خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

نادر شاه افشار

نادر شاه افشار
3.25 (65%) 4 votes

493 views

بازدید

مختصری از زندگی نادر
       نادر موسس سلسله افشاریه در محرم ۱۱۰۰ هجری در دستگرد (از توابع درگز خراسان) متولد شد. ظاهراً طایفه افشار (اوشار) از اقوام ترک صحرانشین بودند. معروف است که این طایفه از بیم حمله مغول، ترکستان را ترک کرده در آذربایجان استقرار یافتند.
       شاه اسماعیل صفوی شعبه ای از این قوم را به خراسان شمالی کوچاند و در نواحی ابیورد ساکن کرد تا سدی در برابر حملات دیگر چادر نشینان به شهرهای آباد خراسان باشند. قشلاق افشارها در حوالی دستگرد و درگز بود.
       نادر به شعبه « قرقلو» (قرخلو) طایفه افشار انتساب داشت. در خانواده ای فقیر و گمنام پرورش یافت.
       وی در ایام جوانی طی منازعاتی که با ترکمنان و کردان نواحی قوچان ، ازبکان، تاتارهای مرو و جنگاوران هم قبیله خود کرد به دلاوری و بهادری معروف شد. یاران او از ایل افشار و کردان درگز و ابیورد بودند که با او خویشی داشتند. از طایفه جلایر هم سیصد چهارصد نفر به سرکردگی «طهاماسب قلی وکیل» با نادر همراهی کردند.
       نادر در آغاز به طهماسب ثانی که در پی تسلط افاغنه بر ایران در صدد احیای سلطنت رفته بود، پیوست. اما از همان آغاز ، اختلافات و درگیریهای بین او و شاهزاده جوان صفوی رخ داد که سر انجام منجر به خلع طهماسب ثانی شد.
       نادر در این روزها خود را سر گرم تسخیر نواحی شرقی ایران و جنگ با افغانان ابدالی کرد و حوزه فعالیتهای رزمی خود را به آزاد سازی نواحی ساحلی بحر خزر و بیرون راندن قوای اشغالگر معطوف ساخت.
       نبرد سرنوشت ساز نادر با اشرف افغان که به دنبال محمود افغان خود را پادشاه ایران خوانده بود، در ۶ ربیع الاول ۱۱۴۲ هجری در کنار رودخانه «مهماندوست» دامغان رخ داد که به هزیمت سپاه افغان و پیروزی لشگریان ایران انجامید. غلبه دوباره نادر بر سپاه اشرف افغان در کنار دهکده «مورچه خورت» اصفهان در ۲۰ ربیع الثانی ۱۱۴۲ هجری اتفاق افتاد و با آزاد سازی پایتخت صفویان به حکومت افغانها پایان داده شد. اما بقایای سپاه افغان بعد از کشتارهای فراوان در اصفهان و شیراز هنگام فرار به سوی بلوچستان هلاک شدند و سر اشرف افغان نیز به علامت پیروزی قطعی برای نادر فرستاده شد.از این زمان به بعد نادر در صدد قلع و قمع سرکشان محلی و بیرون راندن سپاهیان عثمانی از نواحی شهرهای غربی و شمال غربی ایران بر آمد.
       اقدام ناشیانه شاه طهماسب ثانی در حمله به عثمانیها در جمادی الثانی ۱۱۴۳ هجری و شکست وی در همدان و تن دادن به عقد قرار دادی نابرابر، بهترین بهانه را برای خلع شاه طهماسب صفوی از سلطنت و باز شدن میدان برای دستیابی نادر به حکومت را بوجود آورد. هر چند نادر به تیز هوشی یکی از فرزندان کوچک شاه طهماسب ثانی را به نام عباس ثالث به جانشینی برگزید و خود را پیشکار وی معرفی کرد، در واقع این آغاز به دست گیری سلطنت توسط نادر بود.
       بعد از این فراز و نشیبهای سیاسی، نادر مجدداً با جنگ عثمانیها را دنبال کرد تا محاصره بغداد پیش رفت، در ضمن به زیارت عتبات عالیات پرداخت. نادر در روز ۱۴ ذیقعده ۱۱۴۶ هجری خبر ولادت نوه خود شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا (از خواهر شاه طهماسب ثانی) را شنید. وجود این طفل موجب انتقال «مشروع» سلطنت از خانواده صفری به دودمان افشاری می شد.
       به موازات فتوحات نادر در نواحی قفقاز (حمله به داغستان، محاصره تفلیس، فتح گنجه ، و ایروان) وی مهیای برگزاری «شورای مغان» شد. در ۸ رمضان ۱۱۴۸ هجری در جمعی عظیم از بزرگان و اعان و حکام نواحی مختلف ایران که در دشت معان گرد آمده بودند و با قید شرایطی چند ، رسماً خود را پادشاه ایران خواند و به نام خویش سکه زد.
       در این مرحله از زندگانی جهانگشای خراسانی اقداماتی چون لشگر کشی به قندهار برای جلوگیری از فتنه طایفه غلزائی افغان، حمله به هندوستان و فتح دهلی ، و یورش به بخارا و تصرف خوارزم دیده می شود.
       این لشگر کشی ها گر چه بافتح و پیروزی هم همراه بود، ولی در عین حال نسبت فشار و ستم مالیاتی بر ملت ایران گردید.
       حادثه ای که بعدها تاثیر سوئی بر حکومت خاندان نادر گذارد در ۲۸ صفر ۱۱۵۴ هجری اتفاق افتاد. در این روز نادر حوادثی چند از جمله تیر اندازی و زخمی شدن وی در مازندران موجبات دگرگونی در احوال و شخصیت نادر شد و در نواحی مازندران به یک سلسله اعمال خشونت منجر گردید و به فرمان وی فرزند ارشدش رضاقلی را کور کرد.
       لشگر کشی مجدد و ناموفق نادر به داغستان برای سرکوبی و تسلط طوایف آن مناطق، حاصلی جز زیانهای جانی و مالی نداشت.
       در روابط با عثمانی علاوه بر سعی در بازپس گیری نواحی متصرفی خاک ایران، نادر هماره کوشش می کرد تا روابط حسنه ای از لحاظ مذهبی نیز میان دو کشور شیعی مذهب ایران و سنی مذهب عثمانی به وجود آورد که این امر با سر سختی طرف مقابل به جائی نمی رسید.
       این برخوردها باعث فشار نظامی نادر به عثمانی و تصرف نواحی مختلف عراق و تشکیل انجمن دینی شد، اما بروز شورشهای داخلی در شروان، فارس، و گرگان توجه نادر را از حل مسائل مذهبی منحرف کرده وی را وادار به بازگشت به ایران کرد.
       در آخرین سالهای زندگانی نادر تغییر احوال و اخلاق و سخت گیریهای شدید وی و حاکمانش ، عامل وقوع طغیان هائی در ایالات شد که در این میان شورش «علیقلی میرزا» برادرزاده نادر و حاکم سیستان ، خطری جدی برای حکومت به وجود آورد.
       نادر که ۲ جمادی الثانی ۱۱۶۰ هجری برای سرکوبی شورش کردها، خیمه و خرگاه خود را در «فتح آباد» نزدیک قوچان بر افراشته بود، به تحریک علیقلی میرزا   «برادرزاده اش» و به همدستی چند تن از امرای درباری به قتل رسید.
       به دنبال این واقعه و در اوج هرج و مرجی که همه جا را فرا گرفته بود، سران افشاریه علیقلی میرزا را به نام «علیشاه» و لقب «عادلشاه» به سلطنت نشاندند.
       تمام پسران نادر به هلاکت رسیدند و فقط نوه او «شاهرخ» که ۱۴ سال داشت در مشهد محبوس شد.
       در نیمه دوم قرن هیجدهم ویرانی واحدهای تولید کشاورزی در ایران آغاز گردید و سبب زوال عمومی اقتصاد کشور شد و این امر نیز تضادهای طبقاتی و همچنین تضادهای درونی طبقه فئودال را تشدید کرد.        قیام سال ۱۷۰۹ قبیله افغان قلجی (قلزایی) علیه حکومت فرمانروایان صفوی با پیروزی قیام کنندگان پایان پذیرفت.
       سران قبایل افغان با استفاده از زوال دولت صفوی ، در سال ۱۷۲۱ به ایران لشگر کشیدند. در سال ۱۷۲۲ اصفهان گرفته شد و شاه سلطان حسین صفوی تاج خود را به میر محمود داد. در همین موقع ترکیه ایالات کنار مرزی دولت از هم پاشیده صفوری را تصرف کرد. سلطه استیلاگران افغان و ترک ، ویرانی نیروهای تولیدی کشور را به دنبال خود داشت. بهره کشی وحشیانه مالیاتی، غارت مستقیم، استداد خشن و پیگرد مذهبی، جنبش وسیع آزادی بخش توده های مردم را علیه یوغ بیگانگان به اوج رسانید.
       نادرقلی افشار، سرکرده یک دسته از فئودالهای خراسان، که اوضاع پیش آمده را به درستی ارزیابی می کرد، به اردوگاه طهماسب پسرشاه سلطان حسین که از اصفهان به استر آباد گریخته بود رفت. او پس از متحد کردن قبایل جنگجوی خراسان و مطیع کردن آنها ، به جنگ با افغانان پرداخت و در سال ۱۷۳۰ بود که آنها را از ایران       بیرون راند. عملیات نظامی نادر علیه ترکان نیز بسیار موفقیت آمیز بود: او در سال ۱۷۳۱ ، کرمانشاهان ، همدان و تبریز را دیگر اشغال کرده بود. با وجود این ، بدون جنبش های آزادی بخش و حمایت توده های وسیع مردم ایران، نادر قادر نبود در مبارزه با اشغالگران، پیروز گردد.
       بدون شک، نادر از همان ابتدای فعالیتهای سیاسی خویش، هدفهای آزمندانه داشت. با وجود این، مسأله بیرون راندن استیلاگران اجنبی به خودی خود سبب افزایش اعتبار و نفوذ او در میان محافل مختلف مردم گردید و این امر در سال ۱۷۳۶ موجب «انتخاب» او برای شاهی ایران شد.
فئودالها به دوعلت از نادر حمایت می کردند:
       یکی اینکه : آنها با رام کردن توده های مردم که در زمان جنگهای آزادی بخش علیه افغانان و ترکان فعالیت زیادر از خود نشان داده و فئودالها را متوجه خطری جدی ساخته بودند، سخت علاقه داشتند.
       طبقه فئو دال ، برای سرکوبی کشاورزانی که علیه ستم مالیاتی قیام کرده بودند و نیز برای تعدی به آنها ، به دستگاه جبر و فشار نیرومندی احتیاج داشت.
       دیگر اینکه : در شرایط رکود اقتصادی و خانه خرابی و عدم قدرت پرداخت تولید کنندگان مستقیم ، جنگ با سایر خلق ها و کشورها و غارت آنها برای طبقه فئودال ،‌ مهمترین منبع درآمد بود. الهام بخش و سازمان دهنده این جنگ های استیلا گرانه نیز نادر بود.
       تاریخ نگاران درباری انگیزه های واقعی لشگر کشی های نظامی را پرده پوشی   کرده اند. مثلاً ، آنها لشگر کشی به هندوستان را به عنوان انتقام نادر از مغول کبیر به خاطر پذیرش فراریان ایران نمودار ساخته اند. در صورتی که ، خود نادر هدف های غارتگرانه لشگر کشیهای خود را ، خیلی آشکارا و بی پرده فاش می ساخته. مثلاً او در یکی از گفتگوهایش با سرکرده های نامی چنین گفته : « … باید کشوری پیدا کرد که برای ما فایده داشته باشد» .
       برخی لشگر کشیهای استیلاگرانه نادر موفقیت آمیز بود. مثلاً ، قشون او در هندوستان و آسیای میانه فاح گردید.
       پیروزیهای نادر آنقدرها قابلیت نظامی او را نشان نمی داد که ضعف دشمن او را.
       هندوستان در سالهای قبل از جنگ دچار زوال اقتصادی و سیاسی بود، بخارا و خوارزم نیز که از خان نشین های مستقل فئودالی تشکیل می شدند، به وسیله جدالهای دائمی ویران شده بودند. در جنگ با دشمنان نیرومندتر نیز ، نادر دچار شکست شد (مثلاً لشگر کشی به داغستان و جنگ با ترکیه در سالهای ۱۷۴۶ ـ ۱۷۴۳ )
       نادر در نتیجه کشور گشاییهای خویش (به ویژه لشگر کشی به هندوستان) ثروت کلانی به چنگ آورد. او این ثروت ها را در خزاین قلعه کلات متمرکز نمود و از آنها دیناری هم خرج نمی کرد. برای را انتداختن جنگ، نگهداری قشون و دستگاه اداری دولت نیز پول زیادی لازم بود که او سعی می کرد این مبلغ را با تشدید بهره کشی از مردم مالیات دهنده ایران تأمین کند.
       توده های مردم در دوره مورد پژوهش ما ، مانند گذشته ، بی حقوق بودند. آ“ها که وابسته به محل پرداخت مالیات و احرای وظیفه بودند، نمی توانستند آزادانه سکونتگاه یا چادرگاه خود را ترک کنند و در عین حال غالباً به فرمان شاه ، به ایالات مختلف کشور کوچانده می شدند.
       حکومت شاه به تقویت واحدهای تولید کشاورزان و افزایش بازده آن علاقه ای نشان نمی داد. تدابیر گوناگونی که برای ترمیم آبیاری و کشت زمینهای رها شده انجام می گرفت بسیار محدود بود و هدفهای سیاسی و نظامی ـ استراتژیکی  داشت. مثلاً مرو  پایگاه نظامی حمله به خیوه و بخارا ، به ناحیه زراعتی ثروتمندی تبدیل گردید.
       نگاهداری دستگاه دولت و به ویژه قشونی پر عده با تمام سنگینی خود بر روی شانه های مردم مالیات دهنده ایران فشار وارد می ساخت. سنگین ترین کار برای آنها تهیه آذوقه ، علوفه ، لباس یک شکل و مهمات برای قشون بود. ضمناً ، این نوع مالیاتها بارها تا چندین برابر افزایش یافت . گذشته از مالیاتها مقرر ، مالیاتهای غیر منتظره ای نیز به نفع سپاه تعیین می گردید.
       او برای اجرای لشگر کشیهای استیلاگرانه ، پرداخت حقوق به سربازان و صاحب منصبان ، به مبالغ کلان پولی احتیاج داشت. به منظور تامین این مبالغ ، بخشی از          بره ـ مالیاتی که قبلاً به صورت محصول گرفته می شد، به فرمان نادر به مالیات پولی تبدیل گردید.
       یکی از دانشمندان می گوید : « تبدیل بهره کالایی به بره پولی باعث گسترش بیشتر بازرگانی و صنایع شهری و بطور کلی سبب توسعه تولید کالا و همراه با آن گردش پول می گردد » . در شرایطی که توسعه روابط کالایی ـ پولی کم است و کشاورزان در وضعیت بدی قرار دارند، چنین تدابیری منجر به خانه خرابی آنها می شود.
       گذشته از تهیه مایحتاج برای قشون و پرداخت جریمه های پولی ، رعایا وایلیات مجبور بودند مالیات بر در آمد، مالیات سرانه ، عوارض دیگری که طبق معمول گرفته می شد و نیز مبالغی به ماموران دستگاه اداری دولت بپردازند و «وظایف» گوناگونی هم انجام دهند.
       چنانکه ما دریافته ایم ، ویژگی اساسی این دوره ، جلب وسیع رعایا به خدمت نظامی بود ( چیزی که در زمان صفویان به چشم نمی خورد )‌ . در نتیجه این کار ، عده زیادی کشاورز از کار تولیدی جدا شدند .
       یکی از اسناد مهمی که برای بررسی سیاست مالیاتی نادر شاه وجود دارد، فرمان شاه در سال ۱۱۵۱ هجری است. این فرمان درباره گرفتن برخی مالیاتها از بخشی از مردم کشور برای مدت سه سال است. بر مبنای این فرمان و اطلاعاتی که در منابع آمده، می توان مالیاتها و «وظایف» اساسی را که در دولت نادرشاه وجود داشته معلوم کرد و اصطلاحات مربوط به آن را به طور دقیق مشخص ساخت. همچنین می توان برخی مالیاتها و «وظایفی» را که قبلاً در منابع نامی از آنها نبود، مشخص ساخت.
       بررسی متن فرمان یاد شده ما را بر آن می دارد که خبر موجود در کتابها را در مورد اینکه نادرشاه همه مردم کشور را برای سه سال از تمام مالیاتها معاف کرده رد کنیم. طبق این فرمان، بسیاری از مالیاتها و وظایف ، از جمله کمرشکن ترین آنها رساندن مایحتاج برای قشون برای مردم لغونگردید. رعایای که در زمینه های خالصه و تیول   می نشستند از پرداخت مالیات معاف نشدند. ازقرار معلوم ، این زمینها بخش اعظم زمینهای کشور را تشکیل می داده.

       گذشته از این، از مطالبی که در منابع آمده روشن می شود که حتی تخفیف هایی که فرمان از آنها نام برده ، در عمل رعایت نشده ، تازه در برخی ایالات میزان مالیاتها تا چندین برابر نیز افزایش یافته.
       مردم برای پرداخت مالیاتهای زیاد شده، مجبور بودند که نه تنها تمام محصول اضافی ، بلکه مقدار زیادی از محصول لازم خود را نیز بدهند. تمام اینها ، به ویرانی واحدهای تولیدی کشاورزان که اساس اقتصاد کشور بود منجر شد و باعث تشدید زوال عمومی اقتصادی گردید.
       در نتیجه ویرانی واحدهای تولیدی کشاورزان، صنایع دستی از مواد اولیه بازرگانان از تجارت بسیاری از کالاها محروم گردیدند. به پیشه وران و بازرگانان نیز ، جریمه های پولی زیادی بسته شد. آنها موظف شدند که گذشته از پرداخت این جریمه ها، برای قشون شاه نیز ، به قیمت ارزان کالا تهیه کنند.
       شورشها و قیامهای درون دولت نادر و همچنین جنگهای پی در پی با کشورهای همسایه ، امکانات بازرگانی داخلی و خارجی کشور را کاهش می داد. زندگی در بسیاری از شهرها از بین رفته بود. قیمت آذوقه جند برابر افزایش یافت و در برخی ایالات کشور گرسنگی شدیدی که همراه با بیماریهای همه گیر بود آغاز گردید.
       براتیشف و گلیتسین ، دیپلمات های روس می نویسند : « خود ایران با تمام سکونتگاههایش دچار ویرانی شده و به هر کجا نظر کنی ، فقر ، بدبختی و ناتوانی است » . « … اما در مورد دولت ایران ، من در هیچ کجا ، به جز گرفتن پول برای شاه ، از طریق شکنجه های ظالمانه و گرسنگی چیز دیگری نمی بینم »
       طبیعی است که رکود اقتصادی کشور در اوضاع قشون نیز منعکس گردید ، سربازان نادرشاه ، مدتها هیچ مواجب نگرفتند و غلباً از سهم بری از غنایم جنگی نیز محروم      می شدند و در عوض مجازات و جریمه می گردیدند. آنها کمیابی شدیدی را در آذوقه  لباس یک شکل و مهمات تحمل می کردند.
       چنین وضعی سبب بروز نارضایی در قشون می گردید و این نارضایی به فرار ، شورش و پیوستن به قیام کنندگان تبدیل می شد.
       نادر در حالی که با تمام قوا حکومت خود را تحکیم می کرد، حقوق حکام و سرکردگان نظامی محلی را محدود کرد و مقدار زمینهای دولتی و سلطنتی را              ( به طور کلی با گرفتن زمینهای واگذار شده به فئودالها ) افزایش داد.
       او تدابیری نیز در جهت تضعیف موقعیت افتصادی و نفوذ سیاسی ماموران عالی رتبه اداری و سر کرده های نظامی و تقویت وابستگی آنها به مرکز به کاربست و موقعیت قشر بالای روحانیت شیعی را سخت متزلزل ساخت. گذشته از این ، جنگهای اشغالگرانه او که کشاورزان را خانه خراب می کرد، در آ‚د فئودالها را نیز ، به نوبه خود ، کاهش می داد. بخش قابل توجهی از طبقه حاک که از سیاسیت نادر ناراضی بودند به جناح مخالف حکومت او تبدیل شدند.
       وضع واقعی کشور با ادعای تاریخ نگاران درباری و برخی دانشمندان خارجی ، مبنی بر اینکه گویا نادر ایران را « از آن موقعیت پست خود تاحد اولین دولت آسیا » ارتقا داده  به کلی تناقض داشت.
       سیاست ماجراجویانه و اشغالگرانه نادر سبب تشدید بره کشی از جانب دولت ، مالیاتهای بی حساب و مصادره اموال افراد شد و این امر نیز باعث تشدید سریع مبارزات طبقاتی گردید . مبارزات طبقاتی مردم در فرار دسته جمعی رعایا و ایلیات از سکونتگاهها و چادرگاههایشان ، خودداری از پرداخت مالیات و اجرای وظیفه و بالاخره در قیامهای خلقی نمودار می شد.
       مبارزه طبقاتی در دولت نادرشاه سال به سال شدیدتر می گردید. اگر در دهه چهارم قرن هیژدهم ، بیشتر بوشهای منفعل مبارزه یعنی ترک سکونتگاه ، خودداری از پرداخت مالیات و پیوستن به آشوبهای فئودالی در بین توده های مردم رواج وسیعی داشت. در عوض در دهه پنجم شکل اساسی مبارزه ، قیامهای خلقی علیه حکومت شاه بود.
       همزمان با جنبشهای آزادی بخش در ایالات غیر ایرانی ، که در زمان صفویان نیز روی می داد ، در دوره مورد پژوهش ما ، در نتیجه تشدید سریع بهره کشی فئودالی ، جنبشهای خلقی در خود ایران نیز به طور وسیعی گسترده شد. در استر آباد ، مازندران ، فارس ، سواحل خلیج فارس ، گیلان و سیستان قیامهایی خلقی در گرفت .
       علت اساسی و مستقیم قیامها و شورشهای مورد پژوهش ، پیش از اینکه ظاهر شوند و دامنه ای چنین وسیع بیابند ، تشدید ستم مالیاتی بود. مثلاً  ، براتیشف ، ماموو ر ثابت روس در ایران که همزمان و شاهد تمام این وقایع بوده ، در گزارشی که در سال ۱۷۴۴ به هیئت رئیسه امور خارجه روسیه می دهد ، بدرستی می نویسد : « این آشفتگی فقط ناشی از حکومت خشن و ظالمانه شاه است ، زیرا گرد آوری و غارت غیر انسانی و همیشگی پول و ذخایر غله ، تهیه لباس برای قشون ، مهمات ، گلوله توپ ، گاری برای حمل آذوقه و توپ و رساندن لباس و سایر کالاها و ذخایر یاد شده به اردوگاه ، برای تامین مخارج ایستگاههای پستی و بسیاری تقاضاهای بی شمار دیگر ،  که قاعده مشخصی هم ندارد ، چنان سبب مزاحمت و درماندگی ایرانیان شده که آنها را به سر حد نابودی رسانیده» .
       چنانکه یاد آورد شدیم ، محمد کاظم نیز شروع بسیاری از قیامها را با بستن مجدد مالیات های کلان مربوط دانسته.
       نیروهای اساسی قیامها را ، رعایا و ایلیات تشکیل می دادند . با وجود این ، خواستهای آنها تقسیم مجدد مالکیت زمین و واگذاری زمینها به کشاورزان یا برابری اجتماعی و غیره نبود.
       آنها یگانه مسبب تمام بدبختی های خود را نادر می دانستند و به جای اینکه علیه تمام نظام بره کشی فئودالهای مختلف بپاخیزند ، فقط علیه تشدید ستم مالیاتی حکومت شاه قیمام می کردند. بدین جهت بود که قیام کنندگان به مبارزه با نمایندگان حکومت شاه ، ماموران مالی و مالیات بگیران می پرداختند.
       بسیاری جالب است که بیشتر قیامهای بزرگ ، پس از اجرای مالیات بندی جدید سال ۱۷۴۳ آغاز شده : در عوض سالهای ۱۷۴۷ ـ ۱۷۴۳ پیوسته قیامهایی در فارس ، خوزستان ، گیلان ، استر آباد ، مـازندران ، سیستان و سواحل خلیج فراس به وقوع پیوست .
       قیامهای خلقی سالهای ۴۰ ـ ۳۰ در ایران ، دارای تمام ضعف هایی بود که ویژه جنبشهای کشاورزان در دوره فئودالیزم است.
       قیام کنندگان دارای هدف ، خواست و برنامه عملی که به روشنی بیان شده باشد نبودند ، قیام نیز دارای سازمان بندی ضعیف و بی تشکلی بود . حتی بین آن دسته از قیامهایی که همزمان هم رخ می داد ، ارتباط موثری وجود نداشت                                ( مثلاً قیام سال ۱۷۴۴ در فارس و استر آباد).
       البته این موضوع تعجب آور نیست که در شرایط پراکندگی فئودالی قطعات مختلف کشور ، قیامها نمی توانستند یکباره تمام ایران را فراگیرند.
       چنانکه یکی از دانشمندان می گوید ، کشاورزان در دوره جنگهای کشاورزی ، «جنبش خود را با ترس و تقبل خطر آغاز می کردند ، بدینجهت در پیکار خویش نه تنها با اقشار محافظه کار ، بکله با تمام اقشار دیگر مخالفان نیز متحد می شدند و سر انجام  ناگزیر شکست می خوردند » .
       این گفته در مورد دولت نادر شاه نیز به طور کلی صدق می کند . کشاورزان در حالی که علیه حکومت شاه قیام می کردند ، غالباً از فئودالها و دولت ترکیه کمک         می خواستند (مثلاً در فارس ، خوی و سلماس ) که این امر بدون شک ، گواهی بر ضعف و بی تشکلی قیامها بود.
       شرکت نمایندگان برخی از گروههای طبقه حاکم در قیامهای خلقی ، مبین نارضایی آنها از سیاست داخلی و خارجی نادرشان و کوشش آنها برای استفاده از قیامها به منظور بهبود وضعیت اقتصادی و نفوذ سیاسی خودشان بود.
       فئودالهایی که به قیامها جلب می شدند ، اکثراً به قیام کنندگان خیانت می کردند و با شاه وارد ساخت و پاخت می شدند.
       اتحاد رعایا و ایلیات با فئودالها نمی توانست طولانی و با دوام باشد، زیرا هدف های آنها با یکدیگر تفاوت داشت. توده های مردم علیه تشدید ستم فئودالی قیام می کردند و مبارزه آنها عیناً متوجه سیاست ماجراجویانه نادر بود ، در صورتی که فئو دالها از تفوق شاه ناراحت بودند و تلاش می کردند که سهم خود را از بره کشی مالیاتی از مردم افزایش دهند.
       سازمان بندی ضعیف ، بی تشکلی و محل بودن قیامها ، نبودن رهبرانی که به طور پیگیر برای منافع خلق مبارزه کنند ، تضادهای درونی قیامها و خیانت فئودالها ، همه به کمک هم سرنوشت هر قیام را از پیش تعیین می کرد.
       قتل و کشتار و ویرانی و غارتی که با سرکوبی قیامها همراه بود ، تاثیر بی اندازه بدی در وضعیت ایالات در بر گیرنده جنبشها می گذاشت.
       سرکوب کنندگان لطمات ویران کننده ای به واحدهای تولیدی کشاورزان وارد    می ساختند ، به طوری که این لطمات تا سالهای بسیار قابل مرمت نبود. با وجود چنین سرکوبی هایی ،  قیامهای یاد شده نقش تاریخی بزگی را بازی کردند ، زیرا همین قیامها بودند که از اجرای نقشه های استیلاگرانه جدید جلو گرفتند و نیرهای دولت فئودالی نادر را نابود کرده ، خود یکی از علل تلاشی آن دولت شدند.
       نادرشاه با جنگهای استیلاگرانه ای که در طول دهه های چهارم و پنجم قرن هیجدهم به راه انداخت ، توانست دولت بسیار بزرگی تشکیل دهد . ارمنستان ، گرجستان ، آذربایجان ، افغانستان ، بخشی از داغستان ، خان نشین های خیوه و بخارا و ایالات شمال غربی هندوستان با اعمال زور جزء این دولت شده بودند. بخشی از زمینهای اشغال شده به ایالات دولت نادر شاه تبدیل شده بود و بخشی دیگر سرزمین های واسلی این دولت بود.
       مطیع کردن جبری خلقها و کشورهای مختلف بوسیه نادر و اتحاد آنها در چارچوبه یک دولت فئودالی ، با بهره کشی بیرحمانه و سرکوبی خونین مبارات رهایی بخش و طبقاتی خلقها ارتباط داشت. تمام اینها در وضعیت نیروهای تولیدی کشورهای تسخیر شده ، تاثیر بدی داشت و از پیشرفت اقتصادی و فرهنگی این خلقها جلوگیری می کرد.
       در دهه پنجم قرن هیجدهم ، ایالات غیر ایرانی دولت نادر را جنبش های آزادی بخشی فرا گرفت : گرجستان در عرض ده سال (۱۷۴۴ ـ ۱۷۳۵ ) عرصه قیام های سختی بود که علیه شاه در می گرفت و نتیجه آنها جلو گیری از تلاش نادر برای تبدیل گرجستان به ایالات زیر فرماندهی مأموران شاه بود. افغانستان نیز میدان قیامهای پی در پی قبایل شد. جنبش آزادی بخش کشاورزان ، اقشار زحمتکش شهری و جادرنشینان عادی بودند. در این جنبشها فئودالها نیز (معمولاً در نقش رهبر) شرکت داشتند.
       با وجود این ، ترس از گسترش قیامهای خلقی و وحشت (هنگام شکست قیامها) از دست دادن تمام یا قسمتی از امتیازات غالباً فئودالها را به آشتی با حکومت شاه           می کشانید.
       جنبش های آزادی بخش علیه یوغ شاه نقش مثبتی در سرنوشت تاریخی این خلقهای بازی کرد.
       تلاشهای جندین ساله و نا موفق نادر برای سرکوبی مبارزات رهایی بخش و جنبشهای خلقی سبب تلاشی قشون شاه و کاهش شدید کارایی نظامی آن شد.
       نیروهای دولت فئودالی ایران دیگر به پایان رسیده بود و سر انجام ، این دولت در زیر فشار بحران اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی نابود شد.
       قیامهای خلقی ایران و جنبش های آزادی بخش خلقهای اسیر شده و همچنین تبدیل بخش بزرگی از طبقه حاکم به جناح مخالف حکومت شاه سبب منفرد شدن نادر گردید.
       در ژوئن سال ۱۷۴۷ او در نتیجه توطه چند نفر از سرکردگان نظامی که زمانی نسبت به او وفادار بودند به قتل رسید. پس از مرگ نادر ، دولت او از هم پاشیده شد و دوره نفاقها و جدالها در ایران آغاز  گردید و ، به استثنای دوره هایی کوتاه ، تا پایان قرن هیجدهم ادامه یافت.
       بدین ترتیب ، بر مبنای واقعیاتی که در این کتاب آورده شده ، می توان در باره سیمای غارتگرانه نه تنها سیاست خارجی ، بلکه سیاسیت داخلی نادر شاه نیز قضاوت کرد. سر تا سر تاریخ پیدایش، توسعه و سقوط دولت نادر مؤید اهمیت قاطع شرایط اقتصادی و نقش توده های مردم در تاریخ جامعه است.

تاریخچه آرامگاه نادر
       به استناد منابع دوره افشاریه ، نادر در زمان حیات دستور ساخت آرامگاهی را برای خود و خانواده اش داده بود که این امر در شهر مشهد انجام پذیرفت ، «محمد علی حزین لاهیجی» در تاریخ خود پیرامون این موضوع می نویسد :
       در آن شهر ] مشهد [ مقبره عالیه جهت خود عمارت نموده انجام داده بعد از اتمام بر دیوار آن بقعه این بیت نوشته دیدند :

       در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو
                                               عـالـم پــر از تــو و خالیست جای تو

و چندان که تفحص کاتب نمودند معلوم نشد. »

       صاحب «عالم آرای نادری» نیز ضمن نام بردن از اقدامات نادر ، اشاره کوتاهی به ساختمان مقبره وی دارد که به گونه ای مختصر اینچنین نگاشته است :
       « و دیگر حسب الامر اقداس مقرر شد که در قبله خیابان بالا در جنب عمارات چهار باغ شاهی ، مقبره ای از خشت و گل بنا نهادند و این آثار در سنه خمس و اربعین و مایه بعدالمالف من الهجره النبویه ] سال ۱۱۴۵ [ به اتمام رسید.»
       بعد از حادثه قتل نادر ، سر و تن او را به مشهد آوردند و در این مقبره به خاک سپردند . اما در اثر مرور ایام و حوادث دیگر و نیز سست بودن بنا ، خرابیهائی در آن بروز کرد تا آنجا که جهانگردی فرانسوی به نام «رنه دالمانی» که در سال ۱۹۰۷ میلادی دیداری از شهر مشهد داشته اثری از آن آرامگاه ـ به اعتراف خودش در             سفرنامه ـ ندیده است. و شاید خرابی بنا توجه او را به خود جلب نکرده باشد. این سیاح اروپایی دلیل امر را خراب کردن بنای آرامگاهی توسط «آقا محمد خان قاجار» دانسته که ظاهراً درست به نظر نمی رسد چرا که طی سالهای بعد همان بنای قدیمی مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.
       ظاهراً اولین تعمیر که در بنای آرامگاه نادر صورت گرفته در سال ۱۲۹۶ شمسی بود در این سال جمعی از اعضای کمیته حزب دموکرات خراسان که علاقمند به بزرگداشت نادر بودند ، بر اثر مشاهده وضع آرامگاه که محل گاری خانه و در شکه خانه شده بود ، دست به کار شد . با خراب کردن بنا و ساختمانهای متصل به آن به تجدید ساختمان پرداختند. خصوصیات آرامگاهی که در آن زمان ساخته شد و همچنین مساحت و وضع باغ نادری به قرار زیر بود.
       بنای آرامگاه عبارت بود از یک ایوان در جلو و دو اتاق کوچک و راهرو در طرفین آن . محل آرامگاه در وسط ینا و دو اتاق در مسرق و دو اتاق در مغرب آن و یک اتاق نسبتاً بزرگ در پست محل آرامگاه و دو راهرو کوچک در طرفین آن.
       مساحت زیر بنای آن جمعاً ۵۴۵ متر مربع بود. مساحت کل زمین و باغ آرامگاه ۳۷/۱۵۴۶۹  متر مربع می شد. بنای مقبره وسط باغ بود . ساختمان آن ۲۶ متر طول و ۲۲ متر عرض و ۶ متر ارتفاع از کف زمین داشت. همه بنا آجری به اتاق غربی بود . اتاق آجری کوچک با سقف شیروانی در طرفین بود و در آهنی ورودی باغ در جهت جنوبی حاشیه خیابان قرار داشت. همچنین گلخانه ای به عرض ۵ متر و طول ۶ متر و ارتفاع ۴ متر در زاویه شمال شرقی باف ساخته شده بود. آب انبار مخروبه ای در ضلع شرقی باغ قرار داشت. دیوار اطراف باغ تا ارتفاع ۲/۱ متر با آجر و پس از آن تا ارتفاع ۷۵/۱ متر از خشت خام ساخته شده بود. این بنا به مرور زمان در اثر رطوبت و بی توجهی رو به ویرانی گذاشت.
 
 

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    کودتاهای نظامی مشهور جهان

    کودتاهای نظامی مشهور جهان از ادوار کهن تا به امروز، کودتا راهی موثر برای قبضه ی قدرت بوده است؛ خصوصاً برای کسانی که از پیشینه ی اشرافی بی بهره بوده و یا اعتقادی به روش های دموکراتیک کسب قدرت نداشته اند. کودتا در تقابل […]

    نگاه «ویل دورانت» درباره ایران

    حجاب در زمان زرتشت چگونه بود؟ ویل دورانت در نخستین جلد کتابش درباره ایران، فرهنگ و حکومت‌های مختلف آن اظهار نظر کرده است و درباره پوشش زنان در زمان زرتشت چنین می‌نویسد: «در زمان زرتشت پیغمبر، زنان- همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عادی […]

    ترورهای مهم تاریخی از ۲۰۰ سال گذشته تا معاصر

    در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور ۱۶ شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد. آبراهام لینکلن ۱۴۷ سال پیش در شب ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵ […]

    تهران در عصرپهلوی

    سالهای آخر سلسله قاجار،  ایران صحنه جنگ جهانی اول و جنبشهای محلی و قحطی و ناامنی گردید. این شرایط مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهرسازی شد.  از سال ۱۳۰۰ هـ .ش. با کودتای رضاخان میرپنچ سردار سپه،  به علت تثبیت دولت و امنیت عمومی […]

    دفتر مخصوص فرح پهلوی

    یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق […]

    منشور کوروش

    منشور کوروش استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد