خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

تحلیلی بر سخنان امام در زمان رسیدن به خلافت

امتیاز به این مطلب!

188 views

بازدید

با بیان جامعی که در زمان رسیدن به خلافت برای مردم ایراد کرد ، پرونده خود را گشود ، تا روش خود را توضیح دهد ، و شیوه رفتار خویش را به روشنی اعلام کند .و او چنین گفت:
 ((…. مبادا افرادی از شما – که در نعمتهای دنیا غرقه شده ، املاک و زمینها برگرفته ، نهرها شکافته ، بر مرکبهای تندرو سوار شده ، کنیزکان سیمین تن زیبا روی انتخاب کرده برایشان به صورت ننگ و عار درآمده است – اگر از این تجملات خود بی بهره شدند و به حقوقی که دارند و آان را می شناسند باز گردانیده نشدند ، فردا بگویند : پسر ابی طالب ما را از حقوقمان محروم کرد !))
پس این سخن یک اعلامیه و ابلاغ بود ؟
هم ابلاغ بود و هم اخطار ! گفتاری روشنتر از نور ، ونظری برنده تر از شمشیر ،‌و راهی مستقیم همچون پل صراط پیوسته به روشنی اعلام کرد : آن ثروت بی حساب که گروهی از آنان ، در سالهای گذشته ، بی هیچ موجبی ، از بیت المال صاحب شده اند ، اکنون ساعت قطعی بازگردانیدن به حق و عادلانه آن به منبع اصلیش فرا رسیده است .و دیگر تبعیض قائل شدن در تقسیم بیت مال ، به این دلیل و آن بهانه ، از امروز در مجتمع جدیدشان هیچ جایی نخواهد داشت : اگر چه آنچه می گفته اند ، یا می گیرند ، به عنوان صله رحم دریافت می داشته اند ، یا عطای سخاوتمندانه ای در پاداش جهاد بوده ، یا غنیمتی بوده که چند برابر حقشان به نام سابقه همنشینی یا پیشی در ایمان می گرفتنه اند . اگر چه در حوزه رجالی باشند که عنوان اشرافی یافته اند ، یا نژادشان آنان را از توده مقدم ساخته باشد . زیرا مال مال خداست . و همه افراد ملت در بردن سهم یکسان هستند ، و شیوه برابری و یکسانی که رسول خدا در میان همگان گذاشت غیر قابل نقض می باشد ، و اجا زه کم وزیاد کردن آن برای هیچ انسانی ، نیرومند یا ناتوان ، نژاده یا کم نژاد ، قدرتمند و حاکم یا بادار حکومت شده ، داده نشده است .

امام در دنبال آن گفت :
(( … توجه داشته باشید هر شخصی از مهاجران وانصار از رفقای رسول خدا که از لحاظ رفاقتش خود را برتر از دیگران می داند ، برتری را فردا در پیشگاه خدا طلب کند ، و پاداش و مزدش با خداست . و هر شخصی که دعوت خدا و رسول را پاسخ داد ، ملت و آیین ما را تصدیق کرده ، به دینمان در آمده و روی به قبله ما آورده است مستوجب حقوق و حدود اسلام گردیده است … ))
در تعیین وظیفه هیچ اختلافی در میانشان نبود ، و همگی ملزم بودند به سطح این تکلیف برسند ، زیرا نتیجه عمل اجتماعی و تجزیه ناپذیر بود ، همچون دستگاهی که با تمام اجزای ریز و درشت خود ، با هماهنگی و یکپارچگی کار می کند و هیچ جزیی در هیچ حال نمی تواند به گونه دیگری به عمل بپردازد.
این است نظر امام درباره مردم و دارایی ، که گفت :
(( شما بندکان خدا هستید و مال متعلق به خداست ، به یکسان در میان شما تقسیم می شود ، در اینباره هیچکس بر دیگری برتری ندارد ، پرواداران را فردا بهترین مزد و برترین پاداش در پیشگاه خدا است . خدا برای پرواگیران دنیا را به عنوان مزد و پاداش تعیین نکرده     است …. ))
واه چه زیبا گفتاری و راست سخنی . پروردگارش را تصدیق کرده پیغمبرش را راستگو دانسته است ، و با این نگرش آگاه منطبق با حق ، و استوار گر داد ، و همهنگ با منطق واقعیت زنده ای که در شرایط جهاد و پیکار برای نشر کلمه الله بر حکومت فرمانروایی داشت ، امتش را هم تصدیق کرده است . حتی با این سخن به فرمان سنت و قانون طبیعت گردن گذاشته است ،‌همان سنت و قانونی که بر انسانیت فرمان نمی راند تا همگی را بصورت وحدتی به هم پیوسته در آورد ، و همه افرادش را برادرانی شبیه و یکسان سازد .
علاوه بر همه اینها گفتارش بوسیله عمل او تصدیق می شود ، سخن را به پایان می رساند  و آنان را به دیدار فردا دعوت می کند :
(( … اگر ان شاء الله فردائی بود ، پیش ما بیائید . زیرا در نزد ما مالی است که آنرا به روی شما تقسیم می کنیم . بدون شک هیچ یک از شما ، چه عرب و چه غیر عرب که از مستحقان عطا بوده یا نبوده است ، در صورتی که مسلمان آزاده ای باشد ، نباید از دیگری عقب بماند … ))مساواتی کامل در مال خدا ، بدون هیچ تفاوت یا تبعیضی ، اگر چه منزلتها متفاوت باشد ، یا از نژادهای گونه گون باشند ،‌ زیرا همگی در حق یکسان می باشند .
عدالت برای همه ی مردم از سوی همه ی مردم
 با مرزهایی روشن و مفهوم و بدون هیچ ابهامی برای جستجوگران . عدالتی همگانی و فراگیرنده که هیچ انسانی از آن بی بهره نگردد . بدون کوتاهی و تقصیری آهنگ اجرا داشته باشد . بدون گزافه گویی ، با گذشت ، و بدون هیچ اطلاقی ، نسبی باشد . در میدان امکان وسیع بگنجده در حدود توانهای بشری ، و در چار چوب  نیروهای اجرائی و در مرزهای شرایط و افکار قرار گیرد . این عدالت واقعیتی است که میدانهای قانون خدا را می شناسد . طبیعت بشر را درک می کند ، و با زمان و مکان مرتبط است . در همانجا که تشکیل شده نمی ایستد که منجمد گردد و بمیرد ، و با بال خیال به پرواز در نمی آید که در خلأ بیکران سرگردان شود . به سوی کمال نمی گراید که از جهان پایین برتر رفته در جهانی بی مردم سر در آورد زیرا کمال بر روی زمین و در بشر از جمله امور محال می باشد .
بی گمان عدالت این جهانی است و به کمال نمی رسد ، لیکن می تواند رنگ همه جانبگی بر سیما داشته باشد ، با منظور و هدف ایده آل هماهنگ نمی شود ، اما با مفهوم همگانی همراه است .
این بود خواست امام . و این چکیده سخنانی بود که روز شنبه ، یازده روز گذشته از ماه ذیحجه سال سی و پنج هجری یعنی سال رسیدن به سرپرستی امور مسلمانان ، ایراد کرد . و نیز خلاصه درسهای مستفاد از تجربه انسانیت بس بزرگی است که مجتمع او را از سالهای اندک پس از رسول خدا از سر گذرانیده به امروز رسیده است . چون شخص جریان رفتار عمومی و رفتار خصوصی را پیگیری کند ، به روشنی در میابد ، که چگونه در هر دو جنبه خط انحراف سقوط می کند تا اینکه به نقطه صفر می رسد . در ابتدای خط، مجتمع اسلامی به عدالت ، به عنوان طرز تفکر و برنامه عمل و شیوه زندگی ، چنگ می زند . این خط راه صعود را_ با خزش و یا پرش _ در پیش می گیرد و به سوی سخت ترین هدفها و مهمترین اوجها روانه می شود ، همینکه در این رفتن به سستی می گراید ، مجتمع با اصرار این عدالت را با فعالیت و تحرک برقرار می دارد و از آن دست می کشد .
با وجود اینکه حقیقت ادعای ما ، در نخستین وهله ، به آسانی درک می شود ، اما اگر از همان ابتدا دروجدان انسان نفوذ نکند راهی برای رسیدن به حقیقتش وجود ندارد . و چنانچه عدالت برتر را بر فراز خود احساس نکرده باشد ، و ما عدالت الهی را بر فراز آن می بینیم آن حقیقت نفوذ نمی کند . تعجب ندارد ، زیرا عدالت ، با وجود رفعت و همه جانبگی وقدرتی که دارد ، شعله ای است فراز این که راه بشر را برای رسیدن به عدالت مطلوب روشن می گرداند ، ودستی راهنما افراد بشر را از غارهای تیره ستم و بیغوله های تاریک تجاوز کاری بیرون می آورد تا دلهایشان را در ابتدای راه روشن قرار دهد . ناظر و مراقبی نیرومند بر جریان حرکاتشان نظارت دارد ، و گامهایشان را در صورت انحراف و کجروی تعقیب می کند .
از جمله مسلمات بدیهی این است که احساس عدالت الهی کردن و این احساس در جانها مستقر شدن ، بوسیله ایمان _ نه بوسیله علم تنها _ صورت می گیرد . شخص نسبت به چیزی جهل دارد و در نتیجه بدان ایمان پیدا نمی کند ، در حقیقت بدان علم پیدا می کند سپس علمش _ از روی عناد یا انحراف _ به حد ایمان پیدا کردن بدان نمی رسد ، یا از روی شک بدان معتقد می شود ، و شناختش درباره آن موضوع با نتیجه دیگر شناختهای معنوی و مادیش در هم می آمیزد . اگر آن را احساس کند با تمام وجود _ برتر از آگاهی عقلی _ از آن به دست می آورد که شعله اش هرگز خاموش نمی شود ، وبا اثر خود بر تمام دیگر درکهایش تفوق می یابد .
این است عدالت خدا . شعاعهای نوری که از آسمان احساس و آگاهی بر بشر می تابد و چون روشنایی چراغ در این زندگی سو سو می زند . دلهایشان را روشن می سازد تا راه را به آنان بنماید ، و همانند نگهبانی خواب نشناس بر فراز سرشان آویزان است . چون اشعه فرو رونده ای رفتارشان را کشف کرده هیچ ظاهر آشکار و اندرون پنهانی از نظرش پوشیده نمی ماند . چون میزانی بر پا گردد ، همه اقدامهای آنان : رفتار ، گفتار و پندارشان ، را می سنجد و به حق ارزش می نهد و با ترازوی دقیق و سالمی وزن می کند ، بی هیچ اشتباهی و کم گذاشتنی ؛ زیرا همه آنان در پیشگاه پروردگارشان داخل در حساب می باشند . با وجود این ، پاداشی که عدالت الهی در برابر وفا کردن به امانت ، برای هر انسان قابل است همچنان از رازهای سر به مهر علم خدا است ، پرده از روی آن کنار نمی رود تا مردم در زندگی نخستین خود اندازه دقیقش را بدانند ، و ادراک بشری از شناختن نوع آن یا دریافتن اندازه اش بسی نارسا است .در این حقیقت شکی نیست . زیرا عدالت پروردگار رساتر و بخشایش آن فرا گیرنده تر از آن است که تنها اجرا کرذن و انجام دادن به تنهایی را پایه سنجش کند و ارزش عمل قرار دهد ، و معیار پاداش و کیفر سازد ، چه خدای سبحان به چیزی احاطه دارد که دانش بشر آنرا از اسرار جهان هستی به شمار می آورد ، و این سبب و مسببهای آشکار و نهان و مؤثرهای پیدا و پنهان است  که عادتا بر رفتار بشر فرمان می راند ، و نیز بدان سبب که عدل خدای متعال وابسته به مشیت او و همراه با رحمتش بوده با سنجش بی نظیر خود ارزیابی کرده هر کس را بر طبق خواست عادلانه خویش یافت کیفر می دهد و هر کس در این مسیر با خواست عفو او همراه بود از آن برخوردار می گردد .
انسان ، با دید درونی خویش ، در میان دو سوی این عدالت والا در جهانی بیکران از عواطف و انفعالات، شناور است . در این مسافرت دراز ، به صورتهای گوناگونی از دریافته های نفسانی و ذهنی برخورد کرده آنها را  بر صفحه احساس خود ، تا آنجا که قدرت این احساس ماده تلقی و پذیرش باشد ، منعکس می کند . گاه با احساس خود می بیند ، گاه با عقلش ، لیکن در هر دو حال به وجود صورتهای  درک شده یقین داشته با درکی روحی یا دریافتی عقلانی ، بدان ها ایمان پیدا می کند .اگر چه ممکن است این دو وسیله یقین پیدا کردن با هم مختلف باشد ، و در مقدار ایمان متفاوت ، و اگر چه هر کدام درک دیگری را منکر شود یا با آن موافق باشد .درک روحی آن قسمت عدالت الهی را در می یابد و به شگفت در می آید که ناشناخته ، در جهان غیب خدا از دانش مردم نهفته ، به خواست سرشار از رحمتش وابسته است . یا اینکه در شگفتی خود را به رویشان گشاده وجود انسان را از بیم و امید سرشار ، و از ترس حساب خدا ، و امید بخشش او لبریز می سازد.
آگاهی عقلانی به جهت شناخته شده ای پا می گذارد ، که دارای رمزی مشخص است ، بازداشتن و فرماندادنهایش روشن و در برابر گنه عمل و ارزش اجرا پاداش حتمی دارد ، لذا انسان در می یابد که چگونه راه می سپرد و رفتار آزادانه اش او را به چه سرانجام می کشاند و به هنگام حسابرسی در چه مرتبه ای از پاداش یا کیفر قرار دارد .
نفس بشری سفری بس دراز در عدالت بیکران خدا در پیش دارد . سفری بس دراز به درازی زندگانیها و امتداد روزگاران . گامهای دستاوردهای ذاتی شده انسان و نیروهای ارادی و عاطفی اکتسابی و فطریش ، در میان دو جهت این عدالت والا در آمد و رفت است که جهت حتمی و لازم ، که برای هر عمل حکمی ، و برای هر اجرا پاداشی تعیین می کند ، و جهت مشیت سرشار از رحمتش ، که برای عفو دری گشاده دارد ، و آمرزش را برفراز قصاص قرار می دهد .
بر بیکران پهنه این بیابان نا پیدا کناره احساس و آگاهی و در میان مرزهای نامشخص معلوم و مجهول ، قضای حسابشده رقم زده و قضای پنهان مورد امید است که وجدان و ضمیر انسان ، با گام خرد و بال روان ، در التزام این عدالت ایده آل والا در آمد و رفت است ، یا با الهامجویی از ریشه ها و پایه هایش برای عمل و حساب و پاداش ، خود را همانند آن می سازد ،‌روش ترسیم میکند ، رفتار به نظم در می آورد ، توبیخها و پاداشها را مشخص می گرداند ، و در این صورت ، با همراهی ممکن و همانندی نزدیک ، در سایه عدالتی جدید قرار می گیرد که رنگ دنیوی دارد و – به نظر خودش – ضامن ادامه جریان حرکت زندگی در مجتمعی پسندیده و مرفه ، و با هماهنگی و روابط میان همه اجزائش بدون هیچ آشفتگی و عدم تعادلی می باشد .
امام خواسته است در ضمن سخنان خود ، مردمش را به آنچنان شیوه عدالت دنیوی مورد پسندی آگاه گرداند که از طغیان باز می دارد آرامش می پراکند ، زندگی انسانی ارجمندی فراهم می سازد ، نیروها در سایه آن متوازن می گردند ، تناقضات متعادل می شوند ، و بالأخره نزدیک با دور ، همگان با گزیدگان ، نژادگان با بی نژادان ، همچون هنگامی که در پیشگاه خدا یکسان بودند ، یکسان و برابر می شوند . با این اقدام خود کاری جز این نکرده است که بدانان چیزی را یادآوری کند که در گذشته ای نزدیک داشته اند و اکنون بدست فراموشی سپرده اند . اگر آنان – تا آن روز – حکم قرآن را درک کردند ، و خود را بدون هیچ اجازه عدولی بدان متعهد ساختند ، وضعشان برای همیشه به سامان می رسد ، و پیوسته در جهانهای برین پرواز کرده هدفهای پست آنان را به گل و لجن نمی چسباند .
از پیش خود چیز تازه ای نیاورده است . لیکن برایشان توضیح داده که چگونه می توانند عدالت خود را بر روی زمین با چنان شیوه ای برای همیشه اجرا کنند که بشر توان اجرایش را دارد ، با اندیشه های گوناگون می سازد ، با شرایط مختلف و اندازه های متفاوت و انگیزه های متعدد و با هر چیزی که ممکن است طبیعت انسان و شرایط محیط ها را دگرگون سازد و فرا گیرد ، جور در می آید . چون در گفتارش نیک بنگریم بدون ابهام می توانیم اصول اساسی ، یا برنامه هایی وسیع ، برای سیاست امور و اداره مردم در آن بیابیم ، و از خلال کلمات روشنایی بخش او همان عدالت مورد نظر ساده و آسان را ، بر پایه ای کلی ، و دور از فرو رفتن در جزئیات و دقایق ، به خاطر اجتناب از اختلاف نظرها ، در یابیم . منصف به عمومیتی است که بنیادهای نرمش را برایش فراهم می سازد ، و خصوصیت قدرت یافتن بر شکل دادن آن به گونه ای که متناسب و شایسته برای اجرا در همه مجتمع ها ، و در همه زمانها و مکانها باشد ، بدان می دهد .

عدالتی با این فراگیرندگی بیکران و امکانات وسیع ، بیگمان شایستگی دارد که بشریت را از تسلط ستم در زندگی خصوصی و اجتماعی شخص بر روی زمین آزاد سازد .
شگفت انگیز نیست . زیرا عدالت دو قطب دارد : حق خود ، و حق دیگری ، هر دو حق رویاروی و همراه با هم در درون انسان می زیند ، و نشاید که به عمل پردازند مگر با هم ، همسنگ و هماهنگ . در نتیجه آن دو را – با این شیوه عمل متعادل – شاید که هر دو جنبه زندگی بشر را نگه دارند : جنبه خصوصی و اجتماعی آن را ، نظام موزون و ناموزونش را و باید که ستونهای پیوند های فردی و روابط جمعی را از فروریختن و ویرانی حفظ کنند . واین دو قطب ، بدون این تعادل ، می توانند نظام را ویران کنند و روابط و پیوندها را از هم بگسلند ، زیرا در این صورت ، فاصله موجود میان احساس به خویش شخص ، و طغیان علیه افراد پیرامون خود را تهی می گذراند ، و این شخص هر طور بخواهد در فرد پرستی فرو می رود . با دیدن ستمهای مجتمع نسبت به خود ایمانش سست می گردد ،‌احساس همکاری با دیگران در وجودش به ضعف می گراید و میل به کار کردن برای دیگران پیدا نمی کند . در اینجا شایسته نیست از دادگری مادی برای فراهم ساختن خوراک و نوشیدنی و پوشیدنی شخص و اینگونه چیزها سخن به میان آید ، زیرا زندگی بشر بر روی زمین ، به معنای حقیقی آن ، موجودیتی تمدنی است ، نه چارپاوار و حیوانی که نهایت خواستش تأمین این مواد باشد ، و نیز بدان جهت که محیط متناسب با شرایط زندگی انسان تنها در فراهم شدن خواستهای محسوس جسم که حیوان بی زبان غریزی را مطلوب است ، نمی باشد . اینها هرگز برای زندگی بشر که دارای حیات و طپش قلب و اندیشه های فعال ، و واکنشهای نفس است و قدرتشان بر همه رفتارهای انسان چیره است ، بسنده نیست .
یه علت همین دو جنبه متقابل عدالت امکان پذیر دنیایی بود که امیرالمؤمنین در سخنان آغاز خلافتش ، به عنوان مسئولی آگاه همچنانکه از ژرفای جانها خبر می دهد از عمق اوضاع هم آگاه می سازد ، و همچنانکه و قایع را معرفی می کند انتظارهای بعدی را هم بیان می دارد .
همانگونه دیگری را احساس می کند که خود را . در نتیجه به رهبری همین احساس متعادل ، برای مردم به صورت فردی و برای همگان به صورت جمعی به عمل می پردازد . چون در سخنان خود با بینش و اگاهی ، از این نقطه آغاز میان خود دوستی و دیگر خواهی ، گرفتن و بخشش ،خویشتن خواهی و دیگر دوستی به راه می افتد ، قواعد اولیه ای برای شیوه خود وضع می کند : تقسیم عادلانه میان جنبه طبیعت حیوانی که در خواستهای جسمی و احساسات نفسانی نمایان می شود و میان جنبه طبیعت زندگی مدنی آنان که در احساس فردی و جمعیشان هویدا می گردد ، با این اقدام خود ، هدفش تنها کشف سالمترین پایه ها و نیرومندترین بنیادها جهت رهبری افراد و ملتها بود . واینها همه بیش از نظرهای جدید نسبت به عدالت اجتماعی مورد استفاده فرد ، و عدالت سیاسی مورد اجرای دولت بود . واندیشه انسانی معاصر فقط قرنها پس از ظهور اسلام بدین دو اصل رسید ، آن هم پس از مدتها کشمکش مسلکی میان مکتبهای فلسفی و عقاید فکری ، و در ضمن پیکارهای خونین میان قدرتهای طغیانگر که برای رکود و نگه داشتن وضع موجود می جنگیدند و میان نیروهای آزادیبخش که جهت تغییر پیکار می کردند .
در زمینه عدالت اجتماعی – به مفهوم مصطلح امروزی – که در خدمت افراد می باشد و آنان را به صورت انسان منظور می دارد نه همچون چارپایان  امام به زندگی فرد همچون هسته ای جهت زندگی جمعی نظر می کرد ، و به امت به عنوان محیطی ارگانیک که اندامهایش جمعیتها هستند ، می نگریست . چکیده نظرش وجوب گردآوری هسته ها همه برای هماهنگی و همبستگی بود به عنوان تضمینی جهت درستی و سلامت جسم کلی و یکپارچه انسان . وی بدان جهت چنین نظر توحیدی و یکتایی داشت که می دید نظر اسلام ،‌ و یکی از اصول مهمش ، گردآوردن همه مردم به صورت یک واحد است ، و همگی را با وجود اختلاف در میان نژاد عرب و عجم ، و مقام خاص و عام ، و وضع فقیر و ثروتمند ، و رنگ سیاه و سفید ، به یک چشم می نگرد . زیرا سرچشمه همه یکی است ، ریشه تمام شاخه های بشری یکی و پایه های آفریش و مراحل تکوین – از عناصر مواد اولیه ترکیب کننده اجسام گرفته تا نطفه ها ، و جنین ، و جسم کامل آن ، هسته های ساختمانی ، اندامها و دستگاههای حرکت و سکون ، مراکز حس ، کار اندامها و نشانه های ظاهری و تشریحی همگی – یکی است . همه افرد را بدون هیچ ضمن اختلاف ، در حقیقت بزرگی که این وحدت را تأکید می  کند ، و آن انتسابشان به عبودیت خدا است ، یکی می داند .

ساختار سیاسی و درونمایه ی حکومت
برخی از نویسندگان براین اعتقاد هستند که دوران کوتاه خلافت علی بن ابیطالب و سپری شدن آن در جلوگیری از شورش ها و جنگ های آتشین مانع از این شد که وی بتواند یک هسته سیاسی و یا تشکیلات سیاسی که ضامن اجرای اندیشه های او در زمینه عدالت و حق باشد بنیان نهد .
     برخی از نویسندگان نظر گاه دیگری را هم اضافه می کنند که مفاد آن چنین است : علی بن ابیطالب از عدالت خواهان پاک و پاکیزه ای بشمار می رود که بیش از آن که اندیشه هایش را در عمل به مورد اجرا بگذارد اصول عدالت را به بشریت می آموزد .
     به رغم ابنکه دوران خلافت امام مالامال از جنگ های تلخ بود لیکن او برای پیاده کردن عدالت اسلامی و بوجود آوردن یک نگرش سیاسی کار بردی به سختی و تا آنجا که توان داشت و نیز در شرایط بسیار پیچیده و استثنایی مبارزه کرد .
     رابطه میان اندیشه های امام علی و اجرای آن دارای بعد زمانی نبوده است تا عوامل متعددی بر آن اثر بگذارد و برای اجرا و عمل گذرگاه دیگری باز کند که هیچ رابطه ای با اندیشه ها نداشته باشد چه او اندیشه را با عمل توام میکرد زیرا سرشت شخصی اش چنین بود و فشار برخی از عوامل و مقتضیات موجب نمی شد که وی برخی از اندیشه هایش را واپس افکند و آن را به مورد اجرا نگذارد .
     امام بر اثر سرشت شخصی خویش اندیشه را با عمل توام می کرد و رابطه میان اندیشه و عمل را به چشمه جوشانی تبدیل می کرد که بطور برابر هم دیدگاه ها و اندیشه ها را سیراب می کرد و هم تجربه آشکار و مستقیم اجتماعی را به رغم کوتاه بودن دوران زمانی امام علی می توان نشانه های بنیادین طرح سیاسی – اسلامی او را برای ساختن یک حکومت عادلانه بخوبی مشاهده کرد حکومتی که از لحاظ ضرورت های تاریخی به سال ها صلح و سازندگی نیاز داشت تا نشانه های اصلی اش را آشکار گردد .
     لیکن دشواری های دوران خلافت طلسم ها و پیچیدگی های آن و دگرگونی ها وسختی های جنگ ها و نیاز مصیبت های این دوران نتوانست نشانه ها و آثار آن تجربه دنیا در زمینه عدالت اسلامی و انسانی یعنی تجربه امام علی را از بین ببرد . در آغاز باید به ارزش یابی درست از آن تجربه بپردازیم و یک حقطقت ارزنده را بیان کنیم و آن اینکه رابطه میان ماهیت حکومت و صورت آن در حکومت های طبقاتی رابطه چهره با ماسک است که این ماسک بارها و بارها  عوض می شود و تغییر رنگ می دهد و در حقیقت پوشش یک چیزو پوشنده چیز دیگر است . در طول تاریخ این گونه تجربه های حکومتی بسیار اندک است که حقاییق بی پرده و آشکار و با صمیمیت در سطح ملت و حکومت مطرح شود و حکومت را هم مردم با اراده مستقل خود به وجود آورده باشند .
     به عنوان مثال در دوران های نظام طبقاتی در تاریخ حکومت براساس اراده آگاهانه مردم تشکیل نمی شده است بلکه در تمامی و یا اکثر حالات از جامعه جدا بوده و نسبت کمی و یا زیادی این جدایی به دورنمایه آن حکومت طبقاتی بستگی داشته است و این حکومت به نحوی به یک هویت برتری طلبانه و سلطه جویانه تبدیل می شده است .  دموکراسی امروزی غربی تلاش کرده است که رابطه میان حکومت و جامعه را حل کند لیکن نه دموکراسی غربی توانسته است تصویری از یک راه حل ریشه ای ارائه دهد و نه دیگر اندیشه های سیاسی . از این رو در میان دولت و جامعه تضادی بوجود آمده است که در صورت نبودن زمینه تفاهم و گفتگو آبستن بدبینی ، در گیری ، بحران ، تنش و انفجار خواهد بود .
     تاکنون تزها و نظر گاه های مهم بشری در زمینه حل مشکل تضاد و درگیری میان حکومت و مردم ارائه شده است و از آن جمله نظرگاه از میان برداشتن حکومت و جایگزینی هرج و مرج است . لیکن روند بررسی این دیدگاه ها و اختلاف آن ها در دو زمینه اجرا و بقای حکومت با تمامی قدرتش در عصر حاضر بار دیگر اهمیت این موضوع را در اذهان زنده می کند که باید مساله حکومت را مورد بحث و بررسی قرار داد و به گذشته دور یعنی به دستاوردهای ارزنده ای که نخستین دوره اسلامی شاهد آن بود و نیز به شیوه فکری و عملی امام علی باید نگاه کرد همان شیوه ای که یک پدیده غیر منتظره بود همان گونه که صاحب آن علی نیز یک پدیده غیر منتظره و استثنایی بود که مردم خود او را ترور کردند .

  زمامدار و رعیت
 نخستین اصل سیاسی که امام علی بر آن تاکید میکند این است :” ملت تنها زمانی اصلاح می شود که زمامداران اصلاح شوند .” این اصل نشان می دهد که ملت نیاز به یک زمامدار صالح دارد تا در راه تامین مصالح و اصلاح ملت کار کند . در این باره امام تاکید می کند که وظیفه حکومت – هر حکومتی که باشد – آن است که در خدمت رعیت باشد و این وظیفه حکومت فراتر از حدود و چهار چوب های سیاسی اقتصادی و خدماتی کوتاه مدت است و حتی این تکلیف به یک هدف بزرگتر پیوند می خورد و این همان هدف صلاح ملت است که از بزرگترین و مهم ترین اهداف و آرمان های سیاست های اجتماعی بشمار می رود .
     براساس این نظرگاه سیاسی صلاح بالاتر از اصلاحات جزئی و مرحله ای است زیرا صلاح عبارت است از : تحقق یافتن خیر عمومی و سعادت مشترک که بر پایه مادی استوار است و این پایه مادی بوسیله یک دسته اندیشه های حقوقی پشتیبانی می شود که هم پایگاه مادی را تضمین می کند و هم بوسیله آن تضمین می شود .
     امام علی به یک مساله اصلی و اساسی و دارای محتویات تاریخی و ریشه ای اشاره می کند و آن اینکه زمامدار تنها از طریق پایداری ملت اصلاح می شود . چه اولا: شخص زمامدار ، محصول وجود اجتماعی ، فکری و روانی ملت خودش می باشد . ثانیا : او نماینده دولتی است که یا ستمگر است و یا ستمگر نیست لیکن بر اثر انحرافی که از قدرت طغیان مصلحت گرایی و احساس نیروی برتر پدید می آید به سمت ستمگری گرایش پیدا می کند. این سخن امام این مسئولیت را به ملت می دهد که باید در برابر ستمگری و یا انحراف زمامدار بایستند و لب به اعتراض بگشایند .
     از دیدگاه بی نظیر امام علی ضمانت جلوگیری از انحراف استاندارد همانا در اراده مردم و حضور عادلانه آنان تجلی پیدا می کند نه در خود حکومت .
     بنابراین دیدگاه امام با این معنا اراده مستقیم ملت و دخالت مستقیم آنان در ساختار سیاسی و انتخاب استانداران و جلوگیری از انحراف را بیان می کند و همچنین اصلالت و درستکاری ملت در فعالیت فراگیر سیاسی را بر ملا می سازد و این فعالیت سیاسی عبارت است از : انتقاد ، ارزشیابی ، سازندگی ، بدون اینکه به دولت یا هر عامل دیگری اجازه دخالت در این کارها را بدهد .
     بر این اساس رابطه میان صالح بودن استاندار و درستکاری مردم بسیار عمیق دقیق و حساس است که واقعیت ها و نقطه های مشترکی که برخی از آن ها و برخی ناپیدا است این نوع رابطه را به اثبات می رساند .

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    ثواب سوره تغابن

    ثواب سوره تغابن/ قرآن سراسر خیر و برکت است و نمیتوان یک سوره را بر سوره ی دیگر ترجیح داد فضایل و خواصی که برای سوره ها ذکر میشود و به مثابه تشویق و جایزه ایست برای روی آوردن به قرآن و مأنوس شدن […]

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد