خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

ارث۱

ارث۱
3.5 (70%) 2 votes

388 views

بازدید

ارث (sussession)
(تشیع) در قانون مدنی مواد ۸۶۱ الی ۹۴۹ راجع به بحث ارث می باشد و همین طور قانوت امور جسمی مواد ۲۲۵ الی ۲۵۹ دراین خصوص صحبت نموده است.
طبق مذهب تشیع موجبات ارث دو امر است نسب و سبب.
اما طبقات وارث طبق قانون مدنی شامل موارد ذیل می باشد.
۱-    پدر ومادر واولاد و اولاد اولاد.
۲-    اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن ها.
۳-    اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن ها.
وارثین طبقه بعد وقتی ارث می برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.
اما از جمله اشخاص که طبق سبب ارث می برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد. طبق نفر دکتر کاتوزیان احتمال دارد منظور از آوردن قید (از جمله ) در آغاز ماده ۸۶۴ این است که زوجیت سبب منحصر ارث نباشد که حاکم را مامور اداره تر که بدون وارث کرده است. اما به نظر می رسد حاکم را نتوان وارث شمرد و اختیار ؟ را در نرخی که وارثی ندارد محدود به ثلث کرد علاوه بر زوجین- ضمان جریزه- ضمان امامت (حاکم) آزادی (در خصوص) بردگی هم وجود دارد که ضمان جریره و آزادی اکنون کاربرد ندارد.
اگر در شخص واحد موجبات متعدده ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث می برد مگر این که بعضی از آن ها مانع دیگری باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان بالغ می برد.
(ترکه بدون وارث)
در صورت نبودن وارث امر ترکه راجع به حاکم است وحاکم مامور اداره ترکه است مالک و وارث اما در صورتی که متوفی برای اجرای وصیت خود وصی معین کرده باشند اداره ترکه به وصی خود واگذار می شود.
اما ارث به موت حقیقی یا موت فرض تحقق پیدا می کند.
و مالکیت ورثه نسبت به ترکه ستونی مستقر نمی شود مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته است.
و در واقع رد و قبول ترکه به معنی رد و قبول تصفیه آن است و در مالکیت اثر ندارد.
حقوق و دیون بر ترکه
حقوق و دیونی که بر ترکه میت تعلق می گیرد و با تبدیل از تقسیم آن ادا شود از قرار ذیل است.
۱-    قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است.
۲-    دیون و واجبات مالی متوفی
۳-    وصاصایی میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده برثلث با اجازه آن ها
تو این حقوق و دیون باید به ترتیب پرداخت شود و مابقی اگر باشد بین وارث تقسیم گردد که بطور مفصل در مواد ۲۲۵ قانون امور حسبی ذکر شده و از حوصله این تحقیق خارج می باشد.
هر گاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نماینده مادام که دیون متوفی پرداخت نشده است معاملات مزبور نافذ نبوده و ایان می توانند آن را بر هم زنند.
و حکم عدم نفوذ ناظر به تصرفات ناقل از قبیل فروش و صلح ؟ است که از وثیقه عمومی طلبکاران می کاهد و شامل قرار دادهای مربوط به اداره ترکه مانند اجاره و تعمیر نمی شود
تقسیم اموال غایب مفقود الاثر
اموال غایب مفقود الاثر تقسیم نمی شود مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضاء مدتی که عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند.
مدت فرض هم در حکمت فوت حقیقی است و اموال غایب بین وارثان تقسیم می شود با این تفاوت که گر خلاف آن فرض اثبات .و غایب پیدا شود همه چیز به جای خود باز می گردد. و کسانی که اموال او را به عنوان وارث تصرف کرده اند باید آن چه را که از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود می باشد سترد دارند.

مجهول بودن تاریخ فوت
اگر تاریخ فوت اشخاصی که از هم ارث می بردند مجهول و تقدم وتاخیر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از هم ارث نمی برند مگر آن که موت به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت از هم ارث می برند.
اگر اشخاصی که بین ان ها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از ان ها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد فقط آن که تاریخ فوتش مجهول است از آنها دیگری ارث می برد.

زنده بودن در زمان فوت
شرط وراثت و ارث بردن ازمورث، زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر محلی باشد در صورتی ارث می برد که نطفه او حین الموت منعقد بوده وزنده هم متولد شود اگر چه فورا بعد از تولد بمیرد.
و با شک در حیات حین ولادت حکم وراثت نمی شود و در صورت اختلاف در زمان انعقاد نطفه امارات قانونی که برای اثبات نسب مقررات رعایت خواهد شد.
نطفه ای منقعد شده محسوب است که حمل ناشی از آن ظرف ده ماه از تاریخ فوت به دنیا آید مگر آن ثابت شود از تاریخ آخرین نزدیکی بیش از ده ماه گذشته است ). ج۳ ص۱۶۴ دکتر امامی

تقسیم ترکه با وجود حمل
هر گاه در حین فوت مورثت حملی باشد که اگر قابل وراثت متولد شد ( مانع از ارثت تمام یا بعضی از وراث دیگر می شود ( تقسیم به عمل نمی آید تا حال او معلوم شود و اگر حمل مانع از ارث هیچ یک از سایر وراث نباشد و آنها بخواهند ترکه را تقسیم کنند باید برای حمل حصه ای که مساوی حصه و پس از همان طبقه باشد کنار گذارند و حصه هر یک از وراث مراعا است تا حال حمل معلوم شود و تقسیم ترکه باید در دادگاه و با شرکت ولی یا وفی یا امین جنین انجام شود.

تقسیم ترکه در صورت غیبت وراث
اگر بین وراث غایب مفقود الاثری باشد سهم او کنار گذارده می شود تا حال او معلوم شود در صورتی که محقق گردد قبل از مورث مرده است، حصه او به سایر وراث بر می گردد والا بخ خود او یا به ورثه او می رسد.
و در حین تقسیم ترکه باید نماینده غایب (اعم از وکیل، ولی، ومی، قیم یاامین) شرکت داشته باشد و تقسیم هم در دادگاه انجام می شود و تراضی وارثان کافی نمی باشد.

موانع مورث
۱- قتل
قتل از موانع ارث است پس کسیکه مورث شود را عمدا بکشد از ارث او ممنوع می شود اعم از این که قتل بالمباشره باشد یا به تسبیب و منفردا باشد یا به شرکت دیگری باشد. اما اولاد کسانی که پدر خود راکشته باشند از حد مقتول خود ارثت می برند اگر وارث نزدیک تری باعث حرمان آنها نشود.
اما مواردی که وارث قصد قتل ندارد اما به عمد کاری راانجام می دهد که بطور معمول کشنده است یا نسبت به مورث و شرایط او کشنده محسوب شود و وارث از آن آگاه باشد قتل در حکم عمد است و در موردی کهشخص حاجب از ارث را به انگیزه ارث بردن می کشد مثل این که شخصی پدر خود رابکشد تا از جد ارث ببرد، نسبت به ممنوع شدن کامل از ارث تردید شده است همین طور راجع به قاتلی که سومی رامی کشد تا زودتر موصی به را بدست آورد از وصیت محروم است. سقط جنین هم از جهت ممنوع ساختن از ارث در حکم قتل است.
اما هر گاه شوهری زن خود را با مردی در یک فراش ببیند و او را بکشد از ارث زن محروم نمی شود زیرا انگیزه است یافتن به میراث در آن منتفی است و وقتی قانونگذار او را از مجازات معاف می کند آثار تبعی و مدنی آن را هم نمی خواهد.
و معاونت در قتل مورث هم مانند شرکت در قتل است و همان حکم را دارد. ص ۵۵۱٫ نکته دیگر این است که در قتلی که مانع ارث نمی باشد مانند ( قتل خطایی و شبه عمد قاتل از دیه ارث نمی برد.) دکتر لنگرودی جلد ۱ ص ۱۰۸ ارث در صورتی که قتل عمدی مورث به حکم قانون یا برای دفاع باشد مشمول ممنوعیت از ارث نمی باشد (عمد طفل ومجنون در حکم غیر عمد است و همین طور اگر کسی به این پندار که دیگری مستحق قتل است او را بکشد و بعد معلوم شود که در اشتباه بوده است قتل مانع ارث نمی باشد و یا هنگامی که پدری پسر را به قصد تادیب بزند و پسر در اثرضربه ناگهانی بمیرد پدر از ارث او محروم نمی شود مشروط بر این که ضربه نوعا کشنده نباشد ). ص ۵۵۲ نظم کنونی
۲- کفر
عامل دیگر که مانع از ارث می باشد در خصوصی کافر است که از مسلمان ارث نمی برد و اگر در بین ورثه متوفا کافری مسلم باشد وراث کافر ارث نمی برند اگرچه او لحاظ طبقه و درجهمقدم بر مسلمان باشند.
اگر از میان وارثان کافری یک تن ادعای مسلمان شدن کند اقرار او به اسلام برای محروم ساختن سایر وارثان کافی نمی باشد و دادگاه با توسل به قراین و شهادت گواهان باید اسلام مدعی را احراز کند.
۳- لعان
بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند و همین طور فرزندی که به سبب انکار اولعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمی برد اما فرزند مزبور از مادر وخویشان مادری خود و همین طور مادر و خویشان مادری از اد ارث می برند.
و بعد لعان خواهر و برادر ابونین فرزندی که شب او اتکار شده است خواهر و برادر امی محسوب می شوند و همین طور تنها خویشان مادری در طبقه سوم ارث می برند و عمو و اولاد آن ها محروم می شوند .
هر گاه پدر بعد از رجوع کند پسر از او ارث می برد اما از ارحام پدری و همین طور پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی برند .
(ولادت از زنا )
ولداا زنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی برد اما اگر حرمت رابطه ای که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری بواسطه اکراه یا شبهه زنا نباشد طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می برد و بالعکس
(نزدیکی به شبهه اگر با یکی از محارم صورت پذیرد فرزند ناشی از آن در حکم فرزند طبیعی است و ارث نمی برد .
همین طور در مورد لقاح مصنوعی بین او بیگانه فرزندی که بوجود می آید طبیعی است نه شروع و از پدر و مادر ارث نمی برد مگر این که بدون آگاهی باشد که در حکم ولد به شبهه است اما فرزند ناشی از لقاح مصنوعی زن و شوهر شروع است .)
۴- ارتداد   در خصوص فرد مرتد مطرح می شود که بر دو نوع است مرتد فطری و مرتد ملی که تفصیل در خصوص آن از حوصله بحث می باشد و در واقع ارتداد هم یکی از موانع ارث مطرح می شود.
۵- بردگی :برده بودن در وارث و مورث است که این اکنون کاربرد ندارد.
۶- غیبت منطقه یا طولانی :که همان مورد حکم موت فرضی است که در مورد آن توضیح داده شده است .
۷- حمل : وجود حمل مانعی برای ارث می باشد مگر آن که بچه زنده به دنیا بیاید
۸- مجب : مجب حالت وارثی است که بواسطه بودن وارث دیگر از ارث بردن کلا یا جزئا محروم می شود .
حجب دو نوع است : یک حجب حرمانی و آن زمانی می باشد که وارث از اصل ارث محروم می شود مانند برادر زاده که بواسطه بودن برادر و خواهر متوفی از ارث محروم می شود و یا برادر ابی که با بودن برادر ابوبین از ارث محروم می شود .
مجب نقصانی : آن هنگام است که فرضا وارث از حد اعلی به حد ادنی نازل می شود مثل تنزل حصه شوهر از نصف به ربع در صورتی که برای زوجه اولاد باشد و تنزل حصر از ربع به ثمن در صورتی که برای زوج او اولاد نباشد.
و در واقع ضابطه حجب از اصل ارث رعایت اقربیت به میت است بنابر این هر طبقه از وراث طبقه بعد را از ارث محروم می نماید مگر در خصوص زمانی که وارث منحصر به عمدی ابی و پسر عمومی ابوینی باشد که پسر عموی ابدینی ارث می برد و موردی که وارث دورتر بتواند به سمت قائم مقامی ارثت ببرد که دراین صورت هر دو ارث می برند.
قائم مقامی زمانی مطرح می شود که در بین وراث طبقه اولی، اگر برای میت اولادی نباشد اولاد اولاد او هرقدر که پاییم روند قایم مقام پدر یامادر خود بوده و با هر یک از ابوین متوفی که زنده باشد ارث می برند، اما در بین اولاد اقرب به میت ابعد را از ارث محروم می نماید و در بین وراث طبقه دوم، اگر برای متوفی برادر یا خواهری نباشد، اولاد اخواه هر قدر که پایین بروند قایممقام پدر یا مادر خود بوده با هریک از اجداد متوفی که زنده باشد ارث می برند اما در بین اجداد یااولاد اخواه، اقرب به متوفی ابعد را از ارث محروم می کند. در مورد وراث طبقه سوم هم بدین صورت می باشد.

وراثی که حاجب ندارند
پدر- مادر – پسر- دختر- زوج- زوجه که البته این ها حاجب از اصل ارث ندارند و از بعضی ارث حاجب دارندمثل فرضی که با بدون فرزند پدر ۶/۱ ببرد.
حجب نقصان
در موارد ذیل حجب نقصانی می باشد:
۱-    وقتی که برای میت اولاد یا اولاد اولاد باشد، در این صورت ابوین میت از بردن بیش از ۳/۱ محروم می شوند مگر در خصوص ارث پدر و مادر با یک دختر یا در خصوص ارث پدر و مادر یا چند دختر که ممکن است هر یک از ابوین به عنوان قرابت یا رد بیش از ۶/۱ محروم می شود مشروط بر این که اولاد: لاقل دو برادر یا یک برادر با دو خواهر یا چهار خواهر باشد.
ثانیا: پدر آن ها زنده باشد.
ثالثا: از ارث ممنوع نباشند مگر به سبب قتل
رابعا: ابوینی یا ابی تنها باشند.
البته باید اخوه متوفی بعد از مرگ او زنده باشند و اگر مرده باشند یا متوفی باهم بمیرند خاصب مادر نمی شوند هر چند که سبب مرگ غرق یا همدم باشد. برادر وخواهر متوفی بدون این که ارث ببرند حاجب مادر قرار می گیرند و این امر نشانه آن است که میان حجب وارث ملازم وجود ندارد.
در صورت حمل بودن یکی از برادر و خواهر ها اختلاف شده است که آیا حاجب مادر می شود یا چون هنوز به دنیا نیامده است حاجب نیست.
طریقه ارث بردن
وارث بعضی به فرض و بعضی به قرابت و بعضی گاه به فرض و گاهی به قرابت ارث می برند. صاحبان فرض اشخاصی هستند که سهم آنان از ترکه معین است و صاحبان قرابت کسانی هستند که سهم آنها معین نیست.
سهام معینه که فرض می شوند عبارت است از ۲/۱- ۴/۱-۸/۱- ۳/۲-۳/۱- ۶/۱ ترکه-
اشخاص که به فرض ارث می برند عبارتند از مادر- زوج – زوجه
اما اشخاص که گاهی به قرابت ارث می برند و گاهی به فرض، عبارت هستند از: پدر – دختر و دخترها- خواهر وخواهر های ابی یا ابوینی و کلاله امی و بقیه و ارث به غیر از آن
چه ذکر شد فقط به قرابت ارث می برند.
صاحبان فرض ۲/۱
شوهر در صورت نبودن اولاد برای زوجه گر چه از شوهر دیگر باشد
۲-    دختر اگر فرزند منحصر باشد
۳-    خواهر ابوینی یا ابی تنها در صورتی که منحصر به فرد باشد.
صاحبان فرض ۴/۱
۱-    شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد
۲-    زوجه یا زوجه هها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.
صاحب فرض ۸/۱
ثمن فریضه زوجه یا زوجه هاست در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد.
صاحبان فرض ۳/۲
۱-    مادر متوفی در صورتی که میت اولاد و اخوه نداشته باشد.
۲-    کلاله امی در صورتی که بیش از یکی باشد.
صاحبان فرض ۶/۱
ارث سه وارث فرضا ۶/۱ است پدر – مادر- کلاله امی اگر تنها باشد.
بطور کلی از ترکه میت هر صاحب فرض حصه خود را می برد و بقیه به صاحبان قرابت می رسد و اگر صاحب قرابتی در آن طبقه مساوی با صاحب فرض در درجه نباشد باقی به صاحب فرض رد می شود مگر در مورد زوج که بر آن ها رد نمی شود اما اگر برای متوفی و ارثی به غیر از زوج نباشد زاید از فریضه به او رد می شود.

در سهم الارث طبقه اول
اگر برای متوفی اولاد یا اولاد اولاد از هر درجه که باشد موجود نباشد هر یک از ابوین در صورت انفراد تمام ارث را می برد و اگر پدر مادر میت هر دو زنده باشند مادر ۳/۱ و پدر ۳/۲ می برد لیکن اگر مادر حاجب داشته باشد ۶/۱ از ترکه متعلق به مادر و بقیه مال پدر است.
اما اگر متوفی ابوین نداشته باشد و یک یا چند نفر اولاد داشته باشد ترکه به طریق ذیل تقسیم می شود. را اگر فرزند منحصر به یکی با شد، خواه پسر یا خواه دختر، تمام ترکه به او می رسد.
۳-    اگر اولاد متعدد باشند اما تمام پسر یا دختره ترکه بین آن هها باسویه تقسیم می شود.
۴-    اگر اولاد متعدد باشند و بعضی از آن پسر و بعضی دختر، پسر دو برابر دختر می برد.
ارث پدر و مادر با یک دختر
هر گاه پدر یا مادر متوفی یا هر دو اوین او موجود باشد با یک دختر، فرض هر یک از پدر ومادر ۶/۱ ترکه ف؟ دختر نصف آن خواهد بود و ما بقی بین تمام و ارث به نسبت فرض آن ها تقسیم می شود مگر این که مادر حاجب داشته باشد که در این صورت مادر از مابقی چیزی نمی برد.
ارث پدر و مادر با چند دختر
و هر گاه پدر یا مادر متوفی یا هر دو ابوین او موجود باشند با چند دختر، فرض تمام دخترها ۳/۲ ترکه خواهد بود که بالسویه بین آن ها تقسیم می شود و فرض هر یک از پدر و مادر ۶/۱ و مابقی اگر باشد بین تمام ورثه به نسبت فرض آن ها تقسیم می شود مگر این مادر حاجب داشتبه باشد در این صورت مادر از باقی چیزی نمی برد.
هر گاه میت اولاد داشته باشد حتی اگر یک نفر باشد اولاد اولاد وارث نمی برند.
ارث نوادگان به قایم مقامی
هر گاه میت اولاد بالاواسطه نداشته باشد اولاد اولاد او قایم مقام اولاد بوده و بدین طریق جزو وراث طبقه اول محسوب و با هر یک از ابوین که زنده باشد ارث می برند.
تقسیم ارث بین اولاد اولاد بر حسب نسل به عمل می آید: یعنی هر نسل حصه کسی را می برد که به توسط او به میت می رسد پس اولاد پسر او برابر اولاد دختر می برند. در تقسیم بین افراد یک نسل، پسر دو برابر دختر می شود.
ارث ؟ به قایم مقامی
اولاد اولاد تا هر درجه که پایین بروند به طریق مذکور در ماه فوق ارث می برند با رعایت این که اقرب به میت بعد را محروم می کند.
ارث زوج و زوجه
در تمام صورتهایی که بیان شده زوج یا زوجه اگر زنده باشند فرض خود را می برند و این فرض عبارت است از ۲/۱ ترکه برای زوج و ۴/۱ آن برای زوجه در صورتی که بیت اولاد یا اولاد اولاد نداشته باشد و از ۴/۱ ترکه برای زوج و ۸/۱ آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد داشته باشد و مابقی ترکه بر طبق مقررات بین سایر وارث تقسیم می شود.
عول و تعصیب
اگر بواسطه بودن چندین نفر صاحبان فرض ترکه میت کفایت نصیب تمام آن ها را نکند نقص بر دختر و دختران وارد میوشد واگر پس از موضوع کردن نصیب صاحبان فرض زیادتی باشد و وراثی نباشد که زیاده را به عنوان قرابت ببرد این زیاده بین صاحبان فرض طبق مقررات تقسیم می شود اما زوج و زوجه مطلقا و مادر اگر حاجب داشته باشد از زیادی چیزی نمی برد.
حبوه
حبوه در واقع میراث اضافی پسر بزرگتر از پدر است و شامل میراث از مادر نمی شود و بطور کلی می توان گفت انگشتری که میت معمولا استعمال می کرده وهمین طور قرآن درختهای شخص و شمشیر او به پسر بزرگ او می رسد بدون این که از حصه او از این حیث چیزی کسر شود مشروط بر این که ترکه میت منحصربه این اموال نباشد.
در صورتی که چند پسر همسن وجود داشته باشند در وجود حبوه که ویژه پسر بزرگ است تردید وجود دارد و نظر مشهور بر تقسیم بین آن ها است.
در مورد تعدد انگشتری مورد استعمال و شمشیر، بعضی نظر به قرعه دارند و همین طور در این که آیا پسری که در زمان مرگ پدر هنوز به دنیا نیامدهاست از حبوه استفاده می کند یا بر حمل پسر بزرگتر اطلاق نمی شود اختلاف است و به نظر می رسد که حمل مشمول عنوان پسر بزرگ نمی باشد.
در سهم الارث طبقه دوم:
هر گاه برای میت وارث طبقه اولی نباشد ترکه او به وارث طبقه دوم می رسد. هر یک از وارث طبقه دوم اگر تنها باشد تمام ارث را می برد واگر مقدار متعدد باشند ترکه بین آن ها طبق مقررات تقسیم می شود.
میراث اخوه:
اگر میت اخوه ابوینی داشته باشد،اخوه ابی ارث نمی برند در صورت نبودن اخوه ابوینی اخوه ابی حصه ارث آن ها را می برند، اخوه ابوینی و اخوه ابی هیچ کدام اخوه ابی را از ارث محروم نمی کنند.
و اگر وارث میت چند برادر ابوینی یا چند برادر ابی یا چند خواهر ابوینی یا چند خواهر ابی می باشند ترکه بین آن ها بالسویه تقسیم می شود.
ارث برادر و خواهر ابی یا ابوینی:
اگر وارث میت چند برادر و خواهر ابوینی یا چند برادر و خواهر ابی باشند حصه دکور برابر؟ خواهد بود.
ارث برادر و خواهر ابی:
اگر وارث چند برادر ابی یا چند برادر و خواهر ابی می باشند ترکه بین آن ها بالسوه تقسیم می شود .
تقسیم ارث اخوه ابوینی و امی
هر گاه اخوه ابوینی و اخوه امی بام باشند تقسیم به صورت ذیل می باشد.
۱-    اگر برادر یا خواهر امی یکی باشد ۶/۱ ترکه را می برد و بقیه مال اخوه ابوینی یا ادبی است که همان طور که گفته شد تقسیم می شود.
۲-    اگر کلاله ای متعدد باشند ۳/۱ ترکه به آن ها تعلق گرفته و بین خود بالسویه تقسیم می کنند و بقیه مال اخوه ابوینی یا ابی است که طبق مقرارت تقسیم می شود.
ارث اجدا وجدات
هر گاه ورثه اجداد یا جدات باشند ترکه بصورت ذیل تقسیم می شود.
۱-    اگر جد یا جده تنها باشد اعم از ابی یا امی، تمامی ترکه به او تعلق می گیرد.
۲-    اگر اجداد وجدات متعدد باشند در صورتی که ذکور باشند ذکور دو برابر ارث می برند و اگر امی باشند بین آن ها بالسیوه تقسیم می شود.
۳-    اگر جد یا جده ابی وجد یا وجده امی باشند ۳/۱ ترکه به جد یا جده ای می رسد و در صورت تعداد اجداد امی امی آن ۳/۱ بین آن ها بطور مساوی تقسیم می شود و ۳/۲ دیگر به جد یا جده ابی می رسد و در صورت تعدد حصه دکور از آن ۳/۲ دو برابر حصه اناث خواهد بود.
ارث اجداد وکالاله
هر گاه میت اجداد و کلاله باهم داشته باشد ۳/۲ ترکه به وارثی می رسد که از طرف پدر قرابت دارند و در تقسیم آن حصه دکور دو برابر اناث خواهد بود و ۳/۱ به وراثی می رسد که از طرف مادر قرابت دارند و بین خود بطور مساوی تقسیم می نمایند اما اگر خویش مادری فقط یک برادر یا خواهر امی باشد فقط ۶/۱ ترکه به او تعلق خواهد گرفت.
قایم مقامی اولاد اخوه
اما گر زمانی برای میت نه برادر باشد و نه خواهر اولاد اخوه قایم مقام آن ها شده و با اجداد ارث می برند در این صورت تقسیم ارث نسبت به اولاد اخوه بر حسب نسل به عمل می آید: یعنی هر نسل حصه کسی را می برد که بواسطه او به میت می رسد. پس اولاد اخوه ابوینی یا ابی حصه اخوه ابوینی یا ابی تنها و اولاد کلاله امی،حصه کلاله امی را می برند. در تقسیم افراد یک نسل، اگر اولاد اخوه ابوینی یا ابی تنها باشند دکور دو برابر اناث می برد و اگر از کلاله امی می باشند بطور مساوی تقسیم می کنند.
و در صورت اجتماع کلاله ابوینی یا ابی و امی کلاله ابی ارث نمی برد. و در تمام مواردی که در مبحث ارث طبقه دوم گفته شده هر یک از زوجین که باشد فرض خود را از اصل ترکه می برد و این فرض عبارت است از ۲/۱ اصل ترکه برای زوج و ۴/۱ آن برای زوجه، متقربین به مادر هم اعم از اجداد یا کلاله فرض خود را از اصل ترکه می برند. و هر گاه بواسطه ورود زوج یا زوج نقص موجود گردد نقص بر کلاله ابوینی یا ابی یا بر اجداد ابی وارد می شود.
سهم الارث وارث طبقه سوم
هر گاه برای میت وارث طبقه دوم نباشد ترکه او به وراث طبقه سوم می رسد.
هر یک از وراث طبقه سوم اگر تنها باشد تمام ارث را می برد واگرمتعدد باشند ترکه بین آن ها طبق مقررات تقسیم می شود.
حجب خویشان ابوینی از ابی
اگر میت اعمام یا اخوال ابوینی داشته باشد اعمام یا اخوال ابی ارث نمی برند.  در صوتر نبودن اعمام یا اخوال ابوینی اعمال یا اخوال ابی حصه آن ها را می برند.
ارث عموها و عمه ها
هر گاه وارث متوفی چند نفر عمو یا چند نفر عمه باشند ترکه بین آن ها بطو مساوی تقسیم می شود در صورتی که همه آن ها ابوینی یا همه ابی یا همه امی باشند، هر گاه عمه و عمو باهم باشنند در صورتی که همه امی باشند ترکه را بطور مساوی تقسیم می نمایند و در صورتی که همه ابوینی یا ابی باشند حصه ذکور و برابر اناث خواهد بود.
در صورتی که اعمام امی و اعمام ابوینی یا ابی باهم باشند، عمه ی اعم امی اگر تنها باشد ۶/۱ ترکه به او تعلق می گیرد و اگر متعدد باشند ۳/۱ ترکه و این ۳/۱ را ما بین خود بطور مساوی تقسیم می کنند و باقی ترکه به اعمام ابوینی یا ابی می رسد که در تقسیم ذکور دو برابر اناث می برد.
ارث خاله و دایی ها
هر گاه وراث متوفی چند نفر دایی یا چند خاله یا چند دایی و خاله باهم باشند ترکه بین آن ها بطور مساوی تقسیم می شود خواه همه ابوینی و خواه همه ابی و خواه همه امی باشند اگر وراث میت دایی وخاله ابوینی یا ابی با دایی و خاله امی باشند طرف امی اگر یکی باشد ۶/۱ ترکه را می برد و اگر متعدد باشند ۳/۱ آن را می برند و بین خود بطور مساوی تقسیم می کنند و مابقی مال دایی وخاله های ابوینی یا ابی است که آن ها هم بین خود بطور مساوی تقسیم می نمایند.
ارث اعمام و اخوال
اگر برای میت یک یا چند نفر اعمام با یک یا چند نفر اخوال باشد ۳/۱ ترکه به اخوال و ۳/۲ آن به اعمام تعلق می گیرد. تقسیم ۳/۱ بین اخوال بطور مساوی به عمل می آید اما گر بین اخوال یک نفر امی باشد ۶/۱ حصه اخوال به او می رسد و اگر چند نفر امی باشند ۳/۱ آن حصه بر آن ها داده می شود و در صورت اخیر تقسیم بین آن ها بطور مساوی به عمل می آید.
در تقسیم ۳/۲ بین اعمام حصه ذکور در برابر اناث خواهد بود اما اگر بین اعمام یک نفر امی باشد ۶/۱ حصه اعمام به او می رسد و اگر چند نفر امی باشند ثلث آن حصبه به آن ها می رسد و در صورت اخیر آن ۳/۱ را بطور مساوی تقسیم می کنند.
در تقسیم ۶/۵ و یا ۳/۲ که از حصه اعمام باقی می ماند بین اعمام ابوینی یا ابی حصه مذکور دو برابر اناث خواهد بود.
 پسر عموی ابوینی وعموی ابی
با وجود اعمام یا اخوال اولاد آن ها ارث نمی برند مگر در صورت انحصار وارث به یک پسر عموی ابوینی با یک عموی ابی تنها که فقط در این صورت پسر عمو عمو را از ارث محروم می کند اما اگر با پسر عموی ابوینی خال یا خاله یا اعمام متعدد باشند و لوابی تنها پسر عمو ارث نمی برد.
قایم مقامی اولاد اعمام واخوال
هر گاه برای میت نه اعمام باشد و نه اخوال اولاد آن ها به جای آن ها ارث می برند و نصیب هر نسل نصیب کس خواهد بود که بواسطه او به میت متصل می شود. و در تمام موارد ارث طبقه سوم هم هر یک از زوجین که باشد فرض خود را از اصل ترکه می برد و این فرض عبارت است از:
۲/۱ ترکه برای و زوج و ۴/۱ آن برای زوجه متقرب به مارد هم نصیب خود را از اصل ترکه می برد و باقی ترکه مال متقرب به پدر است و اگر نقص هم باشد بر متقربین به پدر وارد می شود.
ارث خنثی
اگر وارث خنثی باشد خواه در هر طبقه اگر از جمله وارثی باشد که ذکور آن ها در برابر ارث می برند سهم الارث او این گونه محاسبه می شود که:
۱-    اگر علایم رجولیت غالب باشد سم الارث یک پسر از طبقه خود را می برد
۲-    اگر علایم اناثیت غلبه داشته باشد سهم الارث یک دختر از طبقه خود را می برد
۳-    اگر هیچ یک از علایم غالب نباشد نصف مجموع سهم الارث یک پسر و یک دختر از طبقه خود را خواهد برد.
در میراث زوج و زوجه
زوجین که زوجیت آن ها دایمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از هم ارث می برند. شرط توارث در نکاح منقطه به دلیل تعارض با قواعد امری ارث باطل است. در صورت تعدد زوجات ربع یا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همه آنها بطور مساوی تقسمی می شود.
اثرزوجیت دستگاه رزمان عده رجمی
اگر شوهر زن خود را به طلاق رجمی مطلقه نماید هر یک از آن ها که قبل از انقضا عده بمیرد دیگری از او ارث می برد اما اگر فوت یکی از آن ها بعد از انقضاء عده بوده و یا طلاق باین باشد از یکدیگر ارث نمی برند.
اثر طلاق در حال مرض
اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و از طرف یکسان از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد زوجه از او ارث می برد اگر چه طلاق باین باشد مشروط بر این که زن شوهر نکرده باشد.
هر گاه زن در ظرف یکسال از تاریخ طلاق بمیرد شوهر از او ارث نمی برد و ارث زن در این دوران حکم استثنایی است که باید تفسیر محدود شود.
بیمای شوهر باید متصل به مرگ باشد تازن بتواند از او ارث ببر پس اگر مرد از آن مرض شفا یابد میراث زن منتفی است هر چند دوباره  به همان مرض قبلا شود و در نتیجه این ابتلا ظرف یکسال بمیرد.
اگر ابتلا مجدد به همان مرض اتفاقی نباشد و از نظر پزشکی قابل پیش بینی باشد زن ارث می برد.
نکاح در حال مرض متصل به موت
اگر مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بمیرد زن از او ارث نمی برد اما اگر بعد از دخول یا بعد از صحت یافتن از آن مرض بمیرد زن از او ارث می برد
اما نکته دیگر که در خصوص ارث زوجه و زوج باید به آن توجه شود این است که زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد اما زوجه فقط از اموال ذیل ارث می برد:
۱-    از اموال منقوله از هر قبیل که باشد.
۲-    از ابینه و اشجار
زوجه از قیمت ابنیه اشجار ارث می برد و نه از عین آن ها و طریقه تقویم آن است که ابنیه و اشجار با فرض استحقاق بقا در زمین بدون اجرت تقویم می شود. و هر گاه ورثه را به فروش عین بخواهد.
اما طبق نظر دکتر کاتوزیان در صورت متناع وارثان از پرداخت قیمت ابنیه واشجار زن می تواند به حکم دادگاه عین شاع (۸/۱ یا ۴/۱) از آن ابنیه و اشجار را تملک کند و رو به ؟ و اداری ثبت هم تمایل به این نظر دارد.
در مورد تقویم وتعیین قیمت ابنیه و اشجار هم گفته شده که ؟ زمان فوت محل اعتبار است اما به نظر می رسد که قیمت زمان پرداخت ؟ اعتبار باشد زیرا در همان زمان حق زن تملک عین را دارد.
و عدم ذکر حق زن درهنگام درخواست ثبت سقط حق او در مطالعه ؟ ثمن اعیانی نیست.
رد به زوج و زوجه
در صورت نبودن هیچ وارث دیگری به غیر از زوج یا زوجه شوهر تمام ترکه زن ؟ خود را می برد اما زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث می باشد و اداره آن با حاکم باشد.
اهل تسنن
در خصوص مبحث ارث بسیاری از موارد بین اهل تشیع و تسنن یکسان می باشد بنابراین فقط به شرح موارد اختلافی پرداخته خواهد شد.
فقهای مذاهب اربعه با فقهای امامیه اتفاق نظر دارند که تجهیز بر ؟ که قبل از فوت به ترکه تعلق گرفته مقدم است اما نقصهای مذاهب اربعه درباره مقدم کردن تجهیز بر دیدن متعلق به ترکه اختلاف نظر دارند، فقهای حنیفه- مالیکه – شافعیه می گویند.
وارث و ترکه میت
فقها اتفاق نظر دارند که به محض فوت و در صورتی که این یا وصیتی در کار نباشد ترکه میت به مالکیت ورثه منتقل می شود وهمین طور اتفاق نظر دارند که مازاد بر دین و وصیت بر ورثه منتقل می شود اما در موردی که ترکه با این وصیت برابر باشد فقها اختلاف نظر دارند که آیا ترکه به وارث منتقل می شود یا نه؟
فقهای حنفی گفته اند: قسمتی از ترکه که قسمت آن با مقدار دین برابر باشد داخل ملک ورثه نمی شود.
فقهای شافعیه و ضابله می گویند مالکیت و رشد بر ترکه ای که مورد این قرار گرفته تعلق می گیرد خواه دین برابر تمام ترکه باشد ی ابرابر قسمتی از آن به هر صورت دین متعلق به تمام ترکه است وتمام ترکه ضامن دین است فقهای امامیه معتقدند که ترکه باشد یا برابر قسمتی از آن به هر صورت دین متعلق به تمام ترکه باشد یا برابر قسمتی از آن به هر صورت دین متعلق به تمام ترکه است وتمام ترکه ضامن دین است فقهای امامیه معتقدند که ترکه به وارث منتقل می شود چه دین به اندازه تمامی ماترک باشد یا نباشد.
(موانع ارث) فقها اتفاق نظر دارند که موانع ارث سه چیز است
۱-    اختلاف دین
۲-    حمل
۳-    والد؟
۴-    والد الزنا
۵-    قتل
اختلاف دین: فقها اتفاق نظر دارند که غیر مسلمان از مسلمان ارث نمی برد اما در مورد ارث بردن مسلمان از غیر مسلمان اختلاف وجود دارد. فقهای امامیه می گویند مسلمان از غیر مسلمان ارث می برد اما فقهای مذاهب اربعه گفته اند که مسلمان از غیر مسلمان ارث نمی برد.
هر گاه یکی از فرزندان یا خویشان متوفی غیر مسلمان بوده و پس از فوت مورث و بعد از تقسیم ترکه بین وارث مسلمان شود به اتفاق نظر فقها ارث نمی برد اما اگر پس از فوت و قبل از تقسیم ترکه مسلمان شود در این صورت فقها اختلاف نظر دارند که آیا ارث می برد یا نه؟
فقهای امامیه و ضابله می گویند ارث می برد اما فقهای شافصیه به مالکیه و حنیفه می گویند ارث نمی برد فقهای امامیه گفته اند اگر وارث یک نفر و مسلمان باشد ارث مختص اوست و اسلام وارثی که بعدا مسلمان شده نفعی در استحقاق ارث برای وی نخواهد داشت
(مرتد) از نظر فقهای مذاهب چهار گاز اهل سنت مرتد از دین اسلام از غیر مرتد ارث نمی برد خواهد ارتداد وی فطری باشد یا ملی.
فقهای امامیه می گویند: مرتد فطری اگر مرد باشد توبه داده نمی شود بلکه کشته می شود و همسرش از حین ارتداده عده وفات نگه می دارد و ترکه وی تقسیم می شود هر چند کشته نشود و توبه او نسبت به نسخ ازدواج و تقسیم ترکه و ؟ قبلی بی تاثیر است.
اما مرتد ملی از وی خواسته می شود که توبه کند اگر توبه کرد آن چه برای مسلمانان است به او هم تعلق می گیرد و هر چه علیه مسلمانان است علیه او هم می باشد و اگر مرتد ملی توبه نکند کشته می شود و همسرش از حین ارتداد عده طلاق نگه می دارد و اگر در اثنای عده توبه کنند زنش به او رجوع می کند و ما ترک وی تا زمانی که کشته شود یا بمیرد تقسیم نمی شود اما اگر زن دچار ارتداد گردد خواه مرتد فطری باشد یا ملی کشته نمی شود بلکه زندانی شده و اوقات نماز او را شلاق می زنند تا اینکه توبه کند یا بمیرد و ترکه وی تنها پس از فوت تقسیم می شود.
میراث اهل ملل
فقهای مالکیه و ضابله می گویند: اهل ملل که دارای در این جداگانه باشند از هم ارث نمی برند پس یهودی از مسیحی و مسیحی از یهودی ارث نمی برد.
فقهای امامیه حنیفه و شاخصیه گفته اند از هم ارث می برند اما فقهای امامیه ارث بردن وارث غیر مسلمان از غیر مسلمان را به قید وجود نداشتن وارث مسلمان مشروط کرده اند.
حمل
هر گاه شوهر بمیرد و زنش حامله باشد درصورت امکان تقسیم ارث متوقف می شود تا این که وضعیت زن مشخص  شود و در غیر اینصورت مقداری از مال برای حمل نگه داشته می شود فقها در مورد مقدار مالی که برای حمل نگه داشته می شود اختلاف نظر دارند . فقهای حنفیه می گویند به اندازه سهم یک پسر برای حمل نگه داشته می شود مالک و شانمی گفته اند سهم چهار پسر و دختر برای حمل نگه داشته می شود. فقهای امامیه می گویند ازباب احتیاط سهم برای حمل کنار گذاشته می شود به صاحبان فروض مانند زوج و زوجه کم ترین در سهم آن ها یعنی سهم ادنی داده می شود.
۳- ولد اللعان
فقها اتفاق نظر دارند که زن و شوهری که همدیگر را لعان می کنند از هم ارث نمی برند و نیز ولد اللعان و پدرش و کسانی که از طرف پدر با ولد اللعان خویشاوند هستند از یکدیگر ارث نمی برند همچنین فقها اتفاق نظر دارند که ولد اللعان از مادر و خویشاوندان مادری ارث می برد و مادر خویشاوندان مادری هم از وارث می برند و کسانی که از جانب پدر و مادر یا فقط از جانب مادر با والداللعمان خویشاوندی دارند در ارث بردن از وی مساویند.
فقهای امامیه می گویند: هر گاه پدر رجوع کرده و گفته خود را تکذیب کند و بعد از لعان به فرزندی فرزند اقرار کند در این صورت پس از پدر ارث می برد ولی پدر از پسر ارث نمی برد.
ولد الزنا
فقهای مذاهب اربعه اتفاق نظر دارند که حکم ولد الزنا (زنا زاده) مانند ولد اللعان است فقهای امامیه می گویند ولد الزنا و مادر زنا کارش از هم ارث نمی برند همان گونه که ولد الزنا و پدر زنا کارش از هم ارث نمی برند زیرا دلیل عدم توارث برای پدر و مادر یکی است که همان زنا است.
قتل
فقها اتفاق نظر دارند که قتل عمد و به ناحق مانع ارث می شود. و فقها درباره دیگر انواع قتل غیر از قتل عمد اختلاف نظر دارند که آیا مانع ارث می شود یا نه؟
فقهای امامیه می گویند: کسیکه یکی از خویشان خود را به خاطر قصاص یا دفاع از خود یا به امر حاکم عادل و دیگر مجوزهای شرعی بکشد قتل در چنین حالتی مانع از ارث بردن قاتل نمی شود همین طور قتل خطایی مانع ارث بردن نمی شود.
هر یک از ائمه مذاهب چهار گانه اهل سنت در این باره (قتل خطایی) رای داده اند: نظر امام مالک موافق نظر فقهای امامیه است و شاخصی معتقد است که قتل خطایی مانند قتل عمد مانع از ارث بردن قاتل می شود. و خیلی ها هم می گویند که قتلی مانع ارث می شود که موجب عقوبت ولو عقوبت مالی شود.
فروض و صاحبان آن
طبق اتفاق نظر فقها فرضا همان است که در قرآن برای وارث تعیین شده و در مذهب شیعه به تفصیل بیان شده است و نیازی به توضیح مجدد نمی باشد.
عصبات
بحث عصبه در مذهب اهل تسنن مطرح می شود
عصبه عبارت است از:
عصبه دو قسم است:
نسبی و سببی و عصبی سببی شامل ولا ؟ و فرزندان اوست. اما عصبات نسبی سه نوع است. عصبه بالنفس- عصبه بالغیر- عصبه مع الغیر عصبه بالنفس هر مذکری است که در نسبت او به متوفی مون؟ وارد نشده باشد و معنای عصبه بالنفس آن است که احتیاج به غیر ندارد اما صاحب عصبه بالغیر وعصبه مع الغیر در برخی حالات عاصب است و عصبه بالنفس نزدیک ترین عصبه بوده و افراد آن به ترتیب زیر ارث می برند:
۱-    پسر
۲-    پسر پسر هر چه پایین رود جایگزین پدر شود.
۳-    پدر
۴-    جد پدری هر چه بالا رود
۵-    برادر ابوبین
۶-    برادر ابی
۷-    پسر برادر ابونین
۸-    پسر برادر پدری
۹-    عموی ابوبین
۱۰-    عمومی ابی
۱۱-    پس عموی ابوبین
۱۲-    پس عموی ابی
هر گاه کلمه عصبه بطور مطلق به کار رود مقصود عصبه بالنفس است و اگر منظور قسم دوم و سوم باشد عصبه بالغیر و عصبه معی الغیر به کار می رود.
فقها اختلاف دارند که آیا جد پدری در بردن ارث براخواه مقدم می شود یا اینکه اخوه با وی ارث برده و همگی در یک درجه می باشند؟ ابوحنیفه گفته است جد پدری بر اخوی مقدم شده و اخوی با وجود جد پدری اصلا ارث نمی برند. اما فقهای امامیه- شاخصه – مالکیه می گویند: اخوه با وجود جد پدری ارث می برند زیرا هم رتبه جد پدری به شمار می آیند.
در میان عصبه ها صاحب دو قرابت بر صاحبان یک قرابت مقدم می شوند پس برادر ابوبین بر برادر ابی مقدم می شود.
اما عصبه بالغیر شامل ۴ دسته از زنان است.
۱-    دختر یا دختران
۲-    دختر پسر یا دختران پسران
۳-    خواهر یا خواهران پدر و مادر
۴-    خواهر یا خواهران پدری
معلوم است که تمام این چهار دسته در صورتی که با آنان برادری نباشد بالفرض ارث می برند.
هر یک از این افراد به تنهایی نصب ترکه و در صورت تعدد ۳/۲ ترکه را می برد و اگر با آن ها برادر می باشد از نظر فقهای غیر امامیه بالصعبه ارث می برند بواسطه برادرشان و در نتیجه ترکه را مطابق سهم (پسر دو برادر دختر) با برادر خود (میان خودشان تقسیم می کنند).
عصبه مع الغیر شامل خواهر یا خواهران ابوینی یا ابی با دختر یا دختر پسر است پس خواهر و خواهران بالفرض ارث می برند در صورتی که با آنان دختر یا دختر پسر موجود نباشد و چنان چه با آن ها دختر پسر موجود باشد بالعصبه ارث می برند و در نتیجه دختر یا دختر پسر سهم فرض خود را می گیرد و ما باقی را خواهر یا خواهران شفیق (ابوبینی ) یا پدری می گیرند که با بودن دختر عصبه شده اند. و مشخص می شود که خواهر ابوبینی یا ابی حالت دارد:
۱-هر گاه برادر با خواهر ابوبینی با ابی نباشد وصیت دختری نداشته باشد بالفرض ارث می برد.
۲- در صورت موجود بودن برادر با او بالصعبه بالغیر ارث می برد.
۳- در صورتی که میت دختری داشته باشد بالصعبه مع الغیر ارث می برد.
فقهای مذاهب چهار گانه اهل سنت اتفاق نظر دارند که اگر در میان صاحبان فرض عاصب تنها باشد تمام مال را می گیرد و اگر صاحب فرضی با او موجود باشد مقداری را که از سهم صاحب فرض زیاد بیاید می گیرد و اگر عصبه ای موجود نباشد از نظر فقهای شافعیه و مالکیه  زیادی را به بیت المال می دهند و از نظر فقهای حنیفه و ضابه مقدار زاید به صاحبان فروض رد می شود و در صورتی که صاحب فرض وعصبه فرودوی الارحام موجود نباشند ترکه به بیت المال داده می شود.
فقهای امامیه ارث از طریق بالصعبه را انکار کرده اند و آن را به صاحبان فرض و قرابت منحصر کرده اند.
تعصیب
فرض های ۶ گانه ای که در قرآن معین شده گاهی با مجموع ترکه مساوی می شود و گاهی سهام صاحبان فرض از مجموع ترکه کمتر می شود که این حالت را تعصیب گویند.
البته گاهی هم مجموع سهام صاحبان فروض از مقدار ترکه بیشتر می شود که آن را عول می گویند. تعصیب را چنین تعریف کرده اند که عصبه با وجود صاحب فرض نزدیک ارث ببرد مانند جایی که میت یک دختر یا چند دختر داشته و فرزند ذکور نداشته باشد یا اصلا میت فرزندانی نداشته باشد چه پسر و چه دختر بلکه خواهر یا خواهرانی داشته باشد و برادر و عمو هم داشته باشد که در این حالت مذاهب اهل سنت, برادر بین را با دختر یا دختران در ارث شریک دانسته اند و در چنین صورتی برادر میت با وجود یک دخت, نصف ترکه و باوجود دو دختر به بالا ۳/۱ ترکه را می گیرد و از نظر فقهای امامیه تعصیب باطل است و آن چه از سهام صاحبان فرض اضافه بیاید باید به صاحب فرض نزدیک رد شود.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    ثواب سوره تغابن

    ثواب سوره تغابن/ قرآن سراسر خیر و برکت است و نمیتوان یک سوره را بر سوره ی دیگر ترجیح داد فضایل و خواصی که برای سوره ها ذکر میشود و به مثابه تشویق و جایزه ایست برای روی آوردن به قرآن و مأنوس شدن […]

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد