خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

اهمیت و ارزش علم و دانش از نظرگاههاى حکماء

امتیاز به این مطلب!

179 views

بازدید

لقمان :
لقمان حکیم به فرزند خود مى گوید: ((فرزند عزیز! دیدگان بصیرت خود را در انتخاب مجالسى که در آنها شرکت مى کنى کاملا باز کن و به گزین باش . اگر دیدى مجلسى از مردمى متشکل شده است که با دل و جان و زبان ، خدا را یاد مى کنند، در آن مجلس شرکت کن ؛ زیرا اگر عالم و دانشمند باشى علم و آگاهى تو در چنین مجلسى به مدد تو برمیخیزد و به تو سود میرساند و خاطر ترا نسبت به علم تجدید مى نماید. و اگر جاهل و نادان باشى آنان به تو علم مى آموزند، و با شرکت در آن مجلس سرانجام ، به علم و بصیرتى دست مى یابى . بنابراین باز هم شرکت تو در چنین نشستى ، درخور و مناسب تو مى باشد، و این امید هم وجود دارد که خداوند، شرکت کنندگان در این مجلس را زیر سایه لطف و رحمت خود قرار دهد، و از طریق ، چنین لطف و مرحمتى ضمنا شامل حال تو نیز گردد.
 آنگاه که با گروهى از خدابى خبر مواجه شوى و ببینى که در مجلسى ، افرادى شرکت دارند که از خدا یاد نمى کنند، بلکه او را بدست فراموشى سپردند، با آنان نشست و برخاست نکن ؛ زیرا اگر خود، از علم و آگاهى برخوردار باشى ، علم تو در طى مجالست با آنها به تو سودى نمى رساند. و اگر جاهل و نادان باشى همنشینى تو با آنها، جهل و بى خبرى و غفلت ترا فزاینده تر مى سازد. علاوه بر این ممکن است خداوند متعال آنانرا به کیفر جهل و غفلت دچار سازد و این کیفر، ترا نیز دربرگیرد)) (۱۲۴) .توراه :
 در توراه آمده است که موسى (علیه السلام ) فرمود: ((علم و حکمت و استوارمندى در اندیشه و گفتار و کردار را، بس شگرف و عظیم برشمار و از آن تجلیل کن ؛ زیرا اگر من نیروى حکمت و صواب اندیشى را در قلب کسى برقرار مى سازم صرفا بدین منظور است که مى خواهم او را مشمول رحمت و آمرزش  خویش قرار دهم .
 اى موسى ! حکمت آموز باش و رفتار خویش را بر موازین حکمت منطبق ساز و آنرا به دیگران بیاموز تا در این رهگذر به کرامت من در دنیا و آخرت دست یابى )).
زبور:
خداوند متعال در کتاب زبور به داود پیامبر(علیه السلام ) مى فرماید: ((داود! به احبار و دانایان و علماء بنى اسرائیل و رهبانان (صومعه نشین ) هشدار ده که با مردمان پرهیزکار، گفتگو و مجالست و بحث و مذاکره نمائید. اگر در محیط خود؛ با مردم تقوى پیشه و پرهیزکار برنخوردید با علماء و دانشمندان به بحث و مذاکره بنشینید. و اگر در جمع افراد محیط و پیرامون خود، دانشمندى را نیافتید با عقلاء و بخردان نشست و برخاست و گفتگو کنید؛ زیرا پرهیزکارى و دانش ‍ و خردمندى عبارت از سه مرحله و درجه اى است که هدف من از سپردن هر یک از این سه مرحله به مردم ، اینست که مى خواهم بشر دچار سقوط و نابودى نگردد)). (و هر کسى گمشده خویش یعنى تقوى و علم و عقل را در جوامع بشرى بیابد. و از هر یک از گروه پرهیزکاران و دانشمندان و خردمندان ، بهره خویش را بازگیرد تا جامعه انسانى احساس فقر و کمبود نکرده و دچار انحطاط و سقوط نگردد).
درباره مطلب فوق ، این سؤ ال پیش مى آید که چرا خداوند در طبقه بندى این مراحل ، تقوى و پرهیزکارى را بر سایر مراتب دیگر مقدم داشته است ؟
پاسخ چنان سؤ الى این است که تقوى و پرهیزکارى ، با علم و دانش به گونه اى پیوند و همبستگى دارد که تقواى بدون علم ، قابل تصور و امکان پذیر نیست . و چنانکه قبلا نیز یادآور گشتیم خشیت و بیم از خداوند صرفا در سایه علم و دانش امکان پذیر است . لذا خداوند در طبقه بندى مراتب سه گانه مذکور، علم و دانش را بر عقل و خرد مقدم نموده است ؛ زیرا هر عالم و دانشمندى ، ناگزیر باید عاقل و خردمند باشد تا به مرحله علم ارتقاء یابد.
انجیل :
خداوند متعال در سوره هفدهم انجیل مى فرماید: ((واى بر کسى که نام و عنوان علم و دانش بگوش او برسد و از آن جویا نگردد. او چگونه حاضر است ، با نادانان محشور شود و در آتش جهنم با آنان همنشین گردد؟
مردم ! پویاى علم باشید و آنرا بیاموزید؛ زیرا علم و دانش اگر فرضا موجبات سعادت و نیکبختى شما را فراهم نیاورد باعث تیره روزى و بدبختى شما نمى گردد. اگر علم و دانش ، مقام شما را رفیع نگرداند، سبب پستى و فروهشتگى منزلت شما نمى شود. اگر شما را بى نیاز نسازد، تهى دستى را براى شما به ارمغان نمى آورد. اگر به شما سودى نرساند، زیانبخش نخواهد بود.
این سخن را بر زبان جارى نسازید: که مى ترسیم عالم و دانشمند شویم و نتوانیم به مضمون علم و آگاهى خود عملا پاى بند باشیم ؛ بلکه باید بگوئید: امیدواریم که عالم و دانشمند گردیم و طبق آگاهى و علم خود عمل کنیم .
علم و دانش به مدد عالم و دانشمند برمیخیزد، و از او شفاعت و وساطت مى کند، و بصورت قدرتى درمیآید که با عالم و دانشمند همیارى مى نماید. بنابراین حقا نباید خداوند، عالم و دانشمند را در روز قیامت ، فرومایه و ذلیل سازد.
اى گروه علماء و دانشمندان ! درباره پروردگار خود چگونه مى اندیشید؟ آنها مى گویند: فکر و گمان ما درباره پروردگار ما این است که ما را مشمول رحمت و آمرزش خویش قرار دهد. خداوند به آنان مى گوید: من هم به اندیشه و درخواست و امید شما عمل کردم ؛ زیرا من حکمت و دانش و استحکام و استوارمندى در تفکر و رفتار را به شما سپردم و هدف من از این کار، چنین نبود که بدخواه شما بودم ؛ بلکه نسبت به شما اراده خیرخواهى داشتم . بنابراین – زیر سایه لطف و رحمت من – همراه بندگان شایسته من به بوستان بهشت و سراى نیکبختى من درآئید)).
مقاتل بن سلیمان مى گوید: در کتاب ((انجیل )) به این مطلب برخوردم که خداوند متعال به عیسى (علیه السلام ) فرمود:
((دانشمندان را گرامى دار و دربزرگداشت آنان دریغ مکن ، و اهمیت و ارزش مقام و مرتبت والاى آنانرا بشناس ؛ زیرا من دانشمندان را از لحاظ مقام و منزلت بر تمام آفریدگانم – بجز پیامبران و رسولان خود – مزیت و برترى بخشیدم ، مزیت و برترى آنان بر مخلوقات ، همانند مزیت و برجستگى آفتاب بر ستارگان ؛ و همسان برترى آخرت بر دنیا، و همچون برترى من بر تمام پدیده هاى هستى مى باشد)).
و از سخنان مسیح (علیه السلام ) است که فرمود:
((اگر کسى به زیور علم و دانش آراسته گردد، و رفتار خود را با موازین علمى خویش منطبق سازد، یعنى به علم خود عمل کند، او همان کسى است که در ملکوت آسمان ها به عنوان شخصیتى عظیم و شکوهمند و انسانى بزرگ نامبردار بوده و از او به عظمت یاد کنند)).
و – سخن فرزانگان دین و دانش درباره علم و علماء و دانشجویان
ابى ذر غفارى :
((هر باب و درى از علم که فراسوى ما گشوده مى شود و آن را فرامى گیریم از دیدگاه ما از هزار رکعت نمازى که استحبابا و با هدف طاعت از امر غیر واجب انجام مى شود، محبوب تر و خوش آیندتر است )) (۱۲۵) .
ابوذر غفارى مى گوید: از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) شنیدیم که مى فرمود: ((اگر مرگ دانشجوئى – همزمان با تحصیل و دانشجوئى او – در رسد به عنوان شهید و سرباز جان باخته در راه خدا محسوب مى گردد)).
وهب بن منبه (۱۲۶) :
(تحصیل و تاءمین بسیارى از مزایا در خود دنیا نیز رهین علم و آگاهى انسان مى باشد)؛ زیرا علم و دانش منشاء بسیارى از مزایا است و این مزایا از علم سر برمى آورند، آرى علم است که به شخص فرومایه ، منزلت ، و به انسان ذلیل و خوار، عزت و سرفرازى ، و به اشخاص فراموش شده و نادیده انگاشته و بدور از انظار، قرب و منزلت ، و به افراد تهى دست و بى چیز، غناء و بى نیازى ، و به انسانهاى گمنام ، شهرت و نام آورى ، و به افراد فاقد شخصیت و نفوذ اجتماعى ، هیبت و شکوه (۱۲۷) ، و به افراد بیمار و سست مزاج ، نیرو و تندرستى مى بخشد)).
سخن عارفان در مزایاى علم :
یکى از عرفاء مى گوید: ((مگر نه چنین است که اگر از بیمار، غذا و نوشیدنى و دارو را دریغ دارند آن بیمار مى میرد؟! قلب و دل آدمى نیز (به غذا و دارو نیازمند است ). اگر دل و جان انسان از دانش و تفکر و حکمت محروم گردد چنین دل و جانى از کار مى افتد و دچار مرگ و نابودى مى شود)).
آثار نیک همنشینى با دانشمندان :
عارفى دیگر مى گوید: ((اگر کسى در حضور عالم و دانشمندى بنشیند و نتواند از اندوخته هاى علمى او مایه اى ذخیره کند و در صیانت و حفظ کردن و از بر نمودن سخنانش احساس عجز و ناتوانى نماید (علیرغم چنین محرومیت و ناتوانى ، صرف همنشینى با عالم و دانشمند و شرفیابى از محضر او) هفت کرامت و فضیلت ، نصیب او مى گردد:
۱- به فضیلت و پاداشى – که (در تعالیم و فرهنگ دانش پرور اسلامى ) براى شاگردان و دانش آموختگان منظور شده است – دست مى یابد.
۲- مادامى که در محضر عالم و دانشمند بسر مى برد از گناهان و معاصى مصونیت دارد (و قهرا از تیررس جرم و نافرمانى خدا بدور است ).
۳- و آنگاه که در جهت پویائى از علم و دانش اندوختن ، از خانه خویش بیرون مى آید – تا آنگاه که در سراى عالم و مجلس درس او حاضر شود – مشمول لطف و رحمت الهى است .
۴- وقتى که در میان حلقه درس و در حضور عالم و دانشمند، جلوس مى کند – نظر به اینکه سایه رحمت الهى ، چنین حلقه اى را زیر پوشش خود قرار میدهد – او را از این بارش رحمت ، نصیبى خواهد بود.
۵ – مادامى که او به درس و سخنان عالم و دانشمند گوش فرامى دهد، همین گوش فرادادن ، به عنوان طاعت او به شمار آمده و در پرونده اعمال او ثبت و ضبط مى گردد.
۶- و اگر او علیرغم استماع سخنان استاد، احساس کند که چیزى از گفتار او را درک نکرده و به خاطر چنین احساسى ، اندوهگین گردد، همین اندوه و تنگدلى ، وسیله اى براى قرب او به پیشگاه خدا مى شود؛ چون خداوند متعال فرموده است :
(( ((انا عندالمنکسره قلوبهم )) ))
من در دلهائى که (به خاطر من ) درهم شکسته و فرو ریخته است ، جاى دارم .
۷- چنین شخصى با حضور خود در حوزه درس عالم و دانشمند – با وجود اینکه نمیتواند از لحاظ دانش اندوزى ، طرفى ببندد – این حقیقت را در مى یابد که مسلمانان به عالم و دانشمند دینى ارج مى نهند، و فاسقان و گناهکاران را تحقیر و تقبیح مى نمایند. درک این حقیقت موجب مى شود که قلبش از فسق و گناه ، متنفر و روى گردان شده و سرشت و طبیعتش به علم و دانش ، گرایش و آمادگى یافته ، و روحش با علاقه و دلبستگى به علم و معرفت ، آمیخته و عجین گردد. به همین جهت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) به مردم فرمان میدهد که با افراد صالح و مردمى که کاملا آراسته و پیراسته اند مجالست و نشست و برخاست نمایند)).
آثار متفاوت همنشینى با طبقات مختلف :
و نیز همان عارف گفته است : ((مجالست و همنشینى با هفت فرقه ، موجب فزونى هفت خصلت مى گردد:
۱- مجالست با اغنیاء و دولتمندان ، موجب فزونى دلبستگى به دنیا و ازدیاد
گرایش و تمایل عصبى انسان به مسائل دنیوى مى شود.
۲- نشست و برخاست با تهى دستان و فقراء، سبب ازدیاد رضاى درونى و شکر و سپاس انسان در برابر همان مقدارى از نعمتها مى گردد که خداوند نصیب او ساخته است .
۳- همدمى با پادشاهان ، مایه فزایندگى قساوت و سخت دلى و باعث ازدیاد تکبر انسان مى شود.
۴- همنشینى با زنان بر مراتب جهل و بى خبرى و هوسرانى آدمى مى افزاید.
۵ – مجالست با کودکان و خردسالان موجب فزایندگى جراءت و جسارت انسان نسبت به گناه و باعث تاءخیر و مسامحه در توبه و تعویق در بازگشت به خدا مى شود.
۶- مخالطت و شدآمد انسان با افراد صالح و شایسته ، بر گرایش انسان در طاعت از خداوند متعال ، فزونى مى بخشد.
۷- رفت و آمد و مجالست با علماء و دانشمندان بر علم و آگاهى انسان مى افزاید)) (و فرد از این رهگذر، اندوخته هاى علمى خود را غنى تر مى سازد(۱۲۸) ).
هر علم و فنى راه گشاى نیکبختى انسان است :
((خداوند متعال ، هفت چیز را به هفت نفر آموخت :
۱- اسماء اعظم (و رمزهاى گشایشگر و نمایانگر حقایق ) را به آدم ابوالبشر (علیه السلام ) تعلیم داد.
۲- فراست و هوشمندى ژرف بینانه اى به خضر(علیه السلام ) اعطاء کرد.
۳- تعبیر رؤ یا و خواب گزارى را به یوسف (علیه السلام ) تعلیم داد.
۴- فن و هنر زره سازى را به داود (علیه السلام ) آموخت .
۵ – زبان مرغان و پرندگان را به سلیمان (علیه السلام ) تعلیم داد.
۶- عیساى مسیح (علیه السلام ) را به توراه و انجیل آشنا و آگاه ساخت .
قرآن کریم در این باره مى گوید:
(( ((و یعلمه الکتاب و الحکمه والتوراه و الانجیل (۱۲۹) )) ))
خداوند متعال به عیسى (علیه السلام ) کتاب و حکمت و توراه و انجیل را تعلیم میدهد.
۷- به (خاتم الانبیاء) محمد (صلى الله علیه و آله ) شریعت و قوانین الهى و آئین یگانه پرستى را آموخت )). و منظور از تعلیم کتاب و حکمت به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) (که در آیات قرآنى به چشم میخورد) همین آگاهیهاى مربوط به قوانین الهى و آئین یکتاپرستى است .
نتیجه :
الف – علم و آگاهى آدم ابوالبشر (علیه السلام ) به اسماء و حقایق الهى ، سبب گشت که فرشتگان در پیشگاه او به سجده افتند و رفعت مقام و منزلت انسان بر همه موجودات ، محرز گردد.
ب – هوشمندى و فراست و ژرف بینى خضر (علیه السلام ) موجب شد که موسى و یوشع (علیهماالسلام ) همچون شاگردان مکتب او گردند، و سرانجام موسى را ناگزیر کند که در برابر او سخت فروتنى نماید؛ چنانکه این حقیقت از لابلاى آیات مربوط به داستان موسى و خضر(علیهماالسلام )، استفاده مى شود.
ج – علم به تعبیر رؤ یا و خواب گزارى یوسف (علیه السلام ) زمینه اى براى او فراهم ساخت که خاندانى آبرومند تشکیل دهد، و ریاست مملکت و کشورى را بدست گرفته و به گونه اى تمکن یابد که به عنوان فرد شاخص و برگزیده اى در میان خاندان یعقوب و تمام خاندان بشرى بدرخشد.
د – مهارت و کارآئى فنى داود (علیه السلام ) در امر زره سازى ، موجب ریاست و والائى مقام او گشت .
ه‍- سلیمان (علیه السلام ) از رهگذر درک زبان مرغان ، توانست بلقیس را بیابد و بر حکومت او (یعنى حکومت ابرقدرت زمان ) چیره شود.
و – اطلاع عیسى (علیه السلام ) بر حقایق توراه و انجیل ، موجب گشت که لکه هاى تهمت را از دامن مادر پاکدامن خویش بسترد.
ز – بصیرت و آگاهى حضرت خاتم الانبیاء محمد (صلى الله علیه و آله ) به راه و رسم زندگانى انسانى و قوانین الهى و آئین یکتاپرستى ، این افتخار را نصیب او ساخت تا از امت خود در روز قیامت ، شفاعت کند)).
راه بهشت و سعادت جاوید در دست چه کسانى است ؟
((راه بهشت و نیکبختى جاوید در دست چهار کس قرار دارد: عالم ، زاهد، عابد، و مجاهد:
۱- اگر عالم و دانشمند در دعوى خویش ، راستین باشد، حکمت و دانائى و ژرف اندیشى بدو ارزانى مى شود.
۲- زاهد و پارسا (در سایه زهد و پارسائى خود) از رفاه و امنیت روحى و آرامش درونى برخوردار مى شود، و در روز قیامت از عذاب دوزخ ایمن است .
۳- عابد و نیایشگر درگاه الهى ، از نعمت خوف و بیم از خداوند بهره مند مى گردد.
۴- مجاهد و کوشاى در راه خدا (که همه هم خویش را به راه خدا مى نهد و در اعلاء کلمه حق ، فرسایش ناپذیر و نستوه است ) از ستایش و تکریم خدا و خلق برخوردار مى شود)) (و گامهایش در راه حق ، استوارتر مى گردد).
طبقه بندى دانشمندان و تفاوت درجات آنها: علماء، حکماء و کبراء:
یکى از محققان مى گوید: دانشمندان ، سه دسته اند:
الف – کسانى که خداشناس اند، و در عین حال به احکام و دستورات او آگاهى دقیق ندارند، اینگونه دانشمندان ، بندگانى هستند که معرفت و بینش الهى بر دلهایشان چیره گشته است . لذا در مشاهده انوار جلال و کبریاء پروردگار، مستغرق اند و براى دانش اندوزى و کسب علم در مورد احکام و دستورات خداوند – جز در مسائل مبتلابه و حداقل احکامى که ناگزیر از فراگرفتن و عمل به آنها هستند – مجال و فرصتى نمى یابند و در آن توفیقى ندارند.
ب – گروهى دیگر از دانشمندان ، به اوامر و احکام الهى وقوف و آگاهى عمیق دارند؛ ولى نسبت به خود خداوند، فاقد چنین آگاهى ژرف بینانه اى هستند. اینان همان دانشمندانى هستند که حلال و حرام و دقائق احکام فقهى را عمیقا شناسائى کرده اند؛ لکن در شناخت اسرار الهى گرفتار قصور و نارسائى علمى مى باشند.
ج – سه دیگر، دانشمندانى هستند که در عین علم و آگاهى ژرف بینانه نسبت به خداوند، واجد بصیرت و بینش فقهى در مورد اوامر الهى هستند. چنین دانشمندانى در مرز مشترک میان جهان معقولات ، و جهان محسوسات جاى دارند. آنها گاهى از جهت حب الهى و قرب به خداوند، با خود او ماءنوس و دلخوش اند. و گاهى از رهگذر پیوند و ارتباط با محسوسات ، از طریق شفقت و رحمت به بندگان خداوند، با آنها انس و الفتى برقرار مى سازند.
آنگاه که اینگونه دانشمندان ، حاجت روحى و درونى خود را از طریق پیوند با خدا برآورده ساختند، نظر خویش را سوى خلق خدا معطوف داشته و بدآنها مى پیوندند و آنچنان با بندگان خداوند، اتحاد و همبستگى مى یابند که بصورت اندامهائى از پیکره آنها درمى آیند که گوئى خداى را نمى شناسند.
اما آنگاه که خلق خدا مى برند و در جهت همبستگى با پروردگار خود با وى خلوت مى کنند چنان سرگرم یاد خدا و خدمت به او مى گردند که گوئیا خلق خدا را نمى شناسند.

آرى ، راه و رسم زندگانى رسولان و فرستادگان خدا و صدیقین و افراد راستین ، این چنین مى باشد (که ارتباط و پیوند دو جانبه خویش را با خدا و خلق ، همواره پاسدارى نموده و هیچگاه از طریق پیوند با خدا، وابستگى خود را با خلق از دست نمى دهند. چنانکه با برقرارى ارتباط با خلق ، پیوند خویش را از خدا نمى برند).
این دانشمندان سه گانه را باید مصداق کلمه هاى ((العلماء)) و ((الحکماء)) و ((الکبراء)) دانست که در سخن رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) به چشم میخورد آنجا که میفرماید:
(( ((سائل العلماء و خالطالحکماء و جالس الکبراء)) )) : (کنز ۱۰/۲۳۸)
از دانشمندان بپرسید، و با حکماء و دانشمندان استوارمند نشست و برخاست کنید، و با بزرگمردان همنشینى نمائید.
منظور رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) از کلمه ((العلماء)) در جمله ((سائل العلماء)) دانشمندانى هستند که دقیقا اوامر و احکام الهى را شناسائى کرده اند، ولى از تعمق و ژرف بینى درباره خود خداوند بى بهره هستند، و مردم موظفند به هنگام نیاز به استفتاء، سؤ الات خود را با آن ها در میان گذارند (و در شناخت تکالیف شرعى خود به آنان مراجعه کنند).
و مقصود از کلمه ((الحکماء)) در جمله ((خالطالحکماء)) دانشمندانى هستند که به (اسرار جلال و ملکوت الهى آگاه بوده ، و دقیقا به خود) خداوند، عالم و آشنا هستند، ولى به احکام و اوامر و تکالیف الهى (جز در حد ضرورت شخصى )، علم و آگاهى رسائى ندارند. رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) مردم را ماءمور فرمود (تا به منظور وقوف به اسرار ملکوت الهى ) با آنان مخالطت و شدآمد کنند.
اما منظور از کلمه ((الکبراء)) در جمله ((جالس الکبراء)) دانشمندانى هستند که در هر دو جهت ، معرفت و آگاهى به هم رسانده اند (یعنى هم واقف به اسرار جلال و ملکوت الهى هستند، و هم نسبت به احکام و اوامر الهى از آگاهى عمیق و گسترده اى برخوردار مى باشند) و مردم بر طبق فرمان پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) مکلفند تا با آنان نیز همنشینى کنند و از این رهگذر به خیر و نیکبختى دنیا و آخرت دست یابند.
مشخصات و امتیازات گروههاى سه گانه دانشمندان مذکور:
براى هر یک از این گروه سه گانه دانشمندان مذکور، علائم و مشخصاتى وجود دارد که آنها را ممتاز نموده و تفاوتهائى میان آنان برقرار مى سازد که به شرح زیر شناخته مى شوند:
الف – نشانه علم و دانشمندى که (در حد گسترده و عمیق ) به اوامر و تکالیف الهى آگاهى دارد این است که زبانش به ذکر خدا گویا است ؛ ولى قلبا به یاد او نیست . از خلق و توده مردم بیمناک است ؛ ولى نسبت به پروردگار در دل خویش هراسى ندارد. در ظاهر نسبت به مردم ، داراى شرم و حیاء است ولى در سر و نهان از خدا شرمى ندارد.
ب – نشانه عالم و حکیمى که (به اسرار ملکوت الهى واقف است ) و به خود خداوند، عالم و آگاه مى باشد این است که از ژرفاى درون به یاد خدا بوده و از او خائف و شرمگین است . ذکر او ذکر درونى و باطنى است نه ذکر زبانى . خوفى که در دل دارد با آمیزه رجاء و امید تواءم است ، و بیم و هراس او، بیم معصیت و گناه نیست . شرم و حیاء او به باطن و قلب او نفوذ کرده است و صرفا شرم و حیاء ظاهرى و برون سازى نیست ، یعنى شرم خویش را آشکار ننموده و بدان تظاهر نمى کند.
ج – مشخصات عالم و دانشمند کبیر – که هم عالم و آگاه به اوامر الهى ، و هم واقف به اسرار ملکوت پروردگار مى باشد – این است که داراى شش امتیاز مى باشد: سه امتیاز ویژه دسته اول ، یعنى علماء که فقط در اوامر و احکام الهى داراى بینش عمیق هستند. به عبارت دیگر: کبراء، واجد سه خصلت علماء مى باشند که عبارتند از اینکه : ۱- با زبان به یاد خدا هستند ۲- از خلق بیمناکند ۳- نسبت به مردم داراى شرم و حیاء مى باشند.
علاوه بر اینکه این دسته سوم داراى سه امتیاز ویژه دیگرى نیز مى باشند:
۱- در مرز مشترک میان جهان غیب و شهود جاى دارند.
۲- چنین دانشمندانى ، معلمان و رهبران علمى مسلمین و جامعه پیرو قرآن اند.
۳- دو فرقه اول و دوم یعنى (علماء و حکماء) به گروه سوم یعنى کبراء نیازمندند، ولى گروه سوم به هیچوجه به دو فرقه اول و دوم نیازى ندارند.
فرقه اخیر (که ((کبراء)) و بزرگان نام دارند) علاوه بر آنکه اصحاب معرفت و بینش عمیق نسبت به اسرار جلال و ملکوت الهى مى باشند و اوامر و تکالیف الهى را نیز دقیقا شناسائى کرده اند – همانند خورشید تابناکى هستند که نه فزونى مى یابد و نه کاهش مى پذیرد.
و فرقه دوم یعنى حکماء – که صرفا اصحاب معرفت الهى هستند – همانند ماه مى باشند که گاهى به صورت بدر، تام و کامل . و گاهى به صورت هلال ، زیاده و نقصان پذیر است .
اما فرقه اول یعنى علماء – که اهتمام و عنایت خود را در شناخت عمیق اوامر و تکالیف الهى ، محدود مى سازند – همانند چراغ فروزانى هستند که خود را مى سوزانند و به دیگران روشنائى مى بخشند.
ز – رهنمودهاى عقل و خرد در فضیلت علم و علماء
از میان دلائل و رهنمودهاى عقل در ارائه فضیلت علم و علماء، فقط به ذکر دو وجه اکتفاء مى کنیم :
۱- با طبقه بندى معقولات ، اهمیت و ارزش علم و علماء روشن مى گردد:
آنچه در ظرف عقل و ذهن انسان مى گنجد – که ما آن را ((معقولات )) مى نامیم – به دو بخش تقسیم مى گردد: موجود و معدوم .
هر عقل سلیمى گواهى و تاءیید مى کند که (در سلسله ممکنات )، موجود بر معدوم ، شرف و برترى دارد و بلکه اساسا معدوم ، فاقد هرگونه شرف و اعتبار است .
همه موجودات و پدیده هاى هستى نیز به دو دسته تقسیم مى شوند:
۱- جمادات (که فاقد هرگونه جنبه هاى حیاتى هستند).
۲- نامى (که به نوعى از حیات و زندگى برخوردارند. مانند همه موجوداتى که رشد و نمو مى نمایند).
موجودات نامى – که از لحاظ حجم ، متوقف نمى مانند و همواره در حال رشد و نمو بسر مى برند) – بر جمادات (که همیشه در حال توقف بسر مى برند و فاقد رشد و نمواند) برترى دارند.
موجودات نامى به دو قسم : حساس و غیرحساس تقسیم مى شوند (به عبارت دیگر: بخشى از موجودات نامى داراى حس مى باشند، و بخشى دیگر فاقد حس ‍ هستند). و بدون تردید موجودات حساس (امثال انسان و حیوان ) بر موجودات غیرحساس (امثال نباتات و جمادات ) شرف و برترى دارند.
موجودات حساس نیز به دو بخش : عاقل (انسان و امثال آن ) و غیرعاقل (یعنى حیوان گنگ و جانور) تقسیم مى گردند. و بدون شک موجودات عاقل بر موجودات غیرعاقل فضیلت دارند.
موجودات عاقل نیز به دو قسم : عالم و دانا، و جاهل و نادان تقسیم مى گردند. بدون هیچگونه شبهه و تردید، عالم و دانا، برتر از جاهل و نادان مى باشد.
بنابراین با توجه به طبقه بندى معقولات به این نتیجه قطعى مى رسیم که عالم و دانشمند، شریفترین و والاترین معقولات و پدیده هاى هستى است . و این نتیجه را باید یکى از بدیهیات تلقى نمود (که هیچگونه شک و تردید در آن راه ندارد).
۲- رده بندى اموریکه در زندگانى با آنها سر و کار داریم ما را به فضیلت علم و علماء، رهنمون است :
امورى که در زندگانى خود با آنها سر و کار داریم به چهار بخش تقسیم مى شود:
۱- امورى که عقل و خرد انسان ، آنرا مى پسندد ولى مطابق دلخواه و شهوات و تمایلات نفسانى نیست .
۲- امورى که با تمایلات و دلخواه انسان هماهنگى دارد؛ ولى عقل و خرد آدمى آنرا تاءیید نمى کند.
۳- امورى که هم مطابق دلخواه آدمى است ، و هم عقل و خرد انسان بر آن صحه مى گذارد.
۴- امورى که نه عقل آن را مى پسندد و نه با دلخواه آدمى هماهنگى دارد.
الف – نمونه بخش اول ، امراض و بیماریها و حالاتى است که انسان با نارضایتى با آنها مواجه مى شود. و به خاطر دنیا و دلبستگى به آن ، آدمى از چنین عوارضى بیزار است .
ب – تمام معاصى و گناهان ، نمودار بارزى براى بخش دوم مى باشد (که با تمایلات انسان هماهنگى دارد ولى خرد انسان ، آنرا تاءیید نمى کند).
ج – علم و دانش را میتوان به عنوان نمونه بخش سوم دانست (که عقل و خواهش دل – هر دو – آنرا مى پسندند).
د – جهل و نادانى ، بهترین مثال و نمونه براى بخش چهارم است (که عقل و خواهش دل از آن بیزارند).
علیهذا مقام و منزلت علم و دانش در کنار جهل و نادانى ، به منزله بهشت در کنار دوزخ است . و همانگونه که عقل و دل و خرد و شهوت انسان ، آتش دوزخ را نمى پسندند، نباید به جهل و نادانى رضایت دهند. و همانطور که عقل و خواسته دل انسان ، بهشت و نیکبختى جاوید را خواهان است بدینسان باید پویاى علم باشند.
اگر کسى علم و دانش را پسند کرده و به آن دلبستگى یابد قطعا به بهشتى درآمده است که دنیا در اختیار او قرار داده ، و این بهشت را در دسترس او آماده ساخته است .
ولى اگر کسى جهل و نادانى خویش را تاءیید کند و به آن تن در دهد، در حقیقت به آتش دوزخى تن در داده است (که باید در دنیا نیز زندگى خود را در میان لهیب شکنجه آور آن سپرى کند)، آتشى که حاضر و در دسترس او است (و خرمن دنیا و آخرت او را نیز مى سوزانند).
اگر کسى (از میان تمام مزایاى حیات و زندگانى دنیا) علم و دانش را برگزیند، به او پس از مرگ مى گویند: تو در دنیا به اقامت و زندگانى در بهشت خو گرفته و با آن ماءنوس بودى ؛ پس هم اکنون نیز به بهشت درآى (و شیوه و عادت خود را پیوسته دار).
و به دیگرى (یعنى جاهل و نادان – که بجز علم و دانش – به همه مزایاى دیگر زندگانى ، روى آورده بود پس از مرگش ) مى گویند: تو در دنیا با آتش دوزخ جهل ، دمخور و معتاد بودى ، پس هم اکنون نیز به آتش دوزخ درآى .
دلیل بر اینکه علم و دانش به منزله بهشت ، و جهل و نادانى همچون آتش دوزخ مى باشد این است که کمال لذت و کامجوئى انسان را باید در درک و نیل او به امور مجهول و مسائل نهانى جستجو کرد (یعنى انسان داراى حس کنجکاوى است و میخواهد از اسرار و رموز مسائل نهانى و نایافته جهان سردرآورد و آنها را بیابد و از این امر لذت مى برد). و شکنجه شدید و کمال رنج و درد انسان ، عبارت از فراق و جدائى و دورى از مطلوب و محبوب او است .
علت اینکه جراحت و زخمهاى بدنى ، شکنجه آور و دردناک مى باشد این است که این زخم ، بخشى از اندام را از بخش دیگرى که محبوب آنست و با آن وابستگى دارد جدا نموده و از هم دور مى سازد، اجزائى که اجتماع آنها محبوب است و در نتیجه ، آدمى احساس درد مى نماید؛ چون اجزاء اندام بدن ، آن اجتماع و همبستگى محبوب و مطلوب را از دست مى دهد.
درد و شکنجه اى که آتش به طور عموم و یا آتش جهنم در اندام آدمى ایجاد مى کند به مراتب سخت تر و گرانتر از درد و رنجى است که از جراحت و زخم پدید مى آید؛ زیرا جراحت و زخم از آن جهت شکنجه آور است که میان جزء معینى از اندام و جزء معین و محدود دیگرى جدائى ایجاد مى کند (و در نتیجه ، میان اجزاء محدودى از بدن ، ناهماهنگى و گسستگى و دورى بوجود مى آید و انسان ، احساس درد مى نماید)؛ ولى آتش دوزخ در تمام اجزاء بدن رسوخ و نفوذ مى نماید، و مآلا تمام بخشى از اجزاء و اندام انسان نسبت به مجموع بخش دیگر از هم پاشیده شده و دستخوش تفرق و تجزیه مى گردند.
(پس بنابراین ، رنج و شکنجه ناشى از آن ، بى اندازه سهمگین و فرساینده خواهد بود. (( اعاذنا الله تعالى بفضله من عذاب النیران )) ).
با توجه به مقدمات مذکور، باید چنین بیندیشیم که هر اندازه ، درک و فهم ما درباره حقایق ، عمیق تر و ژرف تر و استوارتر باشد، و نیز موجودى که حقایق را بدینگونه درک مى کند، شریفترین و کامل ترین موجودات باشد، و همچنین مدرکات و موضوعات مورد شناسائى او نیز پاکیزه ترین و مقدس ترین موجودات باشند، قطعا لذت ناشى از درک چنین حقیقتى ، والاترین و شریفترین لذات خواهد بود.
شکى نیست ، نیروئى که انسان به وسیله آن ، لذت را درک و احساس مى نماید، و به عبارت دیگر: کانون لذت آدمى ، عبارت از روح و جان او است . روح و جان آدمى ، خود شریفتر و والاتر از بدن انسان مى باشد؛ (چون موجودى لطیف و پاکیزه و در عین حال فناناپذیر است ؛ بر خلاف بدن که موجودى آلوده و ناپایدار مى باشد). مسلما ادراکات عقلى و دریافتهاى روحى ، عمیقا در انسان اثر مى گذارد. و همین ادراکات روحى ، شریفترین حالات در اوضاع و شرایط زندگانى انسان ، محسوب مى گردد.
بدون تردید، انسان در ادراکات عقلى و روحى با موضوعاتى آشنا مى شود که شریفترین وجود و پدیده هاى هستى هستند و آنها عبارتند از: خداى پروردگار جهان ، و همه پدیده هاى آفرینش اعم از فرشتگان و امثال آنها، و نیز شناخت تکالیف و وظائف انسانى (در سایه راهبریهاى آسمانى ).
واقعا چه موضوعاتى را سراغ داریم که (مورد شناسائى عقل انسان قرار گیرد و در عین حال ) از چنین موضوعاتى از لحاظ شرف و منزلت ، والاتر و ارجمندتر باشد؟
(تمام مطالبى که درباره شرف و فضیلت علم و علماء و متعلمان از دیدگاههاى مختلف – در تحت عنوان ((مقدمه )) – مورد بحث قرار گرفت ، ما را به این حقیقت مسلم و قطعى واقف مى سازد) که عقل و نقل ، (و دین و خرد، و وحى و حکمت )، شرف و فضیلت علم و دانش و والائى و منزلت و عظمت و شکوه ماهیت و حقیقت بینش و گرانمایگى ذات علم و معرفت را، تاءیید و گواهى مى کنند.
در بیان ارزش و اهمیت مقام علم و دانش و عظمت مقام معلمین و متعلمین به همین مقدمه اکتفاء مى کنیم .
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    رشته مامایی

    رشته مامایی/ در هر لحظه ، نوزاد یا نوزادانی در گوشه و کنار دنیا متولد می‌شوند. حادثه‌ای که کثرت و قدمت آن باعث شده است تا عظمت این بزرگترین معجزه خلقت از چشمها پنهان بماند. آری! تولد بزرگترین ، باشکوه‌ترین و بحرانی‌ترین لحظه زندگی […]

    لاتاری گرین کارت آمریکا

    لاتاری گرین کارت آمریکا/ شاید شما هم بخواهید بدانید لاتاری گرین کارت آمریکا چیست و هدف از برگزاری سالانه این قرعه کشی چیست؟ مرکز رویای آمریکا چه نقشی در این قرعه کشی دارد؟لاتاری برنامه ی قرعه کشی سالانه آمریکاست. برندگان این قرعه کشی مجاز […]

    اگر شکمتان کوچک نمی شود ، بخوانید

    اگر شکمتان کوچک نمی شود ، بخوانید/ اگر با وجود تمام تلاش هایتان موفق به کوچک کردن شکمتان نمی شوید باید به دنبال دلایلی باشید که مانع از صاف شدن شکمتان می شود. در این مطلب شما را با این عوامل پنهان که باعث […]

    مقیاس های اندازه گیری

    مقیاس های اندازه گیری/ مطلب فوق برگرفته از مقاله ای است که در فروم هنر آشپزی در خصوص مقیاس و اندازه گیری ارائه شده است. که خواندن این مطلب بسیار مفید است .  “هدف از این مقاله معرفی روش صحیح اندازه‌ گیری مواد اولیه […]

    خوراکی های مرگبار

    ما عاشق غذاها هستیم. عشق به غذاها آنقدر در ما زیاد است که اتاق های ذخیره ویژه ای برای آن ها قرار داده ایم، به پخت و پز می پردازیم و حتی برنامه های تلویزیونی مرتبط با آن ها را می بینیم. غذاها را […]

    اشتباهات دکوراسیونی مرتکب نشوید

    اشتباهات دکوراسیونی مرتکب نشوید/ شاید تصور کنید که داشتن چیدمان درست و اصولی در خانه کار آسانی نیست و باید برای رسیدن به نظم و قاعده‌ای خاص در خانه از کمک دکوراتورها استفاده کرد. به همین دلیل آشنایی با قواعد دکوراسیون و پرهیز از […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد