خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


جایگاه اجتماعی زنان از دو دیدگاه حجاب

امتیاز به این مطلب!

220 views

بازدید

آسیب شناسی جایگاه شغلی زنان ایرانی بررسی موانع فرهنگی و قانونی مشارکت زنان علی رغم چندگانگی وظائف و تعدد نقش های زنان در جامعه منزلت این نقش برابر نیست چرا که نقش زن به عنوان همسر ، مادر ، و کدبانو در کفه تراز و سنگین تر به نظر رسیده و یا با ارج تر شمرده می شود .
      در حقیقت اگر در مورد استقلال مردان عوامل جمعیتی مثل ساختار سنی جمعیت ، روند مهاجرت ، میزان رشد جمعیت و میزان عرضه و تقاضای نیروی کار تعیین کننده است ، در علمی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی است .
در بین عمده موانعی که پیرامون مشارکت زنان وجود دارد چند عاول را به اختصار مورد اشاره قرار می دهیم.
عوامل تبلیغاتی:
۱- نگرش های سلطه جویانه نسبت به زن ، مشاغل تراز بالای علوم مدیریتی  و … را در انحصار مردان درآورده است . علی رغم اینکه افزایش میزان مشارکت و تصحیح الگوی مشارکت زنان ضمانت اجرایی نیافته است . بطوری که زنان در جامعه امروزی الگوی جذابی از زنان مدیر و مدبر در اختیار ندارند تا در پی خودسازی و کسب موفقیت های برتر بشتابند جداسازی زنان و مردان در محیط کاری تحت عنوان یا بهانه حفظ عفت ، پاکی و تقدس محیطی را باعث می شود تا امکانات لاز برای افزایش سطح تخصصی و دانش حرفه ای و اجتماعی زنان به صفر برسد در حالی که رشد فرهنگی در نظر باشد باید با کار فرهنگی و اعمال حداقل فشار بر زنان ، محیط را پاکیزه نگاه داشت.
در طی سال های اخیر ، تأثیرات و تبلیغات گسترده ای بر نقش غیر اقتصادی زنان انجام شده است . این تبلیغات با توجه به ذهنیت ها و باورهای همسویی که ریشه های عمیق و دیرینه دارد ، باعث شده مسئولان و مدیران تا آنجا که می توانند از بکارگیری زنان به تعبیر سلیقه ای از قوانین و مقررات خودداری ورزند . ضمناً خود زنان تحت تأثیر انواع تبلیغات در رفتار اجتماعی خود به شدت گرفتار وسواس و تردید شده اند و برای حضور ، آمادگی لازم ندارند . آنها حتی نمی دانند درجه وقار و متانت زن در شرایطی که زن و مرد باید در محیط علمی و تخصصی آموزش ، تشریک مساعی کنند ، چگونه ارزیابی می شود و این باعث می شود که زنان غالباً در محافل علمی ، آموزشی  شغلی ساکت نشسته و از ترس خدشه دار شدن متانت و وقار در بحث ها مشارکت نکنند و تابع بی چون و چرای سلیقه ها و عقاید مردانه باشند .
حجاب  :
        از دیرباز زنان ایرانی از لحاظ نوع لباس ، پوشش کامل و اراسته ای داشته اند . تصویر لوح ها و کتیبه هایی که از زمان هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان بر جای مانده است ، لباس زنان و مردان پوشیده و نسبت به یکدیگر یکسان بوده است .لباس آنها گشاد و بلند و آستین دار و پایین لباس بعضی از خانم ها چین دار بوده است . زنان و مردان دارای شلوار بوده اند . خانم ها از پوششی مانند روسری بهره می جسته ا ند . پس پوشیدگی زنان و مردان ایرانی به گسترش اسلام در ایران بستگی نداشته و به گذشته های کهن ما بر می گردد .
حد پوشش از نظر برخی مراجع :
          قرآن آیه ۳۱ ، ۳۰ سوره نور به مردان مومن بگو : دیدگان فرو بخوابانند . دامن ها حفظ کنند این برای شما پاکیزه تر است .
خدا به آنچه می کنید آگاه است . به زنان مومنه بگو : دیدگان فرو خوابانند و دامن های خویش را حفظ کنند و زیور خویش را آشکار نکنند مگر آنچه پیداست . سر پوش های خویش را بر گریبان بزنند زیور خویش را آشکار نکنند مگر برای شوهران یا پدران یا پدر شوهران یا پسران یا پسر شوهران یا برادران یا بردادرزادگان یا خواهر زادگان یا زنان یا پدرشوهران یا برادران یا بردارزادگان یا خواهرزادگان یا زنان یا مملوکاتشان یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند . پای بر زمین نکوبند که زیورهای مخفی شان دانسته شود .
امام خمینی پوشش تمام بدن بحز وجه و کفین برای زنان واجب است .
آیت صانعی ( مسأله ۲۴۳۷ ) زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند .
کیفیت پوشش  :
         زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبانهایشان باز بود . دور گردن و سینه را نمی پوشانید و روسری هایی که روی سر خود می انداختند ، از پشت سر می آویختند قهراً گوش ها و گوشواره ها و جلو سینه و گردن نمایان می شد . این آیه دستور می دهد که باید قسمت آویخته همان روسری ها را از اطراف روی سینه و گریبان خود بیفکنند تا این قسمت را بپوشاند .
ابن عباس در تفسیر این جمله گفته است : زنان مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشانند .
در تفسیر کافی نیز به این جمله اشاره شده است .
کشورهای عربی به علت اینکه در نواحی گرمسیری زمین  واقع شده اند استفاده از رنگ سفید در آنها شایع است اما ایران سرزمین چهار فصلی بوده که هر فصل سال آن لباس متناسب خود را می طلبد .
 نوع فرهنگ و سنت بومی ایران نیز با سایر اقوام متفاوت بوده است و در نتیجه لباس این قوم نیز با سایر اقوام فرق داشته است .
همان طور که گفتیم لباس ایرانیان گشاد و بلند و متناسب با بافت جغرافیایی و زندگی آن زمان بهترین پوشش بوده است . ولی امروزه شهرها و کشورهایی که خود را با زندگی ماشینی همسان ساخته اند . لباسشان نیز تغییر کرده است و متناسب با نیازهای امروزی بشری شده است . ( اگر جامعه خود را در نظر بگیریم دیگر مردان همگی عبا نمی پوشند . ولی در این میان لباس زنان ایرانی بر سر چند راهی گرفتار مانده است . بالاخره مردم نمی دانند کدام یک ارزش و کدام یک ضد ارزش است نمی دانند به چه رنگی لباس بپوشند یا چه مدلی را بر گزینند که نه وصله بی ایمانی به آن بچسبد و نه وصله غرب زده بودن و جزو دارو دسته ای بودن ! عده ای از خانم ها چادر و عده ای مانتو می پوشند . البته استفاده از چادر مشکلات زیادی دارد که می توان به چند نمونه از آنها اشاره کرد . دست و پا گیر ، نامناسب برای آب و هوای ایران و رنگ چادر ، چرا رنگ چادر سیاه است مگر نه این است که رنگ لباس عباسیان است ؟
 ایرانیان در گذشته نه چندان دور تنها در مراسم  عزا و سوگوری ائمه معصومین و یا فوت بزرگی از بزرگان و رجال از این رنگ در پوشش استفاده می کردند و دستور و آئین نامه هایی بر پوشیدن لباس های تیره تأکید دارد معلوم نیست چه کسی پایه این گفته نامعقول را بنیان نهاده که وقتی سؤال می شود این قانون بر اساس چه دلیل منطقی است . کسی نه پاسخی می گوید و نه صاحب این نظریه را معرفی می کنند که به مردم جواب دهد .
         چادر سیاه در شب خطر آفرین است به عنوان نمونه در سال ۱۳۷۱ در شام غریبان در یکی از شهرهای آذربایجان یک کامیون تعدادی از خانم ها را زیر گرفت که منجر به کشته شدن ۱۶ تا ۱۷ نفر از آنان گشت . این راننده نه مست بود و نه خواب رفته بود . بلکه چشم او عزادارن را که همگی چادر بر سر داشتند ندیده بود . این مشکل برای تمام خانواده های ایرانی وجود دارد . چه چادر مشکی و چه مانتو مشکی .
البته بیشتر خانواده ها افراد عادی و معمولی هستند و اینکه چادر می پوشند یا مانتو ، فرقی برایشان  نمی کند و انتخاب یکی از آنها بیشتر بر حس عادت به شمار می رود . اما در این میان بعضی از آنها که چادر می پوشند دیگران را قبول ندارند و برعکس . برخی که مانتو می پوشند چادر را قبول ندارند از همه بدتر زمانی است که این مردم برای انجام امور کاری و اداری به سازمان ها  و ادارت دولتی و خصوصی رفت و آمد می کنند زیرا بر حسب ظاهرشان که چه نوع پوششی دارند با عکس العمل های متفاوتی روبرو می شوند . انسان می ماند که باید چگونه با آنها برخورد کند واقعیت این است که پوشش برای بانوان ایرانی باید ضمن اینکه مانع فعالیت ها و زندگی او نباشد دارای زیبایی نیز باشد . اگر در میان کشورهای اسلامی نگاهی گذرا داشته باشیم ، کشورهایی که سعی در پیشرفت تکنولوژی داشته اند مانند مالزی ، اندونزی ، و لبنان بانون ضمن حفظ شئونات اسلامی و زیبایی و رنگ متنوع ، دست و پا گیر نمی باشد به طور مثال در لبنان حجاب زنان به شکل های مختلفی از جمله پیراهن بلند در رنگ های مختلف با روسری ، کت و دامن با روسری یا حتی کت و شلوار گشاد با روسری می باشد . همچنین در مالزی و کشورهای جنوب شرقی آسیا حجاب زنان به صورت بلوزی بلند با شلوار و روسری بلند یا بلوز دامن و روسری می باشد . این نوع پوشش ها زندگی در پناه شرع را برای بانوان به ارمغان می آورد .
 عوامل جنسیتی   :
۱- بنا بر سنت های خاص این جامعه که بر طبق آن زن فقط برای خانه تربیت شده و مرد برای بیرون از خانه ، از ابتدا پسر و دختر از هم متمایز می شوند و هر یک ارزش خاص می یابند . این امر باعث می شود جامعه ای دوگانه آفریده شود که در آن زن و مرد بودن با خصایلی بسیار جدا شکل گرفته شود که نتیجه طبیعی آن دور ماندن از جامعه ، خانه و عرصه های اجتماعی خواهد بود و در نهایت به پیدایش دو انسان حاکم و محکوم منجر می شود .
زنان در طی سالهای اخیر ، شاهد شدت یافتن رفتار و بینش مرد سالار در محیط های کاری بوده اند و یقین حاصل کرده اند که در این جامعه احراز مسئولیت ها از فنون مطلقه مردان است ، انگیزه و متانت و خودیابی در وجودشان مرده است و فقط برای امرار معاش و استفاده از حقوق بازنشستگی در دوران پیری کار می کنند و آنها رشد شخصیتی و علمی را در میدان کار از برنامه خود حذف کرده اند و در نتیجه اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و در واقع زنان و مردان بر این عقیده اند که بهتر است زنان خانه داری کنند بنابراین تحت این شرایط فرهنگی که زنان نیز تابع طرز فکر مردسالاری هستند مشارکت خود انگیخته زنان در امور ، دشوار و بلکه محال است .
۲- نحوه استخدام ، وقتی که فرصتهای برابر شغلی وجود دارد . تنها آن دسته از زنانی استخدام  می شوند که واجد تحصیلات و دانش بالاتر از مردان همکار خود هستند . این در حالی است که زنان از ورود به بسیاری از رشته های دانشگاهی محرومند .
۳- ارتقای مقام مدیران : مدیران به جای آنکه مبنای گزینش نیروری انسانی را استعدادها ، توانایی ها و لیاقت افراد و تجربه و هوشمندی و در یک کلمه شایسته سالاری قرار دهند . اساس کار را بر جنسیت قرار می دهند و زنان فراتر از حد چارچوب کاری اشان اجازه رشد نمی یابند و اساساً به مجریان صرف امور تبدیل شدند . کاهش مأموریت های عملی زنان در داخل و خارج  کشور طی سال های اخیر ، بالا بردن دستمزد و پاداش و مزایای مردان در ازای کار برابر با زنان از عواملی است که زنان را نسبت به ادامه کارشان دلسرد می کند . عامل مهمتر این که در مواقع بحران و رکود . این زنان هستند که زودتر اخراج می شوند .
۴- وجود برخی قوانین که بیشتر عرفی هستند تا شرعی آیا زن باید برای فعالیت های اجتماعی از مرد اجازه بگیرد ؟ به گفته فریبا ابطحی مفسر در قرآن نیامده که زن برای برقراری روابط اجتماعی و انسانی خود نیاز به اجازه مرد دارد و این عرف تفسیر های شخصی افرادی است که طی سالیان آن را به صورت حکم درآورده اند و دست و پای قانونمندان را بسته اند .
تبصره یک ماده سه قانون اعزام به خارج از کشور می گوید : « زنان لیسانس و بالاتر با توجه به ضوابط مندرج در این قانون تنها در صورتی که ازدواج کرده باشند و در معیت همسر خویش باشند می توانند داوطلب اعزام شوند » این قانون زنان را در درجه اول مجبور به ازدواج و در درجه دوم مجبور به همراهی همسر می کند .
 عوامل آموزشی و تحصیلی  :
        گرایش بیشتر والدین به ادامه تحصیل پسران در سطوح عالی و میزان بالای بی سوادی در زنان نسبت به مردان در ایران . وجود الگوی جنسی در کتب درسی و برنامه های آموزشی برداشت های سنتی را در اذهان تقویت می کند و به ذهن دختر بچه ها اینطور القا می کند تا زنان جوان آینده هم مثل گذشته نیروی خود را دست کم بگیرند و به سوی پذیرش کارهای کم مهارت ، کم درآمد و با وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا کنند . در کتاب های درسی ، زنان فاقد صلاحیت و اعتماد به نفس هستند که بتوان به اتکای حضور آنان ، خلاء مشارکت را در جامعه پر کرد . و به مفهوم توسعه همه جانبه دست یافت . در کتب درسی ، ۷/۸۹ درصد مشاغل خارج از خانه برای مدیران و فقط ۳/۱۰ درصد آنان به زنان شاغل و کلیه مشاغل داخل خانه هم بر عهده زنان است . در دوران دبیرستان هم تقسیم کار بین زن و مرد در جریان « طرح کاد » مشخص و روشن بود . ممنوعیت تحصیلی در برخی رشته ها ی دانشگاهی که البته در سال های اخیر کم شده است . ۷۸ رشته از کل رشته های تحصیلی در سال ۷۴ در انحصار مردان قرار داشت و اختصاص درصد کمی به دختران در برخی از رشته های تحصیلی ، مخالفت والدین با استقلال اجتماعی دانشجوی دختر و کار کردن او در کنار تحصیل ، دور شدن از خانواده ، تنها زندگی کردن ، کمبود خابگاه مناسب و … از موانع آموزش در سطح عالی از دختران  زنان است . آنچه در پی می آید نقدی است که متوسط یکی از خوانندگان مطرح شده است .
 حجاب ، مشارکت و فعالیت زنان  :
         نویسنده مطلب فوق با سیری در تاریخ و پیشینه « حجاب » در تمدن ایران زمین و جایگاه آن در قرآن ، حدیث و فتاوی مراجع ، چنین نتیجه می گیرد که : پوششی به نام چادر بخصوص چادر سیاه در شأن زن نیست . چرا که این پوشش و آن رنگ ، حتی مانتوی سیاه ، مانع شکوفایی استعداد زنان و فعالیت های آنها در عرصه های مختلف زندگی است و زنان در طول تاریخ مظلوم واقع شده اند و  « مردسالاری » همچنان حرف اول را می زند و مسئولان نظام نیز علی رغم شعار ها و وعده ها هنوز گره ای از مشکلات جامعه زنان را نگشوده اند »
در حالی که اگر با دیدی واقع بینانه بنگریم و در قضاوت کردن غرض خاصی را مد نظر نداشته باشیم درخواهیم یافت که این گونه که ادعا شده است چادر مانع شکوفایی استعداد زنان و مانع فعالیت های آنها در عرصه های مختلف زندگی نشده است . حضور انبوه زنان محجبه در دانشگاه ها و مشاغل کثیره نشان دهنده آن است که نظام و مسئولان آن تنها به شعار و وعده های پوچ اکتفا نکرده بلکه تا جایی که در توان داشته اند برای شکوفایی استعدادهای این قشر عظیم کوشیده اند .
 
اثبات حجاب از دیدگاه عقل و شرع  :
         نویسنده محترم موانعی را که پیرامون مشکلات زنان وجود دارد مورد توجه و بررسی قرار داده است و چادر به خصوص چادر سیاه را به عنوان یکی از موانع مورد حمله خود قرار داده است . در ابتدا توجه به یک نکته ضروری است و آن اینکه نویسنده با وجودی که مقاله خود را به آیات و روایات و فتوا دو آیه یک روایت از ابن عباس و دو فتوا از امام ( ره ) و آیت الله صانعی مستند کرده ، اما منابع مورد نظر را در انتهای مقاله ذکر نکرده است و حال آنکه از اصول « نگارش و پژوهش » این است که منابع و مدارک مورد استفاده را هر چند از منابع مشهور برای عام باشد . ذکر کند تا اولاً مستند معلوم شود و ثانیاً اگر خواننده مایل است در این زمینه اطلاعات بیشتری داشته باشد به آن منابع رجوع کند . نویسنده عوامل تبلیغاتی را یکی از موانع مشارکت و پیشرفت زنان شمرده و می گوید : « طی سال های اخیر تأثیرات و تبلیغات گسترده ای بر نقش غیر اقتصادی زنان انجام شده است. » حال سؤال این است که این تبلیغات گسترده به چه نحو بوده است ؟ وی هیچ مثالی برای  ملموس شدن این تبلیغات بیان نکرده است حال اگر سالهای اخیر را مورد بررسی قرار دهیم  وجداناً در می یابیم که برخلاف نظر نویسنده نقش زنان در فعالیت های فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی بسیار هم افزایش یافته است . برای نمونه مجلس شورای اسلامی را از نظر بگذارانیم حضور زنان نماینده در طی سالهای اخیر نسبت به اوایل انقلاب و حتی دو سه سال بعد از جنگ ، تا چه اندازه افزایش یافته است ؟
       اینگونه اظهارات که  ( تبلیغات گسترده بر نقش غیر اقتصادی زنان و خودداری  مسئولان و مدیران از به کار گیری زنان ، باعث شده که این قشر به شدت دچار وسواس شده و برای « حضور » آمادگی لازم نداشته باشند ) در حقیقت توهین مستقیمی است به جامعه بانوان شاغل که در عرصه های مختلف ، اعم از پزشکی ، مهندسی ، مدیریتی و سیاسی مشغول به فعالیت هستند .
     نویسنده در قسمت دیگر از مقاله ، حجاب و نوع لباس و پوشش زنان را مطرح می کند و با سیری در تاریخ گذشته ایران چنین نتیجه می گیرد که حجاب را اسلام نیاورده بلکه حجاب پیشینه قبل از اسلام دارد .
        اینکه حجاب به گذشته های کهن باز می گردد قابل قبول چرا که به گواهی تاریخ ، هنگامی که شاهدخت ها و زنان ایرانی را به نزد خلیفه دوم آوردند و دستور دادند تا نقاب از چهره آنان بردارند . تا پول بیشتری برای خرید آنان از سوی مسلمانان داده شود . شاهزادگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری ورزیدند و اجداد خود را لعن کردند .
اگر حجاب پیشینه ای قبل از اسلام داشته و اسلام آن را نیاورده ولی آن را هم انکار نکرده و دلیلی برای انکار آن از جانب اسلام وجودندارد سوای اینکه ادله بر امضاء و تأیید آن زیاد است ثانیاً اینکه اسلام آن را نیاورده دلیل نمی شود که سنت و رویه بدی بوده است . ثالثاً خلیفه دوم دستور داد نقاب از چهره آنان بردارند نه چادر از سرشان و این خود دلیلی است برای اینکه حجاب منشاء دینی هم دارد . رابعاً آنچه از همان لوح ها و کتیبه های به جا مانده از دوران هخامنشیان و اشکانیان و … بدست می آید . این است که لباس ها یکسان نبوده است و بر فرض یکسان هم بوده باشد. با توجه به تفاوت های فیزیکی خلقت زن و مرد . این یکسان بودن مورد پذیرش اسلام نیست و اسلام برای هر یک از زن و مرد پوشش مخصوصی قرار داده است .
     نویسنده که به آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه نور برای حد پوشش استدلال می کند ، چرا به آیه ۵۹ سوره مبارکه احزاب که واژه « جلابیب » در آن به کار رفته است استناد ننموده است ؟ آیه می فرماید : ای پیامبر ! به زنان و دختران خود و زنان مومنه بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها (به حریت و عفت ) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند ، بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است .
       « انوار التنزیل »، « المیزان » و « مجمع البیان » به « ملاحف » تفسیر شده است و ملاحف جمع «ملحفه » پوشش فراگیری است که سراسر بدن را می پوشاند و کارایی چادر را دارد . در کتابهای لغت قرآنی همچون « السان التنزیل » که در قرن چهار و پنج ه ق نگاشته شده است واژه « جلابیب » به چادر معنا و تفسیر شده است .
نویسنده به روایتی از ابن عباس تمسک می جوید که مضمون همین روایت در مورد حد پوشش زنان در کتاب « تفسیر کافی » سید ضیاء فضل الله راوندی است . در صورت پاسخ مثبت چرا نویسنده آدرس دقیق روایت ابن عباس را بیان نکرده است تا با رجوع به مأخذ و دقت و مطالعه پیرامون « راویان حدیث » از جهت علم رجال و حدیث . درصد قوت و ضعف آن مشخص شده و سپس به استدلال له یا علیه پرداخته شود ؟ در هر صورت با رجوع به منابع تشیع و تسنن روایات « حجاب » . از جمله اقوال ابن عباس را می توان پیدا کرد و به حقانیت و وجوب آنها پی برد .
        نویسنده کشورهای عربی را مثلا می زند که به علت قرار گرفتن در نواحی گرمسیری از رنگ سفید استفاده می کنند و آنگاه آب و هوای ایران و فرهنگ و سنت بومی این سرزمین را مورد توجه قرار داده و اینگونه بیان می دارد که : « زندگی ماشینی کنونی با گسترش شهرها ، لباس ها همسوی با نیازهای بشری تغییر کرده اما در ایران ، زنان همچنان بر سر دو راهی مانده اند که چه پوششی داشته باشند تا وصله های مختلفی چون بی ایمانی و غرب زدگی را به آنها نچسبانند . »

در پاسخ باید بگوییم . زنان در کشورهای عربی غالباً از پوشش سیاه برخوردارند . نگاهی به جامعه زنان عرب و پوشش آنها که عبارت است از لباس بلند و گشاد به همراه روسری های بلندی که تمامی سر و گردن آنها را می پوشاند و چادر یا همان عبای عربی و بعضاً میان تعداد زیادی از آنها پوشیه است . نوع حجاب آنان را به خوبی نمایان می کند . البته وجود افرادی که از عبای رنگ روشن یا سفید استفاده می کنند . در کشورهای عربی ، نمی تواند عمومیت فرهنگ آنها را تحت شعاع قرار داده و حکم شود که همه اینگونه اند . حال جای پرسش است که کدام دستور و آئین نامه ای الزام دارد زنان در سطح جامعه از پوشش تیره برخوردار باشند ؟ قانونی که نویسنده ادعا می کند بر پوشش تیره بانوان تأکید دارد. کدام قانون است ؟ چرا نویسنده آن را واضح بیان نکرده است ؟
         اولاً استناد این تصادف به حجاب زنان عزادار قبل تأمل است و نمی تواند موجه باشد ضمن اینکه « تصادف » پدیده ای اجتماعی است که عوامل گوناگونی در پیدایش آن موثر می باشند . حال « رنگ تیره » چه درصد و سهمی از آن را تشکیل می دهد قابل بحث است . ثانیاً وجود چنین امور و پیش آمدهایی دلیل بر منفی بودن حجاب نیست . چنانکه اگر دنیا برعلیه انسان به خاطر دین دار بودنش بپا خیزد . دلیل بر منفی بودن دین و دین داری نیست . چه رسد که یک تصادف به شرط صحت وقع و صحت استناد آن به حجاب . به خاطر حجاب و چادر سیاه واقع شده باشد . ضمن اینکه این نکته را از ذهن نویسنده مقاله و تمامی خوانندگان گرامی می گذرانیم که لباس های رنگی که نویسنده به آنها اشاره می کند مصداق « زینت زنان » واقع می شود که قرآن در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه نور بیان نموده است . در تفاسیری همچون  « المیزان» بیان شده که جلابیبی که در صدر اسلام مورد استفاده زنان قرار می گرفته که سیاه بوده است و کتب لغت همچون « السان التنزیل » و « القاموس المحیط » نیز در قسمت دیگری از نویسنده از نحوه استخدام شکایت می کند و می گوید « وقتی که فرصت های برابر شغلی وجود دارد  تنها آن دسته از زنانی استخدام می شوند که واجد تحصیلات و دانش بالاتر از مردان همکار خود هستند » و بعد اضافه می کند  « این  در حالی است که زنان از ورود به بسیاری از رشته های دانشگاهی محرومند . »
این جای بسی تعجب است که نویسنده سطح جامعه کنونی را می بیند و باز اینگونه سخن می گوید ؟ این گونه با اطمینان سخن گفتن از عدم ورود زنان به بسیاری از رشته های دانشگاهی در حالی که تعداد دختران دانشجو بیش از پسران است و بیشتر رشته ها ، اعم از پزشکی و مهندسی تا هنر و … حضور فعال دختران دانشجو را شاهد هستیم . این مطلب را به ذهن می آورد که نویسنده یا همچنان در گذشته های در سیر  می کند یا غرض خاصی داشته است که چشمان خود را به روی واقعیت بسته است و این در حالی است که بسیاری از مردان و پسران تحصیل کرده جامعه که شرعاَ و عرفاَ مسئولیت هزینه زندگی را بر دوش دارند فاقد اشتغال هستند.
نویسنده وجود برخی قوانین در مورد زنان را بیشتر عرفی می داند تا شرعی و به عنوان مثال این سؤال را مطرح می کند که : « آیا زن برای فعالیت های اجتماعی از مرد اجازه بگیرد ؟ » و آنگاه برای پاسخ به این سؤال و اینکه شرعاً چنین دستوری نداریم و از مفسر قرآنی با نام « فریبا ابطحی » کمک می گیرد .
این جمله که : « به گفته فریبا ابطحی مفسر قرآن نیامده که زن برای برقراری روابط اجتماعی و انسانی خود نیاز به اجازه مرد دارد . » از جهاتی قابل تأمل است اولاً در مباحث در مباحث علمی و و اثباتی مدعی ، باید از مستنداتی استفاده کرد که علمیت آنها برای عموم اهل علم احراز شده باشد و از این رو توصیه می شود که در منابع علمی به منابع دست اول در رشته مورد نظر مراجعه و استناد داده شود . ثانیاً کسی که ادعایی دارد و می خواهد آن را به صورت یک نکته علمی ارائه دهد باید دلیل و مستند خود را نیز ارایه دهد نه اینکه تنها به این اکتفا کند که چنین چیزی نیامده است ؟
آماری که نویسنده در انتهای مقاله . در مورد مشاغل خارج از خانه ارائه میدهد . بر اساس کدام سند است ؟
کدام کتاب درسی . در کدام رشته و سطح آموزشی چنین مطلبی را بیان می کند ؟
در این باب سخن را با سخن نویسنده « خانم مریم وکیلی زاده » باز می کنیم باشد که ایشان به سؤال های ما پاسخ گویند .
           در بررسی ادیان گذشته درمی یابیم که آنها نیز حجاب را به عنوان پوششی برای زنان مطرح می کردند در سوره مبارکه طه آیه ۲۱ و اعراف آیه ۲۲ از مفهوم آیات چنین فهمیده می شود که از همان آغاز خلقت آدم و همسرش ، حجاب به عنوان پوشش برای مرد و زن مطرح بوده است . اگر عده ای از زنان چادر و عده ای دیگر مانتو را به عنوان پوشش انتخاب کرده اند به این دلیل نیست که این بانوان افراد عادی و معمولی  بوده اند و برایشان فرقی نمی کند که چه پوششی داشته باشند ، بلکه انتخاب یکی از این دو گزینه بستگی به درصد ایمان و باورهای دینی زنان و البته در کنار آن شرایط محیطی و خانوادگی آنان  دارد . برای اینکه به برکات حجاب پی ببرید ودریابید که برکات آن بیش از خطرات و مضرات آن مثل تصادف است . نگاهی عمیق به جامعه زنان در جهان غرب بیندازید و با فطرت انسانی خود فارغ از فشار هرگونه اندیشه و گروهی ، قضاوت کنید تا دریابید که « بی حجابی » چه فساد گسترده ای در تار و پود زندگی اجتماعی فردی آنان ایجاب کرده است . رشد منفی ازدواج . رشد بر شتاب طلاق ، از هم گسیختن خانواده ، شیوع بیماریهای روانی و جسمی و استفاده ابزاری از زن برای مقاصد سیاسی و اقتصادی و حزب ها و شرکت ها ، نتیجه ملموس فعالیت های سازمان هایی است که سنگ زن و دفاع از از حقوق وی را به سینه می زنند . زهی خیال باطل ! نسخه ای که برای زنان غرب شفا به همراه نداشته هرگز نمی تواند برای زنان مسلمان ایرانی پیام آور سعادت و سلامتی باشد .
         شما که می خواهید خدمتی به « جامعه زنان » داشته باشید باید در تقویت « حجاب » بکوشید ، چرا که بی حجابی مساوی با از هم پاشیدگی نظام خانواده و گامی فراتر فروپاشی نظام اجتماعی جامعه و شیوع فساد است .
       در حجاب چند گزینه وجود دارد و ما گزینه برتر را انتخاب کرده ایم «حجاب »  جنبه پیشگیری و درمان دارد چرا که نبود آن زمینه ساز بهره برداری نفس اماره و شیطان از وجود ملکوتی و مادی زنان بوده و مانع مهمی در تعالی و کمال خواهد بود برای اینکه کشور از هجوم بیگانگان در امان بماند خدواند برنامه ای در ددو بعد عقل و شرع منظم نموده که آگاهی و رعایت آن باعث تضمین سلامتی و عزت دنیوی و اخروی است و « حجاب » یکی از همین برنامه ها است .
همانگونه که نوع رنگ در ایجاد گرسنگی ، سیری ، خشم و آرامش تأثیر مستقیم دارد . در شعله ور شدن و فروکش کردن غرایز جنسی نیز دخالت اشکار دارد و این مطلب یکی از اصول شناخته شده در روانشناسی رنگ ها است .
زنی که رنگ تیره را برای چادر یا مانتوی خود در مقابل دیدگان نامحرم بر می گزیند نه تنها از دیدگاه عقل و شرع بلکه از دیدگاه علم نیز قابل تحسین است چرا که او از طغیان غرایز جنسی و تحریک شهوانی جلوگیری نموده است .
         مهمترین دریچه ورود علم و احساس ، پنجره چشم است و این دیده ها و مشاهدات است که عشق و نفرت را در حریم دل جای می دهند زن مسلمان و مومن با این آگاهی مقوله و نوع نگریستن و عوامل حرک و مشوق نگاه را مورد بررسی قرار داده و در انتخاب حجاب « گزینه برتر » را انتخاب می کند ضمن اینکه اسلام در مورد رنگهای شاد و مهیج هم دستوراتی دارد . پوشیدن لباس تمیز و شاد و معطر نمودن خود برای همه و در هنگام مناجات با خدا از جمله این دستورات است .
          اگرواقعاَ می خواهید به فلسفه حجاب ، علت اختصاص آن به زنان ، معنی آن و مصلحتش اثر متقابل حجاب و بهداشت و سلامتی محیط جامعه و کانون خانوادگی حجاب و فعالیت و علت شیوع فساد در غرب و دیگر سؤالات خود در این زمینه پی ببرید به منابعی که در انتها ذکر خواهیم کرد مراجعه کرده و آنگاه با فطرت و نگرش پاک انسانی خود زبان قلم را به تلاش فرهنگی دعوت کنید .
مسئله پوشش زنان  :
          دکتر محسن کدیور در مراسم دعای کمیل در دهه اول محرم، طی سخنان مبسوطی پیرامون مسأله پوشش در اسلام گفت: حکم پوشش در اسلام از ابعاد عملی و فقهی برخوردار است که در شیعه و سنی تحت ۲ باب عملی و فقهی مورد بحث قرار گرفته است. اول پوشش در نماز و دوم پوشش در اجتماع. بسیاری از فقهاء معتقدند بین این دو هیچ تلازمی نیست و نمی توان این دو را با هم قیاس کرد. دو مسأله کاملاً متفاوت است. سید یزدی در عروه الوثقی که از کتب معتبر عربی است و مرحوم نائینی در تغییرات صلاه به این موضوع اشاره کرده اند هرچند که در ساتر نمازی اختلاف نظر است. پس دو باب مختلف فقهی است که هم در باب مردان و هم در باب زنان مطرح است. منظور این است که حتماً آنچه زنان و مردان در باره پوشش در اجتماع رعایت می کنند حتماً و عیناً در نماز هم باید رعایت کنند. البته بسیاری از فقهاء معتقدند در نماز زنان چه محرم باشد یا نباشد همه بدن به جز ۳ نقطه را بپوشانند. وجه و کفین و رویه کف پا. هرچند از ابن جنید نقل شده است که زن می تواند مانند زنان غیرآزاد بدون روسری نماز بخواند. و سر و گردنش باز باشد. او مخالف اجماع است و در مسائل فقهی با دیگران اختلاف دارد. ایشان با این که شیعه بوده اما قائل به قیاس است. همچون ابوحنیفه که قائل به قیاس بوده است. علامه حلی می گوید چون مبنای او مشخص است قول او ضربه ای به اجماع نمی زند. ابن جنید معتقد است نظر ائمه قول و نظر است البته علمای دیگر در این باره توقف کرده اند.
ابن براج در عدم وجوب پوشش سر در نماز و صاحب مدارک و مرحوم مجلسی در این
باره اظهار نظر کرده اند.
صاحب مدارک معتقد است: قول صریحی برای پوشش سر در نماز نیست. و مرحوم مجلسی هم می گوید: مسأله مو در نماز چندان مورد اتفاق فقهاء قرار ندارد.
اما سؤال دیگر این است که پوشش زنان نسبت به نامحرم چه حکمی دارد؟
ابتدا باید گفت حکم پوشش زنان نسبی است و بستگی دارد به این که در چه سنی هستند چرا که دختران غیربالغ و بیوه زنانی که از سن ازدواج گذشته اند بر آنها حکم پوشش واجب نیست.
دوم آنکه نسبت به شوهر هیچ حریمی وجود ندارد و سوم آنکه حکم پوشش نسبت به محارم و حدود آن است. البته در این باره هم قول های مختلفی وجود دارد.
قول اول: پوشش تمام بدن حتی صورت.
قول دوم: پوشش بدن به جز وجه و کفین که اجماع وجود دارد و هیچ فقیه مسلمانی معتقد نیست که زنان مؤمن می توانند نسبت به نامحرم بی حجاب باشند. در قرآن کریم هم ۵-۶ آیه وجود دارد و به نظر می رسد مسأله از مسلمات دینی است. آیه ۳۱ سوره نور می فرماید: «آشکار نکنند زینت خود را جز آنچه در ظاهر است از این زینت».
اما این زینت آشکار چیست؟
        روایات معتبر داریم که فرمودند زینت آشکار صورت و دو دست است که می توان آشکار کرد. یعنی صورت و دست زینت است اما می توانید آن را ظاهر کنید.
روسری های خود را به گریبان بزنید. اما آیه ۶۰ سوره نور هم می فرماید: زنان بیوه که امیدی به ازدواج ندارند لباس به پایین نهند در حالی که خودآرایی و زینت نکرده باشند. البته منظور زنان یائسه نیست چه بسا زنی در ۴۵ سالگی یائسه شود. منظور زمانی است که به ازدواج آنها امیدی نیست. آیه ۵۹ سوره احزاب نیز می فرماید: پیامبر به زنان و دختران مؤمن بگو که نزدیک کنند به خود جلباب هایشان را. (که جلباب لباس های گشاد و روسری های بلند بوده است.) چرا که بر آنها بهتر است تا آزار نبینند.البته در آن زمان بین پوشش زنان کنیز و آزاد تفاوت بوده است در مسأله حجاب، چرا که می فرماید: اگر مستوره باشید بهتر است تا شناخته شوید به عفت و نجابت.
آیه ۵۳ سوره نور هم تنها آیه ای است که حجاب در آن به معنای پرده نشینی بکار رفته است و بهتر است ما از کلمه حجاب برای پوشش استفاده نکنیم.
سوره اعراف آیه ۲۶ و ۲۷ هم می فرماید: ای بنی آدم ما بر شما لباس فرو فرستادیم تا زشتی های بدن شما را بپوشاند لباسی که باعث زینت است. البته می توان به حجاب بعنوان شعائر اسلامی نگریست. شعائری که نشانه مسلمان بودن است.
دکتر کدیور در ادامه مباحث خود این سؤال را مطرح کرد که افرادی که می خواهند اجبار به پوشش کنند از چه مستنداتی استفاده می کنند.
وی ضمن تقبیح هر عمل اجباری چه برای کشف حجاب و یا استفاده از حجاب که اثر عکس بر جامعه دارد و موجب موضع گیری انسان بر اعمال اجباری می شود گفت: یک فتوایی وجود دارد که فقره ای در باره ترک واجبات یا محرمات دارند که حاکم می تواند آنها را تعزیز کند و این حکم جواز برخورد با افرادی است که حجاب را رعایت نمی کنند.
آنها می گویند حاکم حق تعزیر افرادی را دارد که واجبی را ترک و یا حرامی را انجام می دهد و قانون را بر این اساس شکل می دهند. مستند این حکم برمی گردد به نظر فقیه نسبت به ولایت فقیه و بخصوص ولایت مطلقه فقیه. ولی مطلق حق مجازات تعزیری دارد. اما کسانی که به ولایت فقیه معتقد نیستند می گویند در صورتی می توانیم این کار را بکنیم که نص شرعی داشته باشیم. آیت الله خوانساری مقدار مجازات را در دست قاضی یا حاکم شرع می داند و مسأله در این باره مبنایی است.
البته پوشش مثل نماز است یعنی یک تکلیف است اما اگر کسی نماز نخواند نمی توان او را به کلانتری برد و او را مجازات کرد. بین معصیت و جرم تفاوت وجود دارد. هر معصیتی جرم نیست و خداوند تبارک و تعالی هم بر هر معصیتی در این دنیا حدی تعیین نکرده است. پوشش واجب است. ترک آن هم حرام است، اما جرم نیست و مجازات دنیوی بر آن قرار نمی گیرد.
البته سؤال این است که آیا پوشش یک امر خصوصی است یا عمومی. در خارج از کشور نمای خانه ها یک امر عمومی است چون هویت شهر را شکل می دهند. در مورد حداقل پوشش هم در آنجا و در کشورهای مختلف اختلاف است. در بعضی کشورها نمی توان لخت مادرزاد در شهر گردش کرد. چون بر اجتماع تأثیر می گذارد. بخصوص در کشورهایی که پوشش یک مسأله فرهنگی است و من نمی توانم به طور مطلق بگویم این موضوع صد درصد عمومی است یا خصوصی.
اما باید بحث کرد که حجاب یا عدم حجاب اجباری برای کشورها مفید است و نتیجه مطلوب را می دهد یا خارج. اجبار به ترک حجاب در فرانسه و یا در ترکیه اثر عکس گذاشته است. امروز اجبار در خانواده های متشرع هم نتیجه لازم را نمی دهد.
حجاب و زنان :
        «جرجی زیدان» می نویسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». در آیین بودا، مردان موی سر را تراشیده و سیک ها در هندوستان موهای خود را لابلای شالی پنهان و به دورسر می پیچند.
پوشاندن موی سر از دیر باز در همه دین ها رواج داشته و زن و مرد کم و بیش از آن پیروی می کنند. در آیین یهود، مردان با کلاهک کوچک سیاه رنگی موی را می پوشانند و در باب ۱۴ از سفر پیدایش چنین می خوانیم:«چون «ریوقا »(زن آینده او)از آمدن اسحاق به وسیله غلام خود آگاهی یافت، برقع(روبند) بر گرفته خودرا بپوشاندی» بدین روی، زنان هم موی وروی از مرد بیگانه پنهان می کردند. در میان رومیان و یونانیان باستان، زنان بایستی با لباسهای بلند و موی پوشیده در روسری در اجتماع دیده می شدند. در شاخه کاتولیک مسیحیت، زنان دیر نشین در لباسهای روحانیت، با موی پوشیده و روی بدون آرایش، به کارهای مذهبی و اجتماعی می پردازند. به عقیده «پولس»، حواری معروف عیسی مسیح(St.Paul ): « نقاب شرف زن است. پس اگر گیسو فرو گذارد این مایه بزرگواری اوست»
      «جرجی زیدان» می نویسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». در آیین بودا، مردان موی سر را تراشیده و سیک ها در هندوستان موهای خود را لابلای شالی پنهان و به دورسر می پیچند.
در اسلام، مردها دستار به سر می بندندو زنها موی سر را بایستی از مردان(غیر از پدر، برادر، شوهر، عمو ودائی و فرزندزادگان مرد آنان) بپوشانند.
اسلام از مومنان خواست:«به مردان با ایمان بگو دیدگان از نظر بازی فرو گذارندو عفت خود را حفظ کنند. این کار برای پاک ماندن آنها بهتر است.
به زنان مومن بگو دیدگانشان را فرو گذارند و عفت خود را حفظ کنندو زینت خودرا آشکار نکنند، مگر آنچه ظاهر است و روسری  های خود را بر گریبان هایشان بیاندازند…» سوره نور ۳۰-۳۱
حجاب آنچنان که در آیات قرآن در سوره  های مختلف آمده، سدی برای فعالیت اجتماعی زنان و یا پیشرفت علمی و یادگیری و آموختن دانش برای آنها نبوده است. در نخستین دوران گسترش اسلام و زندگی پیامبر، زنان با مردان در میدان های جنگ دوشادوش شراکت داشتند، با هم به نمازهای دسته جمعی و مسجد میرفتند. در میان آنان زنان شاعر، دانشمند، پزشک و بازرگان دیده شده است.
پس از پیامبر، سپری شدن دوران خلفای راشدین(چهار خلیفه جانشین پیامبر) زندگی اجتماعی و آزادی زنان به صورتی چشم گیر بر پایه چند انگیزه رنگ دیگری گرفت.
۱)    اعراب با آشنا شدن به فرهنگ ایرانی و رومی، از زندگی ساده دوران پیامبر روی گردان و به زندگی اشرافی و درباری (به ویژه در دوران خلافت عثمان) آشنا شدند. هرچه بیشتر به زندگی تجملی خو گرفتند، از ارزش زن کاسته شد، زیرا توانائی مالی، اجازه چند همسری به آنها داد و زن برایشان موجودی بی ارزش و وسیله خوش گذرانی بود.
۲) با جنگهای پیاپی، ثروت و غنیمت همراه با کنیزان و اسیران به چنگ آوردند و مردان به همخوابه های گوناگون دسترسی پیدا کردند. مردان با کنیزان واسیران نرد عشق می باختندو زنها را رها کرده و آنگونه که باید مهر ومحبتی به آنها نمی شد. بازده این پدیده شوم، بی اعتمادی زنان به مردان شد و همبستگی و باور زن و مرد نسبت به هم در خانواده، جای خودرا به بدگمانی و نا باوری داد.
۲)    چون ساختار اجتماعی بر پایه مرد سالاری بود، مرداختیارات بیشتری داشت وپی آمد این رویداد فشار هرچه بیشتر مرد به زن و تنگ کردن دامنه آزادی اجتماعی او شد. زن را هرچه بیشتر خانه نشین کردند و این را نشانه از برتری و قدرت برای خود به حساب آوردند. گرچه این ستمگری نسبت به زنان با دستورات قرآن مخالف بوده، اما توجهی به آن نمی شد.در سوره رم آیه ۳۰ میخوانیم: «از آیات الهی یکی اینکه برای شما از نوع خودتان جفت آفرید تا به وسیله آنان آسایش یابید و خداوند میان شما و آنان دوستی و مهربانی برقرار ساخت» و یا در سوره نسا، آیه ۲۳ چنین گفته شده:« همانطور که شما حق بر زنان دارید، آنها هم حقوقی دارند که باید به نیکوئی ادا شود». ولی مردان جز خودکامگی و نافرمانی از قوانین مذهبی چیزی نخواستندو به ستمگری و بدرفتاری و بی توجهی به حقوق زن ادامه دادند.
بهر روی حجاب در بین اشراف رواج بیشتری داشت. زنان طبقات کارگر در کشورهای مسلمان که پایه اقتصاد کشاورزی داشتند، بدون چادر در کشتزارها و چراگاهها مشغول به کار بودند. در ایران تا به امروز در کشتزارهای برنج و چایکاریهای شمال،چراگاه های غرب و در کارخانه های ریسندگی و قالیبافی ها شاهد این پدیده هستیم. دختران و زنهای زحمتکش بدون پوشش در چادر سیاه، در این بخشها برای گسترش نیروی اقتصادی کشور به کار می  پردازند.
پوشش چادر سیاه رنگ برای زنان تا چندی پیش متداول نبوده و زنها از چادرهای زیبای رنگین استفاده می کردند. «راوندی» در این راستا می نویسد:
«تا در حدود ۱۸۸۰ م (۱۲۹۸ هـ) چادر های زنان رنگارنگ و بسیار زیبا بود. در این وقت، سیاحان و جهانگردان فرنگی که به اسلامبول می آمدند، از زنان مسلمانی که در قبرستانها ایستاده بودند عکسبرداری می کردند. این امر، و انتشار رمان«پیرلوتی» به نام Aziadee (آزاده خانم) که داستان معاشقات یک نفر فرنگی با زوجه یک افندی مسلمان است، موجب نارضائی سلطان عبدالحمیدخان شد و فرمود که منبعد خانم ها چادر های سیاه بپوشند و پیچه بزنند، و این عادت کم کم به سایر بلاد از جمله تبریز و تهران سرایت کرد، و بعدها(در عهدآتاترک) کشف حجاب نیز از ۱۹۲۴ م( ۱۳۴۳ هـ) به بعد در اسلامبول معمول شد و بعد به تهران راه یافت».
بدین روی، پرده پوشی سختی که در میان خانواده ها در کشورهای مسلمان دیده می شود.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    آسیب های ماهواره بر فرهنگ غنی جامعه

    مردم در هر جایی از سریال های ماهواره ای صحبت می کنند، غافل از اینکه این برنامه ها چه آسیب هایی دارد. با توجه به اینکه بیشتر تماشاگران برنامه های ماهواره ای نوجوانان و جوانان هستند، عجیب نیست که در آینده ای نه چندان […]

    شغل آینده فرزندان و اشتباه فراگیر پدر و مادرها

    بسیاری از پدر و مادرها، رؤیاهای محقق نشده خود را در آینده فرزندان شان جست و جو می کنند. خیلی ها هم معتقدند که چشم انداز زندگی بزرگسالی فرزندان شان را باید از دوران کودکی برایشان ترسیم کرد تا “بچه، هدف داشته باشد.” به […]

    نابسامانی های ذهنی

    نابسامانی های ذهنی بسیاری از تخیلات مردمان دیروز و امروز که در جهان آدمی نقشی بسته ، جز اندیشه های ساده و تپش های مضطرب و ناآرامی های ذهنی نبوده که آدمی از سر سادگی ، تمامی آن را علم و دانش و یا […]

    ۱۲ نکته درباره آرایش

    زنان ایرانی۳۸ میلیون نفر از جمعیت نزدیک ۸۰ میلیونی ایران را تشکیل می دهند. زنان ایرانی در دهه های گذشته تغییرات بسیاری را در نوع زیست خود تجربه کرده اند، فرایند اجتماعی شدن آنها در این چند سال سرعت بیشتری به خود گرفته است. […]

    آرایشگاه زنانه یا سالن رقص؟!

    اگر عنوان آرایشگاه برای مردان، تنها یک شغل را تداعی می‌کند در دنیای زنانه آرایشگاه‌ها تبدیل به مجموعه‌ای از مشاغل عجیب و غریب شده‌اند؛ از اصلاح و پیرایش گرفته که معمولی‌ترین فعالیت است، تا فالگیری، نقاشی بدن و روان‌درمانی در این فضا دیده می‌شود! […]

    سبک زندگی مدرن و افزایش آمار طلاق

    طبق آمارها در سال‌های اخیر طلاق در کشور ما رشد چشم‌گیری داشته است. شاید این امر در کشورهای غربی که روابط در آن‌ها بر اساس فردگرایی شکل می‌گیرد و دین از جایگاهی تشریفاتی برخوردار است کسی را به تعجب واندارد اما وقوع این مسئله […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد