خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

اسناد تاریخی۱

امتیاز به این مطلب!

478 views

بازدید

اسناد مهم تاریخی که در این مجموعه به نظرتان می رسد ، بخشی از معاهدات سیاسی ، فرمانهای سلطنتی ، اسناد وقایع تاریخی ، اسناد حقوقی ، و نامه های خصوصی تاریخی خراسان است ، که در طول سالهای تحقیق و تهیه مطالب تألیفات متعدد خود ، درباره ی روی دادهای این استان گرد آوری کرده ام ، با آنکه اغلب این استاد و عکس ها در بعضی از تألیفات منتشر شده بنده به چاپ رسیده است ، با این وصف ، در اثر توصیه و تأکید دوست فاضلم جناب آقای دکتر محمد حسین پاپلی یزدی استاد دانشگاه مشهد ، که مرا به گرد آوری و چاپ اسناد تاریخی خراسان وعکس های مربوطه قشویق و ترغیب فرمودند . به تهیه این مجموعه و شرح های توضیحی اسناد و عکس های مربوطه که تاکنون از اشخاص و منابع مختلف جمع آوری نموده ام و در ارشیو کتابخانه ام داشتم اقدام کردم. تا چاپ و منتشر شد و مورد استفاده محققان و دانشجویان قرار گیرد . لازم به ذکر است ، که این مجموعه اسناد مقدمه ای است بر شناخت کل اسناد مربوط به وقایع و مطالب تاریخی خراسان که در بایگانی های دولتی و شخصی وجود دارد ، امید است باانتشار این اسناد ، دارندگان اسناد تاریخی خراسان که در بایگانی های دولتی و شخصی وجود دارد ، امید است با انتشار این اسناد دارندگان اسناد تاریخی خراسان همت کنند اسناد خود را چاپ و در دسترس پژوهشگران قرار دهند ، یا لطفاً فتوکپی روشن وخوانای آن را برای بنده ارسال فرمایند تا در چاپ بعدی این مجموعه استفاده گردد، و مجموعه کاملتر در اختیار علاقمندان گذارده شود.
جای تردید نیست که هیچ منبعی ، دقیق تر و درست تر از اسناد نمی تواند ، زمان و حقایق روی دادها را برای پژوهش گر روشن نماید.
در قدیم اسناد را به سه نوع با عناوین زیر تفکیک و تقسیم می کردند .
۱-    سلطانیات ، شامل ، مکاتبات سلطنتی و فرامین و احکام درباری
۲-    دیوانیات ، شامل ، مکاتبات اداری دولتی
۳-    اخوانیات ، شامل ، مکاتبات خصوصی
بعضی از منشیان درباری و دبیران قرن های گذشته ، همت به جمع آوری مکاتبات درباری و دیوانی و شخصی به نام ، منشآت ، و ترسل ، نموده اند ، که نام آنها و آثارشان در کتب ادبی و تاریخی ذکر شده است ، و امروز آن اسناد مورد تحقیق و استفاده ی پژوهشگران می باشند .
جای خشنودی است که درسال های اخیر ، سازمان اسناد کشور و سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ایران و بعضی از محققان دست به انتشار اسناد روی دادهایی تاریخی و مدارک فرهنگی زده اند که فوق العاده برای محققان مفید بوده و از آنها در تحقیقات و تألیفات خود بهره برده اند ، که یکی از آنها نگارنده هستم
از خوانندگان گرامی تقاضا دارم با مطالعه شرح توضیحی مربوط به هر یک از اسناد و عکس های چاپ شده در این مجموعه هر گونه نقص و نارسایی مشاهده فرمایند ، توضیحات لازم را با فتوکپی اسنادی که دارند ، برای تکمیل اسناد منتشر شده دراین مجموعه نشانی پستی نگارنده در سال فرمایند ، تا به نام خودشان در تجدید چاپ اضافه و منتشر گردد ، شهریور ۱۳۷۲ – سید علی میر نیا ۱۳۷۶
مشهد ، صندوق پستی ۳۸۳۹/۹۱۳۷۵
تلفن – 99،۷۶۱۴
سکه سلطان ارغون
ضرب قوچان
سلطان ارغون پسر اباقاآن نوه هولا کوخان پس از سلطان احمد تکودار عمویش به ایلخانی مغول خراسان رسید ( ۶۸۳ هـ ، ق) و تا سال ۶۹۰ هـ ، ق  در این سمت بود ، وی سکه هایی در شهر قوچان (خمپوشان ) ضرب زده که نمونه آن در تصویر دیده می شود .
سکه ظهیرالدین سربدار
ضرب اسفراین
ظهیر الدین سربدار بعد از خواجه یحی کروبی سومین حاکم این سلسله بودکه در سال ۷۵۹ هـ ، ق به این مقام رسید حکومت وی تا سال ۷۶۰ دوام یافت ، او سکه هایی که در اسفراین ضرب زد که نمونه ای از آن در تصویر دیده می شود .
۱-    بالا – سکه ارغون خان مغول ضرب خبوشان (قوچان )
۲-    پایین – سکه ظهیر الدین سربدار ضریب اسفراین
سند تاریخی تفویض سلطنت ایوان
به نادر شاه افشار ، که دریکی از خانه های درگز پیدا شد
وثیقه نامه که سران طبقات مردم ایران و بزرگان و معاریف استان ها و شهرستانهای کشور و امراء و فرماندهان ارتش ،که دردشت مغان در ماه شوال ۱۱۴۸ هـ ، ق ، نوشته و ضمن آن با پذیرفتن شرایط نادر بشرح زیر :
۱-    ترک هواخواهی از سلطنت اولاد صفویه
۲-    پیروی از مذهب سنت و جماعت جعفری ، و خودداری از سب ولعن خلفای راشد(عمر و عثمان )
۳-    تعهد وفاداری به سلطنت او و اولاد او با قید سوگند ، سلطنت ایران را به نادر تفویض کردند ، تصادفاً هنگام تعمیر خانه علی خان درگزی در سال ۱۳۳۱ شمسی ، از میانی که در پوشش سقف و کاربرده بودند پیدا شد.
علی خان درگزی اولاد یکی از سرکردکان سپاه نادرشاه بود ، که در موقع نوشتن آن وثیقه نامه در التزام رکاب نادر و در حضور نادر در دشت مغان بوده است .
این سند مهم و بی نظیر در چند نسخه با خط خوش مستعلیق شکسته شده ، که احتمال دارد خط میرزا مهدی خان استرآبادی منشی مخصوص نادر باشد ، و به وسیله ی چند نفر معتمد که ممکن است یکی از آنها جد همین علی خان درگزی باشد ، به مهر و امضاء حاضران رسیده است ، و یکی از نسخه ها دست او باقی مانده و چنانکه ذکر گردید، در سال ۱۳۳۱ در درگز پیدا شد.
نادر شاه افشار ، اصلاً از طایفه قرقلو یکی از طوایف ایل افشار درگز بود ، افشار یکی از ۲۴ قبیله اوغوز می باشد ، نادر شاه و در روستای دستگرد سال ۱۱۰۰ هـ ، ق متولد شد ، و دوران کودکی ، نوجوانی  را در درگز گذرانید ابتدا گوسفندان پدر را می چرانید ، سپس رئیس سواران حکومتی درگز شد ، و بعد به خدمت شاه طهماسب دوم صفوی درآمد مراحل ترقی را تا دست یابی به سلطنت ایران با ارابه و انجام خدمات ارزنده ی خود پیمود . این سند ، پس از کشف به وسیله ی دانش بزرگ نیا نماینده وقت مجلس شورای ملی خریداری شد ، و به موزه ی ایران باستان اهداء گردید ، که امروز در آن جا نگهداری می شود (تصویر شماره ۱ ) متن این سند چنین است :
متن وثیقه نامه دشت مغان
در حدود دو قرن است که خاندان صفویه ، تاج و تخت سلطنت را از تصرف سلاطین ترکمانپه که اهل سنت بوده اند گرفته ، و خود براریکه سلطنت نشسته اند ، برای اینکه سلطنت خود را استحکامی بخشند بفکرشان رسید ، فیما بین اهم بنای سب و رفض گذاشته و به دستیابی این تدابیر آتش افروزند ، و مردم را به جان یک دیگر اندازند ، این تفرقه اندازی آنقدر پیش رفت ، تا این که مسلمین دست از مقاتله کفره برداشته مشغول اسر و قتل نفوس و غارت و نهب اموال و برادران دینی خود شدند ، وضع مملکت به آنجا رسید ، که طایفه لزکیه (لکزیه)به شروان ، و افاغبه بر عراق و فارس و اصفهان ، و ملک محمود سیستانی برخراسان و عثمانی بر آذربایجان و کرمانشاهان و همدان ، و روسیه بر مازندران و گیلان دست یافتند و متصرف شدند . اهالی این دیار و بلدان جمیعاً پامال جنود حوادث فتنه اسیر سرپنجه فتور و محسن گشتند ، بعد از این که دست امید ، ما بی کسان و هر سو گسیخته گردید ، دست به دامان پروردگار یکتا دراز کردیم ، و ازدرگاهش خواستیم بعداز عسر یسری ، به عنایت یزدانی و مرحمت صمدانی ، کوکب وجود مسعود همایون و نیر تا بناک ذات فرخنده صفات میمنت اثر طالع و بار کاب برگزیده حضرت خالق ، زحمت کش راه خلایق ، آفتاب اوج سلطنت  جهانبانی ، و ستاره برج معدلت و گیتی ستاد ، مظهر قدرت الهی ، دست افشار معدن پادشاهی را از افق خراسان تابان ، مشعل دولت فروزش را برای ظلمت زایی شب تیره روزی سیله بختان ، روشن و فروزان ساخت ، اولاً به نیروی تأیید الهی دارد الملک خراسان را از وجود متغلیه پرداخت ، بعد از آن ، رایت فراز عزیمت به جانب اصفهان گشته ، و اصفهان و ممالکی را که درتصرف افاغنه بود مسخر ساخت ، و همچنین ولایت مازندران و گیلان را از تصرف اروس ، ممالک آذربایجان و کرمانشاهان و همدان و گرجستان را از تصرف عثمانی انتزاع و مسخر کرده ، آثار جور و عدوان را بردند اخت ،در این اوان سعادت غشان ، که یعون عنایت یاری ، و چیره دستی بخت فیروز بر همگی دشمنان و سرکشان ایران و اطراف ممالک محروسه غالب و مظفر ، و رعایاو ضعفای این بلاء که چندین سال بود اسیر انواع مصائب و گرفتار محسن نوائب بودند ، هر یک از مکان و مسقر خودآسوده حال درفاهیت پرور شدند و کارعدل … تمام و امور ممالک نظام یافت ، تمام اهالی ممالک ایران را از اسید و فاضل ، و عالم و جاهل ، و خرد و بزرگ . و تاجیک و ترک ، و صغیر و کبیر ، و برنا و پیر را در صحرای مغان در اردوی ظفر نمون احضار فرمود و خواهشمند اذن کلات و ابیورد (درگز ) گشته مقرر فرمودند ، که از بردی خود از سلسله صفویه با سایر طبقات امم هر کس را که خواهیم ، به سلطنت دریاست قبول کنیم ، چون اهالی ایران آنچه در وتن مدت به روزگار خود دیده ، از گل خیر بوستان دولت صوفیه بود ، که در عهد ایشان ، آتش فتنه و نقاضت افروخته گشت همگی اطراف را به دشمنی و ما را به دست انواع بالا یا و محن داده ، و در این اواخر از عهده ضبط و محافظت ما برنیامدند و در معنی همگی آزاد کرده بندگان اقدس بودیم ، از چنگ اعدا نجات ، و قالب افسرده ما را دوباره حیات دادند ، لهذا همگی در مقام تمنا آمده ، و دست به دامن مرحمتش زده مستدعی فرسخ این عزیمت هستیم ، بندگان اقدس از راه مرحمت استدعا کمترینان را پذیرفته ترک عزیمت مذکور فرمودند ، و کمترینان قلباً و لساناً و متفق اللفظ و الکلمه بندگان اقدس را به سلطنت و ریاست اختیار و ترک تولای سلسله صفویه کرده عهد و شرط و قرار و اعتراف کردیم ، که نسلاً بعد نسل شیوه سب و رفض مبدعه دولت صفویه را که گناهی عظیم بود با لکیه ترک و مذهب و سنت حنیف جعفری که همیشه راهنما و مطبوع امت احمدی بوده قبول و مسلوک نمائیم ، و از سلسله صفویه ذکوراً و اناثاً احدی را تابع و مطیع نشویم ، ودر هر ملک و شهر که باشد ایشان را اعانت و متابعت نکنیم ، و از هر یک از کمترینان که نسلاً بعد نسل خلاف عهد و قول ظاهر شد ، مردود در گاه الهی و مستحق سخط غضب حضرت رسالت پناهی بوده ، خون ماهدر و عرض و نفس ما مستوجب عقوبت و خطر باشد ، تحریراً فی چهارم شهر شوال المکرم سنبه – 1148 هجری قمری
تعدادی از نام و مهر حاضران در مجلس
خراسان
امام قلی بیگ ، قرقلوافشار
امام وردی خان قرقلوافشار
لطف علی بیگ ، کوسه احمد لوافشار
حاج محمد بیک ، مین باشی
طهماسب خان ، جلایر وکیل الدوله
محمد علی بیک ، قرقلو ، نایب ایشیک آقاسی
علی قلی بیک ، قرقلو
باباخان ، چایشلر
اراس (اراض ) سلطان ، قراباشلو
ابراهیم بیک ، استاجلو
شکر سلطان ، باچوانلو
محمد امین بیک ، کلانتر درجز
شیخ عبدالله ، در جزی
شیخ محمد ، درجزی
علی رضا بیگ ، افشار
میرزا جعفر ، کلانتر درون عاشورخان در جزی
میرزا غندم ، کلانتر آشخانه
رضا قلی ، قرقلو
رستم بیک ، قرقلو
امام وردی بیک ، افشار
محمد بیک ، قرقلو
حسن بیک ، وکیل قراچورلو
محمد کریم بیک ، قرقلو
شیر محمد ، در جزی
میرزا رضا قلی ، در جزی
محمد خان عاصل میانکوه
مصطفی بیک ، کیوانلو
احمد بیک ، گرایلی
شعادت خان قوقلو ، کشیک چی باشی
قوچه خان ، شیخوانلو
سلطان علی بیک ابیوردی
محمد رضا خان پساکوهی
محمد ولی ، در جزی
علی قلی بیک ، وکیل قوشخانه
عباس قلی بیک ، قره قوینلو
مرشد علی بیک ، وکیل گرایلی
بهبود خان ، برودنلو
استراباد
محمد قلی خان قاجار ، بیگلربیگی استراباد
جان محمد خان قاجار ، میرآخور باشی صحرا
علی رضا بیک
محمد رضا بیک ، سرکشیک باشی
محمد علی بیک ، شامبیاتی
ابراهیم بیک ، ایروانلو
فارس
امیر خان زند
محمد رضا بیک زنگنه
نام نمایندگان سایر ایالات ایران متأسفانه محو شده و از بین رفته است. (۱)
در این جا لازم به ذکر است ، که نادر شاه با تشکیل مجلس مؤسسان در دشت مغان و نظر خواهی درباره سلطنت ایران ، تنظیم وثیقه نامه بر تقویض سلطنت ایران به او که تا آن روز چنین کاری شاید در ایران بی نظیر بود ، دو نظر و هدف داشت :
۱-    چون مدتی در خدمت شاه طهماسب دوم بود و با ارائه کفایت و لیاقت و فداکاری ارزنده در باز پس گرفتن استان ها و شهرستان های ایران و همچنین تاج و تخت سلطنت ایران از غاطبین بیگانه ، که این خدمات مورد توجه شاه قرار گرفته و بزرگترین مقام نظامی یعنی شبیه سالاری ارتش ایران را اختیارات امور شرق کشور یعنی فرمان فرمایی استان های خراسان و افغانستان و سیستان و گرگان را به او اعطا کرده بود و مهمتر از آن خواهر خود راضیه بیگم را که قبلاً زن محمود افغان بود و بعد ازکشته شدن او بیوه مانده بود به همسری نادر و خواهر کوچکتر خود را به نام فاطمه سلطان بیگم به همسری رضا قلی میرزا پسر نادر داده و بدینوسیله و از این طریق نادر را به خود نزدیکتر ساخته بود ، لذا نادر خواست با انجام این کار مردم ایران ، او را در مقابل آن همه عنایات شاهانه نمک نشاس ندانند و بی وفا نخوانند .
۲-    نادر توجه داشت که هنوز ایرانیان به خانواده سلطنتی صفویه از لحاظ مذهبی ، که پادشاه آن سلسله را مرشد و رهبر مذهبی خود می دانند سخت دلبستگی و علاقه دارند ، خواست با سپردن آن وثیقه نامه و تقویض سلطنت ایران با قید تعهدات در انجام شرایط نادر ، از طرف سران و بزرگان کشوری و لشکری ایران ، در آینه کسی به هواخواهی صفویه سربلند نکند ، و او بتواند ادعا نماید که مردم از صفویه رو گردان شدند ، و سلطنت ایران را به او دادند .
نادرشاه ، با توجه به اوضاع اسف بار ایران در اواخر دوران صفویه که کشور پارچه ، پارچه شده ، و هر قسمت در تصرف وزیر سلطه غاصب بیگانه ای بود . که او کمر همت بر بست و جان بر کف نهاد با قدرت شمشیر و یاری سران و سربازان فداکار سپاه خود همگی آنها را از کشور بیرون راند و تاج و تخت ایران را باز پس گرفت ، حقاً شایستگی پادشاهی ایران داشت ، ولی متأسفانه با آن همه پیروزی های درخشان در جنگ ها و توسعه حدود مرزهای کشور و به دست آوردن غنائم بسیار ، در اثر توطئه و دسائس نزدیکان خود که از روز اول سروری او را تحمل نداشتند ، و سعی می کردند که او و سلطنت او و اولاد او را نابود سازند و موفق هم شدند ، نتوانست از آن همه غنائم در جهت عمران و آبادی و ترقی کشور و تأمین رفاه مردم استفاده نماید و همگی پس از او نابود شدند .
نامه نیکلای اول امپراتوری روسیه
به عباس میرزا نایب السلطنه و فرمان فرمای خراسان درباره نظم و امنیت ناحیه خراسان
نیکلای اول امپراتور روسیه ، هنگامی که عباس میرزا نایب السلطنه و فرمان فرمای آذربایجان به فرمان پدرش فتح علی شاه قاجار به سرپرستی استان خراسان منصوب و مأمور سرکوبی طغیان خوانین ، و برقراری نظم و امنیت این استان گردید ، نامه ای به تاریخ ۱۲۴۸ هـ ، ق برابر با ۱۳ سپتامبر ۱۸۳۱-م به عباس میرزا نوشت و ضمن ابراز محبت و علاقه به عباس میرزا ، در آن نامه برای رفع اغتشاشات و قلع و قمع طاغیان و برقراری نظم و آرامش به وی تأکید کرد ، و اعلام نمود ، که به سردار گرجستان دستورداده شد،که دراین لشکرکشی، مهندسین ومأمورین وملزومات موردنیازرادر اختیار او قرار دهد.
این نامه تاریخی از هر لحاظ حائز اهمیت است ، و ما این جا ترجمه سند شماره ۲ و متن نامه اصلی شماره ۳ را چاپ می کنیم و به نظر خوانندگان ارجمند می رسانیم. باید توجه داشت ، که روسیه تزاری سعی و کوشش داشت تا براساس وصیت بطرکبیر راهی از طریق ایران به خلیج فارس و هندوستان به دست آورد. بنابراین اقدام به تصرف مرو و سرخس ایران نمود و خود را به هرات و مرز هندوستان نزدیک کرد .
ترجمه نامه علیحضرت امپراطور روسیه
از فضل خداوند یگانه نیکولای اول سلطان غالب قاهر را امپراطوری داد بکلی ممالک روسیه و غیره .
بشهزاده عزیز ما عباس میرزای ناب السلطنه دولت ایران محبانه مرقوم می شود که من بهیچوجه از نوشتجات .
آخری شما بطوریکه مرقوم داشته بودید متشکی نشده ام بهمان مهربانی که داشته ام باقی و برقرار مپاشم مبت باطنی قلبی ما نسبت بشخص شما تغییر نیافته است الفت مهربانی درباره شما بصدقت عن صمیم القلب بوده و خواهد بود چنانچه از استعداد حالیه دولت ایران بقسمیکه اظهار داشته بودید زیاده از حد خوشوف و خورسند شدم باهمه اینحال همیشه سرصدم که بان استعداد چگونه از عهد بنظم طرف خراسان خواهد برآمد.
خراسانی که یک جزء ، از ممالک محروسه ایران متصرفی پدر شما برادر فکرم ما فتحعلی شاه است هر ایامی در اغتشاش است مع ذالک ملتفت نظم انصفات  نشده ایم برشما واجب و لازم است که اسباب نظم این مملکت را آماده  و حاضر نموده به امنیت صفحات خراسان بکوشید که رفع اغتشاش انصفحات قبل از وقت شده باشد باقنصای نظم مملکت داری و امور جهان داری در بروز فتنه و فساد و اختلال در بلاد دولت را مسامحه و غفلت در قلع و قمع اغتشاش مملکتی نباید نمود . یقین ما حاصل است در صورتیکه شما اقدام برفع و منع اغتشاش خراسان نمائید امنیت راراهی در انصفحات حاصل خواهد شد بلاحظه دوستی و مروت فیما بین از طرف امپراطوری ما بسردار گرجستان حکم داده شد.
موافق خواهش شما به سر حدات ایران حاضر شده از فرستادن صاحب منصبان و مهندسین و مأمورین و سایر ملزومات کمال مواظبت را نموده و در خدمت و همراهی بشما بخراسان رفته رفع فتنه و فساد  را کرده انصفحات را منظم دارند در این ائنا خوش دارم ازنقل کردن مملکت لهستان که به تفصیل آن را  شما بنویسم لله الحمد شورش و اغتشاش ملت پولاک به قوت عساکر منصوره ما مضممل و منکوب کردید . اهالی یاغی طاغی لهستانی در ثانی با طاعت و تابعیت  ما در آمدن حالا ما مثل کراف پاسکویج فاتح ارمنستان و قنیاز و رشوف اسکی فتح نمایان عظیمی در لهستان در شهر ورشر نمودند اشطام کلیه که در آن ممکلت احداث شده بود و سبب طغیان لهستانی تا شیرازه نظم مملکت از هم کسیخته شده بود بتکرار سلسله نظم ممالک لهستان بهم پیوسته کردید بنابراین شکر و سپاس به درگاه خداوند پی قیاس بنماییم که آن قدر قدرت و تسلط بماکرامت فرمود که طاغیان را بقهر و غلبه مغلوب و منکوب کرده ما را وسیله تربیت ملت اعمار و آبادی بسیاری از مملکت فرموده است بهرحال شما را بحفظ خداوند حفیظ علی الدوام می سپارم حررا در سنکت پطربورزم مورخه سیزدهم سبتامبر درسنه تولد ناجی عیسی مسیح مطابق ۱۲۴۸ هجری در سال ششم سلطنت ما ترجمه بنده در کاه میرزا هارطون
اسناد واگذاری استان هرات به افغانستان
استان هرات تا دوران سلطنت ناصر الدین شاه جزیی از خراسان بود ، و در اثر رقابت دو ابر قدرت قرن « انگلیس ، روسیه تزاری » در آن که :
۱-    روسیه تزاری براساس وصیت و توصیه پطرکبیر می خواست به هر وسیله ای  که شد ، از طریق ایران و افغانستان به هندوستان و آب های اقیانوس هند دست یابد.
۲-    انگلستان ، با توجه به این هدف روسیه تزاری ، می کوشید در پیش روی روسیه به سوی هدفی که دارد ، سدی ایجاد کند و دولت هایی ظاهراً مستقل و باطناً دست نشانده خود ، در میان مناطق نفوذی روسیه مرز هندوستان به وجود بیاورد.
این دو ابر قدرت به منظور مساعد ساختن زمینه اجرای نقشه های خود ، دائماً در ایران و افغانستان و مرو ، داشت ترکمان ، مشغول فریفتن خوانین و رؤسای ایلات و یا افراد مستعد دیگر بودند ، و آنها را تحریک می کردند ، که دست به شورش و اغتشاش در استان ها و شهرستان ها بزنند و به عناوین مختلف طغیان و قیام نمایند ، تا بدان وسیله نیروهای کارآمد دولتی و ملی را به جای یک دیگر بیاندازندو دولت مرکزی را تضعیف نمایند ، و با استفاده از این وضع به سوی اهداف خود پیش روند .
روسیه تزاری در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار با سرعت به سوی مرزهای هندوستان « از طریق ایران – هرات ، قندهار » پیش می رفت تا از طریق هرات و قندهار بدان دست یابد.
انگلستان نیز سریعاً دست به کار شده ، مقدمات روی کار آوردن فردی دست نشانده و تحت نفوذ خود در مسند نخست وزیری و رأس دولت ایران فراهم می ساخت .
امیر کبیر نخست وزیر باکفایت ایران که هرات را با تدبیر تحت تابعیت ایران نگاه دانسته بود ، به فرمان ناصر الدین شاه جوان کشته شد ، و میرزا آقاخان با کمک سفارت انگلیس در تهران بجای او صدر اعظم (نخست وزیر ) ایران گردید ، و در نهانی مقرر شد ترتیب واگذاری هرات را به افغانستان فراهم نماید . در این موقع سلطان مراد میرزا حسام السلطنه استاندار خراسان بود ، و دوست محمد خان امیر افغانستان به تحریک انگلستان تصمیم گرفت هرات را به تصرف آورد ، و به حوزه ی اقدار خود ضمیمه نماید ، لذا شورشی در هرات برپا کردند ، حسام السلطنه ، با سپاه تحت فرمان خود در خراسان و افراد مکری کمک نیروهای ایلات و طوایف خراسان به سوی هرات لشکر کشید ، و هرات را تصرف کرد .
دولت انگلستان هم نیروی نظامی به جنوب ایران وارد کرد و کشتی های جنگی اش در بندر بوشهر لنگر انداخت ، و به جزیره خارک و بوشهر نیرو پیاده نمود و آنجا ها را به تصرف در آورد .
میرزا آقاخان نوری نخست وزیر دست نشانده انگلیس ها سعی داشت با انگلیس مصالحه نماید . لذا ناصر الدین شاه را وادار ساخت که به حسام السلطنه فرمان دهد. تا هرات را تخلیه کند و به مشهد برگردد.
حسام السلطنه محرمانه به ناصر الدین شاه پیغام داد ، که از آمدن کشتی های جنگی انگلستان به بندر بوشهر و پیاده شدن نیروهایش در جزیره خارک و بوشهر نگران نباشید ، زیرا سپاهیان هند در این موقع در هندوستان شورش کرده اند ، و انگلستان سخت گرفتار فرونشاندن این شورش است ، زحمت ما را به هدر ندهید ، ما می توانیم تا هندوستان هم برویم. ولی میرزا آقا خان نوری ، ناصر الدین شاه را از موافقت با این پیش نهاد بازداشت  و حتی او را متوجه به موضوع خیالی ساخت ، که اگر حسام السلطنه هندوستان را بگیرد ، در آن صورت سلطنت ایران را هم به سادگی و آسانی به دست خواهد آورد . لذا ناصر الدین شاه امیر اکید به حسام السلطنه صادر کرد که فوری هرات را تخلیه کرده و به مشهد مراجعت نماید . و الا یقین خواهد کرد که او مستمرد و یاغی شده است ، حسام السلطنه ناچار با تأسف بسیار قوی خود را از هرات خارج ساخت ، و هرات را به سلطان احمد افغانی واگذاشت و به مشهد برگشت.
درباره ی واگذاری هرات به افغانستان با مساعی میرزا آقا خان که منجر به بستن قراردادی به نمایندگی فرخ خان امین الملک غفاری در پاریس شد . اسناد جالب توجهی موجود است که حقایقی را روشن می نماید ،در این جا چند سند مربوط به واگذاری هرات دیگر نقل می شود .
۱-    فرمان ناصرالدین شاه قاجار به عنوان فرخ خان امین الملک نماینده اعرافی ایران به پاریس برای مذاکره و روپرداخت خسارت جنگی و عقد قرار داد بستن فرمان چنین است :
مهر ناصر الدین شاه «الملک الله ، السطان بن سلطان بن ناصر الدین شاه قاجار»
امین الملک فرخ خان ،و عده تخلیه هرات محض حفظ دوستی و خاطر خودهی دولت انگلیس بشرط قرار نامه شیل صاحب عیب ندارد برای خاطر دوستی انگلیس قبول کردیم اما خسارت مردم هرات را از ما خواستن بکدام شرط دوستی سزاواراست اگر مقصود دولت انگلیس دوام و بقای دوست (دوستی ) میان این دو دولت باشد ، این تکلیف جریمه دادن به هراتی بقدری در مزاق دولت و ملت ایران تلخ و کرردر خطرناک است که منافات تمام با بقای دوستی دولتین خواهد داشت ، و دورنیست که اولیای دولت انگلیس خود نیز به معایب این تکلیف متوجه شده باشد . تا حال با الضاف خود از آن صرافت افتاده باشند ، مطالبه خسارت از یک دولت کارعمده ایست هراز ملاحظه لازم دارد ، آن هم در صورتی که آن ملک و آن خسارت راجع به خود آن دولت باشد ، که مطالبه خسارت می کنید ، هزاره و هراتی با دولت انگلیس که این حالت را داشته است بجز قرار نامه شیل صاحب که آن هم از خود او نقض پیدا کرده چیزی در میان نبوده اینست ، و نیز چیزی همان قرارنامه نبوده است که هزاره و انگلیس رامناسبتی به یک دیگر برهد. باری ما از مراه گرفته (تصرف کرده‌) محض حفظ دوستی دولت انگلیس چشم می پوشیم و همان قرار نامه شیل صاحب را مدتیست اولیای دولت انگلیس قصدیق ایشان که هنوز نشده بود معمول می دادیم ، و در حقیقت دلیل بزرگی دررده دوستی آن دولت بوده ، باز ترضیه مستر . را نمایم . بازهماشان . از دولت که دستورالعمل داری ، اولیای دولت ها حاضرند . مابقی را که هیچ سابقه نداشت و بر حسب این نیز عمل نموده است و امر یست تازه که تابحال شنیده نشده بود و علانیه منافات با قیال استحکام دوستی دولتین دارد. چه اسم می توان گذاشت و دولت و ملت ایران جاناً و مالاً چگونه متحمل می شود ، تحریراً فی به شهر ربیع الثانی ۱۲۷۳  ، ناصر الدین شاه در حاشیه بالا باخط خود نوشته است .
امین ملک ، ما هرات را موافق قرارنامه که با شیل صاحب وزیر مختار سابق آن دولت داده ایم ، تخلیه می کنیم ، بشرط که آن قرارنامه مجری باشد، بغیر از این دولت انگلیس دو (آن) را ممضی دارد و الافلا ، این علامت بزرگی است که ما همیشه طالب بقای دوستی دولت انگلیس بوده و هستیم ، سایر را جناب صدراعظم بتو نوشته اند از همان قرار جی تخلف رفتار کند  20ربیع الثانی ۱۲۷۳ (تصویر شماره ۴)
۲-    نامه مورخ ۱۵ رجب ۱۲۷۳ میرزاآقاخان نوری نخست وزیر دولت ناصر الدین شاه :‌ به امین الملک (فرخ خان غفاری) درباره دادن اختیارات تام در گذراندن سریع امر واگذاری هرات به افغانستان . با متن زیر :
برادر مکر، کاغذهای شما این دفعه مرا به حیرت زیاده از حد انداخت ،که نوشته بودید دستورالعمل و اختیار مطلقه بلاشرط از برای شما انفاذ شود ، و علاوه در کل کاغذهای خودتان دلایل و براهن بر حسن عمل خود مادام توقف اسلامبول متعلق به سئوال و جواب با ایلچی (سفیر) انگلیس اقامه کرده بودید اولاً ، کسی شما را مورد ایراد نساخته بود ، بر فرض که یک دو نفر اشخاص بی اطلاع از بابت هوای نفس یا عدم شعور و یا غرض خارجی حرفی بگوید ، در مقابل اراده همایون وعقیده و اعتقاد اولیای دولت که عالم به کلی و جزئی امور و مراتب دستورالعمل و حالت خطرناک شما بوده و می باشند ، چه اعتباری خواهد داشت و حال اینکه مکرر و بی هوده شما ، خود نوشتم که آنچه گفته اید همه موافق عقل و مناسب حالت ، حالیه بوده است ، و اگر حرفی و روایتی شما از قول خودم بی اطلاع برسد محل اعتماد و اعتقاد نخواهد بود ، شما هوش و حواس خود را جمع کار خودتان نمائید .
ثانیاً ، از حالا دیگر چه اختیار نامه بلاشرطی باید به جهته شما فرستاده شود ، با آن فرمان همایون موشیخ به دستخط همایون مورخه ۲۱ ربیع الثانی و کاغذ من مورخه همان تاریخ دیگر احتیاجی بدستور العمل جدید و اختیار نامه تازه نداشته و نخواهید داشت ، و همان فرمان مبارک ، و کاغذ من دستورالعمل و اختیار نامه شما بوده و خواهد بود ، علاوه کاغذ علیعده با خط معهود بشما نوشتم و پای آن رامهر کردم ، مرتب مندرجه در آن حسب الامر است ، و باید از آن قرار معمول دارید ، و حالت تردید و تفکر ، به هیچ وجه نداشته باشید ، و در خصوص آن مطلب دیگر خود را محتاج به رجوع دارد نحلافه نداشته باشید – 14 رجب الرجب ۱۲۷۳ .
امین الملک بسیار حیف بود از مدرک شما با آن دستخط مبارک و کاغذ صریح من ، و بگذران ، بگذران مرقسم باشد .(؟) تازه اختیار نامه خواسته بودید ، بلاشرط . اگر مقصود بلاشرط نبودن من است ، من که در دنیا نیستم چه اختیارنامه از من می خواهی از هر کس عوض من بر قرار کردند از او بخراه ، و اگر سایر شرایط است که اختیار کل بشما داده شده ، هر چه در دولتخواهی بتوانی کم کنی و تسهیل کنی بهتر ، والا فلا ، و اگر نمی توانی بگذرانی این اختیار نامه را بهانه کرده آن حرفی است علیعده ، شش ماه است در جنگ هستیم از همه طرف تا خدا چه کند .
عالیجاه  میرزا ملکم خان البته حق نمک مرا و زحمت مرا در حق خودش بجا  آورد، و من از زحمت او بسیار راضی هستم انشاءالله در انجام کار سعی کند ، و آرام نگیرد و بس ، پانزدهم شهر رجب امرجب ، سنه ۱۲۷۳ (تصویر شماره ۲)
فرخ خان امین الملک ، در مأموریت خود موفق شد با سفیر انگلیس در پاریس به نمایندگی آن دولت و با وساطت ناپلئون سوم ، امپراطور فرانسه به مذاکره بنشیند ، بالاخره نتیجه مذاکرات و اقدامات فرخ خان امین الملک در پاریس ، چنانکه در کتاب وقایع خاور و « رقابت دو ابر قدرت در خاور ایران » آورده ام ، با وساطت ناپلئون سوم که با کمک دولت انگلیس از ریاست جمهوری به امپراطوری فرانسه رسیده بود منتهی به عقد قرارداد ننگین میان دولتین ایران و انگلستان گردید و ضمن آن انگلستان شرایط بسیار موهن و سنگین به ایران تحمیل نمود ، و ناپلئون سوم هم کمک دولت انگلستان را نسبت به خود بااین خدمت جبران کرد ، (۱) متن قرارداد چنین است : (سند شماره ۶)
متن سند شماره ۶
قرارداد پاریس
بسم الله الرحمن الرحیم
چون اعلیحضرت خورشید رایت اقدس همایون ، پادشاه اعظم و شاهنشاه بالا استقلال کل ممالک ایران ، و اعلیحضرت شاهنشاه انگلیس هر دو علی السویه از روی صدق مایل این هستند که مصائب جنگی را که منافی میل و مکنوفات دوستانه ایشان است رفع نمایند ، و روابط دوستی که مدت مدیدی فیما بین دولتین علیتین بر قرار بوده مجدداً به این صلحی که بر وفق فواید طرفین باشد ، بربنیان محکم بر پا نمایند‌، لهذا برای اجرای این مقصود و مطلوب ، اعلیحضرت پادشاه ایران جناب جلالتماب مقرب الخاقان فرخ خان امین الملک سفیر کبیر دولت علیه ایران ، صاحب تصویر همایون و حمایل آبی و دراای کمر مکلل به آلماس و غیره و غیره و غیره را و علیا حضرت پادشاه انگلیس جناب مسجدت نصاب ، هنری ریچارد چارلس بارون کاولی ، از امنای دولت انگلیس و از اجرای مشورت مخصوصه مبارکه علیا حضرت پادشاه انگلیس جامل نشان بزرگ سئد شریف حمام و سفیر کبیر مخصوص و مختار دولت انگلیس در نزد اعلیحضرت امپراطور فرانسه و غیره و غیره و غیره را و کلای مختار خود تعین فرمودند ، و ایشان بعد از آنکه اختیار نامه های خود را ابزار و مبادله نمودند ، و موافق ترکیب رسمی دیدند فصول ذیل را مقبول و مقرر داشتند .
فصل اول – ازروز مبادله امضاء نامه‌های عهدنامه حال فیمابین اعلیحضرت شاهنشاه ایران وعلیاحضرت پادشاه انگلیس وهمچنین فیمابین خلفاء وممالک ورعایای طرفین صلح ودوستی دائمی خواهد بود.
فصل دوم – چون به دولت واقبال فیمابین دولتین ایران وانگلیس صلح برقرارگردید بحکم این فقره مقرراست که عساکردولت انگلیس ممالک ایران راتخلیه خواهدکرد، و موافق تعهدات و شرایط ذیل.
فصل سوم ـ دولتین علیتین معاهد متین تعهد می کنند  که کل اسراء که در حین جنگ بدست عساکرطرفین افتاده باشند بلادرنگ آزاد نمایند .
فصل چهارم- اعلیحضرت پادشاه ایران تعهد می کند که بلافاصله بعد از مبادله امضاء نامه های این عهد نامه یک عفو نامه کامل اعلام نمایند که بواسطه آن جمیع رعایای ایران که در وقت جنگ به مراوده خود با عساکر انگلیس مصدر خیانتی شده باشند از عقوبت این حرکت خود معاف باشند . بطوری که هیچ کس هر درجه داشته باشد به جهت این حرکت خود مورد تنبیه و اذیت و تعدی نخواهد شد.
فصل پنجم – اعلیحضرت شاهنشاه ایران تعهد می نماید که بلادرنگ لازمه تدابیر رابکار ببرد که عساکر و کارگزاران ایران را از ملک و شهر هرات و سایر ممالک افغانستان پس بکشد ، تخلیه ممالک مزبور ۰ تا مدت سه ماه بعد از مبادله امضاء نامه های این عهد نامه معمول خواهد بود.
فصل ششم – اعلیحضرت شاهنشاه ایران راضی می شود ک ترک بکند کل ادعاهای سلطنتی بر خاک وشهر هرات و ممالک افغان ، و هرگز مطالبه نکند از رؤسای هرات و ممالک افغان هیچ علامت اطاعت مثل سکه و خطبه و باج ، و نیز اعلیحضرت ایشان تعهد می کند که بعد از این از هر ملاخله در امورات داخله افغانستان اجتناب نماید ، اعلیحضرت ایشان و عده می دهد که استقلال هرات و تمام افغانستان را اعتراف نماید ، و هرگز به استقلال ممالک مزبور مداخله نکند ، در صورت ظهور منازعه فیما بین دولت ایران و  ممالک هرات و افغانستان ، دولت ایران تعهد می کند که اصلاح آن را رجوع به اهتمامات دوستانه دولت انگلیس نماید ، و اقدام به جنگ نکند ، مگر در صورتی که اهتمامات دوستانه دولت انگلیس مثمر ثمر نشود ، از طرف دیگر دولت انگلیس تعهد می کند که همه وقت اعتبار خود را در ممالک افغان بکار ببرد و نگذارد که از آنها باعث هیچ گونه تشویش و پریشانی دولت ایران بشود ، و اگر دولت ایران در وقوع مشکلات رجوع به دولت انگلیس نماید ، دولت انگلیس نهایت کوشش را خواهد کرد که منازعات فیما بین را موافق حق و مطابق شأن دولت ایران اصلاح نماید .
فصل هفتم – در صورتی که از جانب هرات و ممالک افغان به سر حدات ایران تجاوز بشود ، هر گاه ترفیصله شایسته داده نشود ، دولت ایران حق خواهد داشت که به جهت دفع فتنه و تنبیه جانب متعدی اقدام بحرکات جنگ نماید : اما این صراحت معلوم و مقبول است که هر لشکری از جانب دولت ایران که به جهت مقصود مزبور از سر حد بگذرد بمحض اجرای مقصود خود مراجعت بخاک خودخواهد کرد . حق مزبور نباید بهانه توقف دائمی عساکر دولت ایران یااتفاق شهری یا یک جزء ممالک مزبوره به مالک ایران بشود.
فصل هشتم – دولت ایران تعهد می کند که بلافاصله بعد از مبادله امضاء نامه های این عهدنامه جمیع اسرائی که در حین جنگ در افغانستان بدست‌ آورده است، بدون مطالب عوض نقدی آزاد نماید ، همچنین جمیع افاغنه که به اسم گروی یا به جهت امور دولتی در هر جای ممالک ایران مقید باشند به همان طور آزاد خواهد بود ، بشرط اینکه افاغنه هم از طرف خود اسراء و مقیدین ایرانی را که در دست آنها باشند ، بدون عوض نقدی آزاد نمایند ، دولتین معاهدتین ، در صورت لزوم مأمورین نصب خواهد کرد ، که شرایط این فقره را معمول دارند .
فصل نهم – دولتین علیتین تعهد می کنندکه درباب نصب و اعزام قونسولها و جنرال قونسولها و وکلای قونسول هر یک از این دو دولت ا زممالک دیگر ، همدیگر باشند ، حالت دول کامله الوداد می شود .
فصل دهم – بلافاصله بعد از مبادله امضاء نامه های این عهد نامه ، سفارت انگلیس مراجعت به تهران خواهد کرد ، در همان وقت دولت ایران راضی بشود ،‌که سفارت مزبور را پذیرایی نماید ، با شرایط خاطر خواهی و تشریفات مندرجه شرح علیحده وکلای دولتین علیتین متعاهدتین .
فصل یازدهم – دولت ایران تعهد می کند که در مدت سه ماه بعد از مراجعت سفارت انگلیس به تهران این نفر مأمور را تعیین نماید ، که به اتفاق یک نفر مأمور دولت انگلیس مطالبات نقدی جمیع رعایای انگلیس را از رعایای دولت  ایران تحقیق و مشخص نماید . و دولت ایران هر یک از این مطالبات که به تصدیق مأمورین مزبوره بجاباشد ، باید دفعتاً یا به قسط خواهد داد ، در یک مدتی که بیشتر از یک سال از تاریخ اعلام مأمورین مزبوره نباشد ، و مأمورین مزبوره تحقیق و مشخص خواهد کرد ، قروض دولت ایران به رعایای سایر دول تا وقت عزیمت سفارت انگلیس از تهران ، در زیر حمایت دولت انگلیس بودند ، و از آن وقت به بعد ترک حمایت مزبور نکرده اند .
فصل دوازدهم- در فصل سابق مقرر شده دولت انگلیس این حق را ترک و آشکار خواهد کرد ، که حمایت نکند ، بعد از این هیچ یک از رعایای ایران را با لفعل در نوکری سفارت قونسولها و وکلای قونسول انگلیس نباشد ، بشرط اینکه چنین حق به دول دیگر داده و معمول نشود ، در این باب و جمیع خصوصیات دیگر دولت انگلیس مطالبه می کند ، و دولت ایران هم تعهد می نماید که همان امتیازات و معافات در ممالک ایران به دولت انگلیس و به نوکری و رعایای آنها داده خواهد شد ، که به دول کامله الوداد و به نوکرا و رعایای آن بهره یاب خواهد بود ، از همان اعتسار و احترام که به دول کامله الوداد و نوکرهای و رعایای آنها داده می شود .
فصل سیزدهم – دولتین علیتین معاهدتین یحکم این تجدید می نماید آن قرار را که در ماه افست (اوت) ۱۸۵۱ – م مطابق شهر شوال سنه ۱۲۶۷ هجری در باب رفع تجارت غلام و کنیزه در خلیج فارس فیما بین این دو دولت داده شده است. و علاوه بر این تعهد می کنند که قرار مزبور پس از انقضای مدت بر قراری آن که عبارت از ماه آفست (اوت) باشد تا مدت ده سال دیگر بر قرار خواهد بود و باین نحو امتداد خواهد یافت ، تا یکی از جانبین به یک اعلام رسمی قرار مزبور را موقوف بدارد ، اما اعلام مزبور معمول نخواهد بود . مگر بعد از یکسال ظهور آن
فصل چهاردهم – بلافاصله از مبادله امضاء نامه های این عهدنامه عساکر انگلیس هر نوع حرکات حضمانه را نسبت به دولت و مملکت ایران ترک خواهد کرد ، دولت انگلیس علاوه بر این تعهد می کند به محض اینکه قرار تخلیه هرات وممالک افغانستان از عساکر ایران و همچنین قرارداد پذیرایی سفارت انگلیس به تهران کاملاً مجری شود ، عساکر انگلیس خود را از جمیع و لایات و اماکن ، و جزایر که تعلق به ایران دارند ، بلادرنگ پس خواهد کشید، و دولت انگلیس تعهد میکند ، در این اثنا سرکرده عساکر انگلیس عمداً هیچ حرکتی که موجب ضعف اطاعت رعایای ایران نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه ایران باشد نخواهند کرد ، بلکه تقویت اطاعت مزبور نهایت مقصود دولت انگلیس است، علاوه براین دولت انگلیس تعهد می کند که بقدر امکان رعایای ایران از زحمت حضور عساکر انگلیس ایمن خواهند بود ، و همچنین آذوقه که برای عاکره مزبور لازم شود ، دولت ایران تعهدمی کند که به کارگزاران خود قدغن نماید ، که به عساکر انگلیس در تحصیل آذوقه مزبوره اعانت کنند ، و نز دولت انگلیس تعهد می نماید که در حین اخذ اشیاء ، قیمت آن موافق نرخ دوز از جانب مأمورین انگلیس بلادرنگ داده خواهد شد ،
فصل پانزدهم – عهد نامه حال ممضی خواهد شد و امضاء نامه های آن مبادله خواهد شد در بغداد ، در  مدت سه ماه یا زودتر ، هرگاه ممکن شود و به جهت اثبات مسطورات فوق ایلچیان طرفین این عهد نامه راممضی و به مهر ممهور ساخته در پاریس در چهار نسخه در هفتم شهر رجب المرجب در تاریخ ۱۲۷۳ هجری تحریر یافت .(۱)

اسناد رقابت دو ابر قدرت قرن
انگلستان و روسیه تزاری در مرزهای
خراسان و انتزاع ابیورد ، مرو ، سرخس  از خراسان
روسیه تزاری و انگلستان در دوران سلطنت ناصر الدین شاه چنانکه در این مجموعه در موضوع واگذاری هرات به افغانستان ذکر شد ، برای دست یابی به اهداف سیاسی و نظامی و کشور گشایی خود با هم رقابت داشتند ، روسیه تزاری پس از تصرف دشت آخال و مناطق ترکمن نشین ، به سوی مرو ، سرخس بیش می رفت تا با تصرف مرو و سرخس به هرات نزدیک شود ، و از طریق قندهار به هند و دریای هند دست یابد ، انگلستان هم به این هدف روسیه توجه داشت و می کوشید ، بین ایران و هندوستان کشوری دست نشانده به وجود آورد ، تا مانع پیش روی نظامی روسیه به سوی هندوستان شود ، در نتیجه با تحریکات و دسایسی و تهدیدات هرات را از خراسان جدا نمود و ضمیمه افغانستان ساخت ، و در مرو هم از طرف روسیه علی خانف یکی از افسران ورزیده و مجرب در امور نظامی و سیاسی مأموریت یافت با سران تراکمه مرو مذاکره و آنان را به سوی روسیه متمایل کند و به تابعیت روسیه در آورد
علی خانف به مرو رفت و محرمانه با سران ترکمان های مرو به مذاکره نشست ، او دو نوان یکی از عوامل انگلیس هم با سران ترکمان های مرو تماس گرفت و آنها را تشویق به سوی انگلستان کرد ، خوانین توختامیش و او تا میش ایل تکه مرو ، نامه تاریخی به او دو نوان نوشته و فعالیت عوامل روسیه را در جلب رؤسای تراکمه مرو به تبعیت از روسیه رامتذکر شده ، و در خواست کرده اند که آنها را در اتخاذ تصمیم راهنمایی نماید ، این سند نشان دهنده رقابت و فعالیت شدید عوامل دو ابر قدرت در به دست آوردن هدف های سیاسی خود در این منطقه می باشد .
در این جا نامه ی تاریخی مورخ ۱۲۲۸ هـ . ق سران ایل تکه مرو به سرپرستی قوشید خان که مهر او با علامت (+) در زیر نامه مشخص شده است .
چاپ می کنیم (تصویر شماره ۷) و عکس ادونوان (تصویر شماره ۸)
علی خانف به کوشش خود در مذاکره با رؤسای تکه مرو و جلب تمایل آنها را به تعبیت از روسیه ادامه داد و موفق شد ، مخدرم قلی خان یکی از روسای قبایل تکه را برای شرکت در جشن تاج گذاری ، الکساندرسوم (۱۸۸۱-م تا ۱۸۹۴ امپراطور روسیه ) همراه خود به مسکو به برد ، مخدرم قلی خان در این جشن شرکت کرد و مورد توجه امپراطور روسیه قرار گرفت و به دریافت خلعت (لباس فاخر) و شمشیر ساعت طلا و مدال طلا تاج گذاری مفتخر شد ، و پس از بازگشت از مسکو به مرو از دیدنی های خود و لطف و محبت های امپراطور برای قبایل تکه تعریف ها کرد و آنها را به سوی روسیه متمایل ساخت ، در نتیجه علی خانف در انجام مأموریت خود پیروز گردید ، و بعداً علیخانف کاغذی از روسای قبایل تکه مرو گرفت که ما خواهان تابعیت روسیه هستیم و بیست و چهار نفر از آنها را به اشک آباد نزد ژانرال کمارف فرمان فرمائی ترکمنستان برد و آنها در حضور فرمان فرما در باره ی اطاعت خود از دولت روسیه سوگند یاد کردند . این مراسم زمستان سال ۱۳۰۱ هـ . ق برابر با ۱۸۸۴ – م برگزار شد ، بعد از چند روز قزاقان روسیه به مرو وارد شدند و آنجا را به تصرف خود در آوردند ، (۱)
اسنادی در باره ی تصرف سرخس
به وسیله روسیه تزاری
تسخیر منطقه مرو به وسیله ژنرال کمارف فرمانفرمای کل ترکمنستان دولت انگلیس را به هراس انداخت ، از طریق جراید به عملیات نظامی روسیه تاختند و مذمت بسیار کردند و نوشتند ، که چندی قبل دولت روسیه به دولت انگلیس وعده داده بود که دیگر به سوی مرزهای افغانستان پیش نرود، و این پیش روی و تصرف منطقه مرو نزدیک شدن به هرات ، خلاف وعده و قولی است که داده است ، اما با تجاوزاتی که خود دولت انگلستان برای تصرف بعضی نواحی هند ، و افغانستان ، و ایران به کار برده بود این ایراد ها و اعتراض ها اثری در بر نداشت .
از روزی که ارتش روسیه منطقه مرو را تصرف کرد تمام سیاستمداران و صاحب نظران معتقد بودند که طولی نخواهد کشید ، روس ها به سوی هرات بیش روی خواهند کرد ،‌و سافت ۳۸۸ کیلومتر بین مرو و هرات را طی خواهند نمود.
دولت روسیه پس از تسخیر مرو ، تمرکز ارتش خود را از او رنبورغ که تا هرات شش ماه طول زمانی لازم داشت ، به مرو انتقال داد ، و نقشه پیش روی خود را به سوی مرزهای هندوستان کماکان تعقیب کرد ، در این زمان بین دولتین روسیه و انگلستان در مورد حدود مناطق نفوذی که قبلاً نهانی در باره آن توافق نموده بودند ، اختلاف حاصل شده بود ، بخصوص با تمرکز سپاه روسیه در مرو و نزدیکی هرات بر شدت نگرانی انگلیس افزوده بود ،
ارتش روسیه پل خاتون را تصرف کردند ، و دو ماه بعد از انکه مرو را تصاحب نموده بودند ، ژنرال کمارف سرخس قدیم را نیز تصرف کرد .
تصرف سرخس برای دومنظوربود، یکی آنکه دولت روسیه بااین اقدام معلوم نمودکه قصد پیش روی به طرف هرات رادارد،ودیگرآنکه چون سرخس درناحیه‌ای واقع است که تاکنون جزوقلمروحاکمیت ایران و سرحد ایران و افغانستان بود حدود تازه ای بین مناطق نفوذی روسیه و انگلیس باشد.(۱)
در این زمان میرزا ملکم خان ناظم الدوله سفیر ایران در لندن اعتراض و ایراد دولت انگلیس را به میرزا سعید خان وزیر اصور خارجه ایران ضمن تلگرافی اعلام نمود ، که  متن آن بشرح زیراست :‌
استخراج تلگراف رمز لندن
به جناب مستطاب وزیر امور خارجه محرمانه عرض می کنم ، می گویند شما از روی منتهای غفلت سد استقلال ایران را شکستید ،‌آنچه داشتیم تسلیم روس کردید ، و الآن شما خواه و نا خواه نوکر روس هستید ، خدا رحم کرد که هرات رابشما ندادیم ؟ آن را هم به روس می دادید آنچه هم از سیستان بدهیم آخر عاید روس خواهد شد ، شما خوب می توانستید خراسان را موافق قاعده نگاه بدارید ، سوء اداره شما ایران را فقیر ضعیف و تمام کرد ، با این وضعیت شما دوستی شما دیگر چه معنی خواهد داشت ، با این اداره شماهیچ چیز را حفظ نخواهید کرد ، و بعد از این خاک ایران خاک روس محسوب خواهد بود . بنده از این وضعی که بدون عداوت و با کمال جلالت بیان می کنند ، و از آن نتایج آینده که مجسم می بینم به درجه حول هستم که واقعاً دیگر از زندگی خود متنفر شده ام ، واضح است که در اصلاح این عقیده نه خواب دارم و نه آرام ، نمی دانم این حالت را بچه زبان در خاکپای اقدس همایون شاهنشاهی روحنافداه بروز خواهید داد ، چه فرصت ها از دست دادیم ، ملکم نمره –43 سلخ رجب ۱۳۰۱
ناصر الدین شاه قاجار ، در زیر و حاشیه این تلگراف با خط خود چنین نوشته است :
باید جواب نوشت ،ما چیزی به روس ندادیم ، شما که انگلیس هستید در حقیقت داده اید (؟) اگر دفعه اول روس را از این همه پیش آمدن به سمت آخال و ترکمان رسماً و قویاً مانع می شدید ، البته روس ها میدان جولان بازی خودشان را کمتر می کردند ، بلکه هیچ نمی توانستند داخل شوند ، وقتی که مثل شما دولتی قوی نتواند سد راه و خیال روس ها را بکند ، ما بطریق اولی نمی توانیم (؟)
روس آمد آخال را گرفت ، ما چه می کردیم (؟!) بعد گفت ، سر حد طبیعی خراسان و ترکمن را باید معلوم کنید ، و از این قرار ما چه می کردیم ، اگر قبول نمی کردیم برضایت ، خودش همان طوری که آخال را تصرف کرد ، حد طبیعی ترکمان را هم با خراسان بزور تصرف می کرد ، آنوقت آیا ما باید با روس ها چنگ بکنیم ، آیا شما بما امداد قشونی و پولی و اسلحه می کردید یا نه ؟ روس آخال را گرفت با لطبیعه مرو را تصاحب می کرد ، ما چطور می توانستیم بگوئیم مرو نرو و تصرف نکن (؟) اگر این ممانعت ها را می کردیم جز آنکه روس را با خودمان دشمن بکنیم ، هیچ فایده ای نداشت و او هم کار خود را می کرد ، پس در این صورت تقصیری به اولیای دولت ایران و اردنیست ، و ماخود به استقبال روس نرفتیم ، و او را نیاورده ایم‌، و هرگز مایل این اتفاقات نبوده ایم ، البته هر وزیری بشما این صحبت محرمانه کرده است همین جواب را بدهید ، و باز هم باید حالت دولت انگلیس باتفاق ایران ، برای سدراه روس ها که از این هم بیشتر نروند ، بعد از این حرف زده و اتفاق کرده که فکر و تدبیر بکنند که از این بیشتر به مشکلات دچار نشوند ، جواب بخواهید . ( سند شماره ۹)
محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، وزیر انطباعات ناصر الدین شاه در خاطرات خود نوشته ، در این موقع ناصر الدین شاه مشغول بازی وتفنن با ملیجک ، پسر برادر امین اقدس زن سوگلی و کرد نژادش بود (تصویر شماره ۱۰) و بعد از دست دادن مناطق مرو سرخس قدیم این شعر را حکیم الممالک ساخت و ورد زبانها نمود ،
مرو و سرخس اگر به با درفت عجب نیست .
خال ملیجک بس است و مال ملیجک (۱)
تلگراف تاریخی رکن الدوله استاندار خراسان
درباره تصرف مرو و سرخس
روسیه ، پس از تصرف مرو و سرخس ، علی خانف یکی از افسران ارتش را که در جلب سران طوایف ترکمن مرو به تابعیت روسیه نقش مؤثری داشت ، به حکومت مرو و سرخس منصوب نمود .
علی خانف ، پس از استقرار در سرخس ، طایفه ترکمن سالور را زیر حمایت خود گرفت و پادگان نظامی سرخس ومرو و تجسن را تقویت نمود ،‌
علی مردان خان نصره الملک تیموری حاکم جام و زور آباد و سرخس درباره تصرفات و تجاوزات علی خانف گزارشی به محمد تقی میرزا رکن الدوله استاندار خراسان داده که بسیار جالب توجه است ، رکن الدوله آن گزارش را ضمن تلگراف رمزی به استحضار ناصر الدین شاه رسانیده و در خواست کرده است ، اقداماتی به عمل آید که سرخس از دست فرود ، و اگر روسیه فشار می آورد ، جای دیگری را به روسیه بدهید ، و سرخس را نگه دارید ، ناصر الدین شاه ضمن دستخطی به وزیر خارجه نوشته :
«… ما هیچ عهد و شرطی ملک سرخس را از نو و کهنه به دولت روس واگذار نکرده ایم و دولت روس بدون خبر و بدون هیچ حقی قشون خود را داخل خاک صحیح ما کرده است . شما مأمورهستید که مضامین این دستخط را به جناب وزیر مختار (انگلیس ) حالی کرده و در این فقره مجدداً تلفگراف مخصوص محرمانه به وزارت خارجه انگلیس نکنید ، و جواب دیگری بما بدهند ، که آیا خاک صحیح خودمان را به هیچ شرطی واگذار به روس نکرده باشیم آیا صرف نظر کردن از دست بدهیم یا خیر ،
بدیهی است استمداد ناصر الدین شاه پس از تصرف مرو و سرخس بوسیله ارتش روسیه از دولت انگلیس که خود در تعین حدود حوزه نفوذی خوددر مناطق مرزی ایران برای حفظ حریم مرز هندوستان بادولت روسیه قرار و مداری داشته بی نتیجه بود .
در این جامتن گزارش تلگرافی رکن الدوله سند شماره ۱۱ که تاریخ آن احتمالاً ۱۳۰۱ قمری است و دستخط ناصر الدین شاه سند شماره ۱۲ برای ملاحظه خوانندگان گرامی چاپ می شود ،
متن گزارش استاندار خراسان
به خاک پای جواهر آسای بندگان اقدس همایون روحی و روح العالمین فداه الآن کاغذ نصرت الملک (تیموری ) از سرخس رسید نوشته است که بعد از ورود به سرخس ناصری کاغذی به علیخان ، نوشتیم که سرخس ملک دولت علیه ایران است شما به چه جهت و به چه قاعده آمده در سرخس و قلعه نصرت آباد نشسته اید و چرا سالور را برده نگاه داشته اید ، جواب نوشته است که حکام بزرگ ما به من  حکم کرده اند من هم آمده این جانشسته ام اگر اولیای دولت
ایران مطلع نباشند ربطی به من ندارد ، وزرای مختار از این کارها خبر دارند ، شما هر حرفی دارید با سفارت بزنید و زبانی به باقرخان نیشابوری که نصرت الملک نزد علیخان فرستاده است گفته است ، من چرا تا حال به این جا نمی آمدم حالا حکم کرده اند آمده ام عجالتاً تا این طرف آب را تصرف کرده ام ، نصرت الملک نوشته است صریح به خاکپای ملوکانه عرض کنید سرخس از دست رفت اگر این طرف آب را که سرخس ناصری باشد واگذار نمائید آنها آب آن را قطع می کنند و طوری سخت خواهند گرفت که نمی توان نگاه داریم، هر طور است فکری به حال سرخس بفرمائید ، اگر هیچ علاج ندارد جای دیگر را به روس بدهید و سرخس را نگاهدارید که رفتن سرخس مایه خیلی مرارت است ، طایفه سالور هم به طوریکه غلام جان نثار در عریضه رمز سابق عرض کرده بود و حالا نصرت الملک نوشته است ، تماماً به آن طرف آب رفته اند اگر شصت خانوار منکلیخان که با او باقی هستند نصرت الملک بعد از آب برون آمده نصرت الملک دیده است مغده می شود متعرض نشده علیخان گفته است طایفه سالود پناه بما آورده نگاه داشته ایم هر وقت از دولت حکم شد اینها را پس می دهیم ، نصرت الملک نوشته است علی خان خیلی با غرور حرکت می کند و گفتگوئیکه آنجا با او بشود ثمر ندارد ،‌خانوار تکه مرو راهیم خبر کرده اند بیایند . سرخس بنشیند و زراعت نمایند ، یکصد نفر سوار قزاق هم علی خان فرستاده است به میان طایفه سالور که کسی متعرض آنها نشود نصرت الملک نوشته است محققاً از سمت خیوق قشونی این روزها به سرخس سه هزار نفر شتر هم در مرو خبر کرده اند و می خواهند دو فوج سرباز در سرخس ودو فوج در سایر ولایات و دو فوج در قاری بند و طژن (تجن ) ساخلو قرار بدهند ، این ها حالات سرخس و نصرت الملک و علیخان است که مشروحاً به شرف عرض رسانیده است ، که عاکفان حضور مهر ظهور مبارک فکر درستی در باب سرخس و سالور بفرمائید که این ملک از دست برفت ، نصرت الملک در باب زراعت بذه السنه تکلیف خودش را پرسیده ، آنچه آن طرف آب است که متعرض نمی توان شد . در این طرف هم هرچه سالور زراعت کرده تکلیف آنها چیست باید عشر از آنها تکلیف نصرت الملک را معلوم نماید ، در ضمن صحبت علیخان ، باقرخان گفته است درباب کلات هم حرف میرود … غلام جان نثار محمد تقی (رکن الدوله )
سند قرارداد آخال (۱) و انتزاع
شهرها و روستاهایی از خاک خراسان
روسیه تزاری ، پس از آن که مناطق حساس و سوق الجیثی ، دشت ترکمن و دشت اتک ( بخشی از درگز ) و مرز و سرخس را که برای رسیدن به مرز هندوستان و دست یابی به اقیانوس هند اهمیت داشتند به تصرف خوددر آورد ، موافقت کرد جهت تعیین خطوط مرزهای جدید میان روسیه و ایران مذاکره و اقدام به عمل آید .
ناصر الدین شاه قاجار ناچار شد اقدام به مذاکره و مصالحه نماید ، و استان های مرو و سرخس و دشت های اتک و ترکمان را مانند جدش فتح علی شاه که استان های قفقاز و داغستان و گرجستان را به روسیه داد به روسیه ی تزاری واگذار نماید ، در نتیجه ی مذاکرات هئیت ایرانی به ریاست میرزا سعید خان موتمن الملک انصاری وزیر امورخارجه ایران و هئیت روسیه به ریاست ذی نودیف وزیر مختار روسیه در ایران قرار داد مورخ ۱۲۹۹ هـ . ق برابر با دسامبر ۱۸۸۱ – م آخال بسته شد ، و حدود مرز جدید بین دو کشور تعیین گردید ، و ایران حق حاکمیت خود را به بیش از سی شهر و روستا که آن سوی خط مرز جدید قرار گرفتند از دست داد. (۱)
اعتماد السلطنه ،وزیر انطباعات ناصر الدین شاه قاجار ، در خاطرات خود نوشته «مسئله سرحدروس و خراسان گذشت ، وسی و چهار قریه و آبادی ایران تسلیم روس گردید ، … روس ها به میرزا سعید خان وزیرخارجه دراین مورد،ده تادوازده هزار تومان داده اند . (۳) در این جا دو سند به نظر می رسد
۱-    متن قرارداد آخال و متن روسی و فارسی آن (سند شماره ۱۳)
۲-    نقشه تقریبی کلات و درگز و قوچان و شیروان و بجنورد شهرها و روستاهایی که آن سوی مرز واقع شده اند . سند شماره ۱۴
سند شماره –13
قرارداد آخال
چون اعلیحضرت شاهنشاه ایران واعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه لازم دیدند که در طرف شرق بحر خزر سر حد ممالک خود را از روی دقت معین کرده و موجبات آسودگی و امنیت آن جاها را فراهم نمایند چنین صلاح دیدند که برای حصول این مقصود قراردادی منعقد دارند ، لهذا وزرای مختار خود را از این قرار معین داشتند.
از طرف اعلیحضرت شاهنشاه ایران ، میرزا سعید خان مؤتمن الملک وزیر خارجه ، و از طرف اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه ، ایوان ذی نودیف ، وزیر مختار ویلچی « سفیر » مخصوص در درباره دولت علیه ایران وزرای مختار مزبور پس از اینکه اختیار نامه های خود را مبادله نموده  و آن را موافق قاعده و مرتب به ترتیبات شایسته یافتند در فصول ذیل متفق الرای شدند .
فصل اول
در طرف شرق بحر خزر سر حد بین ممالک ایران و روس از قرار ذیل خواهد بود و از خلیج حسین قلی الی چات سرحد بین الدولتین مجری رود اترک است از چات خط سر حدی در سمت شمال شرقی قلل سلسله کوه های سنگرداغ و ساکریم را متابعت کرده وبعد درسمت شمال بطرف رود چندر متوجه شده و در چقان قلعه ، به بستر رود مزبور می رسد ، از این جا در سمت شمال به قلل کوه های که فاصل دره ی جندر و دره ی سومبار ، است متوجه شده و در سمت مشرق قلل کوه های مزبور را متابعت کرده و بعد بطرف بستر رودخانه سومیار ،و در ملتقای رود مزبور و بانهر آخ آقایان فرود می آید از این نقطه خبر بطرف شرق بستر رود سومبار خط سرحد محسوب می شود ، الی خرابه های مسجد داریانه و از مسجد داریانه الی قلل کپت داغ سر حد راهی است که به درون ممتداست پس از آن خط سرحدی در امتداد قلل مزبور بسوی جنوب شرقی حرکت می کند ولی نرسیده به انتهای تنگه گرماب بطرف جنوب برگشته و از سه کوه هائی که فاصل دره ی سومبار و سرچشمه گرماب گذته بعد متوجه بسوی جنوب شرقی شده از قلل کوه های میر نو ، و چوب بست عبور و راهی را که در گرماب به رباط می رود در محلی ملاقات می کند که در یک ورستی شمال رباط است، چون به این محل رسید خط سر حدی از قلل کوه ها الی قلل کوه دالانچه کشیده شده ، پس از آن از شمال خیر آباد گذشته ودر سمت شمال شرقی الی حدود گوک قتبال، ممتد شده و از حدود گوک قنبال به دربند رود فیروزه تقاطع می کند و از این جا در سمت جنوب شرقی متوجه به قلل کوه هائی میشود ، که از طرف جنوب وصل به دره است که راه عشق آباد «اشک آباد » و فیروزه از آن عبور می کند ، و پس از آن که قلل کوه های مزبور را الی اقصی نقطه ی شرقی متابعت نموده خط سر حدی به شمالی ترین قله کوه اسلم گذشته و در سمت جنوب شرقی قلل این کوه ها را طی کرده و بعد شمال قریه کلته چنار را دور زده و به محل اتصال کوه های زیر کوه ، و قزل داغ می رسد ، ازاین جا خط سر حد در سمت جنوب شرقی از قلل سلسله زیر کوه کشیده می شود تا این که به دره ی رود با یا دور مزیرسد ، بعداز وصول به این محل بطرف شمال حرکت و به راهی که ارگاورس الی لطف آباد ممتد است به جلگه می رسد بطوری که قلعه بابا دورمز در شرق این خط واقع می شود .
فصل دوم
چون در فصل اول این قرارداد نقاط عمده خط سر حدی بین متصرفات ایران و روس معین شده است طرفین معاهد تین کمیسرهای مخصوص مأمور خواهند نمود که خط سرحدی را در محل و بطور صحیح ترسیم کرده و علامات را نصب نمایند ، زمان و محل ملاقات کمیرهای مزبور را طرفین معاهدتین بالا تفاق معین خواهند نمود.
فصل سوم
چون قلعه جات ، گرماب ، قلقلاب ، واقعه در دره ی رودی که آبش اراضی ماوراء خزر را مشروب می کند ، در شمال خطی واقع است که بموجب فصل اول ، سرحد بین متصرفات طرفین است ، دولت ایران متعهد می شود، که قلاع مزبور را در ظرف یک سال از تاریخ مبادله این قرار داد تخلیه کند ، ولی دولت علیه «ایران» حق خواهد داشت  که در ظرف مدت مزبوره سکنه گرماب ، و قلقلاب را به مملکت خودمهاجرت دهد ، از طرف دولت روس متقبل می شود ، که در نقاط مزبوره استحکامات بنا نکرده و خانواده ترکمن در آنجا سکنا ندهد .
فصل چهارم
چون منبع رود فیروزه و منابع بعضی رودها و انهاری که ایالت ماوراء بحر خزر متصله سرحد ایران را مشروب می کند ، در خاک ایران واقع شده است ، دولت علیه متعهد می شود که به هیچ وجه نگذارد که از منبع الی خروج از خاک ایران در امتداد رودها و انهار مزبور قراء جدیدی تأسیس شده و به اراضی که بالفعل زراعت می شود توسعه داده می شود و نیز برای اراضی که فعلاً در خاک ایران مرزوع است بیش از آن مقداری که لازم است نگذارد آب استعمال کنند، محض اینکه این شرایط بطور صحیح اجرا و بدون تعطیل و تعلل رعایت شود . دولت ایران متقبل می شود که بقدر لزوم مأمورین صحیح برای این امر معین کند و به کسانی که از مدلول آن تخلف می ورزند سیاست سختی برسد.
فصل پنجم
محض ترقی و پیشرفت مناسبات تجارتی مابین ایالت ماوراء بحز خزر و ایالت خراسان طرفین معاهدتین متقبل می شوند که در باب ساختن راه های عرابه روکه برای مراودات تجارتی بین ایالات مذکوره مناسب بوده باشد حتی الامکان زودتر مابین قراری دهند ، که مستلزم نفع جانبین بوده باشد
فصل ششم
دولت ایران متعهد می وشد ، که درتمام امتداد سر حد استرآباد «گرگان » و خراسان اخراج هر نوع اسلحه و آلات جنگی را در مملکت ایران سخت ممنوع دارد ،و نیز تدابیر لازمه را بعمل آورده نگذارند که به تراکمه که خاک ایران هستند اسلحه برسد ، کارگزاران سرحدی دولت علیه در درباره اشخاصی که از طرف روسیه مأموریت منع خروج اسلحه از حدود ایران دارند کمال مساعدت و همراهی را منظور خواهند داشت .
فصل هفتم
محض مراقبت اجرای شرایط این قرارداد وبرای مواظبت حرکات و رفتار تراکمه که مجاور ایران هستند ، دولت روس حق خواهد داشت که به نقاط سر حدی ایران مأمور معین کند ، مأمورین مزبور در مسائلی که راجع به حفظ انتظام و آسودگی صفحات مجاور متصرفات دولتی است واسطه ی بین کارگزاران خواهند بود .
فصل هشتم
تمام تعهدات و شرایط مندرجه عهد نامه جات و قرارنامه هائی که ما بین طرفین منعقد شده است به قوه ی خود باقی خواهد ماند .
فصل نهم
این قرارنامه که به دو نسخه نوشته شده و به امضاء و مهر ووزرای مختار طرفین رسیده است ، به تصویب و تصدیق اعلیحضرت شاهنشاه ایران واعلیحضرت امپراطور روس خواهد رسید . و تصدیق نامجات درظرف چهارماه وحتی الامکان زودتردرطهران مابین وزراء مختار طرفین مبادله خواهد شد .
در طهران ۹ دسامبر ۱۸۸۱ – م مطابق ۲۲ محرم ۱۲۹۹ قمری امضاء-ذی نودیف ، مهرمیرزاسعید .
سند  تعین سهم آب روستاهای واگذارشده به روسیه ، طبق قرارداد آخال
پس از عقد قرارداد ۱۲۹۹ هـ . ق آخال میان دولتین ایران و روسیه ، نمایندگان دو دولت در سال ۱۳۰۱ هـ . ق در مناطق مرزی لطف آباد و کلات حضور بهمرسانیدند ، و نسبت به مزارع و میزان حق آب روستاهای واگذار شده ، به روسیه ،روستاهای ایران که از آبهای مشترک استفاده می نمودند ، بررسی کردند و قرارداد لازم را بستند ، که با توجه به شرایط و مقررات قید شده این قرارداد حق فعالیت کشاورزی ساکنین روستاهای ایران را محدود نموده است .
میرزا رضاخان ارفع الدوله که جزو هئیت اعزامی دولت ایران به ریاست  سلیمان خان صاحب اختیار بود، در خاطرات خود نوشته است ؛
«درمورد تقسیم آب، دیدیم که تمام رودقوزقان «گزگان » (شمس خان ) که ازابتدای کوه های قوچان (مزارمسجددرگز) جمع می شوند، و به دره ی قوزقان «گزگان » و از آن جا ،به روستاها جاری می شود ، می توان آب را در آن جا تقسیم کرد، مال قلعه های ترکمن (واقع درآن سوی مرز)ومال قلعه های ایران رادرخاک ایران به ایرانی ها داد،ترکمن ها درمنبع آب واقع شده اند، و لطف آبادی ها در زیر آب ، بعد از رفتن ما (از درگز) دیگر ترکمن ها به لطف آبادی ها دخالت نخواهند کرد ، بعد از این که این تصمیم را گرفتیم ، مسئله آمد برسیر تقسیم ، که آب را به چه میزان باید تقسیم کرد ، کپیلوف عضو هئیت روسیه می گفت ، که وقت آمدن به این جا رئیس به او دستور داده که وقت تقسیم آب ، باید آب را خانه شمار تقسیم کرد ، یعنی اهالی سیزده قلعه ترکمن (حق آب دار از این رودخانه ) و سه قلعه ایرانی ، لطف آباد ، شیلگان ، حصار را شمرد. اگر این قرار را اجرا می کردیم ، میبایست آب را شانزده قسمت می کردیم ، سیزده قسمت مال ترکمن (روسیه ) سه قسمت مال ایران ، من راضی نشدم ، و گفتم از عدالت به دور است ، پس ازمذاکرات در حضور روسای هئیت های نمایندگی طرفین ، بالاخره موافقت شد ، که آب را به ترتیب زیر تقسیم نمائیم ، تمام آب رودخانه را به سه قسمت تقسیم کنیم که یک قسمت برای لطف آباد و شیلگان و حصار ، و دو قسمت مال سیزده قلعه ترکمن ، و به همین ترتیب قرارداد بسته شد.
در مورد تقسیم رودخانه چهچهه نیز طبق قرارداد اقدام شد و آب مورد نیاز روستاهای ایران و روستاهای واگذار شده به روسیه تعین گردید .(۱)
در این جا متن قرارداد تقسیم آب به نظر می رسد (سند شماره ۱۵)
قرارداد تقسیم آب روستاهای واگذار شده به روسیه و کلات و درگز
(پروتکل پنجم )
بنا به دستور العمل واحد المضمون مأمور اعلیحضرت پادشاه کل ممالک ایران سلیمان خان صاحب اختیار امیر تومان ، و مأمور اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه فزانس شتاب بولکونیک نکولا (نکولا) قرزمین قراوایف ، در خصوص قرارداد آب و تعین زمین در میان اهالی اتک و اهالی سرحدیه دره در جز و کلات مأمورین مشارالیهما بتاریخ  28 شهر شعیان المعظم ۱۳۰۱ مطابق ۱۱ ماه ایون سند ۱۸۸۲ م در اردوی قره تکان مجلس کرده و چنین قرار گذاشتند .
فصل اول – چون خط سرحد شمالی خراسان تقاطع می کند دره رودخانه چهچهه را در دربندی که نزدیکی چهچه قزل باش «ایران » واقع است ، در دروازه چهچهه نامیده می شود ، لهذا به قزل باش ها تجویز نمی شود که در شمال خط سرحد مزبور زراعت بکنند و هرگونه زراعت قزل باش که حالا در آن جاموجود است باید بدون درنگ خراب شود .
فصل دوم – در قریه چهچه قزل باش عددخانوار نباید زیاده بر شصت خانوار بشود ، محل از برای زراعت این قریه معین می شود، از دره مزبور بطرف جنوب دردره رودخانه چهچه تا دربندی که هفت ورس بالاتر از قریه چهچهه واقع است هر سال باید یک طرف رودخانه را در این مسافت زراعت کنند و زراعت را از آب رودخانه بواسطه یک نهر که از دم در بند ابتدا می شود مشروب کنند زراعت کنجد و پنبه وسبزی کاری از همه جهت نباید زیاده بر یک خروار بشود در نزد این قریه باغات از مقداری که حالا موجود است نباید بیشتر بشود .
فصل سوم – در همه مسافت دره رودخانه چهچهه در میان دربند مذکور فوق که در طرف جنوب قریه چهچه هفت ورس بالاتر از قریه مزبور می باشد ، و میان دربندی که نزد قریه امیر آباد و جائی که خور چای با آب گرم بهم وصل میشود ، و از آن نقطه رودخانه چهچه نامیده می شود هیچ گونه زراعت تجویز نمیشود.
فصل چهارم – در دره رودخانه آب گرم در همه مسافت آن نباید زراعت بشود . بیرون کردن آب از مجرای آن قدغن می شود ، نهرهائی که در دره آب گرم موجود است باید خراب شود .
فصل پنجم – عدد خانوار امیر آباد نباید زیاده از بیست خانوار باشد ، احداث باغات در این جا تجویز نمی شود ، محل از برای زراعت امیر آباد معین می شود دردره خور چای از قریه مزبوره بطرف جنوب الی قریه دربند اول که بالاتر از خرابه ینگی قلعه واقع است ، هر سال تجویز می شود ، که یک ثلث همه این مسافت زمین را زراعت کنند ، غیر از گندم و جو زراعت کنجد و پنبه و سبزی کاری نیز اجازه (داده ) می شود . و لیکن از این ها نباید زیاده بر پنجاه من نیم خروار بکارند .
فصل ششم – در قریه خور عدد خانوار نباید از سیصد خانوار بگذرد و محل از برای زراعت این قریه در دره ی خور جای در میان خود قلعه خور و منحرج  جنوبی دربندی که در طرف جنوب خرابی بنگی قلعه درجائی که محل زراعت های امیر آباد منتهی می شود واقع است معین می شود ، خود دربند مزبور نباید زراعت بشود ، هر سال در این مسافت یک ثلث همه این محل را می توانند زراعت نمایند ، غیر از گندم و جو به اهالی خور تجویز می شود ، زراعت کنجد و پنبه و سبزی کاری مشروط به اینکه از همه جهت زیاده به سه خروار از آنها یعنی از پنبه و کنجد و سبزی کاری نکارند ، همچنین زراعت شلتوک نیز به آنها تجویز می شود ، بشرطی که زیاده به سه خروار نکارند .
فصل هفتم – نهرهائی که بواسطه آنها آب به زراعت ها داده می شود نباید از دامنه تپه هائی که این طرف وآن طرف دره واقعند بالاترکشیده شوند. بعد از برداشتن محصولات ، آب از نهار بودن درنگ باید به مجرای رودخانه رها شود بردن آب از مجرای به رودخانه دره های همجوار قدعن می شود.
فصل هشتم – همه زراعت های شلتوک که امسال کرده اند دره چهچهه و خورچای از خط سرحد خراسان تا دربندی که بالاتر از خرابه ینگی قلعه واقع است ، با نهرهائی که آنها را مشروب می کند باید بلادرنگ خراب شود و اب از انهار به مجری رودخانه رها شود در مستقبل زراعت شلتوک در همه این جاها بدون حرف قدغن می شود مگر مقدار شلتوک که در فصل ششم همین پروتکل از برای رهایی قریه خو معین شده است ، همچنین در همه مسافت دره زراعت تریاک قدغن می شود .
فصل نهم  در همه مجرای خورچای و آب گرم و رودخانه چهچهه هیچگونه بنای جدید و آبادی و اسیاب تازه و باغات جدید تجویز نمی شود ، سیلمان خان قوزمین  قراوایف
سند واگذاری قصبه فیروزه به روسیه و گرفتن حصار به عوض آن
یکی از کارهای اعجاب انگیز ناصر الدین شاه قاجار ، واگذاری قصبه فیروزه از توابع سابق شیروان ، که ازمناطق خوش آب و هوا و حاصل خیز و دارای آب فراوان و مزارع مفصل و باغ های مصفا بود به روسیه تزاری در سال ۱۳۱۰ هـ . ق و گرفتن روستای کوچک حصار درگز با مقداری زمین لم یزرع در سرحد آذربایجان در عوض آن .
روسیه تزاری ، چنان که در این مجموعه ذکر شد ، قبلاً استانهای قفقاز و گرجستان و غیره را در زمان فتح علی شاه از ایران گرفته بود ، و استان های مرو و سرخس و دشت های اتک و دشت ترکمن را هم در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به تصرف خوددر آورده به این همه تصرفات اکتفا نکرده ، چشم طمع به این شهرک خوش آب و هوای ییلاقی که برای استفاده ی افسران پادکان اشک آباد پسندیده بود ، دوخته و قبل از عقد قرارداد گویا مورد استفاده قراردادن در واقع به تصرف خود در آورده بود.
جالب آن است ، که طبق قرارداد ترکمن چای سلطنت اولاد عباس میرزا ، نایب السلطنه تحت حمایت دولت روسیه تزاری بود ، و از این لحاظ می بایست علاوه بر حفظ سلطنت این سلسله تمامیت ارضی کشور ایران نیز تحت حفاظت و حمایت روسیه قرار می گرفت ، ولی متأسفانه نه تنها چندین استان راکه در بالا ذکر شد در دوران سلطنت این سلسله به بهانه های مختلف با قدرت نظامی خود از ایران جدا ساخت ، حتی از این قصه سر سبز و خرم نیز چشم نپوشید.
ناصر الدین شاه قاجار دو فرمان در مورد تحویل و تحول فیروزه و حصار ، یکی برای شجاع الدوله حاکم قوچان جهت تحویل دادن فیروزه به روسها و دیگری به نام محمد علی خان منصور الملک حاکم درگز برای تحویل گرفتن روستای حصار ، که در اجرای قرارداد آخال آن سوی مرز درگز قرارگرفته بود.
مردم فیروزه موقع تحویل دادن مسکن اباء و اجدادی اشان به روس ها گریه و زاری می کردند ، و حاضر نبودند از علائق اجدادی خود دست بردارند ، ولی خان و نمایندگان اعراضی آنها را مجبور کردند فیروزه را تخلیه و علائق و املاک خود را رها نمایند ، و به شهرستان های ، قوچان و شیروان و بجنورد انتقال یابند .
مردم فیروزه به مناطق جدید در قوچان ، شیروان ،‌بجنورد منتقل شدند ، و محل تازه ی واگذاری شده را به سبب شدت علاقه ای که به مسکن اصلی خود داشتند ، (فیروزه) نام گذاشتند ، امروز در هر یک از شهرستان های قوچان و شیروان و بجنورد ،یک روستای فیروه وجود دارد که بازماندگان همین مهاجران در آنها ساکن می باشند ، (۱)
در این جا اسناد مربوط به این تعویض را بشرح زیر به نظر می رسانیم
۱-    متن قرارداد تعویض فیروزه با حصار (سند شماره ۱۶)
۲-    فرمان ناصر الدین شاه به عنوان محمد علی خان حاکم درگزبرای تحویل گرفتن حصار (سند شماره ۱۷)
لازم به ذکر است ، فتوکپی این سند مهم تاریخی که اصل آن در درگز در کتابخانه فریدونی است ، به وسیله دوست عزیزم آقای حسین قلی فریدونی در اختیار نگارنده گذارده شد ، در این جا از ایشان تشکر می کنم
۳-    عکس محمد علی خان منصور الملک حاکم درگز (تصویر شماره ۱۸)
۴-    فرمان ناصر الدین شاه درباره اضافه حقوق ،محمد علی خان سند شماه ۱۹)
متن سند شماره – 16
متن قرارداد واگذاری فیروزه به روسیه
چون اعلیحضرت شاهنشاه ایران و اعلیحضرت امپراطور و صاحب اختیار کل ممالک روسیه مایل هستندکه بعضی مسائل راجعه به سر حد بین دولتین را اصلاح نموده و بدین جهت اتحاد حاصله ما بین را مستحکم نمایند ، لهذا برای حصول موافقتی در مسائل مذکور وکلای خود را به تفصیل ذیل معین داشتند .
از طرف اعلیحضرت شاهنشاه ایران ، میرزاعلی اصغر خان امین السلطان صدر اعظم ، و از طرف اعلیحضرت امپراطور صاحب اختیار کل ممالک روسیه کنسیه بریده اوژن بوت زن ، وزیر مختار در دربار اعلیحضرت شاهنشاه ایران وکلای مزبوره فضول ذیل را مقرر داشته و امضاء نمودند .
فصل اول – اعلیحضرت شاهنشاه ایران از طرف خود و از طرف وراث خود قریه سر حدی فیروزه و تمامی محلی که واقعه است ما بین سرحدی مقرره ۱۸۸۱ و خطی که از کوه کناره به طرف دره بیر ممتد است به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه واگذار می کند . حدودی که راجع به این محل و در فصل اول قرارداد ۱۸۸۱ ، ۱۲۹۹ هـ . ق آخال ذکر شده است بموجب این فصل متروک و سایر فصول قرارداد ۱۸۸۱ –م  بقوه خود باقی خواهد ماند.
فصل دوم- در عوض زمینی که در فصل اول مذکور منتقل به روسیه شده است ، اعلیحضرت امپراطور و صاحب اختیار کل ممالک روسیه از طرف خود و از طرف وراث خود نقاط ذیل را به اعلیحضرت شاهنشاه ایران واگذار می کند .
اولاً – قطعه زمینی که در ساحل راست رودخانه ارس و محاذی قلعه ی قدیم عباس آباد واقع و بموجب فصل چهارم عهد نامه منعقده در ترکمان چای مورخه۱۰ فوریه ۱۸۲۸ – م به دولت روسیه واگذار شده بود .
ثانیاً ده حصار با قطعه زمینی که ما بین سرحد حالیه و خط ذیل واقع است ، این خط از محل تقاطع سر حد حالیه بانهر حصار و شیلگان شروع شده ، ساحل درست نهر مزبور را متابعت نموده و شرق ده حصار را دورزده ، و پس از تقاطع بانهر مزبور بطرف جنوب غربی ممتد و به گودی می رسد که در دو ورستی آسیاب حصار واقع است ، پس از آن خط سرحد بطرف جنوب حرکت کرده و به محلی خواهد آمد که رود با رز نگلانلی چای سرحد حالیه را قطع می نماید .
فصل سوم- چون بواسطه ی واگذار نمودن اراضی عباس آباد به این حدود سرحدی که راجع به این محل و در فصل چهارم عهد نامه ترکمان چای مقررات متروک می شود ، لهذا در عوض آن بموجب این قرارداد مقرر است . که خط سرحدی بین دولتین از شرور الی گدار یدی بلوک در درس را متابعت کند و از یدی بلوک در ارتس را متابعت کند واز بدی بلوک هم به آن طرف خط  سر حدی از قراری است که در فصل مزبور ذکرشده است . سایر فصول عهد نامه ی ترکمان چای به اعتبار باقی خواهد ماند .
فصل چهارم – از طرف دولتین کمیسر مأمور خواهد شد که حدود اراضی فیروزه و حصار را در محل و از روی صحت معین کرده و اراضی مزبور را تحویل داده و تحویل گرفته و علامات سر حدی را نصب نمایند ، برای تحویل دادن و تحویل گرفتن اراضی عباس آباد از جانب طرفین نیز کمیسر معین خواهد شد ، معذالک از تاریخ مبادله تصدیق نامجات این قرارداد به قطعه اراضی مزبور منتقل و طرفین حق تصرف فوری آن را خواهند داشت .
فصل پنجم – از نقطه معینه در ۹ دسامبر ۱۸۸۱- م به طرف شرق سر حد بین متصرفان روسیه و ایران از قرار تفصیل ذیل است ، از بابا دورمز ، خط سرحدی قلل جبال زیرکوه و اعتابعت نموده در سمت جنوب شرقی بطرف قریه خیر آباد متوجه شده و نرسیده به این قریه درکنار چپ دره ی درون کلیار ممتد ، و پس از آن در شمال قریه که به قلعه میر است به ساحل راست رود درون کلیار می گذرد ، چون به این جار سید خط سرحدی از وسط کوکلان گلخان و شور قلعه عبور کرده بسمت شمال متوجه شده ، مغرب و شمال لطف آباد و نیز جنوب ده کوران را دور می زند و پس از آن در سمت جنوب شرقی ، بطرف ده شیلگان کشیده چقور عقیل «چنحور آغل» را در شرق گذارده و شمال و مشرق شیلگان را دور می زند ، از این جا به سمت جنوب حرکت و از وسط قرار شیلگان و مگین لی  (مین لی ) تا بلندی های خوشاتپه ممتد ، و مشرق قریه حصار را بدین طور دور می زند ، که اول ساحل نهر حصار ، شیلگان را متابعت می کند . و بعد به ساحل چپ نهر مذکور رسیده و به سمت جنوب غربی الی گودالی بزرگ امتداد می یابد ، بعد از وصول به این محل در سمت جنوب الی رود بار زنگانلی چای ، رفته و  نیم فرسخ بالاتر از قریه گزگان از رود مزبور گذشته بسمت مشرق جنوبی متوجه می شود ، و از محلی که جنوب تر از تمام قراء اتک است عبور و تا مخرج کوه ها از دره ی تجن امتداد می یابد ، پس از آن خط سرحدی در سمت شرق به دره ی تجن متوجه شده و قدری جنوب تر از جرابه های قلات کشور قلعه به مجرای تجن متصل می شود ، و از آن جا بستر تجن را الی ذوالفقار که اول نقطه متصرفات افغانستان است ، متابعت می کند ، پس از تحویل دادن و تحویل گرفتن اراضی فیروزه و حصار ، دولتین کمیسر معین خواهند کرد که خط سرحدی را درمحل و از روی دقت معین نموده و نصب علائم نمایند .
فصل ششم – از روز مبادله این قرارداد الی مدت یک سال دولتین ایران و روس حق خواهند داشت که سکنه ی دهات فیروزه و حصار را که معاوضه کرده اند ، به خاک یکدیگر مهاجرت دهند و دولتین متعهد می شوند که در نقاطی که بموجب این عهد نامه معاوضه شده است، قلاع و استحکامات بنا نکنند، و در  فیروزه و حصار ترکمن ننشانند .
فصل هفتم – قراری که در ۱۸۸۴ در خصوص تقسیم خاک و آب ما بین رعایای سر حدی مملکتین بتوسط مأمورین دولتی داده شده است . بموجب این قرارداد تأیید می شود مگر شراط راجعه به فیروزه وحصار که مابین دولتین معاوضه شده است زیراممکن است . تفسیر آن صورت لزوم پیدا کند.
فصل هشتم – این قرارداد را  اعلیحضرت شاهنشاه ایران و اعلیحضرت امپراطور صاحب اختیار کل ممالک روسیه امضاء خواهند نمود ، و تصدیق نامجات در طهران در ظرف چهار ماه از تاریخ امضاء آن و حتی الامکان زودتر مبادله خواهد شد .
علیهذا وکلای طرفین این قرارداد را امضاء کرده و به مهر خود محهور داشتند ، نخستین در طهران بتاریخ ۲۷ مه ۱۸۹۲ مطابق ذی قعده ۱۳۱۰ امضاء علی اصغر امین السلطان بوت زف (۱)
متن سند شماره ۱۷
فرمان ناصر الدین شاه به محمد علی خان حاکم درگز
مهر ناصرالدین شاه قاجار ، عمده الامراء العظام فدوی دولت جاوید ارتسام محمد علی خان بیگلر بیگی حاکم در جز بعنایت خاطر خطر همایون شاهنشاهی مباهی بوده بداند ، بموجب عقد عهدنامه مقدسه فیما بین این دولت جاوید مدت و دولت بهیه روسیه ، آبادی فیروزه و واقعه در سرحد قوچان با آبادی حصار واقعه در سرحد در جزء با یک قطعه زمین نیم دایره در مقابل عباس آباد واقعه در سرحد آذربایجان که واگذار به دولت ایران شده مبادله و مقرر گردید ، که اهالی فیروزه بداخله خاک خراسان نقل و آبادی فیروزه بمأمورین دولت بهیه روسیه تسلیم و بلافاصله آن قطعه زمین و آبادی حصار بمأمورین این دولت علیه تسلیم شود ، و بعد از آن مأمورین طرفین از بابا دورمز تا هریرود و از آنجا تا ذوالفقار شروع به نصب علامات سرحدیه بکنند ، لهذا جناب جلالت نصاب امیر الامراء انعظام چاکر دولت جاوید ارتسام محمد صادق خان امین نظام امیر تومان بسمت ریاست کمیسیون دولت علیه معین و مأمور شده است که بخراسان عزیمت کرده موافق دستور العمل که با وتسلیم شده فقرات مأموریت خود را بانجام برساند . بنابراین بصدور این خطاب متطاب امر و مقرر می فرمائیم ، که بعد از آنکه امین نظام آبادی حصار را از مأمورین دولت بهیه روسیه تحویل گرفت با نعمده الامراء تحویل می دهد ، آبادی حصار را تحویل گرفته و در نصب علامات سرحدیه خاک حکومت خود از لازمه تقویت و جدیت و همراهی با کمیسیون دولت علیه فرو گذار نکند ، که اسباب معطلی کمیسیون نشده ، و این مأموریت را در خاک حکومت آن دولتخواه بخوبی بانجام برساند ، و حسب المقرر مرتب داشته در عهده شناسد ،‌شهر ونی حجه ۱۳۱۰ هـ . ق (سند شماره ۱۷)
شوروی فیروزه را به ایران میستور می دارد .
پس از انقلاب روسیه و تشکیل دولت شوروی قرار دادی بین دولتین ایران و شوروی ، در تاریخ ۸ اسفند ۱۲۹۹(۲۶ فوریه ۱۹۲۱ – م ) به امضاء رسید و ضمن آن دولت شوروی بعضی از قرارداد های استعماری دولت تزاری روسیه را که با دولت ایران داشت لغو نمود ، از جمله جزایر آشوراده و سایر جزایر ساحل دریای خزر در گرگان را که در تصرف داشت به ایران واگذار نمود ، و در فصل سوم این قرارداد موافقت نمود که قصیه فیروزه را نیز به ایران مستمرد نماید ، متن آن چنین است :
« … همچنین قریه فیروزه را با اراضی مجاور آن که مطابق قرارداد ۲۸ می ۱۸۹۳ – م از طرف ایران به روسیه انتقال داده شده است به ایران مسترد می دارد …..(1)
ولی هیچگاه این قسمت از قرارداد به اجرا در نیامد و قصبه فیروزه با اراضی و املاک تابعه به ایران مسترد نشد.
متن سند شماره ۱۳
فرمان ناصر الدین شاه قاجار برای اضافه حقوق حاکم درگز
مهد ناصر الدین شاه قاجار
الحکم لله آنکه چون عمده الامراء العظام محمد علی خان بیگلر بیگی حاکم درگز استدعا کرده است ، که مبلغ پانصد تومان از بابت منافع عمل حکومتی در جز که همه ساله یا و می رسید ، در حق او بر قرار شود ، لهذا بنا به استدعای مشارالله مبلغ ششصد و بیست و پنج تومان باین تفصیل بصیغه مواجب در حق اومرحمت و برقرار فرمودیم که بعد از وضع رسوم علاوه جمع در جز شده از هذه السنه ئیلان ایل همه ساله اخذ ودریافت نمود ، مشغول خدمتگذاری باشد ، مقرر آنکه مستوفیان عظام شرح فرمان مبارک را ثبت و ضبط نموده در عهد شناسند ، شهر ربیع الثانی سند ۱۳۱۱ هـ . ق
اسناد ، روی داد گلوله باران گنبد مرقد مطهر امام رضا(ع)
در اوایل سال ۱۳۳۰ هـ . ق ، قوای روسیه تزاری مجهز به توپ و مسلسل وارد مشهد شدند ، در این زمان علی نقی میرزا رکن الدوله ، استاندار خراسان بود،‌به وسیله او میهمانان ناخوانده درشهر اسکان یافتند و وسیله پذیرایی اشان فراهم گردید .
علت ورود ارتش روسیه به ایران آن بود، که محمد علی میرزا قاجار که از سلطنت ایران خلع شده بود ، و در خارج به سر می برد ، با یاری و حمایت روسیه ، برای به دست آوردن تاج و تخت از دست داده خود . از طریق مرز گنبد قابوس به ایران وارد گردید، و در دشت ترکمن اقدام به جمع آوری نیروی محلی نمود ، همزمان دسته هائی از افراد نیز در شهرهای ایران با ارشاد عوامل روسیه از جمله مشهد به هواخواهی محمد علی میرزا به تظاهرات پرداختند ، و آشوب هایی بر پا نمودند .
نیروی مسلح محلی محمد علی میرزا ،  از دشت ترکمن به سوی تهران روانه شد ، این نیرو تحت فرماندهی ارشد الدوله تا ورامین پیش رفت ولی در آنجا با مقابله نیروی دولتی بیش روی آنها متوقف گردید، و جنگ در گرفت و در اثر فرار ترکمن های نیروی ارشد الدوله ، نیروی دولتی موفق شد بقیه نیروی ارشد الدوله را متلاشی و پراکنده نماید ، و خود او را نیز دستگیر و اعدام کند در نتیجه  محمد علی میرزا ناکام از ایران خارج شد .
مجلس شورای ملی بنا به درخواست دولت ایران ، املاک شعاع السلطنه و سالار الدوله برادران محمد علی میزا را که در این لشکر کشی شرکت داشتند و او را یاری نموده بودند به نفع دولت ضبط نمود .
مورگان شوستر آمریکایی خزانه دار ، مأمور اجرای قانون ضبط املاک آنها گردید ، و ژاندارم هایی برای ضبط پارک و اموال شعاع السلطنه در تهران فرستاد ، وزیر مختار روسیه بعنوان اینکه شعاع السلطنه تحت حمایت دولت روسیه است ، به وسیله قزاق های خود ، ژاندارم ها از پارک شعاع السلطنه بیرون راند ضمناً اولتماتومی هم به نام دولت خود به دولت ایران داد ، و ضمن آن اخراج فوری مورگان شوستر از ایران خواست .
مجلس شورای ملی ایران این اولتماتوم را رد کرد ، روسیه ، در اوایل ذی قعده ۱۳۲۹ ق ارتش خود را از قفقاز به بندر انزلی و رشت و تبریز ، سپس به مشهد وارد نمود .
دولت ایران ناگزیر شد مجلس شورای ملی را به بندد ، و اولتماتوم روسیه را به پذیرد ، و مورگان شوستر را از کاربر کنار کند . مورگان شوستر ناچار گردید از ایران برود ، و رفت
نیروهای روسیه در انزلی و رشت و تبریز دست به کشتار زیادی زدند ، که از آن جمله بود ، اعدام ثقه الاسلام روحانی بزرگ تبریز و گلوله باران گنبد مرقد مطهر حضرت رضا(ع) و در این میان و کشتار عده ی زوار و افراد بی گناه در مشهد ، جریان واقعه در منتخب التواریخ محمد هاشم خراسانی چنین ضبط شده است :
«.. بهنگامی که لشکر روسیه تزاری ، مشهد را در اشغال خود داشت ، دسته هایی به رهبری یوسف خان هراتی … در میادین شهر متینگ بر پا کرده و به سخن رانی پرداختند ، و بابیان شدید اللحنی دائر بر اینکه ما محمد علی شاه را می خواهیم ، و  احمد شاه را به سلطنت قبول نداریم ، مردم را به شورش و اغتشاش تحریک نمودند ، و افراد مسلح نیز به اطراف وی جمع شدند و او را تقویت کردند ، این ها به تدریج مرکز فعالیت خود را از میادین شهر به صحن جدید حرم انتقال دادند.
یوسف خان هراتی مورد حمایت قونسول روسیه تزاری در مشهد بود‌، و محمد علی قورش آبادی یکی از طاغیان و اشرار خراسان با افراد مسلح خود ، یوسف خان را یاری می کرد، محمد هاشم خراسانی در  ادامه جریان فعالیت محرکین قونسول روسیه در مشهد به هواخواهی محمد علی میرزا افزوده است ، که یوسف خان هراتی و افرادش حجره بالاسر حوض انبار صحن جدید و حجره بالای کفش داری را تصرف کردند ، و افراد مسلح خود را در محدوده حوزه فعالیت خود ، میان مسجد گوهرشاد ، و صحن جدید و بازار به پاسداری گماردند ، و موقعیت خود را استحکام بخشیدند .
یوسف خان اقدامات خود رااز سخن رانی و ترغیب مردم به آشوب ، توسعه داده و مخالفین و ارباب ثروت را به بهانه ی مخالفت ، به مرکز خود جلب کرده و دستور می داد به سه پایه ای که در صحن جدیدگذارده بود می بستند و شلاق می زدند ، و کار را به جائی رسانیدند ،که تجار و کسبه ناچار شدند ، محل کسب خود را بسته و دست از کسب و کار روزانه بکشند .
در کتاب منتخب التواریخ عکس العمل یوسف خان هراتی در مقابل اقدامات نیروهای انتظامی مشهد چنین ذکر شده است :
نیروی مسلح یوسف خان هراتی به سردستگی محمد قورش آبادی نیشابوری که از اشرار معروف بود و طبق دستور قونسول روسیه عمل می کمرد و اسماعیل ترشیزی (کاشمری ) و جمعی از افغان ها که حدود پانصد نفر می شدند ،گلدسته  ها و سردرهای صحنین را برای جلوگیری از ورود نیروی انتظامی و نظامی دولتی سنگر قرار دادند .
قوای دولتی هم در گلدسته های مسجد شاه واقع در اول بازار سنگر گرفتند ، و شروع به تیراندازی به سوی یک دیگر نمودند که جمعی از زوار بی گناه در این زد خورد کشته شد .
د راوایل ماه ربیع الثانی ۱۳۳۰ جمعی از سربازان روسیه وارد معرکه شد ، و چند مرکز از اطراف بست وبالای بام ها را سنگر بستند ، و به عنوان حفظ جان رعایای خود(؟) به فعالیت پرداختند . ژنرال کنسول روسیه در مشهد برای آنکه بهانه ای در جهت سرکوب مخالفین که در صحنین و حرم اجتماع کرده بودند به دست آورد . به مقامات دولتی و روحانیون مشهد پیغام داد ، که اگر مخالفین متفرق نشوند به وسیله نیروی نظامی اقدام خواهد شد ، محمد هاشم خراسانی سپس نوشته است : یک دسته از سربازان روس با توپ و مسلسل به پشت بام حرم رفته ، و از پنجره های پشت بام ضریح و حرم مطهر را به گلوله بستند ، و دسته دیگر با توپ و مسلسل وارد دارالسیاده شده از شبکه پنجره به حرم و ضریح مرقد مطهر امام رضا (ع) تیر اندازی نمودند ، دسته سوم از پشت پنجره صحن به حرم و ضریح مرقد امام شلیک کردند .
در این تیر اندازی ها حدود هفتار نفر از زوار و جمعیت که میان حرم و رواق ها و پشت بام ها و میان صحن بودند کشته شدند ، بقیه متفرق و متواری شدند ، در این گلوله باران ، چند گلوله توپ هم به گنبد مرقد مطهر اصابت کرد و سوراخ نمود  (1)
رئیس قوای روسیه تزاری به نام ژنرال ردکو پس از این روی داد تأسف بار و درد آور ، اعلانی منتشر کرده و ضمن آن دستور مؤکد داد که :
۱-    رؤسای اشرار تسلیم شوند .
۲-    هر چه اسلحه دارند تحویل دهند .
۳-    تمام بازار و دکاکین و تجارتخانه ها باز شوند و مشغول کسب گردند .
۴-    هر کس از دستورات این اعلان اطاعت نکند مسئولیت سخت متوجه او خواهد شد .
نگارنده با پی گیری زیاد ، اخیراً یک نسخه از این اعلان تاریخی را به دست آوردم که متن آن ، چنین است :
آرم دولت روسته تزاری –اعلان
جمعی از اشرار ، آستانه مقدسه را مأمن خود قرار داده بواسطه اغراض و منافع شخصی (؟) در مدت یک ماه باعث اضطراب و وحشت عموم اهالی شهر گردیده ، مردمان سالم را می کشتند ، و غارت می  کردند ، و بواسطه این قتل و غارت مانع از کسب کسبه که می بایستی معاش یومیه خود را تحصیل نمایند شده بودند ، محض حصول امنیت شهر و رفاه اهالی هر چه اولیای امور دولت بهینه روسیه از اشرار خواستار شدند ، تمرد از احکام ننمایند ، قبول نکردند ، و باوجود اتمام حجتی که کرده بودم اشرار خلع اسلحه نه نمودند ، و ابتدا از طرف آنها به سمت قشون دولت بهیه روسیه شلیک کردند. و قوه جبریه شهر مشهد را منظم کرده از عموم مطالب ذیل را خواستارم .
۱-    تسلیم رؤسای اشرار و تعین محل اقامت آنها
۲-    تما بازار و تجارتخانه ها را باز کرده مطمئن باشند.
که در تحت حمایت قشون دولت بهیه روسیه به فراغت و آسودگی می توانند مشغول تجارت باشند .
۳-    همه باید بدانند ،‌که روس ها فقط با اشرار طرف بودند ، نه با اهالی بی طرف شهر ، زیارت گاه مسلمین ، و اموال آنها نه فقط دست نخورده ، بلکه بواسطه قشون دولت بهیه روسیه محافظت می شود ، که همه می توانند مشاهده کنند .
۴-    هر کس با مواد این اعلان ممانعت (مخالفت ) نموده اطاعت نکند ،‌مسئولیت سخت خواهد داشت ، فی شهر ۱۱ ربیع الثانی ۱۳۳۰ – رئیس قشون دولت روسیه در خراسان ، جنرال ردکو
روس ها بر خلاف اظهار رئیس قشون در ماده چهارم آگهی که ذکر کرده به اموال دست درازی نشده است ، بر طبق نوشته ژنرال سرپرسی سایکس ژنرال کنسول انگلیس در مشهد ، نفایس خزانه حضرتی را به بانک روس انتقال دادند ، و به بعضی از آنها دست برد زدند ،‌و پس از گفتگوی ژنرال قونسول انگلیس بقیه را به متولی استان قدس پس دادند و رسید تمام آن نفائس را گرفتند .
و یوسف هراتی را که خودشان تحریک کرده بودند بوسیله نیروی دولتی ایران نابود کردند .
ژنرال سرپرسی سایکس ، که در زمان گلوله باران گنبد مرقد مطهر امام رضا(ع) ژنرال کنسول انگلیس در مشهد و ناظر واقعه بود در کتاب تاریخ ایران تألیف خود نوشته است :
« … همقطار روس من در شهر مقدس مشهد برای منافع شاه مخلوع (محمد علی میرزا ) جداً کار می کرد ، او حتی تا این قدر جلو رفت ، که یوسف هراتی را که یک اخلال گرمفسد و یدنامی بود تحریک نمود ، که از مأمن و پناه قونسولگری بر له شاه تبلیغات نماید من این وقایع را به سفارت بریتانیا گزارش دادم ، و نتیجه این شد ، که مطابق تعلیمات سفیر روس ، یوسف و همکارانش از قونسولگری به خارج رانده شدند ، ولی او فوراً به مزار و مکان مقدس (صحن حرم ) شتافت .
سایکس سپس در این باره توضیح بیشتری داده و اضافه کرده است که یوسف توانست ، عده زیادی زن و مرد را دور خود جمع نماید ، از بین این عده صد ها نفر از زائرین بودند ،‌که به نطق های مهیج و مرتجعانه او گوش می دادند ، این جا بود که روس ها اظهار داشتند که جان اتباع آنها در خطر افتاده و نیروهای زیاد به آن جا وارد کردند .
… روسها تصمیم به بمباران مزار مقدس (مرقد مطهر امام رضا (ع) ) که در دست  جاسوسان خودشان بود گرفتند ، و آنها به این مطلب که توده مردم ساکت و آرام باشند یا نه هیچ اهمیت نمی دادند ، در ۲۹ ماه مارس =(اوایل ربیع الثانی ) توپخانه آنها شروع به فعالیت و شلیک نمود ، عملاً هیچ گونه مقاومتی به عمل نیامد ، هر چند که یوسف هراتی و مردان وی مطابق تعلیماتی که به آنها داده شده بود ، چند تیری خالی کردند ، ولی فقط یک عده زوار بی گناه و مردم بدبخت کشته و مجروح شدند ، پس از آنکه تاریکی همه جا را فرا گرفت ، یوسف و دیگر مزدوران و جاسوسان را در یک واگونی از یک دروازه که روسها در حصار شهر باز کرده و تحت مراقبت و محافظت داشتند به خارج فرستادند . چند روز بعد ، یوسف هراتی به من نامه نوشته و شکایت کرد که همقطار من پاداش زحمات و خدمات او را بطور کافی نداده است :
روسها در این موقع مقامات ایرانی را تحریک نمودند که وارد عمل شدند ، یوسف هراتی دستیگر شده وبدون محاکمه به قتل رسید ، و نعش او را برای عبرت مردم در کوچه ها گردانیدند. چون من نتوانسته بودم از بمباران جلوگیری نمایم بر ضد آن به سختی اعتراض کرده و روز بعد اصرار نمودم که از آن مزار دیدن نمایم ، البته اجساد مقتولین و محرومین را از آن جا برده بودند ، ولی خسارت و زیان های وارده . بر اثر بمباران بی جهتی که روسها برای ارتکاب بدان دنبال بهانه ای می گشتند کاملاً ظاهر و آشکار بود ، خزانه حضرتی که دارای نفایس و هدایای گران بهای امراء و سلاطین و دیگر زائرین بود ، به بانک روس انتقال داده شده بود . پس از بازدید نگارنده آن را پس دادند ، هر چند که به بعضی از آن اشیاء قیمتی و گران بها دستبرد زده و ازبین برده بودند، و متولی حرم را با تهدید به مرگ حاضر کردند تا سندی را امضاء کند که تمام خزانه را تحویل گرفته است .. (۱)
در این جا اسناد این روی داد بشرح زیر به نظر می رسد
۱-    تلگراف عزیز الله شادلو سردار معزز حاکم بجنورد و ترکمن صحرا در مودر ورود محمد علی میرزا به ایران سند شماره ۴۰
۲-    تلگراف معادن ایالتی به وزارت داخله (سند شماره ۲۱)
۳-     نامه وزارت خارجه به وزارت داخله سند (۲۲)عکس یوسف خان هراتی و محمد علی قورش آبادی (تصویر شماره ۲۳)
۴-    اعلان ژنرال روکورئیس قشون روسیه در خراسان (سند شماره ۲۴)
۵-    گنبد مرقد مطهر امام (ع) (سند ۲۵)
اسنادی درباره تقسیم آب رود تجن یا هری رود .
احمد قوام قوام السلطنه استاندار خراسان ضمن نامه ای از وزارت امور خارجه سئوال کرده که نحوه تقسیم آب رودخانه ی هریرود (تجن ) بین مزارع مرزی ایران و سرخس کهنه چگونه است .
وزارت امور خارجه تحت نامه شماره ۵۶۴۰ مورخ ۱۰ ربیع الاول ۱۳۳۷ هـ . ق جواب داده ، که هریرود قبل از پروتکل مورخ محرم ۱۳۱۲ هـ . ق بین ایران و روسیه موافق قوانین بین المللی و قواعد طبیعی تنصیف می شده ، ولی بر اساس پر تکل مزبور که به فشار روس ها به امضاء رسید از دهم جوزا تا آخر برج مزبور آب را داده اند … نصیر الدوله (۱) »
در این جا متن نامه های قوام السلطنه سند ۲۷ ، و وزارت امور خارجه سند ۲۸ چاپ می شود .
رودخانه تجن همان هریرود است، که پس از گذشتن از هرات وارد تنگه «قزل قیه » می شود کشف رود قبل از ورود، رود تجن به تنگه قزل قیه به تجن می ریزد و ترکان به آن «قراسو» می گویند . کشف رود از کوه های مزار مسجد سرچشمه می گیرد .
رود تجن پس از گذشتن از تنگه قزل قیه به دولت آباد و کاسان می رسد در این جا شاخه ای از آن به طرف راست جدا می شود ، و اراضی سرخس «جمهوری ترکمنستان » که شامل کجان قلعه سی ، نیاز آباد ،‌قانلی تپه ، چو کدور تپه ، قرمز تپه ، آبیاری می کند .
دنباله رودتجن ازشرق سرخس ایران می‌گذرد،وازطرف چپ ، شاخه قرابوکان که از کوههای قراداغ سرچشمه می گیرد به آن می پیوندد ، و از قراقلعه و ایستگاه راه آهن تجن می گذرد و به شاخه هایی متعدد تقسیم می گردد و پس از آبیاری دهات مسیر خود باقی مانده به بیابان قراقوم فرو می رود.
آب رود تجن (طژن ) طبق ضبط جغرافیای حافظ ابرو چنین تقسیم می شود
۱-    جویبارملک محمد۲ جویباردرویش بیگ،جویبار محمد ترکمان ، جویبار علی سالار ، جویبار …
دولت شوروی حق تساوی از رودخانه تجن برای ایران تأئل شد
پس از انقلاب روسیه و تشکیل دولت شوروی ، در قراردادی که به تاریخ ۸ اسفند ۱۲۹۹ شمس بین دولتین ایران وشوروی منعقد شد در فصل سوم این قرارداد موافقت شده است که :
«… طرفین معظمین متعاهدتین به حقوق مساوی از رودخانه اترک (تجن) و سایر رودخانه های سرحدی بهره مند خواهد شد …»(1)
سندی از ورود قوای روسیه به خاک ایران و جنگ با ترکمن ها و خلع سلاح آنها و تصرف منطقه ترکمن نشین گرگان و خراسان
روسیه تزاری بنا به فصول ششم و هفتم قرارداد ۱۲۹۹ هـ . ق که موافقت شده بود ،‌از مناطق مرزی گرگان و خراسان خروج اسلحه به میان ترکمنان روسیه جلوگیری شود ، و در صورت لزوم مأمورین مرزی روسیه برای مواظبت و مراقبت رفتار و حرکات ترکمن ها و حفظ نظم و امنیت در آن مناطق می تواند مأمور تعین و به این مسائل رسیدگی و اقدام نماید ، در سال ۱۳۳۵ هـ . ق قوای نظامی خود را به گنبد کاوس ، رشت ، گرگان ، وارد کرد و با ترکمنان آن منطقه جنگ کرد و همه ی آنها را خلع سلاح نمود و مناطق ترکمن نشین گرگان و خراسان را تصرف نمود .
کارگذاری امور خارجی بجنورد ، در این مورد گزارشی به وزارت امور خارجه داده که بسیار جالب است ، ما متن آن را در این جا به نظر خوانندگان می رسانیم . سند شماره ۳۰
بخش دوم
اسناد وقایع تاریخی
سند تاریخی انتصاب عمیدالملک
به استانداری قهستان «بیرجند ، قائنات »
سند شماره (۱۸) فرمانی است که سلطان ارسلان شاه سلجوقی (۴۶۵-۴۵۵ق) به عنوان محمد بن منصور عمید کندری صارد کرده و او را به استانداری قهستان منصوب نموده است
عمید الملک اصلاً از روستای کندا کاشمر است ، و قبل از انتصاب به این سمت ، وزارت طغرل بیک سلجوقی مؤسس سلسله سلجوقی ایران سپس سلطان آلب ارسلان را به عهد داشت .
ارسلان شاه پسر طغرل با یاری اتابک ایلدگز حاکم آذربایجان در سال ۵۵۶ به ولایتعهدی سپس به سلطنت رسید و تا سال ۵۷۱ هجری قمری عمده دارد امور سلطنت بود بعد در گذشت. ۱
از سلاطین سلجوقی فرمان و اسناد دیوانی کمتر باقیمانده و دیده شده ، انشاء متن این فرمان شیوه نگارش آن دوران را که فرامین و مکاتبات درباری از زمان غونویان به تدریج از عربی به فارسی تبدیل یافت نشان می دهد .
قهستان معرب کوهستان ، قدیم خود ایالتی مستقل بود و شهرستان های تابعه آن عبارت بودند از :
۱-    قابین
۲-    کاشمر
۳-    گناباد
۴-    فردوس
۵-    طبس
این ایالت (استان ) همان است که مارکوپولو آن را دیده و در سفر نامه اش به نام «تونوکاین» یعنی تون (فردوس ) و قایین ذکر کرده است .
سرزمین قهستان مرتفع و کوهستانی است ، و به همین لحاظ آن را کوهستان نامیده اند که به قهستان معروف شده است متن فرمان سلطان آلب ارسلان چنین است .
فرمان (سند شماره ۲۰)
سند شماره ۲۰
متن فرمان سلطان ارسلان سلجوقی در انتصاب عمید الملک به استانداری قهستان (بیرجند ، قائنات )
هر کرا سعادت جاودانی در تمهید قواعد کامرانی مساعدت نمود ، تأیید آسمانی را تأکید مبانی جهانیانی موافق و موفقی بود و لطف ضع باری مثال طاعت داری و فرمان برداری او را به توقیع اولوان مؤکد موشح گردانید و عنایت الهی تعظیم قدر و تنویه ذکر او را به بیان و رفعت و تضاعیف اعمال ثقیل قبول ایزدی که قمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره واجب دارد که تا هر کس احرام خدمت او بست و دست درفتراک طاعت او زد به حبل المتین دولت تمسک جست و شرایط اخلاص و تاعت داری  در اقامت وظایف خدمتکاری او بجای آورد و داعی همت ملکانه و مساعی کرم خسروانه برقضیت من جأبالحسنه فله عشر امثالها و در تقریب و ترجیب و انعام و اکرام او متوفر شود و آثار ثمره … و فرسعادت اختصاص بر چهره احوال او ظاهر گردد و باز هرکه از ربقه طاعت و مقتضای فرمان او سر بتابد و خذلان و اعیان روزگار او را در یابد و سوابق حقوق را بکفران عقوق مقابله روادارد و بخت بد و سادس بد خدمتی بردل و خاطر او گمارد و عزم درست پادشاهانه که به اصابت مخصوص باشد بر موجب حکم یزدانی که ذلک با قدمت ایدیکم بواعث سیاست و حمیت را در تعریک او به واجبی تحریک دهد ، چنانکه سولت آتش از سر آن خاکسار بواسطه شمشیر آبدار بر شکلی برون برد که آفریده دیگر جز جاده متاوعت و مهج متابعت نسپرد که هرگاه که این دوقاعده استمرار یافت و این دو قانون استقرار گرفت ، و هرکس جزای فعل خویش بیند و کاشته عمل خود درود و فتوی کلام یزدانی درتحقیق این معانی که ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسألتم فلها ، با مضارسد و دولت موافق از دشمن منافق ممیز شود ، هر آینه کسوت جهانبانی بطراز کامرانی معلم گردد و مقاصد امانی به نیکوترین وجهی  حاصل و مسلم شود وادانی و قاصی و مطیع و عاصی راد امثال فرمان اتفاق کلیه پدید آید و رغبت بندگان در طاعت هر ساعت بیفزاید بحکم دلالت این مقالت مقتضی این حالت چون ایزد عصمت نعمته و تمت حکمته رقم پادشاهی روی زمین که دان الارض تعدیورثنامن یشاء من عباده ، برناحیه روزگار ما کشیده است و در خزاین رحمت ماگشاده و دفاین نعمت را بر سرمانثار کرده و جبرات مملکت ما به درجه که لاعین رأت و لا ازن سمعت و لاخطر ببال بشر علی و کیاست آن باشد که هر که پای از خطه فرمان ما بیرون نهد ، دست برد و سزای او بواجبی بدهیم ، و چون کسی به سوابق مرضی از خدمت مستظهر شد باندازه درجه و حسب استحقاق که دارد بر قضای حقوق او توفیر نمائیم تا در وظایف شکر نعمت می افزاید که والشاکریستحق لمزید مبنی بر مقدمه حباب شجاعت باب امارت منائب شوکت اکتساب جلالت و رفعت پناه عظمت دستگاه امیر عمید الملک ادامه الله تعالی تأیید در حرس تمهید و هر چند از امرای زمان و لشگرکشان عهد اوان بمزیت تقدم امتیاز دارد و در مضمار اکابر روزگار چون مبرزان پای بدعوای یلق السوابق منافر پیش نهاده است و در وصف دلاوران روزگار چون مبارزان ندای عین المخافوتا در داده ، بیت ، و ، … زارقرن سپهر پیاده دوند ، ناروجنون بسوار بمیدان زورگار ، و با این همه اوصاف مبارزت و شجاعت در بندگی و طاعت داری حضرت ما هم ثبات قدم دسد و حق قدم حاصل دارد و امداد لواحق خدمت را بافراط سوابق طاعت متواصل پیوسته ، و او را بدین حضرت محل معمور و منزل مرفوق و درجه عالی و منصب رفیع بوده است ، و خدمتش تا از فرعاطفت این ترتیب گزیده اوست قیام می نماید و در استنکاف رای از رایع و شوافع را مشفوع می گرداند . لاجرم پیوسته در خاطر مبارک ، صامتصوراست و اندیشه بر امضای این عزیمت مقرر که حقوق اکید او را بر فور عنایت بغایت رعایت رسانیم و او را محسود اقران و مفیوض اکفا گردانیم ، مع هذا در این وقت عنایت فرموده ایالت ولایت قهستان «بیرجند و قائنات » و توابع و نواحی آن را بحقوق نیک خدمتی جناب شجاعت مآبی مهازت اکتسابی علم شانه مسلم داشته ایم و انتفاع این بقعه و اموال و محصولات و اخراجات را بدیوان اعلی  اعلاءالله تعالی عرض می گرداند برسبیل اقطاع بدوتفویض فرمودیم و مقالیه حل و عقد و مفاتح امر و نهی این تواضع به خصال حمیده و خلال پسندیده او سپردیم و از راه عاطفت و حضارت پادشاهانه نصایح مشفقانه می فرمائیم ، تا در کل اوقات و احوال باطن و ظاهر خود را به زینت تقوی که عروه الوثقی است آراسته دارد که واتقوالله واعملوان الله بما تعملون بصیر ، و چون بواسطه عین خدمت ما و وفور قوت و قدرت و کثرت حشم و خدم خویش بیند باید که از وحدت یوم یفراعرمن اخیه و امه وابیه ، یاد آرد و شاخ دولت خود را با دامت شکر نعمت ایزدی و اقامت شرایط خدمتکاری ما شاداب دارد و رعایا و زیر دستان آن مواضع را که بندگان آفریدگار و دعاگویان دولت ما و تکالیف کشان دیوان و بند به خفض عیش و سبکباری که رضای باری در آن است مشمول گرداند ، چه عنایت در حق درویشان و رعایت جانبه ایشان در فطرت عقل محول است ، و هر کس بقدر حالت و اندازه ایالت خویش عقتضای کلکم رایع و کلکم مسئول عن رعیته ، از جهت ایشان مواخذ و مسئول در استیفای دولت خویش و استیفای نعمت ایزدی و استدامت و استقامت احوال تمسک تعیره معدلت و مرحمت کند و خویش را به سوز دل بیچارگان و آه سحر مظلومان هدف تیر بلانسازد که اتقوا و عده امظلوم فانها نیسه الحجاب و نواب را بفرماید تا با رعایا در استخراج مال خارج خراج و معاملت رجوع نسازند و تکلیفی که طاقت تحمل مشاق آن ندارد سجکم لاکر … الله نفس الاوسمها بریشان نتهد و مال دیوانی بمدارا و آهستگی حاصل آرند و بی آنکه رعیت از پای بافتد و از جای برگیرند چه تعجیل در تحصیل موجب تنفیر باشد نه مثمر توفیر ، جناب امارت مابی باید که این اوامر و اشارات را از مفاخر روزگار خویش شمرد و به چشم طاعت و عبودیت نگرد، تا از شرف اجتهاد و مزید اعتماد ما بهره مند شود و رغبت در نواخت و اعزاء و تزاید گیرد ، و الله یوفقه تقبل ما اوضاعلیه و تقبل ماهدنیاالله انه الموفق للسداد و المیسر للعباد و سبیل رؤسا و اعیان و رعایا و سکان مواضع مذکور حاطهم الله آنست که دال و مقطع و مال و … خویش جانب شریف مشار الیه حرس الله تمهیده و اعطاء من فضله مزیده را دانند و از انقیاد ومطاوعت او که مراضی ما بدان مقرون است تجاوز ننماید ، و بر احترام عمال او مستوفر و به حسن اشفاق و مکارم اخلاق او مستظهر باشند تا مستحق مزید رأفت و مستوجب دوام عاطفت شوند ، انشاء الله تعالی و حده العزیز.(۱)
(سند ۳۱)
سند تاریخی بستن یندگلستان مشهد
بند گلستان مشهد ، در کنار روستایی به همین نام ، جنب وکیل آباد قرار دارد ، که در تابستان عصرها در روزهای جمعه خانواده های مشهدی یا زوار و مسافران برای گردش و هواخوری بدان جا می روند و در کنار بند به استراحت و تفرج می پردارند .
سندی که در این جا ملاحظه می فرمائید ، نشان می دهد بندگلستان به فرمان سلطان ابو سعید تیموری (۸۵۵-۸۷۳ –ق ) پسر سلطان محمد از نوادگان امیر تیمور گورکان که از سال ۸۵۵ هـ . ق در شرق ایران «ماوراء النهر و خراسان » سلطنت می کرد ،ساخته شده است .
سلطان ابوسعید تیموری ، بموجب این فرمان مزارعی که از آب بند گلستان مشروب می شده جز و املاک خالصه دولتی قرار داده ، و مولانا قطب الدین محمد خوافی را نیز به وکالت از سوی خود ، برای فیصله دادن دعاوی مردم و انجام معاملات آب و زمین تعین کرده است .
متن فرمان چنین است :
سادات و داروغه و قضات و مشایخ و موالی و اعیان و اعالی و ارباب و مباشران و اهالی ولایت طوس و مشهد بدانند‌،که چون تعمیر بلاد و ترفیه عباد وسیله حصول تمهید رضای حضرت باری ، و واسطه وصول و منافع دین و دنیاست ، لاجرم پیوسته همت بلند نهمت در ذمه آن است ، که به یاری توفیق حضرت باری تمامی ممالک محروسه از رشحات خاطر سحاب خاصیت صفت گلستان مردم گیرد ، و ریاض احوال ملک و ملت از فیض بنا بیع مرحمت و عنایت و طراوت و نضارت پذیرد. مبنی بر این معنی ، اشارت علیه به بستن بند گلستان شرف صدور یافت ، و چون به عین دولت ابد پیوند به اتمام رسید ، به مسامع علیه رسید که اراضی که به آب آن مزروع می شود ، چیزی ملک ارباب و بعضی وقف از هر باب است .
خاطر همایون چنان اقتصا نمودکه تمام آن مزارع بروجه سابقه و طریق استبدال شرعیه داخل املاک خاصه شریفه گردد.
بنابراین مولانا قطب الدین محمد خوافی را که دقایق معاملات شرعیه و حقایق مهمات عرفیه برو خافی نیست ، از قبل ذات اشرف و نفس اقدس وکیل عام گردانیده فرستاده شد ، که بدانچه محتاج الیه این مهام باشد ، از بیع و شری و مفا و ضات و دعاوی و خصومات و غیر و ذالک قیام نماید ، و مولانا جلال الدین یوسف حاجی محمد این معنی و تصحیح سبحلات دعوی بوده ،در قضیه ای که به مرافعه و حکم احتیاج شود ، باتفاق قاضی آنجا برسیده بروجه شرع حکم نماید ، می باید که برین موجب مقرر داشته تغیر بدوراه ندهند ، واز مضمون فرمان همایون تجاوز ننمایند ، و در این بابت تقصیر ننمایند ، (۱)
(سند شماره ۳۲)
فرمان شاه تهماسب اول صفوی با استاندار هرات و خراسان در باره نحوه پذیرایی از همایون پادشاه هندوستان
نصیر الدین همایون پسر بابر پادشاه کورگانی هندوستان ، در اثر شکست از شیر شاه افغان پادشاه دینی در سال ۹۵۱ هـ . ق در دوران سلطنت شاه تهماسب اول صفوی به ایران پناهنده شد .
همایون پادشاه شکسته خورده هندوستان با سی چهل نفر از ملازمان خود ابتدا به سیستان روی آورد ، و مورد استقبال احمد سلطان شاملو حاکم آن جا قرار گرفت و پذیرایی شد ، سپس با همراهان راهی هرات گردید .
شاه تهماسب اول ، پس از آگاهی از پناه آوردن همایون پادشاه هندوستان به ایران به شرف الدین اوغلی تکه لو استاندار هرات و خراسان فرمان داد ، که از او و همراهان در هرات و شهرهای مسیر راه  درخراسان بوسیله فرمانداران پذیرایی شایانی به عمل آید ، و نحوه پذیرایی را نیز ضمن فرمان تعین و اجرای آن را تأکید کرد .
لازم به ذکر است،‌که همایون پانزده سال در ایران اقامت نمود بعد با کمک شاه تهماسب مجدداً تاج و تخت سلطنت هندوستان را به دست آورد . متن فرمان جالب شاه تهماسب صفوی چنین است :
« … میهمانی آن ایالت پناه در هرات بدین دستور که ، طعام و حلاوه ، وشیره و میوه سه هزار طبق کشیده شود ، و یراق (ساز و برگ ) ضروری مذکور بدین طریق سیر راه نمایند .
اول پنجاه چادر ، وبیست سایبان ، و چادر بزرگ آلابوته و خرگاه گل بوته سرخ ، که جهت خاصه تربیت کرده عرض نموده بود ، با دوازده زوج قالی دوازده ذرعی و ده ذرعی و هفت ذرعی ، و هفت زوج قالی پنج ذرعی و نه قطار مایه (ماده شتر ) و دویست و پنجاه طبق چینی بزرگ و کوچک و دیگر اطباق و دیک ها تمامی با سرپوش سفید قلعی کرده پاکیزه داشته باشد ، بادو قطار استرکه در میهمانی خود پیش کش نماید ، و امرای مذکور را امر شده بود که میهمانی نمایند . بدین دستور که طعام و حلاوه و پالوده یک هزار و پانصد طبق بکشند ، و سه اسب و یک قطار شتر و یک قطار استر که اول آن ایالت پناه آن را دیده و پسندیده باشد پیش کش نمایند، و حاکم غور ، و فوشنج ، و کوسو‌، در ولایت خود میهمانی نمایند . و حاکم با خزر در چام میهمانی نماید ،و حاکم خواف ، و ترشیز (کاشمر ) و زاوه (تربت حیدریه ) و محولات در سرای فرهاد جرد (فرهاد گرد ) که پنج فرسنگی مشهد است میهمانی نمایند ، (۱)
سندی در انتصاب محمد حسین خان زعفرانلو
برادر زن نادر شاه به حکمرانی قوچان
محمد حسین خان زعفرانلو پسر سام خان رئیس ایل کردان چمش گزک ، با نادر شاه قبل از آن که به سلطنت برسد ، در ابتدای ظهور او در درگز سابقه ی جالبی دارد ، که لازم است در این جا نقل شود :
نادر پس از آن که قبایل تاتار مرو و ترکمان های نسا و طوایف افشار درگز و جلایر کلات راتحت انقیاد و اطاعت آورد ،به سراغ ایلات و طوایف کرد منطقه قوچان و رادکان و چناران رفت تا آنها را نیز زیر سلطه خود در آورد ، لذا بادوازده هزار نفر نیروی متشکله از جوانان قبایل درگز و کلات و مرو و سرخس ازدرگز به سوی قوچان حرکت کرد .
رؤسای ایلات کرد ، از تصمیم نادر آگاه شدند ، و به سرعت به جمع آوری نیروی محلی اقدام کردند ، و با سی هزار نفر از جوانان رشید طوایف کرد به سرکردکی ، همین محمد حسین خان زعفرانلو رئیس ایل چمش گزک ،و شاه وردی خان رئیس ایل کیوانلو به مقابله ی نادر آمدند ، و پس از برخورد دو نیرو ، جنگ خونین میان دو نیروی مسلح در گرفت ، تا آن که نیروی نادر با این که نصف نیروی کردان بود ، در اثر ابراز رشادت و استقامت نیروی کردان را به سختی شکست داد ، و نیروی کردان به قوچان عقب نشینی نمود .
نادر با افراد خود آنها را تعقیب کرد ، و قوچان را به محاصره خوددر آوردد ،سران کردان راه خروج از محاصره را هر طرف مسدود دیدند ، وبه ناچار از در مصالحه با نادر در آمدند ،و نمایندگانی از سوی خود برای مذاکره نزد نادر فرستادند.
نادر شنیده بود که محمد حسین خان زعفرانلو خواهری در حرم سرا دارد که بسیار زیبا است ، در این موقع به این اندیشه افتاد که بارئیس ایل کردان وصلت نماید ، و اتحاد و اتفاق استواری میان خود وسران کردان شهرستان های شمالی خراسان ، که از لحاظ کثرت جمعیت و قدرت رزمی از اهمیت خاص برخوردارند ، به وجود آورد ، لذا پس از حصول ملاقات و آغاز مذاکرات ،مادر اظهار نمود . من میل دارم صلح و صفا بین ما پایدار بماند ، این نظر تأمین نخواهد شد ، مگر میان ما وصلتی بشود ، وقوم و خویشی و اتحاد واقعی به وجود آید ، بنابراین پیش نهاد من آن است که محمد حسین خان خواهر خود را به همسری من در آورد ، تا از این طریق اتفاق و یگانگی کامل بین ایلات و طوایف مناطق درگز و قوچان ایجاد گردد .
نمایندگان کردان ، نتیجه مذکرات و پیش نهاد نادر را به محمد حسین خان زعفوانلو و شاه ویردی خان کیوانلو اطلاع دادند ، محمد حسین خان با صلاح دید سران طوایف با خواستگاری نادر از خواهر خود موافقت کرد ، و نمایندگان را مجدداً نزد نادر فرستاد و پیغام داد ، که ما بادر خواست شما برای انجام وصلت موافقت داریم ، ولی حالا فرستادن دختر با این جنگ و خون ریزی در شأن مانیست ، و شما هم در عالم ایلیاتی راضی به این نحو عمل نخواهید بود ، بهتر آن است که به درگز برگردید ،و بعد بارعایت رسم و قاعده ایلیاتی ، بنای عروسی را بگذارید ،و عروس را با عزت و احترام به برید ، نادر این نظریه و در خواست کردان را پذیرفت و به درگز مراجعت کرد .
پس از اندک مدتی که از برگشتن نادر به درگز می گذشت ، شاه طهماسب دوم ، از طریق مازندران و گرگان برای لشگرکشی بر علیه ملک محمود سیستانی حاکم غاصب خراسان به قوچان آمد ،و با اطلاعی که قبلاً از کفایت و لیاقت و شجاعت نادر شنیده بود ،او را برای شرکت در این قشون کشی به قوچان خواست .
نادر با سه هزار نفر از افراد رزمنده مسلح خود به قوچان آمد و به حضور شاه طهماسب دوم رسید ، و مورد توجه والتفات شاه قرار گرفت ، وپس از تسخیر مشهد به دریافت لقب طهماسب قلی (نوکر طهماسب ) و مقام سپه سالاری مفتخر شد ،
در این موقع بعضی از سران کردان که سروری نادر را تحمل نمی کردند ، محمد حسین خان زعفرانلو را ترغیب کردند ،که از دادن خواهرش به همسری نادر خود داری کند ، و او را راضی نمودند که خواهرش را به شاه طهماسب بدهد ، با شاه طهماسب هم مذاکره کردند ، و مقدمات این وصلت را فراهم ساختند ، بدون اینکه سابقه خواستگاری نادر را از این دختر و موافقت محمد حسین خان را با این وصلت به میان آورند. و دختر  را که قبلاً  به شیروان فرستاده بودند ، عده ای سوار مسلح به شیروان فرستادند تا دختر را به قوچان بیاورند ، و ترتیب برگزاری جشن عروسی او را با شاه بدهند
نادر از این موضوع آگاه شد ، و شبانه با عده ای از سواران خود راه را بر آن عده بست و آنها را متواری ساخت ، و فراریان به قوچان بازگشتند و جریان را به محمد حسین خان اطلاع دادند ،
رؤسای کردان با مذاکره با شاه طهماسب او را راضی کردند که به قوچان بیاید و در آن جا تحت حمایت کردان قرار گیرد ، و شاه را به قوچان بردند .
نادر شاه پس از اطلاع ، با نیروی مسلح خود قوچان را به محاصره در آورد ، و کردان نمایندگانی نزد نادر فرستادند و از کردار خود عذر خواستند ، نادر شرایط صلح را چنین عنوان کرد .
دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    کودتاهای نظامی مشهور جهان

    کودتاهای نظامی مشهور جهان از ادوار کهن تا به امروز، کودتا راهی موثر برای قبضه ی قدرت بوده است؛ خصوصاً برای کسانی که از پیشینه ی اشرافی بی بهره بوده و یا اعتقادی به روش های دموکراتیک کسب قدرت نداشته اند. کودتا در تقابل […]

    نگاه «ویل دورانت» درباره ایران

    حجاب در زمان زرتشت چگونه بود؟ ویل دورانت در نخستین جلد کتابش درباره ایران، فرهنگ و حکومت‌های مختلف آن اظهار نظر کرده است و درباره پوشش زنان در زمان زرتشت چنین می‌نویسد: «در زمان زرتشت پیغمبر، زنان- همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عادی […]

    ترورهای مهم تاریخی از ۲۰۰ سال گذشته تا معاصر

    در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور ۱۶ شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد. آبراهام لینکلن ۱۴۷ سال پیش در شب ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵ […]

    تهران در عصرپهلوی

    سالهای آخر سلسله قاجار،  ایران صحنه جنگ جهانی اول و جنبشهای محلی و قحطی و ناامنی گردید. این شرایط مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهرسازی شد.  از سال ۱۳۰۰ هـ .ش. با کودتای رضاخان میرپنچ سردار سپه،  به علت تثبیت دولت و امنیت عمومی […]

    دفتر مخصوص فرح پهلوی

    یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق […]

    منشور کوروش

    منشور کوروش استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد