خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


جلوه های حجاب

امتیاز به این مطلب!

237 views

بازدید

آن چه مسلم است حجاب تنها پوشش ظاهری نیست، بلکه حجاب در گفتار، نگاه و رفتار نیز از مصادیق آن است و در این موارد تقریباٌ زن و مرد از وظایف یکسان برخوردار هستند. اما چون غرض رساله شرح و وظایف و مسئولیت های خاص زنان است، این بحث را از همین جنبه ادامه می دهیم:
۱- حجاب در پوشش ظاهری
و… لیضربن بخمرهن علی جنوبهن و لایبدین زینتهن الا ماظهر منها … ))۱
در این آیه که در ابتدای بحث مفصلاٌ ذکر شد، حد حجاب زنان مشخص شده است.
گفته اند : ‌((در دوران جاهلیت زنان روسری را بر پشت گوش خود می اندختند و سینه و بالای آن نمایان می شد.۲
طوسی در تعریف ((خمار)) گفته است: ((خمار، پوشش سرزن است که بر پیشانی آویخته می شود.))۳
مجمع البیان از قول ابن عباس نقل می کند: ((یعنی زن باید مو و سینه و دور گردن و زیر گلو را بپوشاند.))۴
ابوالفتوح رازی نیز گفته است: ((یعنی چنان کنند که گریبان ایشان به مقنعه پوشیده باشد تا سینه ی ایشان پیدا نشود.))۱
((زینت)) چیست؟
مفسرین در مورد آیه ی (ولایبدین زینتهن الا ماظهر منها)) و کلمه ی ((زینت)) نظرات مختلفی بیان داشته اند، از جمله:
در مجمع البیان می خوانیم: ((برخی گفته اند: زینت دو قسم است: آشکار و پنهان زینت آشکار، لازم نیست پوشیده شود و می توان به آن نگاه کرد، که در این زمینه سه قول است:
۱-    زینت آشکار، لباس است
۲-    زینت آشکار، سرمه، انگشتری و خضاب کف است.
۳-    زینت آشکار، صورت و کف دست هاست.۲
برخی گفته اند: ((کلمه ی ابداء)) به معنی آشکار نمودن و اظهار است و مفهوم لغوی زینت، آن چه سبب تزیین میشود))۳
برخی از مفسران بر این باورند: ((منظور از زینت، مواضع زینت است که نباید برای نامحرم آشکار شود، پس به قول ایشان به خود زینت می شود نظر کرد و تنها وظیفه ی زن این است که مواضع زینت مثل گوش و سینه را بپوشاند.۱
زمخشری در کشاف گفته است: ((زینت عبارت است از چیزهایی که زن خود را بدان ها می آراید، اما زینت های پنهان مثل بازوبند، گردنبند، تاج، کمربند و گوشواره که باید پوشانیده شود.۲
((حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: آنچه روسری آن را می پوشاند، یعنی سرو گردن و بالاتر از دستبند، زینت است)).۳
قرطبی نیز می گوید: ((زینت بر دو قسم است: خلقی، اکتسابی، زینت خلقی:
صورت زن است که اصل زینت است، اما زینت اکتسابی عبارت است از آن چیزی است که زن در زیبا نمودن خود مثل لباس، زیورآلات و … به کار می گیرد.۴
در المیزان چنین آمده است: ((مواضع و محل زینت خود را آشکار نکند، مگر آن مواضعی که عادهٌ ظاهر است و مطابق روایت، منظور از آن صورت و دو کف دست وقدم ها می باشد، در ادامه می فرماید: به زنان بگو تا اطراف مقنعه ها را به سینه های خود انداخته و آن را بپوشانند و زینت های خود را جز برای محارم هفت گانه ی نسبی و سببی آَشکار نکنند.۱
برخی نیز گفته اند: (منظور از زینتهن)) اعضای بدن است.۲
در مورد آیه ی: اوما مکت ایما نهن گفته اند: شامل غلامان و کنیزان می شود.۳
در تفسیر الکبیر آمده است که: ((غلام نمی تواند به موی صاحبش (خانمش) نگاه کند.۴
و درباره ی «اوالتابعین غیر اولی الاربه من الرجال اوالطفل» گفته اند: کلمه ی (اربه) از ماده ی (ارب)، (بر وزن عرب) به معنی نیازمندی و شدت احتیاج است.۵
فخر رازی در این باره گفته است: « در اعراب (غیر) دو احتمال داده اند:
۱- منصوب است: طفلان استثناء شده اند، مگر در صورتی که صاحب شهوت باشند
۲- مکسور است: در صورتی که دارای صفت تابعین باشند، یعنی طفلانی که نیاز به زن ندارند.۶
تابعین کیانند؟
در مجمع البیان ذکر شده است: «برخی گفته اند: مراد مرد ابهلی است که جیره خوار زن باشد و به زن توجهی ندارد (این نکته از امام صادق (ع) نقل شده است)، برخی گویند: مقصود آدم های عقیمی هستند که تمایل جنسی در وجودشان نیست، عده ای گویند: منظور پیرمرد است؛ برخی نیز گویند: مراد غلام صغیر است. به هر حال مقصود هر که باشد، آیه مردی را که تمایل به زنان ندارد و جاذبه ی زن را درک نمی کند، از حکم استثناء نموده است.۱
نسائهن کیانند؟
زنان، گروه دیگری هستند که از حکم عام استثناء شده اند، مصداق «نسائهن» میان مفسران به مناقشه رفته است . بدین ترتیب که:
برخی گفته اند: «زنان، در برابر زنان مومن لازم نیست خود را بپوشانند، اما در برابر زنان غیر مسلمان، باید خود را بپوشانند.۲
طوس می نویسد: «مراد زنان مومن است نه مشرک»3
پاره ای گفته اند: «منظور زنانی است که با آن ها معاشرت و رفت و آمد دارند،
 
خواه مسلمان و یا غیر مسلمان باشد، برخی این را قول محکم گرفته  اند.»1
در این باره حدیثی از امام صادق (ع) رسیده که فرمودند: سزاوار نیست که زن (مسلمان) نزد زن یهودی و نصرانی، کشف حجاب نماید، زیرا آن ها زن مسلمان را نزد شوهرانشان توصیف می کنند.۲
در آیه ی دیگر آمده است: «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدینن یلیهن هن جلابیهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوذین… »3
در شان نزول آیه آمده است: « زنان مسلمان به مسجد می رفتند و پشت سر پیامبر (ص) نماز می گذاردند، هنگام شب بعضی از جوانان هرزه، مزاحم آنان می شدند خداوند برای گرفتن بهانه از آن ها و یا به اشتباه نیفتادن آنان، دستور داد که زنان آزاده مقنعه ای بپوشند که بتواند از سر تا پایین بدن آن ها را بپوشاند.۴
مصداق واژه ی «جلباب» چیست؟
ابن منظور می نویسد: (جلباب به معنی قمیص است)، جامه ای است:
از خمار، گشاده تر و از رداء کوتاه تر، که زن بدان سرو سینه ی خود را می پوشاند و گفته جامه ای گشاد و کوتاه تر از ملحفه است.۱
ابن ثیر می گوید: «جلباب» ازار و رداء است و نیز گفته: ملحفه است و آن مانند مقعنه می باشد که زن بدان سر و پشت و سینه خود را می پوشاند و جمع آن «جلابیب» است.۲
طوسی از ابن عباس و مجاهد آورده است: «جلباب، خمار زن است و آن مقنعه ای است که پیشانی و سر خود را بدان پوشد، گاهی که برای کاری از خانه بیرون آید؛ و از گفته ی حسن می نویسد: جلابیب: ملحفه هاست که زن آن را بر چهره ی خود می آورد.۳
قاموس (جلباب) را به پیراهن گشاد و کوچک تر از ملحفه که زن لباس های خود را با آن می پوشاند معنی کرده است.۴
در تفسیر این کثیر آمده است: «ام سلمه روایتی دارد که وقتی آیه ی فوق نازل شد، زنان طایفه ی انصار جامه های پشمی سیاه به سر می کردند و در سیاهی مانند زاغ ها بودند و با همین وضع از کفار عبور می کردند. رسول اکرم در این مورد به آن ها اعتراض نکرد و همین دلیل تقریر و امضای آن حضرت است.۱
روایتی از ابوهریره می گوید: «نساء کاسیات، عاریات، مائلات و ممیلات، لایدخلن الجنه۲
می توان نتیجه گرفت: آن پوششی منظور است که اعضای بدن را بپوشاند و حجم اندام و جاذبیت های زنانه و لباس و زیور را آشکار نکند. و همه اتفاق دارند که کل بدن عورت است نسبت به اجنبی به جز صورت و دو دست از مچ تا انتهای انگشتان و دلیل آن آیه ی (۲۱) از سوره ی نور و آیه ی (۵۹) از سوره ی احزاب می باشد و صورت زن عورت نیست ، مگر زنانی که به قصد تلذذ به آن نگاه شود و یا احتمال فتنه برود.۳
قرآن کریم درباره ی زنان پیامبر (ص) می فرماید: و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجابٍ.۴
در شان نزول آیه ی فوق روایت شده است: رسول خدا (ص) با بعضی از اصحاب غذا می خوردند که دست یکی از آن ها به دست عایشه اصابت کرد. و بر پیامبر این قضیه ناگوار آمد آیه نازل شد.۱
برخی گفته اند: «منظور از حجاب در این آیه پوشش زنان نیست؛ بلکه حکمی اضافه بر آن است که مخصوص همسران رسول گرامی بوده، آن ها حتی با پوشش اسلامی در برابر مردم در این گونه موارد ظاهر نشوند، البته این حکم درباره ی زنان دیگر وارد نشده و در آن ها تنها رعایت پوشش کافی است.۲
سوره ی نور، آیه ی (۶۰)، حدود حجاب را در مورد زنان سالخورده معین می کند: «والقواعد من النساء اللاتی لایرجون نکاحاً فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینه و ان یستعفن خیر لهن و الله سمیع علیم.۳
برخی از مفسران برآنند: (قواعد) یعنی زنان سالخورده ای که کسی رغبتی به مباشرت و نکاح با ایشان نداشته باشد و بعضی گفته اند : منظور زنان یائسه است. (تبرج) به معنای اظهار محاسن و زیباییهایی است که باید آن ها را بپوشاند.
این آیه ی استثنایی از حکم عمومی حجاب است، یعنی زنان مسنی که امید ازدواج ندارند، می توانند حجاب را مراعات نکنند، البته در صورتی که خودنمایی و زینت نداشته باشند، اما در ادامه می فرماید: به همین دلیل برای
 
زنان پوشیدگی بهتر از خودنمایی است و خدا شنواست.۱
در مورد سن این زنان و این که تا چه حد برسند، حکم قواعد پیدا می کنند، آنان در برخی روایات به (مسنه) و در برخی دیگر به (قعود از نکاح) یعنی (بازنشستگی از ازدواج) تعبیر شده اند.۲
اما جمعی از فقها و مفسرین آن را به معنی پایان دوران بیماری زنانه و رسیدن به حد نازایی و عدم رغبت کسی به ازدواج با آن ها دانسته اند.۳
در برخی روایات در پاسخ به این سوال که کدامیک از لباس هایشان را می توانند فرو نهند، امام صادق فرمود: الجلباب۴
در بیان السعاده می خوانیم: در مورد پیر زنان مو که استثناء شده چون از دیدن موهای آنان اگر برای مردان انزجار و تنفر حاصل نشود، قطعاً رغبت و میلی هم نشان نخواهند داد (خیر لهن) می گوید: جامه را پوشیدن بهتر از درآوردن آن است.»5

۲- حجاب در نگاه کردن:
«قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون، و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن…۱
در شان نزول آیه (۳۰) سوره نور آمده است: «جوانی از انصار در کوچه های مدینه به زنی برخورد کرد که می آمد و در آن ایام زنان مقنعه ی خود را پشت گوش می انداختند، وقتی زن از او می گذشت، او را تعقیب کرد و از پشت او را می نگریست تا داخل کوچه ی بعدی شد و در آن جا استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود به صورت جوان گیر کرد و آن را شکافت؛ همین که زن از نظرش غایب شد متوجه گردید که خون به سینه و لباسش می ریزد، نزد رسول الله رفت و جریان را گفت: آیه فوق نازل گردید.۲
معنی لغوی «یغضوا»
(یغظوا) از ماده ی «غض» غض بصر یعنی : فرو خواباندن جشم از آن چه بر آن نگاه کردن حرام است.۳ در مقایس اللغه آمده است: یعنی کاستن نگاه۴
«یغضوا»؛ از ماده ی «غض» یعنی کوتاه کردن نگاه و صدا، در لسان العرب آمده است.
«غض العین: کفه، خفضه و کسره یعنی : چشم را از دیدن بازداشت، پایین آورد. و آن را شکست.۱
راغب اصفهانی در مفردات می گوید: نگاه تند را مهار کردن و جلو آن را گرفتن و کم کردن است.۲
برخی از مفسران برآنند: غرض از (غض)، پوشاند ویا تنگ کردن چشم است. غض بصر این است که پیک های چشم را به هم نزدیک کنند که دید و نگاه محدودتر باشد، به عبارت دیگر با چشم گشاده و دریده نبینند.۳
برخی هم «غض» را به معنای بستن و روی هم نهادن چشم معنا کرده اند.۴
به کار رفتن (من) در آیه نیز از سوی مفسران به مناقشه رفته است
زمخشری می گوید: من تبعیض است و مقصود فروخواباندن نگاه از موارد حرام و محدود کردن نگاه به موارد حلال است.۵
 
اردبیلی گفته است: بهتر است (من) را زائده بگیریم.۱
از جمله نکاتی که مفسران بدان پرداخته و در بازشناسی چگونگی آن سخن گفته اند، این است که چرا در مساله ی «نگاه» (من) آمده ولی در «حفظ فرج» نیامده است؟
اردبیلی می گوید: «چون مساله ی نگاه، وسیع تر و گسترده تر از مساله ی فرج است، لذا در مساله ی نگاه (من) آمده است.۲
چرا (غض) بر (حفظ فرج) مقدم شده است؟
سید قطب در این رابطه می گوید: «حفظ فرج پی آمد طبیعی فرو خواباندن چشم است و گامی است در استواری اراده و هوشیاری در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهش های نفسانی ، از این روی بین آن دو در یک آیه جمع فرموده تا نشان دهد: یکی حالت سبب و دیگری جایگاه نتیجه را دارد و هر دو گام هایی هستند پی در پی، در صفحه ی ذهن و صحنه ی زندگی، نزدیک به نزدیک.۳
برخی نیز گفته اند: نگاه کردن ، مقدمه ی واقع شدن در فجور و … است.۴
در روح البیان نیز می خوانیم: نهی از نگاه و حفظ فرج قرین شد و مشعر به این است که خطر نگاه بسیار است، چه بسا سبب زنا می شود.۱
در مورد (قل للمومنات یغضضن… ) عقیده برخی بر آن است که خطاب (قل للمومنین … ) برای زن و مرد کفایت می کرد، ولی (مومنات) را مخصوصاً ذکر نمود تا اهمیت مساله را برساند و امرش را تاکید نماید. قرطبی می گوید: خداوند (مومنات) را به منظور تاکید اختصاصاً ذکر نمود، چون قول خداوند در «قل للمومنین» کلمه ی مومنین شامل زن مرد مومن می شود، چرا که هر خطایی در قرآن عام است.۲
در اثنی عشری نیز آمده است: نهی از نظر نمودن و امر به ترک نظر، فقط تحریم نظر را عملاً اقتضا دارد، پس وقوع نظر سهوی و غیر عمدی جایز می ماند ، لیکن چون چشم بر هم گزاردن و اغماض را امر فرموده است، پس نظر غیر عمدی را هم شامل می باشد، زیرا وقتی چشم بر هم نهادن واجب شد، نظر نکردن چه عمدی و چه سهوی، مسلم خواهد بود.۳
پیامبر در ضمن وصیت به امیر مومنان فرمود: یا علی ! نظری را به دنبال نظری نفرست، زیرا اولی برای تو بخشوده است، اما دومی، خیر.۴
برخی از فقها برآنند: هر آن چه مس آن جایز باشد، نظر به آن هم جایز است و هر چه نظر بر آن حرام، مس هم حرام است به اتفاق همه، مس در تلذذ قوی تر از نظر است.۱
۳- حجاب در گفتار:
«یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلاتحضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً و قرن فی بیوتکن و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی»2
در آیه ی فوق که راجع به همسران پیامبر است و می توان حکم را به بقیه ی زنان مسلمان سرایت داد، از خضوع در گفتار و با لحن جذاب و دلبر با سخن گفتن نهی شده است.
زیرا این نحوه سخن گفتن، قلب بیمار شخص منحرف را به خود جلب کرده و او را به طمع می اندازد و زمینه ی فساد و انحراف را فراهم می اورد.
در مورد آیه ی (قرن فی بیوتکن) گفته اند: به دو معنا آمده است:
۱-    ملازم خانه های خود باشید و از منزل خارج نشوید، به این معنا بنابراین است که از «قرر» مشتق باشد و اصل آن «اقررن» بوده است، «راء» اول حذف شد و فتحه آن به «قاف» منتقل شد.
۲-    باوقار باشید موقر باشید این معنا بنابراین  است که از (وقر) مشتق باشد۱

برخی دیگر از مفسران برآنند: «ای زنان پیامبر در منازل خود قرار گیرید (درخانه مشغول باشید، اما موقع خارج شدن از منزل، مانند زنان دوره ی جاهلیت قبل از اسلام به خود زینت نداده برای مردان ظاهر مشوید».2
«ولا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی»
بعضی درباره ی آیه فوق چنین گفته اند : منظور از (جاهلیت اولی) جاهلیت قدیمی است که آن را «جاهلیت جهلا» می گفتند و آن زمان تولد حضرت ابراهیم است که زنان پیراهن مروارید دوز به تن می کردند و در میان راه ها خود را بر مردان عرضه می داشتند، پاره ای گویند: دوران میان آدم و حضرت نوح است و برخی گویند: مقصود جاهلیت زمان کفر پیش از اسلام است.۳
می فرماید: در خانه هایتان بمانید و همانند روزگار جاهلیت آرامش و خودنمایی نکنید.
 
۴- حجاب در رفتار
«… ولایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن … »1
از دیگر جلوه های حجاب، رفتار سنگین و بامتانت برای زنان است طرز راه رفتن، نشست و برخاست و دیگر حرکات زن نباید هوس انگیز و محرک باشد و نظر مرد بیگانه را به خود جلب کند.
در تفسیر آیه فوق گفته اند: در آیه شریفه درباره طرز راه رفتن زن است، که باید با متانت و وقار باشد . در گذشته زن ها پاهای خود را چنان بر زمین می زدند که صدای خلخال آن ها شنیده شود. قرآن کریم آن ها را از این عمل نهی فرمود، برخی گویند: مقصود این است که موقع راه رفتن به گونه ای راه نروند که خلخال آنها آشکار شده و یا صدای آن ها شنیده شود.»3
پاره ای دیگر گفته اند: «زنان مومنه پاهای خود را محکم بر زمین نزنند تا صدای زیورآلاتشان به گوش رسد (زیورهایی مانند دستبند، خلخال، گوشواره و … )۳
این بود نگاهی گذرا به مساله حجاب:
و اما، حجاب بر خلاف گفته ی بعضی افراد مساله ای اجتماعی است. علاوه بر جهت فردی و حق الهی مستقیماً در روابط جامعه موثر است . وضع ظاهری افراد در دید ناظرین و روح آن ها موثر است. این وضع ظاهر همان طور که برای اهل شهوت و دنیا بالاترین جاذبه ها و لذت ها را به دنبال دارد برای اهل دین و اخلاق الهی بالاترین ضررهای معنوی را دارد. پس رعایت نکردن پوشش و دستورات لازم شرعی، در حقیقت تجاوز به حقوق و آزادی معنوی و روحی بینندگان است . این امر بهترین دلیل برای ضرورت رعایت پوشش کامل از سوی زنان و مطالبه ی این حق از سوی ناظرین است.
«شاید کسی بگوید که پوشش موجب انگشت نمایی در جامعه شود و نگاه مردم را جلب می کند. اگر چنین باشد خود این امر یک عبادت محسوب می شود که به خاطر آن آفریده شده ایم!
«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»1 این از شیوه های تبلیغ دین است که خود نوعی تقرب به خدا، امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به خداوند متعال است . اگر دختر مسلمان با پوشش خود جلب نظر می کند، با این کار خود بی صدا به سوی خداوند متعال دعوت کرده است.۲
 
همسر نوح (ع)
قوم نوح (ع) روزگاری دراز بت پرست بودند و بت ها را خدای خود می دانستند و بت هایی از سنگ و چوب و … ساخته و آن ها را وسیله ای برای جلب خیر و دفع شر می دانستند.۱
خداوند مهربان نوح (ع) را که سرشار از عقل وحکمت بود به سوی آنان فرستاد ، نوح (ع) مدت ها رنج کشید و با بردباری این قوم را به سوی خدا دعوت کرد.
چنین گفته شده که نوح (ع) صد و هفتاد ساله بود که به او وحی آمد و نهصد و پنجاه سال قوم خود را به یکتاپرستی دعوت کرد. در این مدت فقط هفتاد نفر به او گرویدند گفته اند از هیچ پیامبری مانند نوح از قوم خود سختی و آزار ندید و صاحب منصبان نیز او را مسخره می کردند و عقاید او را بی ارزش می دانستند.
روزگاری که مخالفت قوم با نوح (ع) بالا گرفت و شکاف اختلاف عمیق تر گشت گفتند: ای نوح، با ما مجادله کردی و در جدال خود زیاده روی نمودی اگر راست می گویی عذابی را که با آن تهدیدمان می کنی بیاور.
بالاخره قوم چنان کردند که نوح (ع) لب به نفرین گشود و گفت : پروردگارا! احدی از کافران را بر روی زمین مگذار. آنگاه حق تعالی ، دعای نوح (ع) را مستجاب کرد و به سوی او وحی فرستاد که یک کشتی بسازد.
نوح (ع) با دیدن علایم عذاب، اهل خانواده و قوم مومن خود را آگاه کرد و از هر جانور جفتی گرد هم آورد و همه سوار کشتی شدند.
و اینک ماجرا را از زبان آیات دنبال می کنیم.
سوره ی هود، آیه ۴۰ می فرماید: «حتی اذا جاء امرنا و فارالتنور قلنا احمل فیها من کل زوجین اثنین و اهلک الا من سبق علیه القول و من ءامن و ماءامن معه الا قلیل».1
برخی گفته اند: «به نوح گفتیم… و خانواده خود را هم بر کشتی سوار نماید، جز آن کسی که قبلا حکم الهی بر هلاکت او جاری شده که مطلق آیات بعدی قرآن مراد، همسر نوح و پسر اوست. که چون افرادی کافر و غیر صالح
بوده اند.»2
و نیز گفته اند : منظور از اهل خود یعنی اهل دین را برگیر و متصلانی که هستند.» 3
برخی از مفسران گفته اند: «هر که ما، در ازل او را در پناه لطف و جوار رحمت خود گرفتیم، امروز تو را در پناه خود گیر و در کشتی نشان که امروز از رستگاران است و فردا از نواختگان … اهلک : یعنی پسر تو و عیالت، پسرش کنعان و همسرس واغله. نمی توانند سوار کشتی شوند.۱
آمده است: « اسم عیال نوح «واغله» بوده است و بعضی نیز «والغه» خوانده اند و این اختلاف نسخ است.۲
پاره ای از مفسرین برآنند: «سواتران بر کشتی، علاوه بر ابلیس، چندین بوده اند که درباره ی شمار آنها اختلاف وجود دارد. عده ای می گویند، نوح، زنی با ایمان و سه فرزند به نام های سام، حام و یافث و سه همسر آن ها که مجموعاً به هشت تن می رسیدند ؛ و گویند به هفتاد و نه تن بالغ می شدند. دیگران گفته اند: هفت تن بوده اند و جز سه همسر فرزندان نوح، زنی دیگر در کشتی وجود نداشت و آن فرزندی که غرق شد، کنعان و یا «یام» نام داشت.۳
 
خداوند در مومنون آیه (۲۷) می فرماید: فاوحینا الیه ان اصنع الفلک باعیننا و وحینا فاذا جاء امرنا و فارالتنور فاسلک فیها من کل زوجین اثنین و اهلک الا من سبق علیه القول منهم و لا تخاطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون.
در ادامه می فرماید: خانواده ات را سوار کشتی نما، جز همسر و پسرت که به واسطه ی کفرشان قضای حتمی بر هلاکت آن ها جاری شد. ظاهراً خداوند گروندگان و مومنان قوم نوح را نیز اهل او نامیده است. (الا من سبق) زن نوح (ع) است.
سوره ی عنکبوت آیه (۱۵) نیز می فرماید: «فانجیناه و اصحاب السفینه و جعلناها آیه للعالمین.
برخی گفته اند: «این واقعه نجات ایشان را آیت و نشانه ای برای جماعاتی که پس از ایشان در قرون مختلف زندگی کردند، قرار دادیم.
برخی از مفسران برآنند: (لاتخف): درباره ی نگرانی از حوادث و سختی ها یا تلخی های احتمالی درآینده است و (لاتخزن) اندوه و غم به خاطر امور گذشته است.
سوره انبیاء آیه (۷۶) با مضمونی مشابه دیگر آیات می فرماید: ((و نوحاً اذ نادی من قبل فاستجبننا له فنجیناه و اهله من الکرب العظیم.۱))
صاحب منهج الصادقین درباره آیه ی فوق می فرماید: دعای او را اجابت کردیم پس او را و اهل بیت او را از فرزندان و زنان و یا هر که در دایره ی ایمان درآمده بود از اندوه و بزرگ برهانیم یعنی طوفان و یا از اذیت قوم و تکذیب ایشان و او را در انتقام کشیدن از گروهی که آیات و معجزات ما را تکذیب کردند یاری دادیم.۲
در سوره صافات آیات (۷۶ و ۷۷) می فرماید: «و نجیناه و اهله من الکرب العظیم و جعلنا ذریته هم الباقین.۳
در احسن الحدیث می خوانیم : (اهله) یعنی کسان او را یعنی جماعتی که در کشتی سوار بودند . «و هم الباقین» یعنی همه را هلاک کردیم و تنها همان اولاد او را که حام و سام و یافث و چهار دختر بودند گذاشتیم و همه مردمان را بعد از حضرت نوح (ع) از او پیدا کردیم. لذا حضرت نوح را به این اعتبار «آدم ثانی» گفته اند.۴
در المیزان آمده است: با گشودن درهای آسمان و جوشش های چشمه های زمین طوفانی عظیم برای هلاکت قوم مکذب او فرستاد.۱
نوح (ع) بعد از نفرین قوم ، برای پدر و مادر خود دعا می کند: «رب اغفرلی و لوالدی و لمن دخل بیتی مومناً و للمومنین و المومنات و لاتزد الظالمین الا تباراً».2
در المیزان آمده است: این عبادت در واقع دعای نوح (ع) در حق همه ی مومنان تا روز قیامت است و از خدا می خواهد او پدر و مادرش مومنان قومش و همه مومنین تا قیام قیامت را مشمول مغفرت خود قرار دهد.۳
و به این ترتیب این دعای پیامبر خدا که باز هم نشان دهنده ی مقام زن و مادر می باشد حسن ختام بحث ما خواهد بود.
همسر لوط و همسر نوح، پیکره هایی از کفر :
قرآن کریم می فرماید: «ضرب الله مثلا للذین کفروا امرات نوح و امرات لوط کانتاتحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتا هما فلم بغنیا عنهما من الله شیئا و قیل ادخلا النار مع الداخلین.۲
خداوند وضع کافران را با ذکر دو نمونه مجسم می کند با یک همسر نوح و دیگری همسر لوط که این دو تحت سرپرستی دو تن از بندگان شایسته ی ما بودند ولی سرانجام بدان ها خیانت کردند.
همسر نوح و همچنین همسر لوط دو تن از زنان سیه کرداری هستند که در مقام شوهرداری سببی قصور ورزیدند.
در تفسیر آیه ی فوق برخی گفته اند : «خدای تعالی سرگذشت زن لوط و زن نوح را مثل زده تا کفار عبرت گیرند و بفهمند که اتصال و خویشاوندی با صالحان و انبیاء الهی سودی به حال آن ها نخواهد داشت و اگر نسبت به رسول خدا (ص) خیانت بورزند، اهل آتش خواهند بود و اینکه فرمود: آن دو زن در تحت حمایت دو نفر از بندگان صالح ما بودند یعنی همسر آن ها بودند، اما به جهت اعمال پلیدشان آن دو بنده ی صالح ما نتوانستند ذره ای از عذاب خدا را که متوجه آن دو زن شد از ایشان دور کنند و همان طور که سایرین و بیگانگان وارد آتش می شوند به آن ها نیز گفته می شود وارد آتش شوید چون عداوت و کفر علایق و وابستگی های دیگر را قطع می کند و در این مثال تعریض شدیدی نسبت به دو همسر رسول خدا (ص) می باشد چون آنها در افشای سر پیامبر و اذیت و آزار به وی خیانت نمودند.۱
برخی از مفسران معتقدند: شفیع راستین برای انسان عمل صالح و شایسته ای اوست، نه خویشاوندی هر چند با انبیاء و اولیاء باشد و اعمال آن دو زن خیانت کردن نسبت به شوهرانشان و آشکار کردن راز و پیوسته به کافران و خیانت به رسالت و ارزش های آن بوده است. و به هیچ وجه خویشاوندی برای آنان سودی نداشته است.۱
مجمع البیان از ابن عباس نقل کرده است که : زن نوح (ع) کافر بود و به مردم می گفت: نوح (ع) دیوانه است و هرگاه یک نفر به نوح (ع) ایمان می آورد به ستم کاران از قوم نوح خبر می داد؛ و زن لوط (ع) مردم را به مهمان های لوط راهنمایی می کرد، این بود خیانت این دو زن و نیز درباره ی خیانت های آنان مرحوم طبرسی گفته است: «سدی گوید: خیانت آن این بود که کافر بودند و ضحاک گوید: خیانت آنان سخن چینی بود و هرگاه خداوند به آن دو پیامبر وحی می کرد، آن ها را به مشرکین می رساندند.۲
رذایلی که قرآن به همسران لوط و نوح نسبت می دهد؛ افشای راز شوهر، دورویی و نفاق با او و کارشکنی در امورشان می باشد لذا قرآن به آنان نام دوزخی خائن می دهد.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد