منو اصلي

    صفحه اصلي
    دانشنامه بزرگ تک کتاب
    جستجو در تك بوك
    كتابخانه تك كتاب
    انجمن تك بوك
    مقالات سايت
    آموزش تصویری دانلود کتاب ها


    فيلمنامه و نمايشنامه
    موضوعات كتاب ها:
    كتاب داستان و رمان
    كتاب پزشكي
    دانلود كتاب تاريخي
    کتاب اجتماعي سياسي
    دانلود كتاب كودكان
    كتاب علوم غريبه
    كتاب علمي دانشگاهي
    دانلود كتاب موفقيت
    كتاب تجارت الكترونيك
    دانلود كتاب كامپيوتر
    آموزش زبان خارجي
    كتاب متفرقه
    دانلود كتاب مذهبي
    دانلود كتاب شعر
    دانلود كتاب ادبيات
    دانلود كتاب ورزشي
    دانلود كتاب هنر
    كتاب جغرافيا و نقشه
    كتاب بانوان و زيبايي
    كتاب نقد و بررسي
    فيلمنامه و نمايشنامه
    كتاب مديريت
    كتاب زبان اصلي
    دانلود كتاب صوتي
    كتاب گوشي موبايل
    كتاب فلسفه و منطق
    كتاب رشته برق
    بازي شطرنج آنلاين
    تست هوش آنلاين

    نقشه سايت
    نظر سنجی
    آمار بازدید
    آرشیو اخبار
    ارتباط با سایت
    برترین ها
    آخرين كتاب ها
    تنظیمات کاربری
    دریافت فایل

    ليست كابران



    خروجي تك كتاب
    rss takbook
    خروجي برترين كتاب ها
    خروجي آخرين كتاب ها
    خروجي دانلود رايگان

    بزرگترین فروشگاه آنلاین

    برترین کتابها

    » دانلود کتاب اشعار سهراب سپهری برای موبایل
    » دانلود کتاب آموزش فتوشاپ بصورت تصویری
    » دانلود کتاب آموزش گام به گام بورس
    » دانلود کتاب آموزش تصویری پاورپوینت powerpoint 2007
    » دانلود کتاب آموزش ساخت کاردستی
    » دانلود کتاب آموزش مسائل زناشويي - جلد3
    » دانلود کتاب رمان ایرانی عاشقانه عشق پنهان
    » دانلود کتاب آموزش آشپزي - شيريني كيك دسر
    » دانلود کتاب آموزش روابط زناشویی توسط دکتر مجد
    » دانلود کتاب آموزش گرامر زبان انگلیسی
    » دانلود کتاب آموزش اکسل 2007 - Exel 2007
    » دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز 7
    » دانلود کتاب نقشه جهان بصورت كامل
    » دانلود کتاب نقشه تهران
    » دانلود کتاب شناخت كامل داروها
    » دانلود کتاب آموزش جامع اکسل 2010 excel
    » دانلود کتاب آموزش عکاسی
    » دانلود کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی
    » دانلود کتاب مفاتيح الجنان
    » دانلود کتاب اصول حسابداری 1
    » دانلود کتاب آموزش جامع سی شارپ #C
    » دانلود کتاب صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
    » دانلود کتاب داستانهاي هزار و يك شب
    » دانلود کتاب زیبایی و آرایش
    » دانلود کتاب آموزش HTML بصورت كامل با دهها مثال و فلش

    ارسال کتاب برای انتشار

    نویسندگانی که قصد انتشار کتابشان در تک بوک دارند یک نسخه الکترونیک آن به همراه توضیحاتی از کتاب به ایمیل زیر ارسال تا بررسی شود.
    takbook.com[at]gmail.com
    کتاب های ارسالی در چهارچوب قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران باشد.
    خط نسخ




      ««  نسخ  »»

     

    یکی از مهمترین وقایع قرن سوم هجری ابداع خط نسخ بوسیله ابن مقله( یا مقلد ) بود . هر چند برخی بر این عقیده اند که قبل از ابن مقله هم خط نسخ وجود داشته اما چیزی که مطمئن هستین بر آن است که وی این خط را به اوج و تکامل رسانده . از دیدگاهی دیگر می گویند که این خط در اواخر قرن دوم هجری ابداع شده ولی تا اواخر قرن سوم چندان متداول نبوده . اصل این خط از خط نبطی بوده است .

    یکی از مهمترین ویژگی های خط نسخ شیوایی و سهولت در یادگیری آن است . به همین دلیل است که این خط موجب گسترش چشمگیر سواد در بین مسلمانان شد و در پیشرفت علمی و فرهنگی مسلمانان نقشی اساسی ایفا کرد . به عبارتی این خط به تمام سرزمین های شرقی مه تحت دین اسلام بودند رفت که در ایران بر زیبایی های آن افزوده شد . در کل  هر چه بوده در آن زمان استفاده از این خط بسیار آسانتر از کوفی بوده .

    دلیل این سادگی در خواندن این خط آن است که حروف و کلمات بسیار دقیق و با نظم خاص چیده می شوند . این خط رایج ترین خطوط برای کتابت قرآن بوده و امروزه نیز هست .میشه گفت که در حال حاضر خط بین المللی مسلمانان همین نسخ است . امتیاز مهم این خط در رعایت نسبت هاست .

    اگر به نمونه های این خط دقت کنید به نسبت های دقیق آن پی خواهید برد .

    بعدها پس از آمدن فن چاپ به ایران این خط بود که به شکل چاپی درآمد و بر اساس قواعد آن حروف چاپی سربی بوجود آمد .

    **************************************



    خط در دوره ی اسلامی

    ________________________________________

    با آمدن اسلام به ایران و گسلیدن فرهنگ بعد از اسلام ایران از قبل از اسلام، مبحث خط نیز به دو قسمت می شود؛ قسمتى از آن مربوط به خطوط ماقبل اسلام در ایران قسمت دیگر مربوط به خط بعد از اسلام است.

    در این قسمت تاریخ خط فارسى همان تاریخ خط عربى است. که ابتدا اما تاریخ خط عربى به اجمال ذکر می کنیم.

    بنابر گفته ی جرجى زیدان چنین است. اعراب حجاز مدرکى دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولى از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیار بدست است که معروفترین این مردمان مردم یمنىاند که با حروف مسند مىنوشتند و دیگر نبطىهاى شمالاند که خطشان نبطى است. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینى از کتابت خط بىبهره ماندند، کمى پیش از اسلام بعراق و شام مىرفتند و بطور عاریت از نوشتن عراقیان و شامیان استفاده مىکردند و چون به حجاز مىآمدند، عربى خود را با حروف نبطى یا سریانى و عبرانى مىنوشتند. خط سریانى و نبطى بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقى ماند و تدریجاً از نبطى، خط نسخ پدید آمد و از سریانى، خط کوفى. خط کوفى در ابتدا به خط حیرى مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در نزدیکی حیره ساختند، این خط نام کوفى گرفت. سریانیهاى مقیم عراق خط خود را با چند قلم مىنوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلى مخصوص کتابت تورات و انجیل بوده است. عربها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلى) را از سریانى اقتباس کردند و یکى از وسائل نهضت آنان همین خط بوده است. بعدها خط کوفى از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه هستند. مورخین درباره ی شهرى که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند و به قول مشهور خط سریانى از شهر قدیمى انبار به حجاز آمده است. و مىگویند مردى به نام بشربن عبدالملک کندى برادر اکیدربن عبدالملک فرمانرواى دومةالجندل، آن خط را در شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرببن امیه، یعنى خواهر ابوسفیان را تزویج کرد و عدهاى از مردم قریش نوشتن خط سریانى را از داماد خودِ بشربن عبدالملک آموختند و چون اسلام پدید آمد، بسیارى از مردم قریش مقیم مکه خواندن و نوشتن می دانستند تا آنجا که پارهاى گمان کردند سفیانبن امیه اول کسى بود که خط سریانى را به حجاز آورد. بارى عربها در سفرهاى بازرگانى که به شام مىرفتند خط نبطى را از مردم حوران و از عراق خط کوفى را آوردهاند و همانطور که تورات به خط «سطرنجیلى» تحریر مىیافت، آنها قرآن را با «خط کوفى» نوشتند در «خط کوفى» و خط «سطرنجیلى» چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می شد، در کتابت مىافتاد چنانکه در اوابل اسلام مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملا مراعات می شد و به جاى «کتاب» «کتب» و به جاى «ظالمین» «ظلمین» مىنوشتند. پس از آمدن اسلام، عربهاى حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولى عده ی کمى از آنها نوشتن مىتوانستند و آنان از بزرگان صحابه شدند که بعضى از آنها «علىبن ابیطالب» و «عمربن خطاب» و «طلحةبن عبیدالله» بودند. در زمان خلفاى راشدین و بنىامیه، قرآن را به خط کوفى مىنوشتند و مشهورترین قرآننویس بنىامیه، مردى بود قطبهنام و خیلى خوشخط بود و به علاوه خط کوفى را با چهار قلم مىنگاشت. در اوائل دولت عباسى دوازده قلم خط به شرح زیر معمول بود:

    1- قلم جلیل 2- قلم سجلات 3- قلم دیباج 4- قلم اسطور مار کبیر 5- ثلاثین 6- قلم زنبد 7- قلم مفتح 8- قلم حرم 9- قلم مد مرات 10- قلم عمود 11- قلم قصص 12- قلم حرفاج.

    در زمان مأمون نویسندگى اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسى. و درنتیجه، خط کوفى به بیست شکل درآمد. اما خط نبطى یا نسخ، بهمان شکل سابق در میان مردم و براى تحریرات غیررسمى معمول بود تا آنکه ابن مقله خطاط مشهور متوفى به سال 328 ه . ق. با نبوغ خود خط نسخ را بصورت نیکویى درآورد و آنرا جزء خطوط رسمى دولتى قرار داد و خطى که امروز معمول است، همان خط اصلى ابن مقله مىباشد. مشهور است که ابن مقله خط نسخ را از خط کوفى استخراج کرده است، ولى واقع آنست که خط کوفى و نبطى هر دو از اوائل اسلام معمول بوده و چنانکه گفته شد، کوفى را براى کتابت قرآن و امثال آن بکار مىبردند و نبطى در مکاتبات رسمى استعمال می شد. و ابن مقله اصلاحاتى در خط نسخ نمود و آنرا براى نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت. سپس به مرور زمان، خط نسخ فروعى پیدا کرد و به طور کلى دو خط نسخ و کوفى در کتابت عربى معمول گشت و هر کدام از آن شاخههایى داشت که در قرن هفتم هجرى مشهورترین آن به قرار زیر بوده است:

    ثلث، نسخ، ریحانى، تعلیقى و رقاع

    همین قسم خطاطان بسیارى بوجود آمدند و کتابها و رسالههایى درباره خط و خطاطى پرداختند.

    درباره ی تاریخ خط فارسى در تذکره ی مرآتالخیال آمده است که انواع خطوط فارسى شامل: ثلث، رقاع، نسخ، توقیع، محقق و ریحان است و باز در آنجا آمده که خط هفتم تعلیق است که از رقاع و توقیع برآمده. پس از ذکر انواع خطوط مزبور نویسنده ی مرآتالخیال مىآورد: «گویند که از متقدمین خواجه تاجسلمان این خطها را خوب مىنوشت و خط هفتم که تعلیق باشد میر على تبریزى در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود». خط فارسى رافع اقلامى است از جمله:

    اجازت، تعلیق، توقیع، ثلث، جلى، جلى دیوانى، دیوانى، رقاع(رقعه)، ریحانى، سنبلى، سیاقت، شجرى، شکسته، شکسته ی نستعلیق و کوفى یا نسخ

      









    **********************************



    گفت وگو بابهرام سالكى كاتب قرآن عقيق و ريحان

    شما بايد كيمياگر باشيد

     





    چنگيز محمودزاده

    بهرام سالكى متولد سال ،۱۳۳۶ در رشته عكاسى و گرافيك تحصيل كرده است اما سال ها پيش،  فعاليت خود را بر روى خوشنويسى متمركز كرد. او تاكنون دو اثر به نام هاى «قرآن عقيق» و «قرآن ريحان» را كتابت كرده است كه هر كدام داراى ويژگى هاى خاصى است. «قرآن عقيق» كه كتابت آن ۱۳ سال وقت برد با خط كوفى پيرآموز،  يكى از خطوط فراموش شده كتابت به شكل نسخه خطى نگارش يافت. «قرآن ريحان» نيز با خط ريحان در مدت هشت سال كتابت شده است كه اين خط نيز حدود ۴۰۰ سال به فراموشى سپرده شده بود. با بهرام سالكى درباره اين دو اثر گفت وگويى انجام داديم .

    گروه فرهنگ و هنر

    خط ريحان با وجود قدمتى كه دارد،  سالهاست كه در كتابت قرآن به كار برده نمى شود و خط نسخ جايگزين تمام خطوطى شده كه براى اين كار استفاده مى شدند. چرا شما براى كتاب قرآن به سراغ اين خط رفتيد و ريحان را انتخاب كرديد؟

    خط ريحان، يكى از خطوط اصلى و جليل براى كتابت قرآن محسوب مى شود. نسخه هاى قديمى و بسيار نفيسى از قرآن موجود است كه همه آنها با اين خط كتابت شده اند. خوشنويسان معروفى مانند ياقوت مستعصمى، جعفر بايسنقرى و علابيك تبريزى از اين خط در كتابت قرآن استفاده كرده اند. قرآن معروف بايسنقرى كه با ابعاد ۱۲۰*۱۸۰ نگارش شده بود نيز به خط ريحان است كه هم اكنون ورق ورق شده و هر برگ از آن به عنوان اثرى با ارزش در يكى از موزه ها نگه دارى مى شود. البته وقتى خط ريحان، دانگ ضخيم ترى پيدا مى كند به آن؛ خط محقق مى گويند كه بايسنقرى به همان خط محقق نوشته شده است كه فقط در ضخامت با خط ريحان تفاوت دارد. خط ريحان از حدود ۴۰۰ سال قبل فراموش شد.

    چرا اين خط به فراموشى سپرده شد؟

    يكى از علل راكد شدن آن، پايين آمدن سرعت كتابت با خط ريحان است. در عين حال كتابت با اين خط، اوراق زيادى را به خود اختصاص مى دهد. با توجه به آنكه در گذشته صنعت چاپ وجود نداشت اين دو عاملى كه گفتم باعث مغايرت اين خط با كتابت قرآن شد. در آن دوران، تهيه كاغذ كارى بسيار سخت و پرهزينه بود. به همين دليل خط نسخ كه بيشتر به كار كتابت مى خورد برجا ماند و خط هاى ديگر، حالت تفننى پيدا كردند. خط نسخ از زيبايى چندانى برخوردار نيست اما آسان، تندنويسى و موجز بودن آن موجب شد مورد توجه كاتبان قرآن قرار بگيرد. با خط نسخ مى توان در يك ورق كوچك، تعداد آيات زيادى را كتابت كرد كه موجب مى شود قرآن از يك جلد بيشتر نشود و كل آيات آن در يك مجلد جاى بگيرد. البته خوشنويسانى مانند نى ريزى يا ارسنجانى خيلى سعى كردند خط نسخ را زيبا كنند و تا حدودى نيز موفق شدند اما در حالت كلى اين خط از قابليت زيبايى چندانى برخوردار نيست.

    شيوه كار شما در استفاده از اين خط چگونه است؟

    من خط را با قلم مو نقاشى مى كنم. اسماعيل جلاير و بسيارى از خوشنويس هاى ديگر نيز با قلم مو مى نوشتند. ولى من كل اين قرآن را با قلم مو نوشتم كه استفاده از اين شيوه،  كنترل ضخامت يك حرف را مشكل مى كند. ولى اگر اين كنترل پديد بيايد، كاملاً مى توان به خط مسلط شد؛ به طورى كه شلوغى و خلوتى آن از كنترل خارج نشود. يعنى كلمات در يك صفحه فشرده نشوند و در صفحه اى ديگر جدا از هم. به اين امر، اصطلاحاً «خلوت و جلوت» مى گويند. البته اين اتفاق در قرون گذشته روى مى داد.

    يعنى در اصول زيبايى شناسى آنها به اين مبحث توجه نمى شد؟

    چرا، آنها زيبايى شناسى را به خوبى و در حد كمال مى شناختند؛ اما امكان بازگشتن را نداشتند و به همين دليل، يكسرى محسنات را فداى محسنات ديگر مى كردند. باز هم مى گويم كه در آن زمان،  سريع و تندنويسى از اهميت زيادى برخوردار بود. از همين رو به جاى پرداختن به جزئيات به كليت اثر نگاه مى كردند. اين موضوع در همه هنرها وجود دارد. اگر هنرمندانى چون رافائل، داوينچى يا كمال الدين بهزاد به اين شهرت رسيدند به اين دليل بود كه هم به جزئيات و هم به كليات آثار خود توجه مى كردند. همان طور كه گفتم،  خوشنويسان گذشته كاملاً شناخت زيبايى شناسى داشتند. به طورى كه هرچه در آثار آنها بيشتر تحقيق مى كردم،  حيرت زده تر مى شدم. در قطعه نويسى قدما اين نكات كاملاً رعايت مى شد ولى وقتى قرار بود ۷۰۰ صفحه را كتابت كنند ديگر در ملاحظات تركيب بندى و كشيدگى ها، چندان دقيق نمى شدند.

    در كتابت قرآن ريحان، زمان براى من اهميت نداشت؛ چرا كه مى دانستم صنعت چاپ از من حمايت مى كند و با كتابت يك اثر با ارزش با صرف زمان طولانى،  بعداً از امكان انتشار آن برخوردار خواهيم بود. به همين دليل هشت سال وقت صرف كتابت قرآن ريحان كردم و تمام ملاحظات را در آن مدنظر قرار دادم. به نظر من خطاست كه امروزه همه قرآن هاى چاپى به خط نسخ باشند. آنچه كه در توان داريم را بايد براى يك متن با ارزش مثل قرآن يا برخى متون ادبى صرف كنيم و تمام توان خود را به كار ببريم. زيبا بودن خط مى تواند مؤثر در رسا شدن مفهوم كلام خدا باشد. همين نكته را مى توان به طور ملموس ترى در قرائت قرآن ديد. خوشنويسى قرآن، بعد از قرائت آن آغاز شد كه اين امر نشان مى دهد عده اى به اين فكر افتادند كه همان لذت گوش در شنيدن قرآن را براى چشم در ديدن آن پديد بياورند. يك اثر وقتى مى تواند تأثيرگذارتر باشد كه تمام حواس پنج گانه را به خود معطوف كند.

    در عين حال من قصد داشتم تفاوت خط نسخ و ريحان را به همه نشان دهم. چرا كه تاكنون عموم مردم از ديدن خط ريحان محروم بودند و اصلاً نمى دانستند اين خط چيست. به همين دليل ۱۳ سال از وقت خود را صرف كتابت قرآن «عقيق» و هشت سال را نيز صرف قرآن «ريحان» كردم.

    خط ريحان داراى هماهنگى ها عمودى و افقى خاصى است كه از ويژگى هاى آن به شمار مى رود. ممكن است اين ويژگى ها را تشريح كنيد؟

    عوامل طبيعى در دنيا داراى هارمونى و تركيب بندى خلقتى هستند. اگر دقت كنيد، مى بينيد كه گاهى اوقات، يكى از اين عوامل، خارج از قاعده شده است. مثلاً توقع داريد برگ هاى يك درخت در اندازه معينى باشند و يا شاخه ها رو به بالا رشد كنند. اما در يك درخت مى بينيد كه مثلاً يك شاخه،  كج رشد كرده است. اين اتفاق، چشم انسان را ناراحت مى كند و چشم، خودش آن را پيدا مى كند. برخى از عواملى كه به دست بشر هم خلق مى شوند از چنين قابليتى برخوردارند. براى مثال خط نستعليق به عروس خطوط اسلامى تبديل مى شود. اين خط به نظر من، زيباترين خط براى متون ادبى است. اگر بخواهيم حافظ را با خط ثلث بنويسيم، كاملاً نامأنوس مى شود. قديمى ها هم اين را خوب مى دانستند و ديدند كه براى نوشتن متون ادبى، خطى ندارند و نستعليق را ابداع كردند.

    خط ريحان هم داراى هماهنگى و پيچيدگى هاى خاص خود است. اين خط در يك زمان به وجود نيامده و در طول زمان عده زيادى از هنرمندان بر روى آن كار كردند و آن را صيقل دادند. بعضى از خطوط از قابليت پيشرفت برخوردار هستند كه در طول زمان به حد كمال خود رسيدند. هر چقدر روى خط نسخ كار كنيم به زيبايى فوق العاده اى نمى رسد اما ريحان و نستعليق از اين امكان برخوردار بودند. به همين دليل در طول زمان،  نقاط ضعف آنها حذف شد و به جايى رسيدند كه مفردات، حروف و تركيبات مانند جواهرى تراش خورده شدند. امروزه با توجه به صنعت چاپ و كارخانه هاى كاغذسازى اگر بخواهيم باز هم خودمان را از موهبت اين خطوط محروم كنيم،  كار اشتباهى است.

    آرايه ها و تذهيب هاى قرآن ريحان نيز تفاوتى اساسى با قرآن هاى ديگر دارند و به نظر مى رسند با توجه به آثارى از عهد تيمورى و صفوى خلق شده باشند. شما در تذهيب ها به چه آثارى از گذشته توجه داشتيد؟

    من چون در اصل گرافيست هستم و در اين رشته دانشگاهى تحصيل كرده ام با ديد تازه ترى به اين تزئينات نگاه كردم. براى من يك شمسه يا ترنج به شكل خاصى معطوف نمى شد و در فكر اين بودم كه از شكل يك صدف، ترنج بسازم و يا از حالت يك درخت سرو استفاده كنم. اصول كار، همان اسليمى است. اسليمى مثل لوگوهايى است كه بچه ها با آن بازى مى كنند و شكلهاى مختلفى مى سازند. اسليمى ها، قطعات مختلفى اند كه من با توجه به بازوها، گردشها و شاخه هاى اتصالى، تركيب جديدى براى آن پيدا كردم. در اين دوقرآن، اصول كار همان اصول كلاسيك است فقط نوع تركيب بندى و رنگ آميزى را با نگاه جديدى انجام دادم. من در اين كارها سعى كردم تفنن هاى جديدى را هم داشته باشم چرا كه سليقه امروز ما با ۵۰سال قبل و ۵۰سال بعد تفاوت مى كند. البته برخى سليقه ها در تمام طول تاريخ مى مانند و هميشه زيبا هستند. براى مثال رنگهايى كه در عصر تيمورى، صفوى و مغول در آثار هنرى به كار مى رفت آنقدر زيبا هستند كه الآن هم هنوز زيبايى دارند. رنگ لاجورد، طلا و فيروزه هميشه براى فرهنگ ما جذاب است. اگر به مسجد شيخ لطف الله برويد، آن را يك تكه جواهر مى بينيد كه ۴۰۰سال است بر جا مانده و شناخت سازندگان آن را نشان مى دهد.

    اجازه بدهيد اين نكته را هم بگويم كه در ۱۰۰سال گذشته، تذهيب ما به انحراف كشيده شد كه دليل آن نيز مخلوط شدن تذهيب با نقش فرش بود. آنچه در تذهيب به عنوان گلهاى گنده و رنگ تند باقى مانده، بيشتر نقش فرش است.

    چرا اين اتفاق روى داد؟

    به دليل آنكه با آمدن صنعت چاپ، كار تذهيب و آرايه ها راكد و آرام آرام فراموش شد. اما طراحان فرش همچنان به كار خود ادامه دادند و افرادى مثل باقرى و درديان باقى ماندند. اگر فردى مى خواست مثلاً حافظ چاپ كند به سراغ طراحان فرش مى رفت و او هم براساس سليقه خود، نقشى را خلق مى كرد. آن نقش و رنگها براى فرش خوب است و نه تذهيب. من به سرچشمه مراجعه كردم كه ببينم در دوران تيمورى و صفوى، اصول اسليمى ها چه بود اين كار را حدود ۲۵سال پيش انجام دادم و براساس سليقه خود به خلق اين آثار پرداختم. اين آرايه ها را هم در قرآن «عقيق» و هم در قرآن «ريحان» به كار بردم كه عقيق به دليل حجم و سختى كار هنوز چاپ نشده اما تاكنون حدود ۴۰۰ نسخه از قرآن ريحان چاپ شده است.

    شما در قرآن عقيق نيز به سراغ يكى از خطوط فراموش شده قرآن رفتيد و به تغييراتى در خط كوفى دست زديد. دليل اين كار چه بود؟

    قرآن عقيق را حدود سال۶۱ به عنوان نسخه خطى نوشتم و براى چاپ نبود. فرق نسخه خطى وچاپى در اين است كه يك موقع بر روى كاغذ دست ساز با رنگهاى طبيعى كار مى كنيد كه هم خط و هم كاغذ در آن جمع مى شوند ولى وقتى براى چاپ كار مى كنيد، مى توانيد خط را حتى روى كاغذ گلاسه  بنويسيد و آرايه هاى آن را يك فرد ديگر به طور جداگانه انجام دهد و بعد اين دو در چاپخانه، كنار هم قرار بگيرند. در اين نسخه خطى كه من بر روى آن كار كردم، ۱۳سال براى نوشتن يك جزء از قرآن وقت صرف شد. در نگارش آن از ۷۰۰گرم طلاى ناب ۲۴عيار استفاده كردم و رنگهاى گياهى مثل نيل، زعفران و گردويى، رنگهاى معدنى مثل لاجورد، رنگهاى حيوانى ورنگهاى شيميايى مثل سفيدآب و سبز زنگارى در آن ديده مى شود كه در نقوش مختلف به كار گرفته شدند.

    خط به كار گرفته شده در قرآن عقيق، كوفى پيرآموز است؟

    بله. تا اوايل دوران مغول، خط رايج قرآن نويسى خط كوفى بود. البته چون حدود ۸۰۰سال از اين خط استفاده نشد، آن را ۴۰ تا ۵۰درصد تغيير دادم و آن را خواناتر كردم. اين كار، وظيفه من بود و مى بايست آن را انجام دهم. حدود دوسال فقط روى مفردات اين خط كار كردم تا خواناتر شود. اجراى اين خط از ريحان هم مشكل تر است و بايد هم از قلم نى و هم قلم مو در نگارش آن استفاده كرد. همين مسأله باعث كندى كتابت قرآن عقيق شد. زمانى كه مى خواستم كار كتابت قرآن عقيق را انتخاب كنم در انتخاب خط كوفى يا ريحان ترديد داشتم؛ چرا كه هر دو بسيار زيبا و در امر نسخه نويسى بسيار تأثيرگذار بودند. در نهايت چون خط پيرآموز مهجورتر بود آن را انتخاب كردم. بعد از پايان قرآن عقيق به سراغ ريحان آمدم تا اين دو خط فراموش شده، دوباره زنده شوند. ما به راحتى خط ريحان را فراموش كرديم. متأسفانه برخى مى گفتند نستعليق خط ايرانى است و بقيه خطوط عربى و به همين دليل نبايد كارى به آنها داشت. در حالى كه همه اين خطوط متعلق به ماست و ايرانى ها و استادان خوشنويسى، آثارى با تمام اين خطوط دارند. من پس از پايان قرآن عقيق، آن را براى چاپ هم نوشتم. براى يك جزء دست نويس آن ۱۳سال صرف كردم اما براى ۳۰جزء چاپى آن دوسال وقت صرف شد. البته در آن زمان، همه آرايه ها و شكل اصلى خطوط مشخص شده بود.

    آيا قرآن عقيق را هم چاپ خواهيد كرد؟

    اگر بتوانم چاپ قرآن ريحان را با نظارت كيفى به پايان برسانم به سراغ آن هم مى روم.

    شما سفرهاى بسيارى به كشورهاى حاشيه خليج فارس و روسيه داشتيد. آيا اين سفرها هيچ كمكى به خلاقيت و نوآوريهاى شما كردند؟

    خير. چون هدف اين سفرها، شناساندن فرهنگ ما به آنها بود و آنها چيزى نداشتند به من بدهند. من مى بايست براى تكميل اطلاعات خود به اصفهان يا زنجان مى رفتم؛ چنانكه در مسجد جامع شيراز يك تركيب رنگى خاص ديدم كه بعداً با آن يك ترنج ساختم. اما به كشورهاى ديگر براى معرفى فرهنگ غنى خودمان رفتم تا بفهمند آثار ما در حدى است كه براى آنها، حيرت آور باشد. البته در موزه هرميتاژ آثار بسيار باارزشى ديدم كه در حيطه ديگرى از هنر بود و به رشته من مربوط نمى شد. بايد اين را بدانيم كه در كتاب آرايى، ايران حرف اول و آخر را زده است. سالوادور دالى، نقاش سوررئاليست يك انجيل را تزيين كرده و در آن، انواع سنگهاى قيمتى را به كار برده اما به هيچ وجه قابل مقايسه با كتابهاى درجه سه دوران تيمورى ما نيست. براى دست يافتن به هنر كتابت، شما بايد كيمياگر باشيد.

    در حال حاضر مشغول انجام چه كارهاى تازه اى هستيد؟

    در طول اين سالها بر روى مجموعه اى به نام «مرقع جانان» نيز كار كردم. در آن ۱۰۰تابلوى نقاشى، مينياتور، نقاشيخط، خوشنويسى وتذهيب را خلق كردم كه در هر كدام از آنها يكى از اسامى خداوند نقش بسته است و اشعار متفكرين دنيا را به زبان خودشان در آنها خوشنويسى كردم. در اين كار از اشعار افرادى چون شكسپير، ويليام بليك، دانته، حافظ، مولوى، خيام، معرى، متنبى و ديگران استفاده كردم. البته شروع اين كار تفننى بود و مى خواستم نشان دهم كه انسانها به غير از تفاوت رسم ها و فرهنگها، نقاط مشتركى نيز دارند و مثلاً نگاه حافظ و شكسپير به خداوند شبيه به هم است.

    الآن هم با تمام توان مشغول نوشتن قرآن به خط نسخ هستم تا مسأله قرآن عثمان طه كه در كشور ما رايج و همه گيرشده است رفع شود و يك قرآن به خط نسخ خوشنويسى ايرانى نيز داشته باشيم.





    ***************************************



    «« ثلث »»

    بنا به قولی ، خط ثلث را ‌« ابوعلی بن مقله بیضاوی » ( همون ابن مقله که در مطلب خط نسخ ازش گفتم )۱ ، در قرن سوم هجری ابداع کرده و بعد از آن « ابن بواب » انواع گوناگون ثلث تزیینی را ابداع کرد و اوست که زیبایی و ظرافت را به این خط اضافه کرده .

    از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی می گویند داشتن 3/1 سطح (خطوط مستقیم) و 3/2 دور (خطوط انتهایی) در داخل کلمات آن هست. از هنرمندان ثلث نویس معاصر می‌توان افراد زیر را نام برد:

    1-حامد آلامدی در ترکیه

    2- هاشم محمد بغدای در عراق

    3- احمد نجفی زنجانی

    و 4- طاهر در ایران

    ‌الفبای کشیده و بلند و دوایر نسبتاً کم عمق و باز تو در تو نوشته شدن از خصوصیات این نوع خوشنویسی است.  همین تو در تو نوشتن و سوار بر یکدیگر شدن کلمات باعث شده تا از درجه خوانایی آن کم ‌شود.

    این خط از لحاظ ظاهری بی شباهت به خط محقق نیست با این تفاوت که در این خط برخلاف محقق دور حروف بیشتر و اندازه آنها کوچکتر است. ریتمی که در اثر تکرار ضربه‌های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می‌شود القاء کننده قدرت عظمت و بزرگی است. مهمترین کاربرد خط ثلث در کتیبه نویسی است خط ثلث دارای بار مذهبی نیرومندی می‌‌باشد و به همین لحاظ در دوره پس از انقلاب در آثار گرافیکی برای نوشتن آیات قرآن و ادعیه بکار می‌رود. همچنین در عناوین برخی مجله‌ها پشت جلد کتاب و طرح تمبر و … نیز بکار برده می‌شود.

    ********************************************



    خط و خوشنويسى

    ________________________________________

    خط شکل مکتوب کلام است و انتقال مفاهيم به شکل عينى ماهيت اصلى خط و خوشنويسى است.



    خوشنويسى يکى از هنرهاى اصيل و سنتى کشور است. قرن‌هاست اين هنر به‌عنوان پررونق‌ترين و جلوه‌سازترين شاخه هنر زيباى ايرانى شناخته شده است و يکى از ابعاد فرهنگ اصيل ايرانى را بوجود آورده است.

    خوشنويسى والاترين منزلت را در ميان هنرهاى اسلامى دارد و يکى از تعاريف خوشنويسى در متون اسلامى اين است: خوشنويسى هندسهٔ روحانى لغاتى است که به‌ وسيلهٔ ابزار مادى تجسم مى‌يابد.

    __________________





    سير تکاملى خوشنوسى در ايران

    ________________________________________

    طبق آنچه که در رسالات و کتب مؤلفان مشهور بعد از اسلام آمده، اولين شخصى که خط نوشت ”مرا مر ابن مرّه“ از شبه جزيرهٔ عربستان بود و اولين کسى که در صدر اسلام قرآن نوشت و به حسن خط شهرت داشت خالد ابن ابوهياج بود که براى عمر بن عبدالعزيز قرآنى با زر نوشت. بعد از آن‌که کوفه به‌صورت شهر بزرگى درآمد، خط کوفى در اين شهر رواج يافت و رونق گرفت و به خط کوفى شهرت يافت. قديمى‌ترين قرآن به خط کوفى متعلق به اواخر قرن سوم هجرى است. بعداً نسخ در کتابت قرآن بجاى خط کوفى بکار رفت و در قرن بعد خطوط ديگرى توسط خوشنويسان ايرانى پديد آمد و تا مدت‌ها بعد از تکوين خط‌ هاى عربي، خوشنويسى مقامى والاتر و بالاتر از نقاشى داشت.



    خطى که در قرون اسلامى در ايران رواج داشته و به آن خوشنويسى مى‌کرده‌اند و امروزه نيز خطى رسمى است، در اصل از الفباى عربى مى‌باشد. عرب‌ها پيش از اسلام بر اثر ارتباط با اقوام متمدن‌تر با خط و زبان نبطى و سريانى آشنا شده بودند و از هر يک از اين دو خط استفاده مى‌کردند. خط‌‌هاى نبطى و سريانى از خطوط سامى بود و تقليد آن براى عرب‌ها امکان‌پذير. خط اولى منشأ خط نسخ شد و دومى اصلى خطّ کوفى است. بعد از اسلام ظاهراً هر دو خط به‌کار مى‌رفته است. خط نسخ بيشتر براى تحرير نامه‌ها و خط کوفى براى کتابت مصحف‌ها، کتيبه‌ها و سکه‌ها استفاده مى‌شد.

    از اواخر دورهٔ امويان و اوايل عباسيان قلمرو خط عربى وسعت يافت و به‌تدريج در ايران ومصر و شمال آفريقا انتشار و رواج يافت و کم‌کم از دو خط مذکور اقلام ديگرى پديد آمد.

    قبل از اسلام در ايران انواع خط از جمله خط ميخي، پهلوى و اوستايى رايج بود و حتى از آثار برجاى مانده چنين برمى‌آيد که ايرانيان در نوشتن آنها هماهنگى و ضوابط خاصى داشته‌اند. اما با پذيرش اسلام توسط ايرانيان، خط و زبان قرآنى رواج يافت.

    در آخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري، شخصى به نام ابن مقلد بيضاوى شيرازي، وزير مقتدر خليفهٔ عباسى و برادرش ابوعبدا... حسن به هرج و مرج در اقلام گوناگون پايان دادند و با تکميل اقلام موجود (چهارده نوع) و هندسى کردن ابعاد حروف و تعيين اساس قواعد دوازده‌گانه در خط، خوشنويسى را تحت ضابطه در آوردند و پايهٔ خطوط را بر سطح و دور نهادند.

    خط نسخ از زمان ابن مقلد به‌ بعد به قالبى بهتر درآمد و شهرت قابل توجهى يافت.

    ابن مقلد قواعد خوشنويسى را به دو بخش تقسيم کرده است: حسن تشکيل و حسن وضع. حسن تشکيل قاعدهٔ اصول و نسبت از آن پديد مى‌آيد و ديگرى حسن وضع که قواعد ترکيب و کرسى از آن استفاده مى‌شود.

    بعد از ابن مقلد خطاطان ديگر نيز به‌تدريج اين اصول را بسط دادند. اين قواعد عبارتند از:

    - قاعدهٔ اصول: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بياض، ارسال. يعنى حسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات مذکور.

    - قاعدهٔ نسبت يا تناسب: يعنى حروف و شکل‌هاى مشابه هم، در همهٔ موارد به يک اندازه باشند.

    - قاعدهٔ ترکيب: يعنى آميزش هماهنگ و دلپذير حروف، کلمات، جمله‌ها و سطرها با يکديگر به ‌گونه‌اى که از حسن ترکيب برخوردار باشد.

    - قاعدهٔ کرسى: يعنى نوشتن با توجه به خط کرسى انجام شود.

    دو اصطلاح صفا و شأن صفت خطى است که به مرحلهٔ کمال رسيده باشد. صفا حالتى است که طبع را شاد و چشم را روشن سازد. و شأن کيفيتى است از خط که چون پديد آيد خطاط به نگريستن در خط مجذوب شود و احساس خستگى نکند.

    بعد از ابن مقله، ابن بوّاب، در ضمن بکار بستن قواعد دوازده‌گانه، با سنجش حروف با ميزان نقطه، قواعدى را در خوشنويسى پيشنهاد کرد و با دقت در تراش قلم و انتخاب مرکب و نيز با ترتيب شاگردان متعدد در تکميل اقلام ثلث و نسخ و رقاع تأثيرگذار بود.

    طى دو قرن پس از ابن بّواب، خوشنويسى توسط خطاطان متعدد رونق گرفت؛ تا اين‌که ياقوت مستعصمى ظهور کرد و از ميان اقلام متعدد رايج شش قلم ثلث، نسخ، ريحان، محقق، توقيع و رقاع را برگزيد و در زيبا گرداندن آنها ابتکاراتى به‌خرج داد. اقلام سته به خطوط اصول نيز مشهورند.

    خوشنويسان ايراني، خطى وزين و سبک روح را از خط تعليق مشتق ساختند که نستعليق نام گرفت. نستعليق که از واژه‌هاى نسخ و تعليق شده در قرن نهم هجرى توسط ايرانى‌ها ابداع شد و همچنان نيز خط ملّى آنان محسوب مى‌شود. واضع خط نستعليق ميرعلى تبريزى بود، که قواعد پيچيدهٔ حاکم بر آن را نيز تدوين نموده در زمان سلطنت شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ هـ .ق) خط نستعليق جاى نسخ را گرفت و خط منتخب براى نگارش ديوان‌هاى شعر، داستان‌هاى حماسى و ديگر رواوين گرديد. يک قرآن کامل به خط نستعليق نيز موجود است که اين نسخهٔ منحصر بفرد که براى کتابخانه شاه‌طهماسب در سال ۹۴۵ هـ . توسط شاه‌محمود نيشابورى کتابت شده است که نمايش قدرت و زيبايى خط نستعليق به شمار مى‌آيد. دوران سلطنت شاه‌عباس بزرگ، دورهٔ طلايى خط نستعليق به شمار مى‌رود. در اين دوران خوشنويسان بنامى رسد کردند که معتبرترين آنها ميرعماد حسينى است.

    در قرن نهم همچنين خورشيد بلندپايه خط و خوشنويسى سلطان على مشهدى ظهور نود و شهرتش در زمان حيات عالم‌گير شد.

    در قرن دهم ستارگان بسيارى چون شاه‌ محمود نيشابوري، سلطان محمد خندان، بابا شاه تربتي، پيرمحمد شاگرد ميرعلي، سيد احمد مشهدي، محمود سياوشاني، شيخ مرشدالدين شيرازي، شاه‌محمد مشهدى در آسمان هنر خوشنويسى اين سرزمين درخشيدند. ميرعلى هروى استاد الاساتيد خط نيز در اين دوران ظهور کرد. وى قواعد خط را به نظم در آورد و آثارى چون هفت اورنگ جامي، چهل حديث (سه نسخه)، گلستان سعدي، و بسيارى از آثار ادبى و فرهنگى اين سرزمين را به قلم جادويى خود مزين کرد.

    از مهمترين حوادث خط و خوشنويسى در قرن دوازدهم، ظهور درويش عبدالمجيد طالقانى استاد مسلم خط شکسته است. از بزرگان ديگر خط در اين قرن احمد نيريزى است. او از نسخ‌نويسان بزرگ زمان خود است و در نستعليق و شکسته نيز مهارت دارد.

    در قرن دوازدهم هجرى خط نسخ متمايل به نستعليق گرديد و در قرن سيزدهم و چهاردهم هجرى قمرى به‌تدريج به خوشنويسى و نستعليق توجه شده است و مشاهير عمده اين هنر عبارتند از: وصال شيرازى و فرزندانش، ميرزا محمدرضا کلهر، ميرزا غلامرضا اصفهاني، و عماد‌الکتاب.

    خط نستعليق به دست هنرمندان ايرانى متولد شد، ميرعماد حسنى آن‌را به درجهٔ کمال رسانيد و تا زمان ميرزا محمدرضا کلهر ادامه يافت.

    در دورهٔ معاصر على اکبر کاوه، حسن زرين خط، سيد حسين و سيد حسن ميرخانى و هنرمندان بنام ديگرى در اين خط و شيوه هنرنمايى داشته‌اند.


    انواع خط
    ________________________________________
    خط شناسان خطوط اصلى را شش خط دانسته‌اند که به اقلام سته معروفند و عبارتند از: رقاع، ثلث، ريحان، محقق، توتيع و نسخ
    در ايران و ديگر سرزمين‌ها خطوط متعددى ابداع شد که تعداد اين خطوط را براى زبان‌هاى اسلامى شصت نوع مى‌دانند.
    امروزه در ايران از چهار نوع خوشنويسى بيشتر از انواع ديگر استفاده مى‌شود: نسخ و ثلث، نستعليق و شکسته نستعليق
    خطوط ایرانی
    سایر خطوط
    ***********************


    خطوط ايرانى
    ________________________________________
    خطهاى ايرانى تعليق، نستعليق و شکسته نستعليق مى‌باشد. با ضابطه‌مند شدن خط تعليق در دوران صفويه، مقدمات ظهور نستعليق فراهم شد. اين دو خط در ميان ايرانيان و ملل ترک وارد و زبان رشد يافت و سهم مهمى در پيشبرد خوشنويسى اسلامى داشت. خط شکسته نيز از ابداعات ايرانياناست که در پيوند با تعليق و نستعليق قرار دارد.
    تعلیق
    نستعلیق
    شکستهٔ نستعلیق
    تعليق
    از قرن پنجم هجرى در نسخ تحريرى (شيوهٔ ايراني)، بتدريج دگرگونى‌هايى پديد آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ايرانى خطى بوجود آمد که مقتبس از آن و نيز خط توقيع و رقاع بود و بنام خط تعليق کمال و رواج يافت. اين خط در تحرير کتاب‌ها و ديوان‌هاى شعر يکار مى‌رفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت.

    نياز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پيوستگى حروف و کلمات مجاز شود و خطى بوجود آمد که شکسته تعليق ناميده شد. اين قلم خاص کاتبان ديوان بود که گاهى ”ترسّل“ نيز ناميده شده است. امروزه خطاطان ايرانى با تعليق کمتر آشنايى دارند. پس از رواج خط تعليق، عثمانى‌ها و مصرى‌ها در آن تصرفاتى موافق با سليقه خود ايجاد کردند و شيوهٔ خود را ”ديواني“ ناميدند.
    نستعليق
    در بين انواع خوشنويسى که از ابتداى اسلام تا بحال وجود داشته است، نستعليق زيباترين نوع خوشنويسى محسوب مى‌شود؛ بطورى که آن را ”عروس خطوط اسلامي“ لقب داده‌اند. نستعليق که آميختهٔ دو خط تعليق و نستعليق گفته شده، توسط ميرعلى تبريزى به کمال دست يافت و حرکتى نو آغاز شد.

    خط نستعليق از همهٔ شرايط زيبايى برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزوني، استواري، تناسب، حسن ترکيب و هم‌آهنگى ذوق و سليقه. علاوه بر زيبايى منظر، سهولت و سرعت تحرير نستعليق و نيز آسانى قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعليق خطى است با قاعده و حروف اين خط را ملهم از زيبايى طبيعت دانسته‌اند.
    در سى - چهال سال اخير تا امروز توجه به خط نستعليق روزافزون بوده است و خوشنويسانى توانا در اين زمينه ظهور کرده‌اند. از هنرمندان خوشنويسى نستعليق معاصر که در ترويج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترويج اين نوع خط شده‌اند، مى‌توان از عماد‌الکتاب، سيد حسين ميرخاني، سيد حسن ميرخاني، على‌اکبر کاوه را مى‌توان نام برد.
    اصول خط نستعليق امروزه همان است که ميرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سيزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شيوۀ ميرعماد تغييراتى ايجاد کرد که در زيباتر شدن و تطبيق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسى داشت. ميرزا غلامرضا اصفهانى نيز از هنرمندان همين دوره است که نستعليق را بسيار استادانه مى‌نوشت.
    بهرحال بارزترين مشخصهٔ نستعليق زيبايى آن است.
    شکستهٔ نستعليق
    از انواع خوشنويسى ايران، خط شکسته نستعليق است که داراى پيچش‌ها و حرکت‌هاى بسيار زيبايى است. مشخصهٔ بارز آن روان‌نويسى و تندنويسى است.
    اين خط از ابداعات ايرانيان است که مستقيماً در پيوند با تعليق و نستعليق مى‌باشد. از اوايل قرن يازدهم و آخر دورهٔ صفويه، خط شکسته نستعليق بدليل کثرت کاربرد و نياز به تندنويسى بوجود آمد. مهم‌ترين خوشنويس اين خط، درويش عبدالمجيد طالقانى (نيمه دوم قرن ۱۲) است. ابداع و استخراج شکسته نستعليق را از نستعليق در اوايل قرن يازدهم به مرتضى قليخان شاملو و برخى نيز به محمد شفيع هروى معروف به شفيعا نسبت داده‌اند.
    هنرمند ديگر اين خط سيد على اکبر گلستانه در قرن سيزدهم است که شيوهٔ درويش عبدالمجيد را ادامه داد.
    شکسته نستعليق بعد از يک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه خوشنويسان واقع شده است. حروف و کلمات در اين نوع خوشنويسى از شکل‌هاى متنوع زيبايى برخوردار است. حرکت در اين خط از نستعليق آزادتر است.
    از شکسته نستعليق براى نوشتن متن‌هاى ادبى و شاعرانه فارسي، پيام‌هاى شاد و کارت‌هاى تبريک بهره گرفته مى‌شود اين نوع خوشنويسى در نقاشيخط و گرافيک نيز کاربرد وسيعى دارد.
    __________________
    ********************


    ساير خطوط1
    ________________________________________
    اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقيع، رقاع و ريحان است. اين اقلام توسط ياقوت مستعصمى از بيان اقلام مختلف انتخاب شد. وى در زيبا کردن اين خطوط ابتکاراتى بخرج داد و در واقع اين خطوط توسط وى ظهور کرد. اين اقلام به خطوط اصول نيز مشهورند.
    کوفی
    ریحان
    توقیع
    رقاع
    ثلث
    نسخ
    محقق
    کوفى
    نخستين نوع خوشنويسى که قرآن به آن نوشته شد کوفى بود. بعد از ظهور اسلام در ايران، اين خط نيز رواج يافت.
    با تأسيس شهرهاى کوفه و بصره در دومين دههٔ شکوفايى اسلام، دانشمندان گرانقدرى بوجود آمدند که توجه زيادى به زبان و خط عربى داشتند و کوفه نقش تعيين‌کننده‌اى در خط مکّى - مدينه‌اى داشت؛ و خط جديدى پديد آمد که بنام خط کوفى مشهور شد.
    خط کوفى در نيمه دوم قرن اول هجرى به اوج خود رسيد و سه قرن دوام يافت.

    بطورکلى خط کوفى در دون نوع ظاهر شده است. يکى تحريري، کتابتي، ساده و تزئينى و موشّح و ديگرى کوفى بنّايى ومعقّلي.
    خط کوفى تزئيني، از قرن دوم هجرى عامل بسيار مهمى در هنر اسلامى براى سوره‌هاى قرآن مجيد، نوشته‌هاى روى سکه‌ها و لوحه‌هاى يادبود بشمار مى‌آمد. اما مهم‌ترين جلوۀ خط کوفى تزئينى را بايد در قرن چهارم هجرى در کتيبه‌هاى سلجوقى که در اواخر حکومت خلفاى عباسى فعاليت داشتند، جست‌وجو کرد. از قرن چهارم به بعد خط کوفى به تنهايى شکل تزئينى يافت و اين تحول تا اواخر قرن پنجم هجرى ادامه يافت. از اين زمان به بعد خط کوفى عملکرد اصلى خود را از دست داد و صرفاً تزئينى گشت.
    خط بنايى يا معقلى خطى است بدون دور و متکى بر سطح. خط بنايى تشکيل شده از خطوط مستقيم عمود برهم که زوايايى را بوجود مى‌‌آورد.
    اصل و منشأ خط کوفى از خط سريانى است. خط کوفى ايرانى نيز براساس نتايج برخى پژوهندگان معاصر در آثار بازمانده کشف شده است. اين خط کوفى شيوهٔ خاصى داشته با حروف منفصل که با خاطى مويين به يکديگر پيوسته و در آن شباهتى با خط اوستايى و پهلوى يافت شده است که آن را کوفى شيوهٔ ايرانى ناميده‌اند.
    خط کوفى در ايران تا مدت پنج قرن معمول بوده است که بيشتر در کتابت قرآن و تزئين ابنيه و کتب، ظروف و ... بکار مى‌رفته است.


    ثلث
    خط ثلث با ساختارى ايستا و موقر، بيشتر در تزئين کتاب‌ها و کتيبه‌ها بکار مى‌رفته است. انواع گوناگون ثلث تزئينى توسط ابن‌بواب و ياقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و ديگر کتب مذهبى بکار مى‌رفته است. ابن‌بواب زيبايى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد.
    خط ثلث در ايران براى نوشتن عنوان سوره‌هاى قرآن کريم، پشت جلدنويسي، سرلوحه‌ها، و بخصوص در کتيبه‌ها و کاشى‌کارى‌ها بکار رفته است و هنوز نيز رايج مى‌باشد.

    ريحان
    خط ريجان از خط نسخ مشتق شده است؛ اما از خط ثلث نيز بهره گرفته است ولى از آن ظريف‌تر است. خط ريحانى بسيار نزديک به خط محقق است. اين خط از ابداعات على ابن - عبيدالله ريحانى است و به همين دليل نام ريحانى گرفته است. برخى نيز آن را به ابن‌بواب نسبت مى‌ٔهند، زيرا براى اين خط و زيباسازى آن تلاش‌هاى شايانى کرده است.
    برخى نيز خط ريحان را مشتق از خط محقق مى‌دانند که سال‌ها پس از آن پديد آمده است. اين خط همهٔ محاسن و ويژگى‌هاى خط محقق را دارد. ولى ظريف‌تر از آن نوشته مى‌شود و به ظرافت و لطافت ممتاز است
    __________________
    ساير خطوط (۲)
    ________________________________________
    نسخ
    خط نسخ، در آغاز خطى بوده هم پايهٔ خط کوفي. اصل اين خط از خط ”نبطي“ مى‌باشد. خط نسخ بطورکلى از اواخر قرن دوم هجرى رايج شد. ولى تا اواخر قرن سوم هجرى چندان متداول نبود. اين خط به تمام سرزمين‌هاى شرقى که تحت لواى اسلام بوده‌اند، گسترش يافت. ايرانيان براى نيازهايى چون کتابت نوعى نسخ بکار مى‌بردند که متفاوت بود. امتياز مهم خط نسخ در رعايت نسبت است، که يکى از قواعد مهم خوشنويسى مى‌باشد که موجب زيبايى خط است. ابن‌مقلد تناسبات خط نسخ را استحکام بخشيد و آن را به يکى از سطوح متعالى خوشنويسى رسانيد.
    در حال حاضر در کشورهاى اسلامي، خط نسخ اهميت بسيار دارد و در تحرير آن بکار مى‌رود. حروف چاپ و ماشين تحرير نيز با اين قلم فراهم آمده است و کتاب‌ها و نشريات نيز به همين خط چاپ مى‌شوند، که البته با نسخ قرآنى تفاوت‌هايى مختصر دارد.

    خواندن و نوشتن در خوشنويسى نسخ بسيار ساده و روان است؛ علت آن نظم خاص و دقيقى است که در چيدن حروف و کلمات در داخل سطر بکار مى‌رود.
    توقيع
    تقويع در لغت به معنى امضاء است که توقيعى نيز گفته شده است. اين خط در زمان خلافت مأمون ابداع شده است.
    تحول نهايى خط توقيع در قرن چهارم هجرى اتفاق افتاد. احمد بن محمود ملقب به ابن خازن از شاگردان نسل دوم ابن بواب و از مريدان وي، شوکت لازم را به اين خط بخشيد.
    در اواخر قرن نهم هجري، نوع درشتى از خط توقيع در ترکيه ابداع شد که موردپسند ترک‌ها بود. اما ميان عرب‌ها چندان متداول نگشت.
    خط توقيع را مشتق از خط ثلث دانسته‌اند.
    محقق
    محتقق نخستين طخى است که در آغاز خلافت عباسيان از کوفى استخراج شد و نزديکترين خطوط به آن است. و نيز اولين خطى است که ابن مقلد تهذيب و هندسى کرده است. ابن‌بواب تکامل نهايى را به آن بخشيد. خط محقق چهار قرن محبو‌ب‌ترين خط ميان خوشنويسان جهت کتابت قرآن در تمام سرزمين‌هاى اسلام در شرق بوده است.

    تأثير ذوق ايرانى در اين خط کاملاً بارز است. محقق خطى است باشکوه و اندام درشت و فواصل منظم، يکدست و ساده.
    رقاع
    رقاع در لغت به معنى صفحهٔ کوچک است. اين خط از خطوط نسخ و ثلث مشتق شده است. خط رقاع در مکاتبات خصوصى و کتاب‌هاى عرفى و روى کاغذهاى در ابعاد کوچک رواج داشت. رقاع از خطوط محبوب خوشنويسان عثمانى بود و توسط خوشنويس مشهور شيخ حمدالله الاماسى اصلاحات لازم در آن صورت گرفت. اين خط تدريجاً توسط ديگر خوشنويسان ساده‌تر شد و از رايج‌ترين خطوط گرديد. امروزه خط رقاع از متداول‌ترين خطوطى است که در سرتاسر دنياى عرب بکار مى‌رود.
    خط رقاع بر اثر نياز به تندنويسى و مختصر نوشتن، در مکاتبان بکار مى‌رفته است.
    __________________
    ابزار خوشنويسى
    ________________________________________
    براى خوشنويسى ابزار و وسايلى لازم است: قلم ني، مرکب و ليقه و دوات، قلم‌تراش، قط‌‌زن و زيرمشقي. تهيه ابزار خوب هميشه باعث بهتر نوشتن و تميزى کار است و هر يک از وسايل بايد داراى مشخصات خاصى باشد تا نتيجهٔ مطلوب حاصل شود.
    قلم
    قلم تراش
    قط زن
    دوات (لیقه و مرکب)
    کاغذ
    قلم
    قلم مهم‌ترين ابزار نوشتن است. گفته مى‌شود قبل از تراشيدن، به آن نى مى‌گويند و بعد از تراشيدن، قلم گفته مى‌شود. بهترين نوع قلم نى که براى نوشتن مناسب است، قلم دزفولى است. اين نى از نيزارهاى جنوب کشور و در منطقهٔ خوزستان و دزفول بدست مى‌آيد. قلم خود بايد سرخ مايل به قهوه‌‌اى سوخته باشد و به‌عبارت ديگر سرخ و سفيد باشد. و سياه، زرد يا خاکسترى نباشد. گره و پيچ نداشته باشد؛ زياد کوتاه يا بلندنباشد. محکم باشد و گوشت داخل قلم سفيد باشد. ”سلطانعلى مشهدي“ از خوشنويسان بزرگ قرن دهم هجرى در رسالهٔ خوشنويسى خود دربارهٔ قلم چنين سروده است:
    اوّلاً مى‌کنم بيان قلم بشنو اين حرف از زبان قلم
    که قلم سرخ رنگ مى‌بايد نه به سختى چو سنگ مى‌بايد
    نه سياه و نه کوته و دراز ياد گير اى جوان ز روى نياز
    نه بر او پيچ و نه در او تابى مُلک خط راست نيک اسبابي
    معتدل، نه ستبر و نه باريک و اندرونش سفيد و نى تاريک
    گر قلم سخت باشد وگرنست دست از اين و آن ببايد شست
    اگر قلم خوب تراشيده شود، نوشتن آن آسان مى‌گردد. در تراش قلم، ابتدا روى قلم را بر مى‌دارند که بهتر است از طرف رويش آن باشد و تا حدى برداشته مى‌شود که به قسمت سخت نزديک پوست قلم برسد. سپس پهلوهاى قلم تراشيده مى‌شود. ميدان قلم نبايد زياد بلند يا کوتاه باشد. بهترين حد به اندازهٔ قطر قلم است. بعد دَم قلم را شکاف کوچکى مى‌دهند که فاق گفته مى‌شود و بعد عمل قط زدن انجام مى‌شود که زدنِ سرقلم است، با زاويهٔ مناسب و توسط فشار دست بر پشت قلمتراش. در قلم‌هاى درشت‌تر پشت قلم نيز برداشته مى‌شود، که اين مرحله قبل از قط زدن انجام مى‌گيرد.
    قلم تراش
    اگر قلمتراش کُند باشد، قلم ضايع خواهد شد. بهتر است قلمتراش براى برداشتن ميدان قلم و قط زدن پهن و محکم باشد. و براى خالى کردن پهلوهاى قلم باريک باشد. سلطانعلى مشهدى مى‌گويد:
    با تو ذکر قلمتراش کنم حرفهاى نگفته فاش کنم
    تيغ او نه دراز و نه کوتاه تُنُک و پهن نيست خاطرخواه
    تا که در خانهٔ قلم گردد وان قلم قابل رقم گردد
    قط زن
    قط‌ زن، معمولاً از چوب سخت و استخوان مانند آبنوس و عاج ساخته مى‌شود و اگر از جنس شاخ باشد بهتر است. قط زن بايد صاف و تقريباً سخت باشد. امروزه از ني، کائوچو و نظاير ان استفاده مى‌شود.
    دوات (ليقه و مرکب)
    مرکب خوشنويسى، مرکب مخصوصى است که معمولاً به‌صورت سنتى ساخته مى‌شود و انواع ديگر آن و جوهر خودنويس براى مصرف خوشنويسى مناسب نيست. مرکب خوشنويسى به دو صورت مايع و خشک وجود دارد. مرکب خشک را تا مدت‌ها مى‌توان نگهدارى کرد. براى استفاده از مرکب خشک ابتدا آن را در مقدار مناسبى آب جوشيده سرد شده حل مى‌کنند. از آب مقطر و گلاب نيز استفاده مى‌شود. بعد از اين‌که کاملاً حل شد، به‌وسيلهٔ پارچه‌اى آن را صاف مى‌کنند. مرکب براى آن که آمادهٔ نوشتن گردد، در ظرفى ريخته مى‌شود بنام دوات. دوات مى‌تواند از جنس شيشه يا پلاستيک يا چينى باشد. دوات نبايد زياد کوچک يا بزرگ باشد. و دهانهٔ آن بايد گشاد و عمق آن تقريباً کم باشد. اين ظرف بايد درى محکم و غيرقابل نفوذ داشته باشد.
    ليقه مقدارى نخ ابريشم طبيعى يا مصنوعى است، که داخل دوات قرار مى‌دهند و روى آن مرکب مى‌ريزند. ليقه از ريختن مرکب جلوگيرى مى‌کند؛ و خاصيت مهم آن تنظيم مقدار مرکب روى قلم در هنگام نوشتن است. از پنبه و اسفنج براى اين کار نبايد استفاده کرد.
    کاغذ
    هر نوع کاغذى مناسب خوشنويسى نيست. کاغذهاى ناصاف و ناهموار باعث سايش نوک قلم نى مى‌شود و مناسب نيست. براى خوشنويسى بايد از کاغذهاى نرم و لغزنده مثل کاغذهاى گلاسه و نيمه‌گلاسه استفاده شود.
    *************************************


    گونه‌هاى مختلف خوشنويسى1
    ________________________________________
    يک اثر خوشنويسى مى‌تواند در قالب‌ها و گونه‌‌هاى مختلفى ارائه شود. هر يک از اين قالب‌ها داراى اصول و شرايط خاصى است که بايد از سوى هنرمند رعايت شود تا نتيجهٔ صحيح به‌دست آيد. اين قالب‌ها عبارتند از: سطر، دو سطر، سياه مشق، چليپا، کتابت، قطعه، کتيبه.
    در طى ساليان اين قالب‌هاى متعدد براى ترکيب کلمات و حروف ايجاد شدند و هنرمندان، آيات قرآنى و متون ادبى و علمى و اشعار زيبا را در اين قالب‌ها نوشته‌اند و خوشنويسان با وفادارى به اصول اين قالب‌ها آثار بديع و بسيار زيبايى خلق کرده‌اند.
    سطر‌نویسی
    دو سطر‌نویسی
    سیاه‌ مشق
    چلیپا
    کتابت


    سطرنويسى
    به مجموعهٔ کلمات و جمله‌هايى که روى خط کرسى قرار مى‌گيرند، سطر گفته مى‌شود. سطر ساده‌ترين قالب براى ارائه نوشته در خوشنويسى بشمار مى‌رود و از ارکان مهم آن به حساب مى‌آيد. سطر ممکن است يک جملهٔ کامل باشد يا چندين جمله را در خود جاى دهد. گاهى نيز ممکن است جملهٔ کامل هم نباشد. بنابراين تعداد سطرها در يک صفحه را، خط کرسى‌هاى موجود در آن صفحه مشخص مى‌کنند.
    اصول و ضوابط کلى سطر شامل دو قسمت مهم مفردات سطر و ترکيب سطر مى‌شود. مفردات سطر اجزاى سطر است؛ شامل حروف، کلمات و اتصالات؛ که بکارگيرى قواعد حروف و کلمات انجام مى‌گيرد.
    ترکيب سطر، چگونگى قرار گرفتن حروف و کلمات در داخل سطر و نحوه ارتباط بين آنهاست؛ بطورى که سطر در زيباترين شکل خود قرار گيرد. مجموعه اجزاى يک سطر بايد در داخل سطر، بصورتى اصولى و زيبا کنار هم چيده شوند، تا سطر زيباتر بنظر آيد. در ترکيب سطر، ذوق و سليقه و ابتکار شخص در زيبايى آن نقش اساسى دارد. قواعد و اصول اوليهٔ ترکيب‌بندى سطر عبارتند از: رعايت کرسى حروف و کلمات، رعايت فاصلهٔ حروف و کلمات، کشيده‌ها و جايگاه آنها در سطر، سوار کردن حروف و کلمات، اتمام سطر.


    خط کرسى يا خط زمينه در يک سطر براى آن‌که چشم به‌خطا نرود و حروف و کلمات در جايگاه خود قرار گيرند، بکار مى‌رود. در سطر، بايد فاصلهٔ حروف و کلمات يکسان و يکنواخت نسبت بهم نوشته شوند، تا سطر زيباتر و خواناتر شود. معمولاً فاصله بين حروف و کلمات يک سطر، به اندازهٔ يک نقطه قلم است.
    معمولاً در هر سطر يک يا دو حرف به‌صورت کشيده نوشته مى‌شود. بعضى حروف الفباى فارسى در خط نستعليق مى‌توانند به‌صورت کشيده يا مدّ نوشته شوند. برخى خروف خود، قابل کشيدن نيستند؛ اما در اتصال با حروف ديگر قابل کشيدن مى‌شوند. مثل حرف غ وقتى به م متصل شود به‌صورت کلمهٔ ”غم“ قابل کشيدن خواهد شد. کشيده‌ها براى ايجاد توازن و زيبايى استفاده مى‌شوند و شکل‌هاى متنوعى به سطر مى‌بخشند. محل قرار گرفتن آنها براساس تشخيص و سليقه و تجربهٔ خوشنويس، مى‌تواند زيبايى اثر را چند برابر کند.
    در قطعات خوشنويسي، بخصوص نستعليق، بعضى از حروف و کلمات از جاى اصلى خود خارج و بالاى کلمهٔ قبل از خود قرار مى‌گيرند و سوار مى‌شوند و انسجام بيشترى به سطر مى‌دهند. سوار کردن حروف و کلمات باعث ايجاد توازن بين سياهى‌ها و سفيدى‌ها در يک اثر خوشنويسى مى‌شود. البته بعضى از حروف در قواعد خوشنويسى نبايد سوار شوند.
    سطرهاى خوشنويسي، بويژه نستعليق در آخر به طرف بالا صعود دارد. يعنى يا کمى بالاتر از سطر نوشته مى‌شود يا روى کلمهٔ قبل از خود سوار مى‌شود، که به اين عمل اتمام سطر گويند.
    __________________









    کلمات کليدي : خط هنر خط-نسخ هنری خطاط خط-شناسان خوشنویسی قلم حروف-الفبای-فارسی خط-در-دوره-اسلامی ثلث خطوط-ایرانی انواع-خطوط سطر-نویسی

    © کپی رایت توسط : پايگاه دانلود رایگان کتاب (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
    برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

    نوشته شده در تاریخ : 12 بهمن ماه ، 1390 (7410 مشاهده)

    [ بازگشت ]

    مرتبط با موضوع :