خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


خدا واقعیت مطلق و مبدأ هستی

امتیاز به این مطلب!

369 views

بازدید

انسان موجودی واقعیت گر است . نوزاد انسان از ساعت اول زندگی که در جستجوی پستان مادر است ، پستان مادر را به عنوان یک واقعیت جستجو می کند . تدریجاً که جسم و ذهن کودک رشد می کند به آنجا می رسد که میان خود و اشیاء تفکیک می کند ؛ اشیائ را به عنوان اموری بیرون از خود و جدا از خود می نگرد . با اینکه رابط او و اشیاء یک سلسله اندیشه است و او از اندیشه به عنوان یک وسیله ، یک رابطه عمل ، استفاده می کند و می داند واقعیت اشیاء غیر از اندیشه هایی است که او در ذهن خویش دارد .
واقعیتهایی که انسان از راه حواس خود درک می کند که مجموع آنها را جهان می نامیم ، اموری هستند که خصوصیاتی ذیل از آنها جداناشدنی است .

۱
محدودیت :
موجودات محسوس و مشهود ما ، از کوچکترین « ذره » تا بزرگترین « ستاره » ، محدودند ، یعنی به یک قطعه مکان خاص و به یک فاصله زمان خاص ، اختصاص دارند ؛ در خارج آن قطعه از مکان یا آن امتداد از زمان ، وجود ندارند .
بعضی از موجودات ، مکان بزرگتر و یا زمان طولانی تری را اشغال می کنند و بعضی مکان کوچکتر و زمان کوتاه تری را ، اما بالأخره همه محدودند به بخشی از مکان وب ه قدری از زمان .
۲
تغییر :
موجودات جهان همه متغیر و متحول و ناپایدارند . هیچ موجودی در جهان محسوس به یک حال باقی نمی ماند ، یا در حال رشد و تکامل است و یا در حال فرسودگی و انحطاط . یک موجود مادی محسوس ، در تمام دوره هستی خود یک دوره مبادله مستمر را در متن واقعیت خود طی می کند ، یا می گیرد و یا می دهد ، و یا هم می گیرد و هم می دهد ؛ یعنی یا چیزی از واقعیت اشیاء دیگر را می گیرد و جزء واقعیت خود می سازد و یا چیزی از واقعیت خود را تحویل بیرون می دهد و یا هر دو کار را انجام می دهد ، و به هر حال هیچ موجود مادی ثابت و یکنواخت باقی نمی ماند . این خاصیت نیز شامل عموم موجودات این جهان می باشد .

۳
وابستگی :
از جمله ویژگیهای این موجودات وابستگی است . به هر موجودی که می نگریم آن را « وابسته » و « مشروط » می یابیم ؛ یعنی وجودش وابسته و مشروط به وجود یک یا چند چیز دیگر است ، بطوریکه اگر آن موجودات دیگر نباشند ، این موجود هم نخواهد بود . هرگاه در متن واقعیت این موجودات دقت کنیم ، آنها را توأم با « اگر » و یا « اگرها » ی زیادی می بینیم . در میان محسوسات ، موجودی نمی یابیم که بلاشرط و به طور مطلق ( رها از قید وجودات دیگر که بود و نبود سایر موجودات برایش یکسان باشد ) بتواند موجود باشد . همه وجودهایی « مشروط » می باشند ؛ یعنی هر کدام بر تقدیر وجود یک شی ء دیگر موجود می باشند و آن دیگری نیز به نوبه خود بر تقدیر وجود یک موجود دیگر و همین طور …

۴
نیازمندی :
موجودات محسوس و مشهود ما به دلیل وابستگی و مشروط بودن نیازمندند . نیازمند به چه ؟ به همه شرایط بیشماری که به آن شرایط وابسته هستند و همچنین هر یک از آن شرایط نیز به نوبه‌خود نیازمند به یک سلسله شرایط دیگر می باشد . در همه موجودات محسوس موجودی نتوان یافت که « به خود » باشد ؛ یعنی از غیر خود بی نیاز باشد و با فرض نیست شدن غیر خود ، بتواند موجود بماند . این است که فقر ، احتیاج و نیازمندی سراسر این موجودات را فرا گرفته است .

۵
نسبیت :
موجودات محسوس و مشهود ، چه از نظر اصل هستی و چه از نظر کمالات هستی ، موجوداتی نسبی می باشند ؛ یعنی اگر فی المثل آنها را به بزرگی و عظمت یا به توانایی و قدرت و یا به جمال و زیبایی و یا به سابقه و قدمت و حتی به هستی و « بود » توصیف کنیم ، از جنبه مقایسه با اشیاء دیگر است . مثلاً اگر می گوییم خورشید بزرگ است ، یعنی نسبت به ما و زمین ما و ستارگانی که جزء منظومه خورشیدی ما هستند ، بزرگ است . اما همین خورشید نسبت به برخی ستارگان کوچک است . و اگر می گوییم قدرت فلان کشتی یا فلان حیوان زیاد است ، یعنی با مقایسه با قدرت انسان یا ضعیف تر از انسان . همچنین جمال و زیبایی و علم و دانایی ، حتی هستی و بود یک چیز ، نسبت به هستی و بود دیگر ، « نمود » است . هر هستی و هر کمال و هر دانایی و هر جمال و هر قدرت و عظمت و هر جلالی را که در نظر بگیریم نسبت به پایین تر از خود است ، اما بالاتر از آن هم می توان فرض کرد و نسبت به آن بالاتر ، همه این صفات تبدیل به ضد خود می شود ، یعنی نسبت به بالاتر بود ، نمود و کمال ، نقص و دانایی ، جهل و جمال ، زشتی و عظمت و جلال ، حقارت می شود .
نیروی عقل و اندیشه انسان که بر خلاف حواس ، تنها به ظواهر قناعت نمی کند و شعاع خویش را تا درون سراپرده هستی نفوذ می دهد ، حکم می کند که هستی نمی تواند منحصر و محدود به این امور محدود و متغیر و نسبی و مشروط و نیازمند بوده باشد .
این سراپرده هستی که در مقابل خویش می بینیم در مجموع به خود ایستاده است و تکیه به خویشتن دارد . ناچار حقیقت نامحدود و پایدار و مطلق و غیر مشروط و بی نیاز که تکیه گاه همه هستیها می باشد و در همه ظروف و همه زمانها حضور دارد ، موجود است و گرنه سراپرده هستی نمی توانست روی پای خود بایستد ؛ یعنی اساساً سراپرده هستی در کار نبود ، عدم و نیستی محض در کار بود .
قرآن کریم خداوند را با صفاتی از قبیل « قیوم » ، و « غنی » ، « صمد » یاد می کند و به این وسیله یادآوری می کند که سراپرده هستی نیازمند به حقیقتی است که « قائم » به آن حقیقت باشد . آن حقیقت ، تکیه گاه و نگهدارنده‌ همه چیزهای محدود نسبی و مشروط است . او بی نیاز است ، زیرا همه چیز دیگر نیازمند است . او « پر » و کامل ( صمد ) است ، زیرا همه چیز دیگر غیر از او از دورن خالی است و نیازمند به حقیقتی است که درون او را از هستی « پر » کند .
قرآن کریم موجودات محسوس و مشهود را « آیات » ( نشانه ها ) می نامد ؛ یعنی هر موجودی به نوبه خود نشانه ای از هستی نامحدود و از علم ، قدرت ، حیات و مشیت الهی می باشد . از نظر قرآن مجید سراسر طبیعت مانند کتابی است که از طرف مؤلفی دانا و حیکم تألیف شده است و هر سطر بلکه هر کلمه اش نشانه ای از دانایی و حکمت بی منتهای مولف خود دارد . از نظر قرآن هر اندازه بشر با نیروی علم ، به شناخت اشیاء نائل گردد ، بیش از پیش به آثار قدرت و حکمت و عنایت و رحمت الهی واقف می گردد .
هر علمی از علوم طبیعت درعین اینکه از یک نظر طبیعت شناسی است ، از دیده ای دیگر و با نظری عمیق تر ، خداشناسی است .
برای آنکه با منطق قرآن درباره طبیعت شناسی به منظور خداشناسی آشنا شویم ، به عنوان نمونه یک آیه از آیات بسیار قرآن را در این زمینه ذکر می کنیم :

همانا در آفرینش آسمانها و زمین ، آمد و شد ( گردش ) شب و روز ، کشتیهایی که به سود بشر دریا را طی می کنند ، آبی که خدا از بالا فرود می آورد و بدین وسیله زمین مرده را از نو جان می دهد و انواع جاندارها را در روی زمین می پراکند ، چرخش بادها و ابر که میان زمین و آ‎سمان به کار گماشته شده است ، نشانه هایی بر وجود خداوند برای مردمی که تعقل و تفکر می کنند وجود دارد .
در آین آیه کریمه و به جهان شناسی به طور عموم ، به صنعت کشتیرانی ، به جهانگردی و منافع اقتصادی آن ، به علم کائنات جو ، به منشأ و ریشه باد و باران و حرکت ابرها و به زیست شناسی و شناخت جانداران دعوت می کند و تدبر در فلسفه های این علوم را موجب خداشناسی می داند .
صفات خدا
قرآن کریم می گوید خداوند به همه صفات کمال متصف است : «             » نیکوترین نامها و بالاترین اوصاف از آن اوست ، «                   » صفات والا در سراسر هستی خاص اوست ؛ از این رو خداوند حی است ، قادر است ، علیم است ، مرید است ، رحیم است ، هادی است ، خالق است ، حیکم است ، غفور است ، عادل است و بالأخره هیچ صفت کمالی نیست که در او نباشد .
از طرف دیگر جسم نیست ، مرکب نیست ، میرنده نیست ، عاجز نیست ، مجبور نیست ، ظالم نیست .
دسته اول که صفات کمالی است و خداوند به آنها متصف است « صفات ثبوتیه » نامیده می شود و دسته دوم که از نقض و کاستی ناشی می شود و خداوند از اتصاف به آنها منزه است « صفات سلبیه » نامیده می شود .
ما خدا را ، هم « ثنا » می گوییم و هم « تسبیح » می کنیم . آنگاه که او را ثنا می گوییم ، اسماء حسنی و صفات کمالیه او را یاد می کنیم و آنگاه که او را تسبیح می گوییم ، او را از آنچه لایق او نیست منزه و مبرا می شماریم و در هر دو صورت ، معرفت او را برای خودمان تثبیت می کنیم و به این وسیله خود را بالا می بریم .

یگانگی خدا
خداوند متعال مثل و مانند و شریک ندارد . اساساً محال است که خداوند مثل و مانند داشته باشد و در نتیجه به جای یک خدا ، دو خدا یا بیشتر داشته باشیم ؛ زیرا دو تا سه تا و یا بیشتر بودن ، از خواص مخصوص موجودات محدود نسبی است ؛ درباره موجود نامحدود و مطلق ، تعدد و کثرت معنی ندارد. مثلاً ما می توانیم یک فرزند داشته باشیم و هم می توانیم دو فرزند یا بیشتر داشته باشیم ؛ می توانیم یک دوست داشته باشیم و هم می توانیم دو دوست و یا بیشتر داشته باشیم . زیرا فرزند و یا دوست ، هر کدام یک موجود محدود است و موجود محدود می تواند در مرتبه خود مثل و مانندی داشته باشد و در نتیجه تعدد و کثرت بپذیرد ؛ اما موجود نامحدود ، تعدد پذیر نیست . مثال ذیل هر چند از یک نظر کافی نیست ولی برای توضیح مطلب مفید است .
درباره ابعاد جهان مادی و محسوس ، یعنی جهان اجسام که مشهود و ملموس ماست ، دانشمندان دو گونه نظر داده اند : برخی مدعی هستند که ابعاد جهان نامحدود است ، یعنی این جهان محسوس به جایی می رسد که در آنجا دیگر تمام می شود ؛ ولی برخی دیگر مدعی هستند که ابعاد جهان مادی ، نامحدود است و از هیچ طرف پایان نمی پذیرد ؛ جهان ماده ، اول و آخر و وسط ندارد . اگر ما جهان ماده و جسم را محدود بدانیم یک پرسش برای ما مطرح می شود و آن اینکه : آیا جهان مادی جسمانی یک است یا بیشتر ؟ ولی اگر جهان نامحدود باشد ، دیگر فرض جهان جسمانی دیگر غیر این جهان نامعقول است ؛ هرچه را که جهان دیگر فرض کنیم عین این جهان یا جزئی از این جهان است .
این مثال مربوط است به جهان اجسام و وجودهای جسمانی که محدود و مشروط و مخلوق آفریده شده اند و هیچ کدام واقعیت شان ، واقعیت مطلق و مستقل و قائم بالذات نیست . جهان مادی در عین اینکه از نظر ابعاد نامحدود است ، از نظر واقعیت محدود است و چون بنا به فرض از نظر ابعاد نامحدود است ، دوم برایش فرض نمی شود .
خداوند متعال وجود نامحدود و واقعیت مطلق است و بر همه اشیاء احاطه دارد و هیچ مکان و زمانی از او خالی نیست و از رگ گردن ما به ما نزدیکتر است ؛ پس محال است که مثل و مانندی داشته باشد ، بلکه مثل و مانند برایش فرض هم نمی شود .
بعلاوه ما آثار عنایت و تدبیر و حکمت او رادر همه موجودات می بینیم و در سراسر جهان ، یک اراده واحد و مشیت واحد و نظم واحد مشاهده می کنیم و این خود نشان می دهد که جهان ما یک کانونی است نه دو کانونی و چند کانونی .
گذشته از اینها اگر دو خدا و یا بیشتر می بود ، الزاماً دو اراده و دو مشیت و یا بیشتر دخالت داشت و همه‌ آن مشیتها به نسبت واحد در کارها مؤثر می بود و هر موجودی که می بایست موجود باشد ، باید درآن واحد دو موجود باشد تا بتواند به دو کانون منتسب باشد و باز هر یک از آن دو موجود نیز به نوبه خود دو موجود باشند و در نتیجه هیچ موجودی پدید نیاید و جهان نیست و نابود باشد . این است که قرآن کریم می گوید :

اگر خدایان متعدد غیر از ذات احدیت وجود می داشت آسمان و زمین تباه شده بودند .

عبادت و پرستش
شناخت خدای یگانه به عنوان کاملترین ذات با کاملترین صفات ، منزه از هر گونه نقص و کاستی ، و شناخت رابطه او با جهان که آفرینندگی و نگهداری و فیاضیت ، عطوفت و رحمانیت است ، عکس العملی در ما ایجاد می کند که از آن به « پرستش » تعبیر می شود.
پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگزارانه است که انسان با خدای خود برقرار می کند . این نوع رابطه را انسان تنها با خدای خود می تواند برقرار کند و تنها در مورد خداوند صادق است ؛ در مورد غیر خدا نه صادق است نه جایز . شناخت خداوند به عنوان یگانه مبدأ هستی و یگانه صاحب و خداوند گار همه چیز ، ایجاب می کند که هیچ مخلوقی را در مقام پرستش شریک او نسازیم .
قرآن کریم تأکید و اصراز زیاد دارد بر اینکه عبادت و پرستش باید مخصوص خدا باشد ؛ هیچ گناهی مانند شرک به خدا نیست .
اکنون ببینیم پرستش یا عبادت که مخصوص خداست و انسان نباید این رابطه را جز با خداوند با هیچ موجود دیگری برقرار کند ، چیست و چگونه رابطه ای است .

تعریف پرستش
برای اینکه مفهوم و معنی پرستش روشن شود و تعریف صحیحی بتوانیم از آن به دست دهیم لازم است دو مقدمه ذکر کنیم :
۱٫ پرستش یا قولی است یا عملی . پرستش قولی عبارت است از یک سلسله جمله ها و اذکار که به زبان می گوییم ، مانند قرائت حمد و سوره و اذکاری که در رکوع و سجود و تشهد نماز می گوییم و ذکر لبیک که در حج می گوییم . پرستش عملی مانند قیام و رکوع و سجود در نماز یا وقوف عرفات و مشعر و طواف در حج . غالباً عبادتها ، هم مشتمل است بر جزء قولی و هم بر جزء عملی ، مانند نماز و حج ، که هم بر جزء قولی مشتمل اند و هم بر جزء عملی .
۲٫  اعمال انسان بر دو نوع است :
بعضی از اعمال خالی از منظور خاص است و به عنوان علامت یک چیز دیگر صورت نمی گیرد ، بلکه صرفاً به خاطر اثر طبیعی و تکوینی خودش صورت می گیرد. مثلاً یک کشاورز از آن جهت یک سلسله کارهای مربوط به کشاورزی را انجام می دهد که اثر طبیعی آن کارها را بگیرد. کشاورز کازهای کشاورزی را به عنوان سمبل و علامت و به عنوان ابراز یک سلسله مقصودها و احساسها انجام نمی دهد . همچنین یک خیاط در کارهای خیاطی . ما که ازمنزل به طرف مدرسه حرکت می کنیم از حرکت خود جز رسیدن به مدرسه نظری نداریم . نمی خواهیم با این کار خود یک منظور دیگر ابراز کرده باشیم .
ولی برخی از کارها را به عنوان علامت یک سلسله مقصودها و ابراز نوعی احساسات انجام می دهیم ، مانند اینکه به علامت تصدیق سرخود را رو به پایین می آوریم و به علامت فروتنی ، دم در می نشینیم و به علامت تعظیم و تکریم شخص دیگر خم می شویم.
بیشترین کارهای انسان از نوع اول است و کمترین آن از نوع دوم ؛ ولی به هر حال قسمتی از کارهای انسان از این نوع است که کاری برای ابراز مقصودی و نشان دادن احساسی صورت می گیرد . این نوع کار در حکم کلمات و الفاظ و لغات مستعمل و رایج است که برای افاده یک منظور و ابراز یک نیت به کار می رود .
اکنون که این دو مقدمه دانسته شد می گوییم پرستش ، چه قولی و چه عملی ، یک کار « معنی دار » است . انسان با اقوال عابدانه خویش حقیقت بلکه حقایقی را ابراز می دارد و با اعمال عابدانه خود ، از قبیل رکوع و سجود و وقوف و طواف و امساک ، همان را می خواهد بگوید که با اذکار قولی خود می گوید .

روح عبادت و پرستش
آنچه انسان در عبادت قولی و عملی خود ابراز می دارد چند چیز است :
۱٫  ثنا و ستایش خدا به صفات و اوصافی که مخصوص خداست ؛ یعنی اوصافی که مفهومش کمال مطلق است ، مثلاً علم مطلق ، قدرت مطلقه ، اراده مطلقه . معنی کمال مطلق و علم مطلق و قدرت و اراده مطلقه این است که محدود و مشروط به چیزی نیست و مستلزم بی نیازی خداوند است .
۲٫  تسبیح و تنزیه خدا از هر گونه نقص و کاستی از قبیل فنا ، محدودیت ، نادانی ، بخل ، ستم و امثال اینها .
۳٫  سپاس و شکر خدا به عنوان منشأ اصلی خیرها و نعمتها و اینکه نعمتهای ما همه و همه از اوست و غیر او وسیله هایی است که او قرارداده است .
۴٫  ابراز تسلیم محض و اطاعت محض در برابر او و اقرار به اینکه او بلاشرط مطاع است و استحقاق اطاعت و تسلیم دارد . او از آن جهت که خداست شایسته فرمان دادن است و ما از آن جهت که بنده هستیم . شایسته اطاعت و تسلیم در برابر او .
۵٫  او در هیچ یک از مسائل بالا شریک ندارد . جز او کامل مطلق نیست ؛ جز او هیچ ذاتی منزه از نقص نیست ؛ جز او کسی منعم اصلی و منشاأ تاصلی نعمتها که همه سپاسها به او برگردد نیست ؛ جز او هیچ موجودی استحقاق مطاع محض بودن و تسلیم محض در برابر او شدن را ندارد . هر اطاعتی مانند اطاعت پیامبر و امام و حاکم شرعی اسلامی و پدر و مادر یا معلم باید به اطاعت از او ورضای او منتهی شود و گجرنه جایز نیست .
این است عکس العملی که شایسته یک بنده در مقابل خدای بزرگ است و جز در مورد خدای یگانه در مخورد هیچ موجودی دیگر نه صادق است نه جایز .   

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد