خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

زندگینامه انشتین۲

زندگینامه انشتین۲
5 (100%) 1 vote

135 views

بازدید

نوابغ

•تربیت و سوابق خانوادگى
 این نخستین فرزند خپله یک زوج بورژواى یهودى از جنوب آلمان قویاً تحت تأثیر مادر تحکم جوى خود قرار داشت که استعداد نسبتاً خوبى در یاد گیرى موسیقى داشت. همین اشتیاق مادر باعث شد تا «آلبرت» که استعداد خوبى را در نواختن ویولن و آموختن هنرمندى هاى آهنگسازان کلاسیکى از قبیل «باخ»، «موتزارت» و «شوبرت» بروز داده بود تشویق به ادامه فعالیت شود. در سال هاى کودکى و نوجوانى، «اینشتین» رفتارهاى مذهبى جالبى را به نمایش مى گذاشت. به عنوان مثال، او همیشه اعضاى خانواده اش را به خاطر مصرف گوشت خوک مورد سرزنش قرار مى داد. اما بعدها این تعصب او ناپدید شد و جاى خود را به جست وجوى متون اولیه علمى و مطالعه کتاب کوچکى داد که آموزه هاى هندسى را در خود نهفته داشت و حکم یک کتاب مقدس را براى او پیدا کرده بود. بدین ترتیب، «اینشتین» در تمام عمر خود به هر نوع اتوریته یا قدرتى ظنین باقى ماند.
پدر «آلبرت» که یک مهندس آسان گیر و مؤسس یک شرکت ناموفق در صنعت نوظهور الکتروشیمیایى بود تأثیرى کمتر از مادر بر شخصیت او گذاشت، هر چند این پدر بود که با اهداى یک قطب نماى اسباب بازى به عنوان هدیه جشن تولد باعث شد تا «اینشتین» نخستین تجربه استدلالى خویش را از آن الهام بگیرد: «آلبرت» پنج ساله در شگفت مانده بود که چه عاملى باعث مى شود تا سوزن قطب نما همواره به طرف شمال نشانه رود؟ در ۱۵ سالگى، «آلبرت» نخستین طغیان جوانى بزرگ خود را تجربه کرد. او که به واسطه مهاجرت خانواده اش به شمال ایتالیا پس از بروز یک ناکامى شغلى دیگر براى پدرش به تنهایى در مونیخ زندگى مى کرد تصمیم گرفت مدرسه ابتدایى اش را ترک کند تا از شر تمایلات نظامى گردانندگان آن خلاص شود. «اینشتین» تابعیت آلمانى خود را انکار کرد و سرانجام براى ادامه تحصیل وارد «پلى تکنیک زوریخ» شد که به ام اى تى سوئیس معروف بود. در آنجا او عاشق یکى از دانشجویان همکلاسى خود به نام «میله وا ماریچ» شد که در رشته فیزیک تحصیل مى کرد. اگرچه خانم «ماریچ» قدرى از ناحیه پا مى لنگید و سه سال هم بزرگتر از «آلبرت» بود، اما ظاهراً علاقه این دو به یکدیگر پایان ناپذیر بود. «اینشتین» علایق شخصى خود را در زمینه هاى فیزیک و موسیقى با «میله وا» سهیم مى دانست، او را «عروسک» خطاب مى کرد و حتى حاضر شد تا فرزند نامشروع او را که دخترى رنجور بود سرپرستى کند. این دو با وجود مخالفت هاى مادر «آلبرت» ازدواج کردند، اما وصلت آنها بعدها گسسته شد.
•نابغه اى اسیر شهرت و محبوبیت
«اینشتین» در سال هاى جوانى به دلیل پایبند نبودن به تعهدات زناشویى حتى یک بار مجبور شد تا از شوهر معشوقه قدیمى اش پوزش بطلبد. «میله وا» دریافته بود که رابطه شوهرش با آن خانم از سر گرفته شده است و به همین دلیل خواست تا مانع از تداوم آن شود. «آلبرت» بعدها دخالت همسرش را ناشى از حسادت ذاتى یک زن زشت نسبت به یک زن زیبا دانست و آن را سرزنش کرد. شاید از دست دادن دختر بیمار «میله وا» یا وابستگى درونى «آلبرت» به علایق شغلى یا اوج گیرى شهرت او باعث شده بود تا بانوى خانه بیش از هر زمان دیگرى احساس ناراحتى کند. در آستانه جنگ جهانى اول، «میله وا» بر خلاف میل درونى خویش «اینشتین» را در سفر به برلین (مهد فیزیک اروپا) همراهى کرد، اما محیط تحمل ناپذیر آنجا بلافاصله او را همراه دو فرزندش به زوریخ بازگرداند. در سال ۱۹۱۹ پس از سه سال بگو مگو و سپرى کردن روابط نامتعادل، «آلبرت» و «میله وا» تصمیم به جدایى از یکدیگر گرفتند. «اینشتین» موافقت کرد که پول جایزه نوبلى را که او احساس اطمینان مى کرد که به او تعلق خواهد گرفت به خانم «ماریچ» بدهد. با این حال، آن دو بیشتر به خاطر فرزندان شان مجبور بودند به تماس هاى خویش ادامه دهند. فرزند بزرگتر که «هانس آلبرت» نام داشت بعدها تا حد یک استاد برجسته هیدرولیک در دانشگاه برکلى کالیفرنیا ترقى کرد، اما فرزند کوچکتر که استعداد خود را در زمینه موسیقى و ادبیات آزموده بود بعدها در یک بیمارستان روانپزشکى در سوئیس به دیار باقى شتافت. «میله وا» پس از جدایى از «آلبرت» تدریس خصوصى ریاضیات و فیزیک را پیشه ساخت تا از این راه بتواند هزینه هاى زندگى اش را تأمین کند. او برخلاف برخى تصورات که «نسبیت خاص» را محصول فعالیت هاى مشترک او و «اینشتین» مى دانند هیچگاه چنین ادعایى را مطرح نساخت. «اینشتین» طولى نکشید که با عمو زاده مطلّقه خود «السا» طرح دوستى ریخت. این زن که آشپزى و تیماردارى «آلبرت» را عهده دار شده بود طى ماه هاى پى در پى که «اینشتین» غرق در افکار بزرگ بود تا سرانجام توانست نظریه «نسبیت عام» را ارائه دهد صبورانه در کنار او حضور داشت. بر خلاف «میله وا»، او (السا) فضاى شخصى مساعدى را براى «آلبرت» فراهم ساخته بود تا او هرچه بهتر بتواند به فعالیت هاى علمى خود رسیدگى کند. اما هر چه بر شهرت «اینشتین» افزوده مى شد، خانم هاى خوش سیماى بیشترى اطراف او را احاطه مى کردند، درست مثل ماهواره هایى که گرد یک سیاره مى چرخند. اینگونه هوسرانى هاى «آلبرت» خشم «السا» را که سرانجام به عقد او درآمد برانگیخته بود، اما همانطورى که او خطاب به یک دوست گفته است نابغه اى در حد و اندازه هاى شوهرش چطور مى توانست در برابر تبعات گریزناپذیر شهرت و محبوبیت دوام بیاورد.
• دشمنان از هر سو بر او مى تاختند
 اگرچه شاید همسران «اینشتین» با این ادعا مخالف باشند، اما شواهد تاریخى حکایت از وجود نوعى «حس اخلاقى عمیق» در باطن «آلبرت» دارند. مثلاً در اوج جنگ جهانى اول، «اینشتین» با امضاى یک دادخواست ضد جنگ که فقط سه دانشمند آلمانى دیگر به امضاى آن تن داده بودند خشم «قیصر» را برانگیخت. با این حال، در اقدامى کاملاً متناقض، او به ساخت یک قطب نماى دقیق براى استفاده در زیردریایى هاى آلمانى کمک کرد. طى سال هاى پُرآشوب دهه ۱۹۲۰ که خیزش تدریجى حزب نازى به رهبرى «هیتلر» (در نتیجه شکست سنگین آلمان در جنگ جهانى اول و بروز مصایب عدیده اقتصادى) باعث انزواى یهودیان شده بود «اینشتین» به عنوان یک «فیزیکدان یهودى» هدف مطلوبى براى نشانه رفتن بود. با این حال، نازى ها تنها دشمنان او نبودند. استالینیست ها نظریه «نسبیت» او را نماینده فردگرایى شایع در تفکر «کاپیتالیسم» مى دانستند؛ برخى اعضاى کلیسا «نسبیت» را نظریه اى آمیخته با کفر و الحاد ارزیابى مى کردند. اما خود «اینشتین» با اینکه نگرشى اسپینوزایى (غیر شخصى) به «خداوند» داشت، غالباً از تلاش خود براى درک ماهیت شکل گیرى جهان توسط خدا سخن به میان مى آورد. در واکنش به رشد تفکرات ضدسامى در آلمان، «اینشتین» به یک صهیونیست متعصب تبدیل شد، هر چند او دغدغه هاى خویش را پیرامون حقوق اعراب در هر کشور یهودى به طور آشکار بیان مى کرد. «اینشتین» که با به قدرت رسیدن نازى ها مجبور به ترک آلمان شده بود پذیرفت که در مؤسسه جدید مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسى، به فعالیت مشغول شود تا در سایه آن بتواند گوشه خلوتى را براى پیشبرد مهارت هاى علمى خود فراهم ببیند. (وقتى از او خواسته شد تا میزان مبلغ دریافتى اش را به پیشنهاد خود تعیین کند بدون هیچ چشمداشتى رقم سالانه سه هزار دلار را مطالبه کرد. اما «السا» با سرسختى خاصى آن را به ۱۶ هزار دلار افزایش داد). با اینکه «اینشتین» تمام فکر و ذکر خود را معطوف «یکى سازى مفاهیم جاذبه و الکترومغناطیسم در یک کالبد ریاضى واحد» کرده بود، اما وقتى صداى ترسناک ماشین نظامى آلمان را که روز به روز بر پیشروى هاى خود در دو جبهه شرق و غرب مى افزود شنید ترجیح داد چاره اى بیندیشد. برخلاف پرهیزهاى اولیه در خصوص موضوع جنگ، «اینشتین» به نفع اقدام نظامى علیه «هیتلر» سخنرانى کرد. او بدون جنجال و هیاهو زمینه ورود گروه هایى از آوارگان یهودى را به ایالات متحده آمریکا فراهم ساخت که در بین آنها عکاس جوانى به نام «فیلیپه هالسمن» حضور داشت که بعدها معروف ترین عکس «اینشتین» را به ثبت رساند.
• تأسف بى فایده
 وقتى «لئو سزیلارد» دانشمند مهاجر مجارستانى به «اینشتین» هشدار داد که آلمان ها احتمالاً به بمب اتمى دسترسى پیدا کرده اند، او حتى با اینکه چیز زیادى درباره پیشرفت هاى جدید در فیزیک هسته اى نمى دانست خطر را با تمام وجود خویش احساس کرد. وقتى «سزیلارد» مطالبى را پیرامون واکنش هاى زنجیره اى به اطلاع «اینشتین» رساند او کاملاً شگفت زده شد و گفت: «من هرگز به طور جدى به این قضایا نیندیشیده بودم.» بعدها وقتى «اینشتین» خبر بمباران اتمى هیروشیما و ناکازاکى (شهرهاى بزرگ ژاپن) را شنید آه سوزناکى کشید و تأسف عمیق خویش را ابراز کرد. پس از پایان جنگ جهانى دوم، «اینشتین» صراحت بیشترى را ضمیمه کلام خویش ساخت. علاوه بر تلاش وافر براى تصویب یک ممنوعیت بین المللى در زمینه استفاده از جنگ افزارهاى هسته اى، او «مک کارتیسم» (سیاست مقابله با تفکرات ظاهراً چپگرایانه در داخل آمریکا) را محکوم کرد و براى پایان دادن به «تعصب و نژادپرستى» اقدام به ارائه دادخواستى به دادگاه کرد. در اوج دوران جنگ سرد، اظهارات صریح و شفاف «اینشتین» اگرچه احترام فراوانى را برمى انگیخت، اما بعضاً انگ «سادگى و ناپختگى» به آن چسبانده مى شد. به عنوان مثال، مجله Life نام «آلبرت اینشتین» را به انتخاب خود در زمره ۵۰ شخصیت «ساده لوح و آلت دست» فهرست کرده بود. «کاسیدى» درباره ویژگى هاى ذاتى «اینشتین» مى گوید: «او یک حس اخلاقى آشکار داشت که دیگران، حتى اخلاق گرایان دیگر، همیشه نمى توانند آن را ببینند.» فیزیکدان و تاریخ نگار برجسته هاروارد «جرالد هولتون» در این باره   مى افزاید: «اگر اندیشه هاى اینشتین واقعاً خام و ناپخته باشند، شکل جهان نیز واقعاً چندان زیبا نخواهد بود.» اما هرچه باشد به نظر مى رسد که غرایز مهربانانه و دموکراتیک «اینشتین» مى توانند «مدل سیاسى ایده آلى براى قرن بیست و یکم» باشند و ما را براى تجسم بخشیدن به بهترین رؤیاهاى خویش در قرن حاضر یارى دهند. پس آیا ما باید انتظارى بیش از این از مردى داشته باشیم که با تلاش هاى خود به ۱۰۰ سال گذشته هویت بخشید؟ منبع: Time, Jan.3,2000
  • بن بست هاى فیزیک کلاسیک
 نیوتن با کشف قانون جاذبه و قانون هاى حرکت و ماکسول با بیان نظریه الکترومغناطیس، فیزیک کلاسیک را چنان قدرت بخشیدند که توانست از عهده تفسیر و توجیه بسیارى از پدیده هاى مربوط به طبیعت برآید. اما در سال هاى پایانى قرن نوزدهم، فیزیکدانان با پدیده هاى جدیدى روبه رو شدند که قانون ها و اصل هاى شناخته شده فیزیک از حل آنها عاجز ماندند. بعضى از این پدیده ها عبارت بود از:
 ۱- معماى سرعت نور:
 در سال ۱۸۸۷ مایکلس و مورلى به اندازه گیرى سرعت نور در امتدادهاى مختلف فضا پرداختند. براساس فرضیه اى که آنان مطرح کرده بودند، سرعت هاى اندازه گیرى شده بین دو حد C+V و C – V خواهد بود (C سرعت سیر نور در فضا و V سرعت حرکت انتقالى زمین) است. اما برخلاف پیش بینى آنان سرعت سیر نور نسبت به دستگاه اندازه گیرى در امتدادهاى مختلف فضا همیشه مقدار ثابت C بود. این موضوع تجربى خلاف قانون جمع سرعت هاى نیوتن بود. چرا؟
 ۲- پدیده فوتوالکتریک:
هرتز در سال ۱۸۸۷ پدیده فوتوالکتریک را کشف کرد. او در برابر یک کمان الکتریکى که مقدار زیادى اشعه فرابنفش تابش مى کرد الکتروسکوپ باردارى را قرار داد و مشاهده کرد وقتى اشعه فرابنفش کمان الکتریکى به صفحه فلزى تمیزى برخورد کند که به کلاهک الکتروسکوپ متصل است، الکتروسکوپ تخلیه مى شود و اگر در برابر اشعه، تیغه شیشه اى قرار دهیم که براى نور بنفش کدر باشد، الکتروسکوپ تخلیه نمى شود. هرتز با آزمایش دریافت نور سرخ بسیار شدید نمى تواند سبب خالى شدن الکتروسکوپ شود، اما نور آبى رنگ ضعیف به خوبى الکتروسکوپ تخلیه مى شود. این پدیده، قبول نظریه موجى نور و معادله ها و رابطه هاى موجود قابل توجیه نبود و راه حل جدیدى را مى طلبید.
 ۳- انفصالى بودن طیف تابشى و جذبى گازها:
 گازها مى توانند طیف خطى و ناپیوسته را تابش یا جذب کنند و دلیل این پدیده در فیزیک کلاسیک روشن نبود.
 ۴- تابش مداوم اتم ها:
 بر طبق نظریه هاى فیزیک کلاسیک و فرضیه اتمى رادرفورد الکترون در اثر تابش باید به هسته نزدیک شود و روى آن قرار گیرد و در این صورت طیف تابشى باید متصل باشد. در حالى که آزمایش این پدیده ها را تائید نمى کند. چرا؟
 ۵- تابش جسم سیاه:
 تابش جسم سیاه به صورت طیف پیوسته و شدت آن با توان چهارم دماى مطلق جسم متناسب است. این پدیده هم با نظریه هاى کلاسیک قابل توجیه نبود.
 ۶- خاصیت رادیواکتیویته:
 تابش پرتوهاى آلفا، بتا و گاما و تبدیل یک عنصر به عنصر دیگر نیز با قانون هاى فیزیک کلاسیک توجیه پذیر نبود. خلاصه با همه موفقیت هایى که فیزیک کلاسیک داشت و نتیجه هایى که در فناورى هاى حمل و نقل، ارتباطات و صنعت به دست آورده بود، در برابر این پرسش به طور کامل ناتوان و به بن بست رسیده بود تا آنکه آلبرت اینشتین به حل این معماها دست یافت.
 • مقاله هاى اینشتین و فیزیک نوین
 از میان مجموعه مقاله هاى اینشتین مقاله اى که او در سال ۱۹۰۵ عرضه کرد، اثر مهمى در پیشرفت علم داشته است. در آن مقاله پدیده فوتوالکتریک را شرح مى دهد و با استفاده از نظریه کوانتوم پلانک نظریه فوتونى نور را بیان مى کند. بر طبق این نظریه نور مانند انرژى هاى دیگر حالت کوانتومى دارد. کوانتوم نور را که فوتون مى نامیم مقدار مشخص انرژى است که اندازه آن، E، از رابطهhv = E به دست مى آید که v بسامد موج و h ثابت پلانک است.
 بنابر این نظریه هر چه بسامد نور بیشتر یا طول موج آن کمتر باشد، انرژى فوتون بیشتر است. چنانچه این فوتون ها در مسیر حرکت خود به الکترون هایى برخورد کنند، جذب الکترون مى شوند و انرژى الکترون را بالا مى برند و در نتیجه الکترون مى تواند از میدانى که در آن قرار گرفته است، آزاد و خارج شود.
 اینشتین به مناسبت توضیح پدیده فوتوالکتریک جایزه نوبل سال ۱۹۲۱ فیزیک را دریافت کرد. نظریه فوتونى او نه فقط نور بلکه سراسر طیف موج هاى الکترومغناطیسى از موج هاى گاما تا موج هاى بسیار بلند را دربرمى گیرد و توضیح مى دهد.
 موضوع دومین مقاله اینشتین حرکت براونى بود. در سال ۱۸۲۷ رابرت براون (۱۸۵۸- ۱۷۷۳) گیاه شناس و پزشک انگلیسى حرکت مداوم معلق دو مایع را مشاهده کرد و متوجه شد که این ذره ها با قطرى حدود یک میکرون پیوسته به این سو و آن سو حرکت مى کنند. اینشتین همین آزمایش را در مقاله اى با استفاده از نظریه جنبشى ذره ها تعبیر و تفسیر کرد و از روى آن عدد آوودگادرو را به دست آورد.
 اینشتین نظریه نسبیت خاص را در مقاله سوم معرفى کرد. در این مقاله بود که مفاهیم اساسى طبیعت موجى فضا، حجم، زمان و حرکت به طور کامل تغییر کرد. اینشتین ضمن مطالعه هاى خود توانست مسئله سرعت نور را که از مدت ها پیش تعجب دانشمندان را برانگیخته بود، حل وفصل کند. او نظریه خود را براساس دو اصل زیر قرار داد:
۱- سرعت نور در جهان ثابت است
 ۲- قانون هاى طبیعت براى ناظرین مختلف که یکنواخت حرکت مى کنند یکسان است.
 اینشتین نشان داد که اگر ثابت نبودن سرعت نور را بپذیریم، نتیجه هاى شگفت انگیزى به بار مى آید. براى مثل هر چه سرعت حرکت جسمى بیش تر شود، طول آن کوتاه تر و جرمش بیشتر مى شود. نتیجه دیگر آنکه به زمان مطلق و فضاى مطلق به شکلى که پیشینیان تصور مى کردند نمى توان قائل شد و زمان و فضا را جدا و مستقل از یکدیگر نمى توان در نظر گرفت. دنیاى مادى یک فضا و زمان چهاربعدى است. جرم یک جسم نیز ثابت نیست و با تغییر سرعت تغییر مى کند به طورى که مى توان جرم را نوعى انرژى متراکم در نظر گرفت و یا انرژى را جرم پراکنده دانست. اینشتین با بیان نظریه نسبیت خاص، قانون بقاى ماده لاوازیه و اصل بقاى انرژى مایر را به اصل بقاى مجموع ماده و انرژى درآورد و رابطه معروف جرم و انرژى را به دست آورد.
 اینشتین در سال ۱۹۱۶ نظریه نسبیت عام را تنظیم و اعلام کرد. در این نظریه نه تنها حرکت با سرعت ثابت و مسیر مستقیم، بلکه هر نوع حرکتى در نظر گرفته شده بود. در بسیارى موارد دلیل آنکه سرعت و مسیر حرکت هر متحرکى تغییر مى کند، وجود نیروى جاذبه است. بنابراین در نظریه نسبیت عام باید نیروى جاذبه در نظر گرفته شود. اینشتین یک رشته معادله تنظیم کرد که نشان مى داد اگر در هیچ جا ماند و نیروى جاذبه وجود نداشته باشد، جسم متحرک مسیر مستقیمى را طى مى کند و اگر ماده وجود داشته باشد فضاى پیرامون جسم متحرک دگرگون شده، جسم مسیر منحنى را طى مى کند. نظریه نسبیت عام نشان مى دهد که این منحنى ها چگونه باید باشند و این به طور کامل با آن چه در نظریه جاذبه نیوتن پیش بینى شده بود، تطبیق نمى کرد. براى مثال بر طبق نظریه اینشتین مسیر نور تحت تاثیر میدان جاذبه قوى تغییر مى کند. در صورتى که از قانون هاى نیوتن چنین نتیجه اى به دست نمى آمد. کسوف سال ۱۹۱۹ نظریه اینشتین را ثابت کرد. در سال ۱۹۶۹ دو سفینه پژوهشى که به سمت مریخ فرستاده شدند، اثر خورشید بر مسیر موج هاى رادیویى را مورد مطالعه و مشاهده قرار دادند.
• پایان عمر اینشتین
 اینشتین در سال هاى اقامت خود در پرینستون به طور روزافزونى با جریان هاى اصلى پژوهش در فیزیک فاصله پیدا کرد اما بدون شک همچنان داناى جمع باقى ماند. او کماکان در راه آرمان هاى خیرخواهانه، صلح طلبانه، بشردوستانه و هموارسازى راه رسیدن به حکومت جهانى گام برمى داشت. با این حال اینشتین در سخنانى که در سال ۱۹۳۰ به زبان آورده است، به گونه اى به گرایش به دورى از جمع نیز اعتراف کرده است: «من در واقع یک مسافر تنها هستم. من هرگز با همه وجود به کشورى، به خانه شخصى ام یا به دوستان و حتى خانواده خودم تعلق نداشته ام. من با همه این دلبستگى هاى زندگى روبه رو و در تماس بوده ام، اما احساس نیاز به فاصله گرفتن و تنها شدن را هرگز از دست نداده ام. این احساس با بالا رفتن سن در من در حال شدت گرفتن نیز هست…» (از کتاب فیزیکدانان برنده جایزه نوبل، ترجمه دکتر فقیهى نژاد)
• بزرگداشت اینشتین
 در ایران پس از درگذشت اینشتین براى تجلیل از مقام شامخ علمى او مجلس یادبودى در ایران تشکیل شد. این مجلس روز پنج شنبه ۷/ ۲/ ۱۳۳۴ در تالار ابن سیناى دانشکده پزشکى با حضور جمعى از وزیران و نمایندگان دو مجلس و رئیس و استادان دانشگاه برگزار شد. سخنرانان که آقایان دکتر منوچهر اقبال، دکتر محمود خانى، دکتر محسن هشترودى، دکتر کمال جناب و دکتر رضازاده شفق بودند، در موضوع اندیشه هاى علمى اینشتین و نتایج فلسفى آنها سخنرانى کردند. مجموعه آن سخنرانى ها را شادروان غلامرضا عسجدى در کتابى به نام «نقد و تحقیق درباره نسبیت همزمانى» به شماره ثبت ۴۲۹- ۳/۴/۱۳۵۴ کتابخانه ملى چاپ و منتشر کرده است.

منابع :
سایت گوگل
ترجمه دکتر علی عبدالمحمدی
از کتاب زندگی نامه انیشتن

 

دانلود کتاب






برچسب ها

مطالب مشابه با این مطلب

    مصاحبه خواندنی از زندگی خصوصی آیت الله خامنه ای

    مصاحبه خواندنی از زندگی خصوصی آیت الله خامنه ای/ حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در زندگی شخصی و سلوک فردی خود چگونه رفتار می کنند؟ چند فرزند دارند؟ فرزندانشان چه می کنند؟ غیر از رسیدگی به امور حکومتی، رهبری […]

    پیام های کوتاه تربیتی امام خمینی

    پیام های کوتاه تربیتی امام خمینی ـ میزان بازماندن از حق، متابعت هوای نفس است. ـ ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس، کم نداریم. ـ توکل به خدای تعالی، یکی از فروع توحید و ایمان است. ـ […]

    شهید قدوسی

    آیت الله شهید علی قدوسی در پنجم رجب سال ۱۳۰۶ خورشیدی در شهرستان نهاوند در یک خانواده روحانی تولد یافت پدر وی مرحوم آیت الله ملا احمد قدوسی بود که از علمای معروف زمان خود و به علم و تقوی شهرت خاصی داشت و […]

    خاطرات چهره های مشهور از تکالیف نوروزی!

    خاطرات چهره های مشهور از تکالیف نوروزی با نزدیک شدن تعطیلات عید غیر از دلشوره هایی که بابت کارهای عقب مانده ی سال به وجود می آید، نگرانی دیگری هم در دل ها سر باز می کند؛ نوشتن تکلیف عید. با وجود آنکه بارها […]

    زندگینامه دنیس دیدرو

    «دنیس دیدرو» در ۵ اکتبر ۱۷۱۳ در«لانگرس» فرانسه چشم به جهان گشود. پدرش در زمینه ساخت و فروش آلات برنده فعالیت داشت و در تجارت مردی موفق بود. «دیدرو» تحصیلات اولیه خود را نزد عالمان فرقه یسوعی طی کرد و در همین دوره بود […]

    زندگینامه شهید دستغیب

         ولادت شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب در شب عاشورای ۱۲۹۲ شمسی در شهر شیراز ، در یک خانواده روحانی پای به عرصه وجود گذاشت. این تولد مبارک در خانه ای محقر در یکی از کوچه های قدیمی شیراز، کنار بازار مرغ که […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد