منو اصلي
صفحه اصلي
دانشنامه بزرگ تک کتاب
جستجو در تك بوك
كتابخانه تك كتاب
انجمن تك بوك
مقالات سايت
آموزش تصویری دانلود کتاب ها
موضوعات كتاب ها:
كتاب داستان و رمان
كتاب پزشكي
دانلود كتاب تاريخي
کتاب اجتماعي سياسي
دانلود كتاب كودكان
كتاب علوم غريبه
كتاب علمي دانشگاهي
دانلود كتاب موفقيت
كتاب تجارت الكترونيك
دانلود كتاب كامپيوتر
آموزش زبان خارجي
كتاب متفرقه
دانلود كتاب مذهبي
دانلود كتاب شعر
دانلود كتاب ادبيات
دانلود كتاب ورزشي
دانلود كتاب هنر
كتاب جغرافيا و نقشه
كتاب بانوان و زيبايي
كتاب نقد و بررسي
فيلمنامه و نمايشنامه
كتاب مديريت
كتاب زبان اصلي
دانلود كتاب صوتي
كتاب گوشي موبايل
كتاب فلسفه و منطق
كتاب رشته برق
بازي شطرنج آنلاين
تست هوش آنلاين
نقشه سايت
نظر سنجی
آمار بازدید
آرشیو اخبار
ارتباط با سایت
برترین ها
آخرين كتاب ها
تنظیمات کاربری
دریافت فایل
ليست كابران

rss takbook
خروجي برترين كتاب ها
خروجي آخرين كتاب ها
خروجي دانلود رايگان
بزرگترین فروشگاه آنلاین
دانشنامه بزرگ تک کتاب
جستجو در تك بوك
كتابخانه تك كتاب
انجمن تك بوك
مقالات سايت
آموزش تصویری دانلود کتاب ها
موضوعات كتاب ها:
كتاب داستان و رمان
كتاب پزشكي
دانلود كتاب تاريخي
کتاب اجتماعي سياسي
دانلود كتاب كودكان
كتاب علوم غريبه
كتاب علمي دانشگاهي
دانلود كتاب موفقيت
كتاب تجارت الكترونيك
دانلود كتاب كامپيوتر
آموزش زبان خارجي
كتاب متفرقه
دانلود كتاب مذهبي
دانلود كتاب شعر
دانلود كتاب ادبيات
دانلود كتاب ورزشي
دانلود كتاب هنر
كتاب جغرافيا و نقشه
كتاب بانوان و زيبايي
كتاب نقد و بررسي
فيلمنامه و نمايشنامه
كتاب مديريت
كتاب زبان اصلي
دانلود كتاب صوتي
كتاب گوشي موبايل
كتاب فلسفه و منطق
كتاب رشته برق
بازي شطرنج آنلاين
تست هوش آنلاين
نقشه سايت
نظر سنجی
آمار بازدید
آرشیو اخبار
ارتباط با سایت
برترین ها
آخرين كتاب ها
تنظیمات کاربری
دریافت فایل
ليست كابران

rss takbook
خروجي برترين كتاب ها
خروجي آخرين كتاب ها
خروجي دانلود رايگان
بزرگترین فروشگاه آنلاین
برترین کتابها
» دانلود کتاب آموزش فتوشاپ بصورت تصویری
» دانلود کتاب آموزش تصویری پاورپوینت powerpoint 2007
» دانلود کتاب آموزش مسائل زناشويي - جلد3
» دانلود کتاب آموزش اکسل 2007 - Exel 2007
» دانلود کتاب نقشه تهران
» دانلود کتاب آموزش گرامر زبان انگلیسی
» دانلود کتاب نقشه جهان بصورت كامل
» دانلود کتاب آموزش روابط زناشویی توسط دکتر مجد
» دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز 7
» دانلود کتاب رمان ایرانی عاشقانه عشق پنهان
» دانلود کتاب شناخت كامل داروها
» دانلود کتاب آموزش جامع اکسل 2010 excel
» دانلود کتاب آموزش آشپزي - شيريني كيك دسر
» دانلود کتاب آموزش عکاسی
» دانلود کتاب اصول حسابداری 1
» دانلود کتاب آموزش جامع سی شارپ #C
» دانلود کتاب مفاتيح الجنان
» دانلود کتاب زیبایی و آرایش
» دانلود کتاب صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
» دانلود کتاب آموزش جامع گرامر زبان انگلیسی
» دانلود کتاب آموزش HTML بصورت كامل با دهها مثال و فلش
» دانلود کتاب آموزش ورد 2007 - Word2007
» دانلود کتاب آموزش اكسس
» دانلود کتاب آموزش تصويري فتوشاپ CS
» دانلود کتاب نرم افزار نهج البلاغه
» دانلود کتاب آموزش تصویری پاورپوینت powerpoint 2007
» دانلود کتاب آموزش مسائل زناشويي - جلد3
» دانلود کتاب آموزش اکسل 2007 - Exel 2007
» دانلود کتاب نقشه تهران
» دانلود کتاب آموزش گرامر زبان انگلیسی
» دانلود کتاب نقشه جهان بصورت كامل
» دانلود کتاب آموزش روابط زناشویی توسط دکتر مجد
» دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز 7
» دانلود کتاب رمان ایرانی عاشقانه عشق پنهان
» دانلود کتاب شناخت كامل داروها
» دانلود کتاب آموزش جامع اکسل 2010 excel
» دانلود کتاب آموزش آشپزي - شيريني كيك دسر
» دانلود کتاب آموزش عکاسی
» دانلود کتاب اصول حسابداری 1
» دانلود کتاب آموزش جامع سی شارپ #C
» دانلود کتاب مفاتيح الجنان
» دانلود کتاب زیبایی و آرایش
» دانلود کتاب صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
» دانلود کتاب آموزش جامع گرامر زبان انگلیسی
» دانلود کتاب آموزش HTML بصورت كامل با دهها مثال و فلش
» دانلود کتاب آموزش ورد 2007 - Word2007
» دانلود کتاب آموزش اكسس
» دانلود کتاب آموزش تصويري فتوشاپ CS
» دانلود کتاب نرم افزار نهج البلاغه
تبلیغات
تبلیغات متنی در اینجا برای افزایش رتبه در متورهای جستجو ، ماهانه فقط 15 هزار تومان
بلبرینگ اس کا اف ایران
بازی آنلاین
جنگ خان ها
نمایندگی بیمه
بروزترین ها
خرید شارژ همراه اول
kartesharj خرید شارژ ایرانسل
دانلود کتاب الکترونیک
دانلود آهنگ جدید
خرید شارژ ایرانسل
دوربین مدار بسته
تور استانبول
فروش دوربین مداربسته
دانشنامه فضل
فیروزه اصل نیشابور
كتاب تصادفی
» دانلود کتاب مقدمه ای بر سی شارپ #C
» دانلود کتاب ويجا
» دانلود کتاب يادي از اول مهر
» دانلود کتاب 1400 لغت كاربردي انگليسي
» دانلود کتاب آموزش كرك كردن نرم افزار natata ebook
» دانلود کتاب ادعيه و خواص معنوي ادعيه (گنجينه هاي معنوي)
» دانلود کتاب رژيم چاقي - جلد1
» دانلود کتاب مباحثي پيرامون حملات عدم پذيرش سرويس
» دانلود کتاب استان سمنان
» دانلود کتاب ظلم آباد
» دانلود کتاب ويجا
» دانلود کتاب يادي از اول مهر
» دانلود کتاب 1400 لغت كاربردي انگليسي
» دانلود کتاب آموزش كرك كردن نرم افزار natata ebook
» دانلود کتاب ادعيه و خواص معنوي ادعيه (گنجينه هاي معنوي)
» دانلود کتاب رژيم چاقي - جلد1
» دانلود کتاب مباحثي پيرامون حملات عدم پذيرش سرويس
» دانلود کتاب استان سمنان
» دانلود کتاب ظلم آباد
عنوان خبر: دستگاه تنفسیمقدمه
بدن موجودات زنده جهت تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دیاکسید کربن به دستگاه تنفس وابسته است. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بین بافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابسته است.دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام میدهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شده است. ناحیه هوایی شامل حفره بینی ، حلق ، حنجره ، نای و سیستم نایژههاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها میرساند.
ناحیه هوایی دستگاه تنفسی
بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژهها دارای پوشش مطبق کاذب مژکدار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل میشوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت میکند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.
این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید میکند و به پوشش مخاطی میرسد و باکتریها و ویروسها را میکشد. استخوان دیوارههای حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام میبخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشتههای ارتجاعی باعث کشیده شدن لولههای هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم میشود.
حفره بینی
حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم میشود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا میکند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غدههای چربی و غدههای عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی میتواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.
حلق
حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا میکند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژهدار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزههای حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.
حنجره
حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن میشود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا میشود یک زایده غضروفی به نام اپیگلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را میبندد و مانع ورود غذا به درون نای میشود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا میشود.
ششها
شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشتههای ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژههای اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها میشوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت میکند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخهای است که به نام درخت نایژکی خوانده میشوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان میکند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.
نای
نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای میشود. هر یک از بندها قطعهای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پریکندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل میشوند. نوارهای ماهیچهای بطور طولی و مایل قرار گرفتهاند. حلقههای غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل میشوند.
انشعابات نای
نای انشعاب یافته نایژه اصلی را میسازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژهها نامنظم میشود. نایژههای اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژههای بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.
ناحیه تنفسی
نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسههای هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم میشوند. کیسههای هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشتههای ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.
بین حبابها دیوارهای از رشتههای شبکهای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده میشود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت میگیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.
چگونگی تنفس
تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج میشود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمیشوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچههای تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دندهها در پایینترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر میشود اعصاب حرکتی ماهیچههای بین دندهای خارجی و دیافراگم را منقبض میکنند.
انقباض ماهیچههای بین دندهای خارجی موجب حرکت دندهها به بالا و طرفین میشود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه میشود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسهها میشوند و هوا را به درون خود میکشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسههای هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار میافتد. در پایان دم ماهیچهای ویژه دم استراحت میکنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب میشود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا میشود بازدم را بطور فعال نیز میتوان انجام داد.
تنظیم حرکات دم و بازدم
نورونهای بصلالنخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصلالنخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچههای بازدم را فعال میکند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچههای تنفسی پایان مییابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت میگیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دیاکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود.
انتقال و تبادل گازهای تنفسی
هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس میشود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود.
• انتقال از هوا به شش
• انتقال از شش به خون (تبادل)
• انتقال در خون
• انتقال از خون به بافتها (تبادل).
عکس این حالات در مورد دیاکسید کربن صادق است.
تنظیم تنفس
تنفس به دلیل اینکه یک فعالیت بسیار منظم است و دم و بازدم بطور ریمتیک و منظم انجام میشوند و با یکدیگر تطابق دارند پس حتما یک یا چند سیستم تنظیم کننده برای تنفس وجود دارد. تنفس بوسیله دو راه تنظیم می شود: تنظیم عصبی و تنظیم شیمیایی که باهم رفلکس تنفس را تکمیل میکنند.
بدن موجودات زنده جهت تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دیاکسید کربن به دستگاه تنفس وابسته است. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بین بافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابسته است.دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام میدهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شده است. ناحیه هوایی شامل حفره بینی ، حلق ، حنجره ، نای و سیستم نایژههاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها میرساند.
ناحیه هوایی دستگاه تنفسی
بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژهها دارای پوشش مطبق کاذب مژکدار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل میشوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت میکند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.
این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید میکند و به پوشش مخاطی میرسد و باکتریها و ویروسها را میکشد. استخوان دیوارههای حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام میبخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشتههای ارتجاعی باعث کشیده شدن لولههای هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم میشود.
حفره بینی
حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم میشود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا میکند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غدههای چربی و غدههای عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی میتواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.
حلق
حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا میکند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژهدار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزههای حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.
حنجره
حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن میشود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا میشود یک زایده غضروفی به نام اپیگلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را میبندد و مانع ورود غذا به درون نای میشود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا میشود.
ششها
شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشتههای ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژههای اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها میشوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت میکند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخهای است که به نام درخت نایژکی خوانده میشوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان میکند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.
نای
نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای میشود. هر یک از بندها قطعهای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پریکندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل میشوند. نوارهای ماهیچهای بطور طولی و مایل قرار گرفتهاند. حلقههای غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل میشوند.
انشعابات نای
نای انشعاب یافته نایژه اصلی را میسازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژهها نامنظم میشود. نایژههای اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژههای بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.
ناحیه تنفسی
نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسههای هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم میشوند. کیسههای هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشتههای ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.
بین حبابها دیوارهای از رشتههای شبکهای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده میشود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت میگیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.
چگونگی تنفس
تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج میشود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمیشوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچههای تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دندهها در پایینترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر میشود اعصاب حرکتی ماهیچههای بین دندهای خارجی و دیافراگم را منقبض میکنند.
انقباض ماهیچههای بین دندهای خارجی موجب حرکت دندهها به بالا و طرفین میشود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه میشود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسهها میشوند و هوا را به درون خود میکشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسههای هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار میافتد. در پایان دم ماهیچهای ویژه دم استراحت میکنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب میشود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا میشود بازدم را بطور فعال نیز میتوان انجام داد.
تنظیم حرکات دم و بازدم
نورونهای بصلالنخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصلالنخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچههای بازدم را فعال میکند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچههای تنفسی پایان مییابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت میگیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دیاکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود.
انتقال و تبادل گازهای تنفسی
هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس میشود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود.
• انتقال از هوا به شش
• انتقال از شش به خون (تبادل)
• انتقال در خون
• انتقال از خون به بافتها (تبادل).
عکس این حالات در مورد دیاکسید کربن صادق است.
تنظیم تنفس
تنفس به دلیل اینکه یک فعالیت بسیار منظم است و دم و بازدم بطور ریمتیک و منظم انجام میشوند و با یکدیگر تطابق دارند پس حتما یک یا چند سیستم تنظیم کننده برای تنفس وجود دارد. تنفس بوسیله دو راه تنظیم می شود: تنظیم عصبی و تنظیم شیمیایی که باهم رفلکس تنفس را تکمیل میکنند.
اطلاعات اولیه
دستگاه تنفسی ، اکسیژن برای سلولهای بدن را تامین میکند و دیاکسید کربن موجود در بافتها را به خارج از بدن دفع میکند. دستگاه تنفس شامل ریهها ، مجاری هوایی و قفسه سینه است که ریهها را در خود جای داده است. در هنگام دم ، ریهها بزرگ میشوند، فشار درون ریه کاهش مییابد. اختلاف فشار بین ریه و هوای بیرون افزایش مییابد و باعث میشود که هوا به درون ریهها راه یابد. در هنگام بازدم حجم ریه کمتر میشود فشار درون ریه افزایش یافته و اختلاف فشار با هوای بیرون بیشتر شده و هوا از ریهها خارج میشود.
هدف تنفس مبادلات گازها بین بدن و محیط خارج است. برای انجام این کار تنفس را میتوان به 4 بخش تقسیم کرد: تهویه ریوی که به معنی ورود و خروج هوا بین محیط و حبابچههاست ، دیفوزیون اکسیژن و دیاکسید کربن بین حبابچهها و خون ، انتقال اکسیژن و دیاکسید کربن در خون و مایعات بدن به سوی سلولها و برعکس و تنظیم تنفس. سیستم عصبی بطور طبیعی میزان تهویه حبابچهای را بسته به نیازهای بدن تنظیم میکند. بطوری که فشار اکسیژن و دیاکسید کربن خون شریانی حتی در جریان فعالیت عضلانی متوسط تا طاقت فرسا و انواع استرسهای تنفسی به سختی تغییر میکند.
مرکز تنفسی
مرکز تنفسی از چندین گروه نورونها تشکل شده که بطور دو طرفه در بصلالنخاع و پل مغزی قرار گرفتهاند. مرکز تنفسی به سه مجموعه عمده از نورونها تقسیم میشود.
• یک گروه تنفسی پشتی که در ناحیه پشتی بصلالنخاع قرار داشته و بطور عمده موجب عمل دم میشوند. این گروه نقش اصلی را در کنترل تنفس دارند.
• یک گروه تنفسی شکمی که در بخش شکمی - جانبی بصلالنخاع قرار داشته و بسته به اینکه کدام نورونها در این گروه تحریک شوند، میتواند موجب عمل دم و بازدم شود.
• مرکز پنوموتاکسیک که در ناحیه پشتی در بخش فوقانی پل مغزی واقع شده و به کنترل فرکانس و طرح تنفس کمک میکند.
تخلیههای دمی ریتمیک از گروه تنفسی پشتی
ریتم پایه تنفس بطور عمده در گروه نورونهای تنفسی پشتی تولید میشود. هر گاه تمام اعصاب حسی که وارد بصلالنخاع میشوند و نیز تنه مغزی هم در بالا و هم در پایین بصلالنخاع قطع شوند، این گروه از نورونها کماکان دستههای تکراری از پتانسیلهای عمل دمی از خود صادر میکنند. علت اصلی این تخلیههای ریتمیک روشن نیست. در حیوانات ابتدایی ، شبکههای عصبی پیدا شدهاند که در آنها فعالیت یک گروه از نورونها ، فعالیت گروه دیگر را تحریک میکند که آن نیز به نوبه خود ، فعالیت گروه اول را مهار میکند.
سپس بعد از گذشت مدتی این مکانیزم خود را تکرار میکند و در سراسر عمر حیوان این جریان ادامه مییابد. بیشتر فیزیولوژیستها معتقد هستند که شبکه مشابهی از نورونها که بطور کامل در داخل بصلالنخاع قرار گرفته و احتمالا نه تنها شامل گروه نورونهای تنفسی پشتی ، بلکه همچنین نواحی مجاور از بصلالنخاع را شامل هستند، مسئول تولید ریتم پایه تنفس است.
تخلیههای دمی ریتمیک از گروه تنفسی پشتی
ریتم پایه تنفس بطور عمده در گروه نورونهای تنفسی پشتی تولید میشود. هر گاه تمام اعصاب حسی که وارد بصلالنخاع میشوند و نیز تنه مغزی هم در بالا و هم در پایین بصلالنخاع قطع شوند، این گروه از نورونها کماکان دستههای تکراری از پتانسیلهای عمل دمی از خود صادر میکنند. علت اصلی این تخلیههای ریتمیک روشن نیست. در حیوانات ابتدایی ، شبکههای عصبی پیدا شدهاند که در آنها فعالیت یک گروه از نورونها ، فعالیت گروه دیگر را تحریک میکند که آن نیز به نوبه خود ، فعالیت گروه اول را مهار میکند.
سپس بعد از گذشت مدتی این مکانیزم خود را تکرار میکند و در سراسر عمر حیوان این جریان ادامه مییابد. بیشتر فیزیولوژیستها معتقد هستند که شبکه مشابهی از نورونها که بطور کامل در داخل بصلالنخاع قرار گرفته و احتمالا نه تنها شامل گروه نورونهای تنفسی پشتی ، بلکه همچنین نواحی مجاور از بصلالنخاع را شامل هستند، مسئول تولید ریتم پایه تنفس است.
سیگنال افزایش یابنده دمی
سیگنال عصبی که به عضلات دمی اصلی از قبیل دیافراگم ارسال میگردد، یک دسته پتانسیل عمل آنی نیست. بلکه در تنفس عادی بطور ضعیف شروع میشود و برای حدود 2 ثانیه به روش یک سطح شیبدار بطور مداوم بر شدت آن افزوده میگردد و آنگاه بطور ناگهانی برای تقریبا 3 ثانیه بعد قطع میشود. و این عمل تحریک دیافراگم را قطع میکند و به بازگشت ارتجاعی جدار سینه و ریهها اجازه میدهد تا موجب بازدم شود. سپس سیگنال دمی یک دوره دیگر را آغاز میکند و این عمل مرتبا تکرار میشود در حالیکه بازدم در بین این دورهها انجام میشود. به این ترتیب گفته میشود که سیگنال دمی افزایش یابنده یا بالا رونده است.
دو روش وجود دارد که توسط آنها سیگنال افزایش یابنده دمی کنترل میشود که عبارتند از:
• کنترل سرعت افزایش سیگنال افزایش یابنده ، بطوری که در جریان تنفس شدید ، مرحله افزایش یابنده به سرعت افزایش مییابد و لذا ریهها را نیز به سرعت از هوا پر میکند.
• کنترل نقطه پایان که در آن مرحله افزایش یابنده ناگهان قطع میشود. این عمل روش معمول برای کنترل فرکانس تنفس است، به این معنی که هر چه مرحله افزایش یابنده زودتر قطع شود، مدت دم کوتاهتر خواهد بود. این عمل مدت بازدم را نیز کوتاهتر میکند به این ترتیب فرکانس تنفس افزایش مییابد.
عمل مرکز پنوموتاکسیک
عمل این مرکز در اصل محدود کردن دم است. این عمل یک اثر ثانویه در افزایش دادن فرکانس تنفس دارد زیرا محدود شدن دم ، مرحله بازدم و تمامی دوره تنفس را نیز کوتاه میکند. یک سیگنال پنوموتاکسیک قوی میتواند فرکانس تنفس را تا 40-30 تنفس در دقیقه افزایش دهد، در حالی که یک سیگنال پنوموتاکسیک ضعیف ممکن است فرکانس تنفس را فقط به چند نفس در دقیقه کاهش دهد.
عمل نورونهای تنفسی شکمی
عمل این گروه نورونی از چندین نظر مهم با عمل گروه تنفسی پشتی تفاوت دارد.
• نورونهای گروه تنفسی شکمی تقریبا بطور کامل در جریان تنفس آرام عادی بدون فعالیت میمانند.
• نورونهای این گروه در تولید نوسان ریتمیک پایه که تنفس را کنترل میکند شرکت ندارند. هنگامی که تحریک تنفسی برای افزایش تهویه ریوی از حد طبیعی بیشتر میشود سیگنالهای تنفسی از مکانیزم نوسان کننده پایه ناحیه تنفسی پشتی به داخل نورونهای تنفسی شکمی گسترش مییابند. در نتیجه ناحیه شکمی در این حال سهم خود را در تحریک تنفس ادا میکند.
• تحریک الکتریکی بعضی از نورونهای موجود در گروه تنفسی شکمی موجب دم میشود، در حالی که تحریک بعضی دیگر موجب بازدم میشود. این نورونها به ویژه در تامین سیگنالهای بازدمی قوی به عضلات شکمی در جریان بازدم اهمیت دارند. این ناحیه در هنگامی که مقادیر افزایش یافتهای از تهویه ریوی مورد نیاز باشند، به صورت یک مکانیزم تحریک کننده شدید عمل میکند.
کنترل شیمیایی تنفس
هدف نهایی تنفس حفظ غلظتهای مناسب اکسیژن ، دیاکسید کربن و یونهای هیدروژن در مایعات بدن است.
• زیادی دیاکسید کربن یا یونهای هیدروژن بطور عمده خود مرکز تنفس را تحریک میکنند و موجب افزایش شدید قدرت سیگنالهای دمی و بازدمی صادره به عضلات تنفسی میشوند.
• از طرف دیگر اکسیژن اثر مستقیم قابل ملاحظهای بر روی مرکز تنفسی مغز از نظر کنترل تنفس نداشته بلکه بطور تقریبا کامل بر روی گیرندههای شیمیایی محیطی واقع در اجسام آئورتی و سباتی عمل میکند و اینها به نوبه خود سیگنالهای عصبی مناسب را جهت کنترل تنفس به مرکز تنفسی ارسال میکنند.
ناحیه حساس شیمیایی مرکز تنفسی
هیچکدام از سه مرکز عصبی که ذکر شد مستقیما تحت تاثیر تغییرات غلظت دیاکسید کربن خون یا غلظت یون هیدروژن قرار نمیگیرند بلکه یک ناحیه نورونی دیگر موسوم به ناحیه حساس شیمیایی نسبت به تغییرات فشار دیاکسیدکربن یا غلظت یون هیدروژن خون بسیار حساس بوده و به نوبه خود سایر قسمتهای مرکز تنفسی را تحریک میکند.
جواب نورونهای حساس شیمیایی به یونهای هیدروژن
نورونهای گیرنده در ناحیه حساس شیمیایی به ویژه توسط یونهای هیدروژن تحریک میشوند. در واقع معتقد هستند که یونهای هیدروژن شاید تنها محرک مستقیم مهم برای این نورونها باشند. اما یونهای هیدروژن به آسانی از سد بین خون و مغز یا سد بین خون و مایع مغزی - نخاعی عبور میکنند. به این دلیل تغییرات غلظت یون هیدروژن در خون در مقایسه با تغییرات دیاکسید کربن اثر بسیار کمتری در تحریک نورونهای حساس شیمیایی دارند. با وجود این دیاکسید کربن این نورونها را بطور ثانویه با تغییر دادن غلظت هیدروژن تحریک میکند.
اثر دیاکسید کربن خون در تحریک ناحیه حساس شیمیایی
اگر چه CO2 اثر مستقیم اندکی بر روی تحریک نورونهای ناحیه حساس شیمیایی دارد اما یک اثر غیر مستقیم بسیار پر قدرت اعمال میکند. CO2 این کار را بوسیله واکنش با آب بافتها و تشکیلHCO3 انجام میدهد. این ماده به نوبه خود به یونهای هیدروژن و یونهای بیکربنات تجزیه میشود و آنگاه یونهای هیدروژن یک اثر تحریکی پر قدرت مستقیم دارند.
سایر عواملی که بر تنفس تاثیر دارند
کنترل ارادی تنفس
تنفس را بطور ارادی میتوان کنترل کرد و انسان میتواند آنقدر زیاد یا کم نفس بکشد که اختلالات شدیدی در فشار دیاکسید کربن ، PH و فشار اکسیژن در خون بوجود آیند. به نظر نمیرسد که کنترل ارادی تنفس با واسطه کنترل مرکز غیر ارادی تنفسی در بصلالنخاع به انجام برسد، بلکه مسیر عصبی برای کنترل ارادی تنفس مستقیما از قشر و سایر مرکز بالا در جهت رو به پایین از طریق راه قشری نخاعی به نورونهای نخاعی که عضلات تنفسی را فعال میکنند، میرسد.
اثر گیرندههای آسیبی در مجاری هوایی
اپیتلیوم نای ، پرونشها و برونشیولها دارای انتهای عصبی حسی موسوم به گیرندههای آسیبی ریوی است که بوسیله بعضی مواد محرک و آسیب رسان که وارد مجاری هوایی میشوند، تحریک میشوند. این گیرندهها موجب بروز سرفه و عطسه میشوند. اینها همچنین احتمالا موجب تنگی برونشها در بیماریهای آسم و آمفیزم میگردند.
اثر خیز مغزی
فعالیت مرکز تنفس میتواند بوسیله خیز مغزی حاد ناشی از ضربه مغزی تضعیف و یا کاملا غیر فعال شود. به عنوان مثال ، سر ممکن است به یک جسم جامد برخورد کند که متعاقب آن بافتهای مغزی متورم شده و شریانهای مغزی را بر روی استخوان جمجمه فشار میدهند و به این ترتیب جریان خون مغزی را بطور کامل یا نسبی مسدود میکنند در نتیجه نورونهای مرکز تنفسی ابتدا غیر فعال شده و سپس میمیرند.
دم و بازدم
غریزه به همه ما این آگاهی را داده است که باید تنفس کنیم.
اما اینکه برای چه همه حیوانات و گیاهان باید تنفس کنند، دلیلش روشن است؛ چرا که با تنفس میتوان هوایی را وارد بدن کرد که دارای اکسیژن است
بدون گاز اکسیژن، زندگی تحقق نخواهد یافت.
بر اثر بازدم، هوای درون دمیده را بار دیگر از بدن بیرون میرانیم. در این حال، هوا تغییر وضع داده است. هوا در لحظاتی که در بدن ما به سر میبرد، مقداری از «اکسیژن» خود را به آن داده بود؛ در برابر، اکنون مقداری «گاز کربونیک» و «آب» از بدن برگرفته است.
میزان ذخیره اکسیژن در طبیعت تقریبا همیشه ثابت است. ثابت است تا در کار تنفس جانداران، نابسامانی رخ ندهد. به سخن دیگر، در مقدار اکسیژن و گازکربونیک موجود در هوا سالانه تغییر ناچیزی رخ میدهد. گازکربونیکی که از بازدم ما در هوا پراکنده میشود، به وسیله گیاهان جذب میگردد.
گیاهان نیز اکسیژن تولید میکنند که مورد نیاز ما است.
تنفس دو بخش دارد: دم و بازدم؛ یعنی «دمفروبردن» و «دم برون آوردن».
معمولا از واژه تنفس فقط دم فرو بردن به ذهن میآید؛ در حالی که تنفس از دم و بازدم، هر دو، تشکیل میشود.
دم یعنی فرو بردن هوا از راه دهان، یا بینی و یا هر دو.
بازدم یعنی بیرون آوردن هوا از همین مجاری.
هوا در این مسیر، حدود یکپنجم اکسیژن خود را با مقداری همسان از گازکربونیک مبادله میکند. این بده و بستان در ششها روی میدهد.
دم فرو بردن حالت عکس بازدم است. در ششها اکسیژن هوا به وسیله «گویچههای قرمز» خون به بافتهای بدن منتقل میشود. آنگاه این اکسیژن برخی از مواد غذایی بافتها را میسوزاند تا قابل جذب و مصرف برای بدن شوند. سپس خون، مواد زائد را با آب و گازکربونیک به ششها میآورد تا از را بازدم به بیرون از بدن رانده شوند.
پس میبینید چگونه مبادله گازها (گاز اکسیژن و گازکربونیک)، هم در ششها و هم در لابهلای بافتهای بدن، صورت میگیرد. بنابراین به سطح وسیعی نیاز هست تا صحنه انجام این کارها باشد. اگر سطح داخلی ششهای یک انسان بالغ را بگستریم، حدود سه متر مربع جا را اشغال خواهد کرد. البته همیشه قسمت عمده این سطح بهکار گرفته نمیشود؛ بلکه به عنوان ذخیره باقی میماند تا به هنگام فعالیت ـ که انسان هشت تا ده برابر حالت، استراحت، به اکسیژن نیاز دارد ـ، بهکار آید؛ چرا که هرگاه ما به اکسیژن بیشتری نیاز داشته باشیم، نفسهای تندتر و عمیقتری میزنیم.
تنفس در جانداران مختلف با توجه به حجم نیازشان به اکسیژن، فرق میکند. کودک نوزاد، در هر ثانیه یکبار تنفس میکند؛ ولی در سن 15 سالگی در هر دقیقه فقط 20 بار به تنفس نیاز دارد. فیل دقیقهای دهبار و سگ بیست و پنج بار تنفس میکند
دستگاه تنفسی ، اکسیژن برای سلولهای بدن را تامین میکند و دیاکسید کربن موجود در بافتها را به خارج از بدن دفع میکند. دستگاه تنفس شامل ریهها ، مجاری هوایی و قفسه سینه است که ریهها را در خود جای داده است. در هنگام دم ، ریهها بزرگ میشوند، فشار درون ریه کاهش مییابد. اختلاف فشار بین ریه و هوای بیرون افزایش مییابد و باعث میشود که هوا به درون ریهها راه یابد. در هنگام بازدم حجم ریه کمتر میشود فشار درون ریه افزایش یافته و اختلاف فشار با هوای بیرون بیشتر شده و هوا از ریهها خارج میشود.
هدف تنفس مبادلات گازها بین بدن و محیط خارج است. برای انجام این کار تنفس را میتوان به 4 بخش تقسیم کرد: تهویه ریوی که به معنی ورود و خروج هوا بین محیط و حبابچههاست ، دیفوزیون اکسیژن و دیاکسید کربن بین حبابچهها و خون ، انتقال اکسیژن و دیاکسید کربن در خون و مایعات بدن به سوی سلولها و برعکس و تنظیم تنفس. سیستم عصبی بطور طبیعی میزان تهویه حبابچهای را بسته به نیازهای بدن تنظیم میکند. بطوری که فشار اکسیژن و دیاکسید کربن خون شریانی حتی در جریان فعالیت عضلانی متوسط تا طاقت فرسا و انواع استرسهای تنفسی به سختی تغییر میکند.
مرکز تنفسی
مرکز تنفسی از چندین گروه نورونها تشکل شده که بطور دو طرفه در بصلالنخاع و پل مغزی قرار گرفتهاند. مرکز تنفسی به سه مجموعه عمده از نورونها تقسیم میشود.
• یک گروه تنفسی پشتی که در ناحیه پشتی بصلالنخاع قرار داشته و بطور عمده موجب عمل دم میشوند. این گروه نقش اصلی را در کنترل تنفس دارند.
• یک گروه تنفسی شکمی که در بخش شکمی - جانبی بصلالنخاع قرار داشته و بسته به اینکه کدام نورونها در این گروه تحریک شوند، میتواند موجب عمل دم و بازدم شود.
• مرکز پنوموتاکسیک که در ناحیه پشتی در بخش فوقانی پل مغزی واقع شده و به کنترل فرکانس و طرح تنفس کمک میکند.
تخلیههای دمی ریتمیک از گروه تنفسی پشتی
ریتم پایه تنفس بطور عمده در گروه نورونهای تنفسی پشتی تولید میشود. هر گاه تمام اعصاب حسی که وارد بصلالنخاع میشوند و نیز تنه مغزی هم در بالا و هم در پایین بصلالنخاع قطع شوند، این گروه از نورونها کماکان دستههای تکراری از پتانسیلهای عمل دمی از خود صادر میکنند. علت اصلی این تخلیههای ریتمیک روشن نیست. در حیوانات ابتدایی ، شبکههای عصبی پیدا شدهاند که در آنها فعالیت یک گروه از نورونها ، فعالیت گروه دیگر را تحریک میکند که آن نیز به نوبه خود ، فعالیت گروه اول را مهار میکند.
سپس بعد از گذشت مدتی این مکانیزم خود را تکرار میکند و در سراسر عمر حیوان این جریان ادامه مییابد. بیشتر فیزیولوژیستها معتقد هستند که شبکه مشابهی از نورونها که بطور کامل در داخل بصلالنخاع قرار گرفته و احتمالا نه تنها شامل گروه نورونهای تنفسی پشتی ، بلکه همچنین نواحی مجاور از بصلالنخاع را شامل هستند، مسئول تولید ریتم پایه تنفس است.
تخلیههای دمی ریتمیک از گروه تنفسی پشتی
ریتم پایه تنفس بطور عمده در گروه نورونهای تنفسی پشتی تولید میشود. هر گاه تمام اعصاب حسی که وارد بصلالنخاع میشوند و نیز تنه مغزی هم در بالا و هم در پایین بصلالنخاع قطع شوند، این گروه از نورونها کماکان دستههای تکراری از پتانسیلهای عمل دمی از خود صادر میکنند. علت اصلی این تخلیههای ریتمیک روشن نیست. در حیوانات ابتدایی ، شبکههای عصبی پیدا شدهاند که در آنها فعالیت یک گروه از نورونها ، فعالیت گروه دیگر را تحریک میکند که آن نیز به نوبه خود ، فعالیت گروه اول را مهار میکند.
سپس بعد از گذشت مدتی این مکانیزم خود را تکرار میکند و در سراسر عمر حیوان این جریان ادامه مییابد. بیشتر فیزیولوژیستها معتقد هستند که شبکه مشابهی از نورونها که بطور کامل در داخل بصلالنخاع قرار گرفته و احتمالا نه تنها شامل گروه نورونهای تنفسی پشتی ، بلکه همچنین نواحی مجاور از بصلالنخاع را شامل هستند، مسئول تولید ریتم پایه تنفس است.
سیگنال افزایش یابنده دمی
سیگنال عصبی که به عضلات دمی اصلی از قبیل دیافراگم ارسال میگردد، یک دسته پتانسیل عمل آنی نیست. بلکه در تنفس عادی بطور ضعیف شروع میشود و برای حدود 2 ثانیه به روش یک سطح شیبدار بطور مداوم بر شدت آن افزوده میگردد و آنگاه بطور ناگهانی برای تقریبا 3 ثانیه بعد قطع میشود. و این عمل تحریک دیافراگم را قطع میکند و به بازگشت ارتجاعی جدار سینه و ریهها اجازه میدهد تا موجب بازدم شود. سپس سیگنال دمی یک دوره دیگر را آغاز میکند و این عمل مرتبا تکرار میشود در حالیکه بازدم در بین این دورهها انجام میشود. به این ترتیب گفته میشود که سیگنال دمی افزایش یابنده یا بالا رونده است.
دو روش وجود دارد که توسط آنها سیگنال افزایش یابنده دمی کنترل میشود که عبارتند از:
• کنترل سرعت افزایش سیگنال افزایش یابنده ، بطوری که در جریان تنفس شدید ، مرحله افزایش یابنده به سرعت افزایش مییابد و لذا ریهها را نیز به سرعت از هوا پر میکند.
• کنترل نقطه پایان که در آن مرحله افزایش یابنده ناگهان قطع میشود. این عمل روش معمول برای کنترل فرکانس تنفس است، به این معنی که هر چه مرحله افزایش یابنده زودتر قطع شود، مدت دم کوتاهتر خواهد بود. این عمل مدت بازدم را نیز کوتاهتر میکند به این ترتیب فرکانس تنفس افزایش مییابد.
عمل مرکز پنوموتاکسیک
عمل این مرکز در اصل محدود کردن دم است. این عمل یک اثر ثانویه در افزایش دادن فرکانس تنفس دارد زیرا محدود شدن دم ، مرحله بازدم و تمامی دوره تنفس را نیز کوتاه میکند. یک سیگنال پنوموتاکسیک قوی میتواند فرکانس تنفس را تا 40-30 تنفس در دقیقه افزایش دهد، در حالی که یک سیگنال پنوموتاکسیک ضعیف ممکن است فرکانس تنفس را فقط به چند نفس در دقیقه کاهش دهد.
عمل نورونهای تنفسی شکمی
عمل این گروه نورونی از چندین نظر مهم با عمل گروه تنفسی پشتی تفاوت دارد.
• نورونهای گروه تنفسی شکمی تقریبا بطور کامل در جریان تنفس آرام عادی بدون فعالیت میمانند.
• نورونهای این گروه در تولید نوسان ریتمیک پایه که تنفس را کنترل میکند شرکت ندارند. هنگامی که تحریک تنفسی برای افزایش تهویه ریوی از حد طبیعی بیشتر میشود سیگنالهای تنفسی از مکانیزم نوسان کننده پایه ناحیه تنفسی پشتی به داخل نورونهای تنفسی شکمی گسترش مییابند. در نتیجه ناحیه شکمی در این حال سهم خود را در تحریک تنفس ادا میکند.
• تحریک الکتریکی بعضی از نورونهای موجود در گروه تنفسی شکمی موجب دم میشود، در حالی که تحریک بعضی دیگر موجب بازدم میشود. این نورونها به ویژه در تامین سیگنالهای بازدمی قوی به عضلات شکمی در جریان بازدم اهمیت دارند. این ناحیه در هنگامی که مقادیر افزایش یافتهای از تهویه ریوی مورد نیاز باشند، به صورت یک مکانیزم تحریک کننده شدید عمل میکند.
کنترل شیمیایی تنفس
هدف نهایی تنفس حفظ غلظتهای مناسب اکسیژن ، دیاکسید کربن و یونهای هیدروژن در مایعات بدن است.
• زیادی دیاکسید کربن یا یونهای هیدروژن بطور عمده خود مرکز تنفس را تحریک میکنند و موجب افزایش شدید قدرت سیگنالهای دمی و بازدمی صادره به عضلات تنفسی میشوند.
• از طرف دیگر اکسیژن اثر مستقیم قابل ملاحظهای بر روی مرکز تنفسی مغز از نظر کنترل تنفس نداشته بلکه بطور تقریبا کامل بر روی گیرندههای شیمیایی محیطی واقع در اجسام آئورتی و سباتی عمل میکند و اینها به نوبه خود سیگنالهای عصبی مناسب را جهت کنترل تنفس به مرکز تنفسی ارسال میکنند.
ناحیه حساس شیمیایی مرکز تنفسی
هیچکدام از سه مرکز عصبی که ذکر شد مستقیما تحت تاثیر تغییرات غلظت دیاکسید کربن خون یا غلظت یون هیدروژن قرار نمیگیرند بلکه یک ناحیه نورونی دیگر موسوم به ناحیه حساس شیمیایی نسبت به تغییرات فشار دیاکسیدکربن یا غلظت یون هیدروژن خون بسیار حساس بوده و به نوبه خود سایر قسمتهای مرکز تنفسی را تحریک میکند.
جواب نورونهای حساس شیمیایی به یونهای هیدروژن
نورونهای گیرنده در ناحیه حساس شیمیایی به ویژه توسط یونهای هیدروژن تحریک میشوند. در واقع معتقد هستند که یونهای هیدروژن شاید تنها محرک مستقیم مهم برای این نورونها باشند. اما یونهای هیدروژن به آسانی از سد بین خون و مغز یا سد بین خون و مایع مغزی - نخاعی عبور میکنند. به این دلیل تغییرات غلظت یون هیدروژن در خون در مقایسه با تغییرات دیاکسید کربن اثر بسیار کمتری در تحریک نورونهای حساس شیمیایی دارند. با وجود این دیاکسید کربن این نورونها را بطور ثانویه با تغییر دادن غلظت هیدروژن تحریک میکند.
اثر دیاکسید کربن خون در تحریک ناحیه حساس شیمیایی
اگر چه CO2 اثر مستقیم اندکی بر روی تحریک نورونهای ناحیه حساس شیمیایی دارد اما یک اثر غیر مستقیم بسیار پر قدرت اعمال میکند. CO2 این کار را بوسیله واکنش با آب بافتها و تشکیلHCO3 انجام میدهد. این ماده به نوبه خود به یونهای هیدروژن و یونهای بیکربنات تجزیه میشود و آنگاه یونهای هیدروژن یک اثر تحریکی پر قدرت مستقیم دارند.
سایر عواملی که بر تنفس تاثیر دارند
کنترل ارادی تنفس
تنفس را بطور ارادی میتوان کنترل کرد و انسان میتواند آنقدر زیاد یا کم نفس بکشد که اختلالات شدیدی در فشار دیاکسید کربن ، PH و فشار اکسیژن در خون بوجود آیند. به نظر نمیرسد که کنترل ارادی تنفس با واسطه کنترل مرکز غیر ارادی تنفسی در بصلالنخاع به انجام برسد، بلکه مسیر عصبی برای کنترل ارادی تنفس مستقیما از قشر و سایر مرکز بالا در جهت رو به پایین از طریق راه قشری نخاعی به نورونهای نخاعی که عضلات تنفسی را فعال میکنند، میرسد.
اثر گیرندههای آسیبی در مجاری هوایی
اپیتلیوم نای ، پرونشها و برونشیولها دارای انتهای عصبی حسی موسوم به گیرندههای آسیبی ریوی است که بوسیله بعضی مواد محرک و آسیب رسان که وارد مجاری هوایی میشوند، تحریک میشوند. این گیرندهها موجب بروز سرفه و عطسه میشوند. اینها همچنین احتمالا موجب تنگی برونشها در بیماریهای آسم و آمفیزم میگردند.
اثر خیز مغزی
فعالیت مرکز تنفس میتواند بوسیله خیز مغزی حاد ناشی از ضربه مغزی تضعیف و یا کاملا غیر فعال شود. به عنوان مثال ، سر ممکن است به یک جسم جامد برخورد کند که متعاقب آن بافتهای مغزی متورم شده و شریانهای مغزی را بر روی استخوان جمجمه فشار میدهند و به این ترتیب جریان خون مغزی را بطور کامل یا نسبی مسدود میکنند در نتیجه نورونهای مرکز تنفسی ابتدا غیر فعال شده و سپس میمیرند.
دم و بازدم
غریزه به همه ما این آگاهی را داده است که باید تنفس کنیم.
اما اینکه برای چه همه حیوانات و گیاهان باید تنفس کنند، دلیلش روشن است؛ چرا که با تنفس میتوان هوایی را وارد بدن کرد که دارای اکسیژن است
بدون گاز اکسیژن، زندگی تحقق نخواهد یافت.
بر اثر بازدم، هوای درون دمیده را بار دیگر از بدن بیرون میرانیم. در این حال، هوا تغییر وضع داده است. هوا در لحظاتی که در بدن ما به سر میبرد، مقداری از «اکسیژن» خود را به آن داده بود؛ در برابر، اکنون مقداری «گاز کربونیک» و «آب» از بدن برگرفته است.
میزان ذخیره اکسیژن در طبیعت تقریبا همیشه ثابت است. ثابت است تا در کار تنفس جانداران، نابسامانی رخ ندهد. به سخن دیگر، در مقدار اکسیژن و گازکربونیک موجود در هوا سالانه تغییر ناچیزی رخ میدهد. گازکربونیکی که از بازدم ما در هوا پراکنده میشود، به وسیله گیاهان جذب میگردد.
گیاهان نیز اکسیژن تولید میکنند که مورد نیاز ما است.
تنفس دو بخش دارد: دم و بازدم؛ یعنی «دمفروبردن» و «دم برون آوردن».
معمولا از واژه تنفس فقط دم فرو بردن به ذهن میآید؛ در حالی که تنفس از دم و بازدم، هر دو، تشکیل میشود.
دم یعنی فرو بردن هوا از راه دهان، یا بینی و یا هر دو.
بازدم یعنی بیرون آوردن هوا از همین مجاری.
هوا در این مسیر، حدود یکپنجم اکسیژن خود را با مقداری همسان از گازکربونیک مبادله میکند. این بده و بستان در ششها روی میدهد.
دم فرو بردن حالت عکس بازدم است. در ششها اکسیژن هوا به وسیله «گویچههای قرمز» خون به بافتهای بدن منتقل میشود. آنگاه این اکسیژن برخی از مواد غذایی بافتها را میسوزاند تا قابل جذب و مصرف برای بدن شوند. سپس خون، مواد زائد را با آب و گازکربونیک به ششها میآورد تا از را بازدم به بیرون از بدن رانده شوند.
پس میبینید چگونه مبادله گازها (گاز اکسیژن و گازکربونیک)، هم در ششها و هم در لابهلای بافتهای بدن، صورت میگیرد. بنابراین به سطح وسیعی نیاز هست تا صحنه انجام این کارها باشد. اگر سطح داخلی ششهای یک انسان بالغ را بگستریم، حدود سه متر مربع جا را اشغال خواهد کرد. البته همیشه قسمت عمده این سطح بهکار گرفته نمیشود؛ بلکه به عنوان ذخیره باقی میماند تا به هنگام فعالیت ـ که انسان هشت تا ده برابر حالت، استراحت، به اکسیژن نیاز دارد ـ، بهکار آید؛ چرا که هرگاه ما به اکسیژن بیشتری نیاز داشته باشیم، نفسهای تندتر و عمیقتری میزنیم.
تنفس در جانداران مختلف با توجه به حجم نیازشان به اکسیژن، فرق میکند. کودک نوزاد، در هر ثانیه یکبار تنفس میکند؛ ولی در سن 15 سالگی در هر دقیقه فقط 20 بار به تنفس نیاز دارد. فیل دقیقهای دهبار و سگ بیست و پنج بار تنفس میکند
ادامه مطلب
عنوان خبر: فلسفه براي کودکان از تفکر منطقی تا تجارب فلسفیچکيده
روي آورد رايج در فلسفه براي کودکان، افزايش مهارت تفکر انتقادي و اثربخش کودکان را وجهة همت خود ميداند. مقاله حاضر با به چالش گرفتن مفهوم فلسفه در اين روي آورد از فلسفه براي کودکان، جهتگيري تلفيقي را براي آن پيشنهاد ميکند. تسهيل تجارب فلسفي کودکان و ايجاد زمينة مساعد براي مواجهة آنان با رازها و نيازهاي وجودي در تلفيق با افزايش مهارت تفکر منطقي، فلسفه براي کودکان را به اثر بخشي نزديک و اطلاق فلسفه بر آنرا حقيقي ميکند. تدوين الگوهاي آموزشي در فلسفه براي کودکان با چنين رهيافت تلفيقي محتاج مطالعات ميانرشتهاي است.
کليد واژهها: فلسفه براي کودکان، تجارب فلسفي، رازها و نيازهاي وجودي، ليپمن، کي يرکه گارد.
* * *
1) طرح مسئله
فلسفه براي کودکان [1] گرايش نوپايي است که در دهه هفتم سدة بيستم ميلادي ظهور کرد و در سي و پنج سال اخير مورد اقبال عام قرار گرفت و بسط و توسعه فراوان يافت. رايجترين روي آورد در فلسفه براي کودکان، رهيافت ليپمن است. متيوليپمن [2] را مؤسس فلسفه براي کودکان دانستهاند. روي آورد وي امروزه با سبکها، ابزارها و برنامههاي متنوعي بکار مي رود (بعنوان نمونه، مقايسه دو سبک ليپمن و برني فير [3] را مراجعه کنيد به: امي و قراملکي، 1384، ص 9-22).
اگر چه برنامههاي آموزشي در فلسفه براي کودکان رواج دارند اما هنوز در عرصه پژوهش مسائل فراواني وجود دارند که محتاج مطالعات نظاممند ميباشد. يکي از مهمترين مسائل، در اين ميان، پرسش از هويت معرفتي آن است. اين مسئله، نسبت فلسفه براي کودکان را با ساير گرايشهاي فلسفي و نيز ديگر گسترههاي مورد آموزش کودکان روشن ميسازد. همچنين بحث از اضلاع معرفتي فلسفه براي کودکان (يعني بيان مباني، اصول، قواعد، زبان، روش و غايت آن) در گرو تعريف و بيان چيستي آن است.
در تحليل هويت معرفتي فلسفه براي کودکان ميتوان از تمايز و يا نسبت آن با فلسفه، منطق و روش تحقيق پرسيد. آيا فلسفه براي کودکان هويتاً فلسفه است يا منطق يا روش تحقيق؟ جهتگيري عمده فلسفه براي کودکان چيست؟ اگر بخواهيم فلسفه براي کودکان را بطريق بيان هدف و تعريف غايي، بشناسانيم، آنرا چگونه ميتوان تعريف کرد؟
جهتگيري عمدة فلسفه براي کودکان در روي آورد رايج آن (يعني رهيافت ليپمن و پيروانش)، افزايش مهارت تفکر منطقي است. تحقيق حاضر با به چالش خواندن اين روي آورد، نشان ميدهد که حصر توجه به تفکر منطقي در فلسفه براي کودکان موجب تحويل نگري (تحويل فلسفه به منطق) است. در اين مقاله علاوه بر نقد روي آورد ليپمن، الگويي پيشنهاد ميشود که ميتواند رخنة تحويلي نگري آنرا رفع کند و فراتر از افزايش مهارت تفکر منطقي کودکان، تسهيل تجارب فلسفي آنان را نيز بمنزله يکي از اهداف مهم فلسفه براي کودکان، وجهة همت خود سازد.
اين هدف، فلسفه بودنِ فلسفه براي کودکان را بيشتر از الگوي ليپمن آشکار ميسازد و در نهايت به مفهومسازي نوين و کاملتري از فلسفه براي کودکان ميانجامد.
2) فلسفه براي کودکان بمنزلة تفکر منطقي
2-1) روي آورد ليپمن . برغم تأکيد ليپمن بر اينکه روي آورد وي در فلسفه براي کودکان، حقيقتاً فلسفه است، بدلايل فراوان ميتوان آنرا برنامهاي براي افزايش مهارت تفکر منطقي (تفکر انتقادي و خلاق) خواند. به برخي از اين دلايل اشاره ميکنيم.
يک) برنامة ليپمن در اساس نهضتي در آموزش و پرورش کودکان بوده است. در اين برنامه دانش آموزان بجاي بخاطر سپردن نتايج مطالعات ديگران، سوق داده ميشوند تا خود در فرايند پژوهش به علم دست يابند. پژوهش، فرايند پردازش اطلاعات [4] براي توليد علم [5] است (فرامرز قراملکي،1380، ص25)
مقوم اصلي برنامة ليپمن تبديل دانش آموزان به کاوشگران ماهر و جوان است. مراد از کاوشگر بودن، جستجوگر فعال و پرسشگر مُصّر بودن، هوشياري دايمي براي مشاهدة ارتباطات و اختلافات، آمادگي هميشگي براي مقايسه، مقابله و تحليل فرضيهها، تجربه مشاهده، سنجش و امتحان است (ليپمن، 1993، ص682). بنابرين، در برنامه ليپمن، کلاس درس به يک جامعة پژوهشگر بمنظور کاوش مشترک [6] تبديل ميشود و کودکان با کار گروهي مهارت تفکر منطقي خود را افزايش ميدهند.
دو) توجه به انگيزه ليپمن در ايجاد فلسفه براي کودکان، تصور وي را از آن نشان ميدهد. ليپمن بعنوان استاد فلسفه با مشکل فقدان و يا نقصان قدرت استدلال، قضاوت و داوري نزد دانشجويان خود روبرو شد و از 1960 تا 1970م مطالعات فراواني را در تحليل اين مشکل و رفع آن سامان داد. از نظر وي عامل و ريشة عمدة اين وضعيت را در دوره کودکي و سنين 11 تا 12 سالگي بايد جست.
دانشجويان امروزي در دوران کودکي از حيث توانايي تفکر انتقادي [7] و خلاق [8] پرورش نيافتهاند و بهمين دليل، بايد سبکهاي آموزش دوره کودکي را متحول ساخت و سبک مبتني بر حافظه را به سبک مبتني بر تفکر و پژوهش مبدل کرد. در مدارس بايد به کودک قدرت مفهومسازي، تحليل مفهومي، استدلال، نقد و داوري را آموخت و باختصار، بايد مهارت تفکر منطقي کودکان را افزايش داد.
سه) در برنامة ليپمن، کودکان بطريق آموزش در عمل [9] ياد ميگيرند که در مقام داوري و قضاوت به ملاک سنجش نياز دارند و رد و اثبات نظريهيي بدون دليل، اخلاقي و مقبول نيست. بنابرين، در رهيافت وي، تلاش فلسفه براي کودکان معطوف به تربيت کودکان بصورت محققاني است که از توانايي انديشه ورزي روشمند و اخلاق پژوهش گروهي برخوردارند (امي و قراملکي، 1384).
چهار) فلسفه براي کودکان در رهيافت ليپمن، برنامهاي براي آموزش تفکر نقادانه و خلاق در درک ماهيت موضوعات فلسفي ميان کودکان با تاکيد بر سه محور خود اصلاحگري، داشتن حساسيت معقول نسبت به زمينه و داوري بر پايه اعتماد بر ملاکهاست.
2ـ2) نقد روي آورد ليپمن . رهيافت وي در فلسفه براي کودکان را از جهات گوناگوني ميتوان مورد نقادي و ارزيابي قرار داد، از جمله:
الف ـ نقد مفهومسازي وي از فلسفه براي کودکان (تعريف فلسفه براي کودکان).
ب ـ بررسي امکان تحقق برنامة ليپمن از ديدگاه روانشناسي کودک و نيز از ديدگاه فلسفة تحليلي. بدليل ابتناء روي آورد ليپمن بر مباني روانشناختي (کودک) و نيز مباني معرفت شناختي معين، اينگونه ارزيابي ضرورت دارد (نک : قائدي، 1383، ص109 ـ147).
ج ـ سنجش ميزان کارآيي و اثر بخشي برنامة ليپمن براي دستيابي به اهداف (افزايش مهارت منطقي).
د ـ نقد مباني معرفت شناختي و مبادي فلسفي روي آورد ليپمن يعني تحليل مفاهيم بنيادي و ارزيابي گزارههاي پايهاي که نظريه وي بر آنها استوار است.
هـ ـ نقد جهتگيري فلسفه براي کودکان در روي آورد ليپمن.
کارآيي و اثربخشي برنامة ليپمن را پيش از اين در پرتو مقايسه سبک وي با سبک برني فيه مورد بحث قرار دادهايم (امي و قراملکي، 1384) در اينجا به نقد جهتگيري فلسفه براي کودکان در روي آورد ليپمن ميپردازيم. تأمل در جهتگيري برنامه وي، حصرگرايي نهفته و تحويل نگري مبتني بر آنرا در نظرية وي آشکار ميسازد. اين تأمل، مفهومسازي ليپمن از فلسفه براي کودکان را نيز به چالش ميخواند. اين نقد را با پرسش از مفهوم فلسفه در فلسفه براي کودکان آغاز ميکنيم.
3) چرا فلسفه؟
3ـ1) اهميت سؤال از اينکه چرا «فلسفه براي کودکان» را فلسفه ميناميم ، صرفاً به يک بحث زباني و لفظي منحصر نميشود. زيرا تأمل در معناي اين واژه ميتواند ارتباط الگوي ليپمن با فلسفه را تحليل و نقد کند. اگرچه واژهها بطور قراردادي بر معاني وضع ميشوند و هر کسي مجاز است از حق وضع لفظ بهرهمند باشد، اما بتعبير کنفوسيوس ستم بر کلمات روانيست و اطلاق نابجا و فريبندة واژه، فرايند تفکر خلاق را عقيم ميسازد. فرض کنيم، کودکاني که تحت تربيت برنامه ليپمن قرار ميگيرند، از وي بپرسند: چرا چنين آموزشي را فلسفه براي کودکان ميناميد و نه منطق؟ پاسخ دقيق به اين پرسش چيست؟ بدون ترديد بيان اينکه واژهها قراردادي بكار ميروند و فاقد معناي ذاتيند، با جهتگيري آموزش تفکر انتقادي ناسازگار است.
جستجو از سرّ فلسفه بودن فلسفه براي کودکان از جهت ديگري نيز اهميت دارد. هر کس در مقام تسميه و نامگذاري براساس ذهنيت و مفهومسازي خاص از امور بر آنها اسمي را مناسب ميانگارد. بنابرين، تأمل در وجه تسميه در اين مقام پرده از مفهومسازي ليپمن و تصور وي از هدف فلسفه براي کودکان را نيز بر ميدارد.
روي آورد رايج در فلسفه براي کودکان، افزايش مهارت تفکر انتقادي و اثربخش کودکان را وجهة همت خود ميداند. مقاله حاضر با به چالش گرفتن مفهوم فلسفه در اين روي آورد از فلسفه براي کودکان، جهتگيري تلفيقي را براي آن پيشنهاد ميکند. تسهيل تجارب فلسفي کودکان و ايجاد زمينة مساعد براي مواجهة آنان با رازها و نيازهاي وجودي در تلفيق با افزايش مهارت تفکر منطقي، فلسفه براي کودکان را به اثر بخشي نزديک و اطلاق فلسفه بر آنرا حقيقي ميکند. تدوين الگوهاي آموزشي در فلسفه براي کودکان با چنين رهيافت تلفيقي محتاج مطالعات ميانرشتهاي است.
کليد واژهها: فلسفه براي کودکان، تجارب فلسفي، رازها و نيازهاي وجودي، ليپمن، کي يرکه گارد.
* * *
1) طرح مسئله
فلسفه براي کودکان [1] گرايش نوپايي است که در دهه هفتم سدة بيستم ميلادي ظهور کرد و در سي و پنج سال اخير مورد اقبال عام قرار گرفت و بسط و توسعه فراوان يافت. رايجترين روي آورد در فلسفه براي کودکان، رهيافت ليپمن است. متيوليپمن [2] را مؤسس فلسفه براي کودکان دانستهاند. روي آورد وي امروزه با سبکها، ابزارها و برنامههاي متنوعي بکار مي رود (بعنوان نمونه، مقايسه دو سبک ليپمن و برني فير [3] را مراجعه کنيد به: امي و قراملکي، 1384، ص 9-22).
اگر چه برنامههاي آموزشي در فلسفه براي کودکان رواج دارند اما هنوز در عرصه پژوهش مسائل فراواني وجود دارند که محتاج مطالعات نظاممند ميباشد. يکي از مهمترين مسائل، در اين ميان، پرسش از هويت معرفتي آن است. اين مسئله، نسبت فلسفه براي کودکان را با ساير گرايشهاي فلسفي و نيز ديگر گسترههاي مورد آموزش کودکان روشن ميسازد. همچنين بحث از اضلاع معرفتي فلسفه براي کودکان (يعني بيان مباني، اصول، قواعد، زبان، روش و غايت آن) در گرو تعريف و بيان چيستي آن است.
در تحليل هويت معرفتي فلسفه براي کودکان ميتوان از تمايز و يا نسبت آن با فلسفه، منطق و روش تحقيق پرسيد. آيا فلسفه براي کودکان هويتاً فلسفه است يا منطق يا روش تحقيق؟ جهتگيري عمده فلسفه براي کودکان چيست؟ اگر بخواهيم فلسفه براي کودکان را بطريق بيان هدف و تعريف غايي، بشناسانيم، آنرا چگونه ميتوان تعريف کرد؟
جهتگيري عمدة فلسفه براي کودکان در روي آورد رايج آن (يعني رهيافت ليپمن و پيروانش)، افزايش مهارت تفکر منطقي است. تحقيق حاضر با به چالش خواندن اين روي آورد، نشان ميدهد که حصر توجه به تفکر منطقي در فلسفه براي کودکان موجب تحويل نگري (تحويل فلسفه به منطق) است. در اين مقاله علاوه بر نقد روي آورد ليپمن، الگويي پيشنهاد ميشود که ميتواند رخنة تحويلي نگري آنرا رفع کند و فراتر از افزايش مهارت تفکر منطقي کودکان، تسهيل تجارب فلسفي آنان را نيز بمنزله يکي از اهداف مهم فلسفه براي کودکان، وجهة همت خود سازد.
اين هدف، فلسفه بودنِ فلسفه براي کودکان را بيشتر از الگوي ليپمن آشکار ميسازد و در نهايت به مفهومسازي نوين و کاملتري از فلسفه براي کودکان ميانجامد.
2) فلسفه براي کودکان بمنزلة تفکر منطقي
2-1) روي آورد ليپمن . برغم تأکيد ليپمن بر اينکه روي آورد وي در فلسفه براي کودکان، حقيقتاً فلسفه است، بدلايل فراوان ميتوان آنرا برنامهاي براي افزايش مهارت تفکر منطقي (تفکر انتقادي و خلاق) خواند. به برخي از اين دلايل اشاره ميکنيم.
يک) برنامة ليپمن در اساس نهضتي در آموزش و پرورش کودکان بوده است. در اين برنامه دانش آموزان بجاي بخاطر سپردن نتايج مطالعات ديگران، سوق داده ميشوند تا خود در فرايند پژوهش به علم دست يابند. پژوهش، فرايند پردازش اطلاعات [4] براي توليد علم [5] است (فرامرز قراملکي،1380، ص25)
مقوم اصلي برنامة ليپمن تبديل دانش آموزان به کاوشگران ماهر و جوان است. مراد از کاوشگر بودن، جستجوگر فعال و پرسشگر مُصّر بودن، هوشياري دايمي براي مشاهدة ارتباطات و اختلافات، آمادگي هميشگي براي مقايسه، مقابله و تحليل فرضيهها، تجربه مشاهده، سنجش و امتحان است (ليپمن، 1993، ص682). بنابرين، در برنامه ليپمن، کلاس درس به يک جامعة پژوهشگر بمنظور کاوش مشترک [6] تبديل ميشود و کودکان با کار گروهي مهارت تفکر منطقي خود را افزايش ميدهند.
دو) توجه به انگيزه ليپمن در ايجاد فلسفه براي کودکان، تصور وي را از آن نشان ميدهد. ليپمن بعنوان استاد فلسفه با مشکل فقدان و يا نقصان قدرت استدلال، قضاوت و داوري نزد دانشجويان خود روبرو شد و از 1960 تا 1970م مطالعات فراواني را در تحليل اين مشکل و رفع آن سامان داد. از نظر وي عامل و ريشة عمدة اين وضعيت را در دوره کودکي و سنين 11 تا 12 سالگي بايد جست.
دانشجويان امروزي در دوران کودکي از حيث توانايي تفکر انتقادي [7] و خلاق [8] پرورش نيافتهاند و بهمين دليل، بايد سبکهاي آموزش دوره کودکي را متحول ساخت و سبک مبتني بر حافظه را به سبک مبتني بر تفکر و پژوهش مبدل کرد. در مدارس بايد به کودک قدرت مفهومسازي، تحليل مفهومي، استدلال، نقد و داوري را آموخت و باختصار، بايد مهارت تفکر منطقي کودکان را افزايش داد.
سه) در برنامة ليپمن، کودکان بطريق آموزش در عمل [9] ياد ميگيرند که در مقام داوري و قضاوت به ملاک سنجش نياز دارند و رد و اثبات نظريهيي بدون دليل، اخلاقي و مقبول نيست. بنابرين، در رهيافت وي، تلاش فلسفه براي کودکان معطوف به تربيت کودکان بصورت محققاني است که از توانايي انديشه ورزي روشمند و اخلاق پژوهش گروهي برخوردارند (امي و قراملکي، 1384).
چهار) فلسفه براي کودکان در رهيافت ليپمن، برنامهاي براي آموزش تفکر نقادانه و خلاق در درک ماهيت موضوعات فلسفي ميان کودکان با تاکيد بر سه محور خود اصلاحگري، داشتن حساسيت معقول نسبت به زمينه و داوري بر پايه اعتماد بر ملاکهاست.
2ـ2) نقد روي آورد ليپمن . رهيافت وي در فلسفه براي کودکان را از جهات گوناگوني ميتوان مورد نقادي و ارزيابي قرار داد، از جمله:
الف ـ نقد مفهومسازي وي از فلسفه براي کودکان (تعريف فلسفه براي کودکان).
ب ـ بررسي امکان تحقق برنامة ليپمن از ديدگاه روانشناسي کودک و نيز از ديدگاه فلسفة تحليلي. بدليل ابتناء روي آورد ليپمن بر مباني روانشناختي (کودک) و نيز مباني معرفت شناختي معين، اينگونه ارزيابي ضرورت دارد (نک : قائدي، 1383، ص109 ـ147).
ج ـ سنجش ميزان کارآيي و اثر بخشي برنامة ليپمن براي دستيابي به اهداف (افزايش مهارت منطقي).
د ـ نقد مباني معرفت شناختي و مبادي فلسفي روي آورد ليپمن يعني تحليل مفاهيم بنيادي و ارزيابي گزارههاي پايهاي که نظريه وي بر آنها استوار است.
هـ ـ نقد جهتگيري فلسفه براي کودکان در روي آورد ليپمن.
کارآيي و اثربخشي برنامة ليپمن را پيش از اين در پرتو مقايسه سبک وي با سبک برني فيه مورد بحث قرار دادهايم (امي و قراملکي، 1384) در اينجا به نقد جهتگيري فلسفه براي کودکان در روي آورد ليپمن ميپردازيم. تأمل در جهتگيري برنامه وي، حصرگرايي نهفته و تحويل نگري مبتني بر آنرا در نظرية وي آشکار ميسازد. اين تأمل، مفهومسازي ليپمن از فلسفه براي کودکان را نيز به چالش ميخواند. اين نقد را با پرسش از مفهوم فلسفه در فلسفه براي کودکان آغاز ميکنيم.
3) چرا فلسفه؟
3ـ1) اهميت سؤال از اينکه چرا «فلسفه براي کودکان» را فلسفه ميناميم ، صرفاً به يک بحث زباني و لفظي منحصر نميشود. زيرا تأمل در معناي اين واژه ميتواند ارتباط الگوي ليپمن با فلسفه را تحليل و نقد کند. اگرچه واژهها بطور قراردادي بر معاني وضع ميشوند و هر کسي مجاز است از حق وضع لفظ بهرهمند باشد، اما بتعبير کنفوسيوس ستم بر کلمات روانيست و اطلاق نابجا و فريبندة واژه، فرايند تفکر خلاق را عقيم ميسازد. فرض کنيم، کودکاني که تحت تربيت برنامه ليپمن قرار ميگيرند، از وي بپرسند: چرا چنين آموزشي را فلسفه براي کودکان ميناميد و نه منطق؟ پاسخ دقيق به اين پرسش چيست؟ بدون ترديد بيان اينکه واژهها قراردادي بكار ميروند و فاقد معناي ذاتيند، با جهتگيري آموزش تفکر انتقادي ناسازگار است.
جستجو از سرّ فلسفه بودن فلسفه براي کودکان از جهت ديگري نيز اهميت دارد. هر کس در مقام تسميه و نامگذاري براساس ذهنيت و مفهومسازي خاص از امور بر آنها اسمي را مناسب ميانگارد. بنابرين، تأمل در وجه تسميه در اين مقام پرده از مفهومسازي ليپمن و تصور وي از هدف فلسفه براي کودکان را نيز بر ميدارد.
3ـ2) پاسخ ليپمن. وي، اين مسئله را مورد توجه قرار ميدهد و سعي ميکند نامگذاري برنامه خود به فلسفه براي کودکان را از جهات مختلفي موجه سازد. ابتدا دلايل وي را گزارش و سپس مورد نقد قرار ميدهيم.
1ـ موضوعات مورد بحث در برنامة فلسفه براي کودکان از همان مفاهيمي گرفته شده است که فلاسفه با آن درگيرند مانند بحث دربارة ماهيت قانون، حقيقت، عدالت، خير، مرگ، دوستي، زيبايي و ... (ليپمن، مهرنيوز، 2003) اين دليل ليپمن خطاي روشي و مغالطة منطقي آشکاري دارد زيرا مفاهيم ياد شده در دو گونه مسئله قابل اندراج هستند و مسائل فلسفي و مسائل غير فلسفي چنين نسيت که هر سؤال در باب دوستي مسئلهيي فلسفي باشد بنابرين ليپمن دچار مغالطه « اخذ ماليس بعلّة علّة » شده است.
2ـ در اين الگو يک فعاليت منسجم فکري دربارة ماهيت تفکر صورت ميگيرد و مسلم است که اين بحث در هيچ علمي جز فلسفه جاي ندارد ( همان).
3ـ کودکان در اين گفتگوها بطور خودکار ياد ميگيرند که چگونه بين استدلالهاي معتبر و غير معتبر (منطق) و بين نظريههاي شناختي تأييد شده و رد شده (معرفت شناسي) و بين شکلهاي مورد قبول و غير قابل قبول قضاوت اخلاقي (اخلاق)، ملاکها و موازيني بيابند (همان). باين ترتيب کودکان فعاليتي منطقي و فلسفي (چه نظري و چه عملي) انجام ميدهند. اين استدلال نيز نتيجهاي جز تأکيد بر مهارت تفکر منطقي ندارد.
4ـ ليپمن ميگويد: آنچه فلسفه براي کودکان ناميده ميشود تلاشي است براي بسط فلسفه با اين هدف که بتوان آنرا مانند نوعي آموزش بكار برد. اين فلسفه، آموزشي است که از فلسفه براي واداشتن ذهن کودک به کوشش در جهت پاسخگويي به نياز و اشتياقي که بمعنا دارد بهره ميبرد (همان)
5 ـ غالبِ مردم گمان ميکنند که از آنجا که فلسفه، مضاف به موضوعات ديگر ميشود، خود، فاقد معناست در حالي که فلسفه بهمان اندازه که معتبر و ارزشمند است در مسير خودش يک روش پژوهش علمي و هنرمندانه است. فلسفه مجموعه وسيعي از مفاهيمي مانند عدالت، حقيقت و دوستي براي رفتار، و روششناسي و برتري در تعليم دارد. فلسفه با طراحي مجدد و بازآموزي کامل ميتواند بحث برانگيز، شورانگيز و آزاد باشد. فلسفه وقتي خودش را بعنوان يک آموزه موفق قبول دارد که دانشآموزان ياد گرفته باشند بطور فلسفي براي خودشان فکر کنند نه زماني که آنها ياد بگيرند انديشههاي فيلسوفان مشهور را ياد گرفته و تقليد کنند (ليپمن، کودکان متفکر و آموزش و پرورش، پيشگفتار، ص ix )
5ـ وقتي آموزش استدلال و تفکر انتقادي از طريق فلسفه باشد فرد بزودي با اعتقاد ريشه دار، مفاهيم عميق انتزاعي و ارزشهاي محکم مواجه ميشود(ليپمن، پرورش استدلال و تفکر انتقادي، ص 595). روشن است که همة عناصر ياد شده به مهارت تفکر منطقي در مواجهه با مسائل روزمره بر ميگردد نه به مسائلي که ماهيت فلسفي دارد.
6ـ ماهيت فلسفه بر حسب شش مفهوم تبيين ميشود: محتواي آزاد، عقلانيت، خردمندي، عملياتي، کليت و ساختار انتقادي(نک: في نک چيارو [10]، فلسفه بعنوان تفکر انتقادي، ص 674) چون فلسفه براي کودکان با هر 6 مفهوم سروکار دارد بدرستي فلسفه ناميده ميشود.
پيروان ليپمن نيز در فلسفه بودن فلسفه براي کودکان به نکاتي استشهاد ميکنند (بعنوان مثال، عدهيي از بيان معروف ويت گنشتاين در اين که «فلسفه يک نظريه نسبت به يک فعاليت است و يک اثر فلسفي شامل روشن کردن و توضيح دادن است» استفاده ميکنند (اسميت، ص30) و عده يي نقش فلسفه را در ترتيبدهي، تبادل ابزار و چارچوب بندي عقايد و باورها مهمترين خصلت آن ميدانند (بچههاي فيلسوف، ص60 ـ63). همچنين گفته ميشود در فلسفه مهارتهاي خوب فکر کردن و توسعة زبان موجب رشد دوباره همديگر ميشوند. فلسفه بخاطر طبيعت برانگيزاننده و ساختار نقادي، داراي قدرت ايجاد سؤال و معماسازي است، و اين توانايي براي تربيت کودکان حايز اهميت است ( ACER ،1999، ص2).
3ـ3) پيشينة پاسخ ليپمن در فلسفه باختري . پاسخ ليپمن در جريان باختري فلسفه يعني فلسفه تحليلي، قابل فهمتر است. يکي از وجوه اينکه دکارت را سرآغاز فلسفه جديد دانستهاند، غلبه مسائل معرفتشناسي و روششناسي بر مسائل متافيزيکي و وجود شناختي در تأملات فلسفي فيلسوفان است. بسياري از فيلسوفان مدرنيسم و پست مدرنيسم اساساً در باب مسائل متافيزيکي و وجودشناختي نظريهپردازي نميکنند بلکه در شيوه بكار بردن تفکر انتقادي، تحليل منطقي و خردورزي خلاقانه سخن ميگويند. البته اين توصيف، همه فيلسوفان متأخر غرب را فرا نميگيرد اين جامه بر قامت فيلسوفان متافيزيسين و اگزيستانسياليستهاي سنت قارهاي (اروپا) برازنده نيست.
توجه به بستر غربي پاسخ ليپمن دو نقد مهم را نيز به ميان ميآورد. يک، حصر پديده پر اضلاع و پيچيدة تفکر فلسفي در يک ضلع آن و در نتيجه تحويل فلسفه به منطق و دو، هدف انگاشتن فايده تفکر فلسفي. در خصوص اين دو نقد به تفصيل سخن خواهيم گفت.
3ـ4) پيشينة پاسخ ليپمن در فلسفه خاوري . ارتباط فلسفه با تفکر انتقادي و مهارت منطقي نزد فيلسوفان مسلمان نيز مورد توجه بوده است. نزد کساني چون اخوان الصفا آموزش فلسفه صرفا آموزش ديدگاههاي فيلسوفان نيست بلکه جهتگيري آموزش فلسفه اجتناب از خطا در تفکر و دوري از زشتي در رفتار است. اين دو عنصر عقلانيت و اخلاقي بودن در روي آورد ليپمن نيز مورد تأکيد است.
اخوان الصفا برآنند که آدمي ميتواند خلاف آنچه ميداند به زبان آورد اما خلاف آنچه ميانديشد (عقل) نميتواند بداند. بهمين دليل همه تلاش دارند تا از انديشه خطا بگريزند. اگر دانشي از اصل صحيح برخوردار نباشد امکان اجتناب از خطا وجود ندارد و فرايند توليد علم در آن دانش عقيم ميگردد. منطق باين معنا، ميزان فلسفه است. گاهي گويند منطق ابزار فلسفه است. در تعريف فلسفه گفتهاند: آن تشبه به إله بر حسب طاقت بشري است و مراد از طاقت بشري اينستکه انسان تلاش کند تا از دروغ در سخن، باطل در اعتقاد، خطا در معلومات، زشتي در اخلاق، شر در رفتار، گمراهي در اعمال و نقص در صناعت دوري کند(رسائل، ج 1 ص426-427).
مواردي که آنان بر ميشمارند به دو امر بر ميگردد عقلانيت و درست انديشي و اخلاقي بودن و چنانچه پيداست تربيت تفکر خلاق و انتقادي و تهذيب بر اخلاق باور از ارکان فلسفه در يکي از رايجترين مفهومسازيهاي سنتي در فرهنگ اسلامي است. اگرچه چنين آموزشي بر مبناي بسياري از حکيمان در واقع کسب مهارت تفکر منطقي و اخلاقي است اما آن ميزان و ابزار انديشه فلسفي است. اخوان الصفا برآنند که فلسفه با ابزاري بنام منطق فلسفي فرد را به چنان هدفي ميرساند (همان، ج 1 ص 426).
3ـ 5) تحويلي نگري ليپمن . اگرچه ليپمن بر مسائل ماهيةً فلسفي در برنامه خود تاکيد ميکند اما اين مسائل در عمل (کتابهاي داستاني و کارگاههاي آموزشي) چيزي فراتر از مسائل معطوف به تفکر نيست. حصر فلسفه براي کودکان در پرورش مهارت تفکر سبب تحويلنگري ميگردد. مراد از تحويل نگري حصر ابعاد مختلف اين فلسفه در يکي از اضلاع آنست. اين سخن بمعناي آنستکه فلسفه براي کودکان، پرورش مهارت تفکر منطقي است اما امري بسيار فربه تر از آنست. کودکان در آموزش فلسفه فرصت ديگري غير از افزايش مهارت تفکر انتقادي و خلاق نيز دارند در حالي که تاکيد حصرگرايانه بر آن ميتواند ظرفيت کران ناپيداي فلسفه براي کودکان را بدون دليل محدود سازد.
4) فلسفه بعنوان تجارب فلسفي
تاريخ فلسفه، تنوع خيره کننده و گوناگون مهار ناپذيري از جريانهاي فلسفي را نشان ميدهد بگونهاي که فلسفه ناميدن هم ة آنها بطريق اشتراک معنا خالي از صعوبت نيست. ارائه تعريف واحد و قابل اطلاق بر همه آنچه فلسفه خوانده ميشود، امرميسوري به نظر نميرسد. بهمين دليل مفهومسازي يکسان از چيستي فلسفه بگونهيي که قبول همگان افتد، حتي با استفاده از الگوي «مشابهت خانوادگي» ويتگنشتاين، آسان ياب نيست. اما، تبيين جهتگيري معرفتي فلسفه براي کودکان و نيز تحليل فلسفه بودن آن محتاج تحليل مفهوم فلسفه و بيان حقيقت آن است. تأمل در اطلاقهاي گوناگون واژ ة فلسفه و تمايز کاربردهاي آن، در اين مقام رهگشا است.
1ـ موضوعات مورد بحث در برنامة فلسفه براي کودکان از همان مفاهيمي گرفته شده است که فلاسفه با آن درگيرند مانند بحث دربارة ماهيت قانون، حقيقت، عدالت، خير، مرگ، دوستي، زيبايي و ... (ليپمن، مهرنيوز، 2003) اين دليل ليپمن خطاي روشي و مغالطة منطقي آشکاري دارد زيرا مفاهيم ياد شده در دو گونه مسئله قابل اندراج هستند و مسائل فلسفي و مسائل غير فلسفي چنين نسيت که هر سؤال در باب دوستي مسئلهيي فلسفي باشد بنابرين ليپمن دچار مغالطه « اخذ ماليس بعلّة علّة » شده است.
2ـ در اين الگو يک فعاليت منسجم فکري دربارة ماهيت تفکر صورت ميگيرد و مسلم است که اين بحث در هيچ علمي جز فلسفه جاي ندارد ( همان).
3ـ کودکان در اين گفتگوها بطور خودکار ياد ميگيرند که چگونه بين استدلالهاي معتبر و غير معتبر (منطق) و بين نظريههاي شناختي تأييد شده و رد شده (معرفت شناسي) و بين شکلهاي مورد قبول و غير قابل قبول قضاوت اخلاقي (اخلاق)، ملاکها و موازيني بيابند (همان). باين ترتيب کودکان فعاليتي منطقي و فلسفي (چه نظري و چه عملي) انجام ميدهند. اين استدلال نيز نتيجهاي جز تأکيد بر مهارت تفکر منطقي ندارد.
4ـ ليپمن ميگويد: آنچه فلسفه براي کودکان ناميده ميشود تلاشي است براي بسط فلسفه با اين هدف که بتوان آنرا مانند نوعي آموزش بكار برد. اين فلسفه، آموزشي است که از فلسفه براي واداشتن ذهن کودک به کوشش در جهت پاسخگويي به نياز و اشتياقي که بمعنا دارد بهره ميبرد (همان)
5 ـ غالبِ مردم گمان ميکنند که از آنجا که فلسفه، مضاف به موضوعات ديگر ميشود، خود، فاقد معناست در حالي که فلسفه بهمان اندازه که معتبر و ارزشمند است در مسير خودش يک روش پژوهش علمي و هنرمندانه است. فلسفه مجموعه وسيعي از مفاهيمي مانند عدالت، حقيقت و دوستي براي رفتار، و روششناسي و برتري در تعليم دارد. فلسفه با طراحي مجدد و بازآموزي کامل ميتواند بحث برانگيز، شورانگيز و آزاد باشد. فلسفه وقتي خودش را بعنوان يک آموزه موفق قبول دارد که دانشآموزان ياد گرفته باشند بطور فلسفي براي خودشان فکر کنند نه زماني که آنها ياد بگيرند انديشههاي فيلسوفان مشهور را ياد گرفته و تقليد کنند (ليپمن، کودکان متفکر و آموزش و پرورش، پيشگفتار، ص ix )
5ـ وقتي آموزش استدلال و تفکر انتقادي از طريق فلسفه باشد فرد بزودي با اعتقاد ريشه دار، مفاهيم عميق انتزاعي و ارزشهاي محکم مواجه ميشود(ليپمن، پرورش استدلال و تفکر انتقادي، ص 595). روشن است که همة عناصر ياد شده به مهارت تفکر منطقي در مواجهه با مسائل روزمره بر ميگردد نه به مسائلي که ماهيت فلسفي دارد.
6ـ ماهيت فلسفه بر حسب شش مفهوم تبيين ميشود: محتواي آزاد، عقلانيت، خردمندي، عملياتي، کليت و ساختار انتقادي(نک: في نک چيارو [10]، فلسفه بعنوان تفکر انتقادي، ص 674) چون فلسفه براي کودکان با هر 6 مفهوم سروکار دارد بدرستي فلسفه ناميده ميشود.
پيروان ليپمن نيز در فلسفه بودن فلسفه براي کودکان به نکاتي استشهاد ميکنند (بعنوان مثال، عدهيي از بيان معروف ويت گنشتاين در اين که «فلسفه يک نظريه نسبت به يک فعاليت است و يک اثر فلسفي شامل روشن کردن و توضيح دادن است» استفاده ميکنند (اسميت، ص30) و عده يي نقش فلسفه را در ترتيبدهي، تبادل ابزار و چارچوب بندي عقايد و باورها مهمترين خصلت آن ميدانند (بچههاي فيلسوف، ص60 ـ63). همچنين گفته ميشود در فلسفه مهارتهاي خوب فکر کردن و توسعة زبان موجب رشد دوباره همديگر ميشوند. فلسفه بخاطر طبيعت برانگيزاننده و ساختار نقادي، داراي قدرت ايجاد سؤال و معماسازي است، و اين توانايي براي تربيت کودکان حايز اهميت است ( ACER ،1999، ص2).
3ـ3) پيشينة پاسخ ليپمن در فلسفه باختري . پاسخ ليپمن در جريان باختري فلسفه يعني فلسفه تحليلي، قابل فهمتر است. يکي از وجوه اينکه دکارت را سرآغاز فلسفه جديد دانستهاند، غلبه مسائل معرفتشناسي و روششناسي بر مسائل متافيزيکي و وجود شناختي در تأملات فلسفي فيلسوفان است. بسياري از فيلسوفان مدرنيسم و پست مدرنيسم اساساً در باب مسائل متافيزيکي و وجودشناختي نظريهپردازي نميکنند بلکه در شيوه بكار بردن تفکر انتقادي، تحليل منطقي و خردورزي خلاقانه سخن ميگويند. البته اين توصيف، همه فيلسوفان متأخر غرب را فرا نميگيرد اين جامه بر قامت فيلسوفان متافيزيسين و اگزيستانسياليستهاي سنت قارهاي (اروپا) برازنده نيست.
توجه به بستر غربي پاسخ ليپمن دو نقد مهم را نيز به ميان ميآورد. يک، حصر پديده پر اضلاع و پيچيدة تفکر فلسفي در يک ضلع آن و در نتيجه تحويل فلسفه به منطق و دو، هدف انگاشتن فايده تفکر فلسفي. در خصوص اين دو نقد به تفصيل سخن خواهيم گفت.
3ـ4) پيشينة پاسخ ليپمن در فلسفه خاوري . ارتباط فلسفه با تفکر انتقادي و مهارت منطقي نزد فيلسوفان مسلمان نيز مورد توجه بوده است. نزد کساني چون اخوان الصفا آموزش فلسفه صرفا آموزش ديدگاههاي فيلسوفان نيست بلکه جهتگيري آموزش فلسفه اجتناب از خطا در تفکر و دوري از زشتي در رفتار است. اين دو عنصر عقلانيت و اخلاقي بودن در روي آورد ليپمن نيز مورد تأکيد است.
اخوان الصفا برآنند که آدمي ميتواند خلاف آنچه ميداند به زبان آورد اما خلاف آنچه ميانديشد (عقل) نميتواند بداند. بهمين دليل همه تلاش دارند تا از انديشه خطا بگريزند. اگر دانشي از اصل صحيح برخوردار نباشد امکان اجتناب از خطا وجود ندارد و فرايند توليد علم در آن دانش عقيم ميگردد. منطق باين معنا، ميزان فلسفه است. گاهي گويند منطق ابزار فلسفه است. در تعريف فلسفه گفتهاند: آن تشبه به إله بر حسب طاقت بشري است و مراد از طاقت بشري اينستکه انسان تلاش کند تا از دروغ در سخن، باطل در اعتقاد، خطا در معلومات، زشتي در اخلاق، شر در رفتار، گمراهي در اعمال و نقص در صناعت دوري کند(رسائل، ج 1 ص426-427).
مواردي که آنان بر ميشمارند به دو امر بر ميگردد عقلانيت و درست انديشي و اخلاقي بودن و چنانچه پيداست تربيت تفکر خلاق و انتقادي و تهذيب بر اخلاق باور از ارکان فلسفه در يکي از رايجترين مفهومسازيهاي سنتي در فرهنگ اسلامي است. اگرچه چنين آموزشي بر مبناي بسياري از حکيمان در واقع کسب مهارت تفکر منطقي و اخلاقي است اما آن ميزان و ابزار انديشه فلسفي است. اخوان الصفا برآنند که فلسفه با ابزاري بنام منطق فلسفي فرد را به چنان هدفي ميرساند (همان، ج 1 ص 426).
3ـ 5) تحويلي نگري ليپمن . اگرچه ليپمن بر مسائل ماهيةً فلسفي در برنامه خود تاکيد ميکند اما اين مسائل در عمل (کتابهاي داستاني و کارگاههاي آموزشي) چيزي فراتر از مسائل معطوف به تفکر نيست. حصر فلسفه براي کودکان در پرورش مهارت تفکر سبب تحويلنگري ميگردد. مراد از تحويل نگري حصر ابعاد مختلف اين فلسفه در يکي از اضلاع آنست. اين سخن بمعناي آنستکه فلسفه براي کودکان، پرورش مهارت تفکر منطقي است اما امري بسيار فربه تر از آنست. کودکان در آموزش فلسفه فرصت ديگري غير از افزايش مهارت تفکر انتقادي و خلاق نيز دارند در حالي که تاکيد حصرگرايانه بر آن ميتواند ظرفيت کران ناپيداي فلسفه براي کودکان را بدون دليل محدود سازد.
4) فلسفه بعنوان تجارب فلسفي
تاريخ فلسفه، تنوع خيره کننده و گوناگون مهار ناپذيري از جريانهاي فلسفي را نشان ميدهد بگونهاي که فلسفه ناميدن هم ة آنها بطريق اشتراک معنا خالي از صعوبت نيست. ارائه تعريف واحد و قابل اطلاق بر همه آنچه فلسفه خوانده ميشود، امرميسوري به نظر نميرسد. بهمين دليل مفهومسازي يکسان از چيستي فلسفه بگونهيي که قبول همگان افتد، حتي با استفاده از الگوي «مشابهت خانوادگي» ويتگنشتاين، آسان ياب نيست. اما، تبيين جهتگيري معرفتي فلسفه براي کودکان و نيز تحليل فلسفه بودن آن محتاج تحليل مفهوم فلسفه و بيان حقيقت آن است. تأمل در اطلاقهاي گوناگون واژ ة فلسفه و تمايز کاربردهاي آن، در اين مقام رهگشا است.
ادامه مطلب
عنوان خبر: وصیت نامه داریوش کبیرداریوش کبیر
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .
ادامه مطلب
عنوان خبر: علم ژنتیک2کاربردهای اصلاح نباتات
1. افزایش عملکرد محصولات: انقلاب سبز ، به مسئولیت آقای نورمن بورگاف ، در اواسط قرن بیستم ، این نتیجه را داد که اگر کشت ، داشت و برداشت ، با تکنیکهای مدرن کشاورزی همراه باشد، بازدهی واریتههای اصلاح شده به حداکثر میرسد.
2. مقاومت به امراض و آفات گیاهی: متاسفانه همراه با وسعت دادن به نژادهای جدید نباتات ، امراض جدید نیز ایجاد میگردد و بنابراین مقاومت دائمی امکان پذیر نمیباشد و بایستی مداوما اصلاح برای مقاومت در برابر امراض و آفات گیاهی صورت پذیرد.
3. وسعت دامنه کشت: برخی از واریتههای گیاهی را در مناطق با شرایط اقلیمی خاص میتوان کاشت با تغییر برخی از صفات گیاهان ، می توان آنها را در محیط متفاوت هم کشت داد.
4. تغییر کیفیت محصولات گیاهی: با گذشت زمان و صنعتی شدن جوامع انسانی ، توقعات افراد بشر تغییر میکند بنابراین باید استاندارد محصولات کشاورزی را متناسب با ذائقه افراد تغییر داد. امروزه اصلاح کنندگان توجه زیادی به کیفیت محصول مینمایند چون نه تنها باید عملکرد واریته جدید نسبت به واریتههای قدیمی زیادتر باشد بلکه کیفیت محصول از نظر چیدن ، حمل و نقل و استفاده در صنایع غذایی هم متناسب باشد.
5. ماشینی نمودن برداشت نباتات: در برخی از نباتات مثل ذرت خوشهای و گندم ، رشد بیش از حد ساقه و خوابیدگی بوتهها ، افت قابل توجهی را در برداشت ماشینی ایجاد کرده است. برای رفع این مشکل اصلاح کنندگان ، به تولید واریتههای پا کوتاه پرداختند و واریتههای مناسب برداشت ماشینی را تولید کردند.
6. واریتههای هیبرید: یکی از مهمترین عوامل افزایش محصول استفاده از پدیده هتروزیس میباشد که در واریتههای هیبرید ظاهر میگردد. چرا که در این روش ، سعی در تجمع دو صفت مختلف از نظر ژنتیکی و ایجاد یک صفت مناسب میباشد و این بدست نمیآید دیگر با انجام آزمایشات مکرر هیبریداسیون.
ژنتیک و سرطان
سرطان (Cancer) رشد خطرناک بافت بدن بوسیله تقسیم سریع سلولهای بدن است. سرطان اساسا یک بیماری ژنتیکی است.
اطلاعات اولیه
سلولهای سرطانی به دو صورت وجود دارند: اول نوعی که به آن حالت پیشرونده گویند و آن عبارت از استعداد سرایت و تخریب بافتهای مجاور است، بطور مثال سلولهای سرطانی شکم ممکن است فقط تا مثانه پیشرفت نمایند. حالت دوم ، سلولهای سرطانی که باعث ایجاد حالت ثانویه در قسمتهای مختلف بدن میشوند. سلولهای سرطانی از یاختههای رشد یافته قبلی بوجود آمده و بوسیله جریان خون به سایر اعضا و جوارح برده میشوند و در آنجا مجددا شروع به تقسیم نموده و ایجاد تودههای غدهای شکل مینمایند. سرطان نزد کودکان و اشخاص بالای 40 سال ، بیشتر از سایر گروههای سنی دیده میشود.
سرطان یکی از شایعترین و شدیدترین بیماریهای مشاهده شده در طب بالینی است. آمار نشان میدهد که سرطان به نوعی بیش از 3/1 جمعیت را گرفتار میکند، مسئول بیش از 20 درصد تمام موارد مرگ و میر است و در کشورهای پیشرفته مسئول بیش از 10 درصد کل هزینه مراقبتهای پزشکی میباشد. سرطان در صورت عدم درمان ، همواره کشنده است. تشخیص و درمان زودرس اهمیت حیاتی دارد و شناسایی افراد در معرض افزایش خطر سرطان پیش از ابتلا به آن ، یکی از اهداف مهم تحقیقات سرطان است.
سمبل سرطان
زیست شناسی سرطان
سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه نامی است که برای توصیف اشکال بیماریزایی نئوپلازی بکار میرود. نئوپلازی نوعی روند بیماری است که با تزاید کنترل نشده سلولی منجر شونده به یک توده یا تومور ، مشخص میشود. به هر حال برای اینکه تومور (نئوپلاسم) را سرطان محسوب کنیم، باید بدخیم هم باشد، یعنی رشد آن دیگر کنترل شده نبوده و تومور قادر به تهاجم به بافتهای مجاور یا گسترش به نواحی دورتر یا هر دو میباشد.
اشکال سرطان
• سارکومها (Sarcomas) ، که در آنها تومور از یک بافت مزانشیمی مانند استخوان ، ماهیچه یا بافت همبند بوجود آمده است.
• کارسینومها (Carcinomas) ، که از بافت پوششی مانند سلولهای مفروش کننده رودهها ، نایژهها و یا مجاری غدد پستانی ایجاد میشود.
• بدخیمیهای خونی و لنفاوی مانند لوکمیها و لنفومها که در سرتاسر مغز استخوان ، دستگاه لنفاوی و خون محیطی گسترش مییابند. در داخل هر یک از گروههای اصلی ، تومورها را برحسب مکان ، نوع بافتی ، تظاهر بافت شناختی و درجه بدخیمی طبقه بندی میکنند.
نئوپلازی که نوعی تجمع غیر طبیعی سلولهاست، به علت عدم تعادل بین تزاید و فرسایش سلولی ایجاد میشود. سلولها با گذر از چرخه سلولی و انجام میتوز افزایش مییابند، در حالی که فرسایش به علت مرگ برنامه ریزی شده سلولی ، از طریق نوعی روند طبیعی قطعه قطعه شدن DNA و خود کشی سلولی که به آن آپوپتوز اطلاق میشود، سلولها را از یک بافت خارج میکند.
اساس ژنتیکی سرطان
• صرف نظر از اینکه آیا سرطان به صورت تک گیر در یک فرد ، یا بطور مکرر در بسیاری از افراد در داخل خانوادهها به صورت یک صفت ارثی رخ میدهد، سرطان نوعی بیماری ژنتیکی است.
• انواع مختلف ژنها را در آغاز روند سرطان ، دخیل دانستهاند، اینها شامل ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینها در مسیرهای پیامدهی برای تزاید سلولی ، اجزای اسکلت سلولی دخیل در حفظ مهار تماسی ، تنظیم کنندههای چرخه میتوزی ، اجزای ماشین مرگ سلولی برنامه ریزی شده و پروتئینهای مسئول تشخیص و ترمیم جهشها میباشند.
• انواع مختلف جهشها مسئول ایجاد سرطان هستند، اینها شامل جهشهایی مانند موارد زیر میباشند: جهشهای کسب فعالیت و فعال کننده یک آلل از یک پروتوانکوژن ، از دست دادن دو آلل یا جهش منفی غالب یک آلل از یک ژن سرکوبگر تومور ، جابجایی کروموزومی که باعث بروز نادرست ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینهایی که خواص عملکردی جدیدی بدست آوردهاند، میشوند.
• پس از شروع ، سرطان ، از طریق جمعآوری صدمه ژنتیکی اضافی به واسطه جهش یا برش و چسباندن اپی ژنتیک ژنهایی که ماشین سلولی رمز گردانی کننده DNA صدمه دیده را ترمیم و حالت طبیعی ژنتیک سلولی را حفظ میکنند، تکامل مییابد.
سرطان در خانوادهها
بسیاری از اشکال سرطان ، میزان بروز بالاتری در بستگان بیماران نسبت به جمعیت عمومی دارند. بارزترین این اشکال خانوادگی سرطان حدود 50 اختلال مندلی است که در آنها خطر سرطان بسیار زیاد است، مانند سرطان معده ، سرطان پوست و سرطان خون. در برخی سرطانها ، جهشهایی در یک ژن منفرد میتواند عامل دخیل غالب در ایجاد بیماری باشد. در برخی خانوادهها ، حتی در غیاب نوعی طرح توارث مندلی آشکار سرطان ، خطر این بیماری بیشتر از حد متوسط است. به عنوان مثال افزایش بروز سرطان در محدوده 2 تا 3 برابر در بستگان درجه اول بیماران مشاهده شده است و این امر چنین مطرح میکند که بسیاری از سرطانها ، صفات پیچیده ناشی از عوامل ژنتیکی و نیز محیطی میباشند.
انکوژنها
انکوژن ، نوعی ژن جهش یافته است که عملکرد یا بروز تغییر یافته آن موجب تحریک غیر طبیعی تقسیم و تزاید سلولی میشود. جهش فعال کننده میتواند در خود انکوژن ، در عناصر تنظیم کننده آن یا حتی در تعداد نسخههای ژنومی آن باشد و به عملکرد تنظیم نشده یا بروز مفرط فرآورده انکوژنی بینجامد. انکوژنها اثری غالب در سطح سلولی دارند، یعنی وقتی یک آلل جهش یافته منفرد فعال شود یا بروز مفرط پیدا کند، برای تغییر دادن فنوتیپ سلول از طبیعی به بدخیم ، کافی است.
ژنهای سرکوبگر تومور
در حالی که پروتئینهای رمز گردانی شده توسط انکوژنها ، سرطان را عموما از طریق جهشهای کسب عملکرد یا بروز افزایش یافته یا نامناسب یک آلل از ژن پیش میبرند، ژنهای بسیار دیگری وجود دارند که جهش در آنها از طریق مکانیزم متفاوتی ، یعنی از دست رفتن عملکرد هر دو آلل ژن ، در ایجاد بدخیمی نقش دارد. به این ژنها ، ژنهای سرکوبگر تومور گفته میشود. از آنجا که این ژنها و فرآوردههای آنها طبیعت حفاظت کنندگی در برابر سرطان دارند، امید بر آن است که درک آنها سرانجام به بهتر شدن شیوههای درمان ضد سرطان منجر شود.
تغییرات سیتوژنتیکی سرطان
تغییرات سیتوژنتیکی مانند تغییر در تعداد کروموزومها یا ساختمان کروموزومها) شاه علامتهای سرطان هستند، به ویژه در مراحل دیررستر و بدخیمتر یا مهاجمتر تکامل تومور. این تغییرات ژنتیکی ، مطرح کننده آن هستند که از عناصر مهم پیشرفت سرطان ، نقایصی در ژنهای دخیل در حفظ انسجام و پایداری کروموزمی و تخمین جور شدن صحیح میتوزی است.
از کانونهای تمرکز تحقیقات سرطان ، روی تعریف سیتوژنتیکی و مولکولی این اختلالات است که بسیاری از آنها را مرتبط با پروتوانکوژنها یا ژنهای سرکوبگر تومور میدانند و احتمالا تقویت بروز پروتوانکوژنها را مقدور میسازند یا نمایانگر از دست رفتن آللهای ژن سرکوبگر تومور میباشند.
پرتوها
پرتوهای یونیزه کننده ، خطر سرطان را افزایش میدهند. دادههای مربوط به افراد زنده مانده از بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و سایر جمعیتهای برخورد داشته با پرتوها ، دوره نهان طولانی را نشان میدهند که در مورد لوکمی در محدوده 5 سال است، اما برای برخی تومورها تا 40 سال میرسد. این خطر وابسته به سن است و بیشترین میزان آن برای کودکان زیر 10 سال و افراد مسن میباشد.
پرتوتابی برای افراد دچار نقایص ذاتی ترمیم DNA به مراتب صدمه زنندهتر از جمعیت عمومی است. هر فردی در معرض درجاتی از پرتوهای یونیزه کننده ناشی از پرتوتابی زمینهای ، برخورد طبی و انرژی هستهای میباشد. متاسفانه نقاط ابهام زیادی در مورد وسعت آثار پرتوها ، خصوصا پرتوتابی در سطح کم ، بر خطر سرطانها وجود دارد.
سرطانزاهای شیمیایی
امروزه نگرانی در مورد بسیاری از سرطانزاهای شیمیایی خصوصا توتون ، اجزای رژیم غذایی ، سرطانزاهای صنعتی و فضولات سمی وجود دارد. اثبات خطر برخورد اغلب دشوار است، اما سطح نگرانی در حدی میباشد که تمام پزشکان باید دانش کاری از این موضوع داشته باشند و بتوانند بین واقعیات اثبات شده و موضوعات مورد شک و بحث افتراق قائل شوند.
یک موضو ع مهم که در آن عوامل محیطی و ژنتیکی میتوانند تعامل کنند تا آثار سرطانزای مواد شیمیایی را تقویت یا مسدود کنند، در ژنهای رمز گردانی کننده آنزیمهایی است که داروهای برونزاد و مواد شیمیایی را متابولیزه میکنند. گروهی از آنزیمهای متابولیزه کننده داروها که توسط خانواده ژنهای سیتوکروم P450 رمز گردانی میشوند، مسئول سم زدایی مواد شیمیایی خارجی هستند. یکی از این آنزیمها ، آنزیم آریل هیدروکربن هیدروکسیلاز (AHH) ، پروتئینی قابل القا است که در متابولیزم هیدروکربنهای چند حلقهای مانند آنهایی که در دود سیگار یافت میشوند، دخالت دارد.
AHH ، هیدروکربن را به شکل اپوکسیدی تبدیل میکند که راحتتر از بدن دفع میشود، اما سرطانزا نیز میباشد. میزان متابولیزم هیدروکربن بطور ژنتیکی کنترل میشود و در جمعیت سالم ، تنوع چند شکل نشان میدهد. افراد حامل آللی با قابلیت القای زیاد ، خصوصا افراد سیگاری ، ظاهرا در معرض خطر افزایش یافته سرطان ریه میباشند.
آینده بحث
سرطان نوعی اختلال ژنتیکی است که در آن ، کنترل تزاید سلولی از دست رفته است. مکانیزم پایه در تمام سرطانها ، جهش در رده زاینده یا بطور به مراتب ناشایعتر ، در سلولهای پیکری میباشد. در مورد روندهای ژنتیکی ایجاد سرطان و عوامل محیطی که DNA را تغییر میدهند و لذا به بدخیمی منجر میشوند، مطالب ناشناخته زیادی وجود دارد.
محتمل است که بینش جدید به نقش بنیادی تغییرات DNA در ایجاد سرطان ، در آینده نزدیک ، به ایجاد روشهای بهتر و اختصاصیتر تشخیص زود هنگام ، پیشگیری و درمان بیماریهای بدخیم منجر شود.
1. افزایش عملکرد محصولات: انقلاب سبز ، به مسئولیت آقای نورمن بورگاف ، در اواسط قرن بیستم ، این نتیجه را داد که اگر کشت ، داشت و برداشت ، با تکنیکهای مدرن کشاورزی همراه باشد، بازدهی واریتههای اصلاح شده به حداکثر میرسد.
2. مقاومت به امراض و آفات گیاهی: متاسفانه همراه با وسعت دادن به نژادهای جدید نباتات ، امراض جدید نیز ایجاد میگردد و بنابراین مقاومت دائمی امکان پذیر نمیباشد و بایستی مداوما اصلاح برای مقاومت در برابر امراض و آفات گیاهی صورت پذیرد.
3. وسعت دامنه کشت: برخی از واریتههای گیاهی را در مناطق با شرایط اقلیمی خاص میتوان کاشت با تغییر برخی از صفات گیاهان ، می توان آنها را در محیط متفاوت هم کشت داد.
4. تغییر کیفیت محصولات گیاهی: با گذشت زمان و صنعتی شدن جوامع انسانی ، توقعات افراد بشر تغییر میکند بنابراین باید استاندارد محصولات کشاورزی را متناسب با ذائقه افراد تغییر داد. امروزه اصلاح کنندگان توجه زیادی به کیفیت محصول مینمایند چون نه تنها باید عملکرد واریته جدید نسبت به واریتههای قدیمی زیادتر باشد بلکه کیفیت محصول از نظر چیدن ، حمل و نقل و استفاده در صنایع غذایی هم متناسب باشد.
5. ماشینی نمودن برداشت نباتات: در برخی از نباتات مثل ذرت خوشهای و گندم ، رشد بیش از حد ساقه و خوابیدگی بوتهها ، افت قابل توجهی را در برداشت ماشینی ایجاد کرده است. برای رفع این مشکل اصلاح کنندگان ، به تولید واریتههای پا کوتاه پرداختند و واریتههای مناسب برداشت ماشینی را تولید کردند.
6. واریتههای هیبرید: یکی از مهمترین عوامل افزایش محصول استفاده از پدیده هتروزیس میباشد که در واریتههای هیبرید ظاهر میگردد. چرا که در این روش ، سعی در تجمع دو صفت مختلف از نظر ژنتیکی و ایجاد یک صفت مناسب میباشد و این بدست نمیآید دیگر با انجام آزمایشات مکرر هیبریداسیون.
ژنتیک و سرطان
سرطان (Cancer) رشد خطرناک بافت بدن بوسیله تقسیم سریع سلولهای بدن است. سرطان اساسا یک بیماری ژنتیکی است.
اطلاعات اولیه
سلولهای سرطانی به دو صورت وجود دارند: اول نوعی که به آن حالت پیشرونده گویند و آن عبارت از استعداد سرایت و تخریب بافتهای مجاور است، بطور مثال سلولهای سرطانی شکم ممکن است فقط تا مثانه پیشرفت نمایند. حالت دوم ، سلولهای سرطانی که باعث ایجاد حالت ثانویه در قسمتهای مختلف بدن میشوند. سلولهای سرطانی از یاختههای رشد یافته قبلی بوجود آمده و بوسیله جریان خون به سایر اعضا و جوارح برده میشوند و در آنجا مجددا شروع به تقسیم نموده و ایجاد تودههای غدهای شکل مینمایند. سرطان نزد کودکان و اشخاص بالای 40 سال ، بیشتر از سایر گروههای سنی دیده میشود.
سرطان یکی از شایعترین و شدیدترین بیماریهای مشاهده شده در طب بالینی است. آمار نشان میدهد که سرطان به نوعی بیش از 3/1 جمعیت را گرفتار میکند، مسئول بیش از 20 درصد تمام موارد مرگ و میر است و در کشورهای پیشرفته مسئول بیش از 10 درصد کل هزینه مراقبتهای پزشکی میباشد. سرطان در صورت عدم درمان ، همواره کشنده است. تشخیص و درمان زودرس اهمیت حیاتی دارد و شناسایی افراد در معرض افزایش خطر سرطان پیش از ابتلا به آن ، یکی از اهداف مهم تحقیقات سرطان است.
سمبل سرطان
زیست شناسی سرطان
سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه نامی است که برای توصیف اشکال بیماریزایی نئوپلازی بکار میرود. نئوپلازی نوعی روند بیماری است که با تزاید کنترل نشده سلولی منجر شونده به یک توده یا تومور ، مشخص میشود. به هر حال برای اینکه تومور (نئوپلاسم) را سرطان محسوب کنیم، باید بدخیم هم باشد، یعنی رشد آن دیگر کنترل شده نبوده و تومور قادر به تهاجم به بافتهای مجاور یا گسترش به نواحی دورتر یا هر دو میباشد.
اشکال سرطان
• سارکومها (Sarcomas) ، که در آنها تومور از یک بافت مزانشیمی مانند استخوان ، ماهیچه یا بافت همبند بوجود آمده است.
• کارسینومها (Carcinomas) ، که از بافت پوششی مانند سلولهای مفروش کننده رودهها ، نایژهها و یا مجاری غدد پستانی ایجاد میشود.
• بدخیمیهای خونی و لنفاوی مانند لوکمیها و لنفومها که در سرتاسر مغز استخوان ، دستگاه لنفاوی و خون محیطی گسترش مییابند. در داخل هر یک از گروههای اصلی ، تومورها را برحسب مکان ، نوع بافتی ، تظاهر بافت شناختی و درجه بدخیمی طبقه بندی میکنند.
نئوپلازی که نوعی تجمع غیر طبیعی سلولهاست، به علت عدم تعادل بین تزاید و فرسایش سلولی ایجاد میشود. سلولها با گذر از چرخه سلولی و انجام میتوز افزایش مییابند، در حالی که فرسایش به علت مرگ برنامه ریزی شده سلولی ، از طریق نوعی روند طبیعی قطعه قطعه شدن DNA و خود کشی سلولی که به آن آپوپتوز اطلاق میشود، سلولها را از یک بافت خارج میکند.
اساس ژنتیکی سرطان
• صرف نظر از اینکه آیا سرطان به صورت تک گیر در یک فرد ، یا بطور مکرر در بسیاری از افراد در داخل خانوادهها به صورت یک صفت ارثی رخ میدهد، سرطان نوعی بیماری ژنتیکی است.
• انواع مختلف ژنها را در آغاز روند سرطان ، دخیل دانستهاند، اینها شامل ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینها در مسیرهای پیامدهی برای تزاید سلولی ، اجزای اسکلت سلولی دخیل در حفظ مهار تماسی ، تنظیم کنندههای چرخه میتوزی ، اجزای ماشین مرگ سلولی برنامه ریزی شده و پروتئینهای مسئول تشخیص و ترمیم جهشها میباشند.
• انواع مختلف جهشها مسئول ایجاد سرطان هستند، اینها شامل جهشهایی مانند موارد زیر میباشند: جهشهای کسب فعالیت و فعال کننده یک آلل از یک پروتوانکوژن ، از دست دادن دو آلل یا جهش منفی غالب یک آلل از یک ژن سرکوبگر تومور ، جابجایی کروموزومی که باعث بروز نادرست ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینهایی که خواص عملکردی جدیدی بدست آوردهاند، میشوند.
• پس از شروع ، سرطان ، از طریق جمعآوری صدمه ژنتیکی اضافی به واسطه جهش یا برش و چسباندن اپی ژنتیک ژنهایی که ماشین سلولی رمز گردانی کننده DNA صدمه دیده را ترمیم و حالت طبیعی ژنتیک سلولی را حفظ میکنند، تکامل مییابد.
سرطان در خانوادهها
بسیاری از اشکال سرطان ، میزان بروز بالاتری در بستگان بیماران نسبت به جمعیت عمومی دارند. بارزترین این اشکال خانوادگی سرطان حدود 50 اختلال مندلی است که در آنها خطر سرطان بسیار زیاد است، مانند سرطان معده ، سرطان پوست و سرطان خون. در برخی سرطانها ، جهشهایی در یک ژن منفرد میتواند عامل دخیل غالب در ایجاد بیماری باشد. در برخی خانوادهها ، حتی در غیاب نوعی طرح توارث مندلی آشکار سرطان ، خطر این بیماری بیشتر از حد متوسط است. به عنوان مثال افزایش بروز سرطان در محدوده 2 تا 3 برابر در بستگان درجه اول بیماران مشاهده شده است و این امر چنین مطرح میکند که بسیاری از سرطانها ، صفات پیچیده ناشی از عوامل ژنتیکی و نیز محیطی میباشند.
انکوژنها
انکوژن ، نوعی ژن جهش یافته است که عملکرد یا بروز تغییر یافته آن موجب تحریک غیر طبیعی تقسیم و تزاید سلولی میشود. جهش فعال کننده میتواند در خود انکوژن ، در عناصر تنظیم کننده آن یا حتی در تعداد نسخههای ژنومی آن باشد و به عملکرد تنظیم نشده یا بروز مفرط فرآورده انکوژنی بینجامد. انکوژنها اثری غالب در سطح سلولی دارند، یعنی وقتی یک آلل جهش یافته منفرد فعال شود یا بروز مفرط پیدا کند، برای تغییر دادن فنوتیپ سلول از طبیعی به بدخیم ، کافی است.
ژنهای سرکوبگر تومور
در حالی که پروتئینهای رمز گردانی شده توسط انکوژنها ، سرطان را عموما از طریق جهشهای کسب عملکرد یا بروز افزایش یافته یا نامناسب یک آلل از ژن پیش میبرند، ژنهای بسیار دیگری وجود دارند که جهش در آنها از طریق مکانیزم متفاوتی ، یعنی از دست رفتن عملکرد هر دو آلل ژن ، در ایجاد بدخیمی نقش دارد. به این ژنها ، ژنهای سرکوبگر تومور گفته میشود. از آنجا که این ژنها و فرآوردههای آنها طبیعت حفاظت کنندگی در برابر سرطان دارند، امید بر آن است که درک آنها سرانجام به بهتر شدن شیوههای درمان ضد سرطان منجر شود.
تغییرات سیتوژنتیکی سرطان
تغییرات سیتوژنتیکی مانند تغییر در تعداد کروموزومها یا ساختمان کروموزومها) شاه علامتهای سرطان هستند، به ویژه در مراحل دیررستر و بدخیمتر یا مهاجمتر تکامل تومور. این تغییرات ژنتیکی ، مطرح کننده آن هستند که از عناصر مهم پیشرفت سرطان ، نقایصی در ژنهای دخیل در حفظ انسجام و پایداری کروموزمی و تخمین جور شدن صحیح میتوزی است.
از کانونهای تمرکز تحقیقات سرطان ، روی تعریف سیتوژنتیکی و مولکولی این اختلالات است که بسیاری از آنها را مرتبط با پروتوانکوژنها یا ژنهای سرکوبگر تومور میدانند و احتمالا تقویت بروز پروتوانکوژنها را مقدور میسازند یا نمایانگر از دست رفتن آللهای ژن سرکوبگر تومور میباشند.
پرتوها
پرتوهای یونیزه کننده ، خطر سرطان را افزایش میدهند. دادههای مربوط به افراد زنده مانده از بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و سایر جمعیتهای برخورد داشته با پرتوها ، دوره نهان طولانی را نشان میدهند که در مورد لوکمی در محدوده 5 سال است، اما برای برخی تومورها تا 40 سال میرسد. این خطر وابسته به سن است و بیشترین میزان آن برای کودکان زیر 10 سال و افراد مسن میباشد.
پرتوتابی برای افراد دچار نقایص ذاتی ترمیم DNA به مراتب صدمه زنندهتر از جمعیت عمومی است. هر فردی در معرض درجاتی از پرتوهای یونیزه کننده ناشی از پرتوتابی زمینهای ، برخورد طبی و انرژی هستهای میباشد. متاسفانه نقاط ابهام زیادی در مورد وسعت آثار پرتوها ، خصوصا پرتوتابی در سطح کم ، بر خطر سرطانها وجود دارد.
سرطانزاهای شیمیایی
امروزه نگرانی در مورد بسیاری از سرطانزاهای شیمیایی خصوصا توتون ، اجزای رژیم غذایی ، سرطانزاهای صنعتی و فضولات سمی وجود دارد. اثبات خطر برخورد اغلب دشوار است، اما سطح نگرانی در حدی میباشد که تمام پزشکان باید دانش کاری از این موضوع داشته باشند و بتوانند بین واقعیات اثبات شده و موضوعات مورد شک و بحث افتراق قائل شوند.
یک موضو ع مهم که در آن عوامل محیطی و ژنتیکی میتوانند تعامل کنند تا آثار سرطانزای مواد شیمیایی را تقویت یا مسدود کنند، در ژنهای رمز گردانی کننده آنزیمهایی است که داروهای برونزاد و مواد شیمیایی را متابولیزه میکنند. گروهی از آنزیمهای متابولیزه کننده داروها که توسط خانواده ژنهای سیتوکروم P450 رمز گردانی میشوند، مسئول سم زدایی مواد شیمیایی خارجی هستند. یکی از این آنزیمها ، آنزیم آریل هیدروکربن هیدروکسیلاز (AHH) ، پروتئینی قابل القا است که در متابولیزم هیدروکربنهای چند حلقهای مانند آنهایی که در دود سیگار یافت میشوند، دخالت دارد.
AHH ، هیدروکربن را به شکل اپوکسیدی تبدیل میکند که راحتتر از بدن دفع میشود، اما سرطانزا نیز میباشد. میزان متابولیزم هیدروکربن بطور ژنتیکی کنترل میشود و در جمعیت سالم ، تنوع چند شکل نشان میدهد. افراد حامل آللی با قابلیت القای زیاد ، خصوصا افراد سیگاری ، ظاهرا در معرض خطر افزایش یافته سرطان ریه میباشند.
آینده بحث
سرطان نوعی اختلال ژنتیکی است که در آن ، کنترل تزاید سلولی از دست رفته است. مکانیزم پایه در تمام سرطانها ، جهش در رده زاینده یا بطور به مراتب ناشایعتر ، در سلولهای پیکری میباشد. در مورد روندهای ژنتیکی ایجاد سرطان و عوامل محیطی که DNA را تغییر میدهند و لذا به بدخیمی منجر میشوند، مطالب ناشناخته زیادی وجود دارد.
محتمل است که بینش جدید به نقش بنیادی تغییرات DNA در ایجاد سرطان ، در آینده نزدیک ، به ایجاد روشهای بهتر و اختصاصیتر تشخیص زود هنگام ، پیشگیری و درمان بیماریهای بدخیم منجر شود.
ادامه مطلب
عنوان خبر: الیاف و نخ شناسیمقدمه:
دراین جزوه اطلاعات اولیه در مورد برخی از مواد اولیه مصرفی و رنگ و نوع ماسوره ها و اطلاعاتی در مورد نقشه های فرش مورد استفاده در کارخانه و بررسی چند نوع بافت آمده است.
هدف از این آموزش باز کردن سرفصل مطالب در این زمینه می باشد مسلما همکاری و تجربه شما در شناسایی راهکارهای مناسب تر در انجام کارها جهت کاهش ایرادات و افزایش راندمان در پربارتر کردن آموزش موثر خواهد بود.
الياف و نخ شناسي:
الياف به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشوند
1- الياف طبيعي
2- الياف مصنوعي
در حال حاضر نخهاي مصرفي شركت كه از الياف طبيعي تشكيل شدهاند شامل:
1- نخ پشم: جهت نخ خاب (پرز) فرشهاي پشمي استفاده ميشود.
2- نخ ابريشم: جهت نخ خاب (پرز) فرشهاي پشم- ابريشمي استفاده ميشود.
3- نخ پنبه: جهت نخ ريشه و به صورت مخلوط با پلي استر براي نخ چله مصرف ميگردد.
4- نخ كنف: براي نخ پود فرش استفاده ميشود.
نخهاي مصرفي شركت كه از الياف مصنوعي تشكيل شده اند شامل:
1- نخ اكريليك: جهت نخ خاب (پرز) فرش مصرف می شود.
2- نخ پلی پروپلین (PP): جهت نخ خاب فرشهای پلی پروپلین استفاده می شود.
3- نخ نایلون: جهت نخ دوخت در زیگزاگ مصرف می شود.
4- نخ پود PP: جهت نخ پود بافت های پر تراکم استفاده می شود.
جهت شناسایی الیافت از روشهای فیزیکی و شیمیایی مختلفثی استفاده می شود و یکی از روشهایی که می توان جهت شناسایی نخ های مصرفی شرکت استفاده نمود به شرح ذیل می باشد.
- نخ های مورد مصرف جهت خاب فرش شامل: نخ های اکریلیک، پشم، PP، ابریشم می باشد.
- نخ اکریلیک به صورت دولا مصرف می شود ولی نخ پشم و ابریشم مصرفی در حال حاضر به صورت سه لا می باشد.
- نخ های پشم دارای زیر دست نرمتری نسبت به نخ اکریلیک بوده و بوی خاص پشم ممکن است از آن استشمام گردد.
- نخPP از فیلامنت ها یا رشته های ممتدی تشکیل شده است و دارای سطح صاف و بدون پرز می باشد.
- همچنین طیف رنگی اکثر نخ های پشم، اکریلیک و PP با یکدیگر متفاوت است.
نمرات کلیه نخ های مصرفی در خط تولید به قرار ذیل می باشد:
- نمره نخ: توسط نمره نخ، ضخامت (نازکی و کلفتی) نخ ها نسبت به یکدیگر بیان می شود.
- تعریف نمره متریک: متراژی از نخ یک لا که ی گرم وزن داشته باشد
بعنوان مثال: اگر 50 متر از نخ دولای اکریلیک مصرفی را وزن نماییم و وزن آن 52/9 گرم باشد و سپس در فرمول ذیل قرار دهیم نمره متریک نخ به دست میآید.
N.m5/10 = 50*2 = متراژ *تعداد لا = نمره متریک
52/9 وزن نخ
جهت تشخيص و اندازه گيري نمرات ساير نخهاي ديگر ابتدا بايستي نمره متريك آن نخ را به دست آورد و سپس از نمره متريك به دست آمده ميتوان نمره نخ در ساير واحدهاي ديگر را به دست آورد.
كه در اينجا به ذكر چند نمونه از آن (فرمول به دست آوردن نمره نخ كنف) و نخهاي PP ريشه و چله اكتفا ميكنيم.
جهت نخ فرمول تبديل جنس نخ فرمول تبديل
جهت نخهاي كنف LEA= N.m/0.6 جهت نخهاي پنبه (نخ ريشه و پنبه پلي استر (نخ چله Ne= N.m*0/591
جهت نخهاي PP Dtex=10000*N.m
*نمرات مختلف نخهاي مصرفي و موجود در كارخانه (در جنسهاي مختلف) به قرار ذيل ميباشد.
جنس نخ نمرات مختلف نخ
نخ اكريليك N.m2/5/10
نخ پشم N.m3/15 N.m 3/18
نخ ابريشم N.m3/15
نخ PP Dtex 2/1450 Dtex1/1600 Dtex 1/1800 Dtex 1/2100 Dtex 1/2400 Dtex 1/1350
نخ كنف LEA 2/3 LEA 2/4 LEA 2/5 LEA 2/6 LEA 2/7 LEA 2/8 LEA 2/10 LEA 2/12
نخ چله N.e 6/20 N.e 8/20 N.e 4/20 N.e 12/20
نخ ريشه N.e 12/10 N.e 6/5 N.e 10/10
* جهت سهولت در شناسايي و طبقه بندي رنگ نخها، (توسط سيستم كدينگ) به رنگ نخ ها كد يا شماره داده شده است.
در اينجا جهت اطلاع شما به ذكر چند كد داده شده به رنگ نخهاي پر مصرف توليد اكتفا ميكنيم.
رنگ نخ جنس نخ نمره نخ كد رنگ نخ رنگ نخ جنس نخ نمره نخ كد رنگ نخ
لاكي A اكريليك
1003 سرمه اي A پشم N.m3/15 2061
سرمه اي A اكريليك
2101 كرم A پشم N.m3/15 3062
كرم (نائين) B اكريليك
3130 پيازي B پشم N.m3/15 6061
كرم روشن A اكريليك
3003 بژ A پشم N.m3/15 8060
زيتوني A اكريليك
5004 آبي A پشم N.m3/15 4060
آبي A اكريليك
4005 سبز A پشم N.m3/18 7064
مسي روشن A اكريليك
6101 لاكي A پشم N.m3/18 1064
سبز D اكريليك
7109 سرمه اي A پشم N.m3/18 2064
مسي تيره BS اكريليك
6009 پيازي B پشم N.m3/18 6064
بژF اكريليك
8118 سبز روشن A PP Dtex1/2100 7070
قهوه اي تيره B اكريليك
8527 سرمه اي A PP Dtex1/2100 2070
طوسي B اكريليك
7505 آبي A PP Dtex1/2100 4070
سفيد A ابريشم N.m3/15 3041 لاكي A PP Dtex1/2100 1074
آجري A اكريليك
85
زيتوني C اكريليك
5121
سبز L اكريليك
7121
لازم به ذكر است كه رقم هزارگان كدهاي فوق نشان دهنده رنگ نخ ميباشد و بقيه اعداد نشان دهنده رديف رنگ مربوط به جدول كدينگ ميباشد.
بعنوان مثال اصلي ترين معرف نخ لاكي با كد 1003 رقم هزارگان آن يعني 1 ميباشد (عدد 1 نشان ميدهد كه رنگ نخ مربوطه لاكي ميباشد.) به همين صورت نخهايي كه با عدد 2 شروع ميشود رنگ آنها نخ سرمه اي و رنگ نخهايي كه با عدد 3 شروع ميشوند كرم يا سفيد، رنگ نخهايي كه با عدد 4 شروع ميشوند آبي، رنگ نخهايي كه با عدد 5 شروع ميشوند زيتوني، رنگ نخهايي كه با عدد 6 شروع ميشوند پيازي يا مسي، رنگ نخهايي كه با عدد 7 شروع ميشوند سبز، رنگ نخهايي كه با عدد 75 شروع ميشوند طوسي، رنگ نخهايي كه با عدد 8 شروع ميشوند بژ يا شتري، رنگ نخهايي كه با عدد85 شروع ميشوند قهوه اي ميباشد.
* رنگ ماسوره يا بوبين جمبو:
جهت سهولت در شناسايي نخهاي مصرفي در خطر توليد و جلوگيري از بروز اشتباه د مصرف نخها و پيشگيري از ايجاد اشكال دو رنگي يا دو جنسي در بافت ها توسط كمك بافنده و يا پرسنل خدمات، مخصوصا در رنگهاي مشابه و با شماره لاتهاي مختلف، يا در جنسهاي مختلف از ماسوره ها و يا بوبينهاي جمبو رنگي مختلف استفاده ميشود.
مشخصات ماسوره يا بوبينهاي جمبو و نام مصطلح هر رنگ ماسوره يا بوبين در خط توليد به قرار ذيل ميباشد:
رديف رنگ نوع جنس طول ماسوره يا بوبين نام مصطلح در خط توليد
ماسوره بوبين جمبو
1 آبي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره آبي
2 قرمز * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره قرمز
3 نارنجي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره نارنجي
4 صورتي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره صورتي
5 قرمز فسفري * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره قرمز پستهاي
6 سبز مغز پسته اي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز مغزپستهاي
7 سبز فسفري * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز فسفري
8 سبز تيره * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز تيره
9 سبز روشن * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز روشن
10 مشكي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره مشكي
11 زرد * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره زرد
12 سفيد * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سفيد
13 چوبي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره چوبي
14 سرمهاي * چوبي Cm 5/14 ماسوره سرمهاي
15 خاكستري * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره خاكستري
16 پرتغالي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره پرتغالي
17 سبز چمني * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز چمني
18 آبي * پلاستيكي Cm 29 بوبين آبي
19 سبز * پلاستيكي Cm 29 بوبين سبز
20 زرد * پلاستيكي Cm 29 بوبين زرد
21 سفيد * پلاستيكي Cm 29 بوبين سفيد
22 قرمز * پلاستيكي Cm 29 بوبين قرمز
23 مشكي * پلاستيكي Cm 29 بوبين مشكي
رنگهاي مختلف * مقوايي Cm 29 بوبين مقوايي
تعاريف:
- بافتهايي كه سايزشان 5/3* 5/2 يا بيشتر از 5/3*5/2 باشد را قالي (فرش) گويند.
- بافتهايي را كه سايزشان كمتر از 5/3* 5/2 باشد را قاليچه گويند.
- بافتهايي را كه ابتدا و انتهاي فرش مشخص نبوده و نقشه ابتدا و انتهاي فرش بسته نشده باشد را بافتهاي كناره گويند.
- و يا به صورت كلي بافتهايي را كه طولشان تقريبا 4 برابر عرضشان باشد را بافتهاي كناره گويند.
- بافتهايي را كه نقشه خاصي نشداشته باشند را بافت كف ساده گويند
- بافتهايي را كه نقشه آنها تركيب خاص و مشخصي را نداشته باشند را نقشههاي مدرن يا كلاسيك گويند.
- بافتهايي را كه اصلا پايل (نخ پرز) نداشته باشند را (ساده بافت) گويند.
- اصولا رنگ لبه فرش با رنگ زمينه فرش يكي ميباشد ولي ممكن است در برخي از نقشه ها زمينه فرش با لبه فرش از لحاظ رنگ همرنگ نباشد (بعنوان مثال در برخي از بافتهاي صادراتي رنگ لبه فرش تيرهتر از رنگ زمينه انتخاب ميشود.)
دراین جزوه اطلاعات اولیه در مورد برخی از مواد اولیه مصرفی و رنگ و نوع ماسوره ها و اطلاعاتی در مورد نقشه های فرش مورد استفاده در کارخانه و بررسی چند نوع بافت آمده است.
هدف از این آموزش باز کردن سرفصل مطالب در این زمینه می باشد مسلما همکاری و تجربه شما در شناسایی راهکارهای مناسب تر در انجام کارها جهت کاهش ایرادات و افزایش راندمان در پربارتر کردن آموزش موثر خواهد بود.
الياف و نخ شناسي:
الياف به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشوند
1- الياف طبيعي
2- الياف مصنوعي
در حال حاضر نخهاي مصرفي شركت كه از الياف طبيعي تشكيل شدهاند شامل:
1- نخ پشم: جهت نخ خاب (پرز) فرشهاي پشمي استفاده ميشود.
2- نخ ابريشم: جهت نخ خاب (پرز) فرشهاي پشم- ابريشمي استفاده ميشود.
3- نخ پنبه: جهت نخ ريشه و به صورت مخلوط با پلي استر براي نخ چله مصرف ميگردد.
4- نخ كنف: براي نخ پود فرش استفاده ميشود.
نخهاي مصرفي شركت كه از الياف مصنوعي تشكيل شده اند شامل:
1- نخ اكريليك: جهت نخ خاب (پرز) فرش مصرف می شود.
2- نخ پلی پروپلین (PP): جهت نخ خاب فرشهای پلی پروپلین استفاده می شود.
3- نخ نایلون: جهت نخ دوخت در زیگزاگ مصرف می شود.
4- نخ پود PP: جهت نخ پود بافت های پر تراکم استفاده می شود.
جهت شناسایی الیافت از روشهای فیزیکی و شیمیایی مختلفثی استفاده می شود و یکی از روشهایی که می توان جهت شناسایی نخ های مصرفی شرکت استفاده نمود به شرح ذیل می باشد.
- نخ های مورد مصرف جهت خاب فرش شامل: نخ های اکریلیک، پشم، PP، ابریشم می باشد.
- نخ اکریلیک به صورت دولا مصرف می شود ولی نخ پشم و ابریشم مصرفی در حال حاضر به صورت سه لا می باشد.
- نخ های پشم دارای زیر دست نرمتری نسبت به نخ اکریلیک بوده و بوی خاص پشم ممکن است از آن استشمام گردد.
- نخPP از فیلامنت ها یا رشته های ممتدی تشکیل شده است و دارای سطح صاف و بدون پرز می باشد.
- همچنین طیف رنگی اکثر نخ های پشم، اکریلیک و PP با یکدیگر متفاوت است.
نمرات کلیه نخ های مصرفی در خط تولید به قرار ذیل می باشد:
- نمره نخ: توسط نمره نخ، ضخامت (نازکی و کلفتی) نخ ها نسبت به یکدیگر بیان می شود.
- تعریف نمره متریک: متراژی از نخ یک لا که ی گرم وزن داشته باشد
بعنوان مثال: اگر 50 متر از نخ دولای اکریلیک مصرفی را وزن نماییم و وزن آن 52/9 گرم باشد و سپس در فرمول ذیل قرار دهیم نمره متریک نخ به دست میآید.
N.m5/10 = 50*2 = متراژ *تعداد لا = نمره متریک
52/9 وزن نخ
جهت تشخيص و اندازه گيري نمرات ساير نخهاي ديگر ابتدا بايستي نمره متريك آن نخ را به دست آورد و سپس از نمره متريك به دست آمده ميتوان نمره نخ در ساير واحدهاي ديگر را به دست آورد.
كه در اينجا به ذكر چند نمونه از آن (فرمول به دست آوردن نمره نخ كنف) و نخهاي PP ريشه و چله اكتفا ميكنيم.
جهت نخ فرمول تبديل جنس نخ فرمول تبديل
جهت نخهاي كنف LEA= N.m/0.6 جهت نخهاي پنبه (نخ ريشه و پنبه پلي استر (نخ چله Ne= N.m*0/591
جهت نخهاي PP Dtex=10000*N.m
*نمرات مختلف نخهاي مصرفي و موجود در كارخانه (در جنسهاي مختلف) به قرار ذيل ميباشد.
جنس نخ نمرات مختلف نخ
نخ اكريليك N.m2/5/10
نخ پشم N.m3/15 N.m 3/18
نخ ابريشم N.m3/15
نخ PP Dtex 2/1450 Dtex1/1600 Dtex 1/1800 Dtex 1/2100 Dtex 1/2400 Dtex 1/1350
نخ كنف LEA 2/3 LEA 2/4 LEA 2/5 LEA 2/6 LEA 2/7 LEA 2/8 LEA 2/10 LEA 2/12
نخ چله N.e 6/20 N.e 8/20 N.e 4/20 N.e 12/20
نخ ريشه N.e 12/10 N.e 6/5 N.e 10/10
* جهت سهولت در شناسايي و طبقه بندي رنگ نخها، (توسط سيستم كدينگ) به رنگ نخ ها كد يا شماره داده شده است.
در اينجا جهت اطلاع شما به ذكر چند كد داده شده به رنگ نخهاي پر مصرف توليد اكتفا ميكنيم.
رنگ نخ جنس نخ نمره نخ كد رنگ نخ رنگ نخ جنس نخ نمره نخ كد رنگ نخ
لاكي A اكريليك
1003 سرمه اي A پشم N.m3/15 2061
سرمه اي A اكريليك
2101 كرم A پشم N.m3/15 3062
كرم (نائين) B اكريليك
3130 پيازي B پشم N.m3/15 6061
كرم روشن A اكريليك
3003 بژ A پشم N.m3/15 8060
زيتوني A اكريليك
5004 آبي A پشم N.m3/15 4060
آبي A اكريليك
4005 سبز A پشم N.m3/18 7064
مسي روشن A اكريليك
6101 لاكي A پشم N.m3/18 1064
سبز D اكريليك
7109 سرمه اي A پشم N.m3/18 2064
مسي تيره BS اكريليك
6009 پيازي B پشم N.m3/18 6064
بژF اكريليك
8118 سبز روشن A PP Dtex1/2100 7070
قهوه اي تيره B اكريليك
8527 سرمه اي A PP Dtex1/2100 2070
طوسي B اكريليك
7505 آبي A PP Dtex1/2100 4070
سفيد A ابريشم N.m3/15 3041 لاكي A PP Dtex1/2100 1074
آجري A اكريليك
85
زيتوني C اكريليك
5121
سبز L اكريليك
7121
لازم به ذكر است كه رقم هزارگان كدهاي فوق نشان دهنده رنگ نخ ميباشد و بقيه اعداد نشان دهنده رديف رنگ مربوط به جدول كدينگ ميباشد.
بعنوان مثال اصلي ترين معرف نخ لاكي با كد 1003 رقم هزارگان آن يعني 1 ميباشد (عدد 1 نشان ميدهد كه رنگ نخ مربوطه لاكي ميباشد.) به همين صورت نخهايي كه با عدد 2 شروع ميشود رنگ آنها نخ سرمه اي و رنگ نخهايي كه با عدد 3 شروع ميشوند كرم يا سفيد، رنگ نخهايي كه با عدد 4 شروع ميشوند آبي، رنگ نخهايي كه با عدد 5 شروع ميشوند زيتوني، رنگ نخهايي كه با عدد 6 شروع ميشوند پيازي يا مسي، رنگ نخهايي كه با عدد 7 شروع ميشوند سبز، رنگ نخهايي كه با عدد 75 شروع ميشوند طوسي، رنگ نخهايي كه با عدد 8 شروع ميشوند بژ يا شتري، رنگ نخهايي كه با عدد85 شروع ميشوند قهوه اي ميباشد.
* رنگ ماسوره يا بوبين جمبو:
جهت سهولت در شناسايي نخهاي مصرفي در خطر توليد و جلوگيري از بروز اشتباه د مصرف نخها و پيشگيري از ايجاد اشكال دو رنگي يا دو جنسي در بافت ها توسط كمك بافنده و يا پرسنل خدمات، مخصوصا در رنگهاي مشابه و با شماره لاتهاي مختلف، يا در جنسهاي مختلف از ماسوره ها و يا بوبينهاي جمبو رنگي مختلف استفاده ميشود.
مشخصات ماسوره يا بوبينهاي جمبو و نام مصطلح هر رنگ ماسوره يا بوبين در خط توليد به قرار ذيل ميباشد:
رديف رنگ نوع جنس طول ماسوره يا بوبين نام مصطلح در خط توليد
ماسوره بوبين جمبو
1 آبي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره آبي
2 قرمز * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره قرمز
3 نارنجي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره نارنجي
4 صورتي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره صورتي
5 قرمز فسفري * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره قرمز پستهاي
6 سبز مغز پسته اي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز مغزپستهاي
7 سبز فسفري * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز فسفري
8 سبز تيره * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز تيره
9 سبز روشن * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز روشن
10 مشكي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره مشكي
11 زرد * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره زرد
12 سفيد * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سفيد
13 چوبي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره چوبي
14 سرمهاي * چوبي Cm 5/14 ماسوره سرمهاي
15 خاكستري * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره خاكستري
16 پرتغالي * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره پرتغالي
17 سبز چمني * پلاستيكي Cm 5/14 ماسوره سبز چمني
18 آبي * پلاستيكي Cm 29 بوبين آبي
19 سبز * پلاستيكي Cm 29 بوبين سبز
20 زرد * پلاستيكي Cm 29 بوبين زرد
21 سفيد * پلاستيكي Cm 29 بوبين سفيد
22 قرمز * پلاستيكي Cm 29 بوبين قرمز
23 مشكي * پلاستيكي Cm 29 بوبين مشكي
رنگهاي مختلف * مقوايي Cm 29 بوبين مقوايي
تعاريف:
- بافتهايي كه سايزشان 5/3* 5/2 يا بيشتر از 5/3*5/2 باشد را قالي (فرش) گويند.
- بافتهايي را كه سايزشان كمتر از 5/3* 5/2 باشد را قاليچه گويند.
- بافتهايي را كه ابتدا و انتهاي فرش مشخص نبوده و نقشه ابتدا و انتهاي فرش بسته نشده باشد را بافتهاي كناره گويند.
- و يا به صورت كلي بافتهايي را كه طولشان تقريبا 4 برابر عرضشان باشد را بافتهاي كناره گويند.
- بافتهايي را كه نقشه خاصي نشداشته باشند را بافت كف ساده گويند
- بافتهايي را كه نقشه آنها تركيب خاص و مشخصي را نداشته باشند را نقشههاي مدرن يا كلاسيك گويند.
- بافتهايي را كه اصلا پايل (نخ پرز) نداشته باشند را (ساده بافت) گويند.
- اصولا رنگ لبه فرش با رنگ زمينه فرش يكي ميباشد ولي ممكن است در برخي از نقشه ها زمينه فرش با لبه فرش از لحاظ رنگ همرنگ نباشد (بعنوان مثال در برخي از بافتهاي صادراتي رنگ لبه فرش تيرهتر از رنگ زمينه انتخاب ميشود.)
انواع نقشهها و ترتيب كذگذاري آنها در شركت فرش مشهد
نوع دستگاه و تعداد شانه تراكم پود در سانتي متر تراكم پودپايل دار در سانتي متر محدوده كد نقشه ها مثال
CRM320 7 3 به بالا (5/3) از 2300 لغايت 2399 2301
6/9 4 به بالا (8/4) از 2400 لغايت 2499 2410
11 5به بالا (5/5) از 2500 لغايت 2599 2501
8/12 6 به بالا (4/6) از 2600 لغايت 2699 2620
8/12 6 به بالا (4/6) از 3600 لغايت 3699 3609
8/12 6 به بالا (4/6) از 4300 لغايت 4339
از 3500 لغايت 3599 4337
3564
16 8 به بالا (8) از 2800 لغايت 2899 2801
ASR 350 5/7 5/7 از 250 لغايت 299 258
9 9 از 300 لغايت399 317
9 9 از 3000 لغايت 3999 3007
شونهر و ADR500 15 5 از 500 لغايت 599 518
18 6 از 600 لغايت 699 613
18 6 از 6000 لغايت 6999 6017
شونهر و ASR 500 پنج رنگ 10 10 از 1000 لغايت 1199 1010
12 12 از 1200 لغايت 1299 1203
18 18 از 1800 لغايت 1899 1840
20 20 از 2000 لغايت 2099 2012
CRT 500 بيست و دو رنگ 12 12 از 8800 لغايت 88999
از 22000 لغايت 22999 88050
ASR 500 هفت رنگ 10 10 از 75000 لغايت 75999 70002
ASR 500 ده رنگ 10 10 از 10001 لغايت 10999 10060
ASR 500 هشت رنگ 12 12 از 8000 لغايت 8999 8005
قسمتي از انواع سايز بافتهاي موجود در شركت عبارت است از:
رديف سايز (m) رديف سايز (m)
1 4*3 16 40/2*7/1
2 5/3*5/2 17 20/1*8/0
3 3*2 18 20/1*6/0
4 25/2*5/1 19 قطر 1
5 5/1*1 20 قطر 25/1
6 2*1 21 قطر 5/1
7 3*1 22 قطر 2
8 4*1 23 30/3*5/2
9 5*4 24 3*5/2
10 8/0*5/0 25 40/2*40/2
11 9/0*6/0 26 5*3
12 *8/0
27 90/1*30/1
13 *9/0
28 90/1*30/1
14 *1
29 90/2*2
15 *2/1
30 2*2
* تعريف بافت و معرفي انواع بافتها و دستگاهها:
تعريف بافت: از درگيري نخ تار (چله) و نخ پود (كنف) كه در حالتها و طرحهاي مختلفي ممكن است اتفاق بيافتد بافت حاصل ميگردد.
و با استقرار نخ پرز (نخ رنگ) بر روي نخ پود (كنف)، بافت خاب دار (فرش) به وجود ميآيد.
تعريف شانه: وسيله اي است كه توسط آن علاوه بر كوبش بافت و هدايت نخ چله و نخ خاب در راستاي طولي بافت، تراكم تعداد نخ چله را در هر متر طولي مشخص مينمايد.
تراكم شانه: به تعداد شيارهاي موجود در يك متر طولي شانه را تراكم شانه گويند. مثلا اگر در يك متر طولي شانه 500 عدد شيار وجود داشته باشد به آن 500 شانه ميگويندو اگر 320 عدد شيار وجود داشته باشد به آن 320 شانه ميگويند.
تعريف تراكم پود: به تعداد پودهاي بافت خورده (به كار رفته) در يك متر طولي بافت را تراكم پود گويند. بعنوان مثال اگر تعداد پودهايشمارش شده در يك متر طولي بافت 1000 عدد باشد تراكم پود در متر بافت مذكور را (تراكم 1000) گويند.
تعريف تراكم پود پايلدار: به تعداد پودهاي پايل دار بافته شده (به كار رفته) در يك متر طولي بافت را تراكم پورد پايلدار گويند. مثلا در بافتهاي ADR چون نوع بافت آنها 3/1 ميباشد در صورتي كه تراكم پود در متر بافت 1800 عدد باشد تراكم پود پايلدار در متر 600 عدد خواهد بود.
تعريف پايل: نخ رنگ (خاب فرش) را پايل گويند كه به شكلهاي و بر روي كنف (پود) قرار گرفته است.
در رابطه با انواع بافت معري شده در جدول فوق كه توسط دستگاههاي مختلف مذكور توليد ميشوند به قرار ذيل توضيح مختصري در ارتباط با دو نوع بافت جاري داده ميشود.
لازم به توضيح است كه در معرفي انواع بافتها دياگرامهاي فقط يك لايه از بافت مورد بررسي قرار ميگيرد.
نوع دستگاه: ASR نوع بافت: 1/1 سينگل شات تعداد شانه: 500 طراحي چله نوع اول: 4231- 4231
طراحي چله نوع دوم: 4132- 4132
شرح: همانطور كه در دياگرام روبرو ملاحظه ميكنيد در هر شانه از بافت جهت هر لايه از فرش يك چله سفت و يك چله شل وجود دارد و از حركت چله و درگيري با نخ كنف بافت حاصل ميشود. در نهايت با استقرار نخ خاب بر روي نخ پود بافت خاب دار توليد ميگردد. (در هر زنجيره بافت، يك نخ پود وجود دارد)
ضايعات نخ خاب در اين نوع بافتها در پشت فرش ميباشد.
در اين نوع بافت هر نخ پود كه داخل زنجيره بافت ميباشد پايلدار ميباشد.
* لازم به توضيح است كه معني اعداد نوشته شده در جلوي (نوع بافت) در بالاي جدول به قرار ذيل ميباشد.
- عدد بالاي خط كسري تعداد 1پود پايل دار در يك زنجيره بافت را نشان ميدهد و عدد پايين خط كسري تعداد پود موجود در يك زنجيره بافت را نشان ميدهد.
نوع دستگاه: ASR نوع بافت: 2/2 دابل شات تعداد شانه: 350 طراحي چله: 1324-1324
شرح: همانطور كه در دياگرام روبرو ملاحظه مينماييد در هر شانه از بافت جهت هر لايه از فرش سه چله شل وجود دارد كه با حركت چلهها طبق طراحي نخ چله انجام شده و درگيري با نخ كنف بافت حاصل ميشود. و در نهايت با استقرار نخ خاب بر روي نخ پود، بافت خاب دار توليد ميگردد (لازم به ذكر است كه در اين نوع بافت در هر زنجيره بافت دو نخ پود وجود دارد)
ضايعات نخ خاب در اين نوع بات در پشت فرش زير ميباشد.
در اين نوع بافت، هر دو نخ پود كه داخل زنجيره بافت ميباشند پايلدار ميباشند.
انواع بافت و دستگاهها:
در شركت فرش مشهد حداقل 8 نوع بافت وجود دارد كه در حال حاضر اين بافتها توسط شش نوع دستگاه انجام ميشود. اين دستگاهها عبارتند از:
نوع دستگاه تعداد شانه نوع بافت پود (بافت) در CM تراكم پود پايل دار (در CM( نخ رنگ مصرفي دياگرام بافت
ASR 350 2/2
دابل شات 9 9 اكريليك
ASR 500 1/1
سينگل شات 10 10 اكريليك- پشم- ابريشم
ADR 500 3/1 18 6 اكريليك- پشم
CRM 320 2/1 8/12 4/6 PP-H.S
CRT 500 1/1 12 12 اكريليك
شونهر 500 3/1 18 6 اكريليك
شونهر 500 1/1 10 10 اكريليك
CRX 500 1/1 12 12 اكريليك
نوع دستگاه و تعداد شانه تراكم پود در سانتي متر تراكم پودپايل دار در سانتي متر محدوده كد نقشه ها مثال
CRM320 7 3 به بالا (5/3) از 2300 لغايت 2399 2301
6/9 4 به بالا (8/4) از 2400 لغايت 2499 2410
11 5به بالا (5/5) از 2500 لغايت 2599 2501
8/12 6 به بالا (4/6) از 2600 لغايت 2699 2620
8/12 6 به بالا (4/6) از 3600 لغايت 3699 3609
8/12 6 به بالا (4/6) از 4300 لغايت 4339
از 3500 لغايت 3599 4337
3564
16 8 به بالا (8) از 2800 لغايت 2899 2801
ASR 350 5/7 5/7 از 250 لغايت 299 258
9 9 از 300 لغايت399 317
9 9 از 3000 لغايت 3999 3007
شونهر و ADR500 15 5 از 500 لغايت 599 518
18 6 از 600 لغايت 699 613
18 6 از 6000 لغايت 6999 6017
شونهر و ASR 500 پنج رنگ 10 10 از 1000 لغايت 1199 1010
12 12 از 1200 لغايت 1299 1203
18 18 از 1800 لغايت 1899 1840
20 20 از 2000 لغايت 2099 2012
CRT 500 بيست و دو رنگ 12 12 از 8800 لغايت 88999
از 22000 لغايت 22999 88050
ASR 500 هفت رنگ 10 10 از 75000 لغايت 75999 70002
ASR 500 ده رنگ 10 10 از 10001 لغايت 10999 10060
ASR 500 هشت رنگ 12 12 از 8000 لغايت 8999 8005
قسمتي از انواع سايز بافتهاي موجود در شركت عبارت است از:
رديف سايز (m) رديف سايز (m)
1 4*3 16 40/2*7/1
2 5/3*5/2 17 20/1*8/0
3 3*2 18 20/1*6/0
4 25/2*5/1 19 قطر 1
5 5/1*1 20 قطر 25/1
6 2*1 21 قطر 5/1
7 3*1 22 قطر 2
8 4*1 23 30/3*5/2
9 5*4 24 3*5/2
10 8/0*5/0 25 40/2*40/2
11 9/0*6/0 26 5*3
12 *8/0
27 90/1*30/1
13 *9/0
28 90/1*30/1
14 *1
29 90/2*2
15 *2/1
30 2*2
* تعريف بافت و معرفي انواع بافتها و دستگاهها:
تعريف بافت: از درگيري نخ تار (چله) و نخ پود (كنف) كه در حالتها و طرحهاي مختلفي ممكن است اتفاق بيافتد بافت حاصل ميگردد.
و با استقرار نخ پرز (نخ رنگ) بر روي نخ پود (كنف)، بافت خاب دار (فرش) به وجود ميآيد.
تعريف شانه: وسيله اي است كه توسط آن علاوه بر كوبش بافت و هدايت نخ چله و نخ خاب در راستاي طولي بافت، تراكم تعداد نخ چله را در هر متر طولي مشخص مينمايد.
تراكم شانه: به تعداد شيارهاي موجود در يك متر طولي شانه را تراكم شانه گويند. مثلا اگر در يك متر طولي شانه 500 عدد شيار وجود داشته باشد به آن 500 شانه ميگويندو اگر 320 عدد شيار وجود داشته باشد به آن 320 شانه ميگويند.
تعريف تراكم پود: به تعداد پودهاي بافت خورده (به كار رفته) در يك متر طولي بافت را تراكم پود گويند. بعنوان مثال اگر تعداد پودهايشمارش شده در يك متر طولي بافت 1000 عدد باشد تراكم پود در متر بافت مذكور را (تراكم 1000) گويند.
تعريف تراكم پود پايلدار: به تعداد پودهاي پايل دار بافته شده (به كار رفته) در يك متر طولي بافت را تراكم پورد پايلدار گويند. مثلا در بافتهاي ADR چون نوع بافت آنها 3/1 ميباشد در صورتي كه تراكم پود در متر بافت 1800 عدد باشد تراكم پود پايلدار در متر 600 عدد خواهد بود.
تعريف پايل: نخ رنگ (خاب فرش) را پايل گويند كه به شكلهاي و بر روي كنف (پود) قرار گرفته است.
در رابطه با انواع بافت معري شده در جدول فوق كه توسط دستگاههاي مختلف مذكور توليد ميشوند به قرار ذيل توضيح مختصري در ارتباط با دو نوع بافت جاري داده ميشود.
لازم به توضيح است كه در معرفي انواع بافتها دياگرامهاي فقط يك لايه از بافت مورد بررسي قرار ميگيرد.
نوع دستگاه: ASR نوع بافت: 1/1 سينگل شات تعداد شانه: 500 طراحي چله نوع اول: 4231- 4231
طراحي چله نوع دوم: 4132- 4132
شرح: همانطور كه در دياگرام روبرو ملاحظه ميكنيد در هر شانه از بافت جهت هر لايه از فرش يك چله سفت و يك چله شل وجود دارد و از حركت چله و درگيري با نخ كنف بافت حاصل ميشود. در نهايت با استقرار نخ خاب بر روي نخ پود بافت خاب دار توليد ميگردد. (در هر زنجيره بافت، يك نخ پود وجود دارد)
ضايعات نخ خاب در اين نوع بافتها در پشت فرش ميباشد.
در اين نوع بافت هر نخ پود كه داخل زنجيره بافت ميباشد پايلدار ميباشد.
* لازم به توضيح است كه معني اعداد نوشته شده در جلوي (نوع بافت) در بالاي جدول به قرار ذيل ميباشد.
- عدد بالاي خط كسري تعداد 1پود پايل دار در يك زنجيره بافت را نشان ميدهد و عدد پايين خط كسري تعداد پود موجود در يك زنجيره بافت را نشان ميدهد.
نوع دستگاه: ASR نوع بافت: 2/2 دابل شات تعداد شانه: 350 طراحي چله: 1324-1324
شرح: همانطور كه در دياگرام روبرو ملاحظه مينماييد در هر شانه از بافت جهت هر لايه از فرش سه چله شل وجود دارد كه با حركت چلهها طبق طراحي نخ چله انجام شده و درگيري با نخ كنف بافت حاصل ميشود. و در نهايت با استقرار نخ خاب بر روي نخ پود، بافت خاب دار توليد ميگردد (لازم به ذكر است كه در اين نوع بافت در هر زنجيره بافت دو نخ پود وجود دارد)
ضايعات نخ خاب در اين نوع بات در پشت فرش زير ميباشد.
در اين نوع بافت، هر دو نخ پود كه داخل زنجيره بافت ميباشند پايلدار ميباشند.
انواع بافت و دستگاهها:
در شركت فرش مشهد حداقل 8 نوع بافت وجود دارد كه در حال حاضر اين بافتها توسط شش نوع دستگاه انجام ميشود. اين دستگاهها عبارتند از:
نوع دستگاه تعداد شانه نوع بافت پود (بافت) در CM تراكم پود پايل دار (در CM( نخ رنگ مصرفي دياگرام بافت
ASR 350 2/2
دابل شات 9 9 اكريليك
ASR 500 1/1
سينگل شات 10 10 اكريليك- پشم- ابريشم
ADR 500 3/1 18 6 اكريليك- پشم
CRM 320 2/1 8/12 4/6 PP-H.S
CRT 500 1/1 12 12 اكريليك
شونهر 500 3/1 18 6 اكريليك
شونهر 500 1/1 10 10 اكريليك
CRX 500 1/1 12 12 اكريليك
ادامه مطلب
عنوان خبر: سرمايه اجتماعي ،اصل محوري توسعهسرمايه اجتماعي ،اصل محوري توسعه
چكيده
امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي انسجام بخش ميان انسانها و سازمانهاست. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي شوند. در اين مقاله، ابتدا به مفهوم سرمايه اجتماعي اشاره گرديده و سپس جنبه هاي منفعت اقتصادي و عمومي سرمايه اجتماعي و چگونگي ايجاد، حفظ و نابودي سرمايه اجتماعي بيان گرديده، بعداز آن به توضيح نقش دولت در ايجاد سرمايه اجتماعي مبادرت گرديده، و در پايان با ارائه مدلي به نقش عوامل عملكردي سازمانهاي بخش دولتي در ايجاد سرمايه اجتماعي پرداخته شده است.
مقدمه
امروزه، در كنار سرمايه هاي انساني، مالي و اقتصادي، سرمايه ديگري به نام سرمايه اجتماعـــــــي SOCIAL CAPITAL مورد بهره برداري قرار گرفته است. اين مفهوم به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبع باارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا مي شود. سرمايه اجتماعي كه صبغه اي جامعه شناسانه دارد، به عنوان يك اهرم توفيق آفرين مطرح و مورداقبال فراوان نيز واقع شده است. ســرمايه اجتماعي، بستر مناسبي براي بهره وري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي شود. مديران وكساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار مي سازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زنــــــدگي فرد، معني و مفهوم مي بخشد و زندگي را ساده تر و لذت بخش تر مي سازد.
امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي و گروهي، انسجام بخش ميان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار مي شوند.
در ديدگاههاي سنتي مديريت توسعه سرمايه هاي اقتصادي، فيزيكي و نيروي انساني مهمترين نقش را ايفا مي كردند اما در عصر حاضر براي توسعه بيشتر از آنچه به سرمايه اقتصادي، فيزيكي و انساني نيازمند باشيم به «سرمايه اجتماعي نيازمنديم، زيرا بدون اين سرمايه استفاده از ديگر سرمايه ها به طور بهينه انجام نخواهدشد. در جامعه اي كه فاقد سرمايه اجتماعي كافـــي است. ساير سرمايه ها ابتر مي مانند و تلف مي شوند. از اين رو موضوع سرمايه اجتماعي به عنوان يك اصل محوري براي دستيابي به توسعه محسوب شده و مديراني موفق قلمداد مي گردند كه بتوانند در ارتباط با جامعه به توليد و توسعه سرمايه اجتماعي بيشتر نايل گردند.
سرمايه اجتماعي
اصطلاح سرمايه اجتماعي قبل از سال 1916، در مقاله اي توسط هاني فان از دانشگاه ويرجينياي غربي مطرح شد. اما، نخستين بار در اثر كلاسيك جين جاكوب: مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكايي (1961) به كاررفته است، كه در آن او تــــوضيح داده بود كه شبكه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي حومه قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشكيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات درمورد بهبود كيفيت زندگي، در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروهاي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي دهند.
گلن لوري اقتصاددان نيز همچون ايوان لايتجامعه شناس، اصطلاح سرمايه اجتماعي را در دهه 1970 براي توصيف مشكل توسعه اقتصادي درون شهري به كار برد. در دهه 1980، اين اصطلاح توسط جيمز كلمن جامعه شناس در معناي وسيعتري مورداستقبال قرار گرفت و رابرت پوتنام دانشمند علوم سياسي، نفر دومي بود كه بحثي قوي و پرشور را درمورد سرمايه اجتماعي و جامعه مدني هم در ايتاليا و هم در ايالات متحده برانگيخت _(فوكوياما، 1379، صفحه 10). سرمايه اجتماعي مفهومي است كه پيشينه طولاني زيادي ندارد. كاربرد اين مفهوم به تدريج از دهه 1990 به اين سو در تزها و مقالات دانشگاهــي - بويژه در رشته هاي جامعه شناسي، اقتصاد، سياست و آموزش - با كارهاي افرادي چون جيمز كلمن، پيربورديو، رابرت پاتنام و فرانسيس فوكوياما افزايش يافته است (وال، 1998، صفحه 259).
همچنين استفاده از مفهوم سرمايه اجتماعي باتوجه به روند جهاني شدن و تضعيف نقش دولتهاي ملي، به عنوان راه حلي اجرا شدني در سطح اجتماعات محلي براي مشكلات توسعه، موردتوجه سياستگذاران و مسئولان سياست اجتمــاعي قرار گرفته است _(وارنر، 1999 صفحه 126).
تعريف رايج سرمايه اجتماعي در جريان اصلي جامعه شناسي آمريكايي - بويژه در روايت كاركرد گرايانه آن - عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هايي كه درميان گروههاي انساني پديدار مي گردند و سطح اعتمادي كه در ميان گروه و جماعت خاصي، به عنوان پيامد تعهدات و هنجارهايي پيوسته با ساختار اجتماعي، يافت مي شود. در مقابل جامعه شناسي اروپايي اين مفهوم را در بررسي اين موضوع به كار مي گيرد كه چگونه تحرك پيوندهاي مربوط به شبكه هاي اجتماعي، سلسله مراتب اجتماعي و قدرت تمايزيافته را تقويت مي كند. با وجود اين، نكات مشترك اين دو ديدگاه درمورد سودمندي سرمايه اجتماعي در افزايش برخي ويژگيها، مانند آموزش، تحرك اجتماعي، رشد اقتصادي، برتري سياسي و درنهايت توسعه است (وال، 1998، صفحه 304).
سرمايه اجتماعي با كاركردش تعـــريف مي شود. سرمايه اجتماعي شيئي واحد نيست، بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند: همه آنها شامل جنبه اي از يك ساخت اجتماعي هستند، و كنشهاي معين افرادي را كه در درون ساختار هستند تسهيل مي كنند. سرمايه اجتماعي، مانند شكلهاي ديگر سرمايه مولد است و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست يافتني نخواهدبود امكان پذير مي سازد. سرمايه اجتماعي، مانند سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني كاملاً تعويض پذير نيست. اما نسبت به فعاليتهاي بخصوصي تعويض پذير است. شكل معيني از سرمايه اجتماعي كه در تسهيل كنشهاي معيني ارزشمند است ممكن است براي كنشهاي ديگر بي فايده يا حتي زيانمند باشد. سرمايه اجتماعي نه در افراد و نه در ابزار فيزيكــي توليد قرار دارد (كلمن، 1377، صفحه 462).
سرمايه اجتماع را به سادگي مي توان به عنوان وجود مجموعه معيني از هنجارها يا ارزشهاي غيررسمي تعريف كرد كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميانشان مجاز است، در آن سهيم هستند. مشاركت در ارزشها و هنجارها به خودي خود باعث توليد سرمايه اجتماعي نمي گردد، چرا كه اين ارزشها ممكن است ارزشهاي منفي باشد. هنجارهايي كه سرمايه اجتماعي توليد مي كنند اساساً بايد شامل سجايايي از قبيل صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد.
به طوركلي از سرمايه اجتماعي تعاريف مختلفي ارائه گرديده است.
يكي از تعاريف مطرح اين است كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد. براساس اين تعريف، مفاهيمي نظير جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديك با سرمايه اجتماعي مي گردند (فوكوياما، 1999، صفحه 5).
بانك جهـــاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده اي مي داند كه حاصل تاثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده تاثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه كشورهاي مختلف دارد. سرمايه اجتماعي برخلاف ساير سرمايه ها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و ازطرف ديگر افزايش آن مي تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه هاي اداره جامعه و نيز هزينه هاي عملياتي سازمانها گردد (بانك جهاني 1999).
به طوركلي سرمايه اجتماعي منابعي دردسترس هستند نظير اطلاعات، انديشه ها، راهنماييها، فرصتهاي كسب و كار، سرمايه هاي مالي، قدرت و نفوذ، پشتيباني احساسي، خيرخواهي، اعتماد و همكاري. كلمه اجتماعي در عنوان سرمايه اجتماعي، دلالت مي كند كه اين منابع، خود داراييهاي شخصي محسوب نمي شوند، هيچ فردي به تنهايي مالك آنها نيست. اين منابع در دل شبكه هاي روابط قرار گرفته اند. اگر شما سرمايه هاي انساني را از آنچه كه شما مي دانيد فرض كنيد (مجموع دانش، مهارت و تجارت شما)، پس دسترسي به سرمايه اجتماعي به كساني كه شما مي شناسيد بستگي دارد، يعني اندازه، كيفيت و گوناگوني شبكه هاي كسب و كار و شبكه هاي ارتباطي شخصي شما در آن موثر است. اما فراتر از آن، ســــرمايه اجتماعي به كساني كه شما نمي شناسيد نيز بستگي دارد، البته اگر شما به طور غيرمستقيم به وسيله شبكه هايتان با آنها در ارتباط باشيد.
چكيده
امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي انسجام بخش ميان انسانها و سازمانهاست. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي شوند. در اين مقاله، ابتدا به مفهوم سرمايه اجتماعي اشاره گرديده و سپس جنبه هاي منفعت اقتصادي و عمومي سرمايه اجتماعي و چگونگي ايجاد، حفظ و نابودي سرمايه اجتماعي بيان گرديده، بعداز آن به توضيح نقش دولت در ايجاد سرمايه اجتماعي مبادرت گرديده، و در پايان با ارائه مدلي به نقش عوامل عملكردي سازمانهاي بخش دولتي در ايجاد سرمايه اجتماعي پرداخته شده است.
مقدمه
امروزه، در كنار سرمايه هاي انساني، مالي و اقتصادي، سرمايه ديگري به نام سرمايه اجتماعـــــــي SOCIAL CAPITAL مورد بهره برداري قرار گرفته است. اين مفهوم به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبع باارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا مي شود. سرمايه اجتماعي كه صبغه اي جامعه شناسانه دارد، به عنوان يك اهرم توفيق آفرين مطرح و مورداقبال فراوان نيز واقع شده است. ســرمايه اجتماعي، بستر مناسبي براي بهره وري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي شود. مديران وكساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار مي سازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زنــــــدگي فرد، معني و مفهوم مي بخشد و زندگي را ساده تر و لذت بخش تر مي سازد.
امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي و گروهي، انسجام بخش ميان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار مي شوند.
در ديدگاههاي سنتي مديريت توسعه سرمايه هاي اقتصادي، فيزيكي و نيروي انساني مهمترين نقش را ايفا مي كردند اما در عصر حاضر براي توسعه بيشتر از آنچه به سرمايه اقتصادي، فيزيكي و انساني نيازمند باشيم به «سرمايه اجتماعي نيازمنديم، زيرا بدون اين سرمايه استفاده از ديگر سرمايه ها به طور بهينه انجام نخواهدشد. در جامعه اي كه فاقد سرمايه اجتماعي كافـــي است. ساير سرمايه ها ابتر مي مانند و تلف مي شوند. از اين رو موضوع سرمايه اجتماعي به عنوان يك اصل محوري براي دستيابي به توسعه محسوب شده و مديراني موفق قلمداد مي گردند كه بتوانند در ارتباط با جامعه به توليد و توسعه سرمايه اجتماعي بيشتر نايل گردند.
سرمايه اجتماعي
اصطلاح سرمايه اجتماعي قبل از سال 1916، در مقاله اي توسط هاني فان از دانشگاه ويرجينياي غربي مطرح شد. اما، نخستين بار در اثر كلاسيك جين جاكوب: مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكايي (1961) به كاررفته است، كه در آن او تــــوضيح داده بود كه شبكه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي حومه قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشكيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات درمورد بهبود كيفيت زندگي، در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروهاي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي دهند.
گلن لوري اقتصاددان نيز همچون ايوان لايتجامعه شناس، اصطلاح سرمايه اجتماعي را در دهه 1970 براي توصيف مشكل توسعه اقتصادي درون شهري به كار برد. در دهه 1980، اين اصطلاح توسط جيمز كلمن جامعه شناس در معناي وسيعتري مورداستقبال قرار گرفت و رابرت پوتنام دانشمند علوم سياسي، نفر دومي بود كه بحثي قوي و پرشور را درمورد سرمايه اجتماعي و جامعه مدني هم در ايتاليا و هم در ايالات متحده برانگيخت _(فوكوياما، 1379، صفحه 10). سرمايه اجتماعي مفهومي است كه پيشينه طولاني زيادي ندارد. كاربرد اين مفهوم به تدريج از دهه 1990 به اين سو در تزها و مقالات دانشگاهــي - بويژه در رشته هاي جامعه شناسي، اقتصاد، سياست و آموزش - با كارهاي افرادي چون جيمز كلمن، پيربورديو، رابرت پاتنام و فرانسيس فوكوياما افزايش يافته است (وال، 1998، صفحه 259).
همچنين استفاده از مفهوم سرمايه اجتماعي باتوجه به روند جهاني شدن و تضعيف نقش دولتهاي ملي، به عنوان راه حلي اجرا شدني در سطح اجتماعات محلي براي مشكلات توسعه، موردتوجه سياستگذاران و مسئولان سياست اجتمــاعي قرار گرفته است _(وارنر، 1999 صفحه 126).
تعريف رايج سرمايه اجتماعي در جريان اصلي جامعه شناسي آمريكايي - بويژه در روايت كاركرد گرايانه آن - عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هايي كه درميان گروههاي انساني پديدار مي گردند و سطح اعتمادي كه در ميان گروه و جماعت خاصي، به عنوان پيامد تعهدات و هنجارهايي پيوسته با ساختار اجتماعي، يافت مي شود. در مقابل جامعه شناسي اروپايي اين مفهوم را در بررسي اين موضوع به كار مي گيرد كه چگونه تحرك پيوندهاي مربوط به شبكه هاي اجتماعي، سلسله مراتب اجتماعي و قدرت تمايزيافته را تقويت مي كند. با وجود اين، نكات مشترك اين دو ديدگاه درمورد سودمندي سرمايه اجتماعي در افزايش برخي ويژگيها، مانند آموزش، تحرك اجتماعي، رشد اقتصادي، برتري سياسي و درنهايت توسعه است (وال، 1998، صفحه 304).
سرمايه اجتماعي با كاركردش تعـــريف مي شود. سرمايه اجتماعي شيئي واحد نيست، بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند: همه آنها شامل جنبه اي از يك ساخت اجتماعي هستند، و كنشهاي معين افرادي را كه در درون ساختار هستند تسهيل مي كنند. سرمايه اجتماعي، مانند شكلهاي ديگر سرمايه مولد است و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست يافتني نخواهدبود امكان پذير مي سازد. سرمايه اجتماعي، مانند سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني كاملاً تعويض پذير نيست. اما نسبت به فعاليتهاي بخصوصي تعويض پذير است. شكل معيني از سرمايه اجتماعي كه در تسهيل كنشهاي معيني ارزشمند است ممكن است براي كنشهاي ديگر بي فايده يا حتي زيانمند باشد. سرمايه اجتماعي نه در افراد و نه در ابزار فيزيكــي توليد قرار دارد (كلمن، 1377، صفحه 462).
سرمايه اجتماع را به سادگي مي توان به عنوان وجود مجموعه معيني از هنجارها يا ارزشهاي غيررسمي تعريف كرد كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميانشان مجاز است، در آن سهيم هستند. مشاركت در ارزشها و هنجارها به خودي خود باعث توليد سرمايه اجتماعي نمي گردد، چرا كه اين ارزشها ممكن است ارزشهاي منفي باشد. هنجارهايي كه سرمايه اجتماعي توليد مي كنند اساساً بايد شامل سجايايي از قبيل صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد.
به طوركلي از سرمايه اجتماعي تعاريف مختلفي ارائه گرديده است.
يكي از تعاريف مطرح اين است كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد. براساس اين تعريف، مفاهيمي نظير جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديك با سرمايه اجتماعي مي گردند (فوكوياما، 1999، صفحه 5).
بانك جهـــاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده اي مي داند كه حاصل تاثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده تاثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه كشورهاي مختلف دارد. سرمايه اجتماعي برخلاف ساير سرمايه ها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و ازطرف ديگر افزايش آن مي تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه هاي اداره جامعه و نيز هزينه هاي عملياتي سازمانها گردد (بانك جهاني 1999).
به طوركلي سرمايه اجتماعي منابعي دردسترس هستند نظير اطلاعات، انديشه ها، راهنماييها، فرصتهاي كسب و كار، سرمايه هاي مالي، قدرت و نفوذ، پشتيباني احساسي، خيرخواهي، اعتماد و همكاري. كلمه اجتماعي در عنوان سرمايه اجتماعي، دلالت مي كند كه اين منابع، خود داراييهاي شخصي محسوب نمي شوند، هيچ فردي به تنهايي مالك آنها نيست. اين منابع در دل شبكه هاي روابط قرار گرفته اند. اگر شما سرمايه هاي انساني را از آنچه كه شما مي دانيد فرض كنيد (مجموع دانش، مهارت و تجارت شما)، پس دسترسي به سرمايه اجتماعي به كساني كه شما مي شناسيد بستگي دارد، يعني اندازه، كيفيت و گوناگوني شبكه هاي كسب و كار و شبكه هاي ارتباطي شخصي شما در آن موثر است. اما فراتر از آن، ســــرمايه اجتماعي به كساني كه شما نمي شناسيد نيز بستگي دارد، البته اگر شما به طور غيرمستقيم به وسيله شبكه هايتان با آنها در ارتباط باشيد.
واژه سرمايه دلالت مي كند كه سرمايه اجتماعي همانند سرمايه انساني يا سرمايه اقتصادي ماهيتي زاينده و مولد دارد، يعني ما را قادر مي سازد ارزش ايجاد كنيم، كارها را انجام دهيم، به اهدافمان دست يابيم، ماموريتهايمان را در زندگي به اتمام رسانيم و به سهم خويش به دنيايي ياري رسانيم كه در آن زندگي مي كنيم. وقتي مي گوييم سرمايه هاي اجتماعي زاينده و مولد هستند، منظور اين است كه هيچ كس بدون آن موفق نيست و حتي زنده نمي ماند _(كلمن، 1990، صفحه 300).
مقايسه سرمايه اجتماعي با سرمايه فيزيكي و انساني
شايد مهمترين پيشرفت در اقتصاد آموزش و پرورش درسي سال گذشته اين انديشه بوده است كه مفهوم سرمايه فيزيكي به گونه اي كه در ابزارها، ماشين آلات و ديگر وسايل توليدي تجسم يافته است، مي تواند بسط يابد و شامل سرمايه انساني نيز بشود. همان طور كه سرمايه فيزيكي، با ايجاد تغييرات در مواد براي شكل دادن به ابزارهــايي كه توليد را تسهيل مي كنند به وجود مي آيد، سرمايه انساني با تغيير دادن افراد براي دادن مهارتها و توانائيهايي به آنها پديد مي آيد و افراد را تــــوانا مي سازد به شيوه هاي جديد رفتار كنند (كلمن، 1377، صفحه 462).
سرمايه اجتمـــاعي، به نوبه خود، هنگامي به وجود مي آيد كه روابط ميان افراد به شيوه اي دگرگون مي شود كه كنش را تسهيل مي كند. سرمايه فيزيكي كاملاً ملموس است. سرمايه انساني كمتر ملموس است، و در مهارتها و دانشي كه فرد كسب كرده است تجسم مي يابد؛ سرمايه اجتماعي حتي كمتر از اين محسوس است، زيرا در روابط ميان افراد تجسم مي يابد. سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني فعاليت توليدي را تسهيل مي كنند، و سرمايه اجتماعي نيز همانند آنها عمل مي كند. مثلاً، گروهي كه اعضايش زياد به يكديگر اعتماد مي كنند، خواهند توانست كارهايي بسيار بيشتر از گروهي كه فاقد آن است، انجام دهد.
جنبه منفعت اقتصادي سرمايه اجتماعي
اقتصاد جديد سرمايه داري، سرمايه اجتماعي را به كار مي گيرد، آن را تهي مي سازد و باز آن را پر مي كند. اقتصاددانان نئوكلاسيك به اهميت هنجارهاي اجتماعي تعاوني دراقتصاد به خوبي واقفند و براي تبيين اينكه چگونه عناصر عقل گراي خودخواه به همكاري با يكديگر روي مي آوردند، نظريه دقيقي دارند. به علاوه، اقتصاددانان هنجارهايي را كه به طور نهادينه ساخته شده اند، به خوبي مي شناسند: نظريه آنها را براي ارزيابي اينكه رفتار دولت با كارآمدي - رو به افزايش، و كارآمدي - روبه كاهش چيست، رهنمودهايي فراهم مي سازد. آنچه كه اقتصاددانان به سختي مي پذيرند اهميت آن چيزي است كه مي توان هنجارهايي كه به طور برونزاد ساخته شده اندناميد. يعني در هنجارهاي بيرون از نظام اقتصادي كه بر رفتار اقتصادي تاثير مي گذارند، و ازمنابعي از قبيل فرهنگ يا مذهب سرچشمه مي گيرند _(فوكوياما، 1379، صفحه 63).
وظيفه اقتصادي سرمايه اجتماعي كاهش هزينه هاي معاملاتش است كه با مكانيسم هاي هماهنگي رسمي مثل قراردادها، سلسله مراتب، قوانين بوروكراسي و موارد متشابه مربوط هستند. حقيقت موضوع اين است كه هماهنگ كردن فعاليتها براساس هنجارهاي غيررسمي به عنــــوان بخش مهمي از اقتصاد مدرن پايدار مي ماند، و اين مسئله به دليل ماهيت پيچيده فعاليتهاي اقتصادي و فناوري پيچيده است. بسياري خدمات پيچيده براي كنترل، خيلي پرهــزينه هستند و ازطريق استانداردهاي حرفه اي داخلي خيلي بهتر از مكانيسم هاي كنتــرل رسمي، كنترل مي شوند. يك مهندس نرم افزار بسيار آموزش ديده اغلب بيشتر از بهره وري خودش نسبت به سرپرست خود مطلع است؛ يك خزانه داري اغلب وقتي كه به قضاوت يك مأمور مالي باتجربه واگذار شود، كاراتر است از اينكـــه توسط كتابي مثل سررشته داري دولتي انجام شود. تعدادي از مطالعات تجربي پيشنهاد مي كند كه فناوري پيشرفته تحقيق و توسعه (R&D) اغلب به مبادله غيررسمي حق مالكيت عقلايي وابسته است، به دليل اينكـــه مبادله رسمي مستلزم افزايش هزينه هاي معاملاتي بيش از حد است و سرعت مبادلات را كم مي كند. حتي در محيطهاي با فناوري پيشرفته پايين، سرمايه اجتماعي اغلب به كارايي بيشتري نسبت به تكنيك هاي هماهنگي رسمي منجر مي شود. تيلوريسم كلاسيك، كه محلهاي كاري را به شيوه بوروكراسي بسيار متمركز سازماندهي كرد، ناكارآمدي زيادي به وجود آورد موقعي كه تصميمات به تأخير افتادند و اطلاعات تحريف شدند و زنجيرهاي سسله مراتب فرمان به طرف پايين حركت كردند. در بسياري از كارخـــــانه هاي توليدي، ساختارهاي مديريت مسطح ترجايگزين تيلوريسم شده است كه مسئوليت را به سطوح پايين خود كارخانه واگذار كرده است. كارگراني كه خيلي به منابع دانش تخصصي نزديكتر هستند اختيار دارند كه خود تصميم بگيرند به جاي اينكه آن را به سلسله مراتب مديريتي واگذار كنند. اين كار اغلب به بازدهي بالايي منجر مي شود اما كاملاً به سرمايه اجتماعي نيروي كار وابسته است. اگر بين كارگران و مديران عدم اعتماد يا فرصت طلبي فراوان وجود داشته باشد، تفويض اختيار كه در يك سيستم توليدي كوچك لازم است، به از كارافتادگي فوري منجر مي شود. اين درواقع آن چيزي است كه در جنرال موتور طي اعتصابهاي 1996 و 1998 اتفاق افتاد، زماني كه يك شعبه محلي با مخالفت توانست كل عمليات آمريكاي شمالي شركت را ببندد _(گلنر، 1994، صفحه 52).
فوكوياما در كتاب اعتماد (1995). چند مثال ارائه داده درباره اينكه چگونه سرمايه اجتماعي، اقتصاد جهاني معاصر را شكل داده است، مثلاً كارگاههاي خانوادگي را به موتور توسعه اقتصادي در مكانهايي از قبيل مركز ايتاليا، هنگ كنگ، و تايوان تبديل كرده است (فوكوياما، 1379، صفحه 64).
جنبه منفعت عمومي سرمايه اجتماعي
سرمايه اجتماعي ويژگيهاي معيني دارد كه آن را از كالاهاي خصوصي، تقسيم پذير و انتقال پذير كه در نظريه اقتصادي نئوكلاسيك بحث شده است، متمايز مي سازد. يكي از اين ويژگيها كه لوري (1987) درباره آن بحث كرده، انتقال ناپذيري عملي آن است. اگرچه اين سرمايه، منبعي است كه ارزش استفاده دارد، به آساني مبادله نمي شود. صفت كيفي ساختار اجتماعي كه فرد در آن قرار گرفته اين است كه سرمايه اجتماعي، دارايي شخصي هيچ يك از افرادي نيست كه از آن سود مي برد.
تفاوت ديگر، كه از جنبه منفعت عمومي سرمايه اجتماعي ناشي مي شود، مي تواند با مقايسه آن با سرمايه فيزيكي مشاهده گردد. سرمايه فيزيكي معمولاً كالايي خصوصي است، و حقوق مالكيت به شخصي كه در سرمايه فيزيكي سرمايه گذاري كند امكان مي دهد، منافعي را كه اين سرمايه توليد مي كند به دست آورد. بنابراين، انگيزه سرمايه گذاري در سرمايه فيزيكي كاهش نمي يابد؛ آن گونه كه اقتصاددان ممكن است بگويد، يك سرمايه گــــذاري نيمه بهينه (SUBOPTIMAL INVESTMENT) در سرمايه فيزيكي وجود ندارد، زيرا كساني كه در آن سرمايه گذاري مي كنند مي توانند منافع سرمايه گذاري خود را تصاحب كنند. درمورد سرمايه انساني نيز - دست كم سرمايه انساني از نوعي كه در مدارس توليد مي شود - فردي كه وقت و منابع خود را سرمايه گذاري مي كند منافعي را به دست مي آورد كه افراد پيش بيني مي كنند از آموزش كسب خواهند كرد: يعني شغلي با دستمزد بيشتر، كار رضايت بخش تر يا داراي پايگاه بالاتر، يا حتي لذت درك بهتر دنياي پيرامون (كلمن، 1377، صفحه 483).
اما سرمايه اجتماعي در بيشتر شكلهايش اين گونه نيست. مثلاً، انواع ساختارهاي اجتماعي كه هنجارهاي اجتماعي و ضمانتهاي اجرايي براي تحميل آنهــــــا را امكان پذير مي سازد در درجـــــه اول به افرادي سود نمي رساند كه تلاشهاي آنهابراي به وجود آوردن هنجارها و ضمانتهاي اجرايي لازم است. بلكه به همه افرادي سود مي رساند كه جزء آن ساختار معين هستند. جنبه منفعت عمومي بيشتر سرمايه اجتماعي به اين معناست كه سرمايه اجتماعي از جهت كنش هدفمند، در موقعيتي اساساً متفاوت با بيشتر شكلهاي ديگر سرمايه است. سرمايه اجتماعي، منبع مهمي براي افراد است و مي تواند بر توانايي كنش آنها و كيفيت مشهود زندگيشان بسيار تاثير گذارد.
نحوه ايجاد، حفظ و نابودي سرمايه اجتماعي
آنچه تا اينجا بيان شد، حاكي از آن است كه اقتصاد سرمايه داري جديد، براي سرمايه اجتماعي تقاضاي مداومي را به وجود مي آورد. اينكه آيا براي برآوردن اين تقاضا ذخيره كافي سرمايه اجتماعي وجود دارد يا نه، به عوامل گوناگوني بستگي دارد كه بسياري از آنها بيرون از اقتصاد بازار آزاد است. به مسئله ذخيره (سرمايه اجتمـــاعي) در دو سطح پاسخ داده مي شود؛ يكي سطح مربوط به واحدهاي انفرادي و سطح ديگر در جامعه به عنوان يك كل، ازجمله مسائل مربوط به سياستگذاريهاي اجتماعي است.
درمورد واحدهاي انفرادي، سرمايه اجتماعي را مي توان ازطريق سرمايه گذاري اجتماعي مستقيم در آموزش و پرورش و كارآموزي در زمينه مهارتهاي تعاوني ايجاد كرد و البته درباره ايجاد فرهنگهاي تعاوني، مطالب زيادي در حوزه بازرگاني نگاشته شده است كه چيزي جز تربيت كاركنان شركت و آموزش سلسله اي از هنجارهايي نيست كه آنها را به كاركردن با يكديگر و ايجاد حس هويت گروهي علاقــه مند مي كند (شاين، 1988، صفحه 69).
اما بسياري از مهمترين شبكه هاي اعتماد و هنجارهاي اجتماعي براي شركت فردي كه ريشه در رفتارهاي اجتماعي جامعه پيرامون خود دارد، كاملاً برون زاد خواهد بود. فراهم ساختن و تدارك سرمايه اجتماعي با واسطه و ميانجيگري مجموعه اي از نهادهايي كه تقريباً به وسعت و گستردگي خود جامعه هستند، انجام مي پذيرد. خانواده ها، مدارس، كليساها و انجمنهاي داوطلبانه، انجمنهاي تخصصي، فرهنگ عمومي و غيره از آن جمله است. اكثر اين نهادها با اقتصاد بازار كاملاً بيگانه هستند. بودجه برخي از اين نهادها، از قبيل مدارس، را مردم با پرداخت ماليات تامين مي كنند: برخي ديگر مانند خانواده ها يا انجمنهاي خيريه ازطريق توليدات فرعي فعاليتهاي ديگر، سرمايه اجتماعي توليد مي كنند، چنانچه جيمزكلمن خاطرنشان ساخته است، سرمايه اجتماعي مانند بسياري از اشكال ديگر سرمايه انساني يك منفعت عمومي است، و بنابراين، بازارهاي رقابتي به طور منظم براي آن سرمايـه گذاري مي كنند (فوكوياما، 1379، صفحه 89).
در ادامه اين بحث بعضي عوامل را، كه خود نتيجه تصميمات افراد هستند مطرح خواهيم كرد كه به ايجاد يا نابودي سرمايه اجتماعي كمك مي كنند.
1 - فروبستگي: اثر فروبستگي، بويژه با درنظرگرفتن سيستمي شامل والدين و كودكان به خوبي مي تواند مشاهده شود. در اجتماعي كه مجموعه وسيعي از انتظارات و تعهدات، بزرگسالان را به هم پيوند مي دهد، هر بزرگسالي مي تواند از حساب مشترك خود با ديگر بزرگسالان براي كمك به نظارت و كنترل فرزندانش استفاده كند. اگر A وB در اجتماعي بزرگسال باشند و a وb به ترتيب كودكان آنها باشنــد، در آن صورت فروبستگي در جامعه مي تواند مانند شكل 1 (a) تصوير شود كه در آن پيكانها از كنشگري به كنشگر ديگر مجدداً نمايانگر وابستگي دومي به اولي ازطريق رويدادهايي است كه اولي كنترل مي كند. فقدان فروبستگي در شكل 1 (b) نشان داده شده است، كه در آن والدين، A وB دوستاني در خارج از اين اجتماع دارند. در اجتماعي مانند آنچه كه در شكل 1 (a) نشان داده شده است، A وB هر دو مي توانند از تعهدات متقابل خود براي كمك به پرورش كودكانشان استفاده كنند و مي توانند هنجارهايي درباره رفتار كودكانشان به وجود آورند. كنشهاي هر كودك a يا b برونبودهايي مستقيم يا غيرمستقيم، هم بر A و هم برB در هر دو اجتماع تحميل مي كنند؛ اما تنها در اجتماعي كه به وسيله شكل 1 (a) نشان داده شده است فروبستگي موجود به B,A امكان مي دهد هنجارهايي برقرار و اعمال ضمانتهاي اجرايي يكديگر را درمورد كودكان تقويت كنند. (كلمن، 1377، صفحه 478).
2 - ثبات: عامل دومي كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ثبات ساختار اجتماعي است. هر شكل سرمايه اجتماعي به استثناي شكلي كه از سازمانهاي رسمي با ساختارهاي مبتني بر مشاغل نشأت مي گيرد، به ثبات وابسته است. درهم گسيختگي سازمان اجتماعي يا روابط اجتماعي مي تواند براي سرمايه اجتماعي بسيار ويرانگر باشد. اختراع اجتماعي سازمانهايي كه به جاي افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشكيل مي دهند شكلي از سرمايه اجتماعي فراهم كرده است كه مي تواند ثبات را در برابر بي ثباتي افراد حفظ كند. در مواردي كه افراد، صرفاً اشغال كنندگان مشاغل هستند، تنها عملكرد شاغلان، نه خود ساختار، با تحرك افراد دچار اختلال مي شود. اما براي هر شكل ديگر سرمايه اجتماعي، تحرك فردي، كنش بالقوه اي را به وجود مي آورد كه نابودكننده خود ساختار - و بنابراين، سرمايه اجتماعي وابسته به آن خواهدبود (همان منبع، صفحه 490).
مقايسه سرمايه اجتماعي با سرمايه فيزيكي و انساني
شايد مهمترين پيشرفت در اقتصاد آموزش و پرورش درسي سال گذشته اين انديشه بوده است كه مفهوم سرمايه فيزيكي به گونه اي كه در ابزارها، ماشين آلات و ديگر وسايل توليدي تجسم يافته است، مي تواند بسط يابد و شامل سرمايه انساني نيز بشود. همان طور كه سرمايه فيزيكي، با ايجاد تغييرات در مواد براي شكل دادن به ابزارهــايي كه توليد را تسهيل مي كنند به وجود مي آيد، سرمايه انساني با تغيير دادن افراد براي دادن مهارتها و توانائيهايي به آنها پديد مي آيد و افراد را تــــوانا مي سازد به شيوه هاي جديد رفتار كنند (كلمن، 1377، صفحه 462).
سرمايه اجتمـــاعي، به نوبه خود، هنگامي به وجود مي آيد كه روابط ميان افراد به شيوه اي دگرگون مي شود كه كنش را تسهيل مي كند. سرمايه فيزيكي كاملاً ملموس است. سرمايه انساني كمتر ملموس است، و در مهارتها و دانشي كه فرد كسب كرده است تجسم مي يابد؛ سرمايه اجتماعي حتي كمتر از اين محسوس است، زيرا در روابط ميان افراد تجسم مي يابد. سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني فعاليت توليدي را تسهيل مي كنند، و سرمايه اجتماعي نيز همانند آنها عمل مي كند. مثلاً، گروهي كه اعضايش زياد به يكديگر اعتماد مي كنند، خواهند توانست كارهايي بسيار بيشتر از گروهي كه فاقد آن است، انجام دهد.
جنبه منفعت اقتصادي سرمايه اجتماعي
اقتصاد جديد سرمايه داري، سرمايه اجتماعي را به كار مي گيرد، آن را تهي مي سازد و باز آن را پر مي كند. اقتصاددانان نئوكلاسيك به اهميت هنجارهاي اجتماعي تعاوني دراقتصاد به خوبي واقفند و براي تبيين اينكه چگونه عناصر عقل گراي خودخواه به همكاري با يكديگر روي مي آوردند، نظريه دقيقي دارند. به علاوه، اقتصاددانان هنجارهايي را كه به طور نهادينه ساخته شده اند، به خوبي مي شناسند: نظريه آنها را براي ارزيابي اينكه رفتار دولت با كارآمدي - رو به افزايش، و كارآمدي - روبه كاهش چيست، رهنمودهايي فراهم مي سازد. آنچه كه اقتصاددانان به سختي مي پذيرند اهميت آن چيزي است كه مي توان هنجارهايي كه به طور برونزاد ساخته شده اندناميد. يعني در هنجارهاي بيرون از نظام اقتصادي كه بر رفتار اقتصادي تاثير مي گذارند، و ازمنابعي از قبيل فرهنگ يا مذهب سرچشمه مي گيرند _(فوكوياما، 1379، صفحه 63).
وظيفه اقتصادي سرمايه اجتماعي كاهش هزينه هاي معاملاتش است كه با مكانيسم هاي هماهنگي رسمي مثل قراردادها، سلسله مراتب، قوانين بوروكراسي و موارد متشابه مربوط هستند. حقيقت موضوع اين است كه هماهنگ كردن فعاليتها براساس هنجارهاي غيررسمي به عنــــوان بخش مهمي از اقتصاد مدرن پايدار مي ماند، و اين مسئله به دليل ماهيت پيچيده فعاليتهاي اقتصادي و فناوري پيچيده است. بسياري خدمات پيچيده براي كنترل، خيلي پرهــزينه هستند و ازطريق استانداردهاي حرفه اي داخلي خيلي بهتر از مكانيسم هاي كنتــرل رسمي، كنترل مي شوند. يك مهندس نرم افزار بسيار آموزش ديده اغلب بيشتر از بهره وري خودش نسبت به سرپرست خود مطلع است؛ يك خزانه داري اغلب وقتي كه به قضاوت يك مأمور مالي باتجربه واگذار شود، كاراتر است از اينكـــه توسط كتابي مثل سررشته داري دولتي انجام شود. تعدادي از مطالعات تجربي پيشنهاد مي كند كه فناوري پيشرفته تحقيق و توسعه (R&D) اغلب به مبادله غيررسمي حق مالكيت عقلايي وابسته است، به دليل اينكـــه مبادله رسمي مستلزم افزايش هزينه هاي معاملاتي بيش از حد است و سرعت مبادلات را كم مي كند. حتي در محيطهاي با فناوري پيشرفته پايين، سرمايه اجتماعي اغلب به كارايي بيشتري نسبت به تكنيك هاي هماهنگي رسمي منجر مي شود. تيلوريسم كلاسيك، كه محلهاي كاري را به شيوه بوروكراسي بسيار متمركز سازماندهي كرد، ناكارآمدي زيادي به وجود آورد موقعي كه تصميمات به تأخير افتادند و اطلاعات تحريف شدند و زنجيرهاي سسله مراتب فرمان به طرف پايين حركت كردند. در بسياري از كارخـــــانه هاي توليدي، ساختارهاي مديريت مسطح ترجايگزين تيلوريسم شده است كه مسئوليت را به سطوح پايين خود كارخانه واگذار كرده است. كارگراني كه خيلي به منابع دانش تخصصي نزديكتر هستند اختيار دارند كه خود تصميم بگيرند به جاي اينكه آن را به سلسله مراتب مديريتي واگذار كنند. اين كار اغلب به بازدهي بالايي منجر مي شود اما كاملاً به سرمايه اجتماعي نيروي كار وابسته است. اگر بين كارگران و مديران عدم اعتماد يا فرصت طلبي فراوان وجود داشته باشد، تفويض اختيار كه در يك سيستم توليدي كوچك لازم است، به از كارافتادگي فوري منجر مي شود. اين درواقع آن چيزي است كه در جنرال موتور طي اعتصابهاي 1996 و 1998 اتفاق افتاد، زماني كه يك شعبه محلي با مخالفت توانست كل عمليات آمريكاي شمالي شركت را ببندد _(گلنر، 1994، صفحه 52).
فوكوياما در كتاب اعتماد (1995). چند مثال ارائه داده درباره اينكه چگونه سرمايه اجتماعي، اقتصاد جهاني معاصر را شكل داده است، مثلاً كارگاههاي خانوادگي را به موتور توسعه اقتصادي در مكانهايي از قبيل مركز ايتاليا، هنگ كنگ، و تايوان تبديل كرده است (فوكوياما، 1379، صفحه 64).
جنبه منفعت عمومي سرمايه اجتماعي
سرمايه اجتماعي ويژگيهاي معيني دارد كه آن را از كالاهاي خصوصي، تقسيم پذير و انتقال پذير كه در نظريه اقتصادي نئوكلاسيك بحث شده است، متمايز مي سازد. يكي از اين ويژگيها كه لوري (1987) درباره آن بحث كرده، انتقال ناپذيري عملي آن است. اگرچه اين سرمايه، منبعي است كه ارزش استفاده دارد، به آساني مبادله نمي شود. صفت كيفي ساختار اجتماعي كه فرد در آن قرار گرفته اين است كه سرمايه اجتماعي، دارايي شخصي هيچ يك از افرادي نيست كه از آن سود مي برد.
تفاوت ديگر، كه از جنبه منفعت عمومي سرمايه اجتماعي ناشي مي شود، مي تواند با مقايسه آن با سرمايه فيزيكي مشاهده گردد. سرمايه فيزيكي معمولاً كالايي خصوصي است، و حقوق مالكيت به شخصي كه در سرمايه فيزيكي سرمايه گذاري كند امكان مي دهد، منافعي را كه اين سرمايه توليد مي كند به دست آورد. بنابراين، انگيزه سرمايه گذاري در سرمايه فيزيكي كاهش نمي يابد؛ آن گونه كه اقتصاددان ممكن است بگويد، يك سرمايه گــــذاري نيمه بهينه (SUBOPTIMAL INVESTMENT) در سرمايه فيزيكي وجود ندارد، زيرا كساني كه در آن سرمايه گذاري مي كنند مي توانند منافع سرمايه گذاري خود را تصاحب كنند. درمورد سرمايه انساني نيز - دست كم سرمايه انساني از نوعي كه در مدارس توليد مي شود - فردي كه وقت و منابع خود را سرمايه گذاري مي كند منافعي را به دست مي آورد كه افراد پيش بيني مي كنند از آموزش كسب خواهند كرد: يعني شغلي با دستمزد بيشتر، كار رضايت بخش تر يا داراي پايگاه بالاتر، يا حتي لذت درك بهتر دنياي پيرامون (كلمن، 1377، صفحه 483).
اما سرمايه اجتماعي در بيشتر شكلهايش اين گونه نيست. مثلاً، انواع ساختارهاي اجتماعي كه هنجارهاي اجتماعي و ضمانتهاي اجرايي براي تحميل آنهــــــا را امكان پذير مي سازد در درجـــــه اول به افرادي سود نمي رساند كه تلاشهاي آنهابراي به وجود آوردن هنجارها و ضمانتهاي اجرايي لازم است. بلكه به همه افرادي سود مي رساند كه جزء آن ساختار معين هستند. جنبه منفعت عمومي بيشتر سرمايه اجتماعي به اين معناست كه سرمايه اجتماعي از جهت كنش هدفمند، در موقعيتي اساساً متفاوت با بيشتر شكلهاي ديگر سرمايه است. سرمايه اجتماعي، منبع مهمي براي افراد است و مي تواند بر توانايي كنش آنها و كيفيت مشهود زندگيشان بسيار تاثير گذارد.
نحوه ايجاد، حفظ و نابودي سرمايه اجتماعي
آنچه تا اينجا بيان شد، حاكي از آن است كه اقتصاد سرمايه داري جديد، براي سرمايه اجتماعي تقاضاي مداومي را به وجود مي آورد. اينكه آيا براي برآوردن اين تقاضا ذخيره كافي سرمايه اجتماعي وجود دارد يا نه، به عوامل گوناگوني بستگي دارد كه بسياري از آنها بيرون از اقتصاد بازار آزاد است. به مسئله ذخيره (سرمايه اجتمـــاعي) در دو سطح پاسخ داده مي شود؛ يكي سطح مربوط به واحدهاي انفرادي و سطح ديگر در جامعه به عنوان يك كل، ازجمله مسائل مربوط به سياستگذاريهاي اجتماعي است.
درمورد واحدهاي انفرادي، سرمايه اجتماعي را مي توان ازطريق سرمايه گذاري اجتماعي مستقيم در آموزش و پرورش و كارآموزي در زمينه مهارتهاي تعاوني ايجاد كرد و البته درباره ايجاد فرهنگهاي تعاوني، مطالب زيادي در حوزه بازرگاني نگاشته شده است كه چيزي جز تربيت كاركنان شركت و آموزش سلسله اي از هنجارهايي نيست كه آنها را به كاركردن با يكديگر و ايجاد حس هويت گروهي علاقــه مند مي كند (شاين، 1988، صفحه 69).
اما بسياري از مهمترين شبكه هاي اعتماد و هنجارهاي اجتماعي براي شركت فردي كه ريشه در رفتارهاي اجتماعي جامعه پيرامون خود دارد، كاملاً برون زاد خواهد بود. فراهم ساختن و تدارك سرمايه اجتماعي با واسطه و ميانجيگري مجموعه اي از نهادهايي كه تقريباً به وسعت و گستردگي خود جامعه هستند، انجام مي پذيرد. خانواده ها، مدارس، كليساها و انجمنهاي داوطلبانه، انجمنهاي تخصصي، فرهنگ عمومي و غيره از آن جمله است. اكثر اين نهادها با اقتصاد بازار كاملاً بيگانه هستند. بودجه برخي از اين نهادها، از قبيل مدارس، را مردم با پرداخت ماليات تامين مي كنند: برخي ديگر مانند خانواده ها يا انجمنهاي خيريه ازطريق توليدات فرعي فعاليتهاي ديگر، سرمايه اجتماعي توليد مي كنند، چنانچه جيمزكلمن خاطرنشان ساخته است، سرمايه اجتماعي مانند بسياري از اشكال ديگر سرمايه انساني يك منفعت عمومي است، و بنابراين، بازارهاي رقابتي به طور منظم براي آن سرمايـه گذاري مي كنند (فوكوياما، 1379، صفحه 89).
در ادامه اين بحث بعضي عوامل را، كه خود نتيجه تصميمات افراد هستند مطرح خواهيم كرد كه به ايجاد يا نابودي سرمايه اجتماعي كمك مي كنند.
1 - فروبستگي: اثر فروبستگي، بويژه با درنظرگرفتن سيستمي شامل والدين و كودكان به خوبي مي تواند مشاهده شود. در اجتماعي كه مجموعه وسيعي از انتظارات و تعهدات، بزرگسالان را به هم پيوند مي دهد، هر بزرگسالي مي تواند از حساب مشترك خود با ديگر بزرگسالان براي كمك به نظارت و كنترل فرزندانش استفاده كند. اگر A وB در اجتماعي بزرگسال باشند و a وb به ترتيب كودكان آنها باشنــد، در آن صورت فروبستگي در جامعه مي تواند مانند شكل 1 (a) تصوير شود كه در آن پيكانها از كنشگري به كنشگر ديگر مجدداً نمايانگر وابستگي دومي به اولي ازطريق رويدادهايي است كه اولي كنترل مي كند. فقدان فروبستگي در شكل 1 (b) نشان داده شده است، كه در آن والدين، A وB دوستاني در خارج از اين اجتماع دارند. در اجتماعي مانند آنچه كه در شكل 1 (a) نشان داده شده است، A وB هر دو مي توانند از تعهدات متقابل خود براي كمك به پرورش كودكانشان استفاده كنند و مي توانند هنجارهايي درباره رفتار كودكانشان به وجود آورند. كنشهاي هر كودك a يا b برونبودهايي مستقيم يا غيرمستقيم، هم بر A و هم برB در هر دو اجتماع تحميل مي كنند؛ اما تنها در اجتماعي كه به وسيله شكل 1 (a) نشان داده شده است فروبستگي موجود به B,A امكان مي دهد هنجارهايي برقرار و اعمال ضمانتهاي اجرايي يكديگر را درمورد كودكان تقويت كنند. (كلمن، 1377، صفحه 478).
2 - ثبات: عامل دومي كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ثبات ساختار اجتماعي است. هر شكل سرمايه اجتماعي به استثناي شكلي كه از سازمانهاي رسمي با ساختارهاي مبتني بر مشاغل نشأت مي گيرد، به ثبات وابسته است. درهم گسيختگي سازمان اجتماعي يا روابط اجتماعي مي تواند براي سرمايه اجتماعي بسيار ويرانگر باشد. اختراع اجتماعي سازمانهايي كه به جاي افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشكيل مي دهند شكلي از سرمايه اجتماعي فراهم كرده است كه مي تواند ثبات را در برابر بي ثباتي افراد حفظ كند. در مواردي كه افراد، صرفاً اشغال كنندگان مشاغل هستند، تنها عملكرد شاغلان، نه خود ساختار، با تحرك افراد دچار اختلال مي شود. اما براي هر شكل ديگر سرمايه اجتماعي، تحرك فردي، كنش بالقوه اي را به وجود مي آورد كه نابودكننده خود ساختار - و بنابراين، سرمايه اجتماعي وابسته به آن خواهدبود (همان منبع، صفحه 490).
ادامه مطلب
عنوان خبر: آموزش sqlدستور Select
اين دستور كه دستوري مستقل نيست و حتما بايد با اجزايي بكار رود جهت ساخت پرس و جو بر روي بانك اطلاعاتي بكار ميرود و ركوردهايي كه با شرايط اين دستور همخوان باشد به عنوان نتيجه پرس و جو برميگرداند . چهار كلمه كليدي وجود دارند كه بخشهاي ارزشمند اين دستور را تشكيل ميدهند :
1- select
2- from
3- where
4- order by
شكل كلي دستور :
Select [*|distinct column1, column2,…]
From table[,table2,…]
Where شرط
Order by نام فيلد يا شماره فيلد
مثال :
Select * from customers
اين دستور تمام ركوردهاي جدول customers را برميگرداند.
كه نتيجه 91 سطر از اطلاعات اين جدول خواهد بود
حال اگر شرط Country ='uk' اضافه كنيم ، فقط اطلاعات مشتريان انگليس جواب خواهند بود كه به 7 سطر تقليل مييابد.
select * from customers
where Country ='uk'
حال
select City,Country from customers
order by city
فقط ستونهاي نام شهر (city) و نام كشور (Country) را بر گردانده و بر اساس نام شهر مرتب ميكند. دستور بالا با دستور پايين هردو يك جواب را ميدهند :
select City,Country from customers
order by 1
كه 91 سطر بازگردانده خواهد شد . در نتيجه پرس و جو تعدادي سطر تكراري وجود دارد مانند شهر London كه اگر از كلمه Distinct در Select استفاده كنيم اين سطرهاي تكراري حذف خواهد شد .
select distinct City,Country from customers
order by 1
و جواب 69 سطر خواهد بود.
استفاده از توابع در Select
1- Count : تعداد سطرهاي بازگردانده شده توسط select را ميشمارد.
Select Count(*) from Customers
where Country ='uk'
در اصل تعداد مشترياني را ميشمارد كه در كشور انگليس هستند. كه عدد 7 جواب است.
2- Sum : مجموع يك فيلد عددي را برميگرداند.
Select sum(Quantity) from [Order Details]
where productid = 11
مجموع فيلد Quantity را براي فيلدهايي كه شماره محصول آنها ( Productid) برابر 11 است را محاسبه ميكند
نكته 1 : در دستور select ميتوان از اسم مستعار استفاده كرد ، يعني نام جديدي را براي يك ستون در نظر گرفت به عنوان مثال select قبل را به شكل زير بكار برد :
Select sum(Quantity) as Sum_QTY
from [Order Details]
where productid = 11
كه Sum_QTY يك اسم مستعار براي مجموع است. استفاده از كلمه كليديas اختياري است.
نكته 2 : در دستور select هرگاه اسم فيلدي اسم خاص باشد و يا فاصله بين اسم باشد مثل Order Details كه فاصله بين اسم جدول است حتماُ از علامت براكت [] ميبايست استفاده كرد.
نكته 3 : استفاده از group by :
هنگامي كه از توابع count و Sum به همراه يك فيلد ديگر در دستور select استفاده ميشود از group by استفاده ميكنيم .
به عنوان مثال دستور زير جمع مقادير فيلد Quantity را براي هر شماره محصول محاسبه ميكند .
Select productid, sum(Quantity) as sum_qty
from [Order Details]
group by productid
كه نتيجه مانند زير خواهد بود :
productid sum_qty
----------- -----------
61 603
3 328
32 297
6 301
41 981
64 740
9 95
12 344
در صورتيكه دستور ordr by 1 بعد از group by استفاده كنيم نتيجه بر اساس كد محصول مرتب خواهد شد.
نكته 4 : دستور where مي تواند خود شامل يك دستور select باشد :
select * from Products
where ProductID in
( select distinct ProductID from [order details] where Quantity >70)
order by ProductID
تنها نكته اي كه مي بايست توجه كرد اين است كه نام فيلدي كه در شرط آورده مي شود حتما در دستور select آورده شود, به عبارت ديگر select درون شرط تنها يك ستون را مي بايست برگرداند .
تمرين : با فرض اينكه دو جدول Products و order details داراي ستون (فيلد) يكسان ProductID هستند , يك دستور Select بنويسيد كه تمام فيلدهايي از Products را نشان دهد كه فيلد ProductID آن با ProductID جدول order details يكي باشد.؟
حل :
Select pr.*
From Products as pr , [order details] as od
Where pr. ProductID = od. ProductID
قابل به ذكر است كه بيش از 90% از كارهايي كه ما برروي جداول انجام مي دهيم با select و تركيبات آن انجام مي شود. لذا بدست آوردن تبحر در نوشتن select ها مي تواند شما را در تهيه برنامه ها ياري كند.
3- Min,max : بيشترين و كمترين مقدار فيلد را در بانك اطلاعاتي بدست مي دهد.
Select min (Quantity)
from [Order Details]
4- Top n : تعداد n سطر اول بانك اطلاعاتي را برمي گرداند.
Select top 5 *
from [Order Details]
5 سطر اول بانك را برمي گرداند.
نكته 3 : در حالت بالا اگر مقدار سطر 5 و 6 يكي باشد فقط سطر 5 جواب خواهد بود براي گريز از اين حالت از شكل زير در اين دستور استفاده ميكنيم :
Select top n with ties *
From table
5- Into
Select * from table1 into table2
اطلاعات table1 را به table2 كپي ميكند. البته table2 بايد از قبل وجود نداشته باشد.
اين دستور خود table2 را ميسازد.
دستور select قويترين و كاربردي ترين دستور در sql است كه خود ماهها نيازمند تمرين و آموزش است . براي اطلاعات بيشتر به books online خود Sql Server مراجع كنيد.
دستور Delete
براي حذف اطلاعات از يك بانك اطلاعاتي استفاده ميشود.
شكل كلي دستور :
Delete table1
Where شرط
مثال :
فرض كنيد جدول authors موجود باشد و فيلد كليد آن au_id باشد. براي حذف 10 سطر اول اين جدول از دستور زير استفاده مي كنيم :
DELETE authors
FROM (SELECT TOP 10 * FROM authors) AS t1
WHERE authors.au_id = t1.au_id
دستور insert
براي اضافه كردن اطلاعات به يك جدول از اين دستور استفاده ميشود.
Insert into table1 (f1,f2,…)
Values (v1,v2,…)
كه f1,f2 نام فيلدها و v1,v2 مقادير آنها ميباشد.
البته ميتوانيد مقادير را نتيجه يك select قرار داد.
مثال :
Insert into table1
Select top 10
From table2
مقدار 10 سطر اول را از table2 را در table1 درج ميكند. البته بايد تعداد فيلدها يكي باشد. در غير اينصورت از values استفاده كنيد .
آموزش Enterprise Manager
ميتوان گفت قلب Sql Server است. در Enterprise Manager شما ميتوانيد يك اتصال به سرور Sql برقرار كنيد . table بسازيد. User تعريف كنيد و.....
علامت فلش سبز نمايانگر فعال بودن سرور است.
سرور ميتواند local باشد مانند بالا و يا يك Sqlserver باشد برروي يك سرور . براي ايجاد يك سرور جديد يا به عبارت ديگر وصل شدن client (ويندوز 98) به يك سرور ديگر بر روي يكي Microsoft Sql Server يا SQL Server Group و يا برروي سرور موجود كليك سمت راست كرده و گزينه New Sql Server Registratin را انتخاب كنيد. سپس كليد next را انتخاب كنيد. سپس در منوي بعدي در available Server نام سرور خود را تايپ كنيد . (نام سرور SQL خود را كه برروي ويندوز 2000 خود نصب كرده ايد) و بعد كليد add را فشار دهيد.و گزينه next را انتخاب كنيد.
در پتجره بعد از شما سوال ميكند كه آيا از username ويندوز استفاده كند و يا اينكه از يك username مخصوص خود Sql Server استفاده كنيد. گزينه دوم را انتخاب كرده و سپس Login Name و Password را وارد كنيد. (در حالت پيش فرض sa بعنوان login name و فضاي خالي بجاي Password وارد كنيد.) پس از چند بار فشار كليد next شروع به وصل شدن به Server ميكند. در صورت موفقيت آميز بودن با پيامي اين كار را اطلاع ميدهد.
از ديگر گزينه ها شما بيشترين استفاده را از Databases خواهيد كرد.
به عبارت ديگر هر كار و پروژه ما بعنوان يك Database در سرور sql قرار ميگرد. همه جداول و دستورات مربوط به آنها در اين محل نگهداري مي شود.
با كليك سمت راست برروي Databases و انتخاب New Database... ميتوانيد يك Database جديد براي خودتان بسازيد.
پس از انتخاب نام آن را تاييد كنيد.
هر Database شامل موارد زير است :
1- Diagram : ارتباط جداول را نشان ميدهد.
2- Tables : جداول پروژه را نشان ميدهد.
3- Views : ديدهاي پروژه را نشان ميدهد.
4- Stored Procedure : كدهاي sql مربوط به عملياتهاي روي جداول را نگهداري ميكند.
5- Users : كاربران تعريف شده بر روي اين database را نشان ميدهد.
6- Roles: قوانين دسترسي به جداول و پروسيجرها را نشان ميدهد.
7- Rules : قوانين مربوط به داده ها را در جداول نشان ميدهد.
گزينه هاي 7 به بعد كاربرد آنچناني براي كارهاي ابتدايي ندارند
ايجاد يك جدول جديد :
براي ايجاد يك جدول جديد بروي tables كليك سمت راست كرده و گزينه New Table را انتخاب كنيد. سپس در كادر بعدي نام جدول را انتخاب كنيد. حال فيلدها و نوع آنها را مشخص كنيد .
بعد از مشخص كردن نوع و احتمالاً طول فيلد , بايد مشخص كنيد كه آيا فيلد هميشه مي بايست مقدار داشته باشد و يا مي تواند null باشد. Allow Nulls اگر تيك داشته باشد يعني اينكه اين فيلد مي تواند هيچ مقداري به خود اختصاص ندهد.
تذكر : مقدار null را با فضاي خالي اشتباه نگيريد.
در قسمت Default Value مقدار اوليه براي فيلد وارد كنيد. تا در صورتيكه هيچ مقداري درج نشد آن مقدار درج شود. (در دستور insert )
اگر Identity را تيك بزنيد اين فيلد بشكل خود افزا خواهد شد كه اولا بايد نوع فيلد عددي و ثانيا مقدار گامها در Identity increment مشخص شود. مقدار اوليه آن را هم مي توانيد در Identity Seed قرار دهيد. بدين شكل با اين مقدار شروع و با گامهاي مشخص شده حركت خواهد كرد.
تذكر : هيچ مقداري در اين فيلد نمي توانيد درج كنيد , چراكه خود سيستم اين مقدار را توليد مي كند .
براي مشخص كردن فيلد كليد (يا فيلدهاي كليدي) فيلد(ها) را انتخاب و بر روي علامت كليد بر روي Toolbar كليك كنيد .
تذكر : فيلد كليدي نمي تواند Allow Nulls باشد.
تذكر : براي تعريف index كليك سمت راست كرده و index/keys را انتخاب كنيد .
( در مورد index بطور مفصل صحبت خواهد شد )
ايجاد Stored Procedure :
مانند هر زبان ديگر رويه ها در sqlServer نيز موجود مي باشند. و بكار ميروند. سه رويه insert , Updaet و Delete را مي توانيد براحتي با ويزاردهاي خود SqlServer بسازيد. از اينجا به بعد از واژه SP بجاي رويه استفاده خواهيم كرد.
ابتدا با ساختار كلي SP آشنا شده و سپس به ويزارد موجود خواهيم پرداخت.
براي ايجاد يك SP جديد ابتدا برروي گزينه Stored Procedure كليك سمت راست كرده و گزينه new Stored Procedure... را انتخاب كنيد. در پنچره بعدي شما مي توانيد متن SP را وارد كنيد.
1- نام sp : ابتدا بجاي [PROCEDURE NAME] يك نام براي SP خود در نظر بگيريد. من خود از ساختار زير بدين منظور استفاده ميكنيم : عمليات_نام جدول
عنوان مثال اگر نام جدول Sale و عمليات مورد نظر يك عمليات insert باشد نام SP را Sale_INSERT ميگذاريم. بهتر است نام عمليات با حروف بزرگ تايپ شود . البته بعضي از دوستان از سه حرف عمليات استفاده مي كنند. براي مثال بالا خواهيم داشت :Sale_INS .
2- تعريف پارامترها : براي تعريف پارامترهاي ورودي SP قبل از كلمه كليدي As آنها را داخل پرانتز مشخص كنيد. بدين شكل كه ابتدا علامت @ سپس نام پارامتر بعد فاصله و نوع پارامتر.
تذكر : تمامي متغييرها در SP از ساختار نام متغيير@ پيروي ميكنند.
بعنوان مثال فرض كنيد يك SP داراي دو پارامتر با نامهاي Id از نوع int و Name از نوع Varchar(20) باشد , داريم :( @id int,@name varchar(20))
حال بعد از As دستورات مورد نظر را تايپ ميكنيم :
مثال 1 : SP بنويسيد كه چهار حرف اول فيلد LastName و فيلد FirstName را از جدول Employees انتخاب كند به شرطي كه فيلد LastName با حرف A شروع شود ؟
ابتدا برروي Stored procedure كليك سمت راست كرده و گزينه New stored procedure را انتخاب كرده و خطوط زير را تايپ كنيد. بعضي از دستورات پايين در كادر باز شده موجود هستند كه نيازي به تايپ مجدد آنها نيست .
create Stored Procedure Employees_BROWSE
As
Select substring(Lastname,1,4) as LastNmae,FirstName
From Employees
Where LastName Like ‘%A’
حال بر روي دكمه ok كليك نماييد. حال SP با نام Employees_BROWSE در ليست SP اضافه شده است .
مثال 2 : تمام فيلدهاي Employees را انتخاب كنيد كه فيلد BirthDate در يك بازه تاريخي كه به شكل پارامتر وارد ميشود قرار گيرد ؟
create Stored Procedure Employees_BROWSE2
(@StartDate char(10) , @EndDate char(10))
As
Select *
From Employees
Where BirthDate between @StartDate and @EndDate
حال براي اجراي SP ها در Query Analyzer كافي است بنويسيم : نام Exec SP
بعنوان مثال :Exec Employees_browse
اگر پارامتر داشت مقدار پارامترها را هم مي آوريم :
Exec Employees_Browse2 ‘01/01/1940’ , ‘15/06/1955’
3- تعريف متغيرها : براي تعريف متغيرها مي بايست از كلمه كليدي Declare استفاده كنيم. بعنوان مثال : Declare @myname varchar(50)
متغيير @myname از نوع كاركتري پويا تعريف ميكند.
4- برگرداندن كد خطا : بدين منظور از دستور return @@Error
گرچه هرمقداري را كه بخواهيم مي توانيم با دستور return برگردانيم.
5- تعريف پارامترها كه مقداري را برمي گردانند : براي اين منظور هنگامي كه پارامتر را در ابتداي پروسيجر تعريف ميكنيم بعد از نوع آن از كلمه كليدي output مي كنيم بعنوان مثال :
create Stored Procedure Employees_BROWSE2
(@StartDate char(10) , @EndDate char(10) , @pp varchar(10) output)
As
6- مقدار دهي به متغييرها : به دو روش مي توانيد اين كار را بكنيد يكي با دستور Set و ديگري با دستور Select .
7- دستورات شرطي :مانند ديگر زبانها شما مي توانيد در Sql دستورات شرطي را بكار ببريد. ساختار آن به شكل زير است :
If شرط then دستور
If شرط then
Begin
دستور1
دستور2
...
end
مثال :
If @Sdate > @Edate set @newDate = @Sdate
8- دستور Set NOCOUNT on : اين دستور از نوشت تعداد سطرهاي برگردانده شده توسط دستورات جلوگيري ميكند. كاربرد مهم آن زماني است كه شما چند كار را پشت سرهم در SP انجام ميدهيد. مثلا يك جدوي موقت ميسازيد و سپس از آن يك تعدادي از فيلدها را با دستور Select انتخاب مي كنيد. اگر اين دستور را در ابتداي SP استفاده نكتيد , هنگامي كه ميخواهيد از آن SP در يك زبان برنامه نويسي استفاده كنيد با خطاي SP هيچ dataset ي برنمي گرداند مواجه خواهيد شد.
تذكر1 : شما مي توانيد يك SP را در يك SP ديگر فراخواني كنيد. براي اين منظور همانطور كه قبلا گفته شد از دستور exec استفاده نماييد.
تذكر 2 : با دستور exec شما مي توانيد يك دستور sql را نيز اجرا كنيد. اين كار زماني بكار مي آيد كه دستور مورد نظر پويا و متغير باشد.
مثال :
Exec (“ select * From Employees Where “+@Shart)
اين شرط ميتواند بر اساس فيلدهاي بانك توليد گردد.
مثال : يك SP بنويسيد كه اختلاف تعداد سفارشاتي كه فيلد ShipCountry آنها France يا German باشد. را برگرداند ؟
create Stored Procedure Order_France_German ( @Outp int output)
as
declare @Count_France int , @Count_German int
select @Count_France = Count(*)
from orders
where ShipCountry = 'France'
select @Count_German = Count(*)
from orders
where ShipCountry = 'German'
if @Count_France is null set @Count_France = 0
if @Count_German is null set @Count_German = 0
set @outp = @Count_France - @Count_German
اين دستور كه دستوري مستقل نيست و حتما بايد با اجزايي بكار رود جهت ساخت پرس و جو بر روي بانك اطلاعاتي بكار ميرود و ركوردهايي كه با شرايط اين دستور همخوان باشد به عنوان نتيجه پرس و جو برميگرداند . چهار كلمه كليدي وجود دارند كه بخشهاي ارزشمند اين دستور را تشكيل ميدهند :
1- select
2- from
3- where
4- order by
شكل كلي دستور :
Select [*|distinct column1, column2,…]
From table[,table2,…]
Where شرط
Order by نام فيلد يا شماره فيلد
مثال :
Select * from customers
اين دستور تمام ركوردهاي جدول customers را برميگرداند.
كه نتيجه 91 سطر از اطلاعات اين جدول خواهد بود
حال اگر شرط Country ='uk' اضافه كنيم ، فقط اطلاعات مشتريان انگليس جواب خواهند بود كه به 7 سطر تقليل مييابد.
select * from customers
where Country ='uk'
حال
select City,Country from customers
order by city
فقط ستونهاي نام شهر (city) و نام كشور (Country) را بر گردانده و بر اساس نام شهر مرتب ميكند. دستور بالا با دستور پايين هردو يك جواب را ميدهند :
select City,Country from customers
order by 1
كه 91 سطر بازگردانده خواهد شد . در نتيجه پرس و جو تعدادي سطر تكراري وجود دارد مانند شهر London كه اگر از كلمه Distinct در Select استفاده كنيم اين سطرهاي تكراري حذف خواهد شد .
select distinct City,Country from customers
order by 1
و جواب 69 سطر خواهد بود.
استفاده از توابع در Select
1- Count : تعداد سطرهاي بازگردانده شده توسط select را ميشمارد.
Select Count(*) from Customers
where Country ='uk'
در اصل تعداد مشترياني را ميشمارد كه در كشور انگليس هستند. كه عدد 7 جواب است.
2- Sum : مجموع يك فيلد عددي را برميگرداند.
Select sum(Quantity) from [Order Details]
where productid = 11
مجموع فيلد Quantity را براي فيلدهايي كه شماره محصول آنها ( Productid) برابر 11 است را محاسبه ميكند
نكته 1 : در دستور select ميتوان از اسم مستعار استفاده كرد ، يعني نام جديدي را براي يك ستون در نظر گرفت به عنوان مثال select قبل را به شكل زير بكار برد :
Select sum(Quantity) as Sum_QTY
from [Order Details]
where productid = 11
كه Sum_QTY يك اسم مستعار براي مجموع است. استفاده از كلمه كليديas اختياري است.
نكته 2 : در دستور select هرگاه اسم فيلدي اسم خاص باشد و يا فاصله بين اسم باشد مثل Order Details كه فاصله بين اسم جدول است حتماُ از علامت براكت [] ميبايست استفاده كرد.
نكته 3 : استفاده از group by :
هنگامي كه از توابع count و Sum به همراه يك فيلد ديگر در دستور select استفاده ميشود از group by استفاده ميكنيم .
به عنوان مثال دستور زير جمع مقادير فيلد Quantity را براي هر شماره محصول محاسبه ميكند .
Select productid, sum(Quantity) as sum_qty
from [Order Details]
group by productid
كه نتيجه مانند زير خواهد بود :
productid sum_qty
----------- -----------
61 603
3 328
32 297
6 301
41 981
64 740
9 95
12 344
در صورتيكه دستور ordr by 1 بعد از group by استفاده كنيم نتيجه بر اساس كد محصول مرتب خواهد شد.
نكته 4 : دستور where مي تواند خود شامل يك دستور select باشد :
select * from Products
where ProductID in
( select distinct ProductID from [order details] where Quantity >70)
order by ProductID
تنها نكته اي كه مي بايست توجه كرد اين است كه نام فيلدي كه در شرط آورده مي شود حتما در دستور select آورده شود, به عبارت ديگر select درون شرط تنها يك ستون را مي بايست برگرداند .
تمرين : با فرض اينكه دو جدول Products و order details داراي ستون (فيلد) يكسان ProductID هستند , يك دستور Select بنويسيد كه تمام فيلدهايي از Products را نشان دهد كه فيلد ProductID آن با ProductID جدول order details يكي باشد.؟
حل :
Select pr.*
From Products as pr , [order details] as od
Where pr. ProductID = od. ProductID
قابل به ذكر است كه بيش از 90% از كارهايي كه ما برروي جداول انجام مي دهيم با select و تركيبات آن انجام مي شود. لذا بدست آوردن تبحر در نوشتن select ها مي تواند شما را در تهيه برنامه ها ياري كند.
3- Min,max : بيشترين و كمترين مقدار فيلد را در بانك اطلاعاتي بدست مي دهد.
Select min (Quantity)
from [Order Details]
4- Top n : تعداد n سطر اول بانك اطلاعاتي را برمي گرداند.
Select top 5 *
from [Order Details]
5 سطر اول بانك را برمي گرداند.
نكته 3 : در حالت بالا اگر مقدار سطر 5 و 6 يكي باشد فقط سطر 5 جواب خواهد بود براي گريز از اين حالت از شكل زير در اين دستور استفاده ميكنيم :
Select top n with ties *
From table
5- Into
Select * from table1 into table2
اطلاعات table1 را به table2 كپي ميكند. البته table2 بايد از قبل وجود نداشته باشد.
اين دستور خود table2 را ميسازد.
دستور select قويترين و كاربردي ترين دستور در sql است كه خود ماهها نيازمند تمرين و آموزش است . براي اطلاعات بيشتر به books online خود Sql Server مراجع كنيد.
دستور Delete
براي حذف اطلاعات از يك بانك اطلاعاتي استفاده ميشود.
شكل كلي دستور :
Delete table1
Where شرط
مثال :
فرض كنيد جدول authors موجود باشد و فيلد كليد آن au_id باشد. براي حذف 10 سطر اول اين جدول از دستور زير استفاده مي كنيم :
DELETE authors
FROM (SELECT TOP 10 * FROM authors) AS t1
WHERE authors.au_id = t1.au_id
دستور insert
براي اضافه كردن اطلاعات به يك جدول از اين دستور استفاده ميشود.
Insert into table1 (f1,f2,…)
Values (v1,v2,…)
كه f1,f2 نام فيلدها و v1,v2 مقادير آنها ميباشد.
البته ميتوانيد مقادير را نتيجه يك select قرار داد.
مثال :
Insert into table1
Select top 10
From table2
مقدار 10 سطر اول را از table2 را در table1 درج ميكند. البته بايد تعداد فيلدها يكي باشد. در غير اينصورت از values استفاده كنيد .
آموزش Enterprise Manager
ميتوان گفت قلب Sql Server است. در Enterprise Manager شما ميتوانيد يك اتصال به سرور Sql برقرار كنيد . table بسازيد. User تعريف كنيد و.....
علامت فلش سبز نمايانگر فعال بودن سرور است.
سرور ميتواند local باشد مانند بالا و يا يك Sqlserver باشد برروي يك سرور . براي ايجاد يك سرور جديد يا به عبارت ديگر وصل شدن client (ويندوز 98) به يك سرور ديگر بر روي يكي Microsoft Sql Server يا SQL Server Group و يا برروي سرور موجود كليك سمت راست كرده و گزينه New Sql Server Registratin را انتخاب كنيد. سپس كليد next را انتخاب كنيد. سپس در منوي بعدي در available Server نام سرور خود را تايپ كنيد . (نام سرور SQL خود را كه برروي ويندوز 2000 خود نصب كرده ايد) و بعد كليد add را فشار دهيد.و گزينه next را انتخاب كنيد.
در پتجره بعد از شما سوال ميكند كه آيا از username ويندوز استفاده كند و يا اينكه از يك username مخصوص خود Sql Server استفاده كنيد. گزينه دوم را انتخاب كرده و سپس Login Name و Password را وارد كنيد. (در حالت پيش فرض sa بعنوان login name و فضاي خالي بجاي Password وارد كنيد.) پس از چند بار فشار كليد next شروع به وصل شدن به Server ميكند. در صورت موفقيت آميز بودن با پيامي اين كار را اطلاع ميدهد.
از ديگر گزينه ها شما بيشترين استفاده را از Databases خواهيد كرد.
به عبارت ديگر هر كار و پروژه ما بعنوان يك Database در سرور sql قرار ميگرد. همه جداول و دستورات مربوط به آنها در اين محل نگهداري مي شود.
با كليك سمت راست برروي Databases و انتخاب New Database... ميتوانيد يك Database جديد براي خودتان بسازيد.
پس از انتخاب نام آن را تاييد كنيد.
هر Database شامل موارد زير است :
1- Diagram : ارتباط جداول را نشان ميدهد.
2- Tables : جداول پروژه را نشان ميدهد.
3- Views : ديدهاي پروژه را نشان ميدهد.
4- Stored Procedure : كدهاي sql مربوط به عملياتهاي روي جداول را نگهداري ميكند.
5- Users : كاربران تعريف شده بر روي اين database را نشان ميدهد.
6- Roles: قوانين دسترسي به جداول و پروسيجرها را نشان ميدهد.
7- Rules : قوانين مربوط به داده ها را در جداول نشان ميدهد.
گزينه هاي 7 به بعد كاربرد آنچناني براي كارهاي ابتدايي ندارند
ايجاد يك جدول جديد :
براي ايجاد يك جدول جديد بروي tables كليك سمت راست كرده و گزينه New Table را انتخاب كنيد. سپس در كادر بعدي نام جدول را انتخاب كنيد. حال فيلدها و نوع آنها را مشخص كنيد .
بعد از مشخص كردن نوع و احتمالاً طول فيلد , بايد مشخص كنيد كه آيا فيلد هميشه مي بايست مقدار داشته باشد و يا مي تواند null باشد. Allow Nulls اگر تيك داشته باشد يعني اينكه اين فيلد مي تواند هيچ مقداري به خود اختصاص ندهد.
تذكر : مقدار null را با فضاي خالي اشتباه نگيريد.
در قسمت Default Value مقدار اوليه براي فيلد وارد كنيد. تا در صورتيكه هيچ مقداري درج نشد آن مقدار درج شود. (در دستور insert )
اگر Identity را تيك بزنيد اين فيلد بشكل خود افزا خواهد شد كه اولا بايد نوع فيلد عددي و ثانيا مقدار گامها در Identity increment مشخص شود. مقدار اوليه آن را هم مي توانيد در Identity Seed قرار دهيد. بدين شكل با اين مقدار شروع و با گامهاي مشخص شده حركت خواهد كرد.
تذكر : هيچ مقداري در اين فيلد نمي توانيد درج كنيد , چراكه خود سيستم اين مقدار را توليد مي كند .
براي مشخص كردن فيلد كليد (يا فيلدهاي كليدي) فيلد(ها) را انتخاب و بر روي علامت كليد بر روي Toolbar كليك كنيد .
تذكر : فيلد كليدي نمي تواند Allow Nulls باشد.
تذكر : براي تعريف index كليك سمت راست كرده و index/keys را انتخاب كنيد .
( در مورد index بطور مفصل صحبت خواهد شد )
ايجاد Stored Procedure :
مانند هر زبان ديگر رويه ها در sqlServer نيز موجود مي باشند. و بكار ميروند. سه رويه insert , Updaet و Delete را مي توانيد براحتي با ويزاردهاي خود SqlServer بسازيد. از اينجا به بعد از واژه SP بجاي رويه استفاده خواهيم كرد.
ابتدا با ساختار كلي SP آشنا شده و سپس به ويزارد موجود خواهيم پرداخت.
براي ايجاد يك SP جديد ابتدا برروي گزينه Stored Procedure كليك سمت راست كرده و گزينه new Stored Procedure... را انتخاب كنيد. در پنچره بعدي شما مي توانيد متن SP را وارد كنيد.
1- نام sp : ابتدا بجاي [PROCEDURE NAME] يك نام براي SP خود در نظر بگيريد. من خود از ساختار زير بدين منظور استفاده ميكنيم : عمليات_نام جدول
عنوان مثال اگر نام جدول Sale و عمليات مورد نظر يك عمليات insert باشد نام SP را Sale_INSERT ميگذاريم. بهتر است نام عمليات با حروف بزرگ تايپ شود . البته بعضي از دوستان از سه حرف عمليات استفاده مي كنند. براي مثال بالا خواهيم داشت :Sale_INS .
2- تعريف پارامترها : براي تعريف پارامترهاي ورودي SP قبل از كلمه كليدي As آنها را داخل پرانتز مشخص كنيد. بدين شكل كه ابتدا علامت @ سپس نام پارامتر بعد فاصله و نوع پارامتر.
تذكر : تمامي متغييرها در SP از ساختار نام متغيير@ پيروي ميكنند.
بعنوان مثال فرض كنيد يك SP داراي دو پارامتر با نامهاي Id از نوع int و Name از نوع Varchar(20) باشد , داريم :( @id int,@name varchar(20))
حال بعد از As دستورات مورد نظر را تايپ ميكنيم :
مثال 1 : SP بنويسيد كه چهار حرف اول فيلد LastName و فيلد FirstName را از جدول Employees انتخاب كند به شرطي كه فيلد LastName با حرف A شروع شود ؟
ابتدا برروي Stored procedure كليك سمت راست كرده و گزينه New stored procedure را انتخاب كرده و خطوط زير را تايپ كنيد. بعضي از دستورات پايين در كادر باز شده موجود هستند كه نيازي به تايپ مجدد آنها نيست .
create Stored Procedure Employees_BROWSE
As
Select substring(Lastname,1,4) as LastNmae,FirstName
From Employees
Where LastName Like ‘%A’
حال بر روي دكمه ok كليك نماييد. حال SP با نام Employees_BROWSE در ليست SP اضافه شده است .
مثال 2 : تمام فيلدهاي Employees را انتخاب كنيد كه فيلد BirthDate در يك بازه تاريخي كه به شكل پارامتر وارد ميشود قرار گيرد ؟
create Stored Procedure Employees_BROWSE2
(@StartDate char(10) , @EndDate char(10))
As
Select *
From Employees
Where BirthDate between @StartDate and @EndDate
حال براي اجراي SP ها در Query Analyzer كافي است بنويسيم : نام Exec SP
بعنوان مثال :Exec Employees_browse
اگر پارامتر داشت مقدار پارامترها را هم مي آوريم :
Exec Employees_Browse2 ‘01/01/1940’ , ‘15/06/1955’
3- تعريف متغيرها : براي تعريف متغيرها مي بايست از كلمه كليدي Declare استفاده كنيم. بعنوان مثال : Declare @myname varchar(50)
متغيير @myname از نوع كاركتري پويا تعريف ميكند.
4- برگرداندن كد خطا : بدين منظور از دستور return @@Error
گرچه هرمقداري را كه بخواهيم مي توانيم با دستور return برگردانيم.
5- تعريف پارامترها كه مقداري را برمي گردانند : براي اين منظور هنگامي كه پارامتر را در ابتداي پروسيجر تعريف ميكنيم بعد از نوع آن از كلمه كليدي output مي كنيم بعنوان مثال :
create Stored Procedure Employees_BROWSE2
(@StartDate char(10) , @EndDate char(10) , @pp varchar(10) output)
As
6- مقدار دهي به متغييرها : به دو روش مي توانيد اين كار را بكنيد يكي با دستور Set و ديگري با دستور Select .
7- دستورات شرطي :مانند ديگر زبانها شما مي توانيد در Sql دستورات شرطي را بكار ببريد. ساختار آن به شكل زير است :
If شرط then دستور
If شرط then
Begin
دستور1
دستور2
...
end
مثال :
If @Sdate > @Edate set @newDate = @Sdate
8- دستور Set NOCOUNT on : اين دستور از نوشت تعداد سطرهاي برگردانده شده توسط دستورات جلوگيري ميكند. كاربرد مهم آن زماني است كه شما چند كار را پشت سرهم در SP انجام ميدهيد. مثلا يك جدوي موقت ميسازيد و سپس از آن يك تعدادي از فيلدها را با دستور Select انتخاب مي كنيد. اگر اين دستور را در ابتداي SP استفاده نكتيد , هنگامي كه ميخواهيد از آن SP در يك زبان برنامه نويسي استفاده كنيد با خطاي SP هيچ dataset ي برنمي گرداند مواجه خواهيد شد.
تذكر1 : شما مي توانيد يك SP را در يك SP ديگر فراخواني كنيد. براي اين منظور همانطور كه قبلا گفته شد از دستور exec استفاده نماييد.
تذكر 2 : با دستور exec شما مي توانيد يك دستور sql را نيز اجرا كنيد. اين كار زماني بكار مي آيد كه دستور مورد نظر پويا و متغير باشد.
مثال :
Exec (“ select * From Employees Where “+@Shart)
اين شرط ميتواند بر اساس فيلدهاي بانك توليد گردد.
مثال : يك SP بنويسيد كه اختلاف تعداد سفارشاتي كه فيلد ShipCountry آنها France يا German باشد. را برگرداند ؟
create Stored Procedure Order_France_German ( @Outp int output)
as
declare @Count_France int , @Count_German int
select @Count_France = Count(*)
from orders
where ShipCountry = 'France'
select @Count_German = Count(*)
from orders
where ShipCountry = 'German'
if @Count_France is null set @Count_France = 0
if @Count_German is null set @Count_German = 0
set @outp = @Count_France - @Count_German
ادامه مطلب
عنوان خبر: پیمان سنتوپيمان سنتو
با وقوع کودتاي ۲۸ مرداد، شاه و دربار از بحران عبور کردند. کمکهاي مالي امريکا امکان نظاميگري را فراهم کرد و اين گرايش بعدها به مدد سرازير شدن دلارهاي نفتي به اوج رسيد.
پس از انعقاد قرارداد کنسرسيوم در سال ۱۳۳۳ و برکناري دولت کودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه که گمان ميکرد تنها راه غلبه بر مشکلات داخلي و بحرانهاي منطقهاي نظاميگري است اقتصاد نفتي ايران را معطوف به گسترش و توسعه تشکيلات نظامي و خريد تسليحات کرد.
حسين علاء، اين آخرين حلقه از رجال استخواندار قاجار براي چنين روزي برگزيده شده بود. کسي که به رغم گرايش آشکار به سياستهاي انگلستان، چندي در همراهي با قوام به امريکا نزديک شده بود. علاء به سبب نرمش در موضعگيريها، براي چنين روزي مناسب مينمود.
در آن سالها بيش از آنکه امريکا از نفوذ شوروي در خاورميانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترک اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. براي پيشگيري از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ايران ميبايست در رأس پيمان نظامي باشد؛ « پيمان بغداد» (که بعدها با خروج بغداد از آن به « پيمان سنتو» شهرت يافت). کشورهاي ايران، عراق، ترکيه و پاکستان زيرنظر انگلستان اعضاي پيمان بغداد بودند.
فرياد مظفرعلي ذوالقدر در شبستان مسجد سپهسالار، پژواک نفرت عمومي مردم از انگلستان بود. گلوله در لوله گير کرد و مجلس ختم سيدمصطفي کاشاني مصادف با فوت علاء نشد. ذوالقدر که خشت را از جاي رفته ديد سراسيمه بر سر و روي علاء يورش آورد. با اين ترور نافرجام پرونده ۱۰ ساله يک گروه مسلح اسلامي بسته شد. سرانجام علاء با سر و روي باندپيچي شده که نشانِ اعتراض مردم به عضويت ايران در پيمان بغداد بود براي شرکت در کنفرانس به بغداد رفت.
دو سال پس از انعقاد پيمان بغداد، در سال ۱۳۳۶ حسين علاء (وزير دربار) خطاب به جان فاستر دالس (وزير امور خارجه امريکا) ميگويد: « همان طور که احتمالاً اطلاع داريد، بيشترين رقم هزينه کشور به تسليحات نظامي اختصاص دارد. ما به عنوان عضو پيمان بغداد، اين ضرورت را نه فقط در مورد امنيت خود بلکه امنيت متحدان و دوستانمان قلمداد ميکنيم. در نتيجه از دوستان و همپيمانان خود ميخواهيم که مسائل ما را درک کنند».
درک مسائل ايران بيش از هر چيز به مفهوم اعطاي وامهاي گوناگون به ايران بود.
طرح ايجاد يک کمربند امنيتي از غرب اروپا تا جنوب شرق آسيا به ادعاي جلوگيري از نفوذ کمونيسم، نياز به يک حلقهٔ زنجير به نام پيمان بغداد داشت تا پيمان ناتو در غرب و پيمان سيتو در شرق آسيا را به يکديگر مرتبط سازد. قرارداد اين پيمان در ۵/۱۲/۱۳۳۳ در بغداد بين کشورهاي پاکستان، ترکيه، عراق و انگلستان منعقد گرديد و در آبان ۱۳۳۴ ايران رسماً به آن پيوست. کمي بعد آيتالله کاشاني طي اعلاميهاي به افشاي اهداف آن پرداخت و فدائيان اسلام نيز در مخالفت با آن اقدام به ترور نافرجام حسين علا نخستوزير در ۲۵ آبان ۱۳۳۴ نمودند که به دستگيري و شهادت چند تن از اعضاي سازمان ختم شد.
پس از بروز کودتاي ۱۳۳۷ عبدالکريم قاسم در عراق و خروج آن کشور از پيمان، نام آن به سنتو (Central Treaty Organization) تغيير يافت. امريکا به ملاحظه شوروي رسماً در آن عضويت نداشت اما در کميتههاي اصلي آن منجمله ” کميته مبارزه با خرابکاري“ پيمان که تحت نظارت کارشناسان امريکا فعاليت داشت عضو بود و فاستر دالس وزير خارجه، مجري سياستهاي آن کشور در سنتو بود. کميته مذکور نقش عمدهاي در سرکوب مبارزات مردمي ايفا ميکرد و در سال ۱۳۵۰ کميته مشترک ضد خرابکاري با حضور نماينده امريکا در سنتو و نمايندگان ارتش، ژاندارمري، شهرباني و ساواک به منظور سرکوبي مبارزات مردمي ايجاد شد.
اعلان بيطرفي، عدم کمک امريکا به پاکستان در جنگ ۱۹۶۵ با هند و تجزيه بخشي از خاک آن کشور در ۱۹۷۱ که منجر به تأسيس کشور بنگلادش شد، اين واقعيت را براي شاه آشکار ساخت که در صورت تجاوز به ايران، نميتوان اميدوار به کمک امريکا بود. به تدريج با کاهش نگراني ناشي از خطر نفوذ کمونيسم که ايجاد اتحاديههاي متعدد اقتصادي در جهان را به دنبال داشت سران سنتو که به لحاظ سياسي مواجه با مشکلاتي بودند و نيازمند حمايت از يکديگر، تحت رهبري امريکا ” سازمان همکاري منطقهاي براي عمران (RCD)“ را بنيان نهادند که به مرور جاي سنتو را گرفت و با خروج ايران از آن در اسفند ۱۳۵۷، پيمان مذکور در فروردين ماه ۱۳۵۸ منحل شد.
http://fa.wikipedia.org
خروج ايران از پيمان سنتو
در روز5 فروردين در سال 1358هجري شمسي جمهوري اسلامي ايران رسما ازپيمان سنتو خارج شد . در سال1955 ترکيه و عراق يک پيمان مشترک نظامي به امضا رساندند . در روزهاى 28 و 29 ژوييه 1958 برابر با 7 و 8 تير 1337، جلسات شوراى وزيران پيمان بغداد در لندن تشکيل شد و هدفهاى پيمان توسط اعضا، تاييد شد و آمريکا که به عنوان ناظر در جلسه هاى اين پيمان شرکت مى کرد، قول مساعدتهاى بسيارى را داد.عمر پيمان بغداد ديري نپاييد و با کودتاي عبدالکريم قاسم ، عراق خود را رسما از ذيل اين پيمان خارج ساخت . پس از خروج عراق از پيمان بغداد در 24 مارس 1959 ميلادي مرکز پيمان از بغداد به آنکارا انتقال يافت .
بعدها انگلستان ، پاکستان و ايران به اين پيمان نظامي پيوستند . سازمان پيمان مرکزي « سنتو » عنوان تغيير يافته اين سازمان پس از خروج عراق از اين سازمان بود . اين معاهده استعماري ابتدابا هدف هاي نظامي ايجاد شد اما هدف اصلي آن جلوگيرى از بسط نفوذ کمونيسم در ميان ملتهاى جهان سوم و حفظ منابع استعمارى و دراز مدت غرب بود. در بيست و دوم اسفند سال 1357 در سال امير عباس انتظام معاون نخست وزير و سخنگوي دولت موقت اعلام کرد قرارداد سنتو لغو شده است .
با وقوع کودتاي ۲۸ مرداد، شاه و دربار از بحران عبور کردند. کمکهاي مالي امريکا امکان نظاميگري را فراهم کرد و اين گرايش بعدها به مدد سرازير شدن دلارهاي نفتي به اوج رسيد.
پس از انعقاد قرارداد کنسرسيوم در سال ۱۳۳۳ و برکناري دولت کودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه که گمان ميکرد تنها راه غلبه بر مشکلات داخلي و بحرانهاي منطقهاي نظاميگري است اقتصاد نفتي ايران را معطوف به گسترش و توسعه تشکيلات نظامي و خريد تسليحات کرد.
حسين علاء، اين آخرين حلقه از رجال استخواندار قاجار براي چنين روزي برگزيده شده بود. کسي که به رغم گرايش آشکار به سياستهاي انگلستان، چندي در همراهي با قوام به امريکا نزديک شده بود. علاء به سبب نرمش در موضعگيريها، براي چنين روزي مناسب مينمود.
در آن سالها بيش از آنکه امريکا از نفوذ شوروي در خاورميانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترک اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. براي پيشگيري از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ايران ميبايست در رأس پيمان نظامي باشد؛ « پيمان بغداد» (که بعدها با خروج بغداد از آن به « پيمان سنتو» شهرت يافت). کشورهاي ايران، عراق، ترکيه و پاکستان زيرنظر انگلستان اعضاي پيمان بغداد بودند.
فرياد مظفرعلي ذوالقدر در شبستان مسجد سپهسالار، پژواک نفرت عمومي مردم از انگلستان بود. گلوله در لوله گير کرد و مجلس ختم سيدمصطفي کاشاني مصادف با فوت علاء نشد. ذوالقدر که خشت را از جاي رفته ديد سراسيمه بر سر و روي علاء يورش آورد. با اين ترور نافرجام پرونده ۱۰ ساله يک گروه مسلح اسلامي بسته شد. سرانجام علاء با سر و روي باندپيچي شده که نشانِ اعتراض مردم به عضويت ايران در پيمان بغداد بود براي شرکت در کنفرانس به بغداد رفت.
دو سال پس از انعقاد پيمان بغداد، در سال ۱۳۳۶ حسين علاء (وزير دربار) خطاب به جان فاستر دالس (وزير امور خارجه امريکا) ميگويد: « همان طور که احتمالاً اطلاع داريد، بيشترين رقم هزينه کشور به تسليحات نظامي اختصاص دارد. ما به عنوان عضو پيمان بغداد، اين ضرورت را نه فقط در مورد امنيت خود بلکه امنيت متحدان و دوستانمان قلمداد ميکنيم. در نتيجه از دوستان و همپيمانان خود ميخواهيم که مسائل ما را درک کنند».
درک مسائل ايران بيش از هر چيز به مفهوم اعطاي وامهاي گوناگون به ايران بود.
طرح ايجاد يک کمربند امنيتي از غرب اروپا تا جنوب شرق آسيا به ادعاي جلوگيري از نفوذ کمونيسم، نياز به يک حلقهٔ زنجير به نام پيمان بغداد داشت تا پيمان ناتو در غرب و پيمان سيتو در شرق آسيا را به يکديگر مرتبط سازد. قرارداد اين پيمان در ۵/۱۲/۱۳۳۳ در بغداد بين کشورهاي پاکستان، ترکيه، عراق و انگلستان منعقد گرديد و در آبان ۱۳۳۴ ايران رسماً به آن پيوست. کمي بعد آيتالله کاشاني طي اعلاميهاي به افشاي اهداف آن پرداخت و فدائيان اسلام نيز در مخالفت با آن اقدام به ترور نافرجام حسين علا نخستوزير در ۲۵ آبان ۱۳۳۴ نمودند که به دستگيري و شهادت چند تن از اعضاي سازمان ختم شد.
پس از بروز کودتاي ۱۳۳۷ عبدالکريم قاسم در عراق و خروج آن کشور از پيمان، نام آن به سنتو (Central Treaty Organization) تغيير يافت. امريکا به ملاحظه شوروي رسماً در آن عضويت نداشت اما در کميتههاي اصلي آن منجمله ” کميته مبارزه با خرابکاري“ پيمان که تحت نظارت کارشناسان امريکا فعاليت داشت عضو بود و فاستر دالس وزير خارجه، مجري سياستهاي آن کشور در سنتو بود. کميته مذکور نقش عمدهاي در سرکوب مبارزات مردمي ايفا ميکرد و در سال ۱۳۵۰ کميته مشترک ضد خرابکاري با حضور نماينده امريکا در سنتو و نمايندگان ارتش، ژاندارمري، شهرباني و ساواک به منظور سرکوبي مبارزات مردمي ايجاد شد.
اعلان بيطرفي، عدم کمک امريکا به پاکستان در جنگ ۱۹۶۵ با هند و تجزيه بخشي از خاک آن کشور در ۱۹۷۱ که منجر به تأسيس کشور بنگلادش شد، اين واقعيت را براي شاه آشکار ساخت که در صورت تجاوز به ايران، نميتوان اميدوار به کمک امريکا بود. به تدريج با کاهش نگراني ناشي از خطر نفوذ کمونيسم که ايجاد اتحاديههاي متعدد اقتصادي در جهان را به دنبال داشت سران سنتو که به لحاظ سياسي مواجه با مشکلاتي بودند و نيازمند حمايت از يکديگر، تحت رهبري امريکا ” سازمان همکاري منطقهاي براي عمران (RCD)“ را بنيان نهادند که به مرور جاي سنتو را گرفت و با خروج ايران از آن در اسفند ۱۳۵۷، پيمان مذکور در فروردين ماه ۱۳۵۸ منحل شد.
http://fa.wikipedia.org
خروج ايران از پيمان سنتو
در روز5 فروردين در سال 1358هجري شمسي جمهوري اسلامي ايران رسما ازپيمان سنتو خارج شد . در سال1955 ترکيه و عراق يک پيمان مشترک نظامي به امضا رساندند . در روزهاى 28 و 29 ژوييه 1958 برابر با 7 و 8 تير 1337، جلسات شوراى وزيران پيمان بغداد در لندن تشکيل شد و هدفهاى پيمان توسط اعضا، تاييد شد و آمريکا که به عنوان ناظر در جلسه هاى اين پيمان شرکت مى کرد، قول مساعدتهاى بسيارى را داد.عمر پيمان بغداد ديري نپاييد و با کودتاي عبدالکريم قاسم ، عراق خود را رسما از ذيل اين پيمان خارج ساخت . پس از خروج عراق از پيمان بغداد در 24 مارس 1959 ميلادي مرکز پيمان از بغداد به آنکارا انتقال يافت .
بعدها انگلستان ، پاکستان و ايران به اين پيمان نظامي پيوستند . سازمان پيمان مرکزي « سنتو » عنوان تغيير يافته اين سازمان پس از خروج عراق از اين سازمان بود . اين معاهده استعماري ابتدابا هدف هاي نظامي ايجاد شد اما هدف اصلي آن جلوگيرى از بسط نفوذ کمونيسم در ميان ملتهاى جهان سوم و حفظ منابع استعمارى و دراز مدت غرب بود. در بيست و دوم اسفند سال 1357 در سال امير عباس انتظام معاون نخست وزير و سخنگوي دولت موقت اعلام کرد قرارداد سنتو لغو شده است .
ادامه مطلب
عنوان خبر: بورس اوراق بهادارتاريخچه بورس اوراق بهادار
بورس اوراق بهادار تهران در سال 1346 تاسيس گرديد. اين سازمان از پانزدهم بهمن ماه آن سال فعاليت خود را با انجام چند معامله بر روي سهام بانك توسعه صنعتي و معدني آغاز كرد. در پي آن شركت نفت پارس ، اوراق قرضه دولتي ، اسناد خزانه ، اوراق قرضه سازمان گسترش مالكيت صنعتي واوراق قرضه عباس آباد به بورس تهران راه يافتند. اعطاي معافيت هاي مالياتي شركتها و موسسه هاي پذيرفته شده در بورس در ايجاد انگيزه براي عرضه سهام آنها نقش مهمي داشته است. طي 11 سال فعاليت بورس تا پيش از انقلاب اسلامي در ايران تعداد شركتها و بانكها و شركتهاي بيمه پذيرفته شده از 6 بنگاه اقتصادي با 2/6 ميليارد ريال سرمايه در سال 1346 به 105 بنگاه با بيش از 230 ميليارد ريال درسال 57 افزايش يافت. همچنين ارزش مبادلات در بورس از 15 ميليون ريال در سال 1346 به بيش از 150 ميليارد ريال سرمايه در سال1357افزايش يافت. در سالهاي پس از انقلاب اسلامي وتا پيش از نخستين برنامه پنج سال توسعه اقتصادي ، دگرگوني هاي چشمگيري در اقتصاد ملي پديد آمد كه بورس اوراق بهادارتهران را نيز در بر گرفت . نخستين رويداد ، تصويب لايحه قانون اداره امور بانك ها در تاريخ 17 خرداد 1358 توسط شوراي انقلاب بود كه به موجب آن بانك هاي تجاري و تخصصي كشور در چهار چوب 9 بانك شامل 6 بانك تجاري و3 بانك تخصصي ادغام و ملي شدند . چندي بعد و در پي آن شركتهاي بيمه نيز در يكديگر ادغام گرديدند و به مالكيت دولتي در آمدند و همچنين تصويب قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران در تير 1358 باعث گرديد تعداد زيادي از بنگاه هاي اقتصادي پذيرفته شده در بورس از آن خارج شوند . به گونه اي كه تعداد آنها از 105شركت و موسسه اقتصادي در سال 1357 به 56 شركت در پايان سال 1367 كاهش يافت . بدين ترتيب در طي اين سالها بورس و اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز كرد كه تا پايان سال 1367ادامه يافت . از سال 1368 ، در چهارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي ، مورد توجه قرار گرفت.
بر اين اساس سياست گذاران در نظر دارند بورس اوراق بهادار با انتقال پارهاي از وظايف تصدي هاي دولتي به بخش خصوصي ، جذب نقدينگي و گرد آوري منابع پس اندازي پراكنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري ، در تجهيز منابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشاركت فعالانه در فعاليتهاي اقتصادي نقش مهم و اساسي داشته باشد . در هر حال ، گرايش سياست گذاري هاي كلان اقتصادي به استفاده از ساز و كار بورس ، افزايش چشمگير شمار شركتهاي پذيرفته شده و افزايش حجم فعاليت بورس تهران را در بر داشت كه بر اين اساس طي سال هاي 1367 تا نيمه اول سال جاري تعداد بنگاه هاي اقتصادي پذيرفته در بورس تهران از 56 شركت به 325 شركت افزايش يافت .شركتهاي پذيرفته شده و شركتهاي فعال در بورس به دو دسته تقسيم مي شوند.1 - شركت هاي توليدي 2 - شركت هاي سرمايه گذاري شركت هاي توليدي معمولا به توليد كالاي خاصي مبادرت مي ورزند و در گروه صنايع فعال در بورس قرار مي گيرند ودر سازمان بورس بانام شركت و كد خاص خود ، مشخص مي شوند . اما شركتهاي سرمايه گذاري شركت هايي هستند كه به عنوان واسطه هاي مالي فعاليت ميكنند. كه اين گونه شركت ها يا فعاليت توليدي ندارند ويا فعاليت آنها به گونه اي است كه با كمك هاي مالي از طريق خريد سهام شركت هاي توليدي و صنعتي و يا مجموعه اي از آنها به توليد و سرمايه گذاري اين شركت ها مبادرت مي نمايند كه بر اين اساس در حال حاضر شركت هاي سرمايه گذاري فعال در بورس 19 شركت است و شركت هاي توليدي 298 شركت مي باشند . همچنين اكنون زمينه هاي لازم براي حضور شركت هاي خدماتي نيز در بورس فراهم شده است .
ایران سهل گیرانه ترین قوانین و مقررات مربوط به سرمایه گذاری خارجی را در میان کشورهای در حال توسعه داراست.
درآمدهای سرشار نفتی و کنترل دولت ایران بر این درآمدها جایی برای رشد بخش خصوصی در ایران باقی نگذاشته است.
بنابراین گزارش، دولت در ایران به منزله یک شرکت بزرگ عمل می کند که با سلطه بر بخش های مختلف و با تکیه بر سرمایه های گسترده خود به عنوان مانعی در راه توسعه بخش خصوصی عمل می کند.
بر اساس این گزارش تا حد زیادی مشکلات مهم اقتصادی ایران از جمله بیکاری و تورم ناشی از این وضعیت می باشد و عدم موفقیت دولت در حل این مشکلات علیرغم افزایش بی سابقه درآمدهای نفتی در طی سال های اخیر موید این موضوع است.
کارشناسان طرفدار اقتصاد بازار معتقدند تنها راه حل مشکلاتی مثل بیکاری و تورم توسعه بخش خصوصی، کاهش کنترل دولت بر اقتصاد و همچنین جذب سرمایه های خارجی است.
دولتمردان ایران با علم به لزوم جذب سرمایه گذاری های خارجی در طی سال های اخیر سعی کردهاند شرایط لازم برای جذب این سرمایهها را فراهم کنند.
بر اساس این گزارش در حال حاضر مقررات و قوانین مربوط به سرمایه گذاری خارجی در بخش های غیرنفتی ایران از وضعیت بسیار مطلوبی برخوردار شده است و می توان گفت که ایران یکی از سهل گیرانه ترین مقررات مربوط به سرمایه گذاری خارجی در میان کشورهای در حال توسعه را دارا می باشد.
در حال حاضر سرمایه گذاران خارجی به راحتی می توانند تقریبا در تمامی بخش های اقتصاد ایران سرمایه گذاری کنند و چنانچه سرمایه گذاری های آنها در بخش های کشاورزی، معدن و صنعت باشد می توانند درآمدهای خود را به طور کامل از ایران خارج کنند.
البته این شرکتها برای سرمایه گذاری در ایران باید اقدام به تشکیل شرکت های سرمایه گذاری مشترک با شرکت های ایرانی کنند اما محدودیتی در مورد میزان سهم هر یک از طرفین تعیین نشده است.
کانتری واچ در ادامه تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تضمین سرمایه گذاری های خارجی در برابر عوامل تهدید کننده سرمایه را از دیگر اقدامات موثری دانسته است که می تواند بر حجم سرمایه گذاری های خارجی در ایران بیفزاید.
این نشریه در پایان از عدم افزایش قابل توجه حجم سرمایه گذاری های خارجی در ایران پس از تصویب این قوانین سخن گفته حاکم بودن فاکتورهای سیاسی را عاملی در این زمینه دانسته است .
آييننامة شرايط و ضوابط پذيرش سهام در بورس اوراق بهادار
متن مصوب جلسات مورخ
3/10/80، 10/10/80، 17/10/80، 1/11/80، 15/11/80
و 29/11/80 و 17/5/84 شوراي بورس
مادة 1 در اجراي مواد 4 و 6 قانون تأسيس بورس اوراق بهادار مصوب ارديبهشت 1345، سهام شركتهاي متقاضي پذيرش در بورس اوراق بهادار براساس شرايط و ضوابط مقرر در اين آييننامه در سه تابلو به شرح زير پذيرفته و در چهار تابلو طبقهبندي خواهند شد.
مادة 2 ضوابط پذيرش سهام شركتها در تابلو دوم تالار اصلي
1 – شركت بايد در ايران ثبت شده و داراي تابعيت ايراني باشد.
2- شركت بايد سهامي عام باشد.
3 – شركت بايد داراي سهام عادي با نام داراي حق رأي باشد و 100 درصد بهاي اسمي آن پرداخت شدهباشد و هيچگونه امتياز خاصي براي سهامداران شركت وجود نداشته باشد.
تبصره: شركتي كه داراي سهام با شرايط ويژه باشد، در صورت تأييد هيئت پذيرش اوراق بهادار و تصويب شوراي بورس، قابلپذيرش خواهد بود.
4 – حداقل، دو سال از تاريخ بهرهبرداري شركت گذشته باشد.
5 – حداقل سرماية شركت ده ميليارد ريال باشد.
6 – در زمان پذيرش نبايد بيشتر از 80 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. اين نسبت بايد در پايان دومين سال پس از پذيرش به 75 درصد كاهش يابد. بهعلاوه حداكثر ظرف مدت شش ماه از تاريخ درج و تا زماني كه نام شركت در تابلو دوم بورس درج ميباشد، بايستي حداقل 500 سهامدار داشته باشد.
تبصره: در مورد شركتهاي دولتي كه طبق مقررات قانوني و در اجراي سياست خصوصيسازي، سهام آنها بايستي از طريق بورس اوراق بهادار به مردم واگذار شود، رعايت اين بند در زمان پذيرش الزامي نيست. شركتهاي ياد شده موظفند ظرف مدت شش ماه از تاريخ پذيرش شرايط خود را با مقررات اين بند تطبيق دهند.
7 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها، مؤسسه ها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور، نبايد از 49 درصد سهام شركت بيشتر باشد.
تبصره: شركتهاي دولتي مذكور در اين بند موظفند حداكثر ظرف مدت 2 سال از تاريخ درج نام شركت در فهرست نرخهاي بورس، وضعيت خود را با شرايط فوقالذكر تطبيق دهند.
8 – شركت بايد در دو دورة متوالي سودآور بوده و امكان سودآوري آن در آينده وجود داشته باشد و زيان انباشته نداشته باشد.
9 – نسبت حقوق صاحبان سهام شركت به كل داراييها، از حدمناسب برخوردار بوده و از 30 درصد كمتر نباشد. در صورتيكه نسبت مذكور از حداقل تعيين شده در اين بند كمتر باشد، ليكن به تشخيص هيئت پذيرش از حدمطلوب برخوردار باشد، بايد نسبت حقوق صاحبان سهام به داراييهاي ثابت – به قيمت تمام شده – حداقل از 50 درصد كمتر نباشد.
10 – اساسنامة شركت بايد طوري تنظيم شده باشد كه به تشخيص هيئت پذيرش، حقوق سهامداران جزء در آن محفوظ باشد.
11 – شركت بايد داراي نظام حسابداري مطلوب باشد و به تشخيص هيئت پذيرش، در مورد شركتهاي توليدي، روش حسابداري قيمت تمام شده (حسابداري صنعتي) استقرار داشته باشد. بهعلاوه دفاتر و حسابهاي شركت بايد براساس استانداردهاي حسابداري مصوب در كشور، نگهداري شود.
12 – شركت متقاضي پذيرش بايد گزارشهاي حسابرسي دو دورة مالي متوالي پيش از زمان پذيرش را ارائه نمايد. اينگونه گزارشها بايستي توسط مؤسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي ايران كه واجد ويژگيهاي خاص مصوب شوراي بورس نيز باشند، تهيه شده باشد.
13 – براي شركتهاي فعال در تالار فرعي كه متقاضي ورود به تابلو دوم تالار اصلي هستند، علاوه بر دارا بودن شرايط فوق، سهام شركت و ميزان فعاليت آن شامل حجم دادوستد و گردش سهام آن در شش ماهه منتهي به زمان ورود، به تشخيص دبيركل سازمان بورس اوراق بهادار تهران، بايد از وضعيت مطلوبي برخوردار باشد. در غير اينصورت مراتب جهت اتخاذ تصميم به هيئت پذيرش گزارش شود.
بورس اوراق بهادار تهران در سال 1346 تاسيس گرديد. اين سازمان از پانزدهم بهمن ماه آن سال فعاليت خود را با انجام چند معامله بر روي سهام بانك توسعه صنعتي و معدني آغاز كرد. در پي آن شركت نفت پارس ، اوراق قرضه دولتي ، اسناد خزانه ، اوراق قرضه سازمان گسترش مالكيت صنعتي واوراق قرضه عباس آباد به بورس تهران راه يافتند. اعطاي معافيت هاي مالياتي شركتها و موسسه هاي پذيرفته شده در بورس در ايجاد انگيزه براي عرضه سهام آنها نقش مهمي داشته است. طي 11 سال فعاليت بورس تا پيش از انقلاب اسلامي در ايران تعداد شركتها و بانكها و شركتهاي بيمه پذيرفته شده از 6 بنگاه اقتصادي با 2/6 ميليارد ريال سرمايه در سال 1346 به 105 بنگاه با بيش از 230 ميليارد ريال درسال 57 افزايش يافت. همچنين ارزش مبادلات در بورس از 15 ميليون ريال در سال 1346 به بيش از 150 ميليارد ريال سرمايه در سال1357افزايش يافت. در سالهاي پس از انقلاب اسلامي وتا پيش از نخستين برنامه پنج سال توسعه اقتصادي ، دگرگوني هاي چشمگيري در اقتصاد ملي پديد آمد كه بورس اوراق بهادارتهران را نيز در بر گرفت . نخستين رويداد ، تصويب لايحه قانون اداره امور بانك ها در تاريخ 17 خرداد 1358 توسط شوراي انقلاب بود كه به موجب آن بانك هاي تجاري و تخصصي كشور در چهار چوب 9 بانك شامل 6 بانك تجاري و3 بانك تخصصي ادغام و ملي شدند . چندي بعد و در پي آن شركتهاي بيمه نيز در يكديگر ادغام گرديدند و به مالكيت دولتي در آمدند و همچنين تصويب قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران در تير 1358 باعث گرديد تعداد زيادي از بنگاه هاي اقتصادي پذيرفته شده در بورس از آن خارج شوند . به گونه اي كه تعداد آنها از 105شركت و موسسه اقتصادي در سال 1357 به 56 شركت در پايان سال 1367 كاهش يافت . بدين ترتيب در طي اين سالها بورس و اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز كرد كه تا پايان سال 1367ادامه يافت . از سال 1368 ، در چهارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي ، مورد توجه قرار گرفت.
بر اين اساس سياست گذاران در نظر دارند بورس اوراق بهادار با انتقال پارهاي از وظايف تصدي هاي دولتي به بخش خصوصي ، جذب نقدينگي و گرد آوري منابع پس اندازي پراكنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري ، در تجهيز منابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشاركت فعالانه در فعاليتهاي اقتصادي نقش مهم و اساسي داشته باشد . در هر حال ، گرايش سياست گذاري هاي كلان اقتصادي به استفاده از ساز و كار بورس ، افزايش چشمگير شمار شركتهاي پذيرفته شده و افزايش حجم فعاليت بورس تهران را در بر داشت كه بر اين اساس طي سال هاي 1367 تا نيمه اول سال جاري تعداد بنگاه هاي اقتصادي پذيرفته در بورس تهران از 56 شركت به 325 شركت افزايش يافت .شركتهاي پذيرفته شده و شركتهاي فعال در بورس به دو دسته تقسيم مي شوند.1 - شركت هاي توليدي 2 - شركت هاي سرمايه گذاري شركت هاي توليدي معمولا به توليد كالاي خاصي مبادرت مي ورزند و در گروه صنايع فعال در بورس قرار مي گيرند ودر سازمان بورس بانام شركت و كد خاص خود ، مشخص مي شوند . اما شركتهاي سرمايه گذاري شركت هايي هستند كه به عنوان واسطه هاي مالي فعاليت ميكنند. كه اين گونه شركت ها يا فعاليت توليدي ندارند ويا فعاليت آنها به گونه اي است كه با كمك هاي مالي از طريق خريد سهام شركت هاي توليدي و صنعتي و يا مجموعه اي از آنها به توليد و سرمايه گذاري اين شركت ها مبادرت مي نمايند كه بر اين اساس در حال حاضر شركت هاي سرمايه گذاري فعال در بورس 19 شركت است و شركت هاي توليدي 298 شركت مي باشند . همچنين اكنون زمينه هاي لازم براي حضور شركت هاي خدماتي نيز در بورس فراهم شده است .
ایران سهل گیرانه ترین قوانین و مقررات مربوط به سرمایه گذاری خارجی را در میان کشورهای در حال توسعه داراست.
درآمدهای سرشار نفتی و کنترل دولت ایران بر این درآمدها جایی برای رشد بخش خصوصی در ایران باقی نگذاشته است.
بنابراین گزارش، دولت در ایران به منزله یک شرکت بزرگ عمل می کند که با سلطه بر بخش های مختلف و با تکیه بر سرمایه های گسترده خود به عنوان مانعی در راه توسعه بخش خصوصی عمل می کند.
بر اساس این گزارش تا حد زیادی مشکلات مهم اقتصادی ایران از جمله بیکاری و تورم ناشی از این وضعیت می باشد و عدم موفقیت دولت در حل این مشکلات علیرغم افزایش بی سابقه درآمدهای نفتی در طی سال های اخیر موید این موضوع است.
کارشناسان طرفدار اقتصاد بازار معتقدند تنها راه حل مشکلاتی مثل بیکاری و تورم توسعه بخش خصوصی، کاهش کنترل دولت بر اقتصاد و همچنین جذب سرمایه های خارجی است.
دولتمردان ایران با علم به لزوم جذب سرمایه گذاری های خارجی در طی سال های اخیر سعی کردهاند شرایط لازم برای جذب این سرمایهها را فراهم کنند.
بر اساس این گزارش در حال حاضر مقررات و قوانین مربوط به سرمایه گذاری خارجی در بخش های غیرنفتی ایران از وضعیت بسیار مطلوبی برخوردار شده است و می توان گفت که ایران یکی از سهل گیرانه ترین مقررات مربوط به سرمایه گذاری خارجی در میان کشورهای در حال توسعه را دارا می باشد.
در حال حاضر سرمایه گذاران خارجی به راحتی می توانند تقریبا در تمامی بخش های اقتصاد ایران سرمایه گذاری کنند و چنانچه سرمایه گذاری های آنها در بخش های کشاورزی، معدن و صنعت باشد می توانند درآمدهای خود را به طور کامل از ایران خارج کنند.
البته این شرکتها برای سرمایه گذاری در ایران باید اقدام به تشکیل شرکت های سرمایه گذاری مشترک با شرکت های ایرانی کنند اما محدودیتی در مورد میزان سهم هر یک از طرفین تعیین نشده است.
کانتری واچ در ادامه تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تضمین سرمایه گذاری های خارجی در برابر عوامل تهدید کننده سرمایه را از دیگر اقدامات موثری دانسته است که می تواند بر حجم سرمایه گذاری های خارجی در ایران بیفزاید.
این نشریه در پایان از عدم افزایش قابل توجه حجم سرمایه گذاری های خارجی در ایران پس از تصویب این قوانین سخن گفته حاکم بودن فاکتورهای سیاسی را عاملی در این زمینه دانسته است .
آييننامة شرايط و ضوابط پذيرش سهام در بورس اوراق بهادار
متن مصوب جلسات مورخ
3/10/80، 10/10/80، 17/10/80، 1/11/80، 15/11/80
و 29/11/80 و 17/5/84 شوراي بورس
مادة 1 در اجراي مواد 4 و 6 قانون تأسيس بورس اوراق بهادار مصوب ارديبهشت 1345، سهام شركتهاي متقاضي پذيرش در بورس اوراق بهادار براساس شرايط و ضوابط مقرر در اين آييننامه در سه تابلو به شرح زير پذيرفته و در چهار تابلو طبقهبندي خواهند شد.
مادة 2 ضوابط پذيرش سهام شركتها در تابلو دوم تالار اصلي
1 – شركت بايد در ايران ثبت شده و داراي تابعيت ايراني باشد.
2- شركت بايد سهامي عام باشد.
3 – شركت بايد داراي سهام عادي با نام داراي حق رأي باشد و 100 درصد بهاي اسمي آن پرداخت شدهباشد و هيچگونه امتياز خاصي براي سهامداران شركت وجود نداشته باشد.
تبصره: شركتي كه داراي سهام با شرايط ويژه باشد، در صورت تأييد هيئت پذيرش اوراق بهادار و تصويب شوراي بورس، قابلپذيرش خواهد بود.
4 – حداقل، دو سال از تاريخ بهرهبرداري شركت گذشته باشد.
5 – حداقل سرماية شركت ده ميليارد ريال باشد.
6 – در زمان پذيرش نبايد بيشتر از 80 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. اين نسبت بايد در پايان دومين سال پس از پذيرش به 75 درصد كاهش يابد. بهعلاوه حداكثر ظرف مدت شش ماه از تاريخ درج و تا زماني كه نام شركت در تابلو دوم بورس درج ميباشد، بايستي حداقل 500 سهامدار داشته باشد.
تبصره: در مورد شركتهاي دولتي كه طبق مقررات قانوني و در اجراي سياست خصوصيسازي، سهام آنها بايستي از طريق بورس اوراق بهادار به مردم واگذار شود، رعايت اين بند در زمان پذيرش الزامي نيست. شركتهاي ياد شده موظفند ظرف مدت شش ماه از تاريخ پذيرش شرايط خود را با مقررات اين بند تطبيق دهند.
7 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها، مؤسسه ها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور، نبايد از 49 درصد سهام شركت بيشتر باشد.
تبصره: شركتهاي دولتي مذكور در اين بند موظفند حداكثر ظرف مدت 2 سال از تاريخ درج نام شركت در فهرست نرخهاي بورس، وضعيت خود را با شرايط فوقالذكر تطبيق دهند.
8 – شركت بايد در دو دورة متوالي سودآور بوده و امكان سودآوري آن در آينده وجود داشته باشد و زيان انباشته نداشته باشد.
9 – نسبت حقوق صاحبان سهام شركت به كل داراييها، از حدمناسب برخوردار بوده و از 30 درصد كمتر نباشد. در صورتيكه نسبت مذكور از حداقل تعيين شده در اين بند كمتر باشد، ليكن به تشخيص هيئت پذيرش از حدمطلوب برخوردار باشد، بايد نسبت حقوق صاحبان سهام به داراييهاي ثابت – به قيمت تمام شده – حداقل از 50 درصد كمتر نباشد.
10 – اساسنامة شركت بايد طوري تنظيم شده باشد كه به تشخيص هيئت پذيرش، حقوق سهامداران جزء در آن محفوظ باشد.
11 – شركت بايد داراي نظام حسابداري مطلوب باشد و به تشخيص هيئت پذيرش، در مورد شركتهاي توليدي، روش حسابداري قيمت تمام شده (حسابداري صنعتي) استقرار داشته باشد. بهعلاوه دفاتر و حسابهاي شركت بايد براساس استانداردهاي حسابداري مصوب در كشور، نگهداري شود.
12 – شركت متقاضي پذيرش بايد گزارشهاي حسابرسي دو دورة مالي متوالي پيش از زمان پذيرش را ارائه نمايد. اينگونه گزارشها بايستي توسط مؤسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي ايران كه واجد ويژگيهاي خاص مصوب شوراي بورس نيز باشند، تهيه شده باشد.
13 – براي شركتهاي فعال در تالار فرعي كه متقاضي ورود به تابلو دوم تالار اصلي هستند، علاوه بر دارا بودن شرايط فوق، سهام شركت و ميزان فعاليت آن شامل حجم دادوستد و گردش سهام آن در شش ماهه منتهي به زمان ورود، به تشخيص دبيركل سازمان بورس اوراق بهادار تهران، بايد از وضعيت مطلوبي برخوردار باشد. در غير اينصورت مراتب جهت اتخاذ تصميم به هيئت پذيرش گزارش شود.
مادة 3 ضوابط ارتقاي سهام شركتها از تابلو دوم به تابلو اول تالار اصلي
شركتهاي متقاضي ورود به تابلو اول بايد علاوه بر رعايت شرايط مذكور در بندهاي 1، 2، 3، 7، 9، 10 و 11 مادة يك اين آييننامه مربوط به پذيرش در تابلو دوم، شرايط زير را نيز داشته باشند:
1 – شركت بايد دو سال متوالي قبل از پذيرش، در تابلو دوم فعاليت سودآور داشته باشد.
تبصره: چنانچه شركت قبل از مدت دو سال قابليت پذيرش در تابلو اصلي را داشته باشد، بهدرخواست شركت و تصويب هئيت پذيرش، امكانپذير ميباشد.
2 – ميزان سرماية شركت از 25 ميليارد ريال كمتر نباشد.
3 – بيش از 70 درصد از سهام شركت نبايد در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. علاوه براين، تا زماني كه نام شركت در تابلو اول بورس درج ميباشد بايستي حداقل 1000 سهامدار داشته باشد.
4 – حجم دادوستد و گردش سهام شركت، در شش ماهة منتهي به تاريخ بررسي در هيئت پذيرش به تشخيص هيئت مذكور، بايد از وضعيت مطلوبي برخوردار باشد.
5 – در مواردي كه دبيركل بورس وضعيت شركتي را براي انتقال به تابلو اول واجد شرايط تشخيص بدهد، مراتب را جهت بررسي و اتخاذ تصميم نهايي به هيئت پذيرش اعلام ميدارد.
6 – ارتقاء سهام شركتها از تابلو دوم به تابلو اول تالار اصلي، با تصويب هيئت پذيرش خواهد بود.
مادة 4 ضوابط پذيرش سهام شركتها در تالار فرعي
1 – شركت بايد در ايران ثبت شده و داراي تابعيت ايراني باشد.
2 – شركت بايد سهامي عام باشد.
3 – شركت بايد داراي سهام عادي با نام داراي حقرأي باشد و 100 درصد بهاي اسمي آن پرداخت شده باشد و هيچگونه امتياز خاصي براي سهامداران شركت وجود نداشته باشد.
تبصره: شركتي كه داراي سهام با شرايط ويژه باشد، در صورت تأييد هيئت پذيرش اوراق بهادار و تصويب شوراي بورس، قابلپذيرش خواهد بود.
4 – حداقل يك سال از تاريخ بهرهبرداري يا فعاليت شركت، حسب مورد، گذشته باشد.
5 – ميزان سرماية شركت از 5 ميليارد ريال كمتر نباشد.
6 – در زمان پذيرش نبايد بيشتر از 90 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. اين نسبت بايد در پايان دومين سال پس از پذيرش، به 85 درصد كاهش يابد. بهعلاوه حداكثر ظرف مدت شش ماه از تاريخ درج و تا زماني كه نام شركت در تابلو فرعي درج ميباشد بايستي حداقل 200 سهامدار داشته باشد.
تبصره: در مورد شركتهاي دولتي كه طبق مقررات قانوني و در اجراي سياست خصوصيسازي سهام آن بايستي از طريق بورس اوراق بهادار به مردم واگذار شود، رعايت اين بند در زمان پذيرش الزامي نيست. شركتهاي ياد شده موظفند ظرف مدت شش ماه از تاريخ پذيرش شرايط خود را با مقررات اين بند تطبيق دهند.
7 – هرگونه "انتقال" به استثناء "انتقالات فهري" نسبت به بيش از 50 درصد سهام متعلق به هيئت مؤسس يا سهامداران عمده بنا بهمورد، قبل از پايان سال دوم پذيرش منوط به اظهارنظر كتبي دبيركل سازمان بورس و موافقت هيئت پذيرش خواهد بود.
8 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها، مؤسسهها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور، در زمان پذيرش حداكثر 70 درصد باشد و تا پايان سه سال بعد از پذيرش، اين نسبت بايد به حداكثر 49 درصد كاهش يابد.
9 – شركت بايد در آخرين سال مالي سودآور بوده و امكان سودآوري آن در آينده وجود داشته باشد.
10 – نسبت حقوق صاحبان سهام شركت به كل داراييها، نبايد از 20 درصد كمتر باشد، در صورتيكه نسبت مزبور از حداقل تعيين شده در اين بند كمتر باشد، به تشخيص هيئت پذيرش از حدمطلوب برخوردار باشد.
11 – اساسنامة شركت بايد طوري تنظيم شده باشد كه با تشخيص هيئت پذيرش، حقوق سهامداران جزء در آن محفوظ باشد.
12 – شركت بايد داراي نظام حسابداري مطلوب باشد و به تشخيص هيئت پذيرش، در مورد شركتهاي توليدي، روش حسابداري قيمت تمام شده (حسابداري صنعتي) استقرار داشته باشد. بهعلاوه دفاتر و حسابهاي شركت بايد براساس استانداردهاي حسابداري مصوب در كشور نگهداري شود.
13 – شركت متقاضي پذيرش بايدگزارشهاي حسابرسي حداقل يك دورة مالي پيش از پذيرش را ارائه نمايد، اينگونه گزارشها بايستي توسط مؤسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي ايران كه واجد ويژگيهاي خاص مصوب شوراي بورس نيز باشند، تهيه شده باشد.
مادة 5 موارد حذف نام شركتها از تابلو يكم و انتقال به تابلو دوم تالار اصلي
در صورت وجود يا وقوع دو مورد از موارد 1 تا 6 يا مورد 7 از موارد زير، نام شركت از فهرست تابلو يكم حذف و به تابلو دوم تالار اصلي منتقل ميشود، همچنين شركت بعد از حذف از تابلو يكم و انتقال به تابلو دوم، حداقل پس از يك سال مالي – در صورت احراز مجدد شرايط – ميتواند درخواست ورود به تابلو يكم را به بورس ارائه نمايد:
1 – به مدت 3 ماه بيش از 70 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. بهعلاوه تعداد سهامداران شركت به مدت سه ماه متوالي يا پنج ماه غيرمتوالي در طول يك سال از 1000 نفر كمتر باشد.
2 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها و مؤسسهها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور بهاستثناي بانكها، شركتهاي بيمه، شركتهاي سرمايهگذاري بهمدت شش ماه متوالي بيش از 49 درصد باشد.
3 – سهام شركت بيش از 70 روز متوالي يا 120 روز غيرمتوالي در يك سال دادوستد نشود.
4 – حجم دادوستد و گردش سهام شركت طي يك سال، به تشخيص دبيركل سازمان بورس، در حد مطلوبي نباشد.
5 – عملكرد شركت در يك دورة مالي منجر به زيان شده باشد و نتيجة عمليات شش ماهة بعدي شركت براساس صورتهاي مالي ميان دورهاي حسابرسي شده، منتج به سود نشده باشد.
6 – نسبت حقوق صاحبان سهام به كل داراييهاي شركت به مدت يك سال كمتر از 25 درصد باشد.
7 – شركت مقررات مربوط به افشاي اطلاعات را براساس اعلام بورس رعايت نكرده باشد.
8 – كنترل موارد بندهاي 1 الي 8 فوق و تشخيص حذف نام شركتها از تابلو يكم و انتقال به تابلو دوم تالار اصلي، با دبيركل سازمان بورس ميباشد.
تبصرة 1: سازمان بورس موظف است در موارد حذف و انتقال نام شركت، مراتب را طي گزارشي با ذكر دلائل مربوطه، به شركت ذيربط، هيئت پذيرش و شوراي بورس گزارش نمايد.
تبصرة 2: تصميمات دبيركل سازمان بورس، تا ده روز پس از تاريخ اعلام به شركت ذيربط (درصورت اعتراض)، قابلتجديدنظر در شوراي بورس خواهد بود.
مادة 6 موارد حذف نام شركتها از تابلو دوم تالار اصلي و انتقال به تالار فرعي
در صورت وجود يا وقوع دو مورد از موارد 1 تا 6 يا مورد 7 از موارد زير، نام شركت از فهرست تابلو تالار اصلي حذف و به تالار فرعي منتقل ميشود. همچنين، شركت بعد از حذف از تابلو دوم تالار اصلي و انتقال به تالار فرعي حداقل پس از يك سال مالي – در صورت احراز مجدد شرايط – ميتواند درخواست ورود به تابلو دوم تالار اصلي را به بورس ارائه نمايد.
1 – به مدت سه ماه بيش از 75 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. بهعلاوه تعداد سهامداران شركت به مدت سه ماه متوالي يا 5 ماه غيرمتوالي در طول يكسال از 500 نفر كمتر باشد.
2 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها و مؤسسهها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور بهاستثناي بانكها، شركتهاي بيمه، شركتهاي سرمايهگذاري، بهمدت شش ماه متوالي در يك سال بيش از 49 درصد باشد.
3 – سهام شركت بيش از 100 روز متوالي يا 150 روز غيرمتوالي در يك سال دادوستد نشود.
4 – حجم دادوستد و گردش سهام شركت طي يك سال، به تشخيص دبيركل سازمان بورس، در حدمطلوبي نباشد.
5 – عملكرد شركت در دو دورة متوالي مالي منجر به زيان شده باشد و نتيجة عمليات شش ماه بعدي شركت براساس صورتهاي مالي حسابرسي شده منتج به سود نشده باشد.
6 – نسبت حقوق صاحبان سهام به كل داراييهاي شركت بهمدت يك سال كمتر از 20 درصد باشد.
7 – شركت مقررات مربوط به افشاي اطلاعات را براساس ضوابط بورس، با تشخيص دبيركل رعايت نكرده باشد.
8 – كنترل موارد بندهاي 1 الي 8 فوق و تشخيص حذف نام شركتها از تابلو دوم تالار اصلي و انتقال به تالار فرعي، با دبيركل سازمان بورس ميباشد.
تبصرة 1: سازمان بورس موظف است در موارد حذف و انتقال نام شركت، مراتب را طي گزارشي با ذكر دلائل مربوطه، به شركت ذيربط، هيئت پذيرش و شوراي بورس گزارش نمايد.
تبصرة 2: تصميمات دبيركل سازمان بورس، تا ده روز پس از تاريخ اعلام به شركت ذيربط (در صورت اعتراض)، قابلتجديدنظر در شوراي بورس خواهد بود.
مادة 7 موارد حذف نام شركتها از تالار فرعي
مواردي از قبيل زياندهي، عدم رعايت سياست افشاي اطلاعات، مطلوب نبودن ميزان فعاليت و حجم دادوستد گردش سهام و عدم عرضة سهام مازاد برحدمجاز، در طي مهلت مناسب، با تشخيص دبيركل سازمان بورس و تصويب شوراي بورس، منجر به حذف نام شركت از تابلو فرعي و انتقال به تابلوي غيررسمي خواهد شد.
تبصرة 1: شركت بعد از حذف از تالار فرعي، حداقل پس از يك سال، در صورت احراز مجدد شرايط، ميتواند درخواست ورود مجدد به تالار فرعي را به سازمان بورس اوراق بهادار تهران ارائه نمايد.
تبصرة 2: ورود مجدد شركت به تالار فرعي، موكول به تصويب آن در هيئت پذيرش خواهد بود.
مادة 8 نحوة انجام معامله و حذف نام شركت در تابلوي غيررسمي
كلية معاملات در تابلوي غيررسمي از طريق يك يا چند كارگزار بورس كه از طرف هيئت مديره براي سهم خاص تعيين ميشوند، به روش توافقي صورت ميپذيرند. كارگزاران در تابلوي غيررسمي سفارشهاي خريد و فروش را پس از توافق طرفين معامله، بهطور همزمان در سامانة معاملاتي قرار ميدهند.
تبصرة 1: بهدليل نبود اطلاعات، سازمان ملزم به اطلاعرساني در مورد شركتهاي فعال در تابلوي غيررسمي نيست و قيمت سهام معامله شده در اين تابلو در شاخص سهام منظور نميگردد.
تبصرة 2: انتقال مجدد سهام از تابلوي غيررسمي به تابلوي فرعي، پس از احراز شرايط تابلوي فرعي و با گذشت شش ماه از ورود آن در تابلوي غيررسمي انجامپذير ميباشد.
تبصرة 3: پس از گذشت مدت يكسال از ورود سهم به تابلوي غيررسمي، در صورتيكه سهم ياد شده شرايط انتقال به تابلوي فرعي را احراز ننمايد، سازمان موظف به حذف نام شركت از تابلوي غيررسمي خواهد بود.
شركتهاي متقاضي ورود به تابلو اول بايد علاوه بر رعايت شرايط مذكور در بندهاي 1، 2، 3، 7، 9، 10 و 11 مادة يك اين آييننامه مربوط به پذيرش در تابلو دوم، شرايط زير را نيز داشته باشند:
1 – شركت بايد دو سال متوالي قبل از پذيرش، در تابلو دوم فعاليت سودآور داشته باشد.
تبصره: چنانچه شركت قبل از مدت دو سال قابليت پذيرش در تابلو اصلي را داشته باشد، بهدرخواست شركت و تصويب هئيت پذيرش، امكانپذير ميباشد.
2 – ميزان سرماية شركت از 25 ميليارد ريال كمتر نباشد.
3 – بيش از 70 درصد از سهام شركت نبايد در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. علاوه براين، تا زماني كه نام شركت در تابلو اول بورس درج ميباشد بايستي حداقل 1000 سهامدار داشته باشد.
4 – حجم دادوستد و گردش سهام شركت، در شش ماهة منتهي به تاريخ بررسي در هيئت پذيرش به تشخيص هيئت مذكور، بايد از وضعيت مطلوبي برخوردار باشد.
5 – در مواردي كه دبيركل بورس وضعيت شركتي را براي انتقال به تابلو اول واجد شرايط تشخيص بدهد، مراتب را جهت بررسي و اتخاذ تصميم نهايي به هيئت پذيرش اعلام ميدارد.
6 – ارتقاء سهام شركتها از تابلو دوم به تابلو اول تالار اصلي، با تصويب هيئت پذيرش خواهد بود.
مادة 4 ضوابط پذيرش سهام شركتها در تالار فرعي
1 – شركت بايد در ايران ثبت شده و داراي تابعيت ايراني باشد.
2 – شركت بايد سهامي عام باشد.
3 – شركت بايد داراي سهام عادي با نام داراي حقرأي باشد و 100 درصد بهاي اسمي آن پرداخت شده باشد و هيچگونه امتياز خاصي براي سهامداران شركت وجود نداشته باشد.
تبصره: شركتي كه داراي سهام با شرايط ويژه باشد، در صورت تأييد هيئت پذيرش اوراق بهادار و تصويب شوراي بورس، قابلپذيرش خواهد بود.
4 – حداقل يك سال از تاريخ بهرهبرداري يا فعاليت شركت، حسب مورد، گذشته باشد.
5 – ميزان سرماية شركت از 5 ميليارد ريال كمتر نباشد.
6 – در زمان پذيرش نبايد بيشتر از 90 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. اين نسبت بايد در پايان دومين سال پس از پذيرش، به 85 درصد كاهش يابد. بهعلاوه حداكثر ظرف مدت شش ماه از تاريخ درج و تا زماني كه نام شركت در تابلو فرعي درج ميباشد بايستي حداقل 200 سهامدار داشته باشد.
تبصره: در مورد شركتهاي دولتي كه طبق مقررات قانوني و در اجراي سياست خصوصيسازي سهام آن بايستي از طريق بورس اوراق بهادار به مردم واگذار شود، رعايت اين بند در زمان پذيرش الزامي نيست. شركتهاي ياد شده موظفند ظرف مدت شش ماه از تاريخ پذيرش شرايط خود را با مقررات اين بند تطبيق دهند.
7 – هرگونه "انتقال" به استثناء "انتقالات فهري" نسبت به بيش از 50 درصد سهام متعلق به هيئت مؤسس يا سهامداران عمده بنا بهمورد، قبل از پايان سال دوم پذيرش منوط به اظهارنظر كتبي دبيركل سازمان بورس و موافقت هيئت پذيرش خواهد بود.
8 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها، مؤسسهها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور، در زمان پذيرش حداكثر 70 درصد باشد و تا پايان سه سال بعد از پذيرش، اين نسبت بايد به حداكثر 49 درصد كاهش يابد.
9 – شركت بايد در آخرين سال مالي سودآور بوده و امكان سودآوري آن در آينده وجود داشته باشد.
10 – نسبت حقوق صاحبان سهام شركت به كل داراييها، نبايد از 20 درصد كمتر باشد، در صورتيكه نسبت مزبور از حداقل تعيين شده در اين بند كمتر باشد، به تشخيص هيئت پذيرش از حدمطلوب برخوردار باشد.
11 – اساسنامة شركت بايد طوري تنظيم شده باشد كه با تشخيص هيئت پذيرش، حقوق سهامداران جزء در آن محفوظ باشد.
12 – شركت بايد داراي نظام حسابداري مطلوب باشد و به تشخيص هيئت پذيرش، در مورد شركتهاي توليدي، روش حسابداري قيمت تمام شده (حسابداري صنعتي) استقرار داشته باشد. بهعلاوه دفاتر و حسابهاي شركت بايد براساس استانداردهاي حسابداري مصوب در كشور نگهداري شود.
13 – شركت متقاضي پذيرش بايدگزارشهاي حسابرسي حداقل يك دورة مالي پيش از پذيرش را ارائه نمايد، اينگونه گزارشها بايستي توسط مؤسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي ايران كه واجد ويژگيهاي خاص مصوب شوراي بورس نيز باشند، تهيه شده باشد.
مادة 5 موارد حذف نام شركتها از تابلو يكم و انتقال به تابلو دوم تالار اصلي
در صورت وجود يا وقوع دو مورد از موارد 1 تا 6 يا مورد 7 از موارد زير، نام شركت از فهرست تابلو يكم حذف و به تابلو دوم تالار اصلي منتقل ميشود، همچنين شركت بعد از حذف از تابلو يكم و انتقال به تابلو دوم، حداقل پس از يك سال مالي – در صورت احراز مجدد شرايط – ميتواند درخواست ورود به تابلو يكم را به بورس ارائه نمايد:
1 – به مدت 3 ماه بيش از 70 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. بهعلاوه تعداد سهامداران شركت به مدت سه ماه متوالي يا پنج ماه غيرمتوالي در طول يك سال از 1000 نفر كمتر باشد.
2 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها و مؤسسهها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور بهاستثناي بانكها، شركتهاي بيمه، شركتهاي سرمايهگذاري بهمدت شش ماه متوالي بيش از 49 درصد باشد.
3 – سهام شركت بيش از 70 روز متوالي يا 120 روز غيرمتوالي در يك سال دادوستد نشود.
4 – حجم دادوستد و گردش سهام شركت طي يك سال، به تشخيص دبيركل سازمان بورس، در حد مطلوبي نباشد.
5 – عملكرد شركت در يك دورة مالي منجر به زيان شده باشد و نتيجة عمليات شش ماهة بعدي شركت براساس صورتهاي مالي ميان دورهاي حسابرسي شده، منتج به سود نشده باشد.
6 – نسبت حقوق صاحبان سهام به كل داراييهاي شركت به مدت يك سال كمتر از 25 درصد باشد.
7 – شركت مقررات مربوط به افشاي اطلاعات را براساس اعلام بورس رعايت نكرده باشد.
8 – كنترل موارد بندهاي 1 الي 8 فوق و تشخيص حذف نام شركتها از تابلو يكم و انتقال به تابلو دوم تالار اصلي، با دبيركل سازمان بورس ميباشد.
تبصرة 1: سازمان بورس موظف است در موارد حذف و انتقال نام شركت، مراتب را طي گزارشي با ذكر دلائل مربوطه، به شركت ذيربط، هيئت پذيرش و شوراي بورس گزارش نمايد.
تبصرة 2: تصميمات دبيركل سازمان بورس، تا ده روز پس از تاريخ اعلام به شركت ذيربط (درصورت اعتراض)، قابلتجديدنظر در شوراي بورس خواهد بود.
مادة 6 موارد حذف نام شركتها از تابلو دوم تالار اصلي و انتقال به تالار فرعي
در صورت وجود يا وقوع دو مورد از موارد 1 تا 6 يا مورد 7 از موارد زير، نام شركت از فهرست تابلو تالار اصلي حذف و به تالار فرعي منتقل ميشود. همچنين، شركت بعد از حذف از تابلو دوم تالار اصلي و انتقال به تالار فرعي حداقل پس از يك سال مالي – در صورت احراز مجدد شرايط – ميتواند درخواست ورود به تابلو دوم تالار اصلي را به بورس ارائه نمايد.
1 – به مدت سه ماه بيش از 75 درصد از سهام شركت در اختيار كمتر از 10 سهامدار باشد. بهعلاوه تعداد سهامداران شركت به مدت سه ماه متوالي يا 5 ماه غيرمتوالي در طول يكسال از 500 نفر كمتر باشد.
2 – مجموع سهام متعلق به دولت، وزارتخانهها و مؤسسهها و شركتهاي دولتي موضوع مادة 4 قانون محاسبات عمومي كشور بهاستثناي بانكها، شركتهاي بيمه، شركتهاي سرمايهگذاري، بهمدت شش ماه متوالي در يك سال بيش از 49 درصد باشد.
3 – سهام شركت بيش از 100 روز متوالي يا 150 روز غيرمتوالي در يك سال دادوستد نشود.
4 – حجم دادوستد و گردش سهام شركت طي يك سال، به تشخيص دبيركل سازمان بورس، در حدمطلوبي نباشد.
5 – عملكرد شركت در دو دورة متوالي مالي منجر به زيان شده باشد و نتيجة عمليات شش ماه بعدي شركت براساس صورتهاي مالي حسابرسي شده منتج به سود نشده باشد.
6 – نسبت حقوق صاحبان سهام به كل داراييهاي شركت بهمدت يك سال كمتر از 20 درصد باشد.
7 – شركت مقررات مربوط به افشاي اطلاعات را براساس ضوابط بورس، با تشخيص دبيركل رعايت نكرده باشد.
8 – كنترل موارد بندهاي 1 الي 8 فوق و تشخيص حذف نام شركتها از تابلو دوم تالار اصلي و انتقال به تالار فرعي، با دبيركل سازمان بورس ميباشد.
تبصرة 1: سازمان بورس موظف است در موارد حذف و انتقال نام شركت، مراتب را طي گزارشي با ذكر دلائل مربوطه، به شركت ذيربط، هيئت پذيرش و شوراي بورس گزارش نمايد.
تبصرة 2: تصميمات دبيركل سازمان بورس، تا ده روز پس از تاريخ اعلام به شركت ذيربط (در صورت اعتراض)، قابلتجديدنظر در شوراي بورس خواهد بود.
مادة 7 موارد حذف نام شركتها از تالار فرعي
مواردي از قبيل زياندهي، عدم رعايت سياست افشاي اطلاعات، مطلوب نبودن ميزان فعاليت و حجم دادوستد گردش سهام و عدم عرضة سهام مازاد برحدمجاز، در طي مهلت مناسب، با تشخيص دبيركل سازمان بورس و تصويب شوراي بورس، منجر به حذف نام شركت از تابلو فرعي و انتقال به تابلوي غيررسمي خواهد شد.
تبصرة 1: شركت بعد از حذف از تالار فرعي، حداقل پس از يك سال، در صورت احراز مجدد شرايط، ميتواند درخواست ورود مجدد به تالار فرعي را به سازمان بورس اوراق بهادار تهران ارائه نمايد.
تبصرة 2: ورود مجدد شركت به تالار فرعي، موكول به تصويب آن در هيئت پذيرش خواهد بود.
مادة 8 نحوة انجام معامله و حذف نام شركت در تابلوي غيررسمي
كلية معاملات در تابلوي غيررسمي از طريق يك يا چند كارگزار بورس كه از طرف هيئت مديره براي سهم خاص تعيين ميشوند، به روش توافقي صورت ميپذيرند. كارگزاران در تابلوي غيررسمي سفارشهاي خريد و فروش را پس از توافق طرفين معامله، بهطور همزمان در سامانة معاملاتي قرار ميدهند.
تبصرة 1: بهدليل نبود اطلاعات، سازمان ملزم به اطلاعرساني در مورد شركتهاي فعال در تابلوي غيررسمي نيست و قيمت سهام معامله شده در اين تابلو در شاخص سهام منظور نميگردد.
تبصرة 2: انتقال مجدد سهام از تابلوي غيررسمي به تابلوي فرعي، پس از احراز شرايط تابلوي فرعي و با گذشت شش ماه از ورود آن در تابلوي غيررسمي انجامپذير ميباشد.
تبصرة 3: پس از گذشت مدت يكسال از ورود سهم به تابلوي غيررسمي، در صورتيكه سهم ياد شده شرايط انتقال به تابلوي فرعي را احراز ننمايد، سازمان موظف به حذف نام شركت از تابلوي غيررسمي خواهد بود.
ادامه مطلب
عنوان خبر: تاثیر مغولان بر هنرمقدمه
ذوق سليم، سليقة لطيف، احساس خلاق، ادراك فعال، روح حساس، و عاطفة بارور را اگر به همراه زيبايي و زيباشناسي ذاتي در يك جمله خلاصه كنيم، جامع و مانعي ميشود از هنر غني و مجرد ايراني، اين تعريف شايد در نزد برخي از كارشناسان راه خلاف واقع وغلو را پيموده باشد اما در حقيقت اگر به خوبي مشاهده كنيم هر يك از اين عوامل و ابزارهاي معنوي و مادي را ميتوان در جزء جزء نقش و نگارهاي ريز و ظريف دكوراتيوي كه به منظور آذين و آرايش آثار هنري ايراني بكار رفتهاند در كالبدي جامع و فراگير مظاهر هنري، به خوبي و به وضوح نمايان است، مشاهده نمود. به واقع ادراك صحيح هنر خلاقة ايراني مستلزم تبيين همين مفاهيم مستتر در جوهر آثار خواهد بود. ذوق و خلاقيت هنري جوامع مختلف از سنن و آداب و بينشهاي فرهنگي و سوابق تاريخي و محيط طبيعي آن اقوام ريشه و الهام ميگيرد و غالباً اتفاق ميافتد كه يك قوم به جهت تبهر و مهارت جانانهاي كه در زمينة يك يا چند رشتة خاص از هنرهاي چندگانه (به ويژه هنرهاي سنتي، دكوراتيووتزئيني) تبلور و نمود يافته است، رقابت و برابري ديگر اقوام در آن زمينهها با ملت فوق الذكر كاري عبث و بيهوده خواهد بود. اگر نخواهيم تمامي هنرهاي، هشتگانة معاصر و ديگر مظاهر ذوقي اقوام مختلف را مورد بررسي قرار دهيم و اگر تنها در يك مورد كار تحقيق و تفحص در جريان پيدايش، رشد و بالندگي هنري خاص را پي گيري كنيم و آن زمينه لزوماً موضوعي باشد كه عموميت بيشتري دارد يعني تقريباً نزد تمامي انباء بشري از گذشتههاي دور تاكنون جلوه گر ذوق و سليقه زيبايي دوستي باشد؛ ميتوان هنرهاي صنعتي و صنايع دستي را ذكر نمود. هنرها و صفاعاتي كه در سرزمين كهن ايران به مرور زمان و در طي ساليان طولاني كه هم اكنون به يك چشم همزدني ميماند، آنچنان راه كمال و ترقي را پيموده است كه بي اغراق هم چنان بي رقيب بر پهنة اين گونه از هنرهاي ممالك گوناگون ميدرخشد و تجلي ميكند. دلايل اين شكوفايي و درخشش هميشگي را ميتوان علاوه بر بالا بودن ميزان مهارت و استادي و همين طور ويژگيهاي ذاتي و حس زيبايي دوستي ايراني، طبع لطيف و روحاني هنرمند ايراني ذكر نمود زماني كه استاد كار بنا به هنگام كاركردن بر روي قسمتي از بنا يا استادكاري كه در گوشة خلوتي از يك مكان متبرك با صبر و تأني مثال زدني سرگرم نقش اندازي ديوار بوسية گچبري، آينه كاري، كاشي و... ميباشد و زماني كه بهترين و زيباترين تجلي گاههاي هنري دستي و معماري ايراني عجين و همراه با بهترين و زيباترين مظاهر ذهني و عاطفي از همين دين و آئين و مذهب يكتاپرستياش باشد مسلم است كه هر چه دارد چون جان در طبق اخلاص ميگذارد. تا نه تنها يك اثر زيبا و دل انگيز مادي بلكه اثري سرشار و مملو از روح و جان الهي را خلق و ابداع نمايد و نسل به نسل به جاي اينكه به دين و مرامش در خدمت تعالي و ترقي او باشد او نيز در پيشرفت و گسترش آن به نوبة خود سهم و نقش ايفا ميكند. در اين ميان علاقه و پيوند عاطفي كه عموم مردم ايران با هنرها و ميراثهاي هنري و فرهنگي خود برقرار نمودهاند به حدي بوده كه علاوه بر كمك به جريان رشد و تعالي هنرها، سبب ماندگاري آنها نيز شده است.
هنر پيش از تاريخ
هدف تاريخ هنر عبارت است از شناخت و ارزيابي هنر از هر زمان و مكاني كه آمده باشد. هنر و تاريخ تنها در عرصة فرهنگ اين چنين در كنار هم قرار مي؛يرند. هر اثر هنري رويدادي است پايدار؛ اين اثر متعلق به هر دورهاي كه باشد، تا مدتهاي مديد پس از روزگار خويش باقي ميماند و به حياتش ادامه ميدهد. اثر هنري همزمان يك شيء و يك رويداد تاريخي به شمار ميآيد.
قدمت تمدن و فرهنگ در خطة فلات ايران به چند هزار سال قبل از ورود آريايي ها باز مي گردد.
اقوام آريايي، احتمالاً از اوايل هزاره اول ق.م در فلات ايران ساكن شده و نام خود را بر آن نهادند
واژه ايران مشق از صورت قديمي آريانا، يعني سرزمين آريايي هاست. بنابراين تاريخ هنر ايران آثار مصنوعي را از دوران هاي ما قبل تاريخ تا سده هاي اخير در محدوده اين سرزمين وسيع در بر مي گيرد. هنر ايراني داراي ويژگيهاي ماندگاري است كه آن را از
ساير هنرهاي جهان متمايز و مشخص مي سازد.
اين سرزمين وسيع در بر ميگيرد. هنر ايراني داراي ويژگيهاي ماندگاري است كه آن را از ساير هنرهاي جهان متمايز و مشخص ميسازد.
هنر در نخستين سالهاي اسلام
آغاز دوران اسلامي را در تاريخ هجرت حضرت محمد (ص) به مدينه كه در 622 ميلادي اتفاق افتاد حساب ميكنند. اندكي بيش از بيست سال پس از آن تاريخ مسلمانان سوريه و مصر را از امپراتوري بيزانس وارث سرزمين روميها و شكوه و افتخار مردم روم، با از دست دادن دو ايالت بزرگ خود را از پاي در آمد، و نيروي عظيم ايران كه طي چهارصد سال مانع پيشروي روميها به سوي سرزمينهاي شرقي بود يكسره مقهور سپاه اسلام گرديد. گرچه ظهور اسلام آغاز مرحلهاي تازه و بينهايت مهم را در تاريخ جهان به ثبت رسانده است، ايالات فتح شده بيزانسي و شاهنشاهي فرسودة ساساني، ميراث فرهنگي عظيمي برجاي گذاشت كه تأثير آن تا چندين سدة بعد در جهان اسلام دوام يافت. در واقع تاجايي كه به هنر مربوط ميشد اين هر دو در ايران ميراثي بنيادي بود و اهميت آن در ابتدا فقط با اعمال نفوذ تفكر سامي و بعدها تا اندازهاي كه سبك شيوة غيرتصويري شرق ايفا ميكرد، برابري داشت رواج اين گرايشهاي گوناگون و متفاوت، با پذيرفتن خط عربي كه يكي از انواع آن پيش از هر چيز ديگر عامل سبكي ممتاز در هنر جهان اسلام شد با هيچ يك از عوامل ويژة نژادي يا سياسي درون خود برخورد نكرد، مگر با وابستگيهاي عقيدتي، خلفاي راشيدين در مدينه مستقر بودند، ولي خيلي زود معلوم شد كه اين شهر گرچه به عنوان مركز ايمان مذهبي جايي مطلوب بود، ولي براي پايتخت اداري دولتي كه ظرف دو دهه به امپراتوري عظيمي تبديل شده بود چندان مناسب نيست. و آن گاه كه گروهي از مردم به اقامت در يك محل عادت كرده، زندگي فرهنگي با شرايط شهري و شهرنشيني به وجود آورده بودند ديگر امكان نداشت كه زندگاني كهنه اعرابي كه بر اساس تنوع طلبي و تا حدود زيادي بر پايه سودجويي ناشي از غارتها و چپاولهاي همسايگان ثروتمند و شادكام خود بنياد شده بود ادامه يابد در نتيجه پايتختي نوين و روشي تازه براي گذراندن حيات امري ضروري شد.
كيمياگران ايراني و اكتشافات آنان پيرامون رنگ و رنگسازي
با مطالعه شرح حال دانشمندان علم شيمي در جهان غرب و جهان اسلامي (مشرق زمين) و با مطالعه اكتشافات و تحقيقات آنها در زمينه مواد معدني براي رنگ سازي و ظروف و مواد آلي شيميايي و دارويي معلوم گرديد كه صنعت رنگ سازي ايران نيز مرهون زحمات دانشمندان علم شيمي در دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام بوده است و كيمياگران كه در حقيقت اساتيد و علماي شيمي محسوب ميگرديدهاند سهم به سزايي در اين مهم داشتهاند. در بررسي اشياء يافت شده مربوط به زمان تيموريان كه با سبك و تكنيك مغولي همراه ميباشد، ظروف بدون لعاب كه داراي خمير نخودي رنگ است و گروهي از آنها داراي نقوش كندهكاري شده ميباشد مربوط به اواخر دوره ايلخانيان كشف و حفاري شده است. اين ظروف اغلب خمير قرمز و يا نخودي رنگ شوده و با رنگهاي سبز، زرد، قهوهاي، فيروزهاي بر روي لعاب شفاف تزئين شده و نقوش هندسي و گياهي دارند كه با رنگ سياه بر بدنه ظرف نقاشي گرديده است. ارنست گروبه Ernest Groubee باستانشناس و مورخ مشهور عقيده دارد براي اولين بار در دوران خلفاي عباسي به ظروف آبي و سفيد مواجه ميشويم كه در قرن چهارم ميلادي به اوج خود رسيده بوده است. ساخت اين نوع ظروف در اواخر قرن هشتم هجري قمري دوباره در سوريه و ايران متداول گرديده است و عمدتاً رنگ آبي كبالت در چين در دوره سلسله مينك معمول بوده و در قرن چهاردهم ميلادي به بعد از چين به اروپا و ايران صادر شده است وبعدها در ايران ساخته شدهاند.
ارنست گروبه عقيده دارد كه ظروف سبز رنگ باستانيتر از قرن 14 و 15 ميلادي يعني مربوط به قرن هفتم و هشتم هجري قمري ميباشد و ظروف سفيد و آبي مربوط به قرون هشتم و نهم هجري قمري ميباشد. از دوره تيموريان نقوش به رنگ سياه و آبي در زير لعاب ديده ميشود و مواد اوليه سفال گِل رس ميباشد و در دوران صفويه مواد اوليه مخلوطي از سيليس و شيشه است كه داراي نقوش اژدها گل شقايق و ابرهاي پراكنده بوده و تزيين شدهاند و نيز ظروف آبي و سفيد تا قرن 13 هجري در ايران ادامه داشته است. از بناهاي تيموري كاشي شش ضلعي و مدور و لوزي شكل داراي لعاب فيروزي يا سفيد در آن به جاي مانده است. كه با رنگ يا خطوط طلاي به صورت گل و برگ تزيين يافتهاند و كاشيهاي ملون معروف به قازمقازي در زمره آنها ديده ميشود (توضيحاً قازمقازي نوعي تلألو است كه با رنگ مخصوص صدف مانندي ميدرخشد). از تجزيه و تحليل مواد به كار رفته در صنايع دستي ايراني كاملاً درك و استنباط ميشود كه كيمياگران كه اساتيد مسلم علم شيمي بودهاند در تهيه مواد رنگين سهم به سزايي داشتهاند چنانكه: ابوبكر محمدبن ذكرياي رازي، ابوريحان بيروني، جابربنحيان بن عبدالكوني كه دانشمند اخير الذكر (جابر) افتخار نثاگردي حضرت امام صادق عليه السلام را داشته است و ابوعلي سينا از جمله شخصيتهاي علمي بودهاند كه به بشريت خدمت كردهاند و آنها با اكتشافات خودشان استادان رنگ سازي و رنگسازي را قدرت بخشيدهاند. دانش كيميا chemistry در اسلام از يكسو به صورت فلزشناسي و داروسازي و از سوي ديگر به صورت عمل نيمه فيزيكي Eclectic تجلي نمود و آنها موفق به كشف عدهاي از عناصر و مواد شيميايي جديد گرديدند. مسلمانان كه در شيمي صنعتي و شيمي پزشكي و كاني شناسي صاحب تحقيقات و تجارت بودند كارشان در زمينة قندسازي، كاشي سازي، چيني سازي ساختن شيشههاي رنگي و كاغذ سازي و بسياري ديگر از رشتههاي صنعتي توسعه يافت. آنها انواع مرغوبترين كاغذهاي الوان در (رنگين) را ساختند. از تهيه خمير كاغذ و سفيد كردن خمير كاغذ و باردادن به آن با چسب و رنگ كردن كاغذ اطلاع كافي داشتند. كاغذ سليماني، كاغذ طلحي، كاغذ لوحي، كاغذ فرعوني (كه مرغوبتر از پاپيروس مصر بود) و كاغذ جعفري و منصوري و صالحي و اقسام ديگر را به بازارهاي جهان عرضه نمودند.
كشف صمغ موديا كه مخلوطي از هيدروكربورها (Hydrocarboms) ميباشد و كشف خواص فيزيكي و شيميايي پارافين طبيعي ozokerit و آسفالت طبيعي Asphalt (كه نوعي فيرمتراكم و براق و بيشكل و با رنگ قهوهاي و سياه بوده است) توسط ابوريحان بيروني شيميست عاليقدر، و نيز عمل تقطير نفت سياه و تجزيه آن به نفت سفيد و سياه توسط ذكرياي رازي از اهم مسايل دانش كيمياگري بوده است.
شاردن سياح فرانسوي كه در سال 1631 ميلادي برابر با 1050 هجري به ايران مسافرت نموده نوشته است: در ايران نفت سياه و سفيد را در پوشش رنگ به كار ميبرند و نوشته است سرانجام در ايران روغن يافت شده و براي ساختن رنگ همانگونه كه ما ميسازيم به كار ميبرند. ايرانيان از تركيب برادة طلا Au3+ و سولفوره نقره SAg2 و فلز مس Cu++ و براده الماس C4+ شيشههاي مرغوب ميساختهاند كه به عنوان جواهر كاربرد داشتهاند در ساختن دلبرباي بدلي كه امروزه آون تورن ناميده ميشود از مخلوط كردن شيشه با روغن تخم مرغ و ساير روغنها و يا مواد آلي و مس با عمل احياء در محيط مناسب انواع شيشههاي اوتتورين (دلربا) را درست ميكردند كه از تجربيات رازي شيميست عالي مقام ايراني بوده است. ايرانيان در دوره نهضت و تمدن اسلامي با افزودن اكسيد قطع استاتيك اسيد sho2 به لعاب چيني و كشيدن رنگهاي آبي، ارغواني، زرد، سبز بر روي لعاب نپخته كه احتياج به قدرت و اطمينان صنعتگر هنرمند دارد عملاً صنعت لعاب صنعت لعاب دادن را انجام ميدادند و استعمال رنگهاي فوق الذكر نشان ميدهد كه صنعتگران اسلامي ايران در اين صنعت بخوبي از خواص اكسيد فلزات براي رنگ كردن لعاب چيني اطلاع كافي داشتهاند. جابرابن حيان شيميست مشهور و مجريي بوده است. او براي اولين بار جوهر شوره (اسيد نيتريك) را از تقطير زاج سبز SO4 cn و شوره No3k به دست آورد تهيه شنگرف يا شنجرف كه به زبان لاتين سينا بر نام دارد و به فرمول Hgs مي باشد از دانش اين استاد بزرگوار است. تهيه سفيد آب سرب (مخلوط هيدرات و كربنات سرب) به فرمول pb(OH)2 مي باشد از شرح مطالب گوناگون فوق الذكر درباره تاريخ و تحول و پيشرفت دانش و صنعت رتگسازي و رنگرزي جهان و تاريخ رنگهاي سنتي ايران نتيجه مي شود كه كيميا گري اسلامي كه از مدتي مخصوص به خود برخوردار بوده است با ظهور خود در هر دوره تاريخ و در هر زماني خصوصيات سنتي خود را حفظ نموده است و توانسته طي چندين قرن برخي از بزرگترين شخصيت هاي علمي را به جهان مغرب و مشرق زمين صادقانه معرفي و عرضه نمايد.
ذوق سليم، سليقة لطيف، احساس خلاق، ادراك فعال، روح حساس، و عاطفة بارور را اگر به همراه زيبايي و زيباشناسي ذاتي در يك جمله خلاصه كنيم، جامع و مانعي ميشود از هنر غني و مجرد ايراني، اين تعريف شايد در نزد برخي از كارشناسان راه خلاف واقع وغلو را پيموده باشد اما در حقيقت اگر به خوبي مشاهده كنيم هر يك از اين عوامل و ابزارهاي معنوي و مادي را ميتوان در جزء جزء نقش و نگارهاي ريز و ظريف دكوراتيوي كه به منظور آذين و آرايش آثار هنري ايراني بكار رفتهاند در كالبدي جامع و فراگير مظاهر هنري، به خوبي و به وضوح نمايان است، مشاهده نمود. به واقع ادراك صحيح هنر خلاقة ايراني مستلزم تبيين همين مفاهيم مستتر در جوهر آثار خواهد بود. ذوق و خلاقيت هنري جوامع مختلف از سنن و آداب و بينشهاي فرهنگي و سوابق تاريخي و محيط طبيعي آن اقوام ريشه و الهام ميگيرد و غالباً اتفاق ميافتد كه يك قوم به جهت تبهر و مهارت جانانهاي كه در زمينة يك يا چند رشتة خاص از هنرهاي چندگانه (به ويژه هنرهاي سنتي، دكوراتيووتزئيني) تبلور و نمود يافته است، رقابت و برابري ديگر اقوام در آن زمينهها با ملت فوق الذكر كاري عبث و بيهوده خواهد بود. اگر نخواهيم تمامي هنرهاي، هشتگانة معاصر و ديگر مظاهر ذوقي اقوام مختلف را مورد بررسي قرار دهيم و اگر تنها در يك مورد كار تحقيق و تفحص در جريان پيدايش، رشد و بالندگي هنري خاص را پي گيري كنيم و آن زمينه لزوماً موضوعي باشد كه عموميت بيشتري دارد يعني تقريباً نزد تمامي انباء بشري از گذشتههاي دور تاكنون جلوه گر ذوق و سليقه زيبايي دوستي باشد؛ ميتوان هنرهاي صنعتي و صنايع دستي را ذكر نمود. هنرها و صفاعاتي كه در سرزمين كهن ايران به مرور زمان و در طي ساليان طولاني كه هم اكنون به يك چشم همزدني ميماند، آنچنان راه كمال و ترقي را پيموده است كه بي اغراق هم چنان بي رقيب بر پهنة اين گونه از هنرهاي ممالك گوناگون ميدرخشد و تجلي ميكند. دلايل اين شكوفايي و درخشش هميشگي را ميتوان علاوه بر بالا بودن ميزان مهارت و استادي و همين طور ويژگيهاي ذاتي و حس زيبايي دوستي ايراني، طبع لطيف و روحاني هنرمند ايراني ذكر نمود زماني كه استاد كار بنا به هنگام كاركردن بر روي قسمتي از بنا يا استادكاري كه در گوشة خلوتي از يك مكان متبرك با صبر و تأني مثال زدني سرگرم نقش اندازي ديوار بوسية گچبري، آينه كاري، كاشي و... ميباشد و زماني كه بهترين و زيباترين تجلي گاههاي هنري دستي و معماري ايراني عجين و همراه با بهترين و زيباترين مظاهر ذهني و عاطفي از همين دين و آئين و مذهب يكتاپرستياش باشد مسلم است كه هر چه دارد چون جان در طبق اخلاص ميگذارد. تا نه تنها يك اثر زيبا و دل انگيز مادي بلكه اثري سرشار و مملو از روح و جان الهي را خلق و ابداع نمايد و نسل به نسل به جاي اينكه به دين و مرامش در خدمت تعالي و ترقي او باشد او نيز در پيشرفت و گسترش آن به نوبة خود سهم و نقش ايفا ميكند. در اين ميان علاقه و پيوند عاطفي كه عموم مردم ايران با هنرها و ميراثهاي هنري و فرهنگي خود برقرار نمودهاند به حدي بوده كه علاوه بر كمك به جريان رشد و تعالي هنرها، سبب ماندگاري آنها نيز شده است.
هنر پيش از تاريخ
هدف تاريخ هنر عبارت است از شناخت و ارزيابي هنر از هر زمان و مكاني كه آمده باشد. هنر و تاريخ تنها در عرصة فرهنگ اين چنين در كنار هم قرار مي؛يرند. هر اثر هنري رويدادي است پايدار؛ اين اثر متعلق به هر دورهاي كه باشد، تا مدتهاي مديد پس از روزگار خويش باقي ميماند و به حياتش ادامه ميدهد. اثر هنري همزمان يك شيء و يك رويداد تاريخي به شمار ميآيد.
قدمت تمدن و فرهنگ در خطة فلات ايران به چند هزار سال قبل از ورود آريايي ها باز مي گردد.
اقوام آريايي، احتمالاً از اوايل هزاره اول ق.م در فلات ايران ساكن شده و نام خود را بر آن نهادند
واژه ايران مشق از صورت قديمي آريانا، يعني سرزمين آريايي هاست. بنابراين تاريخ هنر ايران آثار مصنوعي را از دوران هاي ما قبل تاريخ تا سده هاي اخير در محدوده اين سرزمين وسيع در بر مي گيرد. هنر ايراني داراي ويژگيهاي ماندگاري است كه آن را از
ساير هنرهاي جهان متمايز و مشخص مي سازد.
اين سرزمين وسيع در بر ميگيرد. هنر ايراني داراي ويژگيهاي ماندگاري است كه آن را از ساير هنرهاي جهان متمايز و مشخص ميسازد.
هنر در نخستين سالهاي اسلام
آغاز دوران اسلامي را در تاريخ هجرت حضرت محمد (ص) به مدينه كه در 622 ميلادي اتفاق افتاد حساب ميكنند. اندكي بيش از بيست سال پس از آن تاريخ مسلمانان سوريه و مصر را از امپراتوري بيزانس وارث سرزمين روميها و شكوه و افتخار مردم روم، با از دست دادن دو ايالت بزرگ خود را از پاي در آمد، و نيروي عظيم ايران كه طي چهارصد سال مانع پيشروي روميها به سوي سرزمينهاي شرقي بود يكسره مقهور سپاه اسلام گرديد. گرچه ظهور اسلام آغاز مرحلهاي تازه و بينهايت مهم را در تاريخ جهان به ثبت رسانده است، ايالات فتح شده بيزانسي و شاهنشاهي فرسودة ساساني، ميراث فرهنگي عظيمي برجاي گذاشت كه تأثير آن تا چندين سدة بعد در جهان اسلام دوام يافت. در واقع تاجايي كه به هنر مربوط ميشد اين هر دو در ايران ميراثي بنيادي بود و اهميت آن در ابتدا فقط با اعمال نفوذ تفكر سامي و بعدها تا اندازهاي كه سبك شيوة غيرتصويري شرق ايفا ميكرد، برابري داشت رواج اين گرايشهاي گوناگون و متفاوت، با پذيرفتن خط عربي كه يكي از انواع آن پيش از هر چيز ديگر عامل سبكي ممتاز در هنر جهان اسلام شد با هيچ يك از عوامل ويژة نژادي يا سياسي درون خود برخورد نكرد، مگر با وابستگيهاي عقيدتي، خلفاي راشيدين در مدينه مستقر بودند، ولي خيلي زود معلوم شد كه اين شهر گرچه به عنوان مركز ايمان مذهبي جايي مطلوب بود، ولي براي پايتخت اداري دولتي كه ظرف دو دهه به امپراتوري عظيمي تبديل شده بود چندان مناسب نيست. و آن گاه كه گروهي از مردم به اقامت در يك محل عادت كرده، زندگي فرهنگي با شرايط شهري و شهرنشيني به وجود آورده بودند ديگر امكان نداشت كه زندگاني كهنه اعرابي كه بر اساس تنوع طلبي و تا حدود زيادي بر پايه سودجويي ناشي از غارتها و چپاولهاي همسايگان ثروتمند و شادكام خود بنياد شده بود ادامه يابد در نتيجه پايتختي نوين و روشي تازه براي گذراندن حيات امري ضروري شد.
كيمياگران ايراني و اكتشافات آنان پيرامون رنگ و رنگسازي
با مطالعه شرح حال دانشمندان علم شيمي در جهان غرب و جهان اسلامي (مشرق زمين) و با مطالعه اكتشافات و تحقيقات آنها در زمينه مواد معدني براي رنگ سازي و ظروف و مواد آلي شيميايي و دارويي معلوم گرديد كه صنعت رنگ سازي ايران نيز مرهون زحمات دانشمندان علم شيمي در دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام بوده است و كيمياگران كه در حقيقت اساتيد و علماي شيمي محسوب ميگرديدهاند سهم به سزايي در اين مهم داشتهاند. در بررسي اشياء يافت شده مربوط به زمان تيموريان كه با سبك و تكنيك مغولي همراه ميباشد، ظروف بدون لعاب كه داراي خمير نخودي رنگ است و گروهي از آنها داراي نقوش كندهكاري شده ميباشد مربوط به اواخر دوره ايلخانيان كشف و حفاري شده است. اين ظروف اغلب خمير قرمز و يا نخودي رنگ شوده و با رنگهاي سبز، زرد، قهوهاي، فيروزهاي بر روي لعاب شفاف تزئين شده و نقوش هندسي و گياهي دارند كه با رنگ سياه بر بدنه ظرف نقاشي گرديده است. ارنست گروبه Ernest Groubee باستانشناس و مورخ مشهور عقيده دارد براي اولين بار در دوران خلفاي عباسي به ظروف آبي و سفيد مواجه ميشويم كه در قرن چهارم ميلادي به اوج خود رسيده بوده است. ساخت اين نوع ظروف در اواخر قرن هشتم هجري قمري دوباره در سوريه و ايران متداول گرديده است و عمدتاً رنگ آبي كبالت در چين در دوره سلسله مينك معمول بوده و در قرن چهاردهم ميلادي به بعد از چين به اروپا و ايران صادر شده است وبعدها در ايران ساخته شدهاند.
ارنست گروبه عقيده دارد كه ظروف سبز رنگ باستانيتر از قرن 14 و 15 ميلادي يعني مربوط به قرن هفتم و هشتم هجري قمري ميباشد و ظروف سفيد و آبي مربوط به قرون هشتم و نهم هجري قمري ميباشد. از دوره تيموريان نقوش به رنگ سياه و آبي در زير لعاب ديده ميشود و مواد اوليه سفال گِل رس ميباشد و در دوران صفويه مواد اوليه مخلوطي از سيليس و شيشه است كه داراي نقوش اژدها گل شقايق و ابرهاي پراكنده بوده و تزيين شدهاند و نيز ظروف آبي و سفيد تا قرن 13 هجري در ايران ادامه داشته است. از بناهاي تيموري كاشي شش ضلعي و مدور و لوزي شكل داراي لعاب فيروزي يا سفيد در آن به جاي مانده است. كه با رنگ يا خطوط طلاي به صورت گل و برگ تزيين يافتهاند و كاشيهاي ملون معروف به قازمقازي در زمره آنها ديده ميشود (توضيحاً قازمقازي نوعي تلألو است كه با رنگ مخصوص صدف مانندي ميدرخشد). از تجزيه و تحليل مواد به كار رفته در صنايع دستي ايراني كاملاً درك و استنباط ميشود كه كيمياگران كه اساتيد مسلم علم شيمي بودهاند در تهيه مواد رنگين سهم به سزايي داشتهاند چنانكه: ابوبكر محمدبن ذكرياي رازي، ابوريحان بيروني، جابربنحيان بن عبدالكوني كه دانشمند اخير الذكر (جابر) افتخار نثاگردي حضرت امام صادق عليه السلام را داشته است و ابوعلي سينا از جمله شخصيتهاي علمي بودهاند كه به بشريت خدمت كردهاند و آنها با اكتشافات خودشان استادان رنگ سازي و رنگسازي را قدرت بخشيدهاند. دانش كيميا chemistry در اسلام از يكسو به صورت فلزشناسي و داروسازي و از سوي ديگر به صورت عمل نيمه فيزيكي Eclectic تجلي نمود و آنها موفق به كشف عدهاي از عناصر و مواد شيميايي جديد گرديدند. مسلمانان كه در شيمي صنعتي و شيمي پزشكي و كاني شناسي صاحب تحقيقات و تجارت بودند كارشان در زمينة قندسازي، كاشي سازي، چيني سازي ساختن شيشههاي رنگي و كاغذ سازي و بسياري ديگر از رشتههاي صنعتي توسعه يافت. آنها انواع مرغوبترين كاغذهاي الوان در (رنگين) را ساختند. از تهيه خمير كاغذ و سفيد كردن خمير كاغذ و باردادن به آن با چسب و رنگ كردن كاغذ اطلاع كافي داشتند. كاغذ سليماني، كاغذ طلحي، كاغذ لوحي، كاغذ فرعوني (كه مرغوبتر از پاپيروس مصر بود) و كاغذ جعفري و منصوري و صالحي و اقسام ديگر را به بازارهاي جهان عرضه نمودند.
كشف صمغ موديا كه مخلوطي از هيدروكربورها (Hydrocarboms) ميباشد و كشف خواص فيزيكي و شيميايي پارافين طبيعي ozokerit و آسفالت طبيعي Asphalt (كه نوعي فيرمتراكم و براق و بيشكل و با رنگ قهوهاي و سياه بوده است) توسط ابوريحان بيروني شيميست عاليقدر، و نيز عمل تقطير نفت سياه و تجزيه آن به نفت سفيد و سياه توسط ذكرياي رازي از اهم مسايل دانش كيمياگري بوده است.
شاردن سياح فرانسوي كه در سال 1631 ميلادي برابر با 1050 هجري به ايران مسافرت نموده نوشته است: در ايران نفت سياه و سفيد را در پوشش رنگ به كار ميبرند و نوشته است سرانجام در ايران روغن يافت شده و براي ساختن رنگ همانگونه كه ما ميسازيم به كار ميبرند. ايرانيان از تركيب برادة طلا Au3+ و سولفوره نقره SAg2 و فلز مس Cu++ و براده الماس C4+ شيشههاي مرغوب ميساختهاند كه به عنوان جواهر كاربرد داشتهاند در ساختن دلبرباي بدلي كه امروزه آون تورن ناميده ميشود از مخلوط كردن شيشه با روغن تخم مرغ و ساير روغنها و يا مواد آلي و مس با عمل احياء در محيط مناسب انواع شيشههاي اوتتورين (دلربا) را درست ميكردند كه از تجربيات رازي شيميست عالي مقام ايراني بوده است. ايرانيان در دوره نهضت و تمدن اسلامي با افزودن اكسيد قطع استاتيك اسيد sho2 به لعاب چيني و كشيدن رنگهاي آبي، ارغواني، زرد، سبز بر روي لعاب نپخته كه احتياج به قدرت و اطمينان صنعتگر هنرمند دارد عملاً صنعت لعاب صنعت لعاب دادن را انجام ميدادند و استعمال رنگهاي فوق الذكر نشان ميدهد كه صنعتگران اسلامي ايران در اين صنعت بخوبي از خواص اكسيد فلزات براي رنگ كردن لعاب چيني اطلاع كافي داشتهاند. جابرابن حيان شيميست مشهور و مجريي بوده است. او براي اولين بار جوهر شوره (اسيد نيتريك) را از تقطير زاج سبز SO4 cn و شوره No3k به دست آورد تهيه شنگرف يا شنجرف كه به زبان لاتين سينا بر نام دارد و به فرمول Hgs مي باشد از دانش اين استاد بزرگوار است. تهيه سفيد آب سرب (مخلوط هيدرات و كربنات سرب) به فرمول pb(OH)2 مي باشد از شرح مطالب گوناگون فوق الذكر درباره تاريخ و تحول و پيشرفت دانش و صنعت رتگسازي و رنگرزي جهان و تاريخ رنگهاي سنتي ايران نتيجه مي شود كه كيميا گري اسلامي كه از مدتي مخصوص به خود برخوردار بوده است با ظهور خود در هر دوره تاريخ و در هر زماني خصوصيات سنتي خود را حفظ نموده است و توانسته طي چندين قرن برخي از بزرگترين شخصيت هاي علمي را به جهان مغرب و مشرق زمين صادقانه معرفي و عرضه نمايد.
نمونه اي از خدمات ايرانيان در زمينه كاربرد هنر نقاشي و خوشنويسي به اسلام
درباره فن نقاشي و خط قطب الدين قصه خوان در ديبا چه كتاب ساخته سال 964 هجري قمري در مورد خط 6 قلم اصل و در مورد فن يا هنر نقاشي 7 قلم اصل را ياد آور شده است و در گزيده اي از ديباچه قطب قصه خوان در رساله سته ششگانه و خطاطين كه نسخه اي از آن در دانشكده الهيات مشهد مي باشد نوشته شده است كه اولين خط يعني بهترين خط و زيبا ترين خط كوفي بوده كه در زمان حضرت رسول اكرم (ص) بوده است. بهترين اثري كه در تاريخ هنر خط و خوشنويسي و نقاشي و فن رنگ آميزي و رنگ سازي نوشته شده است كتاب گلستان هنر تاليف قاضي احمد قمي مي باشد لازم به ذكر است كه در هنر خوشنويسي و كتاب آرائي و نقاشي و مصور سازي، هنرمنديهايي شده است كه از آن جمله: قديمي ترين قرآن با خط كوفي متعلق به اواخر قرن سوم هجري مي باشد.
تحول خط كوفي به اشكال مختلف گوشه دار، برگدار، گره دار و غيره در بناها و بر روي ظروف و منسوجات و مانند آنها آرايش يافته است و بعدا خط نسخ جاي آن را در كتاب قرآن گرفته است و در قرون بعد به تدريج خطوط ديگري مانند ثلث و ريحان و تعليق و شكسته و نستعليق توسط خوشنويسان ايراني پديد آمد و تا مدتها پس از تكوين خط هاي عربي خوشنويسي مقامي بالاتر و والاتر از نقاشي داشته است رابطه خوشنويسي و نقاشي در دنياي اسلامي با پيوند دو هنر در كشور چين تفاوت داشته است زيرا در جهان اسلام خوشنويسي مجرد تلقي مي گرديد كه وسيله انتقال مفاهيم و هم عاملي براي تزئين و بروز هنر مي باشد. زيرا صورتگري در جهان اسلام مردود بوده است. از نقاشان شيوه سنتي عهد صفويه محمدي، آقا رضا، رضا عباسي را نام برد از آن زمان به بعد نقاشي ديگر خدمت كتاب آرايي نيست و شكل مستقلي به خود گرفته است از جمله هنرمنداني كه به اروپا رفته اند محمد زمان است كه نقاشي او بر اساس نقاشي غربي استوار است و در اغلب موارد نقاشي او رابطه اي با فرهنگ اسلامي، ايراني نداشته و در مواردي هم به جنبه هاي فرهنگي زمان خود متوجه و نظر داشته است در اين دوران نقاشي از طبيعت به تدريج رشد مي نمايد در نقاشهاي عهد قاجار هم گرايشهاي تزئيني هست و هم تمايل به طبيعت پردازي و نقاشي اكثرا شامل مذهبي و ادبي تصوير شده است. اين شيوه ها كه از اواخر عهد صفويه آغاز شده است به نام «گل و مرغ» مشهورند و از هنرهاي تزييني غرب زمين الهام گرفته اند در نقاشي گل و مرغ بيشتر از رنگهايي استفاده شده است كه منشا غربي دارد.
هنر پوستر سازي از جنبه گرافيكي توسط ايرانيان
تاريخچه پوسترهاي ايراني از آگهي هاي همگاني شروع مي شود اطلاعيه هاي اداره نظام وظيفه و تبليغات تجاري و غيره خود نوعي پوستر هستند. در پوسترهاي مصور نخستين ايراني از لحاظ هنر ارزش چنداني نداشتند و با محدوديت فن چاپ در آن دوره از تاريخ بر رشد پوستر سازي تاثير منفي مي گذاشت در طي سي سال گذشته همراه با گسترش امكانات چاپ و توجه به آموزش هنر گرافيك در مدارس به تدريج هنر پوستر سازي رشد كرده است. در اوايل پوسترهاي سياسي و فرهنگي كه عمدتا از جانب دستگاههاي دولتي چاپ و منتشر مي شد غالبا رسمي بوده و جنبه تبليغاتي آنها بر جنبه هاي هنري آنها رجحان داشت و لذا در پوسترها گرايش نقاشي يا نقاشانه مشهود بودكه به تدريج از ميان همين نقاشان كساني به سوي هنر گرافيك جلب شدند كه مرزهاي بين هنر گرافيك و نقاشي را شناختند و ويژگي هنر پوستر را دريافتند. توسعه تبليغات براي كار در نوسانات توليدي و خدماتي و غيره موجب رواج پوسترهاي تجاري گرديد و به موازات آن پوسترهاي جلب سياهان و فرهنگي و هنري رواج يافت و موسسات خصوصي و دستگاههاي دولتي با كاركرد اجتماعي اين هنر براي مقاصد تبليغاتي و بازار يابي هنر پوستر را به كار گرفتند و بدين منوال پوستر سازي گسترش يافت اما پوستر سازان ناچار به قعر بسياري بودند تا سليقه مشتريان را بپذيرند و لذا هنر و پوستر مانند ساير هنرها فارغ از تحميل نظريات سفارش دهنده نبوده است توضيحاً امروزه ديوارهاي شهرها را پيامهاي مذهبي و فرهنگي و اجتماعي و تجاري و تبليغاتي با پوستر پوشاند كه طبيعتاً با رشد جنبه هاي هنري پوستر سازي كيفيت هنري آنها اندك است اما از اينكه جامعه هنر را به خدمت گرفته است ارزنده مي باشد.
هنر معماري ايران
تاريخ هنر معماري ايران با دوران هخامنشي شروع مي شود. از قديمي ترين بناي كاخ كورش در پاسارگاد تنها يك ستون و از كاخ داريوش در تخت جمشيد تنها پايه هاي ستونها اما از دوران خشايار شاه چيزهاي بيشتري به جا مانده است. معماري كاخهاي هخامنشي تير پوشهاي ستون دار بوده است از ويژگي مهم آنها چهار ديواري بود كه در بين آنها تعدادي ستون قرار داشته اند و در جلو ساختمان ايواني ستون دار وجود داشته كه از دو طرف پله مي خورده است. اين ستونها از هر ستون مشهوري در يونان باريك تر هستند و فاصله آنها از هم نيز بسيار زياد و تعداد شيارهايشان نيز بيشتر است. پايه هاي آنها معمولا به شكل زنگ هستند . تعداد شيارهايشان در اصطخر از 32 تا 40 و در تخت جمشيد از 48 تا 52 عدد مي رسيد ولي شيارهاي ستون هاي يونان 16 تا 22 عدد است. كل ارتفاع آنها در تخت جمشيد 14/21 متر و فاصله بين آنها 4 تا 6 برابر قطر و يا اندكي بيشتر است ولي فواصل يوناني از هم 1 تا 2 برابر قطر بوده است. سر ستونها بسيار نو ظهورند. آنها از طومارهايي تشكيل يافته اند كه بر رويشان بخش جلويي يك جفت گاو و به صورت پشت به پشت قرار گرفته اند. بر روي پشت آنها تير حمالي قرار داشته كه از جلوي ستون بيرون مي امده تا نيروهاي عرضي سقف را نگه دارد.
نظم سيستم ايواني كه در مورد ستونها و پيشاني ساختمان هاي دوران هخامنشي به كار رفته دقيقا با آثار كهن يونان ارتباط دارد. تعداد زياد شيارهاي روي ستون در معبد قديمي ديانا در افسوس نيز به چشم مي خورد تزيين سر ستونها كه تعدادشان سه تاست به وسيله مهره و قرقره از هم جدا شده اند. در تمام سر ستونهاي يونيك مشاهده مي شود. نظير افسوس و تكرانيس اما گاوهاي قابل توجه بالاي ستون ها به نظر مي رسد كه اصيل باشد.
مناره هاي ايران از نظر فرم تنها اندكي با هم تفاوت دارند: استوانه بلندي كه از بالا باريك مي شود قديمي ترين مناره مناره علي در اصفهان است كه توسط ملك شاه- 92-1072 ساخته شد. و ايواني سر پوشيده در انتهاي براي اذان گفتن دارد اين ستونهاي بلند با نقوش هندسي و نوارهاي نوشته كه با خود آجر، كاشي، معرق و چيني بدل به وجود مي آمد به صورتي جذاب مزين مي شد. در قرن هفدهم در طي دوران سلطنت شاه سليمان پوشاندن گنبد، مقابر مقدس، با مس زر اندود (گنبد مقبره اما رضا در مشهد) رواج پيدا كرده.
شاردن كه در سال 1673 در اصفهان بوده است و ورقه هايي زر اندود را ديده كه اندازه آنها 25×45 سانتي متر و بهاي هر يك ده سكه پنج شلينگي بوده است. اين ابتكار همه جا گير شده و امروزه گنبد مرقد حضرت علي (ع) در نجف و اما حسين و ... با اين شيوه آراسته شده است.
هنر قاليبافي در ايران
از ميان آثار هنري ايرانيان شايد هيچ كدام به اندازه قالي در ميان ايرانيان خاوستار نداشته يا توسط خارجي هاي مورد ستايش قرار نمي گرفته است بنابراين توجه به آن و تاريخ پيدايشش جالب ولي ممكن است. قالي هاي ايراني همگي به شكل مستطيل هستند، رنگ آميزي آنها غني و تند است و بدون اينكه سرد باشند تمايل به آبي دارند.
زمينه آنها اغلب سرخ يا ليمويي است. زرد- قرمزها- سبزها – قهوه اي هاي آنها نسبتا نادرند و زردها گر چه زيبا مي باشند در قاليهاي قديمي معمولا پريده و خنثي شده اند. موادي كه در قالي مصرف مي شود متنوع است، اما قسمت اعظم آن را پشم تشكيل مي دهد كه به رنگهاي مختلف است. در بعضي از انواع به جاي پشم از ابريشم استفاده مي شود و گاهي هم نخهاي طلا و نقره در تركيب ان مي آيد. تار و پود آن از نخ پنبه اي است ولي در بعضي از انواع قديمي از ابريشم استفاده مي شده است.
نقوش
نقوش قاليهاي ايراني بيشتر گل و بوته است هر چند كه نقوش هندسي نيز در آنها پيدا مي باشد گاهي هم شكل مرد ، حيوان و ساير چيزها در آن به چشم مي خورد.
الف: نقش باغ : گفته مي شود كه در زمان خسرو اول فرشي وجود داشته كه تصوير باغي را نشان مي داده است اين موضوع كم و بيش تغيير كرده و امروز به صورت ديگري درآمده است.
با اين نقش فرش گاهي شكل نقشه به خود مي گيرد و در آن جاده،استخر، باغچه، و بيشتر از همه گلزار به چشم مي خورد به مرور زمان در اثر تمايل نظمي در ان پيدا شد گلها بزرگ شدند و قرار دادي تر گرديدند و ساقه هاي آنها شبكه اي از نقوش را به وجود آوردند. اين خصيصه را مي توان در اوايل قرن هفده مشاهده نمود. در قرن بعد و بعد از ان اين روند ادامه مي يابد و ساقه ها به گل و بته تبديل مي شوند و گلها منظم تر شده و دو يا سه نوع مي گردند بدين ترتيب نقوش ساده اي موسوم به هراتي و مينا خاني پديد آمدند .
ب: نقش شكارگاه: براي ايرانيان شكار نشان حركت و باغ نشان استراحت است و بدين ترتيب در بعضي نقوش فرشها حيواناتي نشان داده شده اند كه توسط انسان يا حيوان دست آموز دنبال شده اند فرش از اين دست كه نقش صحنه شكار دارد اكنون در مجموعه ملي بلژيك نگهداري مي شود.
ج: نقش ترنج: به دو نقش ديگر بايد نقش ديگري را كه در مركز و گوشه ها قرار مي گيرد و ترنج ناميده مي شود اضافه نمود چنين نقوشي انواع گوناگوني دارند و امروزه در فرشهاي بزرگ زياد از آن استفاده مي شود مطالعه اتفاقي از نقوش فرشهاي ايران نشان مي دهد كه ايرانيان اساسا از طبيعت الهام مي گيرند در اين مورد از هنر كشورهاي ديگر كمتر چيزي را اقتباس مي نمايند. اما يك مورد استثنايي وجود دارد و آن اقتباس از چين است. به طور قابل توجهي از ابرها كه از نقوش و نوع بافت آن چيزهايي به عاريت مي گيرد. با اطمينان مي توان گفت كه اژدها و ساير حيوانات چيني نيز در فرش راه پيدا كرده است هر چند كه در فرش هاي ايران پيدا نشده اند ولي در فرش هاي قديمي قفقاز كه خود تقليدي از ايران بوده اند ديده
شده اند.
ابريقهاي برنزه ايراني و اسلامي
به جز آثار عالي نقره و طلا مجموعه اي از ابريقهاي برنزي وجود دارد كه قديمي ترين آنها به زمان ساسانيان تعلق دارد و جديد ترين آنها تا دوران اسلامي ادامه دارد. ترئينات ابريق نيز در اغلب با تكنيك هاي قلم زني صورت مي گيرد طرح روي ظرف خانه هايي كه در آنها شكل حيوانات و انسان با شاخه ههاي قرار دادي شاخ و برگ درختان از هم جدا مي شوند.
اين ابريق ها صاف هستند ولي در ناحيه گردن بعضي از آنها يا قسمت پايه تزييناتي جزيي به چشم مي خورد گاهي تكمه اس نيز بر روي دسته جهت سهولت براي قرار گرفتن و ريختن ديده مي شود ابريقهاي برنزي كه تزيينات استادانه اي دارند نقوششان شبيه نقوش ابريقهاي نقره اي است و در آنها تصوير حيران و انسان كه در قالب قرار گرفته اند ديده مي شود. با توجه به اين آثار دقيقا مي توان گفت كه طراحان دوران اسلامي تا چه حد از نمونه هاي دوران ساساني استفاده مي كرده اند. ابريقهاي قديمي تر دسته اي ظريف و بلند و لوله اي باريك و طويل دارند كه بيشتر به فرم هلفي شباهت دارد و تنها تزوينات سطح آن كه با تكنيك حكاكي يا قلم زني مي باشد نقوش مشخص ساساني را نشان مي دهد ابريقهاي اوليه دوران اسلامي كه تقريبا به قرن هفتم و هشتم مربوط مي شوند از نظر سبكي متفاوت شده ولي بسيار ماهرانه تر ساخته شده اند. لوله بر روي بدنه است و نه در قسمت بالاي آن و گاهي هم شكل يك حيوان را به خود مي گيرد تكمه اي روي دسته كه عمل ريختن را به كمك شست آسان مي سازد باز هم شكل حيوان دارد نمونه هاي جالب اين گروه در موزه كايزر فردريك مجموعه هارابي و درلوور يافت مي شوند.
هنر دوران آغازين اسلام در ايران
ايستادن در برابر خداوند و سخن گفتن با او 5 بار در روز اجتماع در مسجد، محلي كه نه تنها عبادتگاه بلكه مركز همه فعاليت هاي يك جامعه اسلامي است سبب شد كه بناي مساجد ايران به سرعت پا بگيرد اين بناها در آغاز بسيار ساده بودند و بر اسا فنون و مصالح ساختماني و سبك هاي محلي ساخته مي شدند. مساجد آغازين ايراني، نسبت يه ساختمان هاي ساساني چندان عظمت و ابهتي نداشتند. متاسفانه هيچ نمونه اي از اين مساجد بر جا نمانده است ليكن تاريخ نويسان آنها را بسيار وصف كرده اند مثلا اين مساجد غالبا ساختمان هايي بوده اند كه در آنها به جز نيايش پنج گانه روزانه به آموزش خواندن و نوشتن و تعليم تا مدارج بالاي علمي از صرف و نحو فلسفه و حكمت و حتي دانش هاي غير ديني پرداخته مي شد علاوه بر ان مسجد مركز تجمع سياسي اجتماعي مردم نيز بوده است، اطلاعات سياسي- نظامي و اجتماعي در مسجد در دسترس مردم گذارده مي شد از اين رو بايد روز به روز بر وسعت مساجد افزوده شود و نخستين مساجد ايراني، از سده اول هجري ساختمان هاي كاملي بودند كه براي ساختن آنها هزينه هاي زيادي صرف مي شد و بر اسا سقف كهن ايران در معماري آن تزئينات پر خرجي به كار مي رفتو با اين حال مساجد نقشه و طرح ثابت نداشتند و به طور كلي 3 گونه مسجد در سده هاي نخست اسلامي در ايران به وجود آمده بود: 1 مسجد قبه كنبدي بر بالاي اتاقي چهار گوش كه از آتشكده هاي ساساني (چهار تاقي ها) اقتباس شده بود، 2 ايوان باز با طاق ضربي ساده به سبك ايوان مداين، 3 صحن باز با رواق هايي در اطراف آن كه به سبك عربي مشهور است. اما سه گونه به زودي از ميان برفتند و طي 3 سده ي نخستين مساجد زيادي ساخته شد كه آنها از شيوه هاي معماري ساساني و مناسب با نيازهاي اسلامي استفاده شده بود.
از اين گونه مساجد آثار چنداني بر جا نمانده است ليكن تاريخ نويسان و جهانگردان توصيف هاي زيادي از زيبايي شكوه و ارايش چشم گير آنها كرده اند در ايران سده هاي نخست اسلامي معماري را چيره دست زيادي بودند كه مي توانستند سنت هاي معماري ساساني را در بناهاي گوناگون جاري و عملي سازند. به همين دليل در دو سده نخست از روش ها مصالح و سبك هاي ساساني استفاده شد و حتي تا سده هفتم هجري نيز مي شد بناهايي با شيوه و سبك ساساني در تمام ايران مشاهده كرد كه پيوسته الهام بخش ساختمان تازه و نو مي شدند. ليكن كهن ترين مسجد باقي مانده از سده هاي نخستين يكي مسجد فهرج در نزديكي يزد است كه بارها باز سازي شده و شكل آغازين خود را از دست داده است و ديگري مسجد «تاري خانه» يا تاريك خانه دامغان است كه خوشبختانه تا اندازه اي شكل نخستين خود را حفظ كرده است.
مساجد با معماري كاملا ايراني
مساجد با طرح و هنر ايراني در آغاز ساده بود. بيشتر چهار تاقي هاي ساساني و آتشكده ها بودند كه به مسجد تبديل شدند يعني يك چهار تاقي كه دهانه سمت قبله آن را مسدود كرده و در آن محرابي تعبيه كرده بودند. فضاي نيايش همگان نيز محيط وسيعي بود كه حياط اين چهار تاقي محسوب مي شد. مصلاي يزد يكي از اين نمونه مساجد است زمين هاي وسيع كمار شهرها ساخته مي شدند و هنوز هم در بخارا نمونه هايي از انها است ديوان بزرگي در جهت قبله و زمين وسيعي پيوسته به آن و مردم در برابر ايران به نماز مي ايستند. بنابراين امري بسيار عادي است كه ايرانيان پس از گرويدن به اسلام بناهاي مذهبي پيشين خود را به مسجد مبدل سازند. كهن ترين نمونه اي كه از اين گونه مي شناسيم مسجد چهار تاقي ايزد خو است در فارس است كه تا كنون بر جا مانده و مسلما اين تنها نمونه نبوده است. مسجد ايزد خو است يك چهار تاقي است كه دهانه سمت قبله بسته شده و در آن محرابي كنده اند و محراب و گنبدي بر فراز چهار تاقي قرار دارند. دو ديوار جانبي هم كه از ديوار قبله باريكترند دو دهانه كناري چهار تاقي را مسدود كرده اند و حياط كوچكي به اندازه تقريبا نيمي از چهار تاقي جلو آن ساخته شده كه يك ورودي بزرگ در ديدار رو به روي قبله و يك ورودي كوچك تر در طرف چپ مسحد تعبيه شده است. استفاده از بناهاي پيشين با تغييرات اندك و ايجاد مساجد به دست ايراني ها در خاور به صورت ايواني در باختر به شكل چهار تاقي هاي گنبد دار در جنوب به شيوه ي ايوان كرخه، يعني دالانهاي سقف با تاق استوانه اي با گنبدي در وسط آن بر اساس سنتهاي كهن معماري آن نواحي ساخته شد. در نواحي مركزي ايران تقليدهايي از نمونه هاي مختلف اين سه گونه ديده مي شوند. مثلا در محمديه در خاور اصفهان، در مسجد به شكل دالان گنبد دار وجود دارد مسجد ايوان دار نيز در نيريز فارس است گونه چهارمي نيز ديرتر به وجود آمد كه تركيب ايوان و شبستان گنبد دار است كه بي شباهت به دژ ساساني در فيروز آباد نيست و مسجد جمعه اردبيل از آن اقتباس شده است.
درباره فن نقاشي و خط قطب الدين قصه خوان در ديبا چه كتاب ساخته سال 964 هجري قمري در مورد خط 6 قلم اصل و در مورد فن يا هنر نقاشي 7 قلم اصل را ياد آور شده است و در گزيده اي از ديباچه قطب قصه خوان در رساله سته ششگانه و خطاطين كه نسخه اي از آن در دانشكده الهيات مشهد مي باشد نوشته شده است كه اولين خط يعني بهترين خط و زيبا ترين خط كوفي بوده كه در زمان حضرت رسول اكرم (ص) بوده است. بهترين اثري كه در تاريخ هنر خط و خوشنويسي و نقاشي و فن رنگ آميزي و رنگ سازي نوشته شده است كتاب گلستان هنر تاليف قاضي احمد قمي مي باشد لازم به ذكر است كه در هنر خوشنويسي و كتاب آرائي و نقاشي و مصور سازي، هنرمنديهايي شده است كه از آن جمله: قديمي ترين قرآن با خط كوفي متعلق به اواخر قرن سوم هجري مي باشد.
تحول خط كوفي به اشكال مختلف گوشه دار، برگدار، گره دار و غيره در بناها و بر روي ظروف و منسوجات و مانند آنها آرايش يافته است و بعدا خط نسخ جاي آن را در كتاب قرآن گرفته است و در قرون بعد به تدريج خطوط ديگري مانند ثلث و ريحان و تعليق و شكسته و نستعليق توسط خوشنويسان ايراني پديد آمد و تا مدتها پس از تكوين خط هاي عربي خوشنويسي مقامي بالاتر و والاتر از نقاشي داشته است رابطه خوشنويسي و نقاشي در دنياي اسلامي با پيوند دو هنر در كشور چين تفاوت داشته است زيرا در جهان اسلام خوشنويسي مجرد تلقي مي گرديد كه وسيله انتقال مفاهيم و هم عاملي براي تزئين و بروز هنر مي باشد. زيرا صورتگري در جهان اسلام مردود بوده است. از نقاشان شيوه سنتي عهد صفويه محمدي، آقا رضا، رضا عباسي را نام برد از آن زمان به بعد نقاشي ديگر خدمت كتاب آرايي نيست و شكل مستقلي به خود گرفته است از جمله هنرمنداني كه به اروپا رفته اند محمد زمان است كه نقاشي او بر اساس نقاشي غربي استوار است و در اغلب موارد نقاشي او رابطه اي با فرهنگ اسلامي، ايراني نداشته و در مواردي هم به جنبه هاي فرهنگي زمان خود متوجه و نظر داشته است در اين دوران نقاشي از طبيعت به تدريج رشد مي نمايد در نقاشهاي عهد قاجار هم گرايشهاي تزئيني هست و هم تمايل به طبيعت پردازي و نقاشي اكثرا شامل مذهبي و ادبي تصوير شده است. اين شيوه ها كه از اواخر عهد صفويه آغاز شده است به نام «گل و مرغ» مشهورند و از هنرهاي تزييني غرب زمين الهام گرفته اند در نقاشي گل و مرغ بيشتر از رنگهايي استفاده شده است كه منشا غربي دارد.
هنر پوستر سازي از جنبه گرافيكي توسط ايرانيان
تاريخچه پوسترهاي ايراني از آگهي هاي همگاني شروع مي شود اطلاعيه هاي اداره نظام وظيفه و تبليغات تجاري و غيره خود نوعي پوستر هستند. در پوسترهاي مصور نخستين ايراني از لحاظ هنر ارزش چنداني نداشتند و با محدوديت فن چاپ در آن دوره از تاريخ بر رشد پوستر سازي تاثير منفي مي گذاشت در طي سي سال گذشته همراه با گسترش امكانات چاپ و توجه به آموزش هنر گرافيك در مدارس به تدريج هنر پوستر سازي رشد كرده است. در اوايل پوسترهاي سياسي و فرهنگي كه عمدتا از جانب دستگاههاي دولتي چاپ و منتشر مي شد غالبا رسمي بوده و جنبه تبليغاتي آنها بر جنبه هاي هنري آنها رجحان داشت و لذا در پوسترها گرايش نقاشي يا نقاشانه مشهود بودكه به تدريج از ميان همين نقاشان كساني به سوي هنر گرافيك جلب شدند كه مرزهاي بين هنر گرافيك و نقاشي را شناختند و ويژگي هنر پوستر را دريافتند. توسعه تبليغات براي كار در نوسانات توليدي و خدماتي و غيره موجب رواج پوسترهاي تجاري گرديد و به موازات آن پوسترهاي جلب سياهان و فرهنگي و هنري رواج يافت و موسسات خصوصي و دستگاههاي دولتي با كاركرد اجتماعي اين هنر براي مقاصد تبليغاتي و بازار يابي هنر پوستر را به كار گرفتند و بدين منوال پوستر سازي گسترش يافت اما پوستر سازان ناچار به قعر بسياري بودند تا سليقه مشتريان را بپذيرند و لذا هنر و پوستر مانند ساير هنرها فارغ از تحميل نظريات سفارش دهنده نبوده است توضيحاً امروزه ديوارهاي شهرها را پيامهاي مذهبي و فرهنگي و اجتماعي و تجاري و تبليغاتي با پوستر پوشاند كه طبيعتاً با رشد جنبه هاي هنري پوستر سازي كيفيت هنري آنها اندك است اما از اينكه جامعه هنر را به خدمت گرفته است ارزنده مي باشد.
هنر معماري ايران
تاريخ هنر معماري ايران با دوران هخامنشي شروع مي شود. از قديمي ترين بناي كاخ كورش در پاسارگاد تنها يك ستون و از كاخ داريوش در تخت جمشيد تنها پايه هاي ستونها اما از دوران خشايار شاه چيزهاي بيشتري به جا مانده است. معماري كاخهاي هخامنشي تير پوشهاي ستون دار بوده است از ويژگي مهم آنها چهار ديواري بود كه در بين آنها تعدادي ستون قرار داشته اند و در جلو ساختمان ايواني ستون دار وجود داشته كه از دو طرف پله مي خورده است. اين ستونها از هر ستون مشهوري در يونان باريك تر هستند و فاصله آنها از هم نيز بسيار زياد و تعداد شيارهايشان نيز بيشتر است. پايه هاي آنها معمولا به شكل زنگ هستند . تعداد شيارهايشان در اصطخر از 32 تا 40 و در تخت جمشيد از 48 تا 52 عدد مي رسيد ولي شيارهاي ستون هاي يونان 16 تا 22 عدد است. كل ارتفاع آنها در تخت جمشيد 14/21 متر و فاصله بين آنها 4 تا 6 برابر قطر و يا اندكي بيشتر است ولي فواصل يوناني از هم 1 تا 2 برابر قطر بوده است. سر ستونها بسيار نو ظهورند. آنها از طومارهايي تشكيل يافته اند كه بر رويشان بخش جلويي يك جفت گاو و به صورت پشت به پشت قرار گرفته اند. بر روي پشت آنها تير حمالي قرار داشته كه از جلوي ستون بيرون مي امده تا نيروهاي عرضي سقف را نگه دارد.
نظم سيستم ايواني كه در مورد ستونها و پيشاني ساختمان هاي دوران هخامنشي به كار رفته دقيقا با آثار كهن يونان ارتباط دارد. تعداد زياد شيارهاي روي ستون در معبد قديمي ديانا در افسوس نيز به چشم مي خورد تزيين سر ستونها كه تعدادشان سه تاست به وسيله مهره و قرقره از هم جدا شده اند. در تمام سر ستونهاي يونيك مشاهده مي شود. نظير افسوس و تكرانيس اما گاوهاي قابل توجه بالاي ستون ها به نظر مي رسد كه اصيل باشد.
مناره هاي ايران از نظر فرم تنها اندكي با هم تفاوت دارند: استوانه بلندي كه از بالا باريك مي شود قديمي ترين مناره مناره علي در اصفهان است كه توسط ملك شاه- 92-1072 ساخته شد. و ايواني سر پوشيده در انتهاي براي اذان گفتن دارد اين ستونهاي بلند با نقوش هندسي و نوارهاي نوشته كه با خود آجر، كاشي، معرق و چيني بدل به وجود مي آمد به صورتي جذاب مزين مي شد. در قرن هفدهم در طي دوران سلطنت شاه سليمان پوشاندن گنبد، مقابر مقدس، با مس زر اندود (گنبد مقبره اما رضا در مشهد) رواج پيدا كرده.
شاردن كه در سال 1673 در اصفهان بوده است و ورقه هايي زر اندود را ديده كه اندازه آنها 25×45 سانتي متر و بهاي هر يك ده سكه پنج شلينگي بوده است. اين ابتكار همه جا گير شده و امروزه گنبد مرقد حضرت علي (ع) در نجف و اما حسين و ... با اين شيوه آراسته شده است.
هنر قاليبافي در ايران
از ميان آثار هنري ايرانيان شايد هيچ كدام به اندازه قالي در ميان ايرانيان خاوستار نداشته يا توسط خارجي هاي مورد ستايش قرار نمي گرفته است بنابراين توجه به آن و تاريخ پيدايشش جالب ولي ممكن است. قالي هاي ايراني همگي به شكل مستطيل هستند، رنگ آميزي آنها غني و تند است و بدون اينكه سرد باشند تمايل به آبي دارند.
زمينه آنها اغلب سرخ يا ليمويي است. زرد- قرمزها- سبزها – قهوه اي هاي آنها نسبتا نادرند و زردها گر چه زيبا مي باشند در قاليهاي قديمي معمولا پريده و خنثي شده اند. موادي كه در قالي مصرف مي شود متنوع است، اما قسمت اعظم آن را پشم تشكيل مي دهد كه به رنگهاي مختلف است. در بعضي از انواع به جاي پشم از ابريشم استفاده مي شود و گاهي هم نخهاي طلا و نقره در تركيب ان مي آيد. تار و پود آن از نخ پنبه اي است ولي در بعضي از انواع قديمي از ابريشم استفاده مي شده است.
نقوش
نقوش قاليهاي ايراني بيشتر گل و بوته است هر چند كه نقوش هندسي نيز در آنها پيدا مي باشد گاهي هم شكل مرد ، حيوان و ساير چيزها در آن به چشم مي خورد.
الف: نقش باغ : گفته مي شود كه در زمان خسرو اول فرشي وجود داشته كه تصوير باغي را نشان مي داده است اين موضوع كم و بيش تغيير كرده و امروز به صورت ديگري درآمده است.
با اين نقش فرش گاهي شكل نقشه به خود مي گيرد و در آن جاده،استخر، باغچه، و بيشتر از همه گلزار به چشم مي خورد به مرور زمان در اثر تمايل نظمي در ان پيدا شد گلها بزرگ شدند و قرار دادي تر گرديدند و ساقه هاي آنها شبكه اي از نقوش را به وجود آوردند. اين خصيصه را مي توان در اوايل قرن هفده مشاهده نمود. در قرن بعد و بعد از ان اين روند ادامه مي يابد و ساقه ها به گل و بته تبديل مي شوند و گلها منظم تر شده و دو يا سه نوع مي گردند بدين ترتيب نقوش ساده اي موسوم به هراتي و مينا خاني پديد آمدند .
ب: نقش شكارگاه: براي ايرانيان شكار نشان حركت و باغ نشان استراحت است و بدين ترتيب در بعضي نقوش فرشها حيواناتي نشان داده شده اند كه توسط انسان يا حيوان دست آموز دنبال شده اند فرش از اين دست كه نقش صحنه شكار دارد اكنون در مجموعه ملي بلژيك نگهداري مي شود.
ج: نقش ترنج: به دو نقش ديگر بايد نقش ديگري را كه در مركز و گوشه ها قرار مي گيرد و ترنج ناميده مي شود اضافه نمود چنين نقوشي انواع گوناگوني دارند و امروزه در فرشهاي بزرگ زياد از آن استفاده مي شود مطالعه اتفاقي از نقوش فرشهاي ايران نشان مي دهد كه ايرانيان اساسا از طبيعت الهام مي گيرند در اين مورد از هنر كشورهاي ديگر كمتر چيزي را اقتباس مي نمايند. اما يك مورد استثنايي وجود دارد و آن اقتباس از چين است. به طور قابل توجهي از ابرها كه از نقوش و نوع بافت آن چيزهايي به عاريت مي گيرد. با اطمينان مي توان گفت كه اژدها و ساير حيوانات چيني نيز در فرش راه پيدا كرده است هر چند كه در فرش هاي ايران پيدا نشده اند ولي در فرش هاي قديمي قفقاز كه خود تقليدي از ايران بوده اند ديده
شده اند.
ابريقهاي برنزه ايراني و اسلامي
به جز آثار عالي نقره و طلا مجموعه اي از ابريقهاي برنزي وجود دارد كه قديمي ترين آنها به زمان ساسانيان تعلق دارد و جديد ترين آنها تا دوران اسلامي ادامه دارد. ترئينات ابريق نيز در اغلب با تكنيك هاي قلم زني صورت مي گيرد طرح روي ظرف خانه هايي كه در آنها شكل حيوانات و انسان با شاخه ههاي قرار دادي شاخ و برگ درختان از هم جدا مي شوند.
اين ابريق ها صاف هستند ولي در ناحيه گردن بعضي از آنها يا قسمت پايه تزييناتي جزيي به چشم مي خورد گاهي تكمه اس نيز بر روي دسته جهت سهولت براي قرار گرفتن و ريختن ديده مي شود ابريقهاي برنزي كه تزيينات استادانه اي دارند نقوششان شبيه نقوش ابريقهاي نقره اي است و در آنها تصوير حيران و انسان كه در قالب قرار گرفته اند ديده مي شود. با توجه به اين آثار دقيقا مي توان گفت كه طراحان دوران اسلامي تا چه حد از نمونه هاي دوران ساساني استفاده مي كرده اند. ابريقهاي قديمي تر دسته اي ظريف و بلند و لوله اي باريك و طويل دارند كه بيشتر به فرم هلفي شباهت دارد و تنها تزوينات سطح آن كه با تكنيك حكاكي يا قلم زني مي باشد نقوش مشخص ساساني را نشان مي دهد ابريقهاي اوليه دوران اسلامي كه تقريبا به قرن هفتم و هشتم مربوط مي شوند از نظر سبكي متفاوت شده ولي بسيار ماهرانه تر ساخته شده اند. لوله بر روي بدنه است و نه در قسمت بالاي آن و گاهي هم شكل يك حيوان را به خود مي گيرد تكمه اي روي دسته كه عمل ريختن را به كمك شست آسان مي سازد باز هم شكل حيوان دارد نمونه هاي جالب اين گروه در موزه كايزر فردريك مجموعه هارابي و درلوور يافت مي شوند.
هنر دوران آغازين اسلام در ايران
ايستادن در برابر خداوند و سخن گفتن با او 5 بار در روز اجتماع در مسجد، محلي كه نه تنها عبادتگاه بلكه مركز همه فعاليت هاي يك جامعه اسلامي است سبب شد كه بناي مساجد ايران به سرعت پا بگيرد اين بناها در آغاز بسيار ساده بودند و بر اسا فنون و مصالح ساختماني و سبك هاي محلي ساخته مي شدند. مساجد آغازين ايراني، نسبت يه ساختمان هاي ساساني چندان عظمت و ابهتي نداشتند. متاسفانه هيچ نمونه اي از اين مساجد بر جا نمانده است ليكن تاريخ نويسان آنها را بسيار وصف كرده اند مثلا اين مساجد غالبا ساختمان هايي بوده اند كه در آنها به جز نيايش پنج گانه روزانه به آموزش خواندن و نوشتن و تعليم تا مدارج بالاي علمي از صرف و نحو فلسفه و حكمت و حتي دانش هاي غير ديني پرداخته مي شد علاوه بر ان مسجد مركز تجمع سياسي اجتماعي مردم نيز بوده است، اطلاعات سياسي- نظامي و اجتماعي در مسجد در دسترس مردم گذارده مي شد از اين رو بايد روز به روز بر وسعت مساجد افزوده شود و نخستين مساجد ايراني، از سده اول هجري ساختمان هاي كاملي بودند كه براي ساختن آنها هزينه هاي زيادي صرف مي شد و بر اسا سقف كهن ايران در معماري آن تزئينات پر خرجي به كار مي رفتو با اين حال مساجد نقشه و طرح ثابت نداشتند و به طور كلي 3 گونه مسجد در سده هاي نخست اسلامي در ايران به وجود آمده بود: 1 مسجد قبه كنبدي بر بالاي اتاقي چهار گوش كه از آتشكده هاي ساساني (چهار تاقي ها) اقتباس شده بود، 2 ايوان باز با طاق ضربي ساده به سبك ايوان مداين، 3 صحن باز با رواق هايي در اطراف آن كه به سبك عربي مشهور است. اما سه گونه به زودي از ميان برفتند و طي 3 سده ي نخستين مساجد زيادي ساخته شد كه آنها از شيوه هاي معماري ساساني و مناسب با نيازهاي اسلامي استفاده شده بود.
از اين گونه مساجد آثار چنداني بر جا نمانده است ليكن تاريخ نويسان و جهانگردان توصيف هاي زيادي از زيبايي شكوه و ارايش چشم گير آنها كرده اند در ايران سده هاي نخست اسلامي معماري را چيره دست زيادي بودند كه مي توانستند سنت هاي معماري ساساني را در بناهاي گوناگون جاري و عملي سازند. به همين دليل در دو سده نخست از روش ها مصالح و سبك هاي ساساني استفاده شد و حتي تا سده هفتم هجري نيز مي شد بناهايي با شيوه و سبك ساساني در تمام ايران مشاهده كرد كه پيوسته الهام بخش ساختمان تازه و نو مي شدند. ليكن كهن ترين مسجد باقي مانده از سده هاي نخستين يكي مسجد فهرج در نزديكي يزد است كه بارها باز سازي شده و شكل آغازين خود را از دست داده است و ديگري مسجد «تاري خانه» يا تاريك خانه دامغان است كه خوشبختانه تا اندازه اي شكل نخستين خود را حفظ كرده است.
مساجد با معماري كاملا ايراني
مساجد با طرح و هنر ايراني در آغاز ساده بود. بيشتر چهار تاقي هاي ساساني و آتشكده ها بودند كه به مسجد تبديل شدند يعني يك چهار تاقي كه دهانه سمت قبله آن را مسدود كرده و در آن محرابي تعبيه كرده بودند. فضاي نيايش همگان نيز محيط وسيعي بود كه حياط اين چهار تاقي محسوب مي شد. مصلاي يزد يكي از اين نمونه مساجد است زمين هاي وسيع كمار شهرها ساخته مي شدند و هنوز هم در بخارا نمونه هايي از انها است ديوان بزرگي در جهت قبله و زمين وسيعي پيوسته به آن و مردم در برابر ايران به نماز مي ايستند. بنابراين امري بسيار عادي است كه ايرانيان پس از گرويدن به اسلام بناهاي مذهبي پيشين خود را به مسجد مبدل سازند. كهن ترين نمونه اي كه از اين گونه مي شناسيم مسجد چهار تاقي ايزد خو است در فارس است كه تا كنون بر جا مانده و مسلما اين تنها نمونه نبوده است. مسجد ايزد خو است يك چهار تاقي است كه دهانه سمت قبله بسته شده و در آن محرابي كنده اند و محراب و گنبدي بر فراز چهار تاقي قرار دارند. دو ديوار جانبي هم كه از ديوار قبله باريكترند دو دهانه كناري چهار تاقي را مسدود كرده اند و حياط كوچكي به اندازه تقريبا نيمي از چهار تاقي جلو آن ساخته شده كه يك ورودي بزرگ در ديدار رو به روي قبله و يك ورودي كوچك تر در طرف چپ مسحد تعبيه شده است. استفاده از بناهاي پيشين با تغييرات اندك و ايجاد مساجد به دست ايراني ها در خاور به صورت ايواني در باختر به شكل چهار تاقي هاي گنبد دار در جنوب به شيوه ي ايوان كرخه، يعني دالانهاي سقف با تاق استوانه اي با گنبدي در وسط آن بر اساس سنتهاي كهن معماري آن نواحي ساخته شد. در نواحي مركزي ايران تقليدهايي از نمونه هاي مختلف اين سه گونه ديده مي شوند. مثلا در محمديه در خاور اصفهان، در مسجد به شكل دالان گنبد دار وجود دارد مسجد ايوان دار نيز در نيريز فارس است گونه چهارمي نيز ديرتر به وجود آمد كه تركيب ايوان و شبستان گنبد دار است كه بي شباهت به دژ ساساني در فيروز آباد نيست و مسجد جمعه اردبيل از آن اقتباس شده است.
ادامه مطلب









