خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

حضرت رسول اکرم(ص)

امتیاز به این مطلب!

193 views

بازدید

اسم آن بزرگوار محمد و کنیه مشهور او ابوالقاسم و لقب مشهور او احمد و مصطفی است. عمر آن بزرگوار شصت و سه سال است. در صبح روز جمعه هفدهم ربیع الأول سنه عام الفیل متولد شد ـ سالی که پروردگار عالم به وسیله پرستوها خانه خود را حفظ فرمود و اصحاب فیل را که به قصد خرابی خانه خدا آمده بودند، نابود کرد ـ و شهادت آن حضرت، بر اثر مسمومیت به دست زنی یهودی، در ۲۸ صفر سال یازدهم هجرت واقع شد. بیست و پنج ساله بود که با حضرت خدیجه، آن بانویی که باید گفت حق عظیمی به گردن اسلام و مسلمانان دارد، ازدواج نمود. چهل ساله بود که در شب ۲۷ رجب المرجب سال چهل از عام الفیل، مبعوث به رسالت شد. سیزده سال در مکه با مصیبتهای کمرشکن، اسلام را تبلیغ کرد و بالاخره چون کفار قریش مانع از پیشرفت اسلام شدند به مدینه هجرت فرمود و آن سال مبدأ تاریخ مسلمانان شد. ده سال در مدینه بود و توانست در آن مدّت، رسالت خود را به دنیا ابلاغ کند. 
پدر آن بزرگوار عبدالله بن عبدالمطلب از بزرگان عرب بود و به شهادت کتب تاریخ، بزرگواری مثل او در عرب کم دیده شده است. پیامبر اکرم هنوز متولّد نشده بودند که حضرت عبدالله در مدینه، هنگامی که از شام برمی گشت فوت شد و همانجا مدفون گشت. بعد از این واقعه، حضرت عبدالمطلب جد آن بزرگوار کفالت پیامبر را به عهده گرفت و چون آن حضرت به دنیا آمد برای او دایه ای تهیه کرد ـ که در میان عرب به نام حلیمه سعدیّه مشهور بود. در افتخار آن زن همین مقدار بس که پیامبر گرامی مفتخر به فرزندی او بودند ـ حلیمه بعد از شش سال حضرت را به مادر برگردانید و حضرت رسول همراه با مادر برای زیارت قبر عبدالله به مدینه رفت. اما در مراجعت مادر را نیز از دست داد و ام ایمن که زن صالحه ای بود حضرت را به جدش عبدالمطلب رسانید.
آن حضرت هشت ساله بود که عبدالمطلب را از دست داد ولی پدری چون عموی بزرگوارش و مادری چون فاطمه بنت اسد متکفل آن حضرت شدند. بنابراین حضرت رسول صلی الله علیه وآله اگرچه پدر و مادر را از دست داد ولی عقده یتیمی پیدا نکرد ـ سرپرستی نظیر عبدالمطلب، ابوطالب و فاطمه بنت اسد داشت ـ ولی مشهود است که حضرت، ملالت بی پدری و بی مادری را دیده است.
قرآن شریف به همین نکته اشاره دارد آنجا که می فرماید:
اَلَمْ یَجْدِکَ یَتیماً فآوی وَ وَجَدَکَ ضالاً فَهَدَی. وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَاَغْنَی[۱].
«آیا تو را یتیم نیافت، و پس پناهت داد، و تو را سردرگم نیافت، پس هدایتت کرد، و تو را گرانبار نیافت پس بی نیازت کرد؟»بنابراین گرچه رسول اکرم، یتیم، ناشناس و فقیر بود، ولی این تأثیری در شخصیت بزرگوار ایشان نداشت. چون پروردگار عالم او را نزد کسی مثل ابی طالب جای داد و او را با ثروت آن بانوی عزیزی که موقع ازدواج گفت: ثروت من ثروت تو و خودم هم کنیز تو هستیم، بی نیاز گردانید. مادر آن بزرگوار، حضرت آمنه ـ دختر وهب از خانواده ای فوق العاده محترم ـ بود. در شرافت این زن همین کافی است که می تواند مادری برای رسول اکرم باشد. شرافت، کرامت و صفات عالیه رسول اکرم و معجزات او چنان فراوان است که کتابها درباره آن بزرگوار نوشته شده است. چون مبنای این نوشته بر اختصار است ما به یک معجزه که هنگام تولد آن حضرت روی داد، و به مطلب دیگری از قرآن که در مورد ایشان است اشاره می کنیم و سپس بطور اختصار به تفسیر القابی که برای حضرت گفته شده می پردازیم و در خاتمه، سخنی راجع به خاتمیت آن حضرت خواهیم داشت. مورخین نوشته اند که روز تولّد آن بزرگوار دگرگونیهایی در جهان رخ داد: طاق قصر کسری شکاف خورد و کنگره های آن فرو ریخت؛ دریاچه ساوه خشک شد؛ آتشکده فارس که چندین سال روشن بود خاموش شد؛ همه پادشاهان جهان در آن روز حیران، سرگردان و گنگ بودند؛ همه بتها بر روی یکدیگر فرو ریختند و سحر ساحران در آن روز بی اثر بود. کلمه لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ در جهان طنین انداز شد و چون به دنیا آمد از نور وجودش عالم منور شد. گفت لا اله الا الله و جهان با  او گفت: لاَ اِلهَ اِلاَّ الله.
قرآن شریف درباره رسول اکرم چنین می فرماید:
وکذلک جعلناکم امه وسطاً لتکونوا شهداء علی النّاس ویکون الرسول علیکم شهیداً[۲] .
«و بدینسان شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه باشد.» این آیه شریفه دو معنی دارد: ظاهر آن که همه آن را درک می کنند این است که امت اسلامی سرمشق جامعه بشریت قرار داده شده است تا جامعه از آنان پیروی نماید، و رسول گرامی نیز سرمش امّت اسلامی است. اما معنایی دقیقتر نیز دارد که ائمه طاهرین علیهم السلام استفاده نموده اند، و مفسرین شیعه مخصوصاً استاد بزرگوارمان علامه طباطبایی بحث مفصلی به پیروی از روایات در آن نموده اند. و آن معنی این است که امّت اسلامی در روز قیامت شاهد اعمال هستند و چون همه امّت اسلامی لایق این عمل نیستند، امر منحصر می شود به ائمه طاهرین. روایات فراوانی از سنی و شیعه در دست است که آیه شریفه به معنی دوم تفسیر شده است.
خلاصه کلام آیه شریفه چنین است که پروردگار عالم ائمه طاهرین را آفریده تا آنان شاهد اعمال در روز قیامت باشند، و رسول اکرم را شاهد بر اعمال آنان قرار داده است. و چون شاهد باید در این دنیا بر همه اشراف داشته باشد تا بتواند در روز قیامت شهادت دهد. اگر در این دنیا مسائل را ندیده باشد معنی ندارد که در آخرت شاهد باشد. بنابراین باید برای ائمه طاهرین، احاطه وجودی بر عالم هستی باشد تا اطلاع و إشراف بر اعمال پیدا کنند. حتی باید این إشراف بر اسرار نیز وجود داشته باشد تا بتوانند روز قیامت کیفیت اعمال را نیز شاهد باشند. این همان واسطه فیض است که در اصطلاح، ولایت تکوینی نامیده اند. از این جهت معنی آیه شریفه چنین می شود که ائمه طاهرین واسطه فیض برای این عالمند و پیامبر گرامی واسطه فیض برآنان. و این است معنی روایاتی که رسول گرامی را عقل کل، نور مطلق یا اول ما خلق الله نامیده است.
بحث در این باره مفصل است و این نوشته اقتضای چنین بحثی را ندارد. ما در کتاب «الامامه والولایه فی القرآن» بحث نسبتاً مفصلی در این باره نموده ایم که طالبین می توانند به آن کتاب مراجعه کنند. آنچه باید گفت این است که بسیاری از آیات و روایات دلالت بر این دارد که ائمه طاهرین، واسطه فیض این عالم هستند و این جهان به هر نعمتی که می رسد، چه نعمتهای ظاهری نظیر عقل، سلامتی، امنیت، روزی، و چه نعمتهای باطنی و معنوی نظر علم، قدرت، اسلام و غیره، بواسطه آن بزرگواران است و آنان احاطه عِلّی وجودی بر جهان هستی دارند. و پیامبر گرامی واسطه فیض برای ائمه طاهرین است و نعمتهای ظاهری و باطنی که به آنان ارزانی می شود به واسطه آن بزرگوار است، و او سعه وجودی علّی بر آنان دارد. این است معنی آیه شریفه وکذلک جعلناکم امهً وسطاً لتکونوا شهداء علی النّاس ویکون الرسول علیکم شهیداً. و این روایاتی که از ائمه اطهار علیه السلام آمده است که «ما هر چه می گوییم و هر چه داریم از رسول اکرم است و رسول اکرم آنچه گفته و آنچه دارد از خداوند متعال است» به همین معنی است.
برای رسول گرامی صلی الله علیه وآله القاب فراوانی نقل نموده اند ما برخی از آنها را یادآور می شویم و توضیح مختصری درباره آنها می دهیم.
از القاب آن بزرگوار احمد است که در قرآن به این لقب نام برده شده است. و از قرآن استنباط می شود که در انجیل هم به این لقب نامبرده شده است.
ومبشراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد[۳].
و حضرت عیسی فرمود بشارت می دهم به رسولی که بعد از من می آید و اسم او احمد است.
معنای احمد، ستایشگر است. و چون رسول اکرم خدای تعالی را ستایش می کرد یعنی حق حمد و حق شکر را بجای می آورد او را احمد گفته اند. در روایات می خوانیم چون به واسطه کثرت عبادت مورد اعتراض واقع می شد، می فرمود: اَلَمْ اَکُنْ عَبْداً شًکُوراً؟ آیا عبد شاکر نباشم؟
۲ ـ از القاب آن بزرگوار محمود است چنانچه اسم آن بزرگوار در قرآن محمّد است. و او را محمود و محمّد گفته اند چون همه صفات او قابل ستایش است. قرآن در این باره می فرماید: انک لعلی خلق عظیم[۴].
(و بدرستی که تو بر خویی عظیم هستی). همانا تو داری صفات کمالیه ای هستی که همه بزرگ و در منتهای کمال است.
ابن عربی می گوید: برای خدای متعال هزار اسم است، برای رسول اکرم صلی الله علیه وآله نیز هزار نام است، و بهترین اسماء او محمد و محمود و احمد است. محمّد به کسی می گویند که خصلتها و صفات کمالیه او فراوان است و هیچ کسی قبل از او محمد نامیده نشده است. این اسم از عالم ملکوت برای او انتخاب شد زیرا همه ملائکه، همه انبیا، همه ملتها او را حمد و ستایش می کرده و می کنند و همه بر او درود می فرستند.
۳ ـ از القاب آن بزرگوار امّی است، یعنی درس نخوانده چنانچه قرآن به آن اشاره دارد:
وما کنت تتلوا من قبله من کتابٍ ولا تخطّه بیمینک اذاً لارتاب المبطلون[۵].
«قبل از رسالت نمی خواندی و نمی نوشتی ـ سواد الفبا نداشتی ـ که اگر می توانستی بخوانی و بنویسی، ممکن بود شکی برای افراد مغرض پیش آید.
ولکن بعد از آنکه سواد نداشتی و چنین قرآنی آوردی جای شک برای احدی باقی نمانده است.» چنانچه در قبل گفته شد، این خود یکی از بزرگترین معجزات برای پیامبر گرامی (ص) است. کسی که همه می دانستند درس نخوانده است و سواد الفبا ندارد، کتابی آورده که دارای همه علوم انسانی است، با وصفی که این کتاب خود را کتاب هدایت معرفی می کند. هدایت به معنی ارائه طریق و نشان دادن راه هدایت، به معنی ایصال الی المطلوب، انسان را به مقصود و مطلب خود رساندن است. بدین جهت در بسیاری از آیات، براهین فلسفی را بطور مختصر و رسا به کار برده است. چه بسیار از آیاتی که چندین برهان در آن مندرج است. قرآن کتاب فقه نیست، ولی قوانینی دربر دارد که جامعه بشریت در مقابل آن سر فرود آورده است. آیا کسی می تواند قوانینی چون قوانین قرآن: قوانین عبادی، اجتماعی، سیاسی، معاملاتی، کیفری، جزایی بیاورد؟ قل لئن اجتمعت الانس والجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لایأتون بمثله ولو کان بعضهم لبعضٍ ظهیراً[۶].

۴ ـ از القاب آن بزرگوار، کریم است. این لقب از قرآن اخذ شده است: اِنَّهُ لَقَولُ رَسُولٍ کَرِیمٍ[۷]. و کرامت آن بزرگوار زبانزد خاص و عام است.
آن حضرت در مکه چنان مورد اذیّت کفار بود که او را سنگباران کردند. او به کوهها پناه می برد، ولی چون حضرت خدیجه و امیرالمؤمنین او را می یافتند، می شنیدند که زمزمه می کند:
اَللَّهُمَّ اَهْدِ قَومیِ فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُونَ. «ای خدا اینان را هدایت کن، که مردمی نادانند.»
روزی هم که با دوازده هزار لشگر مجهّز وارد مکه شد و شنید که یکی از یارانش می گوید «اَلْیَومَ یَوْمُ الْمَلْحَمَهِ،» یعنی: این روز، روز جنگ است؛ امیرالمؤمنین را فرستاد که او را گوشزد کندو در میان مردم بگوید: الیوم یوم المرحمه، یعنی این روز، روز رحمت، روز کرامت و روز عفو است.
۵ ـ از القاب آن بزرگوار، رحمت است که آن نیز از قرآن اخذ شده است. وما ارسلناک الا رحمه للعالمین[۸]. رأفت و رحمت ختمی مرتبت به حدّی است که قرآن شریف می فرماید:
فلعلَّک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا[۹].
«گویا تو خویش را از غصه می خواهی بکشی از این که کفار ایمان نمی آورند دریغ!»
از حالات پیامبر گرامی می توان درک کرد که غصه ها داشت، راز و نیازها داشت، صبرها داشت و رنجها برد.
لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ماعنتم حریص علیکم بالمؤمنین رئوف رحیم[۱۰].
«و رسولی از میان شما برای شما آمده است. گران است برای او سرکشی و لجاجت شما، مشتاق است بر شما که شاید بتواند شما را هدایت کند. و او نسبت به مؤمنان مهربان است.»
۶ ـ از القاب آن بزرگوار متوکّل است به این معنی که در امور به خدا اعتماد داشت نه به خود.
و از دعاهای آن بزرگوار است: اللهم لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابداً؛ یعنی: «ای خدا مرا یک آن به خویش نسپار».
می گویند دشمن در جنگی آن حضرت را تنها در خواب یافت. شمشیر برکشید و بالای سر او آمد. صدا زد و گفت: یا محمد چه کسی می تواند تو را از دست من نجات دهد؟ فرمود: خدا. این جمله به قدری کوبنده بود که آن کافر لرزید و هنگام پایین آوردن شمشیر، روی زمین افتاد. رسول گرامی برخاست و شمشیر را برداشت و بالای سر او رفت و فرمود: کی است که تو را از دست من نجات دهد؟
گفت کرم و آقایی تو. رسول گرامی او را بخشید. او اقدام به کارهای مهّم که موفقیت آن از نظر افکار عمومی کم بود می کرد و جز به خدا به کسی اعتماد نداشت. آن حضرت متوکل بود، خدا را داشت، از این جهت همه چیز داشت.
پیامبر (ص) اعتماد به خدا داشت نه به دنیا. رسول گرامی دنیا را پوچ می پنداشت. از آن حضرت نقل می کنند که فرموده است: «مثل این دنیا سایه درختی است که مسافر مقداری زیر آن استراحت کند.»
خلاصه سخن، او متوکل است به همه معانی توکل. اعتماد به خدا، نه اعتماد به خود، اعتماد به خدا، نه اعتماد به دیگران، اعتماد به خدا، نه اعتماد به دنیا.
۷ ـ از القاب آن بزرگوار امین است که این لقب را عرب قبل از بعثت به او داده بود. تاریخ نشان می دهد که پیامبر گرامی قبل از بعثت دارای صفات فوق العاده ای بوده است. عفّت رسول اکرم، صداقت او، کمک او به زیردستان، و مراعات آداب و رسوم نیکوی اجتماعی، مخصوصاً نظافت و امانتداری او در میان عرب مشهور است. حضرت ابی طالب می گوید: هیچوقت او را برهنه ندیدم. حتی گفته شده که کسی پیامبر گرامی (ص) را در حال قضای حاجت ندیده است.
در همان روز اول که دستور یافت آشکارا به اسلام دعوت کند، بزرگان قریش را جمع نمود تا آنان را به اسلام فرا خواند. اوّل چیزی که از آنان پرسید این بود که فرمود: من چگونه فردی در میان شما بوده ام؟ همه گفتند: تو را به صداقت و امانت می شناسیم.
عبدالله بن جزعان که پیرمردی فقیر بود، خانه می ساخت. رسول گرامی در آن هنگام هفت ساله بود. بچه ها را گرد می آورد و به عبدالله کمک می کرد تا خانه او ساخته شود. حتی خانه او را دارالنصره نام نهاد و افرادی را برای کمک به مظلومان تعیین کرد.
پیامبر گرامی مؤدب راه می رفت، مؤدب می نشست، مؤدب سخن می گفت. همیشه متبسّم بود چنانکه او را ضحوک می گفتند. کلام او شیرین، فصیح، و لطیف بود و هرگز دل کسی را آزرده نکرد. تا توان داشت با دیگران با لطف و مهربانی رفتار می کرد. اینها و نظیر آن چیزهایی است که از نظر تاریخ مسلم است.
۸ ـ از القاب آن بزرگوار عبدالله است. این لقب نیز از قرآن گرفته شده است.
سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الأقصی الّذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر[۱۱]!
«پاک و منزه است کسی که برد بنده خود را در شبی از مسجد الحرام به مسجد اقصی که اطراف آن را مبارک نموده ایم، برای اینکه آیات خود را به او بنمایانیم بدرستی که او شنوا و بیناست.»
باید گفت که این لقب بهترین القاب برای آن حضرت است. از این جهت در تشهد مقدم بر رسالت ذکر شده است. عبودیت مراتب دارد: مرتبه عالی آن مقام لقاء الله است که در قرآن مکرراً از آن یاد شده است. مقامی است عالی، مرتبه ای است که دل جز به خدا به چیزی و به کسی بستگی ندارد. لاتلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکر الله[۱۲] یعنی: تجارت و سوداگری آنها را از یاد خدا بازنمی دارد.»
مرتبه ای است که محبت خدا دل را پر کرده است. دل در این مرحله غمّ و همّی ندارد جز خدا. دل او از اطمینان، وقار، و آرامش پر شده است: الا بذکر الله تطمئن القلوب[۱۳] یعنی: «دلها به یاد خدا آرام گیرد.» دلهره و اضطراب خاطر و ترس ندارد. الا انَّ اولیاء الله لا خوف علیهم ولاهم یحزنون[۱۴] یعنی: «همانا که بر دوستان خدا ترس و بیمی نیست.» و پیامبر گرامی مرتبه عالی عبودیّت را دارا بوده است.
آن حضرت که از گناه معصوم بود و از ارتکاب گناه دیگران رنج می برد، از عبادت لذّت می برد. آنقدر عبادت کرد که پاهای مبارکش متورم شد آنگاه سوره طه نازل گردید از عبادت زیاد منع گردید.
۹ ـ از القاب آن بزرگوار مصطفی است و این لقب افتخار بزرگی است برای امّت اسلامی. چرا که به معنی برگزیده است و خداوند متعال پیامبر را از میان عالم هستی برگزیده است. چرا برنگزیند؟
مگر او دارای ابعاد مختلف نبود؟ مگر مقام جمع الجمعی نداشت؟ آنجا که جای رأفت، رحمت، عفو، گذشت و فداکاری بود، هیچ رئوفی و رحیمی مثل او دیده نشده است. وقتی که دختر حاتم طایی به دست مسلمانان اسیر شد و به مدینه آمد، مسلمان شد و پیامبر گرامی او را با افراد امینی نزد برادرش عدی بن حاتم فرستاد. عدی از گفته های خواهرش تصمیم گرفت خدمت رسول اکرم برسد و از نزدیک با اسلام آشنایی پیدا کند تا با بینش بیشتری مسلمان شود. می گوید با پیامبر به خانه می رفتیم، زنی در میان راه جلوی پیامبر را گرفت و سخن گفت. رسول گرامی ایستاد و به حرفهای او گوش فرا داد و با مهربانی بدو پاسخ گفت. آن زن خیلی معطّل کرد ولی پیامبر گرامی کام او را قطع نکرد. عدی می گوید برهان اول برای رسالت او برایم روشن شد. چون به خانه رفتیم تشریفات وجود نداشت. فرش خانه را پوست گوسفند تشکیل می داد و غذای خانه نان جوو نمک بود. پس دلیل دوم برای نبوّت او ظاهر شد. کسی که قدرت دارد، پول دارد، مکنت دارد، مرید دارد و پیامبر نباشد، سیر سلوک او با مردم و وضع خانه اش آن طور باشد؟ در آخر کار معجزه ای از آن حضرت دیدم که مسلمان شدم. حضرت به من فرمود: تو که از نظر عقیده و دین، مالیات را حرام می دانی چرا از مردم مالیات قبول می کنی؟ با این سخنان نبوت آن حضرت بر من آشکار شد.
رسول اکرم با این رقّت قلبش که وقتی صدای گریه بچه ای را که مادرش در نماز است می شنود، با عجله نماز خود را تمام می کند؛ همین پیامبری که وقتی دختر بچه ای را می بیند که پولش را گم کرده است، به او پول می دهد و همراه او برای شفاعت تا در خانه صاحبش می رود، وقتی می بیند که یهودی متقلب، توطئه می کند، عهد شکنی می کند، جاسوسی می کند، سدّی برای پیشرفت اسلام است و بالاخره وجود آنان مانع از پیشرفت است، دستور قتل هفتصد نفر از آنان را می دهد؛ این است مقام جمع الجمعی، یا انسان با ابعاد مختلفه.
معمولاً اگر انسان، راه زهد و عبادت و ریاضت و به اصطلاح فلسفی، جنبه یلی الرّجی را گرفت، رفتارش با مردم خوب نیست و نمی تواند در میان جامعه راه یابد، نمی تواند بر دلها حکومت کند و سرانجام جنبه یلی الخلقی او قوی نخواهد بود. پیامبر گرامی جنبه یلی الرّجی بسیار قوی داشت. و همه می دانیم قبل از بعثت کوه حرا جایگاه عبادت او بود، و همه می دانیم که مقام عبودیت او به اوج رسیده بود. ولی درباره جنبه یلی الخلقی او، قرآن درباره اش می فرماید: فبما رحمهٍ من الله لنت لهم ولو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک!
«به واسطه توفیق و رحمتی که از طرف خداوند شامل تو شده است رقیق القلب هستی و با مردم با مدارا رفتار می کنی و اگر در گفتار خشن و دل سخت بودی از اطراف تو متفرق می شدند.»
یعنی ای محمد جنبه یلی الخلقی داری. از نظر گفتار، خوش گفتاری، از نظر رفتار، خوش رفتاری، به زبان و به عمل مردم را متفرق نمی کنی، با زبانت و عملت مردم را جمع نموده ای. رقیق القلبی، سخت دل نیستی. و جداً کسی مثل پیامبر گرامی باید، تا هر دو جنبه را بنحو عالی دارا باشد.
کوتاه سخن، پیغمبر خاتم دارای همه صفّات کمالیّه بود با این که میان بسیاری از صفات کمالیّه را جمع نمودن کاری است بس دشوار، عالم بود، عاشق بود، عارف بود، با دشمن سرسخت بود، شجاع بود، همیشه متبسم بود، عاقل بود، به آخرت اهمیت می‌داد، به دنیا نیز اهمیت می داد، زاهد بود، فعّال بود، استقامت داشت، و …
القاب رسول اکرم فراوان است و ما به همین مقدار کفایت می کنیم چنانچه صفات کمالیّه آن حضرت فراوان است.
بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله صلّوا علیه وآله
کمالش به همه مراتب عالیه رسید، به جمالش همه تاریکیها برطرف شد، همه صفات او نیکو بود، درود فرستید بر او و آلش.
در خاتمه درباره خاتمیت آن بزرگوار بطور فشرده بحث می کنیم.
یکی از القاب آن بزرگوار خاتم الانبیاء است. و خاتم به فتح تا یا به کسر تا، از نظر معنی تفاوتی ندارد و هر دو بمعنی تمامیّت و پایان هر چیزی است. از این نظر، عرب به انگشتر، خاتم به فتح تا می گوید چون انگشتر در آن زمان، مهر و به منزله امضای افراد بوده است و چون نامه ای را می نوشتند آخر آن را مهر می کردند. جای مهر انگشتر، آخر نامه بود و نامه با آن ختم می شد. خاتمیت پیامبر گرامی در اسلام از ضروریات است و هر که مسلمان است، می داند که پیامبر گرامی خاتم انبیا است و بعد از او تا روز قیامت پیامبری نخواهد آمد.
حلال محمدٍ حلالٌ الی یوم القیامه وحرامه حرامٌ الی یوم القیامه.
قرآن در آیات بسیاری گوشزد می کند که پیامبر اسلام برای همه و برای همه جا و برای هر زمانی است.
وما ارسلناک الاّ کافّهً للنّاس[۱۵].
»نفرستادیم تو را مگر برای همه مردم.«
ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النّبیین۱
 »محمد پدر کسی از مردان شما نیست، بلکه رسول خدا و خاتم الانبیاء است.
نظیر این دو آیه در قرآن فراوان است. همچنین روایات ما درباره خاتمیت رسول اکرم فروان است.
روایت منزلت که نزد سنی و شیعه مسلم است و صاحب غایه المرام آن را با صد و هفتاد سند نقل کرده است که یکصد سند آن از آن طریق اهل سنت است چنین می باشد:
انت منّی بمنزله هارون من موسی الاّ انّه لانبی بعدی.
»تو نسبت به من همچون هارونی نسبت به موسی جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد آمد.«
سرّ خاتمیت را در دو چیز می توان یافت:
۱- دین اسلام با فطرات انسانها کاملاً مطابق است.
فاقم وجهک للدّین حنیفاً فط
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    ثواب سوره تغابن

    ثواب سوره تغابن/ قرآن سراسر خیر و برکت است و نمیتوان یک سوره را بر سوره ی دیگر ترجیح داد فضایل و خواصی که برای سوره ها ذکر میشود و به مثابه تشویق و جایزه ایست برای روی آوردن به قرآن و مأنوس شدن […]

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد