خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

حقوق زن ۱

امتیاز به این مطلب!

297 views

بازدید

مقدمه

مساله حقوق زنان ونقش زن در طول تاریخ یک مساله ی علمی و فکری است ومذاهب مختلف، فلسفه های مختلف، نظام های اجتماعی مختلف  جبهه گیری مختلفی داشته اند .
امروزه بخصوص از قرون ۱۸و۱۹و۲۰ و بالاخص بعد از جنگ بین المللی دوم مساله خاص حقوق اجتماعی و ویژگی انسانی زن در مجامع علمی و هم چنین در جر یا نات اجتماعی و سیا سی جهان به شکل یک تکان شدید روحی و به شکل یک بحران انقلابی مطرح شده است.
جامعه های سنتی، جامعه های تاریخی و جامعه های مذهبی چه در شرق و چه در غرب چه جامعه های دینی وچه  فرهنگی و مدنی که باشند خود به خود مستقیما تحت تاثیر این اندیشه ها، این جریانات فکری و حتی وا قعیات نوین اجتماعی قرار گرفته اند .
متاسفانه بحران آن چنان که در غرب آغاز شده وآنچنانکه قدرت های نیرو مند حاکم بر قرن بیستم تقویتش می کنند در سراسر جامعه های بشری و در همه ی محدوده ها و حتی حصار های بسته مذهبی و سنتی شیوع پیدا کرده است وکمتر جامعه های سنتی فرهنگی.تاریخی و یا حتی مذهبی هستند که بتوانند در برابر این سیل مهاجم فرا گیرنده و تغییر دهنده درست ایستادگی کنند. غالبا مقاومت در برابر این مدرنیسم خا صی که به نام آزادی مطرح شد ه به شکل تکیه کردن به سنت های کهنه و یا به شکل مقاومت ومعارضه ی متعصبانه و کور انجام شده و این است که نتوانسته اند در برابر این تغییرات و این حمله مقاومت کنند واز هجوم و پیشروی آن بکاهند.
بیشتر تحصیل کرده های جدید وشبه فرنگی ها یا به قولی روشنفکران در جا معه های عقب مانده این بحران را با شدت استقبال کردند و خودشان یکی از قوی ترین عوامل تقویت این دگرگونی شدید و ویران گر بودند بنا براین خود به خود در جا معه های سنتی و مذهبی و از آن جمله در جامعه های اسلامی بر خورد دربرابر هجوم مدرن مآبانه آزادی زن  به آن معنایی که غرب اعلام کرده بود از هر دو جناح تقویت کننده و تایید کننده بود هم جناح شبه رو شنفکر و متمدن جامعه های اسلامی ویا غیر اسلامی درشرق که آن را بعنوان سمبل تمدن

ومقابل کوبی های غیر علمی وغیر منطقی وبصورت غیر مستقیم زمینه را در داخل این جامعه هابرای تقویت این فکر وپذیرش هر چه بیشتر این بحران آماده کردند)این یک قانون بزرگ و عمومی است مثل اینکه وقتی بنزین در خا نه ای مشتعل می شود اگر از یک گوشه کسانی عجولانه و غیر منطقی تلاش کنند که آتش را خا موش کنند به تو سعه ی هر چه بیشتر آتش کمک خواهند کرد. )برای همین است که غالبا این مقاومت ها در برابر غرب به صورت ناشیانه ای شکل گرفته و زمینه را برای پذیرش جامعه و ایجاد عقده در درون این جامعه ها و برای ایجاد عکس العملی که نتیجه اش استقبال از دعوت غرب بوده مسا عد کرده است .
بسیار کم اند جامعه هایی که توانسته اند در برابر دعوت جدید غرب خوب بایستند و آگاهانه شکل زندگی خود شان را انتخاب کنند .
یکی از عوامل بزرگی که می تواندجامعه های شرقی را در برابر هجوم فکری و فر هنگی غرب که  یکی از وجوهش زندگی زن و وجه زن مدرن است، توانایی مقاومت ببخشد، داشتن فرهنگ غنی ، تاریخ پر از زیبایی و تجربه و ارزش و عقیده، همچنین داشتن حقوق انسانی مترقی و بالاخص داشتن چهره های بسیار پرشکوه و کامل انسانی در مذهب و در تاریخ آن قوم است و خوشبختانه از این جهت جامعه های اسلامی اگر چه نتوانسته اند آگاهانه در برابر هجوم استعمار غربی بایستند ولی از نظر نیرو و امکانات فرهنگی دارای تاریخ و فرهنگ و مذهب بسیار مترقی هستند که می توانند با تکیه به آن و با احیای آن و با رواج ارزشهای انسانی موجود در فرهنگ و در گذشته شان نسل جدید را توانایی مقاومت در برابر غرب بخشد و در این زمینه خاص که موضوع سخن ماست بزرگترین سلاح برای مبارزه با تحمیل ارزشهای غربی و بزرگترین وسیله برای ایجاد مقاومت آگاهانه در نسل جدید جامعه های اسلامی در برابر دعوت غرب ، داشتن چهره های بسیار ممتاز و شخصیت های نمونه متعالی زنده  درتاریخ و در مذهب اسلام است که اگر این چهره ها دقیقا شناخته شوند و دقیقا تصویر شوند و این شخصیتها درست ، عالمانه و آگاهانه با بینش علمی و نو بازشناسی شوند و یاد و نامشان احیا شود و دو مرتبه شخصیت و رسالتشان مطرح شود، نسل جدید و زن جدید احساس خواهد کرد که برای نجات از سنتهای کهنه و برای رهایی از سنتهای انحرافی و ارتجاعی ، لزومی ندارد که به دعوتهای منحرفانه غرب به نام مدرنیسم  پاسخ مثبت دهد ، بلکه خود الگوهای بسیار متعالی برای پیروی و برای خودسازی دارد و در راس همه این تصویرها و در بالای همه این نمونه های متعالی حضرت فاطمه(س) قرار دارد .
آنچه که مهم است و آنچه که تلاش ما همه موقوف به آن است، این است که مسائل مربوط به زن، مربوط به علم، مربوط به جامعه، مربوط به فرم زندگی، مربوط به روابط طبقاتی، مربوط به بینش علمی، مربوط به جهان بینی، همه در اسلام مطرح است.
پس کوشش ما در این است که ببینیم امروز برای حل مشکلاتمان و پاسخگویی به سوالات زمانمان و برای درگیریهای فکری ای که اکنون داریم و برای نیازهایی که اکنون حس می کنیم چگونه می توانیم آنها را تحقق بخشیم و از آنها بهره بگیریم.
این هدف اساسی کار است! (۱)

 

زن ازابتدا تاکنون

انسان اولیه پس از آنکه توانست به زندگی خود در روی زمین سر و سامان دهد و با غلبه و استیلا بر بعضی عوامل طبیعی، آنها را به خدمت بگیرد، کشاورزی و دامداری را به عنوان راه و روش تامین خوراک و پوشاک خویش پیشه خود نمود و به تدریج زندگی اجتماعی خود را آغاز نمود و دو دوره زن سالاری و مرد سالاری را پشت سر گذاشت.
در ابتدا چنین تصور می شد که زن به دلیل زیبایی و لطافت خود و نیز قدرت باروری خود و هستی بخشیدن به فرزندان دارای اصالت بوده و جنس برتر می باشد و مرد در خدمت او و تحت اختیار او قرار داشت. آثاری که از این دوران به تدریج با گسترش کار و فعالیت به ویژه در امر زراعت که نیاز به زور بازوی بیشتری داشت، مردان با استفاده از نیروی برتر جسمی خویش و با فعال کردن مغز خویش، گوی سبقت را از زن ربودند و به تدربج کار به جایی رسید که زن محروم گشت و دیگر خود نیز باور کرد که باید صحنه را به نفع رقیبی که اصالت از آن اوست خالی نماید.
 این زمان، تاریخ قبل از اسلام را تشکیل می دهد و هنوز هم رسوبات فکری باقی مانده از آن دوران در ذهن پاره ای از افراد بر جای مانده است.
بررسی گذرا در مورد سرگذشت زنان و دختران در این دوران نشان می دهد که آنان همواره مورد بی مهری قرار گرفته و تقریبا هیچگاه از شان و منزلت واقعی خویش برخوردار نبودند. به گواهی تاریخ نگاه به زن در حد یک کالا و اعتقاد به این امر که زن برای مرد خلق شده و تمام وجود و زندگی او تابع مرد و در جهت ارضاء نیازهای وی می باشد هرگونه اختیار و استقلال را از او سلب کرده بود، تا آنجا که مرد می توانست زنش را بفروشد و یا او را به کسی ببخشد و این یعنی برتری بی قید و شرط مرد بر زن. از همان اول تا همین الان!!! (۲)
                       
زن در ایران باستان

در ایران باستان دختر حق اختیار شوهر نداشت بلکه پدرش صاحب اختیار او بود و او را به هر کس که خود اراده می کرد تزویج می نمود.در میان اشراف ایرانی دختران و زنان از اقلام صادراتی محسوب می شدند و خرید و فروش آنها قانونی بود. سالیانه بیش از دوازده هزار زن تنها از بندر کلیشه صادر می گردید.
تمام نیازمندیهای مرد بر عهده زن بود و آنها را به سخت ترین کارها مانند گلکاری و باربری وادار می کردند. ظلم و ستم بر زنان تا آن حد بود که پس از وضع حمل زن مجبور بود بی درنگ به دنبال وظایف خدمتکاری برود و مرد چمد روز به جای او در بستر بیماری بخوابد. (۳)

مشارکت اجتماعی،سیاسی زنان ایران باستان

در تاریخ ایران باستان اگر تعداد زنان و مردان نامور را تقسیم کنیم، شمار زنان نسبت به مردان بسیار کم است و بخشی از همین شمار کم نیز نامشان فقط به اعتبار نام پدران، همسران، برادران و فرزندان معروفشان ضبط شده و خود مصدر امری نشده اند.
اما زنانی که در امر سیاست و جنگ دست داشته و به حکومت و فرمانداری رسیده اند چنان تاثیر و دخالتی در روند تاریخ کرده اند که به نظر مورخان غیر منتظره می نموده است. چنین است که هرودوت در جایی از تاریخ خود پس از آنکه از سرکردگان نیروهای خشایار شاه، در لشگر کشی به یونان یاد می کند ناگهان رشته گزارش خویش را قطع کرده و می گوید: (( راجع به سایر فرماندهان عالی رتبه سخن نمی گویم چون لزومی ندارد اما برعکس از آرتمیزیا، زنی که علیه یونان لشگر کشید و ستایش بسیار مرا برانگیخته توضیح می دهم)) و یا بلعمی در تاریخ طبری، درباره پوران دخت دختر خسرو پرویز می نویسد : (( پس چون پوران دخت به پادشاهی نشست عدل و داد کرد و ستم برگرفت…  و نامه نوشت به همه سپاهها، تا همه به حضرت او گرد آمدند و آن برایشان بخواند و اندر نامه چنین نوشته بود که این پادشاهی نه به مردی توان نگاه داشتن و سپاه دشمن نتوان شکستن مگر به عطا دادن به سپاه و سپاه نتوان داشت مگر به عدل و انصاف و چون پادشاه دادگر بود، ملک بتواند داشتن، اگر مرد بود و اگر زن بود! من چنان امیدوارم که شماعدل و داد  و عطا دیدن را از من ببینید چنانکه از هیچ کس ندیده باشید و داد و عدل بگسترانید چنانکه به هیچ روزگار ندیده بودند. ))
مع هذا، به علت فقدان بسیاری از کتب، کمبود مدارک و اسناد تاریخی و از بین رفتن بایگانیهای اداری و در تهاجمات پی در پی ما اطلاع دقیقی از میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی در دوران باستان کشورمان نداریم و آنچه نیز تحت عنوان تاریخ در دسترس ماست با افسانه ها به هم آمیخته است.
زنان به نام ایران باستان
ماندانا – سپاکو- آرین – آمی تیدا – کاساندان – اسپارترا – تومیریس – تیگرانویی – انوشه – می ته تیس
آتوسا  – مروئه – رخسان – رکسانا – آرتیس تن – آباکیش – فدیمه – پارمیس – فراتاگون – امس تریس
آرتیمزیا – ماندان – آمی تیس – رودوگون – سان دوسه – داماستیا – آلوگونه – پریزاد – استاتیرا – مانیا
مهرداد – رام بهشت – آذر آناهید – آناهیتا – توران – آذرمیدخت – شیرین (۴)

زنان در جامعه چین

در چین ازدواج با زن نوعی خریداری محسوب می شد به معنی مالک شدن او و محرومیت او از ارث و نیز عدم هم غذایی با مرد و حتی پسرش بود.
چینیها اگر در موارد تنگدستی و سختی دختری بر دختران خانواده شان افزوده می شد، نوزاد را مظلومانه رها می کردند تا در سرمای شب بمیرد و یا خوراک حیوانات وحشی گردد! یا آنها را در پای بتها قربانی می کردند. گاهی نیز پاهای آنها را قطع می کردند زیرا معتقد بودند پاهای زن مرد را فریب می دهد.
هر گاه زنی بیمار می شد شوهرش وی را طلاق می داد یا رهایش می کرد.
همچنین معتقد بودند که خداوند خالق پسران و شیطان خالق دختران است، برای همین پسران را موجوداتی بابرکت ولی دختران را طوق لعن می دانستند و می گفتند هر چه زودتر باید دختران را شوهر داد تا از شر آنها در امان بود و می گفتند: همان طور که جوجه را نمی توان مرغ نامید در مورد زنان نیز نمی توان کلمه آدم را به کار برد .آنان بنا بر وظیفه خرافی آن سرزمبن ، خود را موظف می دیدند که اگر زنی قبل از سی و شش سالگی آبستن شود ، باید شکم او را به سختی فشار دهند تا از این طریق جنین سقط شده و بمیرد.(۵)

زن در جامعه یونان
در یونان که مترقی ترین و پرآوازه ترین تمدن پیش از تاریخ از لحاظ علمی و اجتماعی است، زن به عنوان یک موجود پست، زاده ی شیطان و همگون حیوان قلمداد می شد و به او به دیده دوزخی، ذلیل و حقیر نگریسته میشد.
زن یونانی از تمام حقوق قانون و مدنی بی بهره بود و از لحاظ اخلاق و رفتار اجتماعی در اوج بدبختی و تیره روزی به سر می برد حتی مرد می توانست زنش را به هر یک از دوستانش که می خواست تقدیم کند و زن ناگزیر از قبول آن بود. همچنین گاهی زن را با مبلغ ناچیزی مثلا ۵۰ کیلو جو می فروختند. مرد حق دادرسی و کیفر زن را داشت و می توانست به خاطر گناهانش او را به مرگ محکوم نماید .(۶)
 
زن در جامعه روم

در روم باستان زنان وضعیت خوبی نداشتند. مرد که خدای خانه محسوب می شد و تسلط او بر زن و فرزند به حدی بود که حتی حق کشتن همسر خود را هم داشت. آنها می گفتند:(( زنها چون آبهای دردآلودی هستند که نیکبختی و ثروت را می شویند)). با تولد دختر فریاد تسلیت از سوی مردم بلند می شد و زن در زبانها و گفتارهای جاری این مردم همواره به عنوان عنصری پلید یاد می شد. در غالب مثلی می گفتند: (( اگر مایلی یک روز معذب باشی مهمانی کن، اگر می خواهی یک سال در رنج باشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی یک عمر در عذاب باشی زن بگیر)).
از دیگر رفتارهای نکوهیده آنان با دخترانشان این بود که پاهای دختران را در قالب های فلزی مخصوصی قرار می دادند تا از رشد طبیعی پای آنان گرفته شود و دختران توانایی خروج از خانه را در بزرگسالی نداشته باشند. (۷)

زن در جامعه هند
در هند زن تابع شوهر بود و پس از مرگ شوهر حق ازدواج نداشت گاهی نیز زن را زنده زنده به همراه جسد شوهرش می سوزاندن و در زمانی نه چندان دور یعنی در همین عصر اوج پیشرفت صنعت و تکنولوژی، برای رضایت خاطر (( کالی )) که از خدایان مردم هند است، زن جوان آبستنی را سر بریده، خونش را به قربانگاه پاشیدند و سرش را به حضور معبد  بردند. این عمل یک رسم و روش پسندیده در نزد مریدان محسوب می شود. شوهر همسان خدای زن مطرح بود و زن باید به هنگام خواب پای او را می بوسید . زنان را دروازه اصلی جهنم می پنداشتند و دانش را برای زن همچون قرار دادن شمشیر در کف میمون مست تلقی می کردند. هندیان آمریکا زنان را به پلیدترین کارها وا می داشتند و غالبا آنها را به نام سگها صدا می کردند.
بنابر اظهار خانم ایندرا در کتاب (( وضع زنان در مهاباراتا )) بعضی از اقوام هند خلقت زن را اشتباه دوم خدایان خود می دانستند و آنها را طوق لعنت صدا می کردند.
حق حیات پس از مرگ شوهر از زن سلب و پس از فوت همسرش باید سوزانده می شد. در ایالت مرتا دو نفر از مردان نامدار مردند یکی از آنها ۱۷ زن و دیگری ۱۳ زن داشت. طبق قانون ساتیس ۲۹ نفر از اینها زنده زنده خود را به آتش کشیدند و یکی پس از وضع حمل  خود را در آتش جهالت نیاکان به خاکستر مبدل ساخت و این سوختن نوعی فداکاری و عشق زن هندی به همسرش محسوب می شد.
در جزایر فیبحی به سگ اجازه ورود به بعضی از معابد را می دادند در صورتی که زنان به طور کلی از ورود به معبد ممنوع بودند. (۸)

زن در ژاپن
در ژاپن نیز از بردن ارث محروم بود. در مورد تادیب زن می گفتند : ((زن بسان کوزه نیست که شکسته شود پس از زدنش دریغ مکن!!!!!!!!!!!!!!. ))
در بعضی نقاط زنان را ما نند خوک پرورش می دادند تا در روز های میهما نی آنان را به عنوان
 خو راک مصرف کنند. (۹)    

زن در نزد یهودیان ومسیحیان

در دین تحریف شده یهود مادری که از او دختر متولد می شد از پانزده تا هفتاد روز او را نجس می شمردند. در مجامع مسیحی ایتالیا و اسپانیا، پس از مناظرات زیاد به این نتیجه رسیدند که در میان زنان جهان حضرت مریم (س) انسان بوده و دارای روح جاوید است و بقیه زنان دارای صفات انسانی نبوده، روح جاوید ندارند و برزخ بین انسان و حیوان محسوب می گردند.بر این اساس بعضی از اقوام معتقدند که بهتر است بعد از وفات شوهر زن نباید زنده بماند و باید با در قبر گذاشته شود ؛ و اگر به وی ارفاق نموده که بعد از مرگ شوهرش او را زنده بگذارند ، حق ندارد بعد از او شوهر نماید.
هر دختری برای به دست آوردن جواز ازدواج باید به معبد (( ونوس )) می رفت و خود را در اختیار راهبان قرار می داد تا مجاز به انجام زناشویی باشند .  نظیر این مراسم در میان آشوریها، مصریها، فینیقیها نیز به مورد اجرا گذاشته می شده . (۱۰)

زن در اقیانوسیه
در جزایر تاسمانی مادرانی که باید از نظر احسساسات مادری و غرایض فطری برای بچه های خود پناهگاه باشد به سبب تنگدستی ، به دستور پدر سنگدل ، جگر گوشه های خود را می کشتند و برای اینکه غریزه مادری خود را ارضا نمایند ، به تربیت بچه سگ و گربه می پرداختند .
در استرالیا به خرید و فروش گله و گوسفندان بیشتر اهمیت داده می شد تا به خرید و فروش بردگان زن و دختر ؛ زیرا می گفتند گوسفندان دارای پشم و شیر هستند که از آن می توان پوشاک و خوراک تهیه نمود ولی از دختر ، کاری ساخته نیست .لذا کشتن و از بین بردن دختر دربین آنها گناه بسیار کوچکی بوده است اما مضروب ساختن خفیف گاو شیرده را گناه می دانستند و کشتن دختر به مراتب آسان تر شمرده می شده است.
در استرالیا زنان به مثابه حیوانات اهلی بودند و در مسافرت ها باید حمل تمام اثاثیه خانه وبچه توسط زنان باید گرفته می شد. همچنین در مواقع قحطی و گرسنگی زنان را می کشتند و گوشت آنها را می خوردند .
در بعضی اوقات که زنان مریض می شدند شوهران ، آنها را خفه می نمودند تا اینکه مردن آنان تسریع گردد.(۱۱)

زن درآفریقا
در مجالس میهمانی از گوشت دختران استفاده می کردند و آنها را می کشتند و گوشتشان را کباب نموده ، برای میهمانان می آوردند .
در کنیا مرد عروس خود را می ربایید و پنهان می کرد و بعد دوستان را نزد خانواده عروس می فرستاد تا قیمت را با آنها طی نماید.
در سومالی عادت داشتند که دختر را بیارایند و او را سواره و یا پیاده همراه با عطر و عود حرکت دهند تا دامادهای داوطلب تحریک شوند و بهای بیشتری بپردازند.(۱۲)

زن در بابل
بنا بر نوشته هردوت هنگام محاصره زنان را خفه می کردند تا در آذوقه صرفه جویی شود . هر مردی که دچار تنگدستی می شد دختران خود رابرای فسق و جور در معرض عموم قرار می داد تا از این راه در آمدی به دست آورد. (۱۳)

چیزهای زیادی در وجود مانهفته است
زنان خیلی بهتر از آن هستند که خودتصور می کنند . اغلب زنان همواره از داشتن اعتماد به نفس پایین رنج می برند . آنها خود را بد تر و پست تر از آنچه که هستند نشان می دهند . آنها به توانایی های خوداعتماد ندارند . تعجبی ندارد اگر همه شغل ها و پست های خوب را مردان اشغال کرده باشند . اما اینگونه نیز نخواهد ماند ، صعود و ترقی زنان شروع شده است .
به شیوه و طریقه زنان فکر کردن و ایجاد انگیزه کردن در انسانهای دیگر ، پایه و اساس شایستگی و لیاقتهای اجتماعی ما را تشکیل می دهد .
توانایی انجام چندبن کار با هم و دیدن جزئیات زیاد در کنار یکدیگر ، ما را قادر میکند در بسیاری از حوزه های زندگی نه تنها با دیگران همیاری کنیم بلکه حتی بتوانیم در مقام یک فرمانده و رهبر ظاهر شویم .
زنان در اقتصاد ، در ادارات در بخشهای پرستاری و پزشکی ، در سیاست ، در فرهنگ و در حوزه های با اهمیت باقیمانده دیگر در جامعه ما ، به کار گرفته شده اند . هرگاه نظریه زنان بر تر هستند را بیان می کنند بعضی از زنان با شور و هیجان صحبت می کنندکه : کنده شدن از تواضع و احتیاط آسان نیست . آنها از باد سرد نوک قله میترسند . برای انها غیر طبیعی و هولناک است که به طور صریح و آشکار اعتراف کنند که ((بله من بهتر ار خیلی های دیگر میتوانم ، من میتوانم این را ثابت کنم ))
زنان میتوانند جانشین خوبی برای بسیاری از مردان شوند . اما بیشتر زنان از بلندی میترسند ، همان طور که انسان از شیطان می ترسند . زمان لازم است تا زنان این جرات را بیابند تا به طور آشکاروروشن اعتراف کنند که ((من بهتر می توانم ))
ما مدت هاست در ردیف دوم ایستاده ایم ! (۱۴)

واقعیتهایی در مورد زنان:

نشانه های قابل توجه و مهمی از افزایش تواناییهای ارتباطی زنان وجود دارد : زنان فصیحتر و روانتر هستند . زنان بهتر و راحت تر از مردان می توانند حدس بزنند و مسا ئل را کشف کنند . با ظرافت طبع،  ایماو اشاره های دیگران را میفهمیم و متوجه منظور آنها میشویم . آنها را که با گوشه و کنایه در کنار حرفها گفته میشود را درک میکنیم ، تعبیر وتفسیر میکنیم ، همچنین پیامهایی را که به زبان نمی آیند را دریافت میکنیم .
زنان دارای یک درجه بالا، آشکار از توانایی و قدرت شروع و مقدمه چینی هستند . ما عقاید و نظرات را شناسایی میکینم ، حالتهای روحی و روانی دیگران را بدون اینکه این حالتها نمود خارجی داشته باشند را به خوبی تشخیص میدهیم . ما نداهای درونی خود را جدی میگیریم و یاد گرفته ایم سایه های ظریف و جزئیات و مشخصات را در تغییرا ت رفتاری دیگران بشناسیم و تشخیص دهیم . برای ما نسبتا آسان است نظرات و پیشنهاد های عاقلانه خود را به هم ربط دهیم و آنها را مطابقت دهیم . ما تاجرهای خوبی هستیم و میتوانیم کار اشتراکی را بهتر انجام دهیم و به صورت تعاونی کار کنیم و این موهبت و استعداد را کسب کرده ایم تابا هم و به صورت گروهی مسائل را حل کنیم و یگانگی و اتفاق نظر را برقرار کنیم .
در زنها تمام حواس دقیق عمل می کنند. ما در معیار و مقیاسهای بالا تونایی و مهارت احساس را در اختیار داریم و زنان این توانایی را دارند که در یک زمان مسائل مختلفی را مد نظر داشته باشند .
زنان برای مدت طولانی برنامه ریزی میکنند و به ندرت اتفاق میافتد که هدفشان را گم کنند .، حتی اگردر بیراهه ها به ناچار راهی را برگزینند . آنها استقامت و پشت کار دارند و میتوانند با تلاش جسمی بهتر از عهده بر آیند و پیروز شوند . خصو صیات رهبری ، قویتر به رفتارهای مساوی و برابر ، با هم کار کردن و هدف قرار دادن ، استفاده از همه توانایی ها در یک تیم وابسته هستند . زنان به انسان ها علاقه مند هستند و آنها میخواهند بدانند که دیگران چه کار می کنند و میخواهند دیگران را درک کنند . آنها کنجکاو هستند که بدانند انسانهای دیگر چگونه فکر میکنند و انگیزه های آنها چیست و در نتیجه سطح بالای از اطلاعات در آنها
 تو سعه و گسترش می یابد.(۱۵)

  زن باهوشتر است یا مرد؟
این سوال که مرد باهوشتر است  یا زن مدتهاست که دانشمندان را به خود مشغول کرده است . امروزه تا حدی به طرز مطمئن پاسخ داده شده است که تفاوتهای هوشی ، ناچیز و جزئی هستند . امتیازات و برتریهای کمی در زنان وجود دارد که به توانایی های کلامی انها مرتبط میشود .  به عنوان مثال توانایی یافتن تداعی معانی یا قافیه ساختن . وقتی که صحبت از تمایل به تصورات فضایی باشد مردان جلوتر قرار گرفته اند .
همچنین توانایی های دیگری هم وجود دارد که با هوش و بصیرت معمول یا متداول درک نمی شود ، وقتی با این سوال برمی خورند که چگونه یک انسان می تواند مطابق میل خود زندگی کند ،  این توانایی ها نقش بزرگی را پیدا میکنند . اینها در حوزه هوش و بصیرت اجتماعی ، احساس و درک کردن قرار گرفته اند . آنها خودشان را در جایی نشان می دهند که درآنجا به مسائل علمی زندگی مربوط میشود و درباره عقل و شعور سالم انسان سوال شده. (۱۶)

زنان چگونه درک می کنند؟
به نظر میرسد که زنان به طور دائم در حال جست و جوی اطلاعات از محیط پیرامون خود هستند . آنها دریافت میکنند ، تجزیه و تحلیل می کنند و دائما ورودی هایی را از محیط اطراف خود می گیرند :
در ظرف هفته اول همه نوزادان دختر این توانا یی را دارند که صدای مادر خود را تشخیص دهند . در مورد نوزادان پسر این توانایی چند هفته بعد به دست می آید . این پیشرفت در دختران باقی می ماند . زنان نه تنها بهتر می شنوند بلکه می توانند سر و صداهارا با اطمینان بیشتری تفکیک و طبقه بندی کنند .
زنان میتوانند بهتر از مردان با کسی حرف بزنندو همزمان صحبت های کس دیگری را دنبال کنند . زنان متوجه صداهای زیر و بم مختلف می شود و تغییرات لحن صدارا جدی می گیرند . آنها تغییرات احساسی  تغییرات آهنگ یک صدا در طرف مقابل را تشخیص دهند . آنها پیامی را که در آهنگ یک صدا موج می زند حس می کنند .
مردان در حوزه ی دریافتهای حسی فقط در یک زمینه جلو هستند و آن این که جهت صدا را به خوبی تشخیص می دهند.(۱۷)

زنان چگونه فکر می کنند؟

در واقع یک تفاوت فیزیکی در این که مغز مردان و زنان چگونه واکنش نشان میدهد وجود دارد . وقتی زنان درباره چیزی فکر می کنند ، به وضوح نواحی بیشتری از مغزشان نسبت به مردان  واکنش نشان می دهد.
بعد از ساعتها بحث و گفت و گو در مورد این فرضیه ، تحقیقات نشان داده است که زنان توانایی های قوی تر و مشخص تری دارند که ارتباط بیشتری بین جزئیات برقرار میکنند .
آقایان ! لطفا این توانایی را به عنوان برتری و مزیت بزرک فکر و اندیشه زنان در برابر فکر و اندیشه مردان قرار ندهید ، زیرا این مسئله ربطی به فکر و اندیشه و حس قوی ندارد . این ارتباط بدون این که ضمیر خود آگاه ما دخالت داشته باشد اتفاق می افتد ، بدون اینکه ما دستورات را با فکر کردن بدهیم . پیوستگیها و ارتباطات نا خود آگاه و ندانسته ای وجود دارند که زنان از آنها سود می برند.(۱۸)
 

حافظه زنان

معمولا زنان، تغییرات اجتماعی و همچنین فضای محیط را بهتر و دقیقتر از مردان درک میکنند . به طور ساده ، ما چیز های بیشتری را می بینیم و آنها را ضبط می کنیم . اگر به زنان و مردان یک کاغذ را با موضوع های مختلف نشان دهیم و بعد از چند لحظه یک شرح را تغییر دهند ، زنان مرتبا تغییرات بیشتری را تشخیص میدهند . شاید اینها تصویرذهنی ما از این صفه کاغذ را نشان میدهد که ما بهتر و با جز ئیات بیشتری حقایق و واقعیت های یک تصویر را به خاطر می سپاریم . از آنچه که مردان به خاطر می سپارند ، زنان در مسائل ریاضی سریع تر از مردان به راه حل می رسند . ما آما ده تر هستیم ، که سریع تر نتایج موقتی را به خاطر بسپاریم. در اینجا نیز حافظه کوتاه مدت ما به ما بهتر کمک میکند . البته شاید در حافظه طولانی مدت نیز مزایا یی وجود داشته باشد.
 شاید گاهی اوقات خود را دست کم بگیرید . اما این رابدانید که شمابهتر از یک مرد عادی هستید، حتی اگر نتوانید باور کنید . ما علم و دانش قدیم را با جدید ربط میدهیم ، بدین ترتیب درمغز ما یک شبکه فشرده تر ایجاد میشود و زنان نسبت به مردان ، مغزشان فعال تر است و ارتباطات بیشتری را به یاد می آورند  و این مزیت ماست.
مغز زنانه ما در جریان هر یاد گیری جزئیات بیشتری را دریافت میکند ، بدون اینکه ما زحمت  وتلاش خاصی را انجام دهیم. (۱۹)

قدرت عاطفی زنان
قهرمانان اسطوره ای نمونه هایی هستند که به طور ابدی جاویدان مانده اند اینگونه است که زنان به عنوان موجودی لطیف وملایم  و به ندرت پرخاشگر در ذهن ما برچسب خورده است .
حتی وقتی ما نیز اعتقادی به صلح و آرامش زنان نداشته باشیم ، اکثریت زنان شک و تردیدی نسبت به این مساله نشان نمی دهند .شاید از این توصیف خوشمان می آید و مورد پسندمان واقع میشود .شاید ناشی گری باشد که از مزایای فریب و اغفال صرف نظر کنیم یا برایمان ساده و منقلب کننده است ، خشم خود را در اختیار زیرکیمان قرار دهیم.
تحقیقات کاملی که دعواهای بین زوجها را تجزیه و تحلیل می کند نشان داده اند که زنان از قدرت احساسی برخوردارند . زنان در رابطه اشان حتی به اندازه مردان پرخاشگر و مهاجم هستند اما در مقابل ، مردان صدمات خطرناکی به زنان وارد می آورند .
مردان نه تنها قویتر هستند بلکه به طور واضح محجوب تر ولی بی وجدانتر هستند . وقتی موضوع بر سر آن است که برتری جسمی خود را نشان دهند زنان ذاتا استوارتر و مقاومتر هستند. اغلب زنها آنقدر راجع به علل دعوا و کشمکش گفتگو می کنند تا جایی که آنچه را می خواهند به دست می آورند و اغلب از استراتژی تبرئه استفاده می کنند . بعد از جر و بحث به دنبال یک دوست یا راه دیگری می گردند تا استرس خود را کاهش دهند و به این وسیله حداقل از نظر جسمی سریع تر آرامش یابند.(۲۰)
 
زنان کمبودهای مردان را زیبا بیان می کنند!!!
اغلب زنان کمبود های مردان را با قدرت اراده ، نیروی شخصیت یا استقلال آنها می پو شانند . بسیاری از زنان به این جمله صحه می گذارند ((مردان در زندگی مجردی مطابق میل و به طور دلخواه زندگی میکنند!))
زنان سریعا آماده اند ، ناتوانیها مردان را طور دیگری تفسیر کنند . در حقیقت زندگی مردان بدون همسر وضع بسیار بدی دارد . تصور اینکه مردها برتر از زنان هستند ، آنها از بدو تولد گرگهایی تنها هستند، از افکار خرافاتی  موهوم پرستانه سر چشمه می گیرد: به طور مثال ، وقتی مردان تنها زندگی می کنند به طور وضوح روحیه ضعیفتری نسبت به زنان دارند .
بیرته خراب شدن و نابودی عمدی رفاه و سعادت را نشانه بیماری نامیده است که در مردانی که از طرف زنانشان رها شده اند دیده میشود : پیراهن های اتو نشده ، نامرتب بودن و اهمال در تراشیدن ریش ، نشانه هایی است که در این مردان وجود دارد .
اما زنان با زندکی مجردی بهتر کنار می آیند . آنها برخورد های اجتماعی بشتری دارند و خود را از نطر روحی متعادل نشان می دهند .

زنان متحد میشوند
زنان دشوارتر از مردان پیمان می بندند اما رابطه های طولانی مدت و قابل اطمینان تری به وجود می آورند و از آن حفاظت می کنند این تفاوت خیلی زود آشکار می شود اگر در گروه پسران که در حال بازی هستند یکی از بازیکنان صدمه ای جزئی ببیند، بقیه گروه انتظار دارند که فرد اسیب دیده به بیرون از بازی برود و سریعا خود را آرام کند ، بازی باید ادامه پیدا کند اما در گروههای دختران همه ی اعضا گروه نگران فرد آسیب دیده هستند و بازی قطع می شود . دختران یاد گرفتند و در ذات و طبیعت آنهاست که در وهله اول مواظب دیگران باشند . اما برای پسران ادامه بازی شان مهم تر است. به نیازهای خود رسیدن، جنگ تن به تن و امتیاز آوردن به روحیه پسران نزدیک تر است. دختران انقدر بازی را ادامه می دهند تا خسته شوند و پسران تا آن حد که بازی را برنده شوند بازی می کنند. یکی از معایب مددکاری این است که کار شخصی شان می تواند به تعویق بیفتد و یکی از منافع آن ایجاد پایه محکم برای یک اتحاد و یک شبکه اجتماعی محکم و باثبات است، مشروط به اینکه ما کار و هدف خود را از یاد نبریم.
کسی که از حمایت و قدرت جمع استفاده می کند، سود می برد.(۲۱)

زنان وتضعیف
در ارتباط با افراد ناشناس زنان خشونت خود را نشان می دهند. خشونتها آنان اغلب لفظی است و به ندرت این خشونتها باعث صدمات جسمی جدی به آنها می شود . معمولا زنان استراتژی آرام را انتخاب می کنند آنان خشونتها و تنشها را کاهش می دهند و یا در وهله اول اجازه نمی دهند خشونت و تنشی ایجاد شود. چندی پیش روزنامه اشپیگل چاپ آلمان این تیتر خبری (( همواره یک قدم باهوشتر و زیرکتر )) با یک گزارش مفصل درباره زنان در نیروی پلیس را به چاپ رساند . زنها دقیق تر تحقیق می کنند و عمیق تر سوال می کنند، روسا و مافوق ها از اینگونه موارد در مورد زنان پلیس اظهار می کنند. یک رئیس پلیس این جمله را نقل می کند : (( زنان از نظر روانشناسی ماهرانه تر و با توانایی بیشتر اقدام می کنند . آنها طرف مقابل را تضعیف می کنند. )) این مساله تایید می کند که زنان چه چیزهایی می دانند .
زنان سوال کننده های زیرکتر و داورهای بهتری هستند شاید در مرحله اول این ایده منطقی و غافلگیرکننده به نظر برسد که زنان در حوزه ها و اموراتی به کار گماشته شوند که تا کنون روی نیروی بدنی زیاد حساب می شده .
تعظیم کردن از مشتهای سریع بهتر است! دلیل موثر و قاطعی که زنان را به عنوان دربان می گذارند این است که آنها نه به عنوان سرگرمی و نه به عنوان دام استخدام می شوند. آنها از عهده این کار برمی آیند. رئیس یک دربان خانم اظهار داشت که او این خانم را استخدام کرده تا زد و خوردها را کم کند. به طور واضح زنان این کار را بهتر از مردان انجام می دهند . یک دربان خانم علت موفقیت خود را اینگونه توضیح می دهد : (( من می توانم با مردم خوب رفتار کنم . از یک طرف یک شیوه ارتباط دهندگی دارم از طرف دیگر می توانم اگر لازم باشد خیلی قاطع باشم. ))
یک فرد مغرور و متظاهر هرگز نمی تواند در این گونه پستها انجام وظیفه کند به همین دلیل است که مردها از پس این کار برنمی آیند.(۲۲)

از تطبیق دادن تا عدم شناسایی
بعضی از زنان در پناهگاه های پو شالی زندگی میکنند . در نگاه اول جای بدی نیست . زندگی به نظر ساده می آید و نیاز به انرژی کمتری دارد . انسان نظر فرد دیگری را قبول میکند .
کسی که اینگونه زندگی کند از کشمکش به دور است و مسوولیت را به عهده دیگری گذاشته . از نگاهی دیگر این سوال پیش می آید که چقدر نیرو طلب می کند تا تناقض و مخالفت های درونی  را که قطعا ایجاد میشود تحمل کرد ؟ آنها تفریبا بدون قید و شرط خود را تطبیق می دهند و عقاید و علاقه خودرا در نظر نمی گیرند ، درمانده و مستاصل و بی تفاوت و بی علاقه میشوند یعنی در یک منحنی حلزونی رو به پایین حرکت کردن .
زنی که در زیر سایه دیگری و در پناه او زندگی کند ، بعد ها این را می فهمد که به احساس و ارزش خود خسارت وارد کرده است . کسی که نظرات خود را بیان نمیکند  به عروسک خیمه شب بازی تبدیل میشود . خطری که همواره زنان را تهدیدمیکند !(۲۳)
در پناه کسی بودن فقط یک جا خوب است ، ایده آلترین وضعیت برای شروع سبقت گرفتن.

زنان کینه ای تر از مردان هستند

زنها کمتر احساسات و کار را از هم جدا می کنند در حالی که مردان پس از یک مشکل کاری می توانند نوشیدنی با یکدیگر بخورند ولی بین زنان یک فاصله احساسی بوجود می آید . زنان نیاز به وقت بیشتری دارند تا کششها و تشنجات را کم و خاموش کنند . آنها صادقانه و صراحتا حرف می زنند . یک جدایی عاطفی در نزد زنان مدت طولانی تری باقی می ماند و سخت تر از میان برداشته می شود. وقتی زنان رنجیده می شوند یا به آنها اهانت می شود  یا می فهمند که به اشتباه به کسی اعتماد کرده اند، نسبت به مردان برای مدت طولانی تر محتاط باقی می مانند حتی وقتی که می بخشند باز هم احتیاط می کنند .
با اعتماد  سوء ظنهای خود را بپذیرید. بهتر است که بدگمان و بی اعتماد باشید تا اینکه فریب خورده باشید. همیشه وقتی که به چیزی بله گفتید بایستی عمیقا متقاعد و مجاب شده باشیددر مورد آنچه که با رضایت قلبی نباشد تصمیم گیری غلط یا فریب خوردن یا اغفال شدن وجود دارد . اگر بعدها بفهمیم که فریب خورده ایم فاصله ای بوجود می آید که به رابطه امان صراحتا بیشتر از احتیاط آشکار صدمه و ضرر می رساند، غیر از آنکه کنترل شما را برای فریب نخوردن مشکل تر می کند.
اعتماد و اطمینان خوب است اما شک و تردید داشتن بهتر است، وقتی مسائل ناخوشایند و ناگوار مثل سوء ظن و بدگمانی امان را اظهار می کنیم ، رابطه امان را قویتر و محکم تر می کنیم.ارتباطات و رابطه هایی که نتوانند بر این مقابله و مواجهه ها فایق آیند ارزش کمتری دارند . این را نیز باید بدانیم که زنان در رابطه ها و مناسبات خود نیازمند احتیاطات بیشتری هستند .(۲۴)

مردان به زنان نیاز دارند! برای چه؟
اینکه زنان خشونت مردان را فرو می نشانند و آنها را آرام می کنند امری محسوس و قابل توجه است. تحقیق علمی دیگری نیز وجود دارد مردان به طور کلی رابطه ی خود را با زنان محترم می شمارند و برای آنان هر چند که ظاهری باشد حرمت قائلند. آنها وقتی که می خواهند به طور جدی درباره یک مشکل یا مساله صحبت کنند نظر یا توصیه خانم طرف صحبت خود را هم جویا می شوند.تقریبا نیمی از مردان به رابطه ی دوستانه خود با زنان ارزش قائلند. مردان از طرف زنان حمایت و پشتیبانی قویتری را احساس می کنند. آنها می توانند با زنان راحت تر از مردان راجع به مشکلات شخصی اشان صحبت کنند و این گفتگوها را ارزشمند می دانند . در مقابل زنان از روابط دوستانه با مردان سود ناچیزی می برند زیرا که در مورد آنچه که موجب غصه و ازار آنها می شود ترجیح می دهند که با دوستان خانم خود صحبت کنند آنها احساس می کنند که زنان بهتر آنها را درک می کنند . فقط  ده درصد از زنان رابطه دوستانه با جنس مخالف را با اهمیت ارزیابی می کنند.
یک زن برای هر دو جنس در نقش کسی است که می توان به او اطمینان و اعتماد داشت .(۲۵)

یک مرد بدون زن مانند یک بمب ساعتی فعال است
 
اینکه زنان ازنظراجتماعی چقدر مواظب امنیت هستند باز هم غافل گیر کننده است . مردان مجرد نسبت به مردان متاهل ۵برابر بیشتر مرتکب قتل می شوند و سه برابر بیشتر از مردان متاهل قربانیخشونتها وجنایتها می شوند.در مورد زنان هیچ ارتباط قابل مقایسه ای وجود ندارد . اگر ما اقعیتها را مقایسه کنیم ، مشخص می شود که مردان به زنان نیاز دارند تا آرام شوند . بیهوده است که در این باره بحث کنیم ، آیا طبیعت اینگونه خواسته است تا نسل ما را حفظ کند ، جامعه اجتماعی راپایدار نگه دارد یا خواستار زندگی زناشویی باشیم ؟
مطمئنا مردان به زنان نیازدارندتا خودشان را در برابر خودشان محافظت کنند . زنان با تنها زندگی کردن بهترکنار می آیند .
فقط  مردی که تما م انرژی خود را صرف کند تا مورد پسند خانم ها قرار گیرد ، می تواند خشونت و تهاجم خود را مرتفع کند . در مورد زنان این موضوع کاملا طور دیگری است و زنان بعد از طلاق به طور آشکاری آرامتر ، متعادل تر ، فعالتر و اجتماعی تر از قبل ازدواجشان می شوند . مردان بر خلاف زنان بعد از طلاق در چاله عمیقی می افتند که به ندرت می توانند تنها با نیروی خود به عنوان یک فرد مجرد از آن بیرون آیند . ایا متعجب می شوید که بدانید بیشتر طلاق ها از طرف زنان صورت می گیرد . (۲۶)شما به نوان فردی مجرد و تنها نبایستی بترسید که سقوط می کنید و نابود می شوید .

ارزش واقعی زن
در واقع حیا و حجاب زن تدیبری است که او با نوعی الهام ، برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیتش در برابر مرد به کار می برد ، زیرا زن با هوش فطری و حس مخصوص خود درک کرده که از نظر جسمی با مرد برابر نیست و اگر بخواهد با او دست و پنجه نرم کند از زور بازوی مرد بر نمی آید . از طرفی زن ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خداوند حکیم در وجودمردان نهاده است . زن خوب می داند که خداوند او را مظهر معشوقیت قرار داده است . بر همین اساس زن با عفت و حجاب بهتر می تواند مرد را مجذوب خود کند و با متانت و وقار بر احترام خویش بیفزاید .
اما هنگامی که جامعه زن را با اندام عریان جست و جو  کند ، طبیعی است که روزبه روز تقاضای آرایش بیشتر و خود نمایی افزونتری را از او دارد . وقتی زن از طریق جاذبه جنسی ، وسیله تبلیغ کالا ، تزیین اتاق انتظار و عاملی برای جذب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار می گیرد ؛ در چنین جامعه ای زن تا سر حد عروسک یا یک کالائی  بی ارزش دیگر سقوط می کند و ارزشهای والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او جوانی ، زیبایی و خود نمایی اش می گرددو به این ترتیب وسیله ای برای اشباع هوسهای سرکش مشتی مرد می شود .
در چنین جامعه ای زن چگونه می تواند با ویژگیهای اخلاقی ، علم و آگاهی و دانایی اش جلوه کند و به مقام والایی برسد؟! (۲۷)

فلسفه حجاب

حجاب حریمی است میان زن و مرد نامحرم وسبب فروکش کردن غریزه جنسی می شود.خاموشی این شعله و در مسیر آن قرار گرفتن باعث می گردد بسیاری از مشکلات نظیر قتل و جنایت از جامعه رخت بر بندد و اگر چنین حریمی بر داشته شود و آزادی بی قید و شرط به میان آید باید شاهد زندگی حیوانی باشیم که در آن صورت ، اضطراب هایی دچار افراد می شود ، زیرا غریزه جنسی نیرومند و چون اسبی سر کش است که هر چه بیشتر اطاعت شود و افسارش رها گردد سرکش تر می شود و ضربه ای کاری تر بر انسان وارد می سا زد یا همچون آتشی است که هرچه به آن بیشتر هیزم بدهند ، شعله ور تر می شود . برهنگی زنان و آرایش و عشوه گری آنان ، مردان مخصوصا جوانان را در تحریکی دایم قرار می دهد ؛ تحریکی که سبب کوفتگی  اعصاب ایشان و ایجادهیجانهای بیمار گونه عصبی می شود و گاه سرچشمه امراض روانی است .(۲۸)

گل عفاف
هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است ، چون باغ بی دیوار از آسیب ، مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند .
هیچ کس هم با نام (آزادی ) دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شب ها در حیاطش را باز نمی گذارد ، چون خطر رخنه دزد ، جدی است .
هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ ، در معرض دید دیگران نمی گذارد تا بدرخشد ، جلوه کند و چشم و دل برباید چون خود جواهر ربوده می شود .
هر چیزی که قیمتی تر باشد ، مطمئنا درصد محافظت از آن بالا می رود ، هر چه که نفیس تر باشد بیم ربودن و غارت بیشتر است و مواظبت ، لازم تر است .
اگر در شیشه عطر را باز بگذاری ، عطرش می پرد . اگر رشته ی مرواریدت را در گنجینه و صندوق نگذاری و در آن را نبندی ، گم می شود .
اگر در مقابل پنجره خانه ات ، توری نزنی از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود .
وقتی راه ورود پشه ها را می بندی ، خود را مصون ساخته ای ، نه محدود و زندانی .
وقتی در خانه را می بندی یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی خانه خود را از ورود بیگهانه و نگاه های مزاحم در پناه قرار داده ای ، نه که خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی.
اگر برای ایمنی از خطر ها خود را بپوشانی ، نه کسی ایراد می گیرد و اگر هم ایراد بگیرد ، اعتنا نمی کنی چرا که سخنانش را بی منطق و نا آگاهانه می دانی و می بینی.
اینکه دل باید پاک باشد بهانه ای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است و آویختن به شاخه لاقیدی ، وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد .
ظاهر آینه باطن است و…(از کوزه همان برون تراود که در اوست )
زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را به حراج نگذاردو در بازار سوداگران شهوت ، خود را به بهانه ای نفروشد.زن به خاطر لطافتی که دارد نباید در دست های خشن کامجویان  دیو سیرت ، که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند ، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند  او را دور اندازند یا زیر پایشان له کنند .
زن به خاطر این که میراث دار پاک مریم است ، نباید بازیچه هوس و آلوده به گناه گردد. گوهر عفاف و پاکی ، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست.
خراب کردن همه دیوار ها و برداشتن همه پرده ها و باز گذاشتن همه پنجره ها ، نشانه تیره اندیشی است نه روشنفکری ! علامت جاهلیت است نه تمدن.(۲۹)

حجاب در شریعت زرتشت
در کیش آریایی زنان محترم محجوب بوده اند. زنان محترم ایران برای حفظ حیثیت طبقه ممتاز و ایجاد حدودی که آنها را از زنان طبقه عادی جداکند صورت خود را می پوشاندند و گیسوان خود را پنهان نگه می داشتند.(۳۰)

حجاب زنان ایران باستان
نویسنده کتاب پوشاک باستانی ایرانیان می نویسد :
تاریخ نویسان درباره ان زمان اکثرا به سکوت گذرانده اند …با این وصف از روی برخی نقوش که از آن زمان به جامانده ، به زنان بومی بر می خوریم که پوشش جالبی دارند . پیراهن آنان پوشش ساده ، بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است . در پایین دامن شرابه هایی تا مچ پا آویزان است .
بعد می گوید : به زنانی از این دوره بر می خوریم که از پهلو بر اسبی سوارند . اینان چادری مستطیل بر همه لباس خود افکنده اند و در زیر آن یک پیراهن دامن بلند و زیر آن نیز یک پیراهنی بلند دیگر تا به مچ پا نمایان است.(۳۱)

حجاب زنان اشکانی
لباس زنان اشکانی  پیراهنی بلند تا به روی زمین ، گشاد ، پرچین ، آستین دار و یقه راست بوده است ، پیراهندیگری داشته اند که بر روی اولی می پویدند . اندازه این یک نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است .روی این دو پیراهن نیز چادری سرمی کردند. (۳۲)

حجاب زنان ساسانی
در مقایسه چندین نقش سنگی آناهیتا و نقوش دیگر با هم ، به نظر می رسد که بانوان ساسانی پیراهنی بلند بسیار پرچین و گشاد می پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه جمع کرده می بستند … گاهی چادری گشاد و پرچین بر سر می کردند که تا به وسط ساق می رسیده است . نقوشی که از بانوان ساسانی دربشقاب های نقره ای مانده حکایت می کند که هر یک از بانوان چادری به خود پیچیده دارند . (۳۳)

حجاب نزد بودائیان
حجاب نزد آنها روش خاص و متعصبانه ای داشت . زن حق نداشت از منزل برون بیاید و نیز هیچ مردی جز آن محارمی که دین معرفی کرده بود حق نداشتند او را ببینند وبشناسند.(۳۴)

حجاب نزد برهماییان
حجاب نزد آنها مانند برهماییان بود و تا امروز آثاری از حجاب براهمه در نزد هندی ها باقی است .(۳۵)

حجاب نزد امت عرب
از اشعار عرب در مورد زن به دست می آید که حجاب نزد زنان اشراف و بزرگان آنها رایج بوده است ، تا جایی که روزی جوانی از طایفه بنی کنانه مزاحم زنی از قبیله بنی عامر می شود ، آن زن صدایش بلند میشود و همین مزاحمت سبب جنگ بین این دوطایفه می گردد. (۳۶)

 
نامه ای از فرانسه
فرانسه را به اصطلاح مهد آزادی می دانند ، اما به تازگی در این کشور آزاد بسیاری از دختران مسلمان به خاطر حفظ حجاب از مدرسه اخراج شده اند !
یکی از این دختران راضیه نادران است که ده سال بیشتر ندارد . وی در نامه ای چنین می نویسد : (( روز ها می گذشت و من به مدرسه می رفتم و هر روز مدیر برای پدرم نامه می فرستاد و از او درخواست می کرد اجازه دهد تا من بی حجاب به مدرسه بروم .
فکر می کرد که من حجابم را به اجبار پدرم،  رعایت می کنم !
در اخرین نامه ای که نوشت گفت : اگر راضیه روسریش را در نیاورد دیگر حق مدرسه آمدن ندارد !
این نامه را صبح به من داده بود و بعد از ظهر وقتی برای آوردن کتابها و دفتر هایم به مدرسه رفتم دیدم مثل فرمانده پادگان با تنی چند از معلمان جلوی در ایستاده و به خیال اینکه من می خواهم به کلاس بروم با عصبانیت و خشونت گفت:
نه ، نه راضیه !من آن موقع ناراحت شدم و بغض گلویم را فشار می داد ولی با این حال گفتم : من برای برداشتن کیفم آمده ام !
من تا به حال چند مصاحبه داشته ام . در جواب خبر نگار شبکه سه تلویزیون فرانسه که پرسید آیا به حجابم ادامه می دهم یا نه ،گفتم حجاب در اسلام از ۹ سالگی برای ما دختران وا جب است . من از نه سالگی چادر به سر کردم و تاآخر عمر هم به سر خواهم کرد .
من بازی کردن با بچه ها ومدرسه رفتن را دوست دارم ولی دینم و حجابم را از همه چیز بیشتر دوست دارم و حاضرم در خانه تنها باشم ولی خدا از من راضی باشد و به دخترهای مسلمان می گویم که ازآن سر و صداهای فرانسویها نترسند و به مبارزه خود ادامه دهند . پیروزی از آن ماست ! (۳۷)

نظردانشمندان وهنرمندان غیر مسلمان در مورد حجاب:

۱-    خانم ساچیکو موراتا: (( حتما محجوبه بودن را ترجیح می دهم و حد معقول پوشش رامی پسندم ، زیرا لطف زن به محجوبه بودن اوست . اصولا هر انسانی طالب کشف تنوع هاست . وقتی زنان به شکل امروزی مکشوفه باشند ، چیزی برای جلب توجه مردباقی نمی گذارند.
هر چیز با اهمیتی وقتی چندین بار رویاروی قرار گیرد ، اهمیت خود را از دست می دهد و این موضوع در تحکیم روابط زناشویی نقش بسیار مهمی را دارد . در مغرب زمین که زنها قیود را گسسته اند و انواع لباسهای کوتاه می پوشند ، روابط زنا شویی آنان کمترین استحکامی را ندارد .))
۲-    خانم گاندی : (( ای زنان اکر آرایش کردن شما تنها به منظور جلب شهوت مردان است از این کار دست بردارید و زیر بار چنین خفت و خواری نروید.))
۳-    آلفرد هیچکاک: (( من معتقدم که زن هم باید مثل مرد فیلمی پر از هیجان باشد . بدین معنی که ماهیت خود راکمتر نشان دهد و برای کشف خود ، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیاد تری وادارد .
زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روی بندی که به کار می بردند خود به خود جذاب می نمودند و همین مسئله جاذبه نیرومندی به انها می داد . اما به تدریج با تلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند ؛ حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان می رود و همراه آن از جاذبه جنسی او نیز کاسته می شود .))
۴- برتراند راسل : (( از لحاظ هنر ، مایه تاسف است که به آسانی بتوان به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد ، بدون آنکه غیر ممکن گردد.))
۵- ویل دورانت : (( انچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می شود . زیبایی به قدرت میل  بستگی داردو میل با اقناع و ارضا ، ضعیف و با منع و جلوگیری قوی می گردد.
خود داری از انبساط و امساک در بذل و بخشش ، بهترین سلاح برای شکار مردان است .اگر اعضای نها یی انسان را در معرض عام تشریح کنند ، توجه ما به ان جلب می شد ، ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آنکه بداند ، حس می کند که این خود داری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد .))
۶- توصیه چارلی چاپلین به دخترش : ((برهنگی بیماری عصر ماست و من پیرم . شاید حرفهای من خنده دار باشد ، اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست داری .))
۷- نظر دو مرجع بزرگ مسیحیت: (( کلمنت و تر تولیان می گویند که زن باید کاملا در حجاب و پوشیده باشد .الا آنکه در خانه باشد ، زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند می تواند از خیره شدن چشمها به سوی او مانع شود . )) (۳۸)

حجاب در نگاه روشنفکران لائیک
در نگاه برخی از روشنفکران لائیک حجاب به ویژه چادر، سنتی ماقبل اسلامی و درباری است که فقط مناسبات پدر سالار و کنترل زنان و ممانعت از خروج آنان از چارچوبهای مردسالارانه قرار گرفته است. برای مثال گفته می شود چادری که امروز به نام اسلام به زور بر زنان تحمیل می شودهم زمان با شکل گیری اولین جوامع پدر سالار در بین النهرین یعنی قرنها پیش از ظهور اسلام به وجود آمده . اما این نظر، این گروه را بدین نتیجه گیری سوق می دهد که رفع حجاب و کنار نهادن چادر قدیمی ضروری در ورود زن ایرانی به عرصه اجتماع و باز تعریف از جایگاه زن و مناسبات جنسی است .
همان طور که در این جملات اشاره شده است ، حجاب ازقرون پیش در میان زنان در فرهنگ ها و ادیان مختلف وجود داشته است . این مسئله میتواند تا حدودی نشان گر فطری بودن حجاب باشد و به علاوه استقبال زنان از حجاب به مثابه ی حریمی پاک و مقدس است.  از آن روست که امنیت اجتماعی آنان را تامین می نماید . بنا براین گرچه ممکن است گونه هایی از حجاب در بر خی از جوامع پیشین مورد سوء استفاده ی مردان قرارگرفته باشد ، اما این مساله خدشه ای بر حکمت و فلسفه و ارزش حجاب وارد نمیسازد.
آنچه به عنوان فلسفه ی حجاب در ادیان الهی دنبال شده است تامین عزت و کرامت زن و پیشگیری از آزارهای جنبی و ناامنی های اجتماعی و اخلاقی است .
حضور زنان مسلمان ایران در عرصه های گوناگون اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی به خو بی نمایانگر آ ن است که حجاب نه تنها فضای حرکت و تنفس اجتماعی ، فرهنگی ،اقتصادی و ظرفیت رشد و تحرک آنان را محدود نمی نما ید بلکه با حذف جاذبه های جنسی و نگرش های جنسیتی درروابط اجتماعی زن را به عنوان عنصر انسانی و متعالی در فعا لیت های اجتماعی مشارکت میدهد .
اگر منظور گرو هی از روشنفکران از رفع محدودیت برای زنان مسلمان ، حضور آنان درکنار مردان در همه ی مشاغل سنگین و طاقت فرسا بدون وجود حریم ها و حرمت هاست ، این گونه محدودیت ها از نظر عقل و شرع امری منطقی و به نفع زنان است .چنان که بعضی از اندیشمندان و مصلحان غربی هم اکنون بر آن اذعان مینمایند .ضمنا باید توجه داشت که این گونه محدودیت ها ی شغلی و اجتماعی نیز ناشی از التزام حجاب نیست بلکه مبنی بر وضعیت جسمی ، روحی و روانی زنان است .(۳۹)

رقابت جنسی میان زنان
رقابت جنسی میان زنان به همراه بازار سکس پدیدار شد. بازار سکس نیز در کنار بازار کالا پدید آمد که جزئی از آن بازار است و بازار کالا با جامعه طبقاتی به وجود آمد. با گسترش بازار کالا معیار زیبایی زنانه اندک اندک از طبیعی به ساختگی یا زیبایی مد روز دگرگون شد و رقابت جنسی در کنار شکل ظاهری زیبایی گسترش یافت که در جامعه امروزی به اوج خود رسیده است . در دورانهای نخستین داد و ستد پایاپای زنان  با گله گاو و گوسفند و گله های گاو و گوسفند با زنان وجود داشت. تندرستی و زیبایی طبیعی یک زن به قیمت او می ا فزود، درست همان طور که گله های زیبا و سالم سودآور بودند . هر دو برای تولید و جامعه کشاورزی سودمند بودندو تندرست ترین و سالمترین گونه ها از کارکرد بهتری برخوردار بودند .
رقابت جنسی در میان زنان به همراه رقابت برای انباشت دارایی آغاز شد . البته در روزهای نخستین انباشت دارایی و رقابت  بر آن سایه افکنده بود ولی کم کم این خریداران زنان بودند که با یکدیگر برای به دست آوردن زیباترین زنان رقابت می کردند وخود زنان در شمار دارایی سکسی و کالا بودند. (۴۰)
 
اتهام غربیهاعلیه ملل مشرق زمین واستفاده ابزاری آنها از زنان :
یکی از اتهامهای تاریخی غربیها علیه ملل مشرق زمین به ویژه ملل مسلمان این است که زنان در چنین جوامعی شان نازلی داشته و یا اساسا از هیچ شان و موقعیتی برخوردار نیستند .این عده با برشمردن شواهد تاریخی از رفتار پادشاهان و خلفای مسلمان و ایجاد حرمسراهای بزرگ و تمایل شهوانی مفرط زمامدارن و تصاحب زنان و خارج ساختن آنان از دست شوهرانشان و مواردی دیگر این رفتار را زاییده و معلول دیدگاهها و نگرش اسلام به زن دانسته و در این راستا تبلیغات حساب شده ای را علیه دیانت اسلامی به راه انداخته اند.
از طرفی شکل گیری جریانات فیمینیستی متاثر از غرب در کشورهای اسلامی موجب گردید تا احکام شریعت هر از گاهی مورد تعرض افراد مغرض قرار گیرد که بی مهابا به مقررات دینی درباره زن حمله کرده و آنها را مورد طعنه و تمسخر قرار می دهند اکثر کارشناسان غربی همیشه به موضوع زن به عنوان نقطه ضعف در شریعت اسلامی نگریسته و رفتار خلفا و پادشاهان را به عنوان تبلوری از آزادی عمل شریعت مردان و به ویژه توانگران و پادشاهان دانسته و برای این امر شواهدی اقامه کردند و صحنه را طوری طراحی کردند که گویا راه گریزی از رد این واقعیتها وجود ندارد. بدون اینکه بخواهیم از عملکرد حکمرانان مستبد و جاه طلب و عشرت دوست به ظاهر مسلمان دفاع کنیم و یا عملکرد آنها را توجیه کنیم می خواهیم که به وضعیت امور زنان در دنیای غرب اشاره کنیم و این نکته را توضیح دهیم که آیا در رفتاری که با زنان غربی اعمال می شود تفاوتی با حکمرانان مشرق زمین وجود دارد ؟
رفتار شهوت مدارانه حکمرانان مسلمان هیچ ربطی به اسلام ندارد. آنچه که حکمرانان در جوامع اسلامی انجام داده اند بر اساس حس شهوت طلبی و ارضاء حس جنسی خود بوده است .در آیات قرآن خداواند انسانها را چه زن و چه مرد از شهوات جنسی خود برحذر داشته و از مومنین و مومنات سخن به میان می آ.ورد و همیشه مدافع حقوق زنان می باشد. با این حال وجود زمینه سوء استفاده حکمرانان از مقررات شریعت در جهت دستیابی به مقاصد و انحرافهای خاص شهوانی موجب شکل گیری دیدگاه خاصی نزد شرق شناسان درباره جایگاه زن در اسلام شده است. اما آنچه که امروز در جهان غرب رخ می دهد در واقع بردگی نوین و تمام عیار زنان است. در این بردگی زنان در قالبهای محترمانه و به ظاهر متمدنانه به انجام کارهایی وادار می شوند که جز از بردگان برنمی آید. این وضعیت امروزه جزء ویژگیهای غربیها محسوب می شود. خود غربیها و به ویژه دوایر دینی و مذهبیشان نسبت به گسترش سایه سکس و مفاسد اخلاقی نظیر روابط نامشروع و
هم جنس بازی و سقط جنین و شیوع و رواج عادتهای ناپسند اخلاقی در فضای جامعه و به ویژه نسل جوان نگران هستند . امروزه در غرب از زنان در همه عرصه ها استفاده ابزاری می شود از تبلیغ مصرف مشروبات الکلی گرفته تا چگونگی برش هویج . به طور کلی باید تاکید کرد که استفاده ابزاری از زنان در فرهنگ غرب امری مذموم و ناپسند تلقی نمی شود بلکه چنین استفاده ای را در راستای بهره برداری و بهره وری  از موجودیت زن در جهت ارتقا بخشیدن به وضعیت اقتصادی و … می دانند و به همین دلیل کثرت سوء استفاده از زنان در تبلیغات همه گیر معرف فرهنگی مادی گرایانه است که تمدن غرب را به طور کامل احاطه کرده و آنها را در لبه پرتگاه قرار داده است (۴۱)

 
عشق در دنیای غرب
امروزه یکی از خلاهایی که در دنیای اروپا و آمریکا وجود دارد ، خلا عشق است. در کلمات دانشمندان اروپایی این نکته زیاد به چشم می خورد که اولین قربانی آزادی بی بندو باری امروز زنان و مردان ، عشق و شور و احساسات بسیار شدید  عالی است.(۳۴) درجهان امروز هرگز عشقهایی مانند لیلی و مجنون و خسرو و شیرین نمو نمی کند . از این داستانها می توان فهمید  که زن با نگه داشتن خویش از دسترسی مرد تا کجا پای خود را بالا میبرد و تا چه حد سر نیاز مرد را به آستان خود فرو می آورد. (۴۲)

مردان و پرخاشگری
مردان وقتی خشمگین می شوند مشکل است که خود را کنترل کنند. بعضی مواقع ترس عامل تحریک خشونت است . پنجاه درصد از قتلها در آمریکا به خاطر جر و بحث های بین مردان صورت می گیرد . یک مرد واقعی در چنین مواقعی در حضور دوستان یا آشنایان نباید تسلیم شود. علتها اغلب بی اهمیت و حزئی است: یک توهین لفظی یا یک تنه زدن ساده کافی است که جنجالی خونین برانگیزد. خشونت در بیشتر جوامع به عنوان یک رفتار مردانه بسیار ارزشمند ارزیابی می شود!!!!!!
مردان قبائل بدوی جنگلی در آمازون وقتی انسانهای دیگری را می کشتند ، زنان و کودکان بسیاری را به اسارت می گیرند. در اینجا خشونت با بی رحمترین، وحشیانه ترین شکل خود پاداش داده می شود اما طبیعتا خشونت می تواند در ضعیف ترین شکل نیز صورت گیرد.امروزه نیز می توان در بعضی از شرکتها که مدیریت قاطع و جدی حاکم است بی توجهی و بی مبالاتی افراد را با پیش بردن مقاصد از طریق خشونت مشاهده کرد که این مساله غیر قابل انکار است.
بسیاری از زنان به دنبال یک حامی و محافظ می گردند . مطمئنا یکی از دلایلی که ترجیح می دهند مردان قویتر را به عنوان همراه برگزینند همین است.(۴۳)

 کره زمین برای زنان امن نیست
خشونت علیه زنان به هیچ وجه خاص جوامع عقب مانده نیست. در پیشرفته ترین کشورهای جهان ،زنان و کودکان از تبعات و عوارض ناشی از خشونت به خصوص در زندگی خانوادگی رنج می برندوآزارهای جسمی و جنسی و روانی نه تنها تندرستی ، سلامت، عقل، تعادل عاطفی و روانی آنها را به خطر می اندازد بلکه جامعه را متضرر می سازد.
بهایی که بابت این صدمات پرداخت می شود، دولتها را با مشکلات گوناگون اقتصادی، فرهنگی و خدماتی درگیر می کند و در بسیاری از موارد دولتها قادر نیستند این بهای سنگین را بپردازند. در نتیجه این جنگ ادامه می یابد و پدیده خشونت تشدید و تقویت می شود.
در حالی که با اجرای برنامه های دقیق و آینده نگر برای مهار خشونت علیه زنان در دراز مدت می توان مبارزه کرد خشونت علیه زنان امری است جهانی زیرا :
    30 تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهران خود قرار می گیرند
    15 تا ۲۵ درصد زنان آمریکایی به هنگام بارداری نیز مورد آزار جسمی شوهران خود قرار می گیرند.
    طبق گزارش F.B.I در سال ۱۹۹۲ م در آمریکا از هر ده قربانی زن، سه نفر یا شوهر یا دوست پسر خود کشته شده اند.
    21 تا ۳۰ درصد زنان  در آمریکا حداقل یکبار در طول زندگی مشترک مورد هجوم و آزار جسمی قرار می گیرند
    در کلمبیا بیش از ۲۰ درصد زنان مورد آزار لفظی یا روانی شوهرانشان قرار می گیرند.
    در شیلی ۶۳ درصد زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند.
    41 درصد از زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند.
    42 درصد از زنان کنیا به طور مرتب مورد آزار فیزیکی همسران خود قرار می گیرند.
    62 درصد مقتولان زن در سال ۱۹۸۷ م در کانادا توسط شوهران خود کشته شده اند.
    در بنگلادش بیش از ۵۰ درصد قتلها ناشی از خشونت مردان است.
نظر به اینکه خشونت علیه زنان در خانواده مسئله ای جهانی است، بازتاب آزار زنان در مجامع بین المللی نیز وسیع بوده است. در چهارمین کنفرانس حقوق بشر در وین خشونت علیه زنان یکی از شیوه های دارای الویت برای بررسی در کنفرانس تشخیص داده شد و این نکته مهم مورد تاکید قرار گرفت :
(( خشونت جسم ، روان آزاری زنان را تهدید می کند زیرا مردان در اعمال خشونت نقش اصلی را دارند.))
شرکت کنندگان در چهارمین کنفرانس حقوق بشر تاکید کردند که قضات، دفاتر پلیس، دفاتروکالت، کانونهای حمایت از خانواده، معلمان، پدران و به طور کلی حامیان زنان باید ریشه های فرهنگی همسرآزاری را بررسی کنند. همچنین آنها اعلام کردند که نگرش مردان نسبت به زنان را باید تغییر داد و زنان نیز باید به مردان یاری رسانند تا در برداشتهای خود نسبت به جنس زن تجدید نظر کنند. بد نیست به مطلبی اشاره داشته باشیم که چندی پیش در مجله اشپیگل به چاپ رسید. ( حدود ۴۵ هزار زن آلمانی در سال در کشور آلمان از خانه های خود فرار می کنند زیرا از سوی همسران خود مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. اکثر این زنان چنین مشکلاتی را سالهاست که به دوش می کشند ولی به خود جرات نمی دهند درباره این مساله با کسی صحبت کنند. هر روز پزشکان بخش اورژانس شاهد زنان مجروح و صدمه دیده هستند البته این زنان کمتر حاضر به بیان درد دل خود می باشند. (۴۴)
 
علل اصلی خشونت
دکتر استفان بروکینگ در رابطه با علل اصلی خشونت می گوید : در اروپا و آمریکا مصرف مواد مخدر در گونه ها و روشهای مختلف و مصرف مشروبات الکلی سبب اختلال روانی  مرد می شود و به این خاطر زن مورد ضرب و شتم وآزارهای جسمی و جنسی قرار می گیرد.
هر روزه  در روزنامه ها و رسانه های ایالات مختلف آمریکا درباره خشونت مردان علیه زنان و خطرات آن مطالبی نوشته شده است .
 چندی پیش در ایالت کالیفرنیا، مردی باعث مرگ همسرش شد به این روش که مرد با سیخ داغ تمام بدن همسرش را داغ کرد و سپس او را آتش زد و بعد خود را به پلیس معرفی کرد یا اینکه مردی به مدت یکماه همسرش را در کمد زندانی کرده بود و پس از یکماه همسایه ها با جسد زنی در کمد مواجه شدند.
البته قوانین امنیتی و حقوقی در این کشورها وجود دارد اما این موارد آنقدر زیاد هستند و مردان آنقدر قدرتمند می باشند که زنان در بسیاری از مواقع جرات بازگویی آنها را به پلیس ندارند .
در اسپانیا بسیاری از زنان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و خانه را ترک می کنند اما به این دلیل که هیچ محلی برای زندگی و یا در آمدی برای ادامه زندگی ندارند مجبور به بازگشت هستند در فرنگ اسپانیایی مرد سالاری حکمفرما است . اینها همه نمونه هایی ازخشونت مردان علیه زنان می باشد.(۴۴)
 
روز جهانی منع خشونت
این روز برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ از طرف زنان آمریکای جنوبی در جزایر کارائیب اعلام شد به این وسیله آنها می خواستند از سه خواهری یاد کنند که دزدیده شده  و مورد تجاوز قرار گرفته و به نحو دلخراشی کشته شدند . آنها این واقعه را به عنوان سمبل خشونت علیه زنان برگزیدند . از سال ۱۹۸۱ این روز از طرف سازمان ملل متحد به عنوان روز منع خشونت علیه زنان نامگذاری شده است.
پیامهای کوفی عنان و صندوق زنان سازمان ملل به این مضمون ها است : (( مبارزه با خشونت علیه زنان اولویت برتر جهانی است .))، (( باید هر چه زودتر به این ننگ بزرگ پایان دهیم )) و یا (( اعمال خشونت علیه زنان نه تنها چالشی فوری فرا روی همگان است بلکه این خشونتها ابعاد مرگبار آلودگی به بیماری ایدز را به همراه دارد.))
از طرفی مدیر اجرایی صندوق زنان  سازمان ملل می گوید : (( ریشه کن کردن خشونت علیه زنان یک اولویت مهم جهانی است نه یک برنامه عادی ، ما معتقدیم هر گونه خشونت علیه زنان باید برطرف شود . خشونت علیه زنان در عصر ما در حال افزایش است و ما نه تنها در گوشه و کنار خیابانها شاهد این خشونتها هستیم بلکه در چهار دیواری خانه ها نیز این خشونتها وجود دارد . ))
طی سالهای۱۹۸۳تا۲۰۰۰ زنان شاغل آمریکایی تلاشهای زیادی برای گرفتن حقوقشان ، ایجاد مساوات و برابری میان زن و مرد کردند اما نتیجه ای نگرفتند . در این کشور که همواره زنان نسبت به مردان حقوق کمتری می گیرند در حالی که به همان اندازه و با همان موقعیت شغلی کار می کنند به هر حال تا کنون با همه اعتراضات هیچ حمایتی از آنان صورت نگرفته است .
در اروپا و آمریکا بسیاری از زنان از همان شب اول ازدواج با خشونت فیزیکی همسرانشان روبرو می شوند. در این باره جامعه شناسان می گویند مصرف مشروبات الکلی و مست بودن مرد یکی از دلایل خشونت علیه زنان است . بیشتر آمارها نشان می دهد که مردان از همان هفته اول در بیشتر خانواده ها نسبت به زنان خشونت خود را ابراز می کنند .(۴۴)

هالیوود خشونت علیه زنان را رواج داد
پاتریک استوارت بازیگر فیلم های علمی – تخیلی و فیلم معروف پیشتازان فضا هالیوود را به ترویج خشونت علیه زنان متهم کرد .
به گزارش B.B.C پاتریک استوارت که در کنفرانسی در ((محکومیت خشونت علیه زنان )) سخن می گفت افزود : (( پیام بسیاری از فیلم های هالیوود ترویج خشونت علیه زنان و مردان است . آنها زنان را به تصویر میکشند که تنها هنر شان ازار و کشتن زنان دیگر است . وی افزود که اگر هر کدام از ما در اعتراض به این روند کوتاهی کنیم در عواقب آن شریک خواهیم بود .))
این رویکرد البته منحصر به ستارگان زن نیست و در این مسیر هالیوود ستارگان مردش را نیز از عناصر و صفات ویژه شان همچون تعصب ، صداقت ، رفاقت و یکرنگی تهی شده و با صفات جایگزینی چون سردی ، خاموشی ، سنگدلی وبالاخره خشونت بی دلیل آراسته اند .
البته این نگاه یکسویه هالیوود به زن و گزینش ترفندهای جذبه ای ، بی پاسخ نمانده و در مقاطع مختلفی با اعتراض های لفظی و عملی رویا رو شده. این اعتراضها حتی تا آنجا پیش رفت که اثاری فیمینیستی در پاسخ به این نگاه یکسویه هالیوود ساخته و رداخته شدند . از جمله فیلمی مانند ((تلماو لوئیز))
تا جایی که فیلم ، با پایانی سمبلیک ، بر اتحاد زنان علیه دشمنان مشترکشان در جامعه مرد سالار ، تاکید ویژه می کند .
 
جنگ اقتصادی علیه زنان
آماری که در سال ۱۹۸۰ به مناسبت کنفرانس زنان در کپنهاک تقدیم سازمان ملل شد امروز هم به اعتبار خود باقی است.
بین دو سوم تا سه چهارم کار در کل دنیا توسط زنان انجام می شود ضمنا آنها ۴۵ درصد از غذای دنیا را نیز فراهم می کنند در حالی که فقط ۱۰ درصد از درآمد جهان و یک درصد از دارایی جهان به زنها تعلق می گیرد و قسمتی از این یک درصد به مردان تعلق دارد که برای فرار از دادن مالیات به اسم آنها کرده اند.
پس از پایان کنفرانس دهه سازمان ملل برای زنان که در سال ۱۹۸۵ گزارش تهیه شده درباره موقعیت زنان در سراسر دنیا نتیجه گرفت که زنان در ده سال به پیشرفتهایی در زمینه آموزش و پرورش ، بهداشت ، امور اقتصادی، استخدامی و سیاسی نائل آمدند . اما هنوز بالاترین مسولیتها به عهده زنان و بالاترین قدرتها در اختیار مردان است. درگزارش ذکر شده ۳۵ درصد از زنان اروپایی برای دستمزد کار می کنند. در آفریقا زنان ۷۵ درصد از کارهای کشاورزی را انجام می دهند علاوه بر آن وظیفه آوردن آب، هیزم، نظافت، آشپزی و نگهداری از بچه ها به عهده آنها است ؛ برای نمونه در مالاوی  زنان به میزان مردان در کشت پنبه و انجام کارهای منزل کمک می کنند اما در کشت و جمع آوری غلات دو برابر مردان کار می کنند،با این حال زنان جزو نیروی کار محسوب نمی شوند چون یا برای کاری که می کنند مزدی دریافت نمی کنند، یا مردان مزد آنهارا دریافت می کنند .
زنان کشاورز در آفریقا و هندوستان پرکارترین زنان دنیا هستند آنها روزی ده تا پانزده ساعت کار می کنند که کارهای گوناگونی را شامل می شود . بررسیهای انجام شده نشان  می دهد در مواردی که زنان ممر درآمدی دارند یا حقوقی دریافت می کنند سطح تغذیه و رفاه کودکان پیشرفت محسوسی دارد . زنان هندی برای نمونه پیوسته ۹۵ درصد از درآمد خود را فرزندانشان می کنند. هندیها ضرب المثلی دارند که می گوید: (( یک پنی برای یک زن مثل یک پنی برای خانواده است و یک پنی برای مرد مثل یک پنی برای خودش است .))
زنها با تمام مسوولیت پذیری و ارائه خدمات در خور توجه هنوز هم تقریبا از مشاغلی مانند مدیریت محروم هستند در بنگلادش و اندونزی یک درصد از این پستها به زنها اختصاص دارد ، در نروژ و اسپانیا نسبت مدیران مرد به زن سه به یک است . درآمریکا زنان کمتر از یک درصد شغلهای رده های بسیار بالای مدیریت شرکتها و سه درصد از پنج شغل زیر مدیر عاملی را در هزار شرکت  به عهده دارند.
زنها در حال حاضر کمتر از ۷۵ درصد از مبلغی که مردها بابت همان شغل می گیرند، دریافت می کنند . شغل مردان همیشه پردرآمدتر ازشغل زنان است در نتیجه خانواده بدون مرد محکوم به فقر است زیرا زنان به طور اجتناب ناپذیری درآمد پایین دارند و این سبب بروز مشکلات در کانون خانواده می شود و مردان همیشه خود را قدرت برتر دانسته و زن را موجودی وابسته به خود می دانند.(۴۵)
 
جنگ سیاسی علیه زنان
تاریخ نویسان، آتن قدیم را جایگاه دموکراسی می دانند چون اولین دولتی بود که با استقرار سیستمی به همه شهروندان حق رای داد . ولی فقط ۶ درصد از جمعیت آتن شهروند بودند !!!!!!!
زنان و بردگان شهروند محسوب نمی شدند در قانون زنان را نزدیک به بردگان به حساب می آوردند.
قانون دمکراتیک یعنی اداره کشور توسط مردم یا شهروندان یک کشور ، در حالی که هرگز تا قرن اخیر زنان به عنوان شهروند به حساب نمی آمدند .
در هند بیشتر از همه کشورها زنان پستهای بالای سیاسی دارند برای اینکه طبق سنتهای دیرینه قدرت در دست طبقه ممتازی است که از طریق خون به هم ارتباط پیدا می کنند.
در سال ۱۹۹۰ درصد زنان که در مجلس عوام پارلمان هند عضویت داشتند از زنان نماینده مجلس آمریکا بیشتر بودند البته هم اکنون نمایندگان در بسیاری از کشورهای صنعتی از جمله آمریکا تحصیلات عالی داشته و می توانند در رشته های گوناگونی خدمت کنند . اما باز هم مردان رده بالای چون تمایلی به پیشرفت آنها ندارند، به ندرت آنها را در پستهای بالا قرار می دهند .
یکی از راههای حذف کردن زنان از زندگی سیاسی از بین بردن شواهدی است که نشان می دهد زنان در امور اجتماعی شرکت داشته اند. مردان اغلب سعی دارند پروژه هایی که توسط زنان اعمال شده به خود اختصاص دهند یا آنها را به مردان لقب دهند. تاریخ نویسان مرد به طور دسته جمعی و در جبهه ای واحد زنها را از تمام وقایع تاریخی حذف کرده اند .
تعداد کمی از افراد از تعداد زیاد حکمرانان، فلاسفه، دانشمندا، هنرمندان، نویسندگان و مخترعین زن اطلاعاتی در دست دارند اگر چه تعدادی از این زنان فوق العاده صاحب نفوذ بودند و برخی به دانش و رفاه بشری کمکهای ذیقیمتی کردند.(۴۶)
 
جنگ علیه زنان در مقام مادری:
با قبول این اصل که همه باید در چهار چوب خانواده زندگی کنند، مردها نمی توانند این باور را القاء کنند که زنان شخصا مقام مادری را پذیرفته اند چون به آنها رضایت و خشنودی می دهد و در قبال آنها نه جامعه و نه مردها مسولیتی ندارند. مردان طوری برخورد می کنند که گویی ادامه نسل بشر هیچگاه یک نیاز اصلی برای کلیه ابناء بشر نبوده و گویی تولید مثل و حفظ و بقاء جامعه کوششی نمی خواهد وچیزی است که خود به خود صورت می گیرد. این باور توسط دولتهای سوسیالیستی و سرمایه داری تایید میشود . زبان مردها در اینباره نشان می دهد که برخلاف زنها که مادر بودن برایشان جنبه عاطفی دارد برای آنها تولید مثل جنبه اقتصادی دارد (۴۷)

جنگ علیه زنان در آثار هنری 
طرفداران تساوی حقوق مرد و زن به کارهای نقاشی ویل دوکینینگ ، پیکاسو یا تصاویر دختران کوچک بالتوس اشاره می کند اما تجزیه تحلیل یک طرفدار حقوق زن از هنر به دلیل اینکه ذاتا به آزادی بیان معتقد هستند غیر ممکن است . هنرمندان زن را سوژه آثار خود قرار می دهند و نسبت به آن احساس مالکیت می کنند . چه آثار آنها بازتابی از نفرت نسبت به زن باشد و چه از زن ایده آلی بسازند و چه اثر آنها احساس برانگیز باشد یا برتری جوئی سردی را القاء کند.
همه به طور ضمنی واقعیت خود مختاری زن را مورد حمله قرار می دهند . هنرمندان مختار هستند با هر دیدی که مایلند به زن نگاه کنند. ژروم روبینزآزاد بود باله ای خلق کند که در آن زنها به صورت حشره دل و روده دو مرد را بیرون می آوردند. همه آثار هنری زن را به صورت موجودی تهدید کننده نشان می هند که این نشانه نمایانگر وحشت مردها از زنان می باشد جای تعجب نیست! مردی که در همه جنبه های زندگی زن را تحت انقیاد خود در آورده از تلافی او وحشت دارد .
مجسمه سازان مدرن زنها را با سرهای توخالی نشان می دهند مارتین فرنچ می گوید : (( در بازدید از نمایشگاهها و موزه ها احساس کردم مورد حمله هنر مجسمه سازی قرن بیستم قرار گرفتم هنری که در آن اجزاء بدن زن به طور اغراق آمیزی بزرگ نشان داده شده است گویی مجسمه های قرن اخیر می خواهند پیکرتراشیهایی که از بدن زن در دوران قبل از تاریخ شده مورد تمسخر و تقبیح قرار دهند. ))
چیزی که نمی توان در آثار هنری منکر شد نفرت مردان از زنان است. زنانی که این رفتار را تجزیه  و تحلیل می کنند معمولا محکوم به ترسیدن از جنس مرد می شوند . جامعه ای که مغرور از احساس منفی داشتن نسبت به شکل و مجسمه زن است، در مقابل نسبت به هرگونه حمله زنان به ارزشها، رفتار و تصاویر مردان خرده می گیرد .
تحقیر زنان در آثار هنری و کارهای تبلیغاتی بر تصاویر سینمایی حاکم است . زنها در فیلمهای سینمایی چنان پست شمرده می شوند که منتقد سینمایی نیویورک تایمز که زیاد هم طرفدار تساوی حقوق زن و مرد نیست صدای اعتراضش برخاسته و بی بند و باری بعضی از هنرپیشه ها نسبت به امور جنسی نظری مادونا در فیلم دیک ترسی و چند هنرپیشه دیگر اعتراض می کند.
پرفروش ترین فیلم ۱۹۹۰ به نام (( زن زیبا  )) داستان سیندرلا، درباره یک زن روسپی است . آگهی های تبلیغ فیلم معمولا هنرپیشه اول زن را تقریبا لخت نشان می دهد اگرچه در خود فیلم آنطور هم ظاهر نشود.
در فیلمهای خشونت آمیز آمریکایی تجاوز یا حمله به زن از ضروریات فیلم محسوب می شود. (۴۸)

اسلام تضمین کننده امنیت زنان :

اسلام با وجود قائل شدن مرزهایی بین زن و مرد در رعایت پوشش برای زن باعث برقراری امنیت فردی و اجتماعی زن در جامعه ، کمک به حفظ سلامت جامعه توسط زن، کمک به حفظ نظام خانواده و گرمی آن توسط زن می شود.
قرآن کریم به اتفاق دوست و دشمن احیاء  کننده حقوق زن است . مخالفان لااقل این اندازه اعتراف دارند که قرآن در عصر نزولش گامهای بلندی به سود زن و حقوق انسانی زن برداشته است و در این میان مرد را فراموش نکرده است .
به عبارتی دیگر قرآن زن را همانگونه دیده که در طبیعت است از این رو هماهنگی کامل میان فرمانهای قرآن و فرمانهای طبیعت برقرار است، زن درقرآن همان زن درطبیعت است . این دو کتاب بزرگ الهی یکی تکوینی و دیگری تدوینی یا یکدیگر منطبقند و اگر در احقاق حقوق زنان در اسلام کار مفید و تازه ای صورت گرفته باشد توضیح این انطباق یا هماهنگی است . (۴۹)

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    تاثیر رنگ نور بر شادی

    تاثیر رنگ نور بر شادی بهترین و بدترین رنگ نور و تاثیر آن بر احساسات انسان تاثیرات مثبت و منفی نورهای محیط بر روی انسان در آزمایشات مختلف ثابت شده است.اساسا نور روشن این قابلیت را دارد که احساسات مثبت و منفی را تشدید […]

    کنار آمدن با طلاق

    کنار آمدن با طلاق/ دلیل هم خوردن یک رابطه هر چه که باشد–و اینکه می‌خواسته‌اید یا نه – اتمام رابطه ممکن است کل زندگیتان را از این رو به آن رو کند و همه جور احساسات دردناک و پریشان‌کننده برایتان به ارمغان آورد. اما […]

    مبارزه با کمرویی

    مبارزه با کمرویی می توانیم اجتماعی بودن را اینگونه تفسیر کنیم: کسی که در اجتماع و در دید مردم و بیشتر خارج از خانه است. چرا که بسیاری از کسانی که خیلی اجتماعی نیستند وقت خود را بیش از حد معمول در خانه به […]

    همه چیز درباره زبان بدن

    همه چیز درباره زبان بدن درزندگی روزمره وقتی با دیگران وارد صحبت نمی شویم با حالات مختلف بدن خود با آن ها ارتباط برقرار می کنیم. نتایج برخی از مطالعات نشان می دهد که زبان بدن می تواند گویاتر از کلمات، منظور و احساس […]

    ضعف عزت نفس

    ضعف عزت نفس/ موانع زیادی در راه آرامش زندگی ما قرار دارند: فشار روحی ناشی از کار، مسائل خانوادگی، مشکلات جسمی، مشکلات مالی و مواردی که در روابطمان با دیگران به آن‌ها نیاز داریم. این فهرست پایانی ندارد، هر روز صبح که از خواب […]

    مخدرها و مشکل ها

    مخدرها و مشکل ها تاریخچه مواد مخدر به هزاران سال قبل برمی‌گردد؛ وقتی که بشر برای اولین بار کشف کرد بعضی از گیاهان می‌توانند اثر آرامبخش و تسکین‌دهنده‌ای داشته باشند، اما بعدها همین گیاهان و مواد حاصل از آنها، به‌عنوان مواد مخدرهایی مانند تریاک، […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد