خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


تفسیر جوشن کبیر

تفسیر جوشن کبیر
5 (100%) 1 vote

1,847 views

بازدید

توضیحات و تفسیر بند ۵۵
بند ۵۵ ( یا من نقذ فی کل شی امره ) ای آنکه امرش نفوذ کرده د رهمه چیز
دلیل همه این مسائل یک چیز است و آن اینکه وجود خداوند وجودی است بی نهایت از هر جهت و دقت روی مفهوم ( بی نهایت ) این حقیقت را به خوبی ثابت
می کند .
امر خداوند در همه چیز آمده مانند : خورشید و ماه که خورشید با نور عالمگیرش مایه روشنی روز ست و ماه با نور زیبایش چراغ شبهای تار است نه تنها شبروان را در بیابانها رهبری می کند بلکه روشنایی ملائمش برای همه ساکنان زمین مایه آرامش و نشاط است . علاوه بر همه اینها در اطراف کره زمین قشر عظیمی از هوا وجود دارد که بر اثر وجود کوهها که به صورت دنده های یک چرخ ، پنجه در این قشر عظیم افکنده اند همراه زمین حرکت می کنند ، دانشمندان می گوئید اگر سطح زمین صاف بود ، قشر هوا به هنگام حرکت زمین روی آن می لغزید و طوفانهای عظیم ایجاد می شد و هم ممکن بود این اصطکاک دائمی سطح زمین را داغ و سوزان و غیر قابل سکونت کند ، پس نتیجه می گیریم اینها همه مبتنی می شود به قدرت خداوند متعال که چه آفریده و بر چه اساسی قرار داده همه چیز را در جان خود به امر خویش .

( یا من یحق بکلشی علمه )     ای کسی که عملش به هر چیزی تعلق گرفته
در این قسمت خداوندی را مورد خطاب قرار می دهیم که به هر چیزی احاطه علمی کافی دارد تا جائیکه در میان آیات قرآن می خوانیم و ما تسقط من ورقه الا یعلمها
هیچ برگی از درختی جدا نمی شود مگر اینکه آنرا خداوند می داند .
یعنی تعداد این برگها و لحظه جداشدنشان از شاخه ها و گردش آنها در وسط هوا و لحظه قرار گرفتنشان روی زمین . همه اینها در پیشگاه علم او روشن است.
ولا حبه فی الارض     همچنین هیچ دانه ای در مخفیگاه زمین قرار ندارد مگر اینکه خداوند تمام خصوصیات آن را می داند. برای هیچ انسانی هر چند میلیونها سال عمر کند و دستگاههای صنعتی و تکامل حیرت انگیز پیدا کند احاطه بر چین چیزهایی ممکن نیست . و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین و بالاخره هیچ ترو خشکی نیست مگر اینکه در کتاب مبین ثبت ست . این جمله با عبارتی کوتاه وسعت بی انتهای علم خدا را به همه موجودات بیان می کند و هیچ چیز از آن مستثنی نخواهد بود زیرا منظور از تر و خشک معنی لغوی آن نیست بلکه این تعبیر معمولا کنایه از عمومیت می باشد این جمله از دعا اثر تربیتی مهمی دارد و آن اینکه وقتیکه انسان به این علم وسیع خداوند اذعان داشته باشد به این مسأله نیز ایمان پیدا می کند که تمام اسرار جودش ، اعمال و گفتارش ، نیات و افکارش همگی برای ذات پاک خداوند آشکار است . بنابراین با چنین ایمانی چگونه ممکن است مراب حال خویش نباشد و اعمال و گفتار و نیات خود را کنترل نکند.
( یا من بلغت الی کلشی قدرته )     ای کسیکه قدرتش به هرچیزی رسد.
امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید :
ء ما الجلیل واللطیف والثقیل والخفیف والقوی والضعیف ، فی خلقه الاسواء
کوچک و بزرگ ، سنگین و سبک ، قوی و ناتوان همه در برابر توانائی او بکشانند.
(نهج البلاغه خطبه ۱۸۵)
دلیل همه این مسائل یک چیز است و آن اینکه وجود خداوند وجودی است بی نهایت از هر جهت و دقت روی مفهوم ( بی نهایت ) این حقیقت را بخوبی ثابت می کند که مفاهیمی همچون سخت و آسان ، کوچک و بزرگ ، پیچیده و ساده ، تنها در برابر موجودات محدود قابل طرح است اما هنگامی که سخن از قدرت نامحدود به میان آید این مفاهیم بکلی تغییر مشکل می دهند و همگی در یک صف و در یک ردیف قرار می گیرند بی آنکه کمترین تفاوتی در این مقایسه با هم داشته باشند.
( یا من لا تخصی العباد نعمه )   ای کسیکه بندگان نعمتهای او را شمارش تنوانند کرد.
( یا من لا تبلغ الخلائق شکره )     ای کسیکه بندگان شکر او را نتوانند کرد.
که تا پا یوجود انسان غرق نعمتهای اوست در هر نفس که فرو می رود و بر می آید نه تنها دو نعمت که هزاران نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب هر دقیقه ای که از عمر ما می گذرد حیات و سلامت ما مدیون فعالیت میلیونها موجود زنده در درون بدنمان و میلیونها موجود جاندار و بی جان در بیرون بدنمان است که بدون فعالیت آنها ادامه حیات حتی یک لحظه ممکن نیست .
اصولا ما از وجود همه نعمتها ، آگاه نشیم ، هر قدر دامنه علم و دانش بشری گسترده تر می شود افقهای تازه ای از این نعمتها بر ما گشوده خواهد شد ، افقهایی که کرانه های آنها همچنان ناپیدا است . آیا با این حال قدرت احصای نعمتهای خدا را دارم . اکنون این سئوال پیش می آید که پس ما چگونه می توانیم حق شکر او را ادا کنیم .
آیا با این حال در زمره ناسپاسان نیستیم ؟
پاسخ این سئوال را در قرآن می یابیم آنجا که می گوید . ان الله غفور رحیم.
آری خدا مهربانتر از آنست که ما را بخاطر عدم توانائی بر شکر نعمتهایش مؤاخذه یا مجازات کند . همین قدر که بدانیم سر تا پایمان غرق نعمت اوست و از ادای حق شکرش عاجزیم و عذر تقصیر به پیشگاهش بریم نهایت شکر او را انجام داده ایم.
ورنه سزاوار خداوندیش         کس نتواند که بجا آورد

ولی اینها همه مانع از آن نیست که پا به مقدار توانائی به احصای نعمتهایش بپردازیم چرا که این توجه هم درجه معرفت و جهان شناسی توحید ما را بالا می برد و هم شعله عشق خدا را در اعماق قلب ما فروزانتر می کند و هم حس شکرگذاری را در ما تحریک می کند . به همین دلیل پیشوایان و بزرگان دین در سخنان خود و حتی در دعا را از جمله همین دعای جوشن کبیر به شمردن گوشه ای از نعمتهای بی پایانش می پرداختند تا درسی باشد برای دیگران.
 ( یا من لا تورث الا فها مرجلا له یا من لا تنال الما وهام کنعهمه یا من العظمه والکبریاء ردائه )
ای آنکه در نیابد فهما برجستگیش را ای آنکه نرسد پندارها بکنش ای آنکه عظمت و بزرگمنشی لباس اوست.
به عقل نازی حکیم تا کی ؟            به عقل این ره نمی شود طی
به کنه ذاتش خود برد پی            اگر رسد خس به قعر دریا
امام حسن مجتبی در خطبه ای می فرمایند : عقلها و اندیشه ها ، افکار و خردها هرگز صفات او را درک نمی کند . هرگز نمی تواند بگوید از چه زمان بوده و از چه چنین آغاز شده ؟ و بر چه چیز ظاهر است ؟ و در چه چیز پنهان است.
بنابراین عقل انسان از درک کنه ذات ابدیت عناصر است و برای انسان همان پس که به صفات و اسماء الهی و نشانه های آفاتی وانفس خداوند ژاپن وسیله او را بشناسد و بیش از این طلب نکند که گمره خواهد شد.
( یا من لا ترد العباد قضائه ) ای کسیکه بندگان قضا و قدر او را نمی توانند برگردانند.
در اینجا ممکن است برای خواننده این تو هم و یا سوء استفاده پیش آید که اگر همه چیز را خداوند روی اندازه و حسابی آفریده است پس اعمال و افعال بندگان نیز به تقدیر و مشیت الهی است و هرگز از محدوده قدرت و اراده او خارج نیست اما باید گفت که او مقرر ساخته که ما در اعمال خود مختار باشیم و لذا برای ما تکلیف و مسئولیت قائل شده لذا اگر اختیار نداشتیم تکلیف و مسئولیت نامفهوم و بی معنی بود بنابراین اگر ما در اعمال خود فاقد اراده و مجبور باشیم این برخلاف تقدیر الهی است.
این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان ومسأله اختیار ندارد و چرا که تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگیها ولیاقتهای افراد و میزان ایمان وتقوی و پاکی نیست و اعمال آنهاست.
یعنی برای هر کس آن مقرر می کنند که لایق آن است یا به تعبیر دیگر زمینه هایش از ناحیه خود او فراهم شده و این نه تنها منافاتی با اختیار ندارد بلکه تأکیدی بر آن است.
( یا من لا ملک الا ملکه )        ای کسیکه مالکیت از آن اوست.
مالکیت مطلقه در عالم هستی از آن اوست و به همین دلیل تدبیر عالم هستی نیز بدست اوست و چون چنین است جز او شایسته عبودیت نیست.
مالکیتهای انسانها در دنیا هم مالکیتهای محدود و بسیار ضعیف است و همگی جنبه اعتباری و قراردادی دارد و مالکیت حقیقی نمی باشد.
ای کسیکه مالکیت گیاهان و انسانها و موجودات دیگری که مردم از آن اطلاعی ندارند از آن اوست.
این موجودات ممکن است گیاهان باشند که وسعت دایره زوجیت در آن روز هنوز در آنها کشف نشده بود . یا اشاره به حیوانات اعماق دریاها که در آن روز کسی از آن آگاه نبوده و امروز گوشه ای از آن برای انسانها کشف شده است.
یا اشاره به موجودات دیگری که در کرات دیگر آسمانی زندگی می کنند.
یا اشاره به موجودات زنده ذره بینی ، هر چند امروزه دانشمندان ، نر و ماده ای در آنها سراغ ندارند ولی دنیای این موجودات زنده آنقدر مرموز و پوشیده از معماهاست که ممکن است علم و دانش انسانها هنوز به این قسمت از آن راه نیافته باشد ، حتی وجود زوجیت در جهان گیاهان چنانچه گفتیم همه و همه مالکیت آنها از آن اوست.
 (‌یا من لا عطاء الا عطائه )        ای کسیکه عطا و بخشش فقط از آن اوست
خداوند راه بازگشت را همواره به روی بندگان بازمی گذارد و در سوره شوری آیه ۲۵ می فرماید
(( و او کسی است که تو به بندگانش را می پذیرد و گناهان را می بخشد )) .
قرآن همواره به عنوان یک کتاب هدایت هیچ گاه روزنه امید در راه بازگشت را به روی مردم نمی بندد و آنها را هر قدر آلوده به گناه باشند از رحمت خدا مأیوس نمی کند . دریاهای لطف الهی به روی هر انسانی در هر شرایطی و با هر گونه بار مسئولیتی باز است  در فرهنگ اسلامی توبه و انابه هر گاه با شرایط همراه باشد وسیله قاطعی برای چداشدن از گذشته و آغاز یک زندگی جدید و حتی (( تولد
ثانوی )) است کرارا در روایات درباره بعضی از گنهکاران می خوانیم (( کهن ولدته امه ))‌او همانند کسی است که از مادر متولد شده . بدیهی است این بازگشت به سوی رحمت الهی نمی تواند بی قید و شرط باشد که او حکیم است و کاری بی حساب
نمی کند ، اگر آغوش رحمتش را به روی همگان گشوده و پیوسته آنها را به سوی خود می خواند وجود آمادگیهائی در بندگان نیز لازم است . از یک سو باید با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونی و دگرگونی بنیادی پیدا کنند . از سوی دیگر باید بعد از بازگشت پایه های ایمان و اعتقاداتشان که بر اثر طوفان گناه فرو ریخته نوسازی و تجدید بنا شود و از سوی دیگر باید با اعمال صالح ناتوان روحی و ضعف اخلاقی خود را جبران نمایند ، البته هر قدر گناهان سابق سنگین تر بوده باید اعمال صالح تری انجام دهند .
توضیحات بند ۵۶
( یا من له المثل الاعلی یا من له الصفات العلیا ) ( تفسیری برای این قسمت نبوده)
ای کسیکه او را مثل اعلی است و ای کسیکه برای او صفات عالی است .

(‌ یا من له الاخره والاولی )     ای کسیکه پایان و آغاز برای اوست.
بسیاری از صفات است که در ما انسانها و موجودات دیگر غیر قابل جمع است و به صورت صفات متضاد جلوه می کند . مثلا اگر من اولین نفر در میان یک جمعیت باشم قطعاً آخرین نفر نخواهم بود . اگر پنهان باشم ظاهر نخواهم بود و بالعکس .
همه اینها بخاطر آن است که وجود ما محدود است اما هنگامی که سخن به صفات خدا می رسد ،‌او صاف دگرگون می شود . در آنجا آغاز و انجام با هم جمع می شود و با توجه به لایتناهی بودن ذات مقدسش جای تعجب نیست.
امام حسن مجتبی می فرمایند :
حمد برای خدائی است که نه سرآغاز معلومی دارد و نه پایان محدودی

(( تفسیر نورالثقلین ))
    ج ۵ ص  236
( یا من له الجنه المأوی )‌        ای کسیکه بهشت برای اوست
جنه المأوی : به معنی بهشت است که محل سکونت است و در اینکه این کدام بهشت است در میان مفسران گفتگو است ، بعضی آن را همان بهشت جاویدان
( جنه الخلد ) می دانند که در انتظار تمام اهل ایمان و پرهیزگاران است و محل آن را در آسمان می دانند . ولی از آنجا که در جای دیگر می خوانیم :
((  برای رفتن به سوی مغفرت پروردگار و بهشتی که وسعت آن آسمانها و زمین است بر یکدیگر پیشی گیرید ))  (( آل عمران ـ ۱۳۳ )
بعضی این معنی را بعید شمرده اند ، زیرا ظاهر آیات مورد بحث نشان می دهد که ((‌جنه المأوی )) در آسمان است و غیر از بهشت جاویدان است که وسعتش به اندازه تمام آسمانها و زمین می باشد ، لذا آن را به جایگاه ویژه ای از بهشت تفسیر کرده اند که د رکنار (( سوره المنتهی ))‌است و محل خاصان و مخلصان است و گاه گفته اند به معنی بهشت برزخی است که ارواح شهدا و مؤمنان موقتاً به آنجا می روند.
تفسیر اخیر از همه مناسبت به نظر می رسد ، و از اموری که به روشنی بر آن گواهی می دهد این است که در بسیاری از روایات معراج آمده است که پیغمبر عده ای را در این بهشت متنعم دیده در حالی که می دانیم هیچکس در بهشت جاویدان قبل از قیامت وارد نمی شود ، زیرا آیات قرآن به خوبی دلالت دارد که پرهیزگاران در قیامت بعد از محاسبه ، وارد بهشت می شوند . که بلافاصله بعد از مرگ ، و ارواح شهداء نیز در بهشت برزخی قرار دارند ، زیر آنها نیز قبل از قیامت وارد بهشت جاویدان نمی شوند.
 ( یا من له الایات الکبری  یا من له الاسماء الحسنی )
ای کسیکه آیه بزرگتر از آن اوست و ای کسیکه اسماء حسنی برای اوست.
اسماء حسنی چیست ؟ در کتب حدیق و تفسیر اعم از منابع شیعی و اهل تسنن بحثهای مشروحی پیرامون اسماء حسنی دیده می شود.
شک نیست که اسمهای سنی به معنای در نامهای نیک است و می دانیم که تمام نامهای پروردگار مفاهیم نیکی را در بردارد و بنابراین همه اسماء الهی حسنی است. اعم از آنکه صفات ثبوتیه ذات پاک اوست ما نیز عالم و قادر و یا آنها که صفات سلبیه ذات مقدس اوست مانند (( قروس )) و آنها که صفات فعل است و حکایت از یکی از افعال او می کند ،‌مانند خالق ، غفور ،‌رحمان ،‌رحیم .
از سوی دیگر شکی نیست که صفات خدا قابل امضاء و شماره نیست زیرا کمالات او نامتناهی است و برای هر کمالی از کمالات او صفت و اسم می توان انتخاب کرد. از میان صفت او برخی دارای اهمیت بیشتری می باشد ،‌در روایتی که از پیامبر و ائمه اهل بیت به ما رسیده کراراً این مطلب دیده می شود که خداوند دارای ۹۹ اسم است که هر کسی اور ا به این نامها بخواند ، دعایش مستجاب و هر که آنها را شماره کند اهل بهشت است.
 به نظر می رسد که منظور از امضاء و شماره کردن این نامها همان ((‌ تخلق )) به این صفت است ، نه تنها ذکر القاط آنها ، بدون شک اگر کسی به این صفات ( قادر یا رحیم یا غفور و جواد و کریم و . . . ) تخلق پیدا کند و اشعه ای از این صفات بزرگ الهی در وجود او بتابد هم بهشتی است و هم دعایش مستجاب ،‌البته نامهایی که در قرآن مجید برای خدا آمده است بیش از ۹۹ نام است. بنابراین ممکن است اسماء حسنی در لابلای آنها باشد نه اینکه در قرآن جز این ۹۹ نام ، نام دیگری برای خداوند وجود نداشته باشد. اگر در پاره ای از روایات و دعاها اسامی دیگری برای خدا غیر از این اسماء ذکر شده و حتی شماره نامهای خدا در بعضی از دعاها به یکهزار رسیده هیچگونه منافاتی با آنچه گفتیم ندارد ، زیرا اسماء خدا حد و حصر و انتهائی ندارد و مانند کمالات ذات بی انتهایش نامحدود است . در اصول کافی از امام صادق (ع) آمده است که فرمود : (( فحن والله والاسماء الحسنی )) به خدا سوگند ما اسمای حسنای خدا هستیم . اشاره به آن است که پرتو نیرومندی از آن صفات الهی د روجود ما منعکس شده و شناخت ذات پاکش کمک می کند . در بعضی از احادیث آمده است که همه اسماء حسنی در ((‌توحید خالص ))‌خلاصه می شود بدان معنی است که همه صفات او به ذات پاک یکتایش برمی گردد.
فخر رازی در تفسیرش به مطلبی اشاره می کند که از جهتی قابل ملاحظه است و آن اینکه تمام صفات پروردگار به دو حقیقت بازگشت می کند : یا به ((‌بی نیازی ذاتش از همه چیز ))‌و یا در نیازمندی دیگران به ذات پاک او
(فخر رازی ـ جلد ۱۵ ـ صفحه ۶۶)

(‌ یا من له الحکم والقضاء )    ای کسی که فرمان و قضاوت از آن اوست.
هر گونه فرمان در عالم آفرینش و تکوین و د رعالم احکام دینی و تشریع بدست خداست بنابراین اگر پیامبر مأموریتی پیدا می کند آنهم به فرمان اوست.
همچنین هر منصبی اعم از رهبری الهی و قضاوت و حکمیت به کسی سپرده شده است . آنهم از ناحیه پروردگار است .
بعضی ها این جمله را دلیل بر مسلک جبر گرفته اند زیرا وقتی قبول کنیم همه فرمانها در جهان آفرینش بدست خداست اختیاری برای کسی باقی نمی ماند.
در حالی که می دانیم آزادی اراده بندگان و اختیار آنها نیز به فرمان پروردگار است این خداست که می خواهد آنها مختار و آزاد در کار خود باشند  تا در پرتو اختیار و آزادی، تکلیف و مسئولیت بر دوش آنها نهد و تربیت شوند.
( یا من له العرش والثری )     ( یا من له السموات العلی )
(‌ای کسیکه برای اوست عرش و زمین )    ( ای آنکه آسمانهای فرازتر از آن اوست )
عرش در لغت به چیزی گفته می شود که دارای سقف است و گاهی به خود سقف و یا تختهای پایه بلند مانند تختهای سلاطین نیز عرش اطلاق می شود.
بدیهی است که خداوند تختی دارد نه حکومتی مانند حاکمان بشر بلکه منظور از
(( عرش خدا ))‌مجموعه جهان هستی است که تخت حکومت او محسوب می شود واین فراز از دعا کنایه از تسلط پروردگار و احاطه کامل او نسبت به جهان هستی و نفوذ امر و فرمان و تدبیرش در سراسر عالم است.
ثری در اصل به معنی خاک مرطوب است و از آنجا که تنها قشر روی زمین بر اثر تابش آفتاب و وزش باد می خشکد ولی طبق زیرین غالبا مرطوب است به این طبقه ثری می گویند . بنابراین در این قسمت خداوندی را مورد خطاب قرار می دهیم که مالک عرض و ثری می باشد.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد