خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


قرآن و اهداف نبوت

امتیاز به این مطلب!

373 views

بازدید

در اصل گذشته از طریق داورى خرد با لزوم بعثت پیامبران الهى آشنا شدیم. اکنون لزوم نبوت را با توجه به اهداف آن از دیدگاه قرآن کریم و روایات بررسى مى‏کنیم. هرچند نگرش قرآنى به این مسئله نیز یک نوع تحلیل عقلانى است.
قرآن هدف از بعثت پیامبران را امور زیر دانسته است:
۱٫ استحکام مبانى توحید و مبارزه با هر نوع انحراف در این زمینه. چنانکه مى‏فرماید:‹‹و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت›› (نحل/۳۶):در میان هر امتى پیامبرى را برانگیختیم تا آنان خدا را پرستش کنند و از پرستش مظاهر طغیان، بپرهیزند.بدین منظور پیامبران الهى پیوسته با مشرکان درگیر بوده و در این راه رنجهاى بزرگى را متحمل شده‏اند.
امیرمؤمنان درباره هدف بعثت پیامبران مى‏فرماید:«و لیعقل العباد عن ربهم ما جهلوه، فیعرفوه بربوبیته بعد ما انکروا، و یوحدوه بالالوهیه بعد ما عندوا» (1) : پیامبران را برانگیخت تا بندگان وى آنچه را که درباره توحید و صفات خدا نمى‏دانند فراگیرند، و به ربوبیت و پروردگارى و یگانگى او بعد از انکار و عناد، ایمان بیاورند.
۲٫ آشنا کردن مردم با معارف و پیامهاى الهى و راه و روش تزکیه. چنانکه مى‏فرماید:
‹‹هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه›› (جمعه/۲): او کسى است که در میان امیین پیامبرى را برانگیخت تا آیات حق را بر آنان فرو خواند و آنان را از رذایل اخلاقى پاکیزه گرداند و کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد.
۳٫ برپا داشتن قسط در جامعه بشرى. چنانکه مى‏فرماید: ‹‹لقدارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط›› (حدید/۲۵): ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آنان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قسط را به پا دارند. مسلما برپا داشتن قسط در گرو این است که انسانها عدالت را در ابعاد و زمینه‏هاى مختلف بشناسند، و از طریق حکومت الهى آن را تحقق بخشند.
۴٫ داورى در موارد اختلاف. چنانکه مى‏فرماید:‹‹کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین وانزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه›› (بقره/۲۱۳): مردم یک دسته بیش نبودند ( تا اینکه در میان آنان اختلاف پدید آمد)، سپس خدا پیامبران را، نوید بخش و بیم دهنده، بر انگیخت و همراه آنان کتاب را فرو فرستاد تا بین مردم در آنچه اختلاف کرده‏اند داورى کند.
بدیهى است اختلافات مردم منحصر به عقاید نبوده، بلکه شئون مختلف زندگى را در بر مى‏گیرد.
۵٫ اتمام حجت‏بر بندگان. چنانکه مى‏فرماید:‹‹رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس حجه على الله بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما›› (نساء/۱۶۵): پیامبرانى نوید دهنده و بیم دهنده را برانگیخت تا پس از آمدن پیامبران مردم حجت و عذرى نزد خدا نداشته باشند، و خداوند قدرتمند و حکیم است.
مسلما خدا در آفرینش انسان هدفى براى خلقت دارد که این هدف از طریق تنظیم برنامه‏اى کامل در همه شئون زندگى بشر صورت مى‏پذیرد، و این برنامه باید به گونه‏اى از طریق خدا به بشر برسد که حجت‏بر وى تمام شود و بعدا عذر نیاورد که من راه و رسم درست زندگى را نمى‏دانستم.
پى‏نوشت:
۱٫ نهج البلاغه، خطبه‏143.
منشور عقاید امامیه صفحه ۱۰۰

راههاى شناخت پیامبران در چهار اصل
اصل اول
فطرت بشر ایجاب مى‏کند که هیچ ادعایى را بدون دلیل نپذیرد، و هرکس مدعایى را بدون دلیل بپذیرد بر خلاف فطرت انسانى خویش عمل کرده است. ادعاى نبوت عظیم‏ترین ادعایى است که بشر مى‏تواند داشته باشد، و طبعا براى اثبات چنین مدعاى بزرگى بایستى دلیل قاطع و استوارى ارائه کند. این دلیل مى‏تواند یکى از سه امر زیر باشد:
الف – پیامبر پیشین، که نبوت او با دلایل قطعى ثابت‏شده است، بر نبوت پیامبر بعدى تصریح کند. چنانکه حضرت مسیحعلیه السلام بر نبوت پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله و سلم تصریح کرد و آمدن او را بشارت داد. (۱)
ب – قراین و شواهد گوناگون بر صدق ادعاى او گواهى دهد. این دلایل را مى‏توان در سیره زندگى، محتواى دعوت، شخصیتهایى که به او گرویده‏اند، و نیز روش دعوت او به دست آورد. امروزه در محاکم جهان براى شناسایى حق از باطل و مجرم از بى‏گناه همین راه را مى‏پیمایند، و در صدر اسلام نیز با استفاده از همین روش به راستگویى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم پى مى‏بردند. (۲)
ج – آوردن معجزه. یعنى همراه با دعوى نبوت، کارى خارق العاده انجام دهد، و دیگران را به تحدى دعوت نماید، و آن کار خارق العاده با ادعاى او هماهنگ باشد.
دو راه نخست عمومیت ندارد، در حالیکه راه سوم همگانى بوده و در طول تاریخ نبوت، بشر براى شناخت پیامبران از این راه استفاده کرده، و پیامبران نیز براى اثبات دعوى خود از آن بهره گرفته‏اند.
اصل دوم
میان معجزه و صدق دعوى نبوت، رابطه‏اى منطقى برقرار است. زیرا اگر آورنده معجزه در ادعاى خود راستگو باشد، طبعا مطلب ثابت مى‏شود; و اگر فرض کنیم در ادعاى خود دروغگوست‏باشد بر خداوند حکیم، که به هدایت‏بندگان خود علاقمند مى‏باشد، شایسته نیست که چنین قدرتى را در اختیار او قرار دهد. چون مردم با مشاهده این قدرت خارق العاده به او ایمان مى‏آورند و به سخنان او عمل مى‏کنند. در نتیجه هرگاه او در ادعاى خود دروغگو باشد، آنان را گمراه مى‏کند، و این امر با عدل و حکمت الهى منافات دارد. این مسئله یکى از متفرعات قاعده حسن و قبح عقلى است که قبلا درباره آن بحث‏شد.
اصل سوم
انجام کار خارق العاده که همراه و هماهنگ با دعوى نبوت باشد، «معجزه‏» نام دارد، ولى اگر کار خارق العاده از بنده صالح خدا سر بزند که مدعى نبوت نباشد، «کرامت‏» نامیده مى‏شود. گواه این امر که بندگان صالح خدا (از غیر پیامبران) نیز مى‏توانند مبدء کارهاى خارق العاده شوند، یکى نزول مائده آسمانى براى حضرت مریم، و دیگرى انتقال تخت ملکه سبا در یک لحظه از یمن به فلسطین توسط فردى برجسته از یاران حضرت سلیمان (آصف بن برخیا) مى‏باشد که قرآن از هر دوى آنها خبر داده است. درباره مریم مى‏فرماید: ‹‹کلما دخل علیها زکریا المحراب وجدعندها رزقا…›› (آل عمران/۳۷): هر وقت که زکریا وارد محراب او مى‏شد پیش او خوردنى مى‏یافت مى‏گفت اى مریم اینها براى تو از کجاست ؟! مریم مى‏گفت از جانب خدا.
در باره ماجراى تخت‏بلقیس نیز مى‏فرماید: ‹‹و قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک›› (نمل/۴۰):آن کس که نزد او دانشى از کتاب بود، گفت من آن را پیش از آنکه چشم بر هم زنى نزد تو مى‏آورم.
اصل چهارم
تفاوت معجزه با دیگر امور خارق العاده در امور زیر خلاصه مى‏شود:
الف – آموزش ناپذیرى: آورنده معجزه بدون سابقه هر نوع آموزش دست‏به اعجاز مى‏زند، در حالیکه انجام یافتن امور خارق العاده دیگر، نتیجه یک رشته آموزشها و تمرینهاست. موسى بن عمرانعلیه السلام پس از سپرى کردن دوران جوانى راهى مصر شد. در نیمه راه به نبوت و رسالت مبعوث گردید و خطاب آمد که اى موسى عصا را بیفکن.چون افکند ناگهان به صورت اژدها درآمد،به‏گونه‏اى که خود موسى وحشت کرد. نیز به موسى خطاب شد که دست‏خود را از بغل بیرون آر، چون برآورد، نورى از آن درخشش نمود که چشم را خیره مى‏ساخت. (۳)
ولى درباره ساحران عصر سلیمان یادآور مى‏شود: ‹‹یعلمون الناس السحر…فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء وزوجه›› (بقره/۱۰۲): شیاطین سحر را به مردم مى‏آموختند… و مردم نیز از آن دو ملک، مطالبى مى‏آموختند که به واسطه آن میان زن و شوهر جدایى مى‏انداختند.
ب – معارضه ناپذیرى: معجزه، از آنجا که از قدرت نامتناهى الهى سرچشمه مى‏گیرد، معارضه ناپذیر است، در حالیکه جادو و سحر و نظایر آن از قبیل کار مرتاضان چون از قدرت محدود بشر سرچشمه مى‏گیرد قابل معارضه و اتیان بمثل است.
ج – عدم محدودیت: معجزات پیامبران محدود به یک نوع یا دو نوع نبوده،و به قدرى مختلف و متنوع است که نمى‏توان در میان آنها قدر مشترکى یافت. مثلا انداختن عصا و تبدیل شدن آن به اژدها کجا، و دست از گریبان بیرون آوردن و درخشش آن کجا؟! نیز این دو معجزه کجا و جارى شدن چشمه‏هاى آب توسط زدن عصا به سنگ کجا؟! (۴) همچنین این سه معجزه کجا و زدن عصا به دریا و شکافتن آب دریا کجا؟! (۵)
درباره حضرت عیسى نیز مى‏خوانیم از گل،پرنده‏اى مى‏ساخت، سپس در آن مى‏دمید و به اذن خدا حیات مى‏یافت. افزون بر این عمل، با کشیدن دست‏بر روى نابینایان و بیماران مبتلا به پیسى، آنها را شفا مى‏بخشید. همچنین مردگان را زنده مى‏کرد و از اندوخته‏هاى داخل خانه‏ها خبر مى‏داد. (۶)
د – اصولا آورندگان معجزه یا کرامت‏با کسان دیگرى چون ساحران که دست‏به کارهاى خارق العاده مى‏زنند،هم از نظر هدف، و هم از حیث روحیات متمایزند. گروه نخست اهداف والایى را تعقیب مى‏کنند، در حالیکه گروه دوم اهداف دنیوى دارند; و طبعا روحیات آنها نیز با هم متفاوت است.
پى‏نوشت‏ها:
۱٫ سوره صف/۶٫
۲٫ پوینده این راه قیصر، پادشاه روم بود، تاریخ طبرى‏3/240، حوادث سال ششم هجرت.
۳٫ قصص/۳۲-۳۱٫
۴٫ بقره/۶۰٫
۵٫ شعراء /۶۳٫
۶٫ آل عمران /۴۲٫
منشور عقاید امامیه صفحه ۱۰۳
وحى ونبوت در سه اصل
اصل اول
در اصل پیش، طرق شناخت پیامبر واقعى از مدعیان دروغین آن بیان گردید. اینک باید راه ارتباط پیامبر با عالم غیب را که «وحى‏» است‏بررسى کنیم.
«وحى‏»، که مهمترین راه ارتباط پیامبران با عالم غیب است، مولود غریزه یا عقل بشرى نیست، بلکه آگاهى ویژه‏اى است که خدا آن را در اختیار پیامبران قرار داده است، تا پیامهاى الهى را به بشر برسانند. قرآن وحى را چنین وصف مى‏کند:‹‹نزل به الروح الامین ×على قلبک›› (شعراء/۹۳-۹۴): این قرآن را روح الامین(فرشته وحى) بر قلب تو فرود آورده است. این آیه ناظر به این است که آگاهى پیامبر از پیامهاى الهى، نتیجه به‏کارگیرى امورى همچون حواس ظاهرى و نظایر آن نیست، بلکه فرشته وحى آن را بر قلب پیامبر فرود مى‏آورد. (۱)
بنابراین نمى‏توان حقیقت پیچیده وحى را با مقیاسهاى عادى تبیین کرد. در حقیقت، نزول وحى یکى از مظاهر غیب است که باید به آن ایمان آورد، هرچند حقیقت آن براى ما روشن نباشد. چنانکه مى‏فرماید:‹‹الذین یؤمنون بالغیب›› (بقره/۲).
اصل دوم
کسانى که مى‏خواهند هر چیز را با مقیاسهاى مادى و ابزار حسى بسنجند و حقایق غیبى را در قوالب حسى محصور کنند، وحى الهى را به صورتهاى گوناگون توجیه کرده‏اند، که همه آنها از نظر ما باطل است. ذیلا به نقل و نقد این گونه توجیهات مى‏پردازیم.
الف – گروهى از نویسندگان، پیامبران را از نوابغ بشر دانسته و وحى را محصول تفکر و اعمال حواس باطنى آنان پنداشته‏اند. به پندار این گروه،حقیقت روح الامین، روح و نفس پاک این دسته از نوابغ، و کتاب آسمانى نیز همان افکار بلند و والاى آنهاست.
این گونه تفسیر از وحى، نشانه خودباختگى در مقابل دانش تجربى جدید است که تنها به روشهاى حسى اعتماد دارد. مشکل مهم این نظریه آن است که با سخنان پیامبران الهى منافات دارد، زیرا آنان پیوسته اعلان مى‏کردند که آنچه براى بشر آورده‏اند جز وحى الهى چیزى یست‏بنابر این اساس، لازمه تفسیر فوق این است که پیامبران افرادى دروغگو باشند، و این با مقام والا و راستى و درستى آنان که تاریخ از آن خبر داده است، سازگار نیست.
به دیگر سخن: مصلحان دوگونه‏اند: مصلحانى که برنامه خود را به خدا نسبت داده‏اند، و مصلحانى که برنامه خود را زاییده افکار خویش معرفى مى‏کنند، و چه بسا هر دو گروه نیز دلسوز و خیرخواه باشند. بنابر این نمى‏توان این دو صنف مصلح را یکى دانست.
ب – گروهى دیگر، به همان انگیزه که در نظریه پیشین بیان شد، وحى را نتیجه تجلى حالات روحى پیامبر مى‏دانند. به ادعاى اینان، پیامبر به علت ایمان استوارى که به خدا دارد، در سایه عبادت بسیار خویش، به مرتبه‏اى مى‏رسد که یک رشته حقایق عالى را در درون خود مى‏یابد، و تصور مى‏کند که از جهان غیب بر او القا شده است، در حالیکه دریافتهاى مزبور مبدء و سرچشمه‏اى جز نفس او ندارد. صاحبان این نظریه اظهار مى‏دارند که ما در راستگویى پیامبران شک نداریم و معتقدیم که آنان حقیقتا یک رشته حقایق برین را مشاهده مى‏کنند، ولى سخن در منشا این حقایق عالى است،پیامبران تصور مى‏کنند این حقایق از عالم بیرون و جهان غیب به آنان القا شده است، در حالیکه سرچشمه آن همان نفس آنان است. (۲)
این نظریه، سخن جدیدى نیست، بلکه ارائه یکى از نظریات دوران جاهلیت درباره وحى، منتها با پوششى جدید است. حاصل این نظریه آن است که وحى نتیجه تخیل پیامبران و فرو رفتن آنان در خویشتن است،و آنان از کثرت تفکر درباره خدا و عبادت و اندیشه اصلاح بشر، ناگهان حقایقى را در برابر خود مجسم مى‏بینند و گمان مى‏کنند که از عالم غیب بر آنان القا مى‏شود، و این به نحوى همان تصور عرب جاهلى درباره وحى است که مى‏گفتند: ‹‹اضغاث احلام›› (انبیاء/۵): یعنى وحى افکار آشفته‏اى است که پیامبر مى‏بیند.
قرآن در آیات دیگر این نظریه را بشدت رد کرده و مى‏گوید: اینکه پیامبر مدعى دیدن فرشته وحى است راستگوست، نه قلب او خطا کرده و نه چشمش، چنانکه مى‏فرماید: ‹‹ما کذب الفؤاد ما راى››. نیز مى‏فرماید: ‹‹ما زاغ البصر و ما طغى›› (نجم ۱۱و۱۷): دل آنچه را که چشم دید، تکذیب نکرد و هرگز دیدگان او لغزش نیافت و خطا نرفت. یعنى واقعا فرشته وحى را دید، هم با دید ظاهر و هم با دید باطن.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد