت بر دو پایه تصورات و تعقلات بنا نهاده شده است كه برایند آنها منجر به تولید ایدههای خلاقانه میشود و انسانهای خلاق عموماً كسانی هستند كه این دو قوه را به خوبی در وجودشان پرورش داده باشند و از برایند این دو در جهت مقاصد و اهداف خود استفاده كنند.
     تصورات مؤثر در خلاقیت
    تصورات مؤثر در خلاقیت، عبارتند از:
     تصورات مثبت یا حدس زننده: تصوراتی كه ما از چیزهای لذتبخش و اتفاقاتی كه دوست داریم برایمان بیفتد در ذهن میسازیم. مانند تصورات بصری كه به ما امكان میدهد هر تصویر فكری دلخواه را در مغز به وجود آوریم.
     

     تصورات بازسازنده:
    تصوراتی كه ما را قادر میسازند تا تصویرهای گذشته را بهطور غیر ارادی در مغز خود بازسازی كنیم.
     تصورات ساختاری:
    حس ذاتی برای تجسم اشكال سه بعدی و توانایی غریزی برای ساختن تصویری واضح و سه بعدی در مغز از نقشهای مسطح، مانند قدرتی كه هوانوردان را در فرود آوردن هواپیما به زمین در پروازهای بدون دید یاری میكند.
     تصورات جانشینی:
    تصوراتی كه به وسیله آنها میتوانیم خود را به جای دیگران قرار داده و در غمها و شادیهای آنها شریك شویم.
     تصورات پیشبینی كنند:
    تصوراتی كه انسان را قادر میسازند تا در مورد آینده حدس زده و آن را پیشبینی كند.
     فرایند خلاقیت
    بعد از تعریف خلاقیت و درك چیستی آن، میبایستی با فرایندی كه برای دستیابی به راهحلهای خلاقانه طی میشود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحلهای است.
    ۱) مرحله اول: حقیقتیابی
    حقیقتیابی شامل گامهای زیر است:
     تعریف مسئله: در این مرحله فرد مسائلی را كه باید حل كند شناسایی و انتخاب میكند.
     آمادهسازی:
    جمعآوری و گزینش دادههای مربوط به موضوع كه این دادهها شامل دانشی كه از قبل در ذهن وجود داشته به علاوه دانشهایی است كه جدیداً برای حل خلاق مسئله جمعآوری میكنیم.
    نكتهای كه در مورد جمعآوری دادهها باید مورد توجه قرار گیرد این است كه جمعآوری اطلاعات در حجم زیاد و با شیوهای نامناسب، باعث عدم رشد خلاقیت میشود. جان لیتكس متخصص علوم تربیتی امریكا گفته است «اطلاعات ممكن است قدرت تصور را خفه كند» به همین دلیل، روش صحیح جمعآوری دادهها باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید «به حقایق برجسته در زمینه مربوطه پرداخته و بعد شروع به تدبیر فرضیات ممكن كنیم سپس دوباره به مرحله ابتدایی برگشته و تمام حقایق موجود در آن زمینه را مورد بررسی قرار دهیم (ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود ۱۹۸۸).
    ۲) مرحله دوم: پالایش
    دادههای جمعآوری شده نیاز به پالایش و طبقهبندی اساسی دارد تا اطلاعات سره از ناسره را از هم جدا كرده و میان اندیشهها و مطالب مناسب و بیهوده تفكیك قائل شویم و آنهایی را كه به درد نمیخورند در سطل زبالهای بزرگ بریزیم.
    ۳) مرحله سوم: تجزیه و تحلیل
    در این مرحله، فرد در عمق اطلاعات دریافتنی به كنكاش و جستوجو میپردازد و مطابق با مسئله و هدفی كه از حل مسئله دارد، از اطلاعات استفاده میكند. البته بخشی از این تلاش به صورت ناآگاهانه بوده و ذهن به طور ناخودآگاه به پردازش اطلاعات در ذهن میپردازد كه به آن «دوره كمون» (والاس ۱۹۲۶) نیز گفته میشود.
    ۴) مرحله چهارم: ایدهیابی
    در این مرحله، به كمك داشتههای ذهنی كه در مراحل اول تا سوم طی فرایندهای ویژهای جمعآوری و پردازش شدهاند، فرد شروع به تولید ایدههای خلاقانه میكند كه شامل گامهای زیر است:
     ایجاد ایدهها: تدبیر ایدههای آزمایشی موقت به عنوان سرنخهای ممكن
     پروراندن ایدهها: این مرحله با انتخاب مفیدترین ایدههای حاصله و افزودن یا تغییر و تركیب آنها كه منجر به ایجاد ایدههای جدیدتر و متكاملتر میشود انجام میپذیرد.
    ۵) مرحله پنجم: راهحلیابی
    این مرحله شامل دو گام زیر است:
     ارزشیابی فرد: فرد از این طریق بهترین ایدههای تولید شده را انتخاب میكند.
     گزینش: انتخاب راهحل نهایی از میان ایدههای گزینش شده و پیادهسازی آن
    ۶) مرحله ششم: بازخوردگیری
    این مرحله، پس از پیادهسازی ایدههایی كه در مرحله پنجم گزینش شد، صورت میگیرد. با گرفتن بازخورد مناسب ضعفها و كاستیهای ایدهها مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تجربیات عملی، ایده ها متكاملتر و عملیتر میشوند.
    طی این مراحل، در مرحله اول تا سوم فرد با استفاده از نیروی تعقل به جمعآوری اطلاعات و بازپروری آنها میپردازد. در مرحله چهارم كه اوج تعامل قوه تفكر و تخیل است و باید آن را هنگامه بروز جوانههای خلاقیت در ذهن آدمی دانست، با استفاده از قدرت تصور و خیالپردازی و با كمك دادههای پردازش یافته مراحل قبل، ذهن موفق به ابداع ایدههای درخشان میشود. در مرحله پنجم و ششم به كمك قوه داوری و قضاوت كه خود از شئون تفكر است و پیشتر در مورد آن توضیح داده شد، بهترین و عملیترین راهها را انتخاب و با گرفتن بازخورد مناسب به كمك تفكر علت و معلولی و قضاوتی، یافتههای ذهنی را به راهحلهای عملی و كارامد تبدیل میكنیم.
     ویژگیهای افراد خلاق
    افراد خلاق عموماً ویژگیهای دارند كه آنها را از سایر مردم متمایز میكند. این ویژگیها كه همان ظهور و بروز نیروهای تفكری و تخیلی انسان در منظر و دیدگاه دیگران و تحقق عملكردهای آنها در عالم خارج است، عبارتند از:
     هوش:
    افراد خلاق، همواره به اندازه كافی از هوش برخوردارند. یعنی لزوماً انسانهای دارای هوش بالا، انسانهای خلاقی نیستند. بلكه كسانی خلاق هستند كه توانستهاند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی كنند.
     سیالیت فكری:
    از توانایی ایجاد سریع تعداد زیادی ایده برخوردار است.
     انعطافپذیری ادراكی:
    توانایی دست كشیدن از یك قاعده و قانون و چارچوب و یافتن چارچوبهای جدید را دارند. به بیانی دیگر، ذهن آنها بهتر و سریعتر میتواند قالبشكنی كند و به الگوهای جدید دست یابد.
     ابتكار:
    توانایی و تمایل به ایجاد جوابهای غیرمعمول و مرسوم را در واكنش به محركهای محیطی دارند. تنوعطلبی و بیزاری از انجام كارها به صورت روتین از دیگر خاصیتهای این ویژگی است.
     استقلال رأی و داوری:
    به خود متكی بودن و سنجش افكار و ایدهها بر مبنای منطق و استدلال به دور از وابستگیها و غوغا سالاریها و عدم تمایل به همرنگی با جماعت از دیگر ویژگیهای این افراد است.
     اعتماد به نفس:
    به توانایی خود اعتماد و باور دارند و تصویری واقعی از امكانات و حدود توانمندیهای خود دارند.
     خطرپذیری: از انتقاد و شكست ترسی ندارند و اشتباهات را فرصتهایی برای یادگیری تلقی میكنند.
     تمركز ذهنی:
    به طور فعال و پر تلاش، هم از نظر ذهنی و هم از نظر عملی، به ایده میپردازند.
    ▪ دانش: افراد خلاق، سالهای زیادی را برای كسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف میكنند و علاوهبر آن همواره در حال توسعه دائمی دانش وآگاهی خود هستند.
     پیشینه تاریخی:
    افراد خلاق، عموماً در زندگی دچار رخدادهای متنوعی بودهاند و بعضاً فقدانهای بزرگی نظیر والدین یا امكانات مالی داشتهاند. این فقدانها عموماً موجب برانگیختن احساس نیاز شده و فرد را واداشتهاند تا در جهت رفع نیاز خود به راهحلهای خلاقانه بیندیشد.

     
     نیاز به كسب موفقیت:
    افراد خلاق نیاز دارند در كسب هدفهای خود، به موفقیتهایی دست پیدا كنند. این نیاز منبعی قوی و دلگرم كننده برای تلاش مضاعف فرد در زمینه دستیابی به راهحلهای تازه، ریسكپذیری بیشتر و تمركز قویتر بر روی موضوع است.
     موانع بروز خلاقیت
    شاید اولین سؤالی كه بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگیهای انسانهای خلاق به وجود میآید، این باشد كه بهرغم اینكه تقریباً تمام انسانها دارای دو قوه تفكر و تعقل هستند، چرا عدهای خلاق و سرشار از ایدههای نو و بدیع هستند و گروهی دیگر بیابان لم یزرعی هستند خالی از هر گونه نسیمی كه اندكی بوی تمایل برای كارهای جدید، نو، متنوع و متفاوت از گذشته را دارد؟ پارهای از این دلایل عبارتند از (آبایی ۱۳۸۲):
     گمان اینكه مسئله تنها یك راه حل درست دارد
     سعی بر اینكه همیشه منطقی باشیم
     طاعت بی چون و چرا از قوانین
     ترس از ابهامات و علاقه به مشخص بودن همه چیز
     اصرار بر اینكه همیشه عملی فكر كنیم
     ترس از شكست و پرهیز از انجام كارهای مخاطره انگیز
     عدم تفریح و سرگرمی
     تخصص پیدا كردن تنها در یك كار
     ترس از احمق جلوه داده شدن توسط دیگران
     اعتقاد نداشتن به اینكه میتوانیم خلاق باشیم
     راههای پرورش خلاقیت
    پیشتر گفته شد كه خلاقیت، برایند نیروهای تعقلی و تخیلی انسان است كه قالبهای ذهنی را میشكند و ایدههای نوآورانه را به ذهن متبادر میسازد. بنابراین، به خاطر پرورش خلاقیت باید كارهایی انجام دهیم كه از طرفی دانش و تجربه ما را كه بهعنوان ماده خام خلاقیت هستند بالا ببرد و از طرف دیگر شیوه تفكر ما را اصلاح و هدایت كند و از سویی قدرت تخیل ما را بهبود بخشیده و امكان تصورسازی به ما بدهد.
    میدانیم كه خلاقیت نوعی تكاپوی فكری و ذهنی برای دستیابی به اندیشههای بدیع است. پس كارهایی كه بتواند ذهن را در این راستا به تكاپو وا دارد و به ما فرصت اندیشیدن و تبلور آن را در جهان خارج بدهد، موجب افزایش خلاقیت میشود.
     تجربه:
    غنیترین منبع سوخت و عاملی است كه موجب میشود انسان بتواند ایدههای خلاقانه ارائه بدهد.
    تجربه را میتوان از انجام كارهای متنوع و مخاطرهانگیز، مسافرت مخصوصاً با شرایط سخت و مصیبتبار و به مكانهای دور افتاده، تماسهای شخصی با دیگران بویژه كودكان، خواندن شرح حال افراد، تماشا كردن تلویزیون، گوش كردن رادیو و ... بهدست آورد.
     بازیهای فكری:
    حل معما، جدول، شطرنج، كلمات متقاطع، بیست سوالیها، بازی در هوای آزاد، حل مسائل ریاضی بخصوص مسائل هندسه و احتمال كه نوعی ورزش ذهنی هستند در تقویت قدرت تفكر موثرند.
     كوشش زیاد:
    آنچه موجب خلاقیت میشود، لزوماً هوش و نبوغ فوقالعاده نیست بلكه كوشش مضاعفی است كه افراد خلاق انجام میدهند تا مغز را به تصور وا دارند. سختكوشی و عادت كردن به كار و تلاش ما را در هنگام تولید ایدههای خلاقانه یاری میكند.
     دانش:
    بروز ایدههای نو نیاز به دانش فراوان دارد. در حقیقت دانش ماده اولیه تصورسازی است توسعه دائمی دانش و اطلاعات وسیع در بروز ایدههای خلاقانه نقش بیبدیلی دارند.
     روحیه پرسشگری:
    تقویت روحیه پرسشگری و اینكه انسان از طرح سوالهای به ظاهر كودكانه واهمه نداشته باشد و سوالهای چالش برانگیز مطرح كند، باعث پرورش كنجكاوی در انسان میشود و ساختارشكنی قالبهای ذهنی را تسریع میكند.
    پرورش تفكر خلاق و نو آوری آموزشی
    هفتاد و پنج سال پیش آنتی بیوتیك ها ، هواپیمای جت ، تلویزیون و كامپیوتر وجود نداشت . انسان های بسیار زیادی در اثر بیماری های خیلی ساده جان خود را از دست می دادند .
    هفتاد و پنج سال پیش آنتی بیوتیك ها ، هواپیمای جت ، تلویزیون و كامپیوتر وجود نداشت . انسان های بسیار زیادی در اثر بیماری های خیلی ساده جان خود را از دست می دادند . اما از آن زمان تاكنون سلطه ما بر جهان فیزیكی و بیولوژیك به شدت افزایش یافته است . امید به زندگی رشد كرده و اكثر ساكنان هم اكنون محصولات كشاورزی برای سیر كردن ساكنان كره زمین كه از هفتاد و پنج سال پیش تاكنون سه برابر شده اند ، كافی به نظر می رسد . طی این سالها بشر به كرات پا نهاد ، اینترنت به وجود آمد و ....

     ادامه مطلب