خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


عالم برزخ

عالم برزخ
4.5 (90%) 2 votes

475 views

بازدید

مقدمه
عالم تکوین با همه زیر مجموعه ها و اجزای آن ، جملگی از آیات خداوند قادر متعالند. از جمله این آیات و نشانه های الهی ، ظهور فصلهای چهارگانه  عمر انسان است ، که همانند ابرها ، در آسمان عمر انسان ، ظاهر می شوند و سپس با طوفان اجل ، از پهنه آسمان محو می گردند . خالق نظام هستی ، فصول اربعه بهار ، تابستان ، پاییز و زمستان را ایجاد نموده تا علاوه بر چرخش زیبای طبیعت ، انسان را به فلسفه خلقت عوالم وجود و غایت نظام  هستی متنبه سازد . طلوع و غروب خورشید و ماه و ستارگان ، علاوه بر روشنایی در روز و پوشاندن پرده سیاه در شب ، بیانگر واقعیت دیگری برای انسان متدبر است که همگان را بیداری بعد از مرگ، در این عالم تکوین آگاه می‌سازد. همان طور که نعمت خواب و بیداری قبل از خواب نشانگر  حیات واقعی پس از مرگ است اگر چ نردبان عقل و احساس و تجربه در شناخت این حیات کوتاه است ، اما با تدبر در محسوسات طبیعت و نظام آفرینش ، درک آن  آسان ترمی‌گردد .
حیات دنیوی انسان چیزی شبیه فصول چهارگانه طبیعت است که دوران طفولیت و کودکی آن ، زمان ظهور انسان در عرصه زندگی دنیایی است ، سپس به دوران نوجوانی و جوانی و بعد به مرحله پیری پا می گذارد و کم کم به افق حیات دنیوی خود نزدیک شده و زمستان عمرش از راه خواهد رسید و دار فانی را برای وصول به دار بقاء وداع خواهد کرد .
از علی علیه السلام سئوال شد چرا از مرگ نمی ترسید و مرگ را دوست می‌دارید ؟ فرمود : چون نمونه الطاف خداوند را در دنیا دیده ام ، یقین دارم آن خداوندی که در دنیا به من لطف داشته و مرا در راه فرشتگان و پیامبرانش قرار داده پس از این جهان و در روز قیامت فراموشم نخواهد کرد ، از پذیرائی خدای بزرگ در آن روز بزرگ دلهره و ترس ندارم .
لذا آن حضرت می فرمود : علاقه من به مرگ از علاقه کودک شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است ( نهج البلاغه ).
انتظار مرگ ، نزدیک دیدن مرگ ، یقین به مرگ ، انسان را از انجام تکالیف و وظائف  فردی واجتماعی دنیوی و اخروی باز نمی دارد ، بلکه بهترین وسیله برای تلاش و ایجاد شور و نشاط برای انجام کارهای دنیا و آخرت است . مرگ و یاد مرگ یعنی ساختن و ساخته شدن .

عالم برزخ
برزخ از نظر لغت اصطلاح
کلمه « برزخ» معمولا در محاورات ، همراه با کلماتی مثل « مابین »، « ما بینهما » به کار می‌رود ، مثلا گفته می شود :« برزخ ما بین این دو » یا « برزخ بین دو چیز » و یا «برزخ بین دنیا و آخرت » و در قرآن شریف آمده است :
« بینهما برزخ لایبقیان »  « و جعل بینهما برزخا و حجراً محجوراً » .
مشاهده می شود که ، « برزخ» در دو آیه فوق همراه با کلمه « بینهما» به کار رفته است و این بدان علت است که « برزخ» در لغت به معنای « حاجز و مانع » است ،  و حاجز و مانع در محاورات یک معنای مستقلی نیستند ، درست مثل معنای « فی » در عربی و کلمه «در» در فارسی است . اگر چه این دو کلمه به خودی خود دارای معنی و مفهومی هستند [یعنی:تو ، داخل ، درون ] اما این معنا ، معنای مستقلی نیست و برای تمام شدن معنای آن احتیاج به کلمه یا کلمه های دیگر است ، مثل اینکه می‌گوئیم: « در خانه ، در مدرسه و …»  که کلمه « در » همراه با « خانه و مدرسه» توانسته است معنای خود را ایفا کند . روی همین حساب اگر معنای لغوی « برزخ » حاجز و مانع باشد باید معلوم شود حاجز میان چه و چه چیزی، و یا مانع میان کدام دو چیز .
برزخ در کتب لغت
۱-در کتاب « المنجمد » که کلمات مستعمله در لغت عرب را معنا می کند در ماده «برز» آمده است :
« البرزخ : الحاجز بین الشیئین ، ما بین الدنیا و الاخره من وقت الموت الی البعث»
یعنی : برزخ مانع میان دو چیز است ، و زمان میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت نیز برزخ است .
۲-کتاب « مفردات »  راغب اصفهانی که لغات قرآن شریف را معنا می‌کند در مورد «برزخ» آورده است :
« البرزخ : الحاجز و الحد بین الشیئین ، و البرزخ فی القیامه : الحائل بین الانسان و بین بلوغ المنازل الرفیعه فی الاخره و منه قوله تعالی : و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون».
یعنی : برزخ  مانع و حد فاصل بین دو چیز است ، و برزخ در قیامت همان فاصله  بین انسان و رسیدن او به درجات رفیع در آخرت است ، و از همین باب است فرمایش خداوند که فرموده : « پشت سر اینها ( مردگان ) برزخی است تا روز قیامت .
۳-و در کتاب «مجمع البحرین » در همان ماده آورده اند :
« البرزخ : الحاجز بین الشیئین ، البرزخ فی قوله (ع)  « نخاف علیکم هول البرزخ» هو ما بین الدنیا و الاخره من وقت الموت الی البعث ، فمن مات فقد دخل البرزخ ، و فیه الحدیث کلکم فی الجنه و لکنی والله اتخوف علیکم فی البرزخ ، قلت : و ما البرزخ ؟ قال : القبر منذ حین موته الی یوم القیامه ».
یعنی : برزخ مانع دو چیز است ، و در این حدیث از امام صادق (ع) که فرمود : « من از هول و سختی برزخ برای شما می ترسم » مقصود همان زمانی است که فاصله میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت است . پس هر کس که مرد ، داخل عالم برزخ می شود، و از همین باب است حدیثی که فرموده :« همه شما در بهشت هستید جز اینکه  من از عالم برزخ شما می ترسم ، سئوال شد : برزخ چیست ؟»
حضرت فرمود : « قبر است از زمان مرگ تا قیامت ».
 آنچه از کتاب نقل کتب لغت استفاده شد ، این بود که : « برزخ » دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است . معنای لغوی که همان حاجز و مانع است ، مانند پرده ای که بین زرده و سفیده تخم مرغ است . این پرده مانع از مخلوط شدن این دو ماده به یکدیگر است  ومعنای اصطلاحی که به معنای فاصله زمانی بین دنیا وعالم آخرت است .
قرآن شریف در مورد معنای اصطلاحی برزخ می فرماید :
« … حتی اذا جاء احدهم الموت قال : رب ارجعونی لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا، انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» .
آنچه محل بحث است اینکه : وقتی مرگ آنها می‌رسد می گویند : « خدایا ما را به دنیا بازگردان تا اعمال صالح انجام دهیم» پاسخ این است که : « نه چنین است ، این حرفی است که اینها می زنند » سپس فرمود : «پشت سر اینها ، یعنی پس از اینکه از دنیا می‌روند ، تا روز قیامت عالم «برزخ » است .
در آیه شریفه ، حد فاصل بین مرگ و قیامت را « برزخ » نامیده است ، و دراحادیث فراوانی از ائمه معصومین نیز همین حد فاصل را عالم « برزخ» نامیده اند .

عالم برزخ از دیدگاه قرآن
عبدالله ادامه داد درست است بحث در ویژگی مرحله اول قیامت است اما به شرح عالم برزخ پرداخته بودیم و بیان کردیم که عالم برزخ برای اکثریت مردم که در حالتی متوسط از ایمان و کفر قرار دارند بی شباهت به حالت خواب نیست ، مومنان پیشرو و متنعم و کافران گرفتار انواع عقوبت و عذابند ( آیه ۱۰۰ ، مومنون ) ، برای احیای مردگان و برخاستن آنها از قبرها و حضورشان در دادگاه عدل پروردگار ، زمان زیادی وقت لازم نیست ، همانگونه که برای  مرگ انسانها زمان طولانی لازم نبود ، صیحه اول مرگ است و صیحه دوم فریاد زنده شدن و رستاخیز و حضور در دادگاه  عدل الهی « ان کانت الا صیحه واحده فاذاهم لدینا محضرون » (‌‌آیه ۵۳ سوره یس ) ای انسانهای به خواب رفته، ای خاکهای پراکنده و ای استخوانهای پوسیده به پا خیزید ، به پا خیزید و برای حساب و جزا آماده شوید .
در اینجا به بعضی روایات گویا و پر محتوی اشاره می کنند : عالم برزخ بهشت است  برای نیکوکاران و شهیدان که در آن متنعمند به نعمتهای الهی و دوزخ است برای گناهکارانی مانند آل  فرعون که صبح و شام در برابر آتش معذبند ، و در این رابطه علی علیه السلام در روایتی می‌فرماید: قبر یا باغی از باغهای بهشت است یا حفره و گودالی از گودالهای جهنم ( بحارج ۶ صفحه ۲۱۸).
حقیقت این است که آگاهی بر کیفیت عالم برزخ تأثیر زیادی در مسائل اعتقادی ندارد ، قرآن مجید اصل وجود عالم برزخ را در آیاتی چند با صراحت بیان نموده است ، همان‌گونه آل فرعون قبل از قیام قیامت هر صبح و شام از طریق عرضه شدن آتش بر آنها مجازات می شوند .
در سوره مومن آیه ۱۱ می فرماید : از قول عده ای که گرفتار عذاب در عالم برزخند می‌گویند : پروردگارا ما را دوباره میراندی و احییتنا دوباره زنده کردی اکنون به گناهانان خود معترفیم . آیا راهی برای خارج شدن از دوزخ وجود دارد ؟ «قالو ربنا امتنا اثنتین و احتیتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل » آنها که در این جهان اصرار به انکار معاد داشتند و پیامبران را به باد استهزاء می گرفتند در آنجا پرده های غرور و غفلتشان کنار می رود و چشم حقیقت بین آنها باز می‌شود و چاره ای جز اعتراف به گناه ندارند ، و گمان می کنند در آنجا اعتراف به گناه برایشان سودی دارد .

عالم برزخ کجاست ؟
دانستیم فاصله زمانی بین مرگ و قیامت « عالم برزخ » نامیده شده و مردگان تا برپائی قیامت ، در عالم برزخ به سر می برند . لازمه این علم این است که معتقد شویم همه آنهائی که از ابتداء‌خلقت عالم هستی تا کنون از دنیا رفته و از این پس نیز می میرند از انبیاء واولیاء و صالحین گرفته تا پادشاهان و ظالمین و مستکبرین و مشرکین ، همگی در آن عالم جمع هستند و در  انتظار برپائی قیامت به سر می برند که البته معتقد هم هستیم.
اینک به این نکته می پردازیم که : عالم برزخ کجاست ؟ آیا عالم برزخ جزء این عالم است ؛ یعنی آیا  عالم برزخ در همین دنیاست و مثلاً همین خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب دارد، و ارواح اموات چه مومن و چه کافر در روز این عالم یک حالت و در شب این عالم دارای حالت دیگری هستند ؟ یا اینکه طلوع و غروب خورشید برای اهل این دنیا تأثیر دارد و شب و روز برای برزخیان تأثیری ندارد ؟
اینها سئوالاتی است که در اذهان بسیاری از مؤمنین به معاد وجود دارد باید چند مطلب را خاطر نشان کرد که  :
۱-    عالم قیامت هنوز بر پا نشده و یکی از مقدمات برپائی آن نابودی نظام این عالم است و به تعبیر قرآن ، قیامت وقتی برپا می شود که :
« اذا الشمس کورت ، و اذا النجوم النکدرت ، و اذاالجبال سیرت ، و… و اذا البحار سجرت…»  « اذا السماء انفطرت ، و اذا الکواکب انتثرت ، واذا البحار فجرت ، و اذالقبور بعثرت … »  « اذا وقعت الواقعه ، لیس لوقعتها کاذبه ، خافضه رافعه ، اذا رجعنت الارض رجا ، و بست الجبال بسا ، فکانت هباء منبثا»
خورشید منکدر و نابود شود ، ستارگان در هم بریزند ، کوهها غبار پراکنده شوند ، دریاها دگرگون شوند ، ستارگان در هم و برهم  شوند ، قبرها زیر و رو شوند ، زمین آن چنان به خود بلرزد که کوهها مانند پنبه زده شده شوند و زمین مانند غباری خفیف شود و…
اینها همه علائم فروپاشیدن نظام این عالم است ، و باید بدانیم تا این نظام وجود برپاست، عالم قیامت بر پا نشده و مردگان در عالم دیگری به نام « عالم برزخ » به سر می برند.
۲-    در جای خود ثابت است که این خورشید و ماه در عالم قیامت وجود ندارند ، و خداوند متعال عالم قیامت را به وسیله نیروی دیگری روشن می کند و البته در آنهم اختلاف است که آیا نور و روشنائی قیامت ، بوسیله اعمال صالح هر شخص و آنهم برای خود اوست . همانگونه که قرآن شریف فرموده :
« یوم یقول المنافقون  والمنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم ، قیل ارجعوا وراءکم فالتمسوا نورا …»
در آن روز ، زنان و مردان منافق به مومنین می گویند : از نور و روشنائی خود به ما نیز بهره دهید . به آنها خطاب می شود : بازگردید و از پشت سرتان (دنیا) نور بیاورید .
و یا چیزی همانند خورشید ، عالم قیامت را روشن می گرداند و همه خلائق از آن بهره می‌گیرند ، در این مورد  نیز قرآن شریف می فرماید :
« و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاء‌الله ، ثم نفخ فیه اخری فاذا هم ینظرون ، اشرقت الارض بنور ربها و وضع الکتاب ….» .
در صور دمیده می شود و همه آنهائی که در آسمان و زمین هستند از بین می‌روند مگر آنهائی را که خدا نمی خواهد . ( پایان دنیا ) ، برای مرتبه دوم صور دمیده می شود ، آنگاه است که قیامت بر پا می شود و زمین قیامت به نور پروردگارش روشن می‌شود و…
پس از بیان این سه مقدمه ، به اصل بحث که :« عالم برزخ کجاست ، خورشید و ماه این جهان ، شب و روز ما بر آنها هم اثر دارد یا نه » باز می گردیم .
در این مورد از میان آن همه احادیثی که هست به نقل چند حدیث می پردازیم :
۱-    مرحوم شیخ کلینی درکافی به نقل از علی بن ابراهیم آورده است :
« علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، عن احمد بن محمد بن ابی نصر ، عن الحسین بین میسر قال: سألت اباعبدالله عن جنه آدم (ع) :  فقال جنه من جنان الدنیا تطلع فیها الشمس و القمر و لو کانت من الجنان الاخره ما خرج منها ابدا» .
حسین بن میسر گفت : از حضرت صادق (ع) در مورد بهشتی که حضرت آدم (ع) در آن بوده سئوال کردم . حضرت فرمودند : آن باغی است از باغهای دنیا که خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب می کنند و اگر از باغهای قیامت بود هرگز آدم (ع) از آن خارج نمی‌شد.
مرحوم مجلسی نیز این حدیث را با سند دیگری در کتاب بحار نقل فرموده و بهر حال حدیث فوق از چند جهت قابل توجه است :
الف ) حضرت آدم (ع) در آن بهشتی که در عالم قیامت وعده داده شده خلق نشده و آن بهشت را مشاهده نکرده است .
ب ) در جائی از این دنیا بهشتی وجود دارد که قابل رؤیت و مشاهده انسانهای عادی نیست و نمی توانند به آنجا رفت و آمد کنند و در حقیقت می توان گفت : آن بهشت درعین حالی که در دنیاست ولی برای بشر از عوالم غیب محسوب است و البته باید توجه داشت که دنیا منحصر به کره زمین و چند صد کیلومتر اطراف آن نیست .
ج ) همین خورشید و ماه ، آن بهشت را روشن می کنند و بر آن طلوع و غروب دارند و بهترین دلیل « الف و لام » عهد حضوری است که حضرت بر کلمه « شمس و قمر» درآورده  و در حقیقت مثل این است که فرموده باشند : این خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب دارند ، وگرنه باید « شمس و قمر » را بدون « الف و لام » و با تنوین ذکر می‌کردند و می فرمودند : « شمس و قمر » یعنی ماه و خورشیدی بر آن طلوع و غروب دارند .
۲-    باز مرحوم شیخ کلینی به نقل از ضریس کناسی می نویسد :
« عده من اصحابنا ، عن احمد بن محمد ، و سهل بن زیاد ، و علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، جمیعا عن ابن محبوب ، عن علی بن رئاب ، عن ضریس الکناسی قال : سألت ابا جعفر(ع) ان الناس یذکرون ان فراتنا یخرج من الجنه فکیف هو ، و هو یقبل من المغرب و تصب فیه العیون و الادویه ؟ فقال ابوجعفر (ع) : و انا اسمع ان الله جنه خلقها الله فی المغرب و ماء فراتکم بخرج منها ، و الیها تخرج ارواح المومنین من حفر هم عند کل مساء فتسقط علی ثمارها و تأکل منها و تتنعم فیها و تتلاقی و تتعارف فاذا طلع الفجرهاجت من الجنه …
ضریس گفت : از حضرت باقر (ع) پرسیدم : مردم ( مقصود اهل سنت است ) می‌گویند: «آب فرات از بهشت خارج میشود » چگونه می شود درست باشد در صورتی که این آب از مغرب جاری است ( یعنی سرچشمه اش از مغرب زمین است ) و در بین راه چشمه ها و جویبارهای دیگری هم به آن ریخته می شود ؟ حضرت فرمودند :« بلی من هم شینده‌ام ( مقصود شنیدن از پدران و اجدادشان می باشد ) که خداوند در مغرب زمین بهشتی خلق فرموده و آب فرات شما از آن خارج می گردد و ارواح مؤمنین عصر هر روز به آن بهشت می‌روند و از میوه های آن می خورند و از نعمت های دیگر خداوند بهره می‌گیرند و همدیگر را ملاقات می کنند و چون فجر صادق طلوع کند از آن خارج میشوند …»
توجه در جملات حدیث نکات زیر را روشن می کند :
الف ) بهشتی در مغرب زمین وجود دارد که آب فرات هم از آنجا عبور می کند .

برزخ یا قیامت صغری و عوالم چهار گانه حیات
قال علی علیه السلام : من مات قامت قیامه
آنگاه که انسان بمیرد قیامت او بر پا می شود
علی علیه السلام می فرماید :  هر وقت انسانی از این دنیا برود ، وارد قیامت خواهد شد . حال باید دانست که منظور  از این جمله نورانی امیرالمومنین علیه السلام چیست ؟ اجمالا باید گفت که قیامت صغری و کوچک منظور است و اما تفصیل آن عبارت است از اینکه انسان چهار مرحله را مشاهده می کند :
۱-    حیات دنیایی که عالم ماده و جسم است .
۲-    عالم مثال و برزخ که چه بسا از عالم ماده قویتر و لطیفتر است ، که این عالم را قیامت صغری و کوچک معرفی می کنند .
۳-    عالم نفس که به قیامت کبری معروف است .
۴-    عالم صفات و اسماء‌ الهیه که بالاتر از عالم نفس و قیامت است .
حال انسان این نردبان رشد و تکامل را باید از دنیا آغاز کند ، یعنی چند صباحی در دنیا زندگی می کند و پس از امتحانات و آزمایشات الهی که انجام می‌گیرد، مرگ او فرامی‌رسد و به عالم بالاتر یعنی عالم برزخ منتقل می شود و در آن حیات برزخی ، آمادگی پیدا می کند ، برای ورود در عالم قیامت کبری ، در حیات برزخی که همان قیامت صغری و کوچک انسان است ، چه بسا انسانهایی که در دنیا ، خویشتن خویش را صیقل نداده اند و خود را تزکیه نکرده اند ، کفاره این کج اندیشیها و کم کاری ها را باید با چشیدن عذابهای برزخی بپردازند ، تا آمادگی کامل پیدا کنند که به محض دمیده شدن در صور اسرافیل ، پاک و مصفی وارد قیامت کبری و  روز محشر شوند . باز در همین حیات برزخی ، حال چند هزار و یا چند میلیون سال طول خواهد کشید ، بسیاری از انسانها ، با آن همه عذابهایی را که تحمل کرده اند ، پاک و منزه نخواهند شد و باید در جهنم وارد شوند و بعد از مدتی که عذابهای دردناک والیم قیامت را چشیده اند ، وارد بهشت گردند،  و عده کثیری هم برای همیشه در جهنم مخلدند و باقی خواهند ماند و سپس انسانها با پشت سر گذاردن عالم دنیا و قیامت صغری یعنی برزخ ، و قیامت کبری یعنی نفس ، به عالم اسماء و صفات الهی پا می گذارند که نهایت تکامل انسان به این عالم و مقام نورانی منتهی می شود . توضیح بیشتر اینکه انسان دارای طبیعتی است مادی که بسیار ملموس و محسوس است و دارای محدودیت خاصی است و رشد و سیطره وجودی آن محدود است مثلا از بعد وزن و حجم و حواس پنجگانه بشری ، حد یقف  دارد و قابل رشد و گسترش بالائی نیست . حال از این عالم طبیعت انسان کمی بالاتر بیائیم ، می بینیم انسان دارای قوای باطنی و درونی است ، اینکه انسان فکر می کند، مطالبی را حفظ و در ذهن خویش نگه می دارد و دارای قوه خیال و وهم است ، و انسان در حیطه این قوه الهی ، کارهای بسیار عجیبی را انجام می دهد ، مثلا در ذهن خود حرکتهای ستارگان و سیارات را تصور می کند و یا به دریاها ، کوهها و دشتها می‌اندیشد و یا در یک لحظه ، کل تاریخ زندگی خود را در نوار ذهن خویش تماشا و مرور می کند و یا در یک چشم بهم زدن ، جهان مادی را دور می زند . این بعد معنوی انسان بسیار گسترده‌تر از بعد طبیعی و جسمی انسان است که آن را مثال متصل می نامند ، چون با انسان همراه و متصل است . حال همین نیرو اگر از انسان به طور موقت جدا شود آنرا مثال منفصل می گویند ،  چون جدای از انسان است . نام دیگر مثال را می شود برزخ نامید ، لذا برزخ متصل و برزخ منفصل خواهیم داشت .عالم خواب را ، برزخ منفصل معرفی می کنند که روح انسان ، به طور موقت از بدن فاصله می گیرد ، درعین حال سیطره ضعیفی  بر بدن  دارد . انسان در عالم خواب ، بسیار قویتر از عالم مثال و برزخ متصل ، عمل می کند . چرا که گستردگی او در عالم خواب نسبت به عالم بیداری که از ذهن و قوه مخیله و وهمیه  خود استفاده می کند ، قویتر خواهد بود .
لذتها و شادیها ، غمها و شدائد ، حرکتها و تنوعهای زندگی ، قابل قیاس با حالت بیداری انسان نیست ، لذا عالم مثال متصل و منفصل ، نمونه کوچکی است از عالم بالاتر که عالم برزخ و قیامت صغری است و همین طور عالم برزخ نمونه ای است از قیامت کبری و هکذا عالم قیامت نمونه ای از عالم اسماء و صفات کمالیه الهیه خواهد بود .

حیات برزخ برای همه و اثبات آن
حیات برزخی برای همگان خواهد بود و مخصوص گروه خاصی نیست  . آیاتی که برزخ را ثابت می کنند اطلاق و عمومیت آنها شامل همه انسانها با هر اعتقادی که دارند خواهد شد . علاوه بر شمول اطلاقات آیات و روایات برای جمیع خلائق ، دلائلی هم جداگانه برای مومنین و کفار و مشرکین وارد شده است که نمونه هایی را متذکر می شویم :
« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما اتیهم الله من فضله … »
« گمان مبرید آنانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند مردگانند ، بلکه آنان زنده اند و در پیشگاه خدا ، روزی می خورند،  آنان به فضل و رحمتی که خداوند نصیب آنها گردانیده شادمانند ، بشارت و مژده دهند به مومنانی که هنوز به آنها نپیوسته اند و بعداً در پی آنها به سرای آخرت خواهند شتافت ، که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند »
روایتی صحیح السند و مشهور است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله  در جنگ بدر، بعد از پیروزی سربازان اسلام بر کفار و مشرکین ، بر جنازه های سران و فرماندهان کفر و شرک حضور پیدا  کردند و خطاب به اجساد آنان فرمود :
« یا فلان یا فلان قد وجدت ما وعدنی ربی حقاً فهل وجد تم ما وعد ربکم حقا »
پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آلی ، خطاب به سران کفر فرمود : ای ابوجهل ! عتبه ، شیبه و امیه ! به تحقیق ما وعده خداوند خویش را به حق دیدیم و اما شما ، آیا وعده خداوند را که حق است دیده اید ؟ اصحاب به پیامبر عرضه داشتند: «یا رسول الله اتنادیهم و هم اموات ؟ فقال و الذی نفسی بیده انهم  لاسمع لهذا الکلام منکم الا انهم لایقدرون علی الجواب »
آیا شما با مردگان سخن می گویید ، در حالی که آنان نمی توانند بشنوند ؟ حضرت فرمود : قسم به آنکسی که جانم در دست و قدرت اوست ، آنان  از شما بهتر می شنوند و کلام مرا بهتر درک می کنند ، ولی قدرت بر جوابگویی ندارند .
از جمله آیاتی که حیات برزخی را ثابت می کند و در اینکه بین مرگ و عالم برزخ هیچگونه فاصله ای وجود ندارد و صراحت در وجود نعمات و نقمات برزخی دارد ، این آیه شریفه قرآن است که می فرماید :
« فاما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنه نعیم و اما ان کان من اصحاب الیمین فسلام لک من اصحاب الیمین و اما ان کان من المکذبین الضالین فنزل من حمیم و تصلیه جحیم »
« انسان وقتی دار فانی را وداع نمود ، اگر از مقربین و دوستداران خدا باشد ، بلافاصله بعد از مرگ ، روح و ریحان و بهشت نعیم الهی به آنان خواهد رسید و کسانی که از اصحاب یمین باشند ، ثواب و سلام خداوند به آنان می رسد و آنانی که از گمراهانند ، پس غذای آنان همان غذاهای جهنمی است آبهای داغ مانند فلز گداخته در حلقوم آنها خواهند ریخت و آنها را به آتش نزدیک می کنند »
لذا این آیه می خواهد بفرماید : که عالم برزخ بدون هیچ فاصله زمانی پس از مردن انسان، مشهود است و انسان خود را در آن خواهد دید .
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ان اولیاء‌الله لایموتون و لکن ینقلون من دار الی دار
به تحقیق اولیای خدا نمی میرند و لیکن از خانه ای به خانه دیگر انتقال پیدا می‌کنند . شواهد و قرائن پیرامون انتقال سریع انسان از دنیا به عالم برزخ بواسطه مرگ در تاریخ شرایع الهیه ، فراوان است که به یک نمونه بارز آن ، اشاره می کنیم : مرحوم علامه طبسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه شریفه بل احیاء عند ربهم یرزقون (بلکه شهداء زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند ) می فرماید : از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله روایتی نقل شده است پیرامون جعفر بن ابیطالب که در جنگ موته شرکت فرمود ، و به شهادت رسید . حضرت فرمود : من جعفر را دیدم که با دو بال با فرشتگان الهی ، در بهشت در حال پرواز بود . این جمله نورانی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نشانگر حیات انسان در عالم برزخ است که پس از ارتحال از دنیای خاکی ، پا به عالم دیگری می‌گذارد به نام عالم برزخ .
آیات و روایات زیادی دلالت بر وجود عالم برزخ دارند علاوه بر آنکه عقل و تجربه و حس هم به کمک آنها می آیند .کلمه برزخ که به معنای فاصله بین دو آب ویا دو خشکی است ، حد فاصل بین عالم اول که دنیای خاکی است و عالم سوم که آخرت و قیامت کبری نام دارد قرار دارد . دنیا به خاطر محسوس بودن آن قابل انکار نیست و همه انسانهایی که در عرصه دنیا حضور پیدا کرده اند ، عالم مادی را لمس کرده و به یقین ، وجود چنین دنیایی را شاهد بوده و هرگز در وجود آن شک و شبهه‌ای به خود راه نمی‌دهند . و اما عالم دوم که برزخ نام دارد ، به خاطر مادی و محسوس نبودنش در معرض شک و تردید قرار می گیرد . اینجاست که انسان باید از راهنمائی های پیامبران و رسولان الهی و کتب آسمانی بهره مند شود ، علاوه بر آنکه از قوه عاقله خویش نیز استفاده می کند  و همین طور عالم سوم که قیامت کبری و روز حشر و نشر نام دارد ، موجب شک و تردید بشر قرار می گیرد و این در حالی است که انسان می تواند پله های نردبان یقین را طی کند ، از پله اول که علم الیقین است شروع کرده سپس پا به پله عین الیقین نهاده و با پیمودن سومین پله که حق الیقین می باشد خط بطلان بر همه شکوک بکشد.
«  حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمال صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون »
« تازمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد می گوید : خدایا ! مرا باز گردان شاید در آنچه ترک کردم ، عمل صالحی انجام دهم ، گفته می شود : چنین نیست ، این سخنی است که او به زبان می گوید و اگر برگردد باز همان خواهد بود ، و پشت سر آنها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند »

کلیه آیاتی که دلالت بر زنده بودن شهدای مجاهد فی سبیل الله دارند و آنها را مرزق عند الله معرفی می کنند قرائن و شواهدی هستند بر وجود عالم برزخ که به طور اجمال به چند روایت بسنده می کنیم :
قال الصادق علیه السلام : اتخوف علیکم فی البرزخ
امام صادق علیه السلام فرمود : من از برزخ برای شما می ترسم.
سئوال شد : ما البرزخ ؟ برزخ چیست ؟
حضرت فرمود : القبر منذ حین موته الی یوم القیامه
برزخ همان قبر است از آن زمانی که انسان می میرد تا روز قیامت .
از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است :
ان القبر اما روضه من ریاض الجنه او حفره من حفر النیران
بدرستیکه قبر یا باغی از باغهای بهشت است و یا گودالی از گودالهای جهنم است 
شبیه این حدیث از پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و دیگر معصومین هم  نقل شده است :
القبر اما روضه من ریاض الجنه او حفره من حفر النیران
قبر یا باغی از باغهای بهشت و یا حفره ای از حفره های دوزخ است .

عذاب برزخی و نعمات و نقمات در برزخ
از آیات استفاده می شود که آتش برزخی نمونه ای از آتش دوزخ است.
النار یعرضون علیها غدواً و عشیاً…
عذاب آنها ( فرعونیان ) همان آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند و در روز قیامت خداوند امر کند : که آل فرعون را در سخت ترین عذابها داخل نمائید.
در این آیه ، دوزخ برزخی را بیان می کند ، لذا عالم برزخ را ثابت می کند :
روایتی از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله این آیه را تفسیر می کند که حضرت فرمود : آنگاه که یکی از شما از دار دنیا کوچ کنید ، جایگاه او صبح وشام به او عرضه می شود . اگر از بهشتیان باشد جایگاهش در بهشت واگر از اهل دوزخ باشد جایگاهش در دوزخ است و به او گفته می شود : این جایگاه تو خواهد بود ،  تا زمانی که خداوند ، تو را در قیامت کبری مبعوث کند. 
انسان در عالم برزخ نمونه ای از بهشت یا جهنم را می بیند و چه بسا با مشاهده آنها شاد و یا غمگین می شود .
قرآن و روایات می فرمایند : عذاب بر آنها عرضه می شود . در تفاسیر آمده است که خداوند می فرماید : ما عذاب را بر آنها عرضه می داریم یعنی آتش جهنم واقعی را به آنان نشان می دهیم . و در روایات آمده است که جایگاه آنان در قیامت کبری به آنها عرضه می شود و آنان از دیدن عذابهای قیامت کبری زجر می کشند ، و یا از دیدن بهشت و نعمات آنها شادمان می گردند .

انسانها در برزخ به سه دسته تقسیم می شوند
انسانها در عالم برزخ به سه گروه تقسیم می شوند :
۱-    کسانی که دارای ایمان خالص می باشند واعمالشان با ایمان آنان کاملا مطابقت می‌کند و در مقابلشان کفاری که دارای کفر خالصند و هیچگونه اعمال صالحه ندارند .
۲-    کسانی که مانند گروه اول نخواهند بود بلکه بالعکس دارای ایمان و یا کفر خالص نیستند .
۳-    عده ای هم از مجرمین و گناهکاران هستند .
حال در اینکه  هر سه گروه دارای عذاب قبر خواند بود ، البته بجز مومنین خالص و یا اینکه مجرمین ، عذاب قبر نخواهند داشت و در یک حالت بی خبری باقی خواهند ماند ، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که ذیلا مطرح می کنیم :
الف ـ عده ای همانند جناب شیخ مفید در کتاب تصحیح الاعتقاد ، قائل به عدم عذاب برای مجرمین هستند ، که به‌ آیات و روایاتی هم استدلال می کنند .
ب ـ گروهی معتقدند که مجرمین هم عذاب می بیننند . از جمله جناب علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان می فرماید : ما نعه الجمع نیست که پس از چشیدن عذاب در برزخ ، به حالت بی خبری تا  صور اسرافیل باقی بمانند .
ج ـ گروه سومی هم فرموندند: مجرمین هم عذابهای عالم برزخ را خواهند چشید اما به خاطر طولانی بودن  ساعات و روزهای عالم برزخ نسبت به دنیا ، اظهار می دارند به اینکه ما چند روزی بیشتر در دنیا زندگی نکرده ایم . شاهد بر این نظر داستان اصحاب کهف است که فرآن می فرماید :
و لبثوا فی کهفهم ثلاث مائه سنین و ازدادوا تسعا 
« و آنها در غار به مدت ۳۰۹ سال باقی ماندند »
اما وقتی از خواب بیدار شدند ، از همدیگر مدت خواب را سئوال کردند ، قرآن می فرماید :
قال قائل منهم کم لبثتم قالوا لبثنا یوماً او بغض یوم
« یکی از آنان سئوال کرد : چه مدت خوابیدید؟ جواب دادند : یک روز یا قسمتی از یک روز در اینجا خوابیدیم »
لذا زمان در عالم برزخ قابل قیاس با زمان دنیایی نیست ، به خاطر همین زندگی عالم دنیا را به یک روز یا نصف روز تشبیه می کنند . پس آنانی که در زمان بر پایی قیامت اظهار می کنند که یک روز در دنیا زندگی کردیم ، به خاطر طولانی بودن زمان در برزخ است.
البته آن عده ای که قائل به عدم عذاب قبر برای مجرمین هستند و معتقدند که آنان در یک حالت بی خبری باقی می مانند ، به آیاتی از قرآن تمسک  جستند :
« و یوم تقوم الساعه یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعه  »
« وروزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران و مجرمین ، قسم یاد می کنند که در دنیا و در قبر و در برزخ ساعتی بیش درنگ نکردند ، اینطور دروغ می گویند و از حقیقت سر باز می زنند »
« یتخافون بینهم ان لبثتم الاعشراً … ان لبثتم الا یوماً»
آنها از هول و هراس آن روز با یکدیگر آهسته ، زیر لب گویند : که ای افسوس ، ده روزی بیش در حیات دنیا درنگ نکردید ، ما به آنچه می گویند ، بهتر آگاهیم که از آن بدکاران،  بهترینشان به آنها از روی حسرت خواهند گفت : ای افسوس ، گویی در دنیا و یا در قبر و برزخ ، یک روز بیشتر درنگ نکردید . پس معلوم می شود که مجرمین در عالم برزخ عذابی را مشاهده نکردند . که اظهار می دارند : ما چند روزی در دنیا،  زندگی کرده ایم و الان با صور اسرافیل دوباره بعد از مردن زنده شدیم .
اگر چه کلام علامه طبرسی گذشت که ایشان می فرماید : مجرمین عذاب می‌بینند و سپس در یک عالم بی‌خبری باقی می مانند ، تا قیامت بر پا گردد. و عده ای هم توجیه کردند به اینکه از بس برپایی قیامت برای انسان ، هولناک است ، کل عمرش را در یک روز یا نصف روز خلاصه می کند ، ودیگر اینکه زمان در عالم برزخ و قیامت با زمان دنیایی قابل قیاس نیست ،‌لذا عمر ۸۰ ساله یا کمتر و بیشتر آنان در دنیا بسیار کوتاه جلوه می کند .

ارواح در عالم برزخ در چه صورت و قیافه ای هستند ؟
این که ارواح پس از خارج شدن از بدن در عالم برزخ به چه صورت و قیافه ای ظهور می‌کنند خود موضوع قابل توجهی است .
گاهی از مردم عامی شنیده می شود : ارواح پس از خارج شدن از بدن بصورت پرنده‌های کوچک ( کبوتر ، گنجشک ، مرغ سبز رنگ و … ) در می‌آیند ، این تصورات با آن واقعیتی که احادیث بیان می کنند تفاوت های فاحشی دارد و پس از آنکه تعدادی از احادیث صحیح را نقل کردیم خواهیم فهمید علت رسوخ این گونه عقائد و فاسد و باطل در اذهان شیعیان و پیروان ائمه معصومین (ع) چیست ؟
۱-    مرحوم کلینی به نقل از علی بن ابراهیم آورده است .
« علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، عن الحسن بن محبوب ، عن ابی و لادالحناط ، عن                  ابی عبدالله(ع) قال : قلت له : جعلت فداک یروون ان ارواح المومنین فی حواصل طیور خضر حول العرش؟ فقال : لا ،‌المومن اکرم علی الله من ان یجعل روحه فی  حوصله طیر ، ولکن فی ابدان کابدانهم »
راوی حدیث گفت : به حضرت صادق گفتم : جانم فدای شما با د ، می گویند : ارواح مومنین را پس از خارج شدن از بدن داخل چینه دان پرندگان سبز رنگ می کنند و این مرغها در اطراف عرش خدا در پروازند ، درست است ؟ حضرت فرمود : خیر ، احترام مومن در پیشگاه خداوند بیش از این است که روح او را در چینه دان مرغها قرار دهد. سپس فرمود : روح افراد پس از خارج شدن از بدن داخل بدنی همانند بدن دنیائی او قرار می‌گیرد .
۲-    باز مرحوم کلینی در کافی حدیثی نقل فرموده ، این حدیث گر چه از نظرسند ضعیف است ولی چون از نظر معنا و مفهوم با احادیث صحیح مطابقت دارد ، لذا تلقی به قبول شده و عینا آنرا ذکر می کنیم :
« … عن یونس بن ظبیان قال : کنت عند ابی عبدالله (ع) فقال : ما یقول الناس فی ارواح المومنین ؟ فقلت : یقولون : تکون فی حواصل طیور خضره فی قنادیل تحت العرش، فقال ابوعبدالله (ع) : سبحان الله ،المومن اکرم علی الله من ان یجعل روحه فی حوصله طیر. یا یونس اذا کان ذلک ، اتاه محمد (ص) و علی و فاطمه و الحسن والحسین (ع) والملائکه المقربون ، فاذا قبضه الله عز وجل صیر تلک الروح فی قالب کقالبه فی الدنیا فیاکلون و یشربون .فاذا قدم علیهم القادم عرفوه بتلک الصوره التی کانت فی الدنیا »
یونس گفت : درخدمت حضرت صادق (ع) بودم ، حضرت پرسیدند : این مردم   در مورد ارواح مومنین پس از مرگ چه می گویند ؟ گفتم : می گویند : ارواح مومنین در چینه دان مرغهای سبزرنگ قرار می گیرند و در زیر عرش خداوند هستند . حضرت فرمودند : پاک و منزه است خداوند ، مومن نزد خداوند گرامی تر از این است که روحش را در چینه‌دان مرغ قرار دهد . ای یونس وقتی هنگام مرگ مومن رسید ، پنج نور مقدس به همراه ملائکه مقرب خداوند بر بالین او حاضر می شوند و پس از قبض روح  وی خداوند روح او را در قالبی چون قالب دنیائی قرار می دهد . پس مومنین درعالم برزخ در قیافه ای همچون قیافه دنیایی جلوه می کنند و در حقیقت بدن برزخی همانند همین بدن دنیائی است . با آن می‌خورند و می آشاممند و اگر کسی پیش آنها آمد او را می شناسند » .
۳-    همین حدیث را با اندک اختلاف در متن و با سند دیگر مرحوم مجلسی به نقل از کتاب امالی شیخ طوسی در ص ۲۲۹ از ج ۶ بحار الانوار حدیث ۳۲ نقل فرموده است.
احادیث فوق و نظائر آن بر مطالب زیر دلالت دارند :
الف ) اعتقاد به اینکه « روح مومن و یا هر انسان دیگر پس ازمرگ به صورت پرنده و یا در چینه دان پرنده ای داخل شود و به گردش عرش خدا رود » اعتقاد باطل و فاسدی است و از اخبار مجعول برخی فرق اسلامی نشأت گرفته است .
ب ) همانگونه که قبلا گفتیم ، فرقی بین مومن و کافر در این جهت نیست که روح هر انسان پس از مرگ به قالبی مثل همین بدن دنیائی داخل می شود و عالم برزخ را با آن بدن می گذارند . این قالب و بدن برزخی آنقدر با بدن دنیائی شباهت دارد که وقتی کس دیگری هم از دنیا برود و اورا ببیند می شناسد و او هم این فرد تازه از دنیا رفته را می‌شناسد .
البته این نکته نیز قابل توجه است که قالب مثالی منحصر به عالم برزخ و زمان پس از مرگ نیست و ممکن است هر فردی دارای چند قالب مثالی باشد و مثلا یک قالب مثالی برای موقع خواب وجود داشته باشد که روح انسان پس از به خواب رفتن به آن قالب منتقل شود با این تفاوت که در وقت خواب روح انسانی و نفس ناطقه از بدن خارج می‌شود ولی وقت مرگ هر چند روحی که برای انسان تصور کرده‌اند ، از بدن خارج‌ می‌شود .
مرحوم شیخ بهائی (ره ) در کتاب مفتاح الفلاح در بخش اعمال وقت زوال تا غروب به نقل از حضرت صادق (ع) آورده است :
« ما من مومن الا وله مثال فی العرش ، فاذا الشتغل بالرکوع و السجود و نحو هما فعل مثاله مثل فعله ، فعند ذلک تراه الملائکه فیصلون و یستغفرون له ، و اذا اشتغل العبد بمعصیه ارخی الله تعالی علی مثاله  سترا لئلا تطلع الملائکه علیها . فهذا تأویل « یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح ».
هر مومنی در عرش خدا مثل و مانندی دارد ، هر گاه مشغول عبادت شود و به رکوع یا سجده رود قالب مثالی او نیز در عرش خدا همین عمل را انجام می دهد [ درست مثل اینکه آئینه ای گذاشته و در مقابل آن کاری انجام دهیم و یا فردی در مقابل ما هر کاری که می کنیم او نیز انجام دهد ] خداوند این قالب مثالی درعرش را به ملائکه خود نشان می‌دهد و آنها برای چنین بنده ای درود می فرستند و استغفار می کنند ، و هر گاه مؤمن به معصیتی مشغول شود خداوند آن قالب مثالی را از چشم ملائکه دور نگه می دارد تا او را در حال گناه مشاهده نکنند . آنگاه امام (ع) فرمود : این معنای دعای « یا من اظهر جمیل و سترالقبیح » است .
پس ملاحظه می کنید که باداشتن قالبها و بدنهای مثالی نیازی به این نیست که روح مومن را در چینه دان مرغی قرار دهند و او را به تماشای عرش خدا بفرستند .
در پایان این بحث تذکر این نکته خالی از لطف نیست که : ارواح کفار و مشرکین نیز پس از مرگ مانند ارواح مومنین در قالب های مثالی قرار میگیرند ولی اینها بر خلاف مومنین به عذابهای خداوند معذب می شوند .
مرحوم مجلسی (ره ) به نقل از حضرت صادق (ع) چنین آورده است :
« وقد روی عن الصادق (ع) فی ما سئل عمن مات فی هذه  الدار این تکون روحه ؟ فال (ع): من مات و هو ما حض للایمان او ماحض لکفر محضا نقلت روحه من هیکله الی مثله فی الصوره و جوزی با عماله الی یوم القیامه ، فاذا بعث الله من فی القبور انشاء‌جسمه ورد روحه الی جسده و حشر لیوفیه اعماله . فالمومن ینتقل روحه من جسده الی مثل جسده فی الصوره فیجعل فی جنات من جنان الدنیا یتنعم فیها الی یوم المآب ، و الکافر ینتقل روحه من جسده الی مثل بعینه و یجعل فی نار فیعذب بها الی یوم القیامه ….» .
حضرت صادق (ع) در جواب سئوالی که از آن حضرت در مورد روح پس از مرگ کردند فرمود : کسی که از دنیا می رود چه در درجه اعلای ایمان و یا در درجه ادنای کفر باشد روحش به هیکلی که مثل همین هیکل دنیائی است منتقل می شود و تا روز قیامت با اعمال خود همراه است. پس روح مومن وقتی از بدن خارج می شود به بدنی مثل این بدن داخل می‌شود و تا روز قیامت از نعمتهای خدا استفاده می کنند ، روح کافر نیز وقتی از این بدن خارج می شود به بدنی مثل همین بدن داخل می شود و در جهنم دنیا قرار می گیرد تا قیامت بر پا شود .
از حدیث فوق نکات زیر استفاده می شود :
الف ) در این که روح مومن و کافر پس از مرگ به قالب مثالی منتقل می‌شوند فرقی وجود ندارد .
ب ) هر یک از مومن و کافر در طول عالم برزخ همرا ه با اعمال خود می باشند و پاداش یا مکافات آنرا مشاهده می کند .
ج ) وقتی قیامت بر پا شود ، دوباره همین بدنهای پوسیده زنده می شوند و مجدداً روحها از بدن های مثالی به همین بدن منتقل می شوند .
د ) عالم برزخ و بهشت و جهنم آن در همین دنیاست ولی از نظرها غایب هستند.
ه ) روحهای مومنین و کفار در قالب مثالی ( بدن برزخی ) هستند نه در چینه‌دان مرغهای‌رنگارنگ .

حبیب نجار در برزخ ،دوستان دنیا را دعوت به بهشت می کند
قیل ادخل الجنه قال یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربی و جعلنی من المکرمین 
« سرانجام او را به شهادت رساندند و به او گفته شد : وارد بهشت شو . گفت : ای کاش قوم من می دانستند که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی داشتگان قرار داده است».
شأن نزول آیه ، پیرامون زندگی پر افتخار انسان با ایمانی است به نام حبیب نجار که به مومن آل یاسین ملقب شد . حضرت عیسی علیه السلام رسولانی را برای شهر انطاکیه فرستاد . حبیب نجار مردم شهر را سفارش کرد ، که از رسولان و فرستادگان حضرت عیسی مسیح پیروی نمایند، ولی آن قوم لجوج به سخنان او وقعی ننهادند و بر علیه او قیام کردند و اورا به شهادت رساندند . در عالم برزخ به این شهید گفته شد وارد بهشت شو! او اظهار می کند که ایکاش قوم من می دانستند که خداوند ، مرا در چه جایگاهی قرار داده است و او دوست می دارد که قوم خویش را از نعمات بهشتی که خداوند به او رحمت داشت آگاه سازد .
 مرحوم طبسی در مجمع البیان می فرماید : این آیه دلالت بر نعمات قبر و عالم برزخ دارد، چون این شهید موقعی این سخن را می‌گوید که قوم او زنده هستند و آنگاه که نعمات در قبر تصور می شود و انسان مومن از نعمتهای بهشتی بهره مند می گردد ،‌ در رابطه با عذاب الهی نیز چنین تصوری صحیح  می باشد . 

چند روایت زیبا درتأیید عالم برزخ
اما از نظر روایات ، روایات فراوانی از طریق شیعه وسنی نقل شده در اینجا  به نقل چند حدیث کوتاه اکتفا می کنم : در کلمات قصار نهج البلاغه ( شماره ۳۰) می‌خوانیم که علی علیه السلام هنگام مراجعت از جنگ حنین وقتی نزدیک کوفه کنار قبرستان دروازه کوفه رسیدند توقف کردند و فرمودند : ای ساکنان خانه های وحشتناک و مکانهای خالی و قبرهای تاریک ، ای خاک نشینان ای غریبان ، ای تنهایان ، ای وحشت زدگان ! شما پیشی گرفتید ما نیز به زودی به شما ملحق می‌شویم  ،  اگر از خبر های دنیا بخواهید ، خانه‌هایتان را دیگران ساکنند ، همسرانتان به نکاح دیگرانند ، ثروتهایتان در تصرف میراث خواران است . خبر دنیا همین است . بگویید در نزد شما چه خبر است ؟
در این حال آن حضرت روی به اصحاب خود نموده و فرمود : اگر به آنها اجازه سخن گفتن داده می شد تمام آنها به اتفاق کلمه فریاد می زدند بهترین زاد و توشه در این سفر پرهیزکاری است ( ان خیر الزاد التقوی ) این حدیث ثابت نموده که پس از این دنیا عالم دیگری است که نیاز به زاد و توشه دارد .
در حدیث دیگری که در بحار الانوار ( ج ۶ صفحه ۲۴۳ ) ذکر شده : اصبغ‌بن‌نباته از علی‌علیه السلام نقل نموده روزی که آن حضرت از کوفه خارج شدند و به نزدیک ( غری) نجف اشرف رسیدند در آنجا روی زمین به استراحت پرداختند ، قنبر گفت : ای امیر‌المومنان اجازه می دهی عبایم را زیر پای مبارکتان پهن کنم ؟ آن حضرت فرمود : نه زیرا اینجا سرزمینی است که خاکهای مومنین در آن قرار دارد . با این کار تو مزاحمتی برای آنان فراهم می آید . قنبر گفت : یا امیر المومنین خاک مومن را فهمیدم اما چگونگی مزاحمت را نفهمیدم ، حضرت فرمود : اگر پرده از مقابل چشم شما برداشته شود ارواح مومنان را می بینید که در اینجا حلقه حلقه دور هم نشسته‌اند و یکدیگر را ملاقات می‌کنند و سخن می گویند ، اینجا ( وادی السلام ) جایگاه مومنان است و وادی برهوت جایگاه کافران . و منظور از ایجاد مزاحمت شاید این باشد که جایی را از آن وادی اشغال کردن سبب تنگی جا بر مومنین می شود ، لذا حضرت به قنبر فرمودند عبایت را پهن مکن زیرا جای بیشتری را اشغال می کند و راه عبور را بر ارواح می بندد و از توقف و ماندن بیشتری خبر می دهد .
در تفسیر نور الثقلین ( جلد دوم صفحه ۵۵۳) از امام سجاد علیه السلام در حدیثی چنین آمده است که آن حضرت فرمود : قبر یا باغی است از باغهای بهشت و یا گودالی است از گودالهای جهنم و امام صادق علیه السلام فرمود : برزخ همان قبر است که پاداش  وکیفر میان دنیا و آخرت است به خدا ما بر شما نمی ترسیم مگر از برزخ . و از کتاب کافی ( در صفحه ۲۸۶) بحار الانوار نقل کرده : شخصی به امام صادق ( علیه السلام ) عرض کرد : جمعی نقل می کنند که ارواح مومنان بعد از مرگ در سینه پرندگان سبز رنگی قرار می گیرند که اطراف عرش الهی می گردند . امام (ع) فرمودند : چنین نیست مومن نزد خداوند گرامی تر از این است که روح او را در سینه پرنده ای محبوس کنند ، بلکه ارواح مومنین در بدنهایی مانند بدنهایشان قرار دارد .
این حدیث اشاره به قالب مثالی انسان در عالم برزخ دارد ، که آن بدن مثالی از جهاتی از شباهت به همین بدن  مادی دارد لیکن دارای یک نوع تجرد مناسب با عالم برزخ است.
در صفحه ۲۶۹ ( بحار ) در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) آمده است که فرمود: آنها در حجره هایی از بهشت قرار دارند ، از غذاهای بهشتی می خورند و از نوشیدنی‌ها می‌نوشند و می گویند : پروردگارا ، هر چه زودتر قیامت بر پا کن و به وعده هایی که به ما داده ای وفا فرما.
در همین صفحه کتاب نفیس بحار آمده است که امام (ع) فرمود : هنگامی که یکی از مومنان از دنیا می رود ارواح مومنین او را احاطه می‌کنند و از کسانی که در دنیا بوده‌اند و زنده‌اند  یا مرده‌اند جستجو می کنند . اگر بگویند فلان شخص از دنیا رفته  اما او را نزد خود حاضر نمی بینند می‌گویند حتما سقوط کرده ( یعنی در دوزخ قرار گرفته )  از این حدیث معلوم می شود هر کس در عالم برزخ متنعم است بر همه افراد متنعم احاطه دارد و آنها را می شناسد .
غرض از نقل چند حدیث برای این بود که قدری آشنا با اوضاع عالم برزخ بشویم و چنان که  گفتیم کیفیت عالم برزخ را ناجاریم از زبان وحی بپذیریم و علم و عقل نمی‌تواند چگونگی این ریزه کاری ها را درک کند لذا این نوع احادیث همیشه تازه و جدیدند ، هیچگاه کهنه نمی شوند ، انسان مؤمن هم نمی تواند از سرنوشت خود بی اطلاع بماند یا خود را بی تفاوت بداند .
آنها که به این گونه احادیث بی اعتنا هستند و ژست روشنفکی به خود می‌گیرند و ادای مادیین را در می آوردند سخت در اشتباه و زیانند ، زیرا جز پیش پای خود را نمی‌بینند و نابینایانی کوردل ، هذیان گویانی سبک مغز ، ناباورانی به ظاهر مسلمان ، مرتجعینی بنیادگرا ، تهی مغزانی واپس گرا و همسانان و همپایانی برای اهل جاهلیت و مردم دوران افول علم و عقل و زمان تفتیش عقاید و جریان کلیساها  در کشورهای اروپائی ، بلکه به بمراتب پست تر ، بدتر و نادان ترند .
ماهیت مرگ
مفهوم مرگ از دیدگاه های مختلف
مرگ تنها واژه ای است که همگان از طرح آن گریزانند ، اگر چه در نهایت جملگی مغلوب او خواهند بود . به تناسب جهان بینی و برداشت از عوالم وجود ،‌واژه مرگ و موت ، تعریف خاص بخود را پیدا می کند .
۱-    ره یافتگان کوی حق و حقیقت ، مرگ را تغیر حال انسان دانسته اند ، که از حالتی به حالت دیگر متحول می شود و مرگ وسیله ای است برای مفارقت روح از بدن خاکی و یا جدایی روح از ماشین تن ، ارتباط و فرمانبرداری اعضاء و جوارح انسان ، نسبت به فرمانده آن منقطع می گردد و از آن پس ، هیچگونه تصرفی در بدن نخواهد داشت مگر به اذن الهی و مرگ ابزاری است برای انتقال انسان از عالم ماده به عالم معنوی برزخ .
۲-    گروه های الحادی و مادیگرایان ، به اقتضای جهان بینی مادی و کور خویش ، که نه خود را شناخته اند و نه خالق خویش را ، مرگ را فنا و نابودی تلقی می کنند و هیچگونه حیاتی  برای انسان پس از مرگ قائل نیستند ، و انسان را همانند حیوانات می دانند که بعد از مردن معدوم خواهند شد و یا همانند گیاهان  که بعد از مردن تبدیل به چوب خشک  و هیزم وخاکستر می شوند .
۳-    گروه سوم ، کسانی هستند که مرگ را ، به جدایی روح از بدن تعریف نموده اند لیکن معتقدند که انسان تا زمانی که در قبر و عالم برزخ قرار دارد ، از هر گونه عذاب و عقاب و یا پاداش ، خبری نیست ولی درعالم قیامت کبری ، ظهور پیدا می کند .
۴-    عده ای معتقدند که روح انسان با مردن جسم ، باقی می ماند ، ولی جسم انسان معدوم می شود و مشمول حشر و نشر قیامت نخواهد شد. لذا معتقد به معاد روحانی شده اند ومعاد جسمانی را انکار می کنند . در بین این تعاریف و عقائد چهارگونه ،  آن  چه را به حقیقت نزدیک تر است و با آیات و روایات منطبق است ، نظریه و تعریف اول است به اینکه مردن ، وسیله ای است که باعث تحول و دگرگونی و انتقال انسان از عالم ماده به عالم برزخ می گردد و در آن عالم است که انسان برزخی ، یا از نعمات الهی بهره مند است و یا از عذاب و عقاب ، معذب و معاقب است. و تا صور اسرافیل این حیات برزخی استمرار دارد ،‌سپس در قیامت کبری حضور جسمانی و روحانی پیدا خواهد کرد .

انواع مرگ
مرگ را به دو نوع می توان تقسیم کرد :
۱-    مرگ کرامت
۲-    مرگ کراهت
مرگ کرامت مومنان راست ، ومرگ کراهت کافران راست . در مرگ مومن می‌گویند : ای نفس مطمئنه به سوی خدا بازگرد و کافر را گویند: امروز عذاب رسوائی سزای شما است! که ناحق می گفتید و از آیات الهی سرباز می زدید .
مومنان را فرشته رحمت با هزاران روح و راحت و بشارت و کرامت گوید : دل تنگ مباش و نترس و فرشته عذاب ، کافران را گوید : عذاب سوزان را بچشید .
اگر کسی گوید مومن با آن همه کرامت ، رفعت و منزلت چرا از مرگ کراهت دارد ؟ جواب آنست که کراهت وی نه از مرگ است ، بلکه از فوت لذت خدمت حق  است ، چون بر مومن هیچ کرامت و نعمتی مانند خدمت و ذکر حق نیست .
یکی از پیامبران هنگام مرگ گریه می‌کرد ، او را وحی آمد که از مرگ می نالی و مرگ نخواهی ؟ گفت : نه خداوندا ، گریه ، به واسطه غیرت من بر کسانی است که پس از من ، ذکر تو کنند و من نتوانم ! گفته اند نفس مومن را روزگاری با روح مخالطت افتاده و به وی انس گرفته ، به وقت مرگ ، نفس از جدائی روح ، کراهت دارد، نه روح از جدائی نفس.
از این لطیف تر گفته اند : نفس که می نالد نه از مرگ می نالد ، بلکه وی را به روح،  غیرت می آید که به سرمنزل معشوق می رسد و شب فراقش به آخر رسیده و بامداد وصال ، دمیده و سوز عشق را مرهم دیده ، ولی نفس را به خاک می دهند که از خاک آفریده شده .
البته از بین دو گروه ذکر شده ، گروه سومی متصور است که نه مانند آنانی هستند که علاقه و شوق وافر نسبت به مرگ نشان می دهند و نه از زمره گروهی هستند که کراهت دارند ، بلکه گروه سومی هستند که نسبت به آینده ، خوف و ترس دارند ، لذا فرصتی را جستجو می کنند که خود را بیشتر آماده کنند ، تا با اطمینان بیشتری نسبت به سرنوشت در آخرت به سوی مرگ گام بردارند .

انواع چهار گانه مرگ و متعلقات آنها
قرآن کریم پیرامون کیفیت مرگ کافران می فرماید :
« و لوتری یتوفی الذین کفرو الملائکه یضربون وجوههم و ادبارهم و ذوقوا عذاب الحریق »
« و اگر ببینی آنگاه که فرشتگان ، کافران را می میرانند و ایشان را بر صورتها و پشتها می‌زنند و می گویند : عذاب سوزناک را بچشید »
مرحوم خواجه عبدالله انصاری مرگ را به تناسبی به چهار شکل تقسیم نمود :
۱-مرگ اهانت و لعنت ۲- مرگ حسرت و معصیت ۳- مرگ تحفه و کرامت ۴- مرگ خلقت و مشاهدت .
۱-    مرگ لعنت ، مرگ کافران است ،‌مرگ حسرت مرگ عاصیان است ، مرگ کرامت ، مرگ مومنان است ، مرگ مشاهدت مرگ پیامبران است ، مرگ اهانت ، کافران را است که فرمود : ای محمد اگر مرگ کافران راببینی  و آن زخم فرشتگان عذاب که از هیبت و نهیب‌ آن کافر ، میان دود و آتش و بوی ناخوش گرفتار آمده ! که اگر بنالد ، بر خود ، درد افزاید و اگر بزارد ، نداء لابشری شنود ! در آن حال بینی که گرد بی نوایی بر روهاشان نشسته و آتش در جانشان افتاده .
۲-    مرگ حسرت ، مرگ گناه کارانی است که روزگار را به غفلت به سر آورده و در طاعات و عبادات تقصیر کرده ، ناگاه در چنگ ملک الموت افتاده و گرفتار سکرات مرگ شده ، از این سو فرشته رحمت بیند ، شرمش آید که کار نیک نکرده ،و از سوی دیگر فرشته عذاب بیند ، بترسد از اینکه بدیها و زشتی ها کرده ، بیچاره این بنده عاصی در میان مانده و چشم برعیب نهاده تا خود چه آید! کرامت آید از غیب یا اهانت؟ فضل بیند یاعدل ؟
۳-    مرگ تحفه و کرامت ، مرگ مومنان و نیک مردان است که فرشتگان رحمت به صد هزار لطف و کرامت و رفق و راحت و بشری وبشارت ایشان را قبض روح  کنند و به الطاف کرم و نوازش بی نهایت پروردگار ، بشارت می دهند که مصطفی صلی الله علیه و آله فرمود : عطای مومن مرگ است ، زیرا حجاب مومن از نفس او است و مرگ برداشتن آن حجاب است و عارفان را هیچ عطائی و تحفه ای بدان نرسند که راه دوست بر ایشان گشوده گردد و حجابها برداشته شود.

از این مــرگ صورت نگر تــا نترسی
از این زندگی نترس که اکنون در آنی
از ایــن زنـــدگی زنـــدگانی نخیــزد
که گرگ است و ناید زگرگان شبانی
چه قدر تفاوت است میان گروهی مردگان که دلها به یادشان زنده می شود و میان گروهی زندگان که دلها  از دیدن آنها سیاه می گردد .
درویشی خداشناس این آیه را از کسی شنید :
« ان زلزله الساعه شی ء عظیم » در حال وقتش خوش گشت ، حالت سماعش افتاد ، نعره‌ای بزد و گفت : آه ، کی باشد که این روز آید ! و این درویش از بند در آید! اورا گفتند : تو را چه روی نمود از این آیت ؟ گفت :دنیا حجاب است و قیامت وقت مشاهدت و دوستان را حجاب ، بلا است و مشاهدت عطا ، کی باشد کزین حجاب باز رهیم وبه دولت مواصلت برسیم .
کی باشد که این قفس بپردازم             در باغ الهی آشیان سازم
۴-    مرگ مشاهدت ،  مرگ پیمبران است که اعزاز و اکرام پیمبران و نوازش ایشان به نداء لطف بی واسطه از حضرت عزت روان ، گوید : ای نفس مطمئن و آرمیده ، بسوی خدا خویش خشنود وخوشحال بشتاب .

یا رب ار فنــا کنــی مـــا را به تیغ دوستــی        
پس فــرشته مرگ را با ما نباشد هیچ کار
هر که از جام تو روزی شربت عشق توخورد 
چون نماند آن شراب ، او داند آن رنج خمار

سفارشی از علی علیه السلام پیرامون مرگ
و اوصیکم بذکر الموت و اقلال الغفله عنه …
و شما را سفارش می کنم که به یاد مرگ باشید و از آن غافل مباشید . و چگونه از مرگ غافلید ، در حالی که او از شما غافل نیست . و چگونه طمع دارید از کسی که شما را مهلت نمی دهد ؟ پس برای شما کافی است پند دهنده ، مردگان که دیدید ، آنها را بر دوشها به سوی قبرهاشان بردند  در حالیکه سوار نبودند و در قبرها نهادندشان درحالیکه فرود نیامده بودند ( چون با اختیار خودشان روی دستها حمل نشدند ویا با رضایت خود در دل قبرها فرود نیامدند ) پس گویا ایشان بنا کنندگان دنیا نبودند و همیشه آخرت جایگاه آنان بوده . بیرون رفتند از دنیایی که در آن سکونت داشتند و جا گرفتند در گوری که از آن می رمیدند .
آلوده بودند به دنیایی که از آن دست کشیدند و تباه ساختند آخرتی را که به سوی آن منتقل گشتند . نه از کار زشت می توانند برگردند و نه کار نیک را می توانند زیادت نمایند. به دنیا انس گرفتند ، دنیا ایشان را فریب داد و به آن اعتماد نمودند ، آنها را به خاک انداخت، پس خدا شما را بیامرزد . چه بسیار شتاب می گذرد ساعتها در روز  و چه زود سپری می شود روزها در ماه ، و چه شتابنده است ماهها در گذراندن سال و چه با تندی می گذرد سالها درعمر . مرگ پند دهنده برای خردمند است و عبرت برای نادان و غافل،  و پیش از رسیدن به پایان ( قیامت ) چیزهایی را می‌دانید از تنگی قبرها و فراوانی غم واندوه و از ترس محلی که آگاه می شوید (برزخ) و پیاپی رسیدن خوف و بیم و جابجا شدن دنده ها ( بر اثر فشار قبر ) و کرشدن گوشها (‌از صداهای وحشت انگیز قبر ) و تاریکی لحد و ترس عذابی که خداوند خبر داده است و پوشاندن قبر و استوار کردن سنگ پهن(که قبر را با آن می‌پوشانند ) پس ای بندگان خدا از خداوند بترسید .

دو هدف اصلی مرگ
جایگزینی و پل گذر
قرآن کریم برای مرگ دو نقش اساسی قائل است :
۱-    جایگزینی آیندگان
۲-    بهره مندی از یک زندگی عالی تر .
« نحن قدرنا بینکم الموت و ما نحن بمسبوقین علی ان نبدل امثالکم و ننسئکم فی ما لا تعلمون »
« ما مرگ را برای همه مقدر ساختیم و هیچکس بر قدرت ما سبقت نخواهد گرفت و اگر بخواهیم هم ، شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی در جهانی دیگر ( برزخ ) که از آن بی خبرید بر می انگیزیم »
لذا یکی از مقاصدی که نعمت مرگ در پی آن است عبارتند از : انسانهایی که در دنیا زندگی می کنند و امتحانات متنوعی را پشت سر گذاشته اند را به عالم دوم که بسیار متنوع تر و زیبا تر از عالم دنیاست و نعمات بسیاری را برای مومنین و یا نقمات و تنبیهات را برای کفار و مشرکین به همراه دارد ، منتقل می سازد .
و انسانهای جدیدی که در انتظار ورود به عالم دنیا به سر می برند را جایگزین فرشتگان می کند لذا مرگ ، پلی است که انسانها از آن عبور می‌کنند و خود را به ساحل عالم برزخ می رسانند که این خود ، تکاملی برای آنان خواهد بود .

چرا مرگ ناخوشایند است ؟
به امام جواد علیه السلام عرض شد از چه رو مسلمانان مرگ را ناخوشایند می‌دارند؟ حضرت فرمود : چون به مرگ جاهلند لذا خوششان نمی آید و اگر نسبت به مرگ معرفت پیدا کنند و از دوستان خداوند باشند ،‌بدان محبت می ورزند .

تشبیه مرگ به درب خانه از علی علیه السلام
حدیثی است از حضرت علی ابن ابطالب علیه السلام که مرگ انسان را به درب خانه تشبیه نمود :
« لکل دار باب و باب دار الاخره الموت »
« برای هر خانه دری است و درب خانه آخرت مرگ است »
منظور علی علیه السلام از آخرت در این حدیث نورانی ، همان عالم برزخ است که به عنوان قیامت کوچک معرفی شده است ، که خود حضرت در جای دیگر فرمود : وقتی انسان بمیرد ، قیامتش بر پا می شود که منظور حضرت همان قیامت صغری است برای مومنین ، بهشت برزخی و برای انسانهای متمرد و فرار  از دین و دیانت ، جهنم برزخی است و عالم برزخ را می شود به فتوکپی یک سند  اصلی تشبیه نمود که نمائی از اصل را به ما نشان می دهد . لذا عالم قبر و برزخ نمائی از آخرت و قیامت کبری خواهد بود.

انسان در حال مرگ از سه چیز کمک می طلبد .
علی علیه السلام فرمود : آنگاه که انسان در بستر احتضار ، آماده انتقال به عالم برزخ است ، اموال و فرزندان و اعمالش را در جلو چشمانش مجسم می بیند . در این حال ، شخص محتضر دست به کمک دراز می کند و به اموالش خطاب می کند : چه کمکی می‌توانید داشته باشید ، در حالی که من خیلی برای جمع آوری شما در دنیا حریص بوده‌ام ؟
اموال به اذن الله زبان می گشایند و در جواب می گویند : ما فقط یک کفن به تو می دهیم و بیش از یک کفن مجاز به یاری تو نیستیم . سپس به فرزندان و اهل عیالش متوجه می‌شود که شما چه کمکی  می توانید داشته باشید ، در حالی که خدمات و محبتهای زیادی نسبت به شما داشته‌ام؟ در جواب می گویند : ما تو را تشییع می کنیم و سپس در قبری که آماده کرده ایم ، دفن می کنیم و با لحد آنرا می پوشانیم .
سپس خطاب به اعمالش اشاره می کند و می گوید : نسبت به شما زاهدانه زحمت کشیده‌ام ، آیا کمکی می توانید داشته باشید ؟ اعمال می گویند : ما در کنار تو هستیم و در قبر وعالم برزخ و در قیامت کبری با تو قرین و همسایه خواهیم بود . آنگاه علی علیه‌السلام می فرماید : اگر انسان مومن باشد بعد از تسلیم جان خویش ، جوان زیبا صورتی را می بیند که می‌گوید من عمل تو هستم  و انسان را به نعمات بهشتی بشارت می‌دهد و در جواب ملائک که از رب و کتاب و نبی سئوال می کنند ، دقیقاً جواب می دهد و سپس او را به رحمت واسعه الهی بشارت می دهند و اگر از مومنین نباشد در جواب آنان می گوید : هیچ نمی دانم و او را به عذاب الهی بشارت می دهند .

تنها یک جا عزرائیل در گرفتن جان غمگین شد
نوشته اند : در روزگار پیشین پادشاهی بود سخت بزرگ و کشور او وسیع ، نعمت وی تمام ، فرمان او روان ، چون عمر به آخر رسید ملک الموت او را قبض روح کرد و به آسمان رفت . فرشتگان از او پرسیدند : در این همه جان ستانی ، تورا به هیچ کس رحمت آمد ؟ گفت : آری ،‌ زنی در بیابان بود آبستن کودک بنهاد، در آن حال مرا فرمودند : که جان مادر کودک را بستانم ، جان وی بستدم و آن کودک در بیابان گذاشتم ، به غریبی آن مادر مرا رحمت آمد و بر آن کودک از تنهایی وبی‌کسی، فرشتگان گفتند : ای فرشته مرگ ، آن پادشاه را که جان ستدی ، همان کودک تنها و بی کسی بود که در بیابان گذاشتی . گفت : جل الخالق 
سه زمان سخت ترین ساعات عمر بشر
امام سجاد علیه السلام می فرماید :
سخت ترین ساعات انسان ، سه زمان است :
۱-    وقتی که ملک الموت را می بیند
۲-    وقتی که از قبر بر می خیزد .
۳-    وقتی که در پیشگاه خدا برای حسابرسی قرار می‌گیرد 
قال الکاظم علیه السلام : اللهم انی اسئلک الراحه عند الموت و العفو عند الحساب .
خدایا از تو درخواست می کنم راحتی را در وقت مرگ و عفو و بخشش را در وقت حساب .

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد