خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


سوره بقره (تفسیر آیه )۲۳۳

امتیاز به این مطلب!

1,020 views

بازدید

آیه ۲۳۲
آیه و ترجمه
وَ إِذَا طلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضلُوهُنَّ أَن یَنکِحْنَ أَزْوَجَهُنَّ إِذَا تَرَضوْا بَیْنهُم بِالمَْعْرُوفِ ذَلِک یُوعَظ بِهِ مَن کانَ مِنکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ ذَلِکمْ أَزْکى لَکمْ وَ أَطهَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لا تَعْلَمُونَ(۲۳۲)
  ترجمه :
۲۳۲ – و هنگامى که زنان را طلاق دادید و عده خود را به پایان رسانیدند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق ) خویش ، ازدواج کنند! اگر در میان آنان ، به طرز پسندیده اى تراضى برقرار گردد. این دستورى است که تنها افرادى از شما، که ایمان به خدا و روز قیامت دارند، از آن ، پند مى گیرند (و به آن ، عمل مى کنند). این (دستور)، براى رشد (خانواده هاى ) شما موثرتر، و براى شستن آلودگیها مفیدتر است ، و خدا مى داند و شما نمى دانید.
  شان نزول :
یکى از یاران پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به نام ((معقل بن یسار)) خواهرى به نام ((جملاء)) داشت که از همسرش عاصم بن عدى طلاق گرفته بود، بعد از پایان عده مایل بود بار دیگر به عقد همسرش ‍ درآید، ولى برادرش از این کار مانع شد، آیه فوق نازل شد و او را از مخالفت با چنین ازدواجى نهى کرد.
و نیز گفته اند که آیه هنگامى نازل شد که جابر بن عبد الله با ازدواج مجدد دختر عمویش با شوهر سابق خویش مخالفت مى ورزید.
و شاید در جاهلیت چنین حقى به غالب بستگان نزدیک مى دادند که در امر ازدواج زنان و دختران خویشاوند دخالت کنند، شک نیست که برادر و پسر عمو از
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۲
نظر فقه شیعه هیچ گونه ولایتى به خواهر و دختر عموى خود ندارند و آیه فوق مى خواهد این گونه دخالت هاى غیر مجاز را نفى کند، بلکه چنانکه خواهیم دید از آیه فوق حکم وسیعترى حتى درباره اولیاء استفاده مى شود که حتى پدر و جد – تا چه رسد به بستگان دیگر و یا بیگانگان – حق ندارند با چنین ازدواج هائى مخالفت کنند.
 تفسیر:
شکستن یکى دیگر از زنجیرهاى اسارت زنان
همان گونه که قبلا اشاره شد در زمان جاهلیت زنان در زنجیر اسارت مردان بودند و بى آنکه به اراده و تمایل آنان توجه شود مجبور بودند زندگى خود را طبق تمایلات مردان خودکامه تنظیم کنند.
از جمله در مورد انتخاب همسر، به خواسته و میل زن هیچ گونه اهمیتى داده نمى شد حتى اگر زن با اجازه ولى ، ازدواج مى کرد سپس از همسرش جدا مى شد باز پیوستن ثانوى او به همسر اول ، بستگى به اراده مردان فامیل داشت و بسیار مى شد با اینکه زن و شوهر بعد از جدائى علاقه به بازگشت داشتند مردان خویشاوند روى پندارها و موهوماتى مانع مى شدند.
قرآن صریحا این روش را محکوم کرده ، مى گوید: ((هنگامى که زنان را طلاق دادید و عده خود را به پایان رسانیدند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق ) خویش ازدواج کنند اگر در میان آنها رضایت به طرز پسندیده اى حاصل شود)) (و اذا طلقتم النساء فبلغن اجلهن فلا تعظلوهن ان ینکحن ازواجهن اذا تراضوا بینهم بالمعروف ).
این در صورتى است که مخاطب در این آیه اولیاء و مردان خویشاوند باشند، ولى این احتمال نیز داده شده است که مخاطب در آن ، همسر اول باشد، یعنى
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۳
هنگامى که زنى را طلاق دادید مزاحم ازدواج مجدد او با شوهران دیگر نشوید، زیرا بعضى از افراد لجوج هم در گذشته و هم امروز بعد از طلاق دادن زن ، نسبت به ازدواج او با همسر دیگرى حساسیت به خرج مى دهند که چیزى جز یک اندیشه جاهلى نیست .
ضمنا در آیه سابق بلوغ اجل ، به معنى رسیدن به روزهاى آخر عده بود در حالى که در آیه مورد بحث به قرینه ازدواج مجدد، منظور پایان کامل عده است .
بنابراین از آیه استفاده مى شود که زنان ((ثیبه )) (آنان که لااقل یک بار ازدواج کرده اند) در ازدواج مجدد خود هیچ گونه نیازى به جلب موافقت اولیاء ندارند حتى مخالفت آنها بى اثر است .
سپس در ادامه آیه ، بار دیگر هشدار مى دهد و مى فرماید: ((این دستورى است که تنها افرادى از شما که ایمان به خدا و روز قیامت دارند از آن پند مى گیرند)) (ذلک یوعظ به من کان منکم یؤ من بالله و الیوم الاخر).
و باز براى تاکید بیشتر مى گوید: ((این براى پاکى و نمو (خانواده هاى شما) مؤ ثرتر و براى شستن آلودگیها مفیدتر است و خدا مى داند و شما نمى دانید)) (ذلکم ازکى لکم و اطهر و الله یعلم و انتم لا تعلمون ).
این بخش از آیه ، در واقع مى گوید: این احکام همه به نفع شما بیان شده منتهى کسانى مى توانند از آن بهره گیرند که سرمایه ایمان به مبداء و معاد را داشته باشند، و بتوانند تمایلات خود را کنترل کنند.
و به تعبیر دیگر این جمله مى گوید: نتیجه عمل به این دستورها صددرصد به خود شما مى رسد، ولى ممکن است بر اثر کمى معلومات ، به فلسفه این احکام
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۴
واقف نشوید، اما خدائى که از اسرار آنها آگاه است به خاطر حفظ طهارت و پاکیزگى خانواده هاى شما این قوانین را مقرر فرموده است .
قابل توجه اینکه : عمل به این دستورها، هم موجب تزکیه و هم موجب طهارت معرفى شده (ازکى لکم و اطهر).
یعنى هم آلودگیها را که بر اثر غلط کارى دامنگیر خانواده ها مى شود بر طرف مى سازد، و هم مایه نمو و تکامل و خیر و برکت است ، (فراموش نباید کرد که ((تزکیه )) در اصل از ((زکات )) به معنى نمو گرفته شده است .
بعضى از مفسران جمله ((ازکى لکم )) را اشاره به ثوابهائى مى دانند که با عمل به این دستورها حاصل مى شود، و جمله ((اطهر)) را اشاره به پاک شدن از گناهان .
بدیهى است حوادثى پیش مى آید که دو همسر با تمام علاقه اى که به یکدیگر دارند تحت تاثیر آن از هم جدا مى شوند، بعد که آثار مرگبار جدائى را با چشم خود مى بینند پشیمان شده و تصمیم به بازگشت مى گیرند، سختگیرى و تعصب در برابر بازگشت آنها، ضربه سنگینى به هر دو مى زند و اى بسا مایه انحراف و آلودگى آنها شود، و اگر فرزندانى در این وسط باشند – که غالبا هستند – سرنوشت بسیار دردناکى خواهند داشت و مسؤ ول این عواقب شوم کسانى هستند که از آشتى آنها جلوگیرى مى کنند.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۵
آیه ۲۳۳
آیه و ترجمه
وَ الْوَلِدَت یُرْضِعْنَ أَوْلَدَهُنَّ حَوْلَینِ کامِلَینِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضاعَهَ وَ عَلى المَْوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسوَتهُنَّ بِالمَْعْرُوفِ لا تُکلَّف نَفْسٌ إِلا وُسعَهَا لا تُضارَّ وَلِدَهُ بِوَلَدِهَا وَ لا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِک فَإِنْ أَرَادَا فِصالاً عَن تَرَاضٍ مِّنهُمَا وَ تَشاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَیهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسترْضِعُوا أَوْلَدَکمْ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکمْ إِذَا سلَّمْتُم مَّا ءَاتَیْتُم بِالمَْعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ(۲۳۳)
  ترجمه :
۲۳۳ – مادران ، فرزندان را دو سال تمام ، شیر مى دهند. (این ) براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را تکمیل کند.
و بر آن کس که فرزند براى او متولد شده (پدر)، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته (در مدت شیر دادن بپردازد، حتى اگر طلاق گرفته باشد). هیچ کس موظف به بیش از مقدار توانایى خود نیست ! نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به کودک را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد (هزینه مادر را در دوران شیرخوارگى تامین نماید). و اگر آن دو، با رضایت یکدیگر و مشورت ، بخواهند کودک را (زودتر) از شیر باز گیرند، گناهى بر آنها نیست . و اگر (با عدم توانایى ، یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه اى براى فرزندان خود بگیرید، گناهى بر شما نیست ، به شرط اینکه حق گذشته مادر را به طور شایسته بپردازید.
و از (مخالفت فرمان ) خدا به پرهیزید و بدانید خدا، به آنچه انجام مى دهید، بیناست !
 تفسیر:
هفت دستور درباره شیر دادن نوزادان
این آیه که در واقع ادامه بحث هاى مربوط به مسائل ازدواج و زناشویى
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۶
به سراغ یک مساله مهم ، یعنى مساله ((رضاع )) (شیر دادن ) و با تعبیراتى بسیار کوتاه و فشرده و در عین حال پر محتوا و آموزنده جزئیات این مساله را بازگو مى کند.
۱ – نخست مى گوید: ((مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر مى دهند)) (و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین ).
((والدات )) جمع ((والده ))، در لغت عرب به معنى مادر است ، ولى ((ام )) معنى وسیعترى دارد که گاه به مادر یا مادر مادر، و گاه به ریشه و اساس هر چیزى اطلاق مى شود.
در این بخش از آیه ، حق شیر دادن در دو سال شیرخوارگى به مادر داده شده ، و او است که مى تواند در این مدت از فرزند خود نگاهدارى کند و به اصطلاح حق حضانت در این مدت از آن مادر است ، هر چند ولایت بر اطفال صغیر به عهده پدر گذاشته شده است ، اما از آنجا که تغذیه جسم و جان نوزاد در این مدت با شیر و عواطف مادر پیوند ناگسستنى دارد این حق به مادر داده شده ، علاوه بر این عواطف مادر نیز باید رعایت شود، زیرا او نمى تواند آغوش خود را در چنین لحظات حساسى از کودکش خالى ببیند و در برابر وضع نوزادش بى تفاوت باشد، بنابراین قرار دادن حق حضانت و نگاهدارى و شیر دادن براى مادر یک نوع حق دو جانبه است که هم براى رعایت حال فرزند است و هم مادر، و تعبیر ((اولادهن )) (فرزندانشان ) اشاره لطیفى به این مطلب است .
گر چه ظاهر این جمله مطلق است ، و زنان مطلقه و غیر مطلقه را شامل مى شود، ولى جمله هاى بعد نشان مى دهد که این آیه به زنان مطلقه نظر دارد هر چند مادران دیگر نیز از چنین حقى برخوردارند، اما در صورت نبودن جدائى و طلاق ، عملا اثر ندارد.
۲ – سپس مى افزاید ((این براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را کامل کند)) (لمن اراد ان یتم الرضاعه ).
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۷
یعنى مدت شیر دادن طفل لازم نیست ، همواره دو سال باشد، دو سال براى کسى است که مى خواهد شیر دادن را کامل کند، ولى مادران حق دارند با توجه به وضع نوزاد و رعایت سلامت او این مدت را کمتر کنند.
در روایاتى که از طرق اهل بیت (علیهمالسلام ) به ما رسیده دوران کامل شیرخوارگى دو سال ، و کمتر از آن ، بیست و یک ماه معرفى شده است .
بعید نیست این معنى از ضمیمه کردن آیه فوق با آیه و حمله و فصاله ثلثون شهرا: باردارى او و از شیر گرفتنش ، سى ماه است نیز استفاده شود، زیرا مى دانیم معمولا دوران باردارى نه ماه است و هر گاه آن را از سى ماه کم کنیم بیست و یک ماه باقى میماند که مدت معمولى شیر دادن خواهد بود، بلکه با توجه به اینکه آنچه در سوره احقاف آمده نیز به صورت الزامى است ، مادران حق دارند با در نظر گرفتن ، مصلحت و سلامت نوزاد، مدت شیرخوارگى را از بیست و یک ماه نیز کمتر کنند.
۳ – هزینه زندگى مادر از نظر غذا و لباس در دوران شیر دادن بر عهده پدر نوزاد است تا مادر با خاطرى آسوده بتواند فرزند را شیر دهد لذا در ادامه آیه مى فرماید: ((و بر آن کسى که فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم است ، خوراک و پوشاک مادران را به طور شایسته بپردازد)) (و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف ).
در اینجا تعبیر به ((المولود له )) (کسى که فرزند براى او متولد شده ) به جاى تعبیر به ((اب – والد)) (پدر) قابل توجه است ، گوئى مى خواهد عواطف پدر را در راه انجام وظیفه مزبور، بسیج کند، یعنى اگر هزینه کودک و مادرش در این موقع بر عهده
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۸
مرد گذارده شده به خاطر این است که فرزند او و میوه دل او است ، نه یک فرد بیگانه .
توصیف به ((معروف )) (به طور شایسته ) نشان مى دهد که پدران در مورد لباس و غذاى مادر، باید آنچه شایسته و متعارف و مناسب حال او است را در نظر بگیرند، نه سختگیرى کنند و نه اسراف .
و براى توضیح بیشتر مى فرماید: ((هیچ کس موظف نیست بیش از مقدار توانائى خود را انجام دهد)) (لا تکلف نفس الا وسعها).
بنابراین هر پدرى به اندازه توانائى خود وظیفه دارد، بعضى این جمله را به منزله علت براى اصل حکم دانسته اند، و بعضى به عنوان تفسیر حکم سابق ، (و هر دو در نتیجه یکى است ).
۴ – سپس به بیان حکم مهم دیگرى پرداخته ، مى فرماید: ((نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق دارد به کودک ضرر زند، و نه پدر)) به خاطر اختلاف با مادر (لا تضار والده بولدها و لا مولود له بولده ).
یعنى ، هیچ یک از این دو حق ندارند سرنوشت کودک را وجه المصالحه اختلافات خویش قرار دهند، و بر جسم و روح نوزاد، ضربه وارد کنند.
مردان نباید حق حضانت و نگاهدارى مادران را با گرفتن کودکان در دوران شیرخوارگى از آنها پایمال کنند، که زیانش به فرزند رسد و مادران نیز نباید از این حق شانه خالى کرده و به بهانه هاى گوناگون از شیر دادن کودک خوددارى کرده یا پدر را از دیدار فرزندش محروم سازند.
این احتمال نیز در تفسیر آیه داده شده است که منظور آن است که نه پدر مى تواند حق زناشویى زن را به خاطر ترس از باردار شدن و در نتیجه زیان دیدن شیر خوار، سلب کند، و نه مادر مى تواند شوهر را از این حق به همین دلیل باز دارد.
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۸۹
ولى تفسیر اول با ظاهر آیه سازگارتر است .
تعبیر به ((ولدها)) و ((ولده )) نیز براى تشویق پدران و مادران به رعایت حال کودکان شیر خوار است ، به اضافه نشان مى دهد که نوزاد متعلق به هر دو مى باشد، نه مطابق رسوم جاهلیت که فرزند را فقط متعلق به پدر مى دانستند و براى مادر هیچ سهمى قائل نبودند.
۵ – سپس به حکم دیگرى مربوط به بعد از مرگ پدر مى پردازد، مى فرماید: ((و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد)) (و على الوارث مثل ذلک ).
یعنى : آنها باید نیازهاى مادر را در دورانى که به کودک شیر مى دهد تامین کنند – در اینجا بعضى احتمالات دیگر در تفسیر آیه داده شده که ضعیف به نظر مى رسد.
۶ – در ادامه آیه ، سخن از مساله باز داشتن کودک از شیر به میان آمده و اختیار آن را به پدر و مادر واگذاشته ، هر چند در جمله هاى سابق زمانى براى شیر دادن کودک تعیین شده بود، ولى پدر و مادر با توجه به وضع جسمى و روحى او، و توافق با یکدیگر مى توانند کودک را در هر موقع مناسب از شیر باز دارند، مى فرماید: ((اگر آن دو با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند کودک را (زودتر از دو سال یا بیست و یک ماه ) از شیر باز گیرند گناهى بر آنها نیست )) (فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما).
در واقع پدر و مادر باید مصالح فرزند را در نظر بگیرند و با هم فکرى و توافق و به تعبیر قرآن تراضى و تشاور، براى باز گرفتن کودک از شیر برنامه اى تنظیم کنند، و در این کار از کشمکش و مشاجره و پرداختن به مصالح خود و پایمال کردن مصالح کودک به پرهیزند.
۷ – گاه مى شود که مادر از حق خود در مورد شیر دادن و حضانت و
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۰
نگاهدارى فرزند خود دارى مى کند و یا به راستى مانعى براى او پیش مى آید، در این صورت باید راه چاره اى اندیشید و لذا در ادامه آیه مى فرماید: ((اگر (با عدم توانائى یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه اى براى فرزندان خود بگیرید، گناهى بر شما نیست ، هر گاه حق گذشته مادر را بطور شایسته بپردازید)) (و ان اردتم ان تسترضعوا اولادکم فلا جناح علیکم اذا سلمتم ما آتیتم بالمعروف ).
در تفسیر جمله ((اذا سلمتم ما آتیتم بالمعروف ))، نظرات گوناگونى از سوى مفسران اظهار شده ، گروهى تفسیر بالا را پذیرفته اند که انتخاب دایه به جاى مادر، پس از رضایت طرفین ، بى مانع است مشروط بر اینکه این امر سبب از بین رفتن حقوق مادر، نسبت به گذشته نشود، بلکه حق او نسبت به مدتى که شیر مى دهد طبق عادت پرداخته شود.
در حالى که بعضى آن را ناظر به حق دایه دانسته اند و گفته اند باید حق او طبق عرف عادت پرداخت شود، بعضى نیز گفته اند منظور از این جمله توافق پدر و مادر در مساله انتخاب دایه است .
و بنابراین تاکیدى مى شود بر جمله قبل ، ولى این تفسیر ضعیف به نظر مى رسد و صحیحتر همان تفسیر اول و دوم مى باشد و مرحوم طبرسى تفسیر اول را ترجیح داده است .
و در پایان آیه به همگان هشدار مى دهد که ((تقواى الهى پیشه کنید و بدانید خدا به آنچه انجام مى دهید بینا است )) (و اتقوا الله و اعلموا ان الله بما تعملون بصیر).
مبادا کشمکش میان مرد و زن ، روح انتقامجویى را در آنها زنده کند و سرنوشت یکدیگر و یا کودکان مظلوم را به خطر اندازند، همه باید بدانند خدا دقیقا مراقب اعمال آنها است .
این احکام دقیق و حساب شده و هشدارهاى آمیخته به آن به خوبى نشان مى دهد که اسلام تا چه حد براى حقوق کودکان و همچنین مادران اهمیت قائل
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۱
شده است و رعایت حد اکثر عدالت را در این زمینه سفارش مى کند، آرى اسلام بر خلاف آنچه در دنیاى ستمکاران وجود دارد که حقوق ضعیفان همیشه پایمال مى شود، حد اکثر اهمیت را به حفظ حقوق آنان داده است .
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۲
آیه ۲۳۴ – ۲۳۵
آیه و ترجمه
وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَجاً یَترَبَّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشهُرٍ وَ عَشراً فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکمْ فِیمَا فَعَلْنَ فى أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(۲۳۴)
وَ لا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا عَرَّضتُم بِهِ مِنْ خِطبَهِ النِّساءِ أَوْ أَکنَنتُمْ فى أَنفُسِکُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ ستَذْکُرُونَهُنَّ وَ لَکِن لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِراًّ إِلا أَن تَقُولُوا قَوْلاً مَّعْرُوفاً وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَهَ النِّکاح حَتى یَبْلُغَ الْکِتَب أَجَلَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فى أَنفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ(۲۳۵)
  ترجمه :
۲۳۴ – و کسانى که از شما میمیرند و همسرانى باقى میگذارند، باید چهار ماه و ده روز، انتظار بکشند (و عده نگه دارند)! و هنگامى که به آخر مدتشان رسیدند، گناهى بر شما نیست که هر چه میخواهند، درباره خودشان به طور شایسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود، ازدواج کنند).
و خدا به آنچه عمل مى کنید، آگاه است .
۲۳۵ – و گناهى بر شما نیست که به طور کنایه ، (از زنانى که همسرانشان مرده اند) خواستگارى کنید، و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید).
خداوند میدانست شما به یاد آنها خواهید افتاد، (و با خواسته طبیعى شما به شکل معقول ، مخالف نیست ،) ولى پنهانى با آنها قرار زناشویى نگذارید، مگر اینکه به طرز پسندیده اى (به طور کنایه ) اظهار کنید! (ولى در هر حال ،) اقدام به ازدواج ننمایید، تا عده آنها سر آید! و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، مى داند! از مخالفت او به پرهیزید و بدانید خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان ، عجله نمى کند)!
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۳
 تفسیر:
خرافاتى که زنان را بیچاره مى کرد!
یکى از مسائل و مشکلات اساسى زنان ازدواج بعد از مرگ شوهراست ، از آنجا که ازدواج فورى زن با همسر دیگر بعد از مرگ شوهر با محبت و دوستى و حفظ احترام شوهر سابق و تعیین به خالى بودن رحم از نطفه همسر پیشین سازگار نیست و به علاوه موجب جریحهدار ساختن عواطف بستگان متوفى است ، آیه فوق ازدواج مجدد زنان را مشروط به عده نگه داشتن به مدت چهار ماه و ده روز ذکر کرده است
رعایت حریم زندگانى زناشویى حتى بعد از مرگ با همسر موضوعى است فطرى و لذا همیشه در قبائل مختلف آداب و رسوم گوناگونى براى این منظور بوده است گر چه گاهى در این رسوم آن چنان افراط مى کردند که عملا زنان را در بنبست و اسارت قرار میدادند و گاهى جنایت آمیزترین کارها را در مورد او مرتکب مى شدند به عنوان نمونه : بعضى از قبائل پس از مرگ شوهر زن را آتش زده و یا بعضى او را با مرد دفن مى کردند، برخى زن را براى همیشه از ازدواج مجدد محروم ساخته و گوشهنشین مى کردند و در پارهاى از قبائل زنها موظف بودند مدتى کنار قبر شوهر زیر خیمه سیاه و چرکین با لباسهاى مندرس و کثیف دور از هر گونه آرایش و زیور و حتى شستشو به سر برده و بدین وضع شب و روز خود را بگذرانند.
آیه فوق بر تمام این خرافات و جنایات خط بطلان کشیده و به زنان بیوه اجازه مى دهد بعد از نگاهدارى عده و حفظ حریم زوجیت گذشته اقدام به ازدواج کنند، مى فرماید: کسانى که از شما میمیرند و همسرانى از خود باقى میگذارند، آنها باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند و هنگامى که مدتشان سر آمد، گناهى بر
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۴
شما نیست که هر چه میخواهند درباره خودشان به طور شایسته انجام دهند و با مرد دلخواه خود ازدواج کنند. (و الذین یتوفون منکم و یذرون ازواجا یتربصن بانفسهن اربعه اشهر و عشرا فاذا بلغن اجلهن فلا جناح علیکم فیما فعلن فى انفسهن بالمعروف ).
و از آنجا که گاه اولیاء و بستگان زن ، دخالت هاى بى موردى در کار او مى کنند و یا منافع خویش را در ازدواج آینده زن در نظر میگیرند، در پایان آیه خداوند به همه هشدار مى دهد و مى فرماید: خداوند از هر کارى که انجام مى دهید آگاه است و هر کس را به جزاى اعمال نیک و بد خود میرساند (و الله بما تعملون خبیر).
جمله (( لا جناح علیکم فیما فعلن فى انفسهن بالمعروف )) با توجه به اینکه مخاطب ، مردان فامیل هستند، نشان مى دهد که گوئى آزاد گذاشتن زن را بعد از مرگ شوهر، براى خود گناه میدانستند و به عکس  تضییق و سختگیرى را وظیفه میشمردند، این آیه به وضوح مى گوید آنها را آزاد بگذارید و هیچ گناهى بر شما نیست (در ضمن از این تعبیر استفاده مى شود که ولایت پدر و جد نیز در اینجا ساقط است ) ولى به زنان نیز یادآورى مى کند که آنها از آزادى خود سوء استفاده نکنند و به طور شایسته (بالمعروف ) براى انتخاب شوهر جدید، اقدام نمایند.
طبق روایاتى که از پیشوایان اسلام به ما رسیده است زنان موظفند در این مدت شکل سوگوارى خود را حفظ کنند، یعنى مطلقا آرایش نکنند، ساده باشند و البته فلسفه نگاهدارى این چنین عدهاى نیز همین را ایجاب مى کند.
اسلام زنان را بحدى از آداب و رسوم خرافى دوران جاهلى نجات داد که برخى پنداشتند حتى در همین مدت کوتاه عده هم مى توانند ازدواج کنند، یکى از همین زنان که چنین میپنداشت ، روزى خدمت پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و مى خواست اجازه براى ازدواج مجدد بگیرد، از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) سئوال کرد آیا اجازه مى دهید سرمه کشیده و خود را آرایش دهم ؟
حضرت فرمود: شما زنان موجودات عجیبى هستید! تا قبل از اسلام عده
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۵
وفات را در سختترین شرایط و گاه تا آخر عمر میگذراندید در حالى که به خود حتى حق شستشو هم نمیدادید اینک که اسلام براى حرمت خانواده و رعایت حق زوجیت به شما دستور داده مدت کوتاهى ساده بسر برید طاقت نمى آورید.
جالب توجه این که در احکام اسلامى در مورد عده به این معنى تصریح شده که اگر هیچ گونه احتمالى در مورد باردارى زن در میان نباشد باز باید زنانى که همسرانشان وفات یافتهاند عده نگاهدارند.
و نیز به همین دلیل آغاز عده مرگ شوهر نیست بلکه موقعى است که خبر مرگ شوهر به زن مى رسد هر چند بعد از ماهها باشد، و این خود میرساند که تشریع این حکم قبل از هر چیز به خاطر حفظ احترام و حریم زوجیت است ، اگر چه مساله باردارى احتمالى زن در این قانون مسلما مورد توجه بوده است .
آیه بعد به یکى از احکام مهم زنانى که در عده هستند (به تناسب بحثى که درباره عده وفات گذشت ) اشاره کرده ، مى فرماید: گناهى بر شما نیست که از روى کنایه (از زنانى که در عده وفات هستند) خواستگارى کنید، و یا در دل تصمیم داشته باشید، خدا میدانست شما به یاد آنها خواهید افتاد، ولى با آنها در تنهائى با صراحت وعده ازدواج نگذارید، مگر اینکه به طرز شایسته اى (با کنایه ) اظهار کنید (و لا جناح علیکم فیما عرضتم به من خطبه النساء او اکننتم فى انفسکم علم الله انکم ستذکرونهن و لکن لا تواعدوهن سرا الا ان تقولوا قولا معروفا).
این دستور در واقع براى آن است که هم حریم ازدواج سابق حفظ شده باشد و هم زنان بیوه ، از حق تعیین سرنوشت آینده خود محروم نگردند، دستورى که هم عادلانه است و هم توأ م با حفظ احترام طرفین .
در حقیقت این یک امر طبیعى است که با فوت شوهر، زن به سرنوشت آینده
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۶
خود فکر مى کند و مردانى نیز ممکن است – به خاطر شرایط سهلتر که زنان بیوه دارند – در فکر ازدواج با آنان باشند، از طرفى باید حریم زوجیت سابق نیز حفظ شود، آنچه در بالا آمد، دستور حساب شدهاى است که همه این مسائل در آن رعایت شده است .
جمله ((و لکن لا تواعدوهن سرا)) میفهماند که علاوه بر لزوم خوددارى از خواستگارى آشکار، نباید در خفا و پنهانى ، با چنین زنانى در مدت عده ملاقات کرد و با صراحت خواستگارى نمود، مگر اینکه صحبت به گونه اى باشد که با آداب اجتماعى و موضوع مرگ شوهر سازش داشته باشد یعنى در پرده و با کنایه صورت گیرد.
تعبیر به ((عرضتم )) از ماده ((تعریض ))، به گفته راغب در مفردات ، به معنى سخنى است که تاب دو معنى داشته باشد، راست و دروغ یا ظاهر و باطن .
و به گفته مفسر بزرگوار مرحوم ((طبرسى )) در ((مجمع البیان ))، تعریض ضد تصریح است ، در اصل از عرض گرفته شده که به معنى کناره و گوشه چیزى است .
در روایات اسلامى در تفسیر این آیه براى خواستگارى کردن به طور سربسته و به اصطلاح قرآن ((قول معروف )) مثالهایى ذکر شده به عنوان نمونه در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: قول معروف این است که مثلا مرد به زن مورد نظرش بگوید: انى فیک لراغب و انى للنساء لمکرم ، فلا تسبقینى بنفسک ؛ ((من به تو علاقه دارم زنان را گرامى میدارم ، در مورد کار خود از من پیشى مگیر)).
همین مضمون یا شبیه به آن در کلمات بسیارى از فقهاء آمده است .
نکته قابل توجه اینکه گر چه آیه فوق ، بعد از آیه عده وفات قرار گرفته ، ولى فقهاء تصریح کرده اند که حکم بالا، مخصوص عده وفات نیست بلکه شامل غیر آن
________________________________________
تفسیر نمونه جلد ۲ صفحه ۱۹۷
نیز مى شود.
مرحوم صاحب ((حدائق ))، فقیه و محدث معروف ، مى گوید: اصحاب ما تصریح کرده اند که تعریض و کنایه نسبت به خواستگارى در مورد زنى که در عده رجعى است ، حرام است ، اما نسبت به زن مطلقه غیر رجعیه هم از سوى شوهرش و هم از سوى دیگران جایز است ، ولى تصریح به آن براى هیچکدام جایز نیست …
اما در عده بائن ، تعریض از ناحیه شوهر و دیگران جایز است ولى تصریح تنها از سوى شوهر جایز است نه دیگرى – شرح بیشتر این موضوع را در کتب فقهى مخصوصا در ادامه کلام صاحب حدائق مطالعه فرمائید.
سپس در ادامه آیه مى فرماید: (ولى در هر حال ) عقد نکاح را نبندید تا عده آنها به سر آید (و لا تعزموا عقده النکاح حتى یبلغ الکتاب اجله ).
و به طور مسلم اگر کسى در عده ، عقد ازدواج ببندد باطل است ، بلکه اگر آگاهانه این کار را انجام دهد سبب مى شود که آن زن براى همیشه نسبت به او حرام گردد.
و به دنبال آن مى فرماید: بدانید خداوند آنچه را در دل دارید مى داند از مخالفت او به پرهیزید و بدانید که خداوند آمرزنده داراى حلم است و در مجازات بندگان عجله نمیکند (و اعلموا ان الله یعلم ما فى انفسکم فاحذروه و اعلموا ان الله غفور حلیم ).
و به این ترتیب خداوند از تمام نیات و اعمال بندگانش آگاه است و متخلفان را به سرعت مجازات نمى کند
((لا تعزموا)) از ماده ((عزم )) به معنى قصد است ، و هنگامى که مى فرماید: و لا تعزموا عقده النکاح ، در واقع نهى از انجام عقد ازدواج به صورت مؤ کد است ، یعنى حتى نیت چنین کارى را در زمان عده نکنید.
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد